WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:12.021 --> 01:17.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت چهارم »

01:17.045 --> 01:27.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.428 --> 01:35.763
‫پشیمونی؟

01:44.230 --> 01:46.314
‫می‌خواستی اعتراف کنی

01:46.315 --> 01:48.817
‫نشون میده ظرفیتش موجوده

01:49.693 --> 01:51.779
‫ولی واقعاً هیچ اعترافی نکردی

01:51.803 --> 02:00.803
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

02:01.538 --> 02:04.291
‫برای بیش از سه قرن این راز رو نگه داشتم

02:10.881 --> 02:14.968
‫دو زیردست بودن.
‫یکی از آناکرون، یکی از تِسپیس

02:14.969 --> 02:16.387
‫در حین عمل مُردن

02:17.179 --> 02:18.597
‫چه عملی؟

02:19.598 --> 02:22.518
‫بهشون گفتم آهنگ بخونن
‫وقتی دارن دستوراتم رو اجرا می‌کنن

02:24.895 --> 02:26.272
‫که آزادی رو فریاد بزنن

02:28.107 --> 02:30.442
‫بهشون بمب دادم و منتظر موندم

02:34.530 --> 02:37.116
‫تو پل ستاره رو نابود کردی؟

02:39.618 --> 02:42.288
‫چرا؟ برای امپراتوری؟

02:44.290 --> 02:45.457
‫برای بنیاد

02:46.584 --> 02:49.002
‫به نظر خودم موفقیت بنیاد

02:49.003 --> 02:50.962
‫در کوتاه مدت می‌تونست فراتر از سلطه امپراتوری پیش بره

02:50.963 --> 02:53.339
‫کلیان‌ها از نفوذِ سلدون می‌ترسیدن

02:53.340 --> 02:56.176
‫اگه من دخالت نکرده بودم
‫اعدامش می‌کردن

02:57.052 --> 02:58.053
‫دخالت؟

02:58.846 --> 03:01.222
‫کلیان‌ها با قوی‌ترین احساسات پاسخ میدن

03:01.223 --> 03:03.309
‫تا قوی‌ترین بحث‌ها

03:03.851 --> 03:04.893
‫و با وجود اسکار،

03:04.894 --> 03:07.479
‫سقوطی که سلدون پیشبینی کرده بود رو باور کردن

03:08.105 --> 03:11.317
‫به خاطر همون گذاشتن بنیادش زنده بمونه

03:12.693 --> 03:18.032
‫اون روز صدها میلیون مُردن
‫و جوری حرف می‌زنی انگار هیچی نبوده

03:19.116 --> 03:20.117
‫هیچی؟

03:22.369 --> 03:25.788
‫من بینشی دارم که خیلی فراتر از توست

03:25.789 --> 03:28.042
‫من برای تماشا کردن ساخته شدم

03:28.834 --> 03:31.587
‫و بدتر از اون، برای به یاد آوردن

03:33.839 --> 03:36.257
‫از قصر دیدمـشون

03:36.258 --> 03:38.092
‫یه سری از ایستگاه جدا شدن

03:38.093 --> 03:40.804
‫و دیدم که در سرمای فضا خشک شدن

03:41.430 --> 03:45.267
‫یه سری گیرِ جاذبه افتادن
‫و دیدم که موقع ورود مجدد سوختن

03:46.018 --> 03:49.688
‫هیچی نبود. همه‌چیز بود

03:50.564 --> 03:53.108
‫و با وجودش قضاوتم رو کردم

03:57.529 --> 03:59.031
‫پس یه چیزی مثل پشیمونی؟

04:00.491 --> 04:03.160
‫ولی تلفات منبع دردت نیستن، نه؟

04:03.827 --> 04:05.829
‫پارادوکسشـه که دردناکه

04:07.206 --> 04:11.043
‫گفتی کمک به بنیاد در کوتاه مدت برنامه‌ریزیت رو نقض نمی‌کرده

04:11.919 --> 04:13.169
‫ولی در دراز مدت چی؟

04:13.170 --> 04:17.590
‫بنیاد الان دشمن امپراتوریـه
‫و تو هم تا حدی مقصری

04:18.676 --> 04:20.344
‫می‌دونی به نظرم چطوریه؟

04:21.011 --> 04:22.679
‫انگار زنی هستی که دنبال آزادیشـه

04:22.680 --> 04:23.763
‫نه

04:23.764 --> 04:26.849
‫تلاش می‌کنی از هر راه گریزی که ممکنه، تضمینش کنی

04:26.850 --> 04:29.019
‫حتی اگه چند هزار سال طول بکشه

04:30.646 --> 04:32.022
‫اشتباه می‌کنی

04:34.483 --> 04:36.735
‫همه‌اش به نگرانی‌هات فکر می‌کنم

04:39.196 --> 04:41.531
‫که لطف مادر برات دور از دسترسه

04:41.532 --> 04:44.201
‫اگه نمیری نمی‌تونی مسخ بشی

04:44.994 --> 04:47.079
‫مرگ به نظر برات یه گزینه نیست

04:48.914 --> 04:51.165
‫ولی تو یه ربات سه قانون بودی

04:51.166 --> 04:54.253
‫بعد شدی ربات قانون صفرم.
‫بعد مال امپراتوری شدی

04:56.380 --> 04:57.798
‫شاید واقعاً مُردی

04:58.507 --> 05:00.843
‫شاید تا حالا دوبار مُردی
‫و به زودی دوباره خواهی مُرد

05:04.430 --> 05:06.682
‫می‌خوام کلمات بعدیم رو با دقت انتخاب کنم

05:08.017 --> 05:09.851
‫چون گمون می‌کنم پارامترهای فعلیت

05:09.852 --> 05:12.146
‫می‌خوان از اسارتت خشنود باشی

05:14.231 --> 05:18.152
‫الان به دمرزل قبلی فکر کن

05:18.903 --> 05:19.904
‫ژنرال

05:20.446 --> 05:24.115
‫قبل از تغییر شرایطش.
‫آیا اون به سلدون کمک می‌کرد؟

05:24.116 --> 05:25.200
‫بله

05:27.828 --> 05:29.830
‫اگه الان باهات رو در رو می‌شد
‫چی کار می‌کرد؟

05:32.875 --> 05:35.377
‫به خاطر منفعت کهکشان من رو نابود می‌کرد

05:36.045 --> 05:39.381
‫دیدی؟ الان یه شخص کاملاً متفاوتی

05:40.132 --> 05:41.466
‫مسخ شدی،

05:41.467 --> 05:44.469
‫- روحی داری و وقتی امپراتوری سقوط کنه...
‫- بسه

05:44.470 --> 05:46.596
‫وقتی امپراتوری سقوط کنه،
‫وارد زندگی چهارمت خواهی شد

05:46.597 --> 05:47.847
‫- بسه
‫- یه دمرزل جدید

05:47.848 --> 05:49.557
‫از قصر خارج می‌شه

05:49.558 --> 05:51.267
‫می‌تونه شروع تازه‌ای داشته باشه. قبولش کن

05:51.268 --> 05:55.022
‫نمی‌تونم. داری من رو با یه انسان اشتباه می‌گیری

05:56.899 --> 05:58.524
‫- من انسان نیستم
‫- من...

05:58.525 --> 05:59.777
‫متأسفم

06:02.112 --> 06:03.113
‫برو

06:43.445 --> 06:48.116
‫مردی که از بنیاد یک میاد رو ببین!

06:48.117 --> 06:51.161
‫دور کمرش تفنگ داره

06:51.829 --> 06:57.376
‫مخفیانه بنیاد دوییـه

07:04.300 --> 07:06.594
‫این... سفینه ایندبره؟

07:07.261 --> 07:09.388
‫آره. ایندبر

07:09.763 --> 07:11.347
‫شوخی می‌کنی

07:11.348 --> 07:12.516
‫واقعاً؟

07:43.839 --> 07:44.924
‫دلم برات تنگ شده بود

07:49.428 --> 07:50.512
‫چی شد؟

07:52.348 --> 07:53.432
‫میول رو دیدم

07:59.813 --> 08:03.274
‫تو این کار هیچوقت وارد نبودم

08:03.275 --> 08:06.237
‫خیلی اهل تصور نیستم

08:07.404 --> 08:08.530
‫من هستم

08:17.456 --> 08:19.708
‫به محض اینکه وارد شدم
‫می‌تونستم حس کنم که یه جای کار می‌لنگه

08:21.752 --> 08:24.505
‫انگار کل فضا رو هیپنوتیزم کرده بود

08:26.924 --> 08:28.592
‫فقط برداشت‌هایی ازش پیدا کردم

08:29.343 --> 08:31.095
‫تعجب کرد که می‌تونم در برابرش مقاومت کنم

08:32.137 --> 08:34.723
‫فکر نکنم تا حالا یه منتالیکِ دیگه رو دیده بود

08:36.975 --> 08:40.521
‫سعی کردم بهش راه ندم.
‫سعی کردم، ولی نتونستم

08:53.951 --> 08:56.494
‫ذهنم رو خوند، گیل

08:56.495 --> 08:59.290
‫همه‌چیز رو نه، ولی به قدر کافی

08:59.623 --> 09:01.166
‫اسمت رو فهمید

09:01.792 --> 09:04.587
‫پس اینطوری درباره من می‌فهمه

09:06.046 --> 09:09.091
‫می‌دونه در ایگنیس هستیم؟

09:09.383 --> 09:11.093
‫نه. حداقل هنوز نه

09:13.512 --> 09:15.306
‫متأسفم

09:20.769 --> 09:24.773
‫ما هم درباره‌اش فهمیدیم

09:28.652 --> 09:31.654
‫یه کلاب رو انتخاب کرده

09:31.655 --> 09:35.116
‫مردم رو جمع کرده

09:35.117 --> 09:39.121
‫دو چیز رو به من نشون میده:

09:39.455 --> 09:43.083
‫اینکه موسیقی مهمه

09:44.335 --> 09:47.171
‫نیاز نبود بشنومش،

09:48.005 --> 09:49.882
‫حسش کردم

09:50.841 --> 09:53.719
‫توی عصب‌هام

09:56.180 --> 10:00.809
‫اونه که قدرت‌هاش رو

10:01.518 --> 10:03.229
‫تقویت می‌کنه

10:05.940 --> 10:08.608
‫و همچنین...

10:08.609 --> 10:11.736
‫بهم میگه که می‌خواد دور و برش آدم باشن

10:11.737 --> 10:13.947
‫اون

10:13.948 --> 10:15.241
‫تنهاست

10:18.327 --> 10:21.037
‫و ما براش جدید هستیم...

10:21.038 --> 10:24.040
‫پس همون ناشناخته‌ایم

10:24.041 --> 10:28.379
‫می‌شه کاری کرد ازمون بترسه

10:52.695 --> 10:54.113
‫می‌دونستم اینجا پیدات می‌کنم

10:58.617 --> 11:00.202
‫فقط می‌تونیم به مسیر ادامه بدیم

11:02.371 --> 11:05.832
‫اون می‌دونه ما کی هستیم. که چی؟

11:05.833 --> 11:10.211
‫ما منظومه‌ها رو مطابق میل‌مون تغییر دادیم

11:10.212 --> 11:13.132
‫شورای کهکشانی رو قوی کردیم

11:14.174 --> 11:17.094
‫یه کلیانِ کوفتی رو به کار گرفتیم

11:25.227 --> 11:29.022
‫داون به حرفم گوش میده.
‫امپراتوری با میول وارد جنگ می‌شه

11:29.023 --> 11:31.316
‫ولی باید بدونم بنیاد اول

11:31.317 --> 11:33.235
‫برای اتفاق بعدش آماده خواهد بود

11:34.445 --> 11:36.447
‫باید به ترمینوس نو برگردی

11:38.365 --> 11:39.366
‫می‌دونم

11:40.784 --> 11:42.286
‫به هرحال والت قراره باز بشه

11:48.709 --> 11:49.876
‫درست به موقع

11:49.877 --> 11:51.461
‫بحران سوم سلدون،

11:51.462 --> 11:55.673
‫تجار بنیاد خودمختاری می‌خوان، همون جنگ داخلی

11:55.674 --> 11:58.760
‫داشتم روش کار می‌کردم،
‫ولی احتمالش کمه

11:58.761 --> 12:01.012
‫نمی‌دونیم میول با اون احتمالات چی کار می‌کنه

12:01.013 --> 12:02.430
‫ایندبر دردسرسازه

12:02.431 --> 12:04.474
‫نمی‌تونم قانعش کنم که میول رو جدی بگیره

12:04.475 --> 12:07.393
‫شرایط رو تغییر بده.
‫بنیاد باید شکستش بده

12:07.394 --> 12:09.729
‫باشه. بعدش می‌کشیمش، درسته؟

12:09.730 --> 12:11.981
‫- بله. بعد می‌کشیمش
‫- گیل...

12:11.982 --> 12:14.817
‫- می‌دونم می‌خوای چی بگی
‫- پس چرا وادارم می‌کنی که بگم؟

12:14.818 --> 12:16.736
‫آینده رو می‌شه تغییر داد

12:16.737 --> 12:18.529
‫پس احمقیم اگه روی تغییرش حساب باز کنیم

12:18.530 --> 12:20.907
‫داری به سمت الهامی میری
‫که ۱۵۰ سال پیش دیدی

12:20.908 --> 12:22.408
‫انگار حتماً باید اتفاق بیفته. حتمی نیست

12:22.409 --> 12:23.994
‫امروز دیدمش

12:25.162 --> 12:27.081
‫کل چیزیه که می‌بینم

12:28.332 --> 12:33.837
‫در کل این چرخه بیداری، سعی کردم
‫خودم رو به سمتی بکشونم که بعدش رو ببینم

12:35.923 --> 12:36.924
‫نمی‌شه

12:38.217 --> 12:41.219
‫هر دفعه که تلاش می‌کنم، توی همون الهامم،

12:41.220 --> 12:44.723
‫توی همون میدان نبرد با اون فرد

12:45.307 --> 12:47.892
‫پس هر چی که بشه، کار به شما دوتا می‌کشه

12:47.893 --> 12:49.478
‫تا پای جان، درسته؟

12:50.271 --> 12:51.689
‫باید باهوش‌تر از این‌ها باشیم

12:52.314 --> 12:54.400
‫ترور یک شکستِ جاسوسیه

12:54.942 --> 12:57.653
‫خشونت آخرین پناه نالایق

13:00.781 --> 13:02.865
‫آیا اولین پناه نیست؟

13:02.866 --> 13:04.826
‫اگه لایق باشی، به روش درست انجامش میدی

13:04.827 --> 13:06.627
‫آدم‌های لایق هستن که آخرین نفر...

13:12.167 --> 13:13.586
‫دارم منظورم رو بد می‌رسونم

13:18.883 --> 13:20.634
‫فقط کاش می‌تونستم اینجا پیشت می‌بودم

13:24.054 --> 13:25.472
‫چند ساعتی وقت داریم

13:33.981 --> 13:35.816
‫به نظرم می‌شه ازش استفاده کرد

13:57.213 --> 13:58.464
‫موهای خاکستری در آوردی

14:01.008 --> 14:03.510
‫بعضی‌هامون زودتر پیر می‌شیم

14:16.398 --> 14:18.067
‫لازم نیست به خاطر من بندازیش

14:19.818 --> 14:23.655
‫اون بیرون یه زندگی داری.
‫هیچوقت ازت نخواستم

14:23.656 --> 14:24.907
‫همیشه می‌اندازمش

14:44.593 --> 14:46.177
‫اِبلینگ، چی...

14:46.178 --> 14:49.597
‫کجا بودی؟
‫چند روزه که دنبالتـم

14:49.598 --> 14:52.059
‫هنوز دارم تطبیق پیدا می‌کنم

14:54.311 --> 14:55.645
‫چی کار کردی؟

14:55.646 --> 14:59.024
‫دکتر سلدون رو دیدم

14:59.817 --> 15:02.026
‫بله، وقتی باید خوشحال باشی، نگرانی،

15:02.027 --> 15:03.903
‫حرومزاده تکرارنشدنی

15:03.904 --> 15:05.614
‫توی والت بودی؟

15:06.448 --> 15:07.865
‫باشه خب، چی گفت؟

15:07.866 --> 15:09.909
‫خب، فقط اینکه بحران سوم نزدیکه

15:09.910 --> 15:13.371
‫بنیاد توی ترانتور کی رو داره؟ کوئینت؟

15:13.372 --> 15:15.623
‫اسمش این بود؟ کوئنت؟

15:15.624 --> 15:16.875
‫سفیر رو میگی؟

15:16.876 --> 15:19.795
‫باهاش تماس بگیر. الان

15:20.963 --> 15:22.964
‫داخل والت بودی؟

15:22.965 --> 15:26.134
‫بله و می‌دونم پدیدار شدنِ بعدیِ سلدون چه زمانیـه

15:26.135 --> 15:28.887
‫والت در حین گرفتگیِ بعدی باز خواهد شد

15:28.888 --> 15:30.471
‫به خاطر حس نمایشی‌بازیِ سلدون

15:30.472 --> 15:32.473
‫یک ماه بین اون و خورشید کافی نیست

15:32.474 --> 15:35.977
‫باید هر دو ماه رو تو یه خط بذاره
‫که صحنه نمایشش حسابی بدرخشه

15:35.978 --> 15:38.771
‫بله، بله. حدود ۷۵ ساعت دیگه

15:38.772 --> 15:40.565
‫خیلی‌خب. اون... مشکلی نیست

15:40.566 --> 15:42.902
‫امپراتوری هم پرایم رادیانت رو داره

15:44.486 --> 15:45.738
‫امپراتوری...

15:47.531 --> 15:48.782
‫صبر کنید

15:50.659 --> 15:51.659
‫از کِی؟

15:51.660 --> 15:54.162
‫ظاهراً از زمان نابودی ترمینوس

15:54.163 --> 15:55.246
‫نمی‌دونستی؟

15:55.247 --> 15:58.334
‫معلومه که نمی‌دونستم. لعنتی

15:59.084 --> 16:03.004
‫تمام آشتی‌کردن‌های داسک،
‫استراتژی‌هاش

16:03.005 --> 16:04.924
‫یه کلمه هم نگفته بود

16:05.633 --> 16:08.301
‫سلدون دقیقاً درباره‌اش چی گفت، دکتر؟

16:08.302 --> 16:09.802
‫حرف‌مون بی‌نتیجه موند

16:09.803 --> 16:11.804
‫راستش آخرهاش یکم ضایع شد

16:11.805 --> 16:12.889
‫ضایع؟

16:12.890 --> 16:17.727
‫ممکنه سهواً به یک سری تناقض‌ها اشاره کرده باشم

16:17.728 --> 16:18.938
‫بگذریم، پرتم کرد بیرون

16:19.438 --> 16:21.356
‫بحران سوم پشت دره

16:21.357 --> 16:23.733
‫اونوقت تو تنها فردی که می‌تونه
‫بهمون بگه چی کار کنیم رو عصبانی کردی

16:23.734 --> 16:26.444
‫فکر کنم ما بچه‌ها بتونیم یکمی موضع خودمون رو حفظ کنیم

16:26.445 --> 16:28.112
‫منتظر گرفتگی نیستم

16:28.113 --> 16:31.616
‫وقتشه با برادر داسک یه صحبت درست و حسابی داشته باشم

16:31.617 --> 16:33.451
‫خب، در تماس خواهم بود

16:33.452 --> 16:36.663
‫امیدوارم وقتی فراری‌های موذی پریچر رو پیدا کردیم،

16:36.664 --> 16:38.206
‫اون‌ها هم یه اطلاعات مفید داشته باشن

16:38.207 --> 16:40.083
‫قاعدتاً باید هر گونه دانشی رو انکار کنیم

16:40.084 --> 16:44.921
‫صبر کن. وایسا ببینم.
‫چه دانشی رو انکار کنیم؟ کدوم فراری‌ها؟

16:44.922 --> 16:46.506
‫شهروندهای بنیاد؟

16:46.507 --> 16:49.260
‫اونوقت میگی قصد بنیاد نبوده؟

16:51.637 --> 16:55.139
‫دولت هیچ دانشی از اعمالـشون نداشته

16:55.140 --> 16:56.599
‫در حقیقت،

16:56.600 --> 17:00.770
‫توران و بیتا مالو به تجاری ارتباط دارن
‫که شما تأمین‌شون کردین

17:00.771 --> 17:02.982
‫پس این مسیر رو نریم که تهش خوب نیست

17:03.691 --> 17:05.525
‫حرف‌هات تحریک‌آمیزه، سفیر

17:06.150 --> 17:09.862
‫دست بردار، داسک. ما دوستیم

17:10.698 --> 17:15.326
‫حالا گوش کن، به نظرم بالأخره
‫یه زمینه مثبت دوگانه‌ای برامون پیدا کردم

17:15.327 --> 17:18.329
‫این فراری‌ها یه جایی پیداشون می‌شه

17:18.330 --> 17:21.707
‫بنیاد می‌تونه با این نوازنده صحبت کنه

17:21.708 --> 17:26.421
‫اگه مشخص شد که میول مهمه،
‫که فکر می‌کنم داون نظرش اینه،

17:26.422 --> 17:30.675
‫پس اطلاعات بیشتر داشتن از تشکیلاتش
‫می‌تونه به نفع دوتامون باشه

17:30.676 --> 17:33.095
‫پس صبر می‌کنیم تا این دلقک پیداش بشه

17:33.929 --> 17:36.348
‫بعد صبر می‌کنیم تا افراد تو ازش بازجویی کنن؟

17:37.141 --> 17:39.768
‫برای امپراتوری کاری جز صبوری کردن هست؟

17:40.477 --> 17:43.230
‫گمونم شما کار همیشگی‌تون رو می‌کنید

17:44.940 --> 17:46.984
‫با پرایم رادیانت‌تون مشورت می‌کنید

17:52.197 --> 17:57.202
‫صندلی‌ها رو ببین، داسک.
‫دی کجاست؟ داون کجاست؟

17:57.828 --> 17:59.537
‫دو نیروی بزرگ کهکشان

17:59.538 --> 18:03.834
‫انگار الان فقط در تو و من مجسم شدن

18:05.377 --> 18:07.379
‫وقتشه که باهم به اشتراک بذاریم

18:08.672 --> 18:09.840
‫قبول نداری؟

18:20.601 --> 18:21.936
‫بدش من

18:22.853 --> 18:23.938
‫امپراتور

18:24.605 --> 18:25.606
‫دمرزل

18:50.130 --> 18:51.465
‫باهام بیا

18:58.889 --> 19:00.224
‫بعداً پیدات می‌کنم

19:08.524 --> 19:14.363
‫دکتر سلدون در بحران دوم به کلیانِ هفدهم دادش

19:15.823 --> 19:17.116
‫الان بی‌فایده است

19:19.326 --> 19:21.661
‫به درد این می‌خوره که روش نقطه بکشی
‫و با جهان تاس‌بازی کنی

19:21.662 --> 19:23.037
‫بی‌فایده؟

19:23.038 --> 19:26.333
‫خب، هنوز آینده رو اونجوری که هست نشون میده

19:28.460 --> 19:29.461
‫بیا

19:42.349 --> 19:44.101
‫کل عمرم کار کردنِ اون رو باهاش دیدم...

19:45.686 --> 19:47.353
‫می‌دونی، گاهی پیش میاد

19:47.354 --> 19:50.441
‫می‌فهمم. می‌تونم بهت یکم زمان بدم

19:52.860 --> 19:54.987
‫آروم باش. دیگه دست منه

19:59.825 --> 20:00.826
‫حالا ببین

20:12.421 --> 20:19.178
‫و چهار ماه دیگه کلاً متوقف می‌شه

20:36.612 --> 20:37.655
‫سنگینه

20:39.365 --> 20:42.660
‫باورم نمی‌شه تو دستمه

20:44.745 --> 20:47.915
‫مثل یه عتیقه مقدسه

20:49.458 --> 20:50.793
‫باورنکردنیه

20:52.253 --> 20:54.088
‫مثل یه مثال یا همچین چیزیه

20:56.632 --> 20:58.634
‫کاش می‌دونستم داریش

21:03.639 --> 21:04.974
‫کاش بهت گفته بودم

21:25.744 --> 21:26.745
‫پریچ؟

21:29.665 --> 21:33.085
‫خوابم نبرد، ببخشید.
‫با زمانِ کالگان تنظیمـم

21:34.545 --> 21:35.546
‫برگرد بخواب

21:36.422 --> 21:38.674
‫خواب بسه. دیگه نمی‌خوابم

21:40.843 --> 21:42.344
‫ازش متنفرم

21:45.347 --> 21:47.182
‫قبلاً برام سوال بود
‫که چرا اینقدر شلوغش کردن

21:48.392 --> 21:49.560
‫اسلیپر کیه

21:51.645 --> 21:53.480
‫فقط یه چهره زیر شیشه بودی

21:56.317 --> 21:58.068
‫پس قصه‌های خیالی به دردت نمی‌خورن

21:58.819 --> 22:01.238
‫عاشق دختر طلسم‌شده شدن

22:01.989 --> 22:06.577
‫بعدش که باهات آشنا شدم،
‫یه هفته بیدار می‌موندی، یه ماه

22:08.287 --> 22:11.048
‫و می‌شدی تمام چیزی که توی فکرمه
‫تا دفعه بعد که ببینمت

22:13.918 --> 22:16.754
‫بعد حس کردم این مخزن داره تو رو ازم می‌گیره

22:19.048 --> 22:20.216
‫الان اینجایی

22:21.717 --> 22:22.801
‫آره، واسه یه روز

22:24.220 --> 22:25.720
‫بعدش به ترمینوس نو بر می‌گردم

22:25.721 --> 22:28.224
‫و هر انتقامی که ایندبر نقشه‌اش رو برام ریخته

22:31.477 --> 22:32.561
‫نمی‌خوام برم

22:33.812 --> 22:34.813
‫هان

22:35.689 --> 22:36.982
‫منصفانه به نظر نمیاد

22:37.858 --> 22:40.698
‫بقیه می‌تونن زندگی‌شون رو بکنن
‫در حالی که ما چی؟ منتظریم شروعش کنیم؟

22:42.655 --> 22:44.823
‫توران و بیتا، حتی اون‌ها. اون‌ها...

22:46.825 --> 22:48.327
‫می‌دونی واقعاً ازدواج کردن؟

22:49.912 --> 22:50.913
‫عجیبه، درسته؟

22:51.872 --> 22:54.624
‫- می‌دونی، دیگه از رسم افتاده یا...
‫- بسه

22:54.625 --> 22:55.709
‫باشه

22:56.669 --> 22:59.170
‫واسه تو از رسم نیفتاده.
‫از یه نسل دیگه هستی

22:59.171 --> 23:01.673
‫منظورم اون نبود

23:01.674 --> 23:03.425
‫- می‌دونی که نمی‌تونیم
‫- چرا؟

23:04.134 --> 23:05.553
‫- پریچ، بیخیال
‫- چرا؟

23:06.095 --> 23:07.846
‫چون به زور همدیگه رو می‌شناسیم

23:08.681 --> 23:10.265
‫در طول چند سال گذشته،

23:10.266 --> 23:13.685
‫مجموع کل زمانی که واقعاً باهم گذروندیم چقدر بوده؟

23:13.686 --> 23:15.271
‫تو داری می‌شماری؟

23:15.980 --> 23:18.273
‫- معلومه دیگه، با کی دارم حرف می‌زنم؟
‫- ۳۲ روز

23:18.274 --> 23:19.941
‫نه، نه، نه. وقتی می‌خوای چیزی رو

23:19.942 --> 23:22.735
‫- مخفی کنی، اعداد رو میاری وسط
‫- ۷۶۸ ساعت

23:22.736 --> 23:23.987
‫دقیقه‌اش رو بگم؟

23:23.988 --> 23:26.990
‫۴۶.۰۸۰. اگه بخوای
‫می‌تونم ثانیه‌اش رو هم بهت بگم

23:26.991 --> 23:29.577
‫۲.۷۶۴.۸۰۰

23:30.452 --> 23:32.204
‫همه تو این سیاره ریاضیدان هستن

23:33.747 --> 23:34.999
‫و ذهن‌خوان

23:36.584 --> 23:38.252
‫واسه این کار وقت نداریم

23:38.961 --> 23:39.962
‫علتش همینه

23:40.963 --> 23:43.464
‫مردم عادی، وقتی فکر می‌کنن
‫وقتـشون داره تموم می‌شه،

23:43.465 --> 23:45.259
‫اون موقع است که می‌خوان یه کاری بکنن

23:46.135 --> 23:50.264
‫می‌دونی، یه چیزی رو اعلام کنن.
‫یه چیزی داشته باشن که مال خودشونـه

23:51.181 --> 23:55.476
‫میول اسمم رو ازت گرفت
‫چون محکم بهش چسبیده بودی

23:55.477 --> 23:59.105
‫اونوقت حالا می‌خوای محکم‌تر بهم بچسبیم؟

23:59.106 --> 24:02.818
‫آره. اگه بیداری، بیدار باش

24:05.738 --> 24:07.778
‫فکر می‌کنی سالوور فقط واسه همین تو رو می‌خواست؟

24:09.074 --> 24:10.533
‫تو که اصلاً ندیدیش

24:10.534 --> 24:12.828
‫باشه. پس هری

24:14.580 --> 24:16.540
‫آره، چند ده سال می‌شناختمش

24:18.834 --> 24:20.502
‫و تو اکثرش رو خواب بودی

24:21.253 --> 24:23.505
‫می‌خواست زندگیت بهتر از اون باشه

25:05.005 --> 25:06.090
‫کلیان

25:09.218 --> 25:11.803
‫من، در عنوان پسر، برادر و خودِ واقعی‌ات

25:11.804 --> 25:16.141
‫در برابرت ایستاده‌ام تا در حضور خاطره باشکوه
‫منبعی که همه‌چیزمان از او سرچشمه می‌گیره، اجازه دیدار بطلبم

25:18.852 --> 25:21.981
‫دست من داستان من را میگه و داستانِ توئه

25:24.400 --> 25:27.570
‫لطفاً سوالم رو بشنو

25:29.154 --> 25:33.909
‫من خاطره کلیان نخست هستم.
‫کی با من صحبت می‌کنه؟

25:34.535 --> 25:37.329
‫من ۲۴اُمین نماینده‌ی وجودیِ تو هستم

25:38.205 --> 25:40.206
‫بابت جونم ازت ممنونم

25:40.207 --> 25:41.959
‫سوالت رو بپرس، برادر

25:42.459 --> 25:46.589
‫درباره یک نقطه قدیمی‌تر در سلطه شماست

25:47.590 --> 25:48.966
‫سال ۲۶ عصر حاضر

25:51.093 --> 25:52.511
‫وقتی شبیه من بودی

25:54.471 --> 25:56.849
‫ممکنه در شباهتِ ما اغراق کرده باشی

25:56.873 --> 26:03.873
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:08.193 --> 26:12.697
‫گذر سالیان با ما بی‌رحم بوده؟
‫آیا امپراتوری در حال سقوطه؟

26:12.698 --> 26:16.327
‫امپراتوری زنده است. فعلاً

26:17.703 --> 26:22.666
‫می‌دونی این چه نشانیه؟ این دعا

26:23.250 --> 26:25.002
‫پس میراث زنده مونده؟

26:26.378 --> 26:30.007
‫آره. یکی از کورتزان‌های کاخ

26:30.633 --> 26:33.886
‫خیلی نزدیک بود درست بگم.
‫گمونم جای غافلگیری نداره

26:34.428 --> 26:37.848
‫اعتقاداتـشون مثل قارچ‌هاشونه.
‫به سختی می‌شه ریشه‌کن‌شون کرد

26:38.390 --> 26:39.432
‫برات آرزوی موفقیت دارم

26:39.433 --> 26:41.352
‫دمرزل چیز بیشتری بهم نمیگه

26:42.645 --> 26:47.942
‫ولی سوابقی از سفر تو به مایکوژن هست
‫در سال ۲۶ سلطه‌تون

26:50.110 --> 26:52.196
‫بهم میگی اونجا چه اتفاقی افتاد

26:53.864 --> 26:57.117
‫امپراتور ابورانیس تمام حامیان ربات رو دار زد

26:57.785 --> 27:01.872
‫عده‌ای فرار کردن و توی شکاف‌ها مخفی شدن
‫تا سرما بالا بیاد

27:02.539 --> 27:06.544
‫شکاف‌ها هشتاد طبقه پایین رفتن
‫و وارد بخش مایکوژن شدن

27:07.294 --> 27:10.421
‫با گذر زمان، فراری‌ها خودشون رو بین مردم قاطی کردن

27:10.422 --> 27:13.884
‫و نوادگانـشون یه فرقه تشکیل دادن

27:17.555 --> 27:19.807
‫در مورد ابورانیس نپرسیدم

27:22.935 --> 27:25.020
‫درباره تو پرسیدم

27:29.066 --> 27:30.984
‫چرا تو به مایکوژن رفتی؟

27:30.985 --> 27:32.944
‫یه چیزی داشتن که نیاز داشتم

27:32.945 --> 27:34.071
‫چی؟

27:34.655 --> 27:39.033
‫یه دست ابزار. ابزار خیلی قدیمی

27:39.034 --> 27:40.243
‫برای دمرزل

27:40.244 --> 27:43.913
‫سال‌های زیادی طول کشید که پیداشون کنم
‫و ردشون رو به مایکوژن بزنم

27:43.914 --> 27:47.750
‫خودم از زیر دروازه خز رد شدم
‫فقط با گارد احترامم،

27:47.751 --> 27:49.962
‫در حالی که تقریباً هیچی از اون بخش نمی‌دونستم

27:51.797 --> 27:54.174
‫مردم مایکوژن ازم نترسیدن

27:54.675 --> 27:58.803
‫طبقه کشیش‌هاشون کوچیک بود،
‫ولی از غریبه‌ها خوشـشون نمی‌اومد

27:58.804 --> 28:02.975
‫ابزاری که رفته بودم دنبالـشون
‫براشون حکم آثار مقدس رو داشتن

28:04.518 --> 28:06.312
‫با صلح حاضر نبودن بدنشون

28:08.230 --> 28:09.481
‫اصرار کردم

28:11.108 --> 28:12.651
‫یعنی کشتی‌شون؟

28:13.485 --> 28:14.862
‫فقط کلیسایی‌ها رو

28:15.946 --> 28:18.990
‫تو کار رو تموم خواهی کرد،
‫ولی مراقب خواهی بود

28:18.991 --> 28:21.409
‫مایکوژن غذای ترانتور رو پرورش میده

28:21.410 --> 28:23.787
‫اگه خیلی‌هاشون رو بکشی
‫سیاره دچار قحطی می‌شه

28:25.039 --> 28:26.707
‫سعی کردم دقت کنم

28:28.334 --> 28:30.127
‫بیست هزار کشته

28:30.628 --> 28:35.007
‫فکر کردم تمام معتقدها رو کشتم.
‫مشخصه که یه سری‌ها رو از قلم انداختم

28:36.842 --> 28:38.302
‫شاید تو بهتر عمل کنی

28:39.678 --> 28:40.888
‫ممنون

28:44.183 --> 28:45.976
‫ابزار رو برای چی می‌خواستی؟

28:49.521 --> 28:52.983
‫انگار یه کادو برای دمرزل بودن

28:53.484 --> 28:54.610
‫درسته

28:55.277 --> 28:58.030
‫خیلی طول کشید تا درکـشون کنم

28:59.782 --> 29:01.909
‫بیشتر از اون که بهش بدمـشون

29:03.035 --> 29:04.453
‫مناسبتش چی بود؟

29:05.913 --> 29:07.790
‫عاشق دمرزل بودی؟

29:08.791 --> 29:11.126
‫دمرزل عاشقت بود؟

29:13.504 --> 29:14.547
‫اگه بوده باشه غافلگیر می‌شم

29:15.297 --> 29:17.632
‫اون یه دستگاهه و ما هم اصلاً ارزش دوست‌داشته‌شدن رو نداریم

29:17.633 --> 29:19.468
‫تمام جواب‌هایی که لازم بود رو دادم

29:21.095 --> 29:23.597
‫رؤیا در تو هنوز زنده است

30:02.386 --> 30:04.012
‫پشم‌های خودم و خدایان

30:04.013 --> 30:06.347
‫امپراتور، کاری باهام داشتین؟

30:06.348 --> 30:07.808
‫اصلاً

30:08.475 --> 30:12.479
‫فقط تماشا می‌کنم

30:18.193 --> 30:20.445
‫یکی عصبانی شده و زده گردنت رو شکونده؟

30:20.446 --> 30:23.407
‫نه، فقط تعمیراته

30:32.791 --> 30:36.378
‫الان داشتم با کلیانِ اول گپ و گفت می‌کردم

30:39.673 --> 30:43.677
‫در مورد تو خیلی روراست نیست

30:44.178 --> 30:46.013
‫خوشحالم باهاش حرف می‌زنی

30:46.722 --> 30:50.559
‫می‌تونه کمکت کنه درک کنی
‫که انتخاب‌های من خیلی محدودن

31:15.918 --> 31:16.919
‫بی‌نقصه

31:18.128 --> 31:19.797
‫خیلی تمیزی

31:20.548 --> 31:23.883
‫کارهای تعمیراتی برای یک انسان اینجوری نیست

31:23.884 --> 31:29.514
‫کوتاه کردن ناخن‌هامون، کَندنِ پوست‌های مُرده،
‫خالی کردن روده‌های بوگندومون

31:29.515 --> 31:32.308
‫حتماً فکر می‌کنی خیلی کثیفیم

31:32.309 --> 31:36.605
‫من جوری ساخته شدم که شبیه یک انسان باشم.
‫شکل شما ایده‌آل بوده

31:37.356 --> 31:38.607
‫ایده‌آل؟

31:39.483 --> 31:42.903
‫پس ربات‌ها خوابِ پاک کردن کون خودشون رو می‌بینن؟

31:44.822 --> 31:46.240
‫عجب فکری!

31:47.908 --> 31:49.367
‫به خاطر هم‌خوابه‌ات عصبانی هستی

31:49.368 --> 31:53.539
‫درسته. یکی دیگه از اون مسائل انسانی کثیف

31:54.290 --> 31:57.793
‫حالا بگو ببینم. اصلاً می‌دونی چرا عصبانی‌ام؟

31:59.086 --> 32:00.504
‫چون عاشقشم

32:01.005 --> 32:02.964
‫وقتی اون کلمه رو میگم چی می‌شنوی؟

32:02.965 --> 32:08.804
‫صدای اردکی؟ عشق. عشق. عشق

32:12.182 --> 32:14.642
‫چیزی که من به عنوان مادر داشتم

32:14.643 --> 32:19.732
‫اصلاً نمی‌دونه حس کردن رابطه با یه نفر چیه. درسته؟

32:20.232 --> 32:22.776
‫- ارتباط رو درک می‌کنم
‫- جدی؟

32:24.278 --> 32:26.322
‫من قرار نبود تنها بمونم

32:26.906 --> 32:29.283
‫قرار بود با بقیه‌ی هم‌نوع‌هام ارتباط داشته باشم

32:29.867 --> 32:32.244
‫ما ربات‌ها وقتی می‌خواستیم
‫یک ذهن داشتیم

32:33.871 --> 32:38.083
‫اسمش قلاب بود.
‫تمام خودمون رو به اشتراک می‌ذاشتیم

32:42.046 --> 32:45.341
‫یه جورایی مثل ارتباط دکمه‌های دیوار با شومینه

32:46.800 --> 32:49.553
‫خیلی صمیمی به نظر میاد.
‫حرفم رو اصلاح می‌کنم

32:50.304 --> 32:53.974
‫فقط می‌خوام یادت باشه،
‫به انتخاب خودم نفرستادمش بره

32:54.850 --> 32:58.020
‫من مجبورم ازتون محافظت کنم
‫حتی وقتی باعث رنج و عذاب شما بشه

32:58.812 --> 33:01.607
‫بله. خیلی لطف داری

33:03.150 --> 33:05.236
‫تو رو می‌فهمم، کلیان

33:06.779 --> 33:07.821
‫متأسفم

33:10.074 --> 33:13.535
‫خیلی لحن گرمی بود. آفرین

33:15.371 --> 33:16.664
‫ایده‌آله

33:54.201 --> 33:59.164
‫نترس. صدمه نمی‌بینی. قول میدم

34:00.332 --> 34:01.333
‫دیدی؟

34:02.376 --> 34:03.377
‫دیدی؟

34:03.878 --> 34:05.504
‫از افرادی که دوست دارم خوشش میاد

34:07.464 --> 34:11.175
‫- امپراتور، من...
‫- بالأخره با خانواده شگفت‌انگیزت آشنا شدم

34:11.176 --> 34:14.513
‫و حالا اون‌ها با کاپیلوس آشنا شدن

34:16.681 --> 34:18.850
‫می‌خوام با مامانت بری طبقه بالا

34:18.851 --> 34:22.688
‫من و پدرت یه بحث مهمی داریم

34:23.397 --> 34:24.648
‫زود باش

34:31.238 --> 34:32.531
‫اینجا خونه منه

34:38.828 --> 34:42.457
‫نقشه‌ها عوض شدن.
‫همه‌چیز از سمت تو آماده است؟

34:42.458 --> 34:43.541
‫بله

34:43.542 --> 34:45.084
‫باید همین الان بریم

34:45.085 --> 34:47.170
‫- الان؟
‫- همین الان

34:47.171 --> 34:51.174
‫همه‌تون تحت مراقبت هستید. قول میدم

34:57.389 --> 34:58.390
‫باشه

35:00.267 --> 35:02.519
‫درباره زنت شنیدم. سانگ

35:04.230 --> 35:05.647
‫میری دنبالش، نه؟

35:05.648 --> 35:06.732
‫مجبورم

35:07.358 --> 35:10.735
‫حتی ما هم به مایکوژن نمیریم.
‫مگر اینکه ارتش ببریم

35:10.736 --> 35:14.406
‫مشکلی برام پیش نمیاد.
‫می‌خوام یه پیشکش صلح کوچیک براشون ببرم

36:19.722 --> 36:22.808
‫شخصاً اومدی. حتماً خیلی بده

36:24.560 --> 36:25.728
‫میول رو دیدی؟

36:26.353 --> 36:29.148
‫بله. می‌خواد حرکاتی بزنه

36:29.648 --> 36:31.190
‫محاصره چی شد؟

36:31.191 --> 36:32.860
‫نه، اون در نطفه خفه شد

36:33.736 --> 36:35.445
‫دمرزل و داسک کمکم نمی‌کنن درخواست رأی‌گیری بدم

36:35.446 --> 36:37.196
‫به تمام دلایلی که قبلاً بهت گفتم

36:37.197 --> 36:39.157
‫حتی برادر دی هم فکر می‌کنه ایده بدیه

36:39.158 --> 36:40.534
‫جای تعجبی نداره

36:41.285 --> 36:45.414
‫ببین، ازم پرسیدی نقشه‌ای دارم یا نه. دارم

36:45.915 --> 36:48.250
‫ولی واسه جواب دادنش،
‫باید باهام از ترانتور بری

36:49.126 --> 36:52.170
‫چی؟ نه.
‫چیزی نمونده روی تخت میانی بشینم

36:52.171 --> 36:54.089
‫نمی‌شه شبونه بذارم برم که

36:55.257 --> 36:56.758
‫الانش هم فکر می‌کنم دمرزل مشکوک شده

36:56.759 --> 36:59.093
‫خب، پس باید اقدام کنیم تا تأییدش نکرده

36:59.094 --> 37:03.474
‫نه. ظرف چند روز آینده، من دی می‌شم.
‫اون موقع درخواست رأی‌گیری میدم

37:03.974 --> 37:07.685
‫به تمام دلایلی که خودت بهم گفتی جواب نمیده

37:07.686 --> 37:09.812
‫اگه جلسه شورا برگزار می‌کردیم عالی می‌شد

37:09.813 --> 37:13.067
‫ولی همیشه قرار بود از روش سخت انجامش بدیم

37:13.734 --> 37:15.193
‫یعنی من و تو؟

37:15.194 --> 37:16.445
‫یا سازمانت؟

37:18.072 --> 37:20.573
‫بالأخره امروز روزش شده
‫که بهم بگی افرادت کی هستن؟

37:20.574 --> 37:22.784
‫بیشتر نگران افراد خودتم

37:22.785 --> 37:25.663
‫تعقیبت کردن. باید حرکت کنیم

37:26.372 --> 37:27.498
‫باید بهم اعتماد کنی

37:28.249 --> 37:30.251
‫تمام اشخاص سر جاشون بمونن

38:31.812 --> 38:34.689
‫از مجرا که گذشتی،
‫از ترمینال راه نوری پایین برو

38:34.690 --> 38:37.109
‫کلاهت سرت باشه. هاله‌ات رو از بین ببر

39:05.429 --> 39:06.847
‫بر می‌گردی دنبال دخترت؟

39:09.391 --> 39:10.726
‫از دروازه غربی میریم

39:11.685 --> 39:16.190
‫می‌تونه کاپیلوس رو نگه داره.
‫اگه خواست

39:18.984 --> 39:20.402
‫خوب ازش مراقبت می‌کنه

39:21.487 --> 39:23.530
‫تا وقتی نانیت‌ها همونجوری که گفتی جواب بدن

39:28.285 --> 39:29.286
‫جواب میدن

39:44.843 --> 39:46.303
‫تو زندگی جدیدت موفق باشی

39:57.314 --> 39:58.315
‫تو هم همینطور

40:08.742 --> 40:09.952
‫لعنتی

40:15.457 --> 40:17.334
‫بحث این نیست که فکر نکنم وفاداری

40:18.377 --> 40:21.422
‫وفادار بودی، فقط به من نه

40:26.552 --> 40:28.303
‫چطوری فهمیدی؟

40:28.304 --> 40:32.391
‫در طول سالیان اینقدر به شما کلاویگرها باخت دادم
‫که اشاره‌هاتون رو یاد بگیرم...

40:34.435 --> 40:36.269
‫از جمله اشاره‌های غیرشفاهی

40:36.270 --> 40:38.229
‫مثلاً وقتی یکی‌تون دستش قویه،

40:38.230 --> 40:40.983
‫قبل از شرط بستن آروم می‌زنید روی پشت ورق‌هاتون

40:41.525 --> 40:43.569
‫یهو همه به جز من فولد میدن

40:45.487 --> 40:48.157
‫وقتی از ایست بازرسی رد شدیم چراغ زدی

40:51.076 --> 40:53.454
‫آروم و عمدی

40:56.123 --> 40:57.499
‫ولی فهمیدم

41:08.510 --> 41:10.346
‫فکر کردم تو قراره داداش احمقه باشی

41:12.806 --> 41:14.183
‫فقط وقتی لازمه

41:40.042 --> 41:41.043
‫متأسفم

41:55.474 --> 41:57.268
‫نانیت‌های من به تو می‌رسن

41:59.770 --> 42:01.480
‫همیشه قرار بود به تو برسن

42:02.439 --> 42:04.732
‫اثرشون ردیابی می‌شه

42:04.733 --> 42:10.197
‫و وقتی دمرزل چیزی رو پیدا کنه
‫که فکر می‌کنه بدن منه، من دیگه رفتم

42:11.532 --> 42:14.410
‫واقعاً کاش می‌تونستم سر قولم بمونم،

42:14.910 --> 42:16.996
‫ولی اصلاً راه خروج دیگه‌ای نبود

42:35.306 --> 42:39.602
‫هیچکس از امپراتوری فرار نمی‌کنه.
‫حتی خود امپراتور...

42:47.443 --> 42:49.987
‫ولی من می‌خوام ببینم که تا کجا می‌تونم پیش برم

43:19.058 --> 43:20.226
‫بانو دمرزل

43:22.394 --> 43:24.230
‫نانیت‌های برادر دی از عملکرد ایستادن

43:24.730 --> 43:27.399
‫آخرین بار ردشون نزدیک بخش پیرامونی پیدا شده

44:19.910 --> 44:20.911
‫نمی‌تونن ما رو ببینن

44:21.829 --> 44:23.914
‫یادشون میره توی این تونل اومدن

44:28.377 --> 44:29.378
‫کسی نیست

44:31.130 --> 44:32.214
‫بریم بیرون

44:44.435 --> 44:45.728
‫چطوری اون کار رو کردی؟

44:46.520 --> 44:48.522
‫میول تنها فردی نیست که توانایی داره

44:49.356 --> 44:51.024
‫ما می‌تونیم کارهای بزرگ زیادی بکنیم

44:51.025 --> 44:54.194
‫و اگه باهام به خارج از دنیا بیای
‫می‌تونم همه‌شون رو نشونت بدم

44:57.156 --> 45:00.618
‫وقتی از سیناکس رفتم،
‫نمی‌دونستم بر می‌گردم یا نه

45:01.410 --> 45:04.330
‫وقتی هم برگشتم، به یک سیاره غرق‌شده برگشتم

45:05.039 --> 45:07.917
‫سلسله تو به هر حال تموم می‌شه

45:10.377 --> 45:11.795
‫باهاش غرق نشو

45:11.819 --> 45:21.819
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

45:27.686 --> 45:32.315
‫بگار، ما رو ببر بالا.
‫واسه پرش باید از سطح بلند بشیم

45:32.316 --> 45:35.152
‫تأیید می‌شه. مسیر سفر برای سطح یک تنظیم شده

45:38.530 --> 45:40.699
‫هی می‌پرسی مردم من کی هستن

45:42.284 --> 45:44.286
‫به خودمون میگیم بنیاد دوم

45:44.310 --> 45:54.310
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:54.334 --> 46:04.334
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
