WEBVTT

00:10.000 --> 00:20.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:23.160 --> 00:27.320
‫48 ساعت از آخرین باری که
‫ادگار اندرسون حوالی ساعت 8 صبح

00:27.400 --> 00:30.120
‫توی راه مدرسه دیده شده، می‌گذره

00:30.200 --> 00:34.880
‫از هر کسی که اطلاعاتی داره،
‫هرچقدر هم ناچیز، می‌خوایم که اطلاع بده

00:34.960 --> 00:38.640
‫تلفن رو بردارید و کمک‌مون کنید
‫ادگار رو برگردونیم خونه

00:40.040 --> 00:42.480
‫رئیس‌پلیس

00:42.560 --> 00:43.560
‫گرگ

00:43.920 --> 00:46.760
‫گذاشتی پیاده بره مدرسه
‫در حالی که فقط چهارم ابتداییـه

00:47.440 --> 00:49.000
‫از این تصمیم پشیمونی؟

00:49.080 --> 00:50.680
‫میشه از بحث منحرف نشی؟

00:50.760 --> 00:52.760
‫- رئیس‌پلیس!
‫- مری

00:52.840 --> 00:56.100
‫طی سال گذشته شاهد افزایش 4.7 درصدی
‫جرایم خشونت‌آمیز و

00:56.101 --> 00:57.240
‫قتل بودیم

00:57.320 --> 00:59.760
‫اینو به‌ آمار جدید ربط میدی؟

00:59.840 --> 01:01.520
‫فقط حرف مطبوعات رو نقل قول کردم

01:01.600 --> 01:04.800
‫اینو به هیچی ربط نمی‌دیم.
‫مخصوصاً قتل.

01:04.880 --> 01:07.640
‫اتفاقاً، مری، مطبوعات خودِ تویی

01:07.720 --> 01:09.320
‫مارلون روشل چی؟

01:09.400 --> 01:11.640
‫وقتی یه بچه‌ی دیگه
‫توی خیابون‌هامون گم میشه،

01:11.720 --> 01:15.120
‫اون‌وقت شهرداری باید کاری فرا تر از
‫تمیز کردنِ آشغال‌ها انجام بده

01:15.200 --> 01:16.480
‫اصلاً مظنونی دارید؟

01:16.560 --> 01:20.360
‫داریم روش کار می‌کنیم.
‫از عموم مردم خواستیم گوش به‌زنگ باشن.

01:20.440 --> 01:23.480
‫ممکنه کار یه همسایه باشه، یا یه دوست.
‫هیچی رو از قلم نمی‌ندازیم.

01:24.080 --> 01:27.880
‫بهتره بذاریم این بچه‌ها برگردن مدرسه و
‫روزشون رو شروع کنن

01:27.960 --> 01:29.440
‫ولی قبلش،

01:29.520 --> 01:32.320
‫می‌خوام والدین ادگار چند کلمه‌ای

01:33.360 --> 01:35.520
‫حرف بزنن

01:50.560 --> 01:53.640
‫ادگار، اگه داری تماشا می‌کنی...

01:55.920 --> 01:57.040
‫متأسفم، رفیق

02:01.240 --> 02:02.440
‫فقط بیا خونه، خب؟

02:04.080 --> 02:07.600
‫به این آقایان و خانم‌های مطبوعاتی
‫ثابت کن که نمُردی

02:08.720 --> 02:10.360
‫- یا خدا...
‫- خدایا

02:10.440 --> 02:12.840
‫نه! بیا اینطرف!

02:15.720 --> 02:17.760
‫خیلی‌خب، دوستان. وسلام

02:18.280 --> 02:21.600
‫هر خبر تازه‌ای بشه،
‫بهتون اطلاع می‌دیم

02:21.680 --> 02:22.720
‫خیلی ممنون

02:29.680 --> 02:31.720
‫جسد یا مظنون

02:31.800 --> 02:33.960
‫جفتش باشه، شاید شغلت رو از دست ندی

03:18.800 --> 03:20.400
«به فکر تو هستیم، ادگار»

03:25.560 --> 03:27.000
‫- ممنون
‫- کمکی ازم بر میاد؟

03:27.080 --> 03:28.800
‫- اینا رو می‌گیری؟
‫- البته

03:30.160 --> 03:32.040
«روز خوش، عزیزم!‏»

03:35.840 --> 03:38.800
‫سباستین رو یادت میاد که توی کلاسم بود؟

03:38.880 --> 03:40.160
‫سلام، رفیق

03:40.240 --> 03:41.600
‫واقعاً متأسفم

03:42.200 --> 03:43.936
‫آره، این...
‫این جمله اصلاً یعنی چی؟

03:43.960 --> 03:45.800
‫من دیگه معنی‌شو نمی‌دونم

03:45.880 --> 03:47.920
‫- همسرم رو از کجا می‌شناسی؟
‫- معلمم بود

03:48.000 --> 03:49.920
‫وینسنت، چه مرگتـه؟

03:50.000 --> 03:52.520
‫- بیخیال، کَسی. چی...
‫- خیلی شرمنده‌ام، سباستین

03:52.600 --> 03:53.800
‫مشکلی نیست. من...

03:53.880 --> 03:55.800
‫- آره
‫- خیلی‌خب، تراکت‌ها...

03:55.880 --> 03:59.480
‫- چرا از برادوی تا خیابون نهم رو دست نمی‌گیری؟
‫- نه، نه. باید برم سر کار

03:59.560 --> 04:01.960
‫- چی؟
‫- یه نقشه‌ای دارم، خب؟

04:02.040 --> 04:05.280
‫باید عروسک ادگار رو ببرم
‫توی برنامه‌ی تلوزیونی

04:05.360 --> 04:07.360
‫اونا تی‌شرتش رو پیدا کردن، وینسنت

04:07.440 --> 04:09.800
‫- اونا تی‌شرت خونی و پاره‌اش رو پیدا کردن
‫- می‌دونم. می‌دونم

04:09.880 --> 04:10.800
‫اگه مُرده باشه چی؟

04:10.880 --> 04:13.160
‫- اگه یکی اونو دزدیده باشه چی؟
‫- بس کن. این حرف رو نزن!

04:13.240 --> 04:14.240
‫اون نمُرده

04:15.240 --> 04:16.560
‫پیداش می‌کنم

04:16.640 --> 04:19.480
‫مادرت مژدگونی گذاشته

04:19.560 --> 04:21.600
‫25 هزار دلار

04:21.680 --> 04:23.640
‫- دارن سعی می‌کنن کمک کنن
‫- از این خبرا نیست

04:25.080 --> 04:28.200
‫پول به پیدا کردنش بیشتر کمک می‌کنه
‫تا یه عروسکِ وامونده

04:28.720 --> 04:29.720
‫وینسنت!

04:30.400 --> 04:33.160
‫چرا اونجا گفتی «متأسفم»؟

04:34.320 --> 04:35.560
‫«متأسفم، رفیق»

04:35.640 --> 04:37.080
‫معمولاً همین رو میگن

04:43.040 --> 04:44.880
‫آره، ریدی

04:44.960 --> 04:47.280
‫برو رد کارت. گم شو

04:49.680 --> 04:52.080
‫ادگار از مدرسه خوشش میاد؟

04:52.720 --> 04:54.800
‫اون دوست داشت...

04:54.880 --> 04:56.440
‫دوست داره نقاشی بکشه

04:56.520 --> 04:58.960
‫اون زیاد اجتماعی نیست. عادیـه.

04:59.040 --> 05:00.160
‫بچه‌ست دیگه

05:00.240 --> 05:01.520
‫آ...

05:01.600 --> 05:05.360
‫داره از خونه دور میشه، به سمتش نمیره

05:05.440 --> 05:06.440
‫دعوای پدر و مادر

05:06.920 --> 05:09.000
‫این دو تا آتیشِ تیراندازی...

05:09.080 --> 05:13.040
‫وقتی به بچه‌ها آموزش میدی،
‫امیدواری یه مقدارش توی خونه اثر کنه

05:16.240 --> 05:18.240
‫تابحال ادگار رو پیش کسی
‫جز والدینش دیدی؟

05:18.320 --> 05:21.600
‫اکثر روزها مادرش میاد دنبالش.
‫گاهی هم پدرش.

05:22.200 --> 05:23.400
‫پس این یارو کیه؟

05:23.480 --> 05:25.720
‫داریم شروع می‌کنیم، خانم رایان

05:25.800 --> 05:27.440
‫شرمنده

05:27.520 --> 05:30.360
‫وقت مراسم اهدای جوایزه.
‫هر ترم یه بار هست.

05:30.440 --> 05:31.880
‫مایه‌ی خوشحالی مامان‌هاست

05:32.480 --> 05:33.480
‫ممنون

05:38.000 --> 05:41.720
‫یا خدا. اون بچه داره.
‫یکی دیگه توی راهـه؟

05:44.200 --> 05:46.600
‫خیلی‌خب. باز امشب می‌بینم‌تون

05:49.480 --> 05:50.600
‫آره

05:50.680 --> 05:51.680
‫خیلی‌خب

05:53.560 --> 05:54.560
‫قضیه چی بود؟

05:55.960 --> 05:59.120
‫کندی. همون پلیسی که
‫سعی کردی گیرش بندازی؟

05:59.200 --> 06:01.600
‫دیشب مُرد، ماشین بهش زد و در رفت

06:01.680 --> 06:02.720
‫لعنتی

06:02.800 --> 06:06.040
‫آره. یه بیوه و یه بچه ازش موند و
‫یه بچه‌اش هم تو راهـه

06:06.840 --> 06:09.120
‫رفقا قراره براش بزرگداشت بگیرن و
‫به افتخارش مشروب بخورن

06:09.200 --> 06:11.160
‫بهتره الم‌شنگه راه نندازی

06:12.720 --> 06:16.760
‫احتمالاً یه بچه دانشجوی مست بوده.
‫ماشین پدرش رو دزدیده و با سرعت می‌رونده.

06:16.840 --> 06:18.840
‫توی لاکس که به نظر خیلی عصبانی بود

06:18.920 --> 06:21.000
‫مدام راجع به چیزی مربوط
‫به «هشت» حرف می‌زد

06:21.080 --> 06:24.520
‫اون موقع توجهی نکردم، ولی وقتی دوباره به نوار
‫گوش دادم، مشخص بود که سر یه چیزی ناراحتـه...

06:24.600 --> 06:26.240
‫یه لحظه. کدوم نوار؟

06:27.280 --> 06:28.920
‫بهت میکروفون وصل بود، مایکی؟

06:29.000 --> 06:31.520
‫کندی گفت هشت. هشت کدوم خریـه؟

06:31.600 --> 06:34.880
‫محض رضای خدا، مایکی.
‫چه گیری به لاکس دادی...

06:34.960 --> 06:35.840
‫آخه...

06:35.920 --> 06:39.200
‫باید کنترلش کنی.
‫داری وقت هدر میدی.

06:39.280 --> 06:41.480
‫وقتی سیرا رو تعطیل کردیم،
‫اون گوه‌کاری‌ها هم تموم شد

06:41.560 --> 06:43.760
‫هشت دیگه چه کوفتیـه؟
‫کی به تخمش می‌گیره؟

06:43.840 --> 06:46.320
‫کندی داشته کسشعر می‌بافته

06:46.400 --> 06:49.120
‫روانی‌ها و خل‌ و چل‌ها و
‫بچه‌بازها رو برام پیدا کن

06:49.200 --> 06:50.920
‫48 ساعت گذشته!

06:51.440 --> 06:54.640
‫این بچه‌ی بیچاره یا مُرده،
‫یا یه جا زندانیش کردن

06:55.240 --> 06:57.000
‫بیا مصیبتِ این مادر رو تمومش کنیم، خب؟

06:57.960 --> 06:59.160
‫برام سرنخ پیدا کن

07:19.840 --> 07:22.040
‫وینسنت، انتظار نداشتیم امروز بیای

07:22.600 --> 07:24.000
‫دارن عروسک جدید رو آماده می‌کنن

07:24.080 --> 07:25.840
‫- صحیح
‫- ماش میگه...

07:25.920 --> 07:28.040
‫سلام غریبه. حالت خوبه؟

07:28.120 --> 07:29.160
‫وینسنت اینجاست

07:30.280 --> 07:31.280
‫چی...

07:34.440 --> 07:35.480
‫سلام

07:36.400 --> 07:37.760
‫تو خونه بشینم چیکار کنم؟

07:39.400 --> 07:43.400
‫وانمود کنید اینجا نیستم.
‫لطفاً به کارتون ادامه بدید.

07:43.480 --> 07:44.640
‫باشه

07:45.400 --> 07:47.040
‫شروع کنید. آره. ادامه بدید

07:47.920 --> 07:50.080
‫مک موش‌کور گفت...

07:50.160 --> 07:53.880
‫راهم رو گم کردم.
‫پیچیدم راست و بعدش هم چپ.

07:53.960 --> 07:55.360
‫اوه!

07:55.440 --> 07:56.920
‫فهمیدم. مکِ موش‌کور

07:57.000 --> 07:59.600
‫پس موش‌کور اسکاتلندیـه
‫(لهجه‌ی اسکاتلندی داره)

08:01.040 --> 08:01.880
‫چرا؟

08:01.960 --> 08:04.400
‫هر چیزی که کت‌شلواری‌های
‫پولدار به خوردمون میدن

08:04.480 --> 08:06.640
‫که به طور متوسط

08:06.720 --> 08:10.800
‫فقط 9 درصد از بچه‌های نیویورک
‫از فضای بیرون لذت می‌برن

08:10.880 --> 08:14.040
‫ولی یه دنیا هست که ما نمی‌بینیم

08:19.760 --> 08:22.240
‫اونا رو می‌بینید که دارن...

08:22.760 --> 08:24.440
‫از فاضلاب بیرون میان

08:25.120 --> 08:29.080
‫یه دنیای جادویی که مک بهش میگه خونه

08:29.920 --> 08:32.520
‫- باگ و ماش می‌خوان باهاش برن
‫- آره

08:32.600 --> 08:34.456
‫- ولی مک میگه...
‫- این بچه موهای سرش خیلی پرپشتـه

08:34.480 --> 08:38.120
‫چرا باید بخواد وارد اون
‫دخمه‌ی پر از گوه و لجن بشه؟

08:38.200 --> 08:39.600
‫فرار کن بچه، فرار کن

08:39.680 --> 08:44.360
‫چون فقط توی تاریکی
‫می‌تونی ستاره‌ها رو ببینی

08:44.440 --> 08:46.840
‫چطوری وارد فاضلاب میشی و چیزی می‌بینی؟

08:46.920 --> 08:48.200
‫بیخیال

08:48.280 --> 08:50.680
‫شرمنده. ولی این مک‌ موش‌کور مشکل بزرگی
‫واسه شرکت‌های دفع حیواناتِ موذیـه

08:50.760 --> 08:55.040
‫ما جونده‌ها و فاضلاب رو به تصویر نمی‌کشیم.
‫ما پارک‌ها و نمای شهر رو نشون می‌دیم.

08:55.120 --> 08:56.280
‫من کاملاً واسه عروسک جدید پایه‌ام

08:56.360 --> 08:59.560
‫ولی آخه خداوکیلی، این دیگه چیه؟

08:59.640 --> 09:01.960
‫عجب لاشی‌ای هستی، وینسنت.
‫اقلاً داره تلاشش رو می‌کنه.

09:02.040 --> 09:03.400
‫خیلی‌خب، پنج دقیقه استراحت کنیم

09:03.480 --> 09:05.200
‫آره، ورونیکا، به دهنت استراحت بده

09:05.280 --> 09:07.560
‫نه جدی. بیخیال.
‫از تو بعیده.

09:07.640 --> 09:10.056
‫- اینطوری ناجوانمردانه می‌زنی؟
‫- لازم نیست، عزیزم

09:10.080 --> 09:13.440
‫همه‌ی روزنامه‌ها از «پست» تا
‫«تایمز» دارن سرزنشت می‌کنن که

09:13.520 --> 09:16.120
‫گذاشتی یه بچه‌ی 9 ساله پیاده بره مدرسه

09:18.160 --> 09:20.400
‫همینـه. خودشه!

09:24.560 --> 09:25.560
‫بیخیال

09:26.720 --> 09:27.920
‫- خواهش می‌کنم، رفقا
‫- آره

09:40.520 --> 09:41.920
‫می‌دونم افتضاحـه. چی...

09:42.000 --> 09:44.240
‫افتضاحـه. چی از من می‌خوای؟

09:44.320 --> 09:46.000
‫ایده‌ی بهتری داری؟

09:46.080 --> 09:47.080
‫شاید

09:47.720 --> 09:48.840
‫خب؟

09:51.240 --> 09:53.160
‫- رانی از ته دل نگفت
‫- چرا، از ته دل گفت

09:54.280 --> 09:55.440
‫لعنتی

09:56.200 --> 09:59.000
‫رفیق

10:00.960 --> 10:02.280
‫خبر جدیدی هست یا...

10:07.120 --> 10:08.640
‫پنج دقیقه بهم وقت بده

10:09.200 --> 10:11.200
‫الان برمی‌گردم. خیلی‌خب

10:15.680 --> 10:19.080
‫اوه، وینسنت، وینسنت، وینسنت

10:19.960 --> 10:21.480
‫خفه شو!

10:25.400 --> 10:27.600
‫اصولاً اگه می‌خواستی از شر من خلاص بشی

10:27.680 --> 10:29.400
‫تا الان شده بودی

10:36.160 --> 10:39.280
‫اسپنس، تصاویر دوربین‌های مداربسته.
‫هنوز منتظرما.

10:39.360 --> 10:42.560
‫دو روز گذشته. می‌دونم زمان می‌بره،
‫ولی خواهش می‌کنم سریع‌تر

10:42.640 --> 10:43.560
‫آخرین باری که دیده شده

10:43.640 --> 10:46.120
‫یه زن بوده که فکر می‌کنه یه بلوک
‫دورتر از مدرسه اونو دیده

10:59.040 --> 11:02.120
‫مایکی، پیدات کردم.
‫از بایگانی پرونده‌های بیشتری در اومد.

11:02.200 --> 11:04.680
‫هر شخص سابقه‌داری توی شعاع
‫پنج بلوکی از آپارتمانِ اون بچه

11:04.760 --> 11:07.640
‫بعضیاشون خیلی قدیمی هستن. خیلی‌هاشون

11:07.720 --> 11:08.560
‫ممنون

11:08.640 --> 11:11.616
‫من میرم یه نگاهی به دوربین بیرون
‫آپارتمان خانواده‌ی اندرسون بندازم

11:11.640 --> 11:13.200
‫الو، بخش افراد گم شده

11:13.280 --> 11:15.120
‫آره

11:15.960 --> 11:17.720
‫خیلی‌خب، میشه تکرار کنی؟

11:18.880 --> 11:19.880
‫اوهوم

11:21.400 --> 11:23.080
‫ممنون. در اسرع وقت

11:23.160 --> 11:24.520
‫ممنون، دانی

11:25.480 --> 11:26.600
‫لعنتی

11:43.920 --> 11:46.600
‫اگه دوباره شماره چهار رو
‫خراب کرده باشی، آقای پارتریج

11:46.680 --> 11:48.640
‫هزینه‌اش رو باید پرداخت کنی

11:48.720 --> 11:53.080
‫قرار نیست هر باری که گند می‌زنی،
‫دوباره رنگ بزنم و فرش بندازم...

11:53.600 --> 11:57.040
‫آقای لووت؟ کارآگاه مایکل لدرویت هستم.
‫میشه بیایم داخل؟

12:07.160 --> 12:09.880
‫اینجا خیلی به‌هم ریخته‌ست.
‫داشتم تخم‌مرغ درست می‌کردم.

12:09.960 --> 12:11.800
‫فقط می‌خوایم یه نگاهی بندازیم، آقای لووت

12:16.720 --> 12:18.640
‫اون در چیه؟
‫ببین به کجا میره

12:18.720 --> 12:21.600
‫- کلید اینجا رو داری؟
‫- فقط موتورخونه‌ست

12:23.040 --> 12:24.600
‫بازش کنید، آقای لووت

12:33.200 --> 12:35.840
‫جز آت و آشغال و
‫خرت و پرت چیزی نیست

12:35.920 --> 12:37.400
‫بفرمایید

12:58.680 --> 13:00.400
‫مجله‌ی بچه‌ها رو می‌خونید؟

13:01.920 --> 13:03.880
‫آره، از جدول‌هاش خوشم میاد

13:04.960 --> 13:06.520
‫لدرویت، بیا اینجا

13:16.760 --> 13:17.760
‫اینجا

13:38.440 --> 13:39.600
‫نه، نه

13:40.400 --> 13:42.160
‫بیارش پایین. پایین

13:44.400 --> 13:45.520
‫پاکت آبمیوه‌ست؟

13:46.760 --> 13:49.320
‫این نرده رو باز کنید.
‫می‌خوام این پایین دقیق بررسی بشه.

13:50.680 --> 13:53.440
‫سلام. ادگار اندرسون،
‫دو روزه که گم شده

13:53.520 --> 13:57.720
‫خواهش می‌کنم، خانم. پسرم.
‫ممنون. آقا، خواهش می‌کنم. پسرم گم شده.

13:57.800 --> 14:00.320
‫یه پسر کوچولو دو روزه که گم شده.
‫ادگار اندرسون.

14:00.400 --> 14:02.656
‫- آقا، شما این پسر رو...
‫- از سر راه برو کنار، خانم!

14:02.680 --> 14:04.840
‫خدایا. امان از این شهر کوفتی

14:04.920 --> 14:07.240
‫شهر رؤیاهاست. بچه‌ی خوشگلیـه

14:21.600 --> 14:23.400
‫- چه خبرا، رئیس؟
‫- دیر کردی

14:26.440 --> 14:27.520
‫بفرما

14:27.600 --> 14:30.520
‫پلیس میگه دارن یه کاری می‌کنن

14:30.600 --> 14:33.880
‫نمی‌دونم دقیقاً دارن چیکار می‌کنن

14:33.960 --> 14:36.040
‫- فقط...
‫- کارت با اون تموم شد؟

14:41.000 --> 14:43.240
‫دارم زر می‌زنم، لامصب

14:45.560 --> 14:47.160
‫رسماً پلیس نیویورک به درد
‫لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

14:47.240 --> 14:50.000
‫قاتل سریالی فقط یه چشمه‌اشـه، دوست من

14:50.080 --> 14:52.200
‫- پس خودم ماجرا رو دست گرفتم
‫- اوهوم

14:52.280 --> 14:55.200
‫این عروسکِ جدیده.
‫به خاطر بچه‌ست.

14:57.880 --> 15:01.280
‫الان اینجا انگار داریم صندلی‌های عرشه‌ی
‫تایتانیک رو از نو می‌چینیم، خب؟

15:01.360 --> 15:06.960
‫یعنی، جری کل بودجه‌ی پاییز رو به
‫«هکتور و زنبورها» اختصاص داده

15:07.040 --> 15:09.840
‫بیخیال، لنی.
‫هکتور و زنبور کوفتی؟

15:09.920 --> 15:11.680
‫- آره
‫- از دست این تازه‌کارها

15:11.760 --> 15:15.160
‫قبلاً بهت گفتم. مگه هزار بار نگفتم
‫اونا همینطور چرخ می‌زنن و

15:15.240 --> 15:16.600
‫خون بو می‌کنن؟

15:16.680 --> 15:18.160
‫لعنت بهش. خیلی‌خب

15:18.240 --> 15:22.320
‫خب، با جری راجع به کاری که
‫من داشتم انجام می‌دادم حرف بزن

15:22.400 --> 15:25.040
‫راجع به این باهاش حرف بزن. خب؟ این

15:25.120 --> 15:27.200
‫نه اون موجود بد ترکیب

15:27.280 --> 15:28.480
‫که جکسون می‌خواد فرو کنه

15:28.560 --> 15:30.520
‫این. راجع به این باهاش حرف بزن

15:30.600 --> 15:32.400
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

15:33.160 --> 15:35.640
‫این... این هرج و مرجـه

15:35.720 --> 15:37.800
‫اینا فقط کاغذ خط خطی شده‌ست...

15:38.400 --> 15:40.640
‫من یه عروسک می‌خوام. من...

15:42.400 --> 15:47.800
‫اینطور که من می‌بینم اینجا فقط داری
‫تیکه و متلک بار همه می‌کنی، وینی

15:47.880 --> 15:48.960
‫نمی‌دونم چطور این کار رو می‌کنی

15:49.000 --> 15:51.520
‫چطوری با این همه مشکلاتی که
‫توی زندگیت داری،

15:51.600 --> 15:57.600
‫بازم یه کاری می‌کنی مردم نتونن
‫به ساده‌ترین شکل ممکن باهات همدردی کنن؟

15:59.040 --> 16:02.040
‫من برنامه‌ام رو هواست.
‫عروسک‌گردانِ اصلیم نیست.

16:03.040 --> 16:06.160
‫من... هیچ گوهی دستم نیست. خب؟

16:06.240 --> 16:08.520
‫اون‌وقت اومدی اینجا و
‫توضیح واضحات میدی

16:08.600 --> 16:10.120
‫من راه‌حل می‌خوام

16:10.760 --> 16:12.640
‫داشتم براش تُست فرانسوی درست می‌کردم

16:12.720 --> 16:13.720
‫چی؟

16:14.600 --> 16:16.800
‫و اون... نمی‌خواستش

16:19.920 --> 16:22.680
‫من... داشتم براش
‫تُست فرانسوی درست می‌کردم

16:25.720 --> 16:27.000
‫صبح همون روزی که...

16:27.720 --> 16:29.000
‫می‌دونی، صبح...

16:33.920 --> 16:36.280
‫این فکر ادگار بود

16:38.200 --> 16:40.000
‫و می‌خوام به واقعیت تبدیلش کنم

16:40.680 --> 16:42.600
‫چون اگه بتونیم وارد برنامه‌اش بکنیم

16:43.840 --> 16:45.160
‫شاید ادگار ببینه و

16:46.600 --> 16:48.040
‫شاید برگرده خونه

16:51.160 --> 16:52.080
‫باشه

16:52.160 --> 16:55.120
‫مهمونی رو میای؟
‫25 ساله کارمون همینـه

16:55.200 --> 16:56.640
‫بالأخره یه چیزی هست که سرش جشن گرفت

16:56.720 --> 16:58.360
‫سلام جری، رفیق

16:59.480 --> 17:00.480
‫آ...

17:04.880 --> 17:06.760
‫میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

17:07.840 --> 17:08.920
‫من میام پایین

17:19.120 --> 17:21.120
‫این بچه رو دیدید؟
‫پسرم گم شده

17:21.200 --> 17:24.160
‫خانم. آقا.
‫خانم، این پسرک رو ندیدید؟

17:24.240 --> 17:25.320
‫پسرم گم شده

17:25.400 --> 17:27.360
‫خیلی ممنون

17:27.440 --> 17:30.600
‫سلام، این پسر کوچولو رو ندیدید؟
‫میشه یه نگاهی بندازید؟

17:30.680 --> 17:33.000
‫ممنون. خیلی لطف کردید. آقا؟

17:35.800 --> 17:37.080
‫ادگار! ادگار!

17:37.160 --> 17:40.800
‫ببخشید. شرمنده.
‫ببخشید. شرمنده. ادگار!

17:40.880 --> 17:43.960
‫ببخشید. شرمنده. ادگار! ببخشید

17:46.000 --> 17:49.120
‫ادگار! ببخشید. ببخشید

17:49.200 --> 17:51.920
‫- جلوتو نگاه کن!
‫- چیکار داری می‌کنی؟

17:52.000 --> 17:53.640
‫اون اینجا. اون اینجاست

17:57.160 --> 17:59.040
‫این ژاکت پسرمـه.
‫چرا ژاکت پسرم رو پوشیدی؟

17:59.120 --> 18:01.040
‫دست از سرم بردار، زنیکه

18:21.240 --> 18:25.000
‫یک سرایدار که توی آپارتمان
‫ادگار اندرسون 9 ساله کار می‌کرد

18:25.080 --> 18:28.440
‫در پی ناپدید شدنِ این بچه بازداشت شد

18:28.520 --> 18:31.560
‫آقای جرج لووت اواخر
‫صبح امروز بازداشت شد

18:31.640 --> 18:33.040
‫بعد از اینکه پلیس پی برد...

18:44.520 --> 18:45.680
‫این رو بهش مدیونیم

18:45.760 --> 18:48.040
‫اون نباید الان سر کار باشه، خب؟

18:48.120 --> 18:53.320
‫آره. پس بذار حرفش رو بزنه
‫تا بر اون اساس تصمیم بگیریم

18:53.400 --> 18:54.520
‫بیخیال

18:55.880 --> 18:58.480
‫احتمالاً. ولی اون این مدت...

18:58.560 --> 19:02.520
‫یه ایده‌ی بی‌نظیر اینجا داریم.
‫نباید در قبالِ برنامه انجامش بدیم؟

19:09.600 --> 19:11.160
‫- وینسنت
‫- جری

19:11.240 --> 19:13.840
‫خیلی بابت پسرت متأسفم

19:13.920 --> 19:14.960
‫چرا؟ هنوز که نمُرده

19:16.760 --> 19:19.200
‫دهنش رو سرویس نکن.
‫اون که بچه‌ات رو گم نکرده.

19:19.280 --> 19:20.280
‫خفه شو

19:25.240 --> 19:28.280
‫لنی گفت داری روی
‫یه عروسک جدید کار می‌کنی

19:28.360 --> 19:30.040
‫آره. آره همینطوره

19:30.120 --> 19:31.160
‫آره

19:31.240 --> 19:32.720
‫اسمی داره؟

19:32.800 --> 19:33.840
‫آره

19:34.760 --> 19:37.560
‫- اریک
‫- ماجرا شروع شد

19:37.640 --> 19:38.560
‫اریک؟

19:38.640 --> 19:40.640
‫اوهوم. آره

19:40.720 --> 19:44.160
‫اون هزار برابر از هکتور و
‫زنبور خیالیش بهتره

19:44.240 --> 19:49.200
‫گلوریا و اون باغ مسخره‌اش
‫جلوی این عددی نیستن

19:49.280 --> 19:51.400
‫توی تلوزیون حسابی می‌ترکونیم

19:51.480 --> 19:53.761
‫- به نظرم اصلاً تو نباید اینجا باشی
‫- جری

19:53.800 --> 19:57.000
‫بهش مدیونیم که نظر و ارائه‌اش رو بشنویم

19:57.640 --> 20:02.120
‫چون اینجا همه پشت وینسنت هستن و
‫حس می‌کنم موضوع خوبی داره

20:08.160 --> 20:10.240
‫باشه. جمعه

20:10.320 --> 20:12.800
‫ساعت دو. تیم رو جمع می‌کنم

20:12.880 --> 20:14.120
‫بهترین ایده

20:14.200 --> 20:17.240
‫بهترین ایده

20:17.320 --> 20:18.320
‫آره

20:22.960 --> 20:24.960
‫جمعه، ساعت دو. بهترین ایده

20:25.040 --> 20:27.040
‫- ممنون لنی
‫- خیلی‌خب، گند نزن توش

20:27.120 --> 20:29.280
‫به تو میگن رفیق.
‫تو دوست خوبی هستی.

20:30.320 --> 20:31.360
‫همیشه

20:34.400 --> 20:35.440
‫تو پسرم رو دزدیدی؟

20:38.920 --> 20:40.080
‫همیشه ازش خوشت می‌اومد

20:45.520 --> 20:47.320
‫لنی. مرور نهایی

20:47.400 --> 20:49.280
‫پنج دقیقه‌ی دیگه

20:51.440 --> 20:52.600
‫خیلی‌خب

20:52.680 --> 20:53.680
‫الو؟

20:55.560 --> 20:56.560
‫وینسنت

20:57.280 --> 20:58.360
‫پلیس زنگ زده

21:01.360 --> 21:03.800
‫- لری
‫- تا آخر روز فیلم دوربین‌ها دستتـه

21:04.840 --> 21:08.680
‫پزشکی قانونی تی‌شرت رو بررسی کرد.
‫گروه خونی بی مثبت.

21:08.760 --> 21:10.640
‫میشه اینو با سوابق پزشکیش تطابق بدی؟

21:10.680 --> 21:14.360
‫ته و توی این جرج لووت رو در بیار.
‫ببین پیش روان‌پزشک می‌رفته یا نه.

21:14.440 --> 21:17.120
‫هر وقت خانم کلارک و خانواده‌ی
‫اندرسون رسیدن خبرم کن

21:17.160 --> 21:19.600
‫اینجاست، درخواست کرده
‫با موکلش حرف بزنه

21:19.680 --> 21:22.160
‫و یکی به اسم ویلیام زنگ زد.
‫گفت می‌شناسیش.

21:26.280 --> 21:27.280
‫خانم کلارک

21:27.320 --> 21:31.480
‫پس حاضری پلیس نیویورک برای
‫یه مرد سیاهپوستِ دیگه پاپوش بدوزه؟

21:31.560 --> 21:35.200
‫مثل همیشه از دیدنت خوشحالم.
‫اون سابقه‌ی تجاوز به یه خردسال رو داشته.

21:35.280 --> 21:38.000
‫9 سال پیش توی دادگاه تجدید نظر
‫رد شد، کارآگاه لدرویت

21:38.080 --> 21:40.120
‫اون چهار طبقه پایین‌تر از
‫خانواده‌ی اندرسون زندگی می‌کنه

21:40.200 --> 21:43.520
‫آخرین شخصی که اون بچه رو
‫صبح ناپدید شدنش دیده اون بوده

21:43.600 --> 21:46.240
‫اگه نیارمش واسه بازجویی
‫چجور کارآگاهی هستم؟

21:46.800 --> 21:48.520
‫من... دارم تمام تلاشم رو می‌کنم

21:48.600 --> 21:51.080
‫بیشتر سعی کن، چون تمام تلاشت کافی نیست

21:51.160 --> 21:53.560
‫- بچگی کجا زندگی می‌کردی، لدرویت؟
‫- هلز کیچن

21:54.120 --> 21:56.800
‫اون‌وقت سر از اینجا در آوردی؟
‫اونجا که بیشتر در امانی

21:56.880 --> 21:58.520
‫می‌خوای بدونی نژادپرستی چطوری هجی میشه؟

21:58.600 --> 22:00.120
‫پلیس نیویورک

22:03.360 --> 22:04.440
‫اول شما بفرمایید

22:04.520 --> 22:05.520
‫ممنون

22:13.480 --> 22:14.960
‫بس کن

22:21.520 --> 22:23.800
‫اینا رو به خاطر میارید، آقای لووت؟

22:25.280 --> 22:27.440
‫توی زیرزمین آپارتمان‌تون پیداشون کردیم

22:27.520 --> 22:30.120
‫- اونجا چیکار می‌کرده؟
‫- موکلم مجبور نیست جواب بده

22:30.200 --> 22:32.120
‫معتقدیم متعلق به ادگار اندرسونـه

22:34.960 --> 22:37.241
‫شما اجازه دادید ادگار
‫به آپارتمان‌تون بیاد، آقای لووت؟

22:38.000 --> 22:40.520
‫- بله
‫- چرا ادگار توی آپارتمان شما بوده؟

22:40.600 --> 22:42.040
‫دوست داشت نقاشی بکشه

22:43.080 --> 22:44.200
‫روی دیوار؟

22:44.840 --> 22:48.320
‫اون پایین هیچی جز کپک و
‫عنکبوت نیست. چرا که نه؟

22:48.400 --> 22:51.920
‫دوست داشت توی تاریکی پنهون بشه.
‫حس امنیت می‌کرد.

22:52.000 --> 22:54.096
‫به بچه‌های دیگه هم اجازه می‌دید
‫بیان توی آپارتمان‌تون و...

22:54.120 --> 22:55.760
‫نه، نمیدم

22:55.840 --> 22:57.760
‫مجدداً میگم، موکلم مجبور نیست جواب بده

22:57.800 --> 23:01.440
‫- پس چرا ادگار توی آپارتمان شما بوده؟
‫- از دعوای اونا خوشش نمی‌اومد

23:01.520 --> 23:03.680
‫- از دعوای کی خوشش نمی‌اومد؟
‫- پدر و مادرش

23:05.520 --> 23:07.280
‫صبح روزی که ناپدید شد
‫شنیدید که دعوا کنن؟

23:07.360 --> 23:08.880
‫اونا همیشه‌ی خدا مشغول دعوان

23:08.960 --> 23:11.720
‫- فقط اون روز صبح مد نظرمـه
‫- اون روز صبح هم مثل همیشه

23:14.840 --> 23:16.720
‫می‌خوام به یه چیز دیگه هم نگاه کنی

23:22.040 --> 23:24.800
‫تی‌شرت ادگار رو پیدا کردیم.
‫به جا میاریش؟

23:26.120 --> 23:27.560
‫به دقت نگاه کن

23:30.760 --> 23:31.800
‫روش خون هست

23:32.840 --> 23:34.800
‫می‌دونید ادگار کجاست، آقای لووت؟

23:35.760 --> 23:36.880
‫منو نگاه کن

23:38.440 --> 23:39.720
‫می‌دونی ادگار کجاست؟

23:44.440 --> 23:45.800
‫قبلاً حبس کشیدی

23:45.880 --> 23:47.280
‫تجدید نظر رأی رو شکوند

23:47.360 --> 23:49.840
‫- من تاوان پس دادم
‫- فقط گناهکاره که باید تاوان پس بده

23:52.240 --> 23:54.521
‫- شما گناهکارید، آقای لووت؟
‫- کارآگاه لدرویت؟

23:54.920 --> 23:57.120
‫درخواست می‌کنم با موکلم تنها باشم

23:57.200 --> 24:00.360
‫آقای لووت، میشه لطفاً گروه
‫خونی‌تون رو برامون تأیید کنید؟

24:03.160 --> 24:04.400
‫اُ

24:06.280 --> 24:08.240
‫رایج‌ترین گروه خونی

24:17.400 --> 24:18.520
‫خانم و آقای اندرسون

24:20.160 --> 24:21.680
‫پیش اونـه؟ ادگار پیش اونـه؟

24:21.760 --> 24:24.280
‫کار جرج نیست.
‫اون محاله همچین کاری کنه.

24:24.360 --> 24:26.080
‫مطمئن که نیستی.
‫بس کن.

24:26.160 --> 24:27.600
‫محض رضای خدا، کَسی

24:27.680 --> 24:29.680
‫کل آپارتمان آقای لووت رو گشتیم

24:30.160 --> 24:34.440
‫مدارکی پیدا کردیم که بچه‌ها توی زیرزمینش
‫نقاشی کشیدن و یه پاکت آبمیوه

24:34.520 --> 24:36.960
‫هیچ‌کدوم‌تون این رو به خاطر نمیارید؟

24:38.080 --> 24:39.296
‫- آره
‫- آره

24:40.240 --> 24:42.360
‫شما خبر داشتید که ادگار به خونه‌ی اون میره؟

24:42.440 --> 24:45.496
‫- همه‌ی بچه‌ها رفتن آپارتمانش
‫- منظورش این نیست

24:45.520 --> 24:47.960
‫- جرج ادگار رو از بچگی می‌شناخته
‫- دقیقاً

24:48.040 --> 24:49.640
‫هنوز به نتیجه‌ی قطعی نرسیدیم

24:52.440 --> 24:54.160
‫نکن

24:56.960 --> 25:00.760
‫توی تلوزیون میگن اگه زنده بود،
‫تا الان پیداش می‌کردید

25:00.840 --> 25:03.400
‫فقط... تلوزیون رو خاموش کنید

25:03.480 --> 25:05.880
‫خونی که روی تی‌شرت بود،
‫گروه خونیش رو مشخص کردیم

25:05.960 --> 25:07.920
‫داریم با سوابق پزشکی ادگار تطابقش می‌دیم

25:07.960 --> 25:10.440
‫- گروه خونیش چیه؟
‫- اُ مثبت

25:11.640 --> 25:14.920
‫اون اِی مثبتـه.
‫ادگار اِی مثبتـه.

25:15.000 --> 25:16.600
‫اوه اوه

25:16.680 --> 25:17.920
‫خبر خوبیـه

25:18.760 --> 25:22.160
‫اگه جار بزنیم براش
‫مژدگونی گذاشتیم، کمکی می‌کنه؟

25:22.240 --> 25:23.080
‫شاید

25:23.160 --> 25:25.040
‫به محض اینکه چیزی پیدا کنیم،
‫قول میدم زنگ بزنیم

25:25.080 --> 25:27.680
‫- کارآگاه لدرویت
‫- ببخشید. باید برم

25:32.320 --> 25:33.480
‫چیکار داری می‌کنی، کَسی؟

25:33.560 --> 25:35.080
‫بوی گند مشروب میدی

25:39.240 --> 25:42.000
‫کَسی. وایسا. کَسی!

25:42.080 --> 25:43.520
‫- مایکی
‫- بله

25:44.040 --> 25:45.040
‫چطور پیش رفت؟

25:45.720 --> 25:48.016
‫گروه خونی لووت با خونی که
‫روی تی‌شرت بچه بوده تطابق داره

25:48.040 --> 25:49.040
‫همون یارو سیاهپوستـه؟

25:50.640 --> 25:51.480
‫پس گیرش انداختی

25:51.560 --> 25:54.880
‫گفت تمام روز توی ساختمون بوده و داشته
‫توی طبقه دوم نشتی آب رو درست می‌کرده

25:54.960 --> 25:57.280
‫منتظریم شاهدها عذرش رو تأیید کنن

25:57.360 --> 26:01.080
‫ولی یه سری نقاشی پیدا کردیم،
‫نقاشی بچه‌ها روی دیوارهای زیرزمینش

26:01.160 --> 26:03.320
‫همینجا نگهش دار تا ازش اعتراف بگیری

26:03.400 --> 26:05.200
‫- وکیل داره؟
‫- رنتا کلارک

26:05.280 --> 26:06.760
‫تف توش. اون واقعاً موی دماغـه

26:06.840 --> 26:09.120
‫مخصوصاً وقتی می‌دونه موکلش گناهکاره

26:09.200 --> 26:11.961
‫حدس می‌زنم تا آخر هفته این پرونده رو
‫تحویل دایره‌ی جنایی میدی

26:12.040 --> 26:15.800
‫مایکی. مادرِ مارلون روشل
‫دوباره برات پیغام گذاشته

26:15.880 --> 26:17.640
‫دیگه نمی‌دونم چی بهش بگم

26:17.720 --> 26:19.360
‫مارلون روشل؟ دوباره؟

26:19.440 --> 26:21.720
‫پسرش مُرده و تموم شده رفته

26:21.800 --> 26:25.120
‫ولی این بچه؟ شاید اقلاً مادرش
‫بتونه پسرش رو دفن کنه

26:25.880 --> 26:27.600
‫باید بُردها رو جشن گرفت

26:28.120 --> 26:30.240
‫جمعه واسه شام می‌بینم‌تون

26:30.840 --> 26:32.600
‫لورنزا کل هفته داشت آشپزی می‌کرد

26:32.680 --> 26:35.000
‫دیگه هم نرید لاکس، خب؟

26:35.080 --> 26:37.640
‫تو میری امشب؟
‫بزرگداشت کندی

26:40.680 --> 26:43.040
‫کسی رو توی دایره‌ی مُنکرات نمی‌شناسم

26:43.120 --> 26:44.480
‫اوه

26:44.560 --> 26:47.960
‫من همسرش رو می‌شناسم.
‫از زمان مُنشی‌گری.

26:48.600 --> 26:50.440
‫من و دینا باهمدیگه مصیبت‌های زیادی رو
‫پشت سر گذاشتیم

26:52.520 --> 26:53.560
‫شب بخیر

26:53.640 --> 26:54.640
‫شب بخیر

26:59.520 --> 27:01.160
‫تو کمک نمی‌کنی، لدرویت؟

27:02.360 --> 27:04.280
‫داریم واسه بیوه‌ی کندی پول جمع می‌کنیم

27:08.880 --> 27:10.320
‫پلیس مُهره‌ی ارزشمندی رو از دست داده

27:12.400 --> 27:13.800
‫بفرما

27:13.880 --> 27:15.840
‫مطمئنم بیوه‌اش خوشحال میشه

27:22.880 --> 27:26.440
‫عوضی آشغال. باید آب‌بندی شه

27:40.480 --> 27:43.416
‫تقریباً سه روز گذشته.
‫پلیس سرنخ جدیدی پیدا کرده؟

27:43.440 --> 27:46.040
‫برید عقب. یالا.
‫برید کنار. بذارید رد بشن.

27:46.120 --> 27:49.400
‫حریم‌شون رو نقض نکنید، خب؟
‫یالا. طرف بچه‌اش رو گم کرده

27:53.280 --> 27:55.040
‫کسی دستگیر شده؟

28:01.080 --> 28:02.520
‫- اینا رو بگیر
‫- باشه

28:05.240 --> 28:07.400
‫ادگار اونجا نیست.
‫اون اونجا نیست.

28:52.080 --> 28:53.680
‫دقیقاً

28:53.760 --> 28:55.520
‫من توی این شهر بزرگ شدم

28:55.600 --> 28:59.640
‫و من همیشه کاملاً می‌شناختمش

29:00.360 --> 29:03.320
‫مدتیـه که توی شهردار زیر تیغ انتقاد هستید

29:03.400 --> 29:06.520
‫الان هم که بی‌خانمانی داره افزایش پیدا می‌کنه...

29:08.920 --> 29:10.360
‫خواهش می‌کنم

29:13.920 --> 29:16.040
‫بیخیال. میشه فقط... میشه...

29:16.120 --> 29:19.000
‫میشه لطفاً در این باره حرف بزنیم؟

29:19.080 --> 29:20.680
‫راجع به چکی که مادرم داده؟

29:21.280 --> 29:24.280
‫لطفاً، میشه درموردش حرف بزنیم؟
‫کنترل کوفتی رو بده من

29:27.920 --> 29:30.320
‫خبر داشتی میره به آپارتمان جرج؟

29:30.400 --> 29:32.000
‫هر بچه‌ای میره اونجا

29:32.080 --> 29:33.880
‫گذاشتی بره اونجا؟

29:33.960 --> 29:37.560
‫داریم راجع به جرج حرف می‌‌زنیما.
‫ادگار باهاش بزرگ شده.

29:37.640 --> 29:39.320
‫پس یکی دیگه واسم پیدا کن

29:39.400 --> 29:42.160
‫یکی دیگه رو برام پیدا کن که
‫بتونه بهم بگه پسرم کجاست!

29:42.240 --> 29:43.840
‫اون پسر من هم هست!

29:52.400 --> 29:53.400
‫وینسنت

29:53.840 --> 29:56.800
‫خیال می‌کنی می‌خوام این پول رو
‫از پدر و مادرت بگیرم؟

29:58.120 --> 30:01.840
‫برامون سرنخ پیدا می‌کنه، خب؟
‫مردم بدون انگیزه کمکی نمی‌کنن

30:01.920 --> 30:05.280
‫پول‌شون رو بگیری، روحت رو می‌گیرن.
‫جز پول هیچی حالی‌شون نیست.

30:05.360 --> 30:06.360
‫ناسلامتی نوه‌شونـه

30:06.400 --> 30:10.960
‫مثال بزن که یه بار علاقه‌ای
‫به نوه‌شون نشون داده باشن!

30:12.960 --> 30:15.280
‫نه، نمی‌تونی،
‫پس این پول رو پس میدم

30:15.360 --> 30:19.360
‫باید باهام همکاری کنی.
‫باید با همدیگه جلو بریم.

30:50.080 --> 30:52.080
‫امروز خیال کردم دیدمش

30:53.600 --> 30:55.280
‫ولی فقط یه ژاکت بود

30:56.520 --> 30:59.000
‫یه ژاکت که شبیه ژاکتِ اون بود

31:00.000 --> 31:10.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

31:10.720 --> 31:12.680
‫با نقاشی‌هاش چیکار می‌کنی؟

31:14.880 --> 31:17.280
‫بهت که گفتم. دارم روی
‫یه عروسک جدید کار می‌کنم

31:20.520 --> 31:23.280
‫ببین، اگه بتونم اریک رو وارد برنامه کنم

31:24.000 --> 31:26.160
‫- اریک؟
‫- ادگار اونو می‌بینه

31:26.680 --> 31:32.280
‫بعدش می‌فهمه چقدر دوستش داریم،
‫چقدر می‌خوایم برگرده خونه

31:32.360 --> 31:33.680
‫می‌فهمه باید چیکار کنه

31:34.840 --> 31:36.080
‫وای خدا

31:39.120 --> 31:40.280
‫داری دیوونه میشی

31:42.840 --> 31:45.440
‫نه. چی؟ چی؟

31:46.360 --> 31:49.320
‫باید بهشون می‌گفتی که رفتی دنبالش

31:50.640 --> 31:52.280
‫باید به پلیس می‌گفتی

31:52.360 --> 31:54.040
‫اون بهت شک کرده، وینسنت

32:00.040 --> 32:02.240
‫پیشونیت چطوری زخم شد؟

32:08.760 --> 32:11.440
‫وینسنت، اون زخم روی پیشونیت علتش چیه؟

32:13.880 --> 32:15.440
‫گروه خونیت چیه؟

32:22.800 --> 32:25.200
‫چکِ مادرم رو بهش پس میدم

32:49.480 --> 32:53.600
‏«نوه‌ی 9 ساله‌ی غول املاک،‏
رابرت اندرسون گم شده»‏

32:57.400 --> 32:59.440
‫شاید از من خوشت نیاد

32:59.520 --> 33:01.400
‫ولی بهم نیاز داری، وینسنت

33:01.480 --> 33:02.320
‫گوش نمیدم

33:02.400 --> 33:05.520
‫فقط تو می‌دونی ذهن اون بچه چطور کار می‌کنه

33:05.600 --> 33:06.600
‫گوش نمیدم

33:06.640 --> 33:08.720
‫اگه منو وارد برنامه کنی،
‫ادگار می‌بینه

33:08.800 --> 33:11.320
‫منو وارد برنامه کن تا بچه برگرده خونه

33:11.400 --> 33:12.920
‫اوه!

33:14.560 --> 33:16.000
‫با اجازه برش می‌دارم

33:16.080 --> 33:17.360
‫بیخیال. خدایی؟

33:22.200 --> 33:24.360
‫تنها راه جبران

33:24.440 --> 33:27.000
‫اینـه که همون کاری رو
‫بکنی که پسرت ازت خواست

33:27.080 --> 33:27.920
‫بس کن

33:28.000 --> 33:30.960
‫شدی بدترین و مزخرف‌ترین پدر

33:32.600 --> 33:33.600
‫آره

33:34.320 --> 33:36.000
‫حالا بهم گوش میدی

33:36.080 --> 33:38.200
‫تابحال کسی بهت گفته چقدر عوضی هستی؟

33:50.720 --> 33:51.800
‫آقای لووت؟

33:56.120 --> 33:59.560
‫بیخیال رفیق. می‌دونی که بدون
‫حضور وکیلم نمی‌تونم حرف بزنم.

34:03.120 --> 34:04.640
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

34:04.680 --> 34:06.280
‫- این چیه؟
‫- بگیرش

34:08.360 --> 34:09.920
‫می‌دونی اون کیه

34:13.040 --> 34:14.520
‫مثلاً این منم؟

34:16.280 --> 34:17.280
‫واقعاً؟

34:18.160 --> 34:20.760
‫اون موقع کاری نکردم.
‫الان هم کاری نکردم.

34:21.520 --> 34:23.720
‫به هر حال شما کاری که می‌خواید رو می‌کنید

34:24.600 --> 34:27.120
‫رفیق، من 72 سالمـه

34:27.920 --> 34:32.680
‫خیلی وقتـه کیرم شق نشده،
‫طوری که اگه بشه مسیح میگه معجزه‌ست

34:34.160 --> 34:38.200
‫و اونطوری که فکر می‌کنی بچه‌ها رو
‫دوست ندارم. خیلی حال به هم زنـه.

34:42.960 --> 34:44.200
‫حالا، بذار بهت بگم

34:45.640 --> 34:47.480
‫هرچقدر بیشتر منو اینجا نگه دارید

34:47.560 --> 34:50.960
‫دیرتر می‌فهمید کی ادگار کوچولو رو دزدیده

34:52.080 --> 34:54.840
‫پس این گردنِ خودتـه، کارآگاه

35:03.840 --> 35:04.840
‫تیلور

35:05.640 --> 35:06.640
‫بازش کن

35:14.160 --> 35:15.400
‫تا نگفتم آزادش نمی‌کنی

35:31.960 --> 35:33.960
‫آهای. نکن... اینقدر منو سرزنش نکن!

36:01.120 --> 36:02.200
‫آهای، یوسف!

36:03.560 --> 36:05.880
‫- چیه؟
‫- چیزایی که می‌‌خواستی رو آوردم

36:12.160 --> 36:13.320
‫چرا اینقدر طولش دادی؟

36:13.840 --> 36:15.200
‫کون لقت، رفیق

36:15.920 --> 36:16.920
‫کون لق خودت

36:25.840 --> 36:27.840
‫وینسنت. مادرت می‌دونه اومدی؟

36:27.920 --> 36:30.160
‫اینطوری که حال نمیده

36:39.640 --> 36:41.680
‫تیا، مامانم خونه‌ست؟

36:41.760 --> 36:45.240
‫تیا، لباس‌های آقای اندرسون رو
‫از خشک‌شویی گرفتی؟

36:45.320 --> 36:47.600
‫بله، خانم اندرسون.
‫الان قطع می‌کنم.

36:47.680 --> 36:48.840
‫مادر

36:48.920 --> 36:51.640
‫می‌دونی مؤدبانه‌تره که قبلش زنگ بزنی، وینسنت

36:55.400 --> 36:58.720
‫اگه به یه کدوم از تماس‌هام جواب می‌دادی و
‫خبر می‌دادی داری میای

36:58.800 --> 37:00.840
‫یه چیزی برات درست می‌کردم تا بخوری

37:02.880 --> 37:03.920
‫بس کن

37:09.320 --> 37:11.760
‫- گرسنه نیستم
‫- اقلاً یه چایی بخور

37:13.080 --> 37:17.520
‫پلیس اطلاعات بیشتری بهت داد؟
‫راجع به دستگیری

37:17.600 --> 37:19.200
‫- نه
‫- البته که سیاهپوستـه

37:19.280 --> 37:22.640
‫خدایا، مادر. پولت.
‫ما به پولت نیازی نداریم.

37:22.720 --> 37:25.240
‫هر وقت اشتباهی ازت سر می‌زنه اینطوری میشی

37:26.560 --> 37:27.720
‫چایی بخوری بهتر میشی

37:27.800 --> 37:29.640
‫یه چیزی قوی‌تر از چایی لازم داریم

37:36.400 --> 37:39.840
‫به نظر خسته‌ای.
‫وقتی بی‌خواب میشی بدخلق میشی.

37:39.920 --> 37:42.640
‫پولت قرار نیست ادگار رو برگردونه

37:43.400 --> 37:44.400
‫خب؟

37:44.760 --> 37:47.720
‫پس شاید بهتر بود که اصلاً گمش نمی‌کردی

37:51.360 --> 37:52.640
‫حق با توئـه. خسته‌ام

37:52.720 --> 37:54.880
‫میشه لطفاً اینجا بخوابم؟

37:54.960 --> 37:57.080
‫رخت‌خواب آماده نیست

37:58.000 --> 38:00.840
‫نمی‌تونیم از تیا بخوایم الان آماده‌اش کنه.
‫می‌شناسیش که.

38:00.920 --> 38:02.960
‫نمی‌تونی بری خونه؟

38:03.040 --> 38:05.880
‫نگو که دوباره از خونه پرتت کرده بیرون

38:06.960 --> 38:07.840
‫برو هتل

38:07.920 --> 38:09.760
‫پول واسه هتل لازم داری؟

38:13.440 --> 38:17.520
‫نه، نه پول لازم دارم و
‫نه هتلِ کوفتی

38:17.600 --> 38:20.920
‫چرا. دارم می‌بینم.
‫دوباره اونطوری شدی.

38:23.640 --> 38:25.560
‫وقتی بچه بودی هم اینطوری بودی

38:25.640 --> 38:27.880
‫همیشه با خودت حرف می‌زدی

38:28.960 --> 38:30.000
‫و می‌گفتی

38:31.600 --> 38:35.560
‫«فقط چون نمی‌بینیش، دلیل نمیشه
‫وجود نداشته باشه، مامانی.»

38:35.640 --> 38:37.480
‫الان باید برم

38:37.560 --> 38:40.080
‫اون قدیما که از مدرسه فرار می‌کردی و

38:40.600 --> 38:43.240
‫اون تابستون که 16 سالت بود

38:45.440 --> 38:47.280
‫می‌دونی اون موقع چیکار می‌کردم؟

38:50.280 --> 38:52.360
‫باید دوباره مصرف دارو رو شروع کنی

38:52.440 --> 38:53.440
‫نه

38:53.960 --> 38:56.480
‫شاید هنوز شمارۀ دکتر میسون رو داشته باشم

38:56.560 --> 38:59.160
‫نه. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، مادر

38:59.240 --> 39:00.960
‫میشه بهم گوش بدی؟

39:01.040 --> 39:02.400
‫چیه چه مرگتـه وینسنت؟

39:02.480 --> 39:05.280
‫- ترسیدم. مثل سگ ترسیدم!
‫- ساکت!

39:07.880 --> 39:09.480
‫پدرت داره کار می‌کنه

39:11.440 --> 39:12.600
‫می‌دونی، وینسنت

39:14.120 --> 39:18.240
‫باید بابت مشکلات،
‫دست از سرزنش بقیه برداری و

39:18.320 --> 39:22.640
‫و کم‌کم بفهمی که راه‌حل درونِ خودتـه

39:34.560 --> 39:35.880
‫ما به پولت نیازی نداریم

39:42.960 --> 39:44.280
‫پس مِس بیشتری بخر

39:44.360 --> 39:46.720
‫من 1858 متر مربع فضا و 12 تا حموم دارم

39:46.800 --> 39:48.480
‫که نیاز به لوله‌ی مسی دارن

39:50.240 --> 39:51.240
‫پدر؟

40:23.080 --> 40:24.640
‫عزیزم؟ منم

40:29.680 --> 40:32.560
‫زنگ زدی محل کارم.
‫حالت خوبه؟

40:35.040 --> 40:36.640
‫یه قراری داشتیم!

40:42.640 --> 40:43.920
‫نگاهت کن

40:45.000 --> 40:47.520
‫قرار شد تا نرسیدم خونه این کار رو نکنی

40:48.240 --> 40:49.840
‫چیه دلت می‌خواد باهام حموم کنی؟

40:50.800 --> 40:52.720
‫نه، جناب هفت‌خط. یالا، یالا

40:53.480 --> 40:54.840
‫یواش

40:56.120 --> 40:57.680
‫حالا بلند شو

40:59.080 --> 41:00.120
‫طوری نیست

41:03.920 --> 41:04.920
‫مراقب بازوهات باش

41:05.920 --> 41:07.560
‫- سرت شلوغـه
‫- یکی دیگه

41:07.640 --> 41:09.840
‫نمی‌خواستم من هم سرت هوار بشم

41:12.160 --> 41:13.240
‫بفرما

41:17.600 --> 41:19.160
‫مطمئنی مشکلی نداری که من برم بیرون؟

41:19.760 --> 41:21.480
‫یه‌کم تب داری. می‌تونم بمونم

41:21.560 --> 41:22.720
‫نه

41:22.800 --> 41:25.280
‫نه، برو سر کارت

41:25.920 --> 41:29.280
‫یه پسر گمشده که باید پیداش کنی.
‫تو پیدا نکنی کی می‌کنه؟

41:30.680 --> 41:31.760
‫ممنون

41:49.880 --> 41:51.840
‫این چیه؟

41:52.920 --> 41:55.600
‫زرده واسه توئـه. سبزه واسه کرولاین

41:57.400 --> 41:59.000
‫حساب جاری هم هست

41:59.080 --> 42:00.600
‫امروز راجع به این مسئله حرف نمی‌زنم

42:01.640 --> 42:04.280
‫حرف نزدن باعث نمیشه حل بشه

42:04.360 --> 42:05.360
‫خداحافظ!

42:10.120 --> 42:13.400
‫اون پشت یه ویسکی بوربن ده ساله دارم.
‫امشب رسید.

42:13.960 --> 42:16.336
‫- باشه واسه بعد
‫- نمی‌دونی داری دستِ رد به سینه‌ی چی می‌زنی

42:17.720 --> 42:19.640
‫دو تا برگر! دو تا سیب‌زمینی سرخ‌کرده!

42:19.720 --> 42:20.960
‫آهای بچه، گرسنه‌ای؟

42:21.040 --> 42:22.240
‫آره

42:41.680 --> 42:43.480
‫دو نفر دو نفر می‌فرستیم داخل، خب؟

42:48.920 --> 42:49.920
‫سرکار

43:11.080 --> 43:12.160
‫گیتور کجاست؟

43:38.560 --> 43:41.320
‫مرد افکن بود!

43:42.120 --> 43:43.800
‫واسه این یه چیزی می‌خوام
‫طعم دهنم رو تازه کنه

43:58.240 --> 43:59.320
‫مایکی

43:59.400 --> 44:00.400
‫باید صحبت کنیم

44:01.360 --> 44:02.360
‫باشه

44:04.520 --> 44:05.520
‫حرف بزنیم

44:06.720 --> 44:07.960
‫کنار بار

44:14.280 --> 44:17.240
‫می‌خوام به یه چیزی گوش بدی، گیتور

44:18.600 --> 44:20.280
‫قبلاً الکس صدام می‌‌کردی

44:20.360 --> 44:22.320
‫اون شب،

44:22.400 --> 44:24.960
‫وقتی اون پلیس‌هایی که می‌خواستن
‫تلکه کنن رو دستگیر کردم...

44:25.040 --> 44:26.560
‫هر پستانداری انگلِ خودش رو داره

44:26.640 --> 44:28.280
‫پلیس‌ها هم انگل من هستن

44:28.360 --> 44:31.720
‫- یه چیزی به گوشم خورد
‫- گفتم که. همیشه در حال انجام وظیفه‌ای

44:33.960 --> 44:36.840
‫اون پشت یه ویسکی بوربن ده ساله دارم.
‫امشب رسید.

44:37.360 --> 44:39.760
‫- باشه واسه بعد
‫- نمی‌دونی داری دستِ رد به سینه‌ی چی می‌زنی

44:43.080 --> 44:44.640
‫دو تا برگر! دو تا سیب‌زمینی سرخ‌کرده!

44:46.040 --> 44:47.960
‫- آهای بچه، گرسنه‌ای؟
‫- آره

44:50.200 --> 44:52.480
‫اون بچه‌ای که گم شده 9 سالشـه

44:53.560 --> 44:54.560
‫جولای ده سالش میشه

44:57.000 --> 44:59.240
‫می‌خوای طوری وانمود کنی که
‫نمی‌دونی چی میگم؟

44:59.320 --> 45:01.480
‫اون پشت یه ویسکی بوربن ده ساله دارم...

45:02.240 --> 45:03.920
‫هر فکری که می‌کنی،

45:04.000 --> 45:06.560
‫هر چی که بودم توی گذشته بوده، مایکی

45:06.640 --> 45:08.640
‫اینجا تمیزه

45:08.720 --> 45:11.600
‫سیرا درس عبرتم شد.
‫حبسم رو هم کشیدم.

45:11.680 --> 45:15.040
‫سراغ هر کثافت‌کاری‌ و انحرافی بخوای
‫می‌تونی بری. فقط باید قانونی باشه.

45:15.120 --> 45:18.880
‫موقع رفتن اصرار کردم اینطوری مدیریت بشه
‫و حالا که برگشتم، همینطوری هم هست.

45:21.200 --> 45:24.600
‫بعضی از پسرهایی که اینجا می‌بینم
‫هنوز به نظرم سن‌شون خیلی پایینـه

45:25.360 --> 45:29.000
‫کارت شناسایی و آزمایش ماهانه‌شون هست.
‫مدارکش رو هم دارم.

45:29.600 --> 45:31.120
‫من منحرف‌ها رو پس می‌زنم

45:32.120 --> 45:34.280
‫به پسرهام میگم قبل از سکس مقعدی
‫خودشون رو تمیز کنن

45:35.920 --> 45:37.400
‫من تاجرم

45:38.000 --> 45:39.080
‫ولی گذشته...

45:39.160 --> 45:41.160
‫دیگه با گذشته کاری ندارم، مایکی

45:41.240 --> 45:43.160
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

45:45.520 --> 45:46.760
‫خیلی‌خب. حرفم رو باور نمی‌کنی

45:53.880 --> 45:56.160
‫آره، از این طرف

45:56.800 --> 45:58.240
‫آم...

45:58.320 --> 46:01.120
‫مندی، پسرت باز اینجاست؟

46:01.200 --> 46:05.080
‫آخرین باره. قول میدم، گیتور.
‫پدرش ساعت ده میاد دنبالش.

46:05.800 --> 46:07.560
‫چارلی، دیگه پای سفارش نگیر

46:10.400 --> 46:13.680
‫و اون بوربن ده‌ ساله که توی نخش بودی

46:14.200 --> 46:15.200
‫می‌خوای امتحان کنی؟

46:21.880 --> 46:22.720
‫آهای، آهای!

46:22.800 --> 46:23.800
‫بیا اینجا

46:24.680 --> 46:27.800
‫من پاکم، مایکی.
‫حبسم رو کشیدم.

46:29.680 --> 46:32.840
‫پس واسه چی برگشتی؟

46:36.040 --> 46:37.040
‫هان؟

46:46.280 --> 46:47.280
‫ممنون، گیتور

47:02.880 --> 47:07.120
«بچه‌ی گم‌شده»

47:11.880 --> 47:13.680
‫اون نوارها روی میزت هستن، لدرویت

47:35.920 --> 47:37.760
‫افراد گم شده، کارآگاه لدرویت

47:38.560 --> 47:41.160
‫انگار همه پسرم رو فراموش کردن

47:41.240 --> 47:44.720
‫اسمش مارلون گابریل روشلـه

47:44.800 --> 47:47.360
‫از 12اُم ژوئن 1984 گم شده

47:47.440 --> 47:49.600
‫هیچکس مارلون رو فراموش نکرده، سیسیل

47:50.320 --> 47:54.360
‫ناپدید شدنِ ادگار اندرسون سؤالات عمیق‌تری
‫برای نیویورک به وجود آورده...

48:00.320 --> 48:02.000
‫می‌ریم سراغ دِرک...

48:29.960 --> 48:31.160
‫جواب میده؟

48:32.560 --> 48:33.560
‫باید بده

48:34.200 --> 48:36.120
‫به من هم از این سهم میدی، یوسف؟

48:36.880 --> 48:39.480
‫سهم از چی؟

48:45.360 --> 48:47.600
‫اون جنس داره مغزت رو می‌پوسونه، دختر

49:05.240 --> 49:08.000
‫سختی از آدم مرد می‌سازه

49:08.080 --> 49:10.880
‫وینسنت اندرسونِ اسطوره‌ای اینجاست

49:23.480 --> 49:27.480
‫می‌دونی، واقعاً باید بابت مشکلات،
‫دست از سرزنش بقیه برداری و

49:27.560 --> 49:31.120
‫کم‌کم بفهمی که راه‌حل درونِ خودتـه

49:53.040 --> 49:55.200
‫حالا داریم پیشرفت می‌کنیم

50:49.000 --> 50:59.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

51:16.000 --> 51:19.000
«گواهی تولد ادگار اندرسون»

51:24.360 --> 51:28.120
«گروه خونی اُ مثبت»

51:33.920 --> 51:36.320
‫میشه با کارآگاه لدرویت صحبت کنم لطفاً؟
