WEBVTT

00:07.166 --> 00:10.791
‫قبل از المپِ شش نفره،
‫هفت خانواده خلاف توی پاریس وجود داشت.
‫«پاریس 1928»

00:10.875 --> 00:13.625
‫«شادی جاویدان برای آراگو!»

00:13.708 --> 00:17.041
‫و اون خانواده ها... در جنگ بودند.

00:32.791 --> 00:35.000
‫آراگو، خانواده سلما،

00:35.083 --> 00:37.500
‫مخوف ترین و محترم ترین
‫پدرخوانده‌ها بودند.

00:40.500 --> 00:43.750
‫اما شادی بیش از حد
‫می‌تونه خشم خدایان

00:44.791 --> 00:46.375
‫و حسادت همتایان شما رو
‫جلب کنه.

00:49.399 --> 00:54.399
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:56.423 --> 01:04.423
ترجمه شده توسط : مهدی ابوئی 
... :: Stephell :: ...

01:06.250 --> 01:08.791
‫تک تک اعضای آراگو
‫به اجبار با هلاکت خود روبرو شدند.

01:10.958 --> 01:13.541
‫مردان، زنان و کودکان.

01:27.541 --> 01:31.625
‫جنایتی چنان مهیب بود
‫که همه پدرخوانده‌ها رو مجبور به اتحاد کرد.

01:32.125 --> 01:33.625
‫المپ تاسیس شد.

01:34.958 --> 01:38.250
‫بازمانده اون قتل عام
‫می‌تونست انتقام بگیره.

01:38.791 --> 01:39.916
‫یک چشم در ازای یک چشم.

01:42.666 --> 01:45.125
‫اما خون بیگناهان زیادی
‫ریخته شده بود.

01:46.291 --> 01:49.583
‫داریا آراگو، جد سلما،

01:49.666 --> 01:52.916
‫از حق انتقام خود
‫و جای خود در المپ کنار گذشت.

01:53.000 --> 01:55.666
‫دنیای تبهکاران به کسی
‫برای حفظ تعادل نیاز داشت.

01:56.208 --> 01:57.250
‫کسی مستقل،

01:58.041 --> 02:00.000
‫قادر به برقراری گونه‌ای از عدالت.

02:01.083 --> 02:03.333
‫داریا به اولین فیوری تبدیل گردید.

02:04.208 --> 02:07.750
‫و از اون روز، این وظیفه
‫از مادر به دختر منتقل شده.

02:08.916 --> 02:11.416
‫از خون و سرب، فیوری متولد شد.

02:11.500 --> 02:14.833
‫ولی به لطف اون، دیگر شاهد
‫جنگی در دنیای تبهکاران نبودیم.

02:15.333 --> 02:16.375
‫البته تا الان.

02:16.782 --> 02:21.782
‫«فیوری‌ها»
‫«فصل یک - قسمت سوم»

03:27.833 --> 03:31.375
‫این دیگه چیه؟ ما که
‫دعوت‌نامه ای به این مهمونی نداریم.

03:31.458 --> 03:33.000
‫خوبه که دست خالی نیومدیم.

03:33.083 --> 03:35.416
‫یادمه مامانم همیشه می‌گفت

03:35.916 --> 03:39.250
‫"هر وقت به دیدن دوستت میری،
‫همیشه یه چیزی با خودت ببر."

03:40.041 --> 03:41.541
‫معرفت تو رو نشون میده.

03:41.625 --> 03:43.416
‫آم، ولی من نمی‌خوام
‫کسی رو بکشم.

03:43.500 --> 03:45.708
‫عالیه. فقط حواست باشه
‫که خودتو به کشتن ندی.

03:49.916 --> 03:50.916
‫یا دوستات رو.

03:52.958 --> 03:56.166
‫اولین دفعه که باید یکی رو
‫می‌کشتم، می‌دونی چی یاد گرفتم؟

03:57.083 --> 03:59.125
‫اینکه وقتی چاره ای نداشته باشی،
‫مسئله جون خودت یا اوناست.

03:59.833 --> 04:01.458
‫کشتن مسئله خاصی نیست.

04:02.291 --> 04:04.291
‫ولی اگه بهش پایبند باشی،
‫می‌تونه راه فرارت باشه.

04:05.166 --> 04:06.416
‫بزن بریم.

04:06.500 --> 04:08.166
‫تو برو به سمت عرشه.
‫منم سینه کشتی رو میرم.

04:09.250 --> 04:10.625
‫چیزی نمیشه، بچه‌جون.

04:11.916 --> 04:12.916
‫عجله کن.

05:03.125 --> 05:04.208
‫خوب میشی.

05:05.416 --> 05:08.208
‫اصلا ندیدمش.
‫اگه به خاطر تو نبود، من الان...

05:08.291 --> 05:10.791
‫ما یه خانواده‌ایم. باید هوای
‫همدیگه رو داشته باشیم، طبیعیه.

05:11.375 --> 05:12.375
‫چی شد؟

05:13.666 --> 05:14.666
‫خودت بهم بگو.

05:18.083 --> 05:19.883
‫یک فیوری همه چیز رو
‫بررسی و جاهای خالی رو پر می‌کنه.

05:19.958 --> 05:22.541
‫- آره، ولی من یه فیوری نیستم.
‫- چی دیدی؟

05:22.625 --> 05:23.916
‫نمی‌دونم.

05:24.458 --> 05:28.250
‫همه جا... خون و اجساد بود.
‫طبقه پائین... غرق در آشوب بود.

05:28.333 --> 05:30.291
‫احساسات خودتو کنترل کن.

05:32.958 --> 05:34.416
‫اون اومد که گاوصندوق رو باز کنه.

05:35.125 --> 05:37.750
‫فکر همه چیزشو کرده بود.
‫تا اینکه تو اومدی.

05:37.833 --> 05:40.250
‫اما مهمات تو تموم شد،
‫پس ابتکار عمل به خرج دادی.

05:40.333 --> 05:41.333
‫تو برتری داشتی...

05:42.166 --> 05:43.208
‫چی شد؟

05:51.958 --> 05:53.916
‫چیه، مشکل عصبیه؟

05:54.833 --> 05:57.166
‫تو استعدادشو داری،
‫ولی سوالات اشتباهی رو می‌پرسی.

05:58.250 --> 06:02.000
‫محض اطلاع بگم هنوز توی وضعیتی هستم
‫که بتونم این عادتت رو از بین ببرم، متوجهی؟

06:09.125 --> 06:10.583
‫برای چی تو رو زنده گذاشت؟

06:14.375 --> 06:15.500
‫نمی‌دونم.

06:18.541 --> 06:20.500
‫پدرخوانده‌ها می‌دونند
‫که تو مریضی؟

06:20.583 --> 06:22.875
‫من کارمو انجام میدم.
‫لازم نیست اونا چیز دیگه ای بدونند.

06:22.958 --> 06:25.208
‫اون گاوصندوق دزدیده شده
‫که خلاف اینو میگه.

06:25.291 --> 06:28.666
‫- اونا لابد تا حالا خالیش کردند.
‫- نه با کلید ناقص.

06:28.750 --> 06:30.541
‫تونستی یه تیکه ازش بدزدی؟

06:43.208 --> 06:47.041
‫پدرم... چی توی اون گاوصندوق بود
‫که از خانواده‌اش براش مهم تر بود؟

06:47.125 --> 06:48.458
‫انجیل شش‌گانه.

06:48.541 --> 06:50.416
‫بی‌شک قوی ترین سلاح المپ.

06:51.000 --> 06:52.583
‫همیشه توی اون گاوصندوق
‫ازش نگهداری می‌کنند،

06:52.666 --> 06:54.958
‫و تنها وقتی که همشون
‫حضور دارند، اونو باز می‌کنند،

06:55.041 --> 06:58.041
‫که تقریبا سالی یک دفعه
‫در حین مراسم قرائت کتاب مقدس رخ میده.

06:59.916 --> 07:02.875
‫داخلش اسم همه کسایی هست
‫که از خدمات اونا سود کردند.

07:02.958 --> 07:03.958
‫خدمات؟

07:09.625 --> 07:11.291
‫آه.

07:11.375 --> 07:14.333
‫آدم های مهم،
‫توی مقام های برجسته.

07:14.416 --> 07:16.333
‫این لیست از المپ
‫محافظت می‌کنه، می‌دونی؟

07:16.833 --> 07:19.541
‫اگه افشا بشه،
‫کل سیستم از هم می‌پاشه.

07:20.041 --> 07:23.166
‫این انجیل یه بمبه.
‫فهمیدی برای چی می‌خوان بدزدنش؟

07:23.250 --> 07:24.666
‫آره، برای کسب قدرت.

07:24.750 --> 07:27.083
‫آره، ولی بابای من
‫علاقه ای به قدرت نداشت.

07:27.791 --> 07:31.166
‫سوال اینجاست که باهاش
‫چیکار می‌تونست بکنه؟ نظری نداری؟

07:31.250 --> 07:33.750
‫- سلما.
‫- می‌دونم.

07:33.833 --> 07:36.125
‫باید یه کاری بکنی.
‫نباید انجیل رو از دست بدیم.

07:36.208 --> 07:38.934
‫- اونا هرگز ما رو نخواهند بخشید.
‫- بهم اعتماد کن، ترتیبشو میدم.

07:38.958 --> 07:41.250
‫اعتماد؟
‫بعد از اتفاقی که اینجا افتاد؟

07:42.083 --> 07:46.041
‫اگه تا فردا غروب گاوصندوق
‫برای مراسم قرائت برگردونده نشه،

07:46.666 --> 07:47.500
‫کارمون تمومه.

07:47.583 --> 07:50.750
‫و بهت قول میدم،
‫اگه ما به فنا بریم،

07:50.833 --> 07:52.916
‫ترتیب تو و تیمت رو هم میدیم.

08:02.125 --> 08:04.541
‫هیچکس اونجا نبود،
‫هیچ نگهبانی، هیچی.

08:04.625 --> 08:06.791
‫مسئول حراست ترن‌ها کیه؟

08:06.875 --> 08:07.875
‫مونت‌کلار.

08:08.375 --> 08:11.333
‫پنج ساله که مسئولیت حراست رو
‫به عهده داره، کارش حرف نداره.

08:13.166 --> 08:15.583
‫تو ناپدید شدی.
‫کجا بودی؟

08:18.041 --> 08:19.875
‫یه کاری داشتم
‫که باید انجامش می‌دادم.

08:24.833 --> 08:27.916
‫اون خط خصوصی پدرخوانده‌هاست.
‫زنگ خوردنش هیچوقت نشونه خوبی نیست.

08:28.750 --> 08:29.750
‫این چیه؟

08:30.333 --> 08:33.416
‫اوه نه، نگران نباش.
‫خون من نیست. من خوبم.

08:35.416 --> 08:37.625
‫خب تعریف کن.
‫بچه چیکاره بود؟

08:37.708 --> 08:38.833
‫بالا آورد.

08:39.416 --> 08:41.333
‫ولی خب، بعد از ماموریت
‫بالا آورد.

08:41.416 --> 08:43.625
‫پس، بهتر از خودِ من
‫توی اولین ماموریتم عمل کرد.

08:45.791 --> 08:47.583
‫باید پرونده قتل داریوس رو
‫پیگیری کنیم.

08:47.666 --> 08:49.625
‫پدرخوانده‌ها فکر می‌کنند
‫که کار خودی بوده.

08:49.708 --> 08:50.583
‫شاید واقعا بوده.

08:50.666 --> 08:52.541
‫آره، ولی این وضع
‫دیگه داره از کنترل خارج میشه.

08:52.625 --> 08:55.208
‫باید اونا رو آروم کنیم.
‫پس الان باید بریم.

08:55.291 --> 08:56.833
‫من ترتیب مونت‌کلار رو میدم.

08:56.916 --> 08:58.458
‫من بچه رو با خودم می‌برم.

09:00.500 --> 09:02.333
‫ترجیح میدی با خودت
‫ببریش پیش ماما؟

09:04.958 --> 09:05.958
‫یالا، بیا بریم.

09:08.333 --> 09:10.375
‫درسته، و این اطلاعات موثق هستند؟

09:11.208 --> 09:12.208
‫خیابون رجو‌رپو؟

09:13.125 --> 09:15.250
‫حله، دمت گرم، مارکو.
‫آره، خداحافظ.

09:22.708 --> 09:25.000
‫خبرچین های زیادی
‫مثل این یارو مارکو داری؟

09:25.083 --> 09:28.375
‫فکر کردی ما کی هستیم؟
‫ما خبرچین نداریم، ما که پلیس نیستیم.

09:29.208 --> 09:32.208
‫یه چیزی رو باید راجع به سلما بدونی.
‫اون جون خیلیا رو نجات داده.

09:32.291 --> 09:35.708
‫پس خیلی ها، مثل مارکو و ماد مَن،
‫مثل خود من، میخوان بهش کمک کنند.

09:37.750 --> 09:40.833
‫تنها نقطه ضعفش دادن فرصت
‫به اونایی هست که لیاقتشو ندارن.

09:41.333 --> 09:42.416
‫مثل تو.

09:46.375 --> 09:47.375
‫تو کی هستی؟

09:47.791 --> 09:49.833
‫- برای کی کار می‌کنی؟
‫- من برای شماها، برای اون کار می‌کنم.

09:49.916 --> 09:52.791
‫عه، آره؟ اون حرومزاده ای
‫که این جنگ رو شروع کرد تو رو فرستاده، درسته؟

09:52.875 --> 09:54.625
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

09:54.708 --> 09:56.416
‫- اسمت چیه؟
‫- چی؟

09:56.500 --> 09:59.000
‫- اسمت چیه؟ جواب بده!
‫- لینا! لینا گراب!

09:59.083 --> 10:02.041
‫منو دست می‌اندازی؟
‫این لینا گرب‌ـه. عکسشو ببین.

10:02.125 --> 10:03.875
‫هان؟ لینا گرب مرده.

10:03.958 --> 10:05.208
‫اون مرده.
‫«لینا گرب 1998-1995»

10:13.583 --> 10:15.916
‫اوه نگو که خودت خبر نداشتی.

10:21.833 --> 10:23.250
‫تو کی هستی؟ هان؟

11:12.000 --> 11:13.250
‫اون الان اومد.

11:14.166 --> 11:16.416
‫من هیچ عکسی
‫قبل از 1999 ندارم.

11:20.541 --> 11:22.000
‫مامان، ببین.

11:25.916 --> 11:29.291
‫انگاری... انگاری که هیچ ردی از
‫وجودیتِ من قبل از پنج سالگیم نیست.

11:29.833 --> 11:30.833
‫چطوری ممکنه؟

11:34.291 --> 11:35.500
‫یه چیزی بگو.

11:37.666 --> 11:38.666
‫نمی‌دونم.

11:41.000 --> 11:42.375
‫حالت چطوره، عزیز دلم؟

11:42.458 --> 11:44.791
‫من عزیز دلت نیستم،
‫دخترت هستم.

11:46.333 --> 11:47.333
‫منظورم اینه...

11:51.250 --> 11:52.958
‫هیچ عکسی از نوزادی من نیست.

11:54.500 --> 11:55.500
‫چرا؟

12:02.708 --> 12:04.125
‫مامان، بهم نگاه کن.

12:07.958 --> 12:08.958
‫تو می‌دونی.

12:10.625 --> 12:11.958
‫ته دلت، می‌دونی.

12:13.583 --> 12:14.583
‫کمکم کن.

12:21.416 --> 12:22.416
‫ببین.

12:24.583 --> 12:25.583
‫این تویی.

12:27.000 --> 12:28.000
‫این باباست.

12:29.000 --> 12:30.000
‫و این منم.

12:33.500 --> 12:34.625
‫داریوس.

12:36.833 --> 12:37.833
‫آمیتیس.

12:40.250 --> 12:41.416
‫لینا.

12:41.500 --> 12:43.041
‫نه، مامان، من اینجام.

12:44.291 --> 12:45.458
‫لینا.

12:45.541 --> 12:46.833
‫نه، من اینم.

12:46.916 --> 12:48.000
‫اینجا.

12:48.083 --> 12:49.500
‫- لینا.
‫- مامان، من اینجام!

12:49.583 --> 12:51.208
‫- اینجا، اینجا، اینجا، اینجا!
‫- لینا!

12:52.958 --> 12:54.625
‫معذرت می‌خوام، مامان.
‫معذرت می‌خوام.

13:19.125 --> 13:20.333
‫مامان، من واقعا...

13:41.791 --> 13:44.375
‫مامان؟

14:09.250 --> 14:10.416
‫اومده بود سراغ تو.

14:15.083 --> 14:16.583
‫اما برای چی می‌خواست
‫تو رو بکشه؟

14:20.708 --> 14:21.833
‫تو چی می‌دونی؟

14:23.833 --> 14:24.875
‫لینای من.

14:27.958 --> 14:28.958
‫بله.

14:30.500 --> 14:31.750
‫بله، مامان، من اینجام.

14:37.041 --> 14:38.125
‫لینای من مرده.

14:42.666 --> 14:45.416
‫ولی اون زنِ سیاه‌پوش
‫یه فرشته کوچولو بهمون داد.

15:23.750 --> 15:26.291
‫واقعا فکر می‌کردم این دفعه
‫تهش قراره یه حمام خون راه بیفته.

15:26.375 --> 15:29.625
‫افسون دست خودته، رئیس.
‫پدرخوانده‌ها رو توی مشت خودت داری.‌

15:29.708 --> 15:31.250
‫اونا مثل ماهی پیرانها هستند.

15:31.333 --> 15:33.833
‫منو زنده زنده می‌خورن.

15:33.916 --> 15:34.958
‫نکته خوبی بود.

15:35.500 --> 15:38.125
‫دستاورد بزرگی هم نبود،
‫فقط یه آتش‌بس گیرمون اومد.

15:38.708 --> 15:41.541
‫مشکل اصلی پدرخوانده‌ها
‫ذات خودشونه، می‌دونی؟

15:42.791 --> 15:45.000
‫در هر صورت، اگه بشنون که گاوصندوق رو
‫همدست داریوس و ژیلی دزدیده،

15:45.083 --> 15:48.125
‫حسابی آتش بازی راه میفته.
‫دیر یا زود این اتفاق رخ میده.

15:48.208 --> 15:51.833
‫اون فرد نقاب‌پوش، اون کسیه که
‫از شروع ماجرا همه‌کاره بوده.

15:51.916 --> 15:54.166
‫با انجیل شش‌گانه
‫می‌خوای چیکار کنی؟

15:55.166 --> 15:56.708
‫من اعتراف می‌کنم
‫که بهش فکر کردم.

15:56.791 --> 15:59.166
‫خب، به چیزای خطرناکی
‫فکر می‌کنی، مگه نه؟

15:59.250 --> 16:02.583
‫برای همین منو استخدام کردی، نه؟
‫من که برای خودم اسپیریت 111 رو می‌خریدم.

16:06.041 --> 16:08.041
‫بزرگترین قایق تفریحی چوبی دنیاست.

16:09.000 --> 16:11.375
‫و داخلش، یه کابین برای تو می‌سازم.

16:11.458 --> 16:12.916
‫به سبک سلما می‌سازمش.

16:13.666 --> 16:17.083
‫داریوس گرب می‌تونست
‫صدها قایق مثل اونو برای خودش بخره.

16:17.166 --> 16:18.958
‫دقیقا. چه اتفاقی براش افتاد؟

16:19.041 --> 16:21.875
‫ظاهرا ،مردم بعضی وقت‌ها
‫دست به کارهای عجیبی می‌زنند.

16:24.625 --> 16:26.041
‫هی!

16:28.875 --> 16:30.333
‫منو بیرون بیارید!

16:31.625 --> 16:33.166
‫چی شده؟

16:33.250 --> 16:36.041
‫تقصیر خودشه.
‫دست از فریاد زدن برنمی‌داره.

16:36.125 --> 16:38.916
‫منو بیرون بیارید!

16:39.000 --> 16:39.833
‫هی!

16:39.916 --> 16:41.791
‫بعلاوه اینکه منو احمق فرض کرده.

16:43.083 --> 16:44.958
‫همش میگه "اگه حرف بزنم،
‫اون منو می‌کشه."

16:45.041 --> 16:46.041
‫کلاسیک.

16:46.125 --> 16:48.625
‫و منم بهش گفتم،
‫"اگه حرف نزنی، من می‌کشمت."

16:48.708 --> 16:50.666
‫بعد از اون، نقش زمین شد.

16:50.750 --> 16:53.250
‫آه، جاذبه زبان رو
‫شل می‌کنه، می‌دونی؟

16:53.333 --> 16:54.916
‫ولی اون هنوز کله‌شقه.

16:55.000 --> 16:56.291
‫با خودمون می‌بریمش.

16:56.375 --> 16:58.375
‫ببینیم سر عقل میاد یا نه.

17:01.041 --> 17:03.625
‫- فکر کنم الان انگشت‌هاشو له کردی.
‫- امروز شانس باهاش یار نیست.

17:03.708 --> 17:06.416
‫نیم ساعت پیش اومد.
‫توی اتاقه.

17:13.916 --> 17:15.166
‫اوه، ایناهاش.

17:16.000 --> 17:17.000
‫لینا؟

17:19.416 --> 17:20.458
‫لینا!

17:22.000 --> 17:23.666
‫- لینا!
‫- اوه!

17:27.125 --> 17:28.500
‫لینا!

17:39.458 --> 17:40.625
‫کجاست؟

17:40.708 --> 17:42.500
‫پیاده که نیومدی اینجا؟

17:45.041 --> 17:46.583
‫لینا!

17:47.541 --> 17:50.333
‫فرار نکن، لعنتی!
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

17:50.416 --> 17:53.416
‫و تو؟ از پرستارهای مامانم
‫خواستی جاسوسی منو بکنند؟

17:53.500 --> 17:54.500
‫معلومه که نه!

17:57.958 --> 17:59.416
‫آره. آره.

17:59.500 --> 18:01.083
‫ولی واقعا لازم بود که ببینمت.

18:03.583 --> 18:06.583
‫- لعنت بهش. ما دوتا...
‫- نه، این درباره ما دوتا نیست. می‌دونم.

18:07.750 --> 18:08.875
‫این چیه؟

18:08.958 --> 18:11.041
‫به تو ربطی نداره.
‫پس چی می‌خوای؟

18:13.875 --> 18:15.083
‫می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

18:19.125 --> 18:21.166
‫من از خودمم سوالای زیادی
‫بعد از دیشب پرسیدم.

18:21.250 --> 18:23.291
‫درک می‌کنم.
‫می‌دونم چیو داری پنهان می‌کنی.

18:25.666 --> 18:28.541
‫پلیس تو رو ناامید کرد،
‫پس نمی‌خوای به یه زندگی عادی برگردی.

18:28.625 --> 18:30.875
‫مخصوصا با یه پلیس،
‫درک می‌کنم.

18:33.625 --> 18:35.541
‫اینجایی که ازم بخوای
‫دست بردارم، درسته؟

18:36.750 --> 18:40.000
‫اینجام که بهت بگم پرونده رو
‫دوباره باز می‌کنم. قاتل باباتو پیدا می‌کنم.

18:40.083 --> 18:43.166
‫یا می‌تونی سرت به کار خودت باشه
‫و بذاری من نفس بکشم.

18:43.666 --> 18:44.875
‫فقط نفس.

18:51.666 --> 18:52.958
‫- اون خون‌ـه.
‫- هان؟

18:53.875 --> 18:55.791
‫خب، توی یه بیمارستان
‫هستیم، پس...

19:30.458 --> 19:32.458
‫گوش کن، حق با توئه.
‫میذارم یه نفسی تازه کنی.

19:33.500 --> 19:35.208
‫ولی خودتو درگیر
‫این ماجرا نکن، لینا.

19:39.250 --> 19:40.875
‫وگرنه دستگیرت می‌کنم.
‫متوجه شدی؟

19:42.708 --> 19:44.500
‫- متوجه شدی؟
‫- اوهوم.

20:10.958 --> 20:14.875
‫هی، می‌دونم.
‫نباید لینا رو بازجویی می‌کردم.

20:14.958 --> 20:17.125
‫وسط یه جنگ
‫ازم سرپیچی می‌کنی؟

20:20.583 --> 20:22.250
‫یه حس بدی
‫نسبت به این بچه دارم.

20:22.333 --> 20:24.000
‫خب، برای همینه که
‫دارم امتحانش می‌کنم.

20:24.500 --> 20:27.208
‫اگه موفق بشه،
‫اعتماد من و تو رو به دست میاره.

20:27.291 --> 20:29.375
‫و اگه شکست بخوره؟

20:29.458 --> 20:30.541
‫اگه شکست بخوره...

20:33.250 --> 20:35.625
‫سلام. حالت چطوره؟

20:38.333 --> 20:40.083
‫یکی رو فرستادم
‫پیش مادرت.

20:40.791 --> 20:42.583
‫که حواسش بهش باشه
‫و اونجا رو مرتب کنه.

20:43.916 --> 20:45.500
‫خیلی‌خب، حسابی گرمش کردی؟

20:45.583 --> 20:47.250
‫آره. بهش نیاز داشت.

20:50.375 --> 20:51.791
‫بفرما.

20:53.625 --> 20:55.333
‫پس...

20:56.125 --> 20:58.500
‫اگه درست یادم باشه،
‫سوال این بود که

20:58.583 --> 21:00.875
‫چرا هیچ نگهبانی
‫توی محل ترن‌ها نبود؟

21:02.541 --> 21:03.625
‫اون مجبورم کرد.

21:05.250 --> 21:06.458
‫یارو روانیه.

21:08.333 --> 21:10.125
‫هیچکس به هروی نه نمیگه.

21:10.208 --> 21:11.291
‫نه حتی والدینش.

21:11.375 --> 21:13.041
‫چی؟ پسر ترن؟

21:13.125 --> 21:15.541
‫چرت و پرته.
‫چی میگی، داش؟

21:15.625 --> 21:18.375
‫هروی برای یکی کار می‌کنه.

21:19.000 --> 21:21.000
‫نمی‌دونم کیه.

21:28.625 --> 21:29.833
‫پسر ترن.

21:32.333 --> 21:34.041
‫اون برای یارو نقاب‌پوش کار می‌کنه.

21:35.833 --> 21:36.833
‫این اصلا خوب نیست.

21:50.708 --> 21:53.458
‫چرا پسر یه پدرخوانده
‫باید انجیل شش‌گانه رو بدزده؟

21:53.541 --> 21:55.291
‫تا ترفیع خودشو سرعت بده.

21:55.375 --> 21:58.000
‫چون والدینش هیچوقت
‫مسئولیتی بهش نمیدن.

21:58.083 --> 22:00.708
‫اون حتی کسب و کار خودشو
‫راه انداخت. بازی های مرگ.

22:02.458 --> 22:04.958
‫سرتاسر دنیا کسایی رو داره
‫که شرط بندی می‌کنند.

22:05.958 --> 22:07.708
‫شرکت کننده ها می‌تونند
‫پول زیادی به جیب بزنند.

22:11.750 --> 22:14.458
‫اما اغلب اوقات،
‫یه گلوله نصیبشون میشه.

22:15.000 --> 22:17.958
‫اگه می‌خوایم اون
‫و گاوصندوق رو پیدا کنیم،

22:18.041 --> 22:19.625
‫باید بفهمیم بازی بعدیش کجاست.

22:22.166 --> 22:23.500
‫پس تو باید شرکت کنی.

22:25.625 --> 22:27.791
‫"لینا، برو پیش ماما."

22:27.875 --> 22:29.791
‫"لینا، برو توی تریلی."

22:29.875 --> 22:33.875
‫"لینا، برو با چند نفر در بیفت."
‫من سگ تو نیستم. خودت برو.

22:36.416 --> 22:38.000
‫مگه اینکه نمی‌تونی.

22:38.625 --> 22:39.958
‫چاره دیگه ای نداری، مگه نه؟

22:40.041 --> 22:42.416
‫حق با توئه.
‫من دیگه نمی‌تونم.

22:42.500 --> 22:46.083
‫توی یه موقعیت حساس ممکنه
‫از پا در بیام. اوضاع خیلی حساسه.

22:46.916 --> 22:48.541
‫ولی یه چاره دارم.

22:49.083 --> 22:50.166
‫تو چاره منی.

22:51.500 --> 22:53.541
‫تو قوتی هستی
‫که دیگه ندارمش.

22:57.625 --> 22:59.458
‫خب، برو خونه.

23:01.416 --> 23:03.375
‫برو یه ذره استراحت کن.
‫لازمش داری.

23:17.041 --> 23:18.708
‫سلام، همسایه.
‫حالت چطوره؟

23:23.458 --> 23:24.625
‫کمک می‌خوای؟

23:30.541 --> 23:31.541
‫یه دقیقه وایسا.

23:55.333 --> 23:58.208
‫خب، به خونه خوش اومدی.
‫از بالکن اومدم.

23:59.083 --> 24:01.375
‫عه، خونریزی داری.
‫بیا اینجا.

24:32.416 --> 24:33.916
‫تو واقعا کمکی بهم نمی‌کنی.

24:38.541 --> 24:39.541
‫درد داره؟

24:40.208 --> 24:41.208
‫نه.

24:45.500 --> 24:48.750
‫بهت می‌گفتم استراحت کنی
‫تا بهتر بشه، ولی فایده ای نداره.

24:48.833 --> 24:50.083
‫چاره دیگه ای ندارم.

24:51.208 --> 24:53.083
‫نگو که همیشه یه چاره ای دارم.

24:59.458 --> 25:01.416
‫فکر کردم دارم
‫کار درست رو انجام میدم.

25:03.541 --> 25:05.125
‫فکر کردم می‌تونم
‫به چندتا جواب برسم.

25:05.208 --> 25:09.041
‫هر چی جلوتر میرم، کمتر می‌تونم به چیزایی که
‫درباره خانواده‌ام یا خودم می‌دونستم، اعتماد کنم.

25:09.750 --> 25:12.750
‫خب، دیگه نمی‌دونم.
‫حتی نمی‌دونم کی هستم.

25:13.708 --> 25:14.875
‫تو یه دختر شگفت انگیزی.

25:23.041 --> 25:24.041
‫و تو کی هستی؟

25:48.208 --> 25:49.208
‫شرمنده.

25:52.833 --> 25:54.708
‫کار اشتباهی کردم یا...

26:02.708 --> 26:04.458
‫وقتی کوچولو بودم
‫و کار اشتباهی می‌کردم،

26:04.541 --> 26:06.916
‫می‌ترسیدم که زن سیاه‌پوش
‫بیاد سراغم.

26:07.500 --> 26:08.750
‫کاملا فراموش کرده بودم.

26:21.125 --> 26:23.833
‫چیزی که می‌دونیم اینه که
‫کجا با شرکت کننده ها ملاقات می‌کنه.

26:23.916 --> 26:26.833
‫آماده باش که چشماتو ببندند.
‫هی، داری گوش میدی؟

26:28.791 --> 26:30.166
‫این تو هستی؟ هان؟

26:32.291 --> 26:34.041
‫مهارت خوبی توی نقاشی نداشتی.

26:40.875 --> 26:42.000
‫خب، این تویی؟

26:43.416 --> 26:45.666
‫تو زن سیاه‌پوش
‫توی همه نقاشی‌هام هستی.

26:46.916 --> 26:50.833
‫چیه، تعقیب می‌کردی منو؟
‫یا جاسوسی منو می‌کردی؟

26:53.083 --> 26:54.333
‫یا حواست بهم بود؟

26:55.291 --> 26:57.541
‫چرا وقتی بچه بودم
‫منو دنبال می‌کردی؟

26:57.625 --> 26:58.666
‫چرا؟

27:08.625 --> 27:09.625
‫چون...

27:11.375 --> 27:12.458
‫تو مادرم هستی؟

27:15.208 --> 27:16.250
‫یه نگاه به خودمون انداختی؟

27:19.583 --> 27:21.083
‫من مادرت نیستم.

27:24.833 --> 27:26.875
‫- ولی از یک خون هستیم.
‫- چی؟

27:28.541 --> 27:29.791
‫یعنی چی؟

27:31.541 --> 27:32.750
‫لعنت بهت، جواب بده.

27:37.458 --> 27:39.375
‫سوالای زیادی داری،
‫ولی وقت کمی داریم.

27:40.791 --> 27:42.250
‫رسیدیم، برو.

27:43.458 --> 27:44.458
‫وگرنه چی؟

27:47.250 --> 27:49.000
‫تفنگت رو به سمتم نشونه می‌گیری؟

27:49.833 --> 27:50.833
‫بهم مشت میزنی؟

27:56.791 --> 27:58.625
‫اگه یه وقت بیفتی توی
‫یه دریاچه یخ‌زده،

27:58.708 --> 28:01.291
‫فقط بیرون اومدن ازش
‫برات مهمه، درسته؟

28:01.875 --> 28:05.458
‫پس، توی بازی هروی شرکت کن
‫و اونو بیارش پیش من.

28:05.541 --> 28:08.916
‫چون از الان به بعد،
‫حقیقت تنها چیزیه که بهش اهمیت میدی.

28:09.000 --> 28:10.583
‫هر کاری براش انجام میدی.

28:10.666 --> 28:13.041
‫حتی از منم اطاعت می‌کنی
‫با اینکه افسارت رو باز کردم.

28:14.416 --> 28:15.875
‫وقت منو هدر نده.

28:19.916 --> 28:21.375
‫بعد از اون، جوابتو میدم.

28:44.958 --> 28:46.000
‫کسی هست؟

28:50.708 --> 28:52.000
‫کسی هست؟

29:01.291 --> 29:02.333
‫الان کمکتون می‌کنم!

30:05.958 --> 30:07.416
‫اومدی اینجا که
‫دهنم رو آسفالت کنی؟

30:09.583 --> 30:10.583
‫نه؟

30:11.333 --> 30:12.666
‫پس چی می‌خوای؟

30:13.958 --> 30:15.041
‫فایل گرب.

30:17.250 --> 30:19.083
‫فایل گرب.

30:20.416 --> 30:21.791
‫آه، فایل گرب.

30:23.458 --> 30:25.208
‫فایل گرب...

30:25.291 --> 30:27.208
‫بفرما، داش،
‫هر چقدر دوست داری بخونش.

30:28.458 --> 30:31.658
‫تحلیلش کن، جزئیاتشو بررسی کن،
‫تا بفهمی من اونقدری که فکر می‌کنی دیوونه نیستم.

30:43.000 --> 30:47.083
‫آقایون و خانم ها، خوش اومدید!

30:47.166 --> 30:50.708
‫اما اول از همه، متاسفم
‫اگه سفر ناخوشآیندی به اینجا داشتید.

30:51.208 --> 30:54.125
‫اما همونطور که می‌دونید،
‫جایزه نهایی ارزشش رو داره.

30:55.541 --> 30:57.416
‫- قوانین ساده هستند.
‫- به نظر ضعیف میاد، داداش.

30:57.500 --> 30:58.625
‫این یه مسابقه هست.

30:58.708 --> 31:02.041
‫اولین کسی که به من برسه،
‫برنده جایزه میشه.

31:02.125 --> 31:05.125
‫آسونه! نه؟
‫عقب نمونید.

31:05.208 --> 31:07.250
‫مسیر درست رو پیدا کنید و برید.

31:07.333 --> 31:09.833
‫فقط یه برنده خواهیم داشت.
‫اینجا خبری از شریک شدن نیست.

31:09.916 --> 31:12.208
‫و برای اونایی که زخمی بشن،
‫نیازی به جیغ زدن نیست.

31:12.291 --> 31:15.041
‫ما آدم های خوبی هستیم،
‫میاییم و دخلتونو میاریم.

31:16.000 --> 31:19.208
‫البته، یه چندتا سورپرایز هم
‫براتون دارم.

31:20.541 --> 31:23.833
‫اگه خیلی کند هستید،
‫آماده روبرو شدن با سگ ها یا گلوله باشید.

31:54.916 --> 31:57.416
‫یک فیوری همه چیز رو
‫بررسی و جاهای خالی رو پر می‌کنه.

32:05.875 --> 32:07.541
‫از حافظه پیرامونی خودت استفاده کن.

32:08.083 --> 32:10.916
‫چیزی که بدون نگاه کردن می‌فهمی.

32:24.125 --> 32:26.916
‫و اگه مطمئن نیستی،
‫به حس های خودت اعتماد کن.

32:44.416 --> 32:47.250
‫کمکم کن، گیر افتادم!

32:49.833 --> 32:51.791
‫- متاسفم! متاسفم!
‫- نه!

32:51.875 --> 32:55.291
‫نه، منو جا نذار!
‫منو جا نذار! منو جا نذار!

33:27.291 --> 33:29.458
‫برو! برو! برو!
‫برو! برو! برو!

33:39.083 --> 33:42.041
‫خب، مرحبا شاهزاده خانم.
‫من که حاضر نبودم روی تو شرط ببندم.

34:20.458 --> 34:21.458
‫گاوصندوق کجاست؟

34:22.000 --> 34:23.208
‫برو درتو بذار!

34:24.416 --> 34:25.458
‫گاوصندوق کجاست؟

34:25.541 --> 34:28.791
‫تو بهم شلیک نمی‌کنی.
‫جنده هایی مثل تو...

34:28.875 --> 34:30.333
‫کافیه! کافیه! کافیه!

34:31.708 --> 34:33.750
‫باشه! باشه!
‫همه چیزو بهت میگم!

34:33.833 --> 34:34.833
‫کافیه!

34:38.416 --> 34:39.500
‫همه چیزو بهت میگم.

34:49.541 --> 34:52.125
‫آقا، خانم،
‫شرط خودتونو بذارید.

34:52.708 --> 34:53.708
‫نوبت شماست، آقا.

34:55.791 --> 34:56.958
‫آقا برنده‌ـست.

35:15.958 --> 35:17.875
‫مشکلی پیش اومده، ترن؟

35:17.958 --> 35:19.000
‫عرق کردی.

35:19.083 --> 35:20.666
‫نگران مراسم امشب هستم.

35:20.750 --> 35:22.250
‫حسابی برنامه ریختیم براش.

35:22.333 --> 35:24.375
‫حسابی بهش استرس میده.

35:24.458 --> 35:27.333
‫باز خوبه مشکل از پروستاتش نیست.

35:30.916 --> 35:31.916
‫لبخند بزن.

35:38.750 --> 35:40.750
‫- گرفتیش؟
‫- داریم ترتیبشو میدیم.

35:41.916 --> 35:44.625
‫فقط اومدم اینجا که مطمئن بشم
‫کسی از کوره در نره.

35:45.708 --> 35:47.666
‫حق با اونه.
‫لبخند بزن.

36:07.125 --> 36:08.750
‫ماما؟

36:08.833 --> 36:11.125
‫دیدن عروس قبل از عروسی
‫بدیُمنی میاره.

36:11.625 --> 36:13.958
‫همینطور دیدن گاوصندوق
‫قبل از مراسم.

36:14.458 --> 36:17.416
‫وقتی کسی ازم رازی رو
‫مخفی کرده، حسابی کنجکاوم می‌کنه.

36:18.000 --> 36:19.791
‫از این حس خوشم نمیاد.
‫ناخوشآینده.

36:21.791 --> 36:25.208
‫و تحقیر شدن جلوی همه؟
‫اون حس رو دوست داری؟

36:25.291 --> 36:26.583
‫و اگه تو در اشتباه باشی؟

36:28.083 --> 36:29.500
‫برو خوش بگذرون، ماما.

36:58.291 --> 37:00.500
‫- آه، اون بچه‌ـست.
‫- یالا، بیا بیرون.

37:01.291 --> 37:04.291
‫حق با تو بود، بچه‌جون.
‫آدرس درستی رو بهت داد.

37:04.375 --> 37:05.375
‫یالا، عجله کن.

37:05.416 --> 37:07.791
‫نوچه های نقاب‌پوش هم
‫اینجا بودن.

37:07.875 --> 37:09.958
‫و فقط چاقوی جیبی
‫همراشون نداشتند.

37:10.041 --> 37:13.500
‫اون نمی‌دونه که دستورات از کی میاد.
‫هرگز اونا رو بدون نقاب ندیده.

37:14.791 --> 37:15.958
‫سلما کجاست؟

37:16.041 --> 37:19.333
‫توی مراسم قرائت کتاب مقدسه
‫تا مطمئن بشه اوضاع از کنترل خارج نشه.

37:19.416 --> 37:20.416
‫بیا.

37:24.500 --> 37:26.750
‫قبل از اینکه تو رو
‫به پیش والدینت برگردونیم،

37:27.833 --> 37:30.708
‫بهمون بگو برای چی
‫داریوس گرب توی این دزدی دست داشت.

37:34.291 --> 37:35.666
‫بازم می‌خوای؟

37:35.750 --> 37:38.375
‫- نه، باشه، بیخیال. باشه.
‫- زود باش.

37:38.458 --> 37:41.500
‫هیچوقت نتونستم
‫خشونت فیزیکی رو تحمل کنم.

37:44.083 --> 37:45.458
‫تو دختر داریوسی؟

37:47.375 --> 37:48.458
‫برای چی انجامش داد؟

37:49.166 --> 37:50.916
‫مشخصه که برای تو، عزیزم.

37:51.500 --> 37:52.708
‫به خاطر تو انجامش داد.

37:53.208 --> 37:55.583
‫می‌خواست یه زندگی جدیدی
‫به دور از اینجا رو بهت بده.

37:56.541 --> 37:59.500
‫ظاهرا، داریوس نگران این بود که
‫المپ ممکنه تو رو استخدام کنه.

38:00.166 --> 38:01.458
‫میگن تو خاص هستی.

38:02.833 --> 38:03.833
‫خب، هستی؟

38:06.791 --> 38:09.791
‫بگذریم، اون حاضر بود هر کاری
‫برای نجات تو انجام بده، حتی خیانت به اونا.

38:11.625 --> 38:12.958
‫در حقیقت، همه اینا...

38:13.875 --> 38:15.416
‫همه اینا، تقصیر توئه.

38:15.916 --> 38:18.500
‫تقصیر توئه که بابات
‫به قتل رسید.

38:19.291 --> 38:21.500
‫تقصیر اونه.

38:21.583 --> 38:22.500
‫بذار ببینیمش.

38:22.583 --> 38:25.083
‫من به بابانوئل اعتقادی ندارم.
‫اینقدر ما رو بازی نده!

38:25.166 --> 38:26.708
‫بعد از یه نگاه کوچولو،
‫میریم سراغ بازی خودمون.

38:26.791 --> 38:28.250
‫من اینجا نیومدم که بازی کنم.

38:28.833 --> 38:29.875
‫بازش کن!

38:29.958 --> 38:32.125
‫دست کثیفت رو به
‫پارچه من نزن، فهیم.

38:32.208 --> 38:35.500
‫بازش کن وگرنه این قایق رو
‫آتیش می‌زنم. متوجه شدی؟

38:37.666 --> 38:39.500
‫سلما، بهم بگو.

38:40.000 --> 38:41.666
‫دیگه متوجه یه دست بازنده نمیشی؟

39:06.291 --> 39:07.291
‫از این طرف.

39:08.083 --> 39:09.208
‫هیچکس شما رو نمی‌بینه.

39:11.125 --> 39:12.125
‫تکون بخور.

39:15.041 --> 39:17.708
‫بندازش پایین.
‫فیوری میاد بازجوییش کنه.

39:18.666 --> 39:20.291
‫اینجوری نگاهم نکن، داداش.

39:31.166 --> 39:32.958
‫برو بیرون.
‫رئیسم داره دنبالت می‌گرده.

39:36.333 --> 39:37.333
‫پارکز؟

39:38.416 --> 39:39.916
‫تو برای پارکز کار می‌کنی؟

39:58.250 --> 39:59.541
‫من حرفی نزدم، قسم می‌خورم.

40:00.291 --> 40:03.375
‫من حرفی نزدم، قسم می‌خورم.
‫منو نکش.

40:04.166 --> 40:06.833
‫منو نکش.

40:12.291 --> 40:13.791
‫از خودت پذیرایی کن.

40:23.708 --> 40:25.500
‫لطفا!

40:25.583 --> 40:27.000
‫ساکت!

40:45.625 --> 40:47.583
‫اجازه بدید لینا آراگو رو
‫به شما معرفی کنم.

40:49.500 --> 40:50.500
‫برادرزاده‌ام.

40:51.166 --> 40:52.166
‫هم‌خونم.

40:52.625 --> 40:53.958
‫فیوری آینده شما.

41:09.541 --> 41:10.541
‫مرحبا!

41:12.166 --> 41:13.166
‫مرحبا!

41:16.750 --> 41:17.750
‫مرحبا!

41:31.458 --> 41:33.041
‫"فیوری آینده شما"؟

41:35.416 --> 41:36.750
‫حس عجیبی داره، نه؟

41:36.833 --> 41:37.833
‫اوهوم.

41:38.500 --> 41:39.625
‫برای منم همینطور.

41:53.333 --> 41:54.708
‫والدینم کی بودن؟

42:06.125 --> 42:07.583
‫بابای تو، برادرم بود.

42:08.208 --> 42:09.500
‫اسمش دریس بود.

42:10.875 --> 42:12.125
‫و مادرت هم کهینا بود.

42:14.500 --> 42:16.166
‫اونا خیلی عاشق همدیگه بودن.

42:17.125 --> 42:18.708
‫و تو اونا رو خیلی خوشحال کردی.

42:25.750 --> 42:26.833
‫اونا، آم...

42:43.500 --> 42:44.583
‫توی یه تصادف.

43:00.541 --> 43:01.708
‫ژیلی.

43:01.791 --> 43:03.458
‫انجیل؟ انجیل کجاست؟

43:03.541 --> 43:05.041
‫اوه، لعنت بهش.

43:36.041 --> 43:38.125
‫سلما!

43:48.149 --> 43:53.149
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

43:53.173 --> 43:59.173
ترجمه شده توسط : مهدی ابوئی 
... :: Stephell :: ...

45:12.541 --> 45:13.958
‫پس فیوری ها واقعی هستند؟

45:15.250 --> 45:17.583
‫یکی رو می‌خوام که کمکم کنه
‫تا بتونم بگیرمش.

45:19.625 --> 45:21.333
‫اینو برای لینا انجام میدی، درسته؟

45:23.916 --> 45:25.750
‫اگه کمکم کنی، می‌تونیم
‫فیوری رو قبل از اینکه دوست دخترت

45:25.833 --> 45:27.958
‫مرتکب اشتباهی بشه،
‫گیر بندازیم.
