WEBVTT

00:00.221 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.051 --> 00:12.021
Tenshi Hunter & Captain Paran :کاری از

00:16.351 --> 00:18.981
‫این هسته‌ش بود؟

00:56.561 --> 00:59.061
‫بچه‌ها، نخسته!

00:59.061 --> 01:01.231
‫پاکسازی کامل شد!

01:20.041 --> 01:22.501
‫دلم یه چیز شیرین می‌خواد.

01:30.211 --> 01:31.511
‫شیرینی...

03:07.191 --> 03:10.481
‫ای کاش یکم زودتر رسیده بودیم.

03:10.481 --> 03:13.861
‫باورم نمی‌شه غارتگرا می‌خواستن یه هیولای آشغالی غول‌پیکر بسازن

03:13.861 --> 03:16.321
‫و سوارش برن سمت سپهر.

03:17.071 --> 03:18.491
‫ غارتگرای کثیف!

03:18.491 --> 03:21.701
‫شنیده بودم کارشون مشکوکه،

03:21.701 --> 03:23.491
‫ولی دیگه هیولای آشغالی هم می‌سازن؟!

03:23.491 --> 03:26.751
‫این یعنی اعلان جنگ به پاکسازا!

03:26.751 --> 03:30.631
‫سؤال اینه که چطوری یکی از اونا رو مصنوعی ساختن؟

03:30.631 --> 03:32.671
‫و چندتا ازش دارن؟

03:33.091 --> 03:34.761
‫همه‌چی رو شنیدم.

03:35.261 --> 03:38.551
‫اون ‫می‌خواسته یه ابزار به مجموعه‌ی واچ‌من اضافه کنه...

03:38.551 --> 03:40.141
‫بعدش شکست خورده.

03:40.141 --> 03:43.391
‫بعد همون شکست شده یه هیولای آشغالی قلابی.

03:44.141 --> 03:47.641
‫گیتا... زیادی بدنو ریختی بیرون.

03:47.641 --> 03:50.021
‫ولی بازم نمی‌فهمم.

03:50.021 --> 03:54.571
‫جمع‌کردن کل مجموعه‌ی واچ‌من ، یکی از آرزوهاتو برآورده می‌کنه و اینا؟

03:54.571 --> 03:59.411
‫اگه من باشم، آرزو می‌کردم زمان برگرده
‫تا بتونم حسابی با اون هیولای آشغالی تقلیدی بجنگم!

03:59.861 --> 04:03.031
‫اضافه‌کردن یه چیز... به مجموعه‌ی واچ‌من؟

04:05.541 --> 04:07.161
‫خب، چیزای زیادی هست که هنوز نمی‌دونیم.

04:07.161 --> 04:10.921
‫ولی فعلاً باید حواسمون به کارای غارتگرا باشه.

04:10.921 --> 04:14.551
‫یه حسی بهم می‌گه تو آینده هم درگیر «شکستاشون» می‌شیم.

04:20.181 --> 04:24.261
‫می‌شه فکرای عمیقو بذاریم برای بعد از اینکه من یکم شکر جذب کردم؟

04:25.431 --> 04:28.311
‫فعلاً... فقط می‌خوام...

04:28.811 --> 04:31.351
‫از این حس امنی که پیدا کردم...

04:31.771 --> 04:33.441
‫لذت ببرم.

04:35.901 --> 04:39.861
قسمت 23
‫«مردی که قوی‌تر خواهد شد»

05:01.721 --> 05:04.391
‫درد گرفت! دستم! دستم!

05:04.391 --> 05:07.471
‫کلاً زدی شکوندیش، پسر!

05:07.471 --> 05:09.981
‫هی تو! درست رانندگی کن!

05:09.981 --> 05:11.981
‫همین الان باید پولشو بدی! پول!

05:15.651 --> 05:19.491
‫آره، یه دکتر خوب می‌شناسم،
‫یکی که مغز داغونتو درست کنه!

05:19.491 --> 05:23.701
‫برو کلینیک آلیس تو شهر بغلی، رفیق!

05:23.701 --> 05:26.161
‫حتی پول معرفی هم ازت نمی‌گیرم!

05:26.161 --> 05:28.041
‫قدرشو بدون!

05:36.381 --> 05:37.961
‫چرا عینک آفتابی؟

05:37.961 --> 05:42.421
‫انجین! باید از رانندگی گریس یاد بگیری!

05:42.421 --> 05:45.551
‫به اون آشغالا بهونه نده!

05:45.551 --> 05:47.051
‫می‌دونی چرا این کارو نمی‌کنم.

05:47.051 --> 05:50.561
‫رانندگیش همه رو می‌خوابونه!

05:50.561 --> 05:52.891
‫آره، بعد ماجرای غارتگرا، یعنی دو روز پیش،

05:52.891 --> 05:55.441
‫همه رو خوابوند جز رودو.

05:59.191 --> 06:03.281
‫رودو، واقعاً عجیبه که با این رانندگی خوابت نمی‌بره!

06:04.861 --> 06:06.991
‫جدی، داستان این عینک آفتابیه چیه؟

06:06.991 --> 06:11.751
‫ولومو هم همیشه تا ته می‌دی بالا! خیلی بلنده!

06:11.751 --> 06:15.121
‫آره، بلنده! درست مثل یه نفر دیگه که می‌شناسم!

06:15.121 --> 06:16.921
‫جدی می‌گه، یه کم کمش کن!

06:17.251 --> 06:18.591
‫باشه باشه.

06:18.591 --> 06:21.301
‫فکر کنم قراره جواب این سؤالو نگیرم.

06:32.521 --> 06:35.771
‫این لباسا خیلی بهت میان، رودو-کون!

06:35.771 --> 06:39.611
‫می‌دونستم... رودو به سیلوئِتِش خیلی اهمیت می‌ده، نه؟

06:40.691 --> 06:44.491
‫اسم برندش کولوسوـه، درسته؟ آره!

06:44.491 --> 06:48.531
‫اگه می‌خوای بدونی یعنی چی،
‫باید از کسی بپرسی که ساخته‌ش!

06:48.531 --> 06:50.621
‫که خب، اونم خودمم!

06:51.081 --> 06:54.791
‫ولی انگار بالای سپهر پارچه‌ها حسابی ضخیمه، نه؟

06:54.791 --> 06:56.711
‫اون بالا اینقدر سرده؟

06:56.711 --> 06:58.631
‫یا شاید زمین خیلی داغه؟!

06:58.631 --> 07:03.711
‫هی هی! رودو، نکنه چون الان یه پاکساز واقعی شدی، داری منو انکار می‌کنی؟!

07:04.261 --> 07:05.381
‫ناراحتی؟

07:05.381 --> 07:07.051
‫خیلی خوشحالم!

07:07.431 --> 07:08.801
‫شرمنده.

07:10.391 --> 07:13.811
‫الان خیلی استرس داره، حال و حوصله‌ی حرفای معمولی رو نداره.

07:15.391 --> 07:18.601
‫می‌گه عادت نداره بره دیدنِ آدمایی که دارن دوره‌ی نقاهتشونو می‌گذرونن.

07:20.191 --> 07:21.481
‫گل؟

07:21.771 --> 07:25.991
‫مگه نباید برای عیادت گل ببریم؟

07:25.991 --> 07:29.161
‫کنجکاو شدم، چون برای گریس این کارو نکردیم.

07:29.701 --> 07:33.201
‫پس شما برای آدمای زخمی تو سپهر گل می‌برین؟

07:33.201 --> 07:34.751
‫پشمام.

07:36.411 --> 07:39.831
‫روی زمین، گل یه منبع باارزشه.

07:39.831 --> 07:42.921
‫هم سخت رشد می‌کنه، هم سخت گیر میاد.

07:42.921 --> 07:44.461
‫که اینطور...

07:44.461 --> 07:47.671
‫دلمون خیلی زحمت کشیده برای گلایی که داره.

07:48.631 --> 07:50.511
‫برای همسرش که دیگه پیشش نیست...

07:51.721 --> 07:52.761
‫معذرت.

07:52.761 --> 07:55.181
‫نمی‌تونم گلامو بهت بدم.

07:55.181 --> 07:56.981
‫آه، منظورم این نبود...

07:57.481 --> 08:00.691
‫ببخشید. بی‌خیال.

08:00.691 --> 08:06.281
‫ولی گل‌بردن برای زخم و زیلیا رسم خیلی خوبیه!

08:06.281 --> 08:08.611
‫باید انجامش بدیم!

08:08.611 --> 08:12.031
‫اگه لازم نیست واقعی باشه،
‫یه مغازه می‌شناسم که گل مصنوعیای خیلی خوبی می‌فروشه!

08:12.031 --> 08:14.241
‫بیا بریم بخریمشون، رودو!

08:15.451 --> 08:17.411
‫خب، ‫ما هم میایم.

08:18.501 --> 08:22.081
‫داشتیم می‌رفتیم پیش ننه‌آلیس دارو بگیریم...

08:22.081 --> 08:26.261
‫و یه سری چیزای دیگه بخریم که برای عیادت نیاز داریم.

08:26.881 --> 08:28.301
‫لعنتی...

08:28.301 --> 08:29.511
‫یه‌جورایی حس می‌کنم...

08:30.011 --> 08:33.851
‫دارم فرهنگ سپهرو بهشون تحمیل می‌کنم.

08:39.811 --> 08:42.691
‫زانکا... واقعاً اینقدر حالش بده؟

08:43.111 --> 08:46.861
‫گفتی این همه مدت با سم جابا از پا افتاده بوده؟

08:46.861 --> 08:48.531
‫آره، یه‌جورایی.

08:48.531 --> 08:52.951
‫انگار حتی قدرت ایشیا هم نتونسته سمو کامل بیرون بکشه.

08:52.951 --> 08:55.491
‫نمی‌دونیم جابا چه سمی استفاده کرده،

08:55.491 --> 08:57.541
‫نمی‌دونیم ساخت خودش بوده،

08:57.541 --> 09:02.871
‫یا اصلاً خودش می‌دونسته چه سمی داره استفاده می‌کنه...

09:02.871 --> 09:05.751
‫در هر صورت، براش سخت بوده دقیقاً تشخیص بده چی بوده.

09:06.211 --> 09:10.261
‫خب، ‫خوشحالم که به نظر میاد کشنده نبوده.

09:10.261 --> 09:14.011
‫هرچند کسی که عمداً از سم غیرکشنده استفاده می‌کنه، یه جورایی ترسناک‌تره.

09:14.431 --> 09:17.931
‫با این حال، فقط اون بود که این‌همه کتک خورد.

09:17.931 --> 09:20.481
‫احتمالاً ضربه‌ی بدی به اعتمادبه‌نفسش زده.

09:21.271 --> 09:24.861
‫شاید نباید اینطوری میومدم ملاقاتش.

09:26.611 --> 09:27.981
‫چی داری می‌گی؟

09:30.741 --> 09:32.241
‫هی، صبر کن...

09:50.801 --> 09:54.931
‫زانکا تو زاغه‌ها بزرگ نشده ‫و تحت ظلم هم نبوده.

09:55.641 --> 09:59.811
‫اما توی محیطی که بزرگ شده، نشیب‌ـای زیادی رو تجربه کرده.

10:01.561 --> 10:03.601
‫تهِ خط بوده.

10:07.231 --> 10:08.441
‫ولی...

10:09.781 --> 10:13.651
‫با ضعفاش جنگیده
‫و با خزیدن خودشو بالا کشیده.

10:14.321 --> 10:17.281
‫کسی که همیشه با خودش در حال جنگه،

10:17.281 --> 10:19.371
‫با همچین چیزی از پا درنمیاد.

10:21.291 --> 10:25.871
‫فکر می‌کنم یه روزی حتی بهتر از یه نابغه بشه.

10:27.081 --> 10:28.461
‫قوی می‌شه.

10:34.421 --> 10:35.881
‫آآآ... ‫انجین؟

10:35.881 --> 10:37.551
‫چی شده، سمیو؟

10:37.551 --> 10:39.681
‫الان کجایی دقیقاً؟

10:39.681 --> 10:42.181
‫درمونگاه. اتاق زانکا.

10:42.181 --> 10:44.641
‫اوه، چه زمان خوبی.

10:44.641 --> 10:49.151
‫یه نفر اینجاست که می‌خواد بابت ماجرای کانواس‌تاون ازش عذرخواهی کنه.

10:49.441 --> 10:52.151
‫ظاهراً مربوط به طلسمشه.

10:54.991 --> 10:57.701
‫خب... می‌دونی...

10:59.831 --> 11:01.451
‫قضیه اینه که...

11:01.951 --> 11:04.911
‫طلسم اشتباهی روی زانکا کشیده شده!

11:04.911 --> 11:06.211
‫ببخشید!

11:08.131 --> 11:09.791
‫چرا فقط زانکا؟

11:09.791 --> 11:11.631
‫رِملین! همین الان توضیح بده!

11:14.261 --> 11:16.551
‫یادتونه، درست قبل از این‌که برین پِنتا،

11:16.551 --> 11:21.471
‫اون طلسم «کاهش آسیب شدید، فقط یه‌بار» رو روی همتون کشیدم؟

11:22.101 --> 11:25.731
‫کشیدمش که روی همتون یه اثر داشته باشه، درسته؟

11:26.691 --> 11:31.941
‫اونایی که آسیب ندیدن به‌کنار، ولی رو
‫بقیه‌مون اثر داشت، نه؟

11:32.441 --> 11:35.311
‫آره، باریکلا! خدا رو شکر!

11:37.991 --> 11:42.031
‫خب... یعنی، منظورم اینه که...

11:50.671 --> 11:54.341
‫وسطِ کشیدن طلسم... شروع کردم به فکرکردن به اینکه...
‫خنده‌دار می‌شه اگه یه طلسم عجیبو فقط روی زانکا بکشم،

11:54.341 --> 11:56.671
‫اونم روی جدی‌ترین آدمِ اون جمع...

11:56.671 --> 12:00.431
‫و احتمالاً ناخواسته همون کارو کردم.

12:01.681 --> 12:06.561
‫پس طلسم زانکا اثرِ کاهش آسیب نداشته؟

12:06.561 --> 12:09.521
‫پس چه «طلسم عجیبی» روش کشیدی؟

12:10.351 --> 12:12.191
‫زانکا...

12:12.861 --> 12:14.441
‫این کارو بکن.

12:49.181 --> 12:51.101
‫معذرت می‌خوام.

12:54.901 --> 12:57.111
‫خب، این واقعاً افتضاحه.

12:57.781 --> 12:59.951
‫زانکا. گوش کن...

13:11.501 --> 13:12.871
‫خب، این واقعاً افتضاحه.

13:13.291 --> 13:16.041
‫کسی تا حالا همچین بلایی سرم نیاورده بود...

13:17.051 --> 13:18.801
‫واسه چی داری می‌خندی؟

13:19.131 --> 13:21.381
‫تقصیر من بوده که الان حالِت بده، زانکا...

13:21.381 --> 13:25.431
‫نه، بس کن، بس کن. تقصیر تو نیست.

13:25.431 --> 13:27.811
‫طلسما فقط قراره حکم بیمه رو داشته باشن.

13:28.221 --> 13:32.811
‫من موقع جنگ روشون حساب نمی‌کنم، پس نگران نباش.

13:36.651 --> 13:39.941
‫صرفاً‌ قدرتم کافی نبود. همین.

13:43.201 --> 13:45.781
‫هنوز خیلی ضعیف بودم.

13:45.781 --> 13:47.831
‫تقصیر هیچ‌کس نیست.

13:48.701 --> 13:53.961
‫ هرچقدر می‌خوای عذرخواهی کن، ولی من به دل نمی‌گیرم.

13:54.791 --> 13:56.841
‫ولی حداقل بذار هزینه‌ی بیمارستانتـــــ

13:56.841 --> 13:58.461
‫نه، لازم نیست.

14:00.011 --> 14:03.131
‫برای قوی‌ترشدن به این چیزا احتیاج ندارم.

14:04.761 --> 14:06.471
‫منو دست کم نگیرین.

14:11.471 --> 14:13.351
‫داره تکامل پیدا می‌کنه.

14:27.741 --> 14:31.331
‫هنوز کاری داری، رودو؟

14:31.621 --> 14:34.081
‫یا اومدی دلسوزی کنی؟

14:34.081 --> 14:37.541
‫اگه قراره همینا باشه، می‌کوبمت رو زمین،
‫حتی اگه زخمام دوباره باز بشن.

14:44.131 --> 14:47.841
‫انگار بد برداشت کردی، پس یه بار دیگه می‌گم.

14:48.391 --> 14:52.971
‫اون‌قدر بدبخت نیستم که ضعف خودمو بندازم گردن رِملین.

14:53.731 --> 14:58.771
‫حتی اگه اون‌جا با تمام توان جنگیدم
‫و بازم بیشتر از همه کتک خوردم...

14:59.401 --> 15:02.191
‫حتی اگه فقط من تو مبارزه ناک‌اوت شده باشم...

15:03.191 --> 15:06.401
‫حتی اگه هیچ کمکی به کسی نکردم...

15:12.161 --> 15:15.831
‫تا وقتی قوی‌تر بشم، هیچ مشکلی نیست!

15:16.211 --> 15:17.831
‫پس فقط تماشا کن... فهمیدی؟!

15:24.631 --> 15:28.551
‫عجیبه، ولی دیدم تمام دلسوزی‌ای که نسبت بهش داشتم ناپدید شده.

15:29.641 --> 15:32.891
‫با این‌که من، به‌عنوان یه سپهری، دلیل اصلیِ همه‌ی این اتفاقا بودم،

15:32.891 --> 15:35.231
‫اون هیچکسو بابتش مقصر نمی‌دونه.

15:37.061 --> 15:42.731
‫فکر کنم چیزای زیادی می‌تونم از این یارو یاد بگیرم.

15:50.571 --> 15:51.661
‫چی...

15:52.331 --> 15:54.121
‫این چه قیافه‌ایه؟!

15:54.121 --> 15:56.581
‫داری از بالا بهم نگاه می‌کنی، عوضی!

15:58.211 --> 15:59.921
‫چرا همچین فکری کردی؟!

15:59.921 --> 16:01.791
‫فقط داشتم از یه زاویه‌ی جدید نگات می‌کردم!

16:01.791 --> 16:04.631
‫زاویه‌ی جدید، ها؟! فکر کردی حق قضاوت داری؟!

16:04.631 --> 16:07.721
‫انگار هنوز تو سپهر سیر می‌کنی؟!

16:07.721 --> 16:11.181
‫تخم حرومِ ابروکج!

16:11.181 --> 16:13.141
‫اون گلایی که برات خریدمو پس بده!

16:13.141 --> 16:13.641
‫گل؟! وقتی داشتم دوران نقاهتو می‌گذروندم برام گل آوردی؟!

16:13.641 --> 16:14.891
‫رفیق فابن!
‫گل؟! وقتی داشتم دوران نقاهتو می‌گذروندم برام گل آوردی؟!

16:14.891 --> 16:16.061
‫گل؟! وقتی داشتم دوران نقاهتو می‌گذروندم برام گل آوردی؟!

16:17.021 --> 16:19.561
‫بفرما... با این زودتر خوب میشی.

16:21.561 --> 16:24.231
‫فولو و دِلمون بعضیاشو انتخاب کردن.

16:24.231 --> 16:28.111
‫بقیه‌ش هم با کمک بقیه جمع شده.

16:28.111 --> 16:31.321
‫ممنونم. دستتون درد نکنه.

16:32.531 --> 16:38.461
‫انجین خودش شخصاً اینو بهم داده! چه روز فوق‌العاده‌ای!

16:42.671 --> 16:45.091
‫هی، جناب مربّی...

16:45.921 --> 16:49.671
‫«می‌خوام خوش بگذرونم و با شادی انتقاممو بگیرم!»

16:50.471 --> 16:52.591
‫ظاهراً این شده هدف جدید رودو.

16:54.301 --> 16:57.101
‫می‌دونستم، داره از بالا نگاهمون می‌کنه.

16:57.641 --> 17:00.891
‫بهش گفتم ما داریم برای جونمون می‌جنگیم،

17:01.231 --> 17:04.611
‫اون‌وقت اومده خوشی و انتقامو گذاشته تو یه کفه.

17:04.941 --> 17:07.731
‫توله‌ی سیری‌ناپذیری شده.

17:11.491 --> 17:16.491
‫پس نتونستیم از مرز رد بشیم. کی می‌دونه این به نفع رودو بود یا نه؟

17:17.491 --> 17:20.371
‫ماها که فعلاً اینجاییم.

17:20.831 --> 17:23.461
‫تو راه کلی داد و بیداد بود،

17:23.461 --> 17:28.341
‫ولی غارتگرا نتونستن ما رو از میدون حذف کنن.

17:29.381 --> 17:34.391
‫هرچند فکر نمی‌کنم حذف ما هدف اصلی‌شون بوده باشه.

17:35.351 --> 17:40.271
‫حتی اگه هدف واقعیشون سرنگونی سپهر باشه و نه درگیری با ما،

17:40.681 --> 17:44.771
‫اگه قراره هیولای آشغالی بسازن، این دیگه چیزیه که باید باهاش روبه‌رو شیم.

17:45.771 --> 17:51.491
‫چه رودو همراهمون باشه چه نباشه،
‫دوباره مجبوریم با غارتگرا روبه‌رو بشیم.

17:53.111 --> 17:55.951
‫در هر صورت، من تمرکزم رو همون چیزه.

17:57.081 --> 17:59.331
‫باید قوی‌تر بشم.

18:00.751 --> 18:03.581
‫اگه رودو می‌خواد قبل از انتقامش یه عالمه چیزو امتحان کنه،

18:03.581 --> 18:05.541
‫باید اجازه‌شو داشته باشه.

18:06.131 --> 18:10.711
‫این‌که این‌جا روی زمین چندتا دوست جدید پیدا می‌کنه، برام مهم نیست.

18:11.461 --> 18:16.301
‫ولی رودو باید بفهمه داره چی رو فراموش می‌کنه.

18:19.391 --> 18:22.931
‫به‌عنوان مربیش، باید این مزخرفاتو هم بهش یاد بدم؟

18:27.311 --> 18:28.981
‫خوابش برده؟

18:31.571 --> 18:33.701
‫چی داری می‌گی؟

18:36.451 --> 18:38.741
‫آزمایش موفقیت‌آمیز بود.

18:38.741 --> 18:39.911
‫ها؟

18:40.701 --> 18:46.711
‫با این‌که هیولای آشغالی تقلیدی، چندتا تازه‌کار
‫و اون بخش مجموعه‌ی واچ‌منو از دست دادیم؟

18:47.381 --> 18:53.721
‫هدف اصلی آزمایش این بود که ببینیم می‌شه زنده از مرز عبور کرد یا نه.

18:54.631 --> 18:57.431
‫دیدیم که ‫اونا زنده برگشتن.

18:57.801 --> 19:00.101
‫هیچ مشکلی هم پیش نیومد.

19:00.511 --> 19:02.601
‫عجیبه.

19:02.601 --> 19:04.641
‫فکر می‌کردم از اونا باشی که...

19:04.641 --> 19:07.771
‫که می‌خواد همه‌چیز بیشتر طبق نقشه پیش بره،

19:07.771 --> 19:12.361
‫و همه‌ی موانع احتمالی رو از بین ببره.

19:12.941 --> 19:16.991
‫حتی از ناخالصی‌های آزمایش هم می‌شه یه چیزایی یاد گرفت.

19:18.911 --> 19:23.411
‫به‌ عبارت دیگه، اون فقط به‌چشم بخشی از آزمایش بهشون نگاه می‌کنه.

19:23.411 --> 19:25.661
‫پاکسازا کار سختی در پیش دارن.

19:26.411 --> 19:32.591
‫یه هیولای آشغالی مناسب برای عبور از مرز از قبل آماده شده.

19:33.171 --> 19:36.511
‫الان فقط باید تقویتش کنیم.

19:37.131 --> 19:42.181
‫فو چیز خاصی نبود، ولی نروده یه آدم بااراده بود.

19:45.561 --> 19:46.731
‫آره.

19:49.561 --> 19:55.241
‫بذری که تو گذشته کاشتم، خیلی خوب شکوفا شد.

20:00.991 --> 20:03.281
‫اون یه جنگجوی خوب بود.

20:07.501 --> 20:08.671
‫بوندوس.

20:11.711 --> 20:13.171
‫تبریک می‌گم.

20:13.501 --> 20:16.921
‫پاداشیه که برای ارتقائت درخواست کرده بودی.

20:19.051 --> 20:22.141
مرده‌شور کانیس شوبرک

20:24.061 --> 20:27.181
‫چقدر دنبالش بودم!

20:27.181 --> 20:29.141
‫یه جور عتیقه‌ی عجیب‌وغریب؟

20:30.311 --> 20:35.781
‫چشم‌انتظار اینم که همچنان مهره‌ی مفیدی برای غارتگرا بمونی.

20:36.901 --> 20:39.031
‫واقعاً باعث افتخاره.

20:40.451 --> 20:43.201
‫حس می‌کنم لیاقتشو ندارم

20:43.201 --> 20:47.501
‫که کنار ستاره‌های غارتگرا تو خط مقدم بجنگم.

20:48.791 --> 20:53.711
‫خب... اولین دستورم به‌عنوان عضو اصلی چیه؟

20:58.421 --> 21:00.011
‫چوکر.

21:01.051 --> 21:06.601
‫این اتفاق تأیید کرد که چوکرـا کارِ یه «روح‌بخش» هستن...

21:07.101 --> 21:11.481
‫کسی که اون‌قدر قدرت داره که پیاما رو تو اکثر نقاط زمین منتقل کنه.

21:12.561 --> 21:15.901
‫به ‫احتمال زیاد یه تکه از مجموعه‌ی واچ‌من دستشه.

21:18.031 --> 21:20.071
‫اوه... فهمیدم حالا...

21:20.531 --> 21:23.111
‫پیداکردن سازنده‌ی چوکرـا...

21:23.741 --> 21:26.581
‫دستور واقعاً جذابیه.

21:27.121 --> 21:30.201
‫ولی اگه قراره مجموعه‌ی واچ‌منو جمع کنی،

21:30.201 --> 21:32.831
‫نباید می‌ذاشتی اون کفشا از دستت برن، نه؟

21:32.831 --> 21:34.171
‫حیف بود.

21:34.171 --> 21:37.591
‫اگه دست پاکسازا باشه، همونم کافیه.

21:37.881 --> 21:41.921
‫تا وقتی بدونیم کجان، هر وقت بخوایم می‌تونیم بریم سراغشون.

21:45.971 --> 21:48.971
‫ماها... غارتگریم.

21:50.981 --> 21:53.851
‫دورافتاده‌ترین گوشه‌های زمین رو می‌گردیم،

21:54.691 --> 21:59.191
‫و با انرژی شگفت‌انگیزش، مجموعه‌ی واچ‌منو جمع می‌کنیم...

22:03.201 --> 22:05.411
‫بعدشم که ماها...

22:06.701 --> 22:09.081
‫راهیِ سپهر می‌شیم.

22:10.021 --> 22:14.021
Tenshi Hunter & Captain Paran :کاری از

22:14.051 --> 22:19.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:19.051 --> 22:29.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
