WEBVTT

00:50.738 --> 01:04.456
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:04.480 --> 01:06.960
‫خیلی‌خب. نفر بعدی کیه؟
‫خامه و شکر می‌خواید؟

01:11.560 --> 01:12.560
‫بفرمایید

01:13.840 --> 01:15.400
‫- بفرما
‫- ممنون

01:18.040 --> 01:19.920
پاشو برو خونه، ‫کَسی

01:20.720 --> 01:22.800
‫چند ساعتی چشم رو هم بذار.
‫کل شب بیدار موندی

01:24.480 --> 01:26.000
انگار ‫بقیه هم بیدار بودن

01:28.920 --> 01:31.160
‫شهرداری به شدت مورد انتقاد قرار گرفته

01:31.240 --> 01:35.520
‫چرا که آن‌ها با تلاش برای پاکسازی
‫یک شبه‌ی نیویورک، مسئله‌ی گسترده‌ی

01:35.600 --> 01:38.560
‫بی‌خانمان‌های این شهر رو دست‌کم گرفتن

01:38.640 --> 01:41.960
‫سیل شدید در متروها و تونل‌ها
‫در حین تخلیه

01:42.040 --> 01:46.160
‫صدها نفر از مردم بی‌خانمان رو مجبور کرده تا
‫به خیابان‌ها بیایند. این آمار رو به افزایشه

01:46.240 --> 01:47.280
‫از طرفی دیگر،

01:47.360 --> 01:51.040
‫پلیس نیویورک در تکاپوی یافتن یوسف اگبه است،

01:51.120 --> 01:55.000
‫مرد بی‌خانمانی که به ناپدید شدن
ادگار اندرسون نُه ساله مرتبط می‌باشد

01:55.080 --> 01:59.160
‫با افزایش نگرانی‌ها بابت
‫امنیت این کودک گم‌گشته...

02:06.040 --> 02:08.080
‫هی، گیتور

02:08.160 --> 02:09.640
‫- مراقب باش
‫- باشه، باشه

02:09.720 --> 02:10.720
‫شرمنده

02:14.280 --> 02:15.280
‫مال ویلیامـه؟

02:17.840 --> 02:18.840
بیا

02:23.600 --> 02:25.920
از ویلیام بگو

02:32.760 --> 02:34.360
‫آم...

02:35.760 --> 02:36.760
‫بامزه بود

02:43.200 --> 02:45.040
‫بسته به حال و هواش رومُخ می‌رفت

02:45.120 --> 02:47.720
‫توی آزاد کردن فکر من،
‫مهارت خاصی داشت

02:47.800 --> 02:48.840
‫باهاش احساس راحتی می‌کردم

02:51.360 --> 02:52.440
‫چطوری با همدیگه آشنا شدید؟

02:53.760 --> 02:54.840
صدای ویولنسل زدنـش رو شنیدم

02:55.640 --> 02:59.000
‫توی لینکلن سنتر،
‫یه قطعه‌ای رو داشت می‌نواخت که...

03:01.320 --> 03:02.800
وقتی شنیدم
دنیا رو سرم خراب شد، پسر

03:04.560 --> 03:07.160
‫بعدش رفتم پیشش و
‫بهش گفتم مجذوب نواختن‌ش شدم و...

03:10.760 --> 03:13.240
‫اینجوری شد که باهم آشنا شدیم

03:15.400 --> 03:16.400
‫درمورد ما می‌دونست؟

03:17.040 --> 03:19.560
‫یه چیزهایی می‌دونست.
خبر داشت که با همدیگه بودیم

03:19.640 --> 03:20.720
‫آها

03:21.480 --> 03:22.640
‫با هم بودیم

03:26.880 --> 03:27.880
‫دمت گرم

03:28.760 --> 03:30.160
‫بخاطر دیشب...

03:31.360 --> 03:32.360
‫بخاطر اینکه پیشم بودی

03:33.360 --> 03:35.120
‫خب، هنوز که کاری نکردم

03:42.640 --> 03:44.000
‫خودم دیگه نمی‌تونم تماشاش کنم

03:44.520 --> 03:46.520
‫بزن جلو تا ساعت ۱۱:۲۳ دقیقه‌ی شب

03:47.440 --> 03:49.200
‫قبل‌ش هیچ اتفاق خاصی نمیفته

03:49.920 --> 03:52.240
‫قبل از اینکه تی‌جی از شهر بره،
‫ازش گرفتم

03:52.760 --> 03:55.520
‫« نوار شماره‌ی ۸ »

04:08.600 --> 04:12.720
‫« تاریخ ۱۲ ژوئن سال ۱۹۸۴ »

04:33.160 --> 04:36.520
‫« ولوز - شماره‌ی هشت »

05:36.720 --> 05:37.720
‫لعنتی!

06:14.920 --> 06:15.920
‫کثافت!

06:46.720 --> 06:51.560
‫به نظر می‌رسد دمای هوا
‫در بعد از ظهر امروز رو به بالا می‌رود...

06:54.640 --> 06:57.320
‫دارم میرم اداره. روبه‌راهی؟

06:57.840 --> 06:58.840
‫آره

07:00.400 --> 07:01.400
چقدر وقت دارم؟

07:01.480 --> 07:04.560
‫همین‌ که خبرها بپیچه، دایره‌ی جنایی زیر
یه ساعت میره لاکس رو زیر و رو می‌کنه

07:04.640 --> 07:07.880
‫نه، این کار رو نکن، مایکی.
‫بیخیال. تصمیم‌ش با خودته

07:07.960 --> 07:09.160
دایره‌ی جنایی آخه؟

07:09.840 --> 07:11.600
‫چه مرگت شده، پسر؟

07:12.120 --> 07:15.520
‫از قدرت وامونده‌ت استفاده کن و ‫یه حرکتی بزن

07:21.160 --> 07:23.320
توی این برگه اون‌قدری اسم و نشونی هست
که بتونی بهشون ضربه بزنی

07:25.480 --> 07:27.760
‫ضربه رو بزن، مایکی

07:30.480 --> 07:31.760
‫می‌دونم که پتانسیل‌ش رو داری

07:34.120 --> 07:35.160
‫ضربه بزنم؟

07:36.800 --> 07:39.600
‫می‌ترسم شروع کنم و
‫دیگه نتونم جلوی خودم رو بگیرم

07:40.600 --> 07:42.160
‫تا اینکه خودشون وارد عمل بشن

07:43.840 --> 07:46.480
‫کل زندگیـم غرق تظاهر و ریا بودم
که ‫دیگه از خودم هم می‌ترسم

07:46.560 --> 07:49.920
دارم... توی خشم دست و پا می‌زنم

07:50.000 --> 07:51.640
جوری ‫که دیگه دست خودم نیست

07:54.840 --> 07:55.840
‫خوبه

08:08.280 --> 08:09.680
‫تی‌جی همه‌ی اسامی رو نوشته

08:35.800 --> 08:36.960
خوشگل شده‌ ها، نه؟

08:41.320 --> 08:42.320
‫آره

08:50.200 --> 08:51.320
‫برخیزید

09:03.680 --> 09:07.400
‫خانم اندرسون تماس گرفتن، پیگیرن ببینن
‫خبر جدیدی از پسرشون به دست‌مون رسیده یا نه

09:07.480 --> 09:09.320
‫شوهرش هم هنوز نرفته خونه

09:09.400 --> 09:12.040
‫گمون کنم کل شب رو بیرون ‫منتظر مونده

09:12.120 --> 09:15.720
‫همچنان دنبال ادگار اندرسون بگردید،
‫دنیال یوسف اگبه هم بگردید

09:16.360 --> 09:18.520
یه سری معترضین دم پارک تجمع کردن

09:18.600 --> 09:21.040
‫- بیشتر پلیس‌های ضدشورشی رفتن
‫- فقط انجامش بده

09:22.320 --> 09:23.320
‫باشه

09:24.680 --> 09:25.960
‫حالت خوبه؟

09:27.080 --> 09:28.280
‫کریپ دنبالت بود

09:28.360 --> 09:30.040
‫خیلی‌خب. همه جمع بشید

09:32.440 --> 09:33.680
‫بجنبید دیگه!

09:36.800 --> 09:39.240
‫می‌خوام که با دقت
‫این نوار رو تماشا کنید

09:39.960 --> 09:42.880
‫چیزی که می‌خوایم ببینیم،
‫شاید براتون آزاردهنده باشه

09:50.320 --> 09:54.200
‫افرادی که توی این نوار می‌بینید،
‫مأمورین پلیس نیویورک هستن

09:54.280 --> 09:56.160
‫- درش بیار، لدرویت
‫- تاریخ‌ش رو نگاه کنید

09:56.240 --> 09:59.200
‫- پارسال ۱۲ام ژوئن
‫- لدرویت

09:59.280 --> 10:02.800
‫شاهد قتل مارلون روشل هستید

10:02.880 --> 10:04.680
‫باید اون نوار رو تحویل دایره‌ی جنایی بدی

10:04.760 --> 10:07.760
‫اسپنس، برایسون، برید ‫کارآگاه نوکس رو بیارید

10:08.640 --> 10:10.480
‫- بهت هشدار میدم، اسپنس
‫- برید!

10:10.560 --> 10:12.320
‫هی! تکون نخور! کجا داری میری؟

10:12.400 --> 10:15.400
‫ویلیس، لوپز، شما برید
‫شرکت پاکسازی هادسون،

10:15.480 --> 10:17.640
‫الکساندر لکاتوز و میشا وارگا رو بیارید

10:17.720 --> 10:19.760
‫- باید حکم داشته باشید
‫- برید!

10:22.320 --> 10:23.680
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

10:27.600 --> 10:30.200
‫همون کاری که تو باید
‫همون اول انجامش می‌دادی

10:32.720 --> 10:34.280
‫دستت رو بکش

10:37.040 --> 10:38.960
‫این پرونده‌ی منه، کریپ

10:39.920 --> 10:41.320
‫پرونده‌ی تحقیقاتی من

10:43.200 --> 10:44.960
‫یا که هوس کردی واحد بازرسی رو خبر کنم؟

10:46.160 --> 10:48.920
‫مطمئنم بدشون نمیاد
‫بدونن چقدر سدّ راه من شدی

10:50.360 --> 10:53.360
‫نه، ولشون کن. می‌دونی چیه؟
‫بیا مستقیم بریم سراغ مطبوعات

10:53.440 --> 10:55.880
‫- نقره‌داغت می‌کنن
‫- به جهنم!

10:56.440 --> 10:57.640
‫این کار رو نکن، لدرویت

10:58.600 --> 10:59.920
‫کردم تموم شد

11:02.840 --> 11:04.200
‫بکش کنار

11:16.720 --> 11:18.600
‫لعنتی! ریدم توش!

11:55.360 --> 11:56.360
‫هی

11:57.000 --> 11:58.040
‫کله‌پوک!

11:58.680 --> 12:00.080
‫بیدار شو! پاشو!

12:05.120 --> 12:07.880
هوس کردی جنازه‌ی بچه‌ات رو
‫وسط آشغال و خاک و خُل پیدا کنی؟

12:07.960 --> 12:10.360
‫ازم فاصله بگیر

12:11.040 --> 12:12.720
‫خدایا

12:12.800 --> 12:13.840
‫سرم

12:30.480 --> 12:34.360
‫دنبال دردسر نیستم، آقا.
‫فقط دارم وسایلم رو جمع می‌کنم

12:38.680 --> 12:39.680
‫نه، صبر کن

12:40.920 --> 12:43.120
‫این... نقاشی بچه‌ی منـه.
‫نقاشی پسرمه

12:45.200 --> 12:46.560
‫بچه‌ام... ادگار

12:46.640 --> 12:48.120
نقاشی خودشه. می‌شناسیـش؟

12:48.200 --> 12:49.880
‫- ادگار رو می‌شناسی؟
‫- کمکی از دست من ساخته نیست، آقا

12:50.600 --> 12:52.440
‫چی؟ تو می‌شناسیـش. این...

12:52.520 --> 12:55.640
‫داری چیکار... چه بلایی سر پسرم آوردی؟

12:56.520 --> 12:58.560
‫اگه یه مو از سرش کم بشه،
‫دودمانت رو به آتش می‌کشم!

12:58.640 --> 13:00.480
‫پسرت رو اذیت کنم؟ ‫من که کمکش می‌کنم

13:00.560 --> 13:03.520
‫کمکش کردی؟ باور نمی‌کنم.
‫مثل سگ داری دروغ میگی

13:03.600 --> 13:05.720
‫من پسرت رو پیدا کردم!
‫ازش مراقبت کردم!

13:05.800 --> 13:08.680
‫از تو می‌ترسید.
‫تعجبی نداره که نمی‌خواست برگرده خونه

13:10.800 --> 13:14.960
‫اسمت وینسنت‌ـه و خانمت کَسی‌ـه

13:15.520 --> 13:16.440
‫مامان ادگار

13:16.520 --> 13:18.520
‫نقاشیت حرف نداره

13:18.600 --> 13:19.680
‫و کسی...

13:20.600 --> 13:23.640
‫بوی قهوه و گل میده

13:24.640 --> 13:26.840
‫- با سیگار
‫- آره، همینطوره

13:29.280 --> 13:31.000
‫من اصلاً نمی‌خواستم پام
‫به این جریانات باز بشه، داداش

13:31.080 --> 13:32.440
‫خودش اومد سراغـم

13:33.400 --> 13:34.480
دنبالم کرد

13:34.560 --> 13:35.560
‫خب؟

13:37.320 --> 13:38.520
‫الان کجاست؟

13:39.920 --> 13:40.920
‫کجاست؟

13:53.600 --> 13:55.920
‫از دریچه‌ی چاه رد میشم تا بیام اینجا

13:56.000 --> 13:59.000
‫سراشیبی داره، باید بپری پایین.
‫اگه مسیر رو بلد نباشی خطرناکه

13:59.080 --> 14:01.200
‫فردا شبش، صدای یه بچه رو
شنیدیم که داد می‌زد

14:01.280 --> 14:04.040
‫حتماً دنبالـم اومده و افتاده

14:04.640 --> 14:06.520
‫چی... چی... چی زر میزنی؟

14:06.600 --> 14:09.480
‫یعنی... به خودش آسیب زده؟
‫صد... صدمه... صدمه دیده؟

14:09.560 --> 14:11.880
کلاً زخم و زیلی شده بود

14:11.960 --> 14:13.056
‫- ای خدا
‫- شنیدی؟

14:13.080 --> 14:15.400
‫بعدش با خودم گفتم بهش کمک کنم.
‫بچه‌ی خوبیـه

14:15.480 --> 14:17.096
‫- واقعاً بچه‌ی خوبیه
‫- حرف نداره

14:17.120 --> 14:19.200
‫- آره ولی تو گمش کردی
‫- خفه‌خون بگیر!

14:20.120 --> 14:23.840
‫بعدش دیدم عکسـم همه‌جا توی اخبار پخش شده و
‫رسماً به گا رفتم. بخاطر همین هم برگردوندمش

14:23.920 --> 14:25.240
‫منظورت چیه؟ کجا برگردوندیش؟

14:25.320 --> 14:26.560
‫نمی‌خواست بره اما...

14:28.800 --> 14:32.240
‫- توی فاضلاب
‫- فاضلا... کجا؟ کجای فاضلاب؟

14:32.320 --> 14:35.320
‫همین مسیر رو مستقیم برو، خب؟
‫بعدش بپیچ چپ

14:35.400 --> 14:39.400
‫ادامه بده بعد سمت راستت می‌بینیش.
‫به خدا قسم، هرکاری در توانم بود انجام دادم

14:39.480 --> 14:41.256
‫- باید نشونم بدی
‫- باید از اینجا برم

14:41.280 --> 14:42.880
‫زر نزن! بیا نشونم بده!

14:42.960 --> 14:45.080
‫- خودتی و خودت
‫- ای لعنتی

14:45.160 --> 14:47.760
خودش خواست که ازت دور بشه

14:47.840 --> 14:51.400
‫نمی‌خواست بیاد خونه
‫چون تو بابای مزخرفی هستی

14:51.480 --> 14:52.320
یه ‫معتاد بدبخت

14:52.400 --> 14:53.640
‫دهن گشادت رو ببند!

14:53.720 --> 14:55.520
‫هی! بخاطر توی عوضی فرار کرده

14:55.600 --> 14:56.600
‫نخیر!

14:56.960 --> 14:59.280
‫ازت می‌ترسید، از تویی که باباش بودی

14:59.360 --> 15:01.280
‫نه. چرا؟ چرا باید از من بترسه؟

15:01.360 --> 15:03.800
‫سوال پرسیدن‌هات رو دیگه تموم کن

15:03.880 --> 15:06.000
‫حالا باید جواب سوال‌هات رو بگیری

15:06.080 --> 15:08.000
‫همیشه‌ی خدا این و اون رو مقصر می‌دونی

15:08.080 --> 15:11.160
‫اما یه نگاه توی آینه بنــداز

15:11.240 --> 15:14.240
‫هیولاهای واقعی زیر تخت بچه‌ها نیستن، وینسنت

15:14.320 --> 15:17.760
‫خودتی. هیولای واقعی تویی

15:37.880 --> 15:39.000
‫بمیر!

16:27.400 --> 16:31.120
‫سلام، با دفتر دی‌باری تماس گرفتید.
‫آقای دی‌باری در دسترس نیستن

16:31.200 --> 16:32.200
‫کوفتی!

16:33.280 --> 16:35.320
‫پلیس نیویورک!
‫تکون نخور!

16:35.840 --> 16:38.240
‫دست‌ها بالا! تکون نخور!

16:38.880 --> 16:41.200
‫پلیس! در رو باز کن!

16:41.280 --> 16:43.800
‫- بیا بیرون! دست‌ها بالا!
‫- دست‌هات رو بذار روی سرت

16:43.880 --> 16:45.280
‫نذار تکرار کنم

16:45.360 --> 16:48.600
‫بیا! فوراً! بیا بیرون

17:08.760 --> 17:10.880
‫« نوه‌ی نُه ساله‌ی رابرت اندرسون گم شده »

17:10.960 --> 17:12.440
‫« مادر این پسر ۱۴ ساله همچنان امیدواره »

17:12.520 --> 17:15.160
‫« پلیس نیویورک همچنان در تلاشه
‫تا سرنخی از ناپدید شدن این پسرک پیدا کنه »

17:16.400 --> 17:21.920
‫« ولوز - شماره‌ی هشت »

17:22.600 --> 17:23.920
‫درسته. ریچارد!

17:24.000 --> 17:25.800
‫- لطفاً بیا عکس بگیریم
‫- باشه

17:26.800 --> 17:27.880
‫آخراشه دیگه

17:28.960 --> 17:31.640
‫- پلیس نیویورک. راه رو باز کنید
‫- لبخند بزنید

17:31.720 --> 17:32.760
‫ریچارد کاستلو

17:32.840 --> 17:35.720
بخاطر ارتباط‌تون با پرونده‌ی
مرگ مارلون روشل بازداشتید

17:35.800 --> 17:36.880
‫- دستبند بزنیدش
‫- برونو دی ‌باری

17:36.960 --> 17:39.256
‫بازداشتید. بریم

17:39.280 --> 17:41.080
‫حتماً یه اشتباهی پیش اومده

17:41.120 --> 17:42.040
‫هیچی نگو، ریچی

17:42.120 --> 17:44.120
‫بدون وکیل حرفی نزن

17:44.200 --> 17:47.080
‫گم شید ببینم! می‌دونید من کی‌ام؟

17:50.680 --> 17:54.600
‫آقای کاستلو!

17:54.680 --> 17:56.400
‫تینا. چی شده؟

17:57.360 --> 17:58.760
‫برید کنار، لطفاً

17:58.840 --> 17:59.840
‫یه جسد پیدا کردن

18:19.720 --> 18:23.120
‫وای نه... نه، نه، نه، نه، نه

18:30.400 --> 18:31.440
‫کجا پیداش کردن؟

18:32.680 --> 18:33.880
‫نزدیکِ هادسون

18:35.040 --> 18:36.800
‫دور بدن یه خانمی پیچیده بود

18:38.000 --> 18:39.080
‫هنوز شناسایی‌ش نکردیم

18:39.120 --> 18:41.040
‫با توجه به ظاهرش،
‫ساکن اون خیابون بوده

18:41.120 --> 18:42.760
‫فعلاً همه‌ی احتمالات رو درنظر می‌گیریم

18:43.560 --> 18:47.120
‫ولی اخیراً زنی که احتمالاً همین کاپشن تنش بوده

18:47.200 --> 18:48.520
‫همراه با یوسف اگبه مشاهده شده

18:49.960 --> 18:50.960
‫چطوری مُرد؟

18:52.200 --> 18:53.320
‫غرق شده بود

18:54.320 --> 18:56.680
‫ولی تازه جستجوی اطراف رو شروع کردیم

19:02.560 --> 19:03.640
مُرده

19:45.880 --> 19:48.040
‫طبق این نوار،
‫شما مشخصاً توی مرگ مارلون روشل

19:48.120 --> 19:49.880
‫دخیل بودید

19:52.000 --> 19:54.120
‫سودهای شما رو بالا کشیده بود

19:54.200 --> 19:57.600
‫پشت کلوب فاحشه‌خونه راه انداخته بود و
‫پولی هم بهت نمی‌داد

19:57.680 --> 19:58.760
‫سکوت می‌کنم

19:59.440 --> 20:03.160
بعد ‫کندی از خواب غفلت بیدار شد و
زیادی حرف می‌زد

20:04.280 --> 20:05.560
‫بخاطر همین هم زدی کشتیش؟

20:07.560 --> 20:08.640
‫سکوت می‌کنم

20:11.920 --> 20:14.880
‫کی بهتون گفت جسد
‫مارلون روشل رو از بین ببرید؟

20:14.960 --> 20:16.600
‫سکوت می‌کنم

20:17.480 --> 20:18.600
‫آقای لکاتوز

20:19.480 --> 20:22.480
‫مقدار قابل‌توجهی کوکائین
‫توی گاوصندوق شرکت‌تون پیدا شده

20:22.560 --> 20:26.120
‫شدیداً بهتون توصیه می‌کنم
‫با وکیل مشورت کنید و صحبت کنید

20:27.720 --> 20:29.000
‫من سکوت می‌کنم

20:40.760 --> 20:43.720
‫خبرتون می‌کنن و شما...

20:45.080 --> 20:46.080
‫چیکار می‌کنید؟

20:47.880 --> 20:49.280
‫سکوت می‌کنم

20:51.480 --> 20:52.480
‫خب که چی؟

20:53.040 --> 20:56.440
‫ها؟ یعنی یادگاری نگه می‌داری؟

20:58.000 --> 20:59.920
‫به نفعته زبون باز کنی، میشا

21:01.840 --> 21:03.560
‫اون دسته که دست از سرت برنمی‌دارن

21:04.240 --> 21:05.280
‫همون‌هایی که

21:06.960 --> 21:09.040
‫خواب شب رو ازت می‌گیرن

21:10.560 --> 21:12.200
‫و مارلون روشل

21:13.520 --> 21:14.880
‫کجا انداختیدش؟

21:17.960 --> 21:20.280
‫همون‌جایی که آشغال‌ها رو می‌ریزن

21:23.560 --> 21:25.720
‫به دستور کی همچین کاری کردید؟

21:33.040 --> 21:34.800
‫برونو دی باری

21:35.920 --> 21:38.200
فامیل مشاور کاستلو

21:40.120 --> 21:41.360
‫آم...

21:41.920 --> 21:43.960
‫باید همه‌چیز رو مو به مو
‫برامون تعریف کنی

21:45.600 --> 21:46.600
‫همین الان

21:58.440 --> 22:00.320
‫نمی‌خواستم به این روز بیفته

22:01.720 --> 22:04.080
‫- من نخوا...
‫- نخواستی بکشنش؟

22:06.360 --> 22:07.920
‫نمی‌تونستی کاری بکنی؟

22:12.400 --> 22:14.400
‫به حرف‌هام گوش نمی‌دادن...

22:15.880 --> 22:18.120
‫تلاشم رو کردم که جلوشون رو بگیرم

22:18.200 --> 22:21.840
‫دست‌هام رو بسته بودن.
‫توی دیدم نبودن

22:22.440 --> 22:25.840
‫اما صداشون رو می‌شنیدم.
‫گرفته بودنش زیر بارِ مشت و لگد

22:25.920 --> 22:27.760
‫بچه ضجه می‌زد اما من کاری نکردم

22:28.400 --> 22:30.640
‫خاک تو سرم، من...

22:44.440 --> 22:49.600
‫می‌دونی زندگی‌ای که توش همه‌ش دنبال
سوراخ‌موش واسه مخفی شدن بگردی، چجوریه؟

22:50.800 --> 22:51.920
‫فقط سعی داشتم خودم رو جا کنم

22:56.040 --> 22:57.680
‫همیشه خدا خدا می‌کردم
‫کسی نفهمه من کی‌ام

23:01.960 --> 23:03.280
‫ولی اون بچه فهمید

23:07.280 --> 23:09.000
‫من رو شناخت

23:12.640 --> 23:13.680
‫بخاطر همین هم جونش رو از دست داد

23:14.480 --> 23:17.600
‫بخاطر همین... جونش رو از دست داد

23:28.280 --> 23:29.600
‫جونش رو از دست داد

23:33.640 --> 23:34.880
‫« اتاق بازجویی »

23:52.000 --> 23:53.000
‫متشکرم

23:54.880 --> 23:57.360
‫ظاهراً ادگار اندرسون رو
‫نزدیک پارک دیدن

24:35.440 --> 24:38.040
‫ادگار. ادگار

24:38.064 --> 24:48.136
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

24:48.160 --> 24:49.800
‫وای خدای من، ادگار

24:53.000 --> 24:54.000
‫خدایا

24:56.560 --> 24:57.480
‫لعنتی

25:34.000 --> 25:35.320
‫یعنی چی؟

25:40.240 --> 25:42.200
‫سلام!
‫با خانواده‌ی اندرسون تماس گرفتید

25:42.280 --> 25:45.041
‫- لطفاً بعد از شنیدن صدا پیغام بگذارید
‫- ...صدای بوق!

25:45.120 --> 25:46.920
‫یادتون نره شماره‌تون رو هم بذارید

25:47.000 --> 25:48.920
‫و یادتون نره شماره‌تون رو هم بذارید!

25:49.000 --> 25:50.800
‫باریکلا!

25:51.840 --> 25:54.360
‫کَسی، کارآگاه لدرویت‌ام.
‫لطفاً جواب بده

25:55.480 --> 25:56.480
‫سلام

26:05.280 --> 26:06.200
‫کافیه

26:06.280 --> 26:09.640
‫...با وزش بادهای شدید جنوب غربی،
‫هوای معتدلی خواهیم داشت

26:11.200 --> 26:14.320
‫اخبار فوری؛ پخش زنده از نیویورک

26:14.840 --> 26:18.480
‫جمعیت معترضین حاضر در
‫سنترال پارک رو به افزایش است،

26:18.560 --> 26:21.040
‫برای اطلاع از تمای خبرها
‫امروز با ما همراه باشید

26:21.120 --> 26:23.600
‫تخلیه‌ی اجباری مردم بی‌خانمان
‫از تونل‌های مترو

26:23.680 --> 26:26.960
‫خشم مردم رو نسبت به شهرداری برانگیخته

26:27.040 --> 26:29.040
‫شهرداری با موجی از...

26:35.200 --> 26:36.040
‫ببخشید

26:36.120 --> 26:38.280
‫توی شورای شهر میگن
‫می‌خوان دست‌مون رو بگیرن

26:38.360 --> 26:39.360
‫ببخشید

26:40.000 --> 26:42.680
‫اما تنها هدف‌شون
‫آواره کردن ما بیچاره‌هاست

26:42.760 --> 26:45.600
‫تا جا برای ساخت و ساز
‫آپارتمان و هتل‌های جدیدشون باز کنن

26:45.680 --> 26:47.240
‫- ببخشید
‫- آیا عادلانه‌ست؟

26:47.320 --> 26:48.720
‫نه!

26:48.800 --> 26:50.760
‫چیزی که به چشم شما
‫حکم پیاده‌رو رو داره

26:50.840 --> 26:53.400
‫ممکنه برای یه آدم دیگه،
‫حکم هال، اتاق‌خواب و

26:53.480 --> 26:55.800
‫یا سرویس بهداشتی وامونده‌
رو داشته باشه، درسته؟

26:55.880 --> 26:58.640
‫- آره!
‫- عادلانه نیست. مردم حقشونه که امنیت داشته باشن

26:58.720 --> 27:00.736
‫- حقشونه که سرپناه داشته باشن
‫- برید کنار

27:00.760 --> 27:03.040
‫- ما برای همه سرپناه می‌خوایم!
‫- برید عقب

27:03.120 --> 27:05.880
‫ما سرپناه می‌خوایم،
‫نه آوارگی، درسته؟

27:06.560 --> 27:08.240
‫- سرپناه! نه آوارگی!
‫- عقب، برید عقب

27:08.320 --> 27:12.040
‫سرپناه! نه آوارگی!
‫سرپناه! نه آوارگی!

27:33.120 --> 27:34.880
‫- وینسنت
‫- باشه. سلام، سلام

27:34.960 --> 27:36.560
‫وینسنت، نمی‌تونی بری داخل!

27:44.320 --> 27:46.280
‫کدوم قبرستونی؟ کجایی؟

27:48.280 --> 27:50.560
‫تُف! کجایی رفیق؟

27:53.920 --> 27:55.000
‫وای لعنتی

28:11.560 --> 28:13.800
‫گندش بزنن

28:25.880 --> 28:27.480
ای ‫مصّبتو!

28:28.880 --> 28:30.520
‫چه بلایی سرت آوردن؟

28:32.680 --> 28:35.720
‫بله، به جای طناب لاستیکی،
‫واست پیچ و مهره گذاشتن

28:37.760 --> 28:40.800
‫خیلی‌خب، بیا از این قبرستونی بریم

28:40.880 --> 28:42.240
‫بریم پسرمون رو پیدا کنیم

28:57.760 --> 29:00.560
‫سرپناه برای همه! سرپناه برای همه!

29:11.360 --> 29:13.720
‫- سرپناه برای همه!
‫- هی!

29:16.160 --> 29:17.240
‫سرپناه برای همه!

29:17.960 --> 29:18.960
‫برو پایین!

29:19.680 --> 29:20.680
‫ها؟

29:21.080 --> 29:23.480
‫گمشو پایین، بابا!

29:23.560 --> 29:24.920
‫هی! هی!

29:25.640 --> 29:26.760
‫آره! آره!

29:26.840 --> 29:30.400
‫خبرنگارهای فیلمبردار!
‫این طرف! آهای!

29:33.120 --> 29:34.280
‫هی، ادگار

29:34.360 --> 29:36.440
‫- ادگار، رفیق؟
‫- سرپناه برای همه!

29:36.520 --> 29:37.560
‫صدام رو می‌شنوی؟

29:38.520 --> 29:39.840
‫من از جام تکون نمی‌خورم

29:42.280 --> 29:45.160
‫من رو می‌بینی، ادگار؟ ادگار؟

29:46.040 --> 29:49.600
‫ادگار؟ لطفاً، خواهش می‌کنم
‫به حرفم گوش بده

29:49.680 --> 29:51.600
‫یه لحظه بهم فرصت بده، خب؟

29:51.640 --> 29:52.880
‫چی می‌خوای، بچه‌جون؟

29:52.960 --> 29:54.480
‫فرنچ تست، لطفاً

29:54.560 --> 29:57.760
‫- بشین، الان برات میارم
‫- ببین، موفق شدی رفیق. منـم، اریک

29:58.960 --> 30:02.400
‫امیدوارم الان منو ببینی
‫چون بابات یه خل‌مشنگ به تموم معناست

30:02.480 --> 30:03.960
‫ولی شرمنده‌ست

30:06.040 --> 30:08.080
‫خیلی هم شرمنده‌ست

30:08.680 --> 30:12.360
‫همه حق دارن یه سرپناهی داشته باشن
‫که با خیال راحت توش احساس امنیت کنن

30:13.080 --> 30:14.360
‫ولی بابات تو رو ناامید کرد

30:16.000 --> 30:17.520
‫ولی می‌تونه جبران کنه

30:18.360 --> 30:20.040
‫می‌خواد که جبران کنه

30:21.920 --> 30:23.360
‫حتماً جبران می‌کنه

30:25.120 --> 30:26.640
‫راستش...

30:30.560 --> 30:31.560
‫راستش...

30:32.920 --> 30:34.440
‫صدام رو می‌شنوی اصلاً، ادگار؟

30:39.120 --> 30:40.200
‫راستش...

30:41.280 --> 30:43.560
‫وای، بچه‌جون...

30:45.280 --> 30:48.040
‫حقیقت اینه که...

30:48.120 --> 30:50.240
‫«همه می‌خواهند بشریت را تغییر دهند»

30:51.360 --> 30:53.160
‫«دریغا که هیچکس در این اندیشه نیست
‫که خود را تغییر دهد»

30:56.280 --> 30:57.320
‫کیه؟

30:57.400 --> 30:58.560
‫تولستوی؟

30:59.560 --> 31:00.600
‫لئو تولستوی

31:01.120 --> 31:02.776
‫قول میدم عوض شم، ادگار

31:02.800 --> 31:04.360
‫آره! ما تغییر می‌خوایم!

31:04.440 --> 31:07.120
‫تغییر برای همه! تغییر برای همه!

31:07.200 --> 31:08.440
‫اریک!

31:09.240 --> 31:14.160
‫تغییر برای همه!
‫تغییر برای همه! تغییر برای همه!

31:21.560 --> 31:23.240
‫نه، نه. هنوز... حرف‌هام تموم نشده

31:27.240 --> 31:28.240
‫هی، میکروفنت رو بده

31:28.320 --> 31:30.720
‫ادگار، عزیزم

31:31.320 --> 31:32.640
‫اگه داری من رو می‌بینی...

31:35.000 --> 31:36.000
‫هرکی زودتر برسه خونه، برنده‌ست

31:37.560 --> 31:38.640
‫می‌بینمت، رفیق

31:47.400 --> 31:48.440
‫ایول، اریک!

31:51.440 --> 31:52.440
‫وینسنت!

31:53.160 --> 31:54.800
‫ببخشید

32:20.120 --> 32:23.480
‫نگاه کن! اریکـه!
‫اریک! اریک، صبر کن!

32:23.560 --> 32:25.440
‫اریک اونجاست! وایسا!

32:26.320 --> 32:27.440
‫اریک!

32:28.280 --> 32:29.920
‫اریک، بدو!

32:41.120 --> 32:43.120
‫عجب مردم‌آزاریه ها

32:43.200 --> 32:44.496
‫ادگار!

32:44.520 --> 32:47.760
‫هی حرومزاده‌ی لعنتی!

32:48.720 --> 32:51.200
‫از سر راهم گمشو کنار!

32:51.720 --> 32:53.720
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- بابا!

32:54.240 --> 32:55.240
‫ادگار

33:00.120 --> 33:01.960
‫ادگار! ادگار!

33:03.520 --> 33:05.520
‫- عوضی!
‫- خدای من! تو زنده‌ای!

33:08.760 --> 33:09.760
‫ادگار!

33:21.520 --> 33:28.440
‫« گمشده؛ مارلون روشل »

33:48.160 --> 33:49.600
‫خوابیده

33:54.720 --> 33:56.800
‫هروقت بهم اجازه دادن، زنگ می‌زنم

34:09.160 --> 34:10.160
‫منم ها

34:11.800 --> 34:14.200
‫همون آدم سمّی

34:46.360 --> 34:48.240
‫- جرج
‫- آقای اندرسون

34:52.600 --> 34:53.600
‫بسیارخب

35:13.240 --> 35:16.280
‫بعلاوه، گزارشات حاکی از آنند
‫که تعدادی دستگیری در رابطه با پرونده‌ی

35:16.360 --> 35:19.440
کودک گمشده، مارلون روشل صورت گرفته

35:20.160 --> 35:22.400
‫با توجه به اینکه
‫به کلوب شبانه‌ی لاکس مرتبط بوده،

35:22.480 --> 35:25.640
‫اما مالک کلوب، الکساندر گیتور
برای توضیحات در دسترس نبودن

35:26.920 --> 35:30.480
‫شش سال پیش، در نتیجه‌ی
‫یک یورش به کلوب سابق آقای گیتور،

35:30.560 --> 35:32.440
‫سیرا، یک حلقه‌ی جنسی کودکان زیر سن قانونی

35:32.520 --> 35:35.080
‫با حضور تعدادی از عوامل عالی‌رتبه

35:35.160 --> 35:38.120
‫همچون سناتور، بازیگر هالیوودی

35:38.200 --> 35:41.880
‫به همراه مدیر خلاق یک برنامه کودک
‫تلویزیونی محبوب، فاش شد

35:42.600 --> 35:45.600
‫ظاهراً افشاگری‌های مشاغل بیشتری در راه است،

35:45.680 --> 35:48.800
‫چرا که هم‌اکنون جزئیات
‫در اختیار عموم قرار گرفته

36:08.560 --> 36:10.800
‫خودت رو مُرده بدون، نوکس

36:17.920 --> 36:20.600
‫با لئونارد ویلسون تماس گرفتید.
‫در حال حاضر، نمی‌تونم جواب بدم.

36:20.680 --> 36:23.440
‫لطفاً بعد از صدای بوق پیغام‌تون رو بذارید.
‫روز خوش

37:39.720 --> 37:41.880
‫بریم سراغ خبر بعدی،
‫جستجوها برای بقایای

37:41.960 --> 37:45.720
‫مارلون روشل ۱۴ ساله همچنان ادامه داره

37:46.360 --> 37:49.280
‫با این امید که با یافتن وی،
‫بتونیم به این دوره‌ی ننگین و غم‌انگیز

37:49.360 --> 37:54.040
‫در تاریخ اداره‌ی پلیس نیویورک پایان ببخشیم

37:54.720 --> 37:56.240
‫امروز خانم روشل

37:56.320 --> 38:00.360
در گفتگو با مطبوعات و سرزنش
معاون اسبق شهردار کاستلو

38:00.440 --> 38:04.320
‫و همکاران‌شون درمورد مرگ پسرشون گفتن...

38:06.040 --> 38:09.000
‫پسرم... ۱۴ سال داشت

38:12.000 --> 38:14.000
‫یه روز از خونه پاش رو بیرون گذاشت و
‫دیگه هیچوقت برنگشت

38:17.680 --> 38:19.120
‫پسرم سرشار از عشق و محبت بود

38:19.960 --> 38:21.040
‫سرشار از امید

38:22.440 --> 38:23.920
‫مملو از اعتماد به مردم

38:26.040 --> 38:27.720
‫اما دنیای ما جای منصفانه‌ای نیست و...

38:28.840 --> 38:30.960
‫...قوانین عادلانه‌ای نداریم

38:33.040 --> 38:34.760
‫به اعتمادش خیانت شد اما...

38:36.000 --> 38:37.840
‫اون عشق و امید هنوز پابرجاست

38:39.520 --> 38:41.560
‫تا زمانی که من زنده‌ام،

38:42.320 --> 38:43.840
‫هرگز از عشق دست نمی‌کشم

38:44.760 --> 38:46.520
‫امیدم رو از دست نمیدم

38:47.600 --> 38:50.040
‫پسرم حقش بود توی شهری زندگی کنه
‫که مردم دوستش داشته باشن

38:51.320 --> 38:54.240
‫پسرم شایسته‌ی زندگی در شهری بود
‫که مردم حامی‌ش بودن

38:54.320 --> 38:56.840
‫پسرم سزاوار بهتر از این‌ها بود و
‫به همین هم امیدوار بود

38:58.720 --> 39:00.720
‫امیدی که بیانگر...

39:00.800 --> 39:04.280
‫...بهتر شدن این شهر و
‫همه‌ی ماست

39:04.080 --> 39:05.640
‫« آپارتمان‌های جدید در راه‌اند! »
‫« رابرت اندرسون »

39:05.680 --> 39:07.840
‫نه برای آینده، بلکه همین حالا

39:11.280 --> 39:13.680
‫اسم پسرم مارلون روشل بود

39:15.920 --> 39:17.080
آدم بهتری باشید

39:18.560 --> 39:20.720
‫بخاطر پسر من،
‫بخاطر همه‌ی پسران سرزمین‌مون

39:22.320 --> 39:23.320
‫بخاطر مارلون

39:23.400 --> 39:24.400
‫تمنّا می‌کنم...

39:26.400 --> 39:27.400
قدم‌های درست‌تری بردارید

40:27.440 --> 40:30.720
‫« چند ماه بعد... »

40:33.160 --> 40:34.320
‫وینسنت

40:36.320 --> 40:37.320
‫بابا

40:38.680 --> 40:39.760
‫ممنون که اومدی

40:40.360 --> 40:41.360
‫به نظر سرحالی

40:41.880 --> 40:45.640
‫آره... سرحالم. دارم بهتر میشم

40:47.280 --> 40:49.040
‫ایشالا یه روزی، همینطور میشه

40:50.960 --> 40:52.520
‫داشتم فکر می‌کردم

40:53.160 --> 40:57.920
‫یادته چند ساله‌م بود که با همدیگه
‫اومدیم باغ‌وحش اینجا؟

40:58.000 --> 41:01.880
‫- بیست دقیقه‌ی دیگه جلسه دارم...
‫- حتماً چهار یا پنج ساله‌م بوده

41:01.960 --> 41:05.200
‫بعد همیشه هم باید خیلی زود دوتایی
‫می‌اومدیم اینجا چون باید می‌رفتی سرکار و

41:05.280 --> 41:08.360
‫با همدیگه از این دروازه‌ها رد می‌شدیم و
‫تو هم می‌گفتی:

41:09.160 --> 41:10.880
‫«روز خوش آفتاب»

41:12.280 --> 41:13.560
‫یادت میاد؟

41:16.520 --> 41:18.000
‫می‌رفتیم سمورها، میمون‌ها و

41:18.840 --> 41:20.760
‫خرس‌های قطبی رو تماشا می‌کردیم

41:20.840 --> 41:22.200
‫عاشق خرس‌های قطبی بودم

41:22.280 --> 41:25.640
‫- نمی‌دونم چه ربطی به...
‫- هرازگاهی هم می‌بُردیم...

41:25.720 --> 41:26.720
‫فرنچ تست بخوری

41:30.480 --> 41:31.920
‫آره، فرنچ تست

41:35.320 --> 41:38.080
‫- فرنچ تست رو یادم رفته بود
‫- واقعاً دیگه باید برم...

41:38.160 --> 41:40.400
‫یه زمانی بود، بابا...

41:42.400 --> 41:45.760
قبلاً تو الگوی من بودی

41:47.960 --> 41:49.240
برات احترام قائل بودم

41:53.160 --> 41:54.320
‫ولی دیگه اونجوری نیست

41:57.960 --> 41:59.280
‫همین پارکی که عاشقشی

41:59.880 --> 42:02.080
‫همین پارکی که نمایش‌هات
‫رو توش برگزار می‌کنی

42:02.600 --> 42:05.640
‫این پارک سال ۱۸۵۷ تأسیس شد

42:05.720 --> 42:07.320
‫وقتی که به آمریکایی‌های سیاه‌پوست آزاد و

42:07.400 --> 42:10.600
‫مهاجران ایرلندی و آلمانی‌ای
‫که ساکن اینجا بودن،

42:10.680 --> 42:13.360
‫دستور تخلیه‌ی روستای سنکا رو دادن

42:13.440 --> 42:16.280
‫تا مردم نیویورک بتونن
‫با بچه‌هاشون توی خیابون قدم بزنن

42:16.800 --> 42:20.280
‫نیازی نیست احترام بذاری،
‫ولی نمی‌تونی انکارش هم بکنی

42:21.280 --> 42:22.840
‫بهش میگن پیشرفت، وینسنت

42:25.400 --> 42:26.560
‫یا دزدی

42:30.000 --> 42:31.280
‫خدانگهدار، بابا

42:42.280 --> 42:46.440
‫روز خوش آفتاب!
‫به تجربه‌ی آفتابی خوش اومدید

42:46.520 --> 42:47.880
‫« روز خوش آفتاب! »

42:47.960 --> 42:51.760
‫عالیه. دوربین و
‫هرگونه تجهیزات ضبط ممنوعه

42:51.840 --> 42:54.360
‫بلیت‌ها شماره ندارن.
‫هرجا نشستید، نشستید

42:54.440 --> 42:56.120
‫ولی همه اینجا برنده‌اید

42:56.200 --> 42:58.800
‫پشت در صف می‌کشیم و
‫دونه دونه وارد می‌شیم

42:58.880 --> 43:01.080
‫حتماً دست‌تون توی جیب خودتون باشه

43:01.160 --> 43:04.880
‫آدامس خوردن و آبنبات خوردن ممنوعه...

43:14.880 --> 43:15.920
‫بازم دیر اومدی

43:17.160 --> 43:18.080
‫- سلام
‫- سلام

43:18.160 --> 43:19.200
‫- حاضری؟
‫- آره

43:19.280 --> 43:21.520
‫- یادته توی تمرین دهنش افتاد؟
‫- آره

43:21.600 --> 43:24.480
‫- باید محکم‌تر بگیریش
‫- باشه. طناب، نه پیچ و مهره

43:24.560 --> 43:25.720
‫دقیقاً

43:25.800 --> 43:28.880
‫این پاهاشـه. یادته درمورد
‫صداشـم چی صحبت کرده بودیم؟

43:28.960 --> 43:30.160
‫- باید...
‫- بَم‌تر باشه

43:30.240 --> 43:31.560
‫- دقیقاً
‫- باشه

43:31.600 --> 43:32.720
‫می‌ترکونی

43:33.240 --> 43:34.240
‫ممنون

43:47.280 --> 43:48.640
‫خیلی‌خب، رفیق

43:49.560 --> 43:50.760
‫بریم تو کارش

43:52.040 --> 43:55.560
‫هی، باگ! اون نهالی که می‌خواست
سواد یاد بگیره رو یادته؟

43:55.640 --> 43:58.680
‫- نمی‌دونم
‫- رفته درختستان

44:00.560 --> 44:02.720
‫اریک اومده. نترسی

44:02.800 --> 44:05.600
‫فقط یه شاخه مونده. رسیدی دیگه!

44:05.680 --> 44:06.520
‫ادامه بده

44:06.600 --> 44:08.960
‫اگه جلوی چشم‌هات پوشیده باشه
‫چیزی نمی‌بینی که

44:09.040 --> 44:10.440
‫موفق شدی، اریک!

44:10.520 --> 44:12.240
‫ولی من می‌ترسم، ماش

44:12.760 --> 44:14.640
‫من از هیچ چیزی نمی‌ترسم

44:14.720 --> 44:17.440
‫من از دنیای اون پایین می‌ترسم

44:20.200 --> 44:21.840
‫نترس، اریک

44:21.920 --> 44:24.201
‫- ها؟
‫- چون ما پیشـتیم

44:25.480 --> 44:26.800
‫گمونم همینطوره،

44:28.400 --> 44:29.440
‫مگه نه؟

44:38.880 --> 44:41.720
‫« لاکس بسته است »

44:52.680 --> 44:53.600
‫مایکلـم

44:54.720 --> 44:55.560
‫عه!

44:57.720 --> 44:58.920
‫سلام!

45:01.400 --> 45:03.840
‫وای، دستت درد نکنه.
‫می‌تونی بذاری‌شون اونجا

45:06.880 --> 45:09.040
‫- ممنونم. نه، نیازی نیست
‫- میشه بذارم‌شون توی...

45:09.480 --> 45:10.920
‫- ممنونم
‫- کاری نکردم

45:13.560 --> 45:16.680
‫نوه‌ام چیش منـه.
‫پسر آنیتاست، مک‌کای

45:39.320 --> 45:40.760
‫چرا یکم نمی‌شینی؟

45:40.840 --> 45:42.760
‫یه چیزی درست می‌کنم بخوریم

45:46.280 --> 45:49.200
‫روز خوش آفتاب!

45:49.800 --> 45:52.960
‫خیلی‌خب، یکی دیگه.
‫یکی دیگه، لبخند بزنید!

45:53.040 --> 45:54.040
‫یالا، یالا

45:54.600 --> 45:56.560
‫یک، دو، سه

45:56.640 --> 45:59.720
‫روز خوش آفتاب!

45:59.800 --> 46:02.400
‫خیلی‌خب. عالیه. ممنونم

46:02.480 --> 46:04.320
‫هی، مرسی

46:08.920 --> 46:10.360
‫وای!

46:11.760 --> 46:12.840
‫- سلام
‫- سلام

46:14.680 --> 46:15.680
واقعیت داره

46:16.360 --> 46:18.680
‫آره! واقعیت داره

46:20.720 --> 46:21.880
‫آم...

46:21.960 --> 46:23.920
‫ادگار حالش خوبه؟

46:24.000 --> 46:25.720
‫آره، واقعاً هیجان‌زده‌ست

46:26.480 --> 46:29.080
‫- باشه
‫- حول‌وحوش ۸ میایم دنبالش

46:29.600 --> 46:31.160
‫- نمایشت عالی بود
‫- ممنونم

46:32.120 --> 46:34.800
‫خوشحال شدم، سباستین

46:35.600 --> 46:36.600
‫ادگار؟

47:13.760 --> 47:14.760
‫سلام

47:17.400 --> 47:18.320
‫سلام

47:34.120 --> 47:36.320
‫اسمت چیه شما؟

47:38.600 --> 47:39.600
‫آم...

47:41.320 --> 47:43.360
‫اسم من وینسنتـه

47:45.800 --> 47:49.440
‫از آشناییت خوشحالم، وینسنت.
‫من اریک‌ام

47:55.240 --> 47:56.960
‫من هم از آشنایی باهات خوشحال شدم،

47:58.640 --> 47:59.640
‫اریک

48:03.640 --> 48:05.400
‫آم...

48:07.040 --> 48:09.440
‫تا حالا... همدیگه رو ندیدیم؟

48:09.520 --> 48:11.800
‫- فکر نمی‌کنم
‫- نه؟ خیلی‌خب، نه

48:11.880 --> 48:16.880
‫خب، عجیبه چون خیلی شبیه یه کسی هستید
‫که قبلاً می‌شناختمش

48:17.440 --> 48:19.200
‫آره. خیلی‌خب

48:21.600 --> 48:22.880
‫اسمت چی بود؟

48:22.960 --> 48:24.296
‫- اریک
‫- اریک؟ خودشه

48:24.320 --> 48:27.520
‫خیلی‌خب، الان متوجه شدم.
‫تو همون هیولا جدیده‌ای، نه؟

48:28.160 --> 48:30.160
‫- آره
‫- همه‌چیز بر وفق مراده؟

48:30.240 --> 48:31.920
‫بدک نیست

48:32.000 --> 48:33.760
‫- جداً؟
‫- آره

48:33.784 --> 48:43.772
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
