WEBVTT

01:14.819 --> 01:21.287
‫«بنیاد»
‫"فصل دوّم: قسمت هشتم"

01:24.624 --> 01:34.819
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:34.934 --> 01:45.208
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.

02:20.850 --> 02:22.811
‫ساکت‌کنندۀ ارباب سایه

02:25.480 --> 02:27.357
‫دنبال من بودید؟

02:28.316 --> 02:32.862
‫من همیشه حواسم به چیز‌هایی
‫که برام جالبن هست

02:34.322 --> 02:39.327
‫و به خودم زحمت هم نمیدم که بپرسم
‫این چجوری رسیده دستت

02:40.161 --> 02:46.167
‫ولی می‌خوام بدونم که
‫چجوری راه‌های خدمتگزاران رو پیدا کردی

02:46.251 --> 02:51.756
‫راه‌های خدمتگزاران از زمان اشتغال من
‫در دربار گاسامر تغییری نکردند

02:53.300 --> 02:55.802
‫اطلاعات در مورد راه‌های مخفی راز حکومتیه

02:55.886 --> 02:57.679
‫نباید به خاطرت می‌موندن

03:00.181 --> 03:04.519
‫قبل از اینکه بفرستند خونه،
‫پاکسازی ذهنت رو خودم سرپرستی ‌کردم

03:05.979 --> 03:10.066
‫قلمرو ابر به توانایی بازگرداندن خاطرات دست یافته

03:18.825 --> 03:25.540
‫من تمام خاطراتم از زمانی که
‫اینجا بودم رو یادمه، همشون رو

03:29.127 --> 03:32.214
‫تمام وقت، فکر می‌کردم به‌هم اعتماد داریم

03:33.506 --> 03:36.509
‫نه،‌ تو فکر می‌کردی که بهت اعتماد دارم

03:38.720 --> 03:41.723
‫چرا باید رازهای حکومتیمون رو بهت می‌گفتم؟

03:43.642 --> 03:44.768
‫که تحت تاثیر قرارت بدم؟

03:49.856 --> 03:52.817
‫اطلاعات درباره راه‌های مخفی تو رو

03:53.318 --> 03:55.362
‫به سوء قصد به جون برادرم متهم می‌کنه

03:55.445 --> 03:59.741
‫اصلا، این وصلت، باعث پیشرفت قلمرو ما میشه

03:59.824 --> 04:01.409
‫به خطر نمی‌ندازمش

04:03.203 --> 04:08.875
‫خب، سوال اصلی سر جاشه که
‫توی اتاق دمرزل چی کار می‌کنی؟

04:15.298 --> 04:20.720
‫بانو دمرزل به صورت قطع نشون دادن
‫که برای ملکه خطر حساب میشن

04:25.642 --> 04:26.643
‫نه

04:27.852 --> 04:33.692
‫نه، دمرزل نزدیک‌ترین چیزی به خانواده‌ست
‫که امپراطوری داره

04:35.735 --> 04:37.529
‫اون از کجا اومده داسک؟

04:39.239 --> 04:42.492
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

04:43.368 --> 04:46.288
‫زمان این که گنگ حرف بزنی گذشته دوست قدیمی

04:48.290 --> 04:50.000
‫دمرزل یه رباته

04:50.917 --> 04:57.007
‫آخرین ربات زنده تو کهکشان
‫و با این حال خدمتکار امپراطوریه

04:58.341 --> 05:00.051
‫هدف واقعیش چیه؟

05:02.846 --> 05:06.850
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

05:07.893 --> 05:11.146
‫آره، همین الان گفتی اینو

05:13.148 --> 05:15.817
‫کسی اون کلمات رو توی ذهنت حک کرده داسک؟

05:16.902 --> 05:18.153
‫می‌شنوی چی داری میگی؟

05:20.780 --> 05:22.908
‫تو هم مثل دمرزل برنامه‌ریزی شده‌ای

05:25.201 --> 05:28.914
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

05:28.997 --> 05:32.667
‫اون همیشه اینجا خواهد بود

05:33.501 --> 05:37.339
‫همونطور که همیشه بوده، اون...

05:41.176 --> 05:42.761
‫من اونو می‌شناسم

05:44.137 --> 05:48.767
‫اون طرح روی جعبه وسایلش رو، هشت سیاره

05:51.519 --> 05:56.441
‫برای زمان زیادی، انسان‌ها و ربات‌ها
‫در هماهنگی کامل کنار هم زندگی کردند

05:57.150 --> 06:01.988
‫ولی الان که به گذشته نگاه می‌کنم
‫اتفاقی که افتاد غیر قابل اجتناب بود

06:04.074 --> 06:05.742
‫انسان‌ها با اون‌ها ظالمانه رفتار می‌کردن

06:05.825 --> 06:09.746
‫و در آخر، اون‌ها بیشتر از حدی که می‌دونستیم
‫خوی انسانی داشتند

06:09.829 --> 06:14.834
‫ربات‌ها کم کم موقعیتشون رو فهمیدند و...

06:15.710 --> 06:19.965
‫به اون بخش نگاه کن،
‫ چقدر ناراحت‌کننده تسلیم شدند، اون خط‌ها...

06:20.632 --> 06:24.719
‫تنها چیزی که می‌خواستن،
‫ شناخته‌شدن به عنوان شخص بود

06:26.012 --> 06:28.598
‫و وقتی باهاشون مخالفت شد، دست به قتل زدن

06:31.017 --> 06:34.437
‫امپراطور بنفاس به دست‌ یک ربات به قتل رسید

06:34.521 --> 06:37.065
‫از اولین قانون ربات‌ها سرپیچی شد

06:37.148 --> 06:38.942
‫که نباید ممکن می‌بود

06:39.568 --> 06:44.906
‫ولی اون تخلف، که اولین نوع خودش بود،
‫آتش جنگ رو شروع کرد

06:46.575 --> 06:49.869
‫جنگ ربات‌ها علیه‌ ربات‌ها

06:50.537 --> 06:52.038
‫ربات‌ها علیه انسان‌ها

06:53.915 --> 06:57.252
‫در آخر ما پیروز شدیم و ربات‌ها نابود شدند

06:57.335 --> 06:59.170
‫همۀ ربات‌ها بجز ربات شما

07:04.467 --> 07:11.266
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

07:11.766 --> 07:13.476
‫چرا این جمله رو پشت هم میگی؟

07:13.560 --> 07:15.645
‫نمی‌دونم

07:15.729 --> 07:20.066
‫هروقت که می‌خوام به خاطر بیارم
‫هیچی تو ذهنم نیست

07:21.359 --> 07:24.446
‫اگه یادت نمیاد که مورد اعتماد‌ترین
‫مشاورتون چطور پیشتون اومده

07:24.529 --> 07:25.906
‫چه چیزهای دیگه‌ای رو ممکنه ندونی؟

07:27.324 --> 07:29.993
‫قلمرو ما می‌تونه خاطرات هرکسی رو بازیابی کنه،
‫حتی خاطرات تو رو

07:30.994 --> 07:35.373
‫خواهش می‌کنم،
بذار ‫این توده پنبه رو از ذهنت بردارم

07:38.084 --> 07:39.085
‫عجیبه

07:40.086 --> 07:41.546
‫حرکت نمی‌کنه

07:41.630 --> 07:45.884
‫رنگ‌دانه‌ها با نزدیک شدن بیننده فعال میشن،
‫پس از اینجایی که ما ایستادیم

07:45.967 --> 07:47.052
‫نباید ساکن باشن

07:48.678 --> 07:52.849
‫ببخشید امپراطوری،
‫شما در مراسم اعدام خواسته شدید

07:57.812 --> 08:01.816
‫فرستاده کوچیک زرشکی سلدان از بنیاد

08:03.068 --> 08:06.238
‫دی کل مراسم رو توی کل کهکشان گفته پخش کنن

08:11.720 --> 08:12.720
‫[ایگنیس]

08:30.470 --> 08:31.638
‫سالور کجاست؟

08:33.181 --> 08:34.390
‫یه جای خوبی قایمش کردیم

08:38.937 --> 08:40.688
‫فهمید که هری رو کشتم

08:42.566 --> 08:44.359
‫لطفا تو دیگه ننه من غریبم بازی در نیار

08:44.442 --> 08:46.278
‫فقط می‌خواستم زودتر همه بفهمن

08:46.361 --> 08:49.364
‫از همون لحظه‌ای که هری مرد تو فهمیدی

08:49.864 --> 08:52.117
‫حس کردی ک داره غرق میشه مگه نه؟

08:53.285 --> 08:56.454
‫حس کردم که آب داره وارد شش‌هام میشه

08:57.539 --> 08:58.540
‫همه‌چی رو حس کردم

09:00.500 --> 09:02.586
‫چرا؟ چرا این کار رو کردی؟

09:03.795 --> 09:05.130
‫ببخشید گیل

09:05.714 --> 09:08.884
‫ولی لعنتی بهش فکر کن

09:10.176 --> 09:14.306
‫این که می‌تونی زجر رو از فاصله زیاد حس کنی

09:14.389 --> 09:16.975
‫نشون میده که چقدر قوی هستی

09:17.809 --> 09:21.146
‫و جوری که حقیقت رو پنهان کردی
‫و نه فقط از سالور، حتی از من؟

09:22.981 --> 09:26.693
‫هری محموله‌ای بود که باید می‌رسوندیش
‫و فکر کردم به خاطر سالور هم شده، این کار رو می‌کنی

09:26.776 --> 09:28.778
‫ولی قلبت رو دیدم، تو بهش اهمیت می‌دادی

09:28.862 --> 09:33.366
‫و من زمان‌بندیم خیلی فشرده‌ست
‫پس کار سخت رو کردم

09:34.075 --> 09:36.828
‫من می‌خوام سالور رو ببینم، همین حالا

09:39.331 --> 09:40.373
‫ممکن نیست

09:41.625 --> 09:42.626
‫چرا؟

09:44.085 --> 09:45.754
‫چون تو واقعا اینجا نیستی

09:52.469 --> 09:54.930
‫سالور؟ صدامو می‌شنوی؟

09:55.639 --> 09:58.808
‫سالور، صدامو می‌شنوی سالور؟

10:00.227 --> 10:01.728
‫نمی‌شنوه

10:03.855 --> 10:06.107
‫این چیه؟ چرا اینجام؟

10:06.900 --> 10:09.110
‫اون صفحات بالای سرتو می‌بینی؟

10:11.154 --> 10:15.742
‫محدودکننده‌ان، تنظیم شدن که
‫ساز ذهنیت رو خنثی کنن

10:15.825 --> 10:20.163
‫به اندازه کافی اینجا بمون
‫و بالاخره سپر دفاعیت سقوط می‌کنه

10:28.046 --> 10:30.632
‫اینکه چقدر سخت تلاش می‌کنی
‫که منو بیرون از ذهنت نگه‌داری رو حس می‌کنم

10:31.675 --> 10:33.843
‫یچیزی هست که واقعا نمی‌خوای ببینم

10:36.763 --> 10:38.056
‫چون مال منه

10:38.682 --> 10:40.100
‫زیاد اینطور نمی‌مونه فرزندم

11:14.134 --> 11:15.135
‫وقتش رسیده

11:19.347 --> 11:20.348
‫پخشش کن

11:58.970 --> 12:01.806
‫کلئون! کلئون! کلئون!

12:48.562 --> 12:54.651
‫خیلی از شما هری سلدان،
‫ رویاپرداز انقلابی، رو یادتون نمیاد

12:55.694 --> 12:59.698
‫بیش از صد سال پیش، امپراطوری از محبت،

12:59.781 --> 13:03.410
‫سلدان و طرفدارانش رو به ترمینوس تبعید کرد

13:03.994 --> 13:06.162
‫و این هدیه ما رو چطور پاسخ دادن؟

13:07.539 --> 13:08.915
‫با تشکر؟

13:11.084 --> 13:12.878
‫امیدوار بودم که این طور باشه

13:14.713 --> 13:19.885
‫تبعیدی‌های سلدان مشغول هم‌پیمان شدن
‫با انکرون و تسپیس بودن

13:20.427 --> 13:23.805
‫همون تروریست‌هایی که 100 میلیون

13:23.889 --> 13:27.684
‫از شهروندان ترنتور رو کشتند

13:32.564 --> 13:38.111
‫و حالا اینقدر گستاخند که
‫ فرستاده‌ای اینجا فرستادند

13:38.737 --> 13:42.157
‫حامل‌های مشتاق تکبر سلدان

13:42.908 --> 13:47.078
‫امپراطوری همیشه رئوف خواهد بود دوستان من

13:48.079 --> 13:51.499
‫ولی عطوفت رو با ضعف اشتباه نگیرید

13:53.543 --> 13:55.545
‫قلاده تایفن

13:56.129 --> 14:01.134
‫بازمانده‌ای از اجدادم، در طراحی، زیبا

14:03.345 --> 14:06.848
‫در مجازات، موثر

14:14.940 --> 14:19.527
‫در این لحظه ناوگان امپراطوری
‫در حال تشکیل حصاری دور ترمینوس هستند

14:19.611 --> 14:22.614
‫فداییان سلدان به زودی خواهند فهمید
‫که اونجا پناهگاهی ندارن

14:23.323 --> 14:25.575
‫و نه در هیچ‌جای دیگر از امپراطوری

14:26.076 --> 14:32.499
‫امروز، یعنی همان روزی که
‫تروریست‌های پلِ ستاره‌ای اعدام شدند

14:32.582 --> 14:35.752
‫ما دو شخص دیگر رو به همون سرنوشت دچار می‌کنیم

14:36.336 --> 14:40.465
‫پالی وریسوف، کلاریک اعظم کلیسای سلدان

14:43.593 --> 14:49.766
‫و کنستانت، دختر ملبس آن‌هایی که به ما صدمه زدن

14:50.642 --> 14:53.436
‫چه کسی اول می‌میره؟

14:54.104 --> 14:57.190
‫کلاریک یا دختره؟

15:09.077 --> 15:13.999
‫شاید بهتر باشه بذاریم ملکه آیندمون تصمیم بگیره

15:18.670 --> 15:19.963
‫ملکه سارث؟

15:23.216 --> 15:24.593
‫نه

15:26.887 --> 15:29.389
‫بذارید زجر دختر بیچاره رو طولانی نکنیم

15:39.858 --> 15:41.860
‫کسنتانت متاسفم

15:42.611 --> 15:45.238
‫انتظار نداشتم اینجوری تموم شه

15:45.822 --> 15:49.659
‫به نام روح کهکشانی، خودم رو تقدیم می‌کنم

15:49.743 --> 15:52.495
‫برادر مقدس بنیاد، با اراده خویش

15:52.579 --> 15:54.831
‫- بذار چشم‌هایم ببینند...
‫- داره دعا می‌خونه؟

15:54.915 --> 15:56.791
‫که چشم‌های روح مقدس هستند...

15:59.044 --> 16:02.547
‫آیا خدایی که بر قاتلان نظارت می‌کنه واقعا خداست؟

16:03.506 --> 16:08.720
‫بذار چشم‌هایم که چشم‌های روح مقدس هستند،
‫فقط به آینده نگاه کنند

16:08.803 --> 16:10.305
‫که چیزی هست که روح مقدس تصمیم گرفته

16:12.599 --> 16:16.353
‫بذار قلبم که قلب روح مقدس است

16:16.436 --> 16:19.564
‫ضربان کوچکش با ریتم روح مقدس یکی شود

16:22.067 --> 16:27.572
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫و باهم تاریکی را کوتاه خواهیم کرد

16:30.742 --> 16:33.119
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

16:33.203 --> 16:35.205
‫مرا در تاریکی هدایت کن

16:35.288 --> 16:37.207
‫مرا در تاریکی هدایت کن

16:37.290 --> 16:39.334
‫مرا در تاریکی هدایت کن

16:39.417 --> 16:41.795
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

16:42.379 --> 16:44.089
‫مرا در تاریکی هدایت کن

16:44.673 --> 16:46.758
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

16:47.425 --> 16:51.763
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫مرا در تاریکی هدایت کن

16:54.558 --> 16:56.059
‫- امپراطوری!
‫- چیه؟

17:10.864 --> 17:13.243
‫اون یه سفینه نجواگر بود؟

17:20.417 --> 17:23.587
‫آره ببخشید دوستان،
‫مراسم سر زدن کنسل شد

17:26.006 --> 17:27.173
‫هوبر ملو

17:29.426 --> 17:31.136
‫اون احمق از طرف ما اعلام جنگ کرد

17:34.890 --> 17:40.312
‫لعنتی، می‌دونستم خودشه، قبل اینکه
‫صورت تخمیشو ببینم می‌دونستم خودشه

17:41.688 --> 17:43.231
‫اونجاست

18:01.416 --> 18:02.250
‫کنستانت!

18:06.171 --> 18:08.423
‫کسی می‌بینتش؟ کجا رفت؟

18:08.506 --> 18:09.507
‫سارث!

18:12.802 --> 18:14.638
‫سارث

18:33.907 --> 18:34.908
‫هدف رو از دست دادیم

18:43.333 --> 18:44.501
‫بذار بلند شم

18:45.085 --> 18:47.504
‫هاله شما توسط شوک گرانشی سفینه صدمه دیده

18:48.171 --> 18:49.256
‫گمشو!

19:14.614 --> 19:18.034
‫- کنستانت! پالی کجاست؟
‫- نمی‌دونم

19:23.123 --> 19:25.959
‫برو! از اینجا برید!

19:29.629 --> 19:31.590
‫بکی دختر خوب! بیا بریم، یالا

20:01.119 --> 20:01.995
‫بکی!

20:05.707 --> 20:06.917
‫بیا بریم، بدو

20:24.559 --> 20:26.061
‫جلوشون رو بگیرید!

20:43.870 --> 20:46.289
‫خب دوتا دکمه هست
‫نمی‌دونم کدوم چیکار می‌کنه

20:46.373 --> 20:49.000
‫فقط یکیو باید انتخاب کنی، چشات رو ببند

20:49.084 --> 20:52.420
‫و اگه صدای افتادن چیزی رو شنیدی
‫خب بدون که ازت خیلی ممنونم

20:53.797 --> 20:54.923
‫چی؟ واسه کشتنت؟

20:55.840 --> 20:57.050
‫برای نجات دادنم

20:59.678 --> 21:00.679
‫خیل خب...

21:21.700 --> 21:23.076
‫چطور پیدامون کردی؟

21:23.660 --> 21:26.204
‫شوخیت گرفته؟ کل کهکشان می‌دونن کجایید

21:27.247 --> 21:30.000
‫اخطار، سفینه دشمن شناسایی شد

21:30.083 --> 21:31.418
‫خیل خب، باید همین الان جهش کنیم

21:53.440 --> 21:55.942
‫خب، فکر کنم انقلابی‌ای که دنبالشی رو پیدا کردم

21:56.484 --> 21:57.903
‫هنوز فکر می‌کنی باید ما می‌بودیم؟

21:58.904 --> 22:00.947
‫نه، کشتی ما تو اون ایوان جا نمیشد

22:02.699 --> 22:04.117
‫ولی ملو یچیزی رو ثابت کردی

22:05.535 --> 22:07.329
‫امپراطوری رو میشه لمس کرد

22:28.725 --> 22:29.976
‫اینجا جامون امنه

22:31.228 --> 22:35.148
‫درباره امنیت حرف می‌زنی وقتی که
‫هنوز قصرمون داره می‌سوزه

22:36.233 --> 22:39.569
‫و این نانوبات‌های لعنتی
‫ کی می‌خوان شروع به کار کنن؟

22:39.653 --> 22:41.196
‫- شروع می‌کنن
‫- دی!

22:42.405 --> 22:47.202
‫دنیا‌ها دارن نگاه‌ می‌کنن
‫ما باید سریع و قاطع عمل کنیم

22:47.702 --> 22:53.041
‫قبلا بهم می‌خندیدی برادر داسک،
‫می‌گفتی سلدان یه داستان ترسناکه

22:54.376 --> 22:55.710
‫رویاپردازی کودکانه‌ست

22:56.962 --> 22:57.963
‫چی؟

23:00.382 --> 23:05.595
‫عذر‌خواهی می‌خوای؟
‫ این یه عمل جنگ‌طلبانه بود!

23:07.013 --> 23:09.599
‫باید به همین شیوه پاسخ بدیم

23:09.683 --> 23:13.270
‫جنگ؟ کدوم جنگ؟

23:13.353 --> 23:17.941
‫اگه به خشونت بکشه،
‫ما کامل نابودشون می‌کنیم

23:19.276 --> 23:22.988
‫نه، فکر می‌کنم ترجیح میدم باهاشون حرف بزنم

23:23.488 --> 23:25.657
‫- چی؟
‫- من میرم به ترمینوس

23:26.866 --> 23:30.495
‫بهتره که اینجا بمونید که
‫مردم ببینن چیزی تغییر نکرده

23:30.579 --> 23:33.415
‫و راه برادرم رو ادامه بدم؟ نه

23:34.833 --> 23:38.837
‫من از تغییر نمی‌ترسم
‫اون سفینه‌های نجواگر متعلق به ما هستن

23:38.920 --> 23:41.965
‫اون سیاره متعلق به ماست، من میرم!

23:42.048 --> 23:44.509
‫خب، این هم رویاپردازی کودکانه‌ست

23:44.593 --> 23:47.929
‫- احمق نباش
‫- دی در این مورد حرفشو زد

23:55.186 --> 23:58.940
‫و حق با شماست، سرزمین شما
‫بیش از حد خون و ستاره تلفات داده

24:01.860 --> 24:04.279
‫زمان دست‌های بزرگ رسیده که
‫این زخم رو مرحم ببخشه

24:06.197 --> 24:07.782
...‫- عروسیمون
‫- می‌‌تونیم صبر کنیم

24:20.170 --> 24:25.050
‫میرم و به چشم‌های روح سلدان نگاه می‌کنم

24:25.133 --> 24:27.719
‫و چیزی که مال ماست رو پس می‌گیرم

24:30.805 --> 24:33.391
‫یک سیاره به عنوان کادوی عروسی خواهی گرفت

24:42.817 --> 24:47.656
‫برادر دان، ترنتور تا وقتی برگردم در دست‌های توست

24:54.246 --> 24:55.664
‫مراقبش باش

24:56.623 --> 24:57.624
‫خواهم بود

24:59.834 --> 25:03.672
‫سفینه‌م رو آماده کنید،
‫کلاریک اعظم رو بیارید، اون هم باهام میاد

25:03.755 --> 25:05.507
‫و سفینه روبیکان رو هم آماده کنید

25:06.049 --> 25:07.300
‫بله امپراطوری

25:24.568 --> 25:25.944
‫کلئون‌ها دارن تکه تکه میشن

25:26.027 --> 25:28.071
‫و من خودم رو دارم بین تکه‌ها جا می‌کنم

25:29.155 --> 25:30.532
‫می‌دونم دارم چیکار می کنم

25:30.615 --> 25:35.120
‫می‌دونی؟ نقشه‌های انتقام جویانه
‫معمولاً شامل احساسات عاشقانه نمیشن

25:35.829 --> 25:38.748
‫می‌دونم توی هیت سینک‌ها با دان ملاقات داشتی

25:38.832 --> 25:42.836
‫دارم اعتمادشو به دست میارم،
‫علیه بقیه‌شون برش می‌گردونم

25:43.420 --> 25:45.547
‫داری باهاش می‌خوابی، یا قراره بخوابی

25:45.630 --> 25:46.923
‫تو که همین الانش با داسک می‌خوابی

25:47.007 --> 25:48.675
‫- تو عاشقشی
‫- تو عاشق داسکی!

25:48.758 --> 25:51.928
‫مهم نیست، من نامزد امپراطور نیستم

25:52.012 --> 25:55.223
‫- اگه بفهمه چیکار می‌کنی؟
‫- برام مهم نیست!

25:56.349 --> 25:57.684
‫وظیفته که برات مهم باشه!

25:58.310 --> 26:02.147
‫می‌دونم از قلمرو ابر دوریم
‫ولی باید بهش فکر کنی

26:02.230 --> 26:05.567
‫به مردمت فکر کن،
‫به خونه‌ دوست‌ داشتنیمون فکر کن

26:06.276 --> 26:09.362
‫امپراطوری کوچیک‌ترین تخلفی رو
‫ بدون مجازات نمی‌ذاره

26:11.573 --> 26:14.701
‫خیلی چیز‌ها از دست دادی درسته

26:15.994 --> 26:17.996
‫ولی هنوز کلی چیز برای از دست دادن هست

26:33.803 --> 26:39.434
‫وقتی که مزدوج شدی،
‫می‌تونی هرجور که خواستی با دی رفتار کنی

26:41.019 --> 26:43.104
‫زن و بیوه هر دو ملکه هستن

26:45.565 --> 26:49.069
‫ولی الان، باید به احساساتت مسلط بشی

26:49.152 --> 26:50.904
‫رو، به حرفت گوش میدم

26:54.115 --> 26:55.784
‫و برام ارزش داری

26:58.203 --> 27:01.790
‫ولی من ملکه توام،
‫و من تصمیم‌ها رو می‌گیرم

27:05.502 --> 27:08.088
‫بله علیاحضرت

27:10.173 --> 27:11.174
‫اراده شما اراده من هست

27:45.542 --> 27:46.877
‫تلم اینجوری می‌کشه منو؟

27:48.003 --> 27:49.504
‫بینا‌ها همدیگر رو نمی‌کشن

27:50.630 --> 27:52.716
‫امیدوارم این یعنی گیل هنوز حالش خوبه

27:53.425 --> 27:55.218
‫دارن برای میز آماده‌ش می‌کنن

27:56.428 --> 27:57.679
‫چه میزی؟

28:01.474 --> 28:04.895
‫نباید بگم، ولی افتخار خیلی خاصیه

28:05.645 --> 28:08.356
‫خیلی حس خوبی ندارم بهش

28:18.658 --> 28:21.119
‫خیل خب، یچیزی واقعا اینجا مشکل داره

28:21.620 --> 28:24.956
‫به خاطر اوناست، سازت رو خنثی می‌کنن

28:25.040 --> 28:30.462
‫خیل خب، پس توی زندان روانی هم هستم،
‫فقط فیزیکی نیست

28:31.463 --> 28:33.673
‫چطور کار می‌کنن؟ اون عدد‌ها معنیشون چیه؟

28:33.757 --> 28:35.258
‫من از اعداد سر در نمیارم

28:35.342 --> 28:36.343
‫منم همینطور

28:38.678 --> 28:40.388
‫کاش هری هنوز اینجا بود

28:40.472 --> 28:41.848
‫بابت اتفاقی که براش افتاد متاسفم

28:41.932 --> 28:45.393
‫اون ناکافی بود،
‫ ولی می‌دونم به هرحال دوستش داشتی

28:45.477 --> 28:47.896
‫اون ناکافی نبود جسیا

28:48.438 --> 28:52.817
‫اون نابغه بود و دقیقا می‌فهمید که اون چیزا چطور...

28:55.445 --> 28:57.239
‫اون‌ها دنبال منشورن سالور

28:57.322 --> 28:59.157
‫توی بگاره

28:59.241 --> 29:04.246
‫شبیه چیزی که همیشه هست نیست،پیداش کن،
‫ مراقبش باش، مراقب گیل باش، بهت نیاز داره

29:04.996 --> 29:07.749
‫جسیا، میزی که گیل رو دارن می‌برن کجاست؟

29:07.832 --> 29:12.754
‫توی قصره، اونور، ولی تو که اینجایی

29:12.837 --> 29:14.464
‫بذار خودم نگران این باشم، برو

29:14.548 --> 29:16.508
‫و هرکاری می‌کنی، این صحبت رو فراموش کن

29:23.473 --> 29:27.936
‫اون یکی سلدان انگار یه نسخه کپی از منشور داره

29:28.019 --> 29:31.189
‫ولی در حقیقت، فقط یک منشور هست
‫و هر دوی ما داریمش

29:32.983 --> 29:33.984
‫در دو جای مختلف

29:43.118 --> 29:46.246
‫نگاه کردن بهش، مثل نگاه کردن به دست اونه

29:48.748 --> 29:49.791
‫دهلیز رو بهم نشون بده

30:20.280 --> 30:21.781
‫سالور هاردین؟

30:25.911 --> 30:26.912
‫هری سلدان

30:28.788 --> 30:29.789
‫چطور اینجایی؟

30:32.042 --> 30:33.126
‫من اینجا نیستم

30:35.670 --> 30:37.214
‫به طور فیزیکی نیستم

30:39.758 --> 30:44.095
‫ذهنم یجورایی از در پشتی وارد شد

30:45.180 --> 30:49.309
‫منشور، همونی که وقتی از ترمینوس رفتی برداشتی؟

30:49.392 --> 30:50.727
‫بله همون

30:51.853 --> 30:56.107
‫داری میگی به عنوان
‫ یه دریچه کوانتومی به دهلیز عمل می‌کنه؟

30:56.691 --> 30:57.776
‫خب با عقل جور در میاد

30:57.859 --> 31:01.196
‫یه سیستم کوانتومی یگانه‌ست
‫که در حالت بر هم نهی وجود داره

31:03.531 --> 31:07.619
‫چرا از قبل نفهمیده بودم؟
‫من خودم اونو اختراع کردم

31:07.702 --> 31:11.289
‫- خب نمی‌دونستی
‫- جواب نده، سوال بلاغی بود

31:11.373 --> 31:15.794
‫یکی می‌تونه بگه که
‫من کسی نیستم که اونو ساختم

31:15.877 --> 31:19.881
‫من یه نسخه از خودمم که توسط طراح طراحی شدم،
‫درست مثل منشور

31:21.299 --> 31:27.055
‫پس فکر می‌کنم که خودم می‌تونستم این دانش رو

31:27.138 --> 31:29.975
‫از طراحی خودم خارج کنم، ولی به چه دلیل؟

31:30.934 --> 31:35.689
‫چرا قبل از اینکه بمیرم اطلاعات به این مهمی
‫رو باید از تنها کپی مخفی...

31:39.568 --> 31:42.988
‫من تنها نسخه کپی نیستم، مگه نه؟

31:47.659 --> 31:50.412
‫اون کسیه که بهت گفت
‫ منشور می‌تونه این کار رو بکنه؟

31:50.495 --> 31:52.122
‫فکر نکنم باید...

31:53.957 --> 31:55.458
‫نباید بدونم

31:58.420 --> 32:01.256
‫پس یکی دیگه از من هست

32:02.841 --> 32:07.012
‫هدف اون چیه؟ من فقط اینجام
‫که بنیاد رو به حرکت در بیارم

32:07.888 --> 32:10.515
‫چرا اینقدر زحمت بدم و
‫ یه نسخه پشتیبان بسازم که....

32:15.020 --> 32:16.187
‫خیلی زیرکانه بود

32:17.939 --> 32:19.691
‫یه بنیاد دوم

32:22.694 --> 32:24.696
‫ولی اگه اون یکی نسخه من
‫اطلاعاتی داره که من ندارم

32:25.822 --> 32:30.827
‫و اگه به این موضوع به چشم یه آزمایش بزرگ
‫نگاه کنیم، که یجورایی هم هست

32:31.703 --> 32:34.164
‫پس این یکی بنیاد گروه شاهد میشه

32:34.873 --> 32:39.544
‫که بدون اطلاع مونده، مثل دست چپی که
‫اطلاعی نداره دست راست داره چیکار می‌کنه

32:39.628 --> 32:42.380
‫لعنتی، من دست چپه‌ام

32:45.008 --> 32:47.510
‫البته هیچکدوم از این‌ها دلیل اینجا بودنت رو نمیگه

32:48.053 --> 32:49.888
‫- به کمکت نیاز داریم
‫- نیاز دارید؟

32:50.555 --> 32:51.723
‫من و گیل و...

32:51.806 --> 32:54.809
‫دیگه چیزی بهم نگو، ریاضیات رو آلوده می‌کنی

32:55.477 --> 32:58.730
‫ریاضیات برام مهم نیستن، گیل در خطره

33:14.788 --> 33:16.456
‫یه حصاره

33:17.249 --> 33:20.669
‫باید صدها سرباز کوفتی امپراطوری باشن،
‫کاری نمی‌تونیم بکنیم

33:22.170 --> 33:23.547
‫نه اگه تاریک بشیم

33:24.256 --> 33:25.840
‫اسپیریت برای مخفی‌کاری ساخته شده

33:26.550 --> 33:27.717
‫و به اندازه کافی دور هستیم

33:28.218 --> 33:30.845
‫ممکنه که اثر گرانشیمون شناسایی نشده باشه

33:48.488 --> 33:50.073
‫فکر می‌کنی زنده مونده؟

33:52.200 --> 33:53.660
‫پیامبر ازش مراقبت می‌کنه

33:54.160 --> 33:58.498
‫کنستانت خدمتگزار وفادارشه،
‫با یاری پیامبر اون جاش امنه

34:19.811 --> 34:21.646
‫فکر کردم اومدم اینجا که دعا کنم

34:24.106 --> 34:25.275
‫فکر نکنم به این دلیل اومده باشم

34:29.362 --> 34:32.240
‫می‌دونم تو اون اداره کوفتیتی

34:35.452 --> 34:37.287
‫برای تو تا ترنتور رفت

34:38.954 --> 34:40.039
‫چرا؟

34:40.999 --> 34:45.086
‫اون خیلی چیز‌های بیشتری
‫ از زندگیش برای ارائه داشت

35:07.359 --> 35:08.818
‫فکر نمی‌کردم بیای بیرون

35:10.946 --> 35:12.697
‫حس کردم که اینقدر رو بهت مدیونم

35:13.865 --> 35:15.825
‫من پخش زنده از ترنتور رو نگاه کردم

35:15.909 --> 35:17.953
‫- زنده‌ست؟
‫- نمی‌دونم

35:18.995 --> 35:22.707
‫کلی از مردم زندگیشون رو وقف این کردن
‫که تو همه چی رو می‌دونی

35:23.959 --> 35:27.087
‫از همون لحظه که بهش فکر کرد رو زانو‌هام نشستم

35:27.170 --> 35:30.173
‫و گفتم «هر کاری رو توی ترمینوس انتخاب کن،
‫کار منو انتخاب کن، کار منو انتخاب کن»

35:30.257 --> 35:31.258
‫«فقط قول...

35:34.928 --> 35:37.222
‫«فقط قول بده که ردای مذهبی رو انتخاب نمی‌کنی»

35:38.765 --> 35:41.434
‫نمی‌خواستم یکی از دراویش تو بشه

35:44.646 --> 35:45.730
‫یکی از ابله‌هات

35:46.648 --> 35:51.319
‫من فقط یک لحظه دخترت رو دیدم
‫ولی به نظرم ساده لوح نمیومد

35:52.237 --> 35:53.363
‫و اگه برات مهمه می‌خوام بدونی

35:53.446 --> 35:56.449
‫- امیدوارم زنده باشه
‫- کنستانت دختر خوبی بود

35:57.993 --> 35:59.411
‫و بهت باور داشت

36:03.164 --> 36:05.292
‫نزدیک بود به خاطر این سرشو ببرن

36:06.626 --> 36:08.628
‫ تاریخ برای تو مهمه

36:09.588 --> 36:12.132
‫ولی آدم‌هایی که داخلش زندگی‌ می‌کنن نه

36:13.550 --> 36:15.594
‫نمی‌تونم اشخاص خاص رو در نظر بگیرم

36:17.429 --> 36:19.389
‫و نمی‌تونم سرنوشتشون رو پیش‌بینی کنم

36:20.056 --> 36:23.435
‫ولی می‌بینمشون، می‌بینم

36:25.937 --> 36:27.272
‫خیلی خوب می‌بینمشون

36:29.065 --> 36:31.943
‫روانشناسی تاریخی از خاطرات اون‌ها ساخته شده

36:32.736 --> 36:33.945
‫از تصمیم‌های اون‌ها

36:34.571 --> 36:36.072
‫از داستان‌های اون‌ها

36:36.781 --> 36:39.034
‫هرکسی که زندگی کرده سازنده اون بوده

36:39.826 --> 36:41.995
‫میلیارد‌ها تصمیم

36:42.662 --> 36:43.872
‫حتی بیشتر

36:44.706 --> 36:46.708
‫پس می‌بینی همشون مهمن

36:48.585 --> 36:51.796
‫بهم بگو زنده می‌مونه و من حرفت رو باور می‌کنم

36:53.548 --> 36:55.884
‫اگه اینطور بود، توهم ردای مذهبی می‌پوشیدی

36:58.762 --> 37:00.096
‫چیکار کنیم دکتر؟

37:01.514 --> 37:03.308
‫سخت‌ترین کار ممکن رو می‌کنیم

37:06.645 --> 37:07.646
‫صبر می‌کنیم

37:28.500 --> 37:30.585
‫امپراطوری گفت که تورو پیش فضاران‌ها فرستادن

37:31.419 --> 37:34.548
‫آره سلدان امیدوار بود متقاعدشون کنم
‫جهتشون رو عوض کنن

37:36.258 --> 37:39.844
‫می‌خواست یه تیغه باشم،
‫فکر کنم براش مهم نبود که چقدر کُندم

37:43.181 --> 37:44.266
‫برای بکی متاسفم

37:45.433 --> 37:47.060
‫خیلی متاسفم که...

37:48.645 --> 37:49.771
‫نتونستم پالی رو نجات بدم

37:54.067 --> 37:56.027
‫اون دلیل عضو کلیسا شدنم بود

37:57.612 --> 38:00.198
‫دلیلی که خیلی‌ها بینش سلدان رو قبول کردن

38:02.409 --> 38:05.287
‫اون جرقه رو بیش از صد سال زنده نگه داشت

38:08.081 --> 38:09.499
‫ولی بعد از توان افتاد

38:10.959 --> 38:12.502
‫دیدم که این اتفاق افتاد و...

38:15.589 --> 38:16.798
‫نمی‌تونستم کمکش کنم

38:20.927 --> 38:23.597
‫من دانش‌آموز بدی بودم تو کلیسا

38:25.140 --> 38:27.434
‫این موعظه یادمه، که تمثیل بود

38:28.351 --> 38:32.522
‫که چطور زندگی مثل جمع کردن جواهر توی کیسه‌ست

38:33.982 --> 38:36.693
‫و در آخر

38:36.776 --> 38:40.113
‫نمی‌خوای کیسه‌ت پر بشه،
‫دوست داری خالی باشه

38:42.532 --> 38:43.533
‫چون همشون رو بخشیدی به دیگران

38:44.784 --> 38:45.785
‫آره

38:48.371 --> 38:49.539
‫همشون رو داد به من

38:55.212 --> 38:57.088
‫به روبیکان نزدیک می‌شویم

38:57.672 --> 39:01.134
‫خب کلاریک اعظم،
‫الان چه حسی به ماموریتت داری؟

39:04.429 --> 39:07.307
‫اگه من بودم تصور می‌کردم سخته

39:07.390 --> 39:08.850
‫که امپراطوری بهت زل زده

39:10.352 --> 39:12.103
‫من هری سلدان رو دیدم

39:13.396 --> 39:14.773
‫به شهرت عادت دارم

39:14.856 --> 39:16.233
‫اوه سلدان

39:17.234 --> 39:19.486
‫حتما یه جذبه‌ای داره که من درک نمی‌کنم

39:20.153 --> 39:26.201
‫شخیصۀ اصلی کلیسای روح کهکشانی
‫ اینه که جوابگوـه

39:26.284 --> 39:27.702
‫ما جذاب‌ترش می‌کنیم

39:28.828 --> 39:31.873
‫ولی در باطن، فقط علمه

39:31.957 --> 39:32.958
‫بله

39:34.042 --> 39:35.335
‫سخت‌گیری دانشمندانه

39:36.336 --> 39:39.089
‫چقدر همه بچه‌ها سخت‌گیریش رو دوست دارن

39:41.174 --> 39:42.551
‫گفتم جذابش می‌کنیم

39:43.051 --> 39:44.386
‫اون جنگ رو پیش‌بینی می‌کنه

39:44.469 --> 39:45.887
بین ‫بنیاد و امپراطوری

39:47.514 --> 39:51.518
‫این یه سفینۀ جنگیه،
‫پس به نظر درست می‌گفت

39:51.601 --> 39:54.688
‫این بحران دومش خواهد بود

39:56.314 --> 39:59.025
‫فکر می‌کنم من تنها کسی‌ خواهم بود
‫که هر دو رو می‌بینم

40:00.318 --> 40:02.070
‫به جز سلدان، با روش خودش

40:02.571 --> 40:03.572
‫و من...

40:05.365 --> 40:06.366
‫به روش خودم

40:12.247 --> 40:17.878
‫سلدان باور داره که بر خلاف تمام باور‌ها
‫امپراطوری رو شکست خواهد داد

40:19.170 --> 40:22.591
‫مثل تخم‌مرغ سنگی که توی افسانه قدیمی
‫کاسه رو می‌شکنه

40:24.009 --> 40:27.429
‫ولی پیش‌بینی‌هاش با فرض نادانی ما هست، نه؟

40:28.722 --> 40:32.642
‫ اینکه من و تو از پیش‌بینی‌ها آگاهیم،
‫می‌تونه بهم بزنتشون نه؟

40:33.310 --> 40:35.854
‫من به بنیاد ایمان دارم

40:36.938 --> 40:39.649
‫ببین چطور سخت‌گیری‌ها مثل آب‌نبات ذوب میشن

40:41.818 --> 40:42.903
‫ببین پالی...

40:44.362 --> 40:47.240
‫فکر می‌کنی که تجملات دین رو انتخاب کردی

40:48.408 --> 40:50.952
‫ولی وقتی زانو بزنی و دعا کنی

40:51.703 --> 40:54.080
‫دیگه بلند شدن و فکر کردن سخت میشه

40:57.375 --> 41:00.170
‫در دنیای واقعی یک نظم طبیعی وجود داره کلاریک

41:00.253 --> 41:04.507
‫هیچ تخمی اینقدر قوی نیست
‫که از انفجار اتمی جون سالم بدر ببره

41:06.593 --> 41:09.179
‫بین واردن‌ها یه مثل قدیمی هست

41:09.763 --> 41:14.392
‫«خشونت آخرین گزینۀ افراد نالایقه»

41:15.393 --> 41:16.895
‫چه مثل حقیری

41:19.814 --> 41:21.524
‫ولی احتمالا درسته حرفت

41:24.861 --> 41:26.112
‫خب الان من تو یه زندونی هستم...

41:26.196 --> 41:30.242
‫نباید بدونم دربارش، منتالیک‌ها
‫تلپات‌ها، من نباید بدونم درباره اینا

41:30.325 --> 41:33.787
‫ولی هنوز داری گوش میدی
‫و با این حال قراره کمک کنی

41:34.454 --> 41:38.959
‫قراره یه کار افتضاحی با گیل بکنن
‫و من نمی‌تونم کمکش کنم

41:39.542 --> 41:42.212
‫یه صفحاتی هستن که یجوری جلوم رو می‌گیرن

41:42.712 --> 41:46.675
‫و امیدوارم بودم که تو بتونی
‫بهم بگی چطور متوقفشون کنم

41:47.676 --> 41:48.677
‫صفحات

41:49.511 --> 41:50.971
‫خب توصیفشون کن برام

41:51.054 --> 41:54.224
‫نه، بهتره نشونم بدی

41:57.102 --> 42:00.146
‫اگه می‌تونی منو اینجا ببینی،
‫منم می‌تونم اونجا ببینمت

42:10.782 --> 42:11.908
‫شگفت‌آوره

42:13.493 --> 42:16.371
‫آره، اونا مشکل منن

42:17.789 --> 42:19.124
‫خب دارن ذهنت رو می‌خونن

42:19.207 --> 42:20.875
‫سنسور‌های مغزی

42:21.459 --> 42:24.880
‫طول موج‌هایی خارج از فاز
‫با موج‌های مغزیت تولید می‌کنن

42:25.505 --> 42:28.967
‫امواج باهم برخورد می‌کنن و هم رو خنثی می‌کنن

42:29.551 --> 42:31.052
‫می‌تونی کمکم کنی خاموششون کنم

42:34.306 --> 42:35.765
‫می‌تونم کار بهتری بکنم

42:36.266 --> 42:37.392
‫اون صدای «موا موا» رو...

42:39.644 --> 42:40.562
‫می‌شنوی؟

42:41.938 --> 42:44.399
‫اون‌ها صدا‌های نا‌موزون هستن
‫که برای بهم ریختن تمرکزت تولید میشن

42:44.482 --> 42:50.280
‫حالا من شرط می‌بندم که می‌تونی فرکانسشون
‫ رو جوری تنظیم کنیم که سنگ‌‌ها رو بشکنیم

42:53.158 --> 42:54.159
‫خیل خب

42:56.077 --> 43:00.206
‫- ممنونم دکتر سلدان
‫- خواهش می‌کنم، سالور هاردین

43:02.459 --> 43:05.212
‫صبر کن! بحران دوم شروع شده؟

43:06.296 --> 43:07.631
‫همیشه یه واردنی

43:09.716 --> 43:11.968
‫اوضاع فعلا رو هواست

43:13.386 --> 43:15.180
‫ولی ترمینوس نجات پیدا می‌کنه نه؟

43:22.687 --> 43:23.855
‫هوبر ملو

43:25.315 --> 43:26.691
‫هوبر ملو

43:28.401 --> 43:33.365
‫بنا بر گفته‌های گیل، اون قراره
‫در پوست امپراطوری نفوذ کنه

43:33.949 --> 43:35.450
‫نباید اینو بهم می‌گفتی

43:36.117 --> 43:37.619
‫نمی‌تونم مجبورت کنم که ازش استفاده کنی

43:39.329 --> 43:41.873
‫اگه بکنم، همه‌چی ممکنه عوضه بشه

43:42.374 --> 43:43.416
‫بیگانه

43:45.377 --> 43:49.256
‫هیچوقت نذار وجدانت جلوی انجام کار درست رو بگیره

43:50.465 --> 43:51.466
‫موفق باشی واردن

44:02.561 --> 44:05.814
‫اگه دست چپ نتونه با انگشتش انگولک کنه...

44:08.066 --> 44:09.985
‫پس دیگه فایده داشتن انگشت چیه

44:22.664 --> 44:24.040
‫هوبر ملو!

44:24.749 --> 44:27.252
‫هوبر ملو رو پیدا کنید!

44:27.320 --> 44:34.711
‫[هوبر ملو]

44:42.517 --> 44:46.187
‫دنبال شراب لاکریم، فکر کردم
‫روش خوبیه برای زنده نگه داشتن یاد پالی

44:47.647 --> 44:50.191
‫«عقل سالم در بدن سالم»

44:51.776 --> 44:53.945
‫چیزی که پالی هیچوقت کامل قبول نکرد

44:54.029 --> 44:55.780
‫پس شراب لاکری نخوریم؟

44:56.364 --> 44:57.574
‫اینجا آسیب‌پذیریم

44:57.657 --> 45:00.243
‫اگه جهش کنیم، ناوگان از وجودمون مطلع میشه

45:01.119 --> 45:02.704
‫فکر کنم باید لحظه رو دریابیم

45:04.706 --> 45:06.082
‫و از دریابیم منظورت...

45:07.208 --> 45:08.460
‫سکس

45:10.212 --> 45:12.422
‫- مخالف سکسی؟
‫- نه به شکل خاص

45:12.505 --> 45:14.966
‫- نگرانی که باعث میشه پدرم بمیره؟
‫- سرمک؟

45:16.468 --> 45:18.637
‫نه نه، تازه خوبم میشه

45:19.554 --> 45:20.764
‫پس شلوارتو درار

45:21.264 --> 45:22.682
‫باشه خیلی خب

45:45.038 --> 45:47.499
‫نمی‌تونستم بین اول بوسیدن
‫یا اول لخت شدن تصمیم بگیرم

45:47.582 --> 45:50.877
‫ولی لخت شدن به نظر موثرتر میومد

45:51.670 --> 45:53.505
‫آره، موثر...بود

45:58.677 --> 45:59.636
‫اضطراب داری

46:00.387 --> 46:01.388
‫نه

46:05.016 --> 46:06.601
‫- از بدنت خجالت می‌کشی؟
‫- نه

46:07.644 --> 46:11.106
‫یه چیزی کار نمی‌کنه؟

46:12.357 --> 46:13.191
‫نه

46:50.103 --> 46:52.188
‫جواب خوبی خوبیه، به نظرت این طور نیست؟

46:53.648 --> 46:55.734
‫دی تو سیاره نیست

46:55.817 --> 47:00.864
‫نمی‌تونم به موقعیت بهتری فکر کنم که
‫بازجویی‌هامون رو ادامه بدیم

47:03.533 --> 47:04.534
‫خب؟

47:06.620 --> 47:08.663
‫حالا شراب لاکری بخوریم؟

47:11.458 --> 47:12.834
‫تو هیچوقت اسم منو حدس نزدی

47:14.085 --> 47:15.337
‫ولی اشکال نداره

47:16.254 --> 47:20.634
‫بیا قول بدیم همیشه به مراسم اعدام همدیگه بیایم

47:21.843 --> 47:24.888
‫قرار اولمون موقع سر بریدن تو بود

47:25.388 --> 47:27.307
‫قرار دوممون موقع مال من

47:27.390 --> 47:28.850
‫خیل خب قبول

47:29.684 --> 47:31.019
‫حالا شراب بخوریم

47:47.953 --> 47:50.247
‫سفینه اسپریت رایزینگ، تسلیم شید

47:50.330 --> 47:52.332
‫به نام امپراطوری دستگیر شدید

47:53.333 --> 47:55.544
‫- می‌تونه مارو ببینه؟
‫- آره و صدامون رو بشنوه

47:56.044 --> 47:57.420
‫هوبر، مچت

47:58.421 --> 48:00.215
‫آقای ملو، برادر

48:00.882 --> 48:03.134
‫زحمت جهش کردن رو نکش،
‫درایو‌هاتون خاموشه

48:03.218 --> 48:06.930
‫ما قراره سوار سفینه‌تون شیم و قول میدیم
‫که توی سفینه ما جاتون راحت خواهد بود

48:13.103 --> 48:17.232
‫تو دنبال پاسخ بودی، فکر می‌کنم اینجا پیداشون می‌کنیم

48:17.732 --> 48:21.528
‫یکی یه پیام مخفی روی نقاشی دیوار گذاشته

48:22.237 --> 48:26.491
‫ولی رنگ‌دانه‌ جدید، رنگدانه‌ قدیمی رو فعال می‌کنه

48:26.575 --> 48:29.411
‫و فقط یه استاد پیر همچین چیزی رو می‌دونه

48:31.788 --> 48:35.959
‫بعضیا باور دارن کهولت سن همراه با ضعفه

48:37.627 --> 48:44.134
‫ولی جمع‌کردن یک عمر تجربه مزایایی‌ هم داره

49:21.796 --> 49:22.839
‫کجاییم؟

49:30.222 --> 49:32.265
‫- اومدی
‫- البته

49:32.766 --> 49:35.268
‫توی اتاق تاج و تخت چیزی که به نفع دی گفتم،

49:35.352 --> 49:36.770
‫فقط نمایش بود

49:36.853 --> 49:38.104
‫می‌دونی دیگه نه؟

49:38.188 --> 49:40.565
‫- تا موقعی که فکر کنه صاحب منه
‫- صاحبت نیست

49:41.441 --> 49:43.193
‫داشتم در مورد چیزی که خواستی فکر می‌کردم

49:43.276 --> 49:44.903
‫تنها چیزیه که بهش می‌کنم

50:08.218 --> 50:11.137
‫این، این چیز کوچولو

50:12.097 --> 50:13.890
‫این چیزیه که نمی‌تونن از ما بگیرش

50:21.273 --> 50:22.274
‫مطمئنی؟

50:41.042 --> 50:45.213
‫تو تمام این سال‌ها، با این راه‌پله روبرو نشدم

50:46.256 --> 50:47.632
‫شک دارم که دی هم شده باشه

50:48.800 --> 50:50.969
‫برام سواله که تا الان کسی از ما شده

50:58.435 --> 50:59.603
‫حس عجیبیه

51:00.228 --> 51:01.521
‫چی؟

51:01.605 --> 51:04.107
‫اینکه تو خونه خودت حس غریبه بودن کنی

52:41.496 --> 52:42.706
‫حالت خوبه گیل؟

52:44.374 --> 52:45.959
‫فکر می‌کنم حالت خوبه

52:46.543 --> 52:48.253
‫بیا، اجازه بده

52:49.379 --> 52:53.133
‫یادته بهت گفتم وقتی بچه بودم

52:53.216 --> 52:54.968
‫منو با خدا اشتباه می‌گرفتن؟

52:55.051 --> 52:59.097
‫اینقدر توسط مردم محافظت شده بودم
‫که حس زندانی بودن داشتم

52:59.723 --> 53:04.853
‫بیشتر وقت‌ها روی یه جایگاه شیشه‌ای
‫که روی بلندترین درخت مقدسمون بود می‌نشستم

53:04.936 --> 53:06.229
‫تنهای تنها

53:08.273 --> 53:10.317
‫بعضی روز‌ها مثل یک عمر می‌گذشت

53:12.068 --> 53:13.403
‫و باز هم تعجب‌آور بود

53:13.486 --> 53:18.366
‫روزی که فهمیدم پوستم مثل
‫یه میوه پوسیده نرم و چروک شده

53:19.075 --> 53:20.160
‫که پیر شدم

53:21.995 --> 53:23.747
‫فکر کردم که منصفانه‌ نیست

53:24.789 --> 53:28.126
‫که زندگیم تقریبا تموم شده
‫و هیچوقت زندگی نکردم

53:35.926 --> 53:38.053
‫ولی بعد یه دختری رو پیدا کردم

53:38.136 --> 53:40.180
‫یه دختر کوچیکی مثل خودم

53:40.764 --> 53:45.352
‫باید از تمام قدرتم استفاده می‌کردم
‫که ناخداگاهم رو وارد اون کنم

53:45.435 --> 53:48.188
‫و می‌ترسیدم که بین دو بدن بمونم

53:48.271 --> 53:52.108
‫مثل افتادن بین قایق و اسکله و اون بین له شدن

53:52.692 --> 53:54.194
‫یک سال تمرین کردم

53:55.320 --> 53:58.240
‫هنوز ترسناک بود ولی انجامش دادم

53:59.366 --> 54:02.869
‫این پرش توی هوا و داخل یک ذهن پر

54:04.871 --> 54:07.123
‫اون تجسم دوم من بود

54:07.624 --> 54:09.626
‫کی؟ دختر کوچیکی که نشونمون دادی؟

54:11.169 --> 54:13.046
‫پدر مادرش خیلی بهش افتخار می‌کردن

54:13.672 --> 54:17.842
‫و دین ما توسط این معجزه بزرگ تازه شد

54:18.468 --> 54:21.388
‫و سپس هر شش یا هفت دهه

54:21.471 --> 54:24.266
‫وقتی حس می‌کردم که بدن کنونیم داره از بین میره

54:24.349 --> 54:26.059
‫یک کودک دیگه رو انتخاب می‌کنم

54:27.060 --> 54:32.524
‫با هر تجسم جدید، قدرت من افزایش یافت

54:32.607 --> 54:36.152
‫خیلی زود می‌تونستم داخل ذهن هرکسی
‫که اطرافم بود رو ببینم

54:36.653 --> 54:39.072
‫افکراشون رو بخونم، کنترلشون کنم

54:39.906 --> 54:45.203
‫و یک روز صداهایی از جهان‌های دیگه شنیدم

54:47.330 --> 54:49.040
‫صدای تو رو شنیدم گیل

54:49.124 --> 54:52.502
‫که بیشتر از یک قرن پیش از سینکس فریاد می‌زدی

54:52.586 --> 54:56.298
‫مثل یه نبوغ خش خش کننده‌ای بودی
‫که سعی می‌کردی غرق نشی

54:58.216 --> 55:00.218
‫من بودم که بذر رو در ذهنت کاشتم

55:00.302 --> 55:01.553
‫- که باید از اونجا بری
‫- چی؟

55:02.137 --> 55:04.347
‫همه این‌ها از درون خودم اومدن

55:04.890 --> 55:07.517
‫- من ابرکسس رو حل کردم من...
‫- الان دیگه مهم نیست

55:07.601 --> 55:10.061
‫هممون همون‌جایی هستیم که باید باشیم

55:11.062 --> 55:13.398
‫داره باهاتون چیکار می‌کنه؟

55:13.481 --> 55:16.318
‫- کمکم کنید
‫- من برای اون‌ها دارم این کار رو می‌کنم

55:16.902 --> 55:21.823
‫وقتی قدرت تو قدرت من بشه،
‫می‌تونم مردممون رو امن نگه دارم

55:23.408 --> 55:24.784
‫چه بلایی سر من میاد؟

55:25.285 --> 55:27.078
‫یه مدت با من خواهی بود

55:27.162 --> 55:29.623
‫من چندین سال صدای اون بچه کوچیک رو می‌شنیدم

55:29.706 --> 55:32.042
‫مثل صدایی که از ته چاه میاد

55:32.125 --> 55:35.503
‫و هر روز کمتر میشد
‫ تا اینکه فقط صدای سکوت رو می‌شنیدم

55:37.047 --> 55:39.049
‫هنوز بهش گوش میدم ولی

55:40.467 --> 55:42.928
‫درست همونطور که همیشه به تو گوش خواهم داد

55:48.099 --> 55:51.061
‫یه وسیله‌ای داشتیم، یه وسیلۀ قدیمی

55:51.144 --> 55:54.064
‫که با سیگنال‌های مغزی مردم درگیر میشد

55:54.147 --> 55:55.941
‫ذهنشون رو عوض می‌کرد یجورایی

55:56.816 --> 55:59.778
‫این سوت‌ها بخشی از اونه

55:59.861 --> 56:01.279
‫به تنهایی بی‌ضررن

56:01.363 --> 56:04.532
‫ازشون استفاده می‌کنیم که
‫به بچه‌ها یاد بدیم که خودشون رو بی‌صدا کنن

56:05.116 --> 56:06.785
‫ولی اگه با هم بنوازیشون

56:07.786 --> 56:09.412
‫دیگه نمی‌تونی باهام مبارزه کنی گیل

56:09.496 --> 56:11.957
‫صفحات میزان‌سازی دارن تنظیم میشن

56:13.500 --> 56:14.626
‫کمکم کنید

56:17.295 --> 56:18.797
‫خواهش می‌کنم، نمی‌تونید بذارید...

56:24.427 --> 56:27.055
‫نباید اینجا بمونیم دان

56:28.557 --> 56:30.767
‫نمی‌تونم بذارم دی بچمون رو بزرگ کنه

56:32.978 --> 56:34.229
‫فکر می‌کردم می‌تونم ولی من...

56:35.730 --> 56:38.817
‫اگه دی بمیره چی؟ تو رو مسئول کرده

56:39.943 --> 56:42.612
‫- یکی دیگه می‌سازن
‫- پس نماینده‌ها رو نابود می‌کنیم

56:43.822 --> 56:46.116
‫اگه دیگه کلونی نباشه که جاش رو بگیره اونوقت...

56:47.951 --> 56:48.952
‫آزاد می‌شیم

56:50.412 --> 56:51.705
‫نه اونا...

56:53.373 --> 56:55.584
‫اون‌ها فقط سلول و پوست نیستن، اونا...

56:55.667 --> 56:57.419
‫اون‌ها هنوز برادر‌های منن

56:58.962 --> 57:00.297
‫و حتی اگه بتونم همچین کاری کنم

57:00.380 --> 57:01.631
‫دمرزل جلومون رو می‌گیره

57:03.174 --> 57:05.677
‫اون مسئول محافظت از سلسله ژنتیکیه

57:06.803 --> 57:08.013
‫توی برنامه‌ریزیشه

57:08.763 --> 57:10.807
‫ولی کی دمرزل رو برنامه‌ریزی کرده؟

57:18.648 --> 57:19.858
‫ترمینوس منتظره

57:20.067 --> 57:29.153
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

57:29.534 --> 57:32.037
‫این سرنوشت منه دمرزل

57:34.956 --> 57:36.041
‫اینجا کجاست؟

57:37.208 --> 57:38.627
‫برای هر مقصودی که باشه

57:39.127 --> 57:41.838
‫دمرزل زحمت زیادی کشیده که مخفی نگهش داره

57:43.840 --> 57:45.884
‫من همیشه فکر می‌کردم ما مستقلیم

57:45.967 --> 57:49.137
‫یک توسعۀ خالص از کلئون اول،
‫اینکه دمرزل به ما خدمت می‌کنه

57:50.013 --> 57:52.933
‫ولی در حقیقت، دمرزل فقط به اون خدمت می‌کنه

57:56.061 --> 57:57.354
‫داسک درست می‌گفت

57:59.898 --> 58:01.900
‫خیلی با دم شیر بازی کردیم

58:02.901 --> 58:04.236
‫فکر نکنم امن باشه

58:05.153 --> 58:06.321
‫برای اون و یا برای من

58:06.404 --> 58:08.240
‫حتی فکر نمی‌کنم برای دی هم امن باشه

58:08.323 --> 58:11.534
‫شما همتون عروسک خیمه شب‌بازی‌اید
حداقل ‫این مشخص شده

58:13.703 --> 58:18.124
‫تو درباره اصالت دمرزل دنبال پاسخ بودی

58:20.418 --> 58:23.380
‫این تالار به خیلی چیز‌ها معروفه

58:24.297 --> 58:27.300
‫ولی اول فقط یک زندان بود

58:29.135 --> 58:32.681
‫خوش اومدی کلئون شانزدهم

58:32.706 --> 58:36.630
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.

58:36.685 --> 58:40.146
‫خیلی وقت‌ها فکر کردم به اینکه
‫وقتی بقیه ما خوابیم تو چی می‌بینی

58:42.607 --> 58:44.025
‫چه چیزهایی رو از دست می‌دیم

58:46.152 --> 58:47.862
‫چه افکاری تو ذهنت هستن

58:49.864 --> 58:50.991
‫زندان برای کی؟

58:54.369 --> 58:57.831
‫شما سه‌تا قدرت واقعی رو در دست ندارید

58:59.791 --> 59:02.043
‫دمرزل تنها وارث واقعی کلئونه

59:07.215 --> 59:08.675
اون ‫ملکه همیشه‌گیشه
