WEBVTT

00:11.624 --> 00:21.255
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:21.279 --> 00:29.279
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

00:34.200 --> 00:36.570
‫به محض این که به اتاقم برگشتم،

00:37.120 --> 00:40.660
‫غریبه بلافاصله از ذهنم ناپدید شد

00:44.960 --> 00:48.380
‫روزِ خیلی خاصی با پسرم داشتم

00:48.380 --> 00:52.260
‫یعنی، شوهرم پیش ما نبود،
‫ولی زیاد دلتنگش نشده بودم.

00:53.050 --> 00:56.050
‫و اون ترسِ اندکی که از روزِ دراز پیش رو داشتم

00:56.050 --> 01:00.970
‫و این که مجبور بودم نیکلاس رو سرگرم کنم
‫به راحتی از بین رفته بود،

01:00.970 --> 01:06.690
‫و من غرقِ لذت بردن از بودن با اون شده بودم

01:07.520 --> 01:13.030
‫و به خاطر داشتنِ یه روز پر از لذت‌های ساده
‫کنار پسرم احساس سرزندگی و رضایت می‌کردم

01:16.360 --> 01:17.610
‫خوشحال بودم

01:20.950 --> 01:27.420
‫برام سؤاله که آیا اون آخرین باری بود
‫که توی عمرم واقعاً خوشحال بودم

01:29.380 --> 01:34.630
‫می‌دونی، تمام خوشحالی‌های بعد از اون
‫صرفاً تظاهر بودن

01:38.510 --> 01:41.760
‫می‌دونی، چون زنت خیلی دقیق

01:41.760 --> 01:44.310
‫در مورد اتاق هتلم
‫و لباسم نوشته بود،

01:44.310 --> 01:46.980
‫ولی نمی‌تونست درک کنه
‫چه احساسی داشتم

01:49.560 --> 01:50.610
‫من خوشحال بودم

01:50.610 --> 01:52.570
‫- نانسی...
‫- خفه شو، دارم حرف می‌زنم

01:53.530 --> 01:54.940
‫به اندازه‌ی کافی حرف‌هات رو شنیدم

01:57.950 --> 02:01.330
‫آره، زنت چیزهای زیادی رو
‫درست نوشته بود...

02:03.700 --> 02:07.660
‫از جمله نحوه‌ی مرگِ پسرت

02:12.750 --> 02:16.090
‫مامان. مامان. مامان

02:16.090 --> 02:18.630
‫من اون شب اصلاً نخوابیده بودم

02:18.630 --> 02:21.300
‫میشه یه قایق پلاستیکی بگیریم؟

02:21.300 --> 02:24.470
‫- تمام بدنم درد می‌کرد.
‫- قایق! قایق! قایق!

02:24.470 --> 02:28.140
‫نیکلاس بی‌قراری می‌کرد بره ساحل.

02:28.140 --> 02:30.900
‫قایق! قایق! قایق!

02:30.900 --> 02:35.320
‫- به سختی می‌تونستم حرکت کنم
‫- قایق! قایق! قایق!

02:35.320 --> 02:39.490
ولی ما رفتیم لب ساحل

02:39.490 --> 02:41.570
‫قایق!

02:41.570 --> 02:46.950
‫و توی راه، نرم شدم
‫و براش یه قایق پلاستیکی خریدم

02:47.700 --> 02:48.710
‫اون موقع...

02:50.040 --> 02:54.590
‫فکر می‌کردم یه ناجی به حساب می‌اومد،
‫می‌دونی، روی شن‌ها سرگرم نگهش می‌داشت

02:54.590 --> 02:58.260
‫تا انقدر انرژی پیدا می‌کردم
‫که باهاش برم توی آب

02:59.170 --> 03:00.760
‫چون خسته بودم

03:01.510 --> 03:04.050
‫شب قبل کل انرژی‌ام رو گرفته بود

03:06.810 --> 03:08.680
‫قصد نداشتم خوابم ببره،

03:09.810 --> 03:11.020
‫ولی خوابم برد

03:12.940 --> 03:13.940
‫از حال رفتم

03:14.860 --> 03:20.650
‫فقط چشم‌هام رو بستم و خوابم برد

03:22.700 --> 03:26.540
‫فقط به خاطر این بیدار شدم
‫که باد شدت گرفته بود

03:26.564 --> 03:28.834
‫و شن‌ها داشتن پوستم رو سوراخ می‌کردن

03:29.620 --> 03:32.710
‫و بلافاصله فهمیدم که یه مشکلی هست

03:59.440 --> 04:02.530
‫و دریا خیلی موّاج بود.
‫و نیکلاس فقط...

04:03.660 --> 04:06.580
‫اون لبخند می‌زد.
‫توی دنیای کوچیک خودش گُم شده بود.

04:07.240 --> 04:08.450
‫نیکلاس؟

04:10.870 --> 04:12.500
‫- و امواج...
‫- نیکلاس!

04:12.500 --> 04:14.580
‫داشتن بزرگ‌تر می‌شدن
‫و قایق بالا و پایین می‌رفت

04:14.580 --> 04:16.830
‫و اون داشت بیشتر و بیشتر
‫به وسط دریا کشیده می‌شد

04:16.830 --> 04:22.170
‫و وقتی که آب به کمرم رسید
‫یهویی خشکم زد

04:22.170 --> 04:25.180
‫می‌دونی، من همیشه از دریا می‌ترسیدم، ولی...

04:25.180 --> 04:28.350
‫و وقتی مطمئن شدم که
‫اگه شنا کنم و برم سمتش،

04:28.350 --> 04:30.770
‫هردومون غرق می‌شیم

04:31.520 --> 04:36.440
‫همیشه به نظر میاد که مردها هستن
‫در حال نجاتِ بچه‌ها غرق میشن

04:36.440 --> 04:40.110
‫مادرها نیستن، پدرها هستن

04:40.860 --> 04:43.030
نمی‌دونم، حتماً یه زن‌هایی بودن
‫که انجامش دادن،

04:43.030 --> 04:47.370
‫ولی یادم نمیاد چیزی در موردش خونده باشم

04:47.370 --> 04:50.950
‫یعنی، قطعاً من تنها زنی نیستم
‫که شجاعتش رو نداشتم

04:50.950 --> 04:53.210
که برم دنبال پسرم

04:54.160 --> 04:57.540
‫همش از خودم می‌پرسم، می‌دونی،
‫اگه یه ساختمون سوزان بود

04:57.540 --> 05:01.550
‫یا اگه یکی تفنگ به سمتش گرفته بود،
‫اصلاً فرقی می‌کرد یا نه؟

05:01.550 --> 05:03.880
‫اون موقع شجاعتش رو پیدا می‌کردم؟

05:05.220 --> 05:07.470
‫یعنی، می‌دویدم وسط آتیش؟

05:07.470 --> 05:10.510
‫یا به خاطر نیک گلوله می‌خوردم؟

05:14.270 --> 05:18.900
‫نمی‌دونم. تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که دریا مانع من شد

05:22.150 --> 05:24.616
جونم رو به خاطر بچه‌ام به خطر ننداختم

05:24.640 --> 05:28.119
‫و این چیزیه که مجبورم باهاش کنار بیام

05:33.830 --> 05:35.080
‫و بعدش...

05:37.460 --> 05:38.500
اون رو دیدم

05:39.920 --> 05:44.170
‫و اون از ساحل به سمتِ من می‌دوید

05:44.170 --> 05:47.840
‫و به محض این که به دریا رسید،
‫شیرجه زد توی دل امواج.

05:49.550 --> 05:50.930
‫نه، نه، نه!

05:51.760 --> 05:53.510
‫و ناگهان اون کلمات
‫از دهنم بیرون اومدن...

05:53.520 --> 05:54.850
‫- نه! نه!
‫- قبل از این که بتونم جلوشون رو بگیرم

05:54.850 --> 05:57.060
‫نمی‌خواستم اون باشه. اون نه

05:57.060 --> 05:58.560
‫هرکسی جز اون

05:59.610 --> 06:04.030
‫و فقط اونجا وایسادم
‫و خشکم زده بود

06:04.030 --> 06:09.700
‫و فقط اون رو تماشا می‌کردم
‫که یک دستی شنا می‌کرد،

06:09.700 --> 06:12.700
‫و قایق رو بینِ امواج می‌کشید
‫و قهرمان به نظر می‌اومد

06:15.700 --> 06:17.790
‫ولی دریا علیه اون بود

06:21.840 --> 06:25.250
‫و بعدش دوتا مرد،

06:25.260 --> 06:27.800
‫دویدن توی آب و به سمتشون شنا کردن

06:27.800 --> 06:30.390
‫و بعدش بالأخره نیک صحیح و سالم
‫به ساحل رسید

06:31.720 --> 06:36.980
‫و همه روی نیکی و دو مرد تمرکز کرده بودن

06:40.480 --> 06:42.560
هیچکس به پسرت نگاه نمی‌کرد

06:44.900 --> 06:47.990
‫اون یه قهرمان بود.
‫فرض کردن حالش خوبه.

06:53.410 --> 06:55.830
‫آره، خب، همسرت درست نوشته بود

06:59.370 --> 07:02.250
‫من پسرت رو در حال دست و پا زدن
‫بینِ امواج دیدم...

07:04.340 --> 07:07.590
‫و هیچ کاری براش نکردم

07:10.260 --> 07:12.590
‫فریادهاش توی باد گُم شدن،

07:14.220 --> 07:17.980
‫و من هیچ کاری برای کمک بهش نکردم

07:41.620 --> 07:45.380
‫پس اونا سوارِ قایقش کردن
‫و به ساحل برش گردوندن،

07:45.380 --> 07:47.250
‫و همه وارد عمل شدن

07:53.220 --> 07:57.470
‫و تنها چیزی که نیکلاس در مورد اون اتفاق گفت
‫این بود که داشت یخ می‌زد

07:58.430 --> 08:02.060
‫انگار اصلاً خبر نداشت که ممکن بود غرق شه

08:06.110 --> 08:09.320
‫حتی یه بارم نگفت که ترسیده بود

08:12.490 --> 08:13.490
‫ولی من ترسیده بودم

08:15.910 --> 08:16.910
‫هنوزم می‌ترسم

08:19.120 --> 08:22.000
‫فقط احساس سرما می‌کرد
‫و می‌خواست برگرده ساحل،

08:22.000 --> 08:24.920
‫و یه غریبه اومد و نجاتش داد

08:25.420 --> 08:26.420
‫به همین سادگی

08:28.460 --> 08:31.260
‫و دیگه هیچوقت به اون حادثه اشاره نکرد

08:32.090 --> 08:36.380
‫می‌دونی، دیگه هیچوقت حرفی
‫از ساحل، قایق و پسرت نزد

08:36.390 --> 08:40.470
‫برام مهم نیست نیکلاس سردش بود.
‫پسرم مُرده بود.

08:40.470 --> 08:42.730
‫آره. آره، اون مُرده بود

08:43.440 --> 08:44.440
‫اون غرق شد

08:45.270 --> 08:48.520
‫تو تماشاش کردی. هیچ کاری نکردی

08:48.520 --> 08:50.570
‫- تو اونجا وایسادی...
‫- حرفم تموم نشده!

08:51.940 --> 08:53.030
‫بگیر بشین!

08:55.320 --> 08:59.540
‫حالا، می‌خوام بفهمی
‫شبِ قبلش چه اتفاقی افتاده بود

09:03.620 --> 09:07.380
‫زنت این کتاب رو بر اساس چندتا عکس نوشته،

09:07.960 --> 09:09.960
‫ولی عکس‌ها واقعیت نیستن

09:09.960 --> 09:12.710
‫خودت گفتی، اونا تکه‌ای از واقعیت هستن

09:13.760 --> 09:15.720
‫حالا، شبِ قبل از مرگ پسرت،

09:17.050 --> 09:20.720
‫من برگشتم اتاق هتلم
‫و آماده بودم دوش بگیرم

09:20.720 --> 09:22.560
‫آماده بودم کتابم رو بخونم و بخوابم

09:22.560 --> 09:25.560
‫همونطور که قبلاً گفتم، خوشحال بودم

09:25.560 --> 09:26.650
‫نه

09:28.150 --> 09:29.360
‫بیشتر از خوشحال بودم

09:31.360 --> 09:32.440
‫سرخوش بودم

09:52.170 --> 09:55.590
‫حتماً وقتی درو باز کرده بودم
‫کلید رو روش جا گذاشته بودم،

09:55.590 --> 09:57.840
‫وقتی سعی داشتم شرابم نریزه زمین

10:03.470 --> 10:07.230
‫می‌دونی، قبل از این که ببینمش
‫بوش رو حس کردم

10:08.400 --> 10:10.270
‫افترشیوش...

10:14.900 --> 10:17.320
‫ساکت باش. ساکت باش

10:17.320 --> 10:20.780
‫و می‌تونستم مزه‌ی عرقش رو حس کنم

10:23.790 --> 10:25.290
‫هنوزم مزه‌ی عرقش رو حس می‌کنم

10:26.370 --> 10:29.630
‫نمی‌دونم چه طعمی داشت.
‫احتمالاً مزه‌ی هیجان بود.

10:35.550 --> 10:39.300
‫و وقتی حرف‌هاش رو شنیدم غافلگیر شدم

10:40.220 --> 10:41.300
‫چون اوایل اون روز،

10:41.300 --> 10:44.720
‫وقتی متوجه نگاه کردنش
‫به خودم شده بودم،

10:44.720 --> 10:48.890
‫می‌دونی، وقتی بهم لبخند می‌زد،
‫تصورِ دیگه‌ای ازش داشتم.

10:51.190 --> 10:52.940
‫فکر می‌کردم ملایم باشه

10:55.230 --> 10:56.570
‫ولی ملایم نبود

10:58.610 --> 10:59.820
‫پر از نفرت بود

11:00.740 --> 11:02.910
‫- ولی عکس‌ها...
‫- آره

11:02.910 --> 11:04.870
‫آره، دارم به عکس‌ها می‌رسم

11:22.800 --> 11:23.800
‫لیسش بزن

11:40.320 --> 11:43.780
‫قبلاً کسی من رو نزده بود،
‫واسه همین مبهوت شدم.

11:45.910 --> 11:48.040
‫دندون‌هام فشرده شدن.
‫گوش‌هام زنگ می‌کشیدن.

11:48.040 --> 11:50.540
‫- فقط...
‫- خواهش می‌کنم

11:50.540 --> 11:55.210
‫- باورم نمی‌شد چه اتفاقی داره می‌افته
‫- اگه دوباره این کارو بکنی یا جیغ بزنی،

11:55.210 --> 11:57.460
‫خودت و پسرت رو خط‌خطی می‌کنم

11:59.550 --> 12:03.050
‫صورتت رو تا آخرِ عمر زخمی می‌کنم.
‫می‌فهمی چی میگم؟

12:03.050 --> 12:06.140
‫پس هر کاری که میگم انجام میدی؟

12:09.646 --> 12:11.456
پس خفه شو

12:11.480 --> 12:13.810
و لباسِ وامونده‌ات رو در بیار

12:13.810 --> 12:16.560
‫مامان. مامان

12:16.570 --> 12:18.860
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

12:18.860 --> 12:20.820
‫- بگو بگیره بخوابه
‫- لطفاً بهش صدمه نزن

12:20.820 --> 12:23.150
‫- بگو بگیره بخوابه
‫- چیزی نیست. عزیزم...

12:23.160 --> 12:27.240
‫- عزیزم، بگیر بخواب. من اینجام
‫- ولی آخه قول دادی

12:27.240 --> 12:28.990
‫- درو باز بذاری، مامانی
‫- خواهش می‌کنم

12:28.990 --> 12:30.660
‫خفه‌اش کن

12:33.500 --> 12:35.330
‫خفه‌اش کن

13:11.080 --> 13:12.450
‫این بوی چیه؟

13:33.480 --> 13:34.480
‫آفرین

13:37.400 --> 13:38.520
‫بگیر بخواب

14:05.420 --> 14:06.630
‫اگه نیک بیدار می‌شد...

14:09.720 --> 14:11.760
‫نمی‌دونم پسرت چیکار می‌کرد

14:11.760 --> 14:16.890
‫پس وقتی از اتاق اومدم بیرون خیالم راحت شد
‫و حس می‌کردم داره تعقیبم می‌کنه

14:18.150 --> 14:19.350
‫و بعدش...

14:20.360 --> 14:24.070
‫دوربین رو برداشت و فکر کردم،

14:24.650 --> 14:26.070
‫"اوه، سعی داره ازم اخاذی کنه"

14:27.400 --> 14:28.490
‫و...

14:30.780 --> 14:32.530
‫پس با خودم گفتم
‫"نظرش رو جلب می‌کنم"

14:32.530 --> 14:34.200
‫نمی‌خواستم به نیک صدمه بزنه

14:36.210 --> 14:39.710
‫ولی نمی‌دونستم چیکار کنم.
‫باید چیکار می‌کردم؟ ژست می‌گرفتم؟

14:41.840 --> 14:44.880
‫و شوکه شده بودم
‫چون لباس زیری رو انتخاب کرد

14:44.880 --> 14:48.430
‫که شوهرم واسه عید بهم کادو داده بود

14:53.390 --> 14:54.890
‫عجله کن

15:04.270 --> 15:05.280
‫سریع‌تر

15:30.090 --> 15:31.090
‫برگرد

15:37.430 --> 15:40.020
‫اشک‌هات رو پاک کن و لبخند بزن.
حالیت میشه؟

15:41.900 --> 15:43.110
‫حالا لبخند بزن

15:45.190 --> 15:46.940
‫آره، خیلی بهتر شد. بشین

15:49.400 --> 15:51.150
‫بس کن، بس کن، بس کن

15:51.150 --> 15:53.030
‫یالا. یالا

15:56.870 --> 15:58.950
‫زود باش. سوتینت رو در بیار

16:06.250 --> 16:07.460
‫چشم‌هام رو بستم

16:09.590 --> 16:12.800
‫احساس می‌کردم یه موجود کثیف و حقیرم

16:14.720 --> 16:18.600
‫و می‌تونستم صدای کلیک دوربین
‫و جابجایی زوم رو بشنوم

16:18.600 --> 16:20.770
‫وقتی بهم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد

16:24.230 --> 16:25.230
‫و...

16:28.650 --> 16:30.780
‫دقیقاً همون کاری رو کردم که ازم خواست

16:31.990 --> 16:33.618
‫می‌دونی، لبِ بالام رو گاز گرفتم

16:33.642 --> 16:37.556
‫براش آه و ناله کردم
‫و نفس نفس زدم

16:37.580 --> 16:40.500
‫می‌دونی، امیدوار بودم راضی شه و بره

16:43.960 --> 16:46.670
‫و بعدش صدای آه و ناله‌ی اون رو شنیدم...

16:48.000 --> 16:50.050
‫و منتظر موندم. می‌ترسیدم حرکت کنم

17:13.740 --> 17:17.990
‫و فکر می‌کردم این تنها چیزی بود که می‌خواست

17:22.200 --> 17:25.960
‫- پس گفتم: "لطفاً دیگه برو"
‫- لطفاً دیگه برو

17:26.710 --> 17:29.710
‫ولی اشتباه کرده بودم

17:31.050 --> 17:32.800
‫نباید این رو می‌گفتم

17:32.800 --> 17:35.220
‫باید وانمود می‌کردم
‫چیزی بود که منم می‌خواستم

17:37.140 --> 17:38.680
‫نه! نه، نکن!

17:40.260 --> 17:43.640
‫و اون موقع فهمیدم که تموم نشده...

17:46.230 --> 17:47.900
‫و وحشت کرده بودم

17:48.650 --> 17:51.230
‫- اون یه چاقو داشت
‫- بهتره لبخند بزنی لعنتی

17:51.230 --> 17:53.990
‫و در تمام مدت همش فکر می‌کردم

17:53.990 --> 17:55.650
‫چطور بندازمش بیرون؟

17:55.650 --> 17:57.530
‫چطور از نیک دورش کنم؟

17:58.200 --> 18:01.240
‫و فقط فکر می‌کردم...
‫امیدوار بودم یه جایی دلش برامون بسوزه.

18:24.730 --> 18:28.560
‫و بعدش یه صدایی شنیدم

18:30.270 --> 18:33.690
‫مثل صدای یه حیوونِ زخمی بود

18:33.690 --> 18:34.990
‫و بعدش متوجه شدم...

18:37.450 --> 18:38.780
‫صدای خودم بوده

18:38.780 --> 18:43.240
‫و تمام بدنم درد می‌کرد. همه جام

18:44.370 --> 18:46.290
‫و بعدش من رو برگردوند و...

18:47.290 --> 18:50.540
‫من رو بوسید و من...

18:51.790 --> 18:55.340
‫مزه‌ی دندون‌ها و تُفش رو حس می‌کردم

18:56.550 --> 18:59.050
‫و بوی افترشیوش منزجرکننده بود

18:59.050 --> 19:00.090
‫می‌تونستم...

19:01.470 --> 19:02.760
‫حالم رو بهم می‌زد

19:04.470 --> 19:08.640
‫همون افترشیوی بود که توی بیمارستان
‫بوش رو روی تو حس کردم

19:14.780 --> 19:16.190
‫و بعدش...

19:18.990 --> 19:24.410
‫زانوش رو فشار داد
‫و خیلی محکم گذاشتش لای رونم،

19:24.410 --> 19:28.710
و دوباره آلتش رو توم فرو کرد

19:30.420 --> 19:31.830
‫و من...

19:31.830 --> 19:35.000
‫اون روم از حال رفت و فقط...

19:35.000 --> 19:38.420
‫اون فقط اونجا موند و من گیر افتاده بودم.
‫نمی‌تونستم حرکت کنم

19:38.420 --> 19:40.510
‫و با خودم گفتم:
‫"خدایا، لطفاً تمومش کن"

19:43.550 --> 19:45.060
‫ولی اون دوباره شروع کرد

19:46.970 --> 19:47.980
‫آره

19:49.140 --> 19:51.100
‫مقاومت کردم؟

19:53.690 --> 19:54.690
‫نه

19:54.690 --> 19:57.360
‫جیغ کشیدم؟ نه، نمی‌تونستم

19:58.190 --> 20:00.200
‫ولی تنها چیزی که لازمه بدونی اینه که...

20:04.410 --> 20:08.580
‫پسرت دوباره و دوباره بهم تجاوز کرد،

20:09.450 --> 20:11.370
‫به مدت سه ساعت و نیم

20:15.090 --> 20:18.670
‫و پسرت سه ساعت و نیم
وحشیانه بهم تجاوز کرد

20:20.380 --> 20:23.840
‫و بعد دست کشید. سیر شده بود

20:56.710 --> 20:57.790
‫برگرد

21:01.800 --> 21:02.800
‫لبخند بزن

21:08.560 --> 21:10.020
‫و بعدش بهم گفت،

21:12.270 --> 21:15.400
‫- "مرسی. عالی بود"
‫- مرسی. عالی بود

21:36.670 --> 21:38.380
‫و وقتی این رو گفت،

21:40.130 --> 21:41.800
‫می‌خواستم بمیره

21:45.090 --> 21:47.300
‫آره، اون شب،

21:47.300 --> 21:49.600
‫حاضر بودم هر چیزی بدم
‫که مرگش رو ببینم

21:51.180 --> 21:53.810
‫پس، وقتی غرق شد...

21:56.400 --> 21:57.520
‫گذاشتم و رفتم

21:59.770 --> 22:00.770
‫این حقیقته

22:01.980 --> 22:04.240
‫و نمی‌تونم وانمود کنم به خاطرش متأسفم

22:04.240 --> 22:07.070
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.
‫داری دروغ میگی

22:07.070 --> 22:10.580
‫- خب چی رو باور نمی‌کنی؟
‫- هیچکدوم رو. اگه، اگه...

22:11.160 --> 22:14.370
‫اگه حقیقت داشت وقتی نانسی رو دیدی
‫بهش می‌گفتی

22:14.370 --> 22:17.420
‫چی؟ به زنِ در حال مرگت می‌گفتم

22:17.420 --> 22:20.670
‫که پسری که از دست داده بود
‫بهم تجاوز کرده؟

22:22.130 --> 22:23.840
‫چه فایده‌ای داشت؟

22:25.050 --> 22:31.430
‫تنها دلیل این که بهت میگم
‫اینه که می‌خوام دست برداری

22:32.560 --> 22:35.730
‫می‌خوام دست از سرِ من و پسرم برداری

22:35.730 --> 22:36.890
‫تو هیچ مدرکی نداری!

22:36.890 --> 22:39.730
‫چی؟ می‌تونم مدارکِ پزشکی قانونی رو بهت بدم

22:39.730 --> 22:42.230
‫این چیزیه که می‌خوای؟
‫این چیزیه که لازم داری؟

22:42.230 --> 22:44.190
‫باشه. خب، بعد از این که رفت،

22:44.690 --> 22:49.530
‫یه ظرفِ کرم دست و صورت رو خالی کردم
‫و به خودم فشارش دادم

22:49.530 --> 22:53.700
‫و تمام آبِ چندش‌آورش رو از بدنم خارج کردم،

22:53.700 --> 22:55.370
‫و درش رو بستم،

22:55.370 --> 22:59.710
‫و بعدش از آسیب‌هام عکس گرفتم، می‌دونی...

22:59.710 --> 23:01.790
‫کبودی‌های روی رون‌هام
‫و جاهای گاز گرفتگی روی گردنم،

23:01.790 --> 23:05.050
‫در صورتی که بعداً به عنوان مدرک
‫بهشون نیاز پیدا می‌کردم چون...

23:07.130 --> 23:10.470
‫هنوز نمی‌دونستم می‌خوام چیکار کنم

23:10.470 --> 23:12.550
‫قدرتش رو نداشتم برم پیش پلیس،

23:12.550 --> 23:15.310
‫و نمی‌خواستم نیکی رو توی اون شرایط قرار بدم

23:16.060 --> 23:17.310
‫پس، فکر کردم، می‌دونی،

23:17.310 --> 23:20.980
‫خودم رو جمع و جور می‌کنم
‫و بعداً انجامش میدم، خب؟

23:20.980 --> 23:22.520
‫فرداش. روزِ بعدش

23:23.320 --> 23:24.530
‫ولی بعدش اون مُرد

23:25.480 --> 23:27.400
‫می‌فهمی؟ اون مُرد

23:28.030 --> 23:29.110
‫و من فکر کردم...

23:30.990 --> 23:33.410
‫"خدا رو شکر که مُرده"

23:33.990 --> 23:39.500
‫دیگه مجبور نیستم
‫بی‌گناهیم رو به کسی ثابت کنم

23:39.500 --> 23:42.420
‫اگه نخوام مجبور نیستم
‫در موردش حرف بزنم

23:42.420 --> 23:45.550
‫اگه نخوام مجبور نیستم
‫دوباره مرورش کنم

23:45.550 --> 23:48.840
‫مجبور نیستم توی دادگاه وایسم
‫و دروغگو خطاب بشم

23:49.420 --> 23:52.930
‫که بگن من یه مرد رو اغوا کردم
‫و به اتاقم کشوندم

23:52.930 --> 23:55.930
‫می‌دونی که می‌شناختمش
‫و توی بار برام نوشیدنی خریده بود

23:55.930 --> 23:59.350
‫و باهاش لاس زدم، همونطور که
‫توی کتاب منزجرکننده‌ات نوشته

24:00.770 --> 24:03.110
‫پس ظرفِ کرم رو دور انداختم

24:04.150 --> 24:07.940
‫و وقتی عکس‌های تعطیلاتم رو ظاهر کردم،

24:07.940 --> 24:11.950
‫تمام مدارکِ آسیب‌هام رو پاک کردم،

24:11.950 --> 24:13.820
‫و فقط عکس‌های شاد رو نگه داشتم

24:13.820 --> 24:16.240
‫از نیکلاس و رابرت و خودم

24:17.700 --> 24:20.750
‫و بعدش، اگه می‌خوای بدونی...

24:24.710 --> 24:26.590
‫وقتی برگشتم لندن، متوجه...

24:31.340 --> 24:32.930
‫متوجه شدم که حامله‌ام

24:35.100 --> 24:37.600
‫حالا، می‌تونست بچه‌ی رابرت باشه...

24:41.060 --> 24:44.060
‫و ما بدجوری اون بچه‌ی دوم رو می‌خواستیم...

24:48.320 --> 24:54.490
‫ولی چون نمی‌دونستم پدرش
‫مردی بود که بهم تجاوز کرد یا نه،

24:55.820 --> 24:57.080
‫سقطش کردم

25:12.380 --> 25:13.930
‫توی چایی‌ام چی ریختی؟

25:17.350 --> 25:20.020
‫توی چایی‌ام چی ریختی، عوضیِ دیوونه؟

25:32.190 --> 25:33.400
‫مقاومت نکن

25:34.490 --> 25:37.950
‫قراره خوابت ببره،
‫ولی چیزیت نمیشه.

25:37.950 --> 25:40.660
‫من الان برمی‌گردم بیمارستان

25:40.660 --> 25:41.750
‫نه

25:43.250 --> 25:44.540
همه چی رو تموم می‌کنم

25:55.010 --> 25:57.180
‫سلام. بله. میشه لطفاً یه تاکسی بفرستید؟

25:57.180 --> 25:58.760
‫به خیابون هرینگتون، پلاک 87

26:44.020 --> 26:45.020
‫اوه، لعنتی!

26:49.980 --> 26:51.360
‫نیکلاس

26:51.384 --> 26:53.153
‫سلام، من دکتر کیث هستم

26:53.177 --> 26:55.197
‫می‌تونی چشم‌هات رو برام باز کنی، لطفاً؟

26:58.950 --> 27:02.080
‫آفرین، نیکلاس.
‫می‌تونی دستم رو فشار بدی، لطفاً؟

27:02.780 --> 27:06.200
‫می‌تونی محکم‌تر فشار بدی؟ آفرین

27:06.210 --> 27:07.750
‫نیکلاس، یه لوله توی دهنته

27:07.750 --> 27:10.420
‫قراره سعی کنیم جابجاش کنیم، باشه؟
‫اشکالی نداره؟

27:10.420 --> 27:13.500
‫بذار ببینم. یه لایک نشونم بده.
‫ممنون.

27:13.500 --> 27:15.510
‫پرستار. میشه لطفاً لوله رو در بیاری؟

27:15.510 --> 27:17.170
‫دستگاه تفنس مصنوعی رو خاموش کردم

27:21.300 --> 27:23.970
‫نیکلاس، من از یک تا سه می‌شمارم

27:23.970 --> 27:25.770
‫و بعدش می‌خوام سرفه کنی، باشه؟

27:27.480 --> 27:30.940
‫یک، دو، سه.
‫برام سرفه کن. سرفه کن.

27:30.940 --> 27:32.690
‫آفرین، نیکلاس. آفرین

27:32.690 --> 27:35.190
‫- برام نفس بکش، نیکلاس. نفس بکش
‫- فقط آروم باش

27:35.190 --> 27:36.650
‫کارت خیلی خوبه

27:37.490 --> 27:39.780
‫به دماغت اکسیژن وصل می‌کنم

27:40.780 --> 27:42.240
‫حالت خوبه، نیکلاس؟

27:48.870 --> 27:49.870
‫من کجام؟

27:50.670 --> 27:51.880
‫چه اتفاقی برام افتاده؟

27:52.540 --> 27:54.250
‫نیکلاس، تو توی بیمارستانی

27:54.750 --> 27:56.210
‫جای امنی هستی

27:56.210 --> 27:58.590
‫بعداً بهت توضیح می‌دیم
‫چه اتفاقی افتاد، باشه؟

28:00.180 --> 28:02.720
‫خب. صبح بخیر، خوش‌تیپ

28:21.869 --> 28:23.287
‫[مقصد: بیمارستان ایست اکتون]

28:23.370 --> 28:25.122
‫[درخواستِ تاکسی ثبت شد]

29:36.560 --> 29:39.900
‫دیدی؟ جوری پیچید جلوم
‫انگار وجود ندارم

29:40.480 --> 29:42.650
‫جماعت رانندگی بلد نیستن

29:43.659 --> 29:44.868
‫[تاکسی تا 1 دقیقه می‌رسد]

30:14.850 --> 30:17.560
‫سلام، آقا.
‫میشه لطفاً با من بیاید؟ ممنون.

30:18.310 --> 30:20.820
‫اِما، میشه لطفاً یادداشت‌های کاردیولوژی
‫دکتر جونتا رو برام بیاری؟

30:20.820 --> 30:21.730
‫- ممنون
‫- باشه

30:21.730 --> 30:22.940
‫حالش خوبه؟

30:22.940 --> 30:26.110
‫به هوش اومد. نسبتاً هشیاره.
‫پس این خبرِ خوبیه.

30:27.110 --> 30:29.120
‫حرف می‌زنه؟

30:29.120 --> 30:31.200
‫آره. یکم تحتِ تأثیر آرامبخشه

30:31.200 --> 30:34.120
‫ولی هنوز برای التهاب قلب درمانش می‌کنیم

30:34.120 --> 30:36.960
‫که اگه به تزریق مواد ادامه بده
‫می‌تونه عود کنه

30:36.960 --> 30:40.290
‫متوجهم. متوجهم، ولی ممکنه
‫کامل بهبود پیدا کنه؟

30:40.290 --> 30:42.340
‫- قهوه می‌خواید، دکتر؟
‫- اون به هوش اومده و هشیاره...

30:42.340 --> 30:43.340
‫خیلی ممنون، اِما

30:43.340 --> 30:44.920
‫...که خبرِ خوبیه

30:45.760 --> 30:48.013
‫فردا، یه سری آزمایش خون جدید
‫روش انجام می‌دیم،

30:48.037 --> 30:49.598
‫ولی فعلاً باید استراحت کنه

30:49.622 --> 30:52.810
‫میشه لطفاً باهاش حرف بزنم؟

30:52.810 --> 30:54.970
‫می‌تونید ببینیدش،
‫ولی لطفاً خسته‌اش نکنید.

30:54.980 --> 30:56.480
‫من دیگه باید برم.
‫پیجرم زنگ می‌زنه.

30:56.480 --> 30:58.732
‫- متوجهم. ممنون، دکتر
‫- خواهش می‌کنم. ممنون

30:59.358 --> 31:00.275
‫ممنون، اِما

31:00.299 --> 31:02.861
‫میشه لطفاً به کاردیولوژی خبر بدی
‫من دارم میرم اونجا؟ ممنون

31:11.740 --> 31:13.990
‫لطفاً پس از صدای بوق پیغام بگذارید

31:13.990 --> 31:17.080
‫برای ضبط مجدد پیغام،
‫کلید مربع را فشار دهید.

31:18.080 --> 31:20.580
‫رابرت. قضیه جدّیه

31:21.290 --> 31:24.000
‫استیون بریگزستاک داره میاد بیمارستان

31:24.000 --> 31:26.590
‫حالا نمی‌تونی اجازه بدی
‫به نیکلاس نزدیک شه

31:26.590 --> 31:29.800
‫باشه؟ به هیچ وجه.
‫خواهش می‌کنم، رابرت.

31:31.050 --> 31:32.970
‫این خیلی مهمه

31:32.970 --> 31:34.520
‫اون خطرناکه

31:53.200 --> 31:54.200
‫چی شده؟

32:02.330 --> 32:04.500
‫من خیلی خیلی می‌ترسیدم، نیک

32:05.380 --> 32:07.550
‫نمی‌تونم بهت بگم چقدر خوشحالم که برگشتی

32:08.670 --> 32:10.590
‫ما این شرایط رو پشت سر میذاریم

32:11.510 --> 32:12.510
‫باشه؟

32:13.390 --> 32:14.600
‫باشه؟

32:19.890 --> 32:21.230
‫اشکالی نداره، نیک

32:22.310 --> 32:23.310
‫هر وقت آماده بودی

32:24.190 --> 32:25.690
‫باید یکم استراحت کنید

32:26.320 --> 32:28.780
‫- اینجا راحتم
‫- اون نیاز به استراحت داره

32:28.780 --> 32:30.200
‫حالش خوب میشه

32:31.030 --> 32:32.360
‫برید یکم هوا بخورید

32:34.280 --> 32:35.700
‫یکم دیگه برمی‌گردم، رفیق

32:36.660 --> 32:37.870
‫خیلی خب، رفیق

33:27.040 --> 33:28.880
‫- اگه کارم داشتید بیرونم
‫- باشه

33:36.558 --> 33:38.018
‫[استیون بریگزستاک داره میاد اونجا.]

33:38.101 --> 33:39.686
‫[به هیچ وجه نذار به نیکلاس نزدیک شه.]

33:52.282 --> 33:54.701
‫[حوادث و اورژانس]

33:57.538 --> 33:59.957
‫[بخش اورژانس]

34:03.160 --> 34:05.080
‫ببخشید، نمی‌تونید سریع‌تر برید؟

34:05.710 --> 34:09.380
‫- همه جا دوربین هست
‫- بله. یه مورد اضطراری بیمارستانیه

34:09.380 --> 34:11.960
‫شرمنده، نمی‌تونم بیشتر جریمه شم

34:11.960 --> 34:13.510
‫باید شکمِ خانواده‌ام رو سیر کنم

34:13.510 --> 34:16.220
‫بله، بله. بله

34:27.730 --> 34:29.060
‫درها بسته می‌شوند

34:42.870 --> 34:45.160
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- چیزی نمونده برسیم

34:49.080 --> 34:51.170
‫هی! کجا میری؟ درو ببند

34:58.220 --> 34:59.470
‫درها باز می‌شوند

35:22.160 --> 35:23.200
‫و شما برگشتید

35:23.200 --> 35:26.250
‫آقای ریونزکرافت هنوز اینجاست؟

35:26.250 --> 35:28.080
‫راستش ایشون الان رفت بیرون

35:29.040 --> 35:30.250
‫ممنون

35:30.250 --> 35:32.290
‫ببخشید. ساعاتِ ملاقات
‫از 8 صبح تا 8 شبه

35:39.340 --> 35:43.050
‫رابرت ازم خواست یکم پیش نیکلاس بشینم

35:43.060 --> 35:45.020
‫فقط یه دقیقه

35:46.850 --> 35:48.063
‫خیلی خب، فقط یه دقیقه

35:48.087 --> 35:50.706
‫ولی لطفاً اول با پرستارهای آی‌سی‌یو
‫هماهنگ کنید. باشه؟

35:50.730 --> 35:52.980
‫چشم. حتماً. ممنون

37:09.350 --> 37:10.850
‫شما نباید اینجا باشی

37:12.190 --> 37:13.600
‫باید استراحت کنی، عزیزم

37:14.150 --> 37:17.730
‫خوابم نبرد.
‫و خیلی نگرانِ نیکلاس بودم

37:19.070 --> 37:20.740
‫فکر نکنم بتونم تحمل کنم اگه...

37:21.400 --> 37:22.780
‫نیکلاس به هوش اومده

37:24.490 --> 37:26.160
‫این خبرِ خیلی خوبیه

37:26.160 --> 37:27.370
‫بله

37:28.700 --> 37:30.580
‫فقط یه لحظه بمونید، باشه؟

37:30.580 --> 37:31.750
‫اون نیاز به استراحت داره

37:31.750 --> 37:33.250
‫البته

37:33.250 --> 37:34.670
‫بله. ممنون

37:36.250 --> 37:37.710
‫تو زنِ خوبی هستی

38:12.200 --> 38:13.330
‫مامان؟

38:26.300 --> 38:27.340
‫مامان

38:38.360 --> 38:39.690
‫می‌خوام برم

38:45.610 --> 38:48.370
‫مامان. خواهش می‌کنم

38:51.080 --> 38:52.540
‫می‌خوام برم

39:13.640 --> 39:15.430
‫می‌خوام برم، خواهش می‌کنم

40:38.390 --> 40:39.640
‫آقا، حالتون خوبه؟

40:39.640 --> 40:40.730
من بهش رسیدگی می‌کنم

40:43.860 --> 40:45.570
‫آقای بریگزستاک، حالتون خوبه؟

40:49.190 --> 40:51.280
‫- رابرت هستم
‫- متأسفم

40:52.990 --> 40:55.280
‫خیلی متأسفم

40:55.280 --> 40:56.950
‫بابتِ چی متأسفی؟

40:59.660 --> 41:00.910
‫من اشتباه می‌کردم

41:01.790 --> 41:06.210
‫- از چه نظر اشتباه می‌کردی؟
‫- من در مورد همه چی اشتباه می‌کردم

41:22.270 --> 41:24.270
‫ببخشید، اینجا نمی‌تونید بدوید

41:31.780 --> 41:32.990
‫نه

41:34.360 --> 41:35.990
‫چه بلایی سرِ پسرم آوردی

41:41.750 --> 41:42.750
‫متأسفم

41:46.000 --> 41:47.790
‫کت! کت!

41:47.790 --> 41:50.170
‫کت، خیلی متأسفم.
‫کت، خیلی متأسفم.

41:50.170 --> 41:53.340
‫- اوه، پسرم! پسرم!
‫- خیلی متأسفم. کت، به من نگاه کن.

41:53.340 --> 41:55.300
‫- پسرِ خوشگلم
‫- باید به حرفت گوش می‌کردم، کت

41:55.300 --> 41:56.510
‫خیلی متأسفم

41:56.510 --> 41:59.390
‫- نیک! نیک! نیک!
‫- تقصیرِ منه. نه، نه. نیکی خوبه

41:59.390 --> 42:01.980
‫- نیکی!
‫- حالش خوبه. خیلی متأسفم، کاترین

42:03.100 --> 42:06.940
‫نه، نه. نیک... کت، گوش کن.
‫نیک خوبه. اون به هوش اومده.

42:06.940 --> 42:08.940
‫اون صحیح و سالمه

42:08.940 --> 42:10.730
‫اون سالمه، نگران نباش

42:11.490 --> 42:13.610
‫چی؟ اون به هوش اومده؟

42:15.110 --> 42:16.110
‫اون به هوش اومده

42:19.160 --> 42:20.790
‫- نیکی
‫- ببخشید

42:35.010 --> 42:37.970
‫خدای من. خیلی متأسفم

42:37.970 --> 42:41.100
‫چیزی نیست. خواهش می‌کنم، چیزی نیست

43:00.370 --> 43:02.700
‫صبر کن، چرا قبلاً بهم نگفتی؟

43:02.700 --> 43:05.660
‫چرا قبلاً هیچی نگفتی؟

43:06.750 --> 43:10.250
‫من قبلاً هیچوقت همسرت رو ندیده بودم

43:10.250 --> 43:13.800
‫تا امروز حقیقت رو نمی‌دونستم

43:13.800 --> 43:16.470
‫ولی قطعاً می‌دونستی پسرت چجور آدمی بود

43:17.930 --> 43:22.100
‫هیچکس نمی‌خواد باور کنه
‫پسرش قادر به انجام چنین کاریه

43:22.890 --> 43:25.520
‫ولی اون کتاب رو برای خانواده‌ام فرستادی

43:25.520 --> 43:29.230
‫اون عکس‌ها رو بهم دادی
‫و دلم برات سوخت

43:29.230 --> 43:33.230
‫حس می‌کردم به پسرِ آشغالت مدیونم

43:34.280 --> 43:35.690
‫چطور ممکنه که نمی‌دونستی؟

43:37.150 --> 43:39.320
‫چرا زیر سؤال نبردیش؟

43:55.340 --> 44:00.180
‫نه، آقای ریونزکرافت،
‫چرا خودت زیر سؤال نبردیش؟

44:00.640 --> 44:02.010
‫درها بسته می‌شوند

44:54.150 --> 44:58.613
‫[کاملاً بیگانه]
‫[18 سپتامبر 2011]

45:21.760 --> 45:26.220
‫تو همیشه می‌دونستی که نانسی جاناتان رو
‫کسی جلوه می‌داد که در واقع نبود،

45:27.430 --> 45:28.930
‫و باهاش همدستی می‌کردی،

45:30.020 --> 45:34.310
‫و تمام سرنخ‌هایی رو نادیده می‌گرفتی
‫که باید باعث می‌شدن نگرانش بشی

45:37.190 --> 45:40.490
‫تو هم به اندازه‌ی نانسی
‫در این توهم مقصر بودی

45:42.820 --> 45:46.120
‫تنها دفاعت اینه که از روی عشق انجامش دادی،

45:47.330 --> 45:49.490
‫ولی این دفاع قابل قبولی نیست

45:51.580 --> 45:52.830
‫تو ضعیف بودی

46:43.090 --> 46:46.890
‫پشتِ سرت چیزی جز درد و رنج به جا نذاشتی

46:51.890 --> 46:54.140
‫می‌دونی که هرگز بخشیده نمیشی

46:55.520 --> 46:58.520
‫هیچی نمی‌تونه یه زندگی
‫هدر رفته رو جبران کنه

47:00.730 --> 47:02.480
‫هیچی نمی‌تونه پاکت کنه

47:04.030 --> 47:05.860
‫هیچی نمی‌تونه عفوت کنه

47:08.120 --> 47:10.080
‫هیچی پیش روت نیست

47:11.240 --> 47:12.830
‫فقط پوچی در انتظارته

47:31.850 --> 47:33.060
‫خیلی متأسفم

47:36.100 --> 47:39.650
‫اصلاً نمی‌تونم تصور کنم اون موقع
‫چه وحشتی رو تجربه کردی

47:40.940 --> 47:41.900
‫و الان

47:42.860 --> 47:45.690
‫من خیلی احمق بودم

47:46.570 --> 47:48.950
‫هیچوقت خودم رو نمی‌بخشم، کت

47:52.450 --> 47:53.950
‫نمی‌دونستم

47:56.660 --> 47:57.660
‫چرا...

47:58.920 --> 48:00.540
‫چرا هیچوقت بهم نگفتی؟

48:04.460 --> 48:05.340
‫من...

48:08.430 --> 48:09.640
‫گمونم...

48:12.140 --> 48:14.560
‫نمی‌خواستم وارد زندگی‌هامون بشه

48:16.270 --> 48:21.810
‫نه، می‌خواستم از تو و نیک
‫در برابرش محافظت کنم

48:21.810 --> 48:25.730
‫و از خشمی که حس می‌کردم و...

48:27.740 --> 48:28.900
‫گمونم...

48:29.910 --> 48:33.410
‫نمی‌خواستم یه جور دیگه
‫بهم نگاه کنی، می‌دونی؟

48:33.410 --> 48:39.210
‫نمی‌خواستم هر بار که نگاهم می‌کردی
‫مجبور شی بهش فکر کنی، می‌دونی

48:39.210 --> 48:41.670
‫چون نمی‌خواستم به خودم نگاه کنم، می‌دونی؟

48:41.670 --> 48:45.630
‫خیلی تحقیر شده بودم

48:46.880 --> 48:49.260
‫وقتی کتابه...

48:51.180 --> 48:53.640
‫و اون عکس‌ها وارد زندگی‌مون شدن،

48:55.220 --> 48:57.980
‫چرا اون موقع بهم نگفتی، کت؟

49:03.230 --> 49:05.150
‫سعی کردم بگم، رابرت

49:07.900 --> 49:11.070
‫می‌دونی؟ ولی گمونم وقتی...

49:11.070 --> 49:14.820
‫تو هیچوقت در مورد همچین چیزی
‫حرف نزده بودی، خب، من...

49:14.830 --> 49:16.370
‫نمی‌دونستم از کجا شروع کنم

49:16.370 --> 49:20.580
‫به کمک نیاز داشتم که
‫شرایط رو تجزیه و تحلیل کنم

49:22.040 --> 49:25.170
‫و ازش سر در بیارم.
‫نمی‌تونستم تنهایی انجامش بدم

49:25.960 --> 49:30.800
‫و تو خیلی عصبانی بودی
‫و حس می‌کردی بهت خیانت شده

49:30.800 --> 49:32.590
‫و ازم نفرت داشتی

49:32.590 --> 49:35.550
‫می‌دونی، همه‌ی اون چیزهایی
‫که می‌ترسیدم باشی و...

49:37.890 --> 49:41.180
‫به حرفم گوش نمی‌کردی.
‫می‌دونی، نمی‌تونستم فکر کنم.

49:41.190 --> 49:42.480
‫فقط...

49:43.730 --> 49:48.110
‫حرف زدن با تو باعث می‌شد
‫دوباره احساس گناه کنم

49:49.110 --> 49:50.030
‫پس...

49:50.650 --> 49:52.900
‫- خیلی متأسفم
‫- آره

49:52.910 --> 49:55.910
‫لطفاً درک کن که من فریب خورده بودم، کت

49:55.910 --> 49:57.870
‫نه، این رو درک می‌کنم

49:57.870 --> 50:01.710
‫درک می‌کنم که عکس‌ها گیج‌کننده بودن

50:03.670 --> 50:04.960
‫خواهش می‌کنم

50:07.340 --> 50:08.920
‫کت، خواهش می‌کنم من رو ببخش

50:12.420 --> 50:14.090
‫می‌دونم باید ببخشمت

50:15.840 --> 50:17.510
‫ولی حقیقت اینه که نمی‌تونم

50:19.810 --> 50:25.730
‫چون تو با این ایده که
یکی بهم تعرض کرده باشه

50:25.730 --> 50:30.400
‫خیلی راحت‌تر از این ایده که
‫یکی بهم لذت داده باشه کنار میای

50:32.240 --> 50:35.820
‫می‌دونی، تقریباً انگار خیالت راحت شد
‫که بهم تجاوز شده بوده

50:37.620 --> 50:41.200
‫و فقط... متأسفم، من...

50:43.790 --> 50:45.460
‫نمی‌دونم چطور به خاطرش ببخشمت

51:14.320 --> 51:17.950
‫کاترین و رابرت طلاق توافقی‌شون رو نهایی کردن

51:26.540 --> 51:29.630
‫کاترین می‌دونه که آینده‌اش نامعلومه،

51:30.880 --> 51:32.500
‫ولی براش مهم نیست

51:34.670 --> 51:37.590
‫الان برای تصمیم‌گیری عجله نداره

51:39.640 --> 51:43.430
‫فعلاً می‌خواد روی نیکلاس
‫و زمانِ حال تمرکز کنه

51:50.270 --> 51:55.610
‫کاترین سرشار از حس قدردانیه
‫بابتِ فرصتی که پسرش بهش میده

51:55.610 --> 51:57.950
‫تا کاملاً محبتش رو درک کنه

51:58.450 --> 51:59.740
‫یادم نمیاد

52:02.330 --> 52:03.450
‫می‌دونم

52:07.120 --> 52:08.920
‫خیلی متأسفم، نیک

52:08.920 --> 52:10.460
‫هیچی یادم نمیاد

52:11.130 --> 52:12.590
‫خیلی متأسفم

52:17.220 --> 52:18.170
‫متأسفم

52:18.180 --> 52:19.470
‫اوه، نه

52:19.470 --> 52:20.800
‫متأسفم

52:25.850 --> 52:26.930
‫دوستت دارم

52:28.600 --> 52:29.730
‫آره

52:30.770 --> 52:32.480
‫می‌دونم. منم دوستت دارم

52:32.504 --> 52:40.504
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

52:40.528 --> 52:47.528
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
