WEBVTT

00:00.552 --> 00:09.552
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:12.867 --> 00:16.543
‫« چین، سال ۱۴۰۰ میلادی »

01:07.282 --> 01:10.594
‫سوگند به قلب اژدها،
‫امشب شبِ مبارکی‌ست

01:33.883 --> 01:36.998
‫قلب اژدها پشت و پناه شما باشد

01:42.854 --> 01:43.854
‫لعنتی!

01:45.332 --> 01:46.611
‫سر جات بمون!

01:47.604 --> 01:49.500
‫دیگه وقت رفتنـه

01:49.525 --> 01:51.067
‫اون دزد رو بگیرید!

01:51.688 --> 01:53.896
‫اِی داد، از اون‌ور

02:01.229 --> 02:02.771
‫اوه، وای!

02:04.813 --> 02:07.354
‫آخ!

02:48.604 --> 02:50.479
‫نزدیک بودها

02:54.521 --> 02:55.971
‫سلام و درود از چین

02:55.996 --> 02:59.829
‫سگ جنگی ۹۹ صحبت می‌کنه،
‫درخواست فرود دارم

02:59.854 --> 03:01.438
‫مأمور باشا!

03:01.521 --> 03:02.979
‫شما زنده‌اید؟

03:03.063 --> 03:05.354
‫هفته‌ها بود باهامون ارتباطی نداشتید

03:05.438 --> 03:07.014
‫فکر کردیم بلایی سرتون اومده

03:07.438 --> 03:08.854
‫فرمانده ایبو!

03:08.879 --> 03:11.645
‫توی کولاک گیر افتاده بودم و
‫ارتباطاتم قطع شده بود

03:11.670 --> 03:13.279
‫واسه همین باید بداهه پیش می‌رفتم

03:13.304 --> 03:15.762
‫الان با اون شیء باستانی
‫دارم برمی‌گردم خونه

03:15.787 --> 03:16.871
‫طبق اطلاعات ما

03:16.896 --> 03:20.740
‫روستا توسط یه قدرت بزرگی محافظت میشد

03:21.188 --> 03:25.029
‫ما تصور می‌کردیم که نفرینِ
‫اژدهای مردم محلی شما رو از بین برده بود

03:25.246 --> 03:27.371
‫متأسفانه باید بگم که

03:27.396 --> 03:31.688
‫هیچ اژدهای واقعی‌ای ندیدم،
‫فقط یه مشت خرافات محلی بود

03:31.771 --> 03:33.063
‫هیچ نفرینی روی من نیست

03:33.088 --> 03:35.829
‫وارد روستا شدم،
‫چیزی که می‌خواستم رو برداشتم و اومدم بیرون

03:35.854 --> 03:38.924
‫اگه لازم باشه جونم هم برای واکاندا میدم

03:39.540 --> 03:49.540
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

03:50.005 --> 04:00.005
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

04:58.723 --> 05:00.835
‫« مفقود و پیداشده »

05:26.188 --> 05:27.896
‫باشاست. برگشته!

05:27.979 --> 05:29.813
‫- ایول
‫- خوش برگشتی

05:29.896 --> 05:31.896
‫- موفق شدی!
‫- خوشحالم که خونه‌ام

05:31.979 --> 05:33.063
‫رسیدن بخیر

05:33.146 --> 05:35.604
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، دمتون گرم

05:37.000 --> 05:38.324
‫فرمانده ایبو

05:38.646 --> 05:42.729
‫داشت بهم برمی‌خورد که
‫فکر کردید با یه نفرین از پا درمیام

05:42.813 --> 05:44.896
‫شده تا به حال شما رو ناامید کنم؟

05:45.979 --> 05:50.729
‫آره، ولی این احتمالاً
‫اهمیتی توی گزارش مأموریت نداره

05:51.938 --> 05:55.646
‫واحد اطلاعات‌مون همچنان
‫فکر می‌کنه که یه جای کار می‌لنگه

05:55.729 --> 05:58.229
‫مطمئنی که طبق دستورالعمل‌ها پیش رفتی و

05:58.313 --> 06:00.521
‫بدون هیچ دردسری برگشتی؟

06:00.604 --> 06:03.313
‫شما که منو می‌شناسی.
‫دقیق، مثل همیشه.

06:03.396 --> 06:05.563
‫مأموریت بدون ذره‌ای مشکل انجام شد

06:05.588 --> 06:08.107
‫امکانش هست منو
‫تا گالری اشیای هنری برسونی؟

06:08.132 --> 06:09.944
‫پرواز طولانی‌ای داشتم

06:11.693 --> 06:16.079
‫فقط قرار بود چیزی که
‫داخل مجسمه‌ست رو بیاری

06:16.104 --> 06:18.229
‫یه سری مشکلات پیش اومد

06:18.313 --> 06:23.188
‫ما دستورالعمل‌هایی داریم تا
‫خاطرجمع شیم مأموریت‌ها بی‌سروصدا انجام میشن

06:23.271 --> 06:26.646
‫دوست من، شاید طبق دستورالعمل‌ها
‫پیش رفتن از پشت میز جالب باشه،

06:26.729 --> 06:28.479
‫ولی توی دنیای بیرون،

06:28.563 --> 06:31.683
‫ما نیروهای میدانی
‫باید یاد بگیریم که با فکر خودمون پیش بریم

06:34.771 --> 06:39.354
‫اون بیرون چیزهای بی‌نظیری دیدم،

06:39.379 --> 06:41.637
‫ولی هرگز از تماشای این منظره خسته نمیشم

06:41.662 --> 06:42.746
‫اوهوم

06:42.771 --> 06:44.979
‫خب، اگه رئیس شورا راکیم
‫از گزارش مأموریتت راضی نباشه،

06:45.063 --> 06:48.396
‫قراره این منظره رو بیشتر ببینی

06:48.479 --> 06:53.146
‫اون به اندازه‌ی تحسین‌کنندگانت
‫برای راه و روش‌های تو صبور نیست

06:54.729 --> 06:56.688
‫من کاری رو می‌کنم که باید

06:56.771 --> 07:00.878
‫افسانه‌ی محلی تنها چیزی نبود که
‫از این شیء محافظت می‌کرد،

07:00.903 --> 07:04.663
‫ولی تونستم اعتماد متصدی معبد رو جلب کنم،

07:04.688 --> 07:07.271
‫منتظر لحظه‌ی طلایی شدم و
‫کار رو یه‌سره کردم

07:08.354 --> 07:10.188
‫به نظر کار ساده‌ایـه،

07:10.961 --> 07:14.018
‫ولی با تو دیگه هیچی ساده نیست

07:14.396 --> 07:16.146
‫مگه نه، مأمور باشا؟

07:16.171 --> 07:19.171
‫رئیس شورا راکیم،
‫براتون پیشکش آوردم

07:19.313 --> 07:22.896
‫خوشحالیم که سالم برگشتی،

07:22.979 --> 07:25.479
‫ولی تو رو نفرستادیم اینو بیاری

07:26.979 --> 07:28.313
‫می‌دونم، می‌دونم

07:28.396 --> 07:32.307
‫ویبرانیوم رو داخل
‫این مجسمه‌ی مقدس جاگذاری کردن

07:33.104 --> 07:35.271
‫متأسفانه باید تخریب بشه

07:35.354 --> 07:37.779
‫فرمانده ایبو، لطفاً تنهامون بذارید

07:38.771 --> 07:41.729
‫به عنوان مأمور هماهنگی
‫مأموریت باشا، من باید...

07:41.754 --> 07:43.252
‫برو به گزارشات رسیدگی کن

07:43.979 --> 07:45.729
‫اطاعت میشه، رئیس شورا

07:47.854 --> 07:50.438
‫برای ما، اینا همگی آثار باستانی هستن

07:50.521 --> 07:54.521
‫اما اگه در دستان فرد اشتباهی بیفته،
‫می‌تونه منجر به نابودی واکاندا،

07:54.604 --> 07:57.479
‫یا جهان بیرون بشه

07:57.563 --> 07:59.396
‫نمی‌خواد بهم گوشزد کنید

07:59.421 --> 08:03.180
‫من چندین هفته برای برگردوندن
‫یکی از اونا توی کولاک گیر افتاده بودم

08:03.205 --> 08:04.288
‫درستـه

08:04.313 --> 08:07.804
‫سرنوشتی که تن هر مأموری رو
‫به لرزه میاره، اما با این حال...

08:08.104 --> 08:09.729
‫تو انگار اینطور نیستی

08:09.813 --> 08:12.271
‫توی میدون نبرد
‫احساسات عامل حواس‌پرتی هستن

08:12.354 --> 08:15.041
‫اینجا فقط مأموریتـه که
‫حائز اهمیتـه، رئیس شورا

08:15.563 --> 08:17.563
‫ولی به چه قیمتی، مأمور؟

08:27.021 --> 08:28.396
‫این یه جاییش می‌لنگه

08:44.438 --> 08:47.229
‫تو هفته‌ها خبری ازت نبود، باشا

08:47.864 --> 08:50.739
‫بگو ببینم، توی مأموریت اتفاقی افتاد؟

08:50.764 --> 08:52.929
‫بله. من موفق شدم

08:53.544 --> 08:57.627
‫نذار غرورت به اتفاقاتی که
‫از سر گذروندی غلبه کنه

08:58.244 --> 09:01.331
‫این یه رقابت نیست که
‫بخوای توش برنده شی

09:01.357 --> 09:04.149
‫داریم در مورد جون مردم حرف می‌زنیم

09:06.438 --> 09:07.604
‫بفرمایید؟

09:07.771 --> 09:09.479
‫باشا

09:09.504 --> 09:11.579
‫تیم فنی‌ای که مشغول بررسی سفینه‌ات بود

09:11.604 --> 09:14.751
‫به دلایلی هنوز گزارش پروازت رو ارسال نکرده

09:15.105 --> 09:16.371
‫توی سفینه‌ی من؟

09:16.396 --> 09:18.521
‫کسی از آشیانه جوابگو نیست

09:18.546 --> 09:21.088
‫باشا، تو نمی‌دونی چی شده؟

09:24.771 --> 09:26.908
‫باید برم یه نگاهی بندازم

09:27.104 --> 09:30.354
‫خیلی ممنون، رئیس شورا.
‫حرف‌هاتون تأمل‌برانگیز بود.

09:37.841 --> 09:39.096
‫فرمانده ایبو صحبت می‌کنه

09:39.121 --> 09:41.704
‫فعلاً کاری به سفینه‌ی باشا نداشته باشید

09:41.729 --> 09:43.479
‫می‌خوام خودم گزارش رو بخونم

09:46.146 --> 09:48.688
‫کسی اونجا هست؟ آهای؟
‫گزارش...

09:57.688 --> 09:59.771
‫تو چطور وارد شدی؟

10:00.320 --> 10:01.888
‫من دنبال باشا می‌گردم!

10:02.543 --> 10:04.418
‫اسم باشا رو آوردی؟

10:05.873 --> 10:06.854
‫باشا

10:06.938 --> 10:10.736
‫اون... تو آخه چطوری اومدی تو؟

10:11.146 --> 10:15.104
‫آروم. آروم باش.
‫همه چی روبراهـه.

10:15.188 --> 10:16.646
‫باشا

10:16.729 --> 10:19.354
‫باشه، باشه. دنبال باشا می‌گردی؟

10:20.104 --> 10:21.896
‫بیا. دنبالم بیا

10:23.995 --> 10:27.889
‫بذار تو رو به چندتا از
‫بهترین جنگجوهامون معرفی کنم

10:28.854 --> 10:30.830
‫متجاوز! حمله کنید!

10:31.479 --> 10:34.446
‫نه! نه، نه، نه، نه!

10:42.305 --> 10:43.417
‫ریدم توش!

10:51.688 --> 10:53.796
‫نه، نه، نه!
‫داره از پشت میاد...

11:05.898 --> 11:08.525
‫نه! بگیریدش! داره در میره!

11:18.229 --> 11:20.354
‫تو! اینا زیر سر توئـه!

11:20.438 --> 11:22.813
‫چی؟ خودت اومدی سمتم

11:23.438 --> 11:25.729
‫باید حواست رو بیشتر جمع کنی

11:25.813 --> 11:29.237
‫تو به عنوان اولین کسی که
‫نفرین رو به واکاندا میاره این حرف‌ها رو نزن

11:29.262 --> 11:31.554
‫چی؟ من؟ نه

11:31.579 --> 11:34.371
‫اسم تو رو به زبون آورد، باشا

11:34.396 --> 11:37.438
‫بهت که گفتم واحد اطلاعات‌مون
‫به یه چیزی مشکوک شده

11:37.463 --> 11:39.163
‫ولی تو گوش شنوا نداشتی

11:39.188 --> 11:40.604
‫قضیه چیـه؟

11:41.688 --> 11:42.896
‫چی شده؟

11:42.979 --> 11:45.229
‫تصویرش برام محوه

11:45.313 --> 11:48.354
‫هرگز ندیده بودم
‫یکی به این سرعت حرکت کنه

11:48.938 --> 11:50.146
‫بعدش هم یهو غیب شد

11:50.229 --> 11:53.347
‫مهاجم نقاب و لباس خارجی داشت، قربان

11:53.372 --> 11:56.288
‫ولی چطور ممکنـه
‫یکی از دنیای بیرون وارد اینجا بشه؟

11:56.313 --> 11:59.370
‫امکان نداره. مگه این که...

11:59.654 --> 12:02.604
‫مگه این که دنبال کسی راه افتاده باشه و

12:02.688 --> 12:06.938
‫امروز فقط یه نفر وارد واکاندا شده

12:07.223 --> 12:08.223
‫باشا

12:08.813 --> 12:10.813
‫مأمور باشا رو می‌گید، قربان؟

12:10.896 --> 12:13.313
‫اون این موجود رو وارد واکاندا کرده

12:13.528 --> 12:18.070
‫ایشون و فرمانده ایبو
‫هر دو باید جوابگو باشن

12:20.604 --> 12:23.396
‫باید بریم پیشش،
‫اعتراف کنیم که چه اتفاقی افتاده

12:23.421 --> 12:25.838
‫بیخیال، ایبو، هنوز می‌تونیم برنده شیم

12:26.096 --> 12:27.721
‫اوضاع همیشه به‌هم می‌ریزه

12:27.746 --> 12:29.246
‫اون توی میدون جنگـه!

12:29.271 --> 12:30.813
‫اینجا مقر اصلیـه!

12:30.896 --> 12:34.729
‫الان هم شده میدون جنگ و

12:34.813 --> 12:37.234
‫کسی اینجا رو بهتر از تو نمی‌شناسه

12:39.063 --> 12:41.938
‫مهاجم حتماً دنبالم اومده تا
‫مجسمه رو پس بگیره

12:42.021 --> 12:44.646
‫نباید بذاریم نزدیک گالری اشیای هنری بشه

12:44.729 --> 12:46.354
‫نیروهای رئیس شورا رو چیکار کنیم؟

12:46.438 --> 12:49.813
‫تو تموم تونل‌های خدماتی و
‫راهروهای مخفی اینجا رو می‌شناسی

12:49.896 --> 12:51.188
‫اونا رو ببر به اسلحه‌خونه و

12:51.271 --> 12:53.354
‫یه حواس‌پرتی ایجاد کن تا
‫توجه راکیم رو جلب کنی

12:53.438 --> 12:57.438
‫این مهاجم یه‌تنه ترتیب همه‌ی
‫سگ‌های جنگی توی غذاخوری رو داد

12:57.521 --> 12:59.792
‫واقعاً فکر کردی می‌تونی
‫تنهایی از پسش بربیای؟

13:00.021 --> 13:03.271
‫اگه نتونم قبل از این که
‫پاشو به گالری بذاره بگیرم،

13:03.354 --> 13:05.354
‫اونوقت باید همونجا جلوش رو بگیریم

13:05.438 --> 13:06.438
‫باهمدیگه

13:11.805 --> 13:14.192
‫خیلی‌خب.
‫عامل حواس‌پرتی، عامل حواس‌پرتی

13:14.771 --> 13:17.218
‫آهان! سیستم هشدار اسلحه‌خونه

13:17.601 --> 13:19.892
‫این کار رو درمیاره

13:24.881 --> 13:27.881
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

13:29.476 --> 13:32.830
‫توی محدوده‌ی قرمز
‫سیستم هشدار فعال شده، جناب رئیس

13:34.938 --> 13:36.438
‫داره سمت اسلحه‌خونه میره

13:36.521 --> 13:39.088
‫تمام واحدها رو بفرستید!
‫حالا!

14:11.004 --> 14:12.004
‫تو کی هستی؟

14:12.029 --> 14:13.029
‫چطور دنبالم اومدی؟

14:18.892 --> 14:20.266
‫جورانی؟

15:36.688 --> 15:40.592
‫برخلاف تمام غرایزم،
‫تو رو آوردم خونه‌ام

15:41.344 --> 15:43.052
‫تا ببینم چه نقشه‌ای تو سرتـه

15:43.271 --> 15:45.169
‫گمونم نقشه‌ات همین بود

15:45.438 --> 15:47.823
‫نباید دنبالم می‌اومدی، جورانی

15:47.848 --> 15:50.635
‫پس تو اهل اینجایی؟

15:50.735 --> 15:53.906
‫تو عمرم همچین جایی رو ندیده بودم

15:54.469 --> 15:55.640
‫بی‌نظیره

15:57.104 --> 16:02.265
‫تموم این مدت فکر می‌کردم که
‫تو واقعاً بهم اهمیت میدی

16:02.290 --> 16:05.706
‫بخش غم‌انگیزش اینـه که
‫کم‌کم داشتی برام مهم می‌شدی

16:06.229 --> 16:08.313
‫ولی راستش رو بخوای،
‫یه مقدار بهم بر خورده بود که

16:08.396 --> 16:11.479
‫فکر کردی باور می‌کنم که تو
‫یه مسافری که راهش رو گم کرده

16:11.563 --> 16:13.229
‫خب، حقیقت تلخـه

16:13.313 --> 16:14.979
‫اوه، درستـه

16:15.938 --> 16:18.348
‫مگه این که اون چیزی که
‫ازمون دزدیدی رو پس بگیرم

16:19.104 --> 16:22.104
‫دزدیدم؟ نه، یکی اونو از ما دزدیده بود!

16:22.188 --> 16:23.896
‫ما هرگز چیزی رو نمی‌دزدیم

16:23.979 --> 16:26.363
‫من تو رو از لای کولاک بیرون کشیدم و
‫آوردمت خونه‌ی خودم!

16:26.388 --> 16:28.430
‫من حین مأموریت بودم

16:28.455 --> 16:30.413
‫و حالا منم اومدم مأموریت

16:30.438 --> 16:32.146
‫جورانی، خواهش می‌کنم

16:32.229 --> 16:35.438
‫مردم من اجازه نمیدن
‫زنده از اینجا بیرون بری

16:36.846 --> 16:37.971
‫موردی نیست

16:40.563 --> 16:43.646
‫شک نکن که نیروهای کمکی
‫دارن به ناحیه‌ی نارنجی میرن،

16:43.729 --> 16:45.854
‫پس اگه فکر کردی که
‫دستت به مجسمه می‌رسه،

16:45.938 --> 16:47.438
‫کور خوندی

16:48.688 --> 16:50.438
‫گفتی ناحیه‌ی نارنجی؟

16:51.992 --> 16:52.992
‫مرسی

16:57.438 --> 16:58.438
‫لعنتی!

17:03.813 --> 17:05.896
‫هوف!

17:19.354 --> 17:22.813
‫- تو کی هستی؟
‫- همون احمقی که دلِ یه دزد رو برد

17:22.896 --> 17:25.958
‫وایسا ببینم.
‫نه، نه، نه. من بودم که دل تو رو بردم

17:26.688 --> 17:28.146
‫خیلی بامزه‌ای

17:44.063 --> 17:49.146
‫من نمی‌خواستم اینجوری بشه، جورانی،
‫ولی اولویت من مأموریتمـه

18:01.229 --> 18:02.496
‫این کارو نکن

18:02.521 --> 18:05.521
‫- به قول خودت، اولویت با مأموریتـه
‫- جورانی، نه!

18:43.111 --> 18:45.590
‫پس کارت اینـه

18:45.926 --> 18:48.100
‫دزدی از فرهنگ‌های دیگه

18:48.125 --> 18:50.791
‫اینا همه‌ش برات
‫یه فتح و تصرف دیگه بود؟

18:51.563 --> 18:52.826
‫من هم همینجوری دیدی؟

18:54.063 --> 18:55.571
‫اون شکلی نیست

18:56.021 --> 18:57.604
‫تو هیچوقت مأموریت من نبودی

18:58.354 --> 19:00.188
‫ولی با این حال بهم دروغ گفتی

19:00.271 --> 19:03.854
‫جورانی، اون فلزی که
‫داخل مجسمه‌ست داراییِ واکانداست

19:03.938 --> 19:06.938
‫که هزار سال پیش از ما دزدیده شده

19:07.021 --> 19:08.688
‫و توی اون هزار سال،

19:08.771 --> 19:12.938
‫اهمیت اون مجسمه برای مردم من
‫خیلی بیشتر از مردم شما شده

19:13.021 --> 19:16.146
‫متأسفم، جورانی.
‫تو نمی‌تونی مجسمه رو ببری.

19:21.563 --> 19:23.521
‫واسه بار آخر میگم. خواهش می‌کنم!

19:23.604 --> 19:25.021
‫من ازت خوشم میاد، باشا

19:25.046 --> 19:29.526
‫تموم سعیم رو کردم که بهت آسیبی نزنم،
‫ولی صبرم دیگه داره سر میاد

19:29.674 --> 19:32.019
‫برو کنار

19:33.186 --> 19:34.429
‫نه

20:01.487 --> 20:02.862
‫واقعاً مبارز خوبی هستی

20:02.887 --> 20:05.627
‫من تموم عمرم رو صرف این کار کردم

20:05.703 --> 20:07.161
‫من هم همینطور

20:29.396 --> 20:30.854
‫کور شدم

20:57.021 --> 20:58.104
‫هـو!

21:07.063 --> 21:09.021
‫چطور این کارها رو می‌کنی؟

21:10.747 --> 21:13.538
‫اسم من جورانیـه.
‫محافظ کوه‌ها.

21:13.563 --> 21:16.711
‫من اژدهای جاودان، شو-لائو رو
‫شکست دادم و

21:16.736 --> 21:19.111
‫از قلب ذوب شده‌اش قدرت گرفتم

21:19.688 --> 21:20.729
‫چی؟

21:21.563 --> 21:24.021
‫من مشت آهنین‌ام!

21:39.063 --> 21:40.146
‫جورانی، وایسا

21:40.896 --> 21:43.018
‫از جات جُم نخور!

21:43.887 --> 21:45.137
‫ایبو

21:45.162 --> 21:49.121
‫ایبو، لطفاً بیارش پایین

21:49.146 --> 21:50.354
‫چی؟ چرا؟

21:50.438 --> 21:52.979
‫تو کاملاً نگرانی‌های من
‫در مورد مأموریت رو نادیده گرفتی و

21:53.004 --> 21:54.954
‫الان هم کارمون به اینجا کشیده

21:54.979 --> 21:57.396
‫خواهش می‌کنم.
‫تو متوجه نیستی.

21:57.479 --> 21:59.938
‫نه، تویی که متوجه نیستی و

22:00.021 --> 22:03.563
‫حالا همه باید گندکاری تو رو جمع کنن

22:03.646 --> 22:06.604
‫ایبو، این زن خیلی قدرتمنده

22:06.688 --> 22:10.041
‫اگه می‌خوایم اوضاع درست شه،
‫باید یه راه چاره‌ای پیدا کنیم که

22:10.604 --> 22:12.313
‫به یه تفاهمی برسیم و

22:13.521 --> 22:17.104
‫چه بخوای، چه نخوای،
‫هر کاری که امروز انجام دادم،

22:17.129 --> 22:22.342
‫به این خاطر بوده که
‫اون مجسمه رو ازش دور نگه دارم

22:23.229 --> 22:24.828
‫- وایسا، وایسا، وایسا
‫- نه، نه، نه!

22:30.479 --> 22:32.313
‫گمونم این مال شما باشه

22:33.854 --> 22:37.603
‫اگه همون اول اینو می‌گفتی،
‫کمکت می‌کردم

22:39.484 --> 22:42.413
‫چی؟ یعنی تنها کاری که
‫باید انجام می‌دادی همین بود و

22:42.438 --> 22:44.438
‫دیگه این اتفاقات نمیفتاد؟

22:44.521 --> 22:45.854
‫من فقط...

22:51.188 --> 22:53.572
‫فکرش هم نمی‌کردم بتونم به اون...

22:53.938 --> 22:55.952
‫یا به هیچکسی اعتماد کنم

22:56.854 --> 23:00.271
‫متأسفم، ایبو.
‫تو همیشه هوام رو داشتی.

23:00.354 --> 23:03.146
‫باید به حرفت گوش می‌کردم و...

23:03.553 --> 23:06.578
‫باید می‌فهمیدم که تو کی بودی و

23:06.724 --> 23:09.599
‫چه زحمت‌ها برام کشیدی

23:10.735 --> 23:13.744
‫ازت معذرت می‌خوام، جورانی

23:15.771 --> 23:18.229
‫هر دوی شما ازم مراقبت کردید و

23:18.313 --> 23:21.896
‫من از بس که درگیر اهدافم بودم
‫ازش غافل شدم و

23:22.771 --> 23:26.688
‫نتونستم در حقتون جبران کنم

23:27.719 --> 23:31.356
‫اگه این کارو می‌کردم،
‫شاید الان تو این وضع نبودیم

23:32.188 --> 23:33.706
‫این چه وضعیـه؟

23:39.268 --> 23:41.239
‫مشکلت چیـه؟

23:41.813 --> 23:44.063
‫فقط بهم اعتماد کن و
‫کاری که میگم رو انجام بده

23:44.146 --> 23:47.479
‫چه بلایی سر اینجا آوردید؟

23:47.563 --> 23:49.563
‫خب، جناب رئیس شورا

23:49.646 --> 23:52.479
‫داشتیم باهم تمرین می‌کردیم

23:52.563 --> 23:55.188
‫فرمانده ایبو دستورش رو دادن تا

23:55.271 --> 23:59.604
‫آمادگی مردها و زن‌های این تأسیسات رو
‫برای مقابله با مهاجمین بسنجیم

23:59.688 --> 24:02.104
‫ولی فرمانده ایبو زودتر ما رو ترک کردن،

24:02.188 --> 24:05.646
‫یه سیگنال رادیویی دروغین
‫از آشیانه‌ی مرکزی فرستادن

24:08.021 --> 24:10.563
‫خواستم همه باور کنن

24:10.588 --> 24:11.746
‫موفق هم شدی

24:11.771 --> 24:15.646
‫بعدش نقاب گذاشتن و
‫تظاهر کردن که نیروی دشمن هستن

24:15.729 --> 24:17.938
‫چندتا از نیروهای توی غذاخوری رو زدن،

24:18.021 --> 24:21.063
‫که البته عملکرد خوبی داشتن،
‫ولی جای پیشرفت داشت

24:21.146 --> 24:22.813
‫چون، خب...

24:22.896 --> 24:26.962
‫ایبویی که اینجاست
‫واسه خودش یه‌پا هیولائـه، قربان

24:27.396 --> 24:30.188
‫- واقعاً؟ هیولا؟
‫- مشخصاً

24:30.271 --> 24:32.438
‫زمانی هم که من اینجا رسیدم،

24:32.521 --> 24:37.313
‫ایبو جوری که انگار باشنگا
‫دوباره متولد شده باشه با من جنگید

24:37.396 --> 24:42.298
‫ما همه جا رو به‌هم ریختیم، رئیس شورا،
‫ولی می‌دونیم که کجای کارمون جای پیشرفت داره

24:42.604 --> 24:46.983
‫پس تمام این ماجراها فکر تو بود، فرمانده؟

24:48.021 --> 24:49.632
‫بله، قربان. فکر خودم بود

24:50.970 --> 24:55.384
‫پس انگاری توی بخش حراست
‫اشیای هنری داری حروم میشی، ایبو

24:55.409 --> 24:57.659
‫باید تو هم وارد میدون جنگ کنیم

24:58.438 --> 24:59.554
‫بله، قربان

24:59.951 --> 25:03.329
‫و باشا، ترتیب نظافت اینجا رو بده

25:03.354 --> 25:05.521
‫اینجا محل شرافت و احترامـه

25:05.604 --> 25:07.479
‫کاری کن مثل روز اولش بشه

25:07.504 --> 25:08.662
‫بله، قربان

25:16.563 --> 25:20.022
‫این هم مال منـه. فکر کنم
‫به اندازه‌ی کافی ازمون دزدی کردی

25:21.104 --> 25:23.813
‫من و تو دیگه هیچوقت
‫راجع‌به این ماجرا صحبت نمی‌کنیم، باشا

25:23.838 --> 25:25.838
‫حواست باشه ایشون هم چیزی نگه

25:25.863 --> 25:27.237
‫خودم می‌دونم!

25:27.938 --> 25:30.813
‫اگه می‌خوای برسونیش به آشیانه،
‫دنبالم بیا

25:30.838 --> 25:33.397
‫می‌تونم بدون این که کسی بفهمه
‫تو رو سوار سفینه‌ات کنم

25:33.422 --> 25:36.963
‫هر چی شما بگی، مأمور ایبو

25:38.188 --> 25:41.614
‫مأمور ایبو! خوشم اومد

25:42.386 --> 25:51.386
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

25:51.542 --> 26:01.542
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

26:02.111 --> 26:12.111
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
