WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.021 --> 01:18.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت سوم »

01:25.021 --> 01:35.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:47.126 --> 01:49.126
‫[سه سال قبل]

01:49.151 --> 01:52.487
‫امپراتور، ما رو مفتخر کردین با...

01:52.488 --> 01:53.822
‫روان‌تاریخ

01:54.573 --> 01:55.782
‫می‌خوام بیشتر ازش بدونم

01:55.783 --> 01:58.201
‫ما برخی از اولین جلدهایی داریم که من...

01:58.202 --> 02:00.454
‫نهمین مدرک چین‌خوردگیِ کِلی

02:01.163 --> 02:03.707
‫متوجه شدم که عامل اصلی الهام بوده

02:04.500 --> 02:09.879
‫مطمئنم امپراتور این رو هم می‌دونن که ممنوع شده توسط...

02:09.880 --> 02:11.757
‫کلیانِ دوازدهم؟

02:12.675 --> 02:13.968
‫بله

02:15.010 --> 02:16.803
‫در کلکسیون کتب نادر قرار داره

02:16.804 --> 02:19.139
‫از این طرف. تشریف بیارید

02:21.642 --> 02:23.644
‫متاسفانه فقط دو نفر اجازه ورود دارن

02:25.896 --> 02:27.690
‫به خاطر کنترل دمای دقیق

02:40.021 --> 02:50.021
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

03:01.807 --> 03:05.477
‫میراث هری سلدون کماکان مبحث حساسیه

03:07.396 --> 03:12.318
‫قاعدتاً، این‌ها رو بیشتر به عنوان عتیقه نگه داشتیم تا منبع مطالعه

03:12.860 --> 03:15.112
‫فکر می‌کنم بتونم از فساد اجتناب کنم

03:16.238 --> 03:17.948
‫از تاریخ نمی‌ترسم

03:24.121 --> 03:25.956
‫دستکش لازمه؟

03:26.540 --> 03:28.458
‫اگه یه کتابدار وادارتون کنه برای دست زدن
‫به یک کتاب قدیمی

03:28.459 --> 03:31.878
‫دستکش بپوشید، فقط قصدش اینه که شما رو تحت تاثیر قرار بده

03:31.879 --> 03:34.964
‫احتمال اینکه با دستکش بهش صدمه بزنید

03:34.965 --> 03:36.383
‫بیشتر از پوست خودتونه

03:37.551 --> 03:41.889
‫لمس واقعی دست من بی‌خطرتر از نفسِ گرم بادیگاردهامه

03:43.641 --> 03:45.100
‫غیرمنتظره است

04:09.124 --> 04:14.088
‫همیشه به نظرم می‌رسید که ریون سلدون
‫می‌خواست هشدار بده، تا تهدید کنه

04:15.422 --> 04:21.345
‫امپراتوری سه رأس داره.
‫همگی برای اینجور ایده‌هایی جا دارن؟

04:31.105 --> 04:35.733
‫میگن دست‌نوشته اصلی یک کتاب واحد از صفحات ابریشمیه

04:35.734 --> 04:37.528
‫که روی ثراکس بافته شده

04:42.157 --> 04:43.450
‫این ابریشم ثراکسیـه

04:45.035 --> 04:49.665
‫سلدون دست‌نوشته اصلی رو از همین کتابخونه
‫به گیل دورنیک داد

04:50.249 --> 04:54.795
‫اون در رستگاری با خودش بردش،
‫ولی هیچوقت به ترمینوس نرسید

04:56.547 --> 04:58.716
‫پس این جلد چطوری برگشته؟

05:00.467 --> 05:02.303
‫داستان خیلی جالبیه

05:03.178 --> 05:04.972
‫ولی من نمی‌تونم تعریفش کنم

05:05.639 --> 05:07.056
‫پس کی می‌تونه؟

05:07.057 --> 05:08.434
‫یه همکار

05:10.060 --> 05:12.770
‫همون همکاری که بهم دستور داد

05:12.771 --> 05:15.481
‫اگه کسی تقاضای این کتاب رو کرد،

05:15.482 --> 05:16.901
‫هر کسی که بود،

05:17.651 --> 05:19.987
‫کاملاً دوست داره ببینتش

05:23.657 --> 05:26.702
‫یه چایخانه در منطقه اِری هست

05:28.037 --> 05:29.287
‫فرداشب

05:29.288 --> 05:30.414
‫شب‌هنگام

05:31.874 --> 05:33.375
‫روی میزش صدف خواهد بود

06:11.830 --> 06:14.959
‫میگن برگ چای‌شون از جووان میاد

06:15.501 --> 06:17.377
‫قطعاً درست نیست

06:17.378 --> 06:19.463
‫جووان الان یه دنیای بنیاده

06:20.214 --> 06:24.593
‫چاییش افتضاحه، ولی بازم از اینجا خوشم میاد

06:27.221 --> 06:28.472
‫تو گیل دورنیک هستی

06:31.684 --> 06:34.311
‫از محاکمه هری سلدون برای سیصد سال پیش

06:35.271 --> 06:36.521
‫هولوگرام‌هات رو دیدم

06:36.522 --> 06:38.106
‫۳۲۱ سال

06:38.107 --> 06:40.651
‫- پس چطوری...
‫- اینجام؟

06:41.443 --> 06:42.903
‫می‌خواستم بگم زنده‌ای

06:44.113 --> 06:46.239
‫روش‌های زیادی واسه زنده موندن هست

06:46.240 --> 06:49.201
‫مثلاً چرخه‌های منظم خواب‌انجمادی و بیدار شدن

06:49.827 --> 06:52.162
‫من همون گیل دورنیکی هستم
‫که توی هولوگرام‌هات دیدی

06:54.707 --> 06:56.542
‫خب، پس کار غیرممکن رو کردی

06:57.459 --> 07:00.337
‫باعث شدی یک کلیان خیلی حس فانی بودن پیدا کنه

07:01.171 --> 07:03.132
‫خب، اونجوری بودن خیلی شایسته است

07:03.799 --> 07:05.301
‫یه دوست یادم داده

07:09.638 --> 07:11.764
‫می‌دونستی سراغ مدرک نهم رو می‌گیرم؟

07:11.765 --> 07:16.729
‫فکر می‌کردیم شاید کمک‌مون کنه
‫افراد هم‌نظر رو شناسایی کنیم

07:17.897 --> 07:20.899
‫حتی ما هم انتظار نداشتیم
‫که باهاش یه امپراتور رو تور کنیم

07:20.900 --> 07:23.443
‫شما یعنی بنیاد؟

07:23.444 --> 07:24.612
‫یه جورایی

07:25.529 --> 07:27.530
‫ترمینوسِ نو نمی‌دونه من وجود دارم

07:27.531 --> 07:30.534
‫دوست دارم اینجوری بمونه،
‫اگه مشکلی نداری

07:31.911 --> 07:34.037
‫یا می‌تونم بدم دستگیرت کنن

07:34.038 --> 07:35.497
‫نمی‌کنی

07:36.415 --> 07:37.583
‫اومدی اینجا

07:38.334 --> 07:41.253
‫و زحمت کشیدی که مخفیانه اینجا حاضر بشی

07:42.421 --> 07:44.048
‫کنجکاویِ بیهوده است

07:45.799 --> 07:47.885
‫فکر نکنم خیلی هم بیهوده باشه

07:48.802 --> 07:50.763
‫با توجه به استتارت،

07:51.847 --> 07:56.601
‫لباس ساده، لنز رنگی،
‫ریش و سیبیل قلابی...

07:56.602 --> 07:59.313
‫در ضمن یکم خالیه

08:01.607 --> 08:03.816
‫اسکرمبلرهای صورت در سرتاسر ترانتور قابل ردیابی هستن،

08:03.817 --> 08:05.193
‫به لطف یکی از نیاکان من

08:05.194 --> 08:10.324
‫پس خیلی بهش فکر کردی

08:15.412 --> 08:17.915
‫چرا به کتابخونه رفتی، امپراتور؟

08:19.708 --> 08:20.834
‫پرایم رادیانت

08:21.502 --> 08:24.588
‫- در اختیار مشاور ماست
‫- رادیانت رو دارید؟

08:25.256 --> 08:26.507
‫نمی‌دونستی؟

08:27.967 --> 08:31.679
‫سلدون درست قبل از تخریب ترمینوس
‫به دمرزل دادش

08:35.224 --> 08:37.309
‫وقتی واسه اولین بار دیدم که ازش استفاده کرد
‫پنج سالم بود

08:39.519 --> 08:41.897
‫وقتی محاسبات جابجا شد، انگار...

08:44.441 --> 08:46.068
‫زبان فرشتگان بود

08:50.948 --> 08:54.367
‫ولی محاسباتش درباره اینه که چه کاری
‫به صلاح سلسله ژنتیکیه

08:54.368 --> 08:56.870
‫- نه بقیه...
‫- بشریت

09:01.584 --> 09:03.711
‫هیچ لباسی نیست که اندازه یه کهکشان باشه

09:04.503 --> 09:07.131
‫داری کارم رو راحت می‌کنی

09:08.841 --> 09:14.555
‫اگه متمایل باشی
‫یه کارهایی از من بر میاد

09:16.223 --> 09:17.683
‫بذار حدس بزنم

09:18.851 --> 09:20.268
‫ارتکاب خیانت؟

09:20.269 --> 09:23.313
‫کمک به بنیادِ کم و بیشِ تو
‫برای سرنگونی امپراتوری؟

09:23.314 --> 09:26.025
‫تمام امپراتوری‌ها سقوط می‌کنن،
‫به کمک ما نیاز ندارن

09:26.525 --> 09:30.821
‫و در هر حال، اگه خودت قوانین رو بسازی
‫خیانت محسوب می‌شه؟

09:32.406 --> 09:36.159
‫شنیدم رهاسازیِ خدمتِ برادر دِیِ فعلی

09:36.160 --> 09:38.536
‫ممکنه به تو اختیار غیررسمی بده

09:38.537 --> 09:39.872
‫و به زودی

09:40.456 --> 09:42.540
‫تو نباید از برادر دِی چیزی بدونی

09:42.541 --> 09:44.710
‫ما خیلی چیزها می‌دونیم که نباید بدونیم

09:46.086 --> 09:47.922
‫می‌تونم حس کنم وقتی دارم گول می‌خورم

09:48.839 --> 09:52.050
‫اگه زیادی بخوای بازیم بدی، از دستم میدی

09:52.051 --> 09:55.971
‫و در اون روز، تو می‌تونی ماجرامون رو افشا کنی
‫و من رو نابود کنی

09:56.513 --> 09:58.432
‫با اومدن پیش تو
‫همچین ریسکی رو به جون خریدم

10:00.184 --> 10:02.728
‫خب، هنوز هیچ پیشنهادی بهم ندادی

10:03.979 --> 10:05.064
‫چی می‌خوای؟

10:09.068 --> 10:10.652
‫می‌دونی نظرم چیه؟

10:10.653 --> 10:15.406
‫داونِ چهاردهم می‌خواست با یه باغبان از قصر بره،

10:15.407 --> 10:19.452
‫داونِ هجدهم با یه ملکه خارجی
‫از ترانتور فرار کرد...

10:19.453 --> 10:20.787
‫و اون داون‌ها خائن بودن

10:20.788 --> 10:22.414
‫- فراری
‫- نه

10:23.249 --> 10:27.294
‫فقط آدم‌هایی بودن که واسه خودشون فکر کردن

10:28.128 --> 10:30.005
‫تو محاسبات رو دیدی

10:30.881 --> 10:32.841
‫روال کارش رو دیدی

10:33.592 --> 10:35.844
‫باعث شده افکار بزرگتری توی سرت بیفته

10:36.762 --> 10:39.056
‫نیاز هنوز وجود داره

10:40.474 --> 10:43.394
‫همون چیزی که هر کلیانی در سن تو می‌خواد

10:44.853 --> 10:46.480
‫یه دریچه فرار

10:48.065 --> 10:49.732
‫من می‌تونم برات اون دریچه باشم

10:49.733 --> 10:53.529
‫و فقط باید این کار رو بکنیم

10:55.364 --> 10:56.948
‫همین و بس؟

10:56.949 --> 10:59.909
‫نقشه مجلل و بزرگی در کار نیست؟

10:59.910 --> 11:01.328
‫یه زمانی می‌رسه،

11:02.329 --> 11:03.788
‫یه تهدید سروکله‌اش پیدا می‌شه،

11:03.789 --> 11:05.624
‫مردی به نام میول،

11:06.625 --> 11:09.752
‫ولی اون بمونه واسه یه مکالمه دیگه

11:09.753 --> 11:14.091
‫فعلاً، فقط قبول می‌کنیم که بیشتر حرف بزنیم

11:15.050 --> 11:16.551
‫کِی بر می‌گردی؟

11:16.552 --> 11:18.929
‫داون، من از اول هم اینجا نبودم

11:36.021 --> 11:38.021
‫[زمان حال]

12:25.704 --> 12:26.914
‫میول

12:27.539 --> 12:29.832
‫به محض شنیدن اسمش منتظر تماست بودم

12:29.833 --> 12:32.544
‫وقتشه مفید واقع بشی، امپراتور

12:32.545 --> 12:34.338
‫تو پیشبینیش کردی

12:34.922 --> 12:36.256
‫ولی رادیانت نتونست

12:36.257 --> 12:37.715
‫ازش چی می‌دونی؟

12:37.716 --> 12:40.718
‫یه راهزن فضاییه، با خدمه کوچک

12:40.719 --> 12:42.971
‫الان چند ساله که از این مرد بهم میگی،

12:42.972 --> 12:45.516
‫ولی هیچوقت نگفتی که کیه

12:46.225 --> 12:47.308
‫می‌تونستم کمک کنم

12:47.309 --> 12:49.060
‫تقاضایی کرده؟

12:49.061 --> 12:50.896
‫هنوز نه

12:52.022 --> 12:53.606
‫درخواست محاصره بده

12:53.607 --> 12:54.691
‫چی؟

12:54.692 --> 12:57.652
‫می‌خوام درخواست محاصره کالگان رو بدی

12:57.653 --> 13:00.113
‫نه. کالگان مال ما نیست

13:00.114 --> 13:02.240
‫بنیاد این کار رو یک اقدام جنگی می‌بینه...

13:02.241 --> 13:03.825
‫بنیاد با من

13:03.826 --> 13:07.245
‫به هر حال برای هر اقدام ناوگانی
‫به موافقت شورا نیازه

13:07.246 --> 13:09.581
‫عمراً قبول کنن

13:09.582 --> 13:13.377
‫فقط باید شورا رو برای یک جلسه اضطراری جمع کنی

13:14.420 --> 13:15.712
‫حواست پرت نشه

13:15.713 --> 13:18.673
‫میول الان اومده روی تخته بازی

13:18.674 --> 13:22.803
‫و برای همین لحظه خیلی کوتاه، تک افتاده

13:24.513 --> 13:27.433
‫یا اقدام می‌کنیم یا می‌بازیم

13:28.642 --> 13:30.435
‫گفتگوها رو شروع کن

13:30.436 --> 13:34.314
‫خودت میول رو ببین،
‫هر چی تونستی یاد بگیر، ولی فقط با ملاقات هولوگرامی

13:34.315 --> 13:36.900
‫نماینده نفرست، ملاقات حضوری نذار

13:36.901 --> 13:38.110
‫چرا؟

13:38.736 --> 13:40.069
‫ممکنه شایعاتی ازش بشنوی،

13:40.070 --> 13:43.574
‫و اینکه می‌تونه با افکارش
‫مردم رو کنترل کنه

13:44.575 --> 13:46.200
‫اون شایعات واقعیت دارن

13:46.201 --> 13:47.828
‫امکان نداره

13:50.497 --> 13:51.665
‫جدی؟

13:53.083 --> 13:54.084
‫به زودی بیشتر صحبت می‌کنیم

14:30.521 --> 14:32.521
‫[کالگان]

14:39.797 --> 14:43.675
‫خب سروان، وقتی این یارو میول رو دیدیم چی کار کنیم؟

14:43.676 --> 14:46.261
‫هیچی. شما فقط بلیت ورودم هستین

14:46.262 --> 14:49.722
‫پشت سرم بمونید و هیچی نگید.
‫این یه عملیات شناساییه

14:49.723 --> 14:52.476
‫باید بفهمم کیه و چی می‌خواد

14:57.106 --> 14:59.357
‫اگه سلاح دیدین بهم هشدار بدین

14:59.358 --> 15:00.776
‫در غیر این صورت...

15:18.711 --> 15:21.547
‫اون نوازنده‌اشـه، مگنیفیکو گیگانتیکوس

15:22.506 --> 15:25.226
‫شایعه میگه میول هرجا میره اون رو می‌بره، حتی توی جنگ

15:25.968 --> 15:27.677
‫چرا هیچکس ما رو نمی‌بینه؟

15:27.678 --> 15:29.221
‫به خاطر موزیک

15:29.930 --> 15:30.973
‫هیپنوتیزم‌کننده است

15:32.308 --> 15:34.643
‫صداش یه جورایی آدم رو درگیر می‌کنه،
‫مگه نه عزیزم؟

15:35.436 --> 15:36.812
‫شاید هدف همینه

15:38.689 --> 15:39.773
‫اونه‌هاش

15:40.274 --> 15:41.984
‫حالا فقط باید بهش نزدیک بشم

15:59.752 --> 16:01.295
‫تو مثل منی

16:02.880 --> 16:07.008
‫گیل دورنیک کیه؟

16:07.009 --> 16:10.803
‫سروان پریچر؟

16:10.804 --> 16:11.972
‫چی شده؟

16:14.350 --> 16:15.851
‫نباید می‌اومدم

16:18.604 --> 16:19.730
‫برید خونه

17:17.496 --> 17:19.122
‫آفرین

17:22.293 --> 17:23.919
‫آفرین!

17:24.503 --> 17:25.963
‫آفرین

17:26.463 --> 17:29.216
‫مگنیفیکو گیگانتیکوس!

17:33.846 --> 17:38.058
‫احمقِ کچل خودم
‫از هر دو طرف خوب صدا در میاره

17:42.813 --> 17:43.814
‫درست نمیگم؟

17:58.329 --> 18:00.706
‫لطفاً ادامه بدید

18:05.878 --> 18:07.128
‫عشق و حال کنیم؟

18:07.129 --> 18:09.673
‫سروانی که می‌گفت شما فقط بلیت ورودم بودین دیگه رفته

18:10.883 --> 18:13.427
‫درسته. یهویی هم رفت، درسته؟

18:14.345 --> 18:17.013
‫شاید بهتره بفهمیم قضیه چیه، می‌دونی؟

18:17.014 --> 18:21.226
‫می‌دونی عزیزم، این میول روی مخم بوده

18:21.227 --> 18:23.144
‫از وقتی نور خورشیدمون رو دزدید

18:23.145 --> 18:24.271
‫ادامه بده

18:24.772 --> 18:26.941
‫خوشحال می‌شم منم یکم نور خورشیدش رو بدزدم

18:28.901 --> 18:31.402
‫سروان پریچر درباره میول اطلاعات می‌خواست

18:31.403 --> 18:34.823
‫و یکی رو می‌بینم که شاید داشته باشه

18:35.616 --> 18:38.410
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم، ولی می‌دونی،
‫آقای میول نباید من رو در حین این کار ببینه

18:39.828 --> 18:42.205
‫آدمی که سیاره فتح می‌کنه و مهمونی می‌گیره،

18:42.206 --> 18:44.375
‫حالا آدمیه که می‌خواد بدنام بشه

18:45.709 --> 18:48.336
‫اگه کلاً علاقه‌ای به شهرت داشته باشه،
‫دلش می‌خواد من رو ببینه

18:48.337 --> 18:52.049
‫تو می‌تونی کاری رو بکنی که پریچر نتونست.
‫فقط هم به جذبه‌ات نیاز داری

18:57.513 --> 18:59.765
‫و الکل! الکل ببر!

19:36.886 --> 19:39.555
‫نگران نباشید، راهزن‌ها.
‫نیتم خیره

19:43.350 --> 19:46.562
‫قبلاً دیدمش. مشهوره

19:47.897 --> 19:49.064
‫توران مالو

19:50.608 --> 19:54.277
‫شاید بتونیم دوست باشیم؟
‫شراب و سرگرمی آوردم،

19:54.278 --> 19:57.530
‫و از این دلگرم شدم که بویی که میدین
‫بهتر از باوریه که بهم خوروندن

19:57.531 --> 19:59.991
‫- پس...
‫- می‌خوای به ما توهین کنی

19:59.992 --> 20:04.997
‫نه. نه. من یه رفتار خاصی دارم
‫که برای بعضی‌ها...

20:05.664 --> 20:07.041
‫پسته

20:15.049 --> 20:18.052
‫بیخیال. بیا یه مشروب بزنیم

20:42.743 --> 20:43.827
‫دوباره بهم توهین کن

20:44.328 --> 20:45.703
‫چی؟

20:45.704 --> 20:46.997
‫بهم توهین کن

20:48.040 --> 20:52.336
‫ما توی سیاره‌مون یه رسمی داریم، بهش میگن رجزخوانی

20:53.128 --> 20:56.674
‫یه بازی با توهین‌هاست. بهم توهین کن

20:59.802 --> 21:01.302
‫فکر نکنم بخوام

21:01.303 --> 21:02.972
‫قول سرگرمی دادی دیگه

21:03.764 --> 21:06.809
‫تا وقتی این آهنگ تموم بشه وقت داری
‫که درست و حسابی بهم توهین کنی

21:07.476 --> 21:09.895
‫و اگه نکنی، دیگه لبخند نمی‌زنم

21:14.858 --> 21:16.944
‫وقتت داره تموم می‌شه، نی باریک

21:17.861 --> 21:20.655
‫به من میگی باریک؟

21:20.656 --> 21:23.199
‫قیافه من شبیه یه حیوان درحال مرگ نیست

21:23.200 --> 21:25.494
‫آشنا بود. انتظارش رو داشتم

21:26.203 --> 21:29.707
‫ببین، ولی من با افرادی بزرگ شدم
‫که اونقدری باهوش بودن که بفهمن

21:30.874 --> 21:33.793
‫شاید نوزاد مستت که اونجاست بتونه بهت توضیح بده

21:33.794 --> 21:34.878
‫بچه توئه؟

21:34.879 --> 21:38.131
‫امکان نداره، میول‌ها (قاطرها) عقیمن، درسته؟

21:38.132 --> 21:40.383
‫درسته، نه؟

21:40.384 --> 21:44.053
‫میولِ بدبختی که کسی دوستش نداره
‫و کلی هم‌خوابه‌ی ناراضی پشتش داره

21:44.054 --> 21:46.514
‫و با یه عالمه حسادت سوار بر سفینه‌ای

21:46.515 --> 21:48.766
‫که صداش مثل بیماری مقاربتیه میاد

21:48.767 --> 21:51.811
‫و به هر دری می‌زنه که یکی فقط نگاهش کنه

21:51.812 --> 21:54.314
‫ولی آخرش، فقط یه دیکتاتور دوزاری هستی

21:54.315 --> 21:56.024
‫که کلاه دوزاریش رو سفت چسبیده،

21:56.025 --> 21:58.484
‫داره با گدایی سکه در میاره
‫که به یکی بده

21:58.485 --> 22:01.113
‫که طرف به وضعیت سفیلیسیِ وسط پاهاش نخنده

22:13.167 --> 22:16.670
‫آفرین. بهم توهین شد

22:32.228 --> 22:34.438
‫باهات خشن برخورد می‌کنه، نه؟

22:35.564 --> 22:38.692
‫متأسفم. میولِ بد

22:39.818 --> 22:41.320
‫بهتره باهاش یه صحبتی بکنم

22:44.990 --> 22:46.242
‫می‌تونی بیتا صدام کنی

22:49.495 --> 22:51.997
‫با این تصور که تدابیر من ناچیزن...

22:53.290 --> 22:55.417
‫بهم توهین کردی

23:00.923 --> 23:06.929
‫فکر می‌کنی می‌خوام فقط به این سیاره حکومت کنم؟

23:08.889 --> 23:10.224
‫ولی من همه‌چیز رو می‌خوام

23:11.141 --> 23:12.434
‫خیلی ساده است

23:13.143 --> 23:19.650
‫سراغ تمام امپراتوری و بنیاد میام

23:20.317 --> 23:24.028
‫اگه چیزی ببینم که ازش خوشم میاد...

23:24.029 --> 23:25.114
‫بوم!

23:26.615 --> 23:29.868
‫می‌گیرمش. به همین راحتی

23:31.829 --> 23:33.247
‫اگه یه چیزی ببینم...

23:35.207 --> 23:36.500
‫که ازش خوشم نمیاد...

23:36.524 --> 23:46.524
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:57.771 --> 23:58.772
‫خواهش می‌کنم

23:59.773 --> 24:00.900
‫درد داره

24:01.942 --> 24:08.031
‫ولی به زودی میگی، «خواهش می‌کنم،
‫لطفاً بذار بیشتر از پوستم بهت بدم»

24:08.032 --> 24:11.535
‫و عذابش می‌شه بهترین دوران زندگیت

24:12.286 --> 24:16.415
‫و با پوستِ‌کنده و رضایتمند خواهی مُرد

24:21.545 --> 24:25.257
‫آماده‌ای؟ آماده‌ای که ازش خوشت بیاد؟

24:36.518 --> 24:37.603
‫فلش

24:44.985 --> 24:46.236
‫بیتا!

24:46.237 --> 24:47.403
‫توران!

24:47.404 --> 24:50.366
‫برو! بریم!

24:51.784 --> 24:53.701
‫برو! بریم! اطلاعاتی گیر آوردی؟

24:53.702 --> 24:56.496
‫آره! مگی! بیا. مگی، بیا باهام

24:56.497 --> 24:57.873
‫اون که اطلاعات نیست

25:00.042 --> 25:02.168
‫خوش برگشتید. نوشیدنی درست کنم؟

25:02.169 --> 25:03.587
‫بله لطفاً

25:04.088 --> 25:05.547
‫چی شد؟

25:05.548 --> 25:07.299
‫چی کار کرد؟

25:08.259 --> 25:09.592
‫کجاست؟ می‌کشمش

25:09.593 --> 25:10.885
‫گمش کردم! گمش کردم!

25:10.886 --> 25:12.096
‫نه، نکردی

25:39.707 --> 25:41.125
‫مشکلی نداریم

25:44.587 --> 25:45.754
‫حال کردی؟

25:46.463 --> 25:48.424
‫واقعاً جفت خفنی هستیم، نه؟

25:49.174 --> 25:50.175
‫سه نفریم

25:50.759 --> 25:52.218
‫سه نفریم

25:52.219 --> 25:54.554
‫سفینه دشمن در حال نزدیک شدن

25:54.555 --> 25:56.015
‫برچسب خواب!

25:56.765 --> 25:58.934
‫- برو! بپر!
‫- در حال پرش

26:16.702 --> 26:17.703
‫پرش کردن

26:19.121 --> 26:20.122
‫مگنیفیکو چطور؟

26:21.248 --> 26:22.249
‫آره

26:28.172 --> 26:30.758
‫مهم نیست. یا می‌گیریم‌شون یا نه

26:32.384 --> 26:34.803
‫اتفاقات یه جوری به اون شکلی که باید پیش میرن

26:40.100 --> 26:41.227
‫یه کلمه‌ای داره

26:41.977 --> 26:42.978
‫سرنوشت

26:44.313 --> 26:45.522
‫کلمه‌اش اینه، واندا

26:46.440 --> 26:51.111
‫یه چیزهایی کلاً از پیش مقدر شدن

27:30.442 --> 27:32.987
‫امپراتور حاضر شدند

27:35.322 --> 27:36.365
‫یه دقیقه وقت داری؟

27:40.035 --> 27:41.829
‫آزاد باشید. مرخصید

27:43.622 --> 27:45.623
‫می‌دونی، اگه می‌خواستی افراد کمتری باشن،

27:45.624 --> 27:49.002
‫فکر نکنم یه گروه از سربازهای لخت راهش باشه

27:49.003 --> 27:50.921
‫من آوازه‌ی عجیب و غریب بودن دارم

27:52.715 --> 27:56.092
‫به کمکت احتیاج دارم، فرمانده.
‫اشتهای فعلیت واسه ریسک چیه؟

27:56.093 --> 27:58.928
‫خب، من نخست کلاویگرِ شمام، پس کمه؟

27:58.929 --> 28:01.807
‫حیف شد. ما باید از قصر خارج بشیم

28:02.808 --> 28:05.184
‫شما امپراتورید. می‌تونید هر کاری می‌خواید بکنید

28:05.185 --> 28:08.105
‫این فرق داره. برادرهام نباید بفهمن

28:08.856 --> 28:11.775
‫دمرزل نباید بفهمه

28:13.027 --> 28:14.485
‫واسه همیشه میرید؟

28:14.486 --> 28:19.450
‫بله. من هم با حافظه دست‌نخورده بهش ملحق می‌شم

28:21.827 --> 28:25.079
‫پس حافظه من چی؟ ما رو ارزیابی می‌کنن

28:25.080 --> 28:28.918
‫گفتم که ریسک داره.
‫تو هم باید از قصر بری

28:29.710 --> 28:30.753
‫دائماً

28:31.503 --> 28:33.838
‫فقط می‌تونیم تا قلعه قدیمی استانل دور بشیم

28:33.839 --> 28:36.926
‫واسه رسیدن به بخش بیرونی، نیازت داریم

28:37.551 --> 28:41.971
‫خب امپراتور، مشکلم همینه.
‫واسه من فقط یه ریسک نیست

28:41.972 --> 28:43.056
‫می‌دونم

28:43.057 --> 28:44.808
‫محترمانه بگم، فکر نکنم بدونید

28:45.809 --> 28:49.730
‫ما همه یه عهدی بستیم،
‫ولی هیچکس به کلماتش اهمیت نمیده

28:50.356 --> 28:51.357
‫می‌دونن وفاداریم

28:52.107 --> 28:54.944
‫چون تنها چیزی که هر کلاویگر باید داشته باشه یک خانواده است

28:56.111 --> 28:57.987
‫اینجا توی قصر به ما خونه دادین

28:57.988 --> 29:02.201
‫تا یادمون باشه که عزیزان‌مون گروگانن

29:04.078 --> 29:07.331
‫نمی‌تونم درخواست شما رو انجام بدم.
‫حتی اگه پای امپراتور میانی وسط باشه

29:08.457 --> 29:12.293
‫خانواده‌ات رو در نظر گرفتم.
‫با خودت میان

29:12.294 --> 29:14.462
‫- و برای این فداکاری...
‫- نمی‌شه همینجوری...

29:14.463 --> 29:16.966
‫بیماری دخترت رو درمان می‌کنم

29:19.969 --> 29:20.970
‫چی؟

29:21.554 --> 29:26.016
‫نانیت‌های سلطنتی من.
‫اگه کمک‌مون کنی مال اون می‌شن

29:26.642 --> 29:30.061
‫و پول کافی بهت میدم
‫که بتونی توی هر سیاره‌ای در ایمپریوم ساکن بشی

29:30.062 --> 29:34.650
‫حتی با رقمی که بهت میدم،
‫می‌تونی یه سیاره کوفتی رو کامل بخری

29:36.527 --> 29:37.820
‫امشب رو بهش فکر کن

29:54.253 --> 29:55.253
‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟

29:55.254 --> 29:57.755
‫احتمالاً نه. ولی نیازش داریم

29:57.756 --> 29:59.133
‫و اگه ما رو بفروشه چی؟

30:00.342 --> 30:04.930
‫خب، درباره اینکه خانواده‌اش رو گروگان گرفتیم
‫اشتباه نمیگه

30:14.231 --> 30:15.649
‫فکر نکنم بتونه صدامون رو بشنوه

30:23.699 --> 30:26.785
‫اونجا. حالا از گوش‌رسش دور شد

30:32.499 --> 30:35.836
‫قضیه چیه؟

30:40.382 --> 30:42.509
‫درباره‌اش به میوان هشدار دادی، حالا هم این؟

30:46.013 --> 30:47.847
‫چرا اینقدر ازش می‌ترسی؟

30:47.848 --> 30:49.557
‫یکم هاگ بیشتر نیاز دارم

30:49.558 --> 30:52.769
‫نه. همینجوری توهم زدی

30:52.770 --> 30:53.979
‫بیخیال

30:54.647 --> 30:58.442
‫اون مشاورته، مگه نه؟
‫بهت صدمه نمی‌زنه

30:59.193 --> 31:02.445
‫متوجه نیستی.
‫چاره‌ای نداره. اون...

31:02.446 --> 31:05.115
‫اون. اون. چرا یه جوری میگی انگار یه چیزه؟

31:06.825 --> 31:09.036
‫نمی‌تونم بگم. بیخیال

31:12.748 --> 31:15.793
‫چرا می‌تونی. می‌تونی بهم بگی

31:17.253 --> 31:18.837
‫منم‌ها

31:19.797 --> 31:23.551
‫اگه دنیا قراره تموم بشه،
‫چرا رازداری کنیم؟

31:28.681 --> 31:30.432
‫دمرزل یه رباته

31:33.811 --> 31:35.144
‫چی؟

31:35.145 --> 31:36.605
‫حقیقت داره

31:39.567 --> 31:42.902
‫هیچ رباتی وجود نداره. اون‌ها ریشه‌کن شدن

31:42.903 --> 31:43.988
‫به جز یکی

31:47.616 --> 31:48.617
‫دروغ میگی

31:49.326 --> 31:51.744
‫دمرزل یه ماشینه

31:51.745 --> 31:55.082
‫فقط سه نفر تو کهکشان این رو می‌دونن،

31:55.791 --> 31:57.501
‫و اسم همه‌شون کلیانه

31:59.086 --> 32:00.337
‫حالا هم تو می‌دونی

32:06.969 --> 32:08.220
‫راضی شدی؟

32:10.097 --> 32:11.557
‫بریم وسایل‌مون رو جمع کنیم

32:12.933 --> 32:16.020
‫نقشه بریزیم. وقت زیادی نداریم

32:22.109 --> 32:24.861
‫میول طبق درخواست
‫یه کانال اشعه‌باریک باز کرده

32:24.862 --> 32:27.530
‫نمی‌دونم چرا داریم وقت‌مون رو هدر میدیم

32:27.531 --> 32:30.241
‫ممکنه به راحتی یه راهزن با یه اسم بهتر

32:30.242 --> 32:32.327
‫جاش رو بگیره

32:32.328 --> 32:34.537
‫ممکن هم هست که بیشتر از چیزی که تا حالا خواسته بخواد

32:34.538 --> 32:37.540
‫با این حال، این کارها حساسه

32:37.541 --> 32:39.500
‫دیپلماسی باید حضوری انجام بشه

32:39.501 --> 32:43.046
‫شایعاتی هست که میول توانایی ذهنی داره

32:43.047 --> 32:44.464
‫بهتره ازشون اجتناب کرد

32:44.465 --> 32:46.175
‫چرنده. چه شایعاتی؟

32:48.636 --> 32:52.389
‫ببین، فکر می‌کنم با احتیاط کردن
‫چیزی از دست نمیدیم

32:53.432 --> 32:54.516
‫حالا...

32:57.603 --> 32:58.854
‫تو برای مشاوره اینجایی

32:59.438 --> 33:04.068
‫تداوم همه‌چیزه. یه صورت رو به جلو
‫برای وقتی که دِی بشم

33:04.818 --> 33:06.528
‫تمام درس‌هایی که بهم یاد دادی

33:07.488 --> 33:08.656
‫امپراتور؟

33:14.954 --> 33:18.707
‫بسیارخب... دِی

33:29.343 --> 33:30.386
‫چیه؟

33:31.262 --> 33:34.515
‫برخورد سردیه واسه آدمی که قبول کرده
‫با نیت خیر ملاقات کنه

33:35.099 --> 33:36.600
‫من کلیان بیست و پنجم هستم

33:37.518 --> 33:41.146
‫میول صدات کنم یا بگم جنگ‌سالارِ جدید کالگان؟

33:41.647 --> 33:43.022
‫من عناوین زیادی داشتم

33:43.023 --> 33:44.774
‫اگه این رو بگیری، اون صدات می‌کنن

33:44.775 --> 33:47.903
‫یه چیز دیگه رو بگیری. بوم.
‫می‌شی رئیس یه خراب‌شده دیگه

33:49.405 --> 33:52.700
‫ولی از جنگ‌سالار خوشم میاد. جدیده

33:53.701 --> 33:56.286
‫می‌خوام درباره شرایط تابعیت کالگان صحبت کنم

33:56.287 --> 33:58.414
‫نیروی عوض بدل‌شون رو فرستادن؟

33:59.248 --> 34:02.166
‫ناوگان شیپ و سان بهم میگن امپراتور

34:02.167 --> 34:05.921
‫می‌تونم عنوان جنگ‌سالار رو بهت بچسبونم. رسمیش کنم

34:06.422 --> 34:09.258
‫انتظاراتی ازت هست
‫ولی مزایایی هم داره

34:09.842 --> 34:12.261
‫امپراتوری موقعیت قدرت حاکم نسبت به کالگان پیدا می‌کنه

34:12.886 --> 34:16.390
‫مالیات میدین و اجازه میدین و از ارتش کالگان استفاده کنم

34:17.141 --> 34:21.269
‫در عوض، به شبکه تجاری دروازه پرش امپراتوری
‫دسترسی پیدا می‌کنید

34:21.270 --> 34:23.396
‫و محافظتِ ترانتور رو خواهید داشت

34:23.397 --> 34:27.567
‫همینجوریش نتونستید از کالگان محافظت کنید.
‫مدرکش منم

34:31.529 --> 34:32.863
‫اون صدای چی بود؟

34:32.864 --> 34:35.618
‫داریم نظافت می‌کنیم. لطفاً ادامه بدید

34:36.243 --> 34:40.288
‫اگه این شرایط رو قبول نکنی،
‫می‌تونه زمینه جنگ بشه

34:41.957 --> 34:43.042
‫جنگ؟

34:43.625 --> 34:45.419
‫تو از جنگ چی می‌دونی؟

34:47.296 --> 34:49.297
‫تو یه پسری

34:49.882 --> 34:52.176
‫وقتی داشتی یاد می‌گرفتی
‫دستمال سفره‌ات رو باز کنی،

34:53.052 --> 34:54.220
‫من کشتن رو یاد می‌گرفتم

34:55.638 --> 34:58.140
‫تو زندگی راحتی داشتی

34:59.391 --> 35:02.436
‫جنگ راحت نیست

35:11.946 --> 35:13.280
‫دروازه پرش ایمن شد

35:13.822 --> 35:14.822
‫زنگ خطری به صدا در اومد؟

35:14.823 --> 35:16.450
‫قبل از حمله غیرفعال شدن

35:17.034 --> 35:18.702
‫سیگنال رفع خطر مخابره کنید

35:19.787 --> 35:22.957
‫ترافیک عادی باشه.
‫نیازی نیست فعلاً غنیمت‌مون رو به رخ بکشیم

35:53.445 --> 35:54.905
‫همیشه اینجوری نیستم

35:56.574 --> 35:59.910
‫معمولاً حداقل می‌ذاشتم ازش لذت ببری

36:00.744 --> 36:03.372
‫ولی یکی...

36:06.667 --> 36:08.085
‫نوازنده‌ام رو ازم گرفته...

36:10.421 --> 36:11.755
‫و موسیقیش...

36:15.384 --> 36:16.969
‫خیلی آرومم می‌کرد

36:17.970 --> 36:19.555
‫و بدون موسیقیش، من...

36:20.055 --> 36:23.058
‫کمتر از قبل آرومترم،
‫الان هم نتایجش رو داری می‌بینی

36:31.358 --> 36:33.777
‫شده فکر کنی زندگیت مال خودت نیست؟

36:36.113 --> 36:39.450
‫انگار یه روح مقدس بهت غلبه کرده

36:51.712 --> 36:53.297
‫یه جور...

36:55.799 --> 36:58.177
‫حس برتره

36:59.720 --> 37:01.889
‫که باید با کشتن ازش خارج بشی

37:09.104 --> 37:12.273
‫میول از روی ظاهرش مثل هر راهزن دیگه‌ای بود

37:12.274 --> 37:16.028
‫بی‌رحم، نامنظم، تشنه توجه

37:18.197 --> 37:20.574
‫ولی زیر خشونت و هرج‌ومرجش

37:21.617 --> 37:25.329
‫یه نقشه‌ای داشت تو سایه‌ها شکل می‌گرفت

37:26.455 --> 37:29.083
‫که روی تمام بخش‌های کهکشان اثر می‌ذاشت

37:31.001 --> 37:32.002
‫اینجا

37:33.629 --> 37:36.214
‫به شرق میریم.
‫ترمنیال راه‌نوری داره،

37:36.215 --> 37:41.345
‫یه حوزه‌ای از مایکوژن و می‌رسیم به...

37:45.766 --> 37:48.486
‫حالت خوبه، عزیزم؟
‫اصلاً به موادت دست نزدی

37:54.692 --> 37:55.693
‫حرف بزن

37:57.319 --> 37:58.529
‫دمرزل...

38:00.364 --> 38:02.491
‫جوری ازش حرف می‌زنی انگار یه موجوده

38:03.367 --> 38:05.828
‫ولی اگه ربات‌تونه، بیشتر از این حرف‌هاست

38:08.497 --> 38:10.708
‫رابطه پیچیده‌ای داریم

38:13.043 --> 38:15.212
‫نگفتم که بترسونمت

38:17.506 --> 38:21.677
‫دمرزل یه مانعه. همین و بس

38:24.471 --> 38:25.972
‫فکر نکنم خوب باشه که بریم

38:25.973 --> 38:27.349
‫چی؟ چرا؟

38:29.685 --> 38:31.061
‫درباره‌اش حرف زدیم

38:31.562 --> 38:32.771
‫آره، می‌خوام برم

38:33.272 --> 38:34.815
‫واقعاً می‌خوام، ولی...

38:35.733 --> 38:40.403
‫اگه اون بیرون به اندازه‌ای که میگی بده،
‫باید نزدیک دمرزل بمونیم

38:40.404 --> 38:42.114
‫تو دیگه نگو

38:44.325 --> 38:47.119
‫می‌خوام واسه یه بارم که شده
‫یه کار عادی بکنم

38:47.703 --> 38:52.332
‫تو من رو با خودت به خونه می‌بری.
‫به خانواده‌ات معرفیم می‌کنی

38:52.333 --> 38:55.085
‫فکر نکنم از آشنایی با خانواده‌ام لذت ببری

38:56.003 --> 38:57.462
‫امپراتور؟

38:57.463 --> 38:59.798
‫داون در اتاق پادشاهی نیازمند حضورتونه

39:00.299 --> 39:04.053
‫ندیدم اونجا ایستاده. تو دیدی؟

39:06.055 --> 39:07.890
‫بابت مزاحمتم عذرخواهی می‌کنم

39:12.228 --> 39:13.229
‫بیفت جلو

39:20.402 --> 39:22.570
‫برادر، داری شلوغش می‌کنی

39:22.571 --> 39:25.324
‫یه روزه کالگان رو گرفت. خودت دیدیش

39:26.742 --> 39:28.285
‫این مرد خوش‌اشتهاست

39:29.328 --> 39:31.330
‫بیشتر می‌خواد و به زودی می‌خوادش

39:32.456 --> 39:34.165
‫می‌خوام درخواست محاصره بدم

39:34.166 --> 39:36.751
‫باید مهارش کنیم. الان، تا وقتی می‌تونیم

39:36.752 --> 39:41.799
‫این قضیه در حد اقدام ناوگانی نیست.
‫کلاً نیست

39:45.511 --> 39:48.179
‫میول اینجاست در نوار میانی

39:48.180 --> 39:52.016
‫کالگان تا نیکوسا فاصله‌ای نیست،
‫که پایگاه هوایی‌مون در منطقه است

39:52.017 --> 39:55.646
‫بله. البته. درسته

39:56.647 --> 39:57.815
‫میول کیه؟

39:59.858 --> 40:01.860
‫جنگ‌سالار جدید کالگان

40:02.528 --> 40:05.572
‫اگه با نیروی هوایی کالگان
‫بتونه حمله موفقی انجام بده،

40:05.573 --> 40:07.532
‫یه مسیر مستقیم به ترانتور خواهد داشت

40:07.533 --> 40:12.453
‫خب، اون یه راهزنه. یعنی فرصت‌طلبه، آرزوی مرگ که نداره

40:12.454 --> 40:15.206
‫اون کار هم بنیاد رو تحریک می‌کنه

40:15.207 --> 40:16.292
‫داون،

40:18.043 --> 40:19.295
‫قضیه چیه؟

40:20.254 --> 40:23.673
‫این علاقه به کالگان از کجا اومده؟

40:23.674 --> 40:26.969
‫سعی دارم بفهمم چرا سلسله ما
‫قراره تا چهار ماه دیگه به پایان برسه

40:29.471 --> 40:33.600
‫برادران، اگه باور دارید
‫این دولت داره سقوط می‌کنه

40:33.601 --> 40:38.062
‫و می‌خواید آخرین روزهاتون رو
‫با پُر کردن سوراخ‌ها بگذرونید،

40:38.063 --> 40:40.148
‫بهتره با سوراخ کون خودتون شروع کنید

40:40.149 --> 40:41.566
‫حداقل اونجوری

40:41.567 --> 40:43.192
‫بهتون خوش می‌گذره

40:43.193 --> 40:44.986
‫فقط می‌خوام بدونم چرا من اینجام

40:44.987 --> 40:49.741
‫چون پادشاهی میانی می‌تونه بدون مقابله
‫درخواست جلسه اضطراری بده

40:49.742 --> 40:52.911
‫حتی اگه دِی می‌خواست انجامش بده،
‫رأی‌ها برعلیه‌تون بود

40:52.912 --> 40:56.999
‫و حتی درخواست کردنش
‫به شورا اهرم فشار بیشتری نسبت به سلسله میده

40:57.666 --> 41:00.252
‫نمی‌تونید تضمین بدید
‫که میول بهمون صدمه می‌زنه،

41:01.003 --> 41:04.673
‫ولی شورا می‌تونه، اگه بهشون هر فرصتی داده بشه

41:09.220 --> 41:10.804
‫متاسفم، برادر

41:12.681 --> 41:13.682
‫نه

41:17.019 --> 41:18.854
‫پادشاهی میانی قبول نمی‌کنه

41:20.731 --> 41:23.358
‫عاقلانه‌ترین حرفیه که تو این بیست سال زده

41:23.359 --> 41:24.485
‫باشه

41:25.152 --> 41:28.239
‫باشه، ولی بازم می‌خوام میول تحت نظر باشه

41:29.823 --> 41:30.950
‫دمرزل، اکتشاف‌گرها رو بفرست

41:31.617 --> 41:35.913
‫یه شبکه نظارت کامل در فضای کالگان می‌خوام.
‫اون کار در قدرتم هست؟

41:36.413 --> 41:38.165
‫بله امپراتور

41:49.843 --> 41:53.097
‫می‌دونم جوابی که می‌خواستی نیست

41:54.098 --> 41:55.474
‫متاسفم برادر

42:00.020 --> 42:03.607
‫مراسم جامه‌پوشانیت رو فراموش کردم، نه؟

42:06.068 --> 42:08.112
‫- من جات رفتم
‫- تو...

42:09.530 --> 42:12.408
‫کاره رو کردی؟ بعدش؟

42:12.908 --> 42:13.992
‫چه کاری؟

42:13.993 --> 42:18.913
‫- نه. کارهای مهم‌تر دیگه‌ای...
‫- چی از اون مهم‌تره؟

42:18.914 --> 42:21.624
‫از همه کارها مهم‌تره

42:21.625 --> 42:22.917
‫منظورت چیه؟

42:22.918 --> 42:26.046
‫می‌تونیم اینجا انجامش بدیم.
‫همراهت هست؟

42:27.840 --> 42:28.840
‫چی؟

42:28.841 --> 42:31.635
‫بیخیال. به خاطر اون

42:41.729 --> 42:43.939
‫وقتی کلیان هفتم دِی می‌شه،

42:44.690 --> 42:50.988
‫از ستاره‌ها درخواست قدرت، خرد و شکیبایی می‌کنه

42:51.697 --> 42:56.659
‫یه مشاور هر سه رو بهش میده

42:56.660 --> 42:58.078
‫می‌دونستم باهاته

42:59.330 --> 43:00.456
‫می‌دونستم باهاشه

43:01.457 --> 43:02.750
‫قدرت

43:04.752 --> 43:06.086
‫خرد

43:08.672 --> 43:09.715
‫شکیبایی

43:14.220 --> 43:15.721
‫قدرت

43:17.389 --> 43:18.557
‫خرد

43:20.559 --> 43:22.061
‫شکیبایی

43:23.646 --> 43:25.064
‫حالا تو...

43:26.565 --> 43:28.067
‫زود باش

43:29.401 --> 43:30.401
‫بخور. بخور

43:30.402 --> 43:31.820
‫قدرت

43:33.322 --> 43:34.365
‫خرد

43:35.574 --> 43:37.701
‫- شکیبایی!
‫- شکیبایی

43:41.705 --> 43:43.082
‫وای خدایان

43:43.874 --> 43:44.999
‫اون چیه؟

43:45.000 --> 43:48.045
‫نه، خدایان نمی‌تونن کمکت کنن.
‫اون سوزش از خودِ جهنم میاد

43:53.842 --> 43:55.177
‫خرد رو بخور

43:55.886 --> 44:00.598
‫موجودی‌مون کمه.
‫به خرد بیشتری نیاز داریم

44:00.599 --> 44:02.560
‫من شکیبایی بیشتری نیاز دارم

44:03.644 --> 44:05.646
‫من برات شکیبایی دارم

44:17.575 --> 44:18.951
‫نور هرگز کم‌سو نشود

44:24.373 --> 44:25.624
‫قصرتون رو خوب می‌شناسید

44:27.835 --> 44:32.131
‫دیوارهای قدیمی استانل مستقیم به راه‌های آبی می‌رسن.
‫می‌تونن خروج‌تون رو مخفی کنن

44:34.133 --> 44:35.843
‫یعنی قبول کردی؟

44:40.264 --> 44:41.974
‫دوتاتون لباس کلاویگرها رو می‌پوشید

44:42.808 --> 44:44.350
‫شما رو از پادگان عبور میدم

44:44.351 --> 44:46.269
‫و سوار بر جت به ناحیه بیرونی می‌رسیم

44:46.270 --> 44:48.355
‫دختر تو هم به داروش می‌رسه

44:57.156 --> 44:59.408
‫شما الهام‌بخش مقدار کوچکی وفاداری هستید

45:00.492 --> 45:03.120
‫عاشق تعریف زورکی‌ام

45:32.233 --> 45:35.653
‫زرافه‌ات رد شد. بهش نرسیدی

45:38.530 --> 45:40.407
‫فکر کنم اسمش گرافه است

45:41.033 --> 45:42.368
‫اشتباه می‌کنی

45:43.077 --> 45:46.163
‫یه زبان باستانی روی زمین بود
‫که از عکس‌ها استفاده می‌کرد

45:46.830 --> 45:49.499
‫زرافه کوچک بخشی از کلمه‌ای بود
‫که معنیش می‌شد پیشگویی،

45:49.500 --> 45:51.669
‫چون قاعدتاً مسیر جلو رو می‌بینن

45:52.169 --> 45:56.298
‫حیرت‌انگیزه. چه موجود به شدت بدشگونی

45:58.467 --> 45:59.677
‫سانگ کجاست؟

46:00.553 --> 46:02.179
‫دستش رو لمس کرد

46:03.222 --> 46:07.643
‫فقط همین بود، ولی کافی بود.
‫آینده‌اش پیشبینی شد

46:10.271 --> 46:13.774
‫ساعدی که جلو میاد و با انگشتان دست مخالف لمس می‌شه

46:14.275 --> 46:15.316
‫معنیش رو می‌دونی؟

46:15.317 --> 46:17.736
‫این همه درس معنایی برام سخته

46:19.405 --> 46:23.241
‫دعای یک مذهبه.
‫فقط عده کمی می‌شناسنش

46:23.242 --> 46:27.162
‫در عمق استخوان‌های ترانتور دفن شده،
‫تو بخش مایکوژن

46:27.871 --> 46:29.290
‫که سانگِ تو اهل اونجاست

46:32.501 --> 46:35.796
‫انگار غافلگیر شدی. بهت نگفته؟

46:38.591 --> 46:41.760
‫ایمان اون هزاران ساله که غیرقانونی بوده

46:42.845 --> 46:44.763
‫خودشون بهش میگن میراث

46:46.348 --> 46:47.558
‫ربات‌ها رو می‌پرستن

46:52.062 --> 46:55.481
‫این فرقه باور داره که یه روزی،
‫موجودات مصنوعی بر می‌گردن

46:55.482 --> 46:58.986
‫و تمام بی‌رحمی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و فلاکت رو از بین می‌برن

46:59.778 --> 47:02.907
‫وعده اینه. میراث

47:04.700 --> 47:07.077
‫خبر نداشتم هنوز وجود داره

47:08.537 --> 47:12.958
‫پیروی ازش یک جرمه که مجازاتش مرگه

47:17.546 --> 47:19.797
‫- چی کار کردی؟
‫- چیزی رو از فرقه گرفتم

47:19.798 --> 47:22.635
‫که شاید باعث می‌شد آتیش‌شون تندتر بشه

47:24.136 --> 47:26.430
‫کاری رو کردم که باید چند ماه پیش می‌کردم

47:27.514 --> 47:29.225
‫افراطی‌بازی‌هات دیگه کافیه

47:32.895 --> 47:34.813
‫خاطراتش رو پاک کردم

47:35.397 --> 47:38.067
‫هر چی بهش گفتی، یا به هم گفتید

47:39.818 --> 47:41.028
‫زنده است؟

47:42.154 --> 47:44.114
‫فرستادمش خونه به مایکوژن

47:50.663 --> 47:54.333
‫این رحمی که کردم رو قبول کن و قدردان هم باش

47:54.959 --> 47:56.085
‫قدردان؟

47:57.878 --> 48:01.298
‫می‌تونستم بکشمش، ولی نکشتم

48:01.966 --> 48:04.009
‫می‌دونی چرا از جونش گذشتم؟

48:05.135 --> 48:06.428
‫به خاطر تو

48:07.763 --> 48:13.561
‫من مجبورم از رازم محافظت کنم.
‫انتخابات کمی در زندگیم دارم

48:17.940 --> 48:20.234
‫واسه تو این کار رو کردم

48:22.069 --> 48:23.571
‫برو بیرون

48:25.322 --> 48:26.699
‫برو بیرون!

48:26.723 --> 48:36.723
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

48:36.747 --> 48:46.747
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

48:46.771 --> 48:56.771
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
