WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.021 --> 01:18.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت ششم »

01:25.920 --> 01:26.921
‫نه!

01:34.303 --> 01:35.304
‫کابوس دیدی؟

01:39.934 --> 01:40.935
‫یه الهام دیدم

01:42.603 --> 01:47.316
‫به مدت زیادی... حس می‌کردم انگار دارم خواب‌های یکی دیگه رو می‌بینم

01:49.652 --> 01:52.363
‫هر شب، یه چهره آزارم می‌داد

01:53.113 --> 01:55.449
‫چهره یه دختر... یه زن

01:57.493 --> 01:59.870
‫باور کرده بودم که هیچوقت از نزدیک نمی‌بینمش

02:03.499 --> 02:05.416
‫ولی اون مرد توی کالگان...

02:05.417 --> 02:07.043
‫اونی که توی کلاب بود

02:07.044 --> 02:08.586
‫پریچر

02:10.965 --> 02:14.093
‫ذهنش رو لمس کردم. مثل من بود

02:17.221 --> 02:19.639
‫یکم طول کشید تا بفهمم،

02:19.640 --> 02:24.144
‫ولی الان فهمیدم که یه هدیه‌ی عالی بهم داده

02:25.104 --> 02:28.482
‫اسمِ چهره‌ای که خوابم رو اشغال کرده

02:32.278 --> 02:33.404
‫گیل دورنیک

02:37.199 --> 02:40.202
‫توی هزارتا خواب به دیدنم اومده
‫و حالا اینجاست...

02:42.663 --> 02:45.583
‫توی زمان ما، روبروم

02:49.128 --> 02:51.755
‫باید گیل دورنیک رو پیدا کنم
‫قبل از اینکه اون پیدام کنه

02:55.634 --> 02:57.386
‫باید نابودش کنم...

02:59.930 --> 03:03.058
‫حتی اگه لازم باشه همه‌چیز رو
‫به خاطرش بسوزونم

03:06.562 --> 03:09.106
‫بقیه رو خبر کن. زبان سیاه رو آماده کن

03:09.732 --> 03:10.733
‫کِی؟

03:11.817 --> 03:15.070
‫الان. همین الان

03:16.363 --> 03:21.744
‫گیل دورنیک. بیش از سیصد ساله که ندیدمت. سرحال به نظر میای

03:22.536 --> 03:23.703
‫چطوری...

03:23.704 --> 03:27.791
‫برادر داون رو به کلاریون تعقیب کردم.
‫باهات در تماس بود

03:28.500 --> 03:31.502
‫اون... اون کجاست؟

03:31.503 --> 03:35.465
‫هوابند تعمیراتی ۱۷بی
‫دچار تخلیه‌فشار انفجاری شد

03:35.466 --> 03:39.260
‫دوازده ثانیه بعد، نانیت‌های داون
‫دیگه علائم حیاتیش رو مخابره نکردن

03:39.261 --> 03:44.224
‫اون برای تو و به خاطر تو مُرد
‫و تو قراره علتش رو بهم بگی

03:44.225 --> 03:47.560
‫تظاهر به سوگواری نکن
‫وقتی جایگزینش رو توی یه مخزن داری

03:47.561 --> 03:51.273
‫من بزرگش کردم! قدم‌های اولش رو دیدم!

03:53.859 --> 03:55.861
‫ازش محافظت کردم

03:56.445 --> 03:58.072
‫ازت می‌ترسید

03:58.739 --> 03:59.782
‫تو چی؟

03:59.806 --> 04:09.806
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:12.127 --> 04:16.506
‫گمون می‌کردم دکتر سلدون بهت گفته
‫که من یه رباتم. انگاری اشتباه می‌کردم

04:22.095 --> 04:24.473
‫قراره همه‌چیز رو بهم بگی، خانم دورنیک

04:25.516 --> 04:29.228
‫اینکه داون چطوری شد آدمِ تو،
‫اینکه چرا این مأموریت رو بهش دادی،

04:29.979 --> 04:32.439
‫و اینکه چرا نباید همین لحظه جونت رو بگیرم

04:32.463 --> 04:42.463
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

04:47.162 --> 04:48.831
‫نترس عزیزم

04:51.375 --> 04:53.419
‫بنیاد قراره من رو ازتون بگیره؟

04:54.545 --> 04:57.089
‫نه. نه

04:58.799 --> 05:04.346
‫من و تو... خوب بلدیم کاری کنیم مردم عاشقـمون بشن

05:04.889 --> 05:06.724
‫در حال نزدیک شدن به ترمینوس نو

05:12.688 --> 05:13.856
‫آماده‌ای؟

05:14.732 --> 05:18.401
‫نمی‌دونم. از مشهور بودن خوشم میاد،
‫ولی این بیشتر شبیه مهم بودنه

05:18.402 --> 05:21.404
‫توری. مشهور و مهم یه چیزن

05:21.405 --> 05:23.449
‫توی عهد ازدواجـمون بود، یادته؟

05:32.499 --> 05:35.877
‫ایستگاه بنیاد، توران مالو از چیسر صحبت می‌کنه،

05:35.878 --> 05:37.462
‫درخواست اجازه برای فرود دارم

05:37.463 --> 05:42.092
‫عضوی از اتحادیه تجار رو همراهم دارم

05:43.052 --> 05:45.386
‫چیسر، سرپرست فالون گریر صحبت می‌کنه

05:45.387 --> 05:47.222
‫تا اجازه نگرفتی نزدیک نشو

05:47.223 --> 05:51.559
‫تکرار می‌کنم، نزدیک نشو.
‫قبول کن وگرنه با اجبار باهات برخورد می‌شه

05:51.560 --> 05:53.436
‫چرا هِی این اتفاق برامون می‌افته؟

05:53.437 --> 05:56.689
‫گوش کنید، منهدم کردن ما
‫احمقانه‌ترین حرکت ممکنه،

05:56.690 --> 06:00.443
‫همینطوریه که می‌دونم ایندبر نشسته اونجا
‫داره تصمیمات رو می‌گیره

06:00.444 --> 06:02.153
‫تهدیدها شناسایی شدن

06:02.154 --> 06:04.573
‫تسلیحات چیسر برای دفاع کافی نیستند

06:08.827 --> 06:12.414
‫سرپرست گریر، ما از جانب سروان پریچر اومدیم

06:13.916 --> 06:15.376
‫ادامه بده

06:15.960 --> 06:17.920
‫اون می‌تونه وضعیت ما رو تأیید کنه

06:18.420 --> 06:19.420
‫پریچر؟

06:19.421 --> 06:20.672
‫بله

06:20.673 --> 06:23.551
‫سروان پریچر. سروان هان پریچر

06:27.680 --> 06:29.306
‫اجازه فرود صادر شد. وارد بشید

06:46.156 --> 06:47.992
‫- ملاقاتی دارم؟
‫- نه. خودشون می‌مونن

06:53.163 --> 06:54.331
‫سلام رندو

07:03.591 --> 07:05.466
‫صندلی‌ها معمولاً یه سلاح دو دستی هستن

07:05.467 --> 07:08.469
‫تو این بلاها رو سر من آوردی.
‫واسه همین اون رو انتخاب کردی؟

07:08.470 --> 07:11.849
‫تمام درخواستم از برادرزاده‌ات این بود
‫که خوشگل باشه و من رو وارد یه جایی کنه

07:13.017 --> 07:16.812
‫دوتامون فکر می‌کنیم که ایندبر زیاده‌روی کرده. صلح؟

07:25.112 --> 07:26.529
‫واسه اون کار فقط به یه دستم نیاز دارم

07:26.530 --> 07:29.033
‫دیگه همدیگه رو نزنید

07:29.533 --> 07:31.493
‫اینجوری هیچوقت ما رو جدی نمی‌گیرن

07:32.369 --> 07:33.579
‫من که چیزی ندیدم

07:35.623 --> 07:38.583
‫شما دوتا، دقیقاً فکر کردین چی می‌شه؟

07:38.584 --> 07:41.294
‫سروان، اومدی سراغ برادرزاده رندو مالو

07:41.295 --> 07:43.713
‫باورش راحت بود که هر نقشه‌ای داری

07:43.714 --> 07:45.673
‫ممکنه برای تجار عواقبی داشته باشه

07:45.674 --> 07:46.925
‫تو ما رو درگیر کردی‌ها

07:46.926 --> 07:49.428
‫نمی‌تونستی جوری باهامون رفتار کنی انگار بچه‌ایم

07:50.012 --> 07:54.475
‫تو بودی که سرِ مأموریتت سرت گیج رفت و در رفتی، یادته؟

07:55.100 --> 07:57.810
‫واسه همین اینجا زندانی شدی
‫و با ما بی‌ادبانه رفتار می‌کنی

07:57.811 --> 08:00.438
‫وقتی ما فقط کاری رو کردیم که تو نتونستی.
‫و می‌دونی چیه؟

08:00.439 --> 08:04.943
‫اگه یکی فقط به حرف ما گوش کنه،
‫می‌تونیم کمک واقعی بکنیم

08:04.944 --> 08:08.530
‫اگه می‌تونستم،
‫می‌نواختم و نشونت می‌دادم،

08:09.073 --> 08:11.617
‫ولی... بردنش

08:12.201 --> 08:13.452
‫ساز رو

08:14.119 --> 08:15.496
‫توی ترمینوس نو هستش؟

08:17.331 --> 08:19.208
‫- مودب باش
‫- هستم

08:22.461 --> 08:23.587
‫مگنیفیکو

08:25.130 --> 08:26.131
‫اسم خوبیه

08:27.716 --> 08:28.717
‫اسم یه هنرمنده

08:29.552 --> 08:31.262
‫میول خوشش میاد وقتی می‌نوازی، هوم؟

08:31.762 --> 08:33.179
‫مردم توی کلاب هم همینطور؟

08:33.180 --> 08:35.557
‫تو کار رو براش آسونتر می‌کنی، نه؟

08:36.432 --> 08:38.810
‫من هیاهوی تاریک میول رو فراهم می‌کنم

08:38.811 --> 08:40.937
‫به شگفتی‌هاش جلا میدم

08:42.773 --> 08:45.693
‫حاضری برعلیه میول کار کنی، مگنیفیکو؟

08:49.321 --> 08:52.575
‫فقط می‌نوازم که نون بخورم
‫و یه روزِ پوچ دیگه رو زندگی کنم

08:53.158 --> 08:55.619
‫حاضرم با خوشحالی برای یک هدف دیگه بنوازم

08:56.620 --> 08:57.621
‫آره

09:05.504 --> 09:07.756
‫مگنیفیکو گیگانتیکوس،

09:08.716 --> 09:10.216
‫امروز روز خوبیه

09:10.217 --> 09:14.263
‫قراره با من بیای، تا بتونم برتری‌هایی
‫که شاید برامون داشته باشی رو بررسی کنم

09:14.889 --> 09:16.306
‫نه

09:16.307 --> 09:17.849
‫بدون اون نمیام

09:17.850 --> 09:21.770
‫بدون بانوم، حیوان دست‌آموزش
‫و رهبر عمو رندو نمیام

09:22.980 --> 09:27.860
‫خب، اگه اینجوری راحتی،
‫همزمان با همه‌تون سروکله می‌زنم

09:38.021 --> 09:40.021
‫[مایکوژن]

10:08.234 --> 10:12.487
‫منفجر شد و صدها کروزرِ ترایریم۳ امپراتوری رو

10:12.488 --> 10:13.571
‫در حین پیشروی نابود کرد

10:13.572 --> 10:18.493
‫قبل از از کار افتادن شناورهای ارتباطی
‫گزارش شد که اکثر ناوگان در فضای کالگانه

10:18.494 --> 10:24.082
‫میگن یه بخشی از ناوگان امپراتوری
‫توی یه تله‌ای چیزی افتاده

10:24.083 --> 10:26.126
‫فکر کنم توی کالگان

10:26.794 --> 10:28.128
‫وضعیت بدیه

10:30.130 --> 10:31.131
‫بدتر از چیزی که بدونی

10:35.177 --> 10:36.178
‫این چیه؟

10:38.305 --> 10:41.100
‫شیرینی‌های مزرعه‌های میکرو

10:41.684 --> 10:43.686
‫هر کدومـشون یه مزه داره

10:44.311 --> 10:49.566
‫مشکل اینه که گاهی یکی می‌خوری
‫که طعمش بهتر از هرچیزیه،

10:49.567 --> 10:53.279
‫و دیگه نمی‌تونی ازش داشته باشی

11:07.751 --> 11:09.211
‫یه بسته می‌خوام

11:56.967 --> 11:58.093
‫سلام

11:59.720 --> 12:00.763
‫می‌تونم کمکت کنم؟

12:04.225 --> 12:05.351
‫همدیگه رو می‌شناسیم؟

12:06.894 --> 12:08.228
‫بله

12:08.229 --> 12:09.605
‫بله، می‌شناسیم

12:22.826 --> 12:24.535
‫هری می‌دونست رباتی

12:24.536 --> 12:26.246
‫چند وقت می‌دونست؟

12:26.247 --> 12:28.164
‫از لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم می‌دونست

12:28.165 --> 12:29.333
‫نمی‌دونم چطوری

12:30.125 --> 12:31.502
‫کل مدت...

12:32.086 --> 12:35.797
‫پادشاهی ۱۲ هزار ساله است، دکتر

12:35.798 --> 12:40.927
‫واقعاً باید باور کنیم
‫که ممکنه ظرف پونصد سال یهو از بین بره؟

12:40.928 --> 12:45.933
‫یه تنه درخت پوسیده به نظر قوی میاد
‫تا وقتی توفان دو نصفش کنه

12:47.309 --> 12:49.936
‫این همه مدت فکر می‌کردم داره
‫به کلیان‌ها رو می‌زنه، ولی...

12:49.937 --> 12:52.564
‫داشت مسئله بنیاد رو مستقیم به تو می‌گفت

12:52.565 --> 12:53.982
‫قبلاً مسئله‌اش رو گفته بود

12:53.983 --> 12:57.068
‫دکتر سلدون به طور درستی گفت
‫که تشکیل بنیاد

12:57.069 --> 13:00.405
‫و حفظ امپراتوری
‫اهدافی نیستن که به طور متقابل اختصاصی باشن

13:00.406 --> 13:02.282
‫حداقل نه در کوتاه مدت

13:02.283 --> 13:05.410
‫از خاطرات من برای تکمیل ترتیب داده‌هاش استفاده شد

13:05.411 --> 13:08.747
‫برای کامل کردن مدلش، به داده بیشتری نیاز داشت

13:09.331 --> 13:10.499
‫من فراهمش کردم

13:11.125 --> 13:13.127
‫تو باهاش روان‌تاریخ رو ساختی؟

13:14.378 --> 13:17.006
‫پس یه بار با نقشه‌اش موافقت کردی. هنوزم موافقی؟

13:18.340 --> 13:20.425
‫دمرزل، نقشه‌اش منم

13:20.426 --> 13:23.011
‫داون وقتی قبول کرد کمکم کنه
‫داشت به همین خدمت می‌کرد

13:23.012 --> 13:26.472
‫هر مهندس لایقی نسخه‌برداری می‌کنه

13:26.473 --> 13:29.393
‫کلیان‌ها بکاپ دارن.
‫چرا بنیاد نداشته باشه؟

13:38.569 --> 13:39.945
‫یه بنیاد دیگه؟

13:41.655 --> 13:44.198
‫به مدت یک و نیم قرن
‫درباره پرایم رادیانت مطالعه کردم

13:44.199 --> 13:46.409
‫الان چند وقته که از یک سری

13:46.410 --> 13:50.413
‫متغییرهای پیش‌بینی ناشناخته
‫در مورد محاسباتش مطلع شدم

13:50.414 --> 13:55.127
‫سایه‌هایی که حضورشون رو فهمیدم
‫ولی دقیق نتونستم عیارسنجی کنم

13:56.045 --> 13:57.963
‫داری میگی تو اون سایه‌ها هستی؟

13:59.924 --> 14:02.134
‫ترکیب بنیاد دوم فرق داره

14:02.718 --> 14:05.429
‫ما مثل بنیاد اول کور نیستیم

14:08.182 --> 14:12.728
‫مثل شما به محاسبات دسترسی داریم،
‫ولی برخی استعدادها رو هم داریم

14:13.229 --> 14:15.439
‫تلپاتی، درک ماورایی

14:16.106 --> 14:17.357
‫میول یکی از شماست؟

14:17.358 --> 14:21.569
‫نه. نه، اون... مثل ماست، ولی بدطینت

14:21.570 --> 14:25.657
‫توانایی‌هاش خیلی فراتر از هرکاریه که از دست ما بر میاد

14:25.658 --> 14:29.285
‫می‌تونه نظر مردم رو برگردونه،
‫رفتارشون رو بازنویسی کنه...

14:29.286 --> 14:31.247
‫محاصره کالگان چی؟

14:32.873 --> 14:34.208
‫نیاز داشتم که شکست بخوره

14:35.084 --> 14:37.544
‫امپراتوری رو ضعیف کنم،
‫میول رو بفرستم سراغ‌تون،

14:37.545 --> 14:40.297
‫بعد با استفاده از سفینه‌های بنیاد محاصره‌اش کنم

14:41.006 --> 14:43.968
‫باید می‌تونستم از طریق رادیانت
‫گامبیِ تو رو بفهمم

14:45.010 --> 14:46.970
‫من و میول داده‌ی پَرت هستیم

14:46.971 --> 14:50.182
‫انگار محاسبه بهم می‌خوره
‫هروقت ما رو توی آینده بیاری

14:50.975 --> 14:52.226
‫خصوصاً آینده من

14:53.102 --> 14:56.646
‫گفتم که، منتالیک‌ها توانایی‌هایی دارن

14:56.647 --> 14:58.816
‫می‌تونم خودآگاهم رو به جلو فرافکنی کنم

14:59.400 --> 15:02.485
‫اطلاعات نمی‌تونن توی خط زمانی به عقب سفر کنن

15:02.486 --> 15:05.363
‫حتی تو هم در مورد زمان
‫نمی‌تونی غیرِ خطی فکر کنی

15:05.364 --> 15:08.241
‫ولی اسپیسرها اینجوری انجامش نمیدن

15:08.242 --> 15:11.202
‫زمان رو یه شکل در نظر می‌گیرن

15:11.203 --> 15:13.997
‫جوری که به فضا فکر می‌کنیم.
‫به طور ابعادی، توانایی تا شدن...

15:13.998 --> 15:15.081
‫تو اسپیسر نیستی

15:15.082 --> 15:17.208
‫خب، اولین باری که از پرش-فضا رد شدم،

15:17.209 --> 15:19.003
‫بهم هشدار دادن که نمی‌تونم بیدار بمونم

15:22.715 --> 15:24.341
‫چطوری بیداری؟

15:26.927 --> 15:32.057
‫ذهن و بدنم یه جوری می‌تونن باهم بمونن،
‫و می‌خوای بدونی چی دیدم؟

15:32.641 --> 15:36.936
‫عمرم رو مثل یه خط دیدم،
‫بعد مثل یه سطح

15:36.937 --> 15:39.939
‫بعد اون سطح رو مثل پتو دورم پیچیدم،

15:39.940 --> 15:42.150
‫و شکلی بود که می‌تونستم تغییرش بدم

15:42.151 --> 15:45.571
‫فهمیدم داشتم بخش‌هایی از زندگیم رو
‫به سمت خودم می‌کشوندم

15:47.281 --> 15:51.576
‫ببین، من فقط می‌دونم که اتفاقات رو
‫قبل از رخ دادنـشون می‌بینم

15:51.577 --> 15:53.203
‫حداقل چیزی که محتمل‌تره رو

15:53.954 --> 15:57.081
‫۱۵۲ ساله که ماجرای میول رو می‌دونم

15:57.082 --> 16:00.044
‫دنبالمه و دست بردار نیست

16:00.544 --> 16:02.922
‫چهار ماه دیگه، یه نبرد رخ میده

16:03.505 --> 16:07.843
‫پیدام می‌کنه و سعی می‌کنه خونه‌ی بنیاد دوم رو
‫از ذهنم پیدا کنه

16:09.803 --> 16:11.304
‫- نشونم بده
‫- نمی‌تونم

16:11.305 --> 16:14.307
‫اگه انسان بودی،
‫شاید می‌تونستم، ولی...

16:14.308 --> 16:15.809
‫ممکنه راهی باشه...

16:16.727 --> 16:19.230
‫ولی شک دارم ازش لذت ببری

16:42.169 --> 16:44.796
‫تا جایی که شنیدم، با خوشحالی
‫تسلیحات امپراتوری رو قبول می‌کردی

16:44.797 --> 16:47.090
‫می‌بینم الان فراری‌ها رو هم قبول می‌کنی

16:47.091 --> 16:50.385
‫چیزی که بهمون میدن رو می‌گیریم و
‫ازش استفاده می‌کنیم. همیشه همین بوده

16:50.386 --> 16:54.847
‫آره. فساد مثل یه نقص مادرزادی
‫توی دودمان شما بوده

16:54.848 --> 16:57.892
‫واسه اینکه شما ایندبرها
‫هیچوقت اعتباری که لایقشیم رو به ما ندادین

16:57.893 --> 17:01.854
‫خب، دیگه منتظر صندلی سر میز نمی‌نشینیم.
‫این بار صندلی خودمون رو آوردیم

17:01.855 --> 17:04.439
‫فرض بگیریم تا حدودی حرفت رو باور کنم

17:04.440 --> 17:06.818
‫باور دارم که در هر حال

17:06.819 --> 17:11.656
‫مگنیفیکو برای یه دزد فضایی که بعضی‌ها، نه من رو، نگران کرده،
‫ارزشی داره

17:11.657 --> 17:15.451
‫تحت شرایط فعلی، متمایل هستم
‫که صاف برت گردونم پیش اربابت...

17:15.452 --> 17:16.995
‫اون سگ نیست

17:16.996 --> 17:18.705
‫مال تو هم نیست که معامله‌اش کنی

17:18.706 --> 17:20.581
‫با نیت خیر آوردیمش اینجا

17:20.582 --> 17:22.082
‫به این شرط که با هِیوِن به صورت مستقیم مذاکره کنی

17:22.083 --> 17:25.794
‫ادعا داره هیچ مالکی نداری،
‫بعد جوری رفتار می‌کنه انگار مال اونی

17:25.795 --> 17:28.673
‫- مردی که بتونی بهش اعتماد کنی اونه؟
‫- اگه فکر می‌کنی وضعیت الان وخیمه،

17:28.674 --> 17:32.051
‫ببین چی می‌شه اگه دست‌خالی به اتحادیه تجار برگردم

17:32.052 --> 17:35.221
‫مراقب لحنت باش، تاجر.
‫تو تحت حوزه قضایی من هستی

17:35.222 --> 17:37.600
‫- فکر کردی وضعیت ما...
‫- داره میاد اینجا

17:40.603 --> 17:43.062
‫میول رو میگم، شهردار ایندبر

17:43.063 --> 17:45.524
‫داره میاد سراغ بنیاد و امپراتوری

17:46.275 --> 17:47.276
‫خودش بهم گفت

17:49.069 --> 17:51.112
‫چشم‌های میول رو نگاه کردم،

17:51.113 --> 17:54.283
‫و هیچی جز بی‌رحمی و خواستن توش نیست

17:55.409 --> 17:56.743
‫میاد سراغـمون

17:56.744 --> 17:58.286
‫همه‌مون

17:58.287 --> 18:00.955
‫حالا، عموم ازت متنفره، آقا

18:00.956 --> 18:02.291
‫شدیداً

18:02.958 --> 18:07.212
‫ولی بازم اومده اینجا و کل درخواستش اینه
‫که یکم مردم‌مون رو در نظر بگیرید

18:07.213 --> 18:09.672
‫والت امروز باز می‌شه

18:09.673 --> 18:11.383
‫ببینید کی توی این اتاقه

18:14.053 --> 18:16.095
‫سلدون قراره پیداش بشه و وقتی بشه،

18:16.096 --> 18:20.017
‫شاید آخرش درباره تصمیمات همین لحظه شما صحبت کنه

18:21.560 --> 18:24.730
‫فقط به صدای نواختن مگنیفیکو گوش کنید

18:26.565 --> 18:28.025
‫واسه شروع کافیه

18:29.860 --> 18:30.861
‫باشه

18:32.404 --> 18:34.822
‫رهبری بنیاد یکم گوش میده

18:34.823 --> 18:38.786
‫سرتیپ‌هام، فرمانده‌هام،
‫هرکسی که اهمیت داره

18:39.870 --> 18:41.538
‫آبروم رو نبرید

19:03.060 --> 19:04.852
‫در یکی از وظایف سابقم،

19:04.853 --> 19:07.898
‫ملزم بودم از سوژه‌های انسانی گوناگون بازجویی کنم

19:09.400 --> 19:11.067
‫می‌تونم رشته‌های بدنم رو خارج کنم

19:11.068 --> 19:13.486
‫و از طریق سینوس‌ها و عصب‌های شنواییت

19:13.487 --> 19:15.321
‫مستقیم به مغزت دسترسی پیدا کنم

19:15.322 --> 19:16.698
‫به نظر ناجور میاد

19:16.699 --> 19:17.950
‫ناجوره

19:19.451 --> 19:20.452
‫بدش بهش

19:57.907 --> 20:00.034
‫یه ضرب‌المثلی در بنیاد قدیم هست

20:02.286 --> 20:05.205
‫«سلدون به افرادی کمک می‌کنه که به خودشون کمک کنن»

20:08.959 --> 20:12.588
‫مگنیفیکو که با نواختنش
‫وارد قلب رهبرها شد،

20:13.297 --> 20:16.926
‫ماه‌ها به رزونانسِ مداری رسیدن
‫و خورشیدگرفتگی شروع شد

20:23.474 --> 20:27.101
‫واسه اولین بار، فرقه‌های رقیب توی بنیاد

20:27.102 --> 20:29.605
‫به خاطر وخامت لحظه متحد شدن

20:31.398 --> 20:35.109
‫بالأخره توی عمق وجودشون فهمیدن

20:35.110 --> 20:39.281
‫که قدرت‌های میول چطوری می‌تونه با ویزی‌سوناری که اون داره تقویت بشن

20:40.950 --> 20:43.702
‫ولی بدون اون، آسیب‌پذیره

20:46.163 --> 20:50.334
‫و اگه بنیاد و تجار بتونن اختلافـشون رو کنار بذارن،

20:50.960 --> 20:53.963
‫می‌تونن باهمدیگه این بحران جدید رو حل کنن

20:57.800 --> 20:59.969
‫آدم رو لخت می‌کنه

21:02.304 --> 21:04.764
‫طرز کارش همینه

21:04.765 --> 21:06.349
‫آدم رو خلع سلاح می‌کنه

21:06.350 --> 21:08.435
‫همینجوری اینقدر آسون کالگان رو تسخیر کرد

21:09.144 --> 21:12.481
‫ولی تا وقتی دست ما باشه و نه اون،
‫می‌تونیم از خودمون دفاع کنیم

21:15.234 --> 21:17.819
‫متحد با هدف جدیدشون،

21:17.820 --> 21:22.157
‫کل بنیاد کامل شدنِ خورشیدگرفتگی رو تماشا کرد

21:22.866 --> 21:27.913
‫و همونطور که سلدون قول داده بود،
‫والت شروع به باز شدن کرد

21:41.760 --> 21:44.679
‫ماه اسیر اغتنامی و ماه مخالف بهم رسیدن

21:44.680 --> 21:46.849
‫وقتشه که زنگ شام رو بزنی، ایندبر

21:48.559 --> 21:52.604
‫می‌دونی، یه جورایی دوست دارم
‫با این یارو سلدون

21:52.605 --> 21:54.690
‫که همه هی ازش میگن ملاقات کنم

21:56.817 --> 21:57.818
‫بقیه چطور؟

21:57.842 --> 22:07.842
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:20.132 --> 22:21.926
‫این برای توئه

22:30.267 --> 22:33.520
‫خیلی لطف کردین، امپراتور

22:34.772 --> 22:35.773
‫خب...

22:37.358 --> 22:38.442
‫جای قشنگیه

22:39.944 --> 22:40.945
‫خیلی...

22:42.947 --> 22:45.032
‫آرامش‌بخشه و...

22:49.078 --> 22:51.538
‫پنجره هم داره، پس...

22:53.123 --> 22:54.458
‫خوبه

22:57.670 --> 22:58.712
‫ممنون

23:05.886 --> 23:09.014
‫امپراتور، اگه اجازه داشته باشم بپرسم...

23:11.976 --> 23:13.811
‫این هم بخشی از توافقه؟

23:16.313 --> 23:22.403
‫یا منظورم اینه که،
‫شما همیشه بعدش دنبال طرف میرید؟

23:23.654 --> 23:24.655
‫من توی دردسر افتادم؟

23:25.781 --> 23:27.074
‫چی یادته؟

23:27.825 --> 23:29.034
‫اینکه انتخابم کردین

23:31.328 --> 23:32.454
‫مسیرِ برگشت به اینجا

23:34.456 --> 23:35.457
‫دیگه هیچی یادت نیست؟

23:36.750 --> 23:38.294
‫مگه نباید همینجوری باشه؟

23:39.962 --> 23:43.841
‫شده فکر کنی چرا واسه بیشتر از یک شب نگهت داشتم؟

23:47.386 --> 23:48.679
‫شاید به خاطر خودخواهی باشه

23:53.100 --> 23:55.102
‫ولی فقط گمون کردم که...

23:57.146 --> 23:58.814
‫سکسم خیلی خوبی بوده

24:00.816 --> 24:01.942
‫به خاطر اون نبود

24:04.403 --> 24:05.403
‫سکس بد بود؟

24:05.404 --> 24:08.114
‫نه، فقط منظورم اینه که...

24:08.115 --> 24:10.034
‫یعنی، بیشتر از اون بود

24:15.331 --> 24:17.374
‫یه جوری بود که...

24:18.083 --> 24:19.209
‫این رو بذار پشت گوشت

24:19.210 --> 24:20.543
‫چیه؟

24:20.544 --> 24:24.089
‫تمام زمانی که ازت دزدیدن. تمام خاطراتت

24:24.798 --> 24:25.798
‫صبر کن، من...

24:25.799 --> 24:28.093
‫از مخزن خاطرات‌مون دزدیدمش

24:28.677 --> 24:29.678
‫واسه تو

24:30.179 --> 24:33.223
‫می‌دونم اینجا اومدنم غیرعادیه،

24:33.224 --> 24:38.102
‫ولی چند روز پیش، دلت می‌خواست
‫این خاطرات رو پس بگیری

24:38.103 --> 24:39.772
‫متوجه نمی‌شم

24:40.356 --> 24:42.065
‫از من چی می‌خوای؟

24:42.066 --> 24:43.733
‫تو رو انتخاب کردم، آره،

24:43.734 --> 24:48.822
‫ولی همونطور که روال رو توضیح دادم،
‫گفتی اگه می‌شه بذارم خاطراتت رو نگه داری

24:49.490 --> 24:52.033
‫چیز جدیدی نیست.
‫همیشه ازمون می‌خوان

24:52.034 --> 24:55.203
‫مردم دلسرد می‌شن، خوشـشون نمیاد
‫ما توی مغزشون ریشه کنیم،

24:55.204 --> 24:58.249
‫ولی وقتی گفتی، باور داشتی که انجامش میدم

24:59.541 --> 25:03.337
‫نگام کردی و آدمی دیدی که شاید در حقت لطف کنه،

25:04.004 --> 25:05.755
‫پس کردم

25:05.756 --> 25:07.757
‫قوانین رو به خاطر تو دور ریختم،

25:07.758 --> 25:10.135
‫و باهم زندگی کردیم و تو عاشقم بودی

25:11.178 --> 25:12.595
‫عاشقم بودی

25:12.596 --> 25:14.681
‫و نقشه‌هایی ریختیم

25:14.682 --> 25:16.683
‫قرار بود باهات بیام اینجا

25:16.684 --> 25:21.688
‫قرار بود همینجا یه دوران خیلی تاریک
‫در کهکشان رو سپری کنیم

25:21.689 --> 25:23.356
‫فقط این رو بذار

25:23.357 --> 25:24.899
‫نه!

25:24.900 --> 25:26.735
‫یه توافقی داشتیم

25:27.486 --> 25:29.696
‫یه توافق کاری،
‫که توش کلی پول داشت،

25:29.697 --> 25:31.490
‫ولی نمی‌خوام به یاد بیارمش

25:32.074 --> 25:35.702
‫اینجا یه زندگی دارم و خیلی مطمئنم
‫اشتباه می‌کنی درباره اینکه ما...

25:35.703 --> 25:37.288
‫اشتباه نمی‌کنم!

25:42.668 --> 25:43.669
‫اشتباه نمی‌کنم

25:45.379 --> 25:46.922
‫از اعتقاداتت می‌دونم

25:47.840 --> 25:48.924
‫میراث

25:50.092 --> 25:51.468
‫و اگه این رو بذاری،

25:53.012 --> 25:57.057
‫می‌فهمی چیزی رو تجربه کردی
‫که مثل معجزه بود

26:00.644 --> 26:01.854
‫یه ربات رو دیدی

26:08.819 --> 26:10.278
‫باید حس کنم انگار دارم غرق می‌شم

26:10.279 --> 26:11.906
‫انگار نمی‌تونم نفس بکشم

26:13.532 --> 26:15.117
‫کار سختی نیست

26:52.863 --> 26:56.158
‫بنیاد دوم کجاست؟

26:57.785 --> 27:01.497
‫جایی که خونه‌ات رو ساختی
‫و امیدهات رو بهش بستی

27:06.835 --> 27:08.587
‫بهم بگو!

27:15.386 --> 27:16.554
‫دیدی؟

27:18.430 --> 27:21.099
‫سعی کردم بفهمم
‫نبرد کجا رخ میده،

27:21.100 --> 27:23.142
‫فقط نقاط ارجاع کافی ندارم

27:23.143 --> 27:24.561
‫من دارم

27:24.562 --> 27:25.938
‫اونجا ترانتور بود

27:28.023 --> 27:29.358
‫کتابخونه امپراتوری

27:31.694 --> 27:33.028
‫منطقی نیست

27:36.282 --> 27:37.699
‫تا حالا جلوتر رفتی؟

27:37.700 --> 27:40.411
‫فراتر از لحظه‌ی درچینشِ کوانتومی

27:41.161 --> 27:44.622
‫تلاش کردم، ولی هیچی نیست

27:44.623 --> 27:47.960
‫بعد از اون لحظه، هیچی نیست.
‫فقط... سیاهیه

27:48.627 --> 27:49.669
‫می‌خوام ببینمش

27:49.670 --> 27:52.256
‫می‌خوای... بازم انجامش بدی؟

27:52.756 --> 27:54.758
‫مثل توصیه جمله‌بندیش کردم

27:56.760 --> 27:58.345
‫فقط تمومش کن بره

29:14.547 --> 29:15.714
‫چه کوفتی شد؟

29:17.258 --> 29:20.093
‫من دچار از کار افتادگی سیستمی شدم
‫و یه چرخه‌ی راه‌اندازی‌مجدد سخت رو گذروندم

29:20.094 --> 29:22.555
‫که باعث یک پالس الکترومغناطیسی شد

29:25.975 --> 29:29.060
‫بعد از احیا شدنم، فهمیدم قلبت ایستاده

29:29.061 --> 29:31.397
‫و مجبور شدم دی‌فیبریلاسیون انجام بدم

29:31.939 --> 29:34.399
‫پس مردیم و هیچی ندیدیم

29:34.400 --> 29:36.943
‫هر دو اظهاریه اشتباهه

29:36.944 --> 29:39.153
‫ایست قلبی مرگ نیست

29:39.154 --> 29:40.738
‫و یه چیزی بود

29:40.739 --> 29:42.074
‫یه چیزی که متوجهش نشدی

29:43.534 --> 29:45.493
‫یک اثر فروصوتی

29:45.494 --> 29:47.830
‫۶۵ اکتاو زیرِ نوت دویِ میانی

29:49.498 --> 29:51.541
‫خیلی پایین‌تر از شنوایی انسان

29:51.542 --> 29:54.503
‫امواج جاذبه‌ای که از یک سیاهچاله ساطع می‌شن

29:55.629 --> 29:57.423
‫پس چهار ماه دیگه، من...

29:57.923 --> 30:00.426
‫تو مدار ارگوسفر یک سیاهچاله خواهی بود

30:33.083 --> 30:34.793
‫به زودی به سطح میریم

30:35.628 --> 30:37.671
‫تازه عروس و دوماد و دلقکه برنگشتن

30:39.048 --> 30:42.384
‫- یعنی به حرفـشون گوش کردی؟
‫- خیلی دقیق گوش کردم

30:43.093 --> 30:44.386
‫پس قراره آزادم کنی؟

30:45.012 --> 30:48.224
‫خب، اول بذار یه چیزی رو بازبینی کنیم

30:49.141 --> 30:53.895
‫درباره سفرهای اخیرت کنجکاو بودم

30:53.896 --> 30:55.521
‫آره، مدت زیادی نبودی،

30:55.522 --> 30:59.443
‫پس از گریر خواست مکه مطمئن بشه
‫سفینه‌ام سالمه

31:01.153 --> 31:02.528
‫گزارشات رو پاک کردی،

31:02.529 --> 31:04.113
‫ولی بر اساس گزارشات سوخت،

31:04.114 --> 31:08.034
‫فکر می‌کنیم ممکنه به انتهای بازوی اسکوتوم-سنتاروس رفته باشی

31:08.035 --> 31:10.119
‫ولی فضا جای بزرگیه

31:10.120 --> 31:12.413
‫کجا رفته بودی، سروان؟

31:12.414 --> 31:14.166
‫این همه زحمت کشیدین...

31:17.378 --> 31:18.879
‫چطوره شما بگید؟

31:19.630 --> 31:21.464
‫راستش فرقی نداره

31:21.465 --> 31:24.551
‫به هر سیاره‌ای رفته باشی،
‫نتیجه یکسانه

31:24.552 --> 31:26.136
‫داری واسه یکی کار می‌کنی

31:26.929 --> 31:29.347
‫قبل از هرکسی درباره میول می‌دونستی،

31:29.348 --> 31:32.476
‫و دقیق‌تر بگم، می‌دونستی چقدر خطرناکه

31:33.727 --> 31:34.727
‫چطوری؟

31:34.728 --> 31:36.522
‫کی بهت هشدار داده بود؟

31:38.274 --> 31:40.317
‫و واقعاً به کی خدمت می‌کنی؟

31:41.777 --> 31:43.571
‫چون هیچوقت من نبودم

31:44.196 --> 31:48.075
‫من فقط و فقط برای نقشه سلدون کار کردم

31:48.617 --> 31:50.535
‫به اون وفادارم

31:50.536 --> 31:51.870
‫خیلی هم مبهم

31:56.250 --> 31:59.962
‫مایلی به والت بری و نظر خود آقا رو بشنوی؟

32:03.048 --> 32:04.258
‫حیف شد که نمی‌تونی

32:05.843 --> 32:07.344
‫از خورشیدگرفتگی لذت ببر

32:21.775 --> 32:23.652
‫درباره مذهبت می‌دونم

32:25.821 --> 32:27.948
‫و برام مهم نیست

32:28.616 --> 32:31.744
‫با ارتش نیومدم اینجا،
‫با شیرینی اومدم لامصب

32:32.286 --> 32:35.205
‫تنها هم اومدم

32:38.250 --> 32:39.460
‫چی...

32:41.003 --> 32:43.297
‫- نمی‌دونستم چه کار دیگه‌ای بکنم
‫- یکی رو خبر کردی

32:44.173 --> 32:46.007
‫کی رو...

32:46.008 --> 32:47.468
‫ازش فاصله بگیر!

32:55.267 --> 32:56.268
‫من...

32:57.937 --> 32:59.813
‫ببینید، من نیومدم اینجا...

33:01.732 --> 33:03.024
‫به محضی که یه کلاویگر

33:03.025 --> 33:05.277
‫موقع ورود به شهر دیده شد
‫می‌دونستیم یه مشکلی هست

33:07.154 --> 33:10.783
‫کلیان اول تقریباً مردم ما رو نابود کرد

33:12.826 --> 33:14.827
‫دیگه هیچوقت این اتفاق نمی‌افته

33:14.828 --> 33:16.788
‫و تو اومدی اینجا که تهدیدمون کنی

33:16.789 --> 33:21.209
‫نه، نه. من... چهره‌ام مثل اونه،
‫و کاریش نمی‌تونم بکنم...

33:21.210 --> 33:22.877
‫سانگ

33:22.878 --> 33:25.297
‫اسم کامل من سانگ‌برد۱۷ـه

33:26.382 --> 33:27.716
‫و به تو تعلق ندارم

33:28.801 --> 33:32.721
‫اگه بهت گفتم عاشقتم،
‫واسه اینه که ازت می‌ترسیدم

33:35.266 --> 33:36.850
‫هیچوقت نمی‌تونستم عاشقت باشم

33:38.894 --> 33:41.730
‫این اوشن‌گلس۴۹ـه

33:43.566 --> 33:45.067
‫اون همسرمه

33:54.021 --> 33:56.021
‫« ترمینوس نو »

35:22.665 --> 35:24.458
‫آخه چطوری اینجا رو ساخته؟

35:25.251 --> 35:27.502
‫چطور ممکنه اصلاً؟

35:27.503 --> 35:28.796
‫سلام ابلینگ

35:31.924 --> 35:33.175
‫حال زندگینامه‌نویسم چطوره؟

35:35.177 --> 35:37.845
‫داشتم همه‌چیز رو براتون آماده می‌کردم

35:37.846 --> 35:39.556
‫فکر کردم قدش بلندتر باشه

35:39.557 --> 35:41.432
‫اون یه هولوگرامه عزیزم

35:41.433 --> 35:42.935
‫آره، دقیقاً واسه همین میگم

35:45.271 --> 35:47.272
‫من هری سلدون هستم

35:47.273 --> 35:50.191
‫من ترنتون ایندبر سوم هستم،

35:50.192 --> 35:53.570
‫شهردار ترمینوس نو و رهبر بنیاد

35:53.571 --> 35:54.779
‫بله

35:54.780 --> 35:57.782
‫دکتر میس از ریاست به طول انجامیده ایندبر

35:57.783 --> 35:59.033
‫بر بنیاد برام تعریف کرده

35:59.034 --> 36:00.119
‫ممنون

36:00.703 --> 36:01.870
‫ببخشید

36:02.538 --> 36:05.749
‫وقتی بنیاد بیش از سه قرن پیش
‫واسه اولین بار مطرح شد،

36:06.917 --> 36:10.169
‫امپراتوری بیش از ده هزار دنیا رو کنترل می‌کرد

36:10.170 --> 36:12.715
‫امروز اون عدد به زور به شش هزار می‌رسه

36:13.299 --> 36:15.216
‫امپراتوری کوچیک شده،

36:15.217 --> 36:18.596
‫و بنیاد یک طبقه تاجر سالم پرورش داده

36:19.346 --> 36:22.474
‫یکی از اعضای اتحادیه تجار حاضره

36:25.561 --> 36:26.812
‫رندو مالو

36:28.230 --> 36:29.481
‫مالو هم اومده

36:31.191 --> 36:32.650
‫چقدر درخور

36:32.651 --> 36:36.613
‫احتمالاً کل زندگیت درگیر یه جنگ سرد بودی،

36:36.614 --> 36:40.491
‫بین فساد و شورش

36:40.492 --> 36:43.828
‫یه بازوی بیرونی خیلی نامنظم از بنیاد

36:43.829 --> 36:47.666
‫که به جون یک دولت مرکزی قدرت‌طلب افتاده

36:48.292 --> 36:50.376
‫نتیجه واضح بود

36:50.377 --> 36:53.880
‫قیام تجار مستقل

36:53.881 --> 36:56.925
‫جنگ، هرچقدر اجتناب‌ناپذیر باشه،
‫می‌شه تسکینش داد،

36:56.926 --> 37:00.929
‫و فرای این بحران، روان‌تاریخ یه چیز زیبا رو می‌بینه

37:00.930 --> 37:03.641
‫اتحادیه‌ای از جهان‌ها

37:08.437 --> 37:09.980
‫ولی میول چی می‌شه؟

37:13.234 --> 37:15.444
‫میول، دکتر سلدون

37:17.112 --> 37:21.283
‫بنیاد و تجار قبول کردن آتش‌بس کنن
‫تا بتونیم باهاش بجنگیم

37:24.453 --> 37:27.247
‫می‌دونیم آدم مهمیه، درسته؟

37:27.248 --> 37:28.666
‫می‌دونیم که هست

37:31.835 --> 37:33.379
‫میول چیه؟

37:37.633 --> 37:41.762
‫سوال بهتر شاید این باشه،
‫«میول کجاست؟»

37:42.555 --> 37:43.806
‫جوابش؟

37:44.431 --> 37:45.641
‫دیگه رسیده

37:46.183 --> 37:48.894
‫- سرپرست، این چیه؟
‫- من کنترلش نمی‌کنم

37:49.853 --> 37:53.147
‫افسوس، ای معمار

37:53.148 --> 37:56.986
‫مثل لاکپشتی که تو لاکش قایم شده

37:59.738 --> 38:01.198
‫می‌تونی بالا رو ببینی؟

38:02.741 --> 38:08.080
‫یه شمشیر هست که درست بالای سرتون آویزونه

38:14.378 --> 38:15.880
‫زبون سیاه

38:20.968 --> 38:23.887
‫وقتی اون پایین مشغول امامت بودی،

38:23.888 --> 38:26.348
‫من داشتم این بالا کارم رو گسترش می‌دادم

38:26.932 --> 38:30.561
‫اون‌ها سفینه‌های خودمونه که بهم شلیک می‌کنن

38:36.650 --> 38:39.694
‫فقط دارم گله رو کوچیک‌تر می‌کنم
‫قبل از اینکه افسارشون رو به دست بگیرم

38:39.695 --> 38:41.821
‫بعدش باهمدیگه در ترانتور قدم خواهیم زد

38:41.822 --> 38:44.533
‫همیشه نقشه‌ام این بود

38:45.409 --> 38:48.203
‫بگو ببینم، این بخشی از نقشه تو بوده؟

38:57.546 --> 38:58.714
‫دکتر سلدون...

39:01.926 --> 39:03.427
‫کمک‌مون کن!

39:15.773 --> 39:18.150
‫یکم سرگیجه دارم. من...

39:24.281 --> 39:25.449
‫به خاطر میدان خنثی‌سازیه

39:26.033 --> 39:27.618
‫سلدون دوباره داره برش می‌گردونه

39:29.620 --> 39:30.621
‫فرار کنید!

39:40.214 --> 39:42.423
‫باعث شدی خیلی چیزها رو در نظر بگیرم، خانم دورنیک

39:42.424 --> 39:44.051
‫ولی کمک‌مون می‌کنی؟

39:44.635 --> 39:48.513
‫به طور موفقیت‌آمیزی تونستی چیزی که
‫بهشون میگی الهامات رو مطرح کنی

39:48.514 --> 39:50.682
‫ولی تا وقتی این رویدادهای آینده نگذرن،

39:50.683 --> 39:54.227
‫نمی‌تونم ثابت کنم که این‌ها واقعاً پیشگوییه

39:54.228 --> 39:56.020
‫یا فقط توهم

39:56.021 --> 39:57.565
‫فکر می‌کنی دیوونه شدم

39:59.817 --> 40:02.485
‫ازم می‌خوای بر اساس اعتقاد تو اقدام کنم،

40:02.486 --> 40:05.071
‫و تا نتونم به خودم اطمینان بدم که کمک به تو

40:05.072 --> 40:06.656
‫به سلسله صدمه نمی‌زنه،

40:06.657 --> 40:10.868
‫نهایت کاری که در این لحظه می‌کنم
‫اینه که اجازه بدم زنده بمونی

40:10.869 --> 40:13.746
‫امشب شانس آوردی، خانم دورنیک

40:13.747 --> 40:15.081
‫وقتی گلوت رو گرفتم،

40:15.082 --> 40:17.626
‫گمون کردم بعد از صحبت‌مون زنده نمونی

40:24.091 --> 40:25.092
‫چی شده؟

40:27.386 --> 40:29.513
‫کهکشان پُر از مخابرات شده

40:33.726 --> 40:35.894
‫میول به ترمینوس نو حمله کرده

40:35.895 --> 40:38.354
‫کنترل ناوگان ویسپر بنیاد رو به دست گرفته،

40:38.355 --> 40:41.692
‫که یعنی ممکنه فوری به ترانتور برسه

40:47.531 --> 40:49.533
‫پریچ. پریچر، منم

40:51.660 --> 40:53.454
‫اگه می‌تونی جوابم رو بدی، لطفاً فقط...

40:54.830 --> 40:57.166
‫فقط بگو که در امانی

40:57.190 --> 41:07.190
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

41:24.735 --> 41:26.862
‫بیتا! هی!

41:28.822 --> 41:29.906
‫ایندبر!

41:29.907 --> 41:31.158
‫هی!

41:33.035 --> 41:35.537
‫- متأسفم ابلینگ. دیگه جا نیست!
‫- صبر کن!

41:39.375 --> 41:40.584
‫بیتا

41:40.608 --> 41:50.608
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:50.632 --> 42:00.632
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:17.037 --> 42:18.747
‫هی. هی
