WEBVTT

00:07.021 --> 00:17.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.529 --> 00:27.529
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:34.341 --> 00:36.891
‫مراقب باشید. حواستون باشه.
‫همین‌جوری. این تیکه رو بپا

00:39.811 --> 00:41.181
‫همین‌جور تا آخر ببریدش

00:41.681 --> 00:42.681
‫آره. همین‌جوری

00:43.311 --> 00:44.311
‫تف توش

00:44.391 --> 00:45.771
‫سارا

00:45.851 --> 00:48.731
‫داریم کل نقاشی‌های آگوستوس استارک
‫رو منتقل می‌کنیم اینجا که در امان باشن

00:48.811 --> 00:51.071
‫خبر رسیده یه گروه معترض قراره بیان

00:51.151 --> 00:52.441
‫صحیح. البته

00:52.531 --> 00:54.321
‫داشتم فکر می‌کردم کی قراره کنسلش کنن

00:54.401 --> 00:56.491
‫کنسل نشده که

00:56.571 --> 00:59.201
‫آخه محض اطلاعات خانمش
‫موقع ازدواج فقط پونزده سالش بود

00:59.281 --> 01:01.701
‫به شدت آدمِ تأثیرگذاری بود.
‫این نقاشی‌ها کلی می‌ارزن

01:02.661 --> 01:05.081
‫بیایید. بیایید. از این طرف

01:06.331 --> 01:08.081
‫این یکی رو می‌تونید برگردونید سرجاش

01:14.841 --> 01:18.431
‫آره. آگوستوس استارک از آبی
‫کبالت استفاده نمی‌کرد ولی زنش چرا

01:19.091 --> 01:21.141
‫این کار کریستینا استارکه

01:21.221 --> 01:23.221
‫بعدها خیلی از آثار زنش رو به اسم خودش
‫ثبت کرد

01:25.851 --> 01:27.191
‫ببریدش

01:36.321 --> 01:37.321
‫وای تو روحش!

01:38.844 --> 01:46.844
‫« ترجمه از سحر و حسین رضایی »
‫::. Sahar_Frb & HosseinTL .::

02:11.561 --> 02:13.191
‫- چیزیت نشد؟
‫- نه

02:14.821 --> 02:16.151
‫چی توی دستته؟

02:16.241 --> 02:17.821
‫جونش رو نجات دادم

02:20.821 --> 02:22.741
‫وای! چقدر شجاعی!

02:25.951 --> 02:27.121
‫اینجایی که

02:29.081 --> 02:31.171
‫- ببخشید، فقط داشت...
‫- آره می‌دونم. مشکلی نیست

02:31.251 --> 02:33.341
‫آخرش منو به کشتن میدی

02:38.671 --> 02:39.841
‫بیا بریم

02:55.151 --> 02:56.901
‫- بخورید
‫- سلام لنی

02:57.531 --> 02:58.611
‫عصر بخیر، سارا

03:19.761 --> 03:20.801
‫سلام

03:23.141 --> 03:24.181
‫چه بوی خوبی میاد

03:24.261 --> 03:25.721
‫من بوی خوبی میدم یا غذا؟

03:25.801 --> 03:26.811
‫خیلی‌خب

03:29.271 --> 03:31.441
‫نمی‌خوای لیوان‌های شراب رو یه‌دست بچینی؟

03:31.521 --> 03:34.561
‫آخه گفتم لیوان‌های جورواجور
‫سوژه‌ی خوبی برای صحبت میشن. متوجه‌ای؟

03:34.651 --> 03:36.941
‫مثلاً: «ببینید، این لیوان کوچولو رو توی سفرمون

03:37.021 --> 03:38.441
‫از یه مردی که یه میمون جقی داشت،
‫خریدیم.»

03:38.531 --> 03:39.901
‫آره

03:39.991 --> 03:41.361
‫ولی بیا همون لیوان‌های شیک رو بذاریم

03:41.451 --> 03:43.491
‫آخه مشتری درجه یک بانک قراره بیاد

03:44.451 --> 03:45.871
‫می‌تونی سس سالاد رو حاضر کنی؟

03:47.491 --> 03:50.201
‫ببخشید عزیزم، باید یه ایمیل کاری بفرستم

03:52.751 --> 03:54.751
‫روزت چطور بود؟ خوب یا بد؟

03:55.331 --> 03:57.541
‫آره. کیث ونگ اومد با بچه‌های
‫مدیریت سرمایه‌گذاری صحبت کرد

03:58.461 --> 04:00.211
‫ونگ همیشه کارش درسته

04:00.921 --> 04:02.591
‫باشه. خیلی‌خب. خیلی‌خب

04:02.671 --> 04:04.891
‫همین الان تمام تیکه‌هات رو بنداز خالی شی

04:04.971 --> 04:06.891
‫امشب کلی بحث راجع‌به
‫سرمایه‌گذاری داریم

04:06.971 --> 04:08.931
‫خواهشاً شوخی بی‌جا نکن

04:09.011 --> 04:10.431
‫جرارد اینچن آدمِ مهمیه

04:10.521 --> 04:15.481
‫خیالت راحت. من می‌شینم با زنش که
‫قبلاً مدل بوده راجع‌به لایه‌برداری حرف می‌زنم

04:15.561 --> 04:17.271
‫استیو و بکا کی میان؟

04:17.861 --> 04:20.071
‫آره... نمی‌تونن بیان

04:21.491 --> 04:23.531
‫پرستار بچه قالشون گذاشت
‫ولی اصلاً نگران نباش

04:23.611 --> 04:25.241
‫جایگزین پیدا کردم

04:27.571 --> 04:28.871
‫خب کی رو به‌جاشون دعوت کردی؟

04:29.581 --> 04:30.871
‫ببخشید دیر اومدیم

04:30.951 --> 04:33.621
‫روفِس مجبور شد بدوبدو
‫بره روان‌کننده وگان بخره

04:34.541 --> 04:36.791
‫سلام به همگی

04:36.881 --> 04:40.001
‫جرارد، پائولا. ویگوام و روفس

04:40.091 --> 04:41.171
‫- ویگوام؟
‫- سلام

04:41.261 --> 04:43.011
‫و روفوس

04:43.721 --> 04:45.881
‫- سلام. از دیدنتون خوشحالم
‫- شگفت‌انگیزه

04:45.971 --> 04:49.601
‫اسمتون شبیه اعضای یه گروه موسیقی دو
‫نفره توی دهه شصت یا یه جفت ماهی قرمزه

04:49.681 --> 04:50.931
‫جرارد

04:51.011 --> 04:53.681
‫نه، نه. شوخی می‌کنم.
‫از دیدنتون خوشحالم

04:53.771 --> 04:54.981
‫ببخشید...

04:55.061 --> 04:56.771
‫ای وای. گندش بزنن

04:58.481 --> 04:59.651
‫خاک بر سرم

05:00.521 --> 05:03.491
‫یا خدا. یا خدا. کیر توش

05:03.571 --> 05:06.201
‫ویگوام و روفس آخه؟ خدا به دادمون برسه!

05:06.281 --> 05:08.031
‫ببخشید. بقیه کار داشتن

05:08.661 --> 05:09.741
‫آدمای خوبین. چیزی نمیشه

05:11.791 --> 05:13.661
‫کیر توش

05:13.751 --> 05:16.371
‫- روفس توپ‌هاش رو آورده بیرون
‫- چی؟

05:16.461 --> 05:18.251
‫- عجب!
‫- با قاشق هم می‌تونه انجامش بده

05:19.041 --> 05:20.421
‫خیلی‌خب. کسی نوشیدنی می‌خوره؟

05:20.501 --> 05:21.551
‫- آره
‫- بالاخره

05:21.631 --> 05:23.381
‫لازانیای وگانت محشر بود، سارا

05:23.461 --> 05:24.841
‫آره. خوشمزه بود

05:24.921 --> 05:26.971
‫مخصوصاً اون طعمِ خاصِ...

05:27.051 --> 05:28.431
‫چی بود؟ چرنوبیل؟

05:29.851 --> 05:31.311
‫عاشق این کاسه سالاد شدم، سارا

05:31.391 --> 05:33.891
‫مرسی. از یه هنرمند محلی خریدمش

05:33.971 --> 05:36.351
‫آره. کلی آدم خلاق این اطراف زندگی می‌کنه

05:36.441 --> 05:37.441
‫چرا؟

05:37.521 --> 05:39.481
‫چون ما یه جامعه‌ی خاص و متفاوتیم

05:39.561 --> 05:40.731
‫- آره، مشخصه
‫- آره

05:40.811 --> 05:42.731
‫خب مارک کی قراره برگردی بین آدم‌های متمدن؟

05:42.821 --> 05:45.111
‫اینجا به محل کارم نزدیکه واسه همین... آره دیگه

05:45.191 --> 05:46.741
‫عه، شاغلی؟ بذار حدس بزنم

05:46.821 --> 05:49.991
‫احتمالاً کارت توی حوزه خیریه، محیط زیست
‫یا انتشارات اخلاق‌مدار باشه

05:50.071 --> 05:52.121
‫- سارا مرمت‌گر آثار هنریه
‫- صحیح

05:52.201 --> 05:54.041
‫- نمی‌خوام فخرفروشی کنم ها...
‫- مطمئنی؟

05:54.121 --> 05:57.331
‫ولی من خودم یه کلکسیون هنری خفن
‫دارم

05:57.411 --> 06:01.251
‫بانک هم جدیداً وارد سرمایه‌گذاری
‫در حوزه ان‌اف‌تی شده

06:01.341 --> 06:03.381
‫دلالم گفته سمتش نرم

06:03.461 --> 06:06.881
‫به نظرم نقاشی‌های بچه‌هام
‫چیزی از آثار گرون‌قیمت کم ندارن

06:07.761 --> 06:10.551
‫زیگی کوچولومون طرحِ اینا رو داده

06:10.641 --> 06:11.971
‫عه، بچه هم دارید؟

06:12.051 --> 06:13.431
‫آره، آره. چهارتا

06:13.511 --> 06:15.771
‫چهارتا؟! فرقه راه انداختید؟

06:15.851 --> 06:18.441
‫بچه‌ها مال روفی نیستن ولی
‫داریم سعی‌مون رو می‌کنیم

06:18.521 --> 06:21.401
‫سارا چی؟ قصد بچه‌دار شدن نداری؟

06:23.271 --> 06:24.981
‫این مسئله خصوصیه، جرارد

06:25.821 --> 06:29.401
‫البته که می‌خوایم. قطعاً...
‫دلمون می‌خواد بچه داشته باشیم، نه؟

06:29.491 --> 06:32.701
‫سارا، به نظرم وقتی بچه خودت رو بغل کنی،
‫نظرت عوض شه

06:32.781 --> 06:34.661
‫آره. همه همینو میگن

06:34.741 --> 06:37.581
‫- ولی اگه حرفشون درست نباشه چی؟
‫- فکر کن یه‌جور سرمایه‌گذاریه

06:37.661 --> 06:40.961
‫توی بعضی کشورها می‌تونی
‫بچه‌ها رو به قیمت خوبی بفروشی

06:41.541 --> 06:44.801
‫ببخشید، یعنی واقعاً فکر می‌کنی
‫فرزندخواندگی یه فرصت تجاریه؟

06:44.881 --> 06:46.001
‫باید هم باشه

06:46.091 --> 06:48.131
‫روند فرزندخواندگی دیگه خیلی
پیچیده و عجیب شده

06:48.221 --> 06:50.591
‫مبارزان عدالت اجتماعی سیستم رو به گند کشیدن

06:50.681 --> 06:51.761
‫- بازم شراب می‌خواید؟
‫- این منطقه از شهر...

06:51.841 --> 06:54.301
‫پُره از جوونای محرومی که سندرم
‫مسئله با پدر دارن و دنبال انتقامن

06:54.391 --> 06:55.761
‫جرارد، راه‌حلت چیه؟

06:55.851 --> 06:59.521
‫بچه‌ها رو ببریم یتیم‌خونه‌های خصوصی تا
‫زیر دست کشیش‌های عجیب‌غریب بزرگ بشن؟

06:59.601 --> 07:02.061
‫و اگه این کار رو نکنیم، شورش گسترده‌ای
‫در انتظارمونه؟

07:02.151 --> 07:04.111
‫سارا، الان مسخره کن

07:04.191 --> 07:06.611
‫ولی وقتی شورش بشه،
‫خدا به دادت برسه

07:06.691 --> 07:08.071
‫لااقل من مسلح‌ام و آمادگیشو دارم

07:08.151 --> 07:10.071
‫- اسلحه داری؟
‫- یه مجموعه کامل دارم عزیزم

07:10.151 --> 07:12.281
‫پس خودت رو یه‌جور جنگ‌سالارِ حومه شهر
‫می‌دونی؟

07:12.361 --> 07:14.411
‫بله من خودِ اسامه بن بیزنسمن‌ام!

07:36.431 --> 07:37.721
‫یا خدا!

07:37.811 --> 07:40.101
‫بچه‌هام! بچه‌هام!

07:40.181 --> 07:43.351
‫بچه‌های منو ندیدید؟
‫کسی بچه‌های منو جایی ندیده؟

07:43.441 --> 07:46.151
‫- یا خدا! وایسا ببینم
‫- ویگز. ویگز. بچه‌ها پیشِ کی بودن؟

07:46.231 --> 07:47.861
‫- مامانی!
‫- اونجان!

07:47.941 --> 07:50.281
‫- وای خداجون! زیگی! اودین!
‫- مامانی!

07:51.531 --> 07:53.031
‫وای خدا رو شکر!

07:53.111 --> 07:54.781
‫- مامانی؟
‫- بله عزیزم؟

07:54.871 --> 07:56.491
‫خونه‌ی داینا بود

07:58.161 --> 07:59.331
‫وای خدایا! نه!

08:00.251 --> 08:01.961
‫تو برو عزیزم. من می‌مونم کمک بدم

08:02.041 --> 08:03.041
‫باشه

08:03.751 --> 08:05.921
‫- یالا. بیایید بچه‌ها
‫- مراقب مادرتون باشید

08:06.001 --> 08:07.501
‫بیایید بریم یه جای امن. یالا

08:29.441 --> 08:30.531
‫یه نفر رو پیدا کردن

08:31.241 --> 08:32.741
‫بچه‌ست

08:39.031 --> 08:40.871
‫بیا. اینو بپوش

08:40.951 --> 08:42.371
‫بذار باهاشون صحبت کنم

08:46.291 --> 08:47.501
‫حتماً

08:47.581 --> 08:48.711
‫ممنون

08:50.751 --> 08:52.171
‫حالش خوبه؟

08:52.261 --> 08:54.971
‫کمد لباس جون بچه رو نجات داده

08:56.261 --> 08:58.721
‫پلیس میگه تختش افتاده طبقه پایین

08:59.301 --> 09:01.221
‫کمد افتاده روش و درش باز شده

09:01.311 --> 09:02.771
‫- کمد؟
‫- جدی میگی؟

09:02.851 --> 09:04.691
‫- دخترک بیچاره!
‫- واقعاً معجزه شده

09:04.771 --> 09:06.691
‫آتش‌نشان‌ها میگن لوله اصلی گاز
‫ترکیده

09:06.771 --> 09:08.021
‫پناه بر خدا

09:17.611 --> 09:19.321
‫- بس کن مارک
‫- باشه. باشه

10:25.434 --> 10:28.043
‫« در مسیر گورستان »
‫« فصل اول، قسمت اول »

10:30.164 --> 10:31.627
‫[ دفتر تحقیقات آکسفورد ]

10:31.651 --> 10:33.861
‫...واتساپ پیام بفرستید
‫یا پیغام صوتی بذارید

10:34.941 --> 10:37.861
‫و برای کسانی که به تازگی به ما پیوستن،
‫برمی‌گردیم به تیتر اصلی

10:38.571 --> 10:42.621
‫دیشب نیروهای امداد به خانه‌ای
‫در جنوب آکسفورد اعزام شدند

10:42.701 --> 10:45.161
‫جایی که انفجار مهیب گاز
در یک منزل مسکونی رخ داده بود

10:45.741 --> 10:48.001
‫هنوز میزان خسارت مشخص نیست

10:48.081 --> 10:51.291
‫ولی سخنگوی پلیس تأیید کرده
خانه خالی از سکنه نبوده

10:51.381 --> 10:53.171
‫احتمال وجود یک قربانی مطرح است

10:53.251 --> 10:55.841
‫اما تا این لحظه جزئیاتِ بیشتری
‫منتشر نشده

10:55.921 --> 10:57.461
‫پلیس منطقه را تحت کنترل گرفته...

10:59.971 --> 11:01.181
‫تو هم همون فکری رو می‌کنی
‫که من می‌کنم؟

11:01.261 --> 11:02.891
‫خب اگه داری فکر می‌کنی

11:02.971 --> 11:06.221
‫«چرا شوهرم لم داده داره اخبار محلی مزخرف رو
‫گوش میده

11:06.311 --> 11:08.731
‫درحالی‌که می‌تونه بره طلب‌مون رو از
‫مشتری‌هایی که هنوز پول ندادن بگیره»

11:08.811 --> 11:13.691
‫پس آره، درسته، که ترسناک هم هست

11:13.771 --> 11:16.231
‫در واقع من داشتم به این فکر می‌کردم که

11:16.321 --> 11:18.941
‫این انفجار می‌تونه حسابی پول‌ساز باشه

11:19.031 --> 11:20.651
‫از چه نظر دقیقاً؟

11:21.321 --> 11:25.081
‫خب باید بررسی‌های لازم انجام بشه.
‫شاید شرکت گاز مقصر نبوده

11:25.661 --> 11:28.161
‫شاید این پرونده پای آدمای رده بالا رو
بکشه وسط

11:28.251 --> 11:30.581
‫شاید هم نه اونقدر بالا، در حد رده‌های میانی

11:31.791 --> 11:32.921
‫ته رده‌های میانی

11:33.961 --> 11:35.001
‫وسط رده‌های پایین

11:35.091 --> 11:36.251
‫- جو
‫- نه؟

11:38.011 --> 11:39.631
‫بگذریم...

11:40.721 --> 11:42.471
‫شاید برم یه سر و گوشی آب بدم

11:43.091 --> 11:45.601
‫یا خدا! آخرین باری که
‫سراغ اینا رفتی کی بود؟

11:45.681 --> 11:46.761
‫بهار؟

11:47.931 --> 11:50.311
‫وقت نداشتم رخت‌ها رو بشورم

11:50.891 --> 11:52.391
‫درگیر پرونده طلاق بودم

11:52.481 --> 11:53.651
‫کجا رو امضا کنم؟

11:53.731 --> 11:54.811
‫برای یکی از مراجعینم بود

11:55.521 --> 12:00.031
‫بازم یه دختر درمونده‌ی دیگه‌ست
‫که دنبال شوالیه‌ای با ژاکت پشمی می‌گرده؟

12:00.691 --> 12:01.701
‫شاید

12:05.951 --> 12:07.161
‫باشه، خب...

12:07.661 --> 12:12.001
‫تا وقتی داری پیش خودت فکر می‌کنی
‫این پرونده چطور می‌تونه دولت رو سرنگون کنه،

12:12.661 --> 12:14.331
‫از این فاکتورهای واقعی غافل نشو

12:16.791 --> 12:18.001
‫تخلف رانندگی

12:19.001 --> 12:20.381
‫بررسی پیشینه. چه جالب!

12:20.461 --> 12:22.341
‫ و... چه هیجان‌انگیز. کلاهبرداری از بیمه

12:22.421 --> 12:25.591
‫همه تسویه شدن. با پوند واقعی

12:27.181 --> 12:31.021
‫نامه به شرکت گاز در رابطه با
‫درخواست غرامت

12:31.101 --> 12:33.981
‫چیکار می‌کنی؟ پول نداریم
‫منشی استخدام کنیم برات تایپش کنه

12:34.561 --> 12:35.561
‫خودم تایپش می‌کنم

12:36.231 --> 12:39.151
‫خب چرا همین الان تایپش نمی‌کنی...
‫چه فایده داره صدا ضبط می‌کنی؟

12:39.231 --> 12:42.611
‫به هر حال از سال 1982 به بعد
‫کسی از ماشین دیکته استفاده نکرده، جو

12:42.691 --> 12:43.741
‫نه، راستی میگی

12:43.821 --> 12:45.071
‫از انگشت‌شون استفاده می‌کنن

12:52.251 --> 12:56.711
‫خبر خوش اینه که نتایج آخرین آزمایشات ما
‫حاکی از کُندی روند وخامته

12:56.791 --> 12:59.551
‫خبر نه‌چندان خوشحال‌کننده اینه که

12:59.631 --> 13:03.721
‫بدون دسترسی پیوسته به مطالعات موردی‌مون

13:03.801 --> 13:07.681
‫داده کافی برای ورود به فاز بعدی نداریم

13:10.061 --> 13:13.101
‫سلام. حمزه مالک هستم از
‫دپارتمان شناسایی و مقابله با تهدیدات

13:13.181 --> 13:14.311
‫ممنون

13:22.231 --> 13:26.701
‫خب وزارت دفاع نمی‌تونه پزشکان رو
‫وادار کنه سریع‌تر نتیجه بگیرن

13:26.781 --> 13:28.121
‫درست میگم دکتر رایت؟

13:29.621 --> 13:32.581
‫هرچند در این مورد باید
‫سریع‌تر نتیجه‌گیری کنید

13:40.171 --> 13:42.341
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

13:47.261 --> 13:48.391
‫ممنونم

13:50.181 --> 13:51.761
‫- توی کلوب می‌بینمتون
‫- حتماً

13:51.851 --> 13:52.891
‫قربان

13:53.641 --> 13:54.641
‫سلام قربان

14:05.191 --> 14:07.031
‫توی این یه مورد حسابی گند زدی

14:08.411 --> 14:09.571
‫مگه نه مالک؟

14:13.081 --> 14:17.331
‫یادم نمیاد کسی بهت مجوز
‫جنگ‌افروزی وسط آکسفورد رو داده باشه

14:17.411 --> 14:20.041
‫به دپارتمان اختیار تام داده شده بود، قربان

14:20.131 --> 14:21.291
‫اختیار تام؟

14:24.841 --> 14:28.841
‫خب قبول دارم که حوزه اختیارات گسترده‌ای رو
‫شامل میشه

14:29.511 --> 14:32.721
‫ولی نه اونقدر گسترده که بتونید
وسط یه شهر دانشگاهی پرجمعیت

14:32.801 --> 14:35.521
انفجار راه بندازین

14:37.271 --> 14:39.811
‫این عملیات به عهده کی بوده؟
‫وایل ای. کایوت؟

14:39.901 --> 14:42.901
‫خب مأمور میدانی‌مون...

14:42.981 --> 14:44.531
‫یه کله‌خر دست به ماشه؟

14:45.111 --> 14:47.441
‫گمونم خودش ایده‌ی استفاده از
‫مواد آتش‌زا رو داده بود

14:48.281 --> 14:50.201
‫یه تصمیم میدانی بود قربان

14:50.281 --> 14:52.161
‫- تصمیم میدانی بود مالک؟
‫- بله

14:52.241 --> 14:57.041
‫خب خوشحال میشم یکی از قبل خبرم کنه

14:58.501 --> 15:01.331
‫برنامه‌ی بعدی این رالف خرابکار کله‌خر چیه

15:03.501 --> 15:06.841
‫مثلاً یه بمب اتم کوچیک توی مرکز خرید شلوغ؟

15:10.551 --> 15:12.341
‫- فکر نکنم قربان
‫- نه؟

15:12.431 --> 15:13.801
‫فکر نمی‌کنی؟

15:15.561 --> 15:17.471
‫واقعاً خیالم راحت شد

15:21.601 --> 15:23.861
‫همین الان دست‌به‌کار شو

15:23.941 --> 15:27.441
‫و قبل از اینکه قضیه بیخ پیدا کنه

15:28.361 --> 15:32.821
این گندی که بالا آوردی رو جمع کن

15:35.531 --> 15:37.161
‫چشم قربان. چشم قربان

15:39.121 --> 15:40.121
‫ممنون قربان

15:53.011 --> 15:54.551
‫آهای! جای دوری نرو

15:54.641 --> 15:57.431
‫ویگ، ساکنین اون خونه
‫از دوستانت بودن؟

15:57.511 --> 15:58.851
‫- آره
‫- بودن

15:58.931 --> 16:02.061
‫دیروز همین موقع همه‌مون تو مسیر مدرسه بودیم

16:03.481 --> 16:05.561
‫داینا داشت با زیگی می‌دوید

16:06.571 --> 16:10.651
‫منم داشتم با مدی گپ می‌زدم
‫و الان اون مُرده

16:12.991 --> 16:14.451
‫وایسا ببینم. چکمه زرد پاش نمی‌کرد؟

16:14.951 --> 16:18.541
‫مدی؟ نه بابا.
‫بیشتر کتونی‌های گنده می‌پوشید

16:18.621 --> 16:20.121
‫نه، دختربچه رو میگم. داینا

16:23.211 --> 16:25.581
‫آره فکر کنم. آره. چطور مگه؟

16:29.051 --> 16:32.931
‫گمونم دیروز جفتشون رو دیدم.
‫موهای داینا یه‌جورایی...

16:33.011 --> 16:34.551
‫مثل هاله بود

16:36.641 --> 16:37.641
‫آره

16:42.521 --> 16:43.521
‫طفلکی

16:45.061 --> 16:47.111
‫پدرش کجاست؟ اونم توی انفجار کشته شد؟

16:47.731 --> 16:49.231
‫باباش نه

16:49.901 --> 16:52.281
‫- مدی... بیوه بود
‫- به نظر ناراحتی

16:52.361 --> 16:53.951
‫چیزی نیست. بیایید بریم مدرسه

16:54.031 --> 16:56.491
گمونم داینا
‫هیچ‌وقت پدرش رو ندیده

16:57.741 --> 16:58.781
‫مامان حالش خوبه؟

16:58.871 --> 17:01.121
‫وای خدایا! واقعاً امیدوارم صحیح و سالم باشه

17:01.621 --> 17:03.251
‫بچه‌ها خیلی ناراحتن

17:04.791 --> 17:06.251
‫زیگی توی کلاس دایناست

17:06.331 --> 17:10.421
‫ببین، براش... براش این کارت رو درست کرده

17:10.501 --> 17:13.761
‫«برای داینا. متأسفم که مامانت «مارد»»

17:14.301 --> 17:16.091
‫- منظورش «مُرد»ـه
‫- آهان

17:16.181 --> 17:19.141
‫ازشون غلط املایی نمی‌گیریم.
‫اعتماد بنفسشون کم میشه

17:19.221 --> 17:20.931
‫- سلام قشنگا
‫- خوبی؟

17:21.011 --> 17:22.181
‫آره

17:23.231 --> 17:25.811
‫مامانی، میشه بفرستیمش برای داینا؟

17:27.521 --> 17:28.651
‫می‌تونم یه سر برم بیمارستان

17:29.571 --> 17:31.111
‫دیر می‌رسی سر کار، سارا

17:31.191 --> 17:33.241
‫نه بابا... سر راهمـه

17:33.321 --> 17:34.401
‫یه‌جورایی

17:34.901 --> 17:36.031
‫ارزشش رو داره، نه؟

17:36.111 --> 17:37.821
‫- مرسی
‫- قربونت

17:37.911 --> 17:39.661
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب. حله؟

17:40.281 --> 17:41.291
‫خیلی‌خب

18:12.441 --> 18:13.571
‫- سلام
‫- سلام

18:14.071 --> 18:15.941
‫اومدم ملاقات داینا سینگلتون

18:16.031 --> 18:17.111
‫بله

18:20.951 --> 18:22.031
‫اسمتون چیه؟

18:22.121 --> 18:23.581
‫سارا ترافورد

18:23.661 --> 18:25.001
‫ترافورد

18:25.541 --> 18:26.871
‫- کیم؟
‫- جانم؟ بله؟

18:26.961 --> 18:29.331
‫میشه یه لحظه برم توی بخش

18:29.421 --> 18:31.381
‫و اینو بدم داینا و برگردم؟

18:32.541 --> 18:33.671
‫همین‌جا منتظر بمونید

18:38.011 --> 18:39.011
‫بفرمایید بشینید

18:39.511 --> 18:40.591
‫خیلی‌خب

18:52.231 --> 18:53.231
‫مشکلی پیش اومده؟

18:54.361 --> 18:55.901
‫نه، نه. مشکلی نیست

18:56.821 --> 18:58.571
‫اومدم ملاقات یکی از بیمارهاتون

18:58.651 --> 18:59.911
‫داینا سینگلتون

19:00.451 --> 19:03.741
‫همون دختری که توی اون حادثه انفجار بود

19:04.951 --> 19:06.501
‫اینو بچه‌تون کشیده؟

19:07.121 --> 19:09.621
‫نه. نه، پسر کوچولوی دوستم این رو کشیده

19:11.421 --> 19:14.671
‫داینا رو با آمبولانس بردن
‫واسه همین گفتیم شاید آوردنش اینجا

19:14.751 --> 19:17.381
‫ما اجازه نداریم اطلاعات
‫مربوط به بیماران رو فاش کنیم

19:18.011 --> 19:20.591
‫خب الان اینجا بستریه؟ حالش خوبه؟

19:20.681 --> 19:22.221
‫من اطلاعی ندارم

19:22.971 --> 19:26.681
‫ببخشید اطلاعی ندارید یا اینجا نیاوردنش؟

19:27.681 --> 19:29.641
‫یا اینجا بستریه و شما نمی‌تونید
‫اطلاعاتی ازش بدین؟

19:30.601 --> 19:31.691
‫ببخشید، شما دقیقاً کی هستید؟

19:33.691 --> 19:35.361
‫شما دقیقاً کی هستی؟

19:35.441 --> 19:37.781
مسئول بخشی یا
‫باید با یکی دیگه صحبت کنم؟

19:37.861 --> 19:38.991
‫به نظرم باید تشریف ببرید، خانم

19:39.071 --> 19:42.071
‫چی؟ من فقط می‌خوام این کارت لامصب رو
‫به دست بچه برسونم

19:42.161 --> 19:43.491
‫خیلی‌خب. دیگه وقت رفتنه. خواهشاً بفرمایید

19:43.571 --> 19:44.741
‫باید از اینجا برید

19:47.541 --> 19:48.541
‫باشه

19:49.541 --> 19:50.581
‫یا خدا!

19:51.291 --> 19:53.381
‫در واقع خروجی از اینوره

19:56.251 --> 19:57.301
‫مرسی

20:02.221 --> 20:04.091
‫همین الان یه نفر داشت سراغش رو می‌گرفت

20:07.181 --> 20:08.391
‫- بله
‫- سلام

20:13.731 --> 20:15.191
‫در بسته می‌شود

20:17.151 --> 20:18.861
‫آسانسور پایین می‌رود

20:21.451 --> 20:23.031
‫طبقه سوم

20:23.111 --> 20:24.491
‫در باز می‌شود

20:27.871 --> 20:29.161
‫در بسته می‌شود

20:29.241 --> 20:30.251
‫تف...

20:31.291 --> 20:32.461
‫آسانسور پایین می‌رود

20:34.291 --> 20:35.791
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

20:37.131 --> 20:38.211
‫در باز می‌شود

20:42.261 --> 20:43.471
‫تو روحش

20:44.091 --> 20:45.431
‫سلام

20:46.801 --> 20:49.351
‫فکر می‌کردم همون دیشب برگشتید
‫کاتزولدز

20:50.061 --> 20:51.061
‫نه، نرفتیم

20:53.391 --> 20:54.771
‫همه‌چی مرتبه؟

20:54.851 --> 20:56.021
‫واقعاً جالبه ها

20:56.101 --> 20:57.811
‫من اصلاً به خودم اجازه نمی‌دادم فضولی کنم

20:57.901 --> 20:59.941
‫آخه شاید برای یه آزمایش زنانه اومده باشی

21:00.031 --> 21:03.531
‫آزمایش زنانه؟
‫من فقط حالت رو پرسیدم

21:03.611 --> 21:06.281
‫لطف داری. بله. حالم خوبه

21:08.781 --> 21:10.741
‫خودت درستش کردی؟

21:11.661 --> 21:15.121
‫جرارد، راستش پسر کوچولوی ویگوام
‫این رو برای داینا سینگلتون درست کرده

21:15.211 --> 21:17.711
‫کی؟ اسمش آشنا به نظر نمیاد

21:17.791 --> 21:21.631
‫بعد از انفجار یه بچه رو دیدیم
‫که توی پتوی قرمز پیچیده بودنش

21:22.711 --> 21:26.091
‫گفتم شاید آورده باشنش اینجا
‫ولی بخش اطفال جواب سربالا دادن

21:26.181 --> 21:29.011
‫خب من توی هیئت امنای بیمارستان آشنا دارم

21:29.101 --> 21:30.141
‫غافلگیر شدم

21:30.221 --> 21:33.891
‫و ببخشید ها ولی نمی‌تونن همین‌جور
‫بی‌حساب‌وکتاب به هر همسایه فضولی اطلاعات بدن

21:33.981 --> 21:38.021
‫من فقط می‌خواستم یه ذره حالِ یه بچه یتیم که
‫از انفجار جون سالم به در برده رو بهتر کنم

21:39.111 --> 21:41.781
‫شاید بد نباشه از آشناهات بپرسی
‫حالش خوبه یا نه

21:42.611 --> 21:44.321
‫و ممنون بابت شام

21:44.861 --> 21:46.111
‫دستپختت طوری بود که آدم
می‌تونست براش جون بده

21:46.951 --> 21:48.031
‫به معنی واقعی کلمه!

21:52.041 --> 21:54.291
‫دنی! از دیدنت خوشحالم

22:45.171 --> 22:49.341
‫پلیس کارش رو انجام داده
‫و با تحقیقات رسمی پرونده بسته میشه

22:49.431 --> 22:51.471
‫انصافاً هم بهش می‌خورده حادثه بوده باشه

22:52.181 --> 22:56.061
‫و مطمئنی که ساکنین محل
‫هم کاملاً آروم و قانع شدن؟

22:56.141 --> 22:57.851
‫همه‌چیز روی غلتکه

22:57.941 --> 23:01.191
‫به قول پیر پاتالای حوصله‌سربرِ این ساختمون

23:01.271 --> 23:02.981
‫- بله
‫- زیبا

23:03.861 --> 23:07.281
‫پس لازم نیست نگران این باشم
‫که خدمات اجتماعی

23:07.361 --> 23:10.241
‫کله‌ی وگانشون رو بکنن تو قضیه؟

23:10.321 --> 23:12.161
‫خیلی خوب بود قربان

23:13.661 --> 23:14.791
‫- نه قربان
‫- نه

23:16.501 --> 23:20.711
‫یا شاید یه زن همسایه فضول
‫که دور و بر بیمارستان می‌پلکه؟

23:21.291 --> 23:23.421
‫الان با آشنام یه گپی زدم

23:25.921 --> 23:26.921
‫آره

23:27.551 --> 23:28.801
‫یه بررسی می‌کنم

23:29.591 --> 23:30.591
‫یه بررسی

23:32.221 --> 23:35.101
‫منظورم این نیست که
‫یه بپا بذاری براش، مالک

23:35.931 --> 23:40.351
‫پرونده‌ش رو می‌بندی دیگه، نه؟
‫هیچ رسانه‌ای ازش نگه

23:41.561 --> 23:43.731
‫نمی‌خوام وقتی دارم تخم‌مرغم رو می‌خورم
‫چیزی از این قضیه بخونم

23:43.811 --> 23:45.441
‫یه اطلاعیه مشورتی رسانه‌ای صادر می‌کنم قربان

23:45.521 --> 23:47.531
‫کل قضیه رو جمع می‌کنیم
‫قبل از اینکه بگین...

23:47.611 --> 23:49.241
‫- گمشو بیرون
‫- چشم قربان

23:52.661 --> 23:53.661
‫قربان...

23:54.871 --> 23:58.831
‫می‌خواین با خود بچهه چیکار کنیم قربان؟

23:58.911 --> 23:59.961
‫معلومه، جابه‌جاش کنین

24:00.041 --> 24:02.541
‫ولی هنوز برای بیرون اومدن حاضر نیست

24:02.621 --> 24:03.831
‫مگه کیکه؟

24:03.921 --> 24:06.711
‫اس‌ام‌او (پزشک ارشد) می‌خواد
‫تو آی‌سی‌یو تحت نظارت بمونه

24:06.801 --> 24:09.671
‫بابا به زبون آدمیزاد حرف بزن.
‫ما سرویس هوایی نیستیم که رمزی حرف می‌زنی

24:09.761 --> 24:11.131
‫استنشاق دود

24:11.221 --> 24:12.931
‫اساساً حالش خوبه

24:13.011 --> 24:15.221
‫- فقط...
‫- بهتره اساساً حالش خوب باشه

24:16.471 --> 24:19.891
‫چون وقتی یه مشت روانی بی‌عرضه
‫گوه می‌زنن تو یه عملیات محرمانه

24:19.981 --> 24:24.271
‫و بچه‌ها رو می‌فرستن هوا،
‫برای زندگی کوتاه و ازدست‌رفته‌ی

24:24.351 --> 24:26.271
‫اون بچه‌ها، سریال تلوزیونی می‌سازن

24:26.361 --> 24:28.651
‫پس میری به پزشک ارشد پرونده میگی

24:28.731 --> 24:33.781
‫که انگشتش رو از کونش بکشه بیرون
‫و برگه ترخیص رو امضا کنه

24:33.861 --> 24:37.241
‫شده با همون انگشتِ گوهیش امضا کنه

24:39.491 --> 24:40.501
‫بله قربان

24:42.921 --> 24:45.631
‫به اون روانی‌ای که آتیش رو درست کرده
‫هم هیچ ماموریتی ندین

24:45.711 --> 24:46.711
‫بله قربان

24:52.341 --> 24:54.221
‫...اغلب زن بوده

24:54.301 --> 24:58.061
‫در برنامه امروز، نقش زنان
‫در ادبیات رو بررسی می‌کنیم

24:58.141 --> 25:01.851
‫و این سوال رو مطرح می‌کنیم
‫که «آیا فقط پدرسالاری

25:01.931 --> 25:04.901
‫و زن‌ستیزی جامعه این امکان رو از زنان گرفته

25:04.981 --> 25:07.021
‫که هویت‌شون رو آزادانه ابراز کنن؟»

25:07.111 --> 25:10.151
‫یا ماهیت کلی تکانه‌ی خلاقانه‌ست

25:10.231 --> 25:14.451
‫که باعث میشه گمنام بودن
‫مترادف باشه با آزادی هنری؟

25:14.531 --> 25:19.081
‫آیا زنان قربانی بودند یا
‫داشتن یک خودِ دیگر، یک هویت دیگر

25:19.161 --> 25:21.411
‫به اونها آزادی می‌داد؟

25:21.501 --> 25:22.911
‫آیا ترند حال حاضر نویسندگان

25:23.001 --> 25:27.041
‫که نام‌های دوجنسیتی به کار می‌برن
‫یک کلک ادبیه؟

25:27.131 --> 25:29.421
‫یا دارن ازمون می‌خوان
‫خود مطلب رو قضاوت کنیم

25:29.501 --> 25:32.211
‫و پیش‌پنداره‌های خودمون درباره هویت
‫رو کنار بذاریم؟

25:32.881 --> 25:34.721
‫حرف از کلک شد

25:34.801 --> 25:37.841
‫نگاهی هم خواهیم داشت به مسئله‌ای که
‫به باور برخی زنان بزرگ‌ترین کلک دنیاست

25:37.931 --> 25:40.141
‫این ایده که زنان می‌تونن
‫همه‌چیز رو با هم داشته باشن

25:40.221 --> 25:42.601
‫کار، فرزند، و رابطه

25:44.311 --> 25:47.061
‫مصاحبه‌ای خواهم داشت با یک زن موفق...

25:53.111 --> 25:54.111
‫یالا

26:49.291 --> 26:52.841
‫چی؟ یعنی یه افسر رابط خانواده ندارین

26:52.921 --> 26:56.881
‫یا چه‌می‌دونم، یکی که باهاش
‫درباره داینا سینگلتون حرف بزنم؟

26:59.221 --> 27:02.681
‫این پرونده علامت‌دارـه خانم

27:03.261 --> 27:04.261
‫پرونده علامت‌‌دار چیه؟

27:04.351 --> 27:06.391
‫پاسخ ایشون رو من میدم گروهبان

27:07.271 --> 27:10.101
‫وایسا. تو سر صحنه انفجار بودی
‫و با جرارد اینچن حرف می‌زدی

27:10.191 --> 27:11.441
‫من با خیلی‌ها حرف می‌زنم

27:11.521 --> 27:13.571
‫آره، می‌خوام اینو برسونم به داینا سینگلتون

27:14.151 --> 27:15.571
‫دختری که تو انفجار خونه بوده

27:15.651 --> 27:18.701
‫همونی که کمد لباس جونش رو نجات داده

27:18.781 --> 27:20.741
‫کمکی ازم برنمیاد متأسفانه

27:21.491 --> 27:24.331
‫چیزی ازش تو سیستم نیست

27:26.661 --> 27:28.161
‫وایسا ببینم. چطور ممکنه؟

27:28.711 --> 27:31.041
‫ایشون گفت پرونده علامت‌داره.
‫یعنی چی؟

27:31.121 --> 27:33.131
‫یعنی برای امثال شما قدغنه

27:33.211 --> 27:35.801
‫- جانم؟
‫- سلامم رو به سردبیرت برسون

27:37.131 --> 27:39.841
‫نه. نه، نه، نه. من روزنامه‌نگار نیستم

27:39.931 --> 27:42.051
‫- یه آدم عادی‌ام
‫- آدم عادی؟ حتماً

27:42.141 --> 27:44.721
‫بهرحال قطعاً از اعضای خانواده نیستی.
‫شنیدی که...

27:44.811 --> 27:47.271
‫آره نیستم، چون کل خانواده‌ش مردن

27:49.311 --> 27:51.731
‫خبر دیگه‌ای از دزدیِ فروشگاه ورزشی نشد؟

27:51.811 --> 27:53.401
‫هنوز خبر جدیدی نرسیده قربان

27:53.481 --> 27:55.231
‫- ابله
‫- البته دو سه تا تماس دریافت کردیم

28:39.071 --> 28:40.071
‫خدایا

28:41.951 --> 28:42.951
‫شرمنده

28:43.772 --> 28:45.772
‫[ دفتر تحقیقات آکسفورد ]

29:11.141 --> 29:14.351
‫رفتی اون بازی‌های مسخره رو کردی
‫و پنجاه دلار پول خوراکی دادی

29:14.441 --> 29:15.901
‫آدم گشنه‌ش میشه خب

29:15.981 --> 29:18.111
‫تازه قبض برق اومده

29:18.191 --> 29:19.611
‫پول اونو از کجا بیاریم؟

29:19.691 --> 29:21.991
‫- با چیپس؟
‫- پولش رو جور می‌کنم

29:22.491 --> 29:24.821
‫پول این دو هفته کارت هم نگرفتی

29:24.911 --> 29:27.781
‫بهش میگن شغل جو.
‫بهش گفتی پولت رو بده؟

29:27.871 --> 29:30.871
‫باهاش قرار گذاشته بودم
‫که اگه نتیجه نداد هزینه نگیرم

29:30.951 --> 29:33.211
‫یعنی چی هزینه نگیرم؟

29:33.291 --> 29:36.081
‫- تو که وکیل نیستی
‫- آخه خیلی ناراحت بود

29:36.171 --> 29:38.001
‫دوباره باهاش حرف می‌زنم.
‫یه نامه براش می‌نویسم

29:38.091 --> 29:40.051
‫از دست تو جو!

29:42.461 --> 29:44.631
‫به به به. یه مشتری

29:45.721 --> 29:48.971
‫یا می‌خواستی بری پنیرفروشی
‫اشتباهی پیچیدی اینجا؟

29:49.471 --> 29:50.761
‫در باز بود

29:51.311 --> 29:52.681
‫دنبالِ...

29:54.981 --> 29:56.601
‫جوزف سیلورمن می‌گردم

29:56.691 --> 30:00.821
‫بذار حدس بزنم. یه شوهر داری
‫که یه منشی داره. نزدیکم؟

30:00.901 --> 30:03.401
‫نه. مگه قضیه منشی‌ها هنوز هست؟

30:04.191 --> 30:05.651
‫خیلی‌خب، منشی نیست

30:05.741 --> 30:07.701
‫دستیار شخصی، همون منشی ادایی

30:07.781 --> 30:10.951
‫بهت می‌خوره از اونا باشی
‫که شوهر هیزِ رسانه‌ای دارن

30:11.031 --> 30:12.451
‫اونا چه شکلی‌ان؟

30:12.541 --> 30:15.911
‫می‌دونی، چشم شهلا دارن
‫و درمونده‌ان

30:17.291 --> 30:18.831
‫خب خودتم عوضی بنظر میای

30:22.461 --> 30:23.511
‫بالاخره یکی منو فهمید

30:24.511 --> 30:26.301
‫سلام. من زویی بوئم هستم

30:28.011 --> 30:29.931
‫سارا ترافورد

30:33.721 --> 30:35.561
‫- سیگار نمی‌کشم
‫- منم نمی‌کشم

30:36.311 --> 30:38.771
‫فقط، می‌دونی...
‫دلم برای بند و بساطش تنگ شده

30:42.271 --> 30:46.111
‫خب، من نمی‌دونم چرا اومدم داخل.
‫دیگه بنظرم...

30:46.201 --> 30:49.161
‫به آژانس کارآگاهی محقر ما خوش اومدی

30:49.241 --> 30:54.081
‫نوجوون‌های فراری، ردیابی جی‌پی‌اس،
‫بررسی سابقه‌ی مالی، لاک‌پشت‌های گمشده

30:54.161 --> 30:56.121
‫- هر کاری می‌‌کنیم
‫- صحیح

30:56.211 --> 30:59.371
‫خب فقط اینا نیست...
‫گربه و ماشین هم پیدا می‌کنم

30:59.461 --> 31:01.291
‫- کلید
‫- افراد مفقودشده

31:06.421 --> 31:09.891
‫خودت کارهای خونه‌ت رو انجام میدی.
‫نقاشی هم می‌کنی

31:09.971 --> 31:12.761
‫انقدر کارآگاه‌بازی در نیار جو

31:12.851 --> 31:13.851
‫ای خدا

31:14.351 --> 31:16.271
‫فقط می‌خواد تو رو تحت تاثیر قرار بده سارا

31:16.351 --> 31:18.981
‫پس خودت چیکار می‌کنی زویی بوئم؟

31:19.811 --> 31:23.361
‫- همین کار رو، ولی بهتر
‫- خب اسمت روی در نیست

31:23.441 --> 31:25.901
‫نه، چون من دنبال تقلید از فیلیپ مارلو نمیرم

31:25.981 --> 31:28.151
‫- زن و شوهریم
‫- نه به اون صورت

31:29.031 --> 31:31.911
‫صحیح. پس تیمی کار نمی‌کنین؟

31:31.991 --> 31:33.491
‫نه اگه دست خودم باشه

31:33.581 --> 31:35.951
‫نگران نباش. جو خیلی خوب
‫به مشتری‌های خانم کمک می‌کنه

31:36.041 --> 31:37.501
‫هرچی چشم‌شهلاتر بهتر

31:38.331 --> 31:40.211
‫که خیلی هم خوبه،
‫چون من اصلاً توش خوب نیستم

31:40.291 --> 31:42.501
‫شراب سفید نمی‌خورم،
‫ارتباط عاطفی نمی‌گیرم

31:42.581 --> 31:45.341
‫و احتمالا خودم میرم به شوهر هیزه میدم

31:49.301 --> 31:51.721
‫حالا که کروئلا رفته توله‌سگ شکار کنه

31:51.801 --> 31:53.181
‫پایه‌ی قهوه هستی؟

31:53.261 --> 31:54.851
‫و یه شیرینی ویَنی

31:59.521 --> 32:01.481
‫پس رفتی کالج سنت مگدالا؟

32:02.101 --> 32:05.191
‫خواهرم هم اونجا درس خونده.
‫من تو اوریل بودم

32:05.271 --> 32:08.031
‫تو کارت خوب هستی حالا؟
‫چون همسرت خیلی کوبیدت

32:08.111 --> 32:09.951
‫محبتش رو اینطور نشون میده

32:11.411 --> 32:12.411
‫دروغ نمیگم

32:12.491 --> 32:14.281
‫من فیلیپ مارلو نیستم

32:15.031 --> 32:16.031
‫ولی کیه که باشه؟

32:16.621 --> 32:18.291
‫خب، هیچکس. چون خیالیه

32:18.831 --> 32:20.791
‫اینم هست

32:20.871 --> 32:24.251
‫گفتم که شوهرهای ولگرد
‫تخصص من هستن؟

32:24.331 --> 32:27.711
‫آره. بخصوص اگه زنشون چشم‌چی باشه؟
‫چشم‌شهلا؟

32:29.211 --> 32:31.971
‫محض اطلاعت،
‫من آزارگر جنسی نیستم خانم ترافورد

32:32.471 --> 32:34.851
‫البته می‌فهمم که جمله‌ی
‫«من آزارگر جنسی نیستم»

32:34.931 --> 32:37.011
‫دقیقا می‌تونه بلوف یه آزارگر جنسی...

32:37.101 --> 32:38.721
‫می‌تونیم انقدر نگیم آزارگر جنسی

32:40.771 --> 32:43.191
‫پس یه پروژه حدوداً چقدر طول می‌کشه؟

32:43.271 --> 32:45.441
‫خب هنوز نگفتی کار چی هست

32:46.361 --> 32:47.361
‫خب...

32:48.861 --> 32:50.031
‫می‌خوام یه نفر رو پیدا کنم

32:50.111 --> 32:51.571
‫اینو می‌تونم

32:51.651 --> 32:54.111
‫اتفاقاً کاملا مفقود شدن خیلی دشواره

32:54.201 --> 32:56.781
‫ردت تو اینترنت هست،
‫هرجا میری دوربین هست

32:56.871 --> 32:59.491
‫باید متخصص باشی تا کاملا ناپدید بشی

33:00.081 --> 33:01.251
‫باشه

33:03.371 --> 33:06.461
‫دنبال یه دختر پنج‌ساله می‌گردم

33:07.341 --> 33:09.301
‫اسمش داینا سینگلتونـه

33:10.261 --> 33:12.841
‫و فکر می‌کنم عمداً حذفش کردن

33:12.931 --> 33:13.931
‫حذف کردن؟

33:14.011 --> 33:16.471
‫خب، از پوشش خبری خارج شده

33:17.181 --> 33:18.391
‫انفجار گاز...

33:19.141 --> 33:21.931
‫و یکی از پرستارهای بیمارستان
‫بدجور عصبانی بود

33:22.021 --> 33:24.271
‫البته که عصبانیه.
‫برای خدمات ملی بهداشت کار می‌کنه

33:24.351 --> 33:28.441
‫نه. وقتی عصبانی شد که ازش سراغ
‫دختره رو گرفتم. انگار یه چیزی رو قایم می‌کرد

33:30.151 --> 33:32.401
‫یه تاجر مشکوک هم به اسم جرارد اینچن هست

33:32.491 --> 33:34.491
‫که اصلا بهش اعتماد ندارم

33:34.571 --> 33:38.701
‫شاید از دید عموم «حذف شده»

33:38.781 --> 33:43.161
‫و توسط یه شرکت مطبوعاتی
‫به یه موسسه خصوصی منتقل شده

33:43.251 --> 33:45.921
‫که پول درمانش رو هم میدن
‫و سر فرصت ازش عکس می‌گیرن

33:46.001 --> 33:47.631
‫پنج سالشه

33:48.711 --> 33:50.341
‫پلیس هم همه‌چی رو محدود کرده

33:50.841 --> 33:54.681
‫تو اداره پلیس بهم گفتن
‫پرونده‌ش علامت‌دار شده

33:54.761 --> 33:56.181
‫حالا نمی‌دونم یعنی چی

33:56.261 --> 33:57.801
‫یعنی پرونده محرمانه‌ست

33:59.971 --> 34:02.391
‫ارتباطت با داینا سینگلتون چیه؟

34:02.471 --> 34:05.101
‫- دوست بچه‌هاته؟
‫- نه، من بچه ندارم

34:06.941 --> 34:08.151
‫دوستم اونو می‌شناسه

34:09.691 --> 34:12.481
‫خب... پدر و مادرش مردن.
‫هیچکس رو نداره

34:14.361 --> 34:16.031
‫ارتباط واقعیت باهاش چیه؟

34:25.001 --> 34:27.121
‫روز انفجار دیدمش و...

34:27.621 --> 34:29.171
‫از اون بچه‌هایی بود که
‫دوست داری داشته باشی؟

34:29.251 --> 34:31.091
‫نه، از اون بچه‌هایی بود که خودم بودم

34:51.571 --> 34:53.401
‫- سلام
‫- سلام سارا

35:19.091 --> 35:21.391
‫خبر جدید. فضول بیخیال نشده

35:22.181 --> 35:25.181
‫مثل آلیس در سرزمین اشتباهات
‫داره سرش رو می‌کنه تو سوراخ‌های مختلف

35:25.271 --> 35:27.141
‫حالا هم تیپ نور رو آورده تو کار

35:27.641 --> 35:31.981
‫واقعا این استعار‌ه‌های جورواجورت
‫رو نمی‌فهمم ایماس

35:32.061 --> 35:34.861
‫آدمی که گذاشتم بپادش
‫میگه این خانم ترافورد

35:34.941 --> 35:38.201
‫- یه کارآگاه خصوصی محلی گرفته
‫- ای ریدم بهش

35:39.701 --> 35:44.991
‫خیلی‌خب، تا هدف قهرمان‌بازی درنیاورده
‫باید بچه رو از اونجا خارج کنیم

35:45.831 --> 35:48.711
‫بیا این قضیه رو جمعش کنیم

35:50.251 --> 35:51.961
‫ببخشید، الان منو توجیه کردی؟

35:52.881 --> 35:56.131
‫چون با کمال احترام میگم، همستر

35:56.211 --> 35:59.341
‫هر طور عشقم بکشه این قضیه رو حل می‌کنم

36:07.561 --> 36:09.641
‫بیا. اینو بگیر و پایین رو خالی کن

36:09.731 --> 36:11.401
‫- خیلی‌خب
‫- زود میام

36:14.231 --> 36:17.731
‫خانم؟ تموم شد. می‌خواین نگاه بندازین؟

36:37.131 --> 36:38.131
‫خوبین؟

36:40.471 --> 36:42.381
‫نگران نباشین. محکمه

37:03.931 --> 37:05.931
‫[ تقدیم به پسر محبوبم
‫از طرف مادر محبوبت ]

37:06.621 --> 37:07.831
‫ممنون مامان

37:09.581 --> 37:10.751
‫بیست

37:19.091 --> 37:21.511
‫- این چیه؟
‫- دارم شلوارم رو اتو می‌کنم

37:21.591 --> 37:24.511
‫بخاطر من لازم نیست به خودت برسی

37:24.591 --> 37:26.471
‫به چروک بودنت عادت کردم

37:27.051 --> 37:29.511
‫دارم میرم بیرون یه مشروب بخورم

37:31.271 --> 37:32.271
‫تو مشروب نمی‌خوری

37:33.021 --> 37:35.151
‫بدم نمیاد گاهی یه پیک بخورم

37:37.021 --> 37:40.031
‫پس تصمیم گرفتی دوش سنتیِ
‫داخل خونه رو بذاری کنار؟

37:40.111 --> 37:42.691
‫آره. چون آب سنتی قطع شده

37:42.781 --> 37:45.991
‫نامه دادن که بخاطر عدم پرداخت
‫آبمون قطع شده

37:47.621 --> 37:50.201
‫فکر کردم اون رو درستش کردم

37:50.291 --> 37:53.001
‫آره، کردی. درست کردیش پشت کاناپه،
‫پیش بقیه قبض‌های پرداخت‌نشده

37:53.081 --> 37:54.501
‫اینو نزن به صورتت

37:57.291 --> 37:58.671
‫بیا اینجا توله‌سگ

38:05.591 --> 38:07.891
‫خبر خوب اینه که حساب کتاب‌ها
‫رو سر و سامون دادم

38:07.971 --> 38:09.301
‫جدی؟ عالیه

38:10.061 --> 38:14.101
‫یعنی اون خانم سارا ترافورد
‫رو انداختی بیرون؟

38:14.181 --> 38:17.021
‫یا بازم قرار گذاشتی که
‫بدون گرفتن نتیجه پول نگیری؟

38:20.191 --> 38:22.861
‫شبیه بامبی بعد از تیر خوردن مامانش شدی

38:22.941 --> 38:25.901
‫ولی جدی، به بی‌عرضگیت عادت دارم،
‫ولی دروغ گفتن دیگه جدیده

38:25.991 --> 38:28.871
‫ببخشید، فقط می‌خوام
‫یه جای دیگه رو خوب بگردم

38:28.951 --> 38:31.241
‫خیلی دلم می‌خواد بپرسم
‫اون جای دیگه تو کونته یا نه

38:31.331 --> 38:33.661
‫اگه قضیه انفجار گازه

38:33.751 --> 38:37.251
‫همه مسیرهای بدیهی تحقیق رو دنبال کردی دیگه؟

38:37.791 --> 38:40.881
‫برای همین میرم بار.
‫از پرستارها یه آمار بگیرم

38:40.961 --> 38:42.751
‫این چقدر هزینه داره برامون؟

38:42.841 --> 38:48.591
‫چرا نمی‌تونی به جای نتیجه
‫دنبال علت‌ها باشی جوزف؟

38:49.471 --> 38:51.721
‫وقتی جوزف صدام می‌کنی
‫دقیقا مثل مامانم میشی

38:51.811 --> 38:54.021
‫خب بعضی وقتا حس می‌کنم مامانتم

38:54.601 --> 38:57.141
‫حس می‌کنم میام مهد ریدمان‌ها دنبالت

39:03.691 --> 39:05.901
‫شاید تو بار اطلاعات خوبی گیرت بیاد

39:05.991 --> 39:07.821
‫ولی شاید ارزشش رو داشته باشه که بری

39:07.911 --> 39:10.161
‫اون خونه‌ی منفجرشده
‫یا همون «صحنه جرم» رو بررسی کنی

39:11.071 --> 39:13.741
‫من بودم از اونجا شروع می‌کردم.
‫از قربانی‌ها

39:13.831 --> 39:15.701
‫قربانی. فقط یه دونه هست

39:17.331 --> 39:19.171
‫لطفا نگو دیگه داری حرفای روزنامه‌ها

39:19.251 --> 39:20.831
‫رو هم باور می‌کنی

39:22.961 --> 39:24.761
‫میشه بپرسم امشب کجا داری میری؟

39:26.511 --> 39:27.511
‫می‌تونی بپرسی

39:30.471 --> 39:31.471
‫بوس خدافظی؟

40:04.841 --> 40:07.091
‫- نه. بیا بشین لطفا
‫- سرم شلوغه

40:07.171 --> 40:09.881
‫باور کن، فرصت معرکه‌ایه

40:09.971 --> 40:12.511
‫متأسفم ترافورد،
‫ولی الان وقت خوبی نیست

40:12.591 --> 40:16.561
‫بذار این اعداد رو نگاه بندازم
‫و پیشنهاد رو اصلاح کنم

40:16.641 --> 40:19.521
‫می‌تونم... با تیمم صحبت می‌کنم.
‫بنظرم دیگه...

40:19.601 --> 40:22.651
‫سارا. یه سر اومدم پالتوم رو بردارم

40:23.441 --> 40:25.021
‫بعد از انفجار اینجا جاش گذاشته بود

40:27.651 --> 40:31.661
‫چطوره همه یه گیلاس از
‫این شراب ناب قرمز بنوشیم؟

40:31.741 --> 40:35.701
‫من نمی‌خوام مرسی. باید رانندگی کنم.
‫ولی اگه پالتوم رو بدی ممنون میشم

40:37.041 --> 40:39.041
‫- آره
‫- و شال پائولا

40:41.501 --> 40:44.211
‫تو اتاق مطالعه‌ست.
‫بعد از انفجار همه‌چی رو جابه‌جا کردم

40:46.881 --> 40:48.261
‫درسته، آره

40:48.341 --> 40:50.671
‫- آره
‫- عه... یه لحظه

40:54.851 --> 40:57.311
‫خب، جوابی از رفقای کله‌گنده‌ت

40:57.391 --> 40:59.771
‫توی بیمارستان گرفتی؟

40:59.851 --> 41:01.641
‫یا می‌خوای بازم سرم رو شیره بمالی؟

41:01.731 --> 41:02.981
‫بچه حالش خوبه

41:03.061 --> 41:05.361
‫چند روز دیگه هم تو آی‌سی‌یو نگهش می‌دارن

41:05.441 --> 41:07.691
‫آی‌سی‌یو، چرا؟
‫چی شده؟

41:08.321 --> 41:10.531
‫استنشاق دود، لابد

41:11.491 --> 41:12.741
‫وقتی اجازه ترخیص بگیره

41:12.821 --> 41:16.371
‫می‌سپرنش به نهادهای مربوطه

41:17.331 --> 41:18.331
‫باشه

41:18.411 --> 41:20.001
‫معما حل شد خانم مارپل؟

41:23.081 --> 41:26.291
‫نه، آخه اگه جریان انقدر ساده و بی‌شیله‌پیله‌ست

41:27.251 --> 41:30.171
‫چرا پلیس گفت پرونده علامت‌داره؟

41:30.961 --> 41:31.971
‫رفتی سراغ پلیس؟

41:32.051 --> 41:34.801
‫چرا یه بیانیه مطبوعاتی نمیدن بگن حالش خوبه؟

41:35.471 --> 41:37.051
‫دارن چی رو قایم می‌کنن جرارد؟

41:38.601 --> 41:40.721
‫اونا؟ به ما بگن؟

41:41.271 --> 41:44.311
‫به تو و دوستای کلاه فویلی‌ـت بگن؟

41:45.941 --> 41:47.481
‫بسپرش به اینکاره‌ش

41:48.651 --> 41:51.031
‫روی مشکلات خودت تمرکز کن، خب؟

41:53.951 --> 41:55.951
‫جستجوی پالتو چطور پیش میره ترافورد؟

41:56.451 --> 41:58.661
‫یه راهنمایی می‌کنم،
‫مال من اون گرونه‌ست

41:59.661 --> 42:01.501
‫آره. الان میام!

42:01.581 --> 42:02.871
‫شوهرت کمک نیاز داره

42:04.541 --> 42:05.541
‫باشه جرارد

42:06.171 --> 42:07.961
‫منظورم فقط الان نیست سارا

42:11.211 --> 42:13.921
‫وارد آب‌های پر از کوسه شده

42:14.011 --> 42:15.551
‫و هیچ قایق نجاتی براش نیست

42:18.801 --> 42:21.221
‫عجب لباس‌هایی داری جرارد

42:21.851 --> 42:25.771
‫باید... منو به خیاطت معرفی کنی

42:28.901 --> 42:29.901
‫یه...

42:31.361 --> 42:33.491
‫- کیر توش
‫- مارک، خوبی؟

42:37.031 --> 42:38.031
‫مارک

42:39.371 --> 42:41.621
‫فکر کنم جرارد داره
‫دلسرد میشه نسبت به سرمایه‌گذاری

42:46.921 --> 42:48.671
‫لعنتی. شال پائولا

42:51.671 --> 42:54.801
‫جرارد! جرارد! شال!

43:05.351 --> 43:06.561
‫ببخشید

43:08.401 --> 43:09.401
‫سلام

43:11.271 --> 43:12.821
‫ببخشید

43:15.531 --> 43:19.701
‫شرمنده. نمی‌خوام جنسیت‌گرا،
‫قدگرا یا هرچیزدیگه‌‌‌ای‌گرا بنظر بیام

43:19.781 --> 43:22.201
‫ولی می‌خواین به جاتون سفارش بدم؟

43:23.161 --> 43:25.331
‫- بله. ودکا تونیک لطفا
‫- باشه

43:25.411 --> 43:27.211
‫- ودکا تونیک. مرسی
‫- حتما

43:28.501 --> 43:29.501
‫عالیه

43:30.791 --> 43:34.711
‫کاری که شماها می‌کنین،
‫با زخم و پاندمی و کمبود سروکله می‌زنین

43:34.801 --> 43:36.091
‫همه لایق مدال هستین

43:37.221 --> 43:41.681
‫نه فقط چند تا آدم مثلاً دلسوز از طبقه متوسط
‫که با قابلمه‌های لوکس‌شون براتون کف بزنن

43:42.761 --> 43:46.271
‫اصلا، می‌تونم یه نوشیدنی مهمونتون کنم؟

43:46.771 --> 43:48.021
‫مرسی

43:48.941 --> 43:52.611
‫بچه‌ها! این آقا می‌خواد
‫نوشیدنی مهمونمون کنه

43:56.531 --> 44:01.241
‫متوجه هستی که کار من باعث میشه
‫تو بتونی کارت رو بکنی؟

44:02.371 --> 44:05.451
‫باشه. فقط میگم اگه کارت مجبورمون می‌کنه

44:05.541 --> 44:08.541
‫از جرارد اینچن گدایی کنیم،
‫ارزشش رو نداره

44:16.961 --> 44:17.971
‫مارک...

44:26.601 --> 44:27.601
‫جو

44:28.181 --> 44:31.101
‫کارکنان بیمارستان تأیید کردن
‫که اون دختربچه اونجاست

44:31.191 --> 44:33.901
‫آره، توی آی‌سی‌یوئه
‫ولی حالش خوبه

44:33.981 --> 44:36.111
‫و منم باید سرم تو کار خودم باشه

44:36.191 --> 44:39.861
‫آره، جرارد اینچن با همون حالت
‫تحقیرآمیز همیشگیش بهم گفت

44:39.951 --> 44:43.951
‫یکی برگه ترخیصش رو امضا کرده
‫و به پرستار گفته ساک بچه رو جمع کنه

44:44.031 --> 44:45.371
‫هیچکس نمی‌دونه قراره کجا بره

44:45.451 --> 44:48.661
‫همه میگن الان آمادگیش رو نداره،
‫ولی امشب قراره جابه‌جاش کنن

44:48.751 --> 44:50.081
‫تف بهش جو. باشه

45:02.561 --> 45:04.561
‫[ رفتم خونه ویگوام‌ ]

45:58.481 --> 45:59.481
‫شرمنده

46:05.031 --> 46:06.071
‫سلام

46:15.871 --> 46:18.631
‫- مراقبت‌های ویژه کجاست؟ اضطراریه
‫- خیلی‌خب. از اون در برو

46:18.711 --> 46:21.801
‫- اون بالا، تابلوهاش رو می‌بینی
‫- ای خدا

46:26.011 --> 46:27.141
‫در باز می‌شود

46:31.471 --> 46:32.811
‫در بسته می‌شود

46:35.141 --> 46:36.141
‫ببخشید

46:53.001 --> 46:54.661
‫کارم اضطراریه!
‫باید بیام اون تو‍! لطفا!

46:54.751 --> 46:56.081
‫- باید داینا سینگلتون رو ببینم
‫- ملاقات ممنوعه

46:56.161 --> 46:57.921
‫بذارین بیام تو.
‫یکی می‌خواد ببرتش!

46:58.001 --> 46:59.461
‫- ببخشید
‫- باز کنین!

47:07.301 --> 47:09.511
‫توجه. آژیر حریق فعال شده

47:12.811 --> 47:15.561
‫همه بیرون! همه بیرون!

47:22.151 --> 47:24.111
‫برای ایمنی خودتونه. لطفا

47:24.191 --> 47:26.531
‫- داینا سینگلتون اینجاست؟
‫- الان نه خانم. مورد اضطراریه

47:27.701 --> 47:28.741
‫داینا!

47:31.031 --> 47:33.161
‫داینا؟ ببخشید

47:35.701 --> 47:37.001
‫هی، هی، هی

47:48.221 --> 47:49.221
‫بریم

47:56.231 --> 47:57.231
‫خیلی‌خب داینا

47:58.191 --> 47:59.521
‫داینا. بیدار شو عزیزم

48:01.231 --> 48:02.231
‫داینا!

48:03.151 --> 48:04.361
‫لطفا نایستید

48:05.611 --> 48:08.861
‫وارد پارکینگ بشید
‫و به محل تخلیه برید لطفا

48:48.901 --> 48:50.031
‫وایسا!

48:52.161 --> 48:53.281
‫گوه توش

49:03.041 --> 49:04.921
‫تو واسه کی کار می‌کنی جرارد؟
‫بچه کجاست؟

49:05.001 --> 49:07.091
‫سارا، بسه. بس کن

49:08.631 --> 49:11.721
‫بچه‌ای که برای من مهمه
‫بچه‌‌ایه که امروز از دست دادیم

49:15.681 --> 49:16.851
‫برای همین اینجا بودم

49:57.931 --> 50:00.141
‫جو؟ لعنتی

50:00.221 --> 50:03.101
‫حق با تو بود. بردنش.
‫دیگه بردنش

50:20.851 --> 50:27.851
‫« ترجمه از سحر و حسین رضایی »
‫::. Sahar_Frb & HosseinTL .::

50:28.852 --> 50:37.852
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:37.853 --> 50:46.853
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
