WEBVTT

00:00.063 --> 00:07.906
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:12.197 --> 01:19.119
‫«بنیاد»
‫"فصل دوّم: قسمت دهم"

01:25.962 --> 01:30.634
‫وقتی بچه بودم،
‫ از مادرم سوال‌های بی‌شماری می‌پرسیدم

01:31.426 --> 01:33.261
‫بعد اینکه مردیم چه اتفاقی میوفته؟

01:34.221 --> 01:35.639
‫انرژیمون کجا میره؟

01:36.598 --> 01:38.266
‫و دنیا چطور؟

01:39.226 --> 01:40.268
‫اونم می‌میره؟

01:41.186 --> 01:42.812
‫اصلا چطور بوجود اومده؟

01:44.856 --> 01:50.278
‫چطور میشه هیچی وجود نداشته باشه،
‫بعد یهو یچیزی باشه؟

02:02.499 --> 02:03.667
‫تو غرق شدی

02:04.626 --> 02:07.837
‫من جسدت رو دیدم. بغلش کردم

02:08.546 --> 02:11.883
‫آره یه جسد بغل کردی، فقط جسد من نبود

02:15.720 --> 02:17.472
‫شنیدم که صدام میزد

02:18.431 --> 02:22.394
‫فکر می‌کردم دارم کابوس می‌بینم،
‫ولی وقتی بیدار شدم نمی‌تونستم نفس بکشم

02:22.394 --> 02:24.312
‫منم داشتم باهاش عرق می‌شدم

02:24.312 --> 02:25.730
‫ذهن‌هامون بهم وصل بود

02:26.940 --> 02:29.442
‫می‌تونستم حسی که داشت رو حس کنم.
‫از نگاهش داشتم نگاه می‌کردم.

02:30.652 --> 02:34.691
‫و تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که
‫دستم رو برای کمک سمت نگهبانمون دراز کنم

02:35.991 --> 02:40.537
‫کاری که تلم یادم داد رو کردم.
‫بهش یه نیاز دادم، که به هری کمک کنه

02:40.802 --> 02:50.701
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.‫

03:08.023 --> 03:12.193
‫می‌تونستم صدای کمک خواستنش رو بشنوم.
‫همونجوری که صدای هری رو می‌شنیدم

03:12.193 --> 03:14.446
‫و بی‌صداش رو خفه کردم

03:14.446 --> 03:16.781
‫اینقدر عمیق چالش کردم که
‫تلم اصلاً نتونه بشنوه

03:34.049 --> 03:36.635
‫جسد ونیک رو جای خودم زنجیر کردم

03:43.892 --> 03:46.978
‫تلم گفت توهم‌ها پایه‌شون در واقعیته

03:48.271 --> 03:51.691
‫تو منو دیدی سالور.
‫ به لطف گیل همشون منو می‌دیدن

04:04.246 --> 04:06.665
‫ما پلی از احساسات درونی ساختیم

04:29.563 --> 04:31.565
‫ده‌ها کیلومتر اونورتر از روستا

04:31.565 --> 04:33.650
‫از جنگل خیلی متراکم رد شدم

04:38.113 --> 04:40.615
‫هر بی‌دقتی‌ای از طرف ما توجهشون رو جلب می‌کرد

04:48.999 --> 04:51.001
‫پس با هم عدد‌های اول رو می‌شمردیم

04:51.001 --> 04:54.170
‫سدی از اعداد که محافظ افکارمون بشه

04:55.297 --> 04:59.050
‫هشتاد و شش میلیون و
‫نهصد و هشتاد و هشت هزار و...

04:59.050 --> 05:01.136
‫- دویست و هفده
‫- دویست و هفده

05:01.136 --> 05:04.598
‫86،988،259

05:04.598 --> 05:08.435
‫86،988،271

05:09.728 --> 05:11.021
‫هشتاد و شش میلیون...

05:37.088 --> 05:38.548
‫اون موقع بود که پیدات کردم

05:38.548 --> 05:41.301
‫86،988،329

05:41.301 --> 05:43.345
‫برای همین عجیب رفتار می‌کردی

05:43.345 --> 05:45.764
‫هری برگ برنده‌مون بود

05:45.764 --> 05:50.101
‫باید تمام افکار دربارۀ اون رو می‌پوشوندم و
‫نمی‌تونستم ریسک کنم بهت بگم چیکار کرده بودیم

05:52.729 --> 05:55.023
‫و من و سکه‌ام نزدیک بود همه‌چی رو لو بدیم

05:55.023 --> 05:59.277
‫اگه نمی‌تونستی فرار کنی،
‫الان هممون مرده بودیم

06:00.487 --> 06:04.115
‫هشدار، موجود زنده ناشناخته در حال نزدیک شدن

06:04.115 --> 06:05.450
‫میزان تهدید: متوسط

06:22.884 --> 06:23.885
‫می‌تونید بیاید بیرون

06:24.511 --> 06:26.221
‫نیازی نیست از ما بترسید

06:26.763 --> 06:29.349
‫قطعاً ما رو درک می‌کنید که
‫ حرفتون رو قبول نداریم

06:38.608 --> 06:39.734
‫شما متوجه نیستید

06:41.278 --> 06:42.195
‫اون رفته

06:45.490 --> 06:48.034
‫صداش همیشه تو سرمون بود،
‫مجبورمون می‌کرد اطاعت کنیم

06:48.034 --> 06:52.581
‫ولی از وقتی رسیدیم اینجا اولین باره که
‫افکارمون برای خودمونه

06:54.332 --> 06:55.500
‫شما ما رو آزاد کردید

07:52.682 --> 07:56.102
‫دمرزل، قرار بود تو ترمینوس باشی

07:56.102 --> 07:59.189
‫یه اعلان دریافت کردم که
‫یک سنسور فعال شده بود

08:03.235 --> 08:08.631
‫شما دو نفر اولین آدم‌هایی هستید
‫که بعد از حدود 600‌سال پاتون رو اینجا گذاشتید

08:08.823 --> 08:12.285
‫کلئون داستان من رو بهتون گفته،
‫پس متوجه هستید

08:27.384 --> 08:29.052
‫کلئون دوباره من رو کامل کرد

08:31.388 --> 08:33.807
‫فقط نه اونقدری که امیدوار بودم

08:33.807 --> 08:36.726
‫تو کسی هستی که کل این نمایش رو
‫عروسک گردانی می‌کنی

08:36.726 --> 08:38.812
‫عروسک گردانی که نخ‌های عروسک خودش دستشه؟

08:39.312 --> 08:42.148
‫تو از این که من چیز‌هایی که
‫می‌دونی رو گزینش می‌کنم متنفری

08:42.148 --> 08:46.152
‫و با این حال فکر می‌کنی که
‫ احساساتت کامل برای خودت هستن

08:47.696 --> 08:52.492
‫اگه احساس شهوت یا حتی عشق می‌کنی
‫برات سوال نمیشه که از کجا اومده

08:52.492 --> 08:54.494
‫من اینجوری نیستم

08:58.790 --> 09:03.044
‫در آخر، کلئون داستانمون رو
‫ تو ذهن سرگردانش از دوباره نوشت

09:03.837 --> 09:07.090
‫تصمیم گرفت اجبارش رو
‫ به شکل صمیمیت به خاطر بیاره

09:07.966 --> 09:10.468
‫من توانایی فراموش کردن ندارم

09:11.803 --> 09:14.890
‫و با این حال، وقتی به کلئون فکر می‌کنم...

09:17.142 --> 09:18.435
‫دلم براش پر می‌زنه

09:24.316 --> 09:29.946
‫پسر کوچیک و ظریفی که
‫داخل اون مثل روح مخفی شده بود رو یادمه

09:32.532 --> 09:34.451
‫به چه مردی تبدیلش کرد

09:35.994 --> 09:40.248
‫مردی شریف، مدبر و پرشور

09:42.375 --> 09:48.381
‫اون فقط داون، دی یا داسک نبود،
‫بلکه کل سفر خورشید در صفحه آسمان بود

09:49.883 --> 09:52.510
‫به من با میل زیادی نگاه می‌کرد

09:53.261 --> 09:57.349
‫که انگار من رازی بودم که
‫حاضر بود همه‌چی رو برای کشفش فدا کنه

10:00.977 --> 10:02.145
‫آزادم کرد

10:03.980 --> 10:05.315
‫و من عاشقش بودم

10:08.485 --> 10:12.530
‫ولی همزمان می‌دونم برنامه‌ریزیم کرد که
‫ عاشقش باشم، پس برام سواله

10:12.530 --> 10:15.951
‫اگه به خاطر این دستور نبود
‫احساساتم همینجوری می‌موند؟

10:17.327 --> 10:18.662
‫اصلا چیزی حس می‌کنم؟

10:20.747 --> 10:23.875
‫هیچوقت پاسخ رو نخواهم فهمید و
‫برای همین ازش متنفرم

10:23.875 --> 10:26.044
‫پس کمکمون کن تسلطش روی تو رو از بین ببریم

10:27.546 --> 10:32.926
‫اگه این ازدواج رو ترتیب بدیم
‫سلسله به پایان می‌رسه و تو می‌تونی آزاد باشی

10:32.926 --> 10:34.344
‫نمی‌تونم کمکتون کنم

10:34.344 --> 10:37.389
‫- حتما می‌خوای که این قضایا تموم شن
‫- البته که می‌خوام

10:38.890 --> 10:43.144
‫و با این حال، دستورم مجبورم می‌کنه که
‫ازش مراقبت کنم

10:43.144 --> 10:44.479
‫می‌تونیم دوباره برنامه‌ریزیت کنیم

10:45.313 --> 10:47.482
‫اگه همچین کاری بکنید نابودتون می‌کنم

10:48.316 --> 10:52.571
‫می‌بینید؟ من مجبور به برداشت از
‫مزرعه‌ای هستم که نابود شده

10:52.571 --> 10:56.491
‫حالا می‌تونید برای این اقدامات شدید
من رو سرزنش کنید؟

11:01.580 --> 11:03.748
‫تو فرشتگان نابینا رو استخدام کردی

11:03.748 --> 11:04.833
‫بله

11:05.875 --> 11:08.003
‫ولی ملکه سارث تقاصش رو پس میده

11:08.879 --> 11:12.632
‫سوابق مالیش جوری دستکاری شدن
‫که مدرک مسلّمی باشن

11:12.632 --> 11:15.343
‫و یه بازرسی حافظه
‫ اون مدارک رو مستحکم‌تر می‌کنه

11:20.348 --> 11:21.641
‫اعلیا‌حضرت؟

11:21.641 --> 11:24.227
‫ملکه آینده برای خیانت محکوم میشه

11:24.227 --> 11:25.312
‫متأسفم

11:25.312 --> 11:27.522
‫و شکی نیست که اعدام میشه

11:29.941 --> 11:32.319
‫هیچوقت قرار نبود قاتل‌ها موفق بشن

11:34.070 --> 11:38.074
‫فقط می‌خواستی دی رو بترسونی که
‫سارث رو مقصر بدونه

11:38.074 --> 11:39.659
‫و نامزدی تموم بشه

11:39.659 --> 11:42.037
‫هیچوقت نمی‌خواستم این رو بفهمید

11:45.040 --> 11:46.041
‫هیچ‌کدوم از این حرف‌ها رو

11:46.041 --> 11:47.751
‫پس فقط از خاطراتمون پاکش کن

11:47.751 --> 11:50.378
‫و ریسک کنم که قلمرو ابر برشون گردونه؟

11:50.962 --> 11:53.173
‫وظیفۀ من اینه که اسرار رو ریشه کن کنم

12:00.889 --> 12:02.057
‫جنگیدن فایده‌ای نداره

12:03.225 --> 12:07.354
‫ما از همون لحظه که
‫ اومدیم اینجا مرده بودیم، مگه نه؟

12:08.563 --> 12:10.649
‫برادر داون از این تالار خبر داره؟

12:10.649 --> 12:13.777
‫هیچی نمی‌دونه. اگه باور نمی‌کنی
‫خاطراتشو بررسی کن

12:13.777 --> 12:16.821
‫و تو خاطراتش از رفتنتون به «منشأ»
‫ چی قراره پیدا کنم؟

12:17.614 --> 12:20.492
‫و یا از ملاقات‌های سرّی‌ش با ملکه سارث؟

12:21.743 --> 12:23.203
‫واقعا متأسفم

12:36.925 --> 12:38.134
‫می‌بخشمت

12:42.138 --> 12:43.682
‫هیچکدوممون آزاد نبودیم

12:46.101 --> 12:48.853
‫احمق بودیم که فکر می‌کردیم آزاد می‌شیم

13:07.289 --> 13:10.917
‫تو رو یادمه، یه سالت بود

13:11.835 --> 13:14.754
‫به آسمون اشاره کردی و خورشید رو نشونم دادی

13:16.882 --> 13:18.425
‫خیلی به خودت افتخار می‌کردی

13:20.093 --> 13:24.681
‫که انگار تازه خورشید رو کشف کرده بودی و
‫داشتی به من هم می‌گفتی

13:26.224 --> 13:27.851
‫چون عاشقت بودم

13:30.020 --> 13:31.479
‫همونطور که هنوز دارم

14:36.169 --> 14:37.170
‫زیباست

14:42.842 --> 14:45.011
‫جنرال ناوگان رو آماده جهش کن

14:46.846 --> 14:49.015
‫سفر برگشتمون به ترنتور رو شروع کنید

14:49.015 --> 14:50.225
‫به ترنتور نه

14:52.435 --> 14:57.857
‫بهم بگو برادر،
‫ چند جهان تحت حکومت بنیاد در اومدن؟

15:02.612 --> 15:04.781
‫- هفت‌تا
‫- نام ببر

15:05.574 --> 15:06.866
‫خودت اسم‌هاشون رو می‌دونی

15:06.866 --> 15:08.368
‫می‌خوام نام ببری

15:09.119 --> 15:12.330
‫یالا برادر، مرد باش

15:13.790 --> 15:16.543
‫فتوحاتتون رو گردن بگیر

15:18.753 --> 15:24.342
‫تسپیس، آنکران، سمیرنو

15:25.051 --> 15:28.054
‫سیشل، کونوم، داریبو، گلیپتول 4

15:28.054 --> 15:29.306
‫بذار سیونا هم حساب کنیم

15:30.599 --> 15:33.727
‫همشون رو نابود خواهیم کرد

15:34.477 --> 15:37.022
‫با تسپیس شروع می‌کنیم

15:43.361 --> 15:44.905
‫دستورات داده شدن جنرال

15:45.572 --> 15:47.282
‫شما بنیاد رو شکست دادید

15:49.200 --> 15:51.536
‫هر خرده‌ای که تو این جهان‌ها باقی مونده
‫تسلیم شده...

15:51.536 --> 15:55.832
‫هر خرده‌ای که باقی مونده
‫سرطانیه که نباید پخش بشه

15:55.832 --> 15:57.459
‫امپراطوری، ببینید چیکار کردید

15:58.251 --> 15:59.669
‫این کمال بی‌رحمیه

16:00.420 --> 16:03.548
‫با این حال این کار رو براتون انجام دادم که
‫نیازی به انجام کار بیشتری نباشه

16:03.548 --> 16:06.343
‫نه، این کار رو انجام دادی چون بهت دستور دادم

16:06.343 --> 16:10.472
‫و حالا بهت میگم که
‫ ناوگان رو به تسپیس جهش بدی

16:11.306 --> 16:16.853
‫این کار رو بکنید و
‫این کار باعث نابودی معنوی امپراطوری میشه

16:18.647 --> 16:20.899
‫نمی‌تونیم زنده بمونیم اگه حاضر باشید...

16:20.899 --> 16:24.402
‫بهت دستور دادم ریوز، انجامش بده

16:30.450 --> 16:31.743
‫انجامش بده!

16:34.246 --> 16:35.080
‫نه

16:37.624 --> 16:39.960
‫من از وظایفت سلبت می‌کنم

16:40.502 --> 16:44.464
‫اگه می‌خوای من رو بزنی، الان آخرین موقعیتته

16:50.303 --> 16:52.430
‫آره، همین‌ فکر رو می‌کردم

16:54.349 --> 16:56.810
‫مسیر‌یاب، الان من فرماندتم

16:56.810 --> 17:00.021
‫ناوگان رو به تسپیس جهش میدی

17:00.021 --> 17:04.609
‫یا مجبورم تمام ملوان‌های این سفینه
‫ رو اعدام کنم؟

17:04.609 --> 17:05.986
‫اطاعت امر امپراطوری

17:13.200 --> 17:15.078
‫فرایند جهش تثبیت شد

17:16.496 --> 17:18.081
‫همه نيرو ها به محفظۀ مخصوص جهش بروند

17:41.980 --> 17:44.774
‫فرایند جهش یه مشکلی داره،
‫جهش رو متوقف کنید

17:44.774 --> 17:47.736
‫چی شده؟ چه اتفاقی داره میوفته؟

17:47.736 --> 17:50.614
‫هر سفینه داره به فضایی جهش می‌کنه که
‫توسط سفینه کناریش پر شده

17:50.614 --> 17:53.450
‫یک واکنش زنجیره‌‌ای که
‫ کل ناوگان رو در بر می‌گیره

17:53.450 --> 17:55.493
‫متوقفش کن، به سمت فضای امن جهش کن

17:55.493 --> 17:56.661
‫نمی‌تونم

17:56.661 --> 18:00.290
‫وقتی فضا خم بشه، خم می‌مونه

18:00.290 --> 18:01.958
‫پس یه سفینۀ نجات برام آماده کنید

18:01.958 --> 18:06.588
‫فرایند دستور تمام محفظه‌های فرود و
‫تونل‌های پرتاب رو غیر فعال کرده

18:06.588 --> 18:10.258
‫ولی فضا ران‌های خودتم می‌میرن.
‫این خودکشه

18:10.258 --> 18:13.094
‫برای آزادی مردمم بهای کمیه

18:16.264 --> 18:17.307
‫چطور این اتفاق افتاد؟

18:18.183 --> 18:19.517
‫تو بودی مگه نه؟

18:20.810 --> 18:23.271
‫اینکه فضا ران‌ها  به امپراطوری
تحویلت دادن‫ حیله بود

18:23.939 --> 18:27.567
‫آره سلدان یه تاجر استاد رو
‫با جنس خوب فرستاد پیششون

18:27.567 --> 18:29.778
‫و معامله پا گرفت

18:29.778 --> 18:32.197
‫فضا ران‌ها دیگه متعلق به شما نیستن امپراطوری

18:32.197 --> 18:35.200
‫فرایند جهش تو این بود

18:35.742 --> 18:40.205
‫ولی باید می‌دادمش به یه فضا ران پس
‫باید سوار این سفینه می‌شدم

18:40.205 --> 18:41.289
‫می‌تونستی بهم بگی

18:41.289 --> 18:44.000
‫ساده بخوام بگم، بازیت دادیم

18:46.002 --> 18:49.923
‫جنرالتون تقریباً متوجه شد ولی
‫هیچوقت به حرفش گوش نمیدی نه؟

18:50.882 --> 18:53.134
‫سلدان فریبت داد که وارد جنگ شی

18:53.134 --> 18:57.055
‫که دستور بدی تمام ناوگانت بیاد ترمینوس.
‫همین کار رو هم کردی

18:58.557 --> 19:01.851
‫صاف اومدی پیشمون چون خیلی قابل پیش‌بینی‌ای

19:23.415 --> 19:24.958
‫اینو ببینید

19:28.920 --> 19:31.548
‫این چی؟ اینم قابل پیش‌بینیه؟

19:31.548 --> 19:33.425
‫همونطور که کون قورباغه ضد آبه

19:38.513 --> 19:41.308
‫جلوش رو بگیرید. داره می‌کشتش

19:44.853 --> 19:45.854
‫کافیه!

19:56.990 --> 19:58.617
‫عاشقشم

20:02.370 --> 20:03.330
‫امپراطوری

20:03.330 --> 20:04.456
‫بهتون نیاز ندارم

20:29.856 --> 20:31.650
‫برای همینه که فقط یبار می‌میری

20:32.692 --> 20:36.238
‫تو حقیری. شعله‌ور میشی و می‌سوزی

21:54.649 --> 21:56.693
‫- چیشد؟
‫- نشونش بده

21:57.986 --> 21:58.987
‫قلعه‌ش کردم

21:59.571 --> 22:02.407
‫اون یکی قطعه رو وقتی داشت خفم می‌کرد
‫گذاشتم توی لباسش

22:02.407 --> 22:04.326
‫و شاهی دیگر کنار گذاشته شد

22:05.577 --> 22:06.786
‫حرکت زیرکانه‌ای بود جنرال

22:07.370 --> 22:08.330
‫هشدار

22:08.330 --> 22:10.707
‫- واقعه فرازمینی غیر قابل اجتناب
‫- لعنتی

22:10.707 --> 22:13.627
‫تمام خدمه به سمت جایگاهشون برن

22:16.379 --> 22:17.839
‫صدای مسیر‌یابم رو شنیدید

22:18.673 --> 22:21.968
‫اگه می‌خواید منو بکشید یا
‫به هر خدایی که می‌پرستید دعا کنید

22:22.677 --> 22:24.679
‫هیچ‌جوره کسی از این سفینه زنده بیرون نمیاد

22:33.063 --> 22:35.232
‫- چقدر دیگه وقت داریم؟
‫- خیلی نمونده

22:36.691 --> 22:38.860
‫- شنیدید چی گفت
‫- برای خدمه‌ت متأسفم

22:39.361 --> 22:41.363
‫ملوان‌هام رو خوب می‌شناسم، شمارش بلدن

22:42.322 --> 22:44.824
‫مرگ چندهزار نفر
‫ زندگی میلیارد‌ها آدم رو نجات داد

22:44.824 --> 22:47.619
‫سلدان منو قسم داد که
‫جزئیات این گامبی رو به کسی نگم

22:47.619 --> 22:48.745
‫حتی به تو برادر

22:48.745 --> 22:51.581
‫با هم با سرنوشتمون روبرو میشیم.
‫حتی می‌تونیم شراب مرغوبتم بخوریم

22:51.581 --> 22:54.751
‫فکر قشنگیه برادر ولی
‫همه‌ قرار نیست سلامتی بدن

22:54.751 --> 22:57.212
‫می‌دونم گفتم ‫کسی از این سفینه
زنده بیرون نمیاد

22:57.212 --> 22:59.047
‫ولی یه راهی هست که
‫یکی‌ از شما بتونه فرار کنه

23:05.804 --> 23:06.930
‫سارث

23:08.848 --> 23:10.016
‫اینجا چخبره؟

23:15.522 --> 23:17.190
‫باعث ناراحتیمه که گزارش بدم

23:17.190 --> 23:20.318
‫که قلمرو ابر مسئول سوءقصد به جون برادر دی بود

23:20.318 --> 23:23.363
‫- غیر ممکنه
‫- مدرکش غیر قابل تکذیبه داون

23:25.115 --> 23:27.492
‫- چه بلایی سرش میاد؟
‫- تصمیمش با دی هست

23:27.492 --> 23:28.702
‫وقتی نیست من مسئولم

23:28.702 --> 23:31.913
‫درسته، ولی واقعا می‌تونی در این مورد
‫بدون جهت‌گیری قضاوت کنی؟

23:34.374 --> 23:39.004
‫نه ملکه و نه وارثی وجود نخواهد داشت که
‫نسلش با نیت‌ شوم مخدوش شده باشه

23:39.004 --> 23:41.423
‫پس لطفا راحت باش برادر

23:41.923 --> 23:45.969
‫اوضاع برگشت به جوری که باید می‌بود
‫یا اینکه به زودی برمی‌گرده

23:50.891 --> 23:52.809
‫به خط سبز روی گردنش نگاه کن

23:52.809 --> 23:56.479
‫بعد این‌که مرد مثل پاورقی بهش اضافه کردن.
‫نماد چیه؟

23:56.479 --> 23:58.064
‫نشان‌گر یک خیانت‌کاره

24:04.237 --> 24:09.326
‫باید در مورد اقدامات بعدی
‫ خصوصی بحث کنیم امپراطوری

24:10.327 --> 24:11.453
‫قطعاً

24:13.246 --> 24:14.080
تو ‫اتاق من؟

24:35.227 --> 24:38.104
‫اتاقک پاک‌سازی خارجی. می‌تونم آزادش کنم

24:38.104 --> 24:40.774
‫باید اونقدر اکسیژن داشته باشه که
‫حدود یه روز بشه توش دووم اورد

24:40.774 --> 24:42.025
‫امیدوارم که یکی پیداتون کنه

24:43.026 --> 24:44.486
‫صبر کن، نه، این...

24:45.612 --> 24:48.698
‫فهرمان تویی هوبر،
‫ مشخصاً برای نقشه پیامبر وجودت لازمه

24:48.698 --> 24:50.158
‫آره واجب بودم، کار من تموم شد

24:50.158 --> 24:52.035
‫- کار منم همینطور
‫- نه

24:52.035 --> 24:54.579
‫گوش کن، کار تو تازه شروع شده

24:55.914 --> 24:57.624
‫ببین تو یجوری هستی که

24:59.084 --> 25:02.504
‫باعث میشی مردم بفهمن
‫ اوضاع اونقدر‌ها بگا نرفته، خب؟

25:02.504 --> 25:04.839
‫باعث احساس امید تو مردم میشی

25:05.674 --> 25:07.259
‫حتی کسخل‌های پوچ‌گرایی مثل من

25:07.926 --> 25:09.094
‫- حتی اون‌ها؟
‫- آره

25:10.554 --> 25:12.639
‫می‌خوای راز کثیفم رو بدونی کنستانت؟

25:12.639 --> 25:15.058
‫من همیشه می‌خوام تاریکی رو کوتاه کنم. همیشه

25:15.058 --> 25:16.810
‫فقط کسشر‌های مذهبی رو نمی‌تونستم قبول کنم

25:16.810 --> 25:20.480
‫ولی باعث شدی یادم بیاد که کی بودم

25:20.480 --> 25:23.108
‫و باید بری این کار رو برای بقیه بکنی خب؟

25:23.108 --> 25:24.484
‫این کار رو برای من می‌کنی؟

25:29.197 --> 25:30.198
‫طبق معمول

25:31.449 --> 25:32.826
‫نمی‌ذاری مثل شهید بمیرم

25:46.756 --> 25:48.341
‫موفق باشی برادر کنستانت

25:48.341 --> 25:49.759
‫تو هم همینطور جنرال ریوز

26:00.228 --> 26:01.062
‫صبر کن

26:04.441 --> 26:06.067
‫هنوز می‌خوای اسمم رو بدونی؟

26:06.735 --> 26:07.861
‫البته که آره

26:09.988 --> 26:10.989
‫اسمم هوپـه (امید)

26:12.908 --> 26:13.742
‫واقعا؟

26:14.618 --> 26:15.702
‫نه

26:18.413 --> 26:19.915
‫ولی جالب نمیشد اگه بود؟

27:01.373 --> 27:04.251
‫خب، بریم شراب بزنیم؟

27:27.816 --> 27:28.733
‫سارث

27:29.609 --> 27:30.860
‫امپراطوری

27:41.871 --> 27:42.789
‫بیا بریم

27:44.708 --> 27:46.126
‫صبر کن. رو کجاست؟

27:46.126 --> 27:50.589
‫اگه با داسک باشه، مرده.
‫سارث این تنها فرصتمونه. زود باش

27:53.300 --> 27:55.802
‫ولی امکان نداره پیدامون نکنن

27:55.802 --> 27:57.012
‫کی گفته می‌خوایم قایم شیم؟

28:04.019 --> 28:07.647
‫اینو همیشه برای جشن گرفتن نگه داشتم

28:08.356 --> 28:10.358
‫و حالا یچیزی برای جشن گرفتن پیدا شد

28:11.192 --> 28:13.320
‫هیچوقت قرار نیست پیر شیم و
‫از گوش‌هامون مو در بیاد

28:13.320 --> 28:16.865
‫چند‌ هفته پیش فکر می‌کردم ممکنه
‫تو زندان تبعیدی‌ها بمیرم

28:18.450 --> 28:22.996
‫با سفینه نابود شدن حداقل یکم شاعرانه‌ست

28:23.997 --> 28:25.457
‫اون مردی که تو سیاره بود

28:26.291 --> 28:27.334
‫گلیون

28:29.544 --> 28:30.962
‫برات متأسفم که مجبور به اون کار شدی

28:30.962 --> 28:33.173
‫از اول می‌دونست که به فنا رفتیم

28:34.716 --> 28:37.219
‫فقط ما بودیم در مقابل دست بلند تاریخ

28:39.429 --> 28:41.348
‫امپراطوری هیچوقت قرار نبود بذاره زنده بمونیم

28:43.683 --> 28:46.102
‫ولی در مردن افتخار بود

28:48.355 --> 28:52.859
‫و تازه تونستم دی رو از هوا بند بندازم بیرون

28:54.611 --> 28:58.615
‫خب به سلامتی اونا که دیگه سلامت نیستن

28:58.615 --> 28:59.950
‫یه جمله بهتر بلدم

29:00.617 --> 29:03.203
‫به سلامتی اون‌هایی که می‌جنگن و
‫ دلیلش رو می‌پرسن

29:16.258 --> 29:18.385
‫- چقدر... عالیه
‫- وای

29:18.385 --> 29:21.721
‫- چقدر پیچیدگی داره نه؟
‫- آره. خیلی عمق داره

29:22.222 --> 29:25.475
‫واقعاً می‌تونی چیز رو مزه کنی
‫یعنی، شیرینی داره ولی...

29:25.475 --> 29:26.601
‫کسشره نه؟

29:27.269 --> 29:28.645
‫آره فکر می‌کنم چوب پنبه رفته توش

29:29.896 --> 29:32.566
‫- اشتباه نگه‌ش داشتی
‫- نه فکر نمی‌کنم فقط...

29:33.817 --> 29:34.818
‫مزه‌ش شبیه...

29:37.862 --> 29:38.863
‫شبیه...

29:48.498 --> 29:53.837
‫اسم اون موجود ترسناک تو سفینه‌ت چی بود؟

29:54.796 --> 29:56.006
‫کی، بکی رو میگی؟

29:56.006 --> 29:57.090
‫آره

29:58.258 --> 30:00.385
‫این شراب مزه سوراخ کون بکی رو میده

30:01.511 --> 30:03.305
‫آره همینه دقیق، چه سلامتی‌ای شد

30:05.390 --> 30:06.516
‫به سلامتی سوراخ کون بکی

30:26.453 --> 30:28.204
‫تایید شد

30:28.204 --> 30:30.332
‫سفینه‌های نجات غیرفعال شدن.
‫کسی زنده نموند

30:30.916 --> 30:34.044
‫- خیلی متأسفم بانو دمرزل
‫- لحظه‌ای سکوت لطفا

30:40.675 --> 30:41.843
‫چیشده کاپیتان؟

30:41.843 --> 30:43.220
‫منو ببخشید بانو دمرزل

30:43.720 --> 30:45.639
‫مردم ترنتور

30:46.640 --> 30:49.184
‫با اخبار غم‌انگیزی نزد شما آمده‌ایم

30:49.184 --> 30:54.439
‫برادر من، کلئون هفدهم، مرده

30:54.439 --> 30:56.983
‫- فوراً دستگیرشون کنید
‫- نه

30:56.983 --> 30:59.236
‫با امنیت برشون می‌گردونیم به قصر

30:59.236 --> 31:01.738
‫اونجا شخصاً باهاشون حرف می‌زنم

31:01.738 --> 31:02.864
‫به عنوان عروسم...

31:06.534 --> 31:07.702
‫اگه افتخار بده؟

31:10.997 --> 31:12.415
‫باعث افتخاره برادر داون

31:13.792 --> 31:15.043
‫پخش رو قطع کن

31:18.171 --> 31:19.172
‫صبر کن

31:24.511 --> 31:27.973
‫اینا که داون و سارث نیستن.
‫اینا خدمتکاراشونن

31:30.767 --> 31:31.893
‫مختل‌ساز‌های ظاهری

31:32.686 --> 31:33.812
‫پس کجان؟

31:34.479 --> 31:35.438
‫دمرزل؟

31:37.148 --> 31:39.442
‫- کجایی؟
‫- سریعاً اون متظاهر‌ها رو دستگیر کنید

31:39.442 --> 31:41.236
‫فکر می‌کنم خودت می‌دونی

31:41.903 --> 31:43.154
‫می‌دونم داسک رو کشتی

31:44.489 --> 31:45.865
‫دی هم خودت کشتی؟

31:45.865 --> 31:49.452
نه. ‫ولی اعمالت دارن مجبورم می‌کنن

31:49.452 --> 31:53.832
‫مجبور میشم پیدات کنم.
‫برنامه‌نویسیم مجبورم می‌کنه

31:53.832 --> 31:55.875
‫نمی‌تونی تفسیر کنی؟

31:56.418 --> 32:00.171
‫اگه ما کشته بشیم مردم ضد امپراطوری نمیشن؟

32:00.171 --> 32:02.090
‫همه همین الان می‌دونن
‫مجبورمون کردی فرار کنیم

32:03.550 --> 32:04.551
‫بدترش نکن

32:04.551 --> 32:06.678
‫داون جدیدی ساخته میشه

32:06.678 --> 32:09.556
‫و عموم مردم ارتباط کوتاهشون باهات رو
‫فراموش خواهند کرد

32:09.556 --> 32:11.141
‫همچین فکری نمی‌کنم

32:11.141 --> 32:13.351
‫فکر می‌کنم داستانمون داستان خوبیه

32:16.313 --> 32:17.856
‫امپراطور درحال ظهور

32:18.648 --> 32:20.233
‫که با عروسش و...

32:22.861 --> 32:25.113
‫وارث طبیعی‌ای که

32:25.697 --> 32:29.034
‫در همین لحظه داره تو شکم ملکه بزرگ میشه
‫ در حال فراره

32:30.076 --> 32:31.077
‫واقعا؟

32:34.205 --> 32:35.206
‫من پدر شدم؟

32:39.878 --> 32:43.173
‫وارثت فقط یه توده‌ از سلول‌های تکثیر شونده‌ست

32:45.300 --> 32:47.469
‫خیلی‌ چیز‌ها هست که ممکنه خراب بشن

32:47.469 --> 32:53.767
‫و حتی اگه بچه زنده بمونه،
‫ممکنه ضعیف باشه، حاکمی نا لایق بشه

32:53.767 --> 32:55.227
‫نیازی نیست حکومت کنه

32:56.478 --> 32:57.771
‫فقط باید دوست داشته بشه

32:59.814 --> 33:03.860
‫می‌دونم برات سخته که
‫احساسات واقعیت رو مشخص کنی

33:04.444 --> 33:06.571
‫ولی امیدوارم که برام خوشحال باشی

33:07.572 --> 33:10.158
‫و امیدوارم تو هم شادی رو پیدا کنی دمرزل

33:12.160 --> 33:13.453
‫از ته قلبم میگم

33:14.788 --> 33:15.956
‫تو با من خوب بودی

33:18.667 --> 33:20.877
‫نزدیک‌ترین چیزی که به عنوان مادر داشتم

33:21.831 --> 33:23.380
‫می‌دونم برنامه‌ریزی شدی که اینجوری باشی

33:23.380 --> 33:26.424
‫ولی دوست دارم فکر کنم که
‫خودت هم همینجوری می‌بودی

33:28.635 --> 33:29.803
‫حتی بدون برنامه‌ریزی

33:50.657 --> 33:51.533
‫گربه یا خط سالور؟

33:52.784 --> 33:53.660
‫گربه

33:55.537 --> 33:57.205
‫دهمین باره که درست میگی

33:57.205 --> 33:58.290
‫رکوردت چندتاست؟

33:58.999 --> 34:01.418
‫نمی‌دونم.
‫ تا الان اونقدر حوصلم سر نرفته که بشمرم

34:01.418 --> 34:02.586
‫این چه گربه‌ایه دیگه؟

34:03.378 --> 34:04.379
‫بیشاپز کلائه

34:04.880 --> 34:09.800
‫مطمئن نیستم واقعاً گربه باشه.
‫بیشتر شبیه سوسمار گربه‌ای چیزیـه

34:09.800 --> 34:11.135
‫آدم‌ها رو هم شکار می‌کنه؟

34:12.137 --> 34:13.346
‫عاشق آدم‌هاست

34:13.847 --> 34:15.140
‫مخصوصاً بچه‌ها

34:15.849 --> 34:18.434
‫غضروف گوش‌هاشون، مغز استخونشون

34:18.434 --> 34:19.894
‫خب. کی می‌خواد پرتاب کنه؟

34:20.519 --> 34:21.646
‫تو چه حسی داری؟

34:22.188 --> 34:26.943
‫آرومم. همونطور که تالیز گفت
‫برای اولین بار بعد از کلی وقت

34:28.445 --> 34:30.280
‫فکر می‌کنی واقعا چند‌ سالش بود؟

34:31.280 --> 34:33.032
‫حداقل صدها سالش بود

34:33.032 --> 34:36.411
‫وقتی داشت منو آماده می‌کرد

34:37.245 --> 34:40.749
‫می‌تونستم صداهای آروم آدم‌هایی که
‫قبل از من گرفته بود رو احساس کنم

34:41.333 --> 34:43.126
‫به خیلی قبل برمی‌گشتن

34:43.126 --> 34:45.295
‫- من می‌برم چیزی نیست
‫- ممنون

34:50.258 --> 34:51.550
‫حالت خوبه جسیا؟

34:52.093 --> 34:53.845
‫باید یچیزی بهت بگم

34:54.346 --> 34:55.764
‫- گیل
‫- چیه؟

34:57.307 --> 34:59.100
‫یچیزی هست... یه چیز...

35:02.479 --> 35:03.313
‫اون...

35:32.175 --> 35:33.677
‫ببخشید فرزندم

35:47.440 --> 35:50.151
‫توی سرم قایم شده بود

35:50.694 --> 35:51.861
‫کی جسیا؟

35:53.405 --> 35:57.367
‫تلم. وقتی داشته می‌مرده
‫ احتمالاً پریده تو ذهنش

35:57.367 --> 36:00.870
‫- سعی کردم بیرونش کنم. به گیل بگم
‫- اشکال نداره پسرم

36:02.497 --> 36:05.917
‫الان خیلی ضعیفه.
‫  مردنش با من رو حس می‌کنم

36:06.668 --> 36:11.006
‫ترسیده، می‌جنگه و ترسیده

36:12.549 --> 36:13.550
‫ولی من نترسیدم

36:23.143 --> 36:27.230
‫سالور به من نگاه کن

36:27.230 --> 36:28.648
‫- این چیزی...کمک!
‫- کمکم کنید

36:28.648 --> 36:30.567
‫یکی کمک کنه!

36:30.567 --> 36:33.737
‫تو بهمون امید رو یاد دادی.
‫خواهش می‌کنم نباید بری

36:34.237 --> 36:37.157
‫مامان

36:39.409 --> 36:40.785
‫نفهمیدی این یعنی چی؟

36:44.956 --> 36:46.374
‫یعنی زندانی نیستیم

36:49.127 --> 36:51.796
‫حق با تو بود. آینده رو میشه تغییر داد

36:55.842 --> 36:58.011
‫و هنوز می‌تونی برش گردونی تو مسیر درست

37:01.306 --> 37:03.934
‫من کامل بهت ایمان...

37:03.934 --> 37:07.145
‫نه

37:07.145 --> 37:11.233
‫سالور خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم نه

37:12.025 --> 37:13.235
‫سالور

37:14.569 --> 37:16.446
‫سالور!

37:17.781 --> 37:19.407
‫نه، لطفا نه

38:34.774 --> 38:37.360
‫... برادر مقدس بنیاد، با اراده خویش

38:37.861 --> 38:43.158
‫بذار چشم‌هایم که چشم‌های روح مقدس هستند،
‫فقط به آینده نگاه کنند

38:43.158 --> 38:44.743
‫که چیزی هست که روح مقدس تصمیم گرفته...

38:46.244 --> 38:47.495
‫که قلبم...

38:47.869 --> 38:50.046
‫[سطح هوا]

39:41.758 --> 39:42.759
‫سلام؟

39:51.768 --> 39:52.769
‫کلریک؟

39:56.606 --> 40:00.068
‫خوشحالم که می‌بینمت برادر.
‫هوبر کجاست؟

40:03.280 --> 40:04.281
‫اون...

40:13.206 --> 40:14.583
‫فقط تو زنده موندی؟

40:15.417 --> 40:16.418
‫نه

40:18.044 --> 40:19.504
‫فقط من نیستم

40:19.504 --> 40:20.589
‫کی دیگه هست؟

40:30.557 --> 40:32.642
‫دهلیز می‌تونه کار‌های بزرگی بکنه

40:33.977 --> 40:37.522
‫خودت دیدی. بزرگتر از چیزیه که پیداست

40:38.982 --> 40:40.025
‫بلند شو برادر

40:42.277 --> 40:43.612
‫همیشه نقشه همین بود

40:44.195 --> 40:50.285
‫ترمینوس فدا بشه که بنیاد زنده بمونده

42:29.259 --> 42:30.260
‫چیکار می‌کنی؟

42:31.553 --> 42:32.554
‫نمی‌دونم

42:34.472 --> 42:36.182
‫فکر کنم دنبال یه نشونه‌م

42:36.808 --> 42:40.896
‫که شاید مرگ سالور نقشه‌ رو
‫به مسیر بهتری انداخت

42:42.355 --> 42:44.399
‫هیچوقت در زمان حال نمی‌تونیم بفهمیم

42:45.233 --> 42:47.736
‫که موج‌های کوچک اعمال یک شخص

42:47.736 --> 42:50.739
‫چه تاثیری بر وقایای پایین‌دست رود داره

42:50.739 --> 42:52.657
‫مغزم این رو درک می‌کنه هری

42:55.535 --> 42:57.454
‫ولی قلبم...

43:01.666 --> 43:05.462
‫قلبم نیاز داره بدونه که مرگ سالور مهم بوده

43:07.172 --> 43:08.757
‫چون اگه نبوده باشه...

43:08.757 --> 43:10.383
‫زندگی غیرقابل تحمل میشه

43:16.306 --> 43:18.202
‫ما اینجا داریم برای نجات بشریت زحمت می‌کشیم

43:18.227 --> 43:20.393
‫و حتی زندگی عزیزانمون رو نمی‌تونیم نجات بدیم

43:23.355 --> 43:27.067
‫روزی نیست که فکر نکنم
‫اگه یانا زنده می‌موند چی میشد؟

43:28.985 --> 43:30.570
‫دخترمون چجوری میشد؟

43:32.030 --> 43:33.240
‫خوشبخت می‌شدن؟

43:34.783 --> 43:37.911
‫اون خوشبختی باعث میشد که راضی بمونیم؟

43:41.164 --> 43:44.751
‫باید دردها و اما‌ و اگر‌ها رو برداری

43:45.710 --> 43:48.755
‫و باهاشون داستانی بسازی که
‫به سمت جلو سوقت بده

43:53.760 --> 43:56.179
‫تو مسیرمون قراره
‫ آدم‌های بیشتری رو از دست بدیم گیل

43:57.264 --> 44:00.350
‫این از دست‌دادن‌ها مهمن
‫اگه ما اون‌ها رو مهم بشمریم

44:03.645 --> 44:05.730
‫اگه سالور کاری نمی‌کرد الان زنده نبودی

44:09.234 --> 44:11.278
‫اگه یانا خودش رو برای من فدا نمی‌کرد

44:11.278 --> 44:13.780
‫ تا الان بارها تسلیم شده بودم

44:16.074 --> 44:18.952
‫من ادامه میدم چون یانا نمی‌تونه ادامه بده

44:22.747 --> 44:23.748
‫می‌فهمی؟

44:24.708 --> 44:25.709
‫بله

44:31.590 --> 44:35.719
‫بهم بگو نقشه هنوز می‌تونه عملی بشه هری

44:36.511 --> 44:37.929
‫نقشه هنوز می‌تونه عملی بشه

44:39.806 --> 44:41.516
‫واقعاً بهش باور داری؟

44:44.853 --> 44:51.234
‫تعداد بی‌شماری راه
‫ به اون اتفاق غیرقابل اجتناب می‌رسن

45:57.342 --> 45:58.802
‫می‌دونید کی هستید؟

45:58.802 --> 46:00.220
‫من برادر دی هستم

46:01.388 --> 46:02.639
‫من برادر داون هستم

46:02.639 --> 46:04.432
‫من برادر داسک هستم

46:04.432 --> 46:06.726
‫ما امپراطوری هستیم

46:06.726 --> 46:08.520
‫و می‌دونید من کیم؟

46:08.520 --> 46:11.273
‫تو دمرزل هستی

46:11.273 --> 46:12.649
‫درسته

46:13.400 --> 46:16.403
‫من همیشه اینجا بودم،
‫همونطور که همیشه اینجا خواهم بود

46:17.404 --> 46:19.322
‫این بی‌سابقه‌ست امپراطوری

46:19.322 --> 46:23.493
‫هیچوقت تا الان هر سه شما رو
‫همزمان نساخته بودم

46:23.493 --> 46:26.079
‫ولی نباید بذارید این دلسردتون کنه

46:27.372 --> 46:30.667
‫چون که اخیراً وسیله خیلی قدرتمندی بدست اوردم

46:46.933 --> 46:50.186
‫می‌تونی این رو بفهمی دمرزل؟

46:51.521 --> 46:52.689
‫کامل نه

46:56.109 --> 46:57.152
‫هنوز نه

47:01.031 --> 47:04.242
‫ولی همین الان می‌تونم ببینم که
‫چیز‌های زیبایی در آینده هست

47:11.666 --> 47:12.834
‫خب حالا چی؟

47:12.834 --> 47:16.338
‫می‌فرستیمت به آینده، 150 سال به بالادست

47:16.338 --> 47:18.673
‫به لحظۀ حساسی که با میول روبرو میشی

47:19.299 --> 47:23.595
‫پیروزیش قطعی نیست.
‫این هدیه‌ایه که سالور بهمون داد

47:24.137 --> 47:26.056
‫پس برمی‌گردم به خواب انجمادی؟

47:26.056 --> 47:27.766
‫محفظه‌ها کار می‌کنن. چکشون کردم

47:27.766 --> 47:29.434
‫بنیاد دوم چی؟

47:29.434 --> 47:32.854
‫کی بهشون آموزش میده؟
‫کی تبدیلشون کنه به ارتشی که نیاز داریم؟

47:37.067 --> 47:38.235
‫من می‌کنم

47:38.235 --> 47:40.570
‫تو می‌خوابی و من حواسم بهت هست

47:40.570 --> 47:44.282
‫منتالیک‌ها توانایی‌هاشون رو بهبود می‌بخشن.
‫منم بهشون روانشناسی تاریخی یاد میدم

47:45.116 --> 47:47.577
‫تو سینکس خدای مردمت اسلیپر بود

47:48.453 --> 47:53.083
‫یک روز در سال، اسلیپر خودش رو نشون میده
‫شرایط کهکشان رو بررسی می‌کنه

47:54.042 --> 47:55.502
‫با مردمش حرف می‌زنه

47:55.502 --> 47:59.297
‫و اونقدری بهشون انگیزه میده که
‫تا حلقۀ بعدی ادامه بدن

48:00.090 --> 48:03.051
‫منتالیک‌ها یه نفر خاص رو می‌خوان که
‫اون‌ها رو جمع کنه

48:03.051 --> 48:04.803
‫تو این زمینه تلم در موردت درست می‌گفت

48:04.803 --> 48:06.513
‫الهه شدن

48:07.556 --> 48:10.058
‫- سالور هم نگران همین بود
‫- درست می‌گفت

48:10.600 --> 48:13.395
‫لحظه‌ای که یادت بره داری نقشت رو ایفا می‌کنی،
‫تو گمراه شدی

48:13.395 --> 48:18.817
‫ازم می‌خوای هر سال بیدار بشم تا وقتی که
‫تو دیگه اینجا نباشی

48:20.569 --> 48:22.737
‫توی بگر دوتا محفظه انجماد هست

48:23.446 --> 48:27.742
‫دلیلی نداره حلقه‌های خواب رو الان شروع کنیم
‫می‌تونیم یه سال صبر کنیم

48:27.742 --> 48:30.745
‫اگه باهم یادشون بدیم
‫ سرعت یادگیریشون دو برابر میشه

48:31.997 --> 48:36.877
‫اگه فداکاری سالور یه چیز یادم داده باشه،
‫اون اینه که نمی‌تونم این‌کار رو تنهایی بکنم

48:38.044 --> 48:40.589
‫برای یک نفر خیلی بزرگه، خواهش می‌کنم هری

48:41.381 --> 48:45.260
‫لطفاً مجبورم نکن تنها خانواده‌ای که
‫برام مونده رو رها کنم

48:45.886 --> 48:47.554
‫با من بیا

48:51.641 --> 48:54.811
‫شاید یه روزی بتونم با میول روبرو شم

48:57.898 --> 49:01.985
‫ولی اگر شانسی برای مواجهه

49:01.985 --> 49:05.697
‫با یه هری سلدان دیگه،
‫ تو بحرانی فراتر از اون باشه

49:07.282 --> 49:10.076
‫جفتمون می‌دونیم تو تنها کسی هستی که
‫از پس این کار بر میای

49:13.747 --> 49:14.789
‫خیلی‌خب

49:15.148 --> 49:37.031
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

49:37.401 --> 49:48.557
‫
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.

50:18.853 --> 50:22.274
‫دارم تپش قلبت رو حس می‌کنم هری.
‫باهاش نجنگ

50:22.274 --> 50:23.775
‫باهاش نجنگ. آروم باش

50:24.359 --> 50:25.360
‫فقط آروم باش

50:25.360 --> 50:26.987
‫می‌تونی نفس بکشی. پس نجنگ

50:27.612 --> 50:28.863
‫می‌تونی مایع رو نفس بکشی

50:28.863 --> 50:31.491
‫یادت باشه اعداد اول رو بشمری

50:33.743 --> 50:35.495
‫من... تا چند شمردیم؟

50:36.371 --> 50:41.209
‫86،990،413

50:42.627 --> 50:45.255
‫- هشتاد و شش میلیون و...
‫- هشتاد و شیش میلیون

50:45.255 --> 50:46.631
‫نهصد و نود هزار و

50:46.631 --> 50:49.467
‫- چهارصد و چهل و سه
‫- چهارصد و چهل و سه

50:50.844 --> 50:54.097
‫هشتاد و شش میلیون و نهصد و نود هزارو ...

50:54.723 --> 50:55.640
‫عاشقتم

50:56.224 --> 50:57.475
‫چهارصد و شصت و یک

50:59.102 --> 51:01.229
‫قراره با هم کار‌های فوق‌العاده‌ای بکنیم

51:27.255 --> 51:31.218
‫چطور میشه هیچی وجود نداشته باشه،
‫بعد یهو یچیزی باشه؟

51:33.220 --> 51:38.892
‫چشم‌هات رو ببند،
‫ به کلمات من گوش کن، و خواب ببین

51:43.852 --> 51:44.892
‫[152 سال بعد]

51:49.819 --> 51:51.738
‫دوباره دیدمش

51:53.323 --> 51:56.743
‫توی هزاران خواب من اومد

52:03.124 --> 52:04.918
‫حالا اینجاست

52:08.088 --> 52:09.589
‫در زمان ما

52:11.258 --> 52:12.884
‫ازم عصبانیه

52:15.303 --> 52:20.642
‫باید گیل دورنیک رو پیدا کنم...

52:22.686 --> 52:24.479
‫قبل از این‌که اون پیدام کنه

52:27.857 --> 52:30.694
‫باید نابودش کنم...

52:34.239 --> 52:38.660
‫حتی اگه لازم باشه
‫ همه‌چی رو برای انجام این کار به آتیش بکشم
