WEBVTT

00:02.153 --> 00:04.713
‫دیگه داری سربه‌سرم می‌ذاری!

00:04.921 --> 00:08.300
‫خیلی‌خب. بیا بیرون. برو بریم.
‫لعنتی!

00:08.967 --> 00:13.221
‫لعنتی. بیا بیرون! تو روحت! بیا بیرون دیگه!

00:13.889 --> 00:17.476
‫لامصب چقدر سنگینه!
‫خدا بگم چیکارت کنه!

00:23.059 --> 00:33.059
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:33.134 --> 00:43.064
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:43.252 --> 00:47.256
‫ای تو روحت! نـه!

01:17.202 --> 01:18.286
‫تو دیگه چی می‌خوای؟

01:34.177 --> 01:35.094
‫تف توش!

01:37.432 --> 01:42.057
‫[۱۵ ساعت قبـل]

02:02.622 --> 02:08.128
‫یه شب توی بچگی که توی تختم
‫دراز کشیده بودم، خدا اومد سراغـم

02:08.295 --> 02:10.297
‫قضیه‌ش مفصله، نه؟
‫آخه من فقط اومد یه نصف باک بزنم و برم

02:10.881 --> 02:15.218
‫همون حرفایی رو بهم زد که توی
‫کلیسای جنوب غرب شنیده بودم

02:16.636 --> 02:18.804
‫از حضور خدا لذت ببر، وسن

02:18.805 --> 02:21.057
‫و خدا هرچی بخوای رو بهت میده

02:21.516 --> 02:24.227
‫یعنی خدا به اسم صدات زد؟

02:24.519 --> 02:25.604
‫آره

02:25.729 --> 02:27.229
‫گفتی توی تخت بودی پس شاید
‫داشتی خواب می‌دیدی

02:27.230 --> 02:28.731
‫خواب نبود، رفیق

02:28.732 --> 02:31.067
‫و من از اون روز به حرفش گوش دادم

02:32.319 --> 02:36.655
‫توی ماشینِ گشت همراهمـه
‫و تو خیابون‌های فینیکس مراقبمه.

02:36.656 --> 02:40.076
‫همیشه منو در مکان و زمانِ مناسب قرار میده

02:41.328 --> 02:44.539
‫اون شب هم خدا منو فرستاد مرکز شهر و دیدمت

02:45.540 --> 02:47.417
‫داشتی با دوستِ جدیدت خوش‌وبش می‌کردی،

02:48.335 --> 02:49.628
‫همون دختر سیاهـه

02:50.337 --> 02:55.217
‫وای از بخت بدت من دختره رو می‌شناسم، جیمبو

02:56.259 --> 02:57.677
‫می‌دونم چیکاره‌ست

02:58.762 --> 03:00.013
‫زنیکه مأمورِ اف‌بی‌آیه

03:04.267 --> 03:05.809
‫حتماً اشتباه گرفتی

03:05.810 --> 03:07.394
‫خدا می‌دونه ساکس چقدر قاطی کنه

03:07.395 --> 03:10.232
‫وقتی بفهمه با اف‌بی‌آی سَر و سِرّی داری

03:10.941 --> 03:13.109
‫در بهترین حالت، قانع کردنش خیلی سخته

03:16.446 --> 03:20.408
‫خب چقدر می‌خوای تا دهنت بسته بمونه؟

03:20.533 --> 03:25.037
‫گمونم برات خیلی حیاتیـه که ساکس بویی نبره

03:25.038 --> 03:26.706
‫رقمِ نهایی رو بگو

03:28.875 --> 03:31.085
‫- ده هزارتا!
‫- ده هزارتا؟!

03:31.086 --> 03:33.379
‫- رقم نهایی اینه
‫- اینم خدا پیشنهاد داده؟

03:33.380 --> 03:37.049
‫ساعت پنجِ عصر با ده هزار
‫دلار بیا انبار قدیمی بنسِن.

03:37.050 --> 03:38.843
‫وگرنه همه‌چی رو می‌ذارم کفِ دستِ ساکس

03:39.803 --> 03:43.890
‫پدرت تا همین‌جای کار هم یه پسرش رو خاک
‫کرده. یا هرچی که از جسدش باقی مونده بود

03:45.433 --> 03:47.936
‫حیفه بخواد پسرِ دومشم خاک کنه

03:50.042 --> 03:58.042
‫ترجمه از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

04:44.367 --> 04:45.909
‫ساکس نگفت قضیه چیه؟

04:45.910 --> 04:48.830
‫نه، فقط گفت اولِ وقت می‌خواد تو رو ببینه

04:49.039 --> 04:52.375
‫- عـه؟!
‫- آره، منم همین فکر رو کردم

04:56.421 --> 04:58.589
‫خب یه جعبه اسلحه‌ی دایموندبک

04:58.590 --> 05:01.426
‫دوتا رمینگتون. کالیبر ۴۴. آره

05:01.801 --> 05:04.720
‫و پنج‌تا ای‌آر-۱۸۰

05:04.721 --> 05:08.849
‫تا ساعت پنج ۱۲۵ هزار دلار رو واریز
‫کن تا برات یه جعبه شراب شاتو زین بفرستم

05:08.850 --> 05:09.933
‫باشه

05:17.442 --> 05:18.485
‫می‌خواستی منو ببینی؟

05:19.402 --> 05:20.570
‫شنیدم که...

05:24.032 --> 05:25.075
‫چیکار کردی

05:27.660 --> 05:28.869
‫گوش کن، ساکس...

05:28.870 --> 05:31.581
‫واقعاً با دست‌های خودت قلبش رو ماساژ دادی؟

05:32.707 --> 05:34.333
‫اول که با سرعت برق و باد
‫قلب رو برامون آوردی

05:34.334 --> 05:37.128
‫بعدم پسرم رو زنده نگه داشتی
‫تا پیوند انجام بشه

05:38.296 --> 05:39.756
‫نمی‌دونم چه‌جوری لطفت رو جبران کنم

05:41.591 --> 05:43.843
‫ولی یه هدیه‌ی کوچولو پیشم داری

05:44.010 --> 05:45.678
‫رئیس، نیازی به این کارها نیست

05:45.845 --> 05:47.055
‫کُس نگو

05:48.681 --> 05:50.682
‫همه‌مون یه وقتایی به
‫یه چیزِ اضافی نیاز داریم

05:50.683 --> 05:53.894
‫راستی شرمنده بابت این بند و
‫بساط، داریم سقف رو تعمیر می‌کنیم

05:53.895 --> 05:56.606
‫بیا، این مالِ توئه

05:59.442 --> 06:00.735
‫این هم واسه کارلو

06:02.362 --> 06:06.783
‫و اینم واسه ماجرای دوستِ جدیدمون
‫باب تمپل. امروز صبح زنگ زد

06:07.575 --> 06:09.369
‫ظاهراً می‌خواد همکاری کنه

06:09.536 --> 06:11.495
‫عه، جدی؟
‫پس دیگه به عکس‌ها نیاز نیست؟

06:13.998 --> 06:15.291
‫نگه‌شون می‌داریم واسه روزِ مبادا

06:15.917 --> 06:18.461
‫ببین، من الان یه قرار صبحونه دارم.
‫بازم ممنون

06:26.386 --> 06:27.595
‫سلام، موطلایی

06:28.680 --> 06:29.739
‫اوضاع خوبه؟

06:30.181 --> 06:32.684
‫می‌سوزم و می‌سازم. تو چی؟

06:32.851 --> 06:35.103
‫اومدم یه سری به رئیس بزنم

06:35.270 --> 06:36.645
‫کی میای بار؟

06:36.646 --> 06:39.106
‫حداقل دوتا شیشه ویسکیِ مفتی گیرت میاد

06:39.107 --> 06:40.399
‫اگه خوش‌شانس باشی، همین آخرهفته

06:40.400 --> 06:41.859
‫خودت می‌دونی خوش‌شانسم

06:46.364 --> 06:48.365
‫نباید از پنکیک‌هاشون بگذری

06:48.366 --> 06:50.451
‫- من هوکیک رو ترجیح میدم
‫- هوکیک دیگه چیه؟

06:50.452 --> 06:54.246
‫همون پنکیکه ولی با آرد
‫ذرت و یکم چاشنی جنوبی

06:54.247 --> 06:55.456
‫هوم

06:55.457 --> 06:58.292
‫طبق گزارش پلیس فینیکس،
‫جیم الیس موقع مرگ جوئی

06:58.293 --> 07:00.670
‫سر صحنه بوده، ولی خودش چیزی نگفته بود

07:01.588 --> 07:04.173
‫- نگران‌کننده‌ست
‫- اون شاهدِ ماجرا بود

07:04.174 --> 07:08.093
‫پنهون‌کاریش باعث میشه
‫اعتمادم بهش کم بشه

07:08.094 --> 07:11.513
‫تازه تموم پرونده‌های مأمور برین
‫درباره‌ی ساکس هم گم شدن

07:11.514 --> 07:13.600
‫این دیگه چه وضعیـه؟

07:14.225 --> 07:16.435
‫بفرما. بفرما تو. منتظرت بودم

07:16.436 --> 07:18.062
‫- نینا
‫- چیه؟

07:18.813 --> 07:19.688
‫برنگرد

07:19.689 --> 07:21.773
‫- چرا؟ آوان، چی شده؟
‫- نه، نه، نه

07:21.774 --> 07:23.568
‫ازرا ساکستون اومده

07:36.039 --> 07:37.916
‫اولین باره از نزدیک می‌بینمش

07:38.750 --> 07:40.126
‫کاش منم اولین بارم بود

07:41.836 --> 07:43.087
‫کی دیدیش؟

07:44.589 --> 07:47.884
‫خیلی وقت پیش توی جنوب فیلادلفیا.
‫اون موقع بچه بودم

07:48.801 --> 07:49.802
‫جدی؟

07:51.346 --> 07:55.016
‫آره. اون موقع فعالیتش این‌قدر
‫گسترده نبود. اصلاً شبیه اسنوبیرد نبود

07:56.351 --> 07:58.060
‫ولی همیشه آدمِ خطرناکی بود

07:58.061 --> 07:59.479
‫قبلاً می‌شناختیش؟

08:01.439 --> 08:02.773
‫چطوری؟

08:02.774 --> 08:05.067
‫نمیشه یهو همچین موضوع مهمی رو بگی و...

08:05.068 --> 08:07.987
‫الان فقط باید حسابِ این مادرجنده رو برسیم

08:12.033 --> 08:14.618
‫صدامو داری؟ تاپ داگ صحبت می‌کنه،
‫وایت هیت جواب بده

08:14.619 --> 08:15.870
‫گوشِت با منه؟

08:16.704 --> 08:18.039
‫به گوشم، تاپ داگ

08:18.915 --> 08:22.835
‫پارکینگ پشتِ سینما توی خیابون دان‌لپ.
‫اونجا منتظرتم

08:35.473 --> 08:39.268
‫صلاح ندونستی بهم بگی شبِ
‫کشته شدنِ جوئی سر صحنه بودی

08:39.269 --> 08:40.770
‫چه فرقی می‌کنه کجا بودم؟

08:42.021 --> 08:43.814
‫جیم، فرقش اینه که
‫اگه بخوایم همکاری کنیم

08:43.815 --> 08:46.483
‫باید این چیزها رو بهم بگی.
‫چی دیدی اون شب؟

08:46.484 --> 08:48.819
‫اصلاً چرا اونجا بودی؟
‫نمی‌دونم می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه

08:48.820 --> 08:50.321
‫الان مشکلاتِ بزرگ‌تری داریم

08:50.989 --> 08:54.074
‫- یه پلیسِ فاسد مذهبی‌نما ما رو باهم دیده
‫- مذهبی‌نما؟

08:54.075 --> 08:56.411
‫می‌دونه مأمور اف‌بی‌آی هستی
‫تهدید کرده همه‌چی رو به ساکس میگه

08:57.579 --> 08:58.830
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری؟

08:59.414 --> 09:01.081
‫یه نگاه به قیافه‌م بنداز.
‫وقتی دارم کسی رو دست می‌اندازم

09:01.082 --> 09:03.709
‫- رگ پیشونیم نمی‌زنه بیرون
‫- حالا چی می‌خواد؟

09:03.710 --> 09:05.503
‫ده هزار دلار و همین امشب

09:08.256 --> 09:11.174
‫- بالتیموری، به دادم برس
‫- به نظرت من همچین پولی دارم؟

09:11.175 --> 09:13.510
‫- اداره‌تون نداره؟
‫- ما هنوز کمکی به اداره نکردیم

09:13.511 --> 09:17.139
‫تا وقتی بهم اطلاعات ندی،
‫تو اداره حرفم خریدار نداره

09:17.140 --> 09:18.308
‫اطلاعات بدم؟

09:19.142 --> 09:20.934
‫به خاطر همکاریم با جنابعالی، تا صد سال دیگه

09:20.935 --> 09:22.894
‫می‌تونن تیکه‌های جنازه‌م رو توی
‫بیابون پیدا کنن. مرسی از کمکت

09:22.895 --> 09:26.148
‫دارم کمک می‌کنم.
‫تا حقیقت رو بفهمم

09:26.149 --> 09:27.859
‫ساکستون قابل‌اعتماد نیست

09:29.819 --> 09:31.821
‫و الان باید به من کمک کنی

09:32.405 --> 09:35.616
‫سوابق مالی. دارایی‌ها. اطلاعات ارتباطی

09:35.617 --> 09:37.994
‫گیریم که اینا رو برات جور کردم
‫و مُچِ ساکس رو گرفتی

09:39.162 --> 09:41.497
‫از کجا بدونم منو ول نمی‌کنی
‫همراهِ ساکس نابود بشم؟

09:42.123 --> 09:43.498
‫بهم اعتماد نداری؟

09:43.499 --> 09:45.752
‫بالتیموری، منم بهت اعتماد ندارم

09:48.338 --> 09:50.673
‫تا وقتی دهنِ این پلیسه رو نبندم،
‫بقیه چیزها اهمیتی نداره

09:52.091 --> 09:54.885
‫جیم، من مدرک می‌خوام

09:54.886 --> 09:56.179
‫یه چیزی برام بیار

09:59.098 --> 10:00.432
‫کجا میری؟

10:00.433 --> 10:01.850
‫دلت نمی‌خواد بدونی

10:01.851 --> 10:04.853
‫باور کن، خوشت نمیاد

10:15.156 --> 10:16.366
‫تف توش!

10:30.421 --> 10:33.007
‫خانمه توی کتاب‌فروشی گفت این بهترین اثرشه

10:33.591 --> 10:35.718
‫امکان نداره بهتر از «نژاد آندرومدا» باشه

10:39.597 --> 10:40.515
‫مرسی

10:43.810 --> 10:45.602
‫تیپ زدی کجا بری؟

10:45.603 --> 10:48.731
‫با دوستای جدیدم قرار دارم.
‫یه فرصت کاری پیش اومده

10:49.816 --> 10:52.151
‫بهتره به گوش بابا نرسه

10:52.318 --> 10:54.569
‫من یه زن تاجرم.
‫هر کاری عشقم بکشه انجام میدم

10:54.570 --> 10:57.948
‫تو یه زنِ تاجری چون بابا برات
‫بار خریده و می‌ذاره اداره‌ش کنی!

10:57.949 --> 10:59.991
‫و از اون موقع تا حالا فقط سود داشته برامون

10:59.992 --> 11:01.327
‫حالا قاطی نکن، جی

11:01.911 --> 11:03.954
‫حرفم اینه که عصبانیش نکن

11:03.955 --> 11:06.915
‫که چی؟ مثل تو نوچه‌ی بابا باشم؟

11:06.916 --> 11:08.542
‫تو اینقدر ازش می‌ترسی

11:08.543 --> 11:11.253
‫که حتی حاضر نیستی به مادرت
‫زنگ بزنی بگی جراحی کردی

11:11.254 --> 11:14.423
‫- چی میگی؟! اصلاً هم این‌جوری...
‫- به مامان زنگ زدی؟

11:14.424 --> 11:18.176
‫دیدی؟ عمل پیوند قلب انجام دادی
‫ولی هنوز بهش زنگ نمی‌زنی

11:18.177 --> 11:21.430
‫چون بابا هنوز بعد از این همه سال
‫از دستِ مامان عصبانیه که ترکش کرده

11:21.431 --> 11:23.181
‫منم قبلاً خیلی از دستش
‫عصبانی می‌شدم

11:23.182 --> 11:25.434
‫- اصلاً نمی‌فهمم
‫- چرا عصبانیتت رو سرِ من خالی می‌کنی؟

11:25.435 --> 11:27.686
‫تقصیرِ من نیست که
‫کارِ اسنوبیرد رو به تو نمیده

11:27.687 --> 11:30.397
‫و به نظرت چرا نمیده؟

11:30.398 --> 11:31.648
‫چون طرز فکرش قدیمیه

11:31.649 --> 11:34.152
‫چون من دخترشم، نه پسـرش

11:34.861 --> 11:37.446
‫همینقدر ساده و مسخره

11:37.447 --> 11:38.990
‫دیگه از این مسخره‌بازیاش خسته‌م

11:40.324 --> 11:42.242
‫- و همینطور از تو
‫- مرسی بابت کتاب

11:42.243 --> 11:43.745
‫به مادرت هم زنگ بزن لامصب

12:05.975 --> 12:07.685
‫عینکی هست؟ کارش دارم

12:11.522 --> 12:13.273
‫منتظر چی هستی؟ باید ازت خواهش کنم؟

12:13.274 --> 12:14.317
‫همین‌جا وایسا

12:34.712 --> 12:37.340
‫اولین باره همدیگه رو می‌بینیم ولی
‫خیلی تعریفت رو شنیدم

12:38.633 --> 12:41.135
‫شکارچی جایزه‌بگیرِ فلگستفی،
‫آرایشگر مکزیکالی

12:41.844 --> 12:44.305
‫عضو شورای شهر سونورا که آبروریزی کرد
‫و استعفا داد

12:46.839 --> 12:48.391
‫هیچ‌کدومش رو گردن نمی‌گیرم

12:48.392 --> 12:49.976
‫آره، نکته‌شم همینـه

12:49.977 --> 12:53.021
‫یکی داره اذیتم می‌کنه و باید
‫شرش رو بی‌سروصدا کم کنم

12:53.022 --> 12:56.817
‫الیس، تو از راننده‌های ساکستونی، درسته؟

12:56.818 --> 12:58.360
‫خودش واسه این کارها آدم داره

12:58.361 --> 13:00.946
‫نمی‌تونم از اون راه اقدام کنم.
‫نباید بو ببره

13:00.947 --> 13:02.406
‫با کی مشکل داری؟

13:03.908 --> 13:06.743
‫یه مأموره از پلیس فینیکس. اسمش وسن گرومسه

13:06.744 --> 13:08.912
‫آهان، همون بچه‌بازه

13:08.913 --> 13:10.789
‫پدرسگ پدوفیلـه

13:10.790 --> 13:12.291
‫با همین مدرک دهنش رو ببندین

13:13.042 --> 13:14.377
‫چقدر زمان داری؟

13:15.169 --> 13:17.254
‫گفته ساعت پنج برم انبار بنسن دیدنش

13:18.256 --> 13:21.550
‫بهش بگین اگه دست از سرم
‫برنداره، موضوع رو علنی می‌کنین

13:21.551 --> 13:23.135
‫هشت ساعت خیلی کمـه

13:24.053 --> 13:27.931
‫اگه یه عملیات فوری بخوای و پای مأمور پلیس
‫هم وسط باشه برات گرون در میاد. سه هزارتا

13:27.932 --> 13:28.850
‫فکرش رو می‌کردم

13:29.851 --> 13:31.894
‫پس دوتا گزینه داریم. گزینه اول:

13:32.770 --> 13:35.689
‫پونصدتاشو الان میدم
‫و بقیه‌شو قسطی

13:35.690 --> 13:38.776
‫مگه اینجا نمایشگاه ماشینه؟
‫قسطی کار نمی‌کنیم

13:39.485 --> 13:41.571
‫پس میریم سراغ گزینه‌ی دوم

13:44.407 --> 13:45.533
‫الویس پرسلی

13:46.784 --> 13:49.287
‫اسمِ سلطان رو آوردی،
‫پس یا با احترام حرف بزن یا دهنتو ببند!

13:50.246 --> 13:53.164
‫یه دختر جوون رو می‌شناسم که
‫وارد خونه‌ی پالم اسپرینگزش شده

13:53.165 --> 13:57.295
‫توی اون خونه یه جفت کفش جیر آبی هست
‫که مال پرسلی بوده

13:58.004 --> 13:59.130
‫اون کفش‌ها مثل گنجـن

13:59.964 --> 14:01.716
‫و می‌تونم برات جورشون کنم

14:05.428 --> 14:06.721
‫می‌دونم کدوم کفش‌ها رو میگی

14:08.055 --> 14:09.974
‫می‌دونی چی روشون حک شده؟

14:11.517 --> 14:12.393
‫نه

14:13.436 --> 14:14.395
‫من می‌دونم

14:16.147 --> 14:17.898
‫اگه همون کفش‌ها نباشه، می‌فهمم

14:17.899 --> 14:20.359
‫اصلِ جنسه، خیالت راحت

14:21.402 --> 14:23.154
‫اگه کفش‌های پرسلی رو می‌خوای فقط لب تر کن

14:24.572 --> 14:26.073
‫خب، وقتِ زیادی نداری

14:26.824 --> 14:28.826
‫نمی‌تونی تا پنج بری پالم اسپرینگز و برگردی

14:30.953 --> 14:32.872
‫گیر کارمون همین‌جاست

14:34.040 --> 14:36.208
‫تنها راهش اینه که
‫جفتمون به همدیگه اعتماد کنیم

14:37.043 --> 14:38.711
‫من تا جایی که بتونم سریع خودمو می‌رسونم

14:39.462 --> 14:41.130
‫تو هم رأس ساعت پنج برو سراغِ گرومس

14:52.058 --> 14:54.101
‫برادرت هیچ‌وقت راجع به
‫مأموریت آخر چیزی بهت گفت؟

14:55.269 --> 14:56.187
‫چی؟

14:59.440 --> 15:00.441
‫مأموریتش با تو بود؟

15:01.275 --> 15:03.069
‫فقط به این دلیل بحثش رو پیش کشیدم
‫که ازش خوشم میومد

15:03.986 --> 15:06.906
‫من آدم بد زیاد دیدم ولی آدمِ
‫خوب هم دیدم. جوئی آدمِ خوبی بود

15:10.117 --> 15:11.160
‫آره، خوب بود

15:13.746 --> 15:14.997
‫تا نیمه‌شب وقت داری

15:16.457 --> 15:19.626
‫و وقتی با کفش‌های جیر آبیم برگشتی

15:19.627 --> 15:21.796
‫شرِ گرومس از سرت کم شده

15:28.052 --> 15:29.345
‫ولی اگه دست خالی برگردی...

15:30.846 --> 15:31.972
‫دیگه با من طرفی

15:52.410 --> 15:55.578
‫- باز این مادرجنده پیداش شد!
‫- نامادریم جنده‌ست!

15:55.579 --> 15:56.955
‫می‌دونم چیکار کردی

15:56.956 --> 15:59.708
‫زنگ زدی به مأمورها که بیان
‫منو بگیرن. یادم نمیره‌ها!

15:59.709 --> 16:01.209
‫سلام بابا.

16:01.210 --> 16:03.379
‫جیمی؟ سلام. یه لحظه صبر کن

16:04.088 --> 16:06.548
‫شوهرم همین دردسرِ تو رو کم داره فقط!

16:06.549 --> 16:08.842
لابد یه پتیاره‌ی پول‌دوست دوای دردشـه!‏

16:08.843 --> 16:10.051
‫وید!

16:10.052 --> 16:12.637
‫سلام پسرم. فکر کردم از شهر رفتی

16:12.638 --> 16:14.848
‫شرایط عوض شده. فعلاً هستم.
‫شانس آوردی

16:14.849 --> 16:18.560
‫- بهمون زنگ نزد
‫- پسرم، جدی باید بهمون زنگ بزنی

16:18.561 --> 16:19.728
‫قبل از اومدنش

16:19.729 --> 16:22.272
‫قبل از اومدنت.
‫اگه امکان داشت، از چند روز قبل

16:22.273 --> 16:23.606
‫شیشه‌برت رو کجا گذاشتی؟

16:23.607 --> 16:25.526
‫توی گاراژ

16:27.695 --> 16:28.779
‫خودم درستش می‌کنم

16:30.823 --> 16:31.865
‫لاشی

16:31.866 --> 16:33.283
‫میگما، ساکس چی شد؟

16:33.284 --> 16:36.119
‫دفعه پیش گفتی یه مأمور زن
‫دنبالشه

16:36.120 --> 16:37.162
‫دارم باهاش سر و کله می‌زنم

16:37.163 --> 16:41.041
‫رائولِ دیوانه چی؟
‫با دمِ شیر بازی نکن

16:41.042 --> 16:43.002
‫آره، هر مشکلی به وقتِ خودش

16:44.378 --> 16:46.713
‫توی یکی از اون جعبه‌هاست

16:46.714 --> 16:48.131
‫شیشه‌بُر می‌خوای چیکار؟

16:48.132 --> 16:50.384
‫میرم دزدی.
‫نمی‌خوام دزدگیر صدا بده

16:51.302 --> 16:53.053
‫ایولا!

16:53.054 --> 16:56.848
‫ایولا، اون حس و حالِ قبل از دزدی رو یادمه

16:56.849 --> 17:00.268
‫اون لحظه که شیشه می‌شکنه
‫و صدای باز شدن قفل گاوصندوق...

17:00.269 --> 17:03.480
‫وقتی همه‌چی جفت‌وجور میشه و
‫حس نابِ خطر میاد سراغت!

17:03.481 --> 17:06.441
‫پیرم کرد ولی راستش دلم برای اون حس تنگ شده

17:06.442 --> 17:08.193
‫بابا، زیاد وقت ندارم‌ها

17:08.194 --> 17:11.447
‫راستی چرا همچین مأموریتی بهت
‫دادن؟ اینا توی حوزه کاریِ شانـه

17:12.239 --> 17:13.823
‫برای ساکس نیست

17:13.824 --> 17:15.909
‫یه بده‌بستونی با عینکی دارم

17:15.910 --> 17:19.329
‫وای پناه بر خدا، پسر. رفتی سراغِ عینکی؟

17:19.330 --> 17:21.623
‫عینکی آخه؟ داری با آدمای ناجوری
‫در میفتی‌ها

17:21.624 --> 17:23.166
‫به نفعته عصبانیش نکنی

17:23.167 --> 17:25.294
‫عصبانیش نمی‌کنم.
‫دارم کارهام رو سر و سامون میدم

17:26.545 --> 17:27.755
‫چه کمکی از دستِ من برمیاد؟

17:28.547 --> 17:30.507
‫- شارلوت رو طلاق بده
‫- وای از دستِ تو، جیم

17:30.508 --> 17:32.009
‫اوضاع از چیزی که فکر می‌کنی وخیم‌تره

17:33.719 --> 17:36.471
‫فکر نکن من صرفاً راننده‌م، خب؟

17:36.472 --> 17:37.722
‫همیشه منو دست کم می‌گرفتی

17:37.723 --> 17:39.557
‫جوئی برات همه‌کاره بود و
‫من هیچی سرم نمی‌شد

17:39.558 --> 17:40.601
‫کُس نگو

17:41.352 --> 17:44.187
‫فقط بین عملیات‌های سنگین و

17:44.188 --> 17:45.605
‫پشت فرمون نشستن، فرق زیادی هست

17:45.606 --> 17:47.524
‫بابا، نیومدم اینجا نصیحتم کنی

17:47.525 --> 17:50.820
‫همه کارها رو نمیشه تنهایی انجام داد، پسرم

17:52.154 --> 17:53.447
‫فقط بگو چه کمکی از دستم برمیاد

17:54.949 --> 17:57.659
‫وید الیس،
‫اگه با این مرتیکه خلافکار همدست بشی

17:57.660 --> 17:59.828
‫باید قیدِ منو بزنی

17:59.829 --> 18:03.081
‫- عزیزم، من خودم درستش می‌کنم
‫- دهن گشادت رو ببند، شارلوت

18:03.082 --> 18:04.916
‫از خونه‌ی من گمشو بیرون، کیری

18:04.917 --> 18:06.627
‫اگه کمک خواستم بهت زنگ می‌زنم

18:10.756 --> 18:12.882
‫یه نفر از کارکنان پرونده‌ها رو برداشته

18:12.883 --> 18:15.552
‫شاید خودِ برین قبل از رفتنش بُرده‌شون

18:15.553 --> 18:17.679
‫یه چیزی بخور، خب؟
‫با شکم گرسنه، کاری از دستت برنمیاد

18:17.680 --> 18:20.098
‫به مخبر هم داریم که تا حالا
‫هیچ اطلاعات خاصی بهمون نداده

18:20.099 --> 18:21.600
‫و بعید می‌دونم قابل‌اعتماد باشه

18:22.184 --> 18:24.477
‫به نظرم... این چه‌جور تاکویی‌ـه؟

18:24.478 --> 18:25.645
‫نوپالز

18:25.646 --> 18:26.980
‫- چی هست؟
‫- کاکتوس داره

18:26.981 --> 18:28.565
‫- همون که دوست داری!
‫- وای بی‌خیال!

18:28.566 --> 18:31.025
‫- چون گشنه‌ته بداخلاقی
‫- من فقط پنکیک می‌خوام

18:31.026 --> 18:33.486
‫مأمور هیز، طبقه بالا جلسه دارین

18:33.487 --> 18:35.530
‫با همون افسر پلیسی که
‫گزارش جوزف الیس رو نوشته بود

18:35.531 --> 18:36.615
‫آهان، خوبه

18:39.118 --> 18:42.037
‫اینم بگیر. تاکوی کاکتوس. نوشِ جون

18:51.213 --> 18:52.380
‫- ایز، یه دقیقه وقت داری؟
‫- جیم

18:52.381 --> 18:54.048
‫درست به موقع اومدی که معمولاً ازت بعیده

18:54.049 --> 18:56.093
‫- ایزی، به کمکت نیاز دارم
‫- منم همین‌طور. بیا تو

18:56.260 --> 18:57.468
‫خب من به دیوید هم گفتم

18:57.469 --> 18:59.345
‫- ولی امروز باید دو شیفت وایسه
‫- دیوید؟

18:59.346 --> 19:00.722
‫- مگه هنوز باهاش در ارتباطی؟
‫- آرامشت رو حفظ کن و مراقبِ لونا باش

19:00.723 --> 19:02.390
‫چی؟ ایز، نمی‌تونم. کار دارم

19:02.391 --> 19:04.767
‫پس اون حرفا که می‌گفتی هر وقت
‫بهت نیاز داشتم، روت حساب کنم

19:04.768 --> 19:06.102
‫- همه‌ش کشک بود؟
‫- نه ولی...

19:06.103 --> 19:07.854
‫خب الان بهت نیاز دارم

19:07.855 --> 19:09.772
‫نیم ساعت دیگه باید مطب دکتر باشم...

19:09.773 --> 19:11.233
‫دکتر واسه چی؟ حالت خوبه؟

19:12.026 --> 19:14.402
‫اگه کمکم کنی، حالم بهتر هم میشه

19:14.403 --> 19:17.322
‫ببین می‌دونم دقیقه نودیه
‫ولی لونا تب کرده

19:17.323 --> 19:18.615
‫و یه نفر باید مراقبش باشه

19:18.616 --> 19:20.325
‫- سلام عمو جیم
‫- سلام قند عسل

19:20.326 --> 19:23.286
‫ایز، گوش کن. واقعاً دلم می‌خواد کمک کنم
‫ولی خودم الان گیرم

19:23.287 --> 19:24.538
‫عمو جیم، اینو گوش کن

19:24.872 --> 19:27.208
‫باید استراحت کنی، دخترم

19:28.000 --> 19:30.084
‫اگه باز دوباره سرفه زد،
‫عسل توی کابینته

19:30.085 --> 19:32.503
‫یادته رفته بودی خونه‌ی
‫الویس توی پالم اسپرینگز؟

19:32.504 --> 19:35.798
‫یادمـه؟!
‫حالا چرا اینقدر غیرتی شده بودی سر این قضیه؟

19:35.799 --> 19:37.217
‫این قضیه مال یه سال قبل از آشنایی‌مونه

19:37.218 --> 19:39.385
‫خوشم نمیومد جلوی زن‌های
‫رهگذر رو توی خیابون می‌گرفتن

19:39.386 --> 19:40.762
‫و دعوت‌شون می‌کردن مهمونی الویس

19:40.763 --> 19:43.348
‫جیم، با واقعیت کنار بیا.
‫زن‌های بالغ حق انتخاب دارن

19:43.349 --> 19:44.767
‫می‌دونی چه آهنگیه؟

19:47.228 --> 19:49.063
‫آره، آره، آره.
‫ترانه‌ی «این سرزمین، سرزمین توئه»

19:49.897 --> 19:51.648
‫نه. خوب گوش کن

19:51.649 --> 19:54.735
‫لونا، گیتار رو بذار کنار و برو استراحت کن

19:55.694 --> 19:58.571
‫ایز، نقشه‌ی خونه‌ی الویس رو می‌خوام، خب؟

19:58.572 --> 20:02.116
‫می‌خوام بدونم دفترش، ورودی خونه، اتاق‌‌خواب‌ها
‫و محل دقیق اون کفش‌های جیر آبی کجاست

20:02.117 --> 20:04.410
‫آره، اتاق‌خواب‌هاش رو دیدم!

20:04.411 --> 20:06.038
‫دست بردار. نقشه رو بکش

20:06.705 --> 20:08.623
‫اگه بمونی، می‌کِشم

20:08.624 --> 20:10.875
‫یه ساعت و نیمِ دیگه برمی‌گردم

20:10.876 --> 20:12.711
‫باشه. بِکِش

20:13.254 --> 20:16.256
‫خب، اینجا ورودیه. اینجا اتاق نشیمنه

20:16.257 --> 20:18.633
‫دفتر الویس هم اینجا ته راهروئه

20:18.634 --> 20:20.385
‫- کفش‌ها اونجاست
‫- ممنون

20:20.386 --> 20:21.553
‫تا ظهر برمی‌گردم

20:22.021 --> 20:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

20:31.272 --> 20:33.357
‫ممنون که تشریف آوردین، مأمور هیز هستم

20:35.234 --> 20:37.610
‫گروهبان گرومس هستم. خوشوقتم

20:37.611 --> 20:39.071
‫ایشون هم مأمور بیتسوئی هستن

20:39.863 --> 20:40.939
‫بیتسوئی؟

20:42.074 --> 20:43.908
‫- همون اسپانیاییه؟
‫- اهل قبیله ناواهو هستم

20:45.104 --> 20:47.870
‫سرخپوست‌ها و سیاه‌پوست‌ها شدن مأمور دولت؟!

20:47.871 --> 20:49.372
‫عجب روزگاری شده!

20:49.373 --> 20:50.624
‫خدا عاقبتِ آمریکا رو به‌خیر کنه

20:52.835 --> 20:54.961
‫میشه یه نگاهی به این گزارش پلیس که

20:54.962 --> 20:56.463
‫چند سال قبل تنظیم کردی، بندازی؟

20:59.925 --> 21:01.010
‫جوزف الیس

21:01.760 --> 21:02.760
‫می‌شناختیش؟

21:02.761 --> 21:04.763
‫شبِ ناجوری بود. یه آشنایی مختصری باهاش داشتم

21:06.056 --> 21:07.433
‫برای ازرا ساکستون کار می‌کرد

21:08.225 --> 21:10.019
‫الیس یه برادر داشته، می‌دونستی؟

21:10.853 --> 21:13.355
‫جیم الیس. اسمش رو شنیده بودی؟

21:14.773 --> 21:19.111
‫برای من گزارش مهم‌تر از نظر تو
‫درباره‌ی اعضای خانواده‌ست

21:20.362 --> 21:23.008
‫آره، جیم یه آشغال به تمام معناست

21:23.032 --> 21:25.284
‫حرفاش هیچ ارزشی ندارن

21:26.535 --> 21:31.665
‫«دل از همه چیز فریب‌کارتر است و به‌شدت شرور»

21:32.416 --> 21:33.916
‫از انجیل بود؟

21:33.959 --> 21:35.459
‫کلام مقدسـه، پسرم

21:41.175 --> 21:42.819
‫حرف از کلام مقدس شد،

21:42.843 --> 21:46.614
‫توی گزارش شما نوشته شده که جوزف الیس
‫در یک حادثه‌ی انفجار پروپان کشته شده

21:46.638 --> 21:50.559
‫اما بین گزارش شما و شواهد موجود
‫در محل، تناقض‌هایی هست

21:51.226 --> 21:53.830
‫به من میگی؟
‫این زیر سر دفتر شماست

21:53.854 --> 21:56.916
‫یکی از آدمای خودتون بود که به ما گفت
‫توی گزارش چی باید نوشته بشه

21:56.940 --> 21:58.817
‫من فقط کاری رو کردم که بهم گفتن

21:59.651 --> 22:01.151
‫کی بود از دفتر ما؟

22:02.571 --> 22:05.199
‫اسم اون مأمور لیلند برین بود

22:07.701 --> 22:10.788
‫اون مأمور پرونده‌ی ساکستون بود،
‫قبل از تو، درسته؟

22:13.165 --> 22:15.751
‫اتفاقی که واسش افتاد واقعاً تأسف‌باره

22:18.462 --> 22:21.232
‫همچنان دارم سعی می‌کنم
‫بهترین استراتژی رو پیدا کنم

22:21.256 --> 22:25.070
‫خب، اگه نردبون داشته باشی،
‫آسون‌تر میشه دیگه؟

22:25.094 --> 22:27.447
‫شاید. ولی...

22:27.471 --> 22:28.972
‫به نظرم بهترین حرکت اینـه

22:29.765 --> 22:31.405
‫- وارد شدن از دستشویی
‫- ها؟

22:32.476 --> 22:33.976
‫پنجره رو می‌شکونی؟

22:34.228 --> 22:35.729
‫از اونم بهتر، شیشه‌بُر دارم

22:36.271 --> 22:37.582
‫چه خفن. از کجا گرفتیش؟

22:37.606 --> 22:39.441
‫از پدرم قرض گرفتمش

22:44.071 --> 22:46.156
‫تو پدرم رو می‌شناختی، درسته؟

22:48.283 --> 22:52.204
‫آره. آدم خوبی بود.
‫مامانت در موردش چی میگه؟

22:53.622 --> 22:55.499
‫میگه آدم محترمی بود

22:56.166 --> 22:58.520
‫از جبهه جنگ نامه می‌فرستاده

22:58.544 --> 23:01.587
‫اونجا قهرمان بوده،
‫ولی زنده برنگشت

23:03.507 --> 23:05.426
‫میگه منو خیلی دوست داشته

23:07.469 --> 23:09.012
‫بدجور دوستت داشت

23:12.266 --> 23:14.869
‫همه‌ی پرونده‌های برین گم شدن و
‫تناقض دارن

23:14.893 --> 23:16.393
‫اون دختره «شرلی چیزم»

23:16.687 --> 23:18.687
‫نظرت چیه اگه نامزد ریاست‌جمهوری بشه؟

23:19.356 --> 23:22.377
‫به نظرم اون باهوش، کاربلـد و لایقـه

23:22.401 --> 23:23.944
‫با توپ پُر اومده وسط

23:25.362 --> 23:28.091
‫مدام حرف از تغییر و رفع موانع می‌زنه

23:28.115 --> 23:30.159
‫واسه اکثر مردم حس بی‌ثباتی داره

23:30.993 --> 23:33.829
‫مخصوصاً وقتی یه زن اینا رو بگه.
‫تازه سیاهپوست هم باشه؟

23:34.830 --> 23:37.583
‫اون داره وارد چیزی میشه که از توانش خارجـه

23:39.960 --> 23:41.920
‫شاید باهاش یه حس
‫هم‌ذات‌پنداری داشته باشی؟

23:44.381 --> 23:47.902
‫توی گزارشات پلیس برای
‫مرگ جوئی الیس، تناقضاتی هست

23:47.926 --> 23:50.697
‫در عین حال، همه‌ی پرونده‌های برین
‫گم شدن. باید باهاش حرف بزنم.

23:50.721 --> 23:53.533
‫معاون ویژه اصرار داره که
‫پای مأمور برین رو به این قضیه باز نکنی

23:53.557 --> 23:56.411
‫شاید بدونه پرونده‌های گم‌شده کجان.
‫از ماجرای گزارش پلیس یه چیزی می‌دونه.

23:56.435 --> 23:58.521
‫برین مدت‌ها قبل از اینکه به مؤسسه‌ی
‫روان‌پزشکی کرک‌بریج فرستاده بشه،

23:58.522 --> 23:59.856
‫یه تخته‌اش کم بود

24:01.899 --> 24:02.917
‫متأهل بود؟

24:02.941 --> 24:05.527
‫- شاید بتونم با همسرش حرف بزنم...
‫- بهش نزدیک نشو

24:08.197 --> 24:11.283
‫به نظر من، چیزم هیچ‌وقت
‫نمی‌تونه رئیس‌جمهور شه

24:12.493 --> 24:14.804
‫و اگه بدون اینکه همه‌ی قوانین رو زیر پا بذاری

24:14.828 --> 24:16.955
‫راهی برای پیشبرد این پرونده پیدا نکنی،

24:19.291 --> 24:21.168
‫اینجا توی فینیکس هیچ‌وقت موفق نمیشی

24:24.546 --> 24:26.423
‫ده دقیقه زودتر اومدی، ایزی،
‫دمت گرم

24:27.257 --> 24:28.757
‫چطور پیش رفت؟

24:30.135 --> 24:31.635
‫خوب

24:31.678 --> 24:33.178
‫مطمئنی؟

24:34.473 --> 24:36.451
‫بیمه‌ی اتحادیه اصلاً کافی نیست

24:36.475 --> 24:38.995
‫این رئیس‌ جدید داره
‫همه‌چی رو به گوه می‌کِشه

24:39.019 --> 24:40.519
‫باب تمپل نیست؟

24:40.979 --> 24:42.479
‫آره. تو از کجا می‌شناسیش؟

24:43.649 --> 24:45.149
‫اسمش رو شنیدم

24:46.193 --> 24:47.736
‫مرسی که مراقب لونا بودی

25:04.021 --> 25:07.021
‫« پالم اسپرینگز »
‫« ۴۳۴ کیلومتر »

25:09.007 --> 25:10.026
‫بله؟

25:10.050 --> 25:12.612
‫خانم بری، بنده مأمور نینا هیز هستم،
‫از پلیس فدرال

25:12.636 --> 25:15.156
‫خب، من دارم میرم بیرون

25:15.180 --> 25:16.866
‫میشه سر پایی دو کلمه باهاتون حرف بزنم؟

25:16.890 --> 25:18.284
‫متأسفانه نه

25:18.308 --> 25:20.203
‫من تازه به دفتر میدانی فینیکس منتقل شدم و

25:20.227 --> 25:22.372
‫یکی از پرونده‌های شوهرتون اومده زیر دستم

25:22.396 --> 25:23.957
‫می‌خواستم در مورد...

25:23.981 --> 25:26.459
‫باید برم جایی، ببخشید

25:26.483 --> 25:29.212
‫خانم، فقط سعی دارم بفهمم
‫پرونده‌هاش کجا رفتن

25:29.236 --> 25:31.446
‫- شاید بتونید ازش بپرسید...
‫- بسه

25:33.240 --> 25:34.676
‫کاری که می‌کنی چندش‌آوره

25:34.700 --> 25:35.677
‫خانم، من...

25:35.701 --> 25:37.494
‫خجالت بکش که اومدی با من حرف بزنی

25:38.787 --> 25:40.372
‫مخصوصاً امثال تو

25:53.844 --> 25:55.344
‫خب، افتضاح بود

25:57.681 --> 25:59.181
‫خوبی؟

25:59.808 --> 26:01.308
‫آره

26:01.852 --> 26:05.355
‫نمی‌دونم چرا اینقدر حالم رو گرفت

26:06.857 --> 26:08.357
‫چون خیلی رو مخ بود

26:08.609 --> 26:10.086
‫چون تازه مشغول این کار شدی

26:10.110 --> 26:11.337
‫چون نژادپرست‌ها آدمای بدی هستن...

26:11.361 --> 26:13.631
‫آوان، نیازی نیست کل دلایل رو لیست کنی

26:13.655 --> 26:15.155
‫حله

26:17.576 --> 26:19.661
‫چرا باید برین بخواد
‫گزارش پلیس عوض بشه؟

26:20.329 --> 26:21.639
‫بهترین راه برای تشخیص تفاوت

26:21.663 --> 26:23.600
‫بین یک انفجار تصادفی و
‫یه قتل برنامه‌ریزی‌شده،

26:23.624 --> 26:25.542
‫فرستادنش برای بررسی‌های جرم‌شناسیه

26:26.918 --> 26:28.418
‫جرم‌شناسی

26:29.421 --> 26:31.357
‫پارکینگ توقیفی‌های پلیس کجاست؟

26:31.381 --> 26:34.009
‫- ما بهش دسترسی نداریم
‫- آوان، هدف ما چیه؟

26:35.344 --> 26:36.887
‫- هدف‌مون برنده شدنـه
‫- آره لامصب

27:18.595 --> 27:20.095
‫لعنتی

28:01.096 --> 28:02.596
‫ممنون

28:51.438 --> 28:53.708
‫همینو میگم دیگه لامصب

28:53.732 --> 28:55.793
‫برنامه رو از هاوایی اجرا می‌کنیم،

28:55.817 --> 29:00.071
‫توی تلویزیون پخشش می‌کنیم تا
‫اونایی که نمی‌تونن هم ببیننش

29:00.822 --> 29:02.759
‫آره. حالا بهش بگو که سرهنگ پارکر گفت

29:02.783 --> 29:05.011
‫هشتم کنفرانس مطبوعاتی بذارید و

29:05.035 --> 29:06.095
‫به من خبر بدید

29:06.119 --> 29:10.933
‫کنسرت الویس، پخش زنده جهایی از هاوایی

29:10.957 --> 29:13.936
‫آسمون آبی، درخت‌های نخل و
‫اون دخترهای رقاص هولا؟

29:13.960 --> 29:17.047
‫فکرش رو بکن، کیرت رو بکنی
‫توی باسنِ لرزون‌شون

29:19.591 --> 29:22.886
‫این می‌تونه برای الویس همون کاری رو بکنه
‫که چین برای نیکسون کرد، درسته؟

29:23.021 --> 29:25.531
‫اگه قرار باشه کسی هم بدونه،
‫مردی که کشفش کرده می‌دونه

29:25.555 --> 29:27.617
‫آره لامصب. تو کی هستی؟

29:27.641 --> 29:31.353
‫سلام، ببخشید.
‫اینجا سرویس بهداشتیِ دیگه‌ای هست؟

29:31.978 --> 29:33.790
‫چند نفر توی این یکی هستن و

29:33.814 --> 29:37.376
‫با این صداهایی که میاد، بعید می‌دونم
‫به این زودی‌ها بیان بیرون

29:37.400 --> 29:39.045
‫انتهای سالن، دست چپ،

29:39.069 --> 29:41.738
‫اولین در سمت راستت

29:42.239 --> 29:44.366
‫وای خدا، بدجور می‌خوام تقه‌شو بزنم

29:45.492 --> 29:47.178
‫- می‌شناسیش؟
‫- باید بشناسم؟

29:47.202 --> 29:51.182
‫بازیگره، آدرین باربو. قراره
‫توی یه سریال جدید بازی کنه.

29:51.206 --> 29:54.560
‫می‌تونم به تهیه‌کننده
‫سفارشش رو بکنم، نورمن لیر

29:54.584 --> 29:56.378
‫ولی اصلاً منو آدم حساب نمی‌کنه

29:57.921 --> 30:01.108
‫پارکر، رفیق، آره!
‫بزن به چاک

30:01.132 --> 30:02.985
‫آره، باهاش حرف زدم

30:03.009 --> 30:06.429
‫کِی برمی‌گردی؟
‫عجب مهمونی خفنی از کفت رفت

30:06.763 --> 30:09.033
‫الان وارن بیتی رو توی آشپزخونه دیدم

30:09.057 --> 30:12.227
‫شنیدم واسه فیلم بعدیش
‫دنبال تهیه‌کننده می‌گرده

30:12.519 --> 30:14.521
‫متنوع‌سازی...

30:15.230 --> 30:18.417
‫اگه درست انجامش بدیم،
‫صد درصد می‌تونیم مجبورش کنیم...

30:18.441 --> 30:20.068
‫سلام عرض شد، یه لحظه وقت داری؟

30:20.861 --> 30:22.361
‫سلام، جیم!

30:24.114 --> 30:26.116
‫ببخشید، الان برمی‌گردم

30:29.160 --> 30:31.597
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

30:31.621 --> 30:33.933
‫این چه سؤالیـه؟
‫اون دختر گریک سالـه

30:33.957 --> 30:35.476
‫اسمش دفنی‌ـه

30:35.500 --> 30:38.187
‫اقلاً یکی از اون آقایون برای سال
‫مواد مخدر قاچاق می‌کنن

30:38.211 --> 30:40.380
‫می‌دونم، ولی اونطوری که فکر می‌کنی نیست

30:41.590 --> 30:42.942
‫اگه پدرت تو رو اینجا می‌دید
‫چه فکری می‌کرد؟

30:42.966 --> 30:46.404
‫به عنم! نمی‌تونم تحمل کنم که
‫به تو گفتی دنبالم بیای اینجا

30:46.428 --> 30:47.780
‫اون نگفته

30:47.804 --> 30:50.140
‫راستش، ترجیح میدم
‫اون ندونه که من اینجا بودم

30:50.682 --> 30:53.452
‫پس باید توی کار بقیه دخالت نکنی، جیم

30:53.476 --> 30:55.687
‫- برو پی کار خودت
‫- کلی کار دارم

30:56.605 --> 30:57.874
‫نگرانتم

30:57.898 --> 30:59.959
‫الان وقتش نیست که
‫درگیر چیزی بشی، باور کن

30:59.983 --> 31:01.735
‫لطف داری، مو طلایی

31:02.611 --> 31:05.155
‫ولی هر کسی راه خودش رو میره.
‫متوجهی؟

31:15.749 --> 31:18.835
‫آدرین باربو.
‫شنیدم خیلی بااستعدادی.

31:19.419 --> 31:23.149
‫خب، ممنون.
‫کدوم بلبلی اینو گفته؟

31:23.173 --> 31:25.508
‫همون بلبلی که گفت
‫قراره توی یه سریال بازی کنی

31:26.885 --> 31:29.179
‫آره، اسمش «ماد»ـه

31:29.638 --> 31:31.365
‫قراره نقش بئا، دختر آرتور رو بازی کنم

31:31.389 --> 31:33.266
‫- تبریک میگم
‫- هنوز نه

31:33.683 --> 31:35.183
‫چشم نزنش

31:35.268 --> 31:37.455
‫رقابت بین من و یه دختر دیگه‌ست

31:37.479 --> 31:39.439
‫شاید بتونم کمکت کنم

31:40.273 --> 31:41.417
‫چطوری؟

31:41.441 --> 31:44.569
‫اگه یه کاری برام بکنی،
‫یه توصیه‌ای بهت می‌کنم

31:45.654 --> 31:47.781
‫بستگی به کارش داره

31:49.866 --> 31:51.451
‫توصیه‌ام اینـه

31:52.535 --> 31:54.621
‫سرهنگ با تهیه‌کننده‌ی اون سریال صمیمیـه

31:55.205 --> 31:56.873
‫دیگه حالا چیکار می‌کنی،
‫به خودت بستگی داره

31:57.582 --> 31:59.602
زن‌های بالغ حق انتخاب دارن

31:59.626 --> 32:01.628
‫خب آره، همینطوره

32:02.587 --> 32:05.590
‫چه عجب یه مرد فرهیخته دیدیم

32:06.383 --> 32:08.385
‫خب چه کاری برات بکنم؟

32:11.054 --> 32:12.823
‫سرهنگ رو از اون اتاق بکشون بیرون

32:12.847 --> 32:15.809
‫بیارش بیرون.
‫یکم باهاش حرف بزن.

32:17.394 --> 32:20.397
‫ازش بپرس نیکسون رو توی چین
‫دیده یا نه، همین کفایت می‌کنه

32:50.969 --> 32:52.469
‫آقای گرومس

32:53.179 --> 32:55.807
‫من از طرف دوست مشترک‌مون اینجام

32:57.851 --> 32:59.351
‫قضیه چیه؟

33:01.062 --> 33:03.106
‫خیابون 147 اِتاپلیس

33:05.358 --> 33:06.858
‫رفیق؛ عجب خونه‌ی قشنگی داری

33:07.193 --> 33:09.946
‫رفتیم یه سری زدیم.
‫دیدنی‌ها رو دیدیم.

33:11.614 --> 33:13.116
‫اون‌وقت چی پیدا کردیم؟

33:14.200 --> 33:16.745
‫پشت اون تابلوی مریم و مسیح؟

33:20.081 --> 33:21.581
‫چیزی که فساد و انحراف ازش می‌بارید

33:23.460 --> 33:26.463
‫محض احتیاط چندتا عکس گرفتیم

33:30.759 --> 33:31.986
‫اینجا رو نگاه

33:32.010 --> 33:35.114
‫نمی‌تونم تصور کنم رئیس‌تون
‫وقتی ببینه یکی از افسرهای پلیسش

33:35.138 --> 33:37.766
‫همچین کارهای شنیعی انجام میده، چی میگه

33:41.144 --> 33:43.330
‫دست از سر دوست مشترک‌مون
‫جیم الیس بردار

33:43.354 --> 33:47.734
‫تا هیچکس نفهمه چقدر توی
‫کثافت غرق شدی

34:03.500 --> 34:05.000
‫وای خدا!

34:05.502 --> 34:07.087
‫یا عیسی مسیح!

34:07.796 --> 34:09.296
‫خدایا

34:09.964 --> 34:12.509
‫- وای خدا!
‫- آخه چرا مجبورمون کردی همچین کاری کنیم؟

34:13.510 --> 34:15.887
‫حقشـه، مرتیکه‌ی منحرف آشغال...

34:26.523 --> 34:28.023
‫چارلی

34:29.442 --> 34:32.630
‫هر چی راجع به نیکسون می‌خوای بگو،
‫ولی اون توجه همه رو جلب می‌کنه

34:32.654 --> 34:33.756
‫آره صد درصد

35:20.115 --> 35:22.179
‫داریم دزدکی وارد
‫پارکینگ توقیفی‌های پلیس می‌شیم

35:22.203 --> 35:25.456
‫آروم باش، اینجا فقط اسقاطی و اوراقی هست.
‫زندان فورت ناکس که نیست.

35:27.041 --> 35:28.144
‫قفل چی شد؟

35:28.168 --> 35:31.379
‫آسون‌تر از دفتر ریاست دانشگاه میشیگانـه

35:32.005 --> 35:33.524
‫پس دزدکی وارد دفتر ریاست دانشگاه شدی

35:33.548 --> 35:35.985
‫داریم وارد قلمرویی می‌شیم که
‫حسابی مشکوک،

35:36.009 --> 35:39.029
‫شاید خطرناک و قطعاً غیرقانونیـه

35:39.053 --> 35:40.197
‫دلیل خوبی داریم

35:40.221 --> 35:41.931
‫باید بدونم چه خبره

35:42.557 --> 35:45.037
‫- گفتم که می‌خوایم یه نمونه...
‫- نه، منظورم قصه‌ی خودتـه

35:46.394 --> 35:47.894
‫اگه قراره این کار رو بکنم،

35:49.522 --> 35:51.149
‫باید بدونم چی به چیه

35:52.901 --> 35:54.401
‫کسشعر هم تفت نده

36:00.909 --> 36:03.494
‫بچه که بودم، پدرم
‫واسه ساکستون کار می‌کرد

36:04.579 --> 36:06.079
‫یه باند شرط‌بندی غیرقانونی رو
‫براش می‌چرخوند

36:06.456 --> 36:08.291
‫مادرم می‌خواست که پدرم بزنه بیرون

36:09.000 --> 36:10.500
‫سرش دعوا می‌کردن

36:11.211 --> 36:14.672
‫اون تا کمر توی قرض بود و
‫باید خانواده‌اش رو حمایت می‌کرد،

36:15.798 --> 36:18.176
‫ولی با این‌حال، به ساکستون گفت که
‫دیگه نیست

36:19.719 --> 36:21.971
‫یه روز، داشتم توی مغازه
‫به پدرم کمک می‌کردم و

36:22.931 --> 36:24.431
‫ساکستون اومد داخل

36:25.308 --> 36:26.808
‫یه بسته سیگار خرید

36:27.185 --> 36:28.685
‫نیشش باز بود

36:29.103 --> 36:31.498
‫ولی می‌تونستم حس کنم که
‫پدرم مضطرب شده

36:31.522 --> 36:33.316
‫می‌تونستم... ترسش رو حس کنم

36:34.108 --> 36:37.820
‫اون موقع نمی‌دونستم، ولی
‫ساکستون اومده بود زهر چشم بگیره

36:39.197 --> 36:42.968
‫یه مدت بعد از اون ماجرا
‫پدرم داشت سوار کادیلاکش می‌شد

36:42.992 --> 36:46.037
‫که بیرون مغازه‌اش بود، یهویی منفجر شد

36:47.288 --> 36:50.375
‫ترکید، شیشه‌ی نصف
‫مغازه‌های خیابون رو شکست

36:51.960 --> 36:55.672
‫بخشی از وجودم، هنوز همون
‫دختر کوچولوی توی مغازه‌ست،

36:57.090 --> 36:58.883
‫که به اون مرد خیره شده بود،

37:00.343 --> 37:02.553
‫کسی که یه روز میشه قاتل پدرم

37:04.764 --> 37:06.516
‫خیلی هم از دستش عصبانی‌ میشم که

37:08.101 --> 37:09.601
‫از جاش تکون نخورد

37:11.312 --> 37:13.648
‫بابت ترسیدنش، بابت... بابت...

37:15.817 --> 37:17.652
‫لبخند زدنش به ساکستون

37:19.779 --> 37:21.781
‫که کاری نکرد تا جلوش رو بگیره

37:24.492 --> 37:25.992
‫واسه سردرگم بودنش

37:28.204 --> 37:30.456
‫20 سال واسه جبرانش صبر کردم

37:32.208 --> 37:34.711
‫نمی‌ذارم هیچ چیزی سد راهم بشه

37:54.439 --> 37:55.939
‫سلام

37:57.025 --> 37:59.402
‫کفش سایز ۱۱ الویس رو آوردم

38:01.237 --> 38:02.548
‫کسی اینجاست؟

38:12.415 --> 38:15.209
‫تا حالا چیزی از داداش دوقلوی الویس
‫چیزی شنیدی؟

38:17.003 --> 38:18.503
‫بعید می‌دونم

38:18.755 --> 38:20.673
‫بیرون از رَحم مادرش ندیدش

38:22.258 --> 38:23.986
‫دوقلوش مُرده به دنیا اومد

38:24.010 --> 38:27.180
‫مادرش هم نیم ساعت
‫قبل از الویس به دنیا آوردش

38:28.765 --> 38:30.350
‫دوقلوهای هم‌سان بودن

38:31.100 --> 38:35.521
‫همچین مصیبت و شادی‌ای،
‫اونم توی یه روز

38:38.024 --> 38:39.524
‫بیا روی شادی تمرکز کنیم

38:40.026 --> 38:41.526
‫قیمت رفته بالا

38:42.528 --> 38:45.281
‫شاید یکم دیر اومده باشم،
‫ولی سر قولم موندم

38:46.449 --> 38:48.201
‫رفتیم سراغ گرومس

38:49.410 --> 38:50.910
‫اون دخل چارلی رو آورد

38:51.329 --> 38:52.829
‫کی؟ گرومس؟!

38:53.289 --> 38:55.291
‫گرومس چارلی رو کُشت؟

38:56.959 --> 38:58.628
‫من هم گرومس رو کُشتم

38:59.629 --> 39:01.381
‫یه پلیس رو کُشتی لامصب؟

39:03.132 --> 39:05.009
‫مشکل حل شد

39:06.427 --> 39:09.597
‫حالا، هم کفش‌ها رو می‌خوام،
‫هم سه هزار دلار

39:10.264 --> 39:11.864
‫بیخیال رفیق.
‫قرارمون این نبود.

39:13.935 --> 39:15.329
‫این شغل خطرات خودش رو داره

39:15.353 --> 39:19.166
‫"اون خطرات رو می‌تونم بپذیرم و تحمل کنم،

39:19.190 --> 39:21.359
‫اما اتفاقی که برای چارلی رو
‫نمی‌تونم قبول کنم

39:22.151 --> 39:24.338
‫گوش کن رفیق،
‫تسلیت میگم بابت مرگ رفیقت

39:24.362 --> 39:27.407
‫اون دوستم نبود.
‫برادرم بود.

39:28.741 --> 39:31.786
‫از دست دادنِ برادر، انگار
‫تو، من و الویس یه وجه اشتراکی داشتیم

39:32.787 --> 39:34.330
‫کفش‌‌های کوفتی رو بده من

39:38.042 --> 39:40.211
‫کفش‌‌های کوفتی رو بده من!

39:56.144 --> 39:57.645
‫بس کن، رفیق!

40:00.731 --> 40:02.042
‫مادرسگ!

40:49.780 --> 40:50.674
‫وای، لعنتی!

41:01.721 --> 41:03.353
‫یه چیزی که یاد گرفتم اینه که

41:03.377 --> 41:05.522
آدم بی‌دردسر به جایی نمی‌رسه

41:05.546 --> 41:08.025
‫از الان می‌تونم تصور کنم که
‫از داخل سلول زندان همین رو بگی

41:08.049 --> 41:10.593
‫دلیل نمیشه حرفم غلط باشه

41:14.180 --> 41:15.115
‫خب، این اثباتش می‌کنه

41:15.139 --> 41:17.642
‫ببین چطوری از بیرون ترکیده

41:22.855 --> 41:24.208
‫چاقوی ضامن‌دار توی چکمه؟

41:24.232 --> 41:26.317
‫بهت که گفته بودم من
‫کلی سورپرایز توی آستینم دارم

41:29.195 --> 41:30.863
‫مامانم میگه من مثل چکش می‌مونم

41:31.822 --> 41:33.449
‫محکم ضربه می‌زنم...

41:34.158 --> 41:36.887
‫قدرت خالص...
‫ولی تو اهل جزئیاتی

41:36.911 --> 41:38.411
‫ته و توی همه‌چی رو در میاری

41:39.038 --> 41:40.538
‫این خوبه

41:40.831 --> 41:42.331
‫فقط واسه تو شاید

41:43.000 --> 41:45.419
‫تا وقتی تو نیومده بودی،
‫کسی توی دفتر آدم حسابم نمی‌کرد

41:46.295 --> 41:48.148
‫ولی هر کاری لازم باشه می‌کنم

41:48.172 --> 41:53.219
‫من سخت‌تر و هوشمندانه‌تر از ۹۰ درصد
‫اون مادرسگ‌های توی دفتر کار می‌کنم

41:54.470 --> 41:55.970
‫کارم رو بلدم

41:57.723 --> 41:59.223
‫و بر خلاف اونا،

42:00.518 --> 42:02.018
‫از آشناییت خوشحالم و

42:03.437 --> 42:05.231
‫باعث افتخارمـه که باهات کار می‌کنم

42:06.274 --> 42:08.776
‫این قسمت افتخارش دوطرفه‌ست

42:12.029 --> 42:13.529
‫بیا اینو ببریم آزمایشگاه جرم‌شناسی

42:40.641 --> 42:42.141
‫افسر تیر خورده

42:43.644 --> 42:45.271
‫افسر تیر خورده

42:48.232 --> 42:50.860
‫بیا بیرون. تو روحت! بیا بیرون دیگه

42:51.819 --> 42:53.446
‫لامصب چقدر سنگینه!

43:06.125 --> 43:07.185
‫گوه توش!

43:07.209 --> 43:09.378
‫آشغال. نه

43:11.672 --> 43:13.172
‫مادرجنده...

43:16.021 --> 43:26.021
‫کاری از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

43:39.784 --> 43:41.720
‫تو دیگه چی می‌خوای؟

43:41.744 --> 43:43.329
‫پسرم، چه غلطی داری می‌کنی؟

43:43.954 --> 43:45.454
‫پدر؟

43:46.207 --> 43:48.435
‫آره، داشتم به اون جر و بحث‌مون فکر می‌کردم

43:48.459 --> 43:50.920
‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- اون کیه؟

43:52.088 --> 43:53.315
‫اون همون عینکی‌ـه؟

43:53.339 --> 43:55.007
‫آره...

43:55.841 --> 43:57.341
‫داستانش مفصلـه

43:58.386 --> 43:59.886
‫گمونم حقش بود

44:00.388 --> 44:01.889
‫بیل کوفتیم شکست

44:02.848 --> 44:04.348
‫نه بابا!

44:04.850 --> 44:06.644
‫من همیشه یکی توی ماشین دارم

44:12.858 --> 44:15.695
‫وقتی گفتی میری پیش عینکی،
‫دلم شور زد

44:16.445 --> 44:18.340
‫حدس زدم یکی آخر و عاقبش این میشه

44:18.364 --> 44:20.425
‫فقط نمی‌دونستم اون یا تو

44:20.449 --> 44:21.951
‫چیزی نمونده بود من به گا برم

44:24.954 --> 44:26.515
‫رفتم سالن بولینگ

44:26.539 --> 44:28.767
‫می‌خواستم خودم با عینکی حرف بزنم.
‫رسیدم اونجا.

44:28.791 --> 44:30.519
‫دیدم گاز داسترت رو گرفتی و رفتی

44:30.543 --> 44:33.480
‫تعقیبت کردم، محض احتیاط
‫یه وقت توی هچل نیفتاده باشی

44:33.504 --> 44:35.148
‫دمت گرم، یکی طلبت

44:35.172 --> 44:37.192
‫هیچ دِینی بهم نداری. ببین...

44:37.216 --> 44:38.694
‫منظورم اینـه که من...

44:38.718 --> 44:42.888
‫من... داره جریان تغییر می‌کنه

44:44.306 --> 44:46.326
‫واسه تو و زندگیت

44:46.350 --> 44:49.705
‫انگار فصل جدیدیـه.
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

44:49.729 --> 44:52.314
‫فقط حس کردم که...

44:53.065 --> 44:54.984
‫یه چیزیت هست

44:55.860 --> 44:57.361
‫من هم می‌خوام کنارت باشم

44:58.654 --> 45:00.154
‫می‌خوام کمکت کنم

45:02.908 --> 45:04.408
‫طوری که هیچ‌وقت کنار جوئی نبودم

45:10.499 --> 45:12.877
‫این اواخر جوئی فکر و ذکرم بوده

45:15.212 --> 45:16.712
‫آره، من هم همینطور

45:19.717 --> 45:22.720
‫می‌دونم چند سالی گذشته،

45:24.972 --> 45:26.640
‫ولی وقتی بهش فکر می‌کنم...

45:29.059 --> 45:30.559
‫انگار همین دیروز بود

45:39.487 --> 45:40.672
‫من نمی‌تونم...

45:40.696 --> 45:42.907
‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم، پسرم

45:59.924 --> 46:02.218
‫می‌دونی کی بهتر
‫از پس این کار بر می‌اومد؟

46:02.843 --> 46:04.343
‫آره

46:04.720 --> 46:06.220
‫آقای عینکی

46:10.021 --> 46:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:21.445 --> 46:22.839
‫دو تا زخم گلوله،
‫از بدنش خارج شده

46:22.863 --> 46:23.882
‫داره خونریزی می‌کنه

46:23.906 --> 46:26.593
‫تنفسش ضعیفـه،
‫احتمالاً ریه‌اش پر شده

46:26.617 --> 46:29.411
‫همینطور فشار بده و
‫عینکش رو در بیار

46:30.538 --> 46:33.916
‫نگران نینا هیزم، این مأمور جدیده

46:34.542 --> 46:36.042
‫سراغ لیلند رو می‌گرفت...

46:37.002 --> 46:39.046
‫و تحقیقات جو الیس

46:40.130 --> 46:41.630
‫چی پرسید؟

46:42.174 --> 46:44.051
‫داره دنبال پرونده‌های گمشده می‌گرده

46:45.219 --> 46:47.471
‫نمی‌دونم هدفش چیه

46:48.389 --> 46:49.889
‫ولی داره سرک می‌کشه

46:50.850 --> 46:54.353
‫ازم خواسته بودی اگه کسی
‫دوباره اومد فضولی کرد، بهت خبر بدم

46:56.772 --> 46:58.315
‫نگرانش نباش، اِوِلین

46:59.358 --> 47:00.858
‫ترتیبش رو میدم

47:14.021 --> 47:24.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
