WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:13.021 --> 01:18.021
‫« بـنـیـاد »
‫« فصل سوم، قسمت دوم »

01:27.021 --> 01:37.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:10.021 --> 02:20.021
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

02:40.828 --> 02:44.123
‫بیدار شو، خواب‌رونده.
‫نخست سخنگو حضورت در خانه رو خوش‌آمد میگه

02:44.873 --> 02:46.124
‫تالیس

02:46.125 --> 02:49.753
‫یک سال در ایستاز بودی.
‫همه‌چیز طبق برنامه‌ی توئه

02:57.261 --> 02:58.846
‫بیدار شو، هری سلدون

03:07.855 --> 03:10.524
‫بنیاد دوم حضور شما در خانه رو خوش‌آمد میگه

03:19.158 --> 03:22.911
‫من و هری بالأخره بنیاد دوم رو در ایگنیس بنا کردیم

03:20.935 --> 03:21.935
‫

03:22.912 --> 03:25.080
‫ولی خیلی کارهای عقب‌افتاده داشتیم

03:26.498 --> 03:31.045
‫نقشه هنوز به شدت خارج از مسیر بود.
‫باید به مسیر برش می‌گردوندیم

03:32.046 --> 03:34.715
‫هر سال به جز چند هفته، کاملاً در خواب‌انجمادی می‌موندیم

03:35.299 --> 03:37.300
‫بیدار شو، خواب‌رونده.
‫یک سال دیگه گذشته

03:37.301 --> 03:41.638
‫وقتی بیدار بودیم، هری از روان‌تاریخ
‫به منتالیک‌ها آموزش می‌داد

03:41.639 --> 03:44.349
‫دستکاری رویدادها از طریق اقدام جمعی

03:44.350 --> 03:49.604
‫خم کردن قوسِ تاریخ،
‫اون قدرت حقیقی روان‌تاریخـه

03:49.605 --> 03:53.108
‫من هم بهشون یاد می‌دادم که چطوری از قدرت‌هاشون
‫برای جنگیدن با میول استفاده کنن

03:56.403 --> 03:59.447
‫با گذر سالیان، از کودکانِ تِلِم

03:59.448 --> 04:01.783
‫به تیغه‌های گردابی در جریان زمان تبدیل شدیم

04:01.784 --> 04:03.785
‫نه. نکنید. تعظیم نکنید

04:03.786 --> 04:06.329
‫دوران مذهبی ما به سر رسیده

04:06.330 --> 04:07.914
‫دسترس‌مون رو توسعه میدیم،

04:07.915 --> 04:11.418
‫به دنبال دیگر منتالیک‌های مثل خودمون می‌گردیم
‫و تعدادمون رو افزایش میدیم

04:12.628 --> 04:16.214
‫خیلی زود، تو هر بخشی از کهکشان
‫چشم و گوش پیدا کردیم

04:16.215 --> 04:19.759
‫در سایه‌ها کار می‌کردیم تا اطمینان حاصل کنیم
‫که بنیاد اول قوی بشه،

04:19.760 --> 04:23.764
‫و امپراتوری تضعیف بشه
‫بر طبق خط مسیر اولیه‌ی نقشه

04:25.099 --> 04:27.767
‫ولی با گذر سالیان،

04:27.768 --> 04:31.105
‫فهمیدیم با تنها چیزی طرفیم
‫که نمی‌تونیم کنترلش کنیم

04:33.065 --> 04:34.149
‫زمان

04:52.710 --> 04:54.420
‫هنوزم به موقع آماده نمی‌شیم

04:56.130 --> 04:58.131
‫میول تا یه قرن دیگه پیداش نمی‌شه

04:58.132 --> 04:59.884
‫نگران اون نیستم

05:01.719 --> 05:04.429
‫بحران سوم همیشه نقطه‌ی برگشت بود

05:04.430 --> 05:09.100
‫اگه همه‌چیز رو دقیقاً در مکان مناسب قرار ندیم،

05:09.101 --> 05:12.520
‫حتی اگه میول رو شکست بدیم،
‫واسه اتفاق بعدش آماده نخواهیم بود

05:12.521 --> 05:13.688
‫پس تخصص ایجاد می‌کنیم

05:13.689 --> 05:16.316
‫نمی‌شه تمام روان‌تاریخ رو
‫به تمام منتالیک‌ها آموزش داد،

05:16.317 --> 05:18.192
‫ولی می‌شه بخش‌هاییش رو
‫به هر کدومـشون یاد داد

05:18.193 --> 05:19.278
‫خوبه

05:20.154 --> 05:23.449
‫ولی بازم باید به صورت پیوسته
‫مدل‌های پسروی‌مون رو بروزرسانی کنیم

05:24.158 --> 05:25.700
‫کُنش‌های اجتماعی‌مون رو تصفیه کنیم

05:25.701 --> 05:28.287
‫تا بدونیم که داریم روی بخش‌های درستی نفوذ می‌ذاریم

05:28.954 --> 05:30.456
‫سرعت روندمون کافی نیست

05:35.044 --> 05:36.295
‫باید بیدار بمونیم

05:38.297 --> 05:40.758
‫یکی‌مون باید بیدار بمونه

05:41.467 --> 05:42.468
‫هری

05:44.929 --> 05:46.721
‫نبرد تو با میول‌ـه

05:46.722 --> 05:49.141
‫وظیفه منه که مطمئن بشم آماده هستیم

05:49.808 --> 05:51.518
‫هری. دهنش سرویس

05:53.354 --> 05:55.189
‫فقط یه راهی هست که امکان‌پذیر می‌شه

06:08.827 --> 06:10.454
‫یه سال دیگه می‌بینمت

06:45.021 --> 06:47.021
‫

06:56.917 --> 06:58.335
‫به خونه خوش اومدی، گیل

06:59.086 --> 07:00.129
‫تالیس کجاست؟

07:01.672 --> 07:06.885
‫تالیس چند سال پیش فوت کرد.
‫اون الان نخست سخنگوست

07:06.886 --> 07:08.762
‫اسمش پریم پالوره

07:14.143 --> 07:16.228
‫هری کجاست؟ چند سال گذشته؟

07:21.108 --> 07:23.360
‫از اولین چرخه بیداریت...

07:25.446 --> 07:27.573
‫۱۴۸ سال

07:42.671 --> 07:43.923
‫هری؟

07:48.093 --> 07:49.094
‫گیل

07:50.804 --> 07:53.556
‫درسته

07:53.557 --> 07:54.641
‫درسته

07:54.642 --> 07:56.185
‫چرا زودتر بیدارم نکردن؟

07:58.270 --> 08:02.106
‫وقت بیشتری نیاز داشتیم.
‫وقت تو ارزشمندتر از منه

08:02.107 --> 08:03.901
‫می‌تونستم کمک کنم

08:04.401 --> 08:07.237
‫می‌تونستیم یه مدتی جامون رو عوض کنیم،
‫نوبتی کار کنیم

08:07.238 --> 08:08.697
‫می‌تونستیم راهی پیدا کنیم که...

08:10.866 --> 08:12.451
‫همیشه خیلی از دست من عصبانی هستی

08:13.869 --> 08:16.622
‫خب، همیشه حقته

08:21.043 --> 08:22.044
‫میول؟

08:22.628 --> 08:24.463
‫نه. هنوز نه. به زودی

08:25.089 --> 08:26.173
‫ولی...

08:27.299 --> 08:30.719
‫چیزی به بحران سوم نمونده

08:31.387 --> 08:32.388
‫بیا

08:35.432 --> 08:36.432
‫این‌ها چی هستن؟

08:38.185 --> 08:39.353
‫من ساختمـشون

08:42.565 --> 08:46.693
‫سالوور، یانا، ریش

08:46.694 --> 08:49.613
‫این روزها اینجوری گذشته رو به یاد میارم

08:50.781 --> 08:53.742
‫دیگه نمی‌تونم واضح اینجا ببینمـشون

08:54.285 --> 08:55.953
‫ولی اینجا می‌تونم

08:58.706 --> 09:00.082
‫بیا، بیا

09:00.708 --> 09:02.334
‫باید یه چیزی رو نشونت بدم

09:09.925 --> 09:13.928
‫برای اکثر زندگیم، باور داشتم اگه نقشه‌ام درست اجرا بشه،

09:13.929 --> 09:16.891
‫تاریکی رو کوتاه می‌کنه

09:19.727 --> 09:22.562
‫تو هیچوقت قرار نبود بخشی از بنیاد دوم باشی

09:22.563 --> 09:26.108
‫قرار بود چند قرن پیش بمیری. ولی الان اینجایی

09:28.485 --> 09:31.029
‫همه‌چیز رو از مسیر خارج کردی

09:31.030 --> 09:33.741
‫و یه جوری تونستی همه رو دوباره سر جاش برگردونی

09:35.409 --> 09:38.454
‫نمی‌شه همه‌اش تصادفی باشه

09:39.121 --> 09:42.750
‫یه اتفاقی داره اینجا می‌افته.
‫نمی‌تونم توضیحش بدم

09:45.169 --> 09:47.379
‫ولی می‌دونم تو در مرکزش هستی

09:51.425 --> 09:55.846
‫مسیر پیش‌رو مسیریه که می‌تونی تنهایی درش پا بذاری

09:57.306 --> 09:59.058
‫باهات خدافظی نمی‌کنم

10:00.768 --> 10:02.435
‫پس میگم پریم متن ستایشگریم رو بخونه

10:02.436 --> 10:03.896
‫هری

10:04.480 --> 10:07.149
‫ازش خوشت میاد. حالا...

10:30.089 --> 10:33.759
‫این تمام چیزیه که از هشت بحران می‌دونم

10:34.635 --> 10:39.597
‫تمام داده‌های خام، تمام افکارم، رازها

10:39.598 --> 10:43.686
‫ولی مهم‌ترینش اینه

10:44.687 --> 10:45.938
‫اینویکتوس

10:46.772 --> 10:49.275
‫اگه میول شکست بخوره،

10:49.858 --> 10:52.361
‫همه‌چیز به این مسیر میره

11:01.120 --> 11:02.246
‫فردا می‌بینمت

11:05.916 --> 11:07.334
‫خسته‌ام

11:08.794 --> 11:09.961
‫- فردا
‫- باشه

11:09.962 --> 11:11.088
‫- باشه
‫- آره

11:14.383 --> 11:15.593
‫مراقب باش

11:40.284 --> 11:41.619
‫بهش دروغ گفتی

11:47.791 --> 11:50.336
‫نتونستم تو صورتش نگاه کنم و خدافظی کنم

11:53.339 --> 11:54.631
‫اینجوری بهتره

11:54.632 --> 11:56.467
‫اگه من جای گیل بودم، مخالفت می‌کردم

12:07.019 --> 12:08.520
‫از این بابت مطمئنی؟

12:09.772 --> 12:11.690
‫اینجا مُردن برازنده است

12:15.152 --> 12:16.987
‫من رو به دنیای اونا برگردون

12:18.989 --> 12:20.991
‫یه رخصت دیگه بهم بده

12:22.201 --> 12:23.953
‫این بدن رخصتت بود

12:25.287 --> 12:27.456
‫و وقتی داشتیش
‫هر کاری تونستی کردی

12:34.964 --> 12:36.215
‫پس مطمئنم

12:48.644 --> 12:53.481
‫نه اسپیسر. نه موتور نجواگر

12:53.482 --> 12:54.900
‫نه دروازه پرش

12:55.568 --> 12:56.569
‫چطوری؟

12:58.487 --> 13:00.781
‫باهام بیا. بذار نشونت بدم

13:05.077 --> 13:09.665
‫سالوور گفت... گفت یکی می‌خواد
‫توی ماجرا دخیل باشم. چرا؟

13:10.416 --> 13:12.167
‫چون ما نمی‌تونیم

13:34.481 --> 13:35.482
‫هری؟

14:10.976 --> 14:11.977
‫رفته

14:14.438 --> 14:15.730
‫خدافظی نکرد

14:15.731 --> 14:17.691
‫ولی رفتنش رو حس کردم

14:24.114 --> 14:27.576
‫هنوز زبان اشاره رو یاد نگرفتم،
‫ولی می‌تونم دلشکستگی رو بفهمم

14:34.583 --> 14:38.379
‫هری رفته و می‌خوام یکی براش بسازم

14:39.129 --> 14:42.007
‫یکی از اون مجسمه‌هایی که می‌ساخت

14:54.937 --> 14:58.023
‫قبلاً مال خودش رو تراشیده. نه؟

15:06.156 --> 15:07.741
‫معلومه که این کار رو کرده

15:09.910 --> 15:12.203
‫هری خودش رو در تاریخ تراشیده بود

15:12.204 --> 15:14.789
‫و مسیری ساخته بود که ما دنبال کنیم

15:14.790 --> 15:17.250
‫باهم در اون مسیر قرار گذاشتیم

15:17.251 --> 15:20.462
‫من زبان پریم رو یاد گرفتم
‫و نقشه دوباره در مسیر قرار گرفت،

15:21.171 --> 15:23.173
‫ولی مبارزه تازه داشت شروع می‌شد

15:27.720 --> 15:30.931
‫بنیاد دوم کجاست؟

15:35.603 --> 15:38.480
‫میول پیداش شده. وقت‌مون تمومه

15:37.504 --> 15:41.504
‫

15:44.987 --> 15:47.530
‫۱۵۲ سال قبل،

15:47.531 --> 15:51.284
‫دیدی که اگه بنیاد دومی شکل نگیره،

15:51.285 --> 15:54.579
‫کاملاً از نقشه سلدون منحرف می‌شیم

15:54.580 --> 15:58.542
‫ما نقشه رو به زور برگردوندیم

16:00.044 --> 16:05.674
‫بحران سوم داره دقیقاً در جایی که باید، شکل می‌گیره

16:07.801 --> 16:11.554
‫کالگان یه بحث دیگه است

16:11.555 --> 16:15.350
‫به محض اینکه میول تصاحبش کرد،

16:15.351 --> 16:18.312
‫رادیانت این کار رو کرد...

16:35.021 --> 16:38.021
‫

16:57.601 --> 17:01.689
‫خب، اگه می‌تونه بدتر بشه، بهترم می‌شه

17:05.359 --> 17:06.360
‫درستش کن

17:07.111 --> 17:08.611
‫درست‌شدنی نیست

17:09.905 --> 17:11.782
‫حداقل نه با روان‌تاریخ‌نگاری

17:12.992 --> 17:14.451
‫نمی‌تونه کلاً اشتباه باشه؟

17:15.660 --> 17:18.581
‫گفتی پیشبینی‌ها اخیراً کمتر دقیق شدن

17:19.206 --> 17:21.707
‫باور دارم اون به خاطر یه چیز نامعلوم دیگه است

17:21.708 --> 17:24.919
‫یه چیزی برای سالیان سال
‫روی محاسبه سایه انداخته

17:25.462 --> 17:27.923
‫پس کالگانه. ریاستش عوض شده

17:28.716 --> 17:30.925
‫ممکن نیست یه اثر دومینویی ایجاد کرده باشه؟

17:30.926 --> 17:33.970
‫همیشه به نظر می‌رسید
‫که داریم به سمت پوچی میریم

17:33.971 --> 17:36.432
‫پوچی رو ببوسید، آقایون

17:46.942 --> 17:52.114
‫واسه یک قرن، این اسباب‌بازی
‫از اون اسباب‌بازی اطاعت کرده

17:52.948 --> 17:55.116
‫ما رو بنده تفاسیرش کرده

17:55.117 --> 17:58.454
‫که قرار بود کمک‌مون کنه جون‌مون رو حفظ کنیم

18:00.205 --> 18:02.249
‫خب، روز تسویه‌حساب‌مون مبارک باشه

18:05.252 --> 18:07.254
‫بگا رفتیم

18:10.007 --> 18:13.177
‫اگه کاریم داشتید، یه راهی پیدا کنید که نداشته باشید

18:23.729 --> 18:25.773
‫حتی خالی‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

18:30.361 --> 18:31.694
‫بعداً رایزنی می‌کنیم

18:31.695 --> 18:34.280
‫فعلاً به کسی دیگه نگید

18:34.281 --> 18:35.741
‫کسی نباید بدونه

18:38.911 --> 18:42.915
‫دمرزل. فکر کنم در این لحظه...

18:44.250 --> 18:46.835
‫می‌فهمم جای تو بودن چطوریه

18:48.087 --> 18:49.087
‫منظورت چیه امپراتور؟

18:49.088 --> 18:55.260
‫من ستیزه و مصالحه کردم و به دنبال حد وسط گشتم

18:55.261 --> 18:56.887
‫ظاهراً همه‌اش بیخودی بوده

18:59.765 --> 19:04.185
‫پس اگه در پایان یک زندگی کوتاه و بی‌فایده
‫دهن من مزه خاکستر بده،

19:04.186 --> 19:09.275
‫تو حتماً توی زندگی طولانی و بی‌فایده‌ات
‫طعم زرداب رو حس کنی

19:10.859 --> 19:13.069
‫شاید پایان رو خوش‌آیند می‌دونی

19:13.070 --> 19:17.031
‫اگه هیچ سلسله ژنتیکی‌ای برای حفظ کردن نباشه،

19:17.032 --> 19:20.661
‫تو می‌شی فقط یه دختر

19:21.287 --> 19:23.539
‫که یه جاده باز در مقابلش هست

19:29.587 --> 19:32.798
‫کار خاصی نیست که من انجام بدم، امپراتور

19:34.967 --> 19:38.637
‫دمرز، نمی‌تونی من رو از دست بدی. الان نه

19:39.221 --> 19:40.890
‫هر فنایی که در پیش باشه،

19:41.765 --> 19:47.062
‫به نفع همه است که من رو اینجا داشته باشن
‫تا در کنارتون باهاش مواجه بشیم

19:49.356 --> 19:52.610
‫واقعاً می‌خواید ده روز دیگه من رو بندازید بیرون؟

19:56.989 --> 19:57.990
‫لطفاً این کار رو نکنید

20:02.453 --> 20:05.164
‫درخواست شما به این معنیه که انگار من حق اظهار نظری
‫در این مسئله دارم

20:06.832 --> 20:10.127
‫ولی در کنار عملکردهای زیادم، من یک ساعت هستم

20:11.587 --> 20:16.842
‫ساعت عمر هر کلیانی.
‫و ساعتم دقیقه

20:23.721 --> 20:25.721
‫

20:56.799 --> 20:59.093
‫من میول هستم

21:01.053 --> 21:03.847
‫سفینه‌ام که بیرونه اسمش زبون‌سیاهه

21:05.349 --> 21:06.433
‫می‌دونم

21:08.435 --> 21:09.770
‫ترسناک به نظر میایم

21:12.022 --> 21:13.357
‫ولی بهتون قول میدم،

21:15.317 --> 21:16.819
‫عاشقم می‌شید

21:17.778 --> 21:21.699
‫همونطور که آرشیدوک‌تون
‫تو لحظات آخر عمرش شد

21:23.450 --> 21:25.661
‫حالا، نیم‌وجبی کجاست؟

21:27.162 --> 21:28.455
‫کجاست؟

21:32.960 --> 21:33.960
‫اسمت چیه؟

21:33.961 --> 21:35.378
‫اسکرلت، قربان

21:35.379 --> 21:38.549
‫پدرم اینجوری صدام می‌کرد. کالگانیـه

21:39.258 --> 21:40.551
‫معنیش می‌شه «نون رولی کوچولو»

21:41.135 --> 21:42.761
‫چه اسم شرافتمندانه‌ای

21:43.679 --> 21:46.014
‫و خواهش می‌کنم، هیچوقت بهم نگو قربان

21:46.015 --> 21:47.725
‫میولِ کافی بسه

21:49.059 --> 21:51.186
‫خب اسکرلت...

21:53.772 --> 21:54.773
‫تو عاشق میول هستی؟

21:56.233 --> 21:57.443
‫بیشتر از هر چیزی

22:00.237 --> 22:02.656
‫بیشتر از هر چیزی

22:06.660 --> 22:10.789
‫همونطور که شنیدین،
‫من می‌تونم مردم رو وادار کنم

22:12.583 --> 22:14.001
‫علایق‌شون رو عوض کنم

22:15.252 --> 22:21.008
‫ولی کار سختیه و به انضباط خاصی از طرف من نیاز داره

22:22.009 --> 22:25.763
‫خوشبختانه، یاد گرفتم که نیاز نیست
‫همه رو قانع کنم

22:26.847 --> 22:30.267
‫می‌تونم از روش نمایش یه سری‌ها رو قانع کنم

22:31.393 --> 22:33.603
‫بقیه افرادی هم که شاهد این نوکیشی‌ها هستن

22:33.604 --> 22:37.233
‫راحت... به کیشِ من روی میارن

22:38.275 --> 22:41.570
‫خب اسکرلت

22:42.780 --> 22:45.574
‫می‌خوای نشون بدی نوکیشی چطوریه؟

22:46.075 --> 22:47.700
‫بیشتر از هر چیزی

22:47.701 --> 22:48.994
‫آره

22:49.745 --> 22:50.746
‫بیا

22:54.500 --> 22:55.501
‫بفرمایید

23:12.184 --> 23:13.185
‫می‌دونی این چیه؟

23:13.811 --> 23:14.852
‫مال پدرمه

23:14.853 --> 23:16.521
‫می‌ذاشت باهاش بازی کنی؟

23:16.522 --> 23:18.773
‫نه. می‌گفت خیلی خطرناکه

23:18.774 --> 23:19.983
‫درست هم میگه

23:19.984 --> 23:24.697
‫نباید به طرف دیگران بگیریش
‫و هرگز به سمت خودت نگیرش

23:26.615 --> 23:28.992
‫ولی زیبایی نوکیشی همینه

23:28.993 --> 23:33.747
‫وقتی وارد ذهنت بشم،
‫می‌تونم هر تصویری که می‌خوام بکشم

23:34.873 --> 23:38.418
‫فقط یه ضربه براش کوچیک لازمه که ذهن تحریک بشه

23:38.419 --> 23:43.090
‫و یهو ببینی قانع هستی تا کاری رو بکنی...

23:44.758 --> 23:45.885
‫که می‌دونی نباید بکنی

23:48.804 --> 23:51.640
‫چیزی نیست، نون رولی کوچولو

23:53.809 --> 23:54.810
‫برش دار

23:58.689 --> 23:59.689
‫سنگینه

23:59.690 --> 24:00.816
‫وای نه

24:02.776 --> 24:04.361
‫خیلی سنگینه که بذاریش روی سرت؟

24:14.121 --> 24:15.539
‫دختر...

24:17.791 --> 24:19.084
‫به پدرش میره

24:19.919 --> 24:22.004
‫میی‌خوای ماشه رو بکشی، اسکرلت؟

24:22.504 --> 24:23.963
‫بیشتر از هر چیزی

24:23.964 --> 24:26.592
‫بیشتر از هر چیزی!

24:28.302 --> 24:29.887
‫پس با شماره سه بکش

24:33.140 --> 24:34.141
‫یک

24:37.061 --> 24:38.062
‫دو

24:39.897 --> 24:40.897
‫سه

24:49.240 --> 24:50.824
‫فکر کردین من هیولام؟

24:56.705 --> 24:58.040
‫زیبایی نوکیشی همینه

25:06.632 --> 25:09.552
‫بدش، اسکرلت. بدش

25:12.221 --> 25:14.723
‫می‌تونی یه وقت دیگه به خودت شلیک کنی. قول میدم

25:16.308 --> 25:17.560
‫قول میدم

25:21.480 --> 25:22.481
‫بخور

25:31.782 --> 25:33.284
‫همه‌تون عاشقم می‌شید

25:37.079 --> 25:38.831
‫و بعد از مدت کوتاهی...

25:42.585 --> 25:44.378
‫بقیه کهکشان هم عاشقم می‌شه

25:49.021 --> 25:51.021
‫

25:49.884 --> 25:52.386
‫خب، من سکه ندارم، ولی...

25:55.180 --> 25:56.264
‫منصفانه نیست

25:56.265 --> 25:57.599
‫هی، اگه می‌خوای بری خونه‌تون

25:57.600 --> 26:01.436
‫تو هم عتیقه‌جات بیاری،
‫مثل اینی که فکر کنم یه قندانه،

26:01.437 --> 26:02.729
‫جلوت رو نمی‌گیرم

26:02.730 --> 26:05.566
‫دمرزل می‌دونه داری ارثیه خانوادگی رو قمار می‌کنی؟

26:06.483 --> 26:07.603
‫خب، ببینیم چطور می‌شه

26:15.451 --> 26:18.453
‫ممکنه خانواده حقیر بنده
‫در حال به دست آوردن یه قندان جدید باشه؟

26:18.454 --> 26:20.205
‫به اون آسونی‌ها نیست

26:28.881 --> 26:30.298
‫حالا به دستش آوردی

26:30.299 --> 26:32.008
‫یالا. دوباره بچین

26:32.009 --> 26:33.769
‫توی قصر کلی چیزهای خوشگل دیگه هست

26:33.793 --> 26:43.793
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:55.491 --> 26:56.784
‫هاگ

26:58.369 --> 26:59.453
‫امتحانش کن

27:00.412 --> 27:01.496
‫دستت درد نکنه

27:01.497 --> 27:04.792
‫آفرین. می‌کشتت

27:07.628 --> 27:09.088
‫سیگنت می‌خواد باهاش بازی کنه

27:09.922 --> 27:11.257
‫دوباره دکتر رو دیدیم

27:12.258 --> 27:13.676
‫وضعش تغییری نداشته، ولی...

27:15.386 --> 27:18.221
‫باور کن، مصممه که سالی که داره رو

27:18.222 --> 27:20.640
‫با تمام توان و قوا زندگی کنه

27:20.641 --> 27:23.352
‫- کاش می‌تونستم کاری...
‫- می‌دونم

27:29.108 --> 27:31.026
‫یه داون جدید قراره بیاد

27:32.152 --> 27:33.696
‫چیزی نمونده

27:34.863 --> 27:36.156
‫نوزادها شگفت‌انگیزن

27:38.325 --> 27:39.325
‫عاشقش می‌شی

27:39.326 --> 27:43.706
‫تلاشم رو می‌کنم. یا باید از روی زانوم بلندش کنم
‫یا از روی دیوارها. تا ببینیم چی می‌شه

27:45.666 --> 27:47.668
‫بیخیال. اون خودتی

27:48.335 --> 27:49.836
‫کاملاً مطمئنم می‌تونی عاشق خودت باشی

27:49.837 --> 27:50.921
‫خب...

27:53.716 --> 27:55.050
‫ادامه بدید. بازی کنید

27:55.718 --> 27:57.927
‫فقط هیچکدوم از وسایل من رو ندزدین

27:57.928 --> 28:00.681
‫می‌تونم بدم دل و روده همه‌تون رو در بیارن

28:02.808 --> 28:08.105
‫می‌تونی میراث خودت رو پس بزنی،
‫ولی به ندرت می‌تونی ازش فرار کنی

28:09.982 --> 28:11.524
‫اون سمت کهکشان،

28:11.525 --> 28:15.403
‫میراث هوبر مالو راه خودش رو
‫به کتاب‌های تاریخ باز کرده بود

28:15.404 --> 28:19.074
‫بعد از اینکه در بحران دوم ضربه‌ای به امپراتوری وارد کرد

28:22.786 --> 28:26.665
‫نوادگان هوبر اتحادیه تجّار رو تاسیس کردن

28:28.250 --> 28:31.169
‫ولی آخرین نواده شجره‌شون، توران مالو،

28:31.170 --> 28:33.338
‫نمی‌خواست ربطی به تجّار داشته باشه

28:33.339 --> 28:34.840
‫یا بحران بعدی

28:38.260 --> 28:42.680
‫گرچه میول، بلده چطوری همه رو وارد مدارش کنه

28:42.681 --> 28:44.433
‫به هر شکلی که شده

28:52.900 --> 28:53.901
‫باتن؟

28:54.568 --> 28:56.737
‫راهزنه نور خورشیدمون رو دزدید

29:00.783 --> 29:03.159
‫بله، جدید عروس دوماد

29:03.160 --> 29:04.245
‫تازه عروس و داماد

29:04.828 --> 29:07.622
‫یعنی تازه ازدواج کردیم. یه سنت قدیمیه

29:07.623 --> 29:08.957
‫می‌خوایم دوباره باشکوهش کنیم

29:08.958 --> 29:10.838
‫به زودی دلت می‌خواد ازدواج کنی

29:11.418 --> 29:12.920
‫مشتاقش هستم

29:13.629 --> 29:15.172
‫چی براتون بیارم، آقای مالو؟

29:15.881 --> 29:18.508
‫من و عروسم این ویلا رو انتخاب کردیم
‫که کسی مزاحم ما نشه

29:18.509 --> 29:23.012
‫و یهویی می‌بینیم که سایه کودتا آزارمون داده

29:23.013 --> 29:24.682
‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم

29:26.183 --> 29:27.267
‫می‌شه جابجاش کنید؟

29:27.268 --> 29:32.022
‫خب، آقای مالو، زبون‌سیاه مال میول هستش

29:32.523 --> 29:33.565
‫اعمال سیاسیش...

29:33.566 --> 29:35.326
‫- همون کودتا خوبه
‫- کودتا رو ترجیح میدیم

29:36.026 --> 29:40.364
‫کودتاش به هرحال مایه آزارهایی می‌شه

29:42.324 --> 29:43.992
‫شاید شما بتونید...

29:43.993 --> 29:45.119
‫بله؟

29:45.786 --> 29:47.745
‫شاید جابجا کردن حوله‌های شما

29:47.746 --> 29:51.208
‫راحت‌تر از جابجا کردن سفینه باشه، درسته؟

29:52.793 --> 29:56.589
‫توری، این مرد نابغه است

29:57.256 --> 29:59.674
‫البته، می‌شه یه تیم از افراد رو بفرستی کمک؟

29:59.675 --> 30:02.595
‫آخه این حوله یکم بافت سنگینی داره

30:10.561 --> 30:11.979
‫فهمیدم. به خاطر اسکاترها میگید

30:12.521 --> 30:13.521
‫آفرین

30:13.522 --> 30:15.106
‫- خیلی خوب بودی
‫- آره

30:15.107 --> 30:16.317
‫ممنون که بازی کردی

30:18.319 --> 30:20.654
‫به خونه خوش اومدین. نوشیدنی درست کنم؟

30:21.155 --> 30:22.615
‫مثل همیشه، عزیزدلم

30:24.116 --> 30:26.368
‫واقعاً از صدای سفینه جدید خوشم میاد

30:27.828 --> 30:30.623
‫خیلی جسارت داره. اسمش رو می‌ذارم عزیزدل

30:31.790 --> 30:34.210
‫عاشقشم. اصلاً گیج‌کننده نیست

30:35.377 --> 30:37.420
‫امروز اسکاترها تصاویر معرکه‌ای توی ساحل ازمون گرفتن

30:37.421 --> 30:40.256
‫ظاهراً مکان‌های کودتا جای خوبی واسه دیده شدنه

30:40.257 --> 30:41.674
‫مفرح اما مهلکه

30:41.675 --> 30:43.177
‫نوشیدنی‌تون حاضره

30:46.430 --> 30:49.516
‫عاشقتم توری. عاشق زندگیم با تو هستم

30:50.351 --> 30:52.393
‫منم همینطور عزیزدلم

30:52.394 --> 30:53.646
‫ممنون

30:59.777 --> 31:02.780
‫فکر می‌کنی این ماجرای کودتا
‫ربطی به تجار داره؟

31:03.739 --> 31:06.200
‫کیه که بدونه. سیاسته دیگه

31:06.867 --> 31:10.246
‫بازیکنان همیشه همون قبلی‌هان،
‫فقط سفینه‌ها شکلـشون فرق داره

31:11.664 --> 31:14.041
‫کاش همه بخشی از یک چیز بودن

31:15.501 --> 31:17.001
‫عموم براش مهمه

31:17.002 --> 31:19.170
‫تا وقتی عموت خوبیِ وجودت رو نبینه،

31:19.171 --> 31:21.047
‫برام مهم نیست نظرش درباره هرچیزی چی باشه

31:21.048 --> 31:22.341
‫تو هم نباید برات مهم باشه

31:28.430 --> 31:30.391
‫خبر خوش. مهمون داریم

31:33.602 --> 31:35.312
‫ماساژ مجانی

31:36.063 --> 31:39.482
‫بهت می‌خوره دست‌های محکمی داشته باشی

31:39.483 --> 31:41.192
‫درسته

31:41.193 --> 31:43.528
‫شما کی هستی؟

31:43.529 --> 31:47.074
‫من سروان هان پریچر هستم.
‫تو بخش اطلاعات بنیاد کار می‌کنم

31:48.033 --> 31:49.451
‫من شیکرِ کوکتل رو میارم

31:50.494 --> 31:52.662
‫وقتی من توی این اتاق باشم
‫هیچکدوم از اسکاترهاتون کار نمی‌کنه

31:52.663 --> 31:54.206
‫متوجهید؟

31:56.917 --> 31:57.918
‫آره

31:58.502 --> 31:59.587
‫می‌دونی، عجیبه

32:00.254 --> 32:03.756
‫در مواقع نادری که به کسی میگم کی هستم،

32:03.757 --> 32:05.174
‫معمولاً ازم وحشت می‌کنن

32:05.175 --> 32:06.467
‫چرا وحشت کنیم؟

32:06.468 --> 32:08.804
‫خب، دلیل اولش می‌تونه این باشه که توی منطقه جنگی لنگر انداختین

32:09.680 --> 32:11.098
‫هنوز جنگ در جریانه

32:12.016 --> 32:13.017
‫بمب‌بارون

32:17.396 --> 32:18.688
‫از کودتا چی می‌دونید؟

32:18.689 --> 32:22.567
‫می‌دونیم کار یکی به نام میول هستش.
‫اسمِ دَرخوری داره. الاغ کله‌شقیـه

32:22.568 --> 32:26.446
‫اسم سفینه‌اش زبون‌سیاهه،
‫که خیلی تصور جالبی نداره

32:26.447 --> 32:29.365
‫درسته. آدم مطبوعی نیست

32:29.366 --> 32:33.369
‫و به طرز جالبی، رسیدن بهش سخته

32:33.370 --> 32:36.873
‫توران، فکر کنم داریم استخدام می‌شیم

32:36.874 --> 32:40.753
‫سروان، خودت می‌دونی عموی من رندو مالوست

32:41.503 --> 32:42.587
‫اگه موقع جاسوسی واسه تو مچ‌مون رو بگیرن،

32:42.588 --> 32:44.757
‫همه فکر می‌کنن تجار تو ماجرا نقش دارن

32:50.763 --> 32:53.599
‫که ایندبور و بقیه رهبری بنیاد رو تحت پوشش قرار میده

32:56.352 --> 32:58.019
‫میول واقعاً اونقدر خطرناکه؟

32:58.020 --> 32:59.854
‫داشتیم توی ماه‌عسل‌مون خیلی تفریح می‌کردیم

32:59.855 --> 33:01.356
‫به خاطر اینکه خیلی مشغول ژست گرفتن هستید

33:01.357 --> 33:03.441
‫که بفهمید بقیه کالگان داره خونریزی می‌کنه

33:03.442 --> 33:05.318
‫وقتی پاشنه میول روی گردنشه

33:05.319 --> 33:06.612
‫متوجه هستیم

33:08.322 --> 33:11.200
‫ولی حسش می‌کنید؟
‫هوا فاسد شده

33:11.867 --> 33:13.284
‫مردم معمولی نفس‌شون رو حبس کردن

33:13.285 --> 33:15.045
‫و دارن می‌بینن که به خونه همسایه‌شون هجوم برده می‌شه

33:15.663 --> 33:17.383
‫جناب، اگه می‌خوای زنم رو بترسونی...

33:18.332 --> 33:19.540
‫نه

33:19.541 --> 33:21.710
‫خیلی پولدارید که واقعاً بترسید

33:22.836 --> 33:24.171
‫خیلی ناشی و همدست هستید

33:25.589 --> 33:27.925
‫واسه همین وقتی سوار سفینه‌تون شدم
‫براتون مهم نبود

33:29.134 --> 33:32.053
‫و اینکه چرا صدای چکمه‌های نظامی‌ای که همیشه می‌شنوید

33:32.054 --> 33:33.638
‫انگار دارن چند تا خیابون اون‌ورتر

33:33.639 --> 33:36.517
‫با اون آدم‌های دیگه رژه میرن

33:37.351 --> 33:38.394
‫درخواستت چیه؟

33:39.436 --> 33:41.480
‫معمولاً، این دیکتاتورهای بالقوه،

33:42.022 --> 33:45.191
‫وقتی یه سیاره رو تصاحب می‌کنن،
‫چند روزی استراحت می‌کنن

33:45.192 --> 33:47.235
‫میول می‌خواد چیزی رو ثابت کنه

33:47.236 --> 33:48.736
‫هنوز تحت محافظته

33:48.737 --> 33:50.698
‫ولی عاشق عیش و نوششـه

33:51.323 --> 33:53.367
‫امشب پارتی گرفته

33:54.535 --> 33:59.789
‫که شخصیت‌های کهکشانی محبوب
‫توران و بیتا توی لیست مهمون‌ها هستن

33:59.790 --> 34:03.669
‫بیتا، فکر کنم سروان می‌خواد همراه ما بیاد

34:08.214 --> 34:10.092
‫می‌دونی هری سلدون کی بوده؟

34:10.676 --> 34:11.677
‫نه

34:12.344 --> 34:15.973
‫چند قرنه که مُرده،
‫ولی هر از چند گاهی دوباره پیداش می‌شه

34:17.641 --> 34:20.934
‫گفت امپراتوری داره خودش رو
‫به لبه پرتگاه می‌رسونه

34:20.935 --> 34:25.856
‫ما هم پرتگاه رو طولانی کردیم،
‫ولی به مسیر هم ادامه دادیم

34:25.857 --> 34:27.484
‫و ماجرای جدید اینه که

34:29.277 --> 34:33.031
‫ظرف چند هفته متوجه می‌شیم
‫که همه‌چیز کِی تموم می‌شه

34:43.834 --> 34:45.419
‫به زودیـه

34:46.002 --> 34:47.630
‫چطور ممکنه کسی این رو بدونه؟

34:48.756 --> 34:52.301
‫چون هری سلدون فهمید چطوری آینده رو بخونه

34:53.802 --> 34:56.221
‫بعد به ما هم یادش داد

34:59.725 --> 35:00.892
‫تو هم باورش داری؟

35:00.893 --> 35:02.602
‫اون‌ها باور دارن

35:02.603 --> 35:05.522
‫برادرهام غرور کافی دارن
‫که فکر کنن می‌تونن مانعش بشن

35:06.148 --> 35:07.149
‫من فکر نمی‌کنم

35:08.150 --> 35:11.487
‫در هر حال، اوضاع قراره خیلی بد بشن

35:12.446 --> 35:15.658
‫منم نمی‌خوام اون موقع اینجا باشم

35:17.868 --> 35:19.828
‫می‌خوام برم مایکوژن

35:21.997 --> 35:24.375
‫می‌خوام جایی که تو رو درست کرده رو ببینم

35:27.670 --> 35:28.712
‫بله؟

35:30.297 --> 35:32.675
‫می‌شه خصوصی باهات صحبت کنم؟

35:33.509 --> 35:34.510
‫نه

35:35.094 --> 35:37.513
‫- میرم
‫- نه، اینجا خونه تو هم هست

35:38.430 --> 35:40.558
‫خانم می‌مونه

35:41.308 --> 35:44.770
‫باشه. می‌تونه عذرخواهیم رو بشنوه

35:57.324 --> 36:00.786
‫همیشه به رادیانت و وابستگی ما بهش بی‌اعتماد بودی

36:02.204 --> 36:04.456
‫حالا می‌فهمم که حق داشتی

36:05.207 --> 36:06.333
‫و متأسفم

36:07.668 --> 36:09.420
‫صلح‌دهنده بزرگ

36:11.505 --> 36:14.633
‫خوبه که هر از گاهی هم لطفت نصیب ما بشه

36:16.302 --> 36:17.886
‫خب، می‌خوام کمک کنم

36:17.887 --> 36:20.305
‫وزن این ماجرا نباید روی شونه‌های تو باشه

36:20.306 --> 36:24.852
‫تو هم که در هر صورت نمی‌خوایش،
‫پس بذار من برات به دوش بکشمش

36:26.395 --> 36:28.272
‫می‌دونی، وقتی رانش شروع شد و...

36:29.690 --> 36:32.860
‫دیدیم که نزول شناختی زودتر شروع می‌شه،

36:33.777 --> 36:36.906
‫یک دِی زمانش رو تنظیم کرد

36:37.615 --> 36:42.952
‫رشته حیات رو واسه همه‌مون کوتاه‌تر کرد

36:42.953 --> 36:44.371
‫پس...

36:45.956 --> 36:48.042
‫دِی می‌تونه دوباره تنظیمش کنه

36:51.879 --> 36:57.134
‫بذاره رشته چند ماه تابیده بشه

36:59.595 --> 37:01.347
‫تا وقتی به این مسئله رسیدگی بشه

37:04.558 --> 37:06.685
‫ما همه بازیگرهای خیلی خوبی هستیم، نه؟

37:08.103 --> 37:09.939
‫حیف شد هیچوقت روی استیج نرفتیم

37:14.360 --> 37:15.694
‫اول به دمرزل گفتی؟

37:17.404 --> 37:19.865
‫اگه سینه‌خیز اومدی سراغ من حتماً بهت جواب منفی داده

37:22.701 --> 37:27.081
‫زودتر عروج می‌کنیم
‫چون ذهن‌مون زودتر منحط می‌شه

37:27.790 --> 37:31.210
‫اگه حسش غیرطبیعیه، بهتر

37:32.461 --> 37:34.463
‫ما هیچی‌مون طبیعی نیست

37:36.215 --> 37:38.968
‫ما عروسک پارچه‌ای‌هایی هستیم
‫که لباس شاه به تن کردن

37:40.010 --> 37:41.178
‫هیولاییم

37:48.143 --> 37:49.144
‫ببین

37:50.980 --> 37:51.981
‫می‌بینی؟

37:52.856 --> 37:55.359
‫عملکرد نانیت‌های خودی رو ببین

38:11.584 --> 38:12.585
‫بفرما

38:13.711 --> 38:17.006
‫عروسک پارچه‌ای دوباره بخیه خورد

38:30.311 --> 38:32.146
‫دِی نمیاد، نه؟

38:32.897 --> 38:34.773
‫فکر نکنم، امپراتور

38:37.192 --> 38:38.651
‫کی مُرده؟

38:38.652 --> 38:41.655
‫هر احترام زورکی‌ای که واسه دِی داشتم

38:42.615 --> 38:44.116
‫برای برادرم لباس تمیز بیارید

38:45.242 --> 38:47.911
‫امیدوارم جایگزین قابل‌قبولی باشم

38:47.912 --> 38:51.540
‫می‌دونستم به خاطر سنت یا وظیفه نمیاد، ولی...

38:53.250 --> 38:56.462
‫یه بخش کودکانه‌ای ازم امید داشت
‫که از روی مهربونی به مراسم جامه‌پوشانی بیاد

38:57.129 --> 38:58.505
‫حقت بهتر از این‌هاست

39:00.507 --> 39:03.427
‫کلیانی که من رو به دِی جامه پوشاند
‫بیشتر مثل پدر بود تا برادر

39:05.137 --> 39:07.848
‫وقتی تاج و تخت مرکزی رو بهم تحویل داد
‫مراقب بود

39:10.517 --> 39:13.896
‫وقتی من برای برادرمون جامه پوشاندم،
‫می‌دونستم مقصدش فاجعه است

39:17.566 --> 39:20.444
‫ولی باعث افتخارم می‌شه که جامه رو بهت تحویل بدم

39:24.114 --> 39:26.449
‫من و سفیر کوئنت امشب می‌خوایم نوشیدنی بخوریم

39:26.450 --> 39:28.035
‫می‌خوام بهمون ملحق بشی

39:29.453 --> 39:31.079
‫دوست خوبی برام بوده

39:31.080 --> 39:32.331
‫موافقم

39:33.749 --> 39:37.836
‫و اگه زمانـمون واقعاً کوتاه باشه،
‫خوب می‌شه که در پایان دوست داشته باشیم

39:39.088 --> 39:40.589
‫من ادامه میدم...

39:41.549 --> 39:43.425
‫که تو این روزهای آخر هرچی می‌تونم برات فراهم کنم

39:44.385 --> 39:46.135
‫کمکت می‌کنم با کوئنت گرم بگیری

39:46.136 --> 39:47.221
‫و...

39:48.722 --> 39:51.141
‫یه کادوی دیگه هست که به هیچکس نگفتم چیه

39:51.767 --> 39:53.185
‫چیه؟

39:57.648 --> 39:59.149
‫وقتی زمانش مناسب بود میگم

40:00.401 --> 40:02.235
‫دمرزل قطعاً می‌دونه

40:02.236 --> 40:06.531
‫نه. تنها چیزیه که به دمرزل نگفتم

40:06.532 --> 40:09.285
‫یه چیزیه که تحت هر شرایطی،
‫ازت محافظت می‌کنه

40:11.912 --> 40:15.374
‫یک داون امروز جامه می‌پوشانه

40:16.041 --> 40:19.378
‫خورشیدی تابناک در آسمان لاجوردی

40:21.422 --> 40:28.095
‫باشد که خردت با خشم بجوشد
‫و امیدت مدت‌ها امپراتوری را از درون روشن کند

40:29.555 --> 40:30.806
‫ممنون

40:34.894 --> 40:35.895
‫اندازه است

40:39.607 --> 40:43.026
‫مدت زیادی برنامه نداشتم ازش استفاده کنم،

40:43.027 --> 40:47.614
‫ولی اتفاقات اخیر برنامه زمانی‌مون رو جلو انداخته

40:47.615 --> 40:51.326
‫همه‌چیز طبق درخواست شماست، امپراتور

40:51.327 --> 40:53.786
‫خب، پس من می‌تونم از استیج بیرون برم،

40:53.787 --> 40:55.956
‫اطمینان حاصل کنم که حاکمیتِ داون قوی باشه

40:57.124 --> 40:58.208
‫اگه جواب بده

41:01.253 --> 41:03.297
‫جواب میده؟

41:03.923 --> 41:08.385
‫با نام و شکوه شما، بله امپراتور

41:09.011 --> 41:11.930
‫نوواکولا بی‌ماننده

41:11.931 --> 41:14.058
‫یک بمب سیاهچاله‌ای

41:14.808 --> 41:20.064
‫قدرتی که مهار می‌کنیم
‫از چرخش لجام گسیخته هیولا میاد

41:20.689 --> 41:26.695
‫هر ثانیه که اینجا ایستادیم،
‫هیولا صدها بار چرخیده

41:29.240 --> 41:32.700
‫از سیاهچاله نمی‌شه فرار کرد

41:32.701 --> 41:37.748
‫درونش، زمان و فضا شکسته شدن

41:38.499 --> 41:42.460
‫ولی ناحیه پیرامونی، ارگوسفره،

41:42.461 --> 41:46.798
‫که می‌شه سوراخ و مهارش کرد

41:46.799 --> 41:50.135
‫اشعه‌های الکترومغناطیسی به خوردش میدیم،

41:50.678 --> 41:54.597
‫فوتون‌ها رو، قطرات نوری که فضا رو بُرش میدن

41:54.598 --> 41:57.184
‫با گرمایی که نمی‌تونیم تصورش کنیم

41:57.893 --> 42:00.520
‫به حالت خدایی برگشتن

42:00.521 --> 42:03.607
‫ولی هر ثانیه جمع می‌شن و آماده‌ان

42:04.358 --> 42:10.905
‫بعدش، لمس‌شده با آتش دزدی
‫و انرژی ابردرخشان،

42:10.906 --> 42:15.868
‫با نیرویی تحمل‌ناپذیر به سرتاسر گستره می‌رسیم

42:15.869 --> 42:17.288
‫مشاهده کنید

42:56.952 --> 42:59.495
‫چقدر از چیزی که بود از بین رفته؟

42:59.496 --> 43:01.165
‫هیچی از بین نرفته

43:01.957 --> 43:05.961
‫پابرجاست. ولی برای همیشه تغییر کرده

43:07.880 --> 43:11.383
‫خشنودم کردی

43:12.468 --> 43:17.056
‫مردم خواهند فهمید که مرگ رو در دستان شما قرار دادم

43:19.350 --> 43:21.143
‫این یک بازدارنده است

43:21.769 --> 43:23.686
‫استفاده ازش تحت شرایط کاملاً خار‌ق‌العاده

43:23.687 --> 43:26.315
‫فقط به دست داون هست

43:27.775 --> 43:31.487
‫ولی خارق‌العاده ممکنه پیش‌رو باشه

43:37.451 --> 43:41.204
‫خب، فرصت کردی با ایندبور صحبت کنی،

43:41.205 --> 43:45.668
‫یا مشغول شکر ریختن روی ژتون‌های کازینوی کالگانه؟

43:46.835 --> 43:48.920
‫تأیید کردم که سقوط کالگان

43:48.921 --> 43:51.714
‫بنیاد رو کاملاً غافلگیر کرده

43:51.715 --> 43:53.383
‫ایندبور هیچی نمی‌دونه

43:53.384 --> 43:55.176
‫خب، قطعاً آوازه‌اش که اینه

43:55.177 --> 43:58.639
‫گمونم وقتی والت باز بشه
‫بیشتر می‌فهمیم

43:59.431 --> 44:01.308
‫روشن که شده، آره؟

44:02.643 --> 44:06.187
‫همیشه به طرز مشکوکی مطلع هستی، دوست من

44:06.188 --> 44:09.066
‫آره خب، منابع خودمون رو داریم

44:10.526 --> 44:11.527
‫عاشق سرخ شدنش هستم

44:14.113 --> 44:16.991
‫نگران مالکیت کالگان نیستم

44:18.826 --> 44:21.537
‫ولی نگران راهزنی‌ام که تصاحبش کرده

44:22.580 --> 44:24.706
‫هنوز سیاره رو به کسی نفروخته

44:24.707 --> 44:28.126
‫و کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫که قصد داره نگهش داره

44:28.127 --> 44:32.840
‫اونوقت این قضیه از سر نگرانی برای کیه؟
‫مردم خوب کالگان؟

44:34.842 --> 44:35.843
‫نه

44:36.385 --> 44:39.179
‫نه، من هنوز امپراتورم. فقط به خودمون اهمیت میدم

44:41.140 --> 44:42.433
‫فقط می‌خوام آماده باشم

44:44.768 --> 44:46.353
‫آماده خواهی بود

44:47.313 --> 44:48.355
‫از بابتش مطمئنم

44:53.485 --> 44:55.403
‫خب، تمام حرفم همین بود

44:55.404 --> 44:59.158
‫من اهل مشروب نیستم، پس با نوشیدنی‌هاتون
‫تنهاتون می‌ذارم

45:03.746 --> 45:04.914
‫امپراتور؟

45:06.916 --> 45:11.878
‫برادر داون، امپراتور یه چیزهایی می‌دونه،
‫اغلب بیشتر از چیزی که باید

45:11.879 --> 45:14.047
‫پس وقتی تو نگرانی، منم هستم

45:14.048 --> 45:16.091
‫واقعاً نگران چی هستی؟

45:17.718 --> 45:20.887
‫نگران مردمم، مثلاً این میول،

45:20.888 --> 45:22.556
‫که می‌تونه کارهای بعید انجام بده

45:23.724 --> 45:25.433
‫مگه آموزه‌های سلدون همین نیست؟

45:25.434 --> 45:28.604
‫یا نکنه به خاطر لبخند و مشروب ما
‫بیخیالش شدی؟

45:30.522 --> 45:33.275
‫من آموزه‌های سلدون رو به کل زندگیم تبدیل کردم

45:34.068 --> 45:36.487
‫تو سیاره خارجی زندگی می‌کنم
‫که بهشون خدمت کنم

45:38.489 --> 45:40.198
‫قصد توهین نداشتم

45:40.199 --> 45:42.785
‫ولی متأسفم... قرار ملاقات دارم

45:42.809 --> 45:52.809
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

45:52.833 --> 46:02.833
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:02.857 --> 46:12.857
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:33.627 --> 46:34.753
‫میول

46:35.504 --> 46:38.007
‫به محض شنیدن اسمش
‫منتظر تماست بودم

46:39.216 --> 46:41.552
‫وقتشه مفید واقع بشی، امپراتور
