WEBVTT

00:02.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.121 --> 00:14.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.744 --> 00:17.580
‫دیره، تمرین هم زود شروع می‌شه.‬
‫همگی برین بخوابین.‬

00:18.497 --> 00:19.498
‫شب بخیر بابا!‬

00:22.626 --> 00:26.296
‫

00:26.297 --> 00:28.548
‫

00:28.549 --> 00:30.051
‫اگه واقعاً با هم باشن چی؟‬

00:30.634 --> 00:33.053
‫انگار از وقتی اومده پیست،‬
‫با هم بودن.‬

00:33.054 --> 00:35.430
‫- خیلی واسه این قضیه هیجان‌زده‌ای.‬
‫- فردی الیز رو بوسید.‬

00:35.431 --> 00:37.557
‫تو هم بریدن رو بوسیدی.‬
‫پس چرا داری دیوونه می‌شی؟‬

00:37.558 --> 00:40.102
‫چون... اون قرار بود با وستون باشه.‬

00:40.895 --> 00:42.687
‫اصلاً الیز اهلِ رابطه‌ی جدی و تک‌نفره هست؟‬

00:42.688 --> 00:43.898
‫ولی فردی هست!‬

00:45.191 --> 00:46.984
‫فکر می‌کردم بیشتر ناراحت بشی.‬

00:47.902 --> 00:49.070
‫کی گفته نیستم؟‬

00:50.154 --> 00:51.614
‫این اون فردی‌ای که من می‌شناختم نیست.‬

00:55.868 --> 00:56.869
‫هی.‬

00:58.537 --> 00:59.705
‫بهتره من برم.

01:25.439 --> 01:29.193
‫وای خدای من.
‫انگار... همیشه آماده‌باشی.

01:29.735 --> 01:31.152
‫یه جورایی مثل سگِ گله می‌مونی.‬

01:31.153 --> 01:35.449
‫می‌خواستم مطمئن شم سالم رسیدی خونه.‬
‫من بیشتر شبیه گلدن ریتریورم.‬

01:36.075 --> 01:38.035
‫چرا همه‌ی پسرا دوست دارن اینو بگن؟‬

01:38.828 --> 01:40.411
‫امشب تو فازی.‬

01:40.412 --> 01:41.455
‫من کلاً همینطوری به دنیا اومدم.‬

01:42.957 --> 01:44.375
‫بذار حستو بهتر کنم.‬

01:44.875 --> 01:47.919
‫الان وقتِ این حرفای جنسی نیست، وستون.‬
‫یکم موقعیت‌شناس باش.‬

01:47.920 --> 01:51.507
‫منظورم بغل کردن بود. ای بابا.‬
‫یکم بهم اعتماد داشته باش.‬

01:53.634 --> 01:54.718
‫هوم؟‬

01:56.637 --> 02:00.306
‫باشه. فکر کنم بینِ اون همه‬
‫اداهای هاکی‌بازی،‬

02:00.307 --> 02:02.433
‫یکم انرژیِ گلدن ریتریوری هم باشه.‬

02:02.434 --> 02:03.810
‫واق، واق!‬

02:03.811 --> 02:07.021
‫وای خدای من، نکن!‬

02:07.022 --> 02:10.609
‫اوم، پنجه‌های من همه‌چیز رو بهتر می‌کنه.‬

02:16.740 --> 02:17.825
‫رایلز.‬

02:19.869 --> 02:21.119
‫متأسفم. امشب یه...‬

02:21.120 --> 02:22.787
‫اینکه کیو می‌بوسی به خودت مربوطه.‬

02:22.788 --> 02:23.747
‫.. اشتباه بود.‬

02:24.498 --> 02:25.374
‫هی.‬

02:28.127 --> 02:29.795
‫می‌دونم اوضاع پیچیده شده.‬

02:30.921 --> 02:33.673
‫و کلی... احساسات در میون بوده.‬

02:33.674 --> 02:36.468
‫با من از احساسات حرف نزن.‬

02:37.052 --> 02:39.555
‫اصلاً می‌خوای یه لطفی بهم بکنی؟‬
‫کلاً حرف نزن.‬

02:40.848 --> 02:42.391
‫بهم قول داده بودی.‬

02:42.892 --> 02:44.851
‫قول دادی که‬
‫پیستِ روسو ما رو عوض نکنه.‬

02:44.852 --> 02:46.978
‫تو این چند هفته‌ی اخیر، وسواس پیدا کردی،‬

02:46.979 --> 02:49.856
‫منظورم اینه که بدجوری قفلی زدی روی آدریانا روسو.‬

02:49.857 --> 02:52.401
‫می‌دونستم یه خبرایی هست.‬
‫احمق که نیستم.‬

02:52.985 --> 02:57.489
‫می‌بینم که تمامِ توجهت به اونه،‬
‫حتی وقتی که «ما» باید کار کنیم.‬

02:58.657 --> 03:01.868
‫- و یهو، چسبیدی به خواهرش؟‬
‫- اه... من...‬

03:01.869 --> 03:04.538
‫می‌دونم چیزای دیگه‌ای رو هم ازم مخفی می‌کردی.‬
‫تابلوعه.‬

03:05.206 --> 03:07.249
‫اصلاً نمی‌تونی قیافتو کنترل کنی که لو نری.‬

03:09.376 --> 03:13.505
‫اصلِ مطلب اینه که از وقتی اومدیم اینجا،‬
‫دیگه خودت نیستی.‬

03:14.256 --> 03:16.759
‫و می‌ترسم که‬
‫اون فردیِ قدیمی دیگه برنگرده.‬

03:18.052 --> 03:19.053
‫واسه همین فکر کنم...

03:20.804 --> 03:24.558
‫.. دارم... دارم می‌فهمم
‫که همین بیشتر از همه آدمو می‌سوزونه.

03:26.227 --> 03:27.478
‫تو لایقِ این نیستی.‬

03:28.604 --> 03:29.813
‫واقعاً نیستم.‬

03:30.981 --> 03:34.443
‫پس هر کاری لازمه بکن‬
‫تا خودتو جمع‌وجور کنی.‬

03:35.152 --> 03:38.029
‫ممکنه دیگه با هم نباشیم،‬
‫ولی هنوز شریکیم.‬

03:38.030 --> 03:39.864
‫شراکتی که پدر و مادرِ من روش سرمایه‌گذاری کردن.‬

03:39.865 --> 03:41.659
‫اونم سنگین.‬

03:42.785 --> 03:44.286
‫پس ناامیدمون نکن.‬

03:58.550 --> 04:01.971
‫پسر، داری چیکار می‌کنی؟‬
‫ساعت حدوداً ۴ صبحه.‬

04:02.554 --> 04:05.391
‫در واقع نزدیکِ ۷ صبحه.‬
‫دارم می‌رم بدوم.‬

04:05.891 --> 04:09.352
‫صبر کن. تو فقط وقتی ناراحتی می‌دوی.‬

04:09.353 --> 04:11.354
‫چی شده؟‬

04:11.355 --> 04:12.856
‫فردی و الیز با هم لب گرفتن.‬

04:13.440 --> 04:14.275
‫چی؟‬

04:15.109 --> 04:18.319
‫یعنی تا همین چند لحظه پیش،‬
‫الیز داشت با بریدن به وستون خیانت می‌کرد.‬

04:18.320 --> 04:19.613
‫حالا چسبیده به فردی؟‬

04:20.656 --> 04:23.533
‫فردیِ خودمون؟‬
‫فردی، همون عشقِ اولت؟‬

04:23.534 --> 04:26.786
‫می‌شه انقدر اسمشو تکرار نکنی؟‬
‫دلم می‌خواد مشت بکوبم تو دیوار.‬

04:26.787 --> 04:29.038
‫فکر می‌کنی چون تو با بریدن رفتی این کار رو کرد؟‬

04:29.039 --> 04:30.915
‫مثلاً واسه انتقام؟‬

04:30.916 --> 04:31.916
‫می‌دونی چیه؟‬

04:31.917 --> 04:34.252
‫می‌خوای بزنی تو گوشش؟‬
‫چون من کاملاً پشتتم.‬

04:34.253 --> 04:36.005
‫می‌خوام بیخیالش بشم.‬

04:36.630 --> 04:38.673
‫یعنی همینطوری بذاریم‬
‫قسر در بره؟‬

04:38.674 --> 04:41.592
‫ما همیشه همین کار رو می‌کنیم.‬
‫کی قراره تموم شه، ایدی؟‬

04:41.593 --> 04:43.095
‫من نمی‌تونم حواسمو پرتِ این چیزا کنم.‬

04:43.595 --> 04:45.055
‫از جمله دراماهای خواهری.‬

04:48.392 --> 04:53.313
‫و در آخر، محافظِ حرارتی،‬
‫روغنِ تقویت‌کننده و نرم‌کننده‌ها.‬

04:53.314 --> 04:57.734
‫ما مراقبت از مو رو‬
‫پایه‌ی اصلیِ یه روتینِ زیباییِ عالی می‌دونیم.‬

04:57.735 --> 04:59.694
‫درسته. آره، قطعاً.‬

04:59.695 --> 05:02.280
‫و محصولاتمون از شامپو گرفته‬
‫تا اسپری‌های حالت‌دهنده رو شامل می‌شه.‬

05:02.281 --> 05:06.951
‫هرچند به پاتیناژکارها می‌گم‬
‫تو استفاده از اسپریِ تثبیت‌کننده زیاده‌روی نکنن.‬

05:06.952 --> 05:09.370
‫اگه زیاد بزنی، اون لعنتی اصلاً تکون نمی‌خوره.‬

05:09.371 --> 05:11.914
‫تو چسبِ مو، هرچی کمتر بزنی بهتره.‬
‫من همیشه اینو می‌گم.‬

05:11.915 --> 05:12.874
‫اوم.‬

05:12.875 --> 05:14.876
‫عجب ذوقِ الکیِ فوق‌العاده‌ای.‬

05:14.877 --> 05:16.294
‫نه، نه، ذوقم واقعیه.‬

05:16.295 --> 05:18.964
‫فقط اطلاعاتم در مورد مراقبت از مو‬
‫یکم کمه.‬

05:19.465 --> 05:21.924
‫خب، خوش‌شانسی،‬

05:21.925 --> 05:24.970
‫چون من معلمِ خیلی خوبی‌ام.

05:25.471 --> 05:29.057
‫فکر کنم بهتره به کامیل نشون بدی.‬
‫اون متخصصِ این کارمونه.‬

05:29.058 --> 05:31.727
‫من بیشتر از اون آدمایی‌ام که‬
‫فقط با حوله خشک می‌کنن و می‌رن.‬

05:32.227 --> 05:33.436
‫درسته. اوم...‬

05:33.437 --> 05:36.522
‫- .. خب، اینم لیستِ کاملِ محصولات.‬
‫- عالیه.‬

05:36.523 --> 05:38.983
‫راستی، یادت نره تو شبکه‌های اجتماعی تگمون کنی.‬

05:38.984 --> 05:41.362
‫حتماً این کار رو می‌کنیم. ممنون، ایمی.‬

05:42.363 --> 05:44.698
‫- مرسی.‬
‫- خداحافظ!‬

05:45.282 --> 05:46.992
‫- آره. ممنون، ایمی. فعلاً.‬
‫- خداحافظ. ممنون.‬

05:48.327 --> 05:49.203
‫خب.‬

05:50.954 --> 05:53.665
‫«فقط با حوله خشک می‌کنم و می‌رم.»‬

05:54.583 --> 05:58.586
‫اون زنِ بیچاره داشت چراغ سبز نشون می‌داد،‬
‫اون‌وقت تو خودت رو زدی به اون راه.‬

05:58.587 --> 06:02.507
‫من با کسی که حتی یه ذره هم‬
‫به کار ربط داشته باشه، بیرون نمی‌رم.‬

06:02.508 --> 06:05.301
‫ولی تو که همه‌اش داری کار می‌کنی.‬
‫پس چی، دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوای دیت بری؟‬

06:05.302 --> 06:08.097
‫- خب، منم می‌تونم همین رو ازت بپرسم.‬
‫- ولی من اول پرسیدم.‬

06:09.306 --> 06:11.557
‫منظورم اینه که، فکر کنم یه خبری هست...‬

06:11.558 --> 06:15.019
‫.. نه، من... اصلاً کششِ این رو ندارم
‫که حتی به دیت فکر کنم.

06:15.020 --> 06:16.188
‫نه الان.‬

06:18.065 --> 06:19.190
‫تو چی؟‬

06:19.191 --> 06:22.360
‫اوه، فکر کنم همون ازدواجِ اول‬
‫واسه هفت پشتم بس بود.‬

06:22.361 --> 06:25.864
‫نه، نباید بذاریم اون جیکوبِ عوضی‬
‫بقیه‌ی زندگیت رو خراب کنه.‬

06:26.907 --> 06:27.866
‫بیشتر اینطوریه که...

06:29.118 --> 06:33.621
‫.. ما تو این حبابِ کوچیکِ اسکیت هستیم
‫و هیچ‌کس بیرونِ این حباب درکم نمی‌کنه.

06:33.622 --> 06:37.835
‫از ۹۰ درصدِ آدمایِ تو حباب هم‬
‫متنفرم، پس...‬

06:38.627 --> 06:40.129
‫.. پس با هم در تنهایی می‌میریم.

06:42.256 --> 06:44.883
‫- خدا کنه شوخی باشه.‬
‫- منم همینطور.‬

06:48.887 --> 06:51.473
‫- سلام.‬
‫- اوه. سلام!‬

06:55.644 --> 06:56.686
‫دویدن چطور بود؟‬

06:56.687 --> 06:59.730
‫۱۰ کیلومتر.‬
‫واسه منی که از وقتِ خوابم گذشته، بد نبود.‬

06:59.731 --> 07:00.648
‫نه.‬

07:00.649 --> 07:04.069
‫فکر کنم اسپانسرها واقعاً تحت‌تأثیرِ‬
‫اجرایِ دیشبمون قرار گرفتن.‬

07:05.112 --> 07:06.612
‫داریم می‌ریم مسابقاتِ جهانی، بریدن.‬

07:06.613 --> 07:10.366
‫آره، با اینکه داورها نه ما رو فهمیدن...‬
‫نه حرکاتمون رو.‬

07:10.367 --> 07:13.035
‫ولی این توافق کمک می‌کنه‬
‫تبلیغاتِ خوبی برامون بشه،‬

07:13.036 --> 07:15.329
‫که باعث می‌شه مسابقاتِ جهانی رو ببریم‬
‫و اسپانسر بگیریم.‬

07:15.330 --> 07:16.999
‫واسه همینه که تو مغزِ متفکری.‬

07:17.708 --> 07:20.168
‫نه اینکه، مثلاً، قیافه نداشته باشی‌ها.‬

07:20.169 --> 07:21.545
‫منظورم اونطوری نبود.‬

07:22.754 --> 07:23.881
‫ببین، من...‬

07:24.715 --> 07:27.342
‫.. تو مسابقاتِ انتخابی تنهات گذاشتم.

07:27.843 --> 07:29.302
‫دیگه همچین اتفاقی نمیفته.‬

07:29.303 --> 07:31.013
‫- قول می‌دم.‬
‫- خوبه.‬

07:31.513 --> 07:32.639
‫ببین.‬

07:35.601 --> 07:38.853
‫بیدار شدم دیدم حدود ۵۰۰ تا فالوورِ جدید دارم.‬

07:38.854 --> 07:42.107
‫از جمله بیشترِ اسپانسرهایِ دیشب.‬

07:46.069 --> 07:47.737
‫- اینو پستش می‌کنم.‬
‫- نکن!‬

07:47.738 --> 07:49.322
‫- پستش می‌کنم!‬
‫- نه! نه!‬

07:49.323 --> 07:51.949
‫آه، این لباس‌هایِ ورزشی مناسبِ‬
‫انظارِ عمومی نیستن.‬

07:51.950 --> 07:56.163
‫تو اگه کیسه زباله هم بپوشی‬
‫بازم خیره‌کننده‌ای.‬

08:02.961 --> 08:04.004
‫اوه، چه لطیف.‬

08:05.088 --> 08:08.675
‫اگه می‌خوایم حسابی بترکونیم، می‌گم‬
‫بیا امروز تو شبکه‌های اجتماعی رسمیش کنیم.‬

08:09.676 --> 08:11.386
‫جلسه‌ی تیم تو اتاقِ غذاخوریه.‬

08:13.680 --> 08:14.515
‫پستش کنم؟‬

08:15.140 --> 08:16.182
‫پستش کن.‬

08:16.183 --> 08:18.018
‫ایول! خب، بریم.‬

08:29.029 --> 08:30.696
‫چی؟‬

08:30.697 --> 08:32.615
‫- این چیه؟‬
‫- این خیلی باحاله.‬

08:32.616 --> 08:34.618
‫همه‌ی اینا مجانیه؟‬

08:37.621 --> 08:39.247
‫آره! می‌دونم!‬

08:39.248 --> 08:41.541
‫- تو به این احتیاج داری!‬
‫- باشه.‬

08:41.542 --> 08:43.960
‫حالا فقط چند هفته با مسابقاتِ جهانی فاصله داریم،‬

08:43.961 --> 08:46.170
‫که یعنی مراحلِ نهاییِ آماده‌سازی.‬

08:46.171 --> 08:47.923
‫با هاجر و تام آشنا بشید.‬

08:48.507 --> 08:49.549
‫استایلیست‌هایِ ما.‬

08:49.550 --> 08:52.844
‫هر کدوم از شما یه لباسِ‬
‫سفارشی‌دوز می‌گیرین.‬

08:53.345 --> 08:56.305
‫درسته که داورها قراره شما رو‬
‫بر اساسِ اجراتون ارزیابی کنن،‬

08:56.306 --> 08:59.350
‫ولی ظاهرتون هم به اندازه‌ی‬
‫اسکیت‌سواریتون مهمه،‬

08:59.351 --> 09:01.602
‫و تیمِ روسو همیشه باید‬
‫فوق‌العاده به نظر برسه.‬

09:01.603 --> 09:03.771
‫ما مدل‌هایِ مو و آرایش رو هم‬
‫تست می‌کنیم...

09:03.772 --> 09:05.815
‫.. که با اجراهاتون همخوانی داشته باشن.

09:05.816 --> 09:08.359
‫داورها حتی به یه تارِ مو که‬
‫سرِ جاش نباشه هم دقت می‌کنن.‬

09:08.360 --> 09:12.197
‫از الان به بعد، به هر جلسه‌ی تمرینی‬
‫۱۵ دقیقه اضافه می‌کنیم.‬

09:13.198 --> 09:16.451
‫تمامِ تمریناتتون داره به نتیجه می‌رسه.‬
‫تنها چیزی که مهمه مسابقاتِ جهانیه.‬

09:19.204 --> 09:20.205
‫وقتِ شروعِ کاره، بچه‌ها.‬

09:20.789 --> 09:22.748
‫تیمِ روسو واسه برد می‌ره، عزیزم!‬

09:22.749 --> 09:24.501
‫- هوو!‬

09:25.586 --> 09:28.213
‫

09:29.131 --> 09:31.424
‫- خب. باید تمرکز کنم.

09:31.425 --> 09:34.428
‫نکته‌ی عجیبش اینه که،‬
‫خیلی وقت بود این رو می‌خواستم.‬

09:34.928 --> 09:35.929
‫آره‬

09:36.471 --> 09:37.430
‫

09:37.431 --> 09:39.390
‫- نه، من این شامپو رو دوست دارم.‬

09:39.391 --> 09:42.226
‫- آره.‬
‫- برش دار، برش دار. یکی بردار.‬

09:42.227 --> 09:44.103
‫- اوه، باشه...‬
‫- خیلی غلیظ...‬

09:44.104 --> 09:45.897
‫- باشه!‬
‫- بیا اینا رو برداریم.‬

09:46.815 --> 09:47.691
‫آره!‬

09:50.861 --> 09:53.904
‫

09:53.905 --> 09:56.199
‫آره، می‌دونم! این یکی...‬

09:58.160 --> 09:59.161
‫ببین.‬

09:59.953 --> 10:01.955
‫دیشب اونطوری که به نظر می‌رسید نبود. من...‬

10:03.749 --> 10:05.334
‫- .. کلی اتفاق داره میفته.‬
‫- مثلاً چی؟‬

10:06.418 --> 10:07.418
‫پیچیده‌ست.‬

10:07.419 --> 10:11.088
‫حالم خوب نبود. من... به یکی احتیاج داشتم.‬

10:11.089 --> 10:12.924
‫دقیقاً خواهرِ من؟‬

10:13.925 --> 10:16.761
‫چرا فکر می‌کنی فقط تویی که اینجا احساسات داری؟‬

10:16.762 --> 10:22.016
‫من رفتم چون دیگه حالم از دیدنِ تو و دوست‌پسرِ جدیدت‬
‫که این‌ور اون‌ور می‌پلکیدین به هم می‌خورد...‬

10:22.017 --> 10:23.435
‫بریدن اونطوری...‬

10:26.855 --> 10:27.689
‫اونطوری چی؟‬

10:29.775 --> 10:30.942
‫بریدن اونطوری چی؟‬

10:35.072 --> 10:35.989
‫حق با توئه.‬

10:37.991 --> 10:39.992
‫خب، پس حق نداری از دستم عصبانی باشی.‬

10:39.993 --> 10:40.952
‫مگه نه؟‬

10:42.829 --> 10:43.705
‫ببین، من...‬

10:44.498 --> 10:46.124
‫متأسفم که یه لحظه...

10:47.501 --> 10:49.878
‫.. با الیز از خود بی‌خود شدم و...

10:50.837 --> 10:52.463
‫.. دیگه تکرار نمی‌شه.

10:52.464 --> 10:54.674
‫مثلاً این قراره همه‌چیز رو درست کنه؟‬

10:54.675 --> 10:57.678
‫آخه چه مرگته، ازم چی می‌خوای آدریانا؟ منظورم اینه که...‬

10:58.303 --> 10:59.595
‫.. اوم...

10:59.596 --> 11:01.722
‫.. حس می‌کنم خودت می‌خوای از دستم عصبانی باشی.

11:01.723 --> 11:03.934
‫انگار فرقی نمی‌کنه چیکار کنم، من...‬

11:04.976 --> 11:06.061
‫شاید واقعاً فرقی نمی‌کنه.‬

11:06.812 --> 11:08.522
‫تنها چیزی که مهمه مسابقاتِ جهانیه.‬

11:10.399 --> 11:11.900
‫بیا قضیه رو همین‌جا تمومش کنیم.‬

11:12.943 --> 11:16.196
‫خودت گفتی.‬
‫ما فقط رقیبیم. مگه نه؟‬

11:17.447 --> 11:18.490
‫نه چیزی بیشتر.‬

11:46.143 --> 11:48.353
‫می‌دونم فکر می‌کنی عاشقِ فردی‌ام.‬

11:49.187 --> 11:52.148
‫- ببخشید، می‌خوام یکم غیبت کنم.‬
‫- اوه، مشکلی نیست.‬

11:52.149 --> 11:53.567
‫لطفاً، بگو!‬

11:54.568 --> 11:56.611
‫همه فکر می‌کنن من عاشقِ فردی‌ام.‬

11:57.863 --> 12:00.323
‫خودمم فکر می‌کردم عاشقِ فردی‌ام.‬

12:01.199 --> 12:02.158
‫اوه.‬

12:02.159 --> 12:05.453
‫بعدش... می‌بینم داره یکی دیگه رو می‌بوسه و با خودم نمی‌گم،‬

12:05.454 --> 12:06.913
‫«چرا منو نبوسید؟»‬

12:07.873 --> 12:11.792
‫با خودم می‌گم: «چقدر طول می‌کشه تا‬
‫منو از پارتنریِ اسکیتش کنار بذاره؟»‬

12:11.793 --> 12:13.085
‫فردی این کار رو نمی‌کنه.‬

12:13.086 --> 12:15.797
‫من این شانسو ندارم که نگرانِ این چیزا نباشم.‬

12:16.965 --> 12:19.801
‫من و تو واقعاً تو یه دنیایِ مشترک زندگی نمی‌کنیم.‬

12:21.052 --> 12:23.555
‫کسی شک نمی‌کنه که تو واقعاً لیاقتِ اینجا بودن رو داری یا نه.‬

12:24.556 --> 12:27.725
‫تو و خواهرهات، عکس‌تون می‌ره رویِ جلدِ مجله‌ها...

12:27.726 --> 12:29.728
‫.. چون پدر و مادرِ معروفی دارین.

12:30.228 --> 12:31.645
‫چون قیافه‌تون خوبه.‬

12:31.646 --> 12:34.900
‫اگه یه پارتنرِ اسکیتِ جدید بخوای، خب، حقِ انتخاب داری.‬

12:35.442 --> 12:37.234
‫لعنتی، تو حتی بریدن الیوت رو هم تور کردی.‬

12:37.235 --> 12:38.945
‫اونقدرها هم آسون نبود. خودت می‌دونی.‬

12:40.489 --> 12:42.532
‫من بهترین‌ها رو برای تو می‌خوام.‬

12:43.450 --> 12:44.659
‫واقعاً می‌گم.‬

12:45.786 --> 12:47.621
‫ولی حس می‌کنم...

12:48.163 --> 12:52.667
‫.. باید دو برابر تلاش کنم تا فقط نصفِ بقیه دیده بشم.

12:53.585 --> 12:55.252
‫حتی توسطِ پارتنرِ خودم.‬

12:55.253 --> 12:56.922
‫اوم، شونه‌ها عقب، لطفاً.‬

13:12.979 --> 13:15.106
‫منم بهترین‌ها رو برای تو می‌خوام.‬

13:17.943 --> 13:18.860
‫می‌دونم.‬

13:20.195 --> 13:24.240
‫و تقصیرِ تو نیست که تو و بریدن با هم انقدر حال‌به‌هم‌زن جذابین...

13:24.241 --> 13:26.575
‫.. که اسپانسرها دارن براتون سر و دست می‌شکنن.

13:26.576 --> 13:28.078
‫پسرا فقط باعثِ حواس‌پرتی‌ان.‬

13:28.954 --> 13:32.040
‫آره، نباید هیچ‌وقت بذاریم بیان بینِ ما.‬

13:32.707 --> 13:34.709
‫نه. هیچ‌وقت.‬

13:36.002 --> 13:37.254
‫کاملاً موافقم.‬

13:44.886 --> 13:46.763
‫- هی.‬
‫- آمریکانو، درسته؟‬

13:47.264 --> 13:49.640
‫اوم... آره. آره، یادت موند. اوم، بیرون‌بر باشه.‬

13:49.641 --> 13:50.891
‫.. فقط سدِ راه می‌شه.‬

13:50.892 --> 13:53.561
‫ای بابا. امروز روزِ من نیست.‬

13:53.562 --> 13:56.605
‫چطور می‌تونی بگی سدِ راه می‌شم؟ من مزاحم نمی‌شم.‬

13:56.606 --> 13:58.607
‫فقط می‌خوام اسکیت‌سواریت رو ببینم.‬

13:58.608 --> 14:00.734
‫بعد از این‌همه چیزی که بین‌مون بوده، چرا نمی‌تونم فقط--‬

14:00.735 --> 14:02.069
‫هی، خانم؟ من فقط...‬

14:02.070 --> 14:03.989
‫.. اوم، کارتِ اعتباری‌تون کار نمی‌کنه.

14:04.489 --> 14:07.032
‫غیرممکنه. همین الان یه پرداختی داشتم. دوباره امتحان کن.‬

14:07.033 --> 14:09.451
‫- نه، بفرما. من حساب می‌کنم. ممنون.‬
‫- نه، امتحان کن.‬

14:09.452 --> 14:10.871
‫دوباره امتحان کن. اوه!‬

14:11.371 --> 14:14.790
‫- وای خدایِ من.‬
‫- جدی می‌گی؟‬

14:14.791 --> 14:16.250
‫بیا، شروع شد.‬

14:16.251 --> 14:17.710
‫باشه، فقط... فقط تمیزش می‌کنم.‬

14:17.711 --> 14:21.255
‫تا حالا سه بار کارت رو کشیدم. همه‌اش رد می‌شه.‬

14:21.256 --> 14:23.507
‫- هی، من... من حساب می‌کنم.‬
‫- مطمئنی؟‬

14:23.508 --> 14:26.261
‫آره، فقط یه ناهاره. که براشون مازراتی نمی‌خرم.‬

14:33.852 --> 14:35.686
‫- حساب شد.‬
‫- چی؟‬

14:35.687 --> 14:37.439
‫منظورت چیه که حساب شد؟‬

14:40.483 --> 14:43.153
‫هنوزم آدم‌هایِ حسابی تو دنیا پیدا می‌شن، مگه نه فردی؟‬

14:45.238 --> 14:47.699
‫- دوستته؟‬
‫- قطعاً نه.‬

14:49.075 --> 14:50.660
‫چه غلطی داری می‌کنی؟‬

14:51.244 --> 14:53.454
‫دارم همزمان راه می‌رم و قهوه می‌خورم.‬

14:53.455 --> 14:56.750
‫- می‌دونم، کارِ بزرگیه.‬
‫- نیازی ندارم برام چیزی بخری.‬

14:57.250 --> 14:59.001
‫پولت رو پس می‌دم. من صدقه‌بگیر نیستم.‬

14:59.002 --> 15:00.794
‫باور کن منم از اون آدم‌هایِ خیرخواه نیستم.‬

15:00.795 --> 15:05.174
‫اگه به کسی، هر کسی، درباره‌یِ مامانم چیزی بگی، بهت قسم می‌خورم--‬

15:05.175 --> 15:07.259
‫اوه، اوه. صبر کن، اوه. وایسا، وایسا.‬

15:07.260 --> 15:08.345
‫اون مامانت بود؟‬

15:10.096 --> 15:12.015
‫ببین پسر، متأسفم. نمی‌دونستم.‬

15:13.600 --> 15:15.059
‫جدی می‌گم، خب؟‬

15:15.060 --> 15:16.394
‫بهم اعتماد کن.‬

15:17.020 --> 15:18.730
‫به کسی نمی‌گم. قسم می‌خورم.‬

15:22.025 --> 15:22.943
‫بی‌خیال.‬

15:34.621 --> 15:37.206
‫عالی بود فردی! آفرین!

15:37.207 --> 15:38.958
‫جفتتون خیلی نرم و روون حرکت می‌کنین.

15:38.959 --> 15:41.001
‫وای، شما چقدر بامزه‌این!

15:41.002 --> 15:42.337
‫اصلاً نمی‌تونم جلو خودمو بگیرم.

15:49.636 --> 15:52.554
‫- خیلی سالمه.‬
‫- پپرونی؟ برات خوب نیست.‬

15:52.555 --> 15:54.557
‫پروتئینه و...‬

15:55.392 --> 15:56.600
‫.. فلفل؟

15:56.601 --> 16:01.146
‫فکر کنم همون سبزیجات واقعی رو بخورم بهتره،‬
‫ولی ممنون دکتر وپن.‬

16:01.147 --> 16:02.148
‫هوم!‬

16:05.026 --> 16:06.152
‫می‌دونم.‬

16:07.612 --> 16:11.157
‫خب، از بین تمام پاتوق‌های‬
‫کلِ ونت‌ورث.‬

16:14.452 --> 16:16.704
‫جواب مناسب به این حرف‬
‫این بود که...‬

16:16.705 --> 16:19.206
‫.. «سلام، چطوری؟ چقدر عالی شدی.»

16:19.207 --> 16:20.833
‫می‌دونی؟ یه چیزی تو این مایه‌ها.‬

16:20.834 --> 16:23.169
‫سلام، چطوری؟‬

16:24.671 --> 16:26.714
‫یکم شوکه شدم‬
‫که اینجا با وستون می‌بینمت.‬

16:26.715 --> 16:29.008
‫فکر می‌کردم اونم اونقدر باهوش باشه‬
‫که دکت کنه بره پی کارش.‬

16:29.009 --> 16:30.467
‫چته تو؟‬

16:30.468 --> 16:32.302
‫نه، تو چته؟‬

16:32.303 --> 16:34.304
‫چطور تونستی دیشب‬
‫با فردی لب بگیری؟‬

16:34.305 --> 16:35.557
‫صبر کن، چی؟‬

16:36.850 --> 16:38.183
‫فقط داره بچه‌بازی درمیاره.‬

16:38.184 --> 16:40.102
‫نه. اون... اون تیکه‌ی‬
‫لب گرفتن چی بود؟‬

16:40.103 --> 16:43.981
‫دیشب تو جشن داشت با دوستمون لب می‌گرفت،‬
‫اونم چه لبی!‬

16:43.982 --> 16:46.860
‫هی، بهش گوش نده وس. این یه...‬

16:47.360 --> 16:48.277
‫.. قضیه‌اش پیچیده‌ست.

16:48.278 --> 16:50.237
‫خیانت کردنت به من‬
‫کجاش پیچیده‌ست؟‬

16:50.238 --> 16:52.489
‫اوه، بازم.‬
‫یکی دیگه انجام بده هت‌تریک می‌کنه.‬

16:52.490 --> 16:53.532
‫خفه شو ماریا.‬

16:53.533 --> 16:55.743
‫با همه مثل آشغال رفتار می‌کنی، الیز.‬

16:55.744 --> 16:57.871
‫- این کارات عواقب داره.‬
‫- آره، من گشنه‌ام نیست.‬

17:00.665 --> 17:02.751
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟ وس!‬

17:04.294 --> 17:05.503
‫وستون!‬

17:06.963 --> 17:07.839
‫وستون!‬

17:08.381 --> 17:09.715
‫عزیزم، خواهش می‌کنم!‬

17:09.716 --> 17:12.469
‫که چی؟ با هر پسری‬
‫تو شهر می‌پری؟‬

17:13.053 --> 17:16.764
‫من... من افسرده بودم، خب؟‬
‫به یکی احتیاج داشتم.‬

17:16.765 --> 17:18.557
‫من که اینجا بودم.‬

17:18.558 --> 17:20.017
‫من همیشه اینجام.‬

17:20.018 --> 17:22.020
‫خودمو گم کرده بودم، خب؟ من...‬

17:22.771 --> 17:24.938
‫.. حس می‌کردم
‫باید همه‌چیز رو خراب کنم.

17:24.939 --> 17:26.483
‫اصلاً منطقی نیست.‬

17:27.275 --> 17:28.485
‫چرا، هست.‬

17:29.527 --> 17:32.154
‫منطقیه. تو فقط درکش نمی‌کنی.‬

17:32.155 --> 17:36.366
‫همیشه فکر می‌کنی من اونقدر باهوش نیستم‬
‫که چیزا رو بفهمم یا درک کنم.‬

17:36.367 --> 17:38.828
‫مثل وقتی که با اون پسره‬
‫تو مهمونیِ آتیش‌بازی پریدی؟‬

17:40.413 --> 17:43.208
‫آره، معلومه که می‌دونستم. احمق نیستم که.‬

17:44.125 --> 17:48.545
‫فقط امیدوار بودم که... که عذاب وجدان بگیری‬
‫و دیگه تکرارش نکنی.‬

17:48.546 --> 17:49.589
‫متأسفم.‬

17:50.507 --> 17:52.091
‫من فقط...‬

17:52.092 --> 17:55.386
‫با من مثل آشغال رفتار می‌کنی چون‬
‫فکر می‌کنی با التماس برمی‌گردم پیشت.‬

17:56.679 --> 17:58.556
‫خسته شدم از اینکه گداییِ محبت کنم.‬

17:59.390 --> 18:01.183
‫فقط دارم سعی می‌کنم تکلیفمو روشن کنم.‬

18:01.184 --> 18:03.728
‫آره؟ خب، دیگه نمی‌تونی تو خونه‌ی من‬
‫تکلیف خودتو روشن کنی.‬

18:04.562 --> 18:05.396
‫تموم شد.‬

18:05.897 --> 18:07.564
‫برگرد پیش همون خانواده‌ی داغونت...

18:07.565 --> 18:10.067
‫.. پیش همون اسکیت‌بازایی که
‫دلت می‌خواد باهاشون بپری.

18:10.068 --> 18:11.361
‫نه.‬

18:12.445 --> 18:15.240
‫من... نمی‌تونم... هنوز نمی‌تونم برگردم.‬
‫آمادگی‌شو ندارم.‬

18:18.743 --> 18:20.286
‫دیگه مشکل من نیست.‬

18:27.293 --> 18:28.252
‫هی.

18:28.253 --> 18:30.213
‫تو و رایلی با هم کنار اومدین؟‬

18:30.713 --> 18:33.382
‫آره. راستش اون دوست خیلی خوبیه.‬

18:33.383 --> 18:35.259
‫همیشه دوستت رو به پسر ترجیح بده.‬

18:35.260 --> 18:38.054
‫ولی با خواهرت می‌خوای چیکار کنی؟ و فردی؟‬

18:38.763 --> 18:41.808
‫حس می‌کنم الان اصلاً نمی‌تونم‬
‫با هیچ‌کدومشون سر و کله بزنم.‬

18:42.392 --> 18:45.979
‫انگار هر وقت سعی می‌کنم کار درست رو انجام بدم،‬
‫یه اتفاقی میفته.‬

18:47.188 --> 18:51.901
‫همه‌جا با همه مشکل هست‬
‫و انگار نمی‌تونم تمرکز کنم.‬

18:52.902 --> 18:54.028
‫راستشو بخوای؟‬

18:55.446 --> 18:57.949
‫این بهاییه که برای‬
‫زندگی‌های پرشورمون می‌پردازیم.‬

18:58.741 --> 18:59.993
‫خوشی‌هاش خیلی زیاده.‬

19:00.910 --> 19:02.786
‫ناخوشی‌هاش هم می‌تونه خیلی خیلی سخت باشه.‬

19:02.787 --> 19:04.788
‫این حرفت خیلی هم دلگرم‌کننده نیست، مربی.‬

19:04.789 --> 19:06.707
‫نه.‬

19:06.708 --> 19:09.294
‫ولی جایگزینش واقعاً خسته‌کننده‌ست.‬

19:10.753 --> 19:12.005
‫خب چطوری باهاش کنار میای؟‬

19:12.964 --> 19:14.674
‫خیلی چیزا غیرقابل‌کنترله.‬

19:15.466 --> 19:18.635
‫پس باید روی چیزایی تمرکز کنی‬
‫که حس می‌کنی اختیارش دست خودته.‬

19:18.636 --> 19:19.929
‫من باید...‬

19:20.555 --> 19:23.099
‫.. باید واقعاً
‫تمام تلاشمو تو مسابقات جهانی بکنم.

19:23.600 --> 19:24.475
‫همینطوره.‬

19:25.393 --> 19:26.436
‫و همین کار رو هم می‌کنی.‬

19:32.108 --> 19:33.067
‫الیز؟‬

19:38.281 --> 19:39.365
‫اونا به هم زدن.‬

19:40.742 --> 19:43.703
‫فکر کنم مغرورتر از این حرفاست که‬
‫برای رسوندنش بهت زنگ بزنه.‬

19:44.662 --> 19:48.665
‫ممنون که رسوندیش.‬
‫و، اوم، گذاشتی پیشت بمونه.‬

19:48.666 --> 19:51.419
‫هوم. یه جورایی امیدوارم‬
‫خودشون حلش کنن، می‌دونی؟‬

19:52.003 --> 19:55.173
‫اوه، مطمئنم تا قبل از اینکه از پاریس برگردیم‬
‫دوباره با هم آشتی می‌کنن.‬

19:56.007 --> 19:58.301
‫پاریس؟ خیلی رمانتیک به نظر می‌رسه.‬

19:58.885 --> 20:01.178
‫من یه چیزی بینِ یه گروهبانِ آموزشی و یه مادرِ دلسوزم...

20:01.179 --> 20:05.350
‫.. واسه یه مشت حیوونِ بیش‌فعالِ هورمونی
‫که تیغ به پاهاشون وصله.

20:05.934 --> 20:07.310
‫اصلاً هم رمانتیک نیست.‬

20:08.561 --> 20:10.229
‫در موردِ اون، یه جورایی...‬

20:10.230 --> 20:12.898
‫.. نه اینکه از این لاس‌زدن‌های کوچیک
‫هر وقت بهم می‌خوریم لذت نمی‌برم،

20:12.899 --> 20:14.776
‫ولی داشتم فکر می‌کردم‬
‫می‌تونیم به جاش شام بریم بیرون؟‬

20:15.485 --> 20:16.361
‫شام؟‬

20:16.945 --> 20:19.780
‫آره. همون که توش غذا می‌خورن؟‬

20:19.781 --> 20:23.283
‫پیش‌غذا هست، دسر هست،‬
‫شاید یکم هم حرف زدیم.‬

20:23.284 --> 20:25.953
‫اگه اونا جواب نداد، شراب هست.‬

20:25.954 --> 20:28.915
‫بابا! وسایلِ منو از تو‬
‫یخچال خالی کردن!‬

20:31.376 --> 20:32.418
‫وظیفه صدا می‌زنه.‬

20:33.086 --> 20:34.045
‫اوه...‬

20:34.796 --> 20:36.631
‫- .. بعداً باهات حرف بزنم؟‬
‫- حتماً.‬

20:41.344 --> 20:44.137
‫و چرا فقط اراپترِ سبز باقی مونده؟‬

20:44.138 --> 20:46.932
‫حالم به هم خورد.‬
‫اینجا؟ داره با یه کیفِ برکین به فنا می‌ره.‬

20:46.933 --> 20:49.059
‫یکم سرم شلوغه، لیز. کلی کار ریخته سرم.‬

20:49.060 --> 20:50.269
‫اوه، آره.‬

20:50.270 --> 20:51.271
‫درسته.‬

20:52.480 --> 20:53.481
‫مسابقاتِ جهانی.‬

20:55.149 --> 20:58.653
‫- ببین، همه‌مون می‌خواستیم امسال سالِ تو باشه.‬
‫- ولی نیست. هست؟‬

21:00.029 --> 21:01.698
‫می‌دونم چه حسی داری.‬

21:02.240 --> 21:03.241
‫واقعاً؟‬

21:04.075 --> 21:06.451
‫کلِ زندگیِ تو رو هم
‫ازِت دزدیدن...

21:06.452 --> 21:10.039
‫.. و حالا مجبوری کسایی رو تشویق کنی
‫که دارن جای تو زندگی می‌کنن؟

21:14.919 --> 21:16.129
‫فقط خوشحالم که خونه‌ای.‬

21:17.297 --> 21:18.172
‫آره.‬

21:19.340 --> 21:20.675
‫فقط تو این حسو داری.‬

21:31.019 --> 21:33.687
‫نه اینکه صددرصد پایه نباشم،‬

21:33.688 --> 21:37.274
‫ولی اگه اومدی تو اتاقم‬
‫که ادای قرار گذاشتنو دربیاریم...‬

21:37.275 --> 21:39.193
‫خفه شو! گوش کن چی می‌گم.‬

21:39.777 --> 21:41.195
‫باشه، درسته. خفه می‌شم. آره.‬

21:43.406 --> 21:45.616
‫ما انتخابی رو به خاطرِ یه تبصره بردیم.‬

21:46.909 --> 21:49.287
‫ولی دیگه نمی‌خوام‬
‫«فقط در حدِ کافی» باشم.‬

21:49.787 --> 21:51.831
‫- حق با تو بود.‬
‫- می‌بینی، عاشقِ وقتیم که مردم اینو می‌گن.‬

21:53.124 --> 21:56.252
‫باشه، گوش می‌دم.‬
‫می‌ترسم، ولی گوش می‌دم.‬

21:56.919 --> 21:58.962
‫برنامه‌ی مامان برای ما ساخته نشده بود.‬

21:58.963 --> 22:00.547
‫نقاطِ قوتمون رو نشون نمی‌ده.‬

22:00.548 --> 22:03.592
‫اونطوری که برنده‌ها باید به چالش کشیده بشن،‬
‫ما رو به چالش نمی‌کشه.‬

22:03.593 --> 22:07.513
‫دیگه درجا زدن بسه. چیزی که لازم داریم‬
‫یه برنامه‌ی جدید و در سطحِ اوله.‬

22:08.681 --> 22:10.391
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.‬

22:11.351 --> 22:14.520
‫می‌خوای یه برنامه‌ی کاملاً جدید،‬

22:15.021 --> 22:17.230
‫در سطحِ رقابت‌های جهانی بسازیم...

22:17.231 --> 22:21.235
‫.. اونم چند هفته قبل از بزرگ‌ترین مسابقه‌ی
‫کلِ دورانِ حرفه‌ای‌مون تا الان.

22:21.986 --> 22:23.654
‫- این یعنی...‬
‫- کاملاً دیوانه‌واریه.‬

22:24.364 --> 22:26.574
‫می‌دونم. می‌دونم.‬

22:30.411 --> 22:31.537
‫خب، هستی؟‬

22:36.459 --> 22:39.920
‫به نظر راهِ خیلی قدیمی‌ای‬
‫برای پیدا کردنِ الهام میاد.‬

22:39.921 --> 22:41.546
‫هوم.‬

22:41.547 --> 22:45.009
‫غر نزن و یه چیزی پیدا کن که‬
‫داورا میلیون‌ها بار نشنیده باشن.‬

22:45.510 --> 22:49.596
‫می‌دونی، به نظرِ من‬
‫فقط دنبالِ بهونه بودی که با هم وقت بگذرونیم.‬

22:49.597 --> 22:54.434
‫می‌خواستم از الگوریتم دور باشم‬
‫و یه چیزِ غیرمنتظره پیدا کنم،‬

22:54.435 --> 22:56.186
‫مثلِ «اسلایسد اند دایسد».‬

22:56.187 --> 22:58.522
‫هی، الگوریتم‬
‫عمراً همچین چیزی رو پیشنهاد نمی‌داد.‬

22:58.523 --> 23:01.650
‫آره، چون اون یه هیپسترِ پیر نیست.‬
‫اسلایسد اند دایسد؟‬

23:01.651 --> 23:03.068
‫من یه هیپسترِ پیر نیستم.‬

23:03.069 --> 23:06.071
‫آره جونِ خودت، داری بینِ صفحه‌های گرامافون می‌گردی‬
‫انگار که دهه‌ی ۱۹۰۰ئه.‬

23:06.072 --> 23:09.574
‫افقِ دیدت رو گسترش بده، آقای الیوت.‬

23:09.575 --> 23:12.244
‫می‌دونی، بابام همیشه می‌اومد اینجا
‫تا کلی آهنگِ فوق‌العاده پیدا کنه...

23:12.245 --> 23:13.871
‫.. واسه اجراهاش.

23:15.665 --> 23:16.706
‫هی.‬

23:16.707 --> 23:19.544
‫این همون آهنگی نیست که تو قطار بود؟‬

23:20.169 --> 23:21.462
‫و کنارِ آتیش.‬

23:23.089 --> 23:24.507
‫انگار آهنگِ خودمونه.‬

23:27.593 --> 23:31.012
‫باشه، خب، پخشش کن.‬
‫نمی‌دونم این چطوری کار می‌کنه.‬

23:31.013 --> 23:31.931
‫حله.‬

23:50.408 --> 23:52.994
‫

23:55.121 --> 23:57.497
‫

23:57.498 --> 24:00.792
‫

24:00.793 --> 24:03.296
‫

24:05.256 --> 24:08.593
‫

24:10.178 --> 24:13.389
‫

24:15.021 --> 24:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:25.521 --> 24:33.521
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:35.411 --> 24:37.121
‫

24:37.788 --> 24:42.417
‫

24:42.418 --> 24:44.503
‫

24:44.504 --> 24:47.172
‫

24:47.173 --> 24:49.634
‫

24:50.885 --> 24:54.847
‫

25:00.269 --> 25:02.854
‫فکر کنم قرار بود این اتفاق بیفته.‬
‫زیرِ یه سقف بودن و این حرفا.‬

25:02.855 --> 25:04.523
‫آره. اوه...‬

25:04.524 --> 25:06.691
‫- فکر کنم باید...‬
‫- دوباره با هم عشق‌بازی کنیم، حتماً.‬

25:06.692 --> 25:09.237
‫- چی؟ نه، من...‬
‫- شوخی می‌کنم.‬

25:09.820 --> 25:13.907
‫ببین، اون... یه اشتباهِ بزرگ بود.‬
‫خب معلومه، جفتمون اینو می‌دونیم.‬

25:13.908 --> 25:14.908
‫باشه.‬

25:14.909 --> 25:19.580
‫حالم بد بود و حسابی مست بودم،‬
‫تو هم مهربون بودی.‬

25:20.331 --> 25:21.374
‫تو همیشه مهربونی.‬

25:23.251 --> 25:25.294
‫آره، اوضاع یهو خیلی...

25:26.295 --> 25:30.967
‫.. سخت می‌شه و نمی‌دونیم باید چیکار کنیم،
‫واسه همین گند می‌زنیم.

25:31.467 --> 25:34.512
‫همینطوری، پشت سرِ ‌هم.‬

25:37.807 --> 25:39.642
‫می‌فهمم، لیز.‬

25:40.560 --> 25:41.435
‫واقعاً می‌فهمم.‬

25:43.104 --> 25:45.189
‫می‌خوای درباره‌اش حرف بزنیم؟‬

25:48.150 --> 25:51.570
‫ولی باید با یکی حرف بزنی،‬
‫حتی اگه اون آدم من نباشم.‬

25:51.571 --> 25:53.030
‫باورت نمی‌شه چقدر کمک می‌کنه.‬

25:54.490 --> 25:56.908
‫تازه، نمی‌خوایم تو مسابقاتِ جهانی‬
‫سکته کنی که.‬

25:56.909 --> 25:59.202
‫واقعاً خیلی احمقانه می‌شه.‬

25:59.203 --> 26:01.247
‫- و راستش، خیلی هم خجالت‌آور.‬
‫- آره.‬

26:02.081 --> 26:03.082
‫اوم...‬

26:03.916 --> 26:06.418
‫در ضمن باید از وستون و بقیه‌ی تیم هم...

26:06.419 --> 26:07.962
‫.. تا اطلاعِ ثانوی دوری کنی.

26:08.546 --> 26:10.714
‫شنیدم ضایع شدن جلوی بقیه هم‬
‫می‌تونه خیلی خجالت‌آور باشه.‬

26:10.715 --> 26:12.091
‫آره.‬

26:13.467 --> 26:15.469
‫- ممنونم.‬
‫- هوم.‬

26:25.646 --> 26:27.189
‫خب، راستی...‬

26:28.024 --> 26:29.400
‫.. حالِ مامانت خوبه؟

26:29.984 --> 26:31.402
‫آره.‬

26:32.862 --> 26:35.573
‫واقعاً نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم.‬

26:36.157 --> 26:37.116
‫حق داری.‬

26:37.950 --> 26:38.868
‫می‌تونم؟‬

26:40.161 --> 26:42.288
‫- آره.‬
‫- دمت گرم.‬

26:46.667 --> 26:47.835
‫می‌دونی،‬

26:48.794 --> 26:51.672
‫بعضی‌ها زنِ نمایشی دارن.‬

26:53.716 --> 26:57.677
‫پدر و مادرِ من بچه‌ی نمایشی دارن.‬
‫منو می‌فرستن کلِ دنیا برای تمرین،‬

26:57.678 --> 27:00.513
‫ولی الان تقریباً دو ساله که‬
‫بابامو ندیدم.‬

27:00.514 --> 27:01.474
‫خیلی بده.‬

27:02.516 --> 27:04.309
‫- حتماً سرشون شلوغه.‬
‫- شلوغ؟‬

27:04.310 --> 27:07.562
‫نه. نه، اونا یه مشت خودشیفته‌ی ازخودراضی‌ان...

27:07.563 --> 27:10.983
‫.. که بیشتر از بچه‌ی خودشون،
‫به جراحِ پلاستیکشون زنگ می‌زنن.

27:13.235 --> 27:14.695
‫بدونِ اونا حالم بهتره.‬

27:19.075 --> 27:21.577
‫فقط می‌خوام بگم که درکت می‌کنم.‬

27:23.412 --> 27:26.457
‫آره، وقتی بچه بودم،‬
‫مامانم خیلی الکل می‌خورد.‬

27:28.042 --> 27:31.211
‫واسه همین وقتی برای اولین بار‬
‫برای تمرین از خونه رفتم،‬

27:31.212 --> 27:36.217
‫خوب بود که دیگه جایی زندگی نمی‌کردم‬
‫که پر از بطری‌های خالی و خماری باشه.‬

27:36.801 --> 27:37.677
‫آره.‬

27:39.512 --> 27:42.138
‫اون هیچ‌وقت تو مراقبت از بقیه‬
‫خوب نبود،‬

27:42.139 --> 27:43.432
‫حتی خودش.‬

27:44.183 --> 27:46.185
‫- خیلی سخته رفیق.‬
‫- آره.‬

27:47.186 --> 27:48.771
‫بعدش یهو پیداش شد،‬

27:49.772 --> 27:50.856
‫همین دو هفته پیش...

27:51.524 --> 27:54.150
‫.. و گفت که
‫مدتیه دیگه لب به الکل نزده...

27:54.151 --> 27:55.778
‫.. و می‌خواد تو زندگیم باشه.

27:59.031 --> 27:59.990
‫آمادگی‌شو داری؟‬

28:03.244 --> 28:04.787
‫نمی‌دونم می‌تونم باورش کنم یا نه.‬

28:07.164 --> 28:09.290
‫شاید اینطوری برای منم بهتر باشه.‬

28:09.291 --> 28:11.711
‫بریدن، داشتم حرکاتِ سُر خوردن رو‬
‫تمرین می‌کردم و...‬

28:14.338 --> 28:15.256
‫.. سلام.

28:18.926 --> 28:22.011
‫من و کامیل داشتیم درباره‌ی‬
‫حرکاتِ جایگزینِ جدید حرف می‌زدیم.‬

28:22.012 --> 28:24.556
‫تو استودیو می‌تونم یادت بدم.‬

28:24.557 --> 28:25.433
‫باشه.

28:26.183 --> 28:27.268
‫آره، حتماً.‬

28:27.768 --> 28:29.061
‫فکر کنم وقتِ باشگاه تمومه.‬

28:32.148 --> 28:33.315
‫خوب بود که، اوم...‬

28:34.316 --> 28:35.818
‫.. خوشحال شدم باهات حرف زدم، فرد.

28:36.444 --> 28:37.278
‫آره.‬

28:44.118 --> 28:47.329
‫باورم نمی‌شه‬
‫اجازه دادی الیز برگرده.‬

28:48.664 --> 28:50.081
‫خب، اینجا خونه‌ی اونم هست.‬

28:50.082 --> 28:52.667
‫- الو؟ ما ازش متنفریم.‬
‫- دارم سعی می‌کنم تمرکز کنم، میمی.‬

28:52.668 --> 28:56.130
‫باشه، تو تمرکز کن.‬
‫من به جای جفتمون ازش متنفر می‌شم.‬

28:58.758 --> 28:59.592
‫سلام.‬

29:00.509 --> 29:02.803
‫- روتینِ جدید رو نگاه کردی؟‬
‫- اوهوم.‬

29:04.138 --> 29:05.723
‫به خوبیِ مالِ مامانم هست؟‬

29:06.307 --> 29:07.433
‫بیشتر شبیه خودته.‬

29:08.058 --> 29:09.810
‫چند تا نکته دارم، ولی...

29:10.728 --> 29:11.604
‫.. فکر کنم عالیه.

29:12.730 --> 29:14.482
‫اگه می‌خوای بری، من اینجا اوکیم.‬

29:15.399 --> 29:16.275
‫ممنون.‬

29:17.860 --> 29:20.111
‫فقط... هنوز یکم حسِ بدی دارم...

29:20.112 --> 29:23.824
‫.. که دیگه با کارای مامانم،
‫بهش ادای احترام نمی‌کنم.

29:26.160 --> 29:29.455
‫استفاده از طراحی رقصِ اون،‬
‫تنها راهِ احترام گذاشتن به سارا نیست.‬

29:36.420 --> 29:38.756
‫- اون مهمونیِ تولدم بود.‬
‫- اوهوم.‬

29:44.094 --> 29:45.637
‫شماها اینجا چیکار می‌کنین؟‬

29:45.638 --> 29:47.932
‫داریم دنبالِ ایده می‌گردیم‬
‫برای لباسِ جدیدِ آدریانا.‬

29:48.808 --> 29:49.724
‫می‌تونم کمک کنم؟‬

29:49.725 --> 29:51.352
‫- نه.‬
‫- حتماً.‬

29:56.148 --> 29:58.733
‫- نگاه کن. چقدر کوچولو بودم.‬
‫- اوم.‬

29:58.734 --> 29:59.610
‫آه.‬

30:00.319 --> 30:01.654
‫می‌دونستم همینجاست.‬

30:06.450 --> 30:07.660
‫نگاهش کن.‬

30:09.745 --> 30:11.162
‫وای، عاشقِ اون کاورم.‬

30:11.163 --> 30:12.581
‫داخلش رو دیدین؟

30:16.293 --> 30:17.628
‫وای خدای من.‬

30:19.171 --> 30:21.382
‫فکر می‌کردم همه‌ی عکس‌هاشو دیدم.‬

30:22.299 --> 30:26.219
‫فکر می‌کنی ایدی بتونه این کار رو بکنه؟‬
‫واسه نمایشِ فینالش تو مسابقات جهانی؟‬

30:26.220 --> 30:27.721
‫و اگه خیلی سخت نیست،‬

30:28.222 --> 30:30.182
‫می‌تونی با آهنگِ اونم اسکیت کنی.‬

30:31.767 --> 30:33.686
‫فکر کنم خوشش بیاد.‬

30:35.187 --> 30:37.189
‫لباسِ قدیمی‌ش همینجاهاست.‬

30:37.815 --> 30:39.149
‫از کی شروعش کرد؟‬

30:39.733 --> 30:40.693
‫همین قضیه‌ی بال‌ها رو.‬

30:41.485 --> 30:42.903
‫حدوداً هم‌سنِ تو بود.‬

30:43.654 --> 30:45.531
‫داشت یه سری سختی‌ها رو می‌گذروند...

30:46.156 --> 30:48.158
‫.. با پدر و مادرش، تو مدرسه.

30:49.034 --> 30:50.369
‫یادم نمیاد، ولی...

30:51.161 --> 30:54.831
‫.. همیشه می‌گفت وقتی روی یخ می‌ره
‫همه‌ی غصه‌هاشو فراموش می‌کنه.

30:54.832 --> 30:56.583
‫وقتی زندگی براش جهنم می‌شد،‬

30:56.584 --> 31:00.004
‫حداقل واسه چهار دقیقه روی یخ،‬
‫می‌تونست یکی دیگه باشه.‬

31:01.338 --> 31:02.965
‫کسی که می‌تونست پرواز کنه.‬

31:06.510 --> 31:08.220
‫یه آدمِ کاملاً رؤیاپرداز بود.‬

31:09.638 --> 31:11.765
‫دقیقاً مثلِ تو.‬

31:15.769 --> 31:19.564
‫لجبازی‌ت به اون رفته.‬

31:19.565 --> 31:20.774
‫و همینطور شور و شوقت.‬

31:21.901 --> 31:24.445
‫اونم مثلِ تو سرسخت و فداکار بود.‬

31:25.738 --> 31:28.324
‫مامانتون یه دنیا دوستتون داشت.‬

31:29.241 --> 31:31.535
‫حقتون بود که زمانِ خیلی بیشتری کنارش باشین.‬

31:38.250 --> 31:39.251
‫اینا همونان؟‬

31:42.463 --> 31:43.339
‫آره.‬

31:57.728 --> 31:58.687
‫خب.‬

31:59.813 --> 32:01.190
‫فکر کنم اینا خوب باشن.‬

32:12.701 --> 32:13.701
‫- دیر کردی!‬
‫- ببخشید.‬

32:13.702 --> 32:15.662
‫داشتم روی یه چیزی کار می‌کردم‬
‫و حواسم پرت شد.‬

32:15.663 --> 32:17.456
‫خب. واسه هر دومون یه جور نوشیدنی سفارش دادم.‬

32:18.123 --> 32:21.001
‫ولی شاید یه نوشیدنی با دوتا نی‬
‫بهتر می‌شد؟‬

32:21.961 --> 32:23.419
‫اون دیگه خیلی ضایع‌ست.‬

32:23.420 --> 32:26.422
‫این نقشِ دوست‌دختر دوست‌پسر بازی کردن‬
‫خیلی سخت‌تر از اونیه که به نظر می‌رسه.‬

32:26.423 --> 32:28.383
‫- بریدریانا!‬
‫- بریدریانا.‬

32:28.384 --> 32:30.010
‫در واقع همون بریدریانا...‬

32:33.472 --> 32:34.390
‫اینا رو ببین.‬

32:34.890 --> 32:38.811
‫من و کامیل یه ایده‌ی عالی به ذهنمون رسید.‬
‫داشتیم لباس‌های قدیمیِ مامانم رو نگاه می‌کردیم.‬

32:39.561 --> 32:41.397
‫دقیقاً شبیهشی.‬

32:43.232 --> 32:45.984
‫فکر کردم شاید واسه نمایشِ فینالمون...‬

32:45.985 --> 32:46.819
‫آره.‬

32:47.319 --> 32:49.612
‫.. می‌تونیم یه مدل از این رو
‫با بال‌ها اجرا کنیم.

32:49.613 --> 32:51.698
‫می‌دونم یکم لوسه، ولی...‬

32:51.699 --> 32:53.617
‫لوس نیست. بحثِ مامانته.‬

32:54.702 --> 32:55.953
‫یه جورایی عالیه.‬

33:00.082 --> 33:01.041
‫ممنون.‬

33:02.042 --> 33:02.960
‫بیا بشینیم.‬

33:09.174 --> 33:11.468
‫خیلی عجیبه وقتی باهام موافقت می‌کنی.‬

33:12.720 --> 33:15.723
‫نگران نباش. به محضِ اینکه یه حرفِ‬
‫احمقانه بزنی، دوباره باهات مخالفت می‌کنم.‬

33:17.099 --> 33:18.684
‫ولی با هم هماهنگ بودیم.‬

33:19.935 --> 33:22.688
‫می‌دونی، این... این برنامه‌ی جدید،‬
‫بیشتر بهمون می‌خوره.‬

33:23.272 --> 33:26.400
‫اگه فردی نبود،‬
‫به زور می‌تونستم اولی رو تموم کنم.‬

33:28.902 --> 33:30.446
‫اون رقصِ قدیمی رو بهم یاد داد.‬

33:31.613 --> 33:32.906
‫بهت نگفت؟‬

33:35.993 --> 33:39.788
‫یه لحظه بهم می‌گه ازش دور بمونم،‬
‫لحظه‌ی بعد، بی‌صدا کمکم می‌کنه.‬

33:40.998 --> 33:44.293
‫- اصلاً تکلیفش با خودش معلوم نیست.‬
‫- چرا یکم بهش فرصت نمی‌دی؟‬

33:45.711 --> 33:47.712
‫- از کی تا حالا ازش دفاع می‌کنی؟‬
‫- دفاع نمی‌کنم.‬

33:47.713 --> 33:49.548
‫ولی یه چیزایی هست که تو نمی‌دونی.‬

33:52.051 --> 33:53.510
‫بریدن، چه خبره؟‬

33:54.970 --> 33:55.846
‫حالش خوبه؟‬

33:56.638 --> 33:59.183
‫فقط بحث اینه که تو تنها کسی نیستی‬
‫که داره سختی می‌کشه.‬

34:03.103 --> 34:03.979
‫آره.‬

34:23.832 --> 34:26.043
‫وقتی ۱۴ سالم بود، یه لباس از مرکز خرید دزدیدم.‬

34:26.835 --> 34:29.128
‫یه لباسِ کوتاه و تنگِ مجلسی بود.‬

34:29.129 --> 34:30.547
‫لمه طلایی.‬

34:31.215 --> 34:32.883
‫مطمئنم بدنم بهش حساسیت داد.‬

34:34.843 --> 34:35.968
‫چی؟‬

34:35.969 --> 34:37.595
‫اگه قراره رازهای منو به بقیه بگی،‬

34:37.596 --> 34:39.515
‫فکر کردم بهتره‬
‫همه‌شون رو بدونی.‬

34:43.018 --> 34:44.937
‫خب، پس شوخی کردن جواب نداد.‬

34:47.064 --> 34:49.233
‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که...‬

34:49.983 --> 34:50.984
‫.. میمی.

34:52.569 --> 34:55.364
‫واقعاً بابتِ اتفاقی که با فردی افتاد متأسفم.‬

34:58.200 --> 34:59.992
‫فکر می‌کنی واسه همین عصبانی‌ام؟‬

34:59.993 --> 35:01.077
‫مگه نیست؟‬

35:01.078 --> 35:04.206
‫الیز، ماه‌هاست که مثلِ یه هیولا شدی.‬

35:05.332 --> 35:06.749
‫می‌فهمم. داری درد می‌کشی.‬

35:06.750 --> 35:09.086
‫ولی چرا فکر می‌کنی اذیت کردنِ ما‬
‫اوضاع رو بهتر می‌کنه؟‬

35:10.212 --> 35:13.465
‫- من...‬
‫- من خیلی وقت بود که تو رو الگوی خودم قرار داده بودم.‬

35:14.007 --> 35:15.759
‫تو همه‌چیز بودی.‬

35:16.468 --> 35:18.178
‫اونم نه به خاطرِ پاتیناژ.‬

35:18.679 --> 35:20.681
‫چون همیشه می‌دونستی کی هستی.‬

35:21.181 --> 35:22.724
‫و آره، سرسخت بودی،‬

35:23.392 --> 35:26.436
‫ولی الان، دیگه فقط داری بی‌رحمی می‌کنی.‬

35:28.772 --> 35:30.691
‫مسئله اینه که بدونِ اسکیت، من...‬

35:32.442 --> 35:34.236
‫.. واقعاً نمی‌دونم کی هستم.

35:34.736 --> 35:38.156
‫احساسِ سردرگمی می‌کنم و زندگی با این حس‬
‫تقریباً غیرممکنه.‬

35:38.157 --> 35:40.576
‫انقدر واسه خودت دلسوزی نکن، الیز.‬

35:41.160 --> 35:43.452
‫تو آسیب دیدی، کشته که نشدی.‬

35:43.453 --> 35:45.497
‫ببین، من، اوم...‬

35:46.415 --> 35:47.916
‫.. واقعاً می‌خوام همه‌چیز رو درست کنم.

35:49.168 --> 35:51.295
‫خب، هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.‬

35:51.920 --> 35:54.882
‫تو الیز روسویِ لعنتی هستی.‬

35:57.426 --> 35:59.303
‫اومم!‬

36:01.388 --> 36:02.723
‫واقعاً دلم برات تنگ شده بود.‬

36:04.600 --> 36:06.893
‫متأسفم که پیشِ وستون چغلیتو کردم.‬

36:06.894 --> 36:07.853
‫نباش.‬

36:08.729 --> 36:09.938
‫حقّم بود.‬

36:10.939 --> 36:12.566
‫و راستش، اون لایقِ بهتر از اینا بود.‬

36:13.692 --> 36:14.902
‫من فقط...‬

36:15.652 --> 36:17.153
‫.. نمی‌دونم باید چیکار کنم.

36:17.154 --> 36:19.238
‫خب، آروم شروع کن.‬

36:19.239 --> 36:20.407
‫قدم به قدم.‬

36:23.785 --> 36:25.370
‫فکر کنم بدونم از کجا شروع کنم.‬

36:26.371 --> 36:29.875
‫

36:30.375 --> 36:33.462
‫

36:33.962 --> 36:37.174
‫

36:37.674 --> 36:41.344
‫

36:41.345 --> 36:44.513
‫

36:44.514 --> 36:47.517
‫

36:48.685 --> 36:51.521
‫

36:52.272 --> 36:54.690
‫مرسی که به بریدن‬
‫تو طراحیِ رقصمون کمک کردی.‬

36:54.691 --> 36:55.817
‫اون بهت گفت؟‬

36:56.318 --> 36:57.527
‫اتفاقی از دهنش پرید.‬

36:58.403 --> 36:59.654
‫اون تو راز نگه‌داشتن خوبه،‬

36:59.655 --> 37:01.657
‫از جمله هر رازی که‬
‫برای تو نگه داشته.‬

37:02.991 --> 37:05.452
‫- من نمی‌خواستم--‬
‫- منظورم با عصبانیت نبود.‬

37:07.287 --> 37:10.040
‫نمی‌خوام مجبورت کنم باهام حرف بزنی.‬
‫فقط می‌خوام حالت خوب باشه.‬

37:11.541 --> 37:13.793
‫متنفرم از اینکه از دستم عصبانی باشی.‬

37:13.794 --> 37:15.212
‫منم بدم میاد ازت عصبانی باشم.‬

37:16.213 --> 37:17.463
‫متأسفم، آدریانا.‬

37:17.464 --> 37:22.177
‫و متأسفم که
‫الیز رو بوسیدم، و متأسفم که...

37:23.011 --> 37:24.429
‫.. بهت دروغ گفتم و اینکه...

37:24.930 --> 37:27.140
‫.. اینقدر سرد و بی‌تفاوت بودم و...

37:28.058 --> 37:29.643
‫.. به همه دروغ می‌گفتم و...

37:31.520 --> 37:33.063
‫.. این یه بهانه نیست. فقط...

37:34.523 --> 37:35.816
‫.. این یه توضیحه.

37:37.609 --> 37:39.777
‫نمی‌خوام، مثلاً، تمرینت رو به هم بزنم.‬

37:39.778 --> 37:42.698
‫- یا...‬
‫- نه، مشکلی نیست. به همش بزن. لطفاً.‬

37:46.451 --> 37:48.619
‫نمی‌دونم‬
‫اگه بخوای یه زمانی با هم وقت بگذرونیم،‬

37:48.620 --> 37:51.747
‫مثل قدیما، فقط برای اینکه...‬
‫فقط برای اینکه کدورت‌ها برطرف بشه.‬

37:51.748 --> 37:54.418
‫- مجبور نیستی.‬
‫- دلم می‌خواد.‬

37:55.585 --> 37:56.461
‫منم همینطور.‬

37:58.005 --> 37:59.006
‫بیا از اینجا بریم.‬

38:01.925 --> 38:04.261
‫میمی، خیلی وقته اینجا نیومده بودم.‬

38:06.513 --> 38:07.389
‫دیدی؟‬

38:10.225 --> 38:11.226
‫فقط یه قدم.‬

38:12.853 --> 38:14.937
‫یادته وقتی بهت یاد دادم‬
‫چطوری اینجا اسکیت کنی؟‬

38:14.938 --> 38:18.524
‫خیلی کوچولو بودی.‬
‫هی سعی می‌کردم دستمو بگیری،‬

38:18.525 --> 38:20.277
‫ولی تو نترس بودی.‬

38:21.194 --> 38:22.863
‫می‌دونم می‌ترسی، لیز.‬

38:27.993 --> 38:29.453
‫فقط نمی‌خوام دوباره زمین بخورم.‬

38:30.162 --> 38:31.496
‫از پسش برمیای.‬

38:34.750 --> 38:37.668
‫

38:37.669 --> 38:40.339
‫

38:40.881 --> 38:43.592
‫

38:44.092 --> 38:46.385
‫

38:46.386 --> 38:48.347
‫

38:48.847 --> 38:51.141
‫

38:51.933 --> 38:53.768
‫

38:53.769 --> 38:55.394
‫

38:55.395 --> 38:58.647
‫

38:58.648 --> 39:01.026
‫

39:01.526 --> 39:03.694
‫آه. این توده لباس باید قبل از بسته‌بندی‬
‫بخار داده بشه.‬

39:03.695 --> 39:04.571
‫حله.‬

39:12.913 --> 39:14.164
‫این...‬

39:17.918 --> 39:20.211
‫اوه، آدریانا بال‌های سارا رو نمی‌پوشه.‬

39:20.212 --> 39:21.546
‫برای جشن.‬

39:22.214 --> 39:23.715
‫می‌خواست سورپرایزت کنه.‬

39:24.591 --> 39:26.842
‫اوه... باید برم.‬

39:26.843 --> 39:28.220
‫هی. ویل.‬

39:28.804 --> 39:31.765
‫- چه خبر شده؟‬
‫- اوه، من، اوم...‬

39:32.265 --> 39:34.393
‫- اوه...‬
‫- هی. باهام حرف بزن.‬

39:36.103 --> 39:38.354
‫- من همیشه خودمو جمع‌وجور می‌کنم.‬
‫- آره.‬

39:38.355 --> 39:41.524
‫مگه نه؟ وقتی... وقتی بچه‌ها بهم نیاز دارن،‬
‫وقتی پیست به مشکل می‌خوره،‬

39:41.525 --> 39:45.112
‫وقتی هر شبِ لعنتی تنها می‌رم تو تخت.‬

39:45.695 --> 39:47.823
‫این کاریه که باید بکنم، و باهاش کنار میام.‬

39:50.409 --> 39:51.785
‫اما این موقع از سال؟‬

39:53.787 --> 39:55.372
‫این موقع از سال همیشه...

39:56.289 --> 39:57.290
‫.. بهم فشار میاره.

39:57.833 --> 39:59.334
‫ویل، همه‌چیز درست می‌شه.‬

40:00.544 --> 40:03.463
‫این کارِ سارا بود.‬
‫من... منظورم اینه که نمی‌تونم...‬

40:05.674 --> 40:07.675
‫.. و حرفاش تو سرمه.

40:07.676 --> 40:09.803
‫«همه‌چیز رو با حس‌وحالِ‬
‫آهنگ هماهنگ کن.»‬

40:11.138 --> 40:12.931
‫«نذار خیلی زود وسایلشون رو جمع کنن.»‬

40:15.809 --> 40:19.438
‫و حالا فقط لباسش‬
‫داره می‌ره مسابقاتِ جهانی. نه خودش.‬

40:21.022 --> 40:22.274
‫عادلانه نیست.‬

40:23.442 --> 40:26.111
‫اون حتی نمی‌تونه‬
‫اسکیت‌سواری بچه‌های خودشو ببینه!‬

40:39.666 --> 40:41.750
‫- کم، متأسفم.‬
‫- هی.‬

40:41.751 --> 40:43.503
‫نباش.‬

40:45.755 --> 40:47.382
‫حق داری عزاداری کنی.‬

40:48.383 --> 40:51.094
‫کاش یه حرفِ درست‌وحسابی داشتم که بزنم.‬

40:52.512 --> 40:54.598
‫ولی نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داری.‬

40:56.975 --> 41:00.020
‫فکر نمی‌کنم برای غم درمانی وجود داشته باشه،‬
‫جز اینکه باهاش کنار بیای.‬

41:00.896 --> 41:02.564
‫متأسفم. من...‬

41:04.149 --> 41:06.025
‫.. از اون موقع تا حالا خیلی بهت فشار آوردیم...

41:06.026 --> 41:07.319
‫.. آخه...

41:07.903 --> 41:09.778
‫.. تو نباید مجبور باشی ما رو سرِ پا نگه داری.

41:09.779 --> 41:10.822
‫ویل، بی‌خیال.‬

41:11.364 --> 41:14.367
‫تو و دخترات‬
‫نزدیک‌ترین کسایی هستین که دارم.‬

41:16.495 --> 41:18.330
‫همیشه هم آسون نیست، ولی...‬

41:31.009 --> 41:32.927
‫خب، هنوز ندیدیش؟‬

41:32.928 --> 41:35.596
‫نه. نه، من... فکر کنم بال داشته باشه،‬
‫اما...‬

41:35.597 --> 41:37.389
‫- باحاله.‬
‫- هنوز داریم روش کار می‌کنیم.‬

41:37.390 --> 41:39.392
‫به نظر میاد قراره عالی بشه.‬

41:41.019 --> 41:42.145
‫مرسی که پیشم بودی.‬

41:43.021 --> 41:43.939
‫خوب بود.‬

41:47.192 --> 41:48.568
‫شب بخیر، ایدی.‬

41:49.194 --> 41:50.070
‫شب بخیر.‬

42:02.791 --> 42:04.376
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونه شما دوتا رو از هم جدا کنه.‬

42:05.377 --> 42:07.211
‫به نظر میاد تو خیلی تلاشت رو کردی.‬

42:07.212 --> 42:09.506
‫ایدی! هی، می‌تونیم حرف بزنیم؟‬

42:10.674 --> 42:11.591
‫خواهش می‌کنم.‬

42:13.969 --> 42:14.844
‫حرف بزن.‬

42:15.428 --> 42:18.305
‫من هیچ‌وقت نباید فردی رو می‌بوسیدم،‬
‫ولی بوسیدمش.‬

42:18.306 --> 42:21.518
‫مسئولیتش رو کامل قبول می‌کنم.‬
‫من بودم که به سمتش رفتم.‬

42:22.018 --> 42:24.061
‫ماریا، اونم مثل یه هیولا از کوره در رفت.‬

42:24.062 --> 42:25.855
‫- حق داشت...‬
‫- چرا من؟‬

42:28.942 --> 42:30.735
‫ببین، اعتراف کردن بهش سخته، ولی...

42:32.028 --> 42:33.697
‫.. تو ورزشکارِ واقعاً بااستعدادی هستی.

42:35.031 --> 42:37.784
‫خیلی پرتلاش و خاص و...‬

42:38.493 --> 42:40.996
‫.. تو اسکیت‌بازِ فوق‌العاده‌ای هستی، ایدی.

42:42.205 --> 42:43.623
‫و من بهت حسودی می‌کردم.‬

42:44.583 --> 42:47.794
‫حسودیم می‌شد که داری پیشرفت می‌کنی،‬
‫منو جا می‌ذاری و موفق می‌شی.‬

42:49.045 --> 42:52.340
‫فهمیدم نمی‌تونم همینطوری به حسادت‬
‫و عصبانیت ازت ادامه بدم.‬

42:52.966 --> 42:56.553
‫و باور کن، خودم می‌دونم چقدر حرفم زشته.‬

42:58.388 --> 43:00.140
‫همه‌اش تقصیرِ این مصدومیته...‬

43:01.182 --> 43:03.518
‫.. کلِ زندگیم رو تحت‌تأثیر قرار داد.

43:05.979 --> 43:07.730
‫ولی می‌خوام فراتر از این باشم.‬

43:07.731 --> 43:09.690
‫باشه؟ بیشتر از فقط یه نفر...

43:09.691 --> 43:12.651
‫.. با یه دستِ آسیب‌دیده
‫و حمله‌های عصبی روی یخ.

43:12.652 --> 43:15.363
‫هیچ‌کدومِ اینا ربطی به اسکیت نداشت، الیز.‬

43:17.157 --> 43:18.950
‫- اوه...‬
‫- موضوع شخصی بود.‬

43:19.826 --> 43:21.410
‫تو فردی رو بوسیدی.‬

43:21.411 --> 43:23.246
‫بین اون همه آدم، فردی رو.‬

43:24.372 --> 43:27.708
‫و همه‌چیز رو درباره‌ی خانواده‌مون به یه خبرنگار گفتی‬
‫تا به ما ضربه بزنی.‬

43:27.709 --> 43:30.503
‫- منظورم این نبو...‬
‫- تمام تلاشت رو کردی که بهم زخم بزنی!‬

43:31.671 --> 43:33.006
‫به ما زخم بزنی!‬

43:34.841 --> 43:37.719
‫خیلی خوبه که می‌تونی به حسادتت اعتراف کنی،‬

43:38.345 --> 43:42.098
‫ولی این سال‌هایی رو که زیرآبم رو می‌زدی‬
‫توجیح نمی‌کنه.‬

43:42.974 --> 43:45.560
‫- ایدی، من... آخه...‬
‫- می‌خوای جبران کنی؟‬

43:46.853 --> 43:47.770
‫آره.‬

43:47.771 --> 43:49.147
‫از سرِ راهم برو کنار.‬

43:50.815 --> 43:52.192
‫از الان به بعد،‬

43:53.443 --> 43:54.986
‫می‌خوام از زندگیم بری بیرون.‬

44:01.660 --> 44:02.619
‫ایدی...‬

44:03.021 --> 44:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:19.219 --> 44:22.513
‫

44:22.514 --> 44:25.266
‫

44:27.060 --> 44:33.024
‫

44:34.693 --> 44:37.861
‫

44:37.862 --> 44:40.782
‫
