WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.021 --> 01:17.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت پنجم »

01:50.021 --> 01:52.021
‫

01:52.045 --> 02:02.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:40.021 --> 02:50.021
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

03:27.499 --> 03:30.920
‫به اراضی تحت کنترل سان‌مَستر۱۸ تجاوز کردی

03:33.005 --> 03:34.840
‫ببینید، من دنبال دردسر نمی‌گردم

03:35.966 --> 03:37.218
‫فقط راهم رو گم کردم

03:54.568 --> 03:58.322
‫اون... بهم پول داد.
‫می‌خواست این رو بپوشم

03:59.198 --> 04:01.116
‫من کاری نکردم

04:53.127 --> 04:56.629
‫برادر دِی نانیت‌های خودش رو
‫به کلاویگر اول مِیوان تزریق کرده

04:56.630 --> 04:58.047
‫که فرارش رو مخفی کنه

04:58.048 --> 05:00.174
‫بدون اون‌ها آسیب‌پذیره

05:00.175 --> 05:01.342
‫می‌خواید تعقیبش کنیم؟

05:01.343 --> 05:03.888
‫- نه
‫- اگه بحث مخفی‌کاریه...

05:04.597 --> 05:05.639
‫چیه؟

05:11.437 --> 05:13.188
‫داون داره به ایستگاه کلاریون میره

05:16.650 --> 05:18.527
‫کلیان‌هام پراکنده شدن

05:19.403 --> 05:21.696
‫می‌تونم بیارمـشون خونه. دِی رو پیدا کنم و...

05:21.697 --> 05:23.866
‫دقیق می‌دونم دِی کجا رفته

05:25.910 --> 05:29.496
‫دیگه اون رو نخواهیم دید.
‫اون هم مزاحم ما نمی‌شه

05:30.748 --> 05:32.833
‫ولی خودم به داون رسیدگی می‌کنم

05:54.980 --> 05:57.650
‫چند پرشِ اول همیشه عجیبن

05:58.943 --> 06:00.401
‫سردت نیست

06:00.402 --> 06:01.654
‫فقط حس سرما رو به آدم میده

06:02.905 --> 06:03.906
‫ولی...

06:04.406 --> 06:05.531
‫ممنون

06:05.532 --> 06:07.575
‫حس می‌کنی یه تیکه از خودت رو از جا گذاشتی

06:07.576 --> 06:09.535
‫و می‌خواد بهت برسه

06:09.536 --> 06:12.039
‫ولی در نهایت می‌رسه

06:21.715 --> 06:22.716
‫بپرس

06:24.301 --> 06:27.471
‫با نگهبان‌هایی که در ترانتور تعقیب‌مون می‌کردن یه کاری کردی

06:28.847 --> 06:30.391
‫نمی‌تونستن ما رو ببینن

06:31.517 --> 06:32.768
‫و صدات رو شنیدم...

06:33.978 --> 06:35.186
‫اینجا

06:35.187 --> 06:37.940
‫من و میول چندتا استعدادِ مثلِ هَم داریم

06:43.612 --> 06:44.780
‫بپرس

06:45.781 --> 06:50.035
‫می‌تونی با اون استعدادها
‫کسی رو کنترل کنی؟

06:51.537 --> 06:52.538
‫بله

06:53.706 --> 06:56.041
‫وادارم کردی که باهات کار کنم؟

06:57.877 --> 06:59.044
‫سعی کردم نکنم

06:59.837 --> 07:01.338
‫ولی اگه بخوام روراست بگم،

07:01.964 --> 07:03.966
‫گاهی تشخیصش سخته

07:07.720 --> 07:09.972
‫بیست دقیقه تا در کلاریون لنگر بندازیم

07:12.308 --> 07:13.517
‫واسه فرود آماده می‌شم

07:15.227 --> 07:16.353
‫گیل...

07:18.939 --> 07:20.900
‫می‌خوام اول به یه چیزی رسیدگی کنی

07:26.322 --> 07:30.034
‫می‌خوام بهت بگم چقدر متأسفم

07:31.785 --> 07:34.872
‫بابت کاری که کردم و قراره بکنم

07:38.021 --> 07:40.021
‫

07:50.554 --> 07:53.139
‫زندانبان شاهده، وسط یه مراسم ناهار خیلی مطبوع بودیم

07:53.140 --> 07:56.851
‫وقتی شنیدیم با سفینه‌ی من در حال نزدیک شدنی

07:56.852 --> 08:00.855
‫فکر کردی می‌تونی راحت برگردی اینجا
‫و همه‌ی کارهات بخشیده بشه، پسرِ خودسرِ من؟

08:00.856 --> 08:03.358
‫نه قربان. می‌دونستم عواقبی داره

08:03.359 --> 08:04.901
‫فقط قضاوت کردم که ارزشش رو داره

08:04.902 --> 08:06.986
‫با میول ارتباط برقرار گرفتم

08:06.987 --> 08:08.280
‫بله، شنیدم

08:09.156 --> 08:10.990
‫با سرویس اطلاعاتی خودت

08:10.991 --> 08:13.868
‫میگن موقع فرار از پیشش تو رو دیدن

08:13.869 --> 08:17.080
‫تو همون شبی که بیتا و توران مالو
‫در ملأ عام با کارمندش فرار کردن

08:17.081 --> 08:18.373
‫بله

08:18.374 --> 08:20.917
‫بر حسب اتفاق همون‌ها بودن
‫که دسترسی داشتن و ازشون استفاده کردم

08:20.918 --> 08:25.463
‫بر حسب اتفاق از برادرزاده‌ی رهبر تجار
‫راندو مالو استفاده کردی؟

08:25.464 --> 08:26.631
‫بله

08:26.632 --> 08:30.385
‫چون بر حسب اتفاق در کالگان بود
‫و بر حسب اتفاق مرد مذکور رو ربود؟

08:30.386 --> 08:31.719
‫بدون اختیار من

08:31.720 --> 08:37.433
‫و اگه، مثلاً امپراتور هم اون‌ها رو می‌گرفت،
‫ممکنه بگن

08:37.434 --> 08:40.103
‫«ما داشتیم واسه اطلاعات بنیاد کار می‌کردیم، عزیزم؟»

08:40.104 --> 08:41.688
‫می‌دونن که باید ساکت بمونن

08:41.689 --> 08:43.565
‫بله، به ساکت بودن مشهورن

08:43.566 --> 08:47.443
‫ببین، بیخیال امپراتوری.
‫میول مهم‌تر از چیزیه که به نظر میاد

08:47.444 --> 08:48.861
‫باید یاد بگیریم چطوری باهاش بجنگیم

08:48.862 --> 08:51.615
‫خانواده مالو هم ممکنه سهواً
‫یه کار مفید کرده باشن

08:52.116 --> 08:54.451
‫می‌تونیم از آدمش، همون هنرمنده اطلاعات بگیریم

08:55.119 --> 08:59.206
‫از یه دلقک؟ جدی؟
‫چه اطلاعاتی؟ تردستی؟

08:59.790 --> 09:02.917
‫سروان پریچر، تو از دستورات سرپیچی کردی

09:02.918 --> 09:04.377
‫بعداً مجازاتم کن

09:04.378 --> 09:05.920
‫بذار خانواده مالو رو پیدا کنم

09:05.921 --> 09:07.965
‫قرار نیست دیگه ردیابی انجام بدی

09:08.716 --> 09:11.259
‫بگو واسه این سفینه‌ربا
‫یه سلول بازداشتگاه آماده کنن

09:11.260 --> 09:16.390
‫و یادت باشه، خودش پروتکل رو تنظیم کرده.
‫پس می‌خوام نگهبان‌ها هم مراقب نگهبان‌ها باشن

09:17.224 --> 09:20.686
‫- و جوری بگردینش که سابیده بشه
‫- فهمیدم

09:32.239 --> 09:34.241
‫اسکن بخش بالایی، امن

09:40.164 --> 09:41.832
‫این سمت هم هیچی نیست

09:44.126 --> 09:46.128
‫مطمئن شو عذاب بکشه

10:14.782 --> 10:15.908
‫تلاش نکن

10:16.492 --> 10:18.972
‫می‌دونم فکر می‌کنی آدمی هستی
‫که می‌تونه از هر چیزی فرار کنه،

10:19.662 --> 10:21.914
‫ولی همچنین خودت به من آموزش دادی

10:22.790 --> 10:24.875
‫و قول میدم موفق نمی‌شی

10:43.727 --> 10:47.731
‫عزیزدلم، چقدر بد بود؟

10:50.568 --> 10:53.861
‫عزیزدلم، چقدر بد بود؟

10:53.862 --> 10:57.115
‫صدمه‌ای که نیروهای میول وارد کردن
‫موتورهای پَرِش‌مون رو خراب کرده

10:57.116 --> 10:59.450
‫سیستم‌هایی که آسیب دیدن شامل: ارتباطات،

10:59.451 --> 11:04.415
‫هوانوردی، ناوبری، گرمایی ای‌دی‌اِل و پیشرانش هستن

11:04.957 --> 11:07.250
‫باشه، می‌تونیم به ترمینوس نو برسیم؟

11:07.251 --> 11:10.504
‫ترمینوس نو دیگه مقصد امکان‌پذیری نیست

11:12.715 --> 11:14.842
‫چندتا پرش برامون مونده؟

11:15.426 --> 11:17.177
‫نمی‌تونم دقیق بگم

11:17.928 --> 11:20.097
‫- سه‌تا
‫- خب، انگار خیلی دقیق گفتی

11:21.056 --> 11:22.892
‫یه چیزی که توی سه بار پرش می‌شه بهش رسید

11:23.559 --> 11:25.351
‫می‌شه دیگه نزنی؟

11:25.352 --> 11:29.397
‫توران، مودب باش، اون ترسیده

11:29.398 --> 11:31.817
‫ببخشید مگنیفیکو. فقط...

11:35.613 --> 11:38.114
‫فقط فهمیدم باید کجا بریم

11:38.115 --> 11:40.784
‫و یه جاییه که واقعاً دلم نمی‌خواد برم

11:44.204 --> 11:46.956
‫برگشت به خونه همیشه یه مسیر ناهمواره

11:46.957 --> 11:49.167
‫خصوصاً اگه فراری باشی

11:49.168 --> 11:52.003
‫

11:52.004 --> 11:55.007
‫و نمی‌خواست دیگه پاش رو در هِیوِن بذاره

11:52.027 --> 11:53.027
‫

11:55.507 --> 11:56.633
‫ولی حالا که اون و بیتا

11:56.634 --> 12:00.803
‫دچار این درگیری شدن،
‫می‌دونه تنها راه فرارشون

12:00.804 --> 12:03.264
‫اینه که تجار رو قانع کنن
‫که دوست جدیدشون

12:03.265 --> 12:05.059
‫فقط دلقکِ میول نیست

12:05.684 --> 12:09.396
‫اون و موسیقیش
‫راز حل کردن بحران سوم هستن

12:10.814 --> 12:13.191
‫ما رو ببر خونه، عزیزدلم

12:13.192 --> 12:17.987
‫مراقبتِ هِیوِن.
‫چیزر ۵۴ در حال نزدیک شدنه. جهت ۶۳۴

12:17.988 --> 12:21.241
‫خصوصیِ نامعلوم در حال نزدیک شدن.
‫مراقبتِ هِیوِن

12:21.242 --> 12:22.617
‫خودتون رو شناسایی کنید

12:22.618 --> 12:26.037
‫نقص فنی آنتن دوربُرد.
‫مخابره شکست خورد

12:26.038 --> 12:27.538
‫تعویض به گِینِ پایین

12:27.539 --> 12:30.959
‫ورودی نامعلوم.
‫فوراً خودت رو شناسایی کن

12:30.960 --> 12:33.170
‫سیستم پایدارسازی صدمه دیده

12:36.173 --> 12:37.966
‫تکرار می‌کنم. خودتون رو شناسایی کنید

12:37.967 --> 12:39.425
‫داریم می‌کنیم

12:39.426 --> 12:40.718
‫نمی‌تونن بشنون

12:40.719 --> 12:42.387
‫دشمن رو می‌بینی؟

12:42.388 --> 12:44.056
‫دیدم. حمله به دشمن

12:53.691 --> 12:54.899
‫یه پیغام اضطراری مخابره کن

12:54.900 --> 12:56.776
‫خیلی باهوشی. الان

12:56.777 --> 12:59.280
‫دیگه مهمات سنگین به کار بردن.
‫کار خاصی نمی‌شه کرد

13:10.666 --> 13:11.666
‫کوه یخ!

13:11.667 --> 13:13.544
‫می‌بینمش!

13:48.495 --> 13:49.954
‫لازمه بدونم اون چیه؟

13:49.955 --> 13:51.290
‫نه، این...

13:53.584 --> 13:55.043
‫یه زیگوته

13:55.044 --> 13:57.963
‫گاهی بررسی می‌کنم
‫و مطمئن می‌شم که هنوز هستش

13:59.048 --> 14:00.090
‫مال خودته؟

14:00.799 --> 14:02.176
‫مال دخترمه

14:03.093 --> 14:04.802
‫نمی‌خوام حرف واضح رو بزنم...

14:04.803 --> 14:07.681
‫وقتی من و اون واسه اولین بار
‫همدیگه رو دیدیم، تقریباً هم‌سن بودیم

14:08.724 --> 14:09.934
‫الان کجاست؟

14:13.979 --> 14:17.398
‫پس مال اونه. فقط یه هسته است

14:17.399 --> 14:18.567
‫یه دختر می‌شه

14:19.109 --> 14:23.197
‫و گاهی کمکم می‌کنه که تصور کنم
‫ممکنه زنده بمونه و شاهدِ چی باشه

14:28.619 --> 14:29.995
‫بیا، دیگه تقریباً آماده‌ایم

14:32.289 --> 14:34.291
‫گمونم رد مالیت باشه

14:35.167 --> 14:37.336
‫می‌تونیم هرکسی رو مشمول کنیم.
‫فقط یه اسم نیاز دارم

14:40.673 --> 14:41.966
‫ویناد تاریسک

14:43.509 --> 14:45.636
‫نماینده بخشیـه که به کالگان نزدیکتره

14:47.429 --> 14:48.430
‫دوستمه

14:49.890 --> 14:52.600
‫متأسفم، ولی اگه بتونه روی رأی‌گیری تأثیر بذاره

14:52.601 --> 14:54.520
‫برادر داون هم پیداش می‌شه

14:55.312 --> 14:56.312
‫سوپرایز

14:56.313 --> 14:58.606
‫سربازهای امپراتوری همونجان

14:58.607 --> 15:03.111
‫درخواست یک جلسه اضطراری میدم
‫و پیشنهاد محاصره کالگان

15:03.112 --> 15:05.822
‫ارتش امپراتوری سیاره رو محاصره می‌کنه،

15:05.823 --> 15:07.824
‫و از طریق بستن راه‌های آب و غذایی تسلیمش می‌کنه

15:07.825 --> 15:09.284
‫این تاکتیک از زمانی که کلیانِ هفدهم

15:09.285 --> 15:12.287
‫محاصره‌ی ترمینوس رو خراب کرد
‫ممنوع شده،

15:12.288 --> 15:14.790
‫پس رأی‌های انجامش رو بهم نمیدن

15:15.416 --> 15:17.876
‫ولی اگه از تاریسک اخاذی کنیم،

15:17.877 --> 15:21.547
‫از نفوذش استفاده می‌کنه و من رأی‌هام رو جمع می‌کنم

15:24.258 --> 15:26.058
‫خودت باید اطلاعات رو بکاری

15:27.386 --> 15:28.511
‫چرا من؟

15:28.512 --> 15:32.307
‫تو امپراتوری، دسترسی اسکن زیستی
‫به منازل شورا رو داری

15:32.308 --> 15:33.392
‫من ندارم

15:35.019 --> 15:38.021
‫کل مسیر توی گوشت هستم
‫و در زمان رأی‌گیری

15:38.022 --> 15:39.981
‫بعدش پیشِ بگار همدیگه رو خواهیم دید

15:39.982 --> 15:41.358
‫نیروهای امنیتی شناساییت نمی‌کنن؟

15:42.151 --> 15:44.153
‫به صورت رسمی، من چند قرنه که مُردم

15:44.820 --> 15:47.406
‫هر دوربینی که من رو ببینه
‫توی پایگاه داده پیدام نمی‌کنه

15:47.907 --> 15:51.160
‫و هر شخصی که من رو ببینه
‫فراموش می‌کنه

15:59.543 --> 16:00.961
‫می‌خوام ذهنت واسه این کار آماده باشه

16:01.670 --> 16:03.963
‫این تنها فرصت ما واسه توقف میول‌ـه

16:03.964 --> 16:07.885
‫اگه شکست بخوریم، بنیاد و امپراتوری
‫باهم می‌میرن

16:09.094 --> 16:10.262
‫کم نمیارم

16:12.640 --> 16:13.807
‫من یه کلیان هستم

16:15.351 --> 16:17.603
‫جوری بار نیومدیم که مهربون باشیم

16:26.779 --> 16:29.155
‫کلاریون، تِسپین هولر نوراست صحبت می‌کنه

16:29.156 --> 16:31.367
‫درخواست اجازه‌ی لنگر گرفتن داریم

16:31.951 --> 16:34.954
‫می‌تونید در لنگرگاه اِف۷۲ فرود بیاید

16:35.579 --> 16:38.374
‫آماده بازرسی بشید.
‫مانیفست‌تون آماده باشه

17:34.388 --> 17:35.890
‫بریم!

17:39.643 --> 17:41.186
‫داون، می‌تونیم بریم

17:44.773 --> 17:48.068
‫داون، این زِراست. زرا، داون

17:49.528 --> 17:50.529
‫بنیاد دوم؟

17:55.618 --> 17:56.869
‫احتیاجی بهش ندارم

17:57.453 --> 17:58.954
‫نداری تا وقتی داشته باشی

18:02.875 --> 18:05.043
‫باشه، باید هدایتم کنی

18:05.044 --> 18:08.547
‫چون معمولاً با شاتل خودم میام

18:09.423 --> 18:11.258
‫در انتهای شمالی ایستگاه سوار شو

18:11.842 --> 18:14.261
‫ناوگان مسافربری به منازل شورا

18:15.429 --> 18:16.764
‫زرا، وارد شدی؟

18:18.432 --> 18:19.432
‫وارد شدم

18:19.433 --> 18:25.480
‫اسکنرها از کار می‌افتن در سه، دو، یک ثانیه

18:25.481 --> 18:27.274
‫موفق باشی، امپراتور

18:48.337 --> 18:49.587
‫رسیدم

18:49.588 --> 18:51.757
‫قفل در رو باز می‌کنیم

18:52.550 --> 18:55.678
‫تموم که شد، میی‌فهمیم چطوری توی جلسه
‫با تاریسک صحبت کنیم

19:38.429 --> 19:39.722
‫امپراتور

19:40.347 --> 19:41.348
‫تاریسک

19:42.099 --> 19:43.767
‫تو جلسه‌ی کمیته‌ات نبودم

19:44.435 --> 19:46.227
‫گفتم بیام خونه‌ات

19:46.228 --> 19:48.646
‫خبر نداشتم در کلاریون هستید

19:48.647 --> 19:50.565
‫این یه ملاقات رسمیه؟

19:50.566 --> 19:53.903
‫می‌خوایم مجوز استفاده از ناوگان
‫برای محاصره کالگان رو بگیریم

19:54.945 --> 19:56.487
‫و به رأیِ تو نیاز دارم

19:56.488 --> 19:59.616
‫زن و دخترهام وقتی کالگان سقوط کرد
‫اونجا مسافرت بودن

19:59.617 --> 20:01.159
‫چندین روزه دارم روش کار می‌کنم که بیارمـشون خونه

20:01.160 --> 20:03.370
‫اصلاً نمی‌خوام سخت‌ترش کنم که اون‌ها...

20:04.997 --> 20:06.707
‫با ترمینال من کار کردی

20:10.544 --> 20:15.299
‫می‌شه بپرسم چرا قراره رأی بدم که خانواده‌ام
‫با یه حیوان وحشی توی یه اتاق زندانی بشن؟

20:16.133 --> 20:18.177
‫چون کمک کردی تا کودتای کالگان شکل بگیره

20:19.887 --> 20:22.180
‫میول بهت پول داد که به سیستم واردش کنی

20:22.181 --> 20:25.351
‫تو هم واسطه‌ی جلسه‌اش با آرشیدوک بلاریون شدی

20:26.518 --> 20:27.645
‫همه‌اش اونجا ثبت شده

20:31.273 --> 20:33.067
‫بانک مرکزی کالگان تأییدش می‌کنه

20:34.151 --> 20:38.029
‫من می‌تونم این اطلاعات رو به همکارهامون بدم،

20:38.030 --> 20:39.615
‫یا تو از نقشه من حمایت می‌کنی

20:40.366 --> 20:42.326
‫اونوقت این کلاً می‌شه یه خوابِ بد

20:43.035 --> 20:44.328
‫همیشه می‌دونستم،

20:45.788 --> 20:47.997
‫دوستی با امپراتوری باعث همین رفتارها می‌شه

20:47.998 --> 20:50.166
‫- قضیه شخصی نیست
‫- چطور می‌تونه باشه؟

20:50.167 --> 20:53.127
‫هیچکس واسه تو یه شخص نیست.
‫دخترهای من هشت ساله و ده ساله‌ان

20:53.128 --> 20:56.422
‫تاریسک، اگه میول کالگان رو انتخاب نمی‌کرد
‫الان اینجا نبودم

20:56.423 --> 20:59.301
‫پس یا باید حرفه شغلیم رو نابود کنم
‫یا جون خانواده‌ام تو خطر بندازم؟

21:03.264 --> 21:05.182
‫شاید یه گزینه سومی باشه

21:07.101 --> 21:10.771
‫می‌تونم حقیقت رو به شورا بگم،
‫که دارم مورد اخاذی قرار می‌گیرم

21:11.397 --> 21:13.606
‫فکر می‌کنم حرف من رو باور می‌کنن
‫تا یه دیکتاتور ادعایی

21:13.607 --> 21:15.047
‫که حتی تخت میانی رو نداره

21:24.159 --> 21:25.494
‫تو هیچ کاری نمی‌کنی

21:25.995 --> 21:27.413
‫به من صدمه نمی‌زنی

21:28.289 --> 21:30.207
‫به هیچکس نمیگی

21:35.671 --> 21:38.673
‫این قضیه رو به کسی نمیگی
‫تا وقتی که زنده هستی

21:38.674 --> 21:43.596
‫چون اگه یه وقت انجامش بدی، دیگه زنده نخواهی بود

21:53.230 --> 21:54.231
‫آدم مهمی نیست

21:56.942 --> 21:58.694
‫می‌تونم یه ساعته از ایستگاه خارجش کنم

22:02.573 --> 22:06.452
‫- داون، قضیه چیه؟
‫- حرف‌هامون رو شنیده

22:07.953 --> 22:09.371
‫خواهش می‌کنم

22:16.503 --> 22:17.922
‫بهش رسیدگی کن

22:21.091 --> 22:22.551
‫موقع رأی‌گیری می‌بینمت

22:22.575 --> 22:29.575
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:31.977 --> 22:32.978
‫داون

22:33.979 --> 22:36.315
‫این هیچی رو تغییر نمیده. هیچی

22:37.775 --> 22:39.443
‫میول باید متوقف بشه

22:41.820 --> 22:45.156
‫مشاوران، خودم با میول حرف زدم

22:45.157 --> 22:47.200
‫هر سانت طنابی که بهش بدیم،

22:47.201 --> 22:50.371
‫تبدیلش می‌کنه به دامی که می‌اندازه دور گردن همه‌مون

22:50.913 --> 22:54.082
‫کالگان به یک دروازه پرش
‫و پایگاه ارتشی نزدیکه

22:54.083 --> 22:57.544
‫به عنوان یه پایگاه تسخیرشده انتخابش کرده
‫که ازش حملات بیشتری انجام بده

22:57.545 --> 23:00.756
‫باید ناوگان امپراتوری رو برای محاصره اعزام کنیم

23:01.674 --> 23:02.716
‫ترس‌پراکنی

23:03.300 --> 23:08.680
‫محاصره از وقتی کلیانِ هفدهم
‫ناوگانش رو به خاطر ترمینوس از دست داد ممنوع شده

23:08.681 --> 23:10.723
‫غرورِ کلیان هفدهم رو در نظر نگیرید

23:10.724 --> 23:13.601
‫تا گناه اصلی رو پیدا کنید

23:13.602 --> 23:18.064
‫کلیان دوازدهم به هری سلدون و بنیادش یک سیاره داد

23:18.065 --> 23:19.775
‫بعد کاری بهش نداشت

23:21.235 --> 23:25.989
‫اگه کالگان رو به میول بدیم،
‫دقیقاً تو همین مسیر قرار می‌گیریم

23:25.990 --> 23:29.576
‫ولی این دفعه، کلیانی نیست که برای اشتباه‌هاتون
‫مقصرش کنید

23:29.577 --> 23:32.413
‫خونش پای خودتونه

23:33.163 --> 23:37.751
‫نه من. نه برادرهام. شما

23:38.586 --> 23:42.213
‫مشاور تاریسک، کالگان توی بخش شماست

23:42.214 --> 23:45.466
‫این پیشنهاد فقط یک پاسخ ارتشی

23:45.467 --> 23:48.928
‫از بنیاد رو تضمین می‌کنه
‫به خاطر خشونت بی‌اجازه ما

23:48.929 --> 23:51.932
‫شهروندان شما، بیشتر از هرکسی درگیر می‌شن

23:52.683 --> 23:54.018
‫میول...

23:56.020 --> 23:57.438
‫باید مهار بشه

24:01.692 --> 24:02.860
‫مشاور...

24:03.611 --> 24:04.944
‫ریسک یک محاصره...

24:04.945 --> 24:08.282
‫من بیشتر از هر کسی توی این سرسرا
‫ریسک رو درک می‌کنم

24:11.327 --> 24:12.328
‫ولی...

24:13.454 --> 24:14.705
‫برادر داون...

24:16.248 --> 24:17.708
‫قانعم کرده

24:18.459 --> 24:19.460
‫خب...

24:20.836 --> 24:22.004
‫متوجه شدم

24:22.671 --> 24:24.840
‫رأی‌گیری رو ادامه میدیم

24:25.925 --> 24:27.426
‫رأی خودتون رو اعلام کنید

24:54.370 --> 24:56.622
‫رأی‌گیری انجام شد

24:58.958 --> 25:02.336
‫ناوگان امپراتوری به کالگان اعزام خواهد شد

25:11.679 --> 25:13.597
‫سروان، کسی اونجا زنده است؟

25:14.139 --> 25:16.433
‫آره. می‌بینمـشون

25:18.310 --> 25:20.521
‫عمو راندو

25:47.631 --> 25:51.301
‫اون دستبندهای سنگری
‫مال خودِ شخص هوبر مالو بودن

25:51.302 --> 25:52.510
‫پدربزرگم

25:52.511 --> 25:53.595
‫واقعاً؟

25:53.596 --> 25:56.931
‫یعنی واقعاً مال خودش بودن
‫یا اون واقعاً پدربزرگم بوده؟

25:56.932 --> 25:59.309
‫گمونم دوتاشون رو نمی‌شه با قطعیت گفت

25:59.310 --> 26:03.938
‫هوبر مالو اختراعات زیادی داشت
‫و حرومزاده‌های زیاد

26:03.939 --> 26:07.526
‫خب، در کل به طرز افتضاحی متأثرکننده است

26:08.277 --> 26:10.862
‫مثل کل تاریخ بنیاد

26:10.863 --> 26:11.946
‫نه

26:11.947 --> 26:14.365
‫کل تاریخ تجاره

26:14.366 --> 26:16.618
‫تجار بخشی از بنیادن، نه؟

26:16.619 --> 26:18.913
‫روی نقشه، آره

26:19.788 --> 26:21.247
‫ولی اینجا نه

26:21.248 --> 26:23.958
‫بنیاد فقط یه مشت پیرو دیوث سلدون هستن

26:23.959 --> 26:26.211
‫که با زحمات ما پولدار شدن

26:26.212 --> 26:28.755
‫مخلص کلام، شما الان خودتون رو

26:28.756 --> 26:31.299
‫توی یه جنگ چریکی برعلیه بنیاد انداختین

26:31.300 --> 26:33.177
‫چقدر زننده

26:35.846 --> 26:37.639
‫رُک بگم، عمو رندی،

26:37.640 --> 26:40.350
‫خودمون این روزها تو دردسر خطرناکی هستیم

26:40.351 --> 26:43.103
‫آره؟ دردسرش هم خیلی سروصدا کرده

26:43.938 --> 26:46.482
‫و چون فامیل هستید،
‫مردم میگن با موافقت من انجامش دادین

26:47.858 --> 26:50.276
‫ولی اینطور نبوده. کار پریچر بوده

26:50.277 --> 26:52.946
‫کل کهکشان دیده که درگیر این کودتا شدین

26:52.947 --> 26:56.950
‫وقتی رفته بودین ماه‌عسل و عروسی و ازدواج کنید

26:56.951 --> 27:00.245
‫کودتا ناراحتت می‌کنه یا ازدواج؟

27:00.246 --> 27:03.207
‫باید بگم، آدم‌ربایی در اولویته

27:03.832 --> 27:05.833
‫اولین باریه که از ازدواج می‌شنوم

27:05.834 --> 27:08.753
‫یه سنت قدیمیه. گفتیم احیاش کنیم

27:08.754 --> 27:12.340
‫چون از قبل قوانین کافی نداشتی که ازشون پیروی کنی؟

27:12.341 --> 27:16.637
‫آره خب، من ارزش خودم رو در این نمی‌بینم
‫که چندتا مقام رو می‌تونم عصبانی کنم

27:18.806 --> 27:20.224
‫همیشه از اینجا متنفر نبود

27:20.849 --> 27:21.934
‫قبلاً یکی از ما بود

27:23.185 --> 27:25.853
‫باهام بلوک‌های یخی برداشت می‌کرد،
‫اگه باورت بشه

27:25.854 --> 27:28.816
‫از سمت داغ می‌انداختیمـشون که رطوبت بگیریم

27:29.483 --> 27:31.484
‫الان داریم از زبون تو میگیم؟

27:31.485 --> 27:33.069
‫پس احتمالاً بهتره بدونی

27:33.070 --> 27:34.904
‫اون بود که من رو به مدرسه لوکس فرستاد

27:34.905 --> 27:36.864
‫چون قرار بود یاد بگیره
‫چطوری پول در بیاره،

27:36.865 --> 27:38.783
‫نه به جایی که درستش کرده خیانت کنه

27:38.784 --> 27:42.288
‫تنها انتقادی که به عروسی‌مون وارد بود
‫این بود که حواشی خانوادگی کافی نداشتیم

27:43.122 --> 27:44.539
‫همین رو کم داشتیم

27:44.540 --> 27:46.332
‫یه مشت مزخرفات جلب‌توجه‌کننده

27:46.333 --> 27:49.085
‫علاوه بر همه‌ی این‌ها،
‫جلوی در خونه‌ی من خراب شدین

27:49.086 --> 27:51.880
‫و با خودتون یه بدهی اخلاقی تپل
‫واسه جدیدترین دشمن بنیاد رو آوردین

27:51.881 --> 27:53.923
‫تو کی هستی که از اخلاقیات حرف می‌زنی؟

27:53.924 --> 27:55.342
‫ما در جنگ هستیم، پسر

27:56.135 --> 27:59.053
‫تجار می‌جنگن تا شکم خانواده‌شون رو سیر کنن
‫و سنت‌هاشون رو حفظ کنن

27:59.054 --> 28:01.472
‫کدوم سنت‌ها؟ کلاشی و دروغ؟

28:01.473 --> 28:03.182
‫نوآوری و استقلال

28:03.183 --> 28:05.435
‫تو یه مالو هستی، پسر. بهش افتخار کن

28:05.436 --> 28:08.521
‫پس از دردسر پر سروصدا خوشت میاد،
‫فقط وقتی طبق شرایط خودت باشه

28:08.522 --> 28:12.525
‫عمو راندو، چطوره کمک‌مون کنی مگنیفیکو رو
‫به ترمینوس نو ببریم؟

28:12.526 --> 28:15.821
‫اونجوری جلوی خونه‌ات دوباره باز می‌شه

28:16.530 --> 28:21.618
‫گمون می‌کنم مگنیفیکو همون دلقک لاغرمردنیه است

28:21.619 --> 28:24.245
‫که بیرون روی مسیر سنگی ایستاده
‫و آهنگ‌هاش چشم‌هام رو به درد میارن

28:24.246 --> 28:25.830
‫اون دلقک نیست

28:25.831 --> 28:28.541
‫خب، میگن اون راهزن فضایی پسش می‌خواد

28:28.542 --> 28:31.670
‫خیلی بد شد. بهش... وابسته شدم

28:33.672 --> 28:35.174
‫با یه چیز بهتر عوضش می‌کنی

28:39.470 --> 28:42.223
‫می‌دونی چیه؟ من میرم بیرون

28:44.767 --> 28:47.061
‫هی، اون مشروب قویه، بچه جون

28:48.020 --> 28:49.271
‫من قوی‌ترم

29:01.617 --> 29:04.535
‫اگه می‌خوای از لبه پرتم کنی، به سمت خورشید پرتم کن

29:04.536 --> 29:06.538
‫کسی قرار نیست بهت صدمه بزنه، مگی

29:07.289 --> 29:09.917
‫اگه تقصیری هست گردن ماست، نه تو

29:13.003 --> 29:14.255
‫صورتم خیلی سردشه

29:24.765 --> 29:26.933
‫اینجا خیلی باریکه، ها؟

29:26.934 --> 29:29.853
‫واسه تمام آدم‌های باریکی که اینجا زندگی می‌کنن عالیه

29:30.729 --> 29:32.940
‫وقتی ده سالم بود
‫یه حادثه‌ی شاتلی داشتیم

29:33.440 --> 29:36.151
‫من و والدینم رو فرستادن اینجا که با راندو زندگی کنیم

29:37.444 --> 29:39.446
‫اون و پسرش هم توی تصادف بودن

29:39.947 --> 29:43.200
‫راندو زنده موند، پسرش نه

29:43.909 --> 29:46.035
‫می‌دونی، قبلاً فکر می‌کردم
‫دستش رو عوض نکرده

29:46.036 --> 29:48.705
‫که یادش بندازه من اون پسری نبودم که قرار بود داشته باشه

29:48.706 --> 29:51.876
‫وای. اون حرکت جسورانه‌ایه

29:52.835 --> 29:54.795
‫زندگی بدون یک دست فقط واسه لج کردن با تو

29:55.379 --> 29:56.380
‫وای

29:57.047 --> 30:00.717
‫بعدش، تصمیم گرفتم می‌خوام
‫باریکی‌ها رو جا بذارم

30:00.718 --> 30:02.761
‫و تا جای ممکن پهن زندگی کنم

30:10.895 --> 30:12.897
‫خب، می‌فهمم چرا رفتی

30:13.772 --> 30:14.940
‫آزادی!

30:29.788 --> 30:31.290
‫وای

30:41.133 --> 30:43.344
‫بیتا داره نظر عموت رو جلب می‌کنه

30:45.971 --> 30:47.097
‫جدی؟

30:48.182 --> 30:49.266
‫یکم می‌نوازم

30:49.850 --> 30:51.143
‫شاید کمکش کنه

31:00.277 --> 31:02.613
‫لعنت به این دست

31:03.239 --> 31:06.574
‫لعنت به دستی که نداری.
‫نه اونی که داری

31:06.575 --> 31:08.327
‫بیا. بدش من

31:11.664 --> 31:13.582
‫فکر نمی‌کردم یه دختر پولدار
‫بتونه با لیزر کار کنه

31:15.751 --> 31:17.086
‫من همیشه پولدار نبودم

31:18.587 --> 31:21.882
‫من از یکی از سیاره‌های پرش‌خورده‌ی بنیاد اومدم

31:22.466 --> 31:24.218
‫بهم میگن صعودکننده

31:24.718 --> 31:30.975
‫پس برادرزاده من بالای نردبونتـه یا پله اولش؟

31:32.017 --> 31:34.270
‫می‌دونی، خودم هم شک داشتم

31:35.104 --> 31:36.772
‫بعدش یه روز...

31:37.690 --> 31:42.653
‫نگاش کردم و فهمیدم که شده گنج من

31:43.404 --> 31:46.072
‫پس دست نگه داشتم، دیگه بالا نرفتم

31:46.073 --> 31:50.828
‫حالا باهم صعود یا سقوط می‌کنیم

31:52.538 --> 31:54.622
‫به اسکترهاتون

31:54.623 --> 31:56.458
‫درسته، ژست می‌گیریم و شیطنت می‌کنیم

31:57.459 --> 31:58.751
‫مردم رو می‌خندوندیم

31:58.752 --> 32:02.714
‫جنس جابجا می‌کنیم، پس گمونم
‫ما هم مثل تجاریم

32:02.715 --> 32:04.090
‫مردم فقط غذا خوردن‌تون رو دیدن؟

32:04.091 --> 32:05.342
‫لخت بودیم دیگه

32:08.220 --> 32:10.597
‫و مردم رو می‌خندونیم، می‌بینی؟

32:10.598 --> 32:13.601
‫مثل اینه که نردبون رو نگه داشتم
‫که صعودکننده‌های پشت‌سرم هم بیان

32:15.102 --> 32:18.105
‫وقتی مگنیفیکو رو برداشتم
‫قصدم همین بود

32:18.814 --> 32:20.815
‫به یه رسوا کمک کنم بالا بیاد

32:20.816 --> 32:23.819
‫ولی وقتی انجامش دادین
‫داشتید به ساز پریچر می‌رقصیدین

32:24.737 --> 32:29.198
‫برادرزاده‌ام، با یه مشت دیوث بنیادی
‫داره توی گه دست‌وپا می‌زنه

32:29.199 --> 32:30.366
‫الان کنترل دست ماست

32:30.367 --> 32:35.164
‫و فکر می‌کنم یه راهی بلدم که گه رو به طلا تبدیل کنم

32:37.291 --> 32:39.376
‫صدای موسیقی مگنیفیکو رو می‌شنوی؟

32:41.045 --> 32:43.589
‫روی احساسات آدم تأثیر می‌ذاره. درسته؟

32:45.132 --> 32:46.633
‫اگه تکه‌های درست مغز رو انگولک کنی

32:46.634 --> 32:52.056
‫می‌تونی باعث انزجار یا وحشت یا عذاب وجدان یا شادی بشی

32:54.892 --> 32:56.769
‫هولوگرام‌های حملات میول رو دیدی؟

32:57.519 --> 32:59.271
‫مردم سلاح‌هاشون رو زمین می‌انداختن

33:00.064 --> 33:01.648
‫باهاش بیعت می‌کردن

33:01.649 --> 33:05.569
‫فکر می‌کنم موسیقی مگنیفیکو بهش کمک می‌کنه

33:08.405 --> 33:11.658
‫پس یه چیزی داری
‫که بنیاد می‌تونه ازش استفاده کنه؟

33:11.659 --> 33:12.743
‫یه چیز بهترش

33:13.535 --> 33:15.788
‫چیزی که نمی‌دونن نیازش دارن

33:16.997 --> 33:20.376
‫تقاضا زیاده و من تنها تأمین‌کننده‌ام

33:22.836 --> 33:25.631
‫پشمام دختر. واقعاً یه تاجری

33:26.340 --> 33:28.008
‫ازشون چی می‌خوای؟

33:28.884 --> 33:31.095
‫مردم بیخودی جنگ نمی‌کنن

33:32.012 --> 33:33.346
‫تجار می‌خوان کناره‌گیری کنن

33:33.347 --> 33:35.765
‫ایندبر حتی حاضر به مذاکره نیست

33:35.766 --> 33:39.728
‫اگه می‌خوای ایندبر پای میز بیاد،
‫اول به صندلیش نیاز داری

33:40.729 --> 33:42.940
‫مگنیفیکو شاید یکی برات جور کنه

33:44.066 --> 33:45.818
‫باهامون به ترمینوس نو بیا

33:47.653 --> 33:51.031
‫تا یه فرصت بهت بده
‫که با توران یکم وقت بگذرونی

33:51.615 --> 33:53.284
‫یکم بیشتر بشناسیش

33:56.078 --> 33:57.496
‫خیلی آدم خوبیه

34:03.335 --> 34:06.296
‫این ماجرای ازدواج رو نمی‌دونم،

34:06.297 --> 34:09.758
‫ولی شوهر خوبی انتخاب کردی

34:10.884 --> 34:11.886
‫زن

34:12.720 --> 34:13.928
‫مهم نیست

34:13.929 --> 34:16.680
‫خب این سفینه مسخره‌تون

34:16.681 --> 34:20.978
‫وقتی تعمیر شد،
‫چند نفر رو می‌تونه حمل کنه؟

34:21.770 --> 34:26.150
‫اگه گاری بار رو در بیاریم
‫شاید واسه یه نفر دیگه جا باشه

34:28.986 --> 34:30.487
‫واسه دوتاشون جا پیدا می‌کنیم

34:38.662 --> 34:41.081
‫ارتش امپراتوری به کالگان نزدیک می‌شن

34:44.752 --> 34:47.171
‫سومین ناوگان ارتش وارد موقعیت می‌شه

34:49.089 --> 34:51.049
‫محاصره در شصت درصده

34:52.384 --> 34:54.553
‫پات رو از گلیمت درازتر کردی، امپراتور

34:55.054 --> 34:56.931
‫ناوگان چهارم به کالگان نزدیک می‌شه

34:57.431 --> 34:59.307
‫کالگان یه ایالت میانی مستقل بود

34:59.308 --> 35:01.768
‫به محضی که تسخیر شد
‫باید اقدام ارتشی از امپراتوری

35:01.769 --> 35:03.228
‫و بنیاد رو فعال می‌کرد

35:03.229 --> 35:05.898
‫عدم اقدام بزدلانه بود

35:06.941 --> 35:09.860
‫من خیلی چیزها هستم، سرپرست،

35:11.278 --> 35:12.947
‫ولی بزدل نیستم

35:14.281 --> 35:16.784
‫محاصره در هشتاد درصد

35:23.749 --> 35:25.918
‫ناوگان چهارم در موقعیت

35:46.855 --> 35:48.940
‫عزیزم، قضیه چیه؟
‫همه‌جا سفینه هست

35:48.941 --> 35:50.817
‫چیزی نیست سایان، فقط...

35:50.818 --> 35:53.444
‫فقط به تام و دوتی بگو همه‌چیز درست می‌شه

35:53.445 --> 35:55.321
‫ناوگان پنجم در موقعیت

35:55.322 --> 35:57.825
‫محاصره در صد در صد

36:05.749 --> 36:07.459
‫سفینه‌هاتون اومدن سراغ من

36:09.086 --> 36:10.671
‫ولی من کجام؟

36:12.506 --> 36:14.008
‫روی کالگان؟

36:14.800 --> 36:19.638
‫ترسیده و متحیر وقتی سفینه‌هاتون بالای سرم می‌چرخن

36:20.264 --> 36:23.517
‫فکر کردین می‌تونید من رو محاصره کنید

36:24.435 --> 36:26.186
‫ولی من توی مشت شما نیستم

36:26.979 --> 36:32.526
‫به جاش، شما توی مشت من هستید

36:33.152 --> 36:37.489
‫درست قبل از اینکه ناوگان شما
‫از دروازه اسب طلایی پرید، از کالگان رفتیم

36:38.657 --> 36:40.159
‫الان دیگه دروازه منه

36:40.868 --> 36:42.828
‫ولی یه کادوی خوش‌آمدگویی براتون گذاشتم

36:43.996 --> 36:45.497
‫یه میخ کبالتی

36:46.206 --> 36:47.625
‫کبالت

36:48.208 --> 36:49.500
‫مرگ آبی

36:49.501 --> 36:53.631
‫واسه دروازه‌ها و کالگان و شما بده

36:55.049 --> 36:56.800
‫واسه من عالیه

37:01.430 --> 37:03.849
‫اون همه انرژی مهارشده

37:04.433 --> 37:09.104
‫جمع شد و جمع شد و جمع شد
‫تا وقتی ترکید

37:50.813 --> 37:53.732
‫پشیمونم که نتونستم نورهاش رو ببینم

37:54.900 --> 37:58.070
‫فقط کالگان رو انتخاب کردم
‫چون به یک دروازه پرش نزدیک بود

37:58.988 --> 38:00.531
‫واسه من مهم نبود

38:01.031 --> 38:03.951
‫حالا، واسه هیچکس مهم نیست

38:04.618 --> 38:06.035
‫کالگان از بین رفته

38:06.036 --> 38:07.538
‫سفینه‌هاتون از بین رفتن

38:08.038 --> 38:10.874
‫امپراتور باعث این عذاب شد

38:11.792 --> 38:12.877
‫یادتون بمونه

38:16.380 --> 38:18.590
‫قرنطینه ایستگاه موثره

38:18.591 --> 38:20.258
‫دروازه‌های پرش غیرفعال

38:20.259 --> 38:22.636
‫فوراً به نقاط امن برید

38:23.137 --> 38:25.763
‫امپراتور رو به یک مکان امن ببرید، الان

38:25.764 --> 38:27.391
‫دریافت شد. در حال حرکتیم

38:28.559 --> 38:30.602
‫لعنتی. باید از اینجا ببریمت

38:30.603 --> 38:34.189
‫اگه بازجویی بشی، ازت ارزیابی می‌شه و گیر می‌افتیم

38:39.945 --> 38:42.947
‫اون می‌دونست. یه جوری ماجرای محاصره رو می‌دونست

38:42.948 --> 38:45.284
‫لعنتی، باید ببریمت یه جای امن

38:45.910 --> 38:47.077
‫زرا هدایتت می‌کنه

38:47.870 --> 38:49.288
‫زرا، نقشه دوم

38:58.589 --> 39:00.507
‫امپراتور موقع ورود به دروازه غربی دیده شده

39:02.509 --> 39:05.179
‫ممکنه تغییر موضع داده باشه.
‫با احتیاط شدید ادامه بدید

39:14.730 --> 39:16.690
‫می‌بینیمش. در حال تعقیبش هستیم

39:19.443 --> 39:20.861
‫امپراتور، ایست!

39:34.416 --> 39:35.417
‫بخوابید

39:44.593 --> 39:45.970
‫نقشه دوم

39:49.723 --> 39:51.808
‫گم شدم. من کجام؟

39:51.809 --> 39:53.851
‫اون سمت ایستگاه گیر کردی

39:53.852 --> 39:57.981
‫یه هوابند سرایداری
‫تو فاصله سیصد متریـته، ۱۷بی

39:57.982 --> 39:59.315
‫برو بالا

39:59.316 --> 40:01.401
‫یه لباس فضایی اورژانسی اونجاست

40:01.402 --> 40:04.572
‫بپوشش و بعد به پوسته بیرونی استوانه برو

40:05.197 --> 40:07.116
‫چیزی نمونده، برادر داون

40:09.868 --> 40:13.789
‫وقتی آماده بودی، اونجا بمون.
‫بگار رو میارم پیشت

40:15.249 --> 40:16.709
‫عذر می‌خوام، امپراتور

40:17.334 --> 40:19.837
‫یه پیغام از برادر داون دریافت کردین

40:25.593 --> 40:29.054
‫باید بهت بگم چقدر متأسفم

40:33.100 --> 40:35.269
‫می‌خوام یه کار ارزشمند انجام بدم

40:39.273 --> 40:41.191
‫یه کار دارای اهمیت

40:45.654 --> 40:50.284
‫ولی در نتیجه، نمی‌تونم برای معراجت باشم

40:56.123 --> 40:58.292
‫گیل، می‌دونستی میول چی کار می‌کنه؟

41:00.127 --> 41:02.213
‫گفت کالگان رو واسه دروازه پرشش انتخاب کرده

41:02.838 --> 41:03.839
‫می‌دونستی؟

41:04.757 --> 41:05.925
‫مطمئن نبودم

41:07.676 --> 41:09.010
‫پس می‌دونستی

41:09.011 --> 41:10.763
‫می‌دونستی تله می‌ذاره

41:11.430 --> 41:12.931
‫وقتی جات امن بود صحبت می‌کنیم

41:12.932 --> 41:15.851
‫نه، همین الان صحبت می‌کنیم!

41:16.769 --> 41:19.938
‫اگه نتونم بهت اعتماد کنم،
‫سوار سفینه نمی‌شم

41:19.939 --> 41:22.816
‫شک کرده بودم که شاید دروازه پرش رو گرفته باشه

41:23.317 --> 41:25.026
‫می‌خواستم محاصره شکست بخوره

41:25.027 --> 41:27.904
‫متأسفم داون. بهت دروغ گفتم

41:27.905 --> 41:30.823
‫امپراتوری باید کوچیک‌تر بشه و از بین بره

41:30.824 --> 41:32.576
‫اون کار همیشه توی برنامه‌هامون بوده

41:33.160 --> 41:35.787
‫دمرزل ازش برای دخالت استفاده کرده

41:35.788 --> 41:37.497
‫امپراتوری یکم قوی‌تر از چیزیه که باید باشه،

41:37.498 --> 41:39.582
‫بنیاد یکم ضعیف‌تر

41:39.583 --> 41:40.667
‫واسه شکست دادن میول،

41:40.668 --> 41:43.920
‫مجبور بودم کهکشان رو
‫برای شروط اولیه‌ی سلدون تنظیم کنم

41:43.921 --> 41:47.800
‫بنیاد باید بزرگترین قدرت کهکشانی می‌بود

41:48.467 --> 41:49.551
‫چرا؟

41:49.552 --> 41:52.762
‫اون‌ها سفینه‌های ویسپر... و سیارات حاصلخیز دارن،

41:52.763 --> 41:55.848
‫تمام منابعی که می‌خوایم به دست میول نیفته

41:55.849 --> 41:58.768
‫چرا امپراتوری باید عذاب بکشه
‫که تو اون کار رو بکنی؟

41:58.769 --> 42:00.603
‫به یه هدف بزرگ نیاز دارم

42:00.604 --> 42:04.774
‫امپراتوری اصلاً قرار نبود میول رو شکست بده
‫و حالا که ارتش‌تون رو از دست دادین

42:04.775 --> 42:08.152
‫شورا قدرت کامل حاکمیت رو به دست می‌گیره

42:08.153 --> 42:09.822
‫و عصر کلیانی تموم می‌شه

42:10.614 --> 42:12.865
‫به میول پیشنهاداتی میدن،

42:12.866 --> 42:16.620
‫سعی می‌کنن راضیش کنن،
‫ولی نمی‌شه راضیش کرد

42:17.329 --> 42:19.290
‫اون امپراتوری رو تسخیر می‌کنه

42:19.999 --> 42:23.084
‫وقتی ترانتور رو بگیره، بنیاد می‌تونه محاصره‌اش کنه،

42:23.085 --> 42:26.254
‫می‌تونن تمام سیارات مورد ستیزه
‫در نوار میانی رو بگیرن،

42:26.255 --> 42:29.967
‫منابع رو کنترل کنن،
‫بهش گرسنگی بدن و بکشنش

42:31.051 --> 42:34.805
‫محاصره‌ای که می‌خوام موفق بشه اونه، نه این یکی

42:35.890 --> 42:36.891
‫من...

42:38.309 --> 42:42.021
‫متأسفم، داون.
‫ازت سوءاستفاده کردم و متأسفم

42:43.105 --> 42:45.524
‫ولی فقط اگه زنده بمونی
‫می‌تونی ازم متنفر باشی

42:49.111 --> 42:50.112
‫داون؟

42:52.448 --> 42:53.449
‫داون؟

42:56.368 --> 42:57.952
‫داون! لعنتی!

42:57.953 --> 43:00.580
‫برات سوال بود قراره یکی از داسک‌هایی بشی

43:00.581 --> 43:03.667
‫که وقتی زمانش برسه، پا به فرار می‌ذاره.
‫که از مرگ می‌ترسه

43:04.251 --> 43:05.419
‫فکر نکنم اینجوری باشه

43:07.963 --> 43:09.465
‫هوابند باز شد

43:12.593 --> 43:14.177
‫کُشتی‌شون

43:14.178 --> 43:15.679
‫زنم

43:17.473 --> 43:18.474
‫دخترهام

43:19.558 --> 43:20.559
‫تاریسک

43:21.101 --> 43:24.605
‫توی هوابند هستیم. درِ داخلی هنوز بازه

43:26.190 --> 43:29.485
‫تفنگ رو بذار کنار

43:31.320 --> 43:34.156
‫کاری کردی بکشم‌شون

43:53.425 --> 43:54.760
‫شجاع باش

43:55.803 --> 43:57.930
‫در آرامش باش، برادر داسک

44:00.057 --> 44:02.059
‫و دعا می‌کنم دوباره ببینمت

44:03.018 --> 44:06.564
‫هر جایی که ما دیکتاتورها
‫ابدیت رو توش می‌گذرونیم

44:21.370 --> 44:24.330
‫هوابند باز شد. ورود بی‌اجازه

44:24.331 --> 44:26.000
‫چی؟ کی بود؟

44:27.668 --> 44:28.836
‫داون؟

44:31.297 --> 44:32.298
‫داون

44:32.322 --> 44:39.322
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

44:46.937 --> 44:48.147
‫گیل دورنیک

44:49.732 --> 44:51.984
‫بیشتر از سیصد ساله که ندیدمت

44:53.944 --> 44:55.237
‫سرحال به نظر میای

44:55.261 --> 45:05.261
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:05.285 --> 45:15.285
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
