WEBVTT

00:00.979 --> 00:10.979
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.688 --> 00:15.979
‫ولی خداوکیلی

00:16.063 --> 00:18.813
عجب ‫دم‌ودستگاهی اینجا به هم زدن
‫« اتیوپی، شهر آدوا - سال ۱۸۹۶ »

00:20.521 --> 00:23.896
‫حیف که می‌خوان همه چی رو
‫با خاک یکسان می‌کنن

00:23.979 --> 00:27.188
‫هر چی بیشتر توی دنیای بیرون بگردید،
‫شاهزاده تفاری،

00:27.271 --> 00:28.396
‫چیزهای بیشتری می‌بینید

00:29.646 --> 00:33.396
‫تاریخ بیگانه‌ها،
سرتاسر بی‌رحمی و جنگ بوده

00:33.479 --> 00:37.813
‫به خاطر همینـه که واکاندا
‫هیچوقت توش نقشی نداشته و نخواهد داشت

00:39.438 --> 00:42.438
این درگیری، کارِ ما رو
برای خروج از اینجا سخت‌تر می‌کنه

00:45.104 --> 00:47.313
‫خب، شنیدی که چی میگن، کودا

00:47.396 --> 00:49.563
‫بزرگ‌ترین قهرمان‌های تاریخ،

00:49.646 --> 00:52.438
‫توی کوره‌ی سوزان سخت‌ترین خطرات آبدیده شدن

00:54.063 --> 00:56.313
‫من خوبم. چیزیم نشده

00:56.396 --> 00:58.021
‫این تاجر، اون دوره‌ای که
‫توی اقیانوس هند

00:58.104 --> 01:00.979
‫دزدِ دریایی بوده،
‫این تبر رو پیدا کرده

01:01.063 --> 01:03.229
‫اگه اطلاعات‌مون صحت داشته باشه...

01:07.104 --> 01:09.229
‫یحتمل توی انبارشـه

01:09.313 --> 01:12.979
‫درست توی قلب این بلبشو

01:15.563 --> 01:20.063
‫مطمئنم از مهلکه‌هایی از این بدتر هم
جون سالم به در بردی

01:20.688 --> 01:22.896
‫خب، نقشه چیـه؟

01:23.771 --> 01:25.771
‫نقشه‌ی من اینـه که یه راهی پیدا کنم

01:25.854 --> 01:29.021
‫بدون اینکه کسی منو ببینه،
‫از میدون نبرد رد بشم

01:33.813 --> 01:36.438
‫شما هم بشینید و از دور تماشا کنید

01:36.521 --> 01:39.146
‫پدرومادرتون صرفاً برای نظارت فرستادنتون،
‫یادتون که نرفته؟

01:39.229 --> 01:42.396
‫ولی شاید اگه یکم از
‫پیش‌زمینه‌ی این درگیری بگم،

01:42.479 --> 01:44.688
توی ارزیابی شرایط
‫دردی ازمون دوا کنه

01:44.771 --> 01:45.771
‫- شاهزاده‌ی من...
‫- ببین،

01:45.854 --> 01:47.854
‫این سفیدپوست‌ها از دیاری
‫به اسم ایتالیا اومدن

01:47.938 --> 01:50.104
‫- سرورم...
‫- این ایتالیایی‌ها

01:50.188 --> 01:52.979
‫قصد دارن امپراتوری‌شون رو
‫تا خاک اتیوپی گسترش بدن،

01:53.063 --> 01:56.563
‫اما روحشون هم خبر نداشت که
‫چه چیزی در انتظارشونـه

01:56.646 --> 01:58.188
‫شاهزاده تفاری!

02:01.313 --> 02:04.063
‫خیلی‌خب، اولاً،

02:04.146 --> 02:07.271
‫ساکت‌کردنِ پسر پادشاه
‫می‌تونه خیانت تلقی بشه

02:08.063 --> 02:10.979
ما در حد نفوذ مجهزیم، نه درگیری

02:11.063 --> 02:13.938
‫بخصوص با این وضع‌واوضاع.
فعلاً ‫باید عملیات رو متوقف کنیم.

02:14.021 --> 02:16.021
‫چی؟ پس تبر چی میشه؟

02:16.563 --> 02:19.313
‫مأموریت سگ جنگی‌ها فراتر از یه تبره

02:19.396 --> 02:22.854
گاهاً این مأموریت، دفع هر خطریـه که
پادشاهی رو تهدید می‌کنه

02:22.938 --> 02:26.979
‫نکنه می‌خوای بگی از
‫اولین مأموریتم دست‌خالی برگردم؟

02:29.396 --> 02:30.854
‫باید همین حالا،
‫تا وقتی که فرصت هست،

02:30.938 --> 02:32.979
‫از اینجا بریم

02:33.063 --> 02:36.438
‫دفتر تاریخِ ما،
‫روایت‌گر داستان افرادی نیست که فقط

02:36.521 --> 02:38.396
‫عقب نشستن و نظاره کردن، کودا

02:38.479 --> 02:40.979
‫نوبتِ ما رسیده

02:41.063 --> 02:43.104
‫ما که نیومدیم تاریخ رو رقم بزنیم!

02:50.396 --> 02:53.896
‫تفاری! تفاری!

02:53.979 --> 02:56.354
‫تفاری؟
‫جواب بدید، شاهزاده تفاری

02:59.729 --> 03:00.979
‫فوراً برگردید

03:04.146 --> 03:05.938
‫این یه دستوره

03:06.021 --> 03:08.021
‫کاری نکنید بزنم زیر قول و قرارمون

03:11.938 --> 03:13.938
‫از جاتون تکون نخورید،
‫دارم میام دنبالتون

03:14.021 --> 03:15.854
‫نرید سراغ اون تبر ها

03:15.938 --> 03:17.896
‫تکرار می‌کنم، نرید سراغ...

03:17.979 --> 03:19.604
‫گرفتمش، پیداش کردم!

03:22.688 --> 03:25.146
‫چرا از دیدنم خوشحال نشدی پس؟!

03:25.229 --> 03:27.104
‫از دستور مستقیم من سرپیچی کردید

03:27.188 --> 03:29.021
‫صاف رفتید تو دل خطر...

03:29.104 --> 03:32.854
‫«سرشتِ یک سگ جنگی،
‫پیمودن راه خویش است؛

03:32.938 --> 03:34.813
‫نه راهی که برایش هموار ساخته‌اند.»

03:34.896 --> 03:36.104
‫جان؟

03:36.188 --> 03:37.438
‫رئیس نونی،

03:37.521 --> 03:41.479
‫اولین سگ‌جنگی‌ای که تونست
‫یکی از عتیقه‌های گمشده‌ی واکاندا رو پس بگیره

03:42.104 --> 03:43.563
‫درست مثل ما

03:43.646 --> 03:48.271
‫به نظرم حالا دیگه یکم
‫توی زمان حال سِیر کنید، سرورم،

03:48.354 --> 03:51.771
‫البته اگه واقعاً دوست دارید
‫سالم برگردید واکاندا!

03:53.042 --> 04:03.042
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:56.567 --> 05:06.567
« زیرنویس از نهـال »
.:: IRedSub ::.

05:11.813 --> 05:14.688
‫شاید یه شاهزاده
‫هر کاری دلش بخواد انجام بده،

05:12.991 --> 05:14.991
‫« واپسین پلنگ سیاه »

05:14.771 --> 05:17.313
‫اما یه مأمور میدانی پیرو اصولـه

05:17.396 --> 05:19.396
‫بس کن دیگه چقدر نصیحت می‌کنی، کودا!

05:19.479 --> 05:21.979
‫وایسید برگردیم شهر طلایی،

05:22.063 --> 05:23.729
‫به رئیس میگم که

05:23.813 --> 05:26.146
‫دیگه خبری از تمرینات میدانی نیست

05:26.229 --> 05:27.563
‫برای امنیت خودتونـه

05:27.646 --> 05:28.854
‫من که مشکلی ندارم

05:29.438 --> 05:32.854
‫من می‌خواستم با اسطوره‌ی طایفه‌ی معدن،
‫یعنی کودا، همراه بشم،

05:32.938 --> 05:35.979
‫مأموری که پوزه‌ی دزد دریایی،
‫بن پیز رو به خاک مالید

05:36.896 --> 05:39.063
‫نه این کسی که بغل دستمـه

05:39.146 --> 05:40.521
‫چی به سرت اومده؟

05:40.604 --> 05:42.604
‫بزرگ شدم، سرورم

05:42.688 --> 05:43.896
مسئولیت یه خانواده به گردنمـه

05:43.979 --> 05:46.354
‫یحتمل یه روزی وضعیتم رو درک می‌کنید

05:46.438 --> 05:48.313
‫موظفم که صحیح‌وسالم برگردم پیششون

05:48.396 --> 05:51.313
‫تکلیف وظیفه‌ات در قبال
‫واکاندا چی میشه پس؟

05:51.396 --> 05:55.646
‫اگه سرِ افتخارهای الکی خودم رو کشتن بدم،
‫تموم وظایفم دود میشه میره هوا

05:55.729 --> 06:00.313
‫با این حال، پس‌گرفتنِ این تبر رو
‫مدیون افتخار الکی من هستیم

06:00.396 --> 06:01.396
‫شانس بیارم،

06:01.479 --> 06:05.146
‫تا ابدالدهر سر زبون همه می‌مونه

06:05.229 --> 06:09.521
مأموریت یه سگ جنگی
توی گمنامیش خلاصه میشه، سرورم

06:10.063 --> 06:14.063
‫این مأموریتـه که مهمـه،
‫نه افسانه‌های نقل محافل

06:14.146 --> 06:16.021
‫خب، گفتنش برای تو آسونـه

06:16.104 --> 06:18.479
‫تو که جاپات توی دفتر تاریخ محکمـه

06:20.646 --> 06:22.729
‫این منم که هنوز که هنوزه
‫دنبال جایگاه خودمم

06:22.813 --> 06:25.771
‫تو پسرِ پادشاه و ملکه‌ی واکاندایی

06:25.854 --> 06:26.854
‫پسر سوم

06:27.813 --> 06:30.188
‫برادر ارشدم وارث تاج‌وتختـه

06:30.979 --> 06:34.563
‫من هم وارثِ... خب...

06:35.646 --> 06:37.521
‫هیچی‌ نیستم

06:37.604 --> 06:40.938
‫به خیالم گفتم اگه
‫عضو سگ‌های جنگی بشم،

06:41.021 --> 06:44.979
‫شاید بتونم به طریقی
‫اسمم رو توی داستان واکاندا جا کنم

06:46.771 --> 06:51.396
‫هرچند، بعید می‌دونم پیگیر اینها بشم،
‫بتونم به جایی برسم

06:52.104 --> 06:55.354
‫تبر چندان هم اوج فناوری نیست،

06:55.438 --> 06:57.396
‫حتی با معیارهای بیگانه‌ها

06:57.479 --> 06:59.729
‫حتی دسته‌اش هم قُلابیـه

07:01.021 --> 07:03.104
‫خنجرش از وایبرنیومـه

07:03.188 --> 07:06.563
‫بیگانه‌ها با تسلیحات خودشون
‫افتادن به جون هم

07:06.646 --> 07:09.188
‫دیگه به گنجینه‌ی ما رحم نمی‌کنن

07:09.271 --> 07:11.021
‫به خاطر خودمون و اونها هم که شده،

07:11.104 --> 07:13.563
‫باید امنیت فناوری‌مون رو حفظ...

07:13.646 --> 07:15.229
‫خوابم یا بیدار؟!

07:17.646 --> 07:18.771
‫کودا، مراقب باش!

07:37.271 --> 07:38.354
‫تفاری؟

07:44.563 --> 07:46.646
‫پروتکل اضطراری

07:48.896 --> 07:50.271
‫سیگنال نداره

07:51.188 --> 07:52.521
‫تفاری؟

07:52.604 --> 07:55.313
‫شاهزاده تفاری؟ شاهزاده تفاری؟

08:19.896 --> 08:21.313
‫اون دیگه چیـه؟

08:25.688 --> 08:28.063
‫هر چی که هستی،
‫ما باهات سرِ جنگ نداریم

08:28.604 --> 08:30.771
بس کن، وگرنه خودم جلوت رو می‌گیرم

08:46.938 --> 08:48.813
‫سلاح، سلاح‌لازمیم

08:51.729 --> 08:54.146
‫کودا، سرتو بدزد!

09:09.854 --> 09:10.854
‫تفاری!

09:14.854 --> 09:17.188
‫تفاری، تبر رو بگیر

09:17.271 --> 09:18.479
‫برو سمت جنوب. بدو!

09:18.563 --> 09:20.729
‫کودا. نه، من می‌تونم کمکت کنم

09:27.354 --> 09:29.104
‫نه

09:33.104 --> 09:34.521
‫کودا

09:37.813 --> 09:40.188
‫حالا، تفاری!

09:44.475 --> 09:48.246
‫خواهش می‌کنم. من دشمن شما نیستم

09:48.271 --> 09:51.188
‫تو... اهل واکاندایی؟

09:51.271 --> 09:52.771
‫آره

09:52.854 --> 09:56.479
‫خواهش می‌کنم،
‫الان وقت این کارها نیست

09:56.563 --> 09:59.188
‫نه، نه، نه، محال ممکنـه

09:59.271 --> 10:01.479
‫من تک‌تک مأمورهامون رو می‌شناسم،

10:01.563 --> 10:03.771
‫اولین باره دارم این خانم رو می‌بینم

10:03.854 --> 10:07.729
‫می‌فهمم که شاید هضم این مسئله
‫برات سخت باشه

10:07.813 --> 10:11.479
‫اما التماست رو می‌کنم،
‫سرنوشت سرزمین‌مون در خطره

10:11.563 --> 10:13.188
‫تو از سرزمین ما نیستی

10:13.771 --> 10:15.271
‫میشم

10:15.354 --> 10:16.604
‫چی؟

10:16.688 --> 10:18.438
‫یعنی چی آخه؟

10:18.521 --> 10:19.604
‫می‌تونم نشونتون بدم

10:24.271 --> 10:26.688
‫حالا، چشم‌هاتون رو باز کنید

10:31.354 --> 10:32.396
‫تفاری

10:33.979 --> 10:35.063
اینجا چه خبره؟

10:39.521 --> 10:41.063
‫کودا، اینجا...

10:42.188 --> 10:43.563
‫شهر طلاییـه

10:43.646 --> 10:46.771
‫پونصد سال دیگه

10:46.854 --> 10:51.396
‫نه، محالـه این ویرونه، واکاندا باشه

10:51.479 --> 10:54.313
‫توی زمونه‌ی من که
‫گورستانی بیش نیست

10:55.438 --> 10:57.813
‫آوردگاه آخرین شکستِ ما

10:57.896 --> 11:00.396
‫ولی چی شد که اینجوری شد؟

11:02.479 --> 11:06.563
‫وحوش؛ ‫از اون سرِ کهکشان اومدن و

11:06.646 --> 11:10.104
‫آفتاب رو با سیاهیِ جمعیت سپاهشون پوشوندن

11:39.813 --> 11:43.229
‫ملت‌های روی زمین
‫برای نبرد باهاشون متحد شدن،

11:43.313 --> 11:47.104
‫اِلا اون ملتی که می‌تونست
‫سرنوشت‌ رو دگرگون کنه

11:47.604 --> 11:51.813
‫قوانین واکاندا حکم می‌کنه که
‫دست بیگانه‌ها رو نگیریم

11:51.896 --> 11:55.938
‫اینجوری شد که
‫بیگانه‌ها بی‌پناه موندن

11:56.021 --> 11:58.979
‫بعدش که وحوش
‫چشم طمع به ما دوختن،

11:59.063 --> 12:03.146
‫حتی ما هم نتونستیم
‫در مقابلشون ایستادگی کنیم

12:04.896 --> 12:06.438
‫ما مقابله‌به‌مثل کردیم

12:07.896 --> 12:10.063
‫اما همه‌مون رو از دم تیغ گذروندن

12:13.938 --> 12:17.229
‫ما تنها بازمانده‌های سرزمین‌مون بودیم

12:17.313 --> 12:20.854
‫مُشتی از دورا میلاژه‌ها،
‫ژنرال‌مون و

12:20.938 --> 12:26.896
‫من و ملکه‌ی واکاندا و
‫واپسین پلنگ سیاه

12:29.479 --> 12:31.188
‫آواره بودیم،

12:31.271 --> 12:37.063
‫اما دورتادورمون پُر از
‫ بقایای فناوری واکاندا بود؛

12:37.146 --> 12:40.646
‫مِن‌جمله اسکنر کوانتومی من

12:40.729 --> 12:44.646
‫در روزگار صلح،
‫برای پژوهش‌های تاریخی استفاده می‌شد

12:45.896 --> 12:49.396
‫تنها امیدم همون بود

13:01.146 --> 13:04.771
‫هر لحظه، حلقه‌ایـه توی زنجیره‌ی رویدادها

13:07.646 --> 13:09.729
‫هر حلقه به دیگری پیوسته

13:19.354 --> 13:24.938
‫پس راهی شدیم تا اون حلقه‌ای رو
‫پیدا کنیم که به آینده‌ی شوم ما ختم می‌شد

13:27.854 --> 13:29.188
‫تا بشکنیمش

13:37.854 --> 13:39.146
‫سال‌ها طول کشید

13:46.729 --> 13:51.104
‫اما بالاخره پیداش کردیم

13:54.479 --> 14:00.688
‫یه نقطه‌ی عطف بی‌نقص که
‫اگه احیا بشه، همه چی مثل روز اول میشه

14:04.729 --> 14:06.896
‫سرآغاز همه‌ی این اتفاقات هم

14:06.979 --> 14:12.354
‫وقتیـه که پسری فراموش‌شده از واکاندا،
‫اون تبر رو پیدا می‌کنه

14:13.979 --> 14:16.563
‫این اولین قدم اون

14:16.646 --> 14:19.146
‫در مسیر غصبِ تاج‌وتخت واکانداست

14:19.229 --> 14:21.854
‫همین مسبب واکنشی زنجیره‌ای میشه که

14:21.938 --> 14:26.188
‫چشم پادشاه برحق رو
‫به دنیای بیرون باز می‌کنه

14:27.063 --> 14:29.729
‫واکاندا با کل بشر یکپارچه میشه

14:29.813 --> 14:30.979
‫آره

14:31.063 --> 14:36.521
‫با اتحاد جهان هم
اون وحوش رو در هم می‌شکنیم

14:36.604 --> 14:38.479
‫همش به خاطر یه تبر؟

14:42.604 --> 14:44.396
‫وقت زیادی نداریم

14:44.479 --> 14:46.521
‫آدوا در آستانه‌ی سقوطـه

14:46.604 --> 14:51.688
‫هر وقت سقوط کنه،
‫تبر باید درست همون جایی باشه که پیداش کردید

14:52.313 --> 14:54.229
‫- نه
‫- کودا

14:54.313 --> 14:55.938
‫ما مأموریت خودمون رو داریم

14:56.021 --> 14:57.229
‫من هم همینطور

14:57.313 --> 15:02.146
‫تبر رو که برگردونید،
‫خط زمانی من با این یکی هم‌سو میشه و

15:02.229 --> 15:05.771
‫تموم اعمال وحوش رو
‫از صفحه‌ی روزگار پاک می‌کنه

15:05.854 --> 15:09.604
‫نمی‌دونم با چجور حقه‌ای
‫اون چیزها رو توی ذهنمون کاشت،

15:09.688 --> 15:10.688
‫- ولی ما...
‫- خواهش می‌کنم

15:10.771 --> 15:13.604
‫جهش زمانی من به اینجا،
‫نزدیک بود من رو بکُشه

15:13.688 --> 15:16.688
‫به لطف گیاه‌قلبی‌شکلـه که الان زنده‌ام

15:16.771 --> 15:20.438
‫اما تاب تحمل یه جهش دیگه رو ندارم

15:20.521 --> 15:24.063
‫شاید جور دیگه‌ای بتونی
‫حرف‌هات رو بهمون ثابت کنی

15:24.146 --> 15:25.604
‫گفتی از آینده اومدی

15:25.688 --> 15:27.354
‫آها، آره! آره

15:27.438 --> 15:30.063
‫حالا یه چیزی بگو که
‫تنها آیندگان می‌دونن

15:30.146 --> 15:31.604
‫می‌دونم که...

15:32.813 --> 15:37.521
‫می‌دونم ملکه‌اتون بچه‌ی چهارمش رو بارداره

15:37.604 --> 15:38.854
دختره

15:38.938 --> 15:40.146
بازم دروغ

15:40.229 --> 15:43.521
‫خطر: فرورفتگی زمانی
‫در حال فروپاشی مرگبار

15:43.604 --> 15:46.396
‫پنجره‌ی کوانتومی در حال بسته‌شدن،
‫سه...

15:46.479 --> 15:47.979
‫نه! الان نه!

15:48.063 --> 15:50.729
‫باید برش گردونید!

15:56.271 --> 16:00.063
‫کودا، باید این تبر رو برگردونیم

16:00.979 --> 16:02.396
‫نه. نه

16:02.479 --> 16:03.479
‫کودا!

16:03.563 --> 16:06.688
‫باید هر چی دیدیم رو
‫برای شورا تعریف کنیم

16:06.771 --> 16:08.188
‫تصمیم با اونهاست

16:08.271 --> 16:11.146
‫کودا، اون گفت هر آن ممکنه
‫این شهر نابود بشه

16:11.229 --> 16:13.979
‫پای سرنوشت واکاندا و
‫تموم دنیا در میونـه

16:14.063 --> 16:15.604
‫وقتشـه دست‌به‌کار شیم

16:20.563 --> 16:23.479
‫این راه، برگشتی نداره، تفاری

16:23.563 --> 16:24.854
‫کودا!

16:24.938 --> 16:26.979
‫درست نیست اینو میگم،

16:27.063 --> 16:29.938
‫ولی حرفی که درباره‌ی مادرم زد
‫حقیقت داره

16:30.021 --> 16:31.229
‫اون بارداره

16:31.313 --> 16:34.813
‫رازیـه که فقط خانواده‌ی سلطنتی ازش باخبرن

16:34.896 --> 16:37.479
‫سگ‌های جنگی همیشه میگن مأموریت‌شون

16:37.563 --> 16:40.188
‫حراست از مردمان امروزِ واکانداست،

16:40.271 --> 16:42.688
‫بلکه آینده‌ی مردمان فردا رو تضمین کنن

16:42.771 --> 16:45.479
‫مثل خواهرم و خانواده‌ی خودت، کودا

16:45.563 --> 16:47.979
‫سرنوشت نسل خودمون در میونـه

16:48.063 --> 16:49.688
‫این تنها چیزیـه که مهمـه

16:49.771 --> 16:51.521
مسئولیتش هم روی دوش ماست

16:54.396 --> 16:56.063
‫حق با شماست، سرورم

16:56.146 --> 16:58.188
‫این دیگه مأموریت ماست

17:01.104 --> 17:03.104
‫وای، باستت رو شکر،

17:03.188 --> 17:05.021
‫فکر نمی‌کردم قبول کنی

17:05.771 --> 17:06.771
‫کار آسونی نیست

17:06.854 --> 17:10.104
‫خونه‌ی اون تاجر، درست توی کانون آشوب؛
‫زیرِ همون برجـه

17:10.188 --> 17:12.729
‫پس بهتره دست بجنبونیم

17:18.229 --> 17:19.313
‫نه!

17:24.104 --> 17:27.063
‫ملکه‌ی من. بانوی من! انجام شد؟

17:27.146 --> 17:28.813
‫نه

17:28.896 --> 17:31.979
‫تبر دست دوتا مأمور واکانداییـه

17:32.938 --> 17:34.688
‫یه جهش زمانی دیگه آماده کن

17:35.271 --> 17:36.854
‫برمی‌گردم

17:38.146 --> 17:40.146
‫جون سالم به در نمی‌برید

17:40.229 --> 17:42.146
‫این مأموریت تموم نشده

17:42.229 --> 17:44.771
‫اگه ناتموم بمونه،

17:44.854 --> 17:47.354
‫تموم زحمات‌مون هیچ‌وپوچ میشه

17:47.438 --> 17:49.063
‫هر چی قدرت مونده رو به کار بگیر

17:49.146 --> 17:51.813
حتی اگه آخرین قطره باشه

17:53.354 --> 17:54.896
‫چطوری پیدامون کردن؟

17:54.979 --> 17:57.063
‫قطع به یقین ردّ مصرف انرژی رو زدن

18:05.938 --> 18:07.396
‫آزمایشگاه رو مُهر و موم کنید!

18:20.375 --> 18:21.375
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

18:23.729 --> 18:26.146
‫خونه‌ی تاجر تقریباً ۳۰۰ متر جلوتره

18:26.271 --> 18:28.271
‫یادتونـه تبر رو از کجا برداشتید؟

18:28.771 --> 18:32.021
‫پلنگ سیاه گفت باید
‫درست بذاریمش سر جاش

18:32.104 --> 18:35.729
‫آره، توی یه محفظه‌ی مخفی
‫پشت ساعت ایستاده بود

18:37.021 --> 18:40.846
!‫توپخونه رو گرفتن
!‫عقب‌نشینی کنید

19:12.854 --> 19:15.854
‫بجنبید! دیگه چیزی نمونده.
‫فقط صد متر دیگه.

19:15.938 --> 19:17.563
‫تفاری!

19:21.852 --> 19:24.288
‫اهل اتیوپیـه! بکشیدش!

19:24.313 --> 19:26.521
‫نه!

19:36.729 --> 19:38.354
‫راه بیفتید، سرورم

19:41.229 --> 19:42.646
‫بی‌فایده‌ست، بانوی من

19:42.729 --> 19:47.188
‫حتی اگه از جهش جون سالم به در ببرید،
‫بدون شما نمی‌تونیم جلوی وحوش رو بگیریم

19:47.271 --> 19:50.521
‫باید گذرگاه رو ببندیم تا
‫از اون خط زمانی دور بمونن

19:50.604 --> 19:54.104
‫پس من باید بمونم و
‫از این گذرگاه دفاع کنم

19:54.188 --> 19:57.729
‫نباید اجازه بدیم این وحوش
‫به زمونه‌ی اونها هم یورش ببرن

19:57.813 --> 20:00.104
‫ولی علیاحضرت، مأموریت‌مون چی؟

20:00.188 --> 20:03.438
‫حالا دیگه تو دست‌های اجداد ماست

20:05.229 --> 20:08.938
‫اگه به‌قدری ایمان داشته باشن که
‫حرف‌هام رو باور کنن،

20:09.021 --> 20:13.479
‫پس ما هم باید ایمان داشته باشیم که
‫هرجورشده موفق میشن

20:19.979 --> 20:22.104
‫اونجاست. درست پشت اون برج

20:23.646 --> 20:24.771
‫پاشید بریم پس

20:27.229 --> 20:28.979
‫برای یه شاهزاده‌ی دربار،
‫بدک نبود، نه؟

20:29.063 --> 20:31.188
‫آره، خیلی تحت تأ...

20:31.271 --> 20:32.813
‫تفاری، برو کنار!

20:39.354 --> 20:40.521
‫کودا! نه!

20:43.438 --> 20:46.229
‫نگران نباش، کودا.
الان ‫میارمت بیرون.

20:46.313 --> 20:47.729
‫طاقت بیار

20:52.729 --> 20:55.438
‫مأموریتتون رو انجام بدید، سرورم

20:55.521 --> 20:57.313
‫نه! کودا!

20:57.396 --> 20:59.896
‫من... خوبم

20:59.979 --> 21:02.104
شما باید تبر رو برگردونید

21:02.188 --> 21:03.938
‫برای نجات من وقت ندارید

21:04.021 --> 21:06.854
‫نه! ولت نمی‌کنم

21:07.479 --> 21:09.063
‫موظفی برگردی پیش خانواده‌ات

21:09.146 --> 21:11.563
به این میگن سرشتِ

21:11.646 --> 21:13.354
‫یک سگ جنگی

21:13.438 --> 21:15.229
‫همون تاوانیـه که باید بپردازیم

21:18.479 --> 21:21.729
‫مأموریتتون رو تموم کنید

21:29.563 --> 21:32.896
‫می‌بینید؟
‫بالاخره دارید از دستوراتم پیروی می‌کنید

21:54.146 --> 21:55.313
‫نه!

22:04.688 --> 22:05.896
‫ملکه‌ی من...

22:14.639 --> 22:16.839
« زیرنویس از نهـال »
.:: IRedSub ::.

22:27.396 --> 22:28.438
‫خیلی‌خب

22:28.521 --> 22:32.021
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫دقیق روی ساعت نُه.

22:36.521 --> 22:38.313
‫کودا، انجام شد!

22:38.396 --> 22:40.729
‫تبر برگشت سر جاش،
‫موفق شدیم! ما...

22:42.604 --> 22:43.729
‫کودا

22:45.896 --> 22:47.646
‫وای، نه

23:00.188 --> 23:02.896
‫واکادا تا ابد

23:05.188 --> 23:07.854
‫واکادا تا ابد

23:09.229 --> 23:12.688
‫واکادا تا ابد!

23:12.764 --> 23:22.764
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:24.438 --> 23:25.438
‫هوف

23:27.813 --> 23:29.979
‫گفتم که برمی‌گردونمت خونه

23:31.313 --> 23:33.188
‫بدک نبود، سرورم

23:33.271 --> 23:35.688
دست مریزاد

23:40.063 --> 23:44.646
‫تا حالا دست‌خالی برنگشته بودم خونه

23:45.396 --> 23:48.979
‫از کجا معلوم که تموم این کارها
مُثمرثمر بوده یا نه؟

23:54.604 --> 23:56.104
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم

23:56.188 --> 23:58.521
‫با توجه به این حجم از ویرانی مشخصـه که

23:58.604 --> 24:02.229
‫هر چی هم از تبر باقی مونده باشه،
‫به همراه بقیه‌ی شهر نابود شده

24:03.063 --> 24:06.854
‫می‌خوام صراحتاً بگم که
‫رها کردنِ مأموریت فرمان من بود

24:06.938 --> 24:09.354
‫با اینکه کودا مأمور ارشده،

24:09.438 --> 24:11.854
‫ولی خب، من هم شاهزاده‌ام

24:12.521 --> 24:13.896
‫از قدرتم استفاده کردم

24:18.354 --> 24:22.354
عجب شهامتی جلوی شورا و
پدر و مادرت به خرج دادی

24:22.438 --> 24:25.354
‫می‌دونم چقدر دلت می‌خواست
‫جاپات رو توی تاریخ محکم کنی

24:25.438 --> 24:27.979
‫حالا با اینکه تاریخ رو نجات دادی،

24:28.063 --> 24:30.854
ولی هیچوقت ‫هیچکس خبردار نمیشه

24:31.521 --> 24:34.729
‫مأموریت‌مونـه که مهمـه، کودا

24:34.813 --> 24:37.229
‫نه افسانه‌های نقل محافل

24:38.813 --> 24:42.604
‫کاش می‌تونستم این آینده‌ای که
‫براش جنگیدیم رو ببینم

24:46.188 --> 24:49.771
‫یا دست‌کم بدونم چقدر مونده تا
‫از راه برسه

24:49.795 --> 24:59.795
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
