WEBVTT

00:02.093 --> 00:07.093
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.093 --> 00:12.093
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:36.823 --> 00:38.993
‫بعد از اینکه ببینمشون، یه استراحت به خودم می‌دم.

00:43.013 --> 00:46.473
‫اون... چرا داره اینو بهشون می‌گه؟

00:55.053 --> 00:56.343
‫ای بابا... دیا...

00:56.343 --> 00:59.683
‫حتی اگه دشمنتم باشن، نباید اینجوری به بقیه زل بزنی.

00:59.923 --> 01:02.563
‫اگه اینجوری بزرگ شی، پر از چین و چروک میشیا.

01:03.663 --> 01:04.783
‫عه؟

01:04.783 --> 01:08.193
‫داری می‌پرسی «ما که فقط رفتیم یه چیزی بخوریم،
‫پس چی شد که اینجور شد؟»

01:08.193 --> 01:10.583
‫اون نگاهو میشناسم.

01:11.213 --> 01:13.583
‫به چشم یه کارِ لحظه‌آخری ببینش.

01:13.583 --> 01:17.483
‫راستی، مگه خودت نبودی که با کله‌ شیرجه زدی تو اون سوراخ؟

01:17.933 --> 01:20.533
‫دلواپس رودو ابودی، مگه نه؟

01:20.533 --> 01:22.963
‫مگه واسه همین دنبالش نیومدی؟

01:26.733 --> 01:29.213
‫آه... ببخشید، ببخشید... خجالتی بودی، مگه نه؟

01:32.653 --> 01:34.573
‫چقدر گل و بلبلین...!

01:34.573 --> 01:35.893
‫بچه‌ خودته؟

01:36.513 --> 01:40.023
‫خب آره... البته از خونِ خودم نیست.

01:40.363 --> 01:43.893
‫واسه همین... دوست دارم فوری‌فوتی از اینجا بریم بیرون.

01:44.393 --> 01:48.653
‫باید قبل از شب برگردیم
‫و الا دیا خواب‌زده میشه.

01:49.023 --> 01:51.883
‫که اینطور...! پس اسمت دیاست؟

01:53.583 --> 01:55.913
‫طوری نیست اگه بهت بگم دیا بوی؟

02:00.293 --> 02:02.163
‫آها... دوست نداری؟ باشه.

02:02.163 --> 02:06.103
‫هنوز تو همون سنیه که این کله‌شق‌بازیا بامزه‌ش می‌کنه.

02:06.103 --> 02:07.183
‫چند سالشه؟

02:07.183 --> 02:09.803
‫ماه پیش، تازه 10 سالش شد.

02:10.053 --> 02:13.053
‫به‌به... جالب شد... چه روزی؟

02:13.053 --> 02:14.623
‫هفدهم.

02:14.623 --> 02:16.143
‫هفدهم سپتامبر.

02:16.143 --> 02:19.473
‫اَه... چه نزدیک! تولد من 19 سپتامبره.

02:20.683 --> 02:23.243
‫پس... یعنی زود‌زود فرتوت شدی؟

02:23.243 --> 02:27.153
‫فرتوت کجا بود آخه؟
‫یه‌جوری می‌گی انگار مال عهد بوقم.

02:31.403 --> 02:34.903
‫این مکالمه... یکم زیادی شبیهِ مکالمه دوتا پیرمرد نیست؟

02:35.863 --> 02:38.933
‫اینجوری پوزخند نزن...
‫دلم می‌شکنه.

02:39.283 --> 02:41.273
‫داستانت چیه شما؟

02:41.273 --> 02:44.213
‫من که خیلی فازِ دشمنی ازت نگرفتم.

02:44.213 --> 02:47.343
‫واقعاً اومدی اینجا که با ما بجنگی؟

02:47.343 --> 02:48.723
‫بوندوس.

02:49.633 --> 02:52.633
‫اسممه... باهام راحت باش.

02:53.623 --> 02:55.883
‫منم... برو اَم.

02:55.883 --> 02:57.763
‫حرفامون پیچ در پیچه.

02:58.493 --> 03:00.023
‫داستانم...

03:00.023 --> 03:03.233
‫راست می‌گی... الان فازِ دشمنی ندارم.

03:03.793 --> 03:09.903
‫اگه الان اینجام، دستور زودیله.
‫ولی یه سری چیزای دیگه‌ست که شخصاً دنبالشونم.

03:09.903 --> 03:14.163
‫پس... اگه می‌تونی اونا رو بِجوری،
‫میشه دعوا رو بی‌خیال شد؟

03:14.163 --> 03:15.463
‫خب...

03:16.553 --> 03:21.413
‫اگه شما دوتا رو بزنم، یکی از اون چیزا نصیبم میشه.

03:41.133 --> 03:43.063
‫چیزی که من دنبالشم...

03:43.333 --> 03:44.823
‫اطلاعاته.

03:52.743 --> 03:55.803
‫اگه اطلاعاتی که می‌خوامو بهم بدین...

03:55.803 --> 04:00.413
‫بهتون می‌گم که در صورت باخت به ما، چه اتفاقی میفته.

04:04.143 --> 04:05.793
‫بی‌زحمت بگین پس.

04:06.613 --> 04:09.003
‫رئیسِ پاکسازا...

04:09.623 --> 04:11.493
‫... آروها کورواس...

04:11.493 --> 04:12.903
‫... دقیقاً کیه؟

05:50.463 --> 05:51.473
‫رئیس!

05:53.943 --> 05:58.443
‫می‌شه «رئیس» صدام نکنی،
‫ یه‌جورایی مورمورم میشه.

05:59.923 --> 06:02.323
‫اینا رو بی‌خیال! وضعیت اضطراریه!

06:02.583 --> 06:05.443
‫همراه رودو، چهار نفر از بچه‌های آکوتا و سه تا از گروه چایلد...

06:05.443 --> 06:07.953
‫... توسط غارتگرا دزدیده شدن و الانم جاشون نامعلومه!

06:08.313 --> 06:09.983
‫گریس الان خبر داد!

06:09.983 --> 06:13.463
‫به نظر میاد اون‌یارو وارپی که تو گزارش بود، اونا رو دزدیده.

06:13.463 --> 06:16.203
‫گریس می‌گه نیرو اعزام کنین تا پیداشون کنیم.

06:18.463 --> 06:21.683
‫ای بابا، رئیس!
‫چرا اصلاً چوکرتو نمیندازی؟

06:21.683 --> 06:24.403
‫اوضاع خیلی آسون‌تر می‌شه، اگه سریع‌تر بهت دسترسی پیدا کنیم!

06:31.083 --> 06:32.643
‫متوجه شدم.

06:33.153 --> 06:35.853
‫سمیو، تو برو هرکی آزاده رو جمع کن.

06:35.853 --> 06:38.143
‫پیداکردنِ جاشونو بسپار به خودم.

06:39.043 --> 06:42.563
‫دستِ بر قضا... یه دلال اطلاعات خوب سراغ دارم.

06:59.673 --> 07:01.973
‫در مورد رئیسِ ما کنجکاوی؟

07:02.483 --> 07:05.553
‫بوندوس... می‌خوای به چی برسی؟

07:05.553 --> 07:07.633
‫به همون‌چیزی که واضح گفتم.

07:07.633 --> 07:10.723
‫اگه بازم سؤال سختیه،
‫می‌تونم برات بشکافمش.

07:10.723 --> 07:11.843
‫صبر کن.

07:11.843 --> 07:17.483
‫پس می‌خوای با یه سؤال ساده، به یه‌سری
‫اطلاعات کلی از پاکسازا دست پیدا کنی، آره؟

07:17.483 --> 07:20.923
‫در مورد پاکسازا نمی‌تونم چیزی بهت
‫بگم که موضعِ خودمونو ضعیف کنه.

07:21.553 --> 07:23.753
‫لطفاً اشتباه برداشت نکن، ولی...

07:23.753 --> 07:26.243
‫من یه فردگرای بدقِلِقم، می‌دونی؟

07:26.793 --> 07:32.223
‫سؤالام صرفاً از سرِ کنجکاوی و ذاتِ پرسشگر خودمه.

07:33.753 --> 07:39.463
‫واسه همین اگه چیزی بهم بگی...
‫کلاً چیزی به گوش باقیِ غارتگرا نمی‌رسه.

07:39.463 --> 07:42.883
‫این فقط یه مبادله‌ی اطلاعاتِ ساده بین خودم و شماست.

07:43.263 --> 07:45.593
‫اگه باور نداری، می‌تونی هیچی نگی اصلاً، ولی...

07:45.593 --> 07:48.273
‫تا موقعی که جواب ندادی، مجبورم همینجایی که هستم بمونم.

07:48.273 --> 07:50.013
‫من بمونم... شمام می‌مونین...

07:51.333 --> 07:54.263
‫... تا وقتی که ساعت خواب برسه.

08:00.913 --> 08:02.223
‫گرفتم.

08:02.223 --> 08:04.453
‫ولی فقط جوابی می‌دم که پسند خودم باشه.

08:07.173 --> 08:08.533
‫در این صورت...

08:08.883 --> 08:10.283
‫این کورواس...

08:10.283 --> 08:12.183
‫غذا چی دوست داره؟!

08:17.523 --> 08:20.003
‫دو-دوست داره...؟ غـ ــ غذا؟

08:23.003 --> 08:27.063
‫شـ ــ شیرینی و اینا...

08:31.473 --> 08:32.893
‫چند سالشه؟!

08:34.233 --> 08:36.893
‫و-والا چیزی... نشنیدم.

08:36.893 --> 08:39.263
‫وقتایی که می‌ره بیرون... سرگرمیش چیه؟!

08:39.263 --> 08:41.693
‫و-والا اینم ندیدم...

08:41.693 --> 08:43.853
‫چند وقته که با پاکسازاست؟!

08:44.873 --> 08:46.093
‫نمی‌دونم!

08:46.093 --> 08:48.763
‫تا حالا جینکیشو به چشم دیدی؟!

08:48.763 --> 08:50.553
‫نـ ــ نه به خدا!

08:50.903 --> 08:52.593
‫وای... اوضاع خرابه!

08:52.593 --> 08:57.533
‫گفتم الان سؤال سخت و حساس می‌پرسه
‫منم می‌پیچونمش و قال قضیه رو می‌کنم...

08:57.533 --> 09:02.253
‫ولی تا حالا هرچی پرسیده، چیزای پیشِ پاافتاده‌ست، مغزم هنگ کرده!

09:05.263 --> 09:09.173
‫دیا هم... شروع کرده که بی‌قراری کنه!

09:09.773 --> 09:14.933
‫باید زود یه خاکی تو سرم بریزم...
‫ وگرنه پُرچین و چروک بار میاد!

09:17.893 --> 09:20.453
‫واقعاً پیچ در پیچه!

09:21.893 --> 09:25.003
‫من همیشه... لای منگنه‌م.

09:25.813 --> 09:28.303
‫خب خب... گرفتم.

09:28.303 --> 09:30.693
‫فهمیدم که می‌خوای چیکار کنی.

09:30.693 --> 09:34.413
‫نه... چیزه... واقعاً اینا رو نمی‌دونستم.

09:36.553 --> 09:38.593
‫پس... حالا نوبت منه.

09:39.633 --> 09:44.503
‫اگه طرفِ شما به ما ببازه،
‫قراره بدیمتون به خوردِ یه هیولای آشغالی.

09:45.183 --> 09:47.753
‫نمی‌دونم اینو دیدین یا نه...

09:48.163 --> 09:52.973
‫ولی ما غارتگرا، تونستیم یه چندتایی هیولا پرورش بدیم.

10:07.683 --> 10:11.153
‫دیا... تو هم شنیدی چی شد؟

10:11.883 --> 10:16.933
‫الان، علناً در عوض هیچ و پوچ بهمون اطلاعات فوقِ محرمانه داد.

10:17.833 --> 10:19.223
‫برو...

10:19.223 --> 10:24.493
‫اطلاعاتی که بهم دادی، واقعاً ارزششو داشت.

10:25.273 --> 10:30.183
‫با وجود مرموز بودنش، گفتی عاشق شیرینیجاته.

10:30.183 --> 10:33.233
‫جوابت، خیلی یهویی باعث شد ازش حس انسانی بگیرم.

10:33.233 --> 10:36.183
‫خیلی‌ خوب درک می‌کنم این کورواسو...

10:36.843 --> 10:39.813
‫حتی از خودِ هم‌رزم‌هاش هم...

10:40.133 --> 10:42.803
‫خود حقیقیش رو خوب مخفی می‌کنه!

10:43.973 --> 10:47.813
‫بیخیال. مخفی‌کاری نداریم.

10:48.313 --> 10:52.303
‫تو هم... درست مثل منی، نه؟

10:53.263 --> 10:58.233
‫من زمان زیادی رو صرف مبارزه با کسایی کردم که از خودم قوی‌ترن.

10:58.233 --> 11:03.333
‫الان اگه خودداری نکنم، معمولیا نمی‌تونن لگدمالم کنن.

11:04.323 --> 11:10.643
‫وقتی تمام توانم رو می‌ذارم و می‌جنگم، می‌جنگم و می‌جنگم...

11:10.643 --> 11:14.693
‫اما بازم نمی‌تونم برنده شم... اون‌موقع‌ست که بیشتر از همیشه
‫احساس سرزندگی می‌کنم.

11:16.373 --> 11:21.433
‫واسه همین... این‌بار می‌تونم اُمیدوار باشم، مگه نه؟

11:21.433 --> 11:26.163
‫به‌جز رئیس، بالأخره کسی پیداش شده که بکشه زیرم...

11:31.193 --> 11:33.863
‫مگه نه؟!

11:40.703 --> 11:42.993
‫زانکا-کون!

11:42.993 --> 11:44.983
‫دیگه نیازی نیست مخفیش کنی!

11:44.983 --> 11:47.713
‫جلوی من می‌تونی آزاد باشی!

11:47.713 --> 11:51.343
‫مهم نیست کی پاکسازه و کی غارتگر...

11:51.343 --> 11:52.513
‫نشونم بده...

11:52.513 --> 11:54.133
‫نشونم بده!

11:54.463 --> 11:57.463
‫اون خشونتی که مخفی کردی رو نشونم بده ببینم!

12:08.853 --> 12:12.253
‫من، دیگه هیچی به ذهنم نمی‌رسه.

12:19.583 --> 12:22.573
‫از آشغال‌هایی که سقوط می‌کنن معلومه...

12:23.563 --> 12:25.893
‫که سپهر، پربرکته.

12:37.843 --> 12:40.303
‫موجودات زنده چیزهای عجیبی‌ان.

12:41.993 --> 12:47.183
‫برای وفق پیدا کردن با محیط‌شون، ظاهرشون رو تطبیق می‌دن.

12:47.893 --> 12:50.063
‫بعضی‌وقتا، بین آشغالایی که سقوط می‌کنه...

12:50.063 --> 12:55.073
‫باقیمونده‌ی گونه‌هایی که تو زمین وجود ندارن دیده می‌شه.

12:55.783 --> 12:57.583
‫آدما هم همینن.

12:57.943 --> 13:02.893
‫محیطی که توش زندگی می‌کنیم،
‫رو انسانیت‌مون هم اثر می‌ذاره.

13:02.893 --> 13:06.453
‫من یه زمینی‌ام... تو یه سپهری...

13:07.003 --> 13:08.953
‫پس چرا...

13:09.433 --> 13:12.213
‫چرا نگاهی که تو چشمامونه مثل همه؟

13:20.453 --> 13:25.893
‫جابا بهم گفت من و تو یه بو می‌دیم.

13:26.463 --> 13:29.213
‫با وجود ظاهر و شخصیت آشغالیش، آدم‌شناس خوبیه.

13:29.213 --> 13:31.803
‫برای همین بیشتر کنجکاو شدم.

13:33.273 --> 13:36.383
‫باعث شد بخوام خودم ببینمت.

13:37.803 --> 13:40.073
‫منو ببینی؟

13:40.663 --> 13:42.493
‫برو بمیر بابا.

13:42.803 --> 13:48.613
‫اگه می‌خواستی منو قاطی یه نقشه‌ی ناقص برای نابود کردن سپهر کنی،

13:48.613 --> 13:52.563
‫می‌تونستی عین یه آدم عادی بیای باهام حرف بزنی!

13:52.563 --> 13:57.223
‫بــ ــ بعدشم، نیاز ندارم کسی راضیم کنه.

13:57.223 --> 14:02.723
‫چون خودم می‌خوام، دارم تلاش می‌کنم برگردم رو سپهر
‫و دخل اون حرومیا رو بیارم!

14:03.023 --> 14:06.933
‫یه‌طوری رفتار نکن انگار از یه کرباسیم و پاکسازا رو هم قاطی نکن!

14:13.693 --> 14:16.803
‫موندم «عادی» چی هست؟

14:17.473 --> 14:19.903
‫رودو، می‌دونستی؟

14:21.133 --> 14:25.613
‫یه‌سری زمینی‌ها، آشغال‌هایی که از سپهر می‌ریزه رو...

14:25.613 --> 14:29.453
‫به چشم «نعمت بهشتی» می‌بینن و می‌پرستن.

14:31.623 --> 14:34.593
‫حتی باقی‌مانده‌ی فاسد غذا رو هم...

14:34.593 --> 14:38.383
‫حتی آشغال‌تخته‌هایی که گوشت و استخون‌شون رو له می‌کنه...

14:38.383 --> 14:41.383
‫بعضیا اینا رو به‌چشم نعمت می‌بینن...

14:41.383 --> 14:42.883
‫و از بقیه هم می‌خوان مثل خودشون باشن.

14:47.593 --> 14:50.063
‫شاید برای غریبه‌ها عجیب باشه،

14:50.063 --> 14:52.363
‫ولی وقتی تمام چیزی باشه که بلدی، برات عادیه.

14:52.363 --> 14:54.353
‫تازه، بعضی‌اوقات، می‌شه «عقل سلیم».

14:54.913 --> 14:57.103
‫و مبارزه باهاش تو رو تبدیل به یه مرتد می‌کنه.

15:04.283 --> 15:07.143
‫«عقل سلیم» می‌تونه سودمند هم باشه.

15:07.143 --> 15:10.143
‫ولی «عقل سلیم»ـی که توسط فاسدها ساخته شده...

15:10.143 --> 15:13.373
‫یه سمِ کشنده برای کساییه که ناآگاهانه می‌پذیرنش.

15:14.043 --> 15:19.923
‫تا وقتی رو نشه، هیچ‌وقت نمی‌فهمی که کی اون سمّو تو سیستمش داره،

15:20.233 --> 15:25.573
‫ولی می‌شه تو یه چشم بهم زدن، از اون توهمِ مسموم بیدارشون کرد.

15:27.763 --> 15:30.053
‫کافیه به اون سیستم شوک بدی.

15:46.133 --> 15:48.363
‫شوک واقعاً‌ خوب چیزیه.

15:49.263 --> 15:52.433
‫با اجبار، کاری می‌کنه که ذات آدم رو شه.

15:53.383 --> 15:56.373
‫تو هم قبلاً این اتفاق برات افتاده، نه؟

15:56.373 --> 15:58.873
‫اون شوکی که جابا بهت داد.

16:04.023 --> 16:06.173
‫عا، پس یعنی...

16:07.093 --> 16:09.933
‫کسی که الان داره با جابا می‌جنگه هم...

16:09.933 --> 16:13.013
‫ممکنه یه چیز ذاتی داشته باشه که باید رو بشه.

16:13.613 --> 16:16.553
‫یا شاید، شوک براش زیادی باشه...

16:22.023 --> 16:24.213
‫و لهش کنه.

16:35.793 --> 16:37.583
‫اینم همینه.

16:37.583 --> 16:39.843
‫اینم باز از هموناست.

16:40.583 --> 16:42.613
‫یکی از اون «مستعدای ذاتی».

16:44.093 --> 16:47.243
‫عمراً‌ یه آدم عادی حریف اون شه.

16:47.243 --> 16:49.713
‫یعنی چی «جدی نبودم»...؟

16:49.713 --> 16:52.163
‫یعنی چی «داشتم خودداری می‌کردم»...؟

16:53.133 --> 16:57.803
‫یه‌عالمه آدم دیدم که چون می‌خواستن
‫خفن باشن، از این حرفا زدن،

16:57.803 --> 17:02.733
‫ولی اصل‌کاریا اینقدر واقع‌بینن که عیارشون مشخصه.

17:03.643 --> 17:07.843
‫هــــعـــی. هرجا می‌رم همین بندوبساطه.

17:07.843 --> 17:11.173
‫«یه معمولی حریف یه مستعد نمی‌شه.»

17:14.163 --> 17:18.123
‫برای همین... ارزش امتحان کردن داره!

17:18.163 --> 17:22.123
قسمت ۱۶

17:18.163 --> 17:22.123
‫«     مستعد و معمولی    »

17:46.893 --> 17:50.033
‫چرا داری در می‌ری؟!

17:50.033 --> 17:51.783
‫زانکا-کون!

17:52.073 --> 17:56.453
‫نذاری این‌یکی بکشتتا!

18:29.193 --> 18:31.763
‫استورمی ودر!

18:29.193 --> 18:31.763
‫هوای طوفانی

19:17.923 --> 19:19.703
‫تموم شد کارت؟

19:29.713 --> 19:31.713
‫عه‌ ببین داری دست‌وپا می‌زنی!

19:33.263 --> 19:35.133
‫هنوز تموم نشده.

19:35.653 --> 19:38.473
‫من هنوز... کار دارم...

19:41.943 --> 19:44.253
‫تا وقتی که خودمو ثابت نکنم...

19:44.993 --> 19:46.893
‫نمی‌میرم!

20:02.023 --> 20:07.233
‫دنده‌مو شکوندی و به جایی که شکوندی مشت زدی!

20:08.083 --> 20:09.843
‫مگه سادیسم داری؟!‍

20:20.223 --> 20:22.553
‫می‌دونستم یه‌چیزایی مخفی کردی!

20:22.553 --> 20:24.973
‫بیشتر نشونم بده ببینم!

20:24.973 --> 20:30.983
‫واسه من کصشعر تفت نده که جدی نبودم و کونم آنتن نمی‌داد و فلان!

20:33.443 --> 20:35.443
‫ولی خیالت راحت!

20:36.723 --> 20:41.153
‫حتی یه معمولی‌ای مثل منم می‌تونه پابه‌پات بیاد!

21:13.463 --> 21:16.693
‫انگار چنگال چپیم خراشیدت.

21:17.183 --> 21:23.453
‫وقتی وارد حالت جدیم می‌شم، سه‌تا از سمّ‌های اخیرم تو چنگال چپیم ذخیره می‌شه.

21:24.253 --> 21:26.613
‫سمّ بی‌حس‌کننده،

21:26.613 --> 21:29.493
‫یه سم که بهت اوقات دلپذیری می‌ده،

21:29.493 --> 21:33.293
‫و سمّ قلپ قلپه‌ی یکم پیش.

21:41.333 --> 21:45.513
‫عه، مگه نگفتی بهتر از عن‌مالی شدنه؟
