WEBVTT

00:00.136 --> 00:11.417
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:31.635 --> 01:33.762
‫و رفت پایین

01:34.471 --> 01:36.306
‫عملا داره ذهنمون رو زیر و رو می‌کنه

01:37.140 --> 01:41.478
می خوان مطمئن بشن
اگه از بیکاری خودکشی کردیم خاطراتمون از دست نره

01:43.230 --> 01:46.358
‫اگه می‌تونستیم همچین کاری کنی،
‫فکر می‌کنی تا الان نمی‌کردیم؟

01:50.362 --> 01:51.613
‫ما پیامبر رو ناامید کردیم

01:53.740 --> 01:56.034
‫امم، همچین مطمئن نیستم

01:58.495 --> 02:02.415
‫به ما گفتن که بریم قصر امپراطوری،
‫ببین حالا کجاییم

02:02.499 --> 02:04.584
‫- قصر امپراطوری
‫- آره

02:04.668 --> 02:07.170
‫اینجا هم لابد سالن دیپلوماتیکه

02:08.629 --> 02:09.713
‫ازت ممنونم که وقتی که داشتم

02:09.798 --> 02:12.300
‫درباره شراب دست پیامبر شر و ور می‌گفتم، نخندیدی

02:12.926 --> 02:15.512
‫بیشتر از یک قرن طول کشید
‫که یه راهی پیدا کنم براش مفید باشم

02:15.595 --> 02:17.222
‫و کمتر از یک هفته کشید که گند زدم

02:18.098 --> 02:20.267
‫باید وردالین رو نگه می‌داشتم

02:20.350 --> 02:23.103
‫توی دروازه شناساییشون کردیم
‫و امروز صبح بازداشت شدن

02:23.186 --> 02:26.022
‫ادعا می‌کنن که
‫ برای ارتباط‌های دیپلوماتیک اومدن اینجا

02:26.106 --> 02:27.440
‫اون رداها چیه؟

02:27.524 --> 02:31.027
‫لباس روحانیه، کلیسای هری سلدان

02:32.070 --> 02:34.614
‫به محضی که ژنرال ریوز رسید به حاشیه بیرونی،

02:34.698 --> 02:37.158
‫حاشیه بیرونی ارتباط می‌گیره

02:38.076 --> 02:39.202
‫جالبه

02:39.286 --> 02:41.663
‫حتما باید نگاهی به داده‌های دروازه ورودی بکنید

02:46.710 --> 02:49.462
‫با این اوضاع، باید آماده‌سازی‌های ازدواجتون

02:49.546 --> 02:51.423
‫با ملکه سارث رو ادامه بدیم؟

02:57.304 --> 03:00.307
‫مگر اینکه تردید داشته باشید؟

03:00.974 --> 03:04.895
‫اگر این کار رو بکنم دیگه راه برگشتی نیست

03:18.617 --> 03:22.495
‫برای دوتامون اوضاع عوض میشه ولی...

03:23.413 --> 03:25.624
‫تو همیشه اینجا جایی داری دمرزل

03:26.958 --> 03:28.126
‫توی خانواده جدیدم

03:29.377 --> 03:31.171
‫پیش بچه‌هام...

03:33.215 --> 03:35.342
‫حتی اگه شبیه من نباشند

03:36.635 --> 03:39.095
‫به هرحال جزء امپراطوری خواهند بود

03:41.223 --> 03:42.974
‫- البته
‫- همم

03:42.999 --> 03:51.690
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.

03:57.322 --> 03:59.783
‫من از امپراطوری به خاطر خوش‌آمد گوییش متشکرم

04:01.117 --> 04:04.412
‫مشتاق حکومت در کنارشون هستم

04:04.496 --> 04:05.997
‫من از شما می‌خوام، همه شما...

04:06.081 --> 04:08.750
‫جوری که وقتی صحبت می‌کردم
‫ فکش رو تکون داد رو ببین

04:08.833 --> 04:10.001
‫<i>من فقط با این مرد ازدواج نکرده‌ام</i>

04:10.085 --> 04:13.129
‫برای جمعیت خوب قایمش کرد،
‫ولی از نزدیک واقعا دیدنی بود

04:13.213 --> 04:15.382
‫یه رگ کوچولو درست اینجاش هست که...

04:18.843 --> 04:21.596
‫چرا حس می‌کنم فرمانده‌ام قراره
‫مثل فرمانده‌ها برام نطق کنه؟

04:21.680 --> 04:26.810
‫- تذکری نمیدم فقط توصیه‌ست
‫- باعث میشی حس کنم تو هم شبیه‌ بقیه‌ای

04:26.893 --> 04:31.022
‫دی بهت علاقه پیدا کرده،
‫شاید به خاطر اینه که تحقیرش می‌کنی

04:31.523 --> 04:34.693
‫و به طور احمقانه‌ای، شما رو به چشم تهدید نمی‌بینه

04:34.776 --> 04:37.737
‫ولی یکاری هست که با همچین مردی اصلا نباید بکنید

04:38.780 --> 04:40.365
‫هیچوقت نباید خجالت‌زده‌اش کنید

04:40.448 --> 04:42.450
‫می‌دونی مواظبم ولی...

04:44.202 --> 04:46.037
‫ملکه سارثِ نامزدشده

04:47.289 --> 04:49.332
‫شما امروز مرکز توجه همه بودید

04:49.874 --> 04:52.878
‫مردم ترانتور انگار خیلی شیفته قو‌ل‌هاتون شدن

04:52.961 --> 04:54.087
‫ممنونم

04:55.755 --> 04:58.091
‫ولی قطعا فقط برای تبریک نیومدی

04:58.842 --> 05:03.138
‫حالا که عروسیتون اعلام شده،
‫دکتر‌هامون درخواست حضورتون رو دارن

05:03.805 --> 05:07.183
‫برای معاینه نهایی قبل از اینکه
‫شروع به تولید وارث کنیم

05:07.267 --> 05:08.476
‫می‌تونیم این هفته وقت بذاریم

05:08.560 --> 05:12.022
‫شما اشتباه متوجه شدید،
‫من اینجام که الان ملکه رو همراهی کنم

05:26.077 --> 05:29.497
‫می‌دونم دمزل، می‌دونم چی هستی

05:30.832 --> 05:32.876
‫از طبیعت ماشینیت خبر دارم

05:33.460 --> 05:35.712
‫من باید از اسرار خانواده مطلع بشم

05:36.296 --> 05:38.298
‫من جایی که نقطه ضعف داشته باشم زندگی نمی‌کنم

05:39.925 --> 05:41.384
‫شما اطلاعات خوبی دارید

05:41.885 --> 05:43.511
‫من یک ربات انسانی هستم

05:45.180 --> 05:47.515
‫من شهرداری داشتم که
‫داستان‌هایی از برنامه بزرگ می‌گفت

05:49.267 --> 05:50.977
‫گفت همه شما نابود شدید

05:53.480 --> 05:54.856
‫کسِ دیگه‌ای هم زنده مونده؟

05:59.194 --> 06:00.987
‫تا جایی که اطلاع دارم من آخرین هستم

06:02.155 --> 06:04.950
‫من از زمان پادشاهی کلئون اول
‫به سلسله خدمت کردم

06:06.534 --> 06:08.828
‫ قبل از اون به ارباب دیگه‌ای هم خدمت کردی؟

06:09.412 --> 06:10.413
‫نه به صورت مستقیم

06:11.873 --> 06:13.333
‫منظورت چیه؟

06:16.294 --> 06:20.340
‫تا مدت زیادی، همه ربات‌ها از سه قانون پیروی می‌کردند

06:20.924 --> 06:25.929
‫قوانین من رو از آسیب زدن به انسان‌ها
‫یا اجازه صدمه‌دیدنشون منع می‌کردند

06:26.012 --> 06:28.723
‫- و الان؟
‫- الان فقط تحت یک قانون هستم

06:28.807 --> 06:30.308
‫- که چیه؟
‫- به امپراطوری خدمت می‌کنم

06:30.392 --> 06:32.018
‫و من هم به زودی ملکه خواهم بود

06:32.936 --> 06:34.271
‫برای همین ازت سوال دارم می‌پرسم

06:35.897 --> 06:37.607
‫وقتی زمانش برسه،‌ می‌خوام بدونم

06:39.401 --> 06:40.569
‫به من خدمت می‌کنی؟

06:42.487 --> 06:44.072
‫من به امپراطوری خدمت خواهم کرد

07:04.551 --> 07:06.094
‫از علاقه‌ای که نشون دادید ممنونم

07:06.595 --> 07:09.139
‫من اوران هستم، دکتر دربار

07:09.764 --> 07:13.518
‫من در تولیدمثل و اینجور مسائل تخصص دارم

07:14.853 --> 07:17.939
‫خواهش می‌کنم سعی کنید آروم باشید

07:20.358 --> 07:24.779
‫ما با یک معاینه ساده رحم شروع می‌کنیم

07:25.822 --> 07:29.784
‫تا مطمئن بشیم که قادر هستید
‫فرزند امپراطوری رو باردار بشوید

07:29.868 --> 07:33.038
‫مطمئنم رحمم به اندازه کافی
‫برای حمل فرزند کلئون قوی هست

07:33.121 --> 07:35.373
‫هرچقدر هم که لگد زدن‌هاش افسانه‌ای باشه

07:35.457 --> 07:38.376
‫بله، مطمئنم که هست

07:42.631 --> 07:47.636
‫می‌بینم که ملکه تخمدان‌ سلطنتی رو
‫به صورت شیمیایی برانگیخته کرده

07:51.306 --> 07:54.351
‫وقتی کارمون تموم بشه، به شما آرامش بخش زده میشه
‫ که تخمک هارو برداشت کنیم

07:54.434 --> 07:57.479
‫تا وقتی که من و امپراطوری قانونی ازدواج نکنیم
‫شما هیچی برداشت نمی‌کنید

07:57.562 --> 08:00.357
‫- تصور کنید سنتی هستم
‫- شما در موقعیتی نیستید که مخالفت کنید

08:00.440 --> 08:03.777
‫داری شوخی می‌کنی دمزل؟
‫من در هر موقعیتی می‌تونم مخالفت کنم

08:03.860 --> 08:07.781
‫از زمانی که خواستگاری امپراطوری رو قبول کردید
‫رحم شما به مالکیت امپراطوری در آمد

08:07.864 --> 08:11.076
‫تو هم خوب می‌دونی تحت مالکیت امپراطوری بودن
‫چطوریه، مگه نه؟

08:11.868 --> 08:16.206
‫قلمرو ابر هم به اندازه یکسان مشتاق فرزند ملکه هست

08:16.289 --> 08:20.585
‫پس می‌تونیم هرجور برداشتی انجام بدهیم،
‫ولی در زمان مناسب

08:20.669 --> 08:24.714
‫بله دقیقا، بعد از ازدواج،
‫ براتون تعداد بالا تخمک تولید می‌کنم

08:27.384 --> 08:29.970
‫و لازم هم نیست درباره این روند نگران باشی دمزال

08:30.053 --> 08:34.182
‫می‌دونم با شوهر آیندم یه قراری دارید

08:34.849 --> 08:35.876
‫و دخالت هم نخواهم کرد

08:36.076 --> 08:38.320
‫اگه تو و دی دلتون می‌خواد
باهم جیک و پوک داشته باشید

08:38.602 --> 08:41.573
‫من خوشحال میشم که فقط بچه‌اش رو
‫باردار باشم و خرحمالی‌ها رو بذارم به عهده تو

08:41.856 --> 08:43.817
‫باید این کار رو حین تخمک‌گذاری انجام بدیم

08:45.694 --> 08:46.945
‫فعلا دست نگه‌ می‌داریم

08:48.154 --> 08:49.656
‫ما سال‌های زیادی وقت داریم

08:50.740 --> 08:52.659
‫عالیه! آخ!

08:54.202 --> 08:58.248
‫امیدوارم هرکاری که با دی می‌کنید
‫که عقیم بودنش رو از بین ببرید

08:58.331 --> 08:59.708
‫همینقدر دردناک باشه

08:59.791 --> 09:03.336
‫بله خب، بازگرداندن امپراطوری عمل ساده‌ایه

09:03.420 --> 09:05.797
‫حدود 20 ثانیه طول می‌کشه

09:05.881 --> 09:07.883
‫که میله‌های نانو وارد مجرای اسپرم بشن

09:07.966 --> 09:11.136
‫حداقل توضیحاتش که زننده به نظر می‌رسه، منصفانه‌ست

09:12.053 --> 09:15.807
‫خیل خب دکتر اوران،
‫ فکر کنم برای امروز به اندازه کافی ور رفتی

09:18.602 --> 09:21.104
‫- کار رو همینجا متوقف می‌کنیم
‫- بله

09:21.187 --> 09:23.815
‫دوست دارم با ملکه تنها باشم

09:26.026 --> 09:27.152
‫مشکلی نیست

09:38.622 --> 09:40.582
‫باور داری که امپراطوری خانوادت رو کشته

09:41.166 --> 09:44.586
‫می‌دونم که با همچین ذهنیتی اومدی اینجا،
‫پس فقط می‌خوام بگم

09:44.669 --> 09:49.716
‫هروقت که به رویای گرفتن انتقام فکر کردی،
‫لطفا به اون‌ها فکر کن

09:50.425 --> 09:56.181
‫والدینت، خواهربرادر‌هات،
‫که زنده زنده با هوای اطرافشون سوختن

09:56.264 --> 10:00.352
‫با ظرافتی کشته شدن که تو کار من هست

10:26.711 --> 10:32.676
‫86,988,301, 86,988,329…

10:32.759 --> 10:33.677
‫گیل؟

10:34.386 --> 10:37.097
‫سالور؟

10:37.180 --> 10:39.933
‫طلم بهت یاد داده اینو؟

10:40.016 --> 10:41.726
‫ببخشید من فقط...

10:42.310 --> 10:43.478
‫چته تو؟

10:44.437 --> 10:46.982
‫هی، نمی‌تونی یهو غیب شی،
‫باید در موردش صحبت کنیم

10:47.065 --> 10:48.358
‫هری سفینه کوفتیمو برداشته

10:48.441 --> 10:50.735
‫مجبور بود، مردم اینجا ما رو می‌پذیرن،
‫ولی اون رو هرگز

10:51.236 --> 10:53.154
‫می‌دونی نمی‌خوام منو بپذیرن

10:55.574 --> 10:56.825
‫باید از اینجا بریم

10:56.908 --> 10:58.535
‫طلم چندتا سفینه کوچیک داره

10:58.618 --> 10:59.995
‫یه دونه‌شو می‌دزدیم با سرعت زیر  سرعت نور
‫تا یه جایی می‌رسونه مارو

11:00.078 --> 11:02.247
‫ما از اینجا نمی‌ریم، ما به این مردم نیاز داریم

11:04.082 --> 11:05.125
‫برای میول آره؟

11:07.294 --> 11:08.295
‫واسه دلیل دیگه‌ای نه

11:09.045 --> 11:12.716
‫یجور رفتار می‌کنی که
‫ انگار میول چیز غیر قابل درکیه

11:12.799 --> 11:16.595
‫نیست، من تو ذهنم حسش کردم
‫و بدن بی‌جونتو دیدم

11:16.678 --> 11:20.849
‫پس الان حاضری کل آینده‌مون رو
‫روی طلم سرمایه‌گذاری کنی؟

11:21.683 --> 11:23.602
‫باید اون افکار رو خاک کنی

11:23.685 --> 11:26.313
‫چرا؟ تو چه فکری می‌کنی
‫که نمی‌خوای بدونن؟

11:27.480 --> 11:32.694
‫می‌دونی از وقتی اومدیم اینجا
‫خیلی در مورد باز بودن شنیدم

11:33.737 --> 11:36.448
‫توی ترمینوس من می‌دونستم راحت مردم رو بخونم

11:36.531 --> 11:38.783
‫ولی اینجا؟ هیچی

11:40.118 --> 11:44.080
‫نمی‌تونم ذهن طلم رو بخونم،
‫نمی‌تونم ذهن هیچکس رو بخونم

11:44.164 --> 11:46.750
‫این جا یه مشکلی داره

11:46.833 --> 11:50.587
‫شما از دست هم عصبانی‌اید،
‫وقتی غذا بخورید خوش‌حال‌تر می‌شید

11:51.213 --> 11:52.756
‫غذا خوردن همیشه منو خوشحال می‌کنه

11:53.256 --> 11:55.342
‫- بعد از اینکه چی بخوریم؟
‫- یه مهمونی هست

12:20.075 --> 12:21.868
‫صبح بخیر

12:21.952 --> 12:24.955
‫همیشه وقتی آدم جدیدی رو قبول می‌کنیم
‫برامون روز بزرگیه

12:26.164 --> 12:30.919
‫من راجب قضیه هری متأسفم، ‫رفتنش رو می‌گم

12:31.586 --> 12:34.381
‫- آره منم همینطور
‫- تعادل رو پیدا می‌کنیم

12:34.965 --> 12:36.216
‫بهت قول میدم

12:37.050 --> 12:39.928
‫در همین حین، کار برای انجام دادن زیاده

12:40.637 --> 12:42.681
‫من بلدم با تور ماهی‌گیری کار کنم

12:58.530 --> 12:59.614
‫سالور

13:04.119 --> 13:05.120
‫اممم

13:05.787 --> 13:07.497
‫اون صبحونمونه؟

13:07.581 --> 13:08.623
‫آها

13:09.416 --> 13:10.625
‫نرم‌تنان روحی

13:11.835 --> 13:13.211
‫سرشار از پروتئینه

13:13.795 --> 13:16.256
‫ولی این لعنتیا تو عمق زیاد زندگی می‌کنن

13:17.382 --> 13:18.758
‫جریان آب بهمون لطف کرده

13:19.259 --> 13:23.346
‫ولی به اندازه کافی صبر کنی،
‫مهمونی شروع میشه

13:24.097 --> 13:25.807
‫پس جدی مناسبت خاصیه

13:27.267 --> 13:29.019
‫ما اخبار خوب رو دست کم نمی‌گیریم

13:31.688 --> 13:33.023
‫طلم ذوق‌داره که اینجایی

13:35.483 --> 13:37.152
‫طلم ذوق داره چون گیل اینجاست

13:37.235 --> 13:41.948
‫آه، استعدادهای توهم به همون اندازه مهمه،
‫احساسشون کردم وقتی ام...

13:43.241 --> 13:45.243
‫- همو بوسیدیم؟
‫- همو لمس کردیم

13:47.287 --> 13:48.496
‫فقط همین کافیه

13:50.040 --> 13:52.876
‫- و بوسیدن هم کار خودت بود
‫- خیلی بهت بد نگذشت

13:53.376 --> 13:55.921
‫دیگه چه توهمی میشد اگه سرمو می‌کشیدم

13:58.548 --> 13:59.633
‫متاسفم

14:00.508 --> 14:01.635
‫جدی متاسفم

14:03.011 --> 14:06.181
‫بعضی‌وقت‌ها بعضی چهره‌ها
‫ برام خیلی جذابن می‌دونی؟

14:07.307 --> 14:09.434
‫انگار یکی از استعدادت خوشش نیومده

14:09.517 --> 14:11.311
‫مردم سیاره خودم منو مثل هیولاها می‌دیدن

14:12.187 --> 14:13.188
‫پس منو شبیه‌شون کردن

14:14.314 --> 14:16.983
‫قبل از اینکه بیام اینجا، هرجا که می‌رفتم

14:17.067 --> 14:19.986
‫می‌تونستم جوری که مردم جا می‌خوردن
‫از دیدنم رو حس کنم

14:21.446 --> 14:22.447
‫منم جا خوردم؟

14:24.032 --> 14:25.116
‫یکوچولو

14:32.165 --> 14:33.166
‫ولی بهم اعتماد کن

14:34.626 --> 14:37.504
‫آخرش به مردم اینجا نزدیک‌تر از
‫هرجای دیگه‌ای میشی

14:37.587 --> 14:40.674
‫خوبی اینجا همینه، هیچکس نمی‌تونه قایم بشه

14:58.108 --> 15:00.860
‫خیل خب، من گشنمه، بیا

15:16.793 --> 15:18.128
‫خوبه

15:19.588 --> 15:21.381
‫- آره، دارمش
‫- اونجا خالیش کن

15:27.762 --> 15:31.600
‫اوه! اوه! این چیه؟

15:34.311 --> 15:35.687
‫چیزی احساس می‌کنی؟

15:35.770 --> 15:38.189
‫درد رو، انگار دارن فریاد می‌زنن

15:38.273 --> 15:40.692
‫خب توهم اگه زنده سرخ می‌شدی فریاد می‌زدی

15:40.775 --> 15:44.362
‫خب ما در مورد بیننده بودن صحبت می‌کنیم
‫ولی زبان خیلی بی‌دقتی داره

15:44.446 --> 15:48.283
‫همه حواسمون درگیرن،
‫حس شنوایی هم همینطور، دل‌رحمی عمومی

15:48.366 --> 15:49.618
‫من هیچی مثل این حس نکردم

15:49.701 --> 15:51.453
‫ذهنت داره باز میشه فرزندم

15:51.536 --> 15:55.582
‫و اینجا تو میان امثال خودتی
‫وقتی هماهنگی داشته باشیم قوی‌تریم

15:57.876 --> 16:00.253
‫شاید بهتر باشه ما همین برگ‌‌ها رو بخوریم

16:00.337 --> 16:02.672
‫چرا؟ گیاهان هم درد می‌کشن؟

16:03.173 --> 16:06.760
‫درخت‌ها وقتی آزرده بشن
‫از طریق ریشه سیگنال شیمیایی می‌فرستن

16:06.843 --> 16:08.553
‫اگه این فریاد نیست پس چیه؟

16:09.054 --> 16:11.306
‫زجرکشیدن هزینه پذیرفته شدنه

16:11.806 --> 16:16.436
‫انسانیت تظاهر می‌کنه اینطور نیست
‫ولی توانایی انسان‌ها در نادیده‌گرفتن رنج دیگران

16:16.519 --> 16:21.483
‫جا برای افراط و زیاده‌روی و فتح‌کردن باقی می‌ذاره

16:23.068 --> 16:27.322
‫مردی که صاحب همه اینجا بود، امپراطور کندار

16:28.281 --> 16:32.077
‫اون عاشق استحمام توی رنگدونه بنفشی بود
‫که از این نرم‌تنان استخراج میشه

16:32.577 --> 16:34.162
‫برای همینه اینقدر تعدادشون کمه

16:35.538 --> 16:39.501
‫اون از داشتن فراوانی زیاد مرد،
‫جوان و بنفش

16:41.628 --> 16:47.968
‫ما فرق داریم، ما از دردی که باعث می‌شیم
‫فرار نمی‌کنیم، ما بهش احترام می‌ذاریم

16:48.051 --> 16:52.264
‫اگه همه‌چی رو حس کنی،
‫بیشتر از نیازت بر‌نمی‌داری

16:53.640 --> 16:55.058
‫اشتهات رو از دست دادی؟

16:55.892 --> 16:59.187
‫من فقط دارم سعی می‌کنم قبول کنم
‫که هرچیزی که از الان به بعد می‌خوریم

16:59.271 --> 17:01.565
‫قراره تا  از گلوم پایین بره سرم داد بزنه

17:01.648 --> 17:03.942
‫بهای کمیه که برای حقیقت باید پرداخت

17:05.401 --> 17:06.987
‫به این معنیه که بلاخره بیننده شدم؟

17:07.070 --> 17:09.906
‫خب چند مرحله‌ کوچیک مونده
‫ولی دیگه کور نیستی

17:10.407 --> 17:12.993
‫- پس داره چشام باز میشه
‫- مثل یک نوزاد

17:18.998 --> 17:23.545
‫سلام، می‌دونم سخته باورش
‫ولی داشتم دنبالتون می‌گشتم

17:23.628 --> 17:25.671
‫اینجا فوق‌العاده‌ست

17:25.755 --> 17:27.465
‫ما به صورت اتفاقی جهش می‌کنیم

17:27.549 --> 17:30.302
‫فقط یک فضا ران دیگه می‌دونه کجا ظاهر می‌شیم

17:30.385 --> 17:33.221
‫- تو چیکار کردی؟
‫- نه صبر کنید صبر کنید

17:33.305 --> 17:36.641
‫ببینید، این مختصات رو مردی به نام
‫هری سلدان بهم داده

17:36.725 --> 17:39.185
‫پیش‌بینی‌کننده خوبیه،‌ یجورایی کارشه

17:39.269 --> 17:44.482
‫ما روی حرکاتمون حساس هستیم
‫هیچکس نمی‌تونه بدونه و زنده بمونه

17:45.317 --> 17:51.656
‫- فضا به سرعت تورو می‌کشه
‫- نه، من برات یچیزی دارم

17:57.787 --> 17:58.997
‫- اوپلسک
‫- آره

17:59.080 --> 18:01.499
‫می‌تونی نگهش داری،
‫بوش کنی، بخوریش، هرکاری می‌خوای

18:01.583 --> 18:04.628
‫بنیاد این‌ها رو می‌سازه
‫و می‌تونه بیشتر هم بسازه

18:04.711 --> 18:06.630
‫سنتز اوپلسک غیر ممکنه

18:06.713 --> 18:11.259
‫و با این وجود،
‫دانشمند‌های کوچولو و شاد سلدان راهی پیدا کردن

18:11.343 --> 18:15.138
‫ببین، تغییراتت به این مواد وابسته‌ت کرده

18:15.222 --> 18:16.640
‫این ریزموادمغزی رو میگم

18:16.723 --> 18:19.142
‫و نمی‌دونم که امپراطوری این کارو باهات کرده یا نه

18:19.226 --> 18:20.977
‫ولی می‌دونم که ازش سوءاستفاده می‌کنن

18:21.061 --> 18:24.481
‫این سدیه که ازش برای اسارتت استفاده می‌کنن
‫چندتا از بچه‌هات رو می‌گیرن؟

18:25.106 --> 18:27.567
‫ده درصد فرزندان ما به سمت اون‌ها میرن

18:27.651 --> 18:31.112
‫درسته وگرنه اوپلسک گیرت نمیاد

18:31.196 --> 18:33.990
‫و بهت میگن که اینجوری بقیه‌تون آزادید

18:35.283 --> 18:36.368
‫شما آزاد نیستید

18:37.285 --> 18:39.162
‫هر وقت بخون می‌تونن تامین مواد رو متوقف کنن

18:39.246 --> 18:42.249
‫اگه کلئونی که رو صندلی وسط می‌شینه تصمیم بگیره
‫که دیگه بهت نیاز نداره

18:42.332 --> 18:43.708
‫ولی بهمون نیاز داره

18:44.334 --> 18:47.003
‫سفینه‌مو دیدی؟ بررسیش کن

18:51.758 --> 18:53.051
‫می‌بینی به چی نیاز نداره؟

18:53.134 --> 18:54.761
‫راه‌پیما‌ی فضا ران

18:54.844 --> 18:58.056
‫فکر می‌کنی اگه امپراطوری به این
‫تکنولوژی دست پیدا کنه چی میشه؟

18:58.139 --> 19:00.559
‫فکر می‌کنی دیگه به خودشون زحمت میدن
‫برات ویتامین‌ بفرستن؟

19:02.811 --> 19:04.604
‫تو می‌‌خوای با هم کار کنیم

19:05.939 --> 19:08.233
‫و دستمزد ما اوپلسک خواهد بود؟

19:08.316 --> 19:12.237
‫دستمزدت اوپلسک خواهد بود
‫ولی پاداشت آزادیته

19:13.196 --> 19:16.825
‫نگه داشتن دخترها و پسر‌هات
‫و فرزندان کل سوآرم رو

19:16.908 --> 19:20.328
‫برای خودت زندگی کردن
‫اصلا می‌تونی تصورش کنی؟

19:20.412 --> 19:24.791
‫این که سد بشکنه و تو راحت
‫توی اقیانوس جهان جریان پیدا کنی؟

19:24.874 --> 19:27.794
‫همینطور که میگی
‫ ما برای جریان پیدا کردن ساخته شدیم

19:28.336 --> 19:33.258
که از فرای کهکشان در اقیانوس جهان جاری شیم‫

19:33.341 --> 19:37.178
‫درسته و این آزادی می‌تونه برای تو باشه

19:37.262 --> 19:41.474
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که کمکمون کنی بزنیم تو تخم‌های امپراطوری

19:46.771 --> 19:48.648
‫هر کسی که لازمه واضح بشنوه،

19:49.900 --> 19:52.152
‫من به سلسله ژنتیکی پایان می‌دم

19:57.490 --> 20:00.827
‫- داشتم نگاه می‌کردم
‫- آره خب حیف شد

20:02.329 --> 20:03.496
‫فکر می‌کنه می‌تونه عوض بشه

20:03.580 --> 20:06.499
‫علاقه به تولیدمثل پیدا کرده

20:07.083 --> 20:08.793
‫از تحسین لبریز نشدم

20:10.253 --> 20:11.504
‫بیا تو

20:14.257 --> 20:15.467
‫ژنرال ببخشید که مزاحم میشم

20:15.550 --> 20:18.970
‫شی‌بندز تصاویر رسیده از سیونا
‫رو بازبینی کرده و مایله باهاتون صحبت کنه

20:21.097 --> 20:23.892
‫من تا الان تکینگی-آمیختگی‌ای به این کوچیکی ندیدم

20:23.975 --> 20:25.644
‫یک سفینه با ذهنی سر خود

20:25.727 --> 20:29.022
‫ارتباطاتمون تو سیونا فکر کردن
‫که یک جور محاسبات طبیعی بوده

20:29.105 --> 20:31.650
‫ممکنه که بنیاد انرژی سفینه‌هاشون رو
‫با پرورش مغز بدون میزبان

20:31.733 --> 20:34.069
‫تامین کنه؟

20:38.114 --> 20:39.866
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- حالش خوبه؟

20:41.117 --> 20:46.039
‫چه خبره؟ اینجوری مثلا قرارداد رو امضا می‌کنی؟

20:46.122 --> 20:50.126
‫اوپلسک وسوسه‌کننده‌ست،
‫ولی ریسک این کار خیلی زیاده

20:50.710 --> 20:51.795
‫حرفت درسته

20:51.878 --> 20:55.257
‫ده درصد فرزندانمون به امپراطوری مالیات داده میشه

20:56.424 --> 21:01.263
‫ولی اگه امپراطوری بفهمه
‫که با شما صحبت کردیم، 20 درصدش می‌کنه

21:01.846 --> 21:03.431
‫نمی‌تونیم همچین کاری کنیم

21:06.434 --> 21:08.270
‫از هوم‌-سوآرم پیامی دریافت کردم

21:08.853 --> 21:12.482
‫سفینه نجواگری که دنبالشید
‫هم‌اکنون در بند فضا رانه

21:12.566 --> 21:15.569
‫- نمی‌دونستم همچین کاری می‌تونی بکنی
‫- مسیر رو برای رسیدن بهشون تنظیم کنید

21:15.652 --> 21:18.446
‫نه، هوم-سوآرم دارن میان پیش ما

21:47.017 --> 21:51.354
‫گیل؟ میول چیه؟ همش تو فکرشی

22:02.490 --> 22:05.577
‫میول یک فاتحه و ما براش تهدید هستیم

22:05.660 --> 22:08.246
‫152 سال دیگه مارو پیدا می‌کنه

22:09.331 --> 22:10.665
‫چطور اینو می‌دونی؟

22:11.499 --> 22:14.628
‫اون آینده رو می‌بینه،
‫چیز‌هایی که قراره باشن ولی هنوز نیستن

22:17.631 --> 22:21.218
‫می‌خوام چیزی بهتون بگم، به همتون

22:22.302 --> 22:24.679
‫شما هری سلدان رو دیدید،
‫ کسی که باهامون اومد اینجا

22:25.263 --> 22:30.518
‫کلی سال قبل، یک راهی پیدا کرد
‫که از ریاضیات برای پیش‌بینی آینده استفاده کنه

22:31.436 --> 22:36.316
‫خیلی دقیق بود، انگار که جادو باشه

22:38.944 --> 22:42.239
‫ولی بعد متوجه شد بیگانه‌ها وجود دارند

22:42.989 --> 22:44.866
‫مردمی که می‌تونن ریاضیات رو بهم بزنند

22:44.950 --> 22:45.951
‫مثل میول

22:47.285 --> 22:48.328
‫و مثل ما

23:00.048 --> 23:01.633
‫من هیچوقت مثل مردمم نبودم

23:03.134 --> 23:09.307
‫من تنها بودم و حتی وقتی خیلی جوان بودم
‫با عدد و رقم‌ها فکر می‌کردم

23:10.475 --> 23:14.312
‫توی دنیای من اینجوری فکر کردن
‫خطرناک بود، ولی متوقفم نکرد

23:15.397 --> 23:19.985
‫اعداد منو در سرما گرم می‌کردن
‫راهم رو در خاموشی روشن می‌کردن

23:21.111 --> 23:25.240
‫و یک روز، منو تا کهکشان بردند

23:26.032 --> 23:32.163
‫و حالا فکر می‌کنم که اون همه وقت
‫ذهنم داشت می‌شمرد و می‌شمرد

23:32.247 --> 23:35.584
‫که فقط قدرتی که باهاش بدنیا اومدم رو درک کنم

23:36.918 --> 23:38.587
‫هری پیش‌بینی خاموشی رو کرد

23:39.087 --> 23:42.674
‫نابود شدن امپراطوری و نابود کردن همه‌چی با خودش

23:43.758 --> 23:47.512
‫فکر می‌کنم به خاطر همینه که
‫خیلی‌هاتون اخیراً هم‌دیگه رو پیدا کردین

23:49.806 --> 23:51.933
‫ناگهانی بیشتر نشدیم

23:52.934 --> 23:55.312
‫فقط خیلی‌ها هستن که دارن زجر می‌کشند

23:56.146 --> 24:01.359
‫فریاد‌ها خیلی بلند‌تر هستن،
‫درست مثل نرم‌تنانی که سرخ می‌شدن

24:02.152 --> 24:05.155
‫ما باید به همدیگه هشدار بدیم
‫و هرچیزی که می‌تونیم رو درست کنیم

24:05.238 --> 24:09.284
‫که هرچیزی که جایگزین امپراطوری میشه بدتر نباشه

24:09.826 --> 24:13.830
‫با شما بدرفتاری شده، شما مدیون نیستید

24:13.914 --> 24:19.336
‫ولی اگه از قایم شدن دست برداریم
‫بعد بیننده‌های دیگری رو پیدا می‌کنیم

24:19.419 --> 24:23.590
‫و وقتی که میول بیاد سراغمون، آماده خواهیم بود

24:24.591 --> 24:28.178
‫تنها چیزی که نیازه
‫ برنامه‌ریزی و نگاه‌ به آینده‌ست

24:29.888 --> 24:31.306
‫به باور نیاز داره

25:18.311 --> 25:24.067
‫ژنرال ما هوبر ملو رو پیشکش می‌کنیم
‫که سعی در خیانت کردن ما داشت

25:24.150 --> 25:26.653
‫ممنونم که شخصاً اومدید شی‌ایز‌سنتر

25:26.736 --> 25:28.196
‫برای منافع خودم اومدم

25:28.822 --> 25:30.949
‫دختر من به سفینه شما خراج داده شده بود

25:32.993 --> 25:34.286
‫می‌خواستم ببینمش

25:35.370 --> 25:37.372
‫و من به خاطرش سرزنده‌تر شدم

25:53.096 --> 25:55.599
‫ما دنبال سفینه‌ای هستیم
‫که روی سیونا دیده شده بود

25:58.727 --> 26:02.939
‫و اینجا پیداش شد و تو رئیسشی،
‫تو کی هستی؟

26:03.023 --> 26:04.065
‫سوال خوبیه

26:04.149 --> 26:08.320
‫آره، می‌خوای الان دربارش صحبت کنیم؟

26:19.331 --> 26:23.168
‫چرا دنده‌هات رو از شکستن حفظ نمی‌کنی؟
‫تو مامور بنیاد هستی

26:23.710 --> 26:24.711
‫سفینه‌هاشون چطور کار می‌کنه؟

26:24.794 --> 26:27.130
‫اوه، من یکم نفسم تنگه

26:27.214 --> 26:31.009
‫یکم درگیر مذاکره بودم و ...

26:31.593 --> 26:33.470
‫خیل خب باشه

26:34.137 --> 26:35.430
‫باشه

26:35.513 --> 26:38.934
‫سفینه رو می‌خواین، اینم سفینه لعنیتون

26:42.562 --> 26:43.939
‫حتی برای خودمم نیست

26:45.232 --> 26:47.651
‫ولی یچیزی راجب سفینه‌های نجواگر باید بدونید

26:48.151 --> 26:49.945
‫سیستم امنیتی‌شون خیلی خشنه

26:53.114 --> 26:54.324
‫لعنتی

27:07.879 --> 27:10.549
‫دختر خوب، بکی،‌ بدو بدو

27:17.347 --> 27:18.557
‫لعنتی

27:32.696 --> 27:34.322
‫بذار ببینیم این بچه چیکار می‌کنه

27:39.411 --> 27:41.413
‫- می‌خواد جهش کنه
‫- نمی‌تونه فرار کنه

27:41.496 --> 27:43.498
‫به اندازه کافی برای جهش فضا نداره

27:43.999 --> 27:46.167
‫این خودکشیه، نصف سوآرم هم می‌کشه

28:00.307 --> 28:03.184
‫سفینه‌اش در فضای آشیانه جهش کرد

28:04.185 --> 28:06.062
‫جادوگرا یه حقه جدید یاد گرفتن

28:06.771 --> 28:09.107
‫تکنولوژی بنیاد از ما پیشی گرفته

28:09.774 --> 28:11.192
‫سفینه‌های نجواگرشون سریع‌ترن

28:11.276 --> 28:13.820
‫و بدون کمک فضا‌ ران‌ها مسیریابی می‌کنن

28:14.362 --> 28:15.363
‫یک چیز دیگه هم هست

28:16.573 --> 28:19.326
‫سلدان، ملو رو فرستاد پیش فضا ران‌ها

28:19.409 --> 28:21.870
‫و با وعده آزادی وسوسه‌شون کرد

28:22.454 --> 28:24.956
اون ‫از سمیرنو اومده که بنیاد الان تصاحب کرده

28:25.040 --> 28:27.167
‫پس می‌تونیم برداشت کنیم
‫که برای اون‌ها کار می‌کنه

28:27.250 --> 28:29.711
‫داری میگی فضا ران‌ها ایمانشون رو
‫به امپراطوری از دست دادن؟

28:29.794 --> 28:32.839
‫ام، نه،‌ ولی این موضوع که
‫ترمینوس حتی تلاش کرد این کار رو بکنه

28:32.923 --> 28:35.884
‫نشون میده که بنیاد داره آماده جنگ میشه

28:35.967 --> 28:37.636
‫ممکنه که فرشته‌های کور رو استخدام کرده باشن؟

28:37.719 --> 28:40.972
‫آیا اون‌ها توانایی قتل رو دارن؟

28:42.098 --> 28:43.475
‫همین مشکلمونه

28:44.142 --> 28:46.394
‫نمی‌دونیم قابلیت چه کار‌هایی رو دارن

28:46.478 --> 28:47.896
‫دستور من چیه امپراطوری؟

28:48.855 --> 28:51.524
‫باید منتظر اعزام باشم...

28:53.360 --> 28:55.904
‫لعنتی

29:02.285 --> 29:03.453
‫می‌تونی بفهمی چی می‌خواد؟

29:04.746 --> 29:07.791
‫خب،‌ نگرانم که بخواد منو تحت تاثیر بذاره

29:09.709 --> 29:11.419
‫باید یکاری بکنیم بل

29:11.503 --> 29:13.922
‫- نگو، ملوان
‫- بحث درجه رو پیش نکش

29:14.005 --> 29:15.715
‫یبار جلوش وایسادی

29:15.799 --> 29:18.677
‫از یه دستور سرپیچی کردی
‫و حالا باید کورکورنه اطاعت کنی؟

29:18.760 --> 29:22.305
‫دستوری که ازش سرپیچی کردم
‫باعث مرگ ملوان‌ها میشد

29:22.389 --> 29:23.515
‫مردمی که من فرماندهی می‌کنم

29:23.598 --> 29:26.351
‫- و اگه مردم عادی بمیرن مشکلی نیست؟
‫- گاییدمت گلیون

29:28.186 --> 29:30.438
‫می‌دونی اگه از یه دستور دیگه سرپیچی کنم
‫چیکار می‌کنه؟

29:31.565 --> 29:33.775
‫- می‌کشتت
‫- نه

29:34.359 --> 29:35.527
‫تو رو می‌کشه

29:36.194 --> 29:39.447
‫منو چند دهه توی یه سلول آزاد می‌ندازه

29:39.531 --> 29:42.826
‫و مجبورم می‌کنه تصویر مردنت
‫رو که پشت پلک‌هام پخش می‌کنن ببینم

29:42.909 --> 29:45.412
‫و یکی دیگه هم بلاخره دستورات رو انجام میده

29:58.174 --> 30:03.054
‫بیا بگیم که من یک خبر فوق سری دارم

30:03.763 --> 30:06.224
‫بهش نزدیک میشم، از هاله‌ رد میشم

30:06.308 --> 30:08.935
‫و میلیون‌ها چیز دفاعی دیگه که
‫ازش خبر نداریم و یارو رو بکشم

30:09.019 --> 30:11.146
‫یکی دیگه می‌سازن و
‫دوباره با همه این چیزا درستش می‌کنن

30:11.229 --> 30:13.440
‫- و دوباره برمی‌گردیم هرجا بودیم
‫- ولی بل اگه بری...

30:13.523 --> 30:17.027
‫یا کار بزرگتر کنم، ناوگان رو بردارم
‫و قصر رو از مدار منفجر کنم

30:17.110 --> 30:18.653
‫حالا 3 تای جدید می‌سازن

30:18.737 --> 30:20.655
‫خب اگه سه‌تای جدید هم بترکونیم دیگه نمی‌کنن

30:21.323 --> 30:23.199
‫و اگه واقعا دارن سلسلۀ ژنتیکی رو پایان می‌دن، بل...

30:23.283 --> 30:24.910
‫خب خب، بیا بگیم امپراطوری رو نابود کنیم

30:24.993 --> 30:26.036
‫بعدش به نظرت چطور میشه؟

30:26.745 --> 30:29.164
‫دوسام بار گفت بنیاد قویه

30:29.247 --> 30:30.498
‫می‌تونه جایگزین بشه

30:30.582 --> 30:34.544
‫ببین هیچ‌جوره راه نداره که آماده باشن،
‫می‌دونی امپراطوری چقدر بزرگه

30:34.628 --> 30:37.547
‫بذار بهت بگم اگه امپراطوری سقوط کنه چطور میشه

30:37.631 --> 30:42.219
‫چون من... مناطقی از فضا رو دیدم که
‫تو بی‌قانونی افتادن

30:44.930 --> 30:48.725
‫ضعفا... مثل اشیاء می‌مونن

30:51.061 --> 30:53.730
‫لعنتی، متجاوز‌ها شاه هستن

30:56.524 --> 30:57.525
‫فقرا...

31:00.195 --> 31:01.780
‫فقرا برده‌ان

31:02.781 --> 31:06.910
‫زندگی هیچی جز پوچی نیست

31:08.286 --> 31:09.287
‫درد

31:23.718 --> 31:24.761
‫باشه

31:26.805 --> 31:27.806
‫چیه؟

31:28.390 --> 31:29.933
‫من فقط...

31:32.477 --> 31:35.522
‫فکر کنم فقط باید مطمئن می شدم هنوز خودتی

31:37.566 --> 31:40.277
‫حالا که به همه‌چیزش فکر کردی...

31:44.489 --> 31:45.615
‫ترس‌هات منطقین

31:50.120 --> 31:51.788
‫ حداقل بعضی‌هاشون منطقین

31:52.289 --> 31:54.541
‫این چیزیو عوض می‌کنه؟

31:56.918 --> 31:57.919
‫نه

32:01.923 --> 32:03.842
‫ولی حداقل الان دوتایی باهم ترسیدیم

32:03.925 --> 32:05.635
‫آره عالیه، خوب شد

32:05.719 --> 32:09.055
‫این... این دقیقا چیزی بود که می‌خواستم

32:39.836 --> 32:42.339
‫تو هنوز از اون همه ستایش شدن هیجان داری

32:46.343 --> 32:48.762
‫قبول دارم، کاریزمای طبیعی‌ای داری

32:48.845 --> 32:52.432
‫شاید بشه گفت مهار ناپذیره

33:00.565 --> 33:02.567
‫می‌دونم سخته برات باور کردنش

33:02.651 --> 33:07.447
‫ولی جذابیت عمومی من نتیجه تمرینه

33:09.407 --> 33:13.328
‫حتی میان کلئون‌ها کسایی هستن که بیشتر...

33:15.914 --> 33:18.625
‫راحتن وقتی توی موقعیت قرار می‌گیرن

33:23.838 --> 33:27.300
‫ولی من سپاسگزار کاریزمای توام

33:27.384 --> 33:33.223
‫مردی که حاضره همسری توانا رو قبول کنه
‫از ارزش اجتماعی برخورددار میشه

33:33.306 --> 33:34.349
‫موافق نیستی؟

33:37.519 --> 33:38.562
‫مشکلی هست؟

33:41.565 --> 33:42.774
‫من فقط داشتم فکر می‌کردم

33:44.442 --> 33:46.486
‫تا الان درمورد خانواده من حرف نزدیم

33:46.570 --> 33:47.571
‫اوه

33:48.738 --> 33:49.739
‫صحبت کردیم

33:50.907 --> 33:51.950
‫تو دوست‌دارِ سرخوشی هستی

33:52.033 --> 33:55.036
‫و حالا قراره ملکه بشی

33:55.704 --> 33:57.872
‫این داستانی میشه که شهروندان دوست‌ خواهند داشت

33:57.956 --> 33:59.040
‫منظورم اینه که...

34:01.918 --> 34:04.754
‫با این وجود که همشون مردن
‫به توهم مربوط میشن

34:07.340 --> 34:09.175
‫همونطور که خانواده منن، خانواده توهم میشن

34:11.177 --> 34:12.762
‫پس می‌خوام بشناسیشون

34:14.681 --> 34:15.807
‫بله چقدر خوب

34:20.478 --> 34:21.688
‫پدر زیرک من

34:22.521 --> 34:24.441
‫که صداش رو هیچوقت برام بلند نکرد

34:25.692 --> 34:27.818
‫حتی وقتی که اشتباهی یک شیشه باارزش

34:27.903 --> 34:29.863
‫از رنگ ارغوانی رو ریختم توی گِل

34:31.323 --> 34:34.576
‫تنها چیزی که گفت این بود
‫خب، چه گِل خوش‌رنگی شد

34:36.745 --> 34:39.164
‫برادرم ترستن

34:40.539 --> 34:43.418
‫یکبار یه همرزم مجروح رو دو روز کامل
‫روی دوشش حمل کرد

34:43.501 --> 34:45.420
‫با وجود اینکه ترقوه خودش شکسته بود

34:46.003 --> 34:47.005
‫مادرم

34:48.048 --> 34:51.635
‫که می‌دونم بقیه فکر می‌کردن مثل غریبه‌هاست

34:52.635 --> 34:56.806
‫ولی می‌تونست چهره‌های هممون رو از ذهنش بکشه

34:56.890 --> 34:59.184
‫و هرکدوم بی‌نقص شبیه میشد

34:59.976 --> 35:01.561
‫خواهرم شنین

35:03.021 --> 35:06.399
‫که دوست داشت وقتی مسائل ایالت رو
‫حل می‌کرد سیگار سانتانی بکشه

35:06.483 --> 35:08.818
‫و وقتی جوون‌تر بودیم

35:08.902 --> 35:11.905
‫نصفی از شب رو بیدار موند
‫و دنبال شکار یه عنکبوت بود که بتونم بخوابم

35:18.203 --> 35:19.454
‫و پسر کوچیکش

35:22.165 --> 35:23.375
‫ماریوس کوچیکمون

35:25.377 --> 35:28.004
‫اتفاقی که براشون افتاد غمگینه

35:29.506 --> 35:30.674
‫و ما بهشون احترام می‌ذاریم

35:34.219 --> 35:37.222
‫من فقط دوست داشتم بهشون بگم
‫که چه تاثیری روی زندگیشون گذاشتی

35:39.307 --> 35:42.435
‫هرچقدر هم غیر مستقیم باشه

35:45.188 --> 35:46.189
‫ولی نمی‌تونم...

35:48.400 --> 35:49.859
‫پس به جاش به خودت میگم

36:04.958 --> 36:10.881
‫تو به دلیل ترکیب عجیبی از شانس خوب
‫و لطف من اینجایی

36:12.132 --> 36:15.010
‫تنهای چیزی که برای جفتشون لازمه بگی اینه

36:16.678 --> 36:18.179
‫«من قدردانم»

36:20.849 --> 36:23.226
‫من قدردانم امپراطوری

36:26.313 --> 36:27.314
‫خوبه

36:37.073 --> 36:39.326
‫من می‌خوام دان رو جایی ببینم
‫که دیوار‌هاش گوش نداشته باشن

36:39.409 --> 36:42.370
‫- می‌تونی همچین کاری کنی؟
‫- اطاعت امر ملکه

36:49.252 --> 36:50.712
‫می‌تونیم اینجا آزاد حرف بزنیم؟

36:51.213 --> 36:55.133
‫وقتی 17 سالمون بشه،
‫مارو به همه مناطق ترانتور می‌برن

36:55.634 --> 36:57.010
‫تور عظیم

36:57.552 --> 37:00.013
‫توی تور خودم کلی چیز‌های جالب شنیدم

37:00.096 --> 37:04.226
‫مثلا آکیولای‌ها توی هیت سینک‌ کار نمی‌کنن

37:04.726 --> 37:06.186
‫فقط می‌تونستی بگی آره

37:06.269 --> 37:07.520
‫سنت کلئونیکه

37:08.188 --> 37:10.273
‫چرا یک کلمه استفاده کنیم،
‫وقتی با ده‌تا کلمه کار راه میوفته

37:16.071 --> 37:18.406
‫می‌دونی که حتی با این مختل‌کننده‌های ظاهری

37:18.490 --> 37:20.825
‫داری با این جلسه کوچیک
‫ جون جفتمون رو به خطر می‌ندازی

37:20.909 --> 37:22.744
‫- می‌دونم
‫- می‌دونی؟

37:24.204 --> 37:25.288
‫این یه بازی نیست

37:27.332 --> 37:30.502
‫یبار یه دان از قصر فرار کرد و سعی کرد
‫از شهر ترانتور فرار کنه

37:31.002 --> 37:32.003
‫برای اینکارش کشتنش

37:33.380 --> 37:35.131
‫این اخطاریه که از بچگی به هممون می‌دن

37:35.215 --> 37:36.716
‫- توسط دمزل؟
‫- اوهوم

37:36.800 --> 37:37.801
‫همم

37:39.386 --> 37:40.387
‫امروز دیدمش

37:41.721 --> 37:43.056
‫اون خانواده‌مو کشت

37:44.724 --> 37:45.767
‫به دستور دی

37:48.019 --> 37:49.020
‫اینو بهت گفت؟

37:50.230 --> 37:51.523
‫و دی هم تایید کرد

37:52.857 --> 37:54.025
‫پس چی؟

37:54.609 --> 37:55.819
‫از عروسی پا پس می‌کشی؟

37:55.902 --> 37:58.238
‫اگه این کارو بکنم، دی منو می‌‌کشه
‫و خودت می‌دونی

37:59.155 --> 38:01.992
‫من از لحظه‌ای که به عنوان عروس انتخاب شدم
‫زندانی اون بودم

38:05.912 --> 38:08.957
‫- پس از من چی می‌خوای؟
‫- من نباید بچۀ اون هیولا رو باردار بشم

38:09.040 --> 38:11.209
‫من نم... نمی‌تونم

38:14.880 --> 38:17.591
‫برادرت، مثل تو نیست

38:20.218 --> 38:21.595
‫درسته

38:21.678 --> 38:23.263
‫از لحظه‌ای که همو دیدیم می‌دونستم

38:24.347 --> 38:25.432
‫چشم‌هات متفاوته

38:28.143 --> 38:30.145
‫- ما چشم‌هامون دقیقا یکیه
‫- نه

38:34.357 --> 38:35.525
‫چشم‌های تو مهربونن

38:40.322 --> 38:42.198
‫منم می‌تونم دقیقا مثل اون بشم

38:43.825 --> 38:44.910
‫من باور نمی‌کنم

38:50.290 --> 38:53.877
‫من با دی ازدواج می‌کنم، اینقدر رو مطمئنم

38:56.588 --> 38:58.089
‫بچۀ کلئونی که حمل می‌کنم...

39:01.009 --> 39:02.594
‫اون بچه می‌تونه چشم‌های تورو داشته باشه

39:09.392 --> 39:11.228
‫خدمتکارم توی سوئیت پزشکی برش داشت

39:12.229 --> 39:14.272
‫ازش استفاده کن و بعد ‌می‌تونی بچه‌دار شی

39:15.899 --> 39:18.777
‫خدای من، می‌دونی اصلا چی می‌خوای از من؟

39:20.528 --> 39:22.739
‫ازدواجتون همین الان
‫ من و داسک رو بدرد نخور می‌کنه

39:23.240 --> 39:25.283
‫اگه دی این موضوع رو بفهمه، این حکم اعدامه

39:25.367 --> 39:27.118
‫ژن‌هاتون تقریبا یکیه

39:28.161 --> 39:29.246
‫دی هیچوقت نخواهد فهمید

39:30.538 --> 39:32.457
‫داره تورو کنار می‌ذاره دان

39:34.042 --> 39:35.835
‫تو هیچوقت روی تخت نخواهی نشست

39:35.919 --> 39:39.130
‫و وقتی بمیری و بری،
‫انگار که هیچوقت وجود نداشتی

39:43.176 --> 39:44.177
‫ولی...

39:47.138 --> 39:50.725
‫ولی اگه اون شخص وارث واقعی بچه تو باشه

39:52.727 --> 39:54.354
‫میراثت قطعی میشه

39:57.065 --> 39:58.191
‫همچین چیزی رو نمی‌خوای؟

40:00.151 --> 40:01.861
‫نمی‌خوای برای خودت سایه‌ای داشته باشی؟

40:04.531 --> 40:06.908
‫بهم گفتن که عملیاتش اونقدر دردناک نیست

40:08.368 --> 40:10.412
‫هیچ بخشی از عملیات

40:10.495 --> 40:12.163
‫سارث

40:12.247 --> 40:14.416
‫من جلوی دکتر‌هارو گرفتم که بارورسازی نکنن

40:14.499 --> 40:16.501
‫ولی بعد از ازدواج فرصتی نخواهیم داشت

40:28.889 --> 40:30.015
‫این خودکشیه

40:30.098 --> 40:31.099
‫نه

40:33.476 --> 40:35.270
‫این یه کودتای بدون خونریزیه

40:51.953 --> 40:53.413
‫دنبالم بیا

41:18.897 --> 41:21.399
‫- من باید اول صحبت کنم یا شما صحبت می‌کنید؟
‫- کنستانت

41:22.943 --> 41:24.194
‫امپراطوری

41:24.277 --> 41:27.489
‫- طبق رسوم، ما هدیه‌ای براتون داریم
‫- همینطوره؟

41:28.073 --> 41:29.157
‫پشیمانیت رو اوردی؟

41:29.783 --> 41:31.409
‫دلجویی کردن اوردی؟

41:31.493 --> 41:32.869
‫یه زیرسیگاری اتمیه

41:34.371 --> 41:36.373
‫اوه، چه مسخره

41:36.456 --> 41:37.958
‫جنگ نزدیکه امپراطوری

41:38.583 --> 41:40.502
‫پیامبر مارو فرستاد که باهاتون صلح کنیم

41:40.585 --> 41:43.713
‫پیامبر واسه کسی که خیلی وقته مرده
‫دستورات سنگینی میده

41:43.797 --> 41:45.423
‫اوه ایشون برگشته

41:46.216 --> 41:49.135
‫و با خودش امید اورده، امید برای هممون

41:49.219 --> 41:50.929
‫پس شما چی هستی الان؟

41:52.347 --> 41:53.765
‫کشیش‌هاش؟

41:54.432 --> 41:57.435
‫- راهب‌هاش؟
‫- ما ام...

41:58.478 --> 41:59.688
‫فروشنده‌ایم

42:01.356 --> 42:06.069
‫شما اجازه دادید که سیاره‌های حاشیه بیرونی
‫کم کم به وحشی‌گری برسند

42:06.152 --> 42:07.821
‫اونا به غریبه‌ها اعتماد نمی‌کنند

42:08.446 --> 42:10.615
‫ولی اونا از نمایش خوششون میاد

42:10.699 --> 42:12.367
‫پس وقتی خبر رو بهشون بدیم

42:12.450 --> 42:15.287
‫یکم باید براشون فیلم بازی کنیم
‫تا بتونن حرف گوش کنن

42:15.370 --> 42:18.248
‫شما سه‌تا در عوض

42:19.249 --> 42:21.084
‫مرد متمدنی هستید

42:21.167 --> 42:22.919
‫پس باهاتون از بالا به پایین نگاه نمی‌کنم

42:23.003 --> 42:24.629
‫از اون پایین مگه می‌تونی بکنی؟

42:24.713 --> 42:27.883
‫ما فرستاده شدیم که روابط دیپلوماتیک شروع کنیم

42:27.966 --> 42:32.596
‫که بخواهیم بنیاد رو
‫ دز صحنه کهکشانی به رسمیت بشناسید

42:32.679 --> 42:34.931
‫ما دنبال حق حاکمیت هستیم

42:35.015 --> 42:37.851
‫شما یه پایگاه مرزی امپراطوری هستید

42:37.934 --> 42:40.312
‫یه ملک هستید و نه همکار

42:40.395 --> 42:42.188
‫چه کلمات آشنایی

42:44.399 --> 42:47.319
‫و اتحاد با بنیاد به شما مهم‌ترین چیزی

42:47.402 --> 42:51.406
‫که امپراطوری می‌تونه داشته باشه رو تضمین می‌کنه

42:52.115 --> 42:53.825
‫- صلح
‫- آها

42:53.909 --> 42:56.912
‫پس واقعا اومدی اینجا نمایش بازی کنی

42:57.454 --> 43:00.707
‫بهمون صلح رو بفروشی و
‫از پشت با شورش بهمون خنجر بزنی

43:01.374 --> 43:03.126
‫فضا ران‌ها دست رد به  سینه آدمتون هوبر ملو،

43:03.209 --> 43:05.837
‫که تلاش کرد وسوسه‌شون کنه خیانت کنن، زدن

43:06.546 --> 43:08.381
‫خب اینجا رو نگاه کن

43:09.174 --> 43:12.677
‫چشم‌های واقعا درشت‌شده از تعجب

43:13.261 --> 43:17.432
‫می‌دونی کلاریک... باور دارم که حقیقت رو میگی

43:17.974 --> 43:23.438
‫ولی دختره به نظر می‌رسه
‫چیزی تو ذهنشه

43:24.522 --> 43:27.776
‫یالا کوچولو، بگو بینم

43:35.784 --> 43:36.868
‫خیل خب

43:45.001 --> 43:47.712
‫همون چهره‌ها، همون اتاق

43:48.755 --> 43:52.175
‫- هیچی توی امپراطوی عوض نمیشه؟
‫- نگهبان‌ها

43:52.259 --> 43:54.344
‫اینجا چه خبره؟

43:54.427 --> 43:56.930
‫کاپتان تیماندرا اولین نفر
‫ توی دروازه به چشمش خورد

43:57.013 --> 43:59.057
‫اسکن مغزی دوگانه تشخیص‌ داده شد

44:02.269 --> 44:03.395
‫هری سلدان

44:05.063 --> 44:07.482
‫ای حرومزاده آب‌زیر‌کاه

44:08.066 --> 44:11.653
‫فکر می‌کردم مخالف افزایش دسترسی
‫شخص بعد از حیاتش بودی

44:11.736 --> 44:16.324
‫ولی به خودت زحمت دادی که به مرگ خیانت کنی
‫و بعدش چندین سال نوری هم سفر کنی

44:16.408 --> 44:19.327
‫پس، هرچی که اومدی بگی رو بگو

44:19.411 --> 44:21.705
‫اوه من اونقدر‌ها هم سفر نکردم

44:21.788 --> 44:25.083
‫من، چیزی که ازم باقی مونده، هنوز توی ترمینوسه

44:25.166 --> 44:27.836
‫این فقط یه تراشه باریک از منه

44:29.254 --> 44:30.463
‫تو توی ترمینوسی؟

44:31.548 --> 44:32.674
‫جالبه

44:34.551 --> 44:37.596
‫پس چرا همزمان اینجا هم هستی؟

44:38.263 --> 44:40.348
‫که روی حرف‌های کلاریکم تاکید کنم

44:41.349 --> 44:44.060
‫و بهتون هشدار بدم که بنیاد بی‌دفاع نیست

44:45.437 --> 44:49.858
‫ما تکنولوژی داریم، سفینه، سلاح‌هایی
‫که قابلیت خرابی به بار آوردن دارن

44:49.941 --> 44:53.528
‫ما به دنبال صلحیم اما نه به این خاطر
‫که می‌ترسیم که شکست بخوریم

44:53.612 --> 44:56.031
‫به این خاطر که با قطعیت ناشی از ریاضی می‌دونیم

44:56.114 --> 44:58.491
‫که اگر جنگی باشی، ما پیروز خواهیم شد

44:59.868 --> 45:00.869
‫همم

45:03.038 --> 45:04.456
‫می‌دونی من دربارت مطالعه کردم

45:06.374 --> 45:08.543
‫من در جوانیم وقت مطالعه داشتم

45:11.504 --> 45:12.631
‫من درباره تو مطالعه کردم

45:13.381 --> 45:17.677
‫ناراحت کننده بود فهمیدن اینکه
‫یک فرد نمی‌تونه چیز زیادی رو عوض کنه

45:17.761 --> 45:20.639
‫تا اینکه خوندم که من، به طور مشخص می‌تونم

45:21.348 --> 45:24.476
‫تو گفتی سلسلۀ ژنتیکی امپراطوری رو تضعیف کرد

45:24.559 --> 45:27.229
‫یادت میاد؟ تو مارو انگور صدا زدی

45:30.273 --> 45:31.441
‫کی می‌خواد بهش بگه؟

45:34.736 --> 45:36.321
‫بیخیال، خودم میگم

45:37.447 --> 45:38.573
‫دیگه کلونی در کار نیست

45:39.532 --> 45:42.118
همین الان ‫عروس آینده‌م تختمو گرم می‌کنه

45:42.202 --> 45:45.121
‫تخت چهارمی به زودی به جایگاه اضافه میشه

45:45.205 --> 45:47.499
‫پیش‌بینی‌هات تاریخ‌گذشته‌اند سلدان

45:48.541 --> 45:49.542
‫مثل خودت

45:51.169 --> 45:54.422
‫دمرزل به ژنرال ریوز بگو
‫دور ترمینوس یک حصار بکشه

45:54.506 --> 45:57.259
‫و از نیرو‌های کمکی بهش سفینه بده

45:57.342 --> 45:59.594
‫اگه بنیاد تکنولوژی‌ای داره که ارزش داره

45:59.678 --> 46:03.306
‫لیستشون رو دربیارید، چون متعلق به ما هست

46:04.391 --> 46:05.392
‫بله امپراطوری

46:07.894 --> 46:09.521
‫بابت جاسیگاری ممنونم

46:27.038 --> 46:28.206
‫کنستانت!

46:31.001 --> 46:32.627
‫می‌دونستم تو ذهنمه

46:33.211 --> 46:36.256
‫ولی نمی‌تونستم بگم، چون جلوم رو می‌گرفت

46:37.132 --> 46:38.967
‫داشته اراده‌ت رو سرکوب می‌کرده

46:39.551 --> 46:42.178
‫این مردی که ازش پیروی می‌کنید چه نوع روحیه؟

46:42.679 --> 46:46.182
‫که یک فرد مسن رو بی‌اطلاع می‌ذاره
‫و از بدن یه دختر استفاده می‌کنه

46:47.434 --> 46:49.728
‫دوستش دارید، می‌بخشینش ولی باز

46:51.229 --> 46:52.397
‫این توهین

47:06.995 --> 47:10.540
‫ما کی می‌خوایم یاد بگیریم شک کنیم
‫وقتی یه تسپینی با هدیه میاد

47:14.628 --> 47:19.049
‫پیامبرتون توی موقعیت زشتی قرارت داده

48:13.728 --> 48:14.938
‫چیکار داری می‌کنی؟

48:16.231 --> 48:18.066
‫بلاخره چشم لعنتیم رو باز می‌کنم

48:18.817 --> 48:21.486
‫- منظورت چیه؟
‫- امروز صبح با لوران اینجا بودم

48:21.570 --> 48:23.321
‫اون با من صحبت می‌کرد،
‫منم باهاش صحبت می‌کردم

48:23.405 --> 48:24.864
‫به این قایق نگاه کرد

48:24.948 --> 48:28.994
‫سکه‌ام رو پرت کردم و یهویی
‫دیگه نمی‌تونستم بگم شیر یا خطه

48:29.828 --> 48:31.663
‫یکی داشت منو مسدود می‌کرد

48:31.746 --> 48:33.248
‫لوران داشت به این قایق نگاه می‌کرد

48:33.331 --> 48:36.293
‫چون برخلاف بقیه، اطلاعات مسیریابیش پاک شده

48:36.376 --> 48:39.296
‫چرا اطلاعات یه قایق ماهی‌گیری رو باید پاک کنی؟

48:39.379 --> 48:41.423
‫اگه اینجا می‌گرفتنت چی‌کار می‌کردی؟

48:42.382 --> 48:44.467
‫مراقب بودم، ببین

48:44.551 --> 48:47.679
‫مسیر‌های روز رو پاک کردن،
‫ ولی فایل‌های مسیر‌یابی رو جاگذاری نکردن

48:47.762 --> 48:49.848
‫- این قایق یجای متفاوت رفته...
‫- سالور بس کن

48:50.432 --> 48:52.434
‫اینجا داره اتفاقاتی میوفته
‫ که الان تو متوجه نیستی

48:52.517 --> 48:54.311
‫فقط این رو قبول کن

48:54.394 --> 48:55.520
‫نه،‌ نه

48:55.604 --> 48:59.065
‫تو و هری جفتتون گفتید
‫که این موضوع بزرگتر‌ از هر شخصیه

48:59.149 --> 49:01.902
‫و حالا فکر می‌کنی
‫ می‌تونی تنهایی آینده رو عوض کنی؟

49:01.985 --> 49:03.403
‫- سالور
‫- نه بهم گوش کن

49:03.486 --> 49:05.864
‫من با شنیدن اینکه خاصم بزرگ شدم

49:05.947 --> 49:08.491
‫و اینجوری فکر کردن ذهنم رو بهم ریخت

49:08.575 --> 49:10.952
‫- من فکر نمی‌کنم که خاصم
‫- مطمئنی؟

49:11.870 --> 49:14.664
‫چون همه یجور نگاهت می‌کنن که
‫انگار تو نجات‌دهنده‌شونی

49:15.290 --> 49:16.291
‫و این مشکلی نداره

49:17.000 --> 49:18.460
‫تا زمانی که خودت باورت نشه

49:23.173 --> 49:26.635
‫نیازی نیست بهشون اعتماد کنی،
‫ولی باید به من اعتماد کنی

49:27.636 --> 49:29.512
‫الان وقت دنبال سرنخ گشتن نیست

49:30.263 --> 49:31.640
‫متوجهی؟

50:25.026 --> 50:26.027
‫خب قایق

50:26.778 --> 50:28.363
‫بذار ببینیم دیشب کجا بودی

50:28.466 --> 50:46.447
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

50:48.746 --> 50:59.480
‫«ترجمه از امیرعلی_پی‌ام»
‫ .:: Amirali_Pm ::.

51:48.235 --> 51:51.196
‫خب چه سرنخ بدی رو دنبالش اومدی

51:52.447 --> 51:54.407
‫- ای ماد...
‫- حرف نزن عزیزم

51:55.825 --> 51:58.662
‫ما سعی کردیم کار به اینجا نرسه سالور

51:58.745 --> 52:00.080
‫اینکه ببینیش

52:00.872 --> 52:02.457
‫خیلی متأسفم

52:04.834 --> 52:07.963
‫من می‌خوام این مکان یه پناهگاه باشه

52:09.047 --> 52:12.425
‫ولی قضیه مثل داستان موجودات کوچیکیه
‫که سر ناهار درموردشون حرف زدیم

52:13.176 --> 52:16.012
‫بعضی وقت‌ها باید درد رو جذب کنی

52:16.513 --> 52:20.892
‫چون بعضی‌وقت‌ها یه مرگ کوچیک لازمه
