WEBVTT

00:00.000 --> 00:16.030
‫༺✺༻༺══✦══༻ ترجمه‌ای از تیم لونژا ༺══✦══༻༺✺༻‬
‫  آدرس سایت : Lunazha.ir‬
‫  چنل تلگرام : Lunazha‬
‫  مترجم : r.i‬

00:18.030 --> 00:18.890
‫مرزبان‬

00:20.120 --> 00:22.960
‫دو تا طبیب نظامی زن از گروه انتقال غلات‬

00:22.960 --> 00:24.620
‫میخوان شما رو ببینن‬

00:27.870 --> 00:29.270
‫طبیب نظامی زن؟‬

00:32.840 --> 00:33.790
‫بیارینشون تو‬

00:35.280 --> 00:37.080
‫خودتونو آماده کنین، مرزبان‬

00:54.790 --> 00:59.600
‫موقتا به عنوان طبیب سلطنتی خدمت میکنم‬
‫و از طرف اعلیحضرت به ارتش روحیه میدم‬

00:59.600 --> 01:02.490
‫تو راه شنیدم تو یه کوه نزدیک‬
‫رودخونه وو گیر افتادین‬

01:02.490 --> 01:03.890
‫برای همین تصمیم گرفتم بیام اینجا‬

01:04.040 --> 01:07.240
‫وسط مراسم بخور دادن یواشکی جیم شدین، درسته؟‬

01:08.230 --> 01:11.070
‫اینجا میدون جنگه، نه زمین بازی شما‬

01:11.070 --> 01:13.760
‫دیگه ادای عقل‌کلا رو درنیارین وگرنه‬
‫عواقب فاجعه‌باری به بار میاد‬

01:13.760 --> 01:17.560
‫به هر حال، من یه بانوی نجیب‌زاده خوش‌یمنم‬

01:18.480 --> 01:20.710
‫تازه، جوخه قصابای خوک هم کنارم بودن‬

01:20.710 --> 01:23.180
‫کمکم کردن محاصره رو بشکنم و از خطر فرار کنم‬

01:23.840 --> 01:25.900
‫رو صخره آدم هست شلیک کنین‬

01:26.230 --> 01:27.670
‫وای نه، پیدامون کردن‬

01:28.480 --> 01:29.140
‫پناه بگیرین‬

01:36.430 --> 01:37.430
‫دستتو بده به من‬

01:49.910 --> 01:54.120
‫فقط شانس آوردین که تو تیررس‬
‫کماندارای ما قرار گرفتین‬

01:55.229 --> 01:58.870
‫اگه گیر شی یوئه و آداماش میفتادین‬
‫میدونین چه بلایی سرتون میومد؟‬

01:58.870 --> 02:00.330
‫تو بهترین حالت، بهتون تجاوز میشد‬

02:00.350 --> 02:01.880
‫تو بدترین حالت، به طرز وحشتناکی کشته میشدین‬

02:09.120 --> 02:12.990
‫واقعا بی‌پروا عمل کردم و‬
‫اصلا به خطراتش فکر نکردم‬

02:13.720 --> 02:16.560
‫هر طور دوست دارین مجازاتم کنین‬

02:22.840 --> 02:26.329
‫مرزبان، مشاور میخوان در مورد‬
‫مسائل نظامی باهاتون ملاقات کنن‬

02:27.470 --> 02:28.310
‫«مشاور»؟‬

02:29.470 --> 02:33.630
‫منظورش... رئیس مکتب گونگ‌سونه؟‬

02:40.320 --> 02:48.150
‫ظاهرا با وجود خطر جانی، برای چیزی‬
‫بیشتر از یه ملاقات ساده اومدین اینجا‬

02:49.190 --> 02:51.280
‫مرزبان، دارین برای مردم میجنگین‬

02:51.280 --> 02:56.190
‫به عنوان شاهدخت سلطنتی، خودم رو موظف‬
‫میدونم که از امنیتتون مطمئن بشم‬

02:56.190 --> 03:04.700
‫در این صورت، به پاس لطف اعلیحضرت، یه‬
‫چادر جداگانه براتون ترتیب میدم، طبیب‬

03:08.630 --> 03:11.190
‫شیه چی، این طبیبای سلطنتی‬
‫رو راهنمایی کن بیرون‬

03:11.190 --> 03:11.590
‫اطاعت‬

03:12.750 --> 03:15.280
‫ممنون از این مهمون‌نوازیتون، مرزبان‬

03:17.870 --> 03:18.560
‫بفرمایین‬

03:22.870 --> 03:25.470
‫چند تا سرباز خوش‌رفتار رو بذارین‬
‫تا به شاهدخت خدمت کنن‬

03:25.470 --> 03:30.730
‫اون اراذل نظامی شلخته رو دور نگه دارین تا‬
‫دردسر درست نکنن یا به شاهدخت توهین نکنن‬

03:31.030 --> 03:32.160
‫اطاعت، مرزبان‬

03:37.190 --> 03:39.120
‫بازم جوخه قصابای خوک بود‬

05:05.270 --> 05:10.660
‫=جستجوی یشم=‬

05:10.690 --> 05:13.260
‫=قسمت ۲۴=‬

05:16.950 --> 05:18.040
‫بوی خیلی خوبی میده‬

05:19.630 --> 05:22.630
‫داشتیم بی‌غذا میموندیم بالأخره‬
‫امروز یه چیزی برای خوردن پیدا شد‬

05:22.630 --> 05:25.160
‫شنیدم دیشب غلات آوردن‬

05:25.510 --> 05:28.530
‫آره بالأخره میتونیم شکم‌مونو سیر کنیم‬

05:28.950 --> 05:30.800
‫جناب، یان جنگ رو میشناسین؟‬

05:30.800 --> 05:31.830
‫نه‬

05:34.830 --> 05:37.720
‫-جناب، یان جنگ رو میشناسین؟‬
‫- نه‬

05:38.190 --> 05:39.750
‫جناب، یان جنگ رو میشناسین؟‬

05:39.750 --> 05:40.360
‫نه، نمیشناسم‬

05:40.360 --> 05:41.950
‫جناب، یان جنگ رو میشناسین؟‬

05:42.240 --> 05:43.390
‫نه‬

05:44.270 --> 05:45.470
‫یان جنگ رو میشناسین؟‬

05:45.630 --> 05:46.400
‫نه‬

05:47.270 --> 05:49.510
‫ببخشید، یان جنگ رو میشناسین؟‬

05:49.510 --> 05:50.750
‫یه سرباز اهل لین‌آنه‬

05:50.750 --> 05:51.680
‫تا حالا اسمشو نشنیدم‬

05:51.680 --> 05:52.740
‫شوهرته؟‬

05:55.870 --> 05:57.070
‫قدش حدودا این‌قده‬

05:58.750 --> 06:01.270
‫چشمای درشت بادومی‌شکل داره‬

06:01.830 --> 06:03.890
‫دقیقا اینجای دماغش یه خال داره‬

06:04.320 --> 06:06.600
‫وقتی لبخند نمیزنه یکم ترسناک به نظر میرسه‬

06:06.600 --> 06:08.260
‫اما وقتی میخنده، خنگ به نظر میاد‬

06:08.430 --> 06:09.430
‫اهل لین‌آنه‬

06:10.160 --> 06:11.690
‫این آدمو ندیدم‬

06:12.040 --> 06:13.950
‫یه گروه از نزدیک به هزار تا مرد تشکیل شده‬

06:13.950 --> 06:15.410
‫رفت و آمدم زیاده‬

06:15.600 --> 06:17.190
‫امکان نداره همه رو بشناسیم‬

06:17.190 --> 06:18.090
‫درسته‬

06:19.070 --> 06:19.920
‫ممنون‬

06:20.360 --> 06:21.380
‫خواهش میکنم‬

06:24.920 --> 06:28.000
‫تو این منطقه سه نوع سرباز هست‬
‫که تعدادشون به هزار نفر میرسه‬

06:28.000 --> 06:29.600
‫چطوری میخوای پیداش کنی؟‬

06:30.160 --> 06:34.190
‫دیدم شاهین داشت یه پیام میبرد پایین کوه‬
‫برای همین فکر کردم یان جنگ اینجاست‬

06:34.920 --> 06:36.720
‫اون داماد سرخونه‌ت فقط یه سرباز پیاده‌ست‬

06:36.720 --> 06:39.070
‫حتی اگه کسی هم دیده‌تش، مگه یادش میمونه؟‬

06:47.980 --> 06:50.450
‫(شیه)‬

07:01.360 --> 07:04.020
‫هنوز به داماد سرخونه‌ت فکر میکنی؟‬

07:07.560 --> 07:08.560
‫دارم فکر میکنم...‬

07:10.810 --> 07:12.480
‫ نکنه تو جنگ کشته شده باشه‬

07:19.190 --> 07:20.920
‫دیروقت شده دارم سعی میکنم بخوابم‬

07:22.160 --> 07:23.800
‫تو بچه کدوم کوهی؟‬

07:23.950 --> 07:24.920
‫بگیر بخواب ‬

07:24.920 --> 07:25.480
‫باشه، الان‬

07:25.480 --> 07:26.320
‫چرا اینقده عصبانی هستی؟‬

07:27.950 --> 07:31.050
‫خوب شد جلومو گرفتی وگرنه میپریدم‬
‫بهش و یه کتک مفصل بهش میزدم‬

07:36.830 --> 07:38.890
‫ذهنم درگیر یه چیزی شده‬

07:39.630 --> 07:42.720
‫قبلا، چندتایی رفتیم خونه‌ت‬
‫تا طلبمونو بگیریم، درسته؟‬

07:42.720 --> 07:47.070
‫فقط نتونستم بفهمم چطور شد که از اون‬
‫پیرمردا، از جمله عمو جائو کتک خوردیم‬

07:47.510 --> 07:48.830
‫اما بعدش فهمیدم‬

07:48.830 --> 07:51.630
‫حتما کار همون داماد سرخونه‌ت بوده‬

07:52.720 --> 07:55.180
‫پس، نگرانش نباش‬

07:59.070 --> 08:00.330
‫هنوز نگرفتی؟‬

08:00.360 --> 08:03.950
‫یعنی برادر یان هم مثل تو مبارز خوبیه‬

08:05.390 --> 08:08.000
‫شماها دفعه پیش واقعا حقتون بود کتک بخورین‬

08:09.890 --> 08:11.920
‫چرا بهش میگی برادر؟‬

08:12.190 --> 08:13.120
‫عجیب به نظر میاد‬

08:15.110 --> 08:18.920
‫راستش رو بخوای، داماد‬
‫سرخونه‌ش واقعا آدم خفنیه‬

08:18.920 --> 08:20.800
‫مگه من، مان‌وو، خودم آدم خفنی نیستم؟‬

08:20.800 --> 08:25.240
‫اما حتی منم وقتی به چشماش‬
‫نگاه میکنم از ترس میلرزم‬

08:25.750 --> 08:28.730
‫«برادر یان» که سهله، اگه مجبور‬
‫باشم بهش میگم «سرورم»‬

08:29.630 --> 08:31.490
‫فقط بهش بگو «شوهرخواهر»‬

08:32.150 --> 08:33.789
‫از حالا به بعد خانواده همیم‬

08:34.600 --> 08:36.080
‫الان حتی مان دی هم بهم میگه «خواهر»‬

08:36.080 --> 08:37.080
‫«خواهر»؟‬

08:37.320 --> 08:38.000
‫خواهر‬

08:38.320 --> 08:38.960
‫خواهر‬

08:40.000 --> 08:40.840
‫خواهر‬

08:46.080 --> 08:46.790
‫چی؟‬

08:47.840 --> 08:49.610
‫میخوای ازم سوءاستفاده کنی؟‬

08:49.610 --> 08:52.490
‫دارم بهت میگم، عمرا بهت بگم «خواهر»‬

08:52.670 --> 08:54.060
‫اما همین الان گفتی‬

08:54.150 --> 08:54.960
‫کی؟‬

08:54.960 --> 08:55.590
‫من کی بهش گفتم «خواهر»؟‬

08:55.590 --> 08:58.050
‫-دیدی؟ بازم گفتی‬
‫- گفت، مگه نه؟‬

08:58.320 --> 08:59.030
‫بچه پررو...‬

08:59.030 --> 09:00.420
‫دلت کتک میخواد؟‬

09:00.750 --> 09:02.560
‫تو اصلا مرد نیستی‬

09:02.630 --> 09:04.490
‫-تکون نخور‬
‫- وای ترسیدم‬

09:04.630 --> 09:05.360
‫بیا اینجا‬

09:05.360 --> 09:07.630
‫-خواهر، میخواد منو بزنه‬
‫- خواهر، میخواد منو بزنه‬

09:07.630 --> 09:10.320
‫-خواهر...‬
‫- بچه پررو، با این چهارپایه بهت نشون میدم...‬

09:10.320 --> 09:10.670
‫هی‬

09:10.670 --> 09:12.980
‫قبلا بهتون گفتم سر و صدا نکنین‬

09:13.390 --> 09:14.720
‫حالا چی؟ میخوای تکونت بدیم تا بخوابی؟‬

09:14.720 --> 09:15.920
‫خوابت نمیبره، هان؟‬

09:16.030 --> 09:17.160
‫بیا، بذار کمکت کنم‬

09:18.030 --> 09:19.720
‫-بیا‬
‫- میخوای یکم بخوابی، هان؟‬

09:19.720 --> 09:21.440
‫برادر، اشتباه کردم‬

09:21.440 --> 09:22.630
‫برادر برادر...‬

09:22.630 --> 09:24.850
‫برادر، نمیخوابم نمیخوابم‬

09:24.850 --> 09:26.050
‫لطفا بهم صدمه نزنین‬

10:35.480 --> 10:36.940
‫مرزبان شما زخمی شدین‬

10:37.000 --> 10:39.270
‫جای شما ما تو اردوگاه گشت میزنیم‬

10:41.480 --> 10:42.080
‫باشه‬

10:42.920 --> 10:43.850
‫پس برین‬

12:29.350 --> 12:35.730
‫(شیه)‬

12:35.120 --> 12:35.720
‫برین عقب‬

12:36.790 --> 12:40.550
‫به دستور مرزبان، باید تو‬
‫چادرتون بمونین، طبیب سلطنتی‬

12:41.440 --> 12:44.770
‫حدس میزنم سربازای زخمی زیادی‬
‫تو اردوگاه باشن، درسته؟‬

12:45.510 --> 12:46.600
‫درسته، خیلی زیادن‬

12:46.600 --> 12:48.150
‫اما به همه‌شون رسیدگی شده‬

12:48.150 --> 12:50.080
‫نیازی به نگرانی نیست، طبیب سلطنتی‬

12:50.360 --> 12:51.670
‫مشخصه که کمبود طبیب و دارو هست‬

12:51.670 --> 12:53.470
‫چرا نمیذارین من زخمیا رو درمان کنم؟‬

12:54.270 --> 12:57.360
‫همه‌شون گردن‌کلفتای نظامی‌ان‬
‫که ممکنه حرفای بی‌ادبانه بزنن‬

12:57.360 --> 12:58.790
‫نمیخوام بهتون بی‌احترامی کنن‬

12:58.790 --> 13:02.010
‫تشریفات غیرضروری از جون آدما مهم‌تره؟‬

13:02.140 --> 13:05.140
‫میتونین تحمل کنین و درد‬
‫کشیدن همرزماتونو ببینین؟‬

13:30.280 --> 13:32.630
‫همون‌طور که بهتون گفتم، اینجا جای شما نیست‬

13:32.750 --> 13:34.950
‫بهتره برین تو چادرتون استراحت کنین‬

13:42.360 --> 13:43.980
‫استخون شکسته‌ت رو بد جا انداختن‬

13:43.980 --> 13:45.630
‫باید دوباره شکسته بشه و جا بیفته‬

13:45.630 --> 13:46.790
‫چی؟‬

13:47.070 --> 13:48.240
‫تازه باندپیچی‌ش کردم‬

13:48.240 --> 13:50.440
‫چرا باید به حرف تو گوش بدم‬
‫و استخونمو دوباره بشکنم؟‬

13:50.440 --> 13:52.240
‫تو حتی به پام دست هم نزدی‬

13:52.360 --> 13:54.440
‫-یه نگاه برای تشخیص کافیه؟‬
‫- چطور جرات میکنی‬

13:54.440 --> 13:55.670
‫بانوی جوان، تو...‬

13:56.080 --> 13:57.280
‫داری با شاهد..‬

13:58.150 --> 13:59.240
‫یه طبیب سلطنتی حرف میزنی‬

13:59.270 --> 14:00.480
‫یکم احترام بذار‬

14:00.790 --> 14:02.960
‫فهمیدم، فرمانده وو‬

14:03.240 --> 14:05.200
‫راستش، پام تقریبا خوب شده‬

14:05.480 --> 14:06.200
‫نگاه کنین‬

14:06.630 --> 14:07.480
‫منو ببینین‬

14:08.000 --> 14:10.000
‫الان حتی میتونم راه برم دیدین؟‬

14:10.030 --> 14:11.390
‫نیازی نیست استخونمو دوباره‬
‫بشکنین و جا بندازین‬

14:11.390 --> 14:13.120
‫-خیلی درد میگیره‬
‫- تکون نخور‬

14:13.320 --> 14:14.450
‫حالم کاملا خوبه‬

14:15.150 --> 14:15.670
‫بشین‬

14:15.670 --> 14:16.230
‫باشه‬

14:17.120 --> 14:18.030
‫یکم استراحت کن‬

14:18.240 --> 14:18.960
‫حتما‬

14:18.990 --> 14:20.210
‫فهمیدم‬

14:21.600 --> 14:22.390
‫یکم استراحت کن‬

14:32.230 --> 14:35.090
‫این پماد فقط علائم رو درمان‬
‫میکنه، نه دلیل اصلی رو‬

14:41.630 --> 14:43.000
‫بعد از تراشیدن گوشت فاسد‬

14:43.000 --> 14:44.720
‫استفاده موضعی از پودر بازسازی‬

14:44.720 --> 14:46.360
‫و‬

14:46.360 --> 14:48.090
‫خوردن سوپ تصفیه‬

14:48.150 --> 14:49.150
‫زخمت سریع خوب میشه‬

14:50.000 --> 14:51.860
‫پودر بازسازی چیه؟‬

14:51.870 --> 14:54.790
‫عمدتا از قارچ و چند‬
‫تا گیاه معمولی درست شده‬

14:54.810 --> 14:55.940
‫قارچ؟‬

14:56.120 --> 15:00.790
‫طبیب سلطنتی، جینسینگ هم لازم داریم؟‬

15:05.390 --> 15:06.150
‫نه‬

15:06.670 --> 15:07.750
‫جینسینگ باعث حرارت درونی میشه‬

15:07.750 --> 15:09.080
‫اینجا زیاد مناسب نیست‬

15:13.600 --> 15:16.750
‫طبیب سلطنتی، مطمئن نیستم...‬

15:16.910 --> 15:18.840
‫که بتونم با قارچ درمان بشم‬

15:19.150 --> 15:22.020
‫اما قطعا ارزشش از جون من بیشتره‬

15:22.150 --> 15:24.520
‫جون تو بی‌ارزش‌تر از اونه که‬
‫بخواد با قارچ نجات پیدا کنه‬

15:24.520 --> 15:25.980
‫یه تیکه شاخه درخت هم کارت رو راه میندازه‬

15:26.550 --> 15:28.840
‫چقدر بی‌ادبی دست از این گستاخی بردار‬

15:28.840 --> 15:29.600
‫کافیه‬

15:30.120 --> 15:31.120
‫نخندین، همه‌تون‬

15:31.120 --> 15:32.460
‫دیگه زخمتون درد نمیکنه؟‬

15:32.460 --> 15:33.120
‫مرخصین‬

15:34.790 --> 15:35.720
‫زخما درد میکنه‬

15:35.810 --> 15:37.500
‫معلومه که زخما درد میکنه‬

15:38.240 --> 15:41.930
‫همچین داروهای معمولی‌ای تو‬
‫این اردوگاه نظامی پیدا نمیشه؟‬

15:43.270 --> 15:45.510
‫خیلی وقته تو کاخ زندگی‬
‫کردین، برای همین نمیدونین‬

15:45.510 --> 15:49.360
‫تهیه همین گیاهان و داروهای‬
‫معمولی هم تو ارتش کار سختیه‬

15:49.360 --> 15:51.890
‫مواد دارویی باارزش که یه چیز لوکسه‬

16:08.190 --> 16:09.910
‫همین الان خیلی بی‌ادبانه رفتار کردین‬

16:09.910 --> 16:11.970
‫بالاخره اون یه طبیب سلطنتی بود‬

16:12.120 --> 16:16.150
‫فرمانده وو، اگه تو میدون جنگ بمیریم، حداقل‬
‫خانواده‌هامون حقوق بازنشستگی میگیرن‬

16:16.150 --> 16:20.720
‫اما اگه به دست اون زن طبیب‬
‫سلطنتی بمیریم، واقعا حیف میشه‬

16:21.000 --> 16:22.070
‫دقیقا‬

16:24.810 --> 16:27.450
‫(مرزبان ووآن)‬

16:56.120 --> 16:58.870
‫یان جنگ مبارز خیلی خوبیه‬

16:59.270 --> 17:01.150
‫امکان نداره به اندازه‬
‫اونا شدیدا زخمی شده باشه‬

17:01.150 --> 17:03.240
‫بی‌خیال، به این سربازای زخمی نگاه کن‬

17:03.240 --> 17:04.660
‫همه‌شون عضلانی توپرن‬

17:04.660 --> 17:06.270
‫از شوهر تو هم چهارشونه‌ترن، مگه نه؟‬

17:06.270 --> 17:08.240
‫اما الان بازم به شدت زخمی نشدن؟‬

17:08.240 --> 17:12.220
‫گوش کن، سربازا تو میدون جنگ یه‬
‫دست و پایی از دست میدن پیش میاد‬

17:12.630 --> 17:13.710
‫فراموش کن چی گفتم‬

17:14.030 --> 17:15.640
‫خدایان و الهه‌ها، به شوهرش رحم کنین‬

17:15.640 --> 17:16.400
‫به ما هم رحم کنین‬

17:16.400 --> 17:19.160
‫حتی اگه دست و پاشم از‬
‫دست بده بازم خرجشو میدم‬

17:19.160 --> 17:22.440
‫وقتی اولین بار دیدمش یه پناهنده‬
‫به شدت مجروح از چونگ‌جو بود‬

17:22.480 --> 17:24.109
‫اما در نهایت با مراقبت من خوب شد‬

17:24.109 --> 17:25.440
‫داری بهتر میشی؟‬

17:30.480 --> 17:31.680
‫بانو فان؟‬

17:31.790 --> 17:32.960
‫برادر سون؟‬

17:34.640 --> 17:35.950
‫تو اینجا چیکار میکنی؟‬

17:37.200 --> 17:38.930
‫جوخه قصابای خوک؟‬

17:39.270 --> 17:40.790
‫اینجا چیکار میکنی؟‬

17:42.750 --> 17:45.030
‫اومدین اینجا دنبال چانگ‌نینگ بگردی، درسته؟‬

17:45.030 --> 17:46.340
‫چانگ‌نینگ اینجاست؟‬

17:47.550 --> 17:48.350
‫آره، اینجاست‬

17:48.510 --> 17:50.200
‫تو این چادر نیست با من بیا‬

18:08.240 --> 18:10.080
‫خواهر‬

18:26.550 --> 18:27.750
‫نینگ...‬

18:32.580 --> 18:34.400
‫بیا، بذار ببینمت‬

18:37.680 --> 18:39.350
‫بالأخره پیدات کردم‬

18:40.510 --> 18:44.080
‫خواهر، بالأخره اومدی دنبالم‬

18:44.790 --> 18:46.790
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود‬

18:49.270 --> 18:52.460
‫اون آدم‌بد کوچیکه اومد لین‌آن و آدم کشت‬

18:55.640 --> 18:57.480
‫آروم باش عجله نکن‬

18:57.480 --> 18:59.010
‫و بائوآر...‬

18:59.160 --> 19:04.060
‫خواهر پری نذاشت اون آدم‌بد‬
‫بزرگه با موهای سفید ببرتش‬

19:04.240 --> 19:08.720
‫شوهرخواهر با اون آدم‌بد کوچیکه‬
‫جنگید و جونمو نجات داد‬

19:08.830 --> 19:10.310
‫اون زخمی شد‬

19:11.110 --> 19:12.350
‫زخمی شد؟‬

19:14.550 --> 19:16.160
‫کجا دیدیش؟‬

19:16.350 --> 19:17.590
‫کی این اتفاق افتاد؟‬

19:21.550 --> 19:23.080
‫آدمای بد عمر طولانی دارن‬

19:23.750 --> 19:25.270
‫نگران نباش، بانو فان‬

19:25.270 --> 19:28.150
‫یان جنگ به این راحتی نمیمیره‬
‫چون همیشه میتونه سرپا وایسه‬

19:29.310 --> 19:31.400
‫برادر سون، میدونی کجاست؟‬

19:34.400 --> 19:35.400
‫اون...‬

19:38.160 --> 19:38.680
‫عجله کنین‬

19:38.720 --> 19:39.450
‫بیاین کمکم کنین‬

19:39.480 --> 19:40.140
‫محکم بگیرین‬

19:40.480 --> 19:41.000
‫عقب نمونین‬

19:41.970 --> 19:42.970
‫یه کمکی بهم بکن‬

19:45.070 --> 19:45.960
‫چی شده؟‬

19:46.000 --> 19:48.060
‫چطور این‌همه سرباز زخمی شدن؟‬

19:48.350 --> 19:50.720
‫مشاور، یه گروه کوچیک از دشمنا‬
‫سعی کردن به کوه حمله کنن‬

19:50.720 --> 19:52.270
‫افتادن تو تله ما و نصف آدماشونو از دست دادن‬

19:52.270 --> 19:53.720
‫اما خیلیا از ما هم زخمی شدن‬

19:53.720 --> 19:55.440
‫مرزبان ووآن دستور داده که‬
‫کل ارتش فورا پیشروی کنن‬

19:55.440 --> 19:56.720
‫فهمیدم الان میرم پیشش‬

19:56.720 --> 19:57.350
‫اطاعت‬

19:57.750 --> 19:59.880
‫برادر سون، مشاور نظامی هستی؟‬

20:02.030 --> 20:04.680
‫راستشو بخوای بانو فان، «سون‬
‫جین» فقط یه اسم مستعاره‬

20:04.680 --> 20:06.240
‫اسم واقعی من گونگ‌سون یینه‬

20:06.440 --> 20:08.270
‫در حال حاضر به عنوان مشاور‬
‫نظامی ارتش شیه کار میکنم‬

20:08.270 --> 20:10.350
‫بعدا بیشتر برات میگم، الان‬
‫یه وضعیت فوری پیش اومده‬

20:10.350 --> 20:14.070
‫برادر گونگ‌سون، یه زمانی که یان‬
‫جنگ زخمی بود ازش مراقبت میکردم‬

20:14.070 --> 20:16.270
‫تو جوشوندن گیاهای دارویی و اینا کارم خوبه‬

20:16.270 --> 20:19.090
‫چرا نمیذاری بمونم و به سربازای‬
‫زخمی رسیدگی کنم تا کمکی کرده باشم؟‬

20:21.400 --> 20:22.310
‫ایده بدی نیست‬

20:22.680 --> 20:23.880
‫پس همون‌طور که صلاح میدونی عمل کن‬

20:29.520 --> 20:30.130
‫بیا اینجا‬

20:31.830 --> 20:35.030
‫نینگ، میدونی شوهرخواهر کجاست؟‬

20:51.310 --> 20:53.000
‫مرزبان، شما همین الانشم به شدت زخمی هستین‬

20:53.000 --> 20:54.640
‫با این حال بازم شخصا به‬
‫همه چی رسیدگی میکنین‬

20:54.640 --> 20:56.200
‫علاوه بر این، دشمن مدام اذیتمون میکنه‬

20:56.200 --> 20:57.790
‫بذارین براتون یکم داروی بی‌حسی بيارم‬

20:57.790 --> 20:58.640
‫نیازی نیست‬

20:59.160 --> 21:01.590
‫برای سربازا نگه دارین‬

21:02.070 --> 21:03.680
‫چادر مریضا پر شده‬

21:04.270 --> 21:06.640
‫چند تا از سربازای زخمی رو ببرین تو چادر من‬

21:06.680 --> 21:09.990
‫اما این کار باعث نمیشه حواستون از‬
‫رسیدگی به مسائل نظامی پرت بشه؟‬

21:09.990 --> 21:11.030
‫به هیچ وجه‬

21:12.350 --> 21:14.440
‫چند تا سرباز رو که جراحت‬
‫سطحی دارن ببرین تو این چادر‬

21:14.440 --> 21:15.510
‫مزاحمم نمیشن‬

21:15.510 --> 21:18.030
‫بعدش، چادرهای خالی رو برای سربازایی‬
‫که شدیدا زخمی شدن استفاده کنین‬

21:18.030 --> 21:18.720
‫اما...‬

21:19.910 --> 21:21.270
‫فقط همون کاری رو بکن که میگم‬

21:22.310 --> 21:22.920
‫اطاعت‬

21:25.720 --> 21:27.880
‫مرزبان، بازجویی اسرا تازه تموم شد‬

21:27.880 --> 21:31.890
‫اعتراف کردن که ارتش دشمن قصد‬
‫داشته موقع سحر به کوه حمله کنه‬

21:33.000 --> 21:34.920
‫دفاع از این کوه دورافتاده‬
‫راحت‌تر از حمله بهشه‬

21:34.920 --> 21:36.160
‫شی یوئه احمق نیست‬

21:37.130 --> 21:40.720
‫هرگز وارد جنگی نمیشه که انتظار داشته‬
‫باشه تلفاتش از دشمن بیشتر باشه‬

21:40.720 --> 21:43.440
‫حدس میزنم با اون گروه کوچیک‬
‫فقط میخواسته وضعیتمو بسنجه‬

21:44.720 --> 21:46.000
‫چون‬

21:46.830 --> 21:48.690
‫چند روزه که آفتابی نشدم‬

21:58.070 --> 21:58.920
‫خب بعدش چی؟‬

21:59.030 --> 22:01.110
‫چه بلایی سر اون آدم‌بد کوچیکه اومد؟‬

22:01.110 --> 22:02.000
‫نمیدونم‬

22:02.000 --> 22:05.720
‫از وقتی شوهرخواهر نجاتم‬
‫داده، مشاور حواسش بهم بوده‬

22:05.720 --> 22:09.620
‫خواهر، فکر میکنی بائوآر و خواهر پری میمیرن؟‬

22:09.750 --> 22:12.440
‫ اون آدم‌بد بزرگه دیوونه‌ست‬

22:12.440 --> 22:14.680
‫همش به خواهر پری گیر میده‬

22:14.720 --> 22:17.110
‫بائوآر زیاد یواشکی گریه کرده‬

22:17.450 --> 22:18.510
‫اونا نمیمیرن‬

22:18.680 --> 22:21.000
‫خاله چیان‌چیان و بائوآر خیلی باهوشن‬

22:21.000 --> 22:24.270
‫وقتی شوهرخواهرو پیدا کردیم، با هم‬
‫میریم پایین کوه تا نجاتشون بدیم‬

22:24.270 --> 22:25.670
‫-چطوره؟‬
‫- عالیه‬

22:28.590 --> 22:29.640
‫تو اینجا چیکار میکنی؟‬

22:33.110 --> 22:36.080
‫وقتم آزاد بود، برای همین فکر کردم‬
‫بیام و تو جوشوندن داروها کمک کنم‬

22:36.240 --> 22:40.930
‫تمام داروهای این سوله شخصا و با دقت‬
‫توسط طبیب سلطنتی امتحان و آماده شدن‬

22:41.960 --> 22:43.000
‫این‌همه؟‬

22:43.680 --> 22:45.540
‫نمیدونستم اینقدر شدید مریضین‬

22:46.640 --> 22:47.770
‫چقدر نادونی‬

22:47.920 --> 22:52.800
‫طبیب سلطنتی داروها رو روی خودش امتحان کرده‬
‫تا سربازای زخمی رو با موفقیت درمان کنه‬

22:52.920 --> 22:53.960
‫ارتش دارو کم آورده‬

22:53.960 --> 22:55.820
‫اینا رو از تو کوه کندیم‬

22:56.030 --> 22:56.680
‫راستی‬

22:57.000 --> 22:59.270
‫دفعه قبل جونمو نجات دادی‬

23:00.600 --> 23:02.330
‫بابتش ممنونم مدیونم‬

23:02.590 --> 23:03.270
‫مشکلی نیست‬

23:03.400 --> 23:05.060
‫هنوز اسم فامیلتونو نمیدونم‬

23:05.400 --> 23:06.270
‫«چی» هست‬

23:06.590 --> 23:07.830
‫«چی مدیون»...‬

23:08.720 --> 23:10.000
‫«چی مدیون»؟‬

23:10.770 --> 23:12.230
‫چه اسم جالبی‬

23:12.480 --> 23:13.070
‫تو...‬

23:15.880 --> 23:18.320
‫خواهر، اون کیه؟‬

23:22.320 --> 23:27.580
‫خب، اون یه طبیب سلطنتیه، که تو‬
‫نمایشای سایه امپراتور رو درمان میکنه‬

23:29.560 --> 23:31.490
‫سلام،خواهر طبیب ‬

23:31.720 --> 23:32.650
‫سلام‬

23:34.460 --> 23:36.740
‫اینجا میدون جنگه‬

23:37.110 --> 23:38.640
‫خواهرت چرا اینجاست؟‬

23:39.030 --> 23:41.960
‫شوهرخواهرم جونمو نجات داد و منو آورد اینجا‬

23:43.210 --> 23:45.450
‫منظورش شوهرمه، اسمش یان جنگه‬

23:47.510 --> 23:49.920
‫حالا میفهمم چرا اینقدر مصمم بودی بیای اینجا‬

23:49.920 --> 23:53.300
‫ظاهرا به خاطر شوهرت اومدی اینجا‬

23:54.070 --> 23:55.960
‫منم باید غلات رو به ارتش میرسوندم‬

23:55.960 --> 23:58.590
‫اصلا انتظار نداشتم نینگ رو اینجا ببینم‬

23:58.590 --> 24:00.480
‫گفت شوهرمم همینجاست‬

24:00.480 --> 24:03.640
‫اما هنوز تو این اردوگاه‬
‫نظامی بزرگ پیداش نکردم‬

24:03.860 --> 24:05.830
‫شوهرخواهرم خیلی قویه‬

24:05.830 --> 24:08.070
‫اون بود که منو از دست آدم‌بدا نجات داد‬

24:08.110 --> 24:11.370
‫حتی از ژنرالای تو نمایشای سایه هم بهتره‬

24:11.750 --> 24:13.720
‫همه اون آدم‌بدا درجا زمین خوردن‬

24:14.160 --> 24:16.480
‫حتی از مرزبان ووآن هم بهتره؟‬

24:16.480 --> 24:18.030
‫آره، اون بهترینه‬

24:18.400 --> 24:21.270
‫این زیادی نمایش سایه دیده‬

24:21.270 --> 24:23.960
‫امکان نداره شوهرم از مرزبان ووآن بهتر باشه‬

24:23.960 --> 24:27.670
‫اگه این‌طور بود که با من‬
‫قصاب خوک ازدواج نمیکرد‬

24:34.070 --> 24:35.470
‫نیازی نیست مراقب من باشی‬

24:36.070 --> 24:37.530
‫برو به سربازا برس‬

24:38.350 --> 24:40.280
‫نذار بفهمن من کی هستم‬

24:40.750 --> 24:42.830
‫وگرنه وقتی دارن اینجا‬
‫استراحت میکنن معذب میشن‬

24:42.830 --> 24:43.670
‫فهمیدم‬

24:43.790 --> 24:44.850
‫پس استراحت کنین‬

25:02.420 --> 25:04.430
‫(شیه)‬

25:36.880 --> 25:39.960
‫جناب، میشه بپرسم این چادر برای چیه؟‬

25:39.960 --> 25:41.590
‫برای سربازایی که جراحت سطحی دارن‬

25:41.590 --> 25:43.790
‫پس سربازای با جراحت سطحی توش استقرار دارن‬

25:46.310 --> 25:48.230
‫سلام لی گوی اینجاست؟‬

25:48.250 --> 25:49.250
‫رو تخت دوم‬

25:50.790 --> 25:52.050
‫این داروی توئه‬

25:52.130 --> 25:53.100
‫وانگ فا کجاست؟‬

25:53.790 --> 25:54.590
‫من اینجام‬

25:56.310 --> 25:57.110
‫این مال توئه‬

25:57.440 --> 25:58.340
‫ممنون‬

25:58.720 --> 25:59.350
‫جانگ جیان؟‬

25:59.350 --> 26:00.200
‫اینجام‬

26:00.680 --> 26:01.590
‫و این مال توئه‬

26:01.590 --> 26:03.240
‫باید این دارو رو دو بار دیگه هم بخوری‬

26:03.240 --> 26:05.240
‫یه بار امشب و یه بار فردا صبح‬

26:05.240 --> 26:07.610
‫توی چند روز آینده خودتو‬
‫بپوشون و یکم استراحت کن‬

26:07.610 --> 26:08.310
‫فهمیدم‬

26:10.050 --> 26:11.450
‫بذارین زخمتونو بررسی کنم‬

26:11.600 --> 26:12.850
‫بخورینش‬

26:26.790 --> 26:28.350
‫سریع برو طبیب مدیون رو بیار‬

26:28.350 --> 26:29.550
‫زخم این مرد باز شده‬

26:29.550 --> 26:30.960
‫باید دوباره پانسمان بشه‬

26:31.200 --> 26:31.880
‫فهمیدم‬

26:34.219 --> 26:37.219
‫(بالاخره سکانسی که میخواستین رسید)‬

27:00.350 --> 27:01.270
‫چانگ‌یو‬

27:05.480 --> 27:06.540
‫یان جنگ‬

27:14.620 --> 27:16.030
‫خیلی وقت بود دنبالت میگشتم‬

27:16.030 --> 27:16.580
‫وایسا‬

27:24.160 --> 27:25.590
‫اینجا چیکار میکنی؟‬

27:26.920 --> 27:28.400
‫اومدم اینجا دنبال تو بگردم‬

27:29.270 --> 27:30.800
‫اومدی اینجا تا دنبال من بگردی؟‬

27:34.550 --> 27:36.150
‫زخمت به استخون رسیده؟‬

27:37.950 --> 27:39.480
‫طبیب چی گفت؟‬

27:41.350 --> 27:42.750
‫فقط یه جراحت سطحیه‬

27:43.250 --> 27:45.050
‫اندام‌های حیاتی آسیبی ندیدن‬

27:45.270 --> 27:46.670
‫چند روز دیگه خوب میشم‬

27:54.200 --> 27:57.110
‫مهم نیست اگه زخمی بشی یا حتی معلول بشی‬

27:58.590 --> 27:59.960
‫دیگه تو ارتش نمون‬

27:59.960 --> 28:01.230
‫بذار ببرمت خونه‬

28:01.270 --> 28:03.530
‫میتونم با قصابی خوک خرجتو بدم‬

28:09.270 --> 28:12.010
‫پسر جون، چقدر خوش‌شانسی‬

28:12.280 --> 28:14.640
‫همچین دختر خوشگلی کلی‬
‫سختی کشیده تا پیدات کنه‬

28:14.640 --> 28:18.480
‫اگه جای تو بودم، میتونستم همین الان‬
‫بمیرم و هیچ حسرتی نداشته باشم‬

28:19.110 --> 28:26.590
‫بانوی جوان، میدونم خیلی نگران شوهرتی، اما‬
‫اینجا اردوگاه نظامیه، فراریا رو گردن میزنن‬

28:26.640 --> 28:28.840
‫ما الان سربازای مرزبان ووآن هستیم‬

28:29.030 --> 28:31.110
‫اگه عزیزت قوانین رو بشکنه‬
‫و اعدام بشه‬

28:31.110 --> 28:32.790
‫از کجا میخوای یه شوهر جدید به این خوش‌تیپی پیدا کنی؟‬

28:32.790 --> 28:33.510
‫دقیقا‬

28:35.240 --> 28:37.970
‫این بانوی جوان قوانین رو نمیدونه، مگه نه؟‬

28:38.000 --> 28:39.460
‫فقط از رو نادونی این حرفو زد‬

28:39.510 --> 28:41.040
‫مرزبان تو چادره‬

28:41.110 --> 28:44.040
‫میترسم طبق قوانین نظامی مجازات بشه‬

28:44.070 --> 28:46.070
‫ازت نخواستم فرار کنی‬

28:46.270 --> 28:48.350
‫چون خیلی نگران بودم، اشتباه گفتم‬

28:48.350 --> 28:49.610
‫به دل نگیر‬

28:50.270 --> 28:51.550
‫میدونم میفهمم‬

28:51.550 --> 28:53.660
‫این دستور رو یواشکی منتقل‬
‫کنین: بیرون چادر جمع بشین‬

28:53.660 --> 28:56.790
‫-گریه نکن‬
‫- یواشکی به همه بگین بیرون جمع بشن‬

28:57.830 --> 28:58.630
‫مشاور...‬

29:02.480 --> 29:05.410
‫این دستور رو یواشکی منتقل‬
‫کنین: بیرون چادر جمع بشین‬

29:07.680 --> 29:09.480
‫هوا امروز خیلی خوبه‬

29:20.920 --> 29:21.840
‫آروم باش‬

29:21.920 --> 29:22.640
‫چیزی نیست‬

29:23.270 --> 29:24.730
‫میدونم تو فکرت چی میگذره‬

29:29.350 --> 29:30.000
‫مشا...‬

29:34.840 --> 29:35.960
‫درد میکنه؟‬

29:41.400 --> 29:44.970
‫با وجود تو کنارم، دیگه دردی حس نمیکنم‬

29:56.920 --> 29:59.120
‫داشتیم حرف میزدیم کجا رفتن؟‬

30:00.460 --> 30:01.270
‫بریم‬

30:01.750 --> 30:02.550
‫-بریم‬
‫- بریم‬

30:05.440 --> 30:08.160
‫هنوز در مورد علوفه اسبای‬
‫جنگی به مرزبان گزارش ندادم‬

30:08.160 --> 30:09.350
‫اون میتونه صبر کنه‬

30:11.480 --> 30:13.020
‫مرزبان قوانین نظامی‬
‫سخت‌گیرانه‌ای رو اجرا میکنه‬

30:13.020 --> 30:15.510
‫اگه گزارشمو دیر بدم، شلاق میخورم‬

30:16.000 --> 30:19.110
‫شلاق نمیخوری، مگر اینکه‬
‫همین الان مزاحمشون بشی‬

30:19.960 --> 30:20.820
‫به توصیه‌م گوش کن‬

30:21.070 --> 30:22.590
‫یه ساعت دیگه برو اونجا‬

30:23.750 --> 30:26.810
‫من مشاور باهوش کل این ارتشم‬

30:29.440 --> 30:30.870
‫مگه من بهت دروغ میگم؟‬

30:33.780 --> 30:34.580
‫حرکت کن‬

30:36.720 --> 30:37.550
‫چانگ‌یو‬

30:39.310 --> 30:40.680
‫شوهرتو پیدا کردی؟‬

30:41.110 --> 30:42.590
‫شنیدم زخمی شده‬

30:43.070 --> 30:44.680
‫مرزبان ووآن هم زخمی شده‬

30:44.680 --> 30:49.310
‫باید اول به اون سر میزدم، اما در عوض‬
‫اومدم اینجا تا خیال تو رو راحت کنم‬

30:49.310 --> 30:50.310
‫خیلی ممنون‬

30:50.440 --> 30:51.170
‫با من بیا‬

30:54.480 --> 30:55.240
‫یان جنگ‬

30:56.030 --> 30:59.550
‫این بانو چی مدیون هست، یه طبیب زیبا و ماهر‬

30:59.550 --> 31:00.950
‫مطمئنم میتونه درمانت کنه‬

31:05.640 --> 31:08.040
‫پس این همون شوهریه که ازش حرف میزدی؟‬

31:08.430 --> 31:11.360
‫و این همون طبیب نظامیه‬
‫که در موردش حرف میزدی؟‬

31:15.030 --> 31:15.960
‫مشکلی هست؟‬

31:16.510 --> 31:18.370
‫شوهرم خوش‌قیافه‌س، مگه نه؟‬

31:19.460 --> 31:20.930
‫تو ازدواج کردی؟‬

31:23.000 --> 31:24.830
‫اصلا انتظارشو نداشتم‬

31:25.680 --> 31:26.880
‫همدیگه رو میشناسین؟‬

31:27.940 --> 31:30.310
‫تا همین الان نه‬

31:31.050 --> 31:33.240
‫طبیب مدیون، لطفا معاینه‌ش کنین‬

31:33.240 --> 31:34.170
‫نیازی نیست‬

31:35.200 --> 31:36.930
‫میبینم که بهم اعتماد نداری، نه؟‬

31:40.350 --> 31:42.500
‫با اینکه بانو مدیون جوونه‬

31:43.160 --> 31:45.110
‫اما تو کارش خیلی جدیه، و‬

31:45.110 --> 31:47.710
‫هر مریضی رو با جون و دل درمان میکنه‬

31:53.960 --> 31:55.790
‫واقعا شوهرته؟‬

31:56.200 --> 31:58.000
‫هدایای نامزدی و مراسمی هم در کار بود؟‬

31:58.000 --> 31:59.720
‫گولش رو خوردی یا چی؟‬

31:59.720 --> 32:02.070
‫ببین، این روزا کلاهبردار زیاده‬

32:02.070 --> 32:05.330
‫بعضیا مخصوصا قیافه خوبی‬
‫دارن و وبال گردن زنا میشن‬

32:10.540 --> 32:12.330
‫اون هیچ‌وقت بهم دروغ نمیگه‬

32:12.770 --> 32:15.230
‫جراحت داخلی هم تو بدنش پیدا کردین؟‬

32:16.030 --> 32:19.250
‫چند وقت پیش جراحاتشو معاینه‬
‫کردم و چیز جدی‌ای پیدا نکردم‬

32:19.590 --> 32:26.170
‫اما به خاطر کمبود دارو، گوشت و نمک‬
‫تو ارتش، زخماش خیلی کند خوب میشن‬

32:26.200 --> 32:27.570
‫اخیرا داشتم داروها رو آزمایش میکردم‬

32:27.570 --> 32:29.850
‫قول میدم به زودی گیاهان‬
‫دارویی مناسبو براش پیدا کنم‬

32:29.850 --> 32:31.030
‫ممنون، مدیون‬

32:31.030 --> 32:33.390
‫نگفتی باید به مرزبان ووآن سر بزنی؟‬

32:33.390 --> 32:34.390
‫الان باید بری‬

32:36.590 --> 32:39.670
‫پس تنهاتون میذارم تا با‬
‫هم حرف بزنین، مرغای عشق‬

32:40.270 --> 32:43.850
‫من دیگه میرم... تا ‬
‫به مرزبان ووآن سر بزنم‬

32:47.030 --> 32:48.090
‫بریم، جیان‌جیا‬

32:56.180 --> 32:57.240
‫حالت خوبه؟‬

32:57.510 --> 32:58.640
‫رنگ و روت پریده‬

32:59.400 --> 33:00.160
‫حالم خوبه‬

33:00.960 --> 33:02.750
‫چرا بهش میگی «مدیون»؟‬

33:03.400 --> 33:05.030
‫اون طبیب سلطنتی فامیلش «چی» هست‬

33:05.030 --> 33:06.560
‫و اسم کوچیکش «مدیون»‬

33:24.260 --> 33:25.830
‫اردوگاه توی همه چی کمبود داره‬

33:25.830 --> 33:27.490
‫حتی یه بادبزن درست و درمون هم پیدا نمیشه‬

33:31.790 --> 33:32.520
‫شاهد...‬

33:33.000 --> 33:34.800
‫طبیب سلطنتی، براتون یه بادبزن پیدا کردم‬

33:41.290 --> 33:42.140
‫این مگه...‬

33:43.030 --> 33:44.560
‫این بادبزن رو از کجا پیدا کردی؟‬

33:44.750 --> 33:46.590
‫از دست یکی قاپیدمش‬

33:46.620 --> 33:49.280
‫خیلی عجله داشتم ندیدم کی بود‬

33:50.510 --> 33:51.370
‫علیاحضرت‬

33:52.483 --> 33:54.483
‫(به‌به چه قسمتیه این قسمت)‬

33:56.270 --> 33:58.220
‫برو یه بادبزن دیگه برام پیدا کن‬

33:58.240 --> 33:58.910
‫باشه‬

34:09.909 --> 34:12.040
‫این مرد حقیر به علیاحضرت ادای احترام میکنه‬

34:12.480 --> 34:14.679
‫رئیس مکتب گونگ‌سون، حالتون چطوره؟‬

34:15.340 --> 34:16.600
‫حالم خوبه‬

34:19.800 --> 34:23.360
‫برام جای سواله که چی شما‬
‫رو به این اردوگاه نظامی کشونده‬

34:25.960 --> 34:28.560
‫-من...‬
‫- برای دیدن من نیومدین، درسته؟‬

34:29.110 --> 34:33.310
‫اگه علیاحضرت تو قصر بفهمن‬
‫از شدت نگرانی دق میکنن‬

34:36.110 --> 34:39.010
‫با این طرز فکر‬
‫دارین خودتونو تحویل میگیرین‬

34:39.360 --> 34:43.560
‫شما و مرزبان ووآن اومدین اینجا تا‬
‫شورش‌ها رو سرکوب کنین و به افتخار برسین‬

34:43.760 --> 34:44.840
‫ من، یه شاهدخت...‬

34:46.400 --> 34:47.480
‫یه طبیب سلطنتی‬

34:48.070 --> 34:49.440
‫شایسته صحنه بزرگ‌تری از‬

34:49.440 --> 34:51.210
‫یه قصر کوچیک نیستم که توش گیر افتادم‬

34:51.210 --> 34:53.810
‫و به کارهای بی‌ارزش‬
‫و پیش‌پاافتاده محدود شدم؟‬

34:53.840 --> 34:55.030
‫عذر میخوام جسارت کردم‬

34:55.030 --> 34:57.230
‫طبیب سلطنتی، یه بادبزن‬
‫جدید براتون پیدا کردم‬

35:08.550 --> 35:10.210
‫حرف دیگه‌ای هم برای گفتن دارین؟‬

35:11.170 --> 35:12.320
‫نه من...‬

35:17.110 --> 35:18.910
‫این مرد حقیر مرخص میشه‬

35:30.470 --> 35:31.730
‫ برگردیم سر کارمون‬

35:46.630 --> 35:48.960
‫این چادر برای سربازاییه که جراحت‬
‫سطحی دارن بانو، شما دارین چیکار...‬

35:48.960 --> 35:50.270
‫شوهرم اونجاست‬

35:50.470 --> 35:53.200
‫-میخوام تمیزش کنم و پانسمانشو عوض کنم‬
‫- برو بیرون‬

36:00.190 --> 36:01.200
‫افسرا‬

36:05.440 --> 36:07.030
‫قبلا همدیگه رو دیدیم؟‬

36:09.100 --> 36:12.900
‫من زیاد سفر کردم و آدمای زیادی رو‬
‫دیدم، اما تو یکی از اونا نیستی‬

36:13.540 --> 36:15.630
‫حتما اشتباه گرفتی بانوی جوان‬

36:17.400 --> 36:18.070
‫درسته‬

36:18.070 --> 36:19.760
‫مطمئنم اشتباه گرفتین‬

36:19.960 --> 36:24.550
‫اونا همرزمای من، وو و چی هستن‬

36:25.630 --> 36:27.110
‫آها شما برادرای همرزمش هستین‬

36:27.110 --> 36:29.230
‫ممنون که مراقب یان جنگ بودین‬

36:29.230 --> 36:30.380
‫خواهش میکنم‬

36:30.760 --> 36:33.550
‫خب، یان جنگ، استراحت کن و زود خوب شو‬

36:33.550 --> 36:34.780
‫ما دیگه میریم‬

36:34.780 --> 36:35.510
‫مراقب باشین‬

36:55.760 --> 36:56.820
‫دردو تحمل کن‬

37:36.610 --> 37:37.420
‫درد میکنه؟‬

37:39.680 --> 37:40.470
‫ خوبه‬

37:45.360 --> 37:48.690
‫باید زودتر توافق‌نامه طلاق‬
‫رو باهات امضا میکردم‬

37:56.070 --> 37:57.600
‫چرا داری خون بالا میاری؟‬

38:01.110 --> 38:03.170
‫اینقدر عجله داری که میخوای ازم طلاق بگیری؟‬

38:08.610 --> 38:10.490
‫ هیچ‌وقت هیچ‌وقت ازت طلاق نمیگیرم‬

38:11.960 --> 38:13.420
‫داشتم به این فکر میکردم که:‬

38:13.920 --> 38:18.880
‫به خاطر اینکه با خانواده من‬
‫وصلت کردی، به زور بردنت ارتش‬

38:18.880 --> 38:26.050
‫اگه زودتر توافق‌نامه طلاق رو امضا‬
‫میکردیم، سربازا نمیگرفتنت و زخمی نمیشدی‬

38:28.760 --> 38:30.360
‫عمو جائو بهم گفت...‬

38:32.430 --> 38:35.550
‫قبل از اینکه بمیرم همه کارای‬
‫نیمه‌تمام رو تموم کنم‬

38:36.630 --> 38:38.830
‫تو راه رسیدن به اینجا تصمیم خودم رو گرفتم:‬

38:40.320 --> 38:41.590
‫اگه زنده پیدات کردم‬

38:43.230 --> 38:44.650
‫ببرمت خونه‬

38:45.400 --> 38:46.590
‫اگه مرده بودی‬

38:48.760 --> 38:50.220
‫جسدتو ببرم‬

38:51.340 --> 38:55.630
‫توی جشنا و تعطیلات، برات پول کاغذی بسوزونم‬

39:01.040 --> 39:02.270
‫میدونستم‬

39:15.030 --> 39:16.230
‫واسه اون شب ‬

39:17.350 --> 39:18.750
‫معذرت میخوام‬

39:29.510 --> 39:31.240
‫پس میدونی که اشتباه کردی‬

39:34.960 --> 39:37.220
‫خیلی وقته که دیگه از دستت ناراحت نیستم‬

39:41.280 --> 39:42.110
‫جیو‌هنگ‬

39:44.230 --> 39:44.920
‫جیو...‬

39:46.400 --> 39:49.600
‫دیدن دوباره‌ت بعد از این‌همه‬
‫وقت باعث خوشحالیه، یان جنگ‬

39:51.700 --> 39:54.280
‫توقع نداشتم تو رو هم اینجا ببینم، بانو فان‬

39:54.280 --> 39:54.840
‫ببخشید مزاحم میشم‬

39:54.840 --> 39:55.480
‫به کارتون برسین‬

39:55.480 --> 39:56.230
‫خدانگهدار‬

39:56.880 --> 39:57.670
‫میتونی بمونی‬

39:59.630 --> 40:01.560
‫آب سرده میرم عوضش کنم‬

40:05.170 --> 40:06.250
‫سعی میکنم...‬

40:06.840 --> 40:08.100
‫برای ارتش گوشت بیارم‬

40:20.280 --> 40:23.150
‫واقعا ارزششو داشت که زخمی بشی‬

40:23.670 --> 40:24.510
‫همه چی رو دیدم‬

40:24.510 --> 40:26.360
‫بانو فان نزدیک بود زار زار گریه کنه‬

40:26.360 --> 40:27.070
‫و تو...‬

40:27.400 --> 40:28.580
‫بی‌خیال‬

40:39.190 --> 40:39.890
‫برای یه کار جدی اومدم اینجا‬

40:39.890 --> 40:40.550
‫بگو‬

40:43.030 --> 40:47.920
‫سوی یوان‌چینگ قصد داشت با خواهر‬
‫کوچیک بانو فان تهدیدت کنه‬

40:48.530 --> 40:50.590
‫اگه خبر بانو فان‬

40:50.710 --> 40:52.710
‫به گوش صدراعظم وی برسه‬

40:54.000 --> 40:55.600
‫با توجه به کارای همیشگیش...‬

40:55.670 --> 40:57.330
‫میدونی چه کارایی ازش برمیاد‬

40:59.110 --> 41:01.630
‫تمام اتفاقات امروز رو مخفی نگه دار‬

41:02.440 --> 41:04.100
‫حتی یه کلمه هم بروز نده‬

41:06.000 --> 41:08.460
‫نگهبانای خانواده شیه همه رازدارن‬

41:08.590 --> 41:11.960
‫سربازای خط مقدم حتی‬
‫نمیدونن قیافه‌ت چه شکلیه‬

41:12.760 --> 41:18.630
‫اما میدونن که بانو فان شوهر‬
‫گمشده‌ش رو تو اردوگاه پیدا کرده‬

41:21.590 --> 41:22.760
‫فکر کنم...‬

41:23.550 --> 41:25.480
‫بهتره من تو یه چادر جدا بمونم‬

41:26.150 --> 41:27.190
‫محض احتیاط‬

41:30.400 --> 41:34.810
‫محض اینکه هویت واقعیت لو بره، یا محض‬
‫اینکه میخوای با بانو فان صمیمی بشی؟‬

41:37.400 --> 41:38.860
‫بیا راجع به کار حرف بزنیم‬

41:39.030 --> 41:41.440
‫دقیقا کی میخوای حقیقت رو بهش بگی؟‬

41:45.400 --> 41:48.200
‫توی زمان مناسب همه چی رو براش توضیح میدم‬

41:49.630 --> 41:54.430
‫این زن جوون جونشو به خطر انداخته‬
‫تا تو میدون جنگ دنبال شوهرش بگرده‬

41:54.840 --> 41:57.710
‫با داشتن همچین وفاداری و فداکاری‌ای‬
‫اون شایسته دونستن حقیقته‬

42:01.710 --> 44:01.710
‫༺✺༻༺══✦══༻ ترجمه‌ای از تیم لونژا ༺══✦══༻༺✺༻‬
‫  آدرس سایت : Lunazha.ir‬
‫  چنل تلگرام : Lunazha‬
‫  مترجم : r.i‬
