WEBVTT

00:01.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.176 --> 00:11.011
‫رزمری نگفت قضیه چیه؟

00:11.094 --> 00:13.680
‫همون که بهت گفتم:
‫«سریع خودتون رو برای جلسه اضطراری برسونید»

00:13.764 --> 00:15.015
‫جلسه بین بخش‌هاست؟

00:15.098 --> 00:17.076
‫ظاهراً محرمانه بوده و ما در جریانش نبودیم

00:17.100 --> 00:19.519
‫یا اینه یا یکی پروتکل و
‫حوزه اختیاراتش رو فراموش کرده

00:19.603 --> 00:21.229
‫حالا شلورات رو خیس نکنی، سالی

00:21.313 --> 00:23.374
‫وقتی کارمندهات خرابکاری کنن
‫ما جمعش می‌کنیم

00:23.398 --> 00:24.649
‫صورتحساب رو بفرست برای لانگلی
(مقر سازمان سیا)

00:24.733 --> 00:26.526
‫آره. توی ویتنام که واقعاً گل کاشتین

00:26.610 --> 00:28.361
‫برو درت رو بذار بابا

00:28.445 --> 00:30.655
‫قربان، در اسرع وقت خودمون رو رسوندیم

00:31.656 --> 00:32.657
‫آقایون...

00:33.241 --> 00:35.327
‫یه مشکل خیلی بزرگ داریم

00:35.886 --> 00:45.886
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:27.379 --> 01:29.172
‫یه محموله‌ی فوق‌العاده ارزشمند

01:29.256 --> 01:30.757
‫خاص و منحصر به‌فرد

01:30.841 --> 01:33.926
‫ساخته‌ی یه نابغه‌ی میلیاردر و
‫دیوونه‌ی پارانوئیدی

01:34.010 --> 01:35.887
‫و تو گذاشتی از چنگت درش بیارن

01:35.971 --> 01:38.557
‫- ساکس، گوش کن...
‫- صرفاً یه ماشین گرون قیمت نبود

01:38.640 --> 01:40.851
‫دستمزد معامله با روس‌ها بود

01:41.434 --> 01:43.019
‫از طرف هاوارد هیوزِ لعنتی

01:43.103 --> 01:45.188
‫اصلاً می‌دونی اون ماشین

01:45.271 --> 01:47.107
‫- چقدر میارزید؟
‫- خیلی

01:47.190 --> 01:49.276
‫چشم بسته غیب گفتی کسکش!
‫سوالم برای تأکید بود

01:49.359 --> 01:50.861
‫اشتباه کردن یه چیزه، مأمور هیز

01:50.944 --> 01:52.588
‫ولی وقتی عادت بشه،
‫اسمش بی‌مبالاتیه

01:52.612 --> 01:54.781
‫یعنی من دو هفته نباشم،
‫این اداره به گوه کشیده میشه

01:54.865 --> 01:56.717
‫مأمور ابوت میگه شما از دستورات ایشون

01:56.741 --> 01:58.243
‫و بقیه مأموران باتجربه‌تر سرپیچی کردی

01:58.325 --> 02:02.622
‫بدون مجوز وارد یه مرکز درمانی شدی
‫و اونم برای چی؟

02:02.706 --> 02:05.792
‫واسه آزارِ یه مأمور سابق و
‫محترم مثل برین که الانم مُرده؟

02:05.876 --> 02:07.210
‫پیگیر یه سرنخ موثق بودم

02:07.294 --> 02:08.711
‫مگه من بهت اجازه‌ی صحبت دادم؟

02:08.794 --> 02:10.087
‫خیر قربان. اجازه ندادین

02:10.172 --> 02:12.340
‫پس جنابعالی مشغول شاشیدن بودی

02:12.424 --> 02:15.760
‫درحالی‌که پسرم داشت زیر مشت و لگد
‫دوتا بی‌سروپا له می‌شد

02:16.469 --> 02:20.223
‫برو خدات رو شکر کن که بچه‌م هنوز سالمه

02:20.807 --> 02:23.685
‫نزدیک بود هم بچه‌م و هم یه ماشین
‫یه میلیون دلاری رو از دست بدم

02:25.520 --> 02:26.605
‫یه میلیون دلار؟

02:26.688 --> 02:28.773
‫صریحاً بهت دستور داده شده بود
‫که کاری با برین نداشته باشه

02:28.857 --> 02:30.042
‫چون تعادل روانی نداشت...

02:30.066 --> 02:32.611
‫ازرا ساکستون داره با
‫روس‌ها یه نقشه‌ای می‌ریزه

02:32.694 --> 02:35.864
‫چیزِ کمی نیست. می‌خواین
‫به اطلاعات اسنوبیرد دسترسی داشته باشین؟

02:35.947 --> 02:38.992
‫خب من خیلی نزدیکم قربان.
‫فقط چند سانت باهاش فاصله دارم

02:41.995 --> 02:43.330
‫دقیقاً چند سانت؟

02:44.581 --> 02:45.892
‫- قربان، این...
‫- خدا به دادت برسه

02:45.916 --> 02:47.626
‫اگه بیشتر از هشت سانت باشه!

02:47.709 --> 02:49.835
‫پنج سانت فاصله دارم، قربان

02:51.421 --> 02:53.882
‫این نقشه‌ای که توی ذهنم دارم، نتیجه میده.
‫مطمئنم

02:53.965 --> 02:56.092
‫فقط ازتون 48 ساعت وقت می‌خوام، قربان

02:58.261 --> 02:59.346
‫تو روسی بلدی؟

02:59.429 --> 03:02.432
‫چون مترجمم رو به خاطر
‫فرار مالیاتی دستگیر کردن

03:02.515 --> 03:04.434
‫برو جلو چشمم نباش. برو بیرون.
‫دیگه باهات کاری ندارم

03:04.517 --> 03:05.602
‫ساکس، گوش کن، می‌تونم کمکت کنم

03:05.685 --> 03:07.854
‫من دیگه به کمکِ کوفتیت نیاز ندارم

03:07.938 --> 03:11.024
‫گمشو از خونه‌ی من برو بیرون.
‫دیگه اینجا کاری نداری

03:23.912 --> 03:27.040
‫صدای داد و هوار تا خودِ گرند کنیون رفت!

03:27.123 --> 03:28.667
‫تو دیگه خفه شو!

03:28.750 --> 03:32.379
‫این عید چهارم جولای،
‫زمان مناسبی برای هر آمریکاییه تا

03:32.462 --> 03:36.383
‫در مورد معنای عمیق‌تر
‫رویدادهای مهم فیلادلفیا تأمل کنه

03:36.466 --> 03:39.511
‫دقیقاً 196 سال پیش در چنین روزی

03:39.594 --> 03:42.764
‫جان آدامز این معنا رو در نامه‌ای به همسرش
‫به طور خلاصه توضیح داد

03:43.390 --> 03:47.435
‫او نوشت: «من به خوبی
‫از زحمت، خون و ثروتی که

03:47.519 --> 03:50.647
‫حفظ این اعلامیه برای ما
‫در پی خواهد داشت، آگاهم

03:50.730 --> 03:55.777
‫اما با وجود این همه تاریکی،
‫پرتوی درخشان و شکوه‌مندی می‌بینم

03:55.859 --> 03:59.990
‫می‌فهمم که نتیجه نهایی
‫ارزشِ این سختی‌ها رو داره»

04:00.073 --> 04:03.660
‫همه‌چی تموم شد. اخراج شدم بالتیموری،
‫من دیگه نیستم

04:04.411 --> 04:06.246
خب، برگرد داخل تشکیلاتش

04:06.329 --> 04:08.873
‫به رئیسم قول دادم تا 48 ساعت دیگه
‫نتیجه کار رو بهش نشون بدم

04:08.957 --> 04:11.084
‫یه نقشه حسابی ریختم که اون مترجم روس...

04:11.167 --> 04:13.003
‫نقشه‌ت رو فراموش کن

04:13.086 --> 04:15.380
‫چون مترجمه رو به خاطر فرار مالیاتی گرفتن

04:15.463 --> 04:17.549
‫آره می‌دونم. خودم گفتم بگیرنش

04:18.633 --> 04:21.094
‫حالا واسه ما مأمور مالیات شدی؟
‫واسه چی گفتی دستگیرش کنن؟

04:21.886 --> 04:23.847
‫چون من قراره مترجم جدید ساکستون بشم

04:25.223 --> 04:28.435
‫برو بابا! مگه تو روسی بلدی؟!

04:35.066 --> 04:36.985
‫از کجا روسی یاد گرفتی زنیکه؟

04:37.068 --> 04:39.779
‫مامانم استاد ادبیات تطبیقی
‫توی دانشگاه ایالتی مورگانـه

04:39.863 --> 04:42.991
‫تخصصش ادبیات گوتیگ
‫جنوبی آمریکایی و اسلاوشناسیـه

04:43.074 --> 04:45.951
‫من با کتابای زورا نیل هرستون
‫که رو میز آشپزخونه کنار

04:45.976 --> 04:47.840
‫داستایوفسکی و تولستوی
‫تلنبار شده بودن، بزرگ شدم.

04:47.865 --> 04:50.040
‫روسی و آلمانی یاد گرفتم

04:50.123 --> 04:52.167
‫و خلاصه باید منو وارد تشکیلات ساکستون کنی

04:53.001 --> 04:55.521
‫آخه وقتی ساکس اصلاً باهام حرف نمی‌زنه،
‫چطوری ضمانتِ تو رو بکنم؟

04:56.838 --> 04:58.131
‫بابات چی؟

05:01.509 --> 05:03.803
‫اگه ساکستون بهش اعتماد داشته باشه،
‫می‌تونه کمکمون کنه

05:03.887 --> 05:06.222
‫می‌خوای بابام سفارشت رو بکنه؟

05:06.306 --> 05:08.266
‫ساکس قدیمی‌ترین دوستشه

05:08.350 --> 05:10.602
‫در ضمن از چیزهایی که ما از
‫مرگِ جوئی می‌دونیم، خبر نداره

05:10.685 --> 05:12.645
‫خب شاید وقتشه بهش بگی

05:15.148 --> 05:17.150
‫بابام طاقتِ این همه غصه رو نداره

05:18.193 --> 05:20.320
‫تا وقتی مطمئن نشم چیزی بهش نمیگم

05:20.403 --> 05:22.113
‫فقط همین یه راه رو داریم

05:23.031 --> 05:25.784
‫دو روز وقت دارم تا توی این پرونده
‫یه پیشرفت چشمگیر داشته باشم

05:26.701 --> 05:31.122
‫پس یا پدرت رو راضی می‌کنی
‫کمکمون کنه یا جفت‌مون به‌گا میریم

05:37.295 --> 05:39.565
‫حالا گیریم جیم راضیش کنه، به نظرت
‫کمکی از دست پدره برمیاد؟

05:39.589 --> 05:42.300
‫آره، وید الیس چندین
‫سال مشاور ساکستون بوده

05:42.384 --> 05:45.303
‫- مشاور؟
‫- آره، مثل تام هیگن برای ویتو کورلئونه

05:45.387 --> 05:46.596
‫صبر کن، نفهمیدم...

05:46.679 --> 05:48.556
‫- مگه پدرخوانده رو ندیدی؟
‫- نه

05:48.640 --> 05:50.785
‫مأمور فدرالی و پدرخوانده رو ندیدی؟

05:50.809 --> 05:53.728
‫- نینا، دارم سربه‌سرت می‌ذارم
‫- خب پس خدا رو شکر

05:53.812 --> 05:56.439
‫- پنج بار دیدمش
‫- فکر کردم باید یه همکار دیگه پیدا کنم

05:56.523 --> 05:59.567
‫- شنیدم براداک صبح از خجالتت در اومده
‫- خم به ابرو نیاوردم

05:59.651 --> 06:00.693
‫حالا می‌بینیم

06:00.777 --> 06:01.796
‫صبح بخیر. میگما، استرس نگیری‌ها

06:01.820 --> 06:04.364
‫ولی متوجه شدم هنوز برای آی‌اس‌اوبی‌ال
‫ثبتنام نکردی

06:05.198 --> 06:06.449
‫لیگ سافت‌بال اداره

06:06.533 --> 06:08.743
‫دفترمون هفته آینده
‫با دفتر یوما بازی داره

06:08.827 --> 06:10.662
‫آهان، راستش زیاد با بیسبال حال نمی‌کنم

06:10.745 --> 06:12.288
‫سافت‌باله و در ضمن کلی خوش می‌گذره

06:12.372 --> 06:14.624
‫و خیلی خوب می‌شد که خانم‌ها هم ثبت‌نام کنن

06:14.707 --> 06:16.685
‫فعلاً فقط من و لوئلا از بخش حسابداری
‫اسم نوشتیم

06:16.709 --> 06:18.354
‫و اون اصلاً مهارتی توی توپ‌گرفتن نداره

06:18.378 --> 06:20.130
‫- بهش فکر می‌کنم
‫- خیلی هم عالی

06:20.213 --> 06:22.274
‫راستی گزارش آنالیز داروهای برین
‫دستِ مأمور تالیوره

06:22.298 --> 06:23.425
‫الان توی اتاق کنفرانسه

06:23.508 --> 06:25.218
‫مکس! بالاخره! ایول

06:25.301 --> 06:26.301
‫مرسی

06:27.804 --> 06:30.181
‫کلی خوش می‌گذره و هوای تازه می‌خوری،
‫بهت قول میدم

06:32.392 --> 06:35.437
‫یعنی میگی بیمارستان بهش ال‌اس‌دی می‌داده؟

06:35.520 --> 06:38.314
‫- بهش اسید می‌دادن؟
‫- تازه با دُز بالا

06:38.398 --> 06:40.817
‫هیچ توجیه درمانی‌ای براش وجود داره؟

06:40.900 --> 06:42.277
‫من که چیزی پیدا نکردم

06:42.360 --> 06:45.280
‫ولی باعث می‌شده دائم
اختلال گریز تجزیه‌ای رو تجربه کنه

06:45.363 --> 06:47.282
‫تا جوری نشونش بدن که انگار
‫خل‌وچل شده

06:47.365 --> 06:50.118
‫اصطلاح پزشکی‌ای نیست که
‫من استفاده کنم ولی ظاهرا بله

06:50.701 --> 06:53.997
‫هیز، ای کاش به حرفم گوش می‌دادی

06:54.664 --> 06:56.374
‫نمی‌تونم قید این پرونده رو بزنم

06:56.958 --> 06:59.502
‫به نظرم داریم به یه چیزِ مهم نزدیک میشیم

06:59.586 --> 07:00.879
‫نگرانیِ منم از همینه

07:00.962 --> 07:02.672
‫هر کسی این بلا رو سر برین آورده...

07:03.715 --> 07:05.800
‫اصلاً دلم نمی‌خواد ببینم سرِ تو هم بیاره

07:14.350 --> 07:15.350
‫خب؟

07:15.393 --> 07:17.896
‫کلاید میگه نصفِ بیمارهای کرک‌بریج
‫از جمله برین، داروهاشون رو از

07:17.979 --> 07:19.981
‫پزشک‌های خارج از مرکز می‌گیرن

07:20.064 --> 07:22.859
‫که یعنی یه دکتر خارج از
‫بیمارستان بهش دارو می‌داده

07:22.942 --> 07:24.152
‫دکتره کی بوده؟

07:24.235 --> 07:26.112
‫روی پرونده نوشته بوده دکتر بن ویسیلی

07:27.071 --> 07:28.071
‫بزن بریم

07:31.826 --> 07:33.786
‫یه چیزی که خیلی مهمه گم شده

07:34.412 --> 07:35.830
‫باید پیداش کنیم

07:36.831 --> 07:40.001
‫هر چه زودتر و قبل از اینکه فاجعه‌ای رخ بده

07:43.755 --> 07:45.215
‫جالبه

07:45.298 --> 07:47.634
‫امروز صبح با سالیوان و...

07:49.469 --> 07:50.887
‫یه شخص ثالث جلسه داشتم

07:52.263 --> 07:53.263
‫آدمِ کله‌گنده‌ای بود؟

07:53.806 --> 07:57.810
‫در این حد بگم که توی یه اتاق بیضی‌شکل
‫برگزار شد

07:58.645 --> 07:59.687
‫گندش بزنن

08:03.316 --> 08:04.400
‫خب بگو ببینم...

08:06.361 --> 08:07.612
‫حالا چی گم شده؟

08:13.326 --> 08:15.745
‫این آدرسِ به اسم دکتر بن ویسیلی
‫ثبت شده؟

08:17.080 --> 08:18.164
‫عجیبه

08:19.249 --> 08:20.291
‫بن ویسیلی

08:21.834 --> 08:23.086
‫ویس...

08:23.753 --> 08:25.463
‫ویس... ویسی...

08:26.381 --> 08:27.465
‫بن ویس...

08:29.217 --> 08:31.344
‫ویسی‌-بن، ویس...

08:32.387 --> 08:34.764
‫آناگرامـه

08:37.809 --> 08:40.103
‫کلماتش رو ببین. نگاه کن، میشه اینویزبل
‫(نامرئی)

08:41.354 --> 08:42.855
‫برین دیوونه نشده بود

08:43.565 --> 08:47.318
‫هر قضیه‌ای که هست،
‫پایِ اف‌بی‌آی و سیا

08:47.986 --> 08:54.284
‫و روس‌ها و هوارد هیوز و
‫ساکستون و جوئی و خاویر هم وسطه

08:55.410 --> 08:58.705
‫و هر کوفتی که هست،
‫کاملاً برنامه‌ریزی شده‌ست

09:00.790 --> 09:04.961
‫نیکسون با قاطعیت می‌گوید کاخ سفید هیچ نقشی

09:05.044 --> 09:08.506
‫در ماجرای دزدی و شنود گذاری
‫در دفتر حزب دموکرات، ندارد

09:08.590 --> 09:10.925
‫و اعلام کرده دیگه در این باره
‫اظهار نظری نمی‌کند

09:11.009 --> 09:12.218
‫آقای نیکسون...

09:12.302 --> 09:14.095
‫حالا دیگه شارلوت بهت گفته ماشین
‫تزئین کنی؟

09:14.178 --> 09:16.514
‫می‌خواد توی رژه آزادی شرکت کنیم

09:16.598 --> 09:19.017
‫ولی این چسب کوفتی اصلاً نمی‌چسبه

09:19.100 --> 09:20.184
‫رژه آزادی؟

09:20.268 --> 09:22.145
‫یه مراسمیه که سازمان لژیون برای
‫کهنه‌سربازها برگزار می‌کنه

09:22.228 --> 09:24.564
‫شاید ساکس هم همراه‌مون بیاد

09:26.524 --> 09:29.694
‫پسرجون، بیکار واینستا. کمک کن قشنگ‌ترش کنیم

09:33.364 --> 09:35.084
‫بابا، باید یه قضیه‌ای رو بهت بگم

09:35.700 --> 09:36.700
‫راجع به جوئیه

09:38.453 --> 09:40.773
‫دنبال این بودم که بفهمم اون شب
‫چه اتفاقی افتاد

09:41.080 --> 09:42.707
‫به یه نتیجه‌ای رسیدم که اصلاً
‫باب میلم نیست

09:44.667 --> 09:45.793
‫رک و پوست کنده حرفت رو بزن

09:47.962 --> 09:49.922
‫ظاهراً قتل بوده

09:52.675 --> 09:53.926
‫کی دستورش رو داده؟

09:56.763 --> 09:58.014
‫گمونم ساکس

09:59.557 --> 10:02.185
‫ببین، می‌دونم باورت نمیشه ولی
‫تمام شواهد علیه‌شه

10:02.268 --> 10:04.354
‫پاریس گیلفورد سی4 رو به ساکس فروخته بود

10:04.437 --> 10:05.772
‫امکان نداره

10:05.855 --> 10:08.232
‫آخه چرا... دلیلی نداشت بخواد جوئی رو بکشه

10:08.316 --> 10:10.985
‫چه‌می‌دونم. حتماً جوئی از یه
‫قضیه‌ای بو برده که ساکس خوشش نمیومده

10:11.069 --> 10:12.487
‫ولی من خودم با پاریس حرف زدم

10:12.570 --> 10:13.571
‫برام مهم نیست!

10:13.655 --> 10:15.865
‫همه‌چی رو قاطی کردی.
‫همش تقصیرِ اون مأمورِ عوضیه

10:15.948 --> 10:18.076
‫داره بازیت میده جیمی.
‫بدجوری رفته رو مُخت

10:18.159 --> 10:19.744
‫نه بابا. انگار یه سرنخی پیدا کرده

10:19.827 --> 10:21.954
‫نمی‌دونم تهش به کجا می‌رسه
‫ولی جوئی توش نقش داشته

10:22.038 --> 10:23.706
‫داره به اصل ماجرا نزدیک میشه. فقط...

10:24.457 --> 10:26.376
‫به کمک‌مون نیاز داره تا بتونه به ساکس
‫نزدیک بشه

10:26.459 --> 10:28.961
‫«کمک‌مون»؟ زده به سرت؟

10:29.045 --> 10:31.381
‫خودم این کار رو می‌کردم ولی ساکس
‫امروز صبح بیرونم کرد

10:31.464 --> 10:33.584
‫- بیرونت کرد؟ واسه چی؟
‫- اینش مهم نیست

10:34.175 --> 10:35.927
‫ازت می‌خوام بری دیدنش

10:36.761 --> 10:38.739
‫بهش بگو از من شنیدی
‫دنبال مترجم روسیه

10:38.763 --> 10:40.348
‫بگو یه مترجمِ سراغ داری

10:40.431 --> 10:44.310
‫ازرا ساکستون منو با بدنِ خون‌آلود
‫ده متر از وسط گل و لای و کثافت و

10:44.394 --> 10:45.579
‫خمپاره و انفجار بیرون کشید، جیمی

10:45.603 --> 10:47.438
‫فکر کردی من خوشم میاد به ساکس
‫تهمت بزنم؟

10:47.522 --> 10:48.981
‫اون عضوی از خانواده‌مونه!

10:49.816 --> 10:51.609
‫محال بود بلایی سر پسرم بیاره

10:52.276 --> 10:54.779
‫به اون زنیکه آشغالم بگو بره به جهنم

10:56.072 --> 10:58.574
‫خودت گفتی باید ته و توی
‫ماجرای اون شب رو در بیاریم

10:58.658 --> 11:01.698
‫خب من یه سرنخ پیدا کردم و تا به نتیجه نرسم
‫ول‌کنش نیستم

11:03.413 --> 11:06.040
‫لیاقت جوئی بهتر از اینا بود.
‫حقشه حقیقت مرگش مشخص بشه

11:08.668 --> 11:11.504
‫این کار رو به خاطر جوئی بکن

11:16.509 --> 11:18.469
‫اصلاً نمی‌تونم ریختت رو تحمل کنم

11:27.478 --> 11:30.982
‫برین یه چیزایی می‌دونسته و اونا برای
‫ساکت نگه داشتنش، دست به هر کاری زدن

11:31.065 --> 11:32.525
‫و حالا اینایی که میگی کی هستن؟

11:32.608 --> 11:35.361
‫و چرا باید برین کمک می‌کرد قضیه‌ی
‫مرگ جوئی الیس رو لاپوشونی کنن؟

11:35.445 --> 11:37.363
‫- شاید براشون کار می‌کرده
‫- برای کی‌ها؟

11:37.447 --> 11:39.615
‫نمی‌دونم. مثلا خاویر؟

11:39.699 --> 11:42.118
‫وایت هیت به تاپ داگ، جواب بده

11:42.201 --> 11:44.996
‫- به‌گوشم وایت هیت
‫- بابا زیر بار نرفت

11:45.580 --> 11:47.665
‫تیر آخرت هم به سنگ خورد و
‫فاتحه‌ی نقشه‌ت خونده‌ست. تمام

11:47.749 --> 11:49.959
‫این که اصلاً خوب نیست. تمام

11:50.042 --> 11:51.335
‫دیگه کاری از دستم برنمیاد

11:51.419 --> 11:53.939
‫اگه اتفاقی بیفته خودت خبردار میشی.
‫تا اون موقع حرفی ندارم، تمام

11:58.551 --> 11:59.552
‫حالا چیکار کنیم؟

12:00.303 --> 12:02.680
‫اگه الیس نمی‌تونه ردیفش کنه،
‫خودم دست‌به‌کار میشم

12:06.768 --> 12:08.644
‫و هر چی بیشتر با زن‌های راننده‌ی دیگه
‫صحبت می‌کنم

12:08.728 --> 12:11.147
‫بیشتر می‌فهمم با چه سیستم گوهی طرفیم

12:11.230 --> 12:12.398
‫همینو بگو

12:13.191 --> 12:15.902
‫خلاصه داریم راجع به حرکتِ بعدی‌مون
‫بحث می‌کنیم

12:17.153 --> 12:19.238
‫چه‌ت شده؟

12:19.322 --> 12:21.240
‫- سلام عمو جیم
‫- سلام

12:21.324 --> 12:23.201
‫امشب مهمونیِ کبابِ تریزا میای؟

12:25.161 --> 12:27.497
‫عزیزم، دیوید امشب میاد

12:27.580 --> 12:29.916
‫می‌دونم ولی عمو جیم هم می‌تونه بیاد

12:29.999 --> 12:33.252
‫- همین ته خیابونه
‫- آخه باید سرش شلوغ باشه

12:33.336 --> 12:36.255
‫راستش یهویی سرم خلوت شد

12:36.339 --> 12:38.049
‫نظرت چیه وسایل آتیش‌بازی بیارم؟

12:38.132 --> 12:39.300
‫فشفشه و منور میاری؟

12:39.383 --> 12:40.426
‫- چرا که نه
‫- وایسا ببینم

12:40.510 --> 12:42.595
‫ام-80، بمب گیلاسی، بمب هوایی

12:42.678 --> 12:45.306
‫هر چی که بزرگ باشه و سر و صدا کنه،
‫امشب توی بساط‌مونه

12:45.389 --> 12:46.557
‫خیلی هم عالی!

12:48.810 --> 12:50.853
‫تو تنها کسی هستی که دلم می‌خواد باهاش
‫آتیش‌بازی رو تماشا کنم

12:54.246 --> 13:02.246
‫ترجمه از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

13:25.304 --> 13:28.474
‫وید الیس. مأمور نینا هیز
‫هستم. پسرت مدتیه با من همکاری می‌کنه

13:29.475 --> 13:31.894
‫- نباید تو رو می‌فرستاد اینجا
‫- جیم از اومدنم خبر نداره

13:31.978 --> 13:34.188
‫- وید، کیه؟
‫- خودم ردیفش می‌کنم

13:35.690 --> 13:38.109
‫ببین اگه حکم نداری،
‫پیشنهاد می‌کنم بری ردِ کارت

13:38.192 --> 13:41.571
‫تو منو نمی‌شناسی ولی من
‫ازرا ساکستون رو می‌شناسم

13:42.405 --> 13:43.739
‫از قدیما که توی فیلادلفیا زندگی می‌کرد

13:44.323 --> 13:47.994
‫دیدم چطور خانواده‌م رو نابود کرد.
‫دقیقاً همون کاری که با خانواده‌ی تو کرد

13:49.161 --> 13:50.621
‫محاله ساکستون به خانواده‌م آسیب بزنه

13:50.705 --> 13:52.164
‫پدرِ منم همین‌جوری فکر می‌کرد

13:52.832 --> 13:56.335
‫ولی ساکستون واسه اینکه به اینجا برسه

13:56.419 --> 14:00.840
‫رقبا، شرکا و حتی دوست‌های
‫قدیمیش مثل پدرِ من رو نابود کرد

14:00.923 --> 14:02.049
‫صمیمی بودن

14:02.133 --> 14:05.303
‫تا اینکه پدرم به ساکستون
‫گفت می‌خواد بکشه کنار

14:05.386 --> 14:07.054
‫ساکستون هم خوشش نیومد

14:07.138 --> 14:10.474
‫تهدیدش کرد ولی پدرم کوتاه نیومد

14:10.558 --> 14:11.726
‫پس ساکستون هم کُشتش

14:11.809 --> 14:14.604
‫- چرت میگی
‫- اگه دروغ بود، میومدم اینجا؟

14:14.687 --> 14:16.772
‫من از کوانتیکو با یه مأموریت بیرون اومدم:

14:16.856 --> 14:18.941
‫تا قاتل پدرم رو دستگیر کنم

14:19.025 --> 14:22.653
‫آقای الیس، شاید من از دیدِ شما دشمن باشم

14:23.404 --> 14:27.325
‫ولی اگه پسرتون رو کشته باشه،
ساکستون چی حساب میشه؟

14:40.755 --> 14:42.632
‫فکر می‌کردم تا حالا از شهر رفته باشی

14:42.715 --> 14:44.967
‫عجب! خبرای بد چقدر زود پخش میشه

14:45.051 --> 14:48.346
‫وقتی بابا جوش میاره همه باخبر میشن

14:48.429 --> 14:50.598
‫ظاهراً توی حرص‌دادنِ باباها
‫تخصص دارم

14:50.681 --> 14:51.682
‫تخصص جفت‌مونه

14:53.893 --> 14:55.937
‫بلک‌استاکِ اسکاتلندی

14:56.020 --> 14:57.396
‫بهترین مشروبی که دارم

14:59.447 --> 15:02.693
‫فقط تو نیستی که الان اوضاع زندگیش داغونه

15:09.533 --> 15:10.826
‫چی شده مگه؟

15:17.166 --> 15:19.669
‫دخترِ گریگ ساله. توی مهمونی الویس دیدمش

15:19.752 --> 15:21.045
‫داره ازدواج می‌کنه، خب که چی؟

15:21.754 --> 15:22.964
‫دوست‌دخترمـه

15:24.173 --> 15:26.968
‫- یه زمانی بود
‫- دخترِ گریک سال دوست‌دخترِ توئه؟

15:27.051 --> 15:28.469
‫18 ماه با هم بودیم

15:28.552 --> 15:30.304
‫پشمام! بابات می‌دونه؟

15:30.388 --> 15:31.430
‫نه بابا!

15:31.931 --> 15:34.225
‫اینقدر از گریک سال بدش میاد
‫که جرئت نکردم چیزی بهش بگم

15:35.226 --> 15:37.186
‫در واقع قبلاً هم منو با زن‌های دیگه دیده

15:37.269 --> 15:42.608
‫ولی فکر می‌کنه اینا یه دوره‌ی گذراست
‫و بالاخره تموم میشه، مثل دانشگاه

15:42.692 --> 15:46.404
‫ولی عزیزم من توی دانشگاه دکترا گرفتم

15:47.822 --> 15:52.618
‫گریک سال مجبورش کرده با پسر یه
‫عوضیِ شرکت کشتیرانی ازدواج کنه

15:53.661 --> 15:56.706
‫از همون روش‌های قدیمی
‫واسه قدرت‌گرفتن

15:56.789 --> 15:58.457
‫دفنی به ازدواج راضی نیست

15:58.541 --> 16:00.501
‫نه بابا. از پیش تعیین‌شده‌ست

16:00.584 --> 16:04.630
‫گریک سال فقط دنبال نفوذ
‫به امپراتوری کشتیرانی‌شونه

16:04.714 --> 16:08.718
‫و البته این‌جوری لازم نیست
‫گرایشِ واقعی دخترش رو بپذیره

16:10.636 --> 16:13.848
‫باباها همه‌چی رو به گوه می‌کشن

16:18.894 --> 16:20.730
‫می‌فهمم چی ازم می‌خوای

16:21.522 --> 16:22.732
‫ولی به صلاحت نیست

16:23.774 --> 16:27.278
‫گوش کن عزیزم، ساکس
‫یه نگاه بهت می‌اندازه

16:27.361 --> 16:29.572
‫و قشنگ می‌فهمه کی هستی

16:30.239 --> 16:31.449
‫می‌فهمه

16:32.074 --> 16:34.952
‫و اگه خودش بو نبره،
‫بیلی، سگ شکاریش بو می‌کشه

16:37.538 --> 16:39.623
‫تا حالا مأمور مخفی بودی؟

16:40.832 --> 16:42.501
‫توی آکادمی عملکردِ خوبی داشتم

16:42.585 --> 16:44.253
‫منم زیست کلاس ششم رو با نمره خوب پاس کردم

16:44.336 --> 16:46.922
‫ولی این باعث نمیشه جراح مغز باشم

16:50.384 --> 16:52.678
‫سال 1957 یه پلیسی بود که

16:53.721 --> 16:55.681
‫فکر می‌کرد می‌تونه ساکس رو گیر بندازه

16:57.016 --> 16:58.726
‫در عوض ناپدید شد

16:59.310 --> 17:03.689
‫بعدِ یه مدت هم اعضای بدنش
‫از نیومکزیکو تا لوئیزیانا پیدا شد

17:07.150 --> 17:08.903
‫من ضمانتت رو می‌کنم ولی اگه گند بزنی

17:08.986 --> 17:11.863
‫من و هر چی که از خانواده‌م مونده رو
‫به فنا میدی

17:15.701 --> 17:17.328
‫از پسش برمیام

17:23.626 --> 17:26.294
‫باید بهترین نمایش زندگیت باشه

17:27.630 --> 17:30.049
‫اگه بخوای زل بزنی تو
‫چشم‌های ساکس و دروغ بگی

17:32.551 --> 17:34.678
‫باید آموزش حرفه‌ای ببینی

17:37.098 --> 17:39.433
‫خیال می‌کنیم کنترل زندگی‌مون
‫دست خودمونـه

17:40.059 --> 17:42.186
‫ولی زندگی راهِ خودشو میره

17:42.728 --> 17:44.271
‫کاری از دستِ ما برنمیاد

17:45.981 --> 17:50.694
‫به سلامتی دفنی که قراره با پسرِ
‫کسخل یه عوضیِ کشتیران ازدواج کنه

17:50.778 --> 17:53.364
‫سلامتی خودم که بابات از دستم کفریه

17:55.199 --> 17:57.743
‫میگما باید بریم توی عروسی مشروب بخوریم

17:57.827 --> 18:00.204
‫قبل از اینکه کل اون خراب‌شده رو
‫با خاک یکسان کنیم

18:05.334 --> 18:08.254
‫اصلاً پاشو بیا بریم عروسی. یواشکی میریم تو

18:08.337 --> 18:10.756
‫- دهنت رو ببند، مو طلایی
‫- دفنی رو دوست داری دیگه، مگه نه؟

18:11.799 --> 18:14.093
‫- آره
‫- پس باید بری پسش بگیری

18:14.176 --> 18:16.095
‫و اگه بتونم کاری کنم معامله‌ی گریک سال
‫بهم بخوره،

18:16.178 --> 18:17.805
به نفع خودمم هست

18:18.681 --> 18:20.683
‫بدون کت‌وشلوار نمی‌تونی بری عروسی

18:20.766 --> 18:21.976
‫یه دست کت و شلوار هم دارم

18:22.852 --> 18:24.562
‫میرم می‌پوشمش و میام دنبالت

18:24.645 --> 18:26.564
‫تا موقع آتیش‌بازی برمی‌گردیم

18:27.648 --> 18:32.987
‫می‌خوام سه اصل کلیدی که

18:33.070 --> 18:34.572
‫هر بازیگر حرفه‌ای باید بدونه رو بهت بگم

18:34.655 --> 18:39.243
‫نیت، باور و گوش دادن

18:39.326 --> 18:41.745
‫بدون که شخصیتت چه هدفی داره

18:41.829 --> 18:44.665
‫بعد باور کن که تو اون آدمی

18:44.748 --> 18:47.168
‫اگه خودت باورت نشه، اونا هم باورشون نمیشه

18:47.251 --> 18:49.503
‫و مثل شب‌پره گوش کن

18:51.422 --> 18:52.464
‫فهمیدی؟

18:53.132 --> 18:54.132
‫شب‌پره؟

18:55.134 --> 18:57.178
‫شب‌پره‌ها شنوایی فوق‌العاده‌ای دارن

18:59.263 --> 19:01.599
‫ترس از صحنه چی؟

19:01.682 --> 19:05.311
‫وای. این واقعیه و خیلی وحشتناکه

19:05.394 --> 19:09.815
‫توی نمایش مینسکی در دونز
‫یه نقشی داشتم... با فرانکی وان

19:13.110 --> 19:16.155
‫شب افتتاحیه بود، رفتم روی صحنه

19:16.780 --> 19:18.032
‫و خشکم زد

19:18.115 --> 19:19.783
‫وحشت کرده بودم

19:19.867 --> 19:21.202
‫چیکار کردی؟

19:21.285 --> 19:24.079
‫یه ترفند کوچیکی اجرا کردم که
‫کارول چنینگ بهم یاد داده بود

19:25.372 --> 19:26.415
‫با یه دستم

19:27.333 --> 19:28.584
‫انگشت‌هامو ضربدری کردم

19:29.460 --> 19:32.254
‫به خودم یادآوری کردم که حالم خوبه

19:32.963 --> 19:35.216
‫چند ثانیه روش تمرکز کردم

19:36.091 --> 19:37.718
‫و از اون حالت اومدم بیرون

19:39.845 --> 19:41.347
‫اون شب ترکوندم

19:50.606 --> 19:51.649
‫این دیگه چه وضعیه؟

19:53.150 --> 19:54.944
‫واکنش نشون میدی... وای تف توش

19:55.027 --> 19:56.654
‫- این دیگه...
‫- گوش کن پسرم

19:56.737 --> 20:00.532
‫- تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- این خانم مهمون‌مونه، عوضی

20:00.616 --> 20:01.617
‫چی شد این‌جوری شد؟

20:03.786 --> 20:06.914
‫نظرم عوض شد

20:07.957 --> 20:10.042
‫و شارلوت داره کمکم می‌کنم
‫برای مأموریت مخفیم آماده بشم

20:10.125 --> 20:11.293
‫یا خدا!

20:11.377 --> 20:14.129
‫ستاره نمایش غذاخوری سال ‫1933
داره بهت درس بازیگری میده؟

20:14.213 --> 20:16.757
‫1941، عوضی

20:16.840 --> 20:19.426
‫- کلی فوت‌وفن بلده
‫- آره البته اگه بخوای با کارگردان بخوابی

20:20.787 --> 20:23.264
‫نمی‌تونم باهاش صحبت کنم. نمی‌تونم

20:23.347 --> 20:26.308
‫عزیزم، یه دقیقه صبر کن.
‫خدا لعنتت کنه، جیم

20:37.027 --> 20:39.488
‫- کت و شلوار می‌خوای چیکار؟
‫- به تو چه

20:39.571 --> 20:40.948
‫به بابامم ربطی نداره

20:41.031 --> 20:42.751
‫باید قبل از صحبت کردن باهاش
‫با من مشورت می‌کردی

20:42.783 --> 20:44.368
‫نقشه‌م رو بهت گفتم

20:44.451 --> 20:46.912
‫ولی نگفته بودی میای سر وقتش

20:47.538 --> 20:49.378
‫اگه یهو سر و کله ساکس پیدا بشه چی؟

20:49.456 --> 20:51.834
‫اگه خرابکاری نمی‌کردی،
‫من الان اینجا نبودم

20:51.917 --> 20:53.460
‫اگه ساکس دستور قتل جوئی رو داده باشه

20:53.544 --> 20:55.921
‫باور کن منم مثل تو می‌خوام
‫تاوانش رو پس بده

20:56.547 --> 20:58.590
‫ولی نه به قیمتِ جون پدرم

21:00.634 --> 21:03.095
‫فقط سعی کن دوباره نظر ساکستون رو جلب کنی

21:03.178 --> 21:05.097
‫تا نیاز نباشه خرابکاری‌هات رو جمع‌وجور کنم

21:05.180 --> 21:06.598
‫دارم روش کار می‌کنم

21:22.656 --> 21:25.034
‫چشمم روشن! رفیق شفیقم!‏

21:25.659 --> 21:27.995
‫خاطرات کوه سوریباچی

21:28.078 --> 21:29.621
‫خیلی وقت بود ندیده بودمت

21:29.705 --> 21:30.705
‫آره

21:31.290 --> 21:33.792
‫بهت زنگ زدم ببینم
‫قراره توی رژه باشی یا نه

21:33.876 --> 21:36.045
‫مارسی گفت یکم دلت گرفته

21:36.128 --> 21:38.589
‫گمونم نمیری مراسم سازمان لژیون؟

21:39.256 --> 21:41.008
‫ذهنم مشغولـه

21:43.135 --> 21:44.428
‫جیم قضیه‌ی صبح رو بهت گفت؟

21:45.721 --> 21:47.222
‫آره، تا حدودی

21:48.390 --> 21:50.726
‫اینطور که شنیدم،
‫این حالت رو جا میاره...

21:51.310 --> 21:54.063
‫وایسا، لعنتی... نیاوردمش...

21:54.146 --> 21:55.356
‫اوه...

21:58.650 --> 22:00.069
‫حالا شد یه چیزی

22:00.778 --> 22:04.198
‫تونستم پوششت رو ردیف کنم.
‫اسمت شد نینا سینت جیمز.

22:04.281 --> 22:07.284
‫پشمام. تا دلت بخواد کارت شناسایی
‫جعلی دیدم. ولی این مو لای درزش نمیره.

22:07.368 --> 22:09.161
‫توی دانشگاه از این راه نون در میاوردم

22:09.244 --> 22:11.580
‫حرف ندارن، با اصلش مو نمی‌زنه

22:11.663 --> 22:13.624
‫چند تا مدرک جعلی و
‫کارت ویزیت درست کردم،

22:13.707 --> 22:15.834
‫یه خط تلفن هم روی
‫آخرین شماره‌مون راه انداختم.

22:16.418 --> 22:17.544
‫آوان، نه حرف داری نه حریف

22:17.628 --> 22:20.065
‫من نقش منشی‌ات رو بازی می‌کنم.
‫اسم کاراکترم رو هم انتخاب کردم.

22:20.089 --> 22:21.882
‫- جدی؟ اسمش چیه؟
‫- تیفانی

22:21.965 --> 22:24.093
‫تیفانی راکل پترسون هستم.
‫دل توی دلم نیست که کمک کنم.

22:24.176 --> 22:25.677
‫فقط یه شرطی دارم

22:25.761 --> 22:27.679
‫جفت‌تون هم باید
‫به لیگ سافت‌بال ملحق بشید

22:27.763 --> 22:30.432
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- جدی؟

22:30.516 --> 22:32.267
‫عالیه! مرسی!

22:38.941 --> 22:41.443
‫اوه

22:42.903 --> 22:46.573
‫جنسیس و رویس عین شب و روز می‎‌مونن.
‫یکی‌شون خیلی کله‌شقـه

22:46.657 --> 22:48.242
‫اون یکی هم همیشه یه کار احمقانه می‌کنه

22:48.325 --> 22:50.285
‫امان از دست بچه‌ها.
‫دستِ خودشون نیست که.

22:50.369 --> 22:53.372
‫جنسیس همیشه تیز و بُز بود،
‫مثل پسرم جوئی

22:55.749 --> 22:57.584
‫- چقدر دلم واسه جوئی تنگ شده
‫- آره

22:58.585 --> 23:01.505
‫دو سال آزگار گذشته.
‫لعنتی، هنوز از یادم نرفته.

23:02.339 --> 23:05.217
‫چطوری زندگی کرد، چطوری مُرد.
‫اون حادثه.

23:07.177 --> 23:08.679
‫اگه حادثه بوده باشه

23:12.724 --> 23:15.519
‫هر کسی که حتی نگاهش هم
‫به جوئی افتاده بود رو سین‌جیم کردیم

23:16.728 --> 23:17.729
‫چیزی دستمون رو نگرفت

23:19.565 --> 23:21.024
‫نمی‌تونم بیخیالش بشم

23:22.985 --> 23:24.945
‫پس با خودم گفتم بیشتر روش تحقیق کنم

23:26.655 --> 23:27.948
‫ببینم چی دستگیرم میشه

23:31.076 --> 23:33.521
‫وقتی جوئی رو از دست دادیم،
‫تو رو از همه‌ی بارهای اینجا گرفته

23:33.522 --> 23:35.247
‫تا لاس کروسس جمع کردم

23:35.330 --> 23:38.208
‫مجبور شدم دست و پات رو ببندم
‫تا به زور یه لقمه غذا بریزم توی حلقت

23:38.750 --> 23:40.335
‫فقط یه بار بدتر از این دیدمت،

23:41.086 --> 23:43.672
‫وقتی که سر تا پات پر از ترکش
‫ژاپنی‌ها بود توی اون جزیره‌ی لعنتی

23:45.132 --> 23:46.633
‫باز کردنِ اون زخم کهنه...

23:48.469 --> 23:49.511
‫مطمئن نیستم

23:56.643 --> 23:59.313
‫آره. آره، شاید حق با توئـه

24:02.566 --> 24:06.153
‫اگه می‌خوای ذهنت رو خالی کنی،
‫هر وقت بخوای می‌تونی برگردی

24:06.236 --> 24:07.696
‫شارلوت ناراحت میشه...

24:07.779 --> 24:10.574
‫ولی الان بیشتر از هر وقتی
‫به کارم میای

24:11.867 --> 24:13.744
‫جیمی گفت وارد تجارت بین‌المللی شدی

24:14.411 --> 24:16.079
‫دیگه مترجم استخدام می‌کنی

24:16.788 --> 24:19.082
‫یه معامله‌ی مهم با دزدهای شوروی دارم

24:19.166 --> 24:22.336
‫ولی مترجم وامونده‌ام رو به خاطر
‫فرار مالیاتی گرفتن،

24:22.419 --> 24:23.504
‫باورت میشه؟

24:26.965 --> 24:28.967
‫من هنوز اون دفتر تلفن جادویی‌ام رو دارم

24:31.136 --> 24:32.136
‫پس تو...

24:32.846 --> 24:34.306
‫مردِ این کار رو سراغ داری؟

24:36.141 --> 24:37.351
‫گمونم آره

24:38.060 --> 24:41.480
‫ولی در این مورد، مردِ این کار
‫شاید یه خانم باشه

24:42.021 --> 24:52.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:52.950 --> 24:54.493
‫دفتر نینا سینت جیمز بفرمایید

24:54.576 --> 24:56.578
‫تیفانی هستم.
‫تیفانی راکل پترسون.

24:56.662 --> 24:58.247
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

25:59.099 --> 26:00.539
‫تیپ زدی کجا تشریف می‌بری؟

26:01.143 --> 26:02.936
‫جلسه دارم. چطور؟

26:03.020 --> 26:05.147
‫چون این مدت حواسم به تو و همکارت بوده

26:05.689 --> 26:07.569
‫حدس می‌زنم قراره یه کاری بکنید که
‫به مذاق من خوش نمیاد

26:07.649 --> 26:09.026
‫مذاقت برام مهم نیست

26:09.109 --> 26:10.319
‫من دارم کارم رو می‌کنم،

26:10.402 --> 26:12.904
‫و دارم واقعاً از این که دائم
‫بالای سرم هستی

26:12.988 --> 26:15.365
‫تهدیدم کنی و به توانایی‌هام
‫شک کنی، خسته میشم

26:15.449 --> 26:16.617
‫پس قشنگ این حرفم رو آویزه‌ی گوشت کن

26:16.700 --> 26:18.952
‫جواب سؤالِ «کجا دارم میرم»

26:19.036 --> 26:21.747
‫همیشه اینـه: دارم سعی می‌کنم
‫این پرونده رو به یه جایی برسونم

26:21.830 --> 26:23.999
‫چون قبل از اومدنِ من به جایی نرسیده

26:24.666 --> 26:25.917
‫حالا با اجازه

26:36.021 --> 26:37.803
‫« اسنوبیرد »

26:37.804 --> 26:40.349
‫نینا سینت جیمز

26:42.726 --> 26:44.978
‫رو چه حساب واجد شرایط
‫کار کردن با ما هستی؟

26:45.937 --> 26:48.148
‫به نظرم رزومه‌ام جای حرفی باقی نمی‌ذاره

26:51.234 --> 26:52.611
‫احتیاط چی؟

26:54.821 --> 26:57.491
‫خب، توصیه می‌کنم از اونی که توی
‫سازمان ملل براش کار می‌کردم بپرسید

26:58.158 --> 27:00.077
‫ولی اون مذاکرات فوق محرمانه بودن

27:00.160 --> 27:02.621
‫من هم عمراً اسمشون رو بهتون بگم

27:04.331 --> 27:06.249
‫باید مهارت‌های زبانی‌ات رو آزمایش کنیم

27:16.510 --> 27:17.928
‫پرسیدم اگه بلدی روسی حرف بزنی،

27:18.011 --> 27:19.388
‫مترجم واسه چی می‌خوای؟

27:29.648 --> 27:31.900
‫سلام. اینجاست

27:35.862 --> 27:37.447
‫یکی از رفقام از لنینگراد

27:46.248 --> 27:47.416
‫الو؟

28:15.318 --> 28:17.738
‫دوستت می‌خواد باهات حرف بزنه

28:17.821 --> 28:20.157
‫به لهجه‌اش می‌خوره اهل پارگولووا باشه

28:25.954 --> 28:27.456
‫آره، منم

28:27.539 --> 28:28.665
‫چی دستگیرت شد؟

28:29.291 --> 28:30.584
‫دو تا مشکل داریم

28:30.667 --> 28:33.211
‫کدومش رو اول بگم؟ بد یا بدتر؟

28:33.295 --> 28:34.379
‫بدتر

28:35.213 --> 28:37.215
‫تریکی‌دیک می‌دونه چی دزدیده شده

28:37.299 --> 28:38.633
‫کیر توش. چطور؟

28:39.217 --> 28:40.218
‫نمی‌دونم

28:40.302 --> 28:43.722
‫امروز صبح با سالیوان و ایووینگ
‫حرف زده، حالا اونا هم می‌دونن

28:43.805 --> 28:46.558
‫یا خدا. قضیه‌ی کاکاروف رو می‌دونن؟

28:46.641 --> 28:47.809
‫انگار نه

28:47.893 --> 28:49.811
‫وگرنه ایووینگ می‌اومد سراغم

28:50.395 --> 28:51.855
‫بده چیه؟

28:52.564 --> 28:54.191
‫توی فینیکس یکی موی دماغ‌مون شده

28:54.900 --> 28:57.021
‫چند بار بهم زنگ زدن و
‫گفتن یه مأمور فدرال جدید

28:57.022 --> 28:58.446
‫رفته توی نخ تشکیلاتِ ساکستون،

28:58.528 --> 29:00.864
‫مطمئن هم نیستم وقت داشته باشیم
‫طرف رو بخریم

29:00.947 --> 29:02.115
‫نه، وقت نداریم

29:03.158 --> 29:05.869
‫فوراً برو اونجا و ترتیبش رو بده

29:06.495 --> 29:08.538
‫فهمیدی؟

29:09.915 --> 29:12.167
‫خاویر، من یه قدم جلوترم

29:13.126 --> 29:14.961
‫بلیتم رو واسه فینیکس گرفتم

29:32.479 --> 29:34.523
‫چه خوشگل شدی

29:35.065 --> 29:36.399
‫عجب کفش‌هایی

29:36.483 --> 29:40.403
‫عروسیـه دیگه. رنگ آبی خوش‌یُمنـه

30:18.483 --> 30:20.360
‫- خوشحالم تونستی بیای
‫- آره

30:20.902 --> 30:23.780
‫اون کاری که ازت خواستم رو یادت نره.
‫می‌خوام ردیف بشه.

30:24.364 --> 30:25.364
‫خوبه

30:25.991 --> 30:27.784
‫راستی اون یکی‌ مشکل‌مون

30:28.743 --> 30:29.744
‫به التماس افتاد؟

30:29.828 --> 30:31.663
‫مثل سگ

30:35.333 --> 30:38.211
‫اون مادرخونده‌اشـه که
‫اونجا وایستاده، ان‌مارگارت

30:38.295 --> 30:39.838
‫سومین مادرخونده

30:39.921 --> 30:41.899
‫قراره چندتا دیگه کوفت کنی؟
‫بسه دیگه

30:41.923 --> 30:43.717
‫هر چند تا که بخوام.
‫هر چند تا که بخوام.

30:43.800 --> 30:45.760
‫- سلام
‫- اون بابیـه

30:45.844 --> 30:48.513
‫دفنی گفت اون مسئول کل این مراسمـه،

30:48.597 --> 30:52.142
‫پس قاعدتاً اون میشه ساقدوش عروس

30:52.225 --> 30:54.065
‫چقدر طول می‌کشه دفنی رو پیدا کنی؟

30:54.895 --> 30:57.272
‫اینجا تا خرخره پر از نگهبانـه

30:58.273 --> 30:59.441
‫ده دقیقه؟

31:04.779 --> 31:06.948
‫مثل آب خوردن. توی ماشین می‌بینمت

31:07.032 --> 31:08.283
‫دیر نکن

31:16.458 --> 31:17.584
‫سلام عرض شد

31:19.044 --> 31:20.045
‫سلام

31:20.128 --> 31:22.505
‫پس خواهر عروس بدون نوشیدنی
‫وایستاده اینجا؟

31:22.589 --> 31:23.965
‫اینطوری که نمیشه

31:24.049 --> 31:26.009
‫خوردم، ولی لطف داری

31:26.593 --> 31:28.553
‫ترجیح میدم شیطون باشم

31:28.637 --> 31:30.347
‫بهتره یه جای خلوت پیدا کنیم

31:31.848 --> 31:32.848
‫انتهای سالن

31:55.747 --> 31:57.374
‫هنوز چند دقیقه وقت می‌خوام

31:58.750 --> 32:00.293
‫چه آماده باشی چه نباشی، من اومدم

32:02.087 --> 32:03.672
‫- جنسیس؟
‫- دفنی

32:07.425 --> 32:08.760
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

32:08.843 --> 32:10.220
‫اگه پدرم تو رو ببینه...

32:10.303 --> 32:12.597
‫دزدکی اومدم داخل
‫تا دزدکی ببرمت بیرون

32:17.102 --> 32:19.321
‫خب... چه کار مهمی داشتی که نمی‌شد

32:19.328 --> 32:21.189
‫جلوی اون‌همه آدم بگی؟

32:21.982 --> 32:23.066
‫قول بده نخندی

32:23.149 --> 32:26.361
‫شاید خیلی کارها بکنم،
‫ولی خنده جزوشون نیست

32:26.444 --> 32:28.321
‫وقتی دیدمت، حس کردم...

32:28.405 --> 32:30.198
‫اوه!

32:33.952 --> 32:35.870
‫ازت نمی‌خوام منو انتخاب کنی

32:37.872 --> 32:39.666
‫ازت می‌خوام خودت رو انتخاب کنی

32:41.001 --> 32:42.711
‫امیدوارم یه راه خلاصی پیدا کنی

33:11.406 --> 33:13.992
‫دیگه وقتشـه، قربان.
‫دیگه داریم صندلی‌ها رو می‌چینیم.

33:14.075 --> 33:17.996
‫لازمـه کسی رو بفرستیم
‫یه سری به عروس بزنه؟

33:18.079 --> 33:19.497
‫مگه همسرم نرفته سراغ همین کار؟

33:22.292 --> 33:24.002
‫نمی‌دونیم ایشون کجان، قربان

33:27.130 --> 33:29.299
‫امیل، خاویر، بیاید اینجا

33:30.884 --> 33:33.344
‫یکی رو بفرستید ببینه
‫چرا دفنی اینقدر طولش داده

33:33.428 --> 33:35.722
‫- همه بی‌قرارن
‫- چشم، آقای سالواتوره

33:39.184 --> 33:43.146
‫لئون. آنجلو. برید سوئیت دفنی.
‫ببینید چه خبره.

33:43.229 --> 33:44.230
‫ردیفـه

33:50.403 --> 33:52.113
‫همسرم کدوم گوریـه؟

33:58.536 --> 34:00.497
‫شاید زیاد فکر خوبی نباشه

34:00.580 --> 34:02.332
‫خفه شو شلوارت رو در بیار

34:02.415 --> 34:04.125
‫- بمونه یه وقت دیگه
‫- نه، نه، نه

34:08.962 --> 34:10.642
‫میرم به دفنی سر بزنم.
‫برو الان میام.

34:14.427 --> 34:15.428
‫خانم سالواتوره

34:17.346 --> 34:18.973
‫جیم الیس کونده

34:19.056 --> 34:20.642
‫رفیق، قضیه اونطوری که فکر می‌کنی نیست...

34:33.196 --> 34:34.322
‫کیر توش

34:51.381 --> 34:52.464
‫چه غلطا...

35:22.328 --> 35:24.247
‫باید از اینجا بزنیم بیرون،
‫افتادن دنبال کون‌مون!

35:24.330 --> 35:25.415
‫سفت بشینید

35:35.550 --> 35:37.177
‫- پشمام
‫- دارن به چرخ‌ها شلیک می‌کنن

35:37.260 --> 35:38.303
‫می‌خوان بگیرنت

35:48.438 --> 35:49.939
‫کیر توش، پدرت چه راننده‌های
‫خوبی استخدام کرده

35:51.107 --> 35:53.026
‫- اسلحه داری؟
‫- توی داشبورده

36:01.492 --> 36:02.744
‫مادرسگ!

36:02.827 --> 36:05.580
‫گویا چرخ‌های کوفتی رو هدف نمی‌گیرن

36:05.663 --> 36:07.707
‫تن لشت رو از پنجره ببر بیرون و
‫شلیک کن

36:07.790 --> 36:09.350
‫رانندگی با تو، شلیک کردن با من

36:09.375 --> 36:11.211
‫- آره، کسخل...
‫- تو برون، من شلیک می‌کنم

36:16.674 --> 36:17.967
‫لعنتی، تیر تموم کردم

36:19.427 --> 36:21.554
‫- اینا چی؟
‫- مُنورها نه

36:21.638 --> 36:23.806
‫- لازمشون دارم
‫- گاییدمشون، دارن بهمون می‌رسن!

36:23.890 --> 36:25.141
‫بیاید کورشون کنیم

36:25.225 --> 36:26.601
‫اون الیس کونده رو بزن

36:27.310 --> 36:28.686
‫مگه نگفتی به چرخ‌ها شلیک کنم؟

36:28.770 --> 36:30.610
‫نباید با دختر سالواتوره فرار کنه.
‫کون لقش.

36:54.379 --> 36:56.214
‫یوهو!

36:56.297 --> 36:57.966
‫خیلی‌خب. ادامه میدیم

37:06.766 --> 37:09.310
‫- نمی‌تونم ببینم. نمی‌بینم
‫- بابا یه بار هم جاخالی بده خب!

37:09.394 --> 37:10.979
‫- کیر توش!
‫- جاخالی بده

37:12.146 --> 37:13.231
‫صندلی‌هامو نسوزون

37:15.441 --> 37:16.818
‫بیا، بگیرش

37:19.988 --> 37:21.698
‫وای، اون مُنور مورد علاقه‌ی لونا بود

37:23.908 --> 37:25.868
‫هنوزم دنبالمون هستن و
‫دیگه تقریباً منوری برامون نمونده

37:27.453 --> 37:28.453
‫اون گنده‌هه رو بردار

37:47.056 --> 37:48.516
‫هورا!

38:00.021 --> 38:01.521
‫اینو بخوری مشتریش میشی

38:01.523 --> 38:03.021
‫خیلی ممنون

38:11.914 --> 38:13.291
‫انگار یه نسخه‌ی مینیاتوری از خودتـه

38:14.375 --> 38:15.793
‫چقدر باهاش خوب رفتار می‌کنه

38:16.711 --> 38:17.711
‫تو هم باهاش خوب رفتار می‌کنی

38:19.255 --> 38:22.467
‫پس کِی عمو جیم
‫ترقه‌ها و منورها رو میاره؟

38:22.550 --> 38:25.470
‫الان‌هاست که دیگه باید برسه

38:28.097 --> 38:29.182
‫باشه

38:35.021 --> 38:37.732
‫آره

38:57.794 --> 38:59.796
‫- مرسی
‫- قابلی نداشت

39:01.381 --> 39:03.049
‫چه دست‌فرمونی، مو طلایی

39:03.132 --> 39:04.967
‫عجب پرتابی، «تام سیور»
‫(بازیکن بیسبال)

39:05.051 --> 39:07.178
‫به بابایی سفارشت رو می‌کنم

39:47.135 --> 39:48.219
‫آهای، لونا

39:49.345 --> 39:51.264
‫یه چیزی پیدا کردم که
‫گمونم دوست داشته باشی

39:51.347 --> 39:53.766
‫محشره! میشه چندتاشو روشن کنیم؟

39:53.850 --> 39:55.726
‫معلومه. کدومش رو اول روشن کنیم؟

39:56.394 --> 39:57.854
‫بزرگه. یالا

40:02.191 --> 40:03.944
‫اگه با اون خانواده وصلت می‌کردن

40:04.027 --> 40:06.988
‫نصف بندرهای کشتی‌رانی اروپا
‫میفتاد دستِ گریک سال

40:07.822 --> 40:10.825
‫اون عوضی خیلی از من کش رفته

40:10.908 --> 40:14.454
‫حالا به خاطر تو بزرگترین
‫معامله‌ی زندگیش از چنگش پرید

40:14.537 --> 40:16.497
‫کارما، مادرسگ

40:16.581 --> 40:18.541
‫فقط به خاطر تو این کار رو نکردم

40:18.624 --> 40:21.294
‫- به خاطر دفنی هم بود
‫- نمی‌خوام بشنوم

40:21.377 --> 40:22.837
‫- حقیقتـه
‫- خب...

40:26.507 --> 40:27.633
‫کاری که امشب کردی،

40:28.843 --> 40:30.553
‫کاریـه که یه ساکستون باید بکنه

40:32.430 --> 40:33.723
‫قطعاً واکنش نشون میدن،

40:33.806 --> 40:36.058
‫ولی بابت کاری که امشب کردی
‫ازت ممنونم دخترکم

40:37.810 --> 40:38.978
‫ممنون

40:42.607 --> 40:45.610
‫صرفاً جهت اطلاع، اگه جیم نبود
‫موفق نمی‌شدم

40:45.693 --> 40:48.905
‫می‌دونم چه اتفاقی واسه ماشین هیوز افتاد؛
‫ولی باید بیخیالش بشی

40:48.988 --> 40:50.549
‫هنوز دارم زور می‌زنم
‫اون ضرر رو جبران کنم

40:50.573 --> 40:52.950
‫- بابایی
‫- بهش فکر می‌کنم

40:57.021 --> 40:59.123
‫- چه ماه شدی
‫- مرسی، بیلی

41:00.291 --> 41:02.572
‫مترجم جدید توی اتاق کنفرانسـه و
‫منتظر شماست

41:12.845 --> 41:14.347
‫چهارم جولای مبارک

41:19.268 --> 41:20.268
‫ازرا ساکستون هستم

41:20.937 --> 41:22.396
‫نینا سینت جیمز

41:28.027 --> 41:30.655
‫می‌بینم که از جلسه‌ی مقدماتی
‫جون سالم به در بردی

41:32.031 --> 41:34.200
‫ایشالا از این یکی هم سربلند بیرون میام

41:36.118 --> 41:37.745
‫- اهل کجایی؟
‫- همه‌جا

41:38.329 --> 41:40.456
‫پدرم توی نیروی هوایی بود،

41:40.540 --> 41:43.251
‫توی پایگاه‌های اروپایی
‫بزرگ شدم، اکثراً اروپا

41:44.585 --> 41:45.586
‫- جدی؟
‫- اوهوم

41:47.046 --> 41:49.715
‫من توی نیروی دریایی بودم.
‫گردان 36.

41:51.050 --> 41:53.511
‫برام سؤالـه تابحال گذرم
‫به پدرت خورده یا نه

41:56.305 --> 41:57.348
‫ممکنه

41:58.266 --> 41:59.267
‫دنیای کوچیکیـه

42:01.352 --> 42:03.354
‫چطوری روسی یاد گرفتی؟

42:03.437 --> 42:05.666
‫کمتر مترجمی با شکل و ظاهرِ تو پیدا میشه

42:05.690 --> 42:08.943
‫پدرم به یه پایگاه
‫حومه‌ی هامبورگ منتقل شد

42:09.026 --> 42:10.486
‫رمزگشا بود

42:10.570 --> 42:14.323
‫و فکر می‌کرد که اگه زبان دشمن رو
‫یاد بگیرم، ممکنه به درد بخوره

42:15.324 --> 42:16.867
‫پس منو فرستاد کلاس

42:26.294 --> 42:28.379
‫چه حسی نسبت به خشونت داری؟

42:30.298 --> 42:32.383
‫- ترجیح میدم ازش دوری کنم
‫- منظورم تهدید و خطرشـه

42:33.259 --> 42:35.136
‫وحشت‌زده میشی؟ خودت رو گم می‌کنی؟

42:35.803 --> 42:40.099
‫اگه بگم کاری که انجام میدم گاهی
‫حسابی به‌هم نمی‌ریزه، دروغ گفتم

42:41.851 --> 42:43.477
‫اگه همچین اتفاقی بیفته...

42:44.812 --> 42:45.896
‫چیکار می‌کنی؟

42:49.692 --> 42:52.528
‫بچه که بودم با خانواده‌ام اومدم آمریکا

42:52.612 --> 42:55.823
‫19 سالم که بود،
‫یه مرد منو کشید توی کوچه،

42:55.906 --> 42:57.074
‫یه چاقو گذاشت زیر گلوم

42:58.159 --> 42:59.535
‫ولی فهمیدم

43:00.119 --> 43:02.580
‫وقتی اوضاع به‌هم می‌ریزه،
‫من بهتر میشم

43:03.414 --> 43:05.833
‫آرامشم رو حفظ می‌کنم و
‫درست فکر می‌کنم

43:09.587 --> 43:11.047
‫توی کوچه چی شد؟

43:13.799 --> 43:14.799
‫باهاش جنگیدم

43:16.093 --> 43:17.345
‫در رفت

43:18.763 --> 43:21.140
‫الان هم اینجام و دارم
‫داستانش رو براتون تعریف می‌کنم

43:21.932 --> 43:22.932
‫که...

43:23.809 --> 43:26.228
‫که می‌تونم مثل بلبل
‫به روسی براتون تعریفش کنم

43:48.021 --> 43:58.021
‫کاری از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

45:05.703 --> 45:07.955
‫داستی کلاچ، هستی؟

45:10.249 --> 45:11.250
‫آره، می‌شنوم

45:11.751 --> 45:14.462
‫رئیس توی مقر فرماندهی می‌خواد. سریع

45:16.964 --> 45:18.048
‫دریافت شد

45:40.112 --> 45:41.280
‫منو خواسته بودید؟

45:43.324 --> 45:44.575
‫ماجرای عروسی رو شنیدم

45:45.326 --> 45:46.952
‫انگار حسابی داستان داشتید

45:49.622 --> 45:50.956
‫آره خدایی

45:52.792 --> 45:54.710
‫هفته‌ی بعد یه جلسه با روس‌ها دارم

45:55.628 --> 45:57.129
‫همه رو لازم دارم

45:59.340 --> 46:00.382
‫خوش برگشتی

46:04.178 --> 46:06.138
‫بذار با یکی آشنات کنم

46:07.306 --> 46:08.306
‫جیم الیس

46:09.683 --> 46:11.143
‫با نینا سینت جیمز آشنا شو

46:30.021 --> 46:40.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:45.511 --> 46:46.762
‫خب نقشه چیه؟

46:47.721 --> 46:49.473
‫این گندکاری رو تمیزش می‌کنیم

46:51.559 --> 46:52.559
‫راه بیفت

47:05.021 --> 47:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
