WEBVTT

00:13.576 --> 00:21.576
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.600 --> 00:25.080
‫با افزایش انتقادات از روند تحقیقات

00:25.160 --> 00:29.440
‫خانوادۀ پسر گمشده مژدگانی
‫25هزار دلاری پیشنهاد کرده‌اند

00:29.520 --> 00:32.360
‫به این امید که از این طریق
‫به اطلاعاتی جدید دست پیدا کنند

00:32.440 --> 00:35.400
‫هر روزی که می‌گذره سوالاتی مطرح میشه

00:35.480 --> 00:37.000
‫ادگار اندرسون کجاست؟

00:37.080 --> 00:38.320
‫چطوری گم شد؟

00:38.400 --> 00:42.120
‫کسی هست که اطلاعاتی داشته
‫باشه که منجر به بازگشتِ اون بشه؟

00:42.200 --> 00:44.280
‫امروز در ساعت 11:23 ظهر

00:44.360 --> 00:48.600
‫موکلِ بنده، آقای جرج لمبرت لاوت
بدون هیچ اتهامی

00:48.680 --> 00:52.920
‫در رابطه با ناپدید شدنِ
‫ادگار اندرسونِ نُه ساله، آزاد شد

00:54.120 --> 00:57.000
‫منزلِ آقای لووت بدون حکم تفتیش شده

00:57.080 --> 01:01.360
‫و 24 ساعت بدونِ تأییدِ عذر موجه‌ِ وی

01:01.440 --> 01:03.640
‫و بدونِ هیچ‌گونه مدرکِ قابل قبولی،
‫در بازداشت بوده

01:04.200 --> 01:07.680
‫این نشون میده که نه تنها
‫رئیس‌پلیس نلسون به آزار و اذیتِ

01:07.760 --> 01:11.000
‫سیاه‌پوستان و اقلیت‌های این شهر ادامه میده

01:11.080 --> 01:15.960
‫بلکه اون و سروان کریپ از پلیس نیویورک،
‫چنین زمانِ حساسی رو

01:16.040 --> 01:20.200
‫برای پیدا کردنِ یه کودکِ
‫گمشدۀ دیگۀ شهر، تلف کردن

01:20.280 --> 01:22.000
‫پس از آزادیِ آقای لووت

01:22.080 --> 01:25.720
‫پلیس نیویورک دوباره درخواست کرده
‫هرکسی که اطلاعاتی از ادگار اندرسون دارد

01:25.800 --> 01:28.040
‫به آن‌ها مراجعه کند

01:33.680 --> 01:37.080
‫رفیق، کمتر از یه روز وقت داری
تا برای جلسۀ ارائه آماده بشی

01:37.160 --> 01:38.280
‫دست بجنبون

01:40.040 --> 01:42.280
‫ادگار منو ببینه دیوونه میشه!

01:43.000 --> 01:46.360
‫باید براش دندون هم بذارم.
‫با دندون بهتر میشه

01:47.520 --> 01:48.880
‫مهمونی جری رو یادت نره!

01:50.720 --> 01:51.600
‫باشه، باشه

01:51.680 --> 01:53.800
‫یه بچه خودبه‌خود غیب نمیشه

01:53.880 --> 01:55.840
‫یه بچه خودبه‌خود ناپدید نمیشه

01:56.360 --> 02:00.240
خوبه که مژدگونی گذاشتین. خبرش
‫امروز صبح همه‌جا پیچیده بود

02:00.320 --> 02:02.520
‫خوشحالم که اومدی، کسندرا

02:02.600 --> 02:04.880
‫حتما دیگه از وینسنت ناامید شدی

02:04.960 --> 02:07.840
‫اون یارو رو آزاد کردن.
‫حتماً به یکی دیگه مشکوک شدن

02:09.320 --> 02:10.800
‫اوضاعِ وینسنت چطوره؟

02:11.360 --> 02:13.520
‫نمی‌دونم. دیشب نیومد خونه

02:13.600 --> 02:15.880
‫داره یه چیزی رو ازم پنهون می‌کنه

02:17.320 --> 02:20.480
‫- به دکتر میسن زنگ بزن
‫- به نظرم یکم دیره دیگه

02:20.560 --> 02:21.800
دوباره شده مثل سابق

02:21.880 --> 02:24.320
‫پسرم گم شده و هیچ اثری ازش نیست

02:24.400 --> 02:26.840
و تو دست از این کارهات برنمی‌داری

02:26.920 --> 02:29.560
قبلاً هم این‌جوری شده. این شروعشه

02:30.480 --> 02:33.320
‫اصلاً نباید میومدم پیشت.
‫باید با وینسنت حرف بزنم

02:33.400 --> 02:36.480
‫وینسنت به کسی جز خودش اهمیت نمیده

02:37.120 --> 02:38.360
‫همیشه همین‌جوری بوده

02:42.320 --> 02:45.080
‫خب همگی خوش اومدین

02:45.160 --> 02:46.680
‫خیلی خوشحالم که تشریف آوردین

02:47.200 --> 02:51.000
‫بیست و پنج ساله که داریم یکی از
‫بهترین برنامه‌های تلویزیونی رو می‌سازیم

02:51.080 --> 02:53.080
‫- هنوزم همون سوال ازم پرسیده میشه
‫- سلام

02:53.160 --> 02:55.120
‫چرا داریم این کار رو می‌کنیم؟

02:55.200 --> 02:56.320
‫جواب من اینه

02:56.400 --> 02:59.440
‫ما واسطۀ سحر و جادوییم

02:59.520 --> 03:01.160
‫حافظان داستان‌

03:01.240 --> 03:05.000
عاشقِ نمایشیم، کار ما اینه

03:06.800 --> 03:08.520
‫خیلی‌خب، فردا جلسه داریم؟

03:08.600 --> 03:10.560
‫- آره. متن به دستت رسیده؟
‫- اوهوم.

03:10.640 --> 03:12.880
‫- عروسک دستکشی یا میله‌ای؟
‫- سیار

03:12.960 --> 03:16.560
وای خیلی ریسکیه. می‌دونی
که لنی خوشش نمیاد

03:16.640 --> 03:17.640
‫لنی مشکلی نداره

03:18.280 --> 03:19.280
‫باشه

03:20.440 --> 03:22.400
‫من فقط به‌خاطر حقوق
‫بازنشستگی و خوراکی مفتی اومدم

03:22.480 --> 03:24.000
‫منم همین‌طور. نمی‌تونم زیاد بمونم

03:24.680 --> 03:25.680
‫هوم

03:26.720 --> 03:27.720
‫آقا

03:32.160 --> 03:34.320
‫دیدم اون یارو رو آزاد کردن

03:37.240 --> 03:41.600
‫می‌دونی، ما طرفِ توییم وینی ولی...
‫مشروب خوردن دردی رو دوا نمی‌کنه

03:45.520 --> 03:48.280
‫نُچ، مچم رو گرفتی. دیلان یا کریستال گیل؟

03:48.360 --> 03:50.320
می‌خواستم بگم نگرانتم

03:50.400 --> 03:52.640
‫- باشه؟ وای خدا!
‫- آهای

03:53.960 --> 03:57.680
وقت تنگه. برو به کارت برس

03:57.760 --> 03:58.760
‫وای لعنتی!

03:59.480 --> 04:01.080
‫سلام وینسنت

04:01.600 --> 04:04.080
‫اِ، نماینده کاستلو. دومین باره توی این
‫هفته می‌بینم‌تون. چقدر خوش شانسم.

04:04.160 --> 04:07.840
‫راسته که شهرداری داره
‫صدهزار دلار به خیریۀ آفتاب میده؟

04:07.920 --> 04:10.040
‫باید جلوی دهنِ جری رو بگیری.
‫کل شهر خبردار شدن

04:10.120 --> 04:13.200
‫کارِ خیره. تازه مراسم خیریه‌ت هم که نزدیکه

04:13.280 --> 04:14.760
‫ما هم می‌خواستیم کمک کنیم

04:14.840 --> 04:19.320
‫اینکه فعالیتِ موسسۀ خیریه‌ای که به فقرا
‫کمک می‌کنه در راستای برنامه‌ت

04:19.400 --> 04:22.960
‫برای خروجِ بی‌خانمان‌ها از
‫شهره، یه‌جورایی فوق‌العاده‌ست

04:23.040 --> 04:24.960
‫بیشتر دوست داریم به چشمِ تعهد به

04:25.000 --> 04:27.040
‫سلامت و بهداشتِ نیویورک بهش نگاه کنیم

04:27.120 --> 04:30.480
‫وینسنت، اجازه هست به برادرزنم
‫برونو دی باری معرفیت کنم؟

04:30.560 --> 04:32.520
‫برونو دی باری، سلطان زباله‌ها؟

04:33.160 --> 04:36.120
شرکت پاکسازی هادسون؟ از اونجا
‫به همچین ثروتی رسیدی، درسته؟

04:38.040 --> 04:39.640
طنز ماجرا ادامه داره

04:42.240 --> 04:43.520
‫بابتِ اتفاقی که برای پسرت افتاده متأسفم

04:43.600 --> 04:46.280
‫تصورِ اینکه چی داره بهت می‌گذره هم سخته

04:46.360 --> 04:48.760
‫هنوز مظنون جدید پیدا نکردن؟

04:48.840 --> 04:51.520
‫بچه‌هام از وقتی این‌قدی ‫بودن
برنامه‌ت رو نگاه می‌کردن

04:51.600 --> 04:54.520
‫ماش عروسکِ محبوب‌شونه.
‫تیکه کلامتون چی بود؟

04:54.600 --> 04:55.720
‫تو روحش

04:55.800 --> 04:58.160
‫بچۀ خوبی باش. مهربون باش. شجاع باش

04:58.240 --> 04:59.720
‫- باهوش باش
‫- متفاوت

05:01.800 --> 05:03.000
«متفاوت باش»

05:16.840 --> 05:20.280
‫وینسنت، باید برای بازجویی بیای اداره پلیس

05:21.760 --> 05:23.200
‫خیلی طول می‌کشه؟

05:23.280 --> 05:24.440
‫بستگی داره

05:43.880 --> 05:44.880
‫ادگار؟

05:46.840 --> 05:48.640
‫لطفاً نندازش روی زمین

05:49.320 --> 05:50.560
‫خانم اندرسون؟

05:51.280 --> 05:53.160
‫ببخشید. منتظر بودم تا بیایین.

05:53.240 --> 05:55.560
‫- گفتن آقای اندرسون دستگیر شده
‫- برو بیرون

05:55.640 --> 05:57.720
‫- حکم داشتن
‫- از خونۀ من گمشو بیرون!

05:57.760 --> 05:59.000
‫- گمشو!
‫- باشه

06:12.640 --> 06:13.880
‫لعنتی!

06:13.960 --> 06:15.800
‫به خودت مسلط باش

06:17.160 --> 06:19.600
‫باورم نمیشه! باورم نمیشه

06:20.480 --> 06:23.040
‫به چیزهایی که می‌خوای بگی خوب فکر کن.
‫خودت رو جفت و جور کن

06:23.120 --> 06:24.800
‫جمع و جور! درستش جمع و جوره!

06:24.880 --> 06:28.240
‫حالا هرچی!
‫دارن وقتت رو تلف می‌کنن، رفیق

06:28.320 --> 06:30.640
‫آره، همینه... داریم وقت رو هدر میدیم

06:30.720 --> 06:32.920
‫دارین وقتت رو هدر میدین!

06:33.800 --> 06:34.800
‫یالا!

06:36.640 --> 06:37.920
جلسه رو از دست میدم

06:39.560 --> 06:41.456
‫- ♪ درخت‌ها سبزن... ♪
‫- وقتت رو هدر میدی...

06:41.480 --> 06:42.840
‫♪  درخت‌ها سبزن ♪

06:42.920 --> 06:44.856
‫- ♪ و آسمون آبیه ♪
‫- ♪ آسمون آبیه ♪

06:44.880 --> 06:46.616
‫- ♪ خورشید در اومده ♪
‫- ♪ خورشید در اومده  ♪

06:46.640 --> 06:48.920
‫♪ و داره بهت لبخند می‌زنه ♪

06:49.000 --> 06:50.920
‫♪ سلام دنیا! امروز حالت چطوره؟ ♪

06:51.000 --> 06:52.680
‫♪ دستت رو بذاری توی دستِ من ♪

06:52.760 --> 06:54.400
‫♪ یالا! بیاین بازی کنیم! ♪

06:54.480 --> 06:57.120
‫چهار! خفه خون بگیر!

07:01.840 --> 07:02.960
‫لعنتی!

07:03.040 --> 07:05.600
‫ببخشید. اومدم وینسنت اندرسون رو ببینم

07:07.120 --> 07:08.120
‫ببخشیدها

07:09.360 --> 07:10.800
‫بهش عادت می‌کنی

07:14.960 --> 07:16.160
‫اون پسرمه

07:17.800 --> 07:19.600
‫نمی‌دونستم کدوم عکسش رو انتخاب کنم

07:20.120 --> 07:22.840
‫عاشقِ این تاپ بسکتبال بود

07:22.920 --> 07:24.880
‫بعید می‌دونم هیچ‌وقت درش می‌آورد

07:24.960 --> 07:28.040
‫با چه بدبختی‌ای کاپشن تنش می‌کردیم...

07:29.160 --> 07:32.720
‫مایه آرامشه. حداقل روزِ مرگش
‫همون لباسی تنش بوده که دوستش داشته

07:34.880 --> 07:35.880
‫روز مرگش؟

07:41.360 --> 07:42.360
‫این پسرته؟

07:43.960 --> 07:46.120
‫توی اخبار دیدمش. پسربچۀ خوش‌تیپیه

07:47.600 --> 07:50.480
‫- ممنون
‫- و سفیدپوسته. اینم بی‌تاثیر نیست.

07:50.560 --> 07:53.000
‫مردم همنوع خودشون رو فراموش نمی‌کنن

07:53.080 --> 07:54.640
مژدگونی هم که گذاشتین

07:55.880 --> 07:57.120
هوم

07:57.200 --> 08:02.280
‫مجبور شدم کلی بجنگم تا دربارۀ پسرم
‫توی خبرگزاری‌ها اطلاع‌رسانی بشه

08:03.600 --> 08:04.600
‫خیلی متأسفم

08:04.640 --> 08:06.720
‫جفت‌مون اینجا نشستیم و در سوگ پسرهامونیم

08:07.840 --> 08:11.080
‫من سوگوار نیستم. فقط دیگه
‫نمی‌دونم به کی اعتماد کنم

08:17.000 --> 08:19.520
‫ببخشید. از آشنایی‌تون خوشحال شدم

08:43.160 --> 08:44.160
‫حالت خوبه وینسنت؟

08:45.040 --> 08:46.760
‫آره خوبم. مرسی مایکل

08:47.840 --> 08:52.160
‫می‌خوام چندتا از فیلم‌های دوربین مداربسته
‫رو از روزی که ادگار ناپدید شد بهت نشون بدم

08:52.240 --> 08:54.480
‫وینسنت، طبق اظهاراتی که داشتی

08:54.560 --> 08:58.040
‫آخرین باری که ادگار رو
‫دیدی توی آپارتمان‌تون بود

08:58.760 --> 09:01.720
‫اینجا ادگار داره از آپارتمان بیرون میره

09:01.800 --> 09:04.000
‫از کنار آقای لووت رد میشه

09:05.960 --> 09:10.200
‫بعد کمتر از یک دقیقه بعد شخص دومی ظاهر میشه

09:11.440 --> 09:13.960
‫می‌خوای اظهاراتت رو اصلاح کنی، آقای اندرسون؟

09:14.040 --> 09:19.320
‫«حقیقت مانند طلاست، آنرا نمی‌توان به‌دست آورد

09:19.400 --> 09:22.520
‫جز با زدودن ناپاکی‌ها»

09:22.600 --> 09:25.240
‫- تولستوی گفته
‫- خودم می‌دونم تولستوی گفته، نکبت!

09:25.320 --> 09:27.640
‫- مطمئنی حالت خوبه وینسنت؟
‫- چی شد؟

09:28.560 --> 09:30.976
‫خیلی طول می‌کشه؟ کار و زندگی دارم

09:31.000 --> 09:34.200
‫- فردا یه جلسۀ مهم دارم
‫- زنت دیشب زنگ زد

09:35.640 --> 09:38.360
‫- گفت اون روز ادگار رو تعقیب کردی
‫- آره

09:38.440 --> 09:41.280
‫چرا توی اولین بازجویی این رو نگفتی؟

09:41.360 --> 09:42.400
‫نمی‌دونم

09:42.480 --> 09:46.400
‫تازه زنت گفت شب قبل از
‫ناپدید شدنِ ادگار دعواتون شده

09:48.240 --> 09:49.440
‫سر چی دعواتون شده بود؟

09:49.520 --> 09:51.096
‫موکلم مجبور نیست به این سوال جواب بده

09:51.120 --> 09:52.440
‫ادگار هم صداتون رو شنید؟

09:52.520 --> 09:53.560
‫بازم تکرار می‌کنم که...

09:53.640 --> 09:56.080
‫می‌خوام بفهمم ادگار
‫اون روز صبح ناراحت بود یا نه

09:56.160 --> 09:57.160
‫شاید

09:58.680 --> 10:01.320
‫آره. آره، آره، صدامون رو شنید

10:02.520 --> 10:05.080
‫خب می‌خوام ببینم درست متوجه شدم یا نه

10:05.680 --> 10:07.960
‫چون نگرانش بودی تعقیبش کردی

10:08.840 --> 10:09.840
‫بله

10:15.880 --> 10:17.960
‫واضحه که دارین سرش داد می‌زنین

10:20.960 --> 10:24.000
‫صـدا... صـداش زدم

10:24.080 --> 10:25.480
‫ولی نشنید

10:25.560 --> 10:28.040
‫اون موقع روز ترافیک شدید میشه

10:28.120 --> 10:29.880
‫- پس دنبالش رفتین
‫- بله

10:30.880 --> 10:34.520
‫و درست بعد از اون از دید خارج شدین

10:38.040 --> 10:40.400
‫پشمام

10:40.480 --> 10:42.840
‫کَسی پته‌ت رو ریخت رو آب

10:42.920 --> 10:43.920
‫وینسنت

10:46.160 --> 10:48.240
‫تو و ادگار رابطۀ صمیمانه‌ای داشتین؟

10:48.840 --> 10:50.160
‫آم...

10:50.240 --> 10:54.800
‫از رابطۀ من و پدرم صمیمانه‌تر بود.
‫خودت چطور؟ رابطه‌ت با پدرت خوبه؟

10:54.880 --> 10:56.960
نه زیاد. نظامی‌ بود دیگه

10:57.040 --> 10:58.640
‫پس تو هم همین‌طور

10:58.720 --> 11:01.800
‫نمی‌خواد باهاش فاز رفاقت برداری.
آدمایی مثل تو رو خوب می‌شناسه

11:01.880 --> 11:04.280
‫خفه شو

11:10.680 --> 11:11.800
‫ممنون تینا

11:11.880 --> 11:14.720
‫- وینسنت، متأسفم
‫- به خانم اندرسون بگو منتظر بمونه

11:14.800 --> 11:16.000
‫کسی؟

11:16.080 --> 11:18.840
‫وینست، باید از اینجا بریم.
‫باید راه بیفتیم

11:20.760 --> 11:22.600
‫جریانِ زخم رو پیشونیت چیه؟

11:23.120 --> 11:24.840
‫واقعاً باید با کَسی حرف بزنم

11:24.920 --> 11:27.080
‫- داری کنترلت رو از دست میدی، رفیق!
‫- هیـس!

11:27.160 --> 11:28.400
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

11:28.480 --> 11:31.280
‫گند زدی!
‫حالا می‌فهمه دیوونه‌ای

11:31.360 --> 11:33.680
‫به موکلم پیشنهاد می‌کنم بازجویی رو ادامه نده

11:33.760 --> 11:35.600
‫نگفتی جریانِ زخم روی پیشونیت چیه؟

11:35.680 --> 11:38.000
‫گروه خونیت با خونی که روی این تی‌شرته یکیه

11:38.080 --> 11:41.080
‫- خوردم زمین، خوردم زمین. خب؟ خوردم زمین
‫- بی‌خیال بابا! بیشتر تلاش کن

11:41.160 --> 11:42.160
‫چطور خوردی زمین؟

11:42.200 --> 11:44.936
‫من واقعاً... کار و زندگی دارم. فردا روز مهمیه!

11:44.960 --> 11:46.000
‫پس جوابِ منو بده!

11:46.080 --> 11:47.600
‫یعنی چی؟ منو نپیچون

11:47.640 --> 11:49.160
‫- میشه بس کنی؟
‫- وینسنت

11:49.240 --> 11:50.320
‫خفه شو!

11:52.080 --> 11:54.360
‫خفه شو! من... من حالم خوبـه!

12:00.240 --> 12:01.360
‫آهان

12:04.520 --> 12:05.520
‫من حالم خوبه

12:17.280 --> 12:20.960
‫می‌خواستم مطمئن بشم مشکلی بین‌مون
‫نیست. که مشکلی بین من و ادگار نیست

12:22.680 --> 12:23.680
‫آم...

12:24.400 --> 12:25.560
‫واسه همین دنبالش رفتم

12:28.400 --> 12:30.080
‫دوباره صداش زدم

12:31.840 --> 12:34.480
‫رفت تو یه کوچه. منم دنبالش رفتم

12:37.000 --> 12:39.000
‫رفتم نزدیکش... حتماً...

12:43.480 --> 12:46.000
‫نه، چرا... از پشت گردن گرفتمش

12:47.360 --> 12:50.600
‫خودش رو از دستم کشید بیرون و منو هل داد عقب

12:53.240 --> 12:55.360
‫دوباره... دوباره گرفتمش

12:56.560 --> 12:58.640
‫از یقه تی...

13:00.360 --> 13:01.200
‫از یقۀ تی‌شرتش گرفتمش

13:01.280 --> 13:04.440
‫و گمونم حتما اون موقع این اتفاق افتاده

13:06.720 --> 13:08.680
‫وای کلی خون اومد

13:09.680 --> 13:11.200
‫و ادگار...

13:15.200 --> 13:18.120
‫و ادگار همین‌جور وایساده بود و به....

13:19.560 --> 13:23.280
‫به... به تی‌شرت پاره‌ش زل زده بود

13:26.480 --> 13:29.640
‫و بعد زل زد به من و نگاهش
‫جوری بود که انگار منو نمی‌شناخت

13:33.280 --> 13:37.160
‫بعد تی‌شرتش رو در آورد و پرتش کرد سمتِ من

13:39.080 --> 13:42.840
‫منم برش داشتم و باهاش پیشونیم رو
‫تمیز کردم چون پیشونیم پرِ خون بود

13:45.040 --> 13:47.800
‫اونم... اونم...

13:49.720 --> 13:52.560
‫همون‌جا با زیرپوش سفیدش وایساده بود

13:52.640 --> 13:57.040
‫بعد کاپشنش رو پوشید و من بهش گفتم

13:57.120 --> 13:58.840
‫«زیپش رو ببند. سرما می‌خوری‌ها»

14:01.760 --> 14:03.560
‫اونم پشتش رو کرد بهم و راهش رو گرفت و رفت

14:05.600 --> 14:06.640
‫به خودم گفتم...

14:07.880 --> 14:11.520
‫اون موقع بود که به خودم گفتم رفته مدرسه

14:13.080 --> 14:16.240
‫و منم میرم سرکار و بعد شب
‫دربارۀ این قضیه حرف می‌زنیم

14:19.360 --> 14:20.360
‫وینسنت

14:22.040 --> 14:23.200
‫و تی‌شرت؟

14:23.880 --> 14:26.640
‫انداختمش پشت سطل آشغال

14:27.480 --> 14:28.560
‫پشتش یا توش؟

14:28.640 --> 14:31.160
‫نه. پشتش. پرتش کردم

14:32.040 --> 14:33.400
‫پرتش کردم پشتِ سطل

14:36.320 --> 14:37.320
‫خیلی‌خب

14:40.040 --> 14:41.720
بریم استراحت

14:51.680 --> 14:54.320
‫می‌خوام امشب نگه‌ش دارم. تا به حرف بیاد

14:55.000 --> 14:58.200
‫تصمیمش با خودتـه. خبرگزاری‌ها
‫بفهمن غوغا بپا می‌کنن

15:02.520 --> 15:05.040
‫بهتره بری خونه. فردا صبح برگرد

15:05.120 --> 15:07.360
‫- خواهش می‌کنم بذارین باهاش حرف بزنم
‫- امشب نه

15:07.440 --> 15:08.440
‫تو رو خدا

15:10.680 --> 15:13.760
‫چند دقیقه بعد از اینکه
‫شوهرتون از آپارتمان بیرون میره

15:14.840 --> 15:16.200
‫یه مرد دیگه وارد آپارتمان‌تون میشه

15:16.280 --> 15:18.240
‫و چند ساعت بعدم میره

15:19.920 --> 15:20.920
‫پیش شما بوده

15:23.160 --> 15:26.280
‫به اون شخص اعتماد دارین؟
‫درست می‌شناختینش؟

15:28.200 --> 15:29.200
‫از دوستانمـه

15:34.040 --> 15:35.040
‫برو یکم بخواب

15:42.040 --> 15:43.040
‫کَـس؟

15:47.080 --> 15:50.440
‫وای خدای من

15:52.000 --> 15:54.600
زنده‌سـت. بهت قول میدم

16:06.040 --> 16:07.720
‫با افزایش روزافزون

16:07.800 --> 16:10.040
‫تعداد افرادی که مجبور به کارتن‌خوابی میشن

16:10.120 --> 16:13.000
‫مقیاس گستردۀ اپیدمی بی‌خانمانی در شهر

16:13.080 --> 16:14.640
‫غیرقابل درک شده

16:15.240 --> 16:19.680
‫گفته شده جمعیتِ افرادی که در فاضلاب‌ها
‫و متروهای شهر زندگی می‌کنن

16:19.760 --> 16:21.640
‫به اندازۀ جمعیت یک روستاست

16:21.720 --> 16:23.600
‫تا الان وضعیت به‌گونه‌ای بوده که...

16:23.680 --> 16:27.240
‫تکون نخور. اگه تکون بخوری نمی‌تونم درستش کنم

16:27.320 --> 16:29.216
‫با بحرانی شدنِ وضعیت...

16:29.240 --> 16:30.680
‫بالاخره برنامه‌ریزی‌هایی درحال انجام است تا...

16:30.760 --> 16:32.040
‫بالاخره!

16:32.120 --> 16:33.640
‫داره اعلام می‌کنه! داره اعلام می‌کنه!

16:33.720 --> 16:36.880
‫پروژه‌ای که بی‌خانمان‌ها رو به
‫محل اقامتِ مناسب منتقل می‌کنه

16:36.960 --> 16:38.880
‫در هفته‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته

16:39.640 --> 16:44.120
نماینده کاستلو این بحران
‫را کودتایی مهم پس از...

16:44.200 --> 16:45.440
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم

16:46.480 --> 16:47.680
‫مامان!

16:48.440 --> 16:49.800
‫باشه! باشه!

16:50.640 --> 16:52.320
‫نظرت چیه، رفیق؟

16:52.400 --> 16:53.720
‫لطفاً تکون نخور

16:53.800 --> 16:55.520
‫مشتاقِ همکاری‌ام

16:57.280 --> 16:58.480
‫برونو، این آخرین باره

16:58.560 --> 17:00.200
‫من برنامه‌هاش رو دوست دارم

17:00.280 --> 17:01.960
‫دیگه وقتش بود یکی یه فکری
‫به حال اوضاعِ خیابون‌ها بکنه

17:02.040 --> 17:03.080
‫الان کی اینجا مدیونِ اون یکیه؟

17:03.160 --> 17:05.880
‫این طرح توسط شرکت
‫پاکسازی هادسون حمایت میشه که

17:05.960 --> 17:10.040
‫قرارداد پاکسازی تونل‌های نیویورک
‫در اوایل سالِ جاری به آن‌ها پیشنهاد شد

17:27.720 --> 17:29.200
‫خیلی‌خب

17:33.920 --> 17:34.920
‫خیلی‌خب

17:38.080 --> 17:40.560
‫نگران نباش. غذات اینجاست

17:45.960 --> 17:48.200
‫بفرما

18:10.720 --> 18:12.000
‫- سیسیل؟
‫- هوم؟

18:13.840 --> 18:15.360
‫من می‌رسونمت خونه

18:30.960 --> 18:33.240
‫خب قشنگ معلومه اینجا رو زیر رو کردن

18:37.320 --> 18:39.440
‫باورم نمیشه وینسنت این رو نگه داشته

18:51.800 --> 18:53.480
‫به نظرت وینسنت ادگار رو کشته؟

18:54.440 --> 18:55.440
‫کَسی

18:55.840 --> 18:57.960
‫اگه فرار کرده بود که تا الان برگشته بود

18:58.520 --> 19:00.600
‫پس حتماً یه اتفاقی افتاده

19:01.360 --> 19:04.000
‫همه‌ش به بدترین سناریوهای ممکن فکر می‌کنم

19:07.280 --> 19:09.800
‫حداقل اگه مُرده باشه دیگه
‫کسی نمی‌تونه آسیبی بهش بزنه

19:11.080 --> 19:14.640
‫مادرش منو مقصر می‌دونه.
‫میگه دوباره شده مثل قبل

19:14.720 --> 19:18.120
‫خب مادرش از نه سالگی دارو به خوردش می‌داده

19:18.640 --> 19:22.360
طرف دیوونه‌ست ولی همیشه دیوونه بوده

19:23.720 --> 19:25.560
‫نه اون‌قدری که...

19:30.000 --> 19:32.320
‫- کَسی، ناامید نشو...
‫- با یه نفر دیگه آشنا شدم

19:34.440 --> 19:36.040
‫دیگه نمی‌تونم باهاش زندگی کنم

19:36.120 --> 19:38.840
‫اگه ادگار بمیره دیگه باهاش زندگی نمی‌کنم

19:38.920 --> 19:42.760
‫نه، نه. اون به‌خاطرِ ادگار داره
اریک رو درست می‌کنه

19:44.000 --> 19:45.320
‫ادگار برمی‌گرده خونه

19:45.400 --> 19:49.400
‫و اریک رو می‌بینه و همه‌چی درست میشه

19:52.360 --> 19:54.200
‫عالی نمی‌شه؟!

19:56.040 --> 20:01.880
‫فردا به جری و کلِ تیمش
‫گفتم ساعتِ دو بعد از ظهر بیان

20:03.160 --> 20:06.400
‫خاک بر سرم! دو بعد از ظهرِ امروز

20:07.200 --> 20:09.840
‫لطفا اگه وینسنت آزاد شد

20:09.920 --> 20:12.200
‫بهش بگو باید بیاد جلسه

20:12.280 --> 20:14.240
‫ممنون

20:16.640 --> 20:19.200
‫- وای خدایا. دوسِت دارم
‫- دوسِت دارم

20:23.200 --> 20:25.280
‫- بگیر بخواب
‫- باشه، خیلی‌خب

20:25.360 --> 20:26.360
‫باشه

20:28.720 --> 20:29.720
‫راستی؟

20:31.080 --> 20:32.760
‫لنی، چرا این عروسک‌ها اینقدر مهمن؟

20:36.840 --> 20:38.920
‫چون می‌تونن چیزهایی رو بگن که ما نمی‌تونیم

20:58.760 --> 20:59.760
‫سیسیل

21:01.280 --> 21:02.760
‫- رسیدیم
‫- اوهوم

21:13.120 --> 21:14.920
‫سیسیل

21:16.680 --> 21:18.440
‫هیچ‌کس مارلون رو فراموش نکرده

21:21.080 --> 21:23.880
‫ولی هیچ‌کس هم به خودش
‫زحمت نمیده حرفی ازش بزنه

21:24.520 --> 21:26.800
‫کل خبرها دربارۀ اون
‫پسربچۀ سفیدپوستِ گوگولیه

21:26.880 --> 21:27.880
‫اون قضیه‌ش فرق می‌کنه

21:29.960 --> 21:32.880
‫- می‌دونی که فرق می‌کنه
‫- فرقش اینه که مارلون سیاه‌پوسته

21:32.960 --> 21:33.960
‫همین

21:35.120 --> 21:37.640
‫دوتا بچه گم شده و شما
‫میگین بهم ارتباطی ندارن؟

21:37.720 --> 21:41.200
‫- من حواسم بهش هست
‫- پس به قدر کافی تلاش نمی‌کنی

21:42.480 --> 21:45.920
‫یکی باید باشه که یه چیزی بدونه. یکی
‫توی همین خیابون‌ها یا توی اون کلوب

21:46.000 --> 21:47.200
‫یا اون زمین بازی

21:49.400 --> 21:53.680
‫پسرِ خوشگلِ من همین‌جور دود شده رفته هوا

21:53.760 --> 21:55.440
‫و شما بی‌خیالش شدین؟

22:00.840 --> 22:02.640
‫مارلون، پسرِ نجیبی بود

22:03.720 --> 22:05.120
‫مهربون بود

22:05.200 --> 22:08.200
‫دوست داشت برقصه

22:10.080 --> 22:13.000
‫اینکه قضیه‌شون فرق داره معنیش این
‫نیست که ارزشش رو نداره دنبالش بگردین

22:16.600 --> 22:17.960
‫من می‌دونم پسرم کی بود

22:19.480 --> 22:20.560
‫و تو هم می‌دونی

22:23.120 --> 22:26.560
‫پسر منم به زیباییِ همین پسریه که الان گمشده

22:26.640 --> 22:27.880
‫و من می‌خوام برگرده خونه

22:29.960 --> 22:32.160
‫به هر طریقی که می‌تونین
‫پیداش کنین و برش گردونین خونه

22:32.240 --> 22:33.240
‫می‌خوام...

22:34.960 --> 22:37.600
‫می‌خوام پسرم رو بغل کنم.
‫می‌خوام در آغوشش بگیرم

22:37.680 --> 22:39.040
‫می‌خوام بغلش کنم

22:40.480 --> 22:42.440
‫حتی اگه فقط جمجمه‌ش رو برام پیدا کنین

22:46.800 --> 22:49.160
‫این‌قدر میام و میرم

22:49.240 --> 22:53.840
‫تا جوابی جز «متاسفیم» بهم
‫بدی یا صرفاً برسونیم خونه

22:55.720 --> 22:57.240
‫تو بهتر از این حرفایی

23:19.440 --> 23:20.680
‫سلام!

23:41.440 --> 23:42.640
‫می‌ذاری بیام تو؟

23:44.160 --> 23:45.160
‫خب...

23:47.000 --> 23:49.000
‫امشب چی می‌خوای ببینی، بابایی؟

24:11.000 --> 24:19.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

25:42.280 --> 25:43.600
‫الان اون یکی دستت رو می‌گیرم

25:45.360 --> 25:47.280
‫آروم...

25:52.840 --> 25:54.720
‫امروز خونه می‌مونم

25:55.880 --> 25:57.160
‫که چیکار کنی؟

25:57.240 --> 26:00.040
‫- بشینی ایناجا نذاری ویولنسل بزنم؟
‫- نه، نه، نه

26:00.880 --> 26:03.600
‫- چی شده؟
‫- مربوط به کاره

26:09.520 --> 26:12.520
‫- بی‌خیالش نشو
‫- پسره بیش از یه هفته‌ست گم شده

26:12.600 --> 26:14.920
‫فقط این یکی رو نمیگم

26:15.000 --> 26:16.360
‫ویلیام

26:16.440 --> 26:18.640
‫تو از اونجا اومدی بیرون

26:18.720 --> 26:20.920
‫حالا می‌تونی یه کاری بکنی

26:21.440 --> 26:24.440
‫حتی اگه بخوان زیر پا لهت کنن، مایکل

26:25.400 --> 26:28.480
‫یه دلیلی داره که اونجایی. وقتی
‫دیگه اینجا نبودم اینو فراموش نکن

26:28.560 --> 26:31.080
‫وای خدایا. این حرف‌های دمِ آخری رو ول کن

26:33.000 --> 26:35.000
‫قرار نیست جایی بری، پیرمرد

26:36.720 --> 26:38.360
‫جفت‌مون می‌دونیم که این‌جوری نیست

26:53.760 --> 26:54.880
‫الو؟

26:54.960 --> 26:57.640
‫تو یه مادرِ فاسدی. امیدوارم بچه‌ت بمیره

27:20.480 --> 27:22.360
‫به لِوی گفتم فیلم‌های
‫دوربین مدار بستۀ

27:22.400 --> 27:24.120
‫خشکشویی روبه‌وری اون کوچه رو چِک کنه

27:24.200 --> 27:25.640
‫همون‌جایی که تی‌شرت رو انداختن

27:25.720 --> 27:28.960
‫بعلاوۀ ایستگاهِ متروی روبه‌روی
‫استودیوش. وینسنت توی همه‌شون بوده

27:29.040 --> 27:30.840
‫پشمام. مرسی

27:31.360 --> 27:34.520
‫مهمونیِ شامِ امشب رو میای؟
‫دستپختِ لورنزا حرف نداره

27:35.280 --> 27:36.600
‫مهم‌ترین اتفاقِ این هفته‌مـه

27:38.080 --> 27:39.440
‫- تینا
‫- هوم؟

27:40.200 --> 27:41.720
‫میشه اینو پخش کنی؟

27:41.800 --> 27:42.720
‫هوم

27:42.800 --> 27:43.800
‫باشه

27:53.040 --> 27:54.880
‫اِ... بزن عقب

27:58.320 --> 27:59.320
‫همین‌جا وایسا

28:00.840 --> 28:03.160
‫- ساعتِ چنده؟
‫- 8:14 صبح

28:03.240 --> 28:04.240
‫خیلی‌خب

28:05.200 --> 28:07.160
‫بچه میره سمت چپ...

28:08.120 --> 28:09.480
که بره مدرسه

28:09.560 --> 28:11.200
‫کاپشن هم پوشیده

28:11.280 --> 28:12.280
‫هوم

28:19.920 --> 28:24.400
‫ساعت 8:18 صبح وینسنت میره سمت راست

28:27.680 --> 28:30.640
‫و بریم سراغِ
فیلم متروی روبروی خیابونِ هرالد

28:40.480 --> 28:47.000
‫ساعت 8:34 وینسنت از مترو میاد بیرون،
‫از خیابون رد میشه و میره سمت محل کارش

28:47.080 --> 28:49.720
‫طبق گفتۀ نگهبان اون کل روز
‫توی محل کارش بوده

28:49.800 --> 28:53.640
‫فقط بیست دقیقه برای ناهار میره بیرون
‫و برمی‌گرده. همه‌ش توی فیلم ضبط شده

28:53.720 --> 28:55.120
‫باید آزادش کنیم

28:56.480 --> 28:57.880
‫پس این بچه کدوم گوریه؟

29:01.720 --> 29:04.400
‫- ای بابا
‫- پدرت بیرون منتظرته

29:04.480 --> 29:06.000
‫آقای اندرسون، حرفی ندارین؟

29:06.080 --> 29:08.760
‫آقای اندرسون بدون هیچ اتهامی آزاد شدن

29:08.840 --> 29:10.240
‫و هیچ صحبتی هم ندارن

29:10.280 --> 29:13.600
‫شما اجازه دادین پسرتون تنهایی بره
‫مدرسه. چطور به منتقدان‌تون جواب میدین؟

29:13.680 --> 29:17.080
‫همینطور که گفتم آقای اندرسون
‫درحال حاضر هیچ صحبتی ندارن

29:17.160 --> 29:20.320
‫روزنامۀ پست امروز مقاله‌ای منتشر کرده
‫و گفته شما مایۀ ننگ پدر و مادرها هستین

29:20.400 --> 29:21.800
‫و ظرفیتِ شما رو زیر سوال برده

29:21.880 --> 29:22.880
‫چه پاسخی دارین؟

29:23.960 --> 29:25.920
‫به پدرم بگو خودم میام

29:26.000 --> 29:29.320
‫شما خودتون بچه ندارین؟ نمی‌خواین توی دنیایی
‫زندگی کنین که بچه‌تون پیاده بره مدرسه

29:29.400 --> 29:31.520
‫و شما هم خیال‌تون راحت باشه
‫سالم و سلامت برمی‌گردن خونه؟

29:32.480 --> 29:34.280
‫بی‌خیال دیگه. این نباید
‫ابتدایی ترین حق‌مونه باشه؟

29:34.800 --> 29:38.760
‫من گذاشتم بچه‌م یه مسافتِ کوتاهی
‫از خونه تا مدرسه رو پیاده بره

29:38.840 --> 29:40.560
‫می‌تونین هرجور می‌خواین ازم ایراد بگیرین

29:40.640 --> 29:43.640
‫ولی می‌دونین...
‫من می‌خوام باور داشته باشم...

29:43.720 --> 29:46.600
‫نه، من هنوزم به دنیایی باور دارم
‫که بچه‌م بتونه همچین کاری رو بکنه

29:46.680 --> 29:48.080
‫و سالم و سلامت برگرده خونه، خب؟

29:48.160 --> 29:49.160
‫بعد از پنج روز؟

29:49.200 --> 29:51.520
‫اگه بچۀ من بود، زنده برنمی‌گشت

29:51.600 --> 29:54.240
‫کون لقت، مرتیکه آشغال!

29:54.320 --> 29:56.760
‫پسرِ من زنده‌ست

30:11.040 --> 30:12.360
‫جرج

30:12.440 --> 30:13.680
‫خیلی متأسفم

30:14.480 --> 30:16.040
‫اشکالی نداره. اون موقع ناراحت بودی

30:17.000 --> 30:18.920
‫فقط...

30:19.000 --> 30:19.840
‫چی بگم...

30:19.920 --> 30:22.520
‫می‌دونی، فکرهای بد خیلی زود
‫تمامِ ذهن آدم رو درگیر می‌کنن

30:24.880 --> 30:27.280
‫امیدوار بودم بتونم نقاشی‌های ادگار رو ببینم

30:31.920 --> 30:34.600
‫خیلی‌خب. مراقب باش

30:36.440 --> 30:37.440
‫اوهوم

30:53.800 --> 30:54.960
‫کارش خوبه، مگه نه؟

30:56.680 --> 30:57.680
‫آره

30:58.440 --> 30:59.440
‫کارش خوبه

31:15.700 --> 31:17.300
‫[من عاشقِ نیویورکم]

31:53.880 --> 31:55.680
‫می‌خوام دوباره
لیست سیرا رو بررسی کنم

31:55.760 --> 31:58.400
‫اسم‌های قدیمی رو
‫بررسی کنم و ارتباط پیدا کنم

31:58.480 --> 32:00.200
‫شاید دوباره برم لاکس

32:00.280 --> 32:03.400
‫اون بچه هر روز از کنار اون کلوب رد می‌شده

32:03.480 --> 32:07.520
‫بعد می‌پیچیده دست راست و بعد
‫می‌رفته سمت زمین بسکتبال

32:07.600 --> 32:10.040
‫همون زمینی که مارلون روشل توش بازی می‌کرده

32:10.120 --> 32:13.600
‫مارلون روشل؟ خودمون دو بار
‫پسره رو به جرم حمل مواد گرفتیم

32:13.680 --> 32:16.240
‫این باعث نمیشه مادرش
‫ماهی چهار بار بهم زنگ نزنه

32:16.320 --> 32:18.320
‫ببین این یکی یه پسر نه ساله‌ست

32:18.400 --> 32:20.320
‫که سفیدپوسته

32:21.240 --> 32:24.280
‫ما وظیفه‌مون رو سر پروندۀ مارلون
‫روشل انجام دادیم و هیچی دستگیرمون نشد

32:24.880 --> 32:28.400
‫پسره کونی بود. یا یه جایی نشئه
‫کرده یا توی رودخونۀ هادسون غرق شده

32:28.480 --> 32:31.400
‫با اینحال این حق مادرشه که
‫بدونه چه بلایی سر بچه‌ش اومده

32:32.880 --> 32:37.800
‫دوتا پسر توی فاصلۀ یازده ماه از هم ناپدید
‫شدن و ما قرار نیست بهم ربط‌شون بدیم؟

32:39.120 --> 32:40.560
‫باشه، مارلون مواد می‌زده

32:40.640 --> 32:43.520
‫اما اگه فقط به این دلیل بی‌خیالش
‫بشیم در حقش نامردی کردیم

32:43.600 --> 32:44.760
‫اونم بچه بوده

32:45.880 --> 32:48.600
‫حالا بین اون زمین‌های بازی،
‫اون کلوب و مأمورهای دایرۀ منکرات

32:48.680 --> 32:50.120
‫یکی هست که یه چیزی بدونه

32:50.200 --> 32:52.640
‫- با دم شیر بازی نکن، لدرویت
‫- منظورت نوکسه؟

32:52.680 --> 32:55.040
‫چه ربطی به نوکس داره آخه؟

32:55.120 --> 32:58.000
‫ببین من رفتارهای مامورهایی
‫مثل نوکس و کندی رو تایید نمی‌کنم

32:58.760 --> 33:00.480
‫ولی یادته اوضاع تو دایرۀ منکرات چطور بود؟

33:00.560 --> 33:04.160
‫افرادی اونجا هستن که می‌خوان
‫تشکیل خانواده بدن، پول وام بدن

33:04.240 --> 33:06.320
و خلافکارهایی رو دستگیر می‌کنن
که اونقدر مایه دارن

33:06.400 --> 33:08.320
که من و تو تو کل عمرمون
اینقدر پول درنمیاریم

33:08.400 --> 33:11.400
‫اگه پات به این ماجرا باز بشه
‫به این سادگیا نمی‌تونی بیای بیرون

33:12.600 --> 33:16.240
‫ببین فقط می‌خوام بگم که
‫خیلی عجله می‌کنی

33:18.120 --> 33:19.440
‫ببخشید مزاحم شدم

33:19.520 --> 33:22.760
‫مایکی، لیست اسامی افرادی که
‫در ماه مه 1979 توی سیرا دستگیر شدن رو برات در اوردم

33:24.640 --> 33:28.920
‫تینا، میشه یه فکری به حال این بابا بکنی؟

33:29.000 --> 33:30.640
‫داره دیوونه‌م می‌کنه

33:30.720 --> 33:32.080
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

33:32.160 --> 33:35.000
‫لورنزو هم گفت به موقع
‫برای شام بیایین. جدی هم گفت

34:00.880 --> 34:02.440
‫- سلام رفقا
‫- سلام نوکس

34:05.680 --> 34:08.040
‫می‌خوام یه سر به اون مغازۀ
توی خیابونِ سیزدهم بزنین

34:08.120 --> 34:10.320
‫- بگین من فرستادمتون. احتیاط کنین
‫- چشم قربان

34:13.000 --> 34:14.000
‫شماره هشت کیه؟

34:14.840 --> 34:16.840
‫تنها کسی که اینو می‌دونست الان مُرده

34:16.920 --> 34:18.720
‫- نه...
‫- نزدیک من نشو لدرویت

34:20.280 --> 34:21.840
‫نمی‌دونی با کی در افتادی

34:30.680 --> 34:32.120
‫کَسی

34:33.480 --> 34:34.480
‫کَسی؟

34:39.520 --> 34:41.040
‫بهتره بری دوش بگیری

34:41.120 --> 34:43.560
‫می‌دونی که بوی گند میدی، خب؟

34:43.640 --> 34:46.880
‫بجنب، وینسنت.
‫باید به خاطر بچه‌ت تو جلسه سنگ تموم بذاری

34:52.640 --> 34:54.520
‫- سلام رفیق
‫- بفرما

34:55.120 --> 34:56.680
‫- نوش جون
‫- بفرما

34:58.040 --> 34:59.080
‫حالت چطوره؟

34:59.160 --> 35:00.360
‫- سلام
‫- سلام

35:03.200 --> 35:04.200
‫بفرمایین

35:05.040 --> 35:06.040
‫سلام

35:06.800 --> 35:07.920
‫بفرمایین آقا

35:08.880 --> 35:10.480
‫- پنج دقیقه میرم و میام
‫- باشه

35:15.320 --> 35:17.400
‫اصلاً خوابیدی؟

35:19.280 --> 35:22.920
‫دیشب یه خانمی رو دیدم که
‫پسرش 11 ماهه گم شده

35:23.000 --> 35:26.000
‫و از توی چشم‌هاش مشخص بود که

35:26.080 --> 35:28.160
‫می‌دونه پسرش مُرده

35:28.760 --> 35:31.720
‫بس کن،کسی. بد به دلت راه نده. بیا بغلم

35:34.360 --> 35:36.720
‫باید زنده باشه. اون باید زنده باشه

35:37.760 --> 35:39.640
‫باید زنده باشه

35:39.720 --> 35:40.720
‫زنده‌ست

35:42.440 --> 35:43.920
‫زنده‌ست

36:17.040 --> 36:18.520
‫می‌دونستم فکر خوبی نیست

36:18.600 --> 36:20.360
‫جری، من کل روز رو وقت ندارم‌ها

36:23.240 --> 36:24.680
‫گندش بزنن!

36:29.320 --> 36:30.440
‫بازم خدا رو شکر!

36:33.440 --> 36:34.280
‫خیلی‌خب

36:34.360 --> 36:36.000
‫- وقت داریم
‫- جری اومده

36:36.040 --> 36:38.560
‫- باشه
‫- اونم آوی نگلره

36:38.640 --> 36:40.440
‫رئیس بخش خرید و بازاره

36:40.520 --> 36:42.960
‫سم هم اومده

36:43.040 --> 36:47.600
‫مدیر اجرایی ارشد و مدیرِ
‫فعلیِ بخش کودکان و انیمیشنه

36:47.680 --> 36:49.240
‫- آهان
‫- بقیه رو هم که می‌شناسی

36:49.320 --> 36:50.800
‫یه مشت کونی

36:50.880 --> 36:51.920
‫هیس!

36:53.880 --> 36:56.056
‫- می‌خوای بی‌خیالش بشی؟
‫- نه، از پسش برمیام لنی. ردیفه

36:56.080 --> 36:58.520
‫خیلی‌خب. لطفاً طبق متن
‫پیش برو. چیز ناجوری نگو

36:58.600 --> 37:00.760
‫- مودب هم باش. مرسی
‫- باشه

37:06.360 --> 37:07.720
‫- از پسش برمیام، رفیق
‫- اوه

37:14.480 --> 37:16.680
‫اریک یه هیولاست. درسته

37:17.400 --> 37:20.400
‫اریک چیزیه که ما ازش می‌ترسیم. درسته

37:20.480 --> 37:22.800
‫سایه‌ایه که پشتِ همه‌مون پنهان شده

37:22.880 --> 37:24.560
‫یا زیرِ تخت‌خواب‌مونه

37:26.040 --> 37:27.360
‫ولی اون...

37:29.040 --> 37:30.040
‫خودِ شما هم هست

37:31.160 --> 37:35.000
‫و شما و شما و همۀ ما

37:35.080 --> 37:38.640
‫اون بهترین و بدترین جنبۀ شخصیت ماست

37:38.720 --> 37:42.600
‫اون هیولاییه که کنار ما قدم می‌زنه

37:42.680 --> 37:47.680
‫هیولاییه که هر بچه‌ای می‌خواد

37:47.760 --> 37:51.040
‫وقتی که گم شده و یکی باید پیداش کنه

37:55.880 --> 37:58.320
‫آره، آره، آره

37:58.400 --> 38:01.320
‫دیگه داری خجالتم میدی

38:01.400 --> 38:03.000
‫مرتیکه عوضی

38:03.080 --> 38:05.160
‫اریک!

38:05.240 --> 38:07.320
‫مراقب رفتارت باش. بزرگترا اینجا نشستن

38:07.400 --> 38:08.600
‫آهان باشه

38:08.680 --> 38:10.000
‫ببخشید رفقا

38:10.640 --> 38:14.880
‫به شرکت‌های مودب یا گوشِ شنوا داشتن،
‫عادت ندارم

38:18.200 --> 38:21.240
‫می‌دونین آدم توی این
‫شهر احساس تنهایی می‌کنه

38:21.320 --> 38:23.360
‫اریک، تو تنها نیستی

38:23.440 --> 38:25.280
‫- هان؟
‫- هیچ‌کس اینجا تنها نیست

38:26.040 --> 38:27.680
‫تو منو داری

38:27.760 --> 38:31.560
‫و منو. اسمِ من ماشـه و ایشون هم...

38:31.640 --> 38:33.320
‫سلام اریک. اسم من پگیـه

38:33.400 --> 38:34.520
‫منم پارکرم

38:34.600 --> 38:37.600
‫من آواره‌م پس همه اینجا مثل خودتن

38:37.680 --> 38:40.200
‫- که اینطور
‫- همه‌مون یه‌جورایی آواره‌ایم

38:40.280 --> 38:42.760
‫وقتی احساسِ می‌کنیم گم شدیم
میاییم پارک

38:42.840 --> 38:44.320
‫تو هم گم شدی اریک؟

38:46.680 --> 38:48.840
‫آره

38:49.360 --> 38:52.640
‫گمونم یه جایِ راه رو اشتباه رفتم

38:52.720 --> 38:54.760
‫ببینید قضیه اینه که

38:55.280 --> 38:59.040
‫زیرِ زمین خیلی تاریکـه

38:59.120 --> 39:03.000
‫ولی من می‌ترسیدم بیام بالا

39:03.080 --> 39:06.240
‫و هیچ‌کس بهم نگفته بود

39:06.320 --> 39:11.440
‫که نور خورشید چقدر می‌تونه قشنگ باشه

39:26.440 --> 39:28.080
‫- نه!
‫- هوی!

39:28.160 --> 39:30.040
‫بیا دیگه

39:32.560 --> 39:34.480
‫تکون نخور!

40:00.200 --> 40:03.280
‫- درِ سبز شیشه‌ای دیگه چیه؟
‫- واقعاً دیگه نمی‌دونم.

40:03.360 --> 40:06.560
‫- نه ولی جدی فوق‌العاده بودی!
‫- مهمون‌های وی‌آی‌پی رسیدن

40:06.640 --> 40:07.800
‫ای بابا!

40:07.880 --> 40:10.160
‫- سلام خانوم‌ها!
‫- نه، واقعاً عالی بود

40:10.240 --> 40:12.600
‫- جکسون! چطوری؟
‫- خوشحالم می‌بینمت!

40:13.080 --> 40:14.400
‫سلام، چطوری؟

40:15.600 --> 40:18.720
‫نگاهش کن! چه جیگری شدی!

40:20.120 --> 40:22.200
‫- وای ببخشید!
‫- اشکالی نداره

40:22.280 --> 40:25.120
‫- آروم باش. عذر می‌خوام. آره
‫- باشه! از شبت لذت ببر

40:25.200 --> 40:26.200
‫حتما!

40:27.520 --> 40:29.360
‫برو ته صف. توی صف نزنین

40:30.400 --> 40:31.760
‫خیلی خوشمزه بود

40:31.840 --> 40:32.720
‫اوهوم

40:32.800 --> 40:35.040
‫دست از سرت برنمی‌دارم تا دستور
‫پختِ اون تاس کباب رو بهم بدی!

40:35.120 --> 40:36.440
‫مایکل، تو هم آشپزی می‌کنی؟

40:36.520 --> 40:38.760
‫کلا غذام رو از رستوران
تاکو بل و وندیز می‌گیرم

40:40.040 --> 40:43.280
‫پس حتماً یکی برات آشپزی می‌کنه.
‫با فست‌فود خوردن نمیشه همچین عضلاتی ساخت

40:43.360 --> 40:46.520
‫می‌دونستم نباید دعوتت می‌کردم!

40:46.600 --> 40:48.640
‫بعد از این غذا باید یه هفته برم کلاس ایروبیک

40:48.720 --> 40:52.280
‫هنوز با دینا حرف نزدی؟
‫کیمبرلی رو بعد از اون جریان کندی دیده؟

40:52.360 --> 40:54.320
‫حالش خوبه. بچه داره دندون در میاره

40:54.400 --> 40:56.600
‫خوبیِ ازدواج کردن با پلیس‌ها همینه

40:56.680 --> 40:59.080
‫بچه‌های خوبی بار میارن

40:59.160 --> 41:02.640
‫از من گفتن بود! باید یه پلیسِ‫خوب
برای خودت پیدا کنی

41:02.720 --> 41:05.880
‫دارم زورم رو می‌زنم.
‫این بی‌شعور هی جا می‌زنه

41:07.520 --> 41:09.080
‫شنیدی لدرویت؟

41:09.160 --> 41:12.280
‫دیگه نباید هر شب بری لاکس
‫و باید برای خودت زن پیدا کنی

41:12.360 --> 41:15.320
‫دیگه می‌خوای رازهات رو به کی بگی؟

41:16.520 --> 41:17.440
‫جدی میگم

41:17.520 --> 41:20.320
‫مایکی، همه به یکی نیاز دارن که بهش تکیه کنن

41:20.400 --> 41:21.680
‫کی هوات رو داره؟

41:33.840 --> 41:35.576
‫هوی!

41:39.240 --> 41:42.760
‫می‌دونی که بیای تو راحت‌تریم

41:45.280 --> 41:46.280
‫باید برم خونه

41:50.240 --> 41:53.480
‫باشه. باشه واسه بعد

41:54.200 --> 41:55.200
‫باشه

42:03.520 --> 42:04.560
‫تینا

42:06.960 --> 42:07.960
‫مایکی

42:08.360 --> 42:11.360
‫دینا... زنِ نوکسه؟

42:11.440 --> 42:13.680
‫- سر شام اسمش رو آوردی
‫- آره

42:18.120 --> 42:18.960
‫آره

42:19.040 --> 42:22.440
‫قدیما دوتایی شیطونی می‌کردیم

42:23.560 --> 42:25.640
‫با اون و کیمبرلی

42:25.720 --> 42:28.680
‫الان توی بیمارستان بلویو پرستاره

42:30.040 --> 42:31.440
‫ولی اگه ازم بپرسی باید بگم

42:32.840 --> 42:34.440
‫نوکس عوضیه

42:36.760 --> 42:39.040
‫شوهرِ منم آدم مزخرفی بود ولی
‫حداقل خودمو نجات دادم

42:39.720 --> 42:42.360
‫- نمی‌دونم دینا چطور اون جونور رو تحمل می‌کنه
‫- جونور؟

42:43.920 --> 42:44.920
‫منظورت چیه؟

42:47.120 --> 42:48.560
‫زیادی مشروب خوردم

42:50.480 --> 42:51.880
‫به نظرت باهام حرف می‌زنه؟

42:53.680 --> 42:54.800
‫حتماً، مایکی

42:58.480 --> 42:59.480
‫می‌تونم ازش بپرسم

43:00.680 --> 43:01.960
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

43:15.920 --> 43:17.080
‫داری چیکار می‌کنی؟

43:20.080 --> 43:23.560
‫- همون همیشگی. همینو می‌خوایم!
‫- بیایین مهمونی رو شروع کنیم!

43:23.640 --> 43:25.360
‫بچه‌ها بیایین!

43:25.440 --> 43:28.480
‫یه پیک بردارین! یه پیک بردارین! یه پیک بردارین!
‫یالا، یالا!

43:28.560 --> 43:29.560
‫به سلامتی اریک!

43:29.600 --> 43:31.680
‫به سلامتی اریک! ووهو!

43:31.760 --> 43:33.440
‫- جری
‫- موفق شدی، لنی!

43:33.520 --> 43:35.800
‫نه، زحمتِ وینسنت بود

43:38.080 --> 43:39.600
‫عروسکه رو می‌خوام

43:40.200 --> 43:42.320
‫ولی وینسنت رو نه،لنی. خودتم می‌دونی

43:44.440 --> 43:45.600
‫مایۀ دردسره

43:47.160 --> 43:48.000
‫یه نگاه بهش بنداز

43:48.080 --> 43:50.640
‫پسرش گمشده و اومده داره مشروب می‌خوره

43:50.720 --> 43:52.360
‫مشخصه رد داده

43:52.440 --> 43:55.240
‫فردا صبح باید تاوانش رو پس بدی.
‫بزن قدش، عزیزم!

43:56.120 --> 43:58.840
‫یا خودت بهش میگی... یا خودم میگم

44:01.480 --> 44:04.840
‫جی! خیلی از دیدنت خوشحالم!
‫نمی‌دونستم تو هم امشب میای

44:04.920 --> 44:06.760
‫اریک! ووهو!

44:11.840 --> 44:13.080
‫سلام

44:24.280 --> 44:25.280
‫تکون نخور

44:27.520 --> 44:28.800
‫منم پیداش کردم‌ها

44:28.840 --> 44:30.200
‫آره و منم آوردمش بیرون

44:30.280 --> 44:32.080
‫یوسف، می‌تونیم کلی پول به جیب بزنیم

44:32.160 --> 44:33.400
‫که بری با مواد خریدن حرومشون کنی؟

44:37.080 --> 44:39.960
‫اگه بدونی کجا بفروشیش
‫بابتش پول خوبی گیرت میاد

44:42.360 --> 44:44.400
‫تی‌جی چند نفری رو سراغ
‫داره. چندتا منحرف می‌شناسه

44:44.480 --> 44:45.800
‫خفه شو. دارم فکر می‌کنم

44:52.800 --> 44:54.280
‫فکرهای دیگه‌ای دارم

44:57.360 --> 44:59.240
‫گفتم تکون نخور!

44:59.320 --> 45:01.456
‫- این پسربچه رو ندیدین؟
‫- نه

45:01.480 --> 45:04.160
‫- میشه بهمون زنگ بزنین؟
‫- آقا، پسرم رو ندیدین؟

45:04.240 --> 45:05.240
‫نه، ممنون

45:05.760 --> 45:07.800
‫خانم؟ پسرم... ممنون

45:07.880 --> 45:10.720
‫- ببخشید آقایون
‫- نه مرسی. روز خوش

45:10.800 --> 45:13.440
‫سلام، این پسربچه رو ندیدین؟ گم شده...

45:15.040 --> 45:16.960
‫این ادگار اندرسونه. گم شده

45:17.000 --> 45:19.080
‫میشه اگه چیزی می‌دونستین بهمون خبر بدین؟

45:19.160 --> 45:20.600
‫ببخشید، ببخشید خانم

45:22.560 --> 45:24.560
‫[بچۀ گمشده. لطفاً کمک کنید]

45:24.760 --> 45:25.840
‫ببخشید آقا

45:29.200 --> 45:30.360
‫ببخشید آقا

45:46.200 --> 45:48.120
‫تضمینی نیست بتونین برین داخل

45:50.200 --> 45:51.400
‫سلام سرکار

45:52.600 --> 45:54.800
‫به خیلی چیزها رسیدگی نشده

45:54.880 --> 45:55.960
‫بهت پول میدم که نگهبان وایسی

45:56.040 --> 45:57.800
‫به همه داره خوش می‌گذره

45:58.600 --> 45:59.840
‫ببین کی برگشته

46:01.160 --> 46:02.920
‫- باز اومدی
‫- جرمه؟

46:04.320 --> 46:05.640
‫می‌شناسیش؟

46:06.400 --> 46:09.480
‫همونطور که دفعه پیش گفتم بچۀ
‫خوش بر و رویه ولی تا حالا ندیدمش

46:10.000 --> 46:11.840
‫نه. دوباره نگاه کن

46:12.800 --> 46:15.120
‫- مایکی
‫- ببخشید کمکی ازم ساخته نیست

46:19.080 --> 46:21.640
‫ببین. قبلاً درباره‌ش صحبت کردیم

46:21.720 --> 46:22.760
‫و وقتی اینجا نبودی؟

46:23.840 --> 46:28.520
‫گیتور رفتی زندون دل‌رحم شدی ولی
‫وقتی نبودی دنیا از حرکت واینستاده بود

46:29.520 --> 46:30.520
‫زندگی ادامه داشته

46:44.040 --> 46:45.240
‫اگه سر به سر من بذاری

46:46.320 --> 46:48.760
‫حاضرم به خاطر بلایی که سرت میارم برم زندون

46:50.040 --> 46:51.040
‫خب؟

46:51.600 --> 46:54.080
‫باشه، خوبه. برو به کارت برس. برو ببینم

46:57.160 --> 46:58.160
‫آهای، تو

47:01.440 --> 47:03.640
‫وای!

47:03.720 --> 47:05.880
‫برو کنار ببینم

47:07.000 --> 47:08.440
‫باشه، باشه

47:09.720 --> 47:12.240
‫- اعتراف کن داداش! داریم می‌ترکونیم!
‫- ووهو!

47:12.320 --> 47:14.120
‫- آره عزیزم! وای برادر!
‫- وینی!

47:14.200 --> 47:16.120
‫اگه بری تو برنامۀ «صبح بخیر آفتاب»

47:16.160 --> 47:17.480
‫پسرم برمی‌گرده خونه!

47:18.520 --> 47:20.080
‫- وینی!
‫- جونم رفیق؟

47:20.160 --> 47:21.560
‫روبه‌راهی؟

47:21.640 --> 47:23.400
‫آره. چی شده؟

47:23.480 --> 47:26.400
‫میگما به نظرت بهتر نیست بری خونه پیش کَسی؟

47:26.480 --> 47:27.880
‫نه دادا، رواله

47:27.960 --> 47:29.680
‫تو بار منتظرتم

47:29.760 --> 47:33.120
‫باشه. اومدیم. اومدیم. می‌بینمت

47:34.920 --> 47:37.840
‫بزن بریم!

47:39.880 --> 47:45.880
‫ترجمه از سحـر

47:45.904 --> 47:55.904
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

49:37.400 --> 49:38.400
‫ای وای!

49:55.920 --> 50:00.920
♪ Laura Branigan - Gloria ♪
