WEBVTT

00:04.901 --> 00:07.061
‫- حس می‌کنم ازم سوءاستفاده کردی
‫- گوه نخور

00:07.151 --> 00:08.521
‫حس می‌کنم خیلی خاصم

00:09.111 --> 00:10.531
‫مثل عروس‌ها

00:10.611 --> 00:12.031
‫آره، شبیه‌شونم هستی

00:12.741 --> 00:14.701
‫الان شوهرت نمیگه زنم کجاست؟

00:18.241 --> 00:20.161
‫الان زنت نمیگه شوهرم کجاست؟

00:23.541 --> 00:25.211
‫پیش خودش میگه مشغولِ یه کار مهمه

00:27.671 --> 00:29.131
‫خدمت به جامعه!

00:29.961 --> 00:31.631
‫بیراه هم نیست

00:33.841 --> 00:34.841
‫نه، نه، نه

00:38.391 --> 00:39.511
‫گشنه‌مه

00:40.431 --> 00:42.351
‫شاید بگم برامون غذا بیارن. تو چیزی می‌خوری؟

00:46.481 --> 00:48.151
‫شوهرته؟ می‌خواد بدونه کجایی؟

00:48.231 --> 00:51.651
‫نه احتمالاً توی دفترکارش خوابش بُرده

00:52.231 --> 00:53.821
‫و مشغول حل یه پرونده‌ی دیگه بوده
‫[ شماره ناشناس ]

00:53.901 --> 00:56.531
‫بعد خودمون حتی پول نداریم برای
‫گربه‌ی وامونده‌مون غذا بگیریم

00:58.371 --> 01:00.081
‫لامصب

01:03.331 --> 01:04.581
‫بله؟

01:04.661 --> 01:06.961
‫چه منوی عجیبی دارن.
‫کی صبحونه مرغ می‌خوره؟

01:07.041 --> 01:08.421
‫بله، خودم هستم

01:12.505 --> 01:22.505
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:26.601 --> 01:27.601
‫بله، این...

01:27.691 --> 01:29.271
‫ببخشید ها!

01:29.351 --> 01:30.731
‫برو درت رو بذار

01:34.991 --> 01:37.451
‫آخرین باری که دیدیش، حالش چطور بود؟

01:38.451 --> 01:39.491
‫مثل همیشه

01:39.571 --> 01:41.121
‫همون جوی همیشگی بود

01:41.951 --> 01:45.041
‫میشه اون حالت همیشگی رو توصیف کنی؟

01:45.121 --> 01:47.961
‫همون جوی معمولی ولی در مسیر میخونه

01:49.711 --> 01:50.881
‫چیز دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه؟

01:52.671 --> 01:56.591
‫آره، شبیه آدمی نبود که بخواد رگش رو بزنه

01:56.671 --> 02:00.341
‫در کمال احترام باید بگم
‫ما هیچ‌وقت نمی‌دونیم توی سر بقیه چی می‌گذره

02:00.431 --> 02:02.011
‫در کمال احترام باید بگم، کُس نگو

02:02.101 --> 02:03.391
‫شما سی سال باهاش زندگی کردین؟

02:03.471 --> 02:04.851
‫چون من همیشه می‌فهمیدم
‫توی سر جو چی می‌گذره

02:04.931 --> 02:06.811
‫- «باید برم برینم. کیک می‌خوام.»
‫- فکر نمی‌کنم همکارم...

02:06.891 --> 02:08.811
‫«می‌خوام جق بزنم. می‌خوام دیزی گیلیسپی
‫گوش بدم»

02:08.891 --> 02:11.771
‫مردی بود که در لحظه تصمیم می‌گرفت
‫و پر از شور و اشتیاق بود

02:11.861 --> 02:13.771
‫جو از اونایی نبود که افسرده بشه

02:15.781 --> 02:19.361
‫توی دفتر کارش کلی کتاب شعر پیدا کردیم

02:19.451 --> 02:20.951
‫نگفتم آدم خنگی بود

02:22.661 --> 02:27.541
‫پس مردی با هوش سرشار بود
‫که اسیر یه زندگی یکنواخت شده بود

02:27.621 --> 02:29.711
‫عمداً توهین می‌کنی؟

02:29.791 --> 02:33.131
‫گمونم منظور همکارم اینه که...

02:33.631 --> 02:35.801
‫احتمال داره سبک زندگیش
‫باعث افسردگیش شده باشه؟

02:35.881 --> 02:37.211
‫جو اصلاً افسرده نبود

02:37.301 --> 02:39.131
‫همیشه آرزو داشت کاراگاه خصوصی بشه

02:39.221 --> 02:41.131
‫و به آرزوش هم رسید

02:41.221 --> 02:44.221
‫- اوضاع کاروبارش چطور بود؟
‫- مثل همیشه

02:45.261 --> 02:48.431
‫البته بستگی به کیفیت کار امثال شما داشت

02:48.521 --> 02:52.191
‫در واقع الان باید پول پارو می‌کردیم

02:52.771 --> 02:54.771
‫ولی کلی بدهی بالا آوردین

02:59.191 --> 03:00.451
‫دیشب کجا بودین؟

03:00.531 --> 03:01.571
‫پیشِ دوستم

03:05.371 --> 03:07.871
‫ببخشید، باید این سوال رو بپرسم خانم...

03:11.791 --> 03:13.541
‫خانم بوئم

03:14.711 --> 03:18.011
‫ولی ممکنه اوضاع زندگی زناشویی‌تون

03:18.091 --> 03:21.761
‫محرک جو برای این اقدام بوده باشه؟

03:22.381 --> 03:25.391
‫ظاهراً عادت داشته شب‌ها
‫توی محل کارش بخوابه

03:25.471 --> 03:27.221
‫کاناپه‌ش اصلاً راحت نیست

03:27.891 --> 03:30.481
‫ولی این دلیل نمیشه آدم بخواد خودکشی کنه

03:30.561 --> 03:32.851
‫وقتی پیداش کردن تیغ توی دستش بوده

03:35.771 --> 03:37.651
‫جو اصلاً طاقت دیدن خون رو نداشت

03:37.731 --> 03:40.491
‫اگه می‌خواست خودکشی کنه،
‫می‌رفت سراغِ یه روش دیگه. کدوم دست؟

03:41.651 --> 03:42.651
‫دست چپ

03:42.741 --> 03:43.781
‫جو راست‌دست بود

03:43.861 --> 03:47.831
‫لابد دست‌به‌دستش کرده

03:48.451 --> 03:49.911
‫من دیگه میرم

03:51.541 --> 03:54.331
‫متأسفانه باید جسد رو شناسایی کنید

03:54.421 --> 03:55.791
‫چی؟ هنوز شناساییش نکردین؟

03:55.881 --> 03:56.961
‫شما نزدیک‌ترین خویشاوندش هستید

03:58.051 --> 03:59.961
‫پس یعنی ممکنه جو نباشه؟

04:00.051 --> 04:04.931
‫خانم بوئم، از دست دادن عزیزت در اثر خودکشی
‫داغِ ویرانگریه

04:05.681 --> 04:07.971
‫اغلب اولین واکنش آدم‌ها انکاره

04:08.061 --> 04:11.431
‫اگه مایل باشید می‌تونیم شما رو
‫به مرکز مشاوره ارجاع بدیم

04:11.521 --> 04:15.941
‫صحبت از این ماجرا می‌تونه
‫به پذیرش واقعیت کمک کنه

04:16.561 --> 04:17.561
‫خیلی‌خب

04:18.191 --> 04:19.361
‫باشه. بریم دیگه

04:19.441 --> 04:22.151
‫بریم جسد شوهرم رو ببینیم

04:23.571 --> 04:24.861
‫می‌خواید راه رو نشونم بدید؟

04:27.411 --> 04:29.081
‫من که نمیام

04:41.261 --> 04:42.301
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

04:42.381 --> 04:43.631
‫شاهد بوده و اومده اظهاراتش رو ثبت کنه

04:45.181 --> 04:46.971
‫ایشون جسد شوهرتون رو پیدا کردن

05:03.821 --> 05:05.741
‫اون زن کی بود؟ می‌شناختیش؟

05:08.871 --> 05:10.491
‫امان از دستِ تو، سارا

05:11.991 --> 05:16.161
‫جدی‌جدی رفتی کارآگاه خصوصی استخدام کردی
‫تا دنبال بچه‌ای بگرده که اصلاً نمی‌شناسیش

05:17.921 --> 05:19.331
‫آخه چه فکری با خودت کردی؟

05:19.421 --> 05:21.631
‫اون زن، همسرِ جو بود

05:25.721 --> 05:26.841
‫مرسی

05:29.263 --> 05:37.263
‫« ترجمه از سحر و حسین رضایی »
‫::. Sahar_Frb & HosseinTL .::

06:17.061 --> 06:19.851
‫اگه اون کسکشی که این کار رو
‫کرده، دستگیر نکنید، خودم میرم دنبالش

06:21.424 --> 06:31.424
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

07:09.603 --> 07:12.634
‫« در مسیر گورستان »
‫« فصل اول، قسمت دوم »

07:19.121 --> 07:20.121
‫یا خدا!

07:21.581 --> 07:22.621
‫گور باباش

07:25.841 --> 07:27.881
‫شرمنده بتی. خوراکی نداریم

07:29.761 --> 07:31.221
‫مگه اینکه...

07:33.971 --> 07:35.141
‫نمی‌خوری؟

07:35.221 --> 07:36.311
‫حق هم داری

07:40.601 --> 07:42.481
‫ریدم تو این زندگی!

07:47.691 --> 07:50.111
‫زویی، منم. مادرشوهرت

07:51.031 --> 07:53.781
‫ممنون میشم بهم زنگ بزنی

07:54.821 --> 07:59.241
‫فردا قراره مراسم یابودی برای جو بگیریم

07:59.331 --> 08:04.461
‫البته که نمی‌تونیم مراسم شیوا بگیریم
‫چون هنوز جسد رو تحویل ندادن

08:05.581 --> 08:08.051
‫بعد از ظهر یه جمع دوستانه
توی خونه‌م برگزار میشه

08:08.131 --> 08:12.471
‫ممنون میشم وقت بذاری و بیای

08:25.472 --> 08:27.472
‫[ سارا ترافورد ]

08:40.791 --> 08:41.791
‫سلام

08:42.661 --> 08:44.161
‫نمی‌خوای یه چرت بزنی؟

08:45.081 --> 08:46.081
‫هوم؟

08:50.461 --> 08:51.801
‫بذار برات پتو بیارم

08:54.471 --> 08:55.841
‫میری سر کار؟

08:56.471 --> 08:58.051
‫نه، از خونه کار می‌کنم

09:00.391 --> 09:02.891
‫اوضاع اداره فعلاً داغونه

09:02.981 --> 09:06.021
‫واحد بازرسی داره توی معاملاتم سرک می‌کشه

09:06.101 --> 09:07.901
‫انگار کار بهتری ندارن بکنن

09:07.981 --> 09:10.231
‫ای وای. این شاله، پتو نیست

09:10.941 --> 09:12.691
‫اندازه زمین فوتباله

09:12.781 --> 09:14.821
‫آره، هر چی بزرگ‌تر، باکلاس‌تر

09:15.361 --> 09:16.571
‫مال پائولاست

09:16.661 --> 09:18.911
‫شالِ پائولا اینچن اینجا چیکار می‌کنی؟

09:19.741 --> 09:21.161
‫جاش گذاشت

09:21.241 --> 09:24.081
‫می‌خواستم پسش بدم ولی
‫جرارد دیگه رفته بود...

09:24.161 --> 09:25.291
‫این می‌تونه...

09:25.831 --> 09:29.751
‫این یه فرصت دیگه‌ست. یه بهونه‌ی موجهه که
‫دوباره با اینچن تماس بگیرم

09:30.541 --> 09:31.551
‫آهان

09:31.631 --> 09:35.171
‫پس میدیمش خشکشویی و براش می‌فرستیم

09:36.091 --> 09:38.221
‫یا خودمون شخصاً بهش تحویل میدیم

09:38.301 --> 09:39.511
‫با ماشین میریم

09:39.601 --> 09:40.931
‫چی؟ بریم کاتزولدز؟

09:41.011 --> 09:43.311
‫آره! آره!

09:44.141 --> 09:47.101
‫یعنی تو دلت نمی‌خواد بری اونورا سرک بکشی؟

09:47.691 --> 09:49.981
‫اینجا رو ببین. ببین

09:50.061 --> 09:51.861
‫اینجا رو داشته باش

09:53.175 --> 09:55.167
‫[ در منزل اینچن‌ها،
‫در کلبه‌ی دنج چادبری‌شان ]

09:55.191 --> 09:57.111
‫- یا خدا!
‫- کلبه آخه؟!

09:57.741 --> 09:59.911
‫لامصب از کل روستا بزرگ‌تره

09:59.991 --> 10:03.081
‫ببین بعید می‌دونم خوششون بیاد.
‫یعنی من که اصلاً نمی‌خوام برم

10:03.161 --> 10:06.661
‫- بعید می‌دونم اصلاً...
‫- نه. میریم روستا یه هوایی عوض کنیم

10:06.751 --> 10:07.791
‫برای تو هم خوبه

10:08.751 --> 10:09.751
‫بیا

10:10.711 --> 10:12.171
‫چیه؟ همین امروز بدیمش خشکشویی؟

10:12.841 --> 10:14.461
‫آره البته اگه بیکاری

10:14.961 --> 10:16.261
‫ولی مارک، من...

10:16.341 --> 10:17.761
‫من شوکه شدم. عزادارم

10:17.841 --> 10:19.761
‫بیخیال بابا. مگه چقدر این
‫یارو جو رو می‌شناختی؟

10:19.841 --> 10:21.051
‫باشه

10:22.101 --> 10:24.511
‫خیلی‌خب، میشه یه روز
‫معمولی و بی‌دردسر داشته باشیم؟

10:25.271 --> 10:27.231
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- میرم خشکشویی

10:27.311 --> 10:28.811
‫و بعدشم به روز معمولی و بی‌دردسرم می‌رسم

10:28.891 --> 10:30.151
‫چون همه‌چی مرتبه

10:30.231 --> 10:31.361
‫نه، من جسد کسی رو پیدا نکردم

10:31.441 --> 10:32.651
‫هیچ ضربه روحی‌ای هم نخوردم

10:32.731 --> 10:35.731
‫اصلاً شاید برم لب رودخونه پیک‌نیک
‫و یه ناهار مشتی بزنم

10:35.821 --> 10:36.861
‫آره. عالی میشه

10:36.941 --> 10:38.611
‫- میشه آروم باشی؟
‫- نه، بعید می‌دونم

10:38.701 --> 10:40.741
‫باشه. ولش کن. من میرم به کارهام برسم

10:40.821 --> 10:42.241
‫- فعلاً
‫- خداحافظ

11:40.721 --> 11:43.971
‫شرکت حسابداری آروینگدیل.
‫در بازه، ما طبقه دوم هستیم

12:58.421 --> 12:59.421
‫راهت رو گم کردی؟

13:02.551 --> 13:05.091
‫بیخود که جلوی در نوار نکشیدیم

13:05.931 --> 13:07.721
‫بله، شرمنده، من فقط...

13:07.801 --> 13:08.851
‫داشتی فضولی می‌کردی؟

13:10.141 --> 13:11.721
‫آره، امثال تو زیادن

13:12.521 --> 13:17.691
‫دانشجوهای بیکار، آدم‌های فضول، اونایی
‫که سودای ساخت پادکست‌های جنایی دارن

13:17.771 --> 13:22.481
‫هرچند به اندازه‌ی تو خودشون رو قاطی ماجرا
‫نمی‌کنن، سارا

13:23.491 --> 13:24.491
‫اسمِ منو از کجا می‌دونی؟

13:24.571 --> 13:26.321
‫مأمورها باهم حرف می‌زنن

13:26.411 --> 13:31.081
‫خیال می‌کنی با این فضولی‌هات
‫داری کمک می‌کنی ولی از این خبرها نیست

13:31.741 --> 13:33.661
‫داری مانع کار ما میشی و با احترام باید بگم

13:33.751 --> 13:37.081
‫با این کارت خودت رو مضحکه
‫عام و خاص می‌کنی

13:50.931 --> 13:52.221
‫اجازه هست برم؟

13:53.681 --> 13:55.311
‫هر وقت دلت خواست، می‌تونی بری

14:12.531 --> 14:13.621
‫یه نصیحت برات دارم سارا

14:14.951 --> 14:17.001
‫یه دونه از اون بازی‌های کاراگاهی
‫برای خودت بخر

14:17.711 --> 14:20.831
‫مثل سناریویی کاپیتان پاتریج
‫با لوله مسی توی اتاق غذاخوری

14:21.501 --> 14:22.791
‫یه رمان جنایی بخون

14:23.341 --> 14:26.131
‫این‌جوری خودت رو سرگرم کن.
‫دردسرش برای همه کمتره

14:40.061 --> 14:44.071
‫پرفسور مک‌گرات، حدس می‌زدم
‫اینجا توی دفترتون باشید!

14:46.491 --> 14:47.571
‫برای یه نفر دیگه هم جا هست؟

14:48.151 --> 14:50.861
‫همیشه برای کسی که با مشروب گرون‌قیمت
‫از در میاد، جا هست

14:51.661 --> 14:54.741
‫خیلی وقته ندیدمت. یا اون شوهرِ جذابت رو

14:54.831 --> 14:56.041
‫کسکش پیری چطوره؟

14:56.621 --> 14:57.871
‫خب اون...

14:57.961 --> 14:59.041
‫می‌دونی دیگه

15:00.831 --> 15:04.921
‫خب اوضاع چطوره تونی؟

15:05.671 --> 15:08.221
‫هنوزم به طرز عجیبی کنسلت نکردن؟

15:08.301 --> 15:10.841
‫کالج کاملاً در تسخیر ایدئولوژیه

15:12.761 --> 15:17.641
‫همه‌ش شده فضای امن و عدالت جنسیتی،
‫حتی اگه دو خط از کارهای جان آپدایک رو

15:17.721 --> 15:19.691
‫برای دانشجوها بخونی، آبروت رو توی تیک‌تاک
‫می‌برن

15:19.771 --> 15:20.981
‫لابد شرایطِ سختیه برات

15:21.061 --> 15:25.071
‫تک صدای عقلانیت که داره با تاریکی می‌جنگه

15:25.151 --> 15:27.481
‫قربانی واقعی تویی

15:27.571 --> 15:30.071
‫ژاندارکِ گروه ادبیات انگلیسی وامونده

15:30.151 --> 15:32.991
‫خب، یه چیزی ازت می‌خوام

15:33.911 --> 15:36.451
‫چه لذتی داره که زویی بوئم محتاجِ من شده

15:38.121 --> 15:40.791
‫سارا ترافورد. قبل از
‫ازدواج فامیلیش تاکر بود

15:41.711 --> 15:43.081
‫دانشجوت بود

15:44.381 --> 15:47.051
‫نکنه انتظار داری هر کودنِ چغری که
‫توی دوران تدریسم

15:47.131 --> 15:48.711
‫باهاش سروکله زدم رو یادم باشه؟

15:48.801 --> 15:50.221
‫نه، فقط همین زن

15:52.801 --> 15:54.051
‫این چی؟

15:56.891 --> 15:58.141
‫خودش رو از برج کالج پایین انداخت

15:58.221 --> 16:00.811
‫تحت تأثیر مواد توهم‌زا...

16:00.891 --> 16:03.481
‫- به طرز معجزه‌آسایی زنده ماند
‫- غیره و غیره و این چرت‌وپرت‌ها

16:03.561 --> 16:05.231
‫ولی برات آشنا نیست؟

16:05.311 --> 16:06.981
‫راستش این یکی رو یادمه، آره

16:07.071 --> 16:08.441
‫آره، دختر باهوشی بود

16:08.531 --> 16:13.571
‫کل شعر سرزمین بی‌حاصل و
‫پاورقی‌هاش رو از بَر کرده بود

16:13.661 --> 16:14.741
‫یکم عجیب‌غریب بود

16:15.951 --> 16:18.081
‫آره، زن‌های باهوش همیشه عجیب‌غریبن

16:20.661 --> 16:22.831
‫ناراحت شدم خودش رو انداخت پایین

16:22.921 --> 16:24.671
‫ولی نمی‌تونم بگم جا خوردم

16:24.751 --> 16:25.961
‫انگار...

16:26.881 --> 16:30.461
‫بعضی از دانشجوها لبه پرتگاه نگاهی به
‫آینده‌شون می‌اندازن و می‌بینن چنگی به دل نمی‌زنه

16:30.551 --> 16:34.761
‫این یکی عملاً لبه‌ی پرتگاه
وایساد و خودش رو پرت کرد پایین

16:38.681 --> 16:39.851
‫می‌دونم زنِ جذابیه

16:39.931 --> 16:42.391
‫ولی انتظار نداشتم این‌قدر
‫با جزئیات یادت باشه، تونی

16:42.481 --> 16:44.851
‫آره آخه هنوزم این دوروبرا توی آکسفورد
‫می‌پلکه

16:44.941 --> 16:45.981
‫توی کالج می‌بینمش

16:46.061 --> 16:48.481
‫عین قاتلی که برمی‌گرده سر صحنه جرم

17:06.501 --> 17:09.171
‫می‌خواستم کمکت کنم ولی
‫نزدیک‌ترین برخوردم با مرغ‌ها

17:09.251 --> 17:11.261
‫سر میز غذا بوده

17:13.091 --> 17:17.551
‫اون پلیس‌های کثیف همه‌جا هستن و
‫زباله‌های تجزیه‌ناپذیرشون رو پخش‌وپلا کردن

17:17.641 --> 17:18.641
‫آره

17:18.721 --> 17:20.181
‫حالا چرا یهو براشون مهم شده

17:20.261 --> 17:22.931
‫چه بلایی سر اون مخروبه‌ی سوخته اومده؟

17:23.021 --> 17:25.851
‫نمی‌دونم والا. تو ساکنینش رو می‌شناختی؟

17:25.941 --> 17:27.691
‫زنه خیلی اهل حرف زدن نبود

17:28.311 --> 17:29.521
‫بقیه هم می‌رفتن و میومدن

17:31.231 --> 17:33.071
‫یه‌وقتایی به بچه‌ش تخم‌مرغ می‌دادم

17:33.151 --> 17:34.651
‫کوچولوی بامزه‌ای بود

17:35.531 --> 17:36.571
‫تخم‌مرغ

17:36.661 --> 17:38.241
‫این شد یه چیزی!

17:39.991 --> 17:43.291
‫آره، بعد از اون انفجار دیگه تخم نذاشته

17:43.371 --> 17:45.001
‫دم‌ودستگاهش از کار افتاده

17:45.871 --> 17:47.001
‫درکش می‌کنم

17:49.421 --> 17:51.251
‫شما به گاز شهری وصل نیستین درسته؟

17:51.341 --> 17:52.341
‫اوهوم

17:52.421 --> 17:55.261
‫تقریباً هیچ‌کدوممون نداریم.
‫شهرداری چند سال پیش قطعش کرد

17:56.011 --> 17:57.131
‫نامردها

17:57.221 --> 17:59.141
‫- آره
‫- بیا. من اینو با خودم می‌برم

18:00.051 --> 18:01.181
‫خیلی ممنون

18:02.721 --> 18:04.221
‫- عصر خوبی داشته باشی
‫- خداحافظ

18:05.021 --> 18:06.441
‫امیدوارم زودتر تخم بذاره

18:40.761 --> 18:44.391
‫متوجه هستی که دپارتمان چقدر تحت فشاره؟

18:44.471 --> 18:46.891
‫خب به نظرم اگه

18:46.981 --> 18:49.441
‫به این وضعیت مثل بازی
‫شطرنج نگاه کنید، اوضاع بهتر بشه قربان

18:50.561 --> 18:54.231
‫آدم ممکنه ساعت‌ها بهش نگاه کنه
‫و فکر کنه هیچ خبری نیست

18:54.321 --> 18:57.321
‫ولی در واقع فقط داره ظاهر ماجرا رو می‌بینه

19:00.161 --> 19:02.321
‫بیخیالِ این کسشرهای ذن‌مابانه‌ت شو

19:03.701 --> 19:09.371
اون مأمور هارت در جریانِ
دستور منع کشتار غیرنظامی‌ها نبود؟

19:10.371 --> 19:12.751
‫قربان، تصمیم میدانی بود...

19:12.831 --> 19:15.711
‫بازم یه تصمیم میدانی بود مالک؟

19:16.921 --> 19:18.921
‫حتماً یه روز باید به این میدان سر بزنم

19:21.261 --> 19:22.341
‫و بعد آتیشش بزنم

19:23.891 --> 19:26.891
‫کدوم یکی از این قلدرهای درجه دو
‫رو برای این کار اجیر کردی؟

19:27.851 --> 19:28.851
‫اونی...

19:30.941 --> 19:31.941
‫اونی که جوون‌تره

19:33.361 --> 19:37.151
‫پس بگو چرا این همه شکایت
‫به گوشم رسیده

19:37.231 --> 19:39.111
‫معلومه که اون روانی همه‌چی رو به‌هم
‫می‌ریزه

19:39.191 --> 19:42.571
‫بهش هشدار دادم که تا ابد
‫نمی‌تونم ازش محافظت کنم، قربان

19:42.661 --> 19:45.031
‫اگه ازت به‌عنوان کاندوم هم
‫استفاده کنه نمی‌تونی ازش محافظت کنی

19:47.541 --> 19:49.581
‫ترتیبِ اون زنیکه فضول رو دادید؟

19:49.606 --> 19:50.791
‫ایماس چند کلمه باهاش حرف زده

19:50.871 --> 19:52.461
‫عالی شد. بچه چی؟

19:52.541 --> 19:54.171
‫منقلش کردیم یه خونه امن، قربان

19:54.251 --> 19:55.751
‫چرا به من اطلاع ندادن؟

19:56.421 --> 19:57.421
‫مدرک فرستادید؟

19:57.501 --> 19:58.761
‫می‌دونم باورش برات سخته

19:58.841 --> 20:03.391
‫ولی حتی منم گهگاهی باید به
‫وزیر جواب پس بدم

20:05.681 --> 20:08.181
‫عذر می‌خوام. محض یادآوری به خودم:

20:08.771 --> 20:10.811
‫ارتباط‌مون باید بهتر و سازنده‌تر باشه

20:10.891 --> 20:12.441
‫- آره
‫- بله

20:12.521 --> 20:15.191
‫اصلاً بیا یه گروه واتساپ بزنیم

20:15.271 --> 20:16.651
‫راستش...

20:16.731 --> 20:18.111
‫فکر خیلی خوبیه

20:18.191 --> 20:22.651
‫یادداشت می‌کنم و فکر کنم
‫هنوزم شماره‌تون رو دارم...

20:24.071 --> 20:25.411
‫از روی میز من بلند شو

20:31.961 --> 20:33.121
‫هدف‌مون کجاست؟

20:33.211 --> 20:35.961
‫همچنان ردی ازش نیست قربان
‫ولی پیداش می‌کنیم

20:36.041 --> 20:39.551
‫منم به مافوق‌هام خبر میدم که تیمارستان
‫افتاده دستِ خودِ دیوونه‌ها!

20:40.211 --> 20:42.171
‫بهشون بگید اوضاع تحت کنترله

20:42.261 --> 20:45.141
‫باشه بعدشم یه «ادامه بده، دختر» اضافه می‌کنم

20:45.891 --> 20:46.971
‫تا انرژی‌ها نیفته

20:47.051 --> 20:49.391
‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم، مالک؟

20:49.471 --> 20:52.231
‫به نظرم اصلاً کنترلی روی اوضاع نداری

20:52.731 --> 20:55.811
‫به نظرم وقتشه تن لشت رو ببری آکسفورد

20:55.901 --> 20:58.361
‫و مأمور میدانیت رو مهار کنی

20:58.441 --> 21:00.901
‫قبل از اینکه یه اتوبوس مدرسه رو بفرسته هوا

21:00.981 --> 21:03.201
‫و همه از کار بیکار بشیم

21:05.241 --> 21:07.951
‫شاید فکر خوبی نبود که

21:08.031 --> 21:11.951
‫برگردی به اون دفتر کار،
‫اونم وقتی همچین اتفاق هولناکی توش افتاده

21:12.831 --> 21:14.291
‫همه‌ش اون صحنه توی ذهنم مرور میشه

21:14.371 --> 21:17.081
‫یادآوری خاطرات دردناک باعث میشه...

21:17.171 --> 21:18.711
‫چی بهش میگن؟

21:18.791 --> 21:20.251
باعث میشه همه‌چی مبهم بشه

21:20.341 --> 21:22.211
‫نه. این یکی فرق داره

21:22.301 --> 21:24.091
‫با هر یادآوری وضوحش بیشتر میشه

21:25.221 --> 21:26.841
‫انگار باید دوباره برمی‌گشتم اونجا ویگز

21:26.931 --> 21:29.051
‫آخه به نظرم...

21:29.141 --> 21:31.011
‫به نظرم خودکشی نبوده

21:31.891 --> 21:33.141
‫چی؟ چرا؟

21:33.231 --> 21:34.231
‫آره...

21:35.441 --> 21:37.061
‫بعید می‌دونم خودکشی باشه

21:40.111 --> 21:41.651
‫آره، الان حس بهتری دارم
‫که به زبون آوردمش

21:41.731 --> 21:44.321
‫- خوبه. آفرین
‫- آره

21:44.401 --> 21:45.701
‫وای خدای من

21:45.781 --> 21:47.321
‫می‌دونی، تنها مشکل اینه که همه

21:47.411 --> 21:49.161
‫- فکر می‌کنن خیالاتی شدم
‫- چی؟

21:49.241 --> 21:52.121
‫مثلاً مارک فکر می‌کنه دنبالِ داینا گشتن
‫یه‌جورایی نشونه روان‌پریشیه

21:52.201 --> 21:53.501
‫یعنی چی...

21:53.581 --> 21:55.251
‫حتی اون مأمور پلیس توی دفتر جو

21:55.331 --> 21:57.251
‫مثل یه آدم خُلِ بیکار باهام رفتار کرد

21:58.001 --> 22:01.881
‫و خب این چه حسی بهت داد؟

22:03.961 --> 22:05.051
‫باورم نمیشه!

22:05.551 --> 22:07.591
‫- چیه؟
‫- داری با لحن مددکارهای اجتماعی حرف می‌زنی

22:07.681 --> 22:09.261
‫- چی؟
‫- تو هم فکر می‌کنی من دیوونه شدم

22:09.341 --> 22:10.681
‫- چی؟ من کی همچین حرفی زدم؟
‫- وای خدایا!

22:10.761 --> 22:12.181
‫- انکار نکن
‫- نه، نه، نه

22:12.261 --> 22:14.181
‫و من هیچوقت از اون کلمه استفاده نمی‌کنم

22:14.271 --> 22:16.311
‫راستش فقط به نظرم...

22:17.231 --> 22:20.271
‫یه کوچولو قاطی کردی

22:20.901 --> 22:22.231
‫خب؟

22:22.321 --> 22:24.191
‫- صرفاً انفجار گاز بود سارا
‫- باشه

22:24.281 --> 22:27.151
‫راستش روفی دیشب همه‌چی رو برام
‫روشن کرد

22:27.651 --> 22:32.661
‫و داینا هم وقتی آب‌ها از آسیاب بیفته،
‫سالم و سرحال برمی‌گرده

22:32.741 --> 22:34.541
‫و بیچاره جو سیلورمن

22:34.621 --> 22:38.541
‫سارا، لابد وضعیت روحیش خیلی بد بوده

22:39.171 --> 22:40.171
‫به نظرم...

22:41.711 --> 22:43.881
‫به نظرم باید بیخیالش بشی

22:45.631 --> 22:46.631
‫رها کن

22:46.721 --> 22:47.721
‫باشه؟

22:54.181 --> 22:58.231
‫می‌دونی، وقتی ده سالم بود جسد
‫بابابزرگم رو توی دستشویی پیدا کردم

22:58.941 --> 23:00.151
‫منم تجربه‌ش رو داشتم

23:00.231 --> 23:03.361
‫بیست سال بعدش، اونم
‫توی خلوتگاه درمانی آیاهواسکا

23:03.441 --> 23:06.491
‫توی گلاستونبوری
‫از شر اون ضربه روحی راحت شدم

23:06.571 --> 23:08.741
‫و الان منو ببین

23:09.451 --> 23:10.661
‫روفس رو کنار خودم دارم

23:24.551 --> 23:25.551
‫سارا؟

23:27.261 --> 23:28.421
‫سلام لوسی

23:31.511 --> 23:33.851
‫- لوسی؟
‫- یکی از مامان‌های گروه بازیه

23:33.931 --> 23:35.681
‫راستش رو بخوای یکم عوضیه

23:35.761 --> 23:37.641
‫انرژی منفی میده

23:37.721 --> 23:38.981
‫سلام عزیزم

23:39.061 --> 23:40.441
‫- سلام
‫- حالت چطوره؟

23:40.521 --> 23:42.601
‫سارا رو می‌شناسی؟

23:44.151 --> 23:45.151
‫قبلاً همدیگه رو دیدیم

23:45.731 --> 23:48.611
‫خداحافظ. هفته‌ی دیگه می‌بینمتون.
‫ بای بای گریسی

23:48.691 --> 23:49.951
‫بای بای عزیزم

23:50.031 --> 23:51.411
‫- خداحافظ
‫- گریسی؟

23:52.571 --> 23:53.821
‫داینا نیست؟

23:56.161 --> 23:58.041
‫حالت خوبه سارا؟

24:00.161 --> 24:02.001
‫دنبال بچه‌ای بوده‌م
‫که اصلاً اون نیست

24:03.581 --> 24:04.631
‫اصلاً اون نیست

24:06.801 --> 24:07.801
‫وای خدایا

24:10.671 --> 24:12.381
‫عجب کسخلی‌ام! ببخشید!

24:13.181 --> 24:14.301
‫- خیلی متأسفم
‫- نه

24:14.391 --> 24:16.181
‫واقعاً متأسفم. اصلاً نمی‌دونم دارم
‫چه غلطی می‌کنم

24:17.561 --> 24:19.771
‫- سارا...
‫- وای خدایا. نمی‌دونم...

24:50.961 --> 24:52.591
‫سیلورمن باید حذف می‌شد

24:52.671 --> 24:55.011
می‌تونست باورپذیرتر باشه

24:55.091 --> 24:56.471
‫اکسل آدم‌کشه

24:56.551 --> 24:58.311
‫یارو روانیه

24:58.391 --> 24:59.511
و این حرفم تعریف نیست

24:59.601 --> 25:01.771
‫به مقصد رسیدید

25:05.311 --> 25:07.021
‫خب، کجایی تو؟

25:07.111 --> 25:09.191
‫مسیریاب میگه به مقصد رسیدم

25:10.481 --> 25:11.741
‫یا خودِ خدا!

25:11.821 --> 25:14.031
‫تو دیگه از کجا پیدات...

25:14.111 --> 25:15.451
‫برو اونور

25:15.531 --> 25:16.781
‫خب

25:17.951 --> 25:20.451
‫بریم کلکِ این بازرسی عجیب‌غریب مدرسه رو
‫بِکَنیم

25:21.661 --> 25:23.541
‫مرتیکه کسمغز

25:26.291 --> 25:27.671
‫بگیر که اومد

25:32.631 --> 25:33.801
‫دلم برای تدی خرسه‌م تنگ شده

25:33.881 --> 25:35.721
‫می‌دونم. می‌فهممت

25:35.801 --> 25:37.221
‫قان. قان

25:39.101 --> 25:40.141
‫استف، نگاه کن

25:41.811 --> 25:42.891
‫سلام

25:46.601 --> 25:47.981
‫خیلی‌خب

25:48.061 --> 25:52.151
‫خب، عجب محیط قشنگی درست کردین

25:52.231 --> 25:54.151
‫می‌تونستی یه رنگ انگشتی‌ای چیزی براش بیاری

25:54.241 --> 25:56.111
‫مشکلت چیه؟
‫گفتی در امان نگهش دار

25:56.201 --> 25:58.031
‫اینم در امان. اسباب‌بازی داره

25:59.241 --> 26:00.991
‫همش تدی خرسه‌ش رو می‌خواد

26:01.081 --> 26:03.701
‫لطفا، تو رو به خدا،
‫بیا خرسه رو براش بیاریم

26:03.791 --> 26:05.711
‫ما هیولا نیستیم

26:05.791 --> 26:07.121
‫گفت تو خونه جاش گذاشته

26:07.211 --> 26:10.421
‫و مشکل من، ایماس، رفیق...

26:15.381 --> 26:16.721
‫سرعتش رو زیاد کن

26:18.181 --> 26:20.181
‫اینه که مطمئن نیستم چی تو سرت داری

26:22.141 --> 26:25.521
‫خیلی ساده‌ست، حمزه، رفیق

26:26.521 --> 26:29.811
‫سر جامون می‌شینیم
‫تا هدف بیاد سراغمون

26:30.401 --> 26:35.571
‫ب-چ-ه رو به عنوان ط-ع-م-ه استفاده می‌کنیم

26:39.111 --> 26:40.451
‫دقیقا قراره چطور جلو بره؟

26:40.531 --> 26:42.031
‫اینجا نشستیم و پرده‌ها رو کشیدیم

26:42.121 --> 26:44.701
‫نه می‌دونیم هدف کجاست،
‫نه می‌تونیم بفهمیم

26:44.791 --> 26:47.251
‫چون اون اکسل کرین کیری
‫گوشیش رو جواب نمیده!

26:47.331 --> 26:48.501
‫- مودب باش
‫- ببخشید

26:48.581 --> 26:50.211
‫خیلی عذر می‌خوام. من...

26:52.751 --> 26:54.761
‫- بهش گوش نده
‫- بهش زنگ می‌زنم

26:55.671 --> 26:56.841
‫ولی قلاده‌ش رو شل نگه می‌داریم

26:56.921 --> 26:58.051
‫برادرم...

26:58.931 --> 27:00.591
‫خب، هنرمنده

27:00.681 --> 27:02.261
‫نمیشه محدودش کرد

27:03.931 --> 27:05.471
‫ای خدا

27:13.271 --> 27:14.401
‫خدایا

27:16.441 --> 27:17.901
‫مثل پارک بازی‌های شوروی می‌مونه

28:37.191 --> 28:40.781
‫ای خدا. دوباره که نمی‌خوای پرواز کنی، ها؟

28:40.861 --> 28:42.611
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

28:42.701 --> 28:44.411
‫گفتم بیام تماشا کنم

28:44.991 --> 28:46.281
‫چی داری اینجا؟

28:46.781 --> 28:47.831
‫دختر ناقلا

28:47.911 --> 28:49.081
‫اجازه هست که...

28:52.411 --> 28:55.631
‫من اومدم ببینم کی شوهرم رو کشته

28:55.711 --> 28:57.041
‫بهونه تو چیه؟

28:58.881 --> 29:00.961
‫اینم بخشی از پروسه‌ی التیامته؟

29:03.841 --> 29:05.341
‫پلیس گفت خودکشی بوده

29:06.601 --> 29:08.351
‫بهت تسلیت میگم

29:09.311 --> 29:11.731
‫جو کیک هم نمی‌تونست ببُره،
‫چه برسه به رگ دستش

29:11.811 --> 29:13.391
‫درباره همه‌چی اشتباه می‌کردم

29:13.481 --> 29:15.901
‫متأسفم،
‫ولی شوهرت واقعا خودش رو کشته

29:15.981 --> 29:19.531
‫ببین، قبل از اینکه تو پیدات بشه،
‫کار جو تا دسته کسل‌کننده بود

29:19.611 --> 29:21.361
‫سرقت سگ بود

29:21.441 --> 29:22.861
‫کلاهبرداری بیمه

29:22.951 --> 29:27.121
‫جلوی یه هتل تو دیدکات پارک‌وی می‌نشست
‫تا یه مدیر میان‌رده‌ی عرق‌کرده

29:27.201 --> 29:28.831
‫پرستار بچه‌ش رو بکنه تموم شه.
‫هیچی نبود

29:28.911 --> 29:31.201
‫بعد تو اومدی تو،
‫اسم داینا سینگلتون رو آوردی

29:31.291 --> 29:32.911
‫و حالا مُرده
‫و تو هم روی پشت بومی

29:33.001 --> 29:34.751
‫ربطی به من نداره

29:35.671 --> 29:39.291
‫باشه. تو برگرد به زندگی شیک و پیکت

29:39.381 --> 29:41.211
‫برگرد پیش کیمچی و نوتریبولتت

29:41.301 --> 29:43.841
‫و بالش‌های مبلِ کسل‌کننده اما بی‌شک خوشگلت

29:43.921 --> 29:45.881
‫و دیگه لازم نیست به جوی طفلک فکر کنی

29:45.971 --> 29:47.801
‫که بخاطر کمک به تو مرد

29:50.061 --> 29:54.351
‫چرا اجازه دادی که انقدر کوچیک بشی؟

29:55.851 --> 29:59.271
‫اون دختری که اومد آکسفورد
‫و می‌خواست واقعا پرواز کنه چی شد؟

30:00.941 --> 30:04.071
‫می‌دونی، منم یکم در مورد تو فکر کردم زویی

30:06.201 --> 30:08.411
‫وقتی شوهرت مرد تو کجا بودی؟

30:15.041 --> 30:16.371
‫یه انتخاب داری سارا

30:17.001 --> 30:19.331
‫می‌تونی خودت رو پرت کنی پایین

30:19.421 --> 30:22.381
‫یا می‌تونی کمکم کنی ذره‌ای
‫شأن و منزلت و معنا به زندگی جو بدم

30:22.461 --> 30:24.671
‫یا می‌تونی کمکم کنی بعد خودت
‫رو پرت کنی پایین

30:24.761 --> 30:26.511
‫به کیرمم نیست ولی تصمیمت رو بگیر

30:26.591 --> 30:29.181
‫چون هیچ فایده‌ای نداره این طرفا بچرخی
‫و گارگویل‌ها رو گیج کنی

30:29.261 --> 30:33.021
‫خدایا، همه‌ی حرفات باید انقدر بد و نیش‌دار باشن؟

30:35.851 --> 30:37.311
‫نه، راست میگی. عذر می‌خوام

30:37.391 --> 30:38.561
‫عذر می‌خوام

30:43.401 --> 30:45.941
‫برای حرف زدن آماده شدی
‫بیا پایین

30:47.201 --> 30:49.241
‫ترجیحاً از راه پله بیا

30:51.331 --> 30:53.951
‫- بیمارستان حسابی بهم ریخته بود
‫- خب بیمارستانه

30:54.041 --> 30:59.631
‫آره، نه، ولی مطمئنم دیدم
‫یه پرستار یه بچه رو گذاشت تو یه شاسی‌بلند

30:59.711 --> 31:03.461
‫و یه تاجری بود به اسم جرارد
‫که فکر می‌کردم یه دستی تو ماجرا داره

31:04.501 --> 31:05.921
‫از قرار معلوم نداشته

31:07.221 --> 31:10.011
‫این یارو که فکر می‌کنی
‫تعقیبت می‌کنه چطور؟

31:10.091 --> 31:11.301
‫چه شکلیه؟

31:12.301 --> 31:15.061
‫خب، موی دم اسبی و ریش داره

31:16.231 --> 31:17.601
‫یه ون خاکستری می‌رونه

31:19.441 --> 31:21.151
‫جزئیات دیگه‌ای نداری؟

31:23.481 --> 31:25.571
‫نه، خب، سیاهپوسته

31:25.651 --> 31:26.741
‫آره

31:26.821 --> 31:28.571
‫خب چرا نگفتی اینو؟

31:30.111 --> 31:32.201
‫نمی‌دونم، گفتم شاید زشت باشه

31:32.281 --> 31:33.411
‫از دست تو زن

31:33.491 --> 31:35.741
‫ببخشید. گفتم «زن». اینم زشت بود؟

31:38.251 --> 31:42.001
‫پس اونی که جو رو کشته
‫می‌تونه همون مرد دم‌اسبی باشه

31:42.081 --> 31:43.541
‫می‌تونه یه نفر دیگه باشه

31:44.461 --> 31:46.881
‫احتمالا بمب رو هم همون کار گذاشته

31:46.961 --> 31:48.551
‫ولی چرا جو وارد رادارشون شده بود؟

31:48.631 --> 31:50.051
‫چیکار کرده که در خطرش انداخته؟

31:50.131 --> 31:52.841
‫چون، بهت برنخوره‌ها،
‫ولی تحقیقات تو و جو

31:52.931 --> 31:54.811
‫روی هم رفته تا اینجا کیر خرم نبود

31:54.891 --> 31:57.981
‫وایسا، وایسا،
‫پس بنظرت اون خونه عمداً منفجر شده؟

32:00.811 --> 32:01.811
‫آره

32:02.351 --> 32:03.691
‫گاز قطع شده بوده

32:07.151 --> 32:09.321
‫من اینجا میرم سمت چپ

32:11.411 --> 32:12.611
‫باشه خب، تا خونه می‌برمت

32:13.241 --> 32:14.741
‫از اونجا تاکسی می‌گیرم

32:15.411 --> 32:17.911
‫- مرسی
‫- عاشق چشم و ابروت نیستم

32:18.701 --> 32:20.161
‫این بیرون خطرناکه

32:25.671 --> 32:28.011
‫خب... خونه‌ام اینجاست، پس...

32:29.091 --> 32:30.091
‫ایول

32:31.681 --> 32:32.681
‫خیلی‌خب

32:35.601 --> 32:36.601
‫یادم رفت

32:38.601 --> 32:39.891
‫اینو برای تو گذاشته بود

32:42.981 --> 32:45.481
‫احساسی نشو.
‫فقط صورتحسابته

32:46.231 --> 32:48.191
‫تا ۲۸ روز فرصت پرداخت داره

32:48.781 --> 32:51.111
‫درسته جو مرده،
‫ولی مأمورهای اجرایی زنده‌ان

32:52.741 --> 32:55.991
‫واقعا خیلی متأسفم بابت جو

32:56.581 --> 32:57.621
‫منم همینطور

33:01.371 --> 33:02.621
‫راستش...

33:03.421 --> 33:04.501
‫باید برم دست به آب

33:05.131 --> 33:07.341
‫- می‌تونم بیام...؟
‫- آره، آره، آره. البته

33:15.971 --> 33:17.601
‫شوهرم خوابه

34:14.611 --> 34:15.611
‫دهنت

34:18.201 --> 34:19.281
‫لعنتی

34:23.951 --> 34:25.121
‫صبر کن. صبر کن

34:26.921 --> 34:27.961
‫گوه توش

34:29.001 --> 34:30.541
‫وایسا، وایسا، وایسا

34:35.301 --> 34:36.511
‫شرمنده، همش خراب میشه

34:36.591 --> 34:37.591
‫آره. معلومه

34:42.471 --> 34:43.771
‫وایسا. تا بیرون بدرقه‌ت...

34:46.641 --> 34:47.941
‫می‌کنم

34:50.521 --> 34:51.521
‫لعنتی

35:55.461 --> 35:56.551
‫پیام از طرف دستیارت

36:12.731 --> 36:15.071
‫اون تُست عصبانیت کرده؟

36:17.691 --> 36:19.651
‫واقعا نمی‌دونی چرا ناراحتم؟

36:25.531 --> 36:26.831
‫ای خدا

36:26.911 --> 36:28.081
‫دیشب منتظرت موندم

36:28.951 --> 36:31.751
‫گوشیت خاموش بود. به ویگوام زنگ زدم.
‫نزدیک بود به مامانت زنگ بزنم

36:31.831 --> 36:34.501
‫- انقدر مونده بود به پلیس زنگ بزنم
‫- باشه. باشه

36:36.801 --> 36:39.301
‫خب... نمی‌خوای عذرخواهی کنی؟

36:40.551 --> 36:42.301
‫خودت نمی‌خوای عذرخواهی کنی؟

36:43.011 --> 36:44.551
‫بابت چی؟

36:45.431 --> 36:46.891
‫من یه جسد پیدا کردم مارک

36:47.641 --> 36:48.931
‫بدم نمیومد حمایتم کنی

36:49.021 --> 36:53.311
‫ولی به جاش همه فکر و ذکرت بردنِ
‫شال پائولا اینچن به خشک‌شویی بود

36:53.401 --> 36:54.401
‫یه کار بهت سپردم

36:55.151 --> 36:56.771
‫شرط می‌بندم حتی نبردیش خشک‌شویی

36:56.861 --> 36:57.941
‫ای خدا!

36:58.031 --> 37:00.651
‫خودم می‌شورم اون عن سگ رو!

37:03.361 --> 37:04.361
‫چیکار می‌کنی؟

37:04.451 --> 37:06.451
‫- همینجا می‌شورمش
‫- نه، دیگه دیره. دیره!

37:06.531 --> 37:07.781
‫دیره دیگه!

37:08.701 --> 37:11.461
‫اینچن از معامله خارج شد

37:13.921 --> 37:14.921
‫خب خوبه

37:15.581 --> 37:17.001
‫نمی‌خوام با اون کار کنی

37:17.091 --> 37:18.171
‫معلومه

37:20.011 --> 37:21.671
‫ببخشید، یعنی چی الان؟

37:22.591 --> 37:24.301
‫حدس می‌زنم رفتی طرف بیمارستان

37:24.381 --> 37:26.801
‫و از این و اون سوال کردی
‫بخاطر وسواست درباره داینا سینگلتون

37:26.891 --> 37:28.391
‫نه، اتفاقا وسواس نیست

37:28.471 --> 37:31.731
‫همین الان دیدم تو گوشیم
‫داشتی فیلم انفجار رو نگاه می‌کردی!

37:33.691 --> 37:35.101
‫دنبال اون بودی؟

37:41.151 --> 37:45.321
‫احتمالا همین قفلیِ عجیبت
‫باعث شده معامله بالغانه من خراب بشه

37:45.411 --> 37:46.821
‫- بالغانه؟
‫- آره، بالغانه

37:46.911 --> 37:48.241
‫زندگی واقعی

37:48.331 --> 37:51.451
‫نه تعقیب یه بچه‌ی خیالی

37:51.541 --> 37:52.791
‫خیالی نیست!

37:54.291 --> 37:55.371
‫خیلی‌خب، دقیقا اون بچه‌ای

37:55.461 --> 37:57.291
‫اون بچه‌ای که من خیال می‌کردم نیست، ولی...

37:57.381 --> 37:59.381
‫چی؟ حرفات اصلا با عقل جور درنمیان

37:59.461 --> 38:01.801
‫فقط می‌خوام مراقب یه
‫بچه‌ی بی‌دفاع باشم، خب؟

38:01.881 --> 38:03.761
‫کسی از تو کمک نخواسته!

38:04.841 --> 38:07.511
‫به تو ربطی نداره سارا

38:07.591 --> 38:09.141
‫همش فرافکنیه

38:10.261 --> 38:11.681
‫فقط...

38:11.771 --> 38:13.021
‫فقط بیخیالش شو

38:13.981 --> 38:15.351
‫مثل یه آدم عادی

38:19.191 --> 38:20.981
‫می‌دونی چیه؟ من...

38:21.691 --> 38:24.441
‫من امشب تو لندن می‌مونم

38:27.911 --> 38:29.911
‫میگم دستیارم یه هتل برام رزرو کنه

38:36.711 --> 38:38.041
‫اوه

38:41.551 --> 38:42.551
‫سلام

38:42.631 --> 38:44.301
‫باید با یه نفر حرف بزنم

38:45.671 --> 38:47.631
‫هر کی که مسئول باشه.
‫اضطراریه

38:47.721 --> 38:49.801
‫خانم ترافورد؟ کمکی ازم برمیاد؟

38:49.891 --> 38:52.351
‫عه سلام. میشه یه چیزی نشونتون بدم؟

38:53.521 --> 38:54.731
‫- باهام بیاین
‫- بله

38:54.811 --> 38:56.231
‫- حالتون خوبه؟
‫- آره، ببینین...

38:56.311 --> 38:57.481
‫فقط می‌خوام یه نگاهی بندازین

38:58.021 --> 39:00.981
‫خب، درِ بیرونی یکم باز بود

39:02.821 --> 39:04.361
‫قاب شیشه‌ای رو هل دادم

39:06.031 --> 39:08.451
‫شال گیر کرد به دستگیره در

39:09.951 --> 39:13.951
‫شال رو کشیدم و آزاد کردم،
‫و وارد دفتر داخلی شدم

39:14.041 --> 39:15.751
‫بعدش هم جو رو دیدم

39:17.121 --> 39:19.921
‫و مطمئنین که دیگه از اون جلوتر نرفتین؟

39:20.001 --> 39:22.841
‫بدن آقای سیلورمن رو لمس نکردین؟

39:27.131 --> 39:28.631
‫نه، مطمئنم

39:38.021 --> 39:39.601
‫نمی‌تونم قولی بهتون بدم

39:45.361 --> 39:47.651
‫آره، می‌خوام یه چیزی رو
‫بفرستم بخش علوم قانونی

40:29.651 --> 40:31.111
‫وقت ناهارمه

40:31.661 --> 40:34.371
‫ای بابا، حتما خیلی خسته‌ای
‫که برنامت شلوغه

40:34.451 --> 40:37.081
‫و می‌شینی تو شاسی‌بلند
‫و هیچ غلطی نمی‌کنی

40:38.581 --> 40:39.581
‫چی می‌خوای؟

40:39.661 --> 40:42.541
‫می‌خوام بدونم چرا توجه دوباره
‫به پرونده سیلورمن جلب شده

40:43.671 --> 40:45.341
‫تو که گفتی ترسوندیش

40:45.421 --> 40:48.761
‫ولی یه بنده‌خدایی دوباره
‫فضولی رو شروع کرده

40:50.971 --> 40:52.301
‫ممکنه لازم بشه...

40:54.641 --> 40:56.101
‫اقدامات تکمیلی انجام بدیم

40:57.221 --> 40:58.221
‫ممکنه؟

40:59.021 --> 41:00.271
‫ممکنه حالیم نیست

41:00.351 --> 41:01.771
‫خیلی‌خب، باشه

41:01.851 --> 41:03.021
‫بفرستش

41:03.101 --> 41:06.111
‫ولی بگو محتاط باشه. باورپذیر باشه

41:06.191 --> 41:07.481
‫یه اتفاق خونگی باشه

41:08.281 --> 41:11.361
‫چیزی مثل خفه شدن با تیغ ماهی

41:11.451 --> 41:14.951
‫نه که یه نانچیکو بکنه تو سوراخ دماغ طرف

41:54.241 --> 41:55.531
‫مارک، هنوز خونه‌ای؟

42:04.461 --> 42:05.501
‫آهای؟

42:09.381 --> 42:10.381
‫آهای؟

42:17.511 --> 42:18.641
‫مارک؟

42:37.741 --> 42:38.951
‫لعنتی

43:01.391 --> 43:02.601
‫- سارا؟
‫- وای خدا

43:02.681 --> 43:04.521
‫چه گوهی...
‫مردم از ترس

43:04.601 --> 43:05.771
‫شرمنده. آره...

43:05.851 --> 43:07.271
‫- داشتیم میومدیم پیشت
‫- آره

43:07.351 --> 43:09.271
‫مارک پیام داد که تنهایی

43:09.351 --> 43:12.401
‫ما هم گفتیم با یکم خوراکی
‫بیایم بهت سر بزنیم

43:12.481 --> 43:14.941
‫ببین، لازم نیست تک تک چیزایی
‫که بین تو و مارکی

43:15.031 --> 43:18.741
‫می‌گذره رو بدونیم،
‫اون به خودتون مربوطه

43:18.821 --> 43:21.871
‫ولی اگه خواستی همه‌چی رو برامون بگی،
‫اونم مشکلی نداره

43:21.951 --> 43:23.581
‫یه غریبه تو خونه‌ام بود

43:24.241 --> 43:26.711
‫خدایا، مطمئنم بعضی وقتا
‫آدم این حس رو داره، ولی مارک...

43:26.791 --> 43:28.461
‫منظورش مارک نیست

43:30.461 --> 43:31.921
‫قیافه‌ش رو دیدی؟

43:33.251 --> 43:34.801
‫از در پشتی رفت بیرون

43:34.881 --> 43:37.931
‫می‌دونی چیه؟
‫بیا برگردیم داخل، خب؟

43:39.221 --> 43:40.681
‫- آره
‫- آره، بیا

43:44.181 --> 43:47.391
‫هی. بیا سارا. چیزی نیست

43:48.351 --> 43:51.561
‫چطوره چندتا از کارت‌های ویزیتت
‫رو این طرفا پخش کنیم روفی؟

43:51.651 --> 43:53.071
‫هر کاری می‌تونه بکنه

43:53.151 --> 43:55.611
‫گرفتگی لوله، خاک‌پوش کردن

43:55.691 --> 43:57.781
‫از هر انگشتش یه مهارت می‌ریزه

43:57.861 --> 44:00.281
‫- ویگوام، بسه. خجالتم میدی
‫- چیه؟

44:00.361 --> 44:03.451
‫نه، فقط بهت افتخار می‌کنم،
‫کاپیتان یاری‌گر

44:03.531 --> 44:06.331
‫تو برای اجتماعت ارزشمندی

44:06.411 --> 44:08.461
‫ما باید بریم دنبال بچه‌ها

44:08.541 --> 44:10.871
‫دیگه می‌تونی خودت تنها باشی سارا؟

44:12.381 --> 44:13.591
‫آره، آره، چیزیم نمیشه

44:16.421 --> 44:17.511
‫می‌تونم یکم بمونم اگه...

44:17.591 --> 44:18.921
‫آره، لطفا

44:19.591 --> 44:21.301
‫فقط چند دقیقه؟ اگه زحمتی...

44:21.931 --> 44:22.931
‫مشکلی نداره؟

44:23.011 --> 44:24.851
‫کاپیتان یاری‌گر دوباره به یاری می‌شتابد

44:28.141 --> 44:29.481
‫- باشه
‫- خدافظ

44:30.811 --> 44:32.441
‫میشه اول تو بری داخل؟

44:32.521 --> 44:34.191
‫- آره، آره، آره
‫- مرسی

44:34.271 --> 44:36.021
‫آره. چرا که نه

44:40.361 --> 44:41.861
‫آهای!

44:45.241 --> 44:46.241
‫چیزی نیست

44:46.871 --> 44:48.371
‫- بگیرمش؟
‫- آره

44:57.801 --> 45:00.261
‫بیا یه کاری کنیم حس امنیت کنی. باشه؟

45:01.301 --> 45:03.721
‫چطوره من قفل‌ها رو چک کنم؟

45:03.801 --> 45:04.851
‫تو هم چایی برامون درست کنی؟

45:06.051 --> 45:07.311
‫عالیه، مرسی روفس

45:11.521 --> 45:12.901
‫خیلی‌خب، چایی

45:15.861 --> 45:18.231
‫ویگوام همیشه میگه که

45:18.321 --> 45:23.321
‫یه زنِ تنها بودن چقدر ترسناکه

45:27.121 --> 45:28.911
‫میگه حس بی‌دفاع بودن می‌کنی

45:29.701 --> 45:31.661
‫آره، بعضی وقتا وحشتناکه

45:32.751 --> 45:34.831
‫پنجره‌ها مشکلی ندارن.
‫میرم در پشتی رو چک کنم

45:42.931 --> 45:44.931
‫هی. تموم شد

45:46.301 --> 45:47.391
‫خیالت تخت

45:48.311 --> 45:49.311
‫به اصطلاح

45:49.891 --> 45:53.141
‫چطوره بگیم «کون لق چایی»
‫و یه نوشیدنی درست حسابی بخوریم؟

45:54.481 --> 45:55.811
‫- کون لق چایی
‫- کون لق چایی

46:01.441 --> 46:02.741
‫- خانوم؟
‫- نه

46:19.921 --> 46:21.801
‫خوب کردی بالاخره تشریف آوردی

46:21.881 --> 46:23.221
‫عذر می‌خوام

46:24.421 --> 46:26.841
‫عذر می‌خوام.
‫خیلی سرم شلوغ بود

46:29.511 --> 46:30.851
‫بقای عمر شما باشه

46:30.931 --> 46:33.681
‫دیگه چه عمری وقتی جویی‌ـم نیست؟

46:37.151 --> 46:38.311
‫نگامون کن

46:39.021 --> 46:42.861
‫الان باید به شیوا بشینیم، نه اینکه داستان بگیم
‫(عزاداری یهودی)

46:42.941 --> 46:44.901
‫همه دارن سوال می‌پرسن

46:46.071 --> 46:47.661
‫کِی می‌تونیم خاکسپاری رو برگزار کنیم؟

46:48.451 --> 46:51.121
‫من نمی‌دونم. واقعا متأسفم

46:51.201 --> 46:52.701
‫اون این کارو نمی‌کرد

46:52.791 --> 46:54.711
‫به شخصیتش نمی‌خوره

46:55.791 --> 46:57.581
‫آدم شادیه

46:57.671 --> 47:01.301
‫تو دیگه نمی‌خواستی زنش باشی
‫و اونم می‌دونست

47:05.381 --> 47:09.181
‫بعنوان بیوه‌ش یه وظایفی داری

47:09.261 --> 47:10.601
‫نمی‌تونی نادیده بگیری‌شون

47:11.601 --> 47:13.891
‫با کمال احترام جنیس،
‫روحتم خبر نداره

47:13.971 --> 47:16.981
‫که... من چه عذابی کشیدم

47:17.061 --> 47:19.521
‫نه. نه، نه.
‫منظورم این نیست زویی

47:19.611 --> 47:21.771
‫باید براش عزاداری کنی

47:22.731 --> 47:26.741
‫نه برای اون یا من،
‫برای خودت

47:30.321 --> 47:32.661
‫حتما خیلی تو و مارک رو پریشون کرده ولی

47:36.211 --> 47:37.211
‫همین قضیه...

47:38.291 --> 47:39.291
‫اسمش چی بود؟

47:39.371 --> 47:40.421
‫جو

47:40.921 --> 47:43.051
‫- آره
‫- بیچاره

47:44.761 --> 47:47.051
‫فکر کن انقدر حالت خراب باشه
‫که این کارو بکنی

47:49.471 --> 47:51.761
‫انگار هیچوقت نمیشه
‫از دل آدما خبردار شد

47:52.431 --> 47:53.511
‫آره، ولی روفس...

47:54.891 --> 47:56.891
‫فکر نکنم خودکشی بوده باشه

47:56.981 --> 47:57.981
‫عجب

47:59.021 --> 48:00.101
‫خب

48:00.691 --> 48:02.231
‫می‌دونی چرا رفتم پیشش؟

48:03.731 --> 48:04.731
‫ببخشید، دوباره بگو

48:04.821 --> 48:06.151
‫داینا سینگلتون...

48:07.571 --> 48:08.821
‫فکر کنم دزدیدنش

48:10.031 --> 48:12.911
‫فکر کنم یه جایی اون بیرون در خطره

48:13.621 --> 48:15.741
‫فکر کنم یه نفر خونه رو منفجر کرده

48:16.411 --> 48:17.871
‫و بنظرم می‌خوان لاپوشونیش کنن

48:17.961 --> 48:20.751
‫و بنظرم وارد دفتر جو شدن

48:20.831 --> 48:23.961
‫رگ دستاش رو زدن
‫و شبیه خودکشی صحنه‌سازیش کردن

48:25.251 --> 48:26.511
‫چه تئوری جالبی

48:26.591 --> 48:30.181
‫آره. به معنای واقعی
‫همه فکر می‌کردن من دیوونه شدم

48:30.261 --> 48:32.891
‫تا اینکه با مدرک محکم رفتم پیش پلیس

48:33.391 --> 48:34.761
‫- جدی؟
‫- آره

48:35.511 --> 48:38.181
‫خون جو روی دستگیره در بود

48:38.271 --> 48:39.891
‫مالیده شد به شالی که سرم بود

48:41.351 --> 48:42.981
‫قاتل سهل‌انگاری کرده

48:44.061 --> 48:45.071
‫خدایا

48:46.361 --> 48:47.731
‫نانسی درویی هستی واسه خودت

48:51.531 --> 48:52.821
‫بازم شراب بیاریم؟

48:52.911 --> 48:53.951
‫هی...

48:54.701 --> 48:55.701
‫من میارم

48:58.081 --> 48:59.711
‫یکی از بارولوهای مارک رو بیار

48:59.791 --> 49:00.791
‫ناراحت نمیشه

49:00.871 --> 49:02.041
‫حداقل نه زیاد

49:07.131 --> 49:08.131
‫حالت خوبه؟

49:09.011 --> 49:11.301
‫اینو روی زمین پیدا کردم

49:12.261 --> 49:13.431
‫مهم بنظر میاد

49:13.931 --> 49:16.101
‫نه، فقط صورت‌حساب جوـه

49:16.181 --> 49:17.931
‫میرم بطری شراب رو بیارم

49:48.751 --> 49:50.591
‫- روفس؟
‫- اومدم

49:57.141 --> 49:58.311
‫نتونستم بارولو پیدا کنم

49:58.391 --> 49:59.641
‫یه یادداشت برام گذاشته

49:59.721 --> 50:01.271
‫می‌خواسته پرونده رو بیخیال شه

50:06.401 --> 50:09.781
‫«نیمه پر لیوان اینه که
‫من ماهانه یک شبِ بوردگیم برگزار می‌کنم

50:10.901 --> 50:12.821
‫همیشه ازت استقبال می‌کنیم

50:12.901 --> 50:15.071
‫بعضی وقت‌ها سرنخ بازی می‌کنیم»

50:17.241 --> 50:19.161
‫چه مرد خوبی بود

50:20.371 --> 50:22.831
‫- می‌خوای من...؟
‫- لطف می‌کنی

50:30.711 --> 50:34.931
‫«هرچند دوست دارم خلافش رو تظاهر کنم،
‫اما کاراگاه خصوصی خیلی معمولی‌ای هستم

50:35.431 --> 50:39.931
‫و این مورد داره تحقیقات
‫خیلی خارق‌العاده‌ای میشه

50:40.931 --> 50:45.021
‫اگر ادامه دادی، کسانی که
‫تو اون انفجار مردن رو بررسی بکن

50:45.771 --> 50:49.691
‫من درخواست آزادی اطلاعات ثبت کردم
‫در مورد سینگلتون‌ها

50:49.771 --> 50:52.151
‫ممکنه در جهت درستی قرارت بده»

50:52.231 --> 50:54.571
‫پشمام. واقعا یه چیزایی متوجه شده

50:56.951 --> 50:58.411
‫باید به زویی زنگ بزنم

50:59.031 --> 51:00.781
‫میشه اون نامه رو بدی...

51:09.331 --> 51:10.671
‫خوبی؟ می‌خوای...

51:10.751 --> 51:12.881
‫- بازم شراب می‌خوای؟
‫- نمی‌خوام، ممنون

51:14.091 --> 51:15.631
‫نمی‌خوام زیادی الکل بخورم

51:16.341 --> 51:17.841
‫شاید سهل‌انگاری کنم

51:19.641 --> 51:20.641
‫می‌دونی

51:21.891 --> 51:23.221
‫رد خون بذارم رو دستگیره در

51:23.811 --> 51:25.681
‫خیلی‌خب روفس، اصلا خنده‌دار نیست

51:26.641 --> 51:27.901
‫نگفتم بخندی

51:29.401 --> 51:30.811
‫ولی می‌دونی چی خنده‌دار بود؟

51:31.981 --> 51:35.111
‫صدایی که سیلورمن موقع مردن
‫از خودش درمی‌آورد

51:35.191 --> 51:36.361
‫مثل یه دختربچه

51:37.651 --> 51:40.071
‫مجبور شدم انگشتام رو بکنم
‫تو دماغش که ساکت بشه

51:40.161 --> 51:43.161
‫همزمان هم داشت روی
‫کف چوبیِ عزیزش خونریزی می‌کرد

51:45.161 --> 51:46.751
‫تو کی هستی؟

51:46.831 --> 51:48.081
‫هنوز می‌تونی روفس صدام کنی

51:48.791 --> 51:50.501
‫ولی اسم واقعیم اکسل‌ـه

51:51.081 --> 51:53.751
‫آدمکش محله باصفای شما

51:54.841 --> 51:56.671
‫- وایسا، بمب رو تو کار گذاشتی؟
‫- آره، و می‌دونی چیه؟

51:56.761 --> 51:58.011
‫قبول دارم بهترین کارم نبود

51:59.721 --> 52:00.721
‫اون بچه

52:01.761 --> 52:02.761
‫کثیف‌کاری شد

52:03.931 --> 52:05.971
‫بگذریم، بنظرم دیگه وقتشه

52:06.811 --> 52:08.021
‫- که جمعش کنیم
‫- نه!

52:08.521 --> 52:10.601
‫نزدیک من نشو مرتیکه.
‫نزدیک من نشو مرتیکه!

52:11.521 --> 52:12.561
‫وای خدا...

52:42.272 --> 52:48.272
‫« ترجمه از سحر و حسین رضایی »
‫::. Sahar_Frb & HosseinTL .::

52:48.273 --> 52:56.273
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:56.274 --> 53:04.274
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
