WEBVTT

01:30.539 --> 01:51.540
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

01:51.541 --> 02:01.541
‫مترجم: حمید احمدی

02:03.540 --> 02:05.083
‫از قبل هم سحر خیز‌‌تر شدی.

02:05.167 --> 02:06.502
‫خوابای عجیبی می‌دیدم.

02:08.086 --> 02:09.795
‫کلی جر و بحث با غریبه ها.

02:12.299 --> 02:13.759
‫فکر کنم به خاطر اینجا باشه.

02:13.842 --> 02:15.844
‫رویاهای بقیه وارد ذهنم میشه.

02:15.928 --> 02:18.180
‫خوشحالم می‌کنه که منتالیک نیستم.

02:20.265 --> 02:21.517
‫می‌رم قدم بزنم.

02:40.911 --> 02:42.829
‫همیشه قبل از طلوع خورشید بیدار می‌شی؟

02:46.500 --> 02:48.210
‫فقط می‌خواستم یه نگاهی به ساحل
‫بندازم.

02:51.463 --> 02:53.340
‫خاطرات مادرت پر از آبه.

02:53.882 --> 02:54.883
‫چطور این کار رو کردی؟

02:54.967 --> 02:56.385
‫بهش می‌گیم بی صدا شدن.

02:56.885 --> 02:59.388
‫فکرت رو به زبون نیار. بی صداشون کن.

03:02.808 --> 03:05.561
‫اینطوری نه. الان فقط داری
‫بلند بلند فکر می‌کنی.

03:05.644 --> 03:08.063
‫فرقش رو نمی‌فهمم.
‫خیلی فرق داره.

03:08.146 --> 03:10.607
‫تلم بهمون یاد داد با موسیقی
‫تمرکز کنیم.

03:11.483 --> 03:12.609
‫این ساز موسیقی منه.

03:16.196 --> 03:18.907
‫اگه به صدای این فکر کنم، بی صدا میشه.

03:19.575 --> 03:20.742
‫تو هم یه ساز موسیقی داری.

03:21.243 --> 03:22.578
‫همه آدمای اینجا دارن.

03:23.579 --> 03:24.580
‫یه سوت دارم.

03:31.336 --> 03:33.589
‫نمی‌دونم سازت چیه،
‫ولی اون نیتس.

03:34.173 --> 03:35.507
‫آره خب، فکرش رو می‌کردم.

03:36.341 --> 03:38.760
‫اینا رو از کجا یاد گرفتی؟
‫تلم بهت یاد داد؟

03:38.844 --> 03:40.345
‫بخشیش رو آره.

03:40.429 --> 03:43.098
‫همیشه می‌دونستم
‫بقیه به چی فکر می‌کنند.

03:44.641 --> 03:46.476
‫"این" به خاطر همین بود.

03:49.021 --> 03:50.189
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

03:57.237 --> 03:59.406
‫نه!

04:00.908 --> 04:01.908
‫بابا!

04:03.452 --> 04:06.038
‫مردم خوششون نمیومد
‫که من می‌دونستم به چی فکر می‌کنند.

04:06.538 --> 04:07.664
‫خانواده‌ام رو هم مقصر می‌دونستند.

04:26.016 --> 04:28.352
‫تلم نجاتت داد.

04:29.061 --> 04:30.312
‫هممون رو نجات داد.

04:53.836 --> 04:55.212
‫چه قدر ساکته.

04:55.295 --> 04:57.673
‫خیلیا دارن بی صدا حرف می‌زنند.

04:58.340 --> 04:59.716
‫بلند حرف زدن یه جورایی بی ادبیه.

05:00.676 --> 05:02.719
‫دارم بهشون می‌گم که می‌خوای
‫باهاشون آشنا بشی.

05:29.705 --> 05:33.876
‫می‌تونستم هر چیزی که تجربه کردن
‫رو ببینم و حس کنم.

05:35.085 --> 05:37.546
‫همه درد و زجرشون رو.

05:39.840 --> 05:40.841
‫و آرامش.

05:41.550 --> 05:43.468
‫حالا می‌دونی چرا مجبور شدیم
‫مخفی بشیم.

05:45.012 --> 05:46.180
‫ما افکار رو می‌خونیم.

05:46.930 --> 05:50.350
‫می‌فهمیم پادشاه‌ها کی دروغ می‌گن
‫یا شوهر‍ها کی دارن خیانت می‌کنند.

05:51.518 --> 05:53.437
‫ممکنه به چند راه مختلف ختم بشه.

05:53.979 --> 05:59.610
‫مثل خدایی بین انسان‌ها،
‫یا گرگی بین گوسفند‌ها باهامون رفتار میشه.

05:59.693 --> 06:02.404
‫خدا بودن خیلی سریع قدیمی‌میشه، باور کن.

06:02.487 --> 06:06.116
‫و گرگ بودن به کشتنت می‌ده.

06:06.200 --> 06:07.784
‫مردم خیلی سریع جمع میشن.

06:08.285 --> 06:10.454
‫صدات می‌کنند شیطان، دیو فضایی.

06:11.038 --> 06:14.333
‫و بعد خونت رو می‌ریزن، مثل جوسایا.

06:14.917 --> 06:18.253
‫من از نقشه خودم که توش
‫سرمون به کار خودمونه خوشم میاد.

06:20.547 --> 06:21.882
‫کمکت رو لازم داریم.

06:21.965 --> 06:24.134
‫به خاطر روانشناسی تاریخی.

06:25.552 --> 06:27.137
‫خیلی واضح توی سرشه.

06:27.763 --> 06:33.143
‫اولین بحران، دومین بحران.
‫یه بنیاد برای جایگزینی یه امپراطوری در حال سقوط.

06:33.227 --> 06:38.482
‫نقشه‌ات بهت گفت ما رو پیدا کنی؟
‫گفت ما بنیاد دومیم؟

06:38.565 --> 06:39.816
‫جهش معقولیه.

06:40.359 --> 06:42.736
‫و منم کفشای مخصوص پریدنم رو نیاوردم.

06:44.196 --> 06:45.531
‫این جنگ ما نیست.

06:46.031 --> 06:49.284
‫امپراطوری برام مهم نیست.
‫بنیاد تو هم برام مهم نیست.

06:49.868 --> 06:51.370
‫ما قصد نداریم ارتش تو باشیم.

06:51.453 --> 06:52.913
‫پس تبدیل میشید به تلفات جنگ.

06:53.830 --> 06:57.167
‫سال های بسیار دوری از الان،
‫یه منتالیک مثل تو قدرت می‌گیره.

06:57.918 --> 06:59.294
‫صداش می‌زنند میول.

07:01.004 --> 07:04.049
‫هر چیزی که اینجا ساختی
‫رو نابود می‌کنه.

07:05.467 --> 07:07.261
‫گیل دیده‌تش.
‫دیده؟

07:09.096 --> 07:10.389
‫آینده رو؟

07:10.889 --> 07:15.143
‫گونه ما توانایی های زیادی داره،
‫ولی الهام وقایع پیش از وقوع؟

07:15.811 --> 07:17.813
‫نه.
‫اشتباه می‌کنی.

07:17.896 --> 07:19.481
‫آیند‌ه‌ای که گیل دیده واقعیه.

07:21.441 --> 07:22.526
‫می‌تونه بهت نشون بده.

07:26.530 --> 07:28.866
‫وقتی بهم دروغ بگن می‌فهمم.

07:30.993 --> 07:31.993
‫شروع کن.

07:33.245 --> 07:34.288
‫من مشکلی ندارم.

07:36.039 --> 07:37.249
‫فکر کنم من مشکل داشته باشم.

07:51.054 --> 07:52.556
‫دارم دروغ می‌گم؟

08:08.322 --> 08:10.824
‫حسش کردی. می‌دونی که واقعیه.

08:11.491 --> 08:12.659
‫سالور می‌دونه؟

08:13.493 --> 08:14.493
‫آره.

08:14.912 --> 08:17.164
‫همسن تو به نظر میاد،
‫ولی دخترته؟

08:18.123 --> 08:19.791
‫آره، یه کم پیچیده ست.

08:19.875 --> 08:23.045
‫لازم نیست کل جریان رو بدونم.
‫فقط احساسات کافیه.

08:23.128 --> 08:27.007
‫می‌خوای نجاتش بدی، می‌دونم.
‫دخترت رو دوست داری.

08:27.716 --> 08:29.176
‫همدیگه رو تازه دیدیم.

08:29.259 --> 08:33.679
‫و حس می‌کنی باید دوستش داشته باشی،
‫و برات عجیبه که مطمئن نیستی.

08:33.764 --> 08:35.182
‫چون از گوشت و خونته.

08:36.725 --> 08:37.893
‫واقعا پیچیده است.

08:39.186 --> 08:42.981
‫نمی‌تونم یه آینده غیر قابل اجتناب رو قبول کنم، تو هم نباید قبولش کنی.

08:43.982 --> 08:46.026
‫اعمال ما باید معنی‌ داشته باشن.

08:46.610 --> 08:48.570
‫واقعا می‌خوام حرفت رو قبول کنم،

08:49.738 --> 08:53.367
‫ولی اگه فکر نمی‌کنی چیزی که بهت نشون دادم آینده بود، پس چی بوده؟

08:55.077 --> 09:01.416
‫این هریِ تو شاید بگه یه آینده محتمله،
‫ولی نه من مطمئنم نه تو،

09:02.084 --> 09:05.462
‫چون از طریق ادراکی که اون بهشون
‫شکل داده فیلتر شده.

09:06.171 --> 09:09.633
‫تا وقتی آماده نشدی
‫تا بفهمی‌ واقعا تواناییت چیه،

09:11.134 --> 09:13.887
‫هرگز نخواهی فهمید اون
‫بینش واقعا چی بوده.

09:14.471 --> 09:16.265
‫و منم نمی‌تونم بهت کمک کنم.

09:16.348 --> 09:18.767
‫باید به فکر بچه های خودم باشم.

09:25.899 --> 09:28.110
‫راستی، امروز تولد سالوره.

10:10.944 --> 10:14.740
‫به ترانتور خوش آمدید. موقتا در
‫ایستگاه حلقه پهلو می‌گیریم.

10:15.616 --> 10:18.118
‫می‌تونم برای خروج از محفظه
‫بهت کمک کنم؟

10:18.202 --> 10:19.578
‫بله، ممنون.

10:20.412 --> 10:23.332
‫من برادر کنستانت هستم.
‫اسم تو چیه؟

10:24.458 --> 10:25.751
‫آن کس که به روشنی می‌درخشد.

10:25.834 --> 10:26.919
‫چه زیبا.

10:27.503 --> 10:29.338
‫تا حالا یه فضا ران ندیده بودم.

10:29.922 --> 10:31.048
‫ما انسان هستیم.

10:31.131 --> 10:32.508
‫آره، می‌دونم. فقط....

10:34.968 --> 10:38.597
‫نمی‌دونستم مهندسی ژنتیکی
‫می‌تونست اینقدر زیبا انجام بشه.

10:39.431 --> 10:41.808
‫با این که این هنر 600 سال قبل توسط امپراطوری،

10:41.892 --> 10:45.854
‫زمانی که به خدمت گرفته شدیم شروع شد،

10:46.688 --> 10:48.482
‫همیشه در حال کامل کردنش هستیم.

10:51.693 --> 10:53.070
‫منظره فوق العاده‌ایه مگه نه؟

10:53.570 --> 10:55.656
‫ترانتور واقعا مرکز کهکشانه؟

10:55.739 --> 10:56.782
‫عملا نه.

10:56.865 --> 11:01.203
‫اون لقب به یه سیاهچاله فوق العاده
‫عظیم تعلق داره.

11:01.703 --> 11:06.166
‫و حقیقتش، مطمئن نیستم تلویحا
‫هم حقیقت داشته باشه.

11:06.250 --> 11:08.961
‫تصورش سخته که همچین جایی
‫سقوط می‌کنه.

11:09.044 --> 11:13.549
‫گردش خون اول تو حاشیه های بیرونی
‫قطع میشه،

11:14.341 --> 11:19.805
‫طول می‌کشه تا فساد به قلب برسه.

11:41.535 --> 11:44.496
‫به ایستگاه ترانتور، افتخار کهکشان، خوش آمدید.

11:44.580 --> 11:47.291
‫به نظرت امپراطوری از ماموریتمون
‫استقبال می‌کنه؟

11:47.374 --> 11:50.252
‫بهتره تصور کنیم با مقاومت
‫رو به رو میشیم.

11:51.420 --> 11:54.047
‫به ترانتور، چشم امپراطوری، خوش آمدید.

11:55.507 --> 11:59.845
‫تو عجیب ترین رویاهام هم فکر نمی‌کردم
‫دوباره این منظره رو ببینم.

12:02.556 --> 12:05.225
‫شرمنده، عجیب به نظر میومد. من...

12:08.270 --> 12:10.355
‫وقتی بچه بودم اینجا رو
‫تصور کرده بودم.

12:13.859 --> 12:15.986
‫برید تو صف.
‫بعدی.

12:18.197 --> 12:19.948
‫به ترانتور خوش امدید. لطفا جلو بیاید.

12:24.953 --> 12:25.871
‫هدف سفرتون؟

12:25.954 --> 12:29.708
‫من فرستاده‌ای از ترمینوس، نماینده
‫حاشیه بیرونی هستم.

12:29.791 --> 12:31.668
‫برای گشایش روابط دیپلماتیک به اینجا اومدم.

12:31.752 --> 12:33.504
‫حاشیه بیرونی؟ شگفت انگیزه.

12:34.004 --> 12:36.507
‫متاسفانه، فکر می‌کنم امپراطوری
‫تعدادی از اون سیاره‌ها رو

12:36.590 --> 12:38.008
‫دیگه به رسمیت نمی‌شناسه.

12:38.091 --> 12:41.178
‫بله، اون دنیاهای مثلا "وحشی"

12:41.720 --> 12:47.309
‫دقیقا همون مسئله‌ایه که ما وحشی ها
‫برای حل کردنش اومدیم تیماندرا.

12:48.769 --> 12:51.772
‫براتون ویزای موقت صادر می‌کنم.
‫الان در سیستم هستین.

12:51.855 --> 12:53.815
‫به آفیشیوم اکسترنا گزارش بدید.

12:53.899 --> 12:55.192
‫از توی اسکنر رد بشید.

12:57.653 --> 12:59.571
‫دقت نکردم که دو نفر هستین.

12:59.655 --> 13:00.822
‫ازدواج نکردیم.

13:01.406 --> 13:03.742
‫با اون گزارش بده. الان با ویزای اونی.

13:03.825 --> 13:04.826
‫ممنون تیماندرا.

13:06.203 --> 13:08.622
‫یه جور خیلی صمیمانه ای وحشتناک بود.

13:08.705 --> 13:09.873
‫لطفا حرکت کنید.

13:09.957 --> 13:14.503
‫اینطور که اینجا نوشته،
‫هتلمون ایستگاه سانساید 1.12 هست.

13:14.586 --> 13:17.631
‫از صلح لذت ببرید و به آن احترام بگذارید.
‫فعلا نمی‌ریم هتل.

13:17.714 --> 13:20.551
‫مبلغی مزایای زیادی نداره.

13:20.634 --> 13:24.596
‫ولی امشب، با حساب بانکی پیامبر،

13:25.347 --> 13:28.433
‫تو چشم امپراطوری هستیم.

13:31.270 --> 13:32.729
‫به عنوان مردی که تو یه سیاره
‫پر از

13:32.813 --> 13:34.857
‫ذهن خوانای احتمالا متخصامه خیلی
‫آروم هستی.

13:34.940 --> 13:39.319
‫تلم رو سپردم به گیل. حضور من
‫فقط درصد موفقیتمون رو پایین میاورد.

13:41.321 --> 13:46.743
‫توی دو قرن گذشته این اولین باریه که
‫انگشتام آب خنک و زلال رو لمس کرده.

13:46.827 --> 13:47.828
‫صحیح.

13:49.246 --> 13:51.874
‫اون انگشتای جدید که درست یادت
‫نیست چطوری به دستشون آوردی.

13:54.376 --> 13:55.794
‫برای همین اومدی پیشم.

13:57.129 --> 13:59.256
‫یه کوچولو تفتیش عقاید؟

14:00.132 --> 14:02.718
‫خب، کم و بیش جادوانه بودی.

14:04.469 --> 14:07.306
‫گذاشتنت تو یه بدن جدید
‫فقط آسیب پذیر ترت کرد.

14:07.890 --> 14:11.310
‫خب، چرا اون این کار رو کرد؟
‫هر کی که بود.

14:11.393 --> 14:14.688
‫فکر می‌کنم الان می‌خوای
‫بهم بگی.

14:14.771 --> 14:17.232
‫خب، من که نمی‌دونم.
‫فایده واضحی که من ببینم نداره.

14:17.316 --> 14:19.693
‫تصور می‌کردم برای
‫خدمت به انجیلم بود.

14:19.776 --> 14:24.489
‫یه داستان مسیح وار مرگ و بازگشت
‫از مرگ لازم داره.

14:25.657 --> 14:28.118
‫تو بازگشت از مرگ رو داشتی.
‫دهلیز همینه دیگه.

14:29.870 --> 14:32.998
‫خیلی خب. رو جواب درست
‫شرط بستی.

14:33.582 --> 14:34.583
‫بر عکس.

14:34.666 --> 14:37.336
‫شاید یه نفر نگران بوده،

14:37.419 --> 14:39.619
‫که اگه حواست رو جمع نکنی،
‫همه رو تبدیل به عدد می‌کنی.

14:39.671 --> 14:43.425
‫شاید یه نفر می‌خواست
‫که تو این بازی احساس خطر کنی.

14:45.552 --> 14:47.262
‫از من خوشت نمیاد، درسته؟

14:47.346 --> 14:50.140
‫همچین حرفی نزدم.
‫فکر می‌کنی رو گیل تاثیر بدی می‌ذارم.

14:50.724 --> 14:52.351
‫فقط نمی‌خوام فراموش کنه

14:52.851 --> 14:56.104
‫رو اون سیاره هایی که داره نجات
‫می‌ده، آدم زندگی می‌کنه.

14:57.314 --> 14:58.815
‫گیل ظلم بزرگی در حقم کرد.

14:58.899 --> 15:00.567
‫نمی‌دونست بیدار می‌مونی.

15:00.651 --> 15:02.277
‫قبلا دیده بودتش.

15:03.278 --> 15:04.905
‫وقتی روی ریون آپلود شدم.

15:05.489 --> 15:08.534
‫پس اگه نمی‌دونسته، فقط به خاطر
‫این بوده که بهش فکر نکرده.

15:10.327 --> 15:14.414
‫گیل برای اتفاقی که برای ریش و خودش افتاد
‫من رو مقصر می‌دونه.

15:15.207 --> 15:19.962
‫ولی تا اون شب از رابطه‌شون خبر نداشتم.

15:20.045 --> 15:21.880
‫پس اگه تقصیر تو نیست، تقصیر کیه؟

15:22.881 --> 15:25.259
‫جواب ساده‌ای نداره سالور.

15:26.426 --> 15:29.805
‫بعضی وقتا عصبانی شدن
‫از رو به رو شدن با حقیقت راحت تره.

15:30.389 --> 15:35.435
‫منظورت از حقیقت اینه که
‫ریش از همه چیز خبر داشت، مگه نه؟

15:36.520 --> 15:37.771
‫می‌دونست محکوم به فنا هستن.

15:38.772 --> 15:42.401
‫به کسی نگفت.
‫و تصمیم گرفت با گیل بمونه.

15:43.527 --> 15:45.279
‫قلب می‌ره دنبال خواسته خودش.

15:46.613 --> 15:50.033
‫همه ما گناه سِحرپنداری رو در
‫یه زمانی به دوش می‌کشیم.

15:51.410 --> 15:55.622
‫نگرانی که گیل تبدیل به من میشه
‫و خودش رو تو نقشه گم می‌کنه.

15:55.706 --> 15:56.582
‫تا وقتی تو کنارش هستی،

15:56.665 --> 15:58.876
‫اینطور نمیشه.

15:58.959 --> 16:01.712
‫به نظر تو در مورد خودش خیلی
‫اهمیت می‌ده.

16:18.061 --> 16:19.646
‫بگارز لمنت.

16:19.730 --> 16:20.898
‫چه خوب.

16:22.900 --> 16:24.860
‫این افتاد. صدفی چیزی که نیست؟

16:26.612 --> 16:27.654
‫آره، احتمالا.

16:32.326 --> 16:33.410
‫می‌خوای بیای تو؟

16:35.746 --> 16:38.373
‫یه چاه داریم. هر چه قدر آب
‫بخوای می‌تونی بنوشی.

16:38.457 --> 16:42.044
‫این از چاه شماست.
‫از توی یه فیلتر ترکیبی ردش می‌کنیم.

16:42.544 --> 16:45.339
‫ممکنه ارگانیسم محلی‌ای داخلش باشه
‫که بدنمون باهاش سازگار نباشه.

16:45.422 --> 16:47.049
‫و داری وجود سم رو هم چک می‌کنی.

16:48.509 --> 16:50.677
‫خب، احتیاط ضرری نداره.

16:51.970 --> 16:54.223
‫و منم با هری برخورد زننده‌ای دشتم.

16:55.307 --> 16:57.184
‫اومدم اینجا تا عذرخواهی کنم.

16:57.267 --> 16:59.061
‫اون می‌خواد بشریت رو نجات بده.

16:59.770 --> 17:02.272
‫منم می‌خوام آدمایی که لایقش هستن
‫رو نجات بدم.

17:03.440 --> 17:05.901
‫یه چندتا سفینه دارم. سفینه های ساده.

17:07.194 --> 17:10.280
‫می‌ریم دنبال آدمایی مثل خودمون می‌گردیم،
‫میاریمشون اینجا.

17:13.742 --> 17:15.452
‫و برج دیده بان روحیمون رو هم می‌بریم.

17:16.118 --> 17:20.123
‫صدای آدمای "بیننده"‌ای که بهمون نگاه می‌کنند و سعی می‌کنند به اینجا برسن رو می‌شنویم.

17:20.207 --> 17:22.667
‫معمولا، اونقدر دور هستن
‫که سفینه‌هامون بهشون نمی‌رسن.

17:22.751 --> 17:25.462
‫یا هر چیزی که دنبالشونه
‫بالاخره گیرشون میاره.

17:25.546 --> 17:28.423
‫و مجبوریم که به صدای در حال محو شدنشون
‫گوش کنیم.

17:30.509 --> 17:33.512
‫متاسفم، ولی می‌تونیم تغییرش بدیم.

17:33.595 --> 17:35.973
‫می‌دونم که می‌تونی بهمون کمک کنی
‫یه سفینه جهش ران به دست بیاریم.

17:36.056 --> 17:38.559
‫تا بتونم به بیننده‌های بیشتری برسم.
‫هزاران بیننده دیگه.

17:39.685 --> 17:42.980
‫می‌تونیم بهشون کارایی بدیم
‫که مهارتشون رو تقویت می‌کنه،

17:43.063 --> 17:44.773
‫و خط زمانی تو رو تغییر می‌ده.

17:45.315 --> 17:46.900
‫ممکنه حتی کار خیرخواهانه‌ای باشه.

17:49.611 --> 17:52.489
‫فقط آرزو می‌کردم
‫هری سلدان جزءش نبود.

17:52.573 --> 17:54.741
‫عذرخواهیت نسبتا بامزه است.

17:54.825 --> 17:59.496
‫تو منحصر به فردی گیل دورنیک.
‫هیچ کسی مثل تو رو ندیدم.

18:00.080 --> 18:03.125
‫معمولا وقتی یکی همچین چیزی می‌گه،
‫ازم یه چیزی می‌خواد.

18:03.208 --> 18:04.751
‫منم همینطورم.

18:05.669 --> 18:07.880
‫ولی در ازاش چیزی بهت پیشنهاد می‌دم.

18:08.589 --> 18:09.673
‫بگو تا بشنویم.

18:10.716 --> 18:12.050
‫بهتره بهت نشون بدم.

18:12.134 --> 18:16.638
‫ذهن خیلی خاصی داری.
‫می‌خوام داخلش یه قدمی‌بزنم.

18:22.644 --> 18:23.644
‫چی...

18:26.231 --> 18:27.900
‫این سینکسه. تو چطوری...

18:28.859 --> 18:33.864
‫آب برای تو نقطه اشتراک قدرتمندیه.
‫آب رو پرت... راستی، عذر می‌خوام.

18:33.947 --> 18:36.658
‫و ذهنت گفت خودت
‫رو غرق کرده بودی.

18:36.742 --> 18:40.204
‫بوی صدف تو جیبم به ذهنت کرد
‫تو رو به اونجا ببره.

18:40.996 --> 18:44.166
‫وقتی پایه توهم واقعیت باشه،
‫توهم قدرتمند‌تری میشه.

18:44.249 --> 18:47.753
‫شریک سالور، اسمش هیوگو بود؟
‫نمی‌تونستیم از هیچ به وجودش بیاریم.

18:47.836 --> 18:50.047
‫لوران باید نقشش رو بازی می‌کرد.

18:51.006 --> 18:52.674
‫ولی دختر بچه روی سریر.

18:52.758 --> 18:54.218
‫خب، لازم نبود لمسش کنی،

18:54.301 --> 18:57.221
‫و هری نبود سایه رو متوجه شد، مگه نه؟

18:57.304 --> 18:58.889
‫تو من رو به دنیای اصلیم بردی.

18:58.972 --> 19:03.143
‫قرار بود من رو برگردونه به وضعیت بچگیم؟
‫ضعیف ترم کنه؟

19:03.227 --> 19:06.730
‫خونه های قدیمی‌زخمای قدیمی‌رو باز می‌کنند.و ظاهرا تو زخمای زیادی داری.

19:07.814 --> 19:10.984
‫بیا، برای بی حساب شدن، منم زخمم رو بهت
‫نشون می‌دم.

19:12.528 --> 19:16.740
‫من از مرگ می‌ترسم. یه ترس فلج کننده،
‫فراتر از حد عادی.

19:17.282 --> 19:18.492
‫حالا.

19:20.911 --> 19:23.497
‫تو مجبورم کردی برش دارم.
‫ذهن من نمی‌تونه اشیا رو تکون بده،

19:23.580 --> 19:25.749
‫ولی اگه تو برام حرکتشون بدی
‫دیگه توانایی ذهنم مهم نیست.

19:26.917 --> 19:29.419
‫میولِ تو از طریق یه بینش
‫خفه‌ات نکرد.

19:29.962 --> 19:32.840
‫ذهنت فکر کرد، "آخ"،
‫و رگای خونت ترکیدن.

19:32.923 --> 19:33.923
‫کار خودت بود.

19:37.261 --> 19:38.470
‫سریع یاد می‌گیری.

19:40.639 --> 19:44.101
‫خانم رو باش.
‫خوشحالم که ناامیدم نکردی.

19:44.184 --> 19:45.310
‫این یه نقطه ضعفه.

19:45.394 --> 19:48.272
‫نقطه ضعفی که فکر می‌کنم
‫هری بیشتر از یه بار ازش سواستفاده کرده.

19:48.355 --> 19:51.066
‫همیشه طوری حرف می‌زنی
‫که انگار من از هری اطاعت می‌کنم. از این خبرا نیست.

19:51.149 --> 19:54.862
‫دست بردار، ذهنت پر از
‫اثر انگشت اونه.

19:54.945 --> 19:58.824
‫اون هیچ وقت تو رو هم رده خودش نمی‌دونه، حتی با این که تو از اون سرتری.

19:59.783 --> 20:01.159
‫و تو مال منم هستی.

20:01.243 --> 20:03.453
‫گیل، حال من خوب نیست.

20:04.079 --> 20:07.207
‫به مردمم نگاه می‌کنم و از خودم می‌پرسم
‫بدون من چه بلایی سرشون میاد.

20:07.291 --> 20:08.584
‫کی می‌تونه هدایتشون بکنه؟

20:09.168 --> 20:10.669
‫مردمم از تو پیروی می‌کنند.

20:10.752 --> 20:12.754
‫نمی‌تونی این رو از من بخوای.

20:12.838 --> 20:15.632
‫معلومه که می‌تونم. برای همین
‫تو اومدی اینجا.

20:15.716 --> 20:17.718
‫حتی می‌تونی بهشون بگی
‫بنیاد دوم.

20:17.801 --> 20:20.012
‫البته اگه اسم بهتری به ذهنت نرسید.

20:20.095 --> 20:23.307
‫آینده رو بهم نشون دادی، و هنوز ازش شوکه‌ام.

20:23.390 --> 20:27.186
‫حتی اگه مال 100 سال دیگه باشه،
‫این میول من رو نگران می‌کنه.

20:27.811 --> 20:29.396
‫بهت یه پیشنهاد می‌دم.

20:29.479 --> 20:31.732
‫فرزندانم رو بهت می‌دم.

20:32.649 --> 20:37.571
‫آموزشت می‌دم، قدرتمند ترت می‌کنم،
‫تا ابزار حفاظت ازشون رو داشته باشی.

20:37.654 --> 20:41.658
‫و همون ابزار دخترت
‫رو زنده نگه می‌داره.

20:42.993 --> 20:45.162
‫و تنها چیزی که می‌خوای اینه که...

20:46.872 --> 20:49.791
‫این سیاره به منتالیک ها تعلق داره.

20:50.834 --> 20:53.462
‫این پیشنهاد فقط برای توئه.

20:54.463 --> 20:56.757
‫هری سلدان درش جایی نداره.

21:12.523 --> 21:13.649
‫و....

21:18.987 --> 21:20.197
‫اینجا که چیزی نیست.

21:20.781 --> 21:22.241
‫اسپیریت، مختصات رو تایید کن.

21:25.369 --> 21:27.246
‫خیلی خب، حالا چی سلدان؟

21:28.288 --> 21:30.457
‫آره، انگار یه چیزی سر جاش نیست.

21:32.876 --> 21:34.878
‫سگ توش. اسپریت یه خود ارزیابی انجام بده.

21:37.506 --> 21:38.715
‫آره.

21:38.799 --> 21:41.260
‫دست بردار. الان وقت این کارا نیست.

21:41.885 --> 21:42.886
‫سگ توش.

21:44.388 --> 21:46.598
‫بکی. آروم باش.

21:46.682 --> 21:50.394
‫هی، عمدا اومدم تو عمق فضا
‫بدون راه برگشت به خونه.

21:51.854 --> 21:55.941
‫بکی. نه، بکی. آروم باش، باشه؟

21:56.024 --> 21:57.401
‫من فقط یه پیام رسونم....

22:00.487 --> 22:01.780
‫اون چه کوفتیه؟

22:30.642 --> 22:33.145
‫واقعا از یه جا نشستن خوشت
‫نمیاد مگه نه؟

22:33.228 --> 22:34.271
‫نه.

22:35.564 --> 22:37.858
‫برای آروم شدن چی کار می‌کنی؟
‫گشت زنی.

22:42.821 --> 22:44.448
‫باید سخت باشه.

22:45.657 --> 22:49.328
‫تمرکز روی یه بحران سوم در حالی که
‫ترمینوس باید با بحران دوم رو به رو بشه.

22:49.995 --> 22:50.996
‫پیروز میشن.

22:52.497 --> 22:53.665
‫باید بشن.

22:54.208 --> 22:56.919
‫ولی هر جور حساب می‌کنم
‫می‌بینم دارم بهت کمک می‌کنم

22:57.002 --> 22:59.379
‫یه ارتش بسازی تا با آدمایی که قسم خوردم
‫ازشون حفاظت کنم بجنگی.

22:59.463 --> 23:02.591
‫هدف اونا حنگیدن با بنیاد اول نیست.

23:02.674 --> 23:04.801
‫فقط باید در زمان مناسب
‫یه سیخونک بهشون بزنیم.

23:04.885 --> 23:08.555
‫هری سلدان توی دهلیز چی؟
‫خودش بهشون سیخونک نمی‌زنه؟

23:08.639 --> 23:11.183
‫دانش پایه‌اش رو دستکاری کردم.

23:11.850 --> 23:13.810
‫فقط بخشی از نقشه رو می‌دونه.

23:13.894 --> 23:15.812
‫ولی هنوزم به اندازه تو باهوشه.

23:15.896 --> 23:17.731
‫نمی‌تونه بقیه‌اش رو بفهمه؟

23:17.814 --> 23:22.277
‫اگه کسی مثل من بخواد برای همه چیز
‫آماده بشه و چیزی رو به سرنوشت نسپره، چی کار می‌کنه؟

23:23.153 --> 23:26.281
‫اون یکی سلدان نباید بفهمه تو وجود داری.

23:26.865 --> 23:29.284
‫کاملا حیاتیه.
‫اطلاعاتش باید محدود باشه.

23:29.368 --> 23:31.828
‫ولی محض احتیاط یه راهی
‫برای نظارت روی اون می‌خوای.

23:31.912 --> 23:33.664
‫خوب به نظر میاد.

23:38.043 --> 23:40.462
‫منشور نخستین و دهلیز
‫به هم وصلن درسته؟

23:42.297 --> 23:44.800
‫یه جورایی با هم ارتباط بر قرار می‌کنند.

23:44.883 --> 23:48.345
‫نمی‌تونی از منشور استفاده کنی
‫تا از اینجا از دهلیز جاسوسی کنی؟

23:48.428 --> 23:52.641
‫اون یکی سلدان چیزی رو داره که ظاهرا
‫یه منشور کپیه.

23:52.724 --> 23:53.725
‫"ظاهرا."

23:53.809 --> 23:56.562
‫ولی در حقیقت، فقط یکی وجود داره،
‫و دست جفت ماست.

23:57.145 --> 24:00.148
‫ذات کوآنتومیش اون رو خارج از
‫زمان و مکان می‌کنه.

24:00.232 --> 24:02.693
‫یک جسم در دو مکانه.

24:03.652 --> 24:07.865
‫پس اگه به درونش نگاه کنی،
‫انگار کف دست اون رو دیدی.

24:09.074 --> 24:10.826
‫اصلا دو تا منشور رو کجا مخفی کردی؟

24:12.202 --> 24:14.913
‫وقتی تقلای تاریخ رو حس می‌کنی،
‫بکشش.

24:14.997 --> 24:16.456
‫بکشش بالا.

24:20.961 --> 24:22.004
‫هی، ماهی گرفتیم.

24:22.087 --> 24:24.256
‫می‌بینمش. ماهی زیباییه.

24:26.800 --> 24:28.010
‫هری، یه پیشنهاد دارم.

24:29.678 --> 24:33.307
‫وقتی ما دو تا انگشتامون رو تو آب زدیم،
‫مذاکرات تموم شدن.

24:33.807 --> 24:36.435
‫متاسفم هری،
‫می‌دونستم شنیدنش برات سخته.

24:36.518 --> 24:38.896
‫منتالیک ها فقط از یکی
‫از خودشون تبعیت می‌کنند.

24:39.479 --> 24:42.107
‫اگه واقعا فکر می‌کنی که بنیاد
‫دوم اینجا شروع میشه،

24:42.191 --> 24:43.734
‫باید بذاری من هدایتش کنم.

24:43.817 --> 24:46.028
‫در ازاش چی بهت پیشنهاد داد گیل؟

24:46.862 --> 24:49.740
‫بهت گفت کمک می‌کنه
‫سالور رو نجات بدی؟

24:49.823 --> 24:52.409
‫کاری کرد باور کنی ممکنه؟

24:52.492 --> 24:54.745
‫می‌دونی که این زن می‌تونه
‫هر چیزی رو توی ذهنت بذاره.

24:54.828 --> 24:57.331
‫حتی نمی‌دونی اون کلمات
‫مال خودتن یا نه

24:57.414 --> 24:59.100
‫شاید باید تنها در این
‫مورد فکر کنیم.

24:59.124 --> 25:00.501
‫بذاریم یه کم اوضاع آروم بشه.

25:00.584 --> 25:04.087
‫توی هلیکان، مکودا میسا چه اتفاقی
‫افتاد هری؟

25:04.171 --> 25:05.339
‫وقتی یه مرد جوان بودی.

25:05.422 --> 25:09.092
‫وقتی بردیش وسط ناکجا آباد،

25:10.093 --> 25:12.638
‫و ردپای سه پنجه رو توی خاک دید
‫ترسیده بود؟

25:12.721 --> 25:14.056
‫می‌بینی چی کار داره می‌کنه؟

25:14.556 --> 25:16.975
‫نمی‌تونی خودت رو بسپری
‫به زنجیرای این زن.

25:17.059 --> 25:18.852
‫هری.
‫نه، باید درک کنی.

25:18.936 --> 25:21.605
‫اگه اون می‌تونه تو رو کنترل...

25:23.815 --> 25:28.570
‫اگه نتونی به ذهن خودت اعتماد کنی،
‫چی برات باقی می‌مونه؟

25:34.368 --> 25:35.369
‫هری.

25:36.620 --> 25:39.748
‫حالت خوبه کلاریک؟
‫خستگی سفر فضاییه.

25:39.831 --> 25:42.543
‫و شاید یه کم زیاده روی.

25:42.626 --> 25:43.961
‫بیا برات یه تخت پیدا کنیم.

25:45.295 --> 25:46.296
‫خیلی خب.

25:47.548 --> 25:48.841
‫دراز بکش.

25:49.758 --> 25:52.427
‫تو آدم خوبی هستی کنستانت.

25:57.933 --> 25:59.643
‫خوراکیا رو ببین. مجانین؟

25:59.726 --> 26:03.313
‫آجیلی که دستته به اندازه یک هفته
‫دستمزد تو سیونا ارزش داره.

26:03.397 --> 26:04.815
‫ولی منظره...

26:06.441 --> 26:09.152
‫ولی منظره رایگانه.

26:09.236 --> 26:11.113
‫عجب منظره‌ای.

26:13.282 --> 26:15.158
‫امپراطوری همه جا مثل این منظره نیست؟

26:15.242 --> 26:17.953
‫من رو بگو که فکر می‌کردم مثل ماست.

26:18.537 --> 26:23.667
‫یه کاروان در حال پرواز
‫که مردم رو خوشحال می‌کنه.

26:26.628 --> 26:27.628
‫کنستانت.

26:28.922 --> 26:33.969
‫یه کیسه گرد وردالین تو جیب
‫ردام هست.

26:34.052 --> 26:36.722
‫می‌دونم. می‌خوای که...
‫نه.

26:38.056 --> 26:39.224
‫می‌تونی بریزیش بره؟

26:39.808 --> 26:43.228
‫فکر... فکر نمی‌کنم خودم قدرت دور انداختنش رو داشته باشم..

26:48.734 --> 26:49.735
‫خودت ازم خواستی.

26:51.069 --> 26:52.779
‫به نظرم همین قدرتم کافیه.

26:53.447 --> 26:57.492
‫بیش از یک قرن مست و معتاد بودم.

26:57.576 --> 26:59.494
‫وقت یه چیز جدیده.

27:00.370 --> 27:03.498
‫از دست هری سلدان شراب خوردم،

27:03.582 --> 27:05.751
‫و هیچ چیزی شیرین تر از اون نخواهد بود.

27:06.668 --> 27:09.213
‫موافقم. چه پدرم اعتراف بکنه یا نه،

27:09.296 --> 27:12.508
‫می‌دونم اونم همینقدر
‫تحت تاثیر پیامبر قرار گرفته.

27:13.258 --> 27:17.304
‫نقشه اون هدفی داره،
‫و همه ما درش نقش داریم.

27:17.387 --> 27:20.974
‫سرمک شاید درکش نکنه،
‫ولی ایمان تو معنی داره.

27:21.058 --> 27:21.975
‫واقعا داره.

27:22.059 --> 27:24.937
‫خالصه.

27:25.521 --> 27:27.189
‫قطعا خالص تر از ایمان من.

27:28.190 --> 27:32.402
‫نمی‌دونم چیزی که این همه سال بهش
‫چنگ زدم ایمان بوده یا نه.

27:32.486 --> 27:33.570
‫نمی‌همم چی می‌گی.

27:33.654 --> 27:39.201
‫وقتی هری سلدان از دهلیز بیرون اومد،
‫با چشمای خودم دیدمش.

27:39.284 --> 27:41.662
‫همه ماهایی که اونجا بودیم،
‫بهمون ثابت شد.

27:41.745 --> 27:44.248
‫ولی تو و نسل تو،

27:44.331 --> 27:48.210
‫فقط روایت دست دوم و سوم داشتین.

27:48.794 --> 27:50.170
‫قصه های محلی.

27:50.254 --> 27:54.925
‫این فرق بین باور و ایمانه.

27:55.008 --> 28:00.556
‫من چیزی که دیدم رو باور کردم،
‫ولی ایمان تعهد بزرگتریه.

28:01.557 --> 28:05.060
‫و تو همیشه ایمان داشتی کنستانت.

28:08.230 --> 28:14.403
‫و باور من رو... شرمگین می‌کنه.

28:16.613 --> 28:18.866
‫تبریک می‌گم، کلاریک وریسوف.

28:20.325 --> 28:23.287
‫بازدید شما به ترانتور
‫تا زمان نامحدودی تمدید شده.

28:36.717 --> 28:40.721
‫شورای کهکشانی رو فراخوانده؟
‫نجبا هیچ وقت آشیانه‌شون رو ترک نمی‌کنند.

28:40.804 --> 28:45.601
‫لاشخورایین که بوی مردار بهشون خورده،
‫ولی کسی هنوز نمرده.

28:52.691 --> 28:54.985
‫مردم امپراطوری...

28:57.738 --> 29:01.491
‫به جرات می‌گم هیچ فرد زنده‌ای به یاد نمیاره
‫چرا این میدان ساخته شده بوده.

29:01.575 --> 29:02.993
‫ورزش های خونین.

29:03.493 --> 29:07.748
‫مردم ترانتور در جایگاه جمع می‌شدند و در کنار هم مبارزه ها رو تماشا می‌کردند.

29:07.831 --> 29:10.751
‫کانال هایی در سنگ حفر شده بود،

29:10.834 --> 29:13.921
‫تا به خادمین کمک کنند
‫خون جمع شده تخلیه بشه.

29:14.588 --> 29:19.343
‫ولی شما رو برای نوع دیگری از آمیزش
‫خون آوردم.

29:19.426 --> 29:24.348
‫این میدان مورد علاقه وینوست،
‫مادر کلیان اول،

29:24.431 --> 29:26.517
‫و آخرین شهبانوی کهکشانی بود.

29:26.600 --> 29:32.773
‫زمانی که سلسله ژنتیکی، سلسله من،
‫جانشین سلسله کلیان شد،

29:32.856 --> 29:36.318
‫خاطره وینوست قربانی غفلت شد.

29:37.110 --> 29:39.655
‫دیگه در حق اون غفلت نمی‌کنیم.

29:53.085 --> 29:55.879
‫شهبانو ها و امپراطور ها
‫تبدیل به مجسمه میشن.

29:56.463 --> 29:58.257
‫خودم برای چندتایی ژست گرفتم.

29:58.340 --> 29:59.508
‫ممکنه اونا رو دیده باشید.

30:00.801 --> 30:02.427
‫ولی من هم یک مرد هستم،

30:03.595 --> 30:06.431
‫و قلبم مثل قلب شما ضربان داره.

30:08.684 --> 30:11.395
‫اجازه بدید کسی رو معرفی کنم

30:12.354 --> 30:15.899
‫که ضربان قلب انسانی من
‫رو کمی تند‌تر می‌کنه.

30:16.817 --> 30:18.360
‫ایشون سارث وانه.

30:19.528 --> 30:21.488
‫ملکه قملرو ابر.

30:24.491 --> 30:28.579
‫وینوست آخرین شهبانوی ترانتور نخواهد بود.

30:30.873 --> 30:35.043
‫در مقابل شهبانوی جدیدتون،
‫سارث اول تعظیم کنید.

30:45.053 --> 30:46.972
‫هر کسی که لازمه واضح بشنوه،

30:48.223 --> 30:50.559
‫من به سلسله ژنتیکی پایان می‌دم.

30:53.478 --> 30:57.232
‫حداقل تا وقتی ضیافت به پا
‫بود خوب خوردیم.

31:06.533 --> 31:09.328
‫از امپراطوری بابت خوش آمدگوییشون
‫متشکرم.

31:10.412 --> 31:12.289
‫مشتاق حکمرانی در کنارشون هستم.

31:13.749 --> 31:20.047
‫و می‌خوام شما، همه شما، بدونید که
‫پیمان من فقط ازدواج با یک مرد نیست.

31:20.631 --> 31:23.342
‫بلکه من با همه مردم امپراطوری
‫ازدواج می‌کنم.

31:23.425 --> 31:26.595
‫و عهد می‌بندم که صدای شما
‫شنیده خواهد شد.

31:26.678 --> 31:29.181
‫درخواست شما وظیفه ماست.

31:29.806 --> 31:31.642
‫احتیاجات شما دستور ماست.

31:32.142 --> 31:34.645
‫ما به شما خدمت می‌کنیم. عاشق شما هستیم.

31:34.728 --> 31:36.271
‫به شما تعلق داریم.

33:26.840 --> 33:27.841
‫فضا ران‌ها.

33:33.805 --> 33:35.182
‫تو کی هستی؟

33:39.394 --> 33:41.897
‫چرا حرمت هوم- سوآرم
‫رو شکستی؟

33:51.448 --> 33:52.950
‫هی، ول کردی رفتی.

33:53.033 --> 33:56.078
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.
‫ما بهت احتیاج داریم.

33:56.161 --> 33:57.412
‫گیل بهت احتیاج داره.

33:59.665 --> 34:01.142
‫حرفی که تلم زد این کار رو باهات
‫کرد مگه نه؟

34:01.166 --> 34:05.087
‫اون ماجرای مکودا میسا چی بود؟

34:08.297 --> 34:12.261
‫یه هشدار. نتونستم خاطره‌اش
‫رو فراموش کنم.

34:13.469 --> 34:14.804
‫معلوم شد اون بود

34:16.098 --> 34:18.266
‫که از ذهنم درش آورد

34:18.350 --> 34:20.936
‫تا دوباره بیارتش جلوی چشم.

34:21.018 --> 34:22.521
‫نمی‌دونستم.

34:23.772 --> 34:29.485
‫لحظه‌ای که فرود اومدیم،
‫می‌دونستم که همه‌اش از دستم در میره.

34:30.070 --> 34:31.280
‫هری...

34:33.532 --> 34:35.284
‫دنبال منشورن سالور.

34:35.868 --> 34:37.034
‫توی بگاره.

34:37.619 --> 34:39.788
‫گیل مخفیش کرد. نمی‌دونم کجاست.

34:40.581 --> 34:42.123
‫شبیه خودش نیست.

34:42.623 --> 34:45.418
‫پیداش کن، ازش محافظت کن. مواظب گیل باش. بهت احتیاج داره.

34:57.014 --> 34:59.641
‫باهاش حرف زدم، حالش خوب نیست.
‫فکر کنم باید...

35:02.060 --> 35:03.270
‫منتظرم بودی؟

35:04.021 --> 35:05.189
‫آره من...

35:07.816 --> 35:10.694
‫نمی‌دونم اوضاع با هری چطور پیش میره،

35:10.777 --> 35:14.907
‫ولی نمیشه همه چی در مورد
‫نقشه باشه.

35:15.574 --> 35:17.492
‫باید جا برای چیزای دیگه هم باشه.

35:18.327 --> 35:19.661
‫تولد مبارک.

35:19.745 --> 35:21.413
‫یه تیکه میوه‌ است.

35:23.248 --> 35:25.083
‫برام کادو گرفتی.
‫آره.

35:27.836 --> 35:28.836
‫از کجا فهمیدی؟

35:32.132 --> 35:33.300
‫تلم.

35:38.096 --> 35:39.264
‫ممنون گیل.

35:41.475 --> 35:43.435
‫می‌تونستی بگی تولدته.

35:44.937 --> 35:46.313
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

35:47.189 --> 35:50.859
‫تازه، اگه گردش خورشیدی ترمینوس
‫رو حساب کنی تولدمه.

35:50.943 --> 35:53.237
‫و ما توی ترمینوس نیستیم.

35:53.320 --> 35:54.571
‫آره، من...

35:56.573 --> 35:59.785
‫همش فکر می‌کنم اگه من از اونجا
‫سر درآورده بودم چیا عوض می‌شد.

36:01.245 --> 36:03.121
‫خوشحالم که ماری و عباس
‫کنارت بودن.

36:03.705 --> 36:05.916
‫ای کاش می‌تونستم ازشون تشکر کنم.

36:08.460 --> 36:09.461
‫همه چی مرتبه.

36:12.381 --> 36:13.465
‫الان دیگه اونجا نیستم.

36:19.137 --> 36:20.597
‫اینجام.

36:21.181 --> 36:22.724
‫آره.
‫فقط همین مهم.

36:37.948 --> 36:38.949
‫نه.

36:41.785 --> 36:42.785
‫خودشه.

36:43.871 --> 36:44.871
‫داره میره؟

37:10.480 --> 37:12.733
‫دارن رفتننت رو تماشا می‌کنند.

37:13.692 --> 37:16.612
‫سالور مشغول فحاشی
‫خلاقانه است.

37:16.695 --> 37:19.531
‫لوران بگارز لمنت رو جلوی چشمشون
‫بلند می‌کنه،

37:19.615 --> 37:22.242
‫بعد یه جایی می‌شینه
‫تا به جستجو ادامه بدیم.

37:22.326 --> 37:24.411
‫منشور نخستینت رو پیدا می‌کنیم.

37:24.494 --> 37:25.871
‫و بعد نابودش می‌کنی.

37:26.455 --> 37:28.248
‫در کمال لذت.

37:28.332 --> 37:30.375
‫گیل یه پیشگوی واقعیه.

37:30.459 --> 37:32.961
‫هری، من لوله شکل نمای تو رو لازم ندارم.

37:33.045 --> 37:37.216
‫امروز، وسط جر و بحث از پیششون
‫رفتم.

37:38.050 --> 37:40.761
‫تو تحریکم کردی؟
‫سوال خوبیه.

37:41.261 --> 37:43.972
‫کنار کشیدن از یه بحث شبیه
‫رفتار تو نیست مگه نه؟

37:44.056 --> 37:45.307
‫حالا چی؟

37:47.017 --> 37:48.310
‫برای زندگیم التماس می‌کنم؟

37:49.770 --> 37:52.564
‫از هر کسی که توانایی‌های تو رو نداره
‫متنفری مگه نه؟

37:52.648 --> 37:54.191
‫تو الگوها رو مطالعه می‌کنی.

37:55.484 --> 37:57.194
‫می‌دونی گونه تو چی کار می‌کنه.

37:57.277 --> 38:00.447
‫خشونت علیه هرگونه انحرف از اکثریت،

38:00.531 --> 38:05.285
‫سواستفاده، ظلم، مخفی کردن، قتل.

38:05.369 --> 38:07.996
‫قتل؟ تو قتل رو محکوم می‌کنی؟

38:08.080 --> 38:09.206
‫ای ریا کار.

38:09.289 --> 38:10.457
‫این قتل نیست.

38:10.541 --> 38:13.210
‫من هرگز یکی از هم نوعام رو نمی‌کشم.

38:13.293 --> 38:15.212
‫گیل و سالور می‌فهمن

38:15.295 --> 38:16.296
‫که این کار تو بوده.

38:16.380 --> 38:18.882
‫دانش گیل و سالور رو من کنترل می‌کنم.

38:18.966 --> 38:21.552
‫بهشون درباره فلسفه مرگ ما
‫گفته میشه.

38:21.635 --> 38:23.971
‫ما فقط وقتی می‌کشیم که لازم باشه.

38:24.054 --> 38:26.557
‫چه برای تقویت خودمون یا دفاع شخصی.

38:27.391 --> 38:29.059
‫پس اول من رو غرق می‌کنی درسته؟

38:30.018 --> 38:31.019
‫خب، آره.

38:32.646 --> 38:33.647
‫ونیک.

38:35.315 --> 38:38.193
‫این جلوی نقشه رو نمی‌گیره.
‫من هنوز ایمان دارم.

38:38.277 --> 38:40.028
‫من به گیل ایمان دارم.

38:41.280 --> 38:42.614
‫تا وقتی نمرده جایی نرو.

39:27.242 --> 39:29.536
‫هری، وقتشه برگردی پناهگاه.

39:55.812 --> 39:57.731
‫هری، وایسا!

40:14.248 --> 40:15.332
‫هریتون سلدان.

40:15.415 --> 40:20.504
‫چیزیم نیست. یه الگو وجود داره. محاسباتش رو پیدا کردم. الگو رو دنبال کردم.

40:20.587 --> 40:22.506
‫الگو؟
‫نمی‌بینیش؟

40:22.589 --> 40:23.966
‫برو کنار.

40:26.760 --> 40:31.598
‫دکتر سلدان، دکتر سلدان.
‫دکتر تاج، امیدوار بودم ببینمت.

40:31.682 --> 40:35.227
‫باید در مورد محتوی آخرین مقاله‌تون در باره
‫این پیشگویی ها صحبت کنیم.

40:35.310 --> 40:36.311
‫پیشبینی؟

40:36.395 --> 40:39.565
‫دانشگاه نگرانه که نتیجه گیری
‫شما ممکنه موجب سوتفاهم بشه.

40:39.648 --> 40:41.275
‫سوتفاهم کی؟ چطوری؟
‫مشخصا امپراطوری.

40:41.358 --> 40:42.359
‫"همه امپراطوری ها سقوط می‌کنند"؟

40:42.442 --> 40:43.443
‫بازم نمی‌فهمم چطور سوتفاهم پیش اومده.

40:43.527 --> 40:47.239
‫در مورد آینده تصور می‌کنی،
‫تغییراتی برای بنیاد‌های معتمد،

40:47.322 --> 40:50.701
‫ایده هایی که تفکر رو تشویق می‌کنه،
‫ایده های متفاوت، مناظره.

40:50.784 --> 40:52.494
‫هدف یه دانشگاه همین نیست؟

40:52.578 --> 40:55.122
‫امپراطوری به دلایل مشخص
‫جلوی چنین چیزی رو می‌گیره.

40:55.205 --> 40:57.374
‫به دلایل خیلی خیلی جدی.
‫پس...

40:57.457 --> 41:00.836
‫پس فکر می‌کنی گفتن "همه امپراطوری‌ها سقوط می‌کنند" خیانته؟

41:00.919 --> 41:04.590
‫داری در مورد قدرت گروه‌های مردمی‌عظیم
‫برای ایجاد تغییر حرف می‌زنی.

41:04.673 --> 41:06.300
‫داری در مورد...

41:06.383 --> 41:10.053
‫تکامل.
‫دکتر تاج، هفته قبل حرف زدیم.

41:10.846 --> 41:13.390
‫من دکتر یانا کاین هستم.
‫دنبال یه دفتر هستم.

41:13.974 --> 41:16.018
‫دکتر کاین؟
‫سرپرست دانشگاه هستین؟

41:16.602 --> 41:18.312
‫من نماینده منافع امپراطوری هستم.

41:18.395 --> 41:20.522
‫منتقل شدین از دانشگاه...

41:20.606 --> 41:24.193
‫دانشگاه کالدا. بررسی احتمالات
‫و تجسم بخشی به دیتا.

41:24.276 --> 41:28.864
‫اگه دفتر خالی ندارین، مشکلی با دفتر دو نفره ندارم. اوه یه دفتر اینجا هست.

41:29.448 --> 41:30.449
‫اونجا دفتر منه.

41:31.283 --> 41:33.410
‫عذر می‌خوام، فکر می‌کردم فردا
‫شروع می‌کنین.

41:33.493 --> 41:34.912
‫تاریکی حس سنگینی داره،

41:34.995 --> 41:37.247
‫ولی جاذبه سبکه.
‫چه قدر متناقض.

41:37.331 --> 41:38.874
‫دفترم رو با اون تقسیم نمی‌کنم.

41:38.957 --> 41:40.501
‫دکتر کاین...
‫لطفا یانا صدام کنید.

41:40.584 --> 41:44.254
‫فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه
‫که با دکتر سلدان یه دفتر مشترک داشته باشین.

41:44.338 --> 41:46.423
‫بالاخره سر یه چیز با هم تفاهم داریم.

41:46.507 --> 41:49.426
‫یه دقیقه هم نشده که اومدم
‫و این همه همدلی با خودم آوردم.

41:49.510 --> 41:52.429
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه نگران
‫روانشناسی تاریخی باشید دکتر تاج.

41:52.513 --> 41:56.141
‫در وضعیت فعلیش، به سختی چیزی فراتر
‫از شرح یه پایگاه داده است.

41:56.225 --> 41:58.101
‫با کوچکترین سیخونکی از هم می‌پاشه

41:58.185 --> 42:01.355
‫خب، به رئیس دانشکده اطلاع می‌دم
‫اومدین.

42:02.648 --> 42:04.900
‫مطمئنم هری خوشحال میشه
‫بهتون کمک کنه ساکن بشید.

42:04.983 --> 42:06.777
‫چی؟
‫نگران نباشین دکتر سلدان.

42:06.860 --> 42:08.779
‫به نظرم تئوری شما فوق العاده است.

42:09.530 --> 42:11.782
‫فقط برای عملی کردنش کمک لازم دارین.

42:12.449 --> 42:14.618
‫کنار هم چیزای فوق العاده‌ای
‫به دست میاریم.

42:16.662 --> 42:17.829
‫گفتی اسمت چیه؟

42:18.497 --> 42:20.097
‫کمک هزینه‌مون یه آزمایش
‫پنج ساله رو پوشش نمی‌ده.

42:20.165 --> 42:22.352
‫لازم نیست. می‌تونیم اطلاعات
‫پنج سال پیش رو بررسی کنیم،

42:22.376 --> 42:24.670
‫و الگوریتم رو روش اعمال کنیم.
‫الگوریتم یه گروه انسانی محدود.

42:24.753 --> 42:26.922
‫پیشبینی رو با اطلاعات واقعی مقایسه کنیم.
‫دقیقا.

42:27.005 --> 42:28.006
‫شگفت انگیزه.

42:29.633 --> 42:32.052
‫خب، دوباره با هم موافقت کردیم.

42:35.639 --> 42:39.643
‫می‌دونی، متاسفم.
‫نمی‌خوام همیشه در مورد کار حرف بزنم.

42:39.726 --> 42:41.395
‫چرا که نه؟ جالبه.

42:41.478 --> 42:45.315
‫آره، من... نه، منظورم اینه که...
‫آره جالبه.

42:46.233 --> 42:48.569
‫فقط مونده بودم که...

42:50.821 --> 42:54.408
‫توی کالدا آقای کینیم هست یا نه.

42:54.491 --> 42:55.993
‫معلومه که هست.

42:56.493 --> 42:57.870
‫اوه درسته.

42:58.370 --> 43:00.581
‫ولی چرا می‌خوای با پدرم
‫آشنا بشی؟

43:02.082 --> 43:04.835
‫پدرت؟ نه... منظورم...

43:04.918 --> 43:06.211
‫می‌دونم منظورت چی بوده.

43:10.716 --> 43:12.885
‫پس افسانه هلیکان حقیقت داره.

43:13.427 --> 43:17.639
‫مهتاب نقره‌ای حتی بدبین ترین
‫آدما رو هم رمانتیک می‌کنه.

43:18.223 --> 43:19.391
‫اینطور می‌گن.

43:19.892 --> 43:23.395
‫خب، اگه زیر آفتابم همین حس رو داشتی،

43:24.062 --> 43:25.856
‫شاید بتونیم بریم سر یه قرار واقعی.

43:26.732 --> 43:28.066
‫شاید.

43:28.150 --> 43:30.777
‫می‌دونی، البته اگه از لحاظ نظری موافقت کنی.

43:30.861 --> 43:32.738
‫من اصلا زنده‌ام که موافقت کنم.

44:04.770 --> 44:05.771
‫یانا!

44:05.854 --> 44:07.231
‫سلام.
‫بیا اینجا.

44:10.067 --> 44:11.652
‫ببین.
‫چیه؟

44:14.404 --> 44:15.697
‫آماده‌ای؟
‫بله.

44:20.702 --> 44:23.622
‫راهش انداختی.
‫نسخه اولیه است ولی...

44:23.705 --> 44:25.249
‫ولی بالاخره کار می‌کنه.
‫آره.

44:25.332 --> 44:26.750
‫می‌دونستم کار می‌کنه!

44:29.336 --> 44:30.754
‫مجسم کردن ایده به این شکل،

44:31.421 --> 44:33.090
‫و گذاشتنش تو یه دستگاه کوانتوم،

44:33.173 --> 44:34.424
‫ایده شگفت انگیزیه.

44:34.508 --> 44:36.927
‫ولی بدون نظریه‌ای که زیربناش
‫باشه چیزی نیست.

44:37.010 --> 44:38.428
‫هیچ وقت نمی‌تونم به اندازه کافی ازت
‫تشکر بکنم.

44:41.557 --> 44:43.100
‫از همه نظر روز بزرگیه.

44:43.642 --> 44:45.519
‫منم یه چیزی برات دارم.

44:50.524 --> 44:51.567
‫آماده‌ای؟

44:52.734 --> 44:54.736
‫باز کردن این یکی تشریفات لازم نداره.

45:02.411 --> 45:03.453
‫واقعا؟

45:13.922 --> 45:15.215
‫چه موقع...

45:15.299 --> 45:17.009
‫دختره.
‫...دختر.

45:17.843 --> 45:19.303
‫هفت ماهه.

45:21.221 --> 45:22.389
‫اوه یانا.

45:47.581 --> 45:49.416
‫مزخرفه.
‫فرصت فوق العاده‌ایه.

45:49.499 --> 45:51.460
‫خودتم می‌دونی.
‫فرصت فوق العاده‌ایه

45:51.543 --> 45:54.880
‫تا بری گورت رو گم کنی.
‫جای این صحبتا وسط راهرو نیست.

45:57.466 --> 45:58.467
‫چه خبر شده؟

45:58.550 --> 46:01.011
‫باورت بشه یا نه،
‫خبرای خوب داشتم میاوردم.

46:01.094 --> 46:04.515
‫پیشنهاد موقعیت آکادمیک.
‫استادی کامل برای جفتتون.

46:04.598 --> 46:07.392
‫توی دانشگاه استریلینگ توی ترتنتور.

46:07.476 --> 46:09.978
‫تر و تمیز چسبیده به دنده‌های امپراطوری.

46:10.062 --> 46:11.063
‫اگه اینجا بمونین،

46:11.146 --> 46:14.566
‫دستور دارم بودجه‌تون رو قطع کنم
‫و کارتون رو ضبط کنم.

46:14.650 --> 46:17.444
‫ولی اگه برید، می‌تونین
‫ادامه بدین.

46:18.403 --> 46:22.032
‫امپراطوری صرفا می‌خواد کارتون
‫رو بررسی کنه تا ببینه استفاده به درد بخوری داره یا نه.

46:22.699 --> 46:23.951
‫استفاده؟

46:24.451 --> 46:28.163
‫اگه توی گوش امپراطوری پچ پچ نکرده بودی
‫اصلا طرف کار ما نگاهم نمی‌کردند.

46:28.247 --> 46:30.582
‫جوری حرف می‌زنی انگار ما
‫جدائیم.

46:31.583 --> 46:35.587
‫همه ما امپراطوری هستیم.
‫این موسسه، همه چیز.

46:35.671 --> 46:38.311
‫دیگه حتی به خودشون زحمت نمی‌دن
‫مخفیانه بگردند.

46:38.382 --> 46:41.760
‫به جاسوسات یاد بده وسایل رو برگردونند
‫سرجاشون.

46:41.844 --> 46:46.974
‫دانشگاه مالک همه اختراعات توئه.
‫مخفی کردن دستگاه کوچیکت سرقته.

46:47.057 --> 46:48.809
‫دستگاه کوچیکمون هنوز کار نمی‌کنه.

46:48.892 --> 46:51.353
‫در حد یه جا کاغذیه.
‫مهم نیست!

46:55.732 --> 46:58.777
‫پیشنهاد جلوته.
‫شرایطش عالیه.

46:58.861 --> 47:00.529
‫رد کردنش حماقته.

47:02.114 --> 47:03.365
‫تنهاتون می‌ذارم تا مشورت کنید.

47:06.910 --> 47:07.995
‫قانعش کن.

47:12.541 --> 47:16.420
‫کرمیه که از پای افراد صاحب منصب
‫بالا میره.

47:19.381 --> 47:22.176
‫هر چه زودتر بره تو کونشون
‫چه بهتر.

47:22.259 --> 47:25.470
‫بهش گفتن یا سلدان رو برامون
‫بیار یا دستگاه رو.

47:25.554 --> 47:27.448
‫اگه چیزی بهشون نده می‌کشنش.

47:27.472 --> 47:30.267
‫این کارا از پسشون بر میاد.
‫باید پیشنهاد رو در نظر بگیریم.

47:30.350 --> 47:31.518
‫خب، اون تصمیمش رو گرفته.

47:32.686 --> 47:34.605
‫دلت به حالش نسوزه.

47:35.480 --> 47:36.773
‫"ما همه امپراطوری هستیم"

47:36.857 --> 47:39.109
‫هری، بس کن. گوش کن.

47:39.193 --> 47:42.571
‫آره، دانشگاه استریلینگ چسبیده
‫به دنده‌های امپراطوری،

47:43.071 --> 47:45.908
‫و اونجا بهترین مکان
‫برا فرو کردن یه چاقوئه.

47:45.991 --> 47:46.991
‫چی؟

47:47.034 --> 47:49.536
‫یه نویسنده تو کالدا بود، گوریک تاریکا.

47:49.620 --> 47:53.790
‫گفت، "خدایان شراب رو خلق کردند تا کساني
‫که نمي تونند انتقام بگيرند رو تسلي بدن."

47:53.874 --> 47:57.002
‫امپراطوری می‌خواد بهمون ضربه بزنه،
‫بیا بهشون ضربه بزنیم.

47:57.085 --> 47:59.129
‫گوریک تارکا یه کم بی پروا به نظر میاد.

47:59.713 --> 48:02.090
‫مشکل شما هلیکانریا همینه.
‫به خاطر جاذبه است.

48:02.174 --> 48:04.968
‫زیر اون مهتاب نقره‌ای لعنتی تو
‫زندگلی شناورین.

48:05.052 --> 48:06.678
‫یانا.
‫می‌خوای بی خیال این بشی؟

48:06.762 --> 48:09.765
‫می‌تونم لهش کنم. بندازمش زیر پام لهش کنم.
‫نه نکن!

48:09.848 --> 48:13.185
‫دکتر تاج داره برای زندگیش می‌جنگه.
‫راهی نداره.

48:13.268 --> 48:14.978
‫یه راهی پیدا می‌کنه تا این
‫رو به دست بیاره.

48:16.313 --> 48:18.148
‫اگه بریم ترانتور برامون امن تره هری.

48:19.191 --> 48:23.820
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم اونجا کار کنم.
‫خفه میشم.

48:25.864 --> 48:27.533
‫پس باید این رو خیلی خوب مخفی کنی.

48:30.994 --> 48:32.079
‫یانا

48:53.934 --> 48:55.394
‫باید باهام بیای.

49:29.136 --> 49:30.137
‫یانا؟

49:33.390 --> 49:34.766
‫یانا؟

50:13.096 --> 50:14.598
‫گفتی اون باهاته.

50:15.390 --> 50:18.810
‫گفتی اگه بدمش، باهات میاد.

50:18.894 --> 50:22.648
‫یه فکر بهتری دارم. منشور رو بده من،
‫منم می‌رم بیرون.

50:23.357 --> 50:26.568
‫ماشین تنظیم شده تا تو رو ببره پیشش.
‫منتظرته.

50:29.112 --> 50:30.656
‫منتظره. می‌بینی؟

50:36.745 --> 50:37.746
‫باشه.

50:53.720 --> 50:55.180
‫در حال تغییر مقصد.

50:55.848 --> 50:57.641
‫چی کار کردی؟
‫تو هم میای.

50:57.724 --> 50:59.101
‫معامله این نبود هری.

50:59.184 --> 51:01.228
‫به عنوان کسی که به اطلاعات بقیه
‫نفوذ می‌کنه،

51:01.311 --> 51:02.938
‫از اطلاعات خودت خوب
‫محافظت نمی‌کنی.

51:03.021 --> 51:05.302
‫می‌خوای وقتمون رو با دورتر شدن
‫از یانا بیشتر هدر بدی؟

51:05.357 --> 51:06.400
‫یانا مرده.

51:06.483 --> 51:08.068
‫نه هری.
‫اون مرده.

51:08.735 --> 51:10.696
‫بچه‌مون هرگز نفس نمی‌کشه.

51:10.779 --> 51:12.739
‫و تو داشتی من رو به سمت
‫یه تله کشنده می‌فرستادی.

51:12.823 --> 51:13.657
‫کدوم بچه؟

51:13.740 --> 51:17.536
‫و تو اون بسته یه سنگ هست،
‫نه نمونه اولیه منشور.

51:26.712 --> 51:29.548
‫اون زده است. ببین.

51:31.717 --> 51:32.968
‫تصویر واقعی نیست.

51:41.310 --> 51:45.647
‫اون زنده است هری. ویدئو واقعیه.

51:46.148 --> 51:49.151
‫اون تو یه اتاق اجاره‌ای تو مرکز شهره.
‫بهت آدرس می‌دم.

51:49.234 --> 51:50.736
‫مرگش رو حس کردم.

51:51.445 --> 51:53.238
‫تو یه دانشمندی.

51:53.322 --> 51:57.701
‫تو به پیوند قلبی معشوقه ها
‫که درد هم رو حس می‌کنند اعتقاد نداری.

51:57.784 --> 52:02.706
‫اون هرگز به ازدواج اعتقاد نداشت. می‌گفت
‫فقط یه سنده که امپراطوری امضا کرده.

52:03.457 --> 52:05.167
‫ولی عاشق یه چیز عملی بود.

52:08.712 --> 52:14.134
‫حامله بود. بچه‌ای که تا ابد
‫ما رو بهم پیوند می‌داد.

52:15.928 --> 52:20.933
‫با دادن این خبرش رو بهم داد.

52:23.101 --> 52:26.980
‫باهاش می‌تونم ضربان قلب اون
‫و بچه رو

52:27.856 --> 52:30.025
‫کنار سینه ام حس کنم.

52:32.611 --> 52:37.950
‫مدتی قبل از این که اولتیماتوم بدی، همش ناگهانی متوقف شد.

52:38.033 --> 52:40.035
‫دیشب جفت سیگنالا متوقف شد.

52:41.036 --> 52:42.120
‫چه اتفاقی افتاد؟

52:46.542 --> 52:50.587
‫منشور رو بده من
‫تا همه چیز تموم بشه.

52:53.882 --> 52:55.467
‫قفل ماشه رو هک کردم.

53:01.056 --> 53:03.100
‫هری، اون قرار نبود بمیره.

53:05.018 --> 53:07.580
‫فقط می‌خواستم دارایی دولت رو برگردونم.
‫حق داشتم.

53:07.604 --> 53:09.815
‫با اختیارات من مخالفت کرد.
‫هول شدم.

53:09.898 --> 53:11.733
‫تفنگم اتفاقی شلیک شد؟

53:11.817 --> 53:12.860
‫معلومه!

53:12.943 --> 53:17.239
‫دروغگوی بدی هستی.
‫جهش نبض گلوت رو دیدم.

53:17.823 --> 53:21.410
‫به خاطر اینه که ترسیدم.
‫ترست به جاست.

53:28.625 --> 53:29.751
‫اونا چین؟

53:29.835 --> 53:32.004
‫سگ گله.
‫چی؟

53:33.088 --> 53:34.298
‫یانا رو کشتی.

53:37.885 --> 53:38.886
‫از خودت دفاع کن.

53:40.262 --> 53:41.430
‫برای زندگیت استدلال کن.

53:42.556 --> 53:44.266
‫بجنب. باید عجله کنی.

53:44.850 --> 53:46.935
‫سگای گله دارن میارنشون اینطرف.

53:48.353 --> 53:52.107
‫دلیلی نداشت که مرگش رو بخوام.
‫فقط نمونه اولیه رو می‌خواستم.

53:52.608 --> 53:54.651
‫مقاومت کرد. تحریکم کرد.

53:54.735 --> 53:55.777
‫وقتی بسته بودیش به صندلی؟!

53:55.861 --> 53:57.696
‫نمی‌تونستم اتفاقی که افتاد رو پیشبینی
‫کنم.

54:00.282 --> 54:02.117
‫واقعا؟ استدلالت اینه؟

54:03.118 --> 54:04.411
‫تقصیر تو نیست،

54:04.494 --> 54:08.040
‫چون نمی‌تونستی اتفاقی که میفته
‫رو پیشبینی کنی؟

54:08.123 --> 54:11.293
‫می‌دونی، خنده داره چون اون سوال
‫تو زندگی من زیاد پیش میاد.

54:14.338 --> 54:15.589
‫اونا مون شرایکن.

54:15.672 --> 54:19.843
‫آره، از اون طرف صخره رد میشن.

54:20.552 --> 54:23.180
‫بامزه است، سیاره و ماه یه اتمسفر
‫مشترک دارن.

54:23.263 --> 54:25.182
‫به شرایکا اجازه می‌ده روی ماه
‫بچرن

54:25.265 --> 54:27.226
‫ولی اول باید خودشون رو از جاذبه رها
‫کنند.

54:28.310 --> 54:32.814
‫کار سختیه. باید فوق العاده قوی باشن
‫و با سرعت خیلی زیادی حرکت کنند.

54:33.482 --> 54:37.986
‫هری، این تو نیستی. انتقام،
‫تو ذات تو نیست.

54:38.070 --> 54:42.282
‫نه، تو ذات یانا بود. اینم به خاطر اونه.

54:50.791 --> 54:52.751
‫هری، تو هم می‌میری.

54:54.461 --> 54:55.838
‫وسوسه کننده است دکتر تاج.

55:33.709 --> 55:36.587
‫کتابخانه استریلینگ بزرگترین کتابخوانه
‫ترانتوره.

55:38.422 --> 55:41.133
‫متونی که خواستی رو جمع کردیم.

55:42.176 --> 55:46.388
‫گوریک تارکا از کالدا کتاب عجیبی
‫برای یه دانشمنده.

55:50.058 --> 55:51.435
‫یه دوست پیشنهادش کرد.

55:53.478 --> 55:56.440
‫ممنونم. همین کفایت می‌کنه.

55:56.441 --> 56:16.442
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
