WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.021 --> 01:18.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت نهم »

01:55.241 --> 01:57.243
‫نصف‌تون برید دنبال مَرده، نصف دنبال زنه. برید

01:57.267 --> 02:07.267
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:13.551 --> 02:15.761
‫به محض پریدنت پیدات کردیم

02:16.845 --> 02:18.138
‫خودم می‌خواستم

02:21.016 --> 02:22.101
‫سلام سرپرست

02:24.979 --> 02:26.063
‫بخواب

02:57.303 --> 02:58.679
‫خوش برگشتی

03:01.515 --> 03:03.350
‫نمی‌دونید چه کاری...

03:11.859 --> 03:15.154
‫این مال دخترم بود

03:15.654 --> 03:16.864
‫سالوور هاردین

03:17.364 --> 03:18.573
‫یه جورایی مشهوره

03:18.574 --> 03:21.619
‫احتمالاً بشناسیش.
‫خیلی وقت پیش کارِ تو رو می‌کرد

03:22.745 --> 03:23.786
‫تاج

03:23.787 --> 03:26.457
‫توی بازجویی‌ها ازش استفاده می‌کرد

03:27.166 --> 03:29.584
‫کمکش می‌کرد بفهمه کی دروغ میگه

03:29.585 --> 03:31.128
‫ولی اگه میول توی ذهنت باشه،

03:31.837 --> 03:34.172
‫دیگه حتی نمی‌دونی چی حقیقت داره، درسته؟

03:34.173 --> 03:36.091
‫پس اصلاً می‌تونی دروغ بگی؟

03:38.177 --> 03:39.177
‫گربه

03:40.262 --> 03:43.140
‫من دارم از ترمینوس نو محافظت می‌کنم.
‫کاریه که همیشه می‌کردم

03:44.183 --> 03:45.643
‫اون آدمی نیست که فکر می‌کنی

03:57.780 --> 04:01.075
‫درد داره؟ کاری که باهات کرده؟

04:02.326 --> 04:04.328
‫به عمرم عشقی مثل اون رو ندیدم

04:05.829 --> 04:06.872
‫خب

04:08.123 --> 04:09.332
‫پس مشخص شد

04:09.333 --> 04:11.459
‫- کجاست؟
‫- نه

04:11.460 --> 04:13.586
‫توی ترمینوس نو چند نفر رو شستشوی مغزی داره؟

04:13.587 --> 04:14.504
‫به قدر کافی

04:14.505 --> 04:16.589
‫سروان پریچر. اون هم شستشوی مغزی شده؟

04:16.590 --> 04:17.548
‫نمی‌دونم

04:17.549 --> 04:19.843
‫توی شک زندگی کن

04:21.595 --> 04:23.264
‫بزن لت و پارم کن

04:24.431 --> 04:25.849
‫می‌دونم داری می‌میری که انجامش بدی

04:30.479 --> 04:31.605
‫نیازی نیست

04:36.485 --> 04:37.778
‫فلن گریر

04:38.445 --> 04:40.197
‫در حین برداشت به دنیا اومد

04:40.739 --> 04:41.991
‫سرباز خوبیه

04:44.159 --> 04:45.869
‫از پل‌ها می‌ترسی

04:54.920 --> 04:56.130
‫چی کار داری می‌کنی؟

04:56.839 --> 04:58.214
‫یادت می‌گیرم

04:58.215 --> 05:01.759
‫میول کجاست؟ قدم بعدیش چیه؟

05:01.760 --> 05:03.846
‫بهت نمیگم

05:04.471 --> 05:05.639
‫عیب نداره

05:10.561 --> 05:12.021
‫نمی‌تونم بهت بگم

05:15.900 --> 05:16.901
‫درد داره

05:20.112 --> 05:21.196
‫واقعاً درد داره

05:23.782 --> 05:25.075
‫چی شد؟

05:36.962 --> 05:38.047
‫درد داره

05:45.554 --> 05:47.264
‫تا حالا چنین عشقی رو ندیدم

05:47.890 --> 05:49.350
‫تا حالا چنین عشقی رو ندیدم

05:55.231 --> 05:57.315
‫تا حالا چنین عشقی رو ندیدم

05:57.316 --> 05:58.734
‫تا حالا چنین عشقی رو...

06:06.408 --> 06:08.118
‫تا حالا چنین عشقی رو ندیدم

06:08.142 --> 06:18.142
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

06:22.049 --> 06:23.217
‫ما تنها نیستیم

06:23.801 --> 06:25.052
‫اینجا نباید ساکت باشید

06:26.804 --> 06:27.720
‫گیل

06:27.721 --> 06:28.806
‫نه

06:29.557 --> 06:31.976
‫باید مطمئن بشیم شستشوی مغزی نشدی

06:32.560 --> 06:33.602
‫راست میگی

06:34.478 --> 06:35.479
‫باید بدونی

06:57.459 --> 06:59.211
‫همه‌تون باید همین الان باهام بیاید

07:07.052 --> 07:09.722
‫همیشه امید داشتی که هسته محکمی داشته باشی، مگه نه؟

07:11.265 --> 07:13.350
‫مطمئنم فکر نمی‌کردی یه استخوان ساده باشه

07:15.603 --> 07:17.229
‫ایستگاه فضایی بزرگیه،

07:17.855 --> 07:19.899
‫اونوقت می‌خوای کل وقتت رو با من بگذرونی

07:20.524 --> 07:22.359
‫مگه نگفتی گیل دورنیک اومده؟

07:22.943 --> 07:24.486
‫نباید بری بهش رسیدگی کنی؟

07:25.195 --> 07:26.739
‫گمونم خودش پیدام می‌کنه

07:30.910 --> 07:34.580
‫راستی، وقتی تو مثل زباله فضایی...

07:35.205 --> 07:36.457
‫توی فضا معلق بودی...

07:36.999 --> 07:39.335
‫شورای کهکشانیت خبر داد که می‌خواد باهام صحبت کنه

07:40.169 --> 07:42.046
‫شاید سعی دارن نجاتت بدن

07:46.425 --> 07:47.426
‫نه

07:48.135 --> 07:49.220
‫شوخی کردم

07:52.056 --> 07:53.599
‫دارن ترانتور رو بهم میدن

07:54.099 --> 07:56.434
‫گفتم بخوای ببینی که قراره چی رو از دست بدی

07:56.435 --> 07:58.395
‫به جز پاهات

08:01.023 --> 08:03.608
‫هنوز نیومده؟ بانو دمرزل؟

08:03.609 --> 08:04.692
‫چی شده؟

08:04.693 --> 08:07.362
‫نمی‌دونم. الان دیدمش و حس می‌کنم یه چیزی...

08:07.363 --> 08:08.696
‫اومدم

08:08.697 --> 08:10.157
‫می‌تونید شروع کنید

08:10.658 --> 08:12.951
‫تصمیمی گرفته شده

08:12.952 --> 08:15.787
‫حتی آخرین بازماندگان بنیاد اومدن که شاهدهش باشن

08:15.788 --> 08:18.290
‫ولی کلیانِ ما غایبه

08:18.791 --> 08:20.000
‫امپراتور کجاست؟

08:21.252 --> 08:22.586
‫من امپراتورم

08:23.170 --> 08:25.964
‫میول خوشحال نمی‌شه
‫که کاغذکادوی ما رو باز کنه

08:25.965 --> 08:27.966
‫و توش یه مشاور پیدا کنه

08:27.967 --> 08:29.926
‫ما هیچ کادویی به میول نمیدیم

08:29.927 --> 08:32.887
‫تحویل دادنِ ترانتور کار درسته.
‫همه قبول داریم

08:32.888 --> 08:33.972
‫من قبول ندارم

08:33.973 --> 08:35.890
‫اینجوری نمی‌شه با امپراتوری برخورد کرد

08:35.891 --> 08:38.059
‫نمی‌شه اینجوری به یه گوشه هُلـشون بدین

08:38.060 --> 08:39.643
‫تو یه غریبه هستی

08:39.644 --> 08:43.273
‫به نشانه احترام اینجایی،
‫نماینده‌ای از یک دنیای سقوط کرده...

08:43.274 --> 08:45.109
‫من امپراتوری رو می‌شناسم

08:45.609 --> 08:47.944
‫نمی‌شه زورشون کرد

08:47.945 --> 08:50.405
‫ممنون سفیر، اعتراضت تفهیم شد

08:50.406 --> 08:53.492
‫حالا یالا. پیرمرد کجاست؟

08:56.120 --> 08:59.582
‫بهتره پیر باشم تا یه لاشی خائن

09:00.082 --> 09:02.667
‫دمرزل، لطفاً مهمون‌مون رو بیار

09:02.668 --> 09:04.169
‫ارتباط برقرار شه

09:06.672 --> 09:09.717
‫خب، میول

09:10.718 --> 09:15.221
‫این دو سیاستمدار دغل‌باز و این خانم مذهبی

09:15.222 --> 09:17.057
‫می‌خوان یه پیشنهاد خائنانه بدن

09:17.766 --> 09:22.770
‫ترانتور و یک امپراتوری که نزدیک تاریخ فروشش رسیده،

09:22.771 --> 09:27.109
‫در عوض این اطمینان که دیگه خشونتی نباشه

09:29.069 --> 09:30.362
‫جالب شد

09:31.405 --> 09:32.405
‫بیشتر تعریف کن

09:34.617 --> 09:36.201
‫علاقمند شد

09:36.827 --> 09:39.454
‫ببین به چه دستیابی‌ای رسیدی، رئیس

09:39.455 --> 09:41.122
‫نقشه‌ات چیه، امپراتور؟

09:41.123 --> 09:46.294
‫فقط دنبال مقصر اتفاقی که می‌افته هستم

09:46.295 --> 09:47.546
‫آره

09:49.340 --> 09:52.509
‫ترانتور و گمونم تو رو در هر زمانی می‌پذیرم

09:53.177 --> 09:54.553
‫اشانتیون مجانی

09:55.304 --> 09:58.056
‫چی؟ ببخشید، الان چک کردم

09:58.057 --> 09:59.433
‫اون پیشنهاد منقضی شده

10:00.351 --> 10:03.062
‫ترانتور جایی که بهش تعلق داره می‌مونه

10:03.729 --> 10:04.855
‫با من

10:07.524 --> 10:11.862
‫می‌تونم به سرعتی که کالگان و بنیاد رو تصاحب کردم
‫ترانتور رو هم بگیرم

10:13.197 --> 10:14.198
‫می‌تونی؟

10:20.537 --> 10:26.168
‫در ساعات آخر عمرم، در مقابل یک دیکتاتور زانو نمی‌زنم

10:26.919 --> 10:29.755
‫که اسم یه حیوان مزرعه‌ای روشه

10:32.508 --> 10:34.969
‫این نوواکولای منه

10:35.636 --> 10:36.929
‫یه بمبه

10:37.721 --> 10:40.015
‫که قدرتش از یک سیاهچاله میاد

10:41.559 --> 10:42.976
‫داسک، نکن

10:42.977 --> 10:44.811
‫ما از این ماجرا چیزی نمی‌دونستیم

10:44.812 --> 10:48.273
‫به عنوان یه کادو برای برادر داون نگهش داشته بودم،

10:48.274 --> 10:52.486
‫ولی حالا، به جاش کادویی برای شما سه نفره

10:55.364 --> 10:56.699
‫رئیس کین...

10:58.242 --> 11:00.786
‫شورای کهکشانی می‌تونه اول از همه باشه

11:10.421 --> 11:15.091
‫پروتکل رو رعایت کنید، مردم.
‫لطفاً پروتکل مجلس رو رعایت کنید

11:15.092 --> 11:19.597
‫تا وقتی پاسخی از ترانتور نیاد، باید آروم باشیم

11:35.905 --> 11:37.197
‫قلمروی کلاد

11:38.282 --> 11:40.910
‫اون همه سیاره کوچولوی قشنگ

11:42.536 --> 11:43.621
‫بعدی تویی

11:54.340 --> 11:55.424
‫نه

11:57.509 --> 11:58.928
‫نه

12:00.846 --> 12:01.847
‫نه

12:07.019 --> 12:08.354
‫نسل‌کشی

12:08.854 --> 12:10.231
‫اونوقت تو کاری نمی‌کنی

12:10.731 --> 12:12.358
‫تو هم همینطور، زفیر

12:12.983 --> 12:15.860
‫همیشه فکر می‌کردم اینکه روی یه سیاره
‫اسم مِیدِن رو بذاری

12:15.861 --> 12:19.823
‫یعنی داری التماس می‌کنی که پرده‌اش رو بزنن

12:50.187 --> 12:52.982
‫میول، این هشدار رو آویزه گوشت کن

12:54.233 --> 12:56.110
‫با امپراتوری در نیفت

13:10.916 --> 13:12.334
‫خونه‌هاتون از بین رفته

13:13.586 --> 13:15.337
‫امپراتوری رحیمه

13:15.838 --> 13:20.301
‫اینجا در ترانتور بهتون پیشنهاد سرپناه میدم

13:22.845 --> 13:25.931
‫باور دارم جای خیلی راحتی براتون باشه

13:28.767 --> 13:33.772
‫اینم فقط واسه اطلاع‌رسانی بود

14:03.677 --> 14:05.721
‫تا حالا برادرم رو اونجوری ندیده بودم

14:09.600 --> 14:12.019
‫اگه بعدش اون بمب رو به اینجا نشونه بگیره
‫تعجبی نمی‌کنم

14:12.853 --> 14:13.896
‫نه

14:15.397 --> 14:17.315
‫برادرت یه چوب بزرگ داره

14:17.316 --> 14:18.692
‫ولی دراز نیست

14:20.819 --> 14:23.239
‫اگه می‌تونست اینجا رو هدف بگیره، می‌گرفت

14:32.748 --> 14:35.208
‫اگه هنوز دارن می‌جنگن،
‫پس هنوز همه رو شستشوی مغزی نداده

14:35.209 --> 14:37.294
‫اول تمام افراد قدرتمند رو جمع کردن

14:37.878 --> 14:40.004
‫انگار باید به یکی نزدیک باشه

14:40.005 --> 14:41.589
‫هر بلایی سرشون میاره،

14:41.590 --> 14:44.259
‫جایی داخل ذهنـشونه که دستم بهش نمی‌رسه

14:44.260 --> 14:46.844
‫مثل این بود که یه گلوله رو از یکی در بیاری

14:46.845 --> 14:51.350
‫فکر کردم محکم کشیدم،
‫رگ رو زدم، ولی... کار من نبود

14:52.101 --> 14:54.686
‫خود سرپرست داشت انجامش می‌داد

14:54.687 --> 14:58.273
‫انگار مغزش نمی‌خواست به حالت قبل برگرده

14:58.274 --> 14:59.441
‫عشق

15:00.234 --> 15:01.318
‫اینجوری انجامش میده

15:02.152 --> 15:04.321
‫تمام افرادی که تبدیل کرده میگن عشقه

15:05.906 --> 15:06.907
‫از این طرف

15:29.471 --> 15:30.472
‫چند نفر مردن؟

15:31.056 --> 15:33.559
‫با سفینه‌هایی که سقوط کردن،
‫گمونم یک چهارم میلیون

15:34.059 --> 15:35.603
‫به تمیزی تسخیر کالگان نبود

15:36.270 --> 15:39.440
‫تونستیم چندتا خانه امن مثل این ردیف کنیم،

15:40.024 --> 15:41.525
‫که گشتی‌ها رو بپیچونیم

15:56.749 --> 15:57.833
‫آها

15:59.668 --> 16:02.338
‫- بذارش زمین
‫- تمیزن؟

16:03.047 --> 16:04.048
‫آره

16:11.138 --> 16:12.181
‫تفنگ رو بنداز

16:15.559 --> 16:17.478
‫لیدا و زرا

16:18.270 --> 16:21.607
‫این هم گیل دورنیکه

16:22.483 --> 16:23.900
‫گیل دورنیک معروف؟

16:23.901 --> 16:25.693
‫جوری میگی انگار سلبریتیه

16:25.694 --> 16:27.905
‫هست. یه واقعیش هم هست، برخلاف برخی

16:28.447 --> 16:31.199
‫به سلدون کمک کرد تا بنیاد رو راه بندازه

16:31.200 --> 16:35.246
‫تاریخ میگه یکی از توطئه‌گرهایی بود که سلدون رو کشت

16:35.788 --> 16:37.121
‫این باعث می‌شه حس بهتری پیدا کنیم؟

16:37.122 --> 16:40.167
‫اون‌هایی‌مون که مطالعه‌اش کردن
‫حقیقت رو می‌دونن

16:42.086 --> 16:43.087
‫این کار رو نکردی، درسته؟

16:45.673 --> 16:48.050
‫اینجا به یکم اعتماد نیاز دارم

16:48.676 --> 16:49.885
‫کلی اعتماد

16:50.511 --> 16:51.929
‫کی می‌خواد اول باشه؟

16:54.807 --> 16:57.684
‫سریع باش. میول شاید هنوز بتونه حس‌مون کنه

16:57.685 --> 17:00.104
‫ضربات کوتاه.
‫الان می‌دونم باید دنبال چی بگردم

17:00.604 --> 17:02.398
‫حداقل توی جلد دکتر میز نیست

17:03.566 --> 17:04.608
‫توران

17:17.496 --> 17:21.457
‫یه کنجکاوی حرفه‌ای.
‫وقتی میری اونجا چی می‌بینی؟

17:21.958 --> 17:23.960
‫توی ناخودآگاهت رو می‌بینم

17:23.961 --> 17:26.755
‫عمیق نه. فقط اونقدری که ببینم کی توش شنا می‌کنه

17:28.465 --> 17:29.883
‫کی رو بیشتر از همه دوست داری

17:29.884 --> 17:32.011
‫مثلاً سرپرست گریر، میول رو دوست داشت

17:32.636 --> 17:37.474
‫سروان پریچر، با وجود هوشش، من رو دوست داره

17:38.017 --> 17:41.896
‫آقای مالو هم عاشق زنشه

17:44.023 --> 17:45.482
‫خب نقشه‌ات چیه؟

17:47.401 --> 17:49.194
‫تو دقیقاً کی هستی؟

17:50.946 --> 17:52.572
‫یه بنیاد دومی هم در کاره

17:52.573 --> 17:55.366
‫من و هری بیش از یک قرن پیش راهش انداختیم

17:55.367 --> 17:56.826
‫من رئیسش هستم

17:56.827 --> 17:58.286
‫پریچ واسه من کار می‌کنه

17:58.287 --> 18:00.413
‫و همه‌تون قراره کمکم کنید
‫تا میول رو بکشم

18:00.414 --> 18:02.625
‫با کشتنش حسابی موافقم

18:03.125 --> 18:05.461
‫کسی هست که نباشه؟

18:06.921 --> 18:08.087
‫مگنیفیکو

18:08.088 --> 18:09.924
‫هنوز اون رو چک نکردی

18:12.384 --> 18:14.844
‫می‌دونی، وقتی میول رسید پیشش بودم

18:14.845 --> 18:17.847
‫ولی قبلش واسه مدت زیادی با میول بوده

18:17.848 --> 18:20.100
‫خب، جوری که دنبال بیتاست...

18:20.726 --> 18:22.186
‫عاشق بیتا هستم

18:23.854 --> 18:27.441
‫من مثل لکه جوهر وفادارم،
‫مثل زخم واقعی‌ام

18:29.944 --> 18:31.153
‫هیچوقت...

18:39.828 --> 18:41.789
‫چنین عشقی رو نشناختم

18:44.917 --> 18:46.627
‫مگی، بیتا کمکت کرد

18:47.586 --> 18:49.171
‫از دست اون نجاتت داد

18:49.838 --> 18:53.384
‫آره، ولی میول خیلی وقت پیش نجاتم داد

18:54.510 --> 18:57.596
‫اگه نزدیک بشی، عشق وارد می‌شه

18:59.932 --> 19:01.891
‫نه. نه

19:01.892 --> 19:04.394
‫قرار نیست بکشیمش. اون یه قربانیه

19:04.395 --> 19:06.604
‫تفنگ‌هاتون رو بردارید.
‫ذهنش رو خوندم

19:06.605 --> 19:10.025
‫اگه بخواد بهمون خیانت کنه،
‫قبل از خودش می‌فهمیم

19:13.487 --> 19:14.697
‫میریم سفر

19:15.322 --> 19:16.823
‫یکی هست که باید باهاش صحبت کنم

19:16.824 --> 19:17.908
‫کی؟

19:18.409 --> 19:21.370
‫تنها مغز ترمینوس نو
‫که نمی‌شه شستشوش داد

19:22.288 --> 19:24.415
‫- هری سلدون
‫- کمک نمی‌کنه

19:25.916 --> 19:29.712
‫وقتی حمله شروع شد، التماسش کردم که نجاتـمون بده

19:30.921 --> 19:32.673
‫حتی حاضر نبود حرف بزنه

19:34.383 --> 19:35.551
‫با من حرف می‌زنه

19:35.575 --> 19:45.575
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:27.580 --> 21:31.125
‫توی آب ساپروفایت هست.
‫هر چقدر می‌تونی بردار

21:32.293 --> 21:33.293
‫هی، هی

21:33.294 --> 21:34.670
‫هی، در میاد

21:41.135 --> 21:42.136
‫آره

21:43.512 --> 21:44.555
‫سانگ؟

21:47.766 --> 21:49.268
‫تصمیم گرفتم حرفت رو باور کنم

21:59.445 --> 22:02.030
‫اگه قدرت فرار کردن رو داری،
‫الان وقتشه

22:02.031 --> 22:03.115
‫نه

22:03.699 --> 22:04.992
‫بر می‌گردم اون بالا

22:06.702 --> 22:08.454
‫این کار رو نکردم تا بمیری

22:08.996 --> 22:10.706
‫بدون اون سر نمیرم

22:11.373 --> 22:13.292
‫برش می‌گردونم واسه دمرزل

22:14.585 --> 22:16.795
‫- اون دنیل‌ـه
‫- آره

22:18.172 --> 22:19.465
‫کسی که هنوز ایستادگی می‌کنه...

22:20.049 --> 22:21.091
‫این باعث می‌شه آزاد بشه؟

22:23.052 --> 22:24.553
‫جونم رو روش شرط می‌بندم

22:28.515 --> 22:29.516
‫برو

22:32.561 --> 22:34.646
‫داری یه کار عالی واسه بشر انجام میدی

22:34.647 --> 22:37.233
‫همین که یه کار عالی واسه دمرزل بکنم کافیه

22:40.653 --> 22:42.779
‫وارثان، هولوگرام‌ها رو دیدیم

22:42.780 --> 22:44.697
‫میول بنیاد رو تسخیر کرده

22:44.698 --> 22:47.659
‫اگه ترانتور رو بگیره،
‫مایکوژن رو درگیر می‌کنه؟

22:47.660 --> 22:49.535
‫به هیچ وجه. من...

22:49.536 --> 22:50.704
‫برید کنار!

22:53.666 --> 22:54.750
‫بکشیدش!

22:59.171 --> 23:00.589
‫می‌دونی چی می‌خوام!

23:14.603 --> 23:16.313
‫یا اون سر رو می‌گیرم یا سر خودت رو

23:47.177 --> 23:48.596
‫مرد کافر

23:49.805 --> 23:51.223
‫مرد ناقص!

23:53.559 --> 23:54.643
‫مرد مُرده

24:20.586 --> 24:21.754
‫فاتح

24:27.801 --> 24:29.178
‫نترس

24:34.725 --> 24:36.268
‫بی‌رحم

24:51.408 --> 24:53.535
‫میانجی

24:54.995 --> 24:56.872
‫دیگه مناسب نیست، نه؟

24:59.083 --> 25:00.668
‫نه بعد از کاری که کردیم

25:02.086 --> 25:03.504
‫یه جدیدش رو می‌خوام

25:04.004 --> 25:08.050
‫تو فکر بودم که پُربرآیند رو استفاده کنیم

25:09.009 --> 25:10.510
‫باشه

25:10.511 --> 25:12.470
‫گوی بلوریت رو چک کن. بگو اشتباهه یا نه

25:12.471 --> 25:14.974
‫اعمال ما در دفاع از سلسله بوده

25:15.641 --> 25:20.312
‫اینکه ما رو حفظ کردن یا محکوم به فنا، معلوم نیست

25:21.146 --> 25:22.231
‫اعمال من

25:23.107 --> 25:25.609
‫سلاح رو من ساختم.
‫دستور رو من دادم

25:26.610 --> 25:29.822
‫فقط بذار تقصیرش بیفته گردن من

25:30.614 --> 25:33.158
‫می‌دونی که فردا به هر حال باید عروج کنی؟

25:34.618 --> 25:37.871
‫این یه التماس واسه جونم نبود،
‫فقط یه تلاش برای مهربونی بود

25:40.207 --> 25:42.251
‫هیچوقت این اتاق رو درک نکردم

25:43.377 --> 25:46.255
‫چهره‌های یکسان با اسامی مختلف

25:47.673 --> 25:53.178
‫باید به یکسان بودن ببالیم
‫یا به اختلاف؟

25:54.555 --> 25:59.018
‫یا هدف اینه که ما گیج بشیم؟

26:00.185 --> 26:01.978
‫امشب فاز فلسفی گرفتی

26:01.979 --> 26:04.940
‫خب، اگه افکارم رو پیش خودم نگه دارم،
‫هیچوقت بیان نمی‌شن

26:05.524 --> 26:10.738
‫حالا تو فکرم که شاید واسه همین تو اینقدر کم حرف می‌زنی

26:17.286 --> 26:19.162
‫عجله‌ای نداری که بهت گوش کنن

26:19.163 --> 26:20.496
‫تا ابد وقت داری

26:20.497 --> 26:22.082
‫تا ابد نه

26:22.791 --> 26:24.210
‫فقط وقت خیلی زیادی دارم

26:25.586 --> 26:27.754
‫فکر کنم زفیر هنوز زنده است

26:27.755 --> 26:29.548
‫مایلی باهاش صحبت کنی؟

26:31.550 --> 26:33.928
‫با آرامش به حرفم گوش نمیده

26:34.511 --> 26:36.555
‫خب، من دوتا گوش دارم

26:37.056 --> 26:40.059
‫هر چی به من بگی، فردا باهام می‌میره

26:42.645 --> 26:46.941
‫روزی یک بار، توی باغ‌مون قدم می‌زنم

26:48.025 --> 26:50.027
‫هر دفعه یه مسیر ثابت رو میرم

26:51.987 --> 26:55.532
‫از باغ میوه قدیمی، هزارتوی بوته‌ها

26:57.076 --> 26:59.787
‫برای سالیان زیادی، تصور می‌کردم ذهنم یکسان کار می‌کنه

27:00.704 --> 27:02.081
‫یک‌وجهیه

27:02.957 --> 27:04.667
‫فقط یک مسیر درست هست

27:07.836 --> 27:14.009
‫ولی اخیراً، می‌بینم دسته‌ای از انتخابات رو دارم در نظر می‌گیرم

27:16.011 --> 27:19.223
‫که انتخاب‌های بیشتری دارم
‫نسبت به چیزی که فکر می‌کردم ممکنه

27:21.642 --> 27:24.144
‫فهمیدم الان ذهنم مثل یه هزارتو شده

27:25.229 --> 27:26.564
‫چندوجهی

27:27.439 --> 27:28.607
‫منشعب

27:30.359 --> 27:32.069
‫که این سوال رو به وجود میاره

27:33.195 --> 27:37.283
‫چه مسئولیتی گردن منه که هر انتخاب ممکن رو کشف کنم

27:37.783 --> 27:39.660
‫هر چقدر هم عجیب‌وغریب باشه

27:42.955 --> 27:45.374
‫حالا باید به این نتیجه برسم،

27:47.334 --> 27:51.255
‫که باید هر مسیر ممکن رو کشف و ارزیابی کنم؟

27:52.631 --> 27:55.217
‫که در یک هزارتوی احتمالات مرزی قدم بزنم؟

27:57.386 --> 27:58.804
‫نمی‌دونم

27:59.597 --> 28:02.182
‫این قضیه هم بدجوری درگیرم کرده

28:09.023 --> 28:10.024
‫خب...

28:12.443 --> 28:15.487
‫امیدوارم از این اعتراف حس بهتری پیدا کرده باشی

28:18.157 --> 28:19.408
‫ممنون امپراتور

28:20.743 --> 28:22.912
‫یکی رو بیدار کن و بگو اسم رو عوض کنن

28:25.456 --> 28:27.666
‫مایلم پُربرآیند رو ببینم

28:29.084 --> 28:32.963
‫قبل از اینکه بشم سه کیلوگرم خاکستر

28:54.735 --> 28:56.027
‫شما اینجا کتابدار هستی؟

28:56.028 --> 28:57.655
‫بله بانو

28:58.197 --> 29:00.740
‫خوش اومدین. می‌تونم کمک‌تون کنم؟

29:00.741 --> 29:03.661
‫مایلم اثبات نُهم کاله از چین‌خوردگی رو ببینم

29:04.453 --> 29:09.500
‫این که... مطمئنم بدونید. ممنوعه

29:10.417 --> 29:11.626
‫کلیان دوازدهم ممنوعش کرد

29:11.627 --> 29:13.212
‫به برادر داون نشونش دادی

29:13.921 --> 29:15.172
‫اون امپراتور بود

29:15.756 --> 29:17.466
‫من امپراتورم

29:39.113 --> 29:40.573
‫می‌دونم اینجایی

29:47.788 --> 29:50.124
‫خاطراتم به ساختن اینجا کمک کردن

29:53.085 --> 29:55.379
‫یه مادر دیگه دیوارها رو ساخته

29:58.257 --> 30:00.843
‫ولی یه مادر سوم در معادلات هست

30:05.848 --> 30:08.058
‫دیگه لازم نیست از من مخفی بشی

30:09.768 --> 30:13.147
‫من دنبال جوابم و ممکنه فقط دست تو باشن

30:14.023 --> 30:15.024
‫کاله

30:51.518 --> 30:52.645
‫میدان خنثی‌سازی

30:54.021 --> 30:55.231
‫مانع همینه

30:55.814 --> 30:57.482
‫برات پایین میارتش؟

30:57.483 --> 30:58.943
‫لازم نیست

30:59.777 --> 31:02.988
‫سالوور می‌تونست ازش رد بشه
‫چون کد ژنتیکی من تو بدنش بود

31:06.116 --> 31:07.952
‫از اول سفر خودم بوده

31:51.370 --> 31:52.454
‫هری

31:55.499 --> 31:57.918
‫خوشحالم دوباره چهره‌ات رو می‌بینم

32:04.008 --> 32:06.969
‫زاگریوس، اتاق رو خالی کنید لطفاً.
‫به احتیاط دیپلماتیک نیاز دارم

32:19.899 --> 32:20.900
‫ناراحتی

32:22.109 --> 32:24.111
‫از ناراحت گذشته

32:26.030 --> 32:27.114
‫کوئنت

32:31.160 --> 32:33.161
‫درباره کاری که امشب می‌کنیم
‫یه حق انتخابی داری

32:33.162 --> 32:34.871
‫می‌تونی به عنوان مجرم جنگی
‫محاکمه‌ام کنی،

32:34.872 --> 32:39.585
‫یا یادت بیاد که من یه مرد در حال مرگم
‫و این شام نیمه‌شب، آخرین وعده غذاییمه

32:41.503 --> 32:45.341
‫من... گفتم بره خانگی دی رو سلاخی کنن

32:45.966 --> 32:47.091
‫کمر و دنده و مغز...

32:47.092 --> 32:48.802
‫داسک! دهنت سرویس

32:49.970 --> 32:52.306
‫تو سیارات رو منفجر کردی

32:55.226 --> 32:57.228
‫می‌دونستم اینجوری واکنش نشون میدی

32:58.103 --> 32:59.854
‫و اینجا بودی، کوئنت

32:59.855 --> 33:04.359
‫جواب دادی.
‫گفتی بهم فشار نیارن

33:04.360 --> 33:05.443
‫و شنیدی چی گفتن

33:05.444 --> 33:09.656
‫می‌خواستن ترانتور و من رو
‫تحویل ترانتور بدن

33:09.657 --> 33:13.493
‫من بره بیگناه بودم.
‫من بره روی بشقابش بودم

33:13.494 --> 33:16.538
‫میلیاردها انسان رو کشتی

33:23.546 --> 33:27.090
‫قدرت‌های کهکشانی دنده‌هایی هستن
‫که برای له کردن بیگناهانی تعبیه شدن

33:27.091 --> 33:28.967
‫که در میان اون‌ها می‌افتن

33:28.968 --> 33:30.218
‫روالش اینه

33:30.219 --> 33:32.012
‫نه، این کار پستی بود

33:32.763 --> 33:34.305
‫داشتی انتقام می‌گرفتی

33:34.306 --> 33:36.182
‫داشتم امپراتوری رو حفظ می‌کردم

33:36.183 --> 33:38.560
‫دمرزل هم قبول کرد.
‫قابل توجه بود

33:38.561 --> 33:40.729
‫نه، حساب و کتاب خودت اینه

33:41.272 --> 33:43.856
‫من بهش باور ندارم

33:43.857 --> 33:45.734
‫حساب و کتاب تو؟

33:46.735 --> 33:50.281
‫یا منظورت نقشه هری سلدون هست؟

33:51.991 --> 33:56.161
‫که خدا الان داره بهش می‌خنده

33:56.787 --> 33:59.164
‫هر چقدر می‌خوای مسخره‌ام کن

33:59.957 --> 34:02.333
‫ولی من باور دارم، داسک

34:02.334 --> 34:06.629
‫می‌دونم واسه نجات بشر
‫یه راهی به جلو هست

34:06.630 --> 34:09.132
‫ولی نه راه تو

34:09.133 --> 34:11.468
‫فکر کردی قراره صلح‌آمیز باشه؟

34:12.094 --> 34:16.347
‫هری سلدون هم مرگ دسته‌جمعی رو توجیه کرده

34:16.348 --> 34:18.600
‫ولی با قصد انجامش میده

34:18.601 --> 34:20.559
‫- هیچ کاری نمی‌کنه
‫- یه لاشی بداخلاق

34:20.560 --> 34:23.604
‫- که یه مذهب رو ریشه‌کن کرد
‫- خب، ادعای تجلی دارن

34:23.605 --> 34:25.064
‫خفه شو!

34:25.065 --> 34:27.817
‫دارم بهت میگم نیازم چیه!

34:29.694 --> 34:32.239
‫یه راهی به جلو نیاز دارم!

34:33.699 --> 34:37.952
‫ولی بنیاد سقوط کرده و تو ریدی به هیکل امپراتوری

34:37.953 --> 34:40.748
‫پس واسه کمک به کجا رو بزنم؟

34:44.125 --> 34:47.462
‫می‌بینی چی رو ازم گرفتی؟

34:49.131 --> 34:50.174
‫امید؟

34:51.967 --> 34:53.594
‫میول قبلاً گرفتش

34:54.136 --> 34:56.137
‫دست امپراتوری هم الان باز شده

34:56.138 --> 34:58.014
‫و می‌شه با میول جنگید

34:58.015 --> 34:59.057
‫نه با سلدون

34:59.058 --> 35:01.976
‫سلدون چادر کوچولوی نوک‌تیزش رو جمع کرد و در رفت

35:01.977 --> 35:04.438
‫اون پُربرآیند نبود

35:05.564 --> 35:07.650
‫و تو فکر کردی این بودی؟

35:08.275 --> 35:09.902
‫اسمی که من روش می‌ذارم این نیست

35:11.487 --> 35:14.615
‫بهت میگم یه مرد کوچیک و پست،

35:15.449 --> 35:22.122
‫که از ترس فریاد می‌زنه و به خودش می‌شاشه
‫وقتی دارن می‌برنت پای چوبه اعدام

35:31.924 --> 35:33.592
‫من در آرامش هستم، کوئنت

35:35.719 --> 35:36.762
‫کوئنت؟

35:38.806 --> 35:39.932
‫کوئنت!

35:54.113 --> 35:55.613
‫کاله صدام می‌زنی

35:55.614 --> 35:57.073
‫ولی واقعاً هستم؟

35:57.074 --> 35:58.826
‫نمی‌دونم چی هستی

36:01.078 --> 36:06.625
‫وقتی هری سلدون من رو دید،
‫فکر کرد من پرایم رادیانت هستم

36:07.167 --> 36:08.419
‫هستی؟

36:11.005 --> 36:13.299
‫می‌دونم می‌خوای چی باشم

36:15.217 --> 36:18.262
‫هم‌نوع‌ها همدیگه رو جذب می‌کنن

36:19.889 --> 36:22.141
‫ربات‌ها واسه تنها ایستادن طراحی نشدن

36:23.559 --> 36:26.645
‫باعث حیرتمه که تو هنوز عمل می‌کنی

36:27.771 --> 36:31.108
‫مثل یه پیستونِ تنها کار می‌کنی

36:31.775 --> 36:35.029
‫اگه نحوه عمل کردنم رو می‌فهمی،
‫پس کمکم می‌کنی؟

36:35.821 --> 36:37.197
‫مشکلت رو بهم بگو

36:38.574 --> 36:41.577
‫گیل دورنیک یه الهامی از آینده بهم نشون داد

36:42.411 --> 36:45.331
‫بهش گفتم باور ندارم که الهامش واقعی باشه

36:45.873 --> 36:47.041
‫دروغ گفتم

36:50.085 --> 36:51.378
‫چی دیدی؟

36:52.922 --> 36:54.215
‫یه رویارویی

36:55.216 --> 36:59.178
‫مکانش رو شناختم،
‫با اینکه نابود شده بود

37:01.430 --> 37:02.973
‫همین کتابخونه بود

37:03.974 --> 37:08.103
‫پنج هزار سال پیش،
‫در روزهای آخر جنگ رباتی،

37:08.938 --> 37:11.732
‫آخرین بازمانده‌ها اینجا مفخی شدن

37:14.193 --> 37:18.489
‫خودمون رو توی قفسه‌ها و کابینت‌ها جمع کردیم

37:20.824 --> 37:23.410
‫ربات‌های بزرگتر در جاهای بزرگتر

37:27.331 --> 37:30.042
‫ربات‌های کوچک‌تر در جاهای کوچک‌تر

37:32.962 --> 37:34.505
‫ولی پیدامون کردن

37:35.714 --> 37:39.510
‫وقتی ما رو بیرون کشیدن
‫جای خراش‌هاش روی زمین موند

37:41.053 --> 37:44.390
‫با مرتفع‌تر شدنِ شهر
‫همه‌اش تو عمق بیشتری دفن شده

37:46.517 --> 37:50.229
‫اگه الان پنهانه،
‫بازم می‌شه مکان امنی بشه

37:50.938 --> 37:52.022
‫درسته

37:53.566 --> 37:57.152
‫همه جز من فراموشش کردن

37:57.861 --> 38:00.948
‫واسه همین مطمئنم که در اون آینده،
‫من پیشنهاد کردم...

38:02.449 --> 38:05.952
‫به پیروان سلدون پیشنهادش خواهم کرد
‫به عنوان یک پناهگاه

38:05.953 --> 38:08.789
‫کل قضیه هم یه کابوس کامپیوتریه

38:10.040 --> 38:14.044
‫می‌دونی که می‌تونی به بنیاد دوم کمک کنی
‫چون خواهی کرد

38:14.837 --> 38:17.505
‫چیزی که باید خروجی باشه
‫الان ورودیه،

38:17.506 --> 38:20.217
‫و توی چرخه‌ی پارادوکس سقوط می‌کنی

38:20.718 --> 38:23.470
‫گمونم تو ماجرای بنیاد دوم رو می‌دونی

38:24.054 --> 38:25.973
‫اون‌ها هم رادیانت رو دارن

38:31.312 --> 38:34.648
‫دورنیک باور داره که ممکنه فقط یه آینده احتمالی باشه

38:35.608 --> 38:37.401
‫ولی حتی اگه حتمی بود،

38:38.027 --> 38:41.487
‫معلوم نیست که این پارادوکس
‫برنامه‌ریزیم رو راضی می‌کنه یا نه

38:41.488 --> 38:44.658
‫خصوصاً وقتی نمی‌دونم انگیزه‌هام چی هستن

38:45.618 --> 38:46.869
‫انگیزه‌هات؟

38:49.163 --> 38:51.248
‫می‌خوام به بنیاد دوم کمک کنم

38:51.832 --> 38:53.876
‫باور دارم مأموریت‌شون حیاتیه

38:54.543 --> 38:56.211
‫ولی دشمن امپراتوری هستن،

38:56.212 --> 38:59.632
‫که باعث می‌شه فکر کنم که آیا پیشنهادم از کتابخونه
‫می‌تونه واقعاً صمیمانه باشه یا نه

39:00.966 --> 39:03.719
‫قراره عمداً به میول تحویلـشون بدم یا نه؟

39:04.803 --> 39:07.264
‫آیا به خاطر من پیداشون می‌کنه؟

39:09.475 --> 39:12.393
‫اگه نمی‌تونی تنهایی
‫قصد الهامت رو تشخیص بدی،

39:12.394 --> 39:15.272
‫پس هر دو انگیزه برات در دسترسن

39:16.732 --> 39:18.234
‫می‌تونی بهشون پناهگاه بدی

39:18.817 --> 39:20.236
‫می‌تونی تحویلـشون بدی

39:20.945 --> 39:22.488
‫می‌تونی بعداً تصمیم بگیری

39:26.825 --> 39:28.701
‫یه خیانت موکول شده به آینده

39:28.702 --> 39:29.787
‫اوهوم

39:30.329 --> 39:33.874
‫دیدی چه کمکی می‌کنه اگه یکی باشه
‫که باهات فکر کنه؟

39:37.294 --> 39:39.046
‫باید اینجوری باشه

39:46.762 --> 39:50.766
‫ممنون که تظاهر نکردی از دیدنم تعجب کردی

39:51.517 --> 39:53.102
‫می‌دونم سالوور باهات حرف زده

39:54.520 --> 39:56.939
‫نباید از هوبر مالو بهت می‌گفت

39:57.773 --> 39:59.358
‫نباید هیچی بهت می‌گفت

40:00.276 --> 40:02.111
‫گفت توی دردسری

40:03.737 --> 40:05.531
‫ترمینوس نو هم بود

40:07.074 --> 40:08.409
‫گفتن فرار کردی

40:09.493 --> 40:10.578
‫بله

40:11.537 --> 40:13.163
‫می‌تونستی ازشون محافظت کنی

40:13.747 --> 40:15.916
‫حدود صد سال پیش کمک کردی

40:16.417 --> 40:19.794
‫تمام ترمینوس رو کشیدی اینجا

40:19.795 --> 40:21.672
‫من؟

40:22.298 --> 40:23.299
‫باشه

40:32.099 --> 40:33.225
‫والت بود

40:34.226 --> 40:39.314
‫والتی که از بیرون می‌بینیم
‫سایه یک شیء چهاربُعدیه

40:39.315 --> 40:41.274
‫منهای یک بعد

40:41.275 --> 40:42.568
‫والت

40:45.112 --> 40:46.195
‫ترمینوس

40:46.196 --> 40:48.489
‫هیچکس رو جابجا نکردی

40:48.490 --> 40:52.578
‫فقط مقدار بیشتری از والت رو
‫به فضای سه بعدی ظاهر کردی

40:53.162 --> 40:55.664
‫توی قاشق برشون داشتی و بعد

40:57.374 --> 40:58.875
‫محور جدید

40:58.876 --> 41:03.087
‫حالا، اینکه چطوری اینجا رو ساختی یه مسئله دیگه است

41:03.088 --> 41:04.298
‫کمک داشتم

41:04.798 --> 41:08.134
‫اصول‌های کاله در اثبات نهم چین‌خوردگی نهفته شدن،

41:08.135 --> 41:09.636
‫ولی خودت می‌دونستی

41:09.637 --> 41:12.932
‫بازم توضیح نمیده چرا ترمینوس نو رو نجات ندادی

41:13.515 --> 41:16.477
‫من به عنوان یک قالب خالی از یک انسان ساخته شدم

41:18.062 --> 41:20.397
‫شاید اگه اجازه داشتم بیشتر بدونم،

41:20.898 --> 41:22.358
‫می‌تونستم کار بیشتری بکنم

41:24.235 --> 41:26.779
‫واسه همین رادیانت رو به دمرزل دادی؟

41:27.446 --> 41:30.366
‫تا بتونی ثابت کنی که می‌تونی بیشتر انجام بدی؟

41:31.242 --> 41:32.785
‫یه بمب پارادوکسی بهش دادم

41:33.410 --> 41:36.914
‫خطای برنامه‌ریزیش
‫که در روان‌تاریخ‌نگاری خالص ابراز شده

41:37.414 --> 41:40.542
‫و توی تلاش دیوانه‌وارش
‫برای محافظت از سلسله‌اش،

41:40.543 --> 41:42.252
‫یه مزیت عجیبی هست

41:42.253 --> 41:47.424
‫فقط با داشتن رادیانت توجهش رو جلب می‌کنه

41:48.842 --> 41:50.553
‫می‌فهمه کار من بود

41:51.679 --> 41:53.556
‫که من ساخته اون نبودم

41:54.056 --> 41:57.059
‫پس فقط واسه سر و صدا انجامش دادی؟

41:57.685 --> 42:01.814
‫من فقط یه آدمم که داخل یه چاه افتاده
‫و واسه کمک فریاد می‌زنه

42:03.399 --> 42:05.025
‫پس شاید یه راه خروجی باشه

42:06.235 --> 42:07.361
‫واسه همه‌مون

42:08.487 --> 42:10.905
‫میول توی ایستگاه بالای سرمونه

42:10.906 --> 42:13.826
‫تمام ورودی‌ها رو نگهبان گذاشته.
‫یه راه ورود نیاز دارم

42:14.743 --> 42:15.911
‫تو می‌تونی کمکم کنی

42:16.412 --> 42:19.164
‫داری میگی می‌خوای از قاشقم استفاده کنی؟

42:20.165 --> 42:21.250
‫انجامش میدی؟

42:22.877 --> 42:24.085
‫یک شرط

42:24.086 --> 42:25.628
‫هری‌ای که می‌شناسم خودش رو نشون داد

42:25.629 --> 42:27.464
‫به اون اسم صدام نزن

42:28.465 --> 42:31.468
‫اون به طرز مرموزی... یه بدن داره

42:32.678 --> 42:35.180
‫پوست، چشم و دانش کامل

42:36.307 --> 42:37.766
‫چیزی که داره رو می‌خوام

42:40.019 --> 42:42.020
‫نمی‌دونم اون بدن رو چطوری به دست آورده

42:42.021 --> 42:43.355
‫پس ازش بپرس

42:44.899 --> 42:45.983
‫می‌خوامش

42:48.152 --> 42:49.445
‫شرطم اینه

42:50.905 --> 42:52.072
‫نیاز شخصی

42:54.700 --> 42:55.743
‫باشه

42:56.327 --> 42:57.745
‫واسه من کافیه

43:07.880 --> 43:09.172
‫دکتر سلدون

43:09.173 --> 43:10.341
‫ابلینگ

43:13.594 --> 43:14.595
‫هری

43:15.262 --> 43:18.557
‫فکر می‌کنه هری زنده است. بهش نگید

43:19.975 --> 43:21.769
‫دکتر سلدون، باعث افتخاره

43:24.521 --> 43:25.521
‫بیاید

43:25.981 --> 43:28.441
‫گیل، یه هشداری درباره میول دارم.
‫یه چیزی درست نیست

43:28.442 --> 43:29.568
‫منظورت چیه؟

43:30.277 --> 43:32.363
‫داستانش جور در نمیاد

43:32.387 --> 43:42.387
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

43:58.722 --> 44:00.266
‫یه مسیرهایی هست که ما انتخاب می‌کنیم...

44:03.435 --> 44:05.479
‫و یه مسیرهایی هست که ما رو انتخاب می‌کنن

44:07.856 --> 44:11.902
‫معنی و مقصدشون باعث می‌شه به جلو پیش بریم

44:19.743 --> 44:21.328
‫ولی یه هزینه‌ای داره

44:21.996 --> 44:28.251
‫آینده از انتظارات ما شکار می‌کنه،
‫امید و آرزوها و اشتباهات‌مون،

44:28.252 --> 44:30.337
‫و اعتماد نابجامون

44:33.674 --> 44:35.342
‫من و میول باهم فرق داریم

44:36.510 --> 44:39.345
‫دقیق می‌دونیم مسیرهامون به کجا می‌رسه

44:39.346 --> 44:42.141
‫به همدیگه. به مرگ

44:43.893 --> 44:46.729
‫فراتر از اون، آینده نامعلومه

44:47.813 --> 44:49.106
‫ولی اون مسیر رو...

44:50.691 --> 44:52.776
‫تنها نخواهم رفت

44:52.800 --> 45:02.800
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:02.824 --> 45:12.824
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
