WEBVTT

00:00.792 --> 00:10.792
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.140 --> 00:16.014
‫آره

00:16.015 --> 00:17.267
‫آره. دقیقا همین‌جا

00:44.586 --> 00:46.004
‫مزه‌ی منو میدی

00:46.630 --> 00:48.632
‫- جدی؟
‫- آره

00:52.261 --> 00:55.430
‫پس فردا باید برگردم لندن

00:56.849 --> 00:59.017
‫- هان؟
‫- تو باید بری رم؟

01:02.437 --> 01:05.107
‫- چرا؟
‫- چرا یه روز بیشتر نمی‌مونی؟

01:06.817 --> 01:09.945
‫- می‌خوای بمونم؟
‫- اگه بمونی که خیلی خوشحال میشم

01:13.866 --> 01:16.869
‫می‌خوام کل فردا شب رو باهات سکس کنم

01:21.748 --> 01:23.041
‫پس گمونم باید بمونم

01:25.210 --> 01:26.420
‫وای خدای من

01:27.254 --> 01:28.088
‫وایسا

01:29.047 --> 01:30.465
‫- چی؟
‫- فقط صبر کن

01:32.926 --> 01:34.343
‫چیکار می‌کنی؟

01:34.344 --> 01:35.804
‫فقط صبر کن. صبر کن. صبر کن

01:39.308 --> 01:40.600
‫نـه

01:40.601 --> 01:42.435
‫- نه
‫- چرا!

01:42.436 --> 01:44.061
‫- نه
‫- بپوششون

01:44.062 --> 01:46.731
‫- مسخره‌بازی در نیار
‫- یالا. من دارم برنامه سفرم رو عوض می‌کنم

01:46.732 --> 01:48.149
‫به نظرم این حداقل کاریه
‫که می‌تونی برام بکنی

01:48.150 --> 01:50.443
‫بهتره این عکس‌ها رو پیشِ خودت نگه داری

01:50.444 --> 01:52.904
‫- فقط برای چشم‌های پاک و معصومِ خودم!
‫- اوهوم

01:52.905 --> 01:53.988
‫و صفحه سـه

01:53.989 --> 01:55.781
‫جاناتان. نه، جدی گفتم

01:55.782 --> 01:58.911
‫فردا در طول روز، انگار نه انگار که
‫همدیگه رو می‌شناسیم

01:59.828 --> 02:00.953
‫قراره حسابی سکسی باشه

02:00.954 --> 02:04.290
‫اگه با بیکینی ببینمت،
‫بعید می‌دونم بتونم مقاومت کنم

02:04.291 --> 02:05.375
‫خب، باید بتونی

02:06.793 --> 02:12.549
‫و بعد شب میاییم پیشِ همدیگه و می‌ترکونیم!

02:14.635 --> 02:16.302
‫در ضمن زیاد با نیکلاس صمیمی نشو

02:16.303 --> 02:18.888
‫خوشم نمیاد درباره‌ی
‫دوستِ جدید مامانش چیزی به باباش بگه

02:18.889 --> 02:20.891
‫باشه، باشه، باشه. به من نگاه کن. منو نگـاه

02:22.518 --> 02:24.101
‫گوش میدی چی میگم؟
‫دارم جدی حرف می‌زنم

02:24.102 --> 02:26.146
‫باید جوری رفتار کنیم
‫که همدیگه رو نمی‌شناسیم

02:26.939 --> 02:27.981
‫اگه نتونم چی؟

02:35.531 --> 02:37.199
‫مجبور میشم بکشمت

02:40.911 --> 02:42.246
‫چه جذاب!

02:44.831 --> 02:45.666
‫بشین

02:47.125 --> 02:49.086
‫خیلی‌خب. دستت رو بذار روی سینه‌هات

02:50.254 --> 02:51.129
‫آره

02:53.257 --> 02:55.049
‫- حالا سوتینت رو در بیار
‫- همین الان پوشیدمش

02:55.050 --> 02:57.177
‫درش بیار. تو رو خدا

02:59.847 --> 03:01.472
‫همینه. خیلی‌خب. حالا سینه‌هات رو فشار بده

03:01.473 --> 03:03.100
‫- چی؟
‫- فشارشون بده، انگار که...

03:04.476 --> 03:05.560
‫آره.

03:05.561 --> 03:10.232
‫خب. پاهات رو باز کن.
‫به عقب خم شو. پاهات رو باز کن

03:11.900 --> 03:14.987
‫خیلی‌خب. دستت رو بکن توی شورتت

03:16.488 --> 03:19.575
‫آره. یه انگشت رو ببر تو

03:20.576 --> 03:21.702
‫خودت رو لمس کن

03:27.040 --> 03:28.333
‫بیا اینجا

03:44.349 --> 03:46.101
‫این چه حسیه که دارم؟

03:53.192 --> 03:54.484
‫خیلی جذابه

03:55.736 --> 03:57.070
‫وای آره

03:57.905 --> 03:58.738
‫لعنتی

03:58.739 --> 04:00.908
‫رابرت به خاطر احساسِ ناخوشایندی که داشت

04:01.658 --> 04:04.494
‫مجبور شد دست از خوندن کتاب برداره

04:07.623 --> 04:12.461
‫احساسِ نگرانی و خشمش ناپدید شد

04:13.337 --> 04:16.964
‫و جاش رو به نعوظ داد

04:21.887 --> 04:23.429
‫- کتابش خوبه؟
‫- نه

04:23.430 --> 04:25.139
‫- یه قهوه دیگه بیارم؟
‫- بله. مرسی

04:25.140 --> 04:28.017
‫نه در واقع، نمی‌خوام. ممنون

04:28.018 --> 04:29.936
‫میشه لطفا صورت‌حساب رو بیارین؟

04:29.937 --> 04:32.397
‫- بله حتما. الان میام خدمتتون
‫- ممنون

04:33.524 --> 04:35.984
‫اون فقط می‌تونه به
‫نوشته‌های این کتاب اعتماد کنه

04:36.985 --> 04:40.822
‫و اونقدری از زنش توی این کتاب ‫گفته شده
که بتونه اون رو تشخیص بده و مطمئن بشه

04:43.617 --> 04:47.037
‫این کتاب چشمش رو به چیزهایی
‫که قبلا نمی‌دید هم باز کرده

04:48.205 --> 04:51.291
‫اینکه اون زنیه که همیشه به خواسته‌ش می‌رسه

04:52.709 --> 04:54.962
‫همیشه مطابق میلش رفتار می‌کنه

05:02.636 --> 05:05.430
‫وقتی جاناتان مُرد، نانسی نابود شد

05:06.223 --> 05:09.684
‫ذهنش محدود و تاریک شد

05:09.685 --> 05:13.021
‫و فقط به نبودِ پسرش فکر می‌کرد

05:22.114 --> 05:24.282
‫تقریبا دو ماه بعد از مرگ پسرمون بود که

05:24.283 --> 05:27.619
‫بالاخره تونستم
‫متقاعدش کنم بریم پیاده‌روی

05:29.246 --> 05:31.415
‫رفت طبقه بالا تا لباس بپوشه

05:32.958 --> 05:33.959
‫نانسی!

05:35.419 --> 05:37.045
‫نانسی، دیگه باید راه بیفتیم

05:59.443 --> 06:01.320
‫چرا منو کِشیدی بیرون؟

06:02.154 --> 06:04.322
‫نمی‌خواستم خودکشی کنم

06:04.323 --> 06:06.700
‫فقط می‌خواستم بفهمم...

06:09.286 --> 06:13.165
‫فقط می‌خواستم بدونم چه حسی داشته

06:17.252 --> 06:19.045
‫میگن هیچ دردی حس نکرده

06:19.046 --> 06:24.550
‫میگن احتمالا قبل از مرگ بیهوش شده

06:24.551 --> 06:26.385
‫ولی از کجا اینقدر مطمئنن؟

06:26.386 --> 06:27.471
از کجا؟

06:28.555 --> 06:33.559
‫از کجا مطمئنن درد نکشیده؟
‫که عذاب نکشیده؟

06:33.560 --> 06:36.145
‫از کجا مطمئنن؟

06:36.146 --> 06:38.189
‫نانسی، از توی آبِ سرد بیا بیرون

06:38.190 --> 06:41.235
‫- از کجا مطمئنن؟ ازت متنفرم!
‫- بیا. بیا

06:42.861 --> 06:43.820
‫بیا بیرون

06:48.075 --> 06:50.452
‫بشین عزیزم. حالا شد

06:51.620 --> 06:52.829
‫نانسی

06:58.544 --> 07:01.964
‫یادته اون دریا چه وسعتی داشت؟

07:03.882 --> 07:04.883
‫حالا شد

07:09.638 --> 07:12.891
‫- توی وان نمیشه حسش رو فهمید
‫- نه

07:13.851 --> 07:15.561
‫نمیشه

07:18.021 --> 07:21.524
‫حتما اون لحظه خیلی ترسیده

07:21.525 --> 07:23.025
‫آره

07:23.026 --> 07:24.653
‫و خیلی تنها بوده

07:25.529 --> 07:26.530
‫آره

07:45.048 --> 07:50.220
‫مامانی، نمی‌تونم سندی رو پیدا کنم

07:58.312 --> 08:01.105
‫سندی رو پیدا کردم! سندی رو پیدا کردم

08:01.106 --> 08:02.524
‫سلام فرشته‌ی من

08:04.818 --> 08:06.611
‫چه بوی بدی میاد

08:06.612 --> 08:10.573
‫آره گمونم... دلم درد می‌کنه.
‫گمونم به خاطر پیتزای دیشبه

08:10.574 --> 08:12.867
‫منم حالم بد شد. گوزیدم

08:12.868 --> 08:15.120
‫- جدی؟
‫- به خاطر پیتزا بود

08:16.872 --> 08:20.209
‫می‌تونی یه قایق کوچیک برای من و سندی بگیری؟

08:21.752 --> 08:23.085
‫قایق می‌خوای؟

08:23.086 --> 08:24.838
‫برای من و سندی

08:33.138 --> 08:34.515
‫همه توی جلسه هستن

08:35.933 --> 08:38.392
‫آقای استیونسون از کمیته خیریه پیام گذاشتن

08:38.393 --> 08:40.603
‫از رفتار دستیارش فهمیدم که خیلی ناراحته

08:40.604 --> 08:42.939
‫گندش بزنن. بهش بگو
‫بعد جلسه باهاش حرف می‌زنم

08:42.940 --> 08:44.775
‫- یه مُسکن می‌خوام
‫- چشم

08:47.486 --> 08:48.486
‫ببخشید

08:48.487 --> 08:51.656
‫دیشب تا دیروقت مشغول بررسی این اسناد بودم

08:51.657 --> 08:56.827
‫در حال حاضر هیئت امنای خیریه مورد بازخواستِ
‫کمیته نظارت بر خزانه‌داری قرار گرفته

08:56.828 --> 08:58.997
‫و وظیفه‌ی ما اینه که

09:00.499 --> 09:03.000
‫مطمئن بشیم نحوه دریافت کمک‌های دولتی

09:03.001 --> 09:05.795
‫از طریق بعضی پروژه‌های خیریه
‫به هیچ وجه مشکوک نباشه

09:05.796 --> 09:10.509
‫یادتون باشه، در بدترین شرایط
‫یه آدم بی‌عرضه بهتر از یه آدم فریبکاره

09:11.134 --> 09:13.010
‫- فهمیدین؟
‫- آره. بله، فهمیدیم. بله

09:13.011 --> 09:16.180
‫خیلی‌خب چارلی. میشه لطفا
‫بگی الان توی چه وضعیتی هستیم؟

09:16.181 --> 09:17.598
‫- ممنون
‫- ممنون رابی

09:17.599 --> 09:19.393
‫خب وضعیت فعلی

09:20.394 --> 09:21.269
‫پیچیده‌ست

09:21.270 --> 09:25.147
‫پول‌هایی که از اون کشور دریافت می‌کنیم

09:25.148 --> 09:27.859
‫فقط به قوانین دولتی محدود نمیشه...

09:27.860 --> 09:31.070
‫یکی از این خیریه‌ها تحت نظر قرار گرفته

09:31.071 --> 09:32.613
‫... و شرایطی...

09:32.614 --> 09:35.783
‫رابرت در جریان کارهایِ اشتباهِ خیریه هست

09:35.784 --> 09:39.370
‫ولی باید یه داستانِ قانع‌کننده تحویل بده

09:39.371 --> 09:41.789
‫...با توجه به قوانین دولتی، ولی...

09:41.790 --> 09:44.835
‫از اینکه یه عده بهش گزارش میدن خوشحاله.

09:45.919 --> 09:48.588
‫لازم نیست خودش کاری کنه یا حرفی بزنه

09:48.589 --> 09:52.383
‫صرفا باید نظاره‌گر
‫باشه و از پسِ  این کار برمیاد

09:52.384 --> 09:53.926
‫- چیزِ دیگه‌ای نیاز دارین؟
‫- ردیفه

09:53.927 --> 09:56.596
‫یه استثناهایی توی قوانین تحریم وجود داره

09:56.597 --> 10:00.684
‫که اگه بتونیم یه سری موارد خاص رو
‫اثبات کنیم، ممکنه شامل حالِ ما هم بشه

10:03.437 --> 10:05.938
‫چون نمی‌دونیم اون صدا تا کی ادامه داره

10:05.939 --> 10:08.149
‫ممکنه یه هفته باشه، می‌دونی؟

10:08.150 --> 10:09.400
‫مشکل همینه

10:09.401 --> 10:11.861
‫شوکِ بعد از اینکه رابرت
‫عکس‌ها رو بهت نشون داد

10:11.862 --> 10:15.282
‫دوباره سراغت اومده

10:16.617 --> 10:18.202
‫اون می‌خواد مجازات بشی

10:19.203 --> 10:20.328
‫به نظرش کاملا حقته

10:20.329 --> 10:24.290
‫وقتشه بریم به کارمون برسیم و
‫بعد دوباره جلسه می‌ذاریم، باشه؟

10:24.291 --> 10:25.708
‫کاترین

10:25.709 --> 10:28.211
‫اون مدیری که درست بعد از بازنشتگیِ بریگزستاک

10:28.212 --> 10:30.421
‫- از کالج رث‌بون رفت رو می‌شناسی؟
‫- آها.

10:30.422 --> 10:33.132
‫توی کمبریج با هم دوست بودن.
‫شماره‌ش رو پیدا کردم

10:33.133 --> 10:35.384
‫ماجرایی در کار نیست. ولش کن

10:35.385 --> 10:36.594
‫ولی باید بهش زنگ بزنم؟

10:36.595 --> 10:38.847
‫بس کن جیسو، گفتم که ماجرایی در کار نیست.

10:43.560 --> 10:44.435
‫ببین، منو ببخش

10:44.436 --> 10:46.896
‫فقط ماجرایی در کار نیست. باشه؟

10:46.897 --> 10:49.983
‫ببین، فقط فراموشش کن.
‫فقط استیون بریگزستاک رو فراموش کن

10:51.902 --> 10:54.363
‫- یه فنجون چای می‌خوری؟
‫- بله، لطفا

11:02.996 --> 11:06.625
‫می‌دونی که یه سری چیزها
‫رو از رابرت پنهان کردی

11:08.043 --> 11:13.549
‫ولی تا الان متوجه نشده بودی که خودت هم
خیلی چیزها رو درباره‌ی رابرت نمی‌دونستی

11:15.551 --> 11:18.387
‫الان اینقدر خشمگین شده

11:19.012 --> 11:22.015
‫که گوشش به هیچ‌کدوم از
حرف‌های تو بدهکار نیست

11:22.683 --> 11:24.559
‫- کتی، همه‌چی مرتبه؟
‫- آره. آره

11:24.560 --> 11:26.144
‫همه‌چی مرتبه، خوبه. مرسی

11:27.020 --> 11:29.523
‫- میگن جابه‌جایی...
‫- شیر؟

11:30.649 --> 11:32.985
‫استرسش از طلاق بیشتره، درسته؟

11:35.362 --> 11:38.031
‫- حالت خوبه؟
‫- کاملا. خوبِ خوبم. ممنون

11:38.740 --> 11:40.993
‫- وای نه. باید صبر کنی
‫- بفرما

11:44.955 --> 11:47.457
‫- صحیح. آره، ببخشید
‫- باید برم دستشویی. ممنون

12:02.681 --> 12:04.348
‫دفترِ رابرت ریونزکرافت

12:04.349 --> 12:06.726
‫- بله امیلی. سلام. کاترینم
‫- کاترین

12:06.727 --> 12:09.770
‫می‌خواستم بدونم رابرت الان توی دفترشه یا نه

12:09.771 --> 12:11.230
‫می‌خوای بهش خبر بدم؟

12:11.231 --> 12:13.065
‫نه. نمی‌خوام باهاش صحبت کنم

12:13.066 --> 12:14.984
‫فقط می‌خوام یه چیزی براش بفرستم

12:14.985 --> 12:16.777
‫خب همین‌جاست...

12:16.778 --> 12:17.862
‫خیالم راحت شد

12:17.863 --> 12:19.822
‫- وصل کنم به دفترش؟
‫- نه، نه، ببخشید. چقدر احمقم

12:19.823 --> 12:20.823
‫خیلی ممنون

12:20.824 --> 12:21.742
‫خداحافظ کاترین

12:22.326 --> 12:26.705
‫این همه سال پنهان‌کاریت باعث شده
‫رابرت از گناه‌کار بودنت مطمئن بشه

12:27.998 --> 12:33.170
‫باور اشتباهت به اینکه حق ‫سکوت
داری باعث محکومیتت شده

12:33.754 --> 12:35.338
‫میشه لطفا در رو باز کنی؟

12:35.339 --> 12:37.508
‫ببخـ... قفلش کردم

12:40.052 --> 12:41.637
‫نانسی دیگه سر کار نرفت

12:42.679 --> 12:45.557
‫دیگه تحمل بودن کنارِ بچه‌ها رو نداشت

12:46.350 --> 12:51.688
‫پس من جای هردومون کار کردم
‫تا خرج زندگی‌مون در بیاد

13:00.489 --> 13:01.615
‫نانسی؟

13:08.497 --> 13:09.540
‫نانسی؟

13:15.295 --> 13:16.128
‫نانسی؟

13:16.129 --> 13:17.297
‫اینا رو ببین

13:17.881 --> 13:19.091
‫اینا رو ببین

13:22.678 --> 13:26.014
‫داشته با دوربین جدیدی که
‫بهش دادم، عکس می‌گرفته

13:26.515 --> 13:27.683
‫نگاه کن

13:28.600 --> 13:33.229
‫عکس‌های نمای نزدیک و
‫انتزاعی‌ای هستن که با زوم گرفته

13:33.230 --> 13:35.274
عجب چشمی. خیلی خوبه

13:41.071 --> 13:41.989
‫اون چیه؟

13:43.365 --> 13:45.117
‫منم، خنگول

13:46.910 --> 13:48.244
‫- این تیکه‌ست
‫- آره

13:48.245 --> 13:50.122
‫البته. البته. البتـه!

13:57.171 --> 13:59.006
‫نمی‌دونستم داره این عکس رو می‌گیره

14:00.340 --> 14:05.929
‫ببین. یواشکی از مادرش که مشغول
‫خوندن مجله باغبونیه عکس گرفته

14:07.890 --> 14:09.516
‫اینجا مادرش داره از روی صندلی بلند میشه

14:13.061 --> 14:14.730
‫این رو ببین!

14:15.230 --> 14:16.732
‫مادر در حال ظرف‌شستن

14:17.649 --> 14:19.442
‫بازم من در حال بشوروبساب!

14:19.443 --> 14:21.569
‫هیچ عکسی از من نیست

14:21.570 --> 14:24.238
‫- به تو علاقه‌ای نداشته
‫- بله، واضحه

14:24.239 --> 14:25.281
‫اون یکی رو یادمه

14:25.282 --> 14:26.782
‫نانسی خوشحال شد

14:26.783 --> 14:30.621
‫که فهمید جاناتان توجه زیادی بهش داشته

14:31.914 --> 14:34.207
‫جاناتان همیشه مادرش رو به من ترجیح می‌داد

14:34.208 --> 14:36.376
‫یه سری نگاتیو هم اینجاست

14:37.044 --> 14:38.878
‫مطمئنم اون موقع هنوز نگاتیوی که

14:38.879 --> 14:41.089
‫توی ایتالیا پیدا کرده بود رو چاپ نکرده بود

14:42.049 --> 14:46.637
‫ولی نمی‌دونم همین عکس‌ها
‫باعث شد به فکر بیفته یا نه

14:48.597 --> 14:51.599
‫حتما فکر می‌کرد عکس‌های
‫بیشتری از خودش پیدا کنه

14:51.600 --> 14:53.143
‫اینا واقعا یه حسِ معنوی دارن

15:15.707 --> 15:18.126
‫خب، این رو می‌ذارم اینجا

15:19.211 --> 15:22.422
‫فکر کنم... بخوام دایناسور درست کنم

15:23.674 --> 15:25.634
‫اون یکی باید...

15:31.723 --> 15:33.724
‫و این یکی باید مارمولک داشته باشه

15:33.725 --> 15:35.727
‫اون یکی باید...

15:38.939 --> 15:39.940
‫حالا شد

15:52.160 --> 15:53.620
‫نجاتت میدم

15:56.582 --> 15:57.791
‫بفرما

16:05.632 --> 16:06.717
‫چی شده؟

16:36.705 --> 16:38.581
‫ببخشید. ببخشید، خانم

16:38.582 --> 16:43.044
‫میشه مراقبِ پسرم باشین تا من برم دستشویی؟

16:43.045 --> 16:45.339
‫- حتما
‫- ممنون

16:46.256 --> 16:48.257
‫- نیکلاس. نیکلاس
‫- بله؟

16:48.258 --> 16:50.635
‫این خانم حواسش بهت هست. من میرم دستشویی

16:50.636 --> 16:51.928
‫میری دستشویی؟

16:51.929 --> 16:54.097
‫- میرم دستشویی و برمی‌گردم
‫- باشه

17:38.016 --> 17:42.062
‫ابهامی در رابطه با دریافتِ کمک‌های
‫دولتی توسط خیریه وجود داره ولی...

17:43.772 --> 17:48.318
‫رابرت دردِ شدیدی رو در سر و شکمش حس می‌کنه

17:49.695 --> 17:52.990
‫حس تاریک و سوزانی که
‫مدت‌ها تجربه نکرده بود...

17:54.700 --> 17:55.701
‫حسادت

17:57.452 --> 18:00.247
‫سعی کرد بهش فکر نکنه و روی حال تمرکز کنه

18:01.164 --> 18:03.625
‫ولی فقط تو فکرِ گذشته بود

18:06.253 --> 18:09.839
‫ببخشید. برای جبران کمبود...

18:09.840 --> 18:12.509
‫چارلز، در کمال احترام باید بگم به نظر نمیاد...

18:15.345 --> 18:19.558
‫اون عکس‌ها مدام از جلوی چشم رابرت رد می‌شد

18:21.393 --> 18:24.813
‫عکسِ بدنِ همسرش برای لذت دیگران

18:26.565 --> 18:29.193
‫کاترین عاشق این بود که نگاه‌ها بهش جلب بشه

18:36.992 --> 18:40.162
‫همیشه می‌دونست قبل از
‫اون، مردهای دیگه هم بودن

18:41.038 --> 18:46.460
‫ولی همیشه مطمئن بود خودش با بقیه فرق داره

18:47.544 --> 18:51.255
‫اون بود که اونقدر کاترین
‫رو غرق لذت کرده بود

18:51.256 --> 18:54.801
‫که مردهای دیگه رو فراموش کرده بود

18:56.970 --> 18:58.388
‫کاترین فریبش داده بود

18:59.890 --> 19:01.850
‫تو خیلی دوستِ خوبی برام بودی

19:02.643 --> 19:05.604
‫اگه تو نبودی، کتابم چاپ نمی‌شد

19:06.188 --> 19:10.274
‫و مطئنا هیچ‌وقت جرئت
‫نمی‌کردم رمان جدیدم رو شروع کنم

19:10.275 --> 19:14.320
‫استیون، چقدر عالی! درباره‌ی چیه؟

19:14.321 --> 19:17.156
‫یه شخصیت توی ذهنم دارم

19:17.157 --> 19:20.285
‫می‌تونم ببینمش. صداش رو می‌شنوم

19:21.578 --> 19:24.747
‫هنوز توی مرحله تحقیقاتم

19:24.748 --> 19:27.917
‫و می‌خواستم بدونم می‌تونی کمکم کنی یا نه

19:27.918 --> 19:29.836
‫می‌دونم تا همین الانم خیلی وقتت رو گرفتم

19:29.837 --> 19:31.420
‫واسه همین دوست ندارم بپرسم

19:31.421 --> 19:34.090
‫مسخره‌بازی در نیار. یالا. بپرس.

19:34.091 --> 19:38.595
‫یکی از شخصیت‌ها یه پسر نوجوونه

19:39.388 --> 19:44.393
‫و می‌خوام براش یه صفحه
‫فیسبوک بزنم، یه صفحه واقعی

19:45.853 --> 19:50.899
‫یعنی یه صفحه فیک برای یه نوجوونِ خیالی؟

19:53.402 --> 19:54.653
‫آره، گمونم همین‌طوره

19:58.031 --> 19:59.741
‫خیلی کار عجیب‌وغریبیه

20:02.995 --> 20:05.289
‫نه، نه! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

20:06.248 --> 20:09.293
‫یه منطقی پشتِ این کارم هست

20:09.835 --> 20:12.086
‫پسره شخصیت اصلی کتاب نیست

20:12.087 --> 20:14.463
‫در واقع درباره‌ی یه پدربزرگه

20:14.464 --> 20:17.634
‫یکی هم سن‌وسال خودمون
‫و رابطه‌ش با این نوجوونه.

20:18.635 --> 20:20.219
‫ولی باید بفهمم وقتی این بچه‌ها آنلاین میشن

20:20.220 --> 20:23.890
‫وارد چه دنیایی میشن

20:23.891 --> 20:26.768
‫درباره‌ی چی حرف می‌زنن. از چی خوششون میاد

20:29.813 --> 20:30.647
‫نگاه‌شون کن

20:35.152 --> 20:36.153
‫دارن به چی نگاه می‌کنن؟

20:38.197 --> 20:39.156
‫می‌فهمم چی میگی

20:39.990 --> 20:41.532
‫شاید فکر خوبی نباشه

20:41.533 --> 20:45.161
‫ولی بحثِ این مسائل که
‫میشه، احساسِ نادونی می‌کنم

20:45.162 --> 20:47.663
‫امیدوار بودم تو بتونی راهنماییم کنی

20:47.664 --> 20:49.957
به زبون ساده یه توضیحاتی از فیسبوک

20:49.958 --> 20:54.421
‫و هر چی که نسل جوون
‫برای ارتباط استفاده می‌کنه، بهم بدی

20:55.130 --> 20:56.965
‫برای من یه دنیای بیگانه‌ست

20:58.926 --> 20:59.927
‫وایسا ببینم

21:00.636 --> 21:04.223
‫تامیِ جوان رو یادته که برامون سایت زد؟

21:05.974 --> 21:12.104
‫آره، گمونم همون آدمیه که دنبالشیم

21:12.105 --> 21:14.066
‫و می‌تونه بهت کمک کنه

21:15.984 --> 21:18.362
‫خیلی هم عالی

21:19.196 --> 21:20.614
‫بازم ممنون رفیق

21:55.065 --> 21:58.026
‫آره. یوهو.

22:01.154 --> 22:02.071
‫یوهو!

22:02.072 --> 22:03.865
‫حالا یه بخشیش به خاطرِ

22:03.866 --> 22:07.285
‫عدم وجودِ فاکتورهای رسمیه

22:07.286 --> 22:11.539
‫ولی 48/35 درصد بیشتر...

22:11.540 --> 22:14.918
‫و بعد سوالی ذهن رابرت رو مشغول کرد

22:16.670 --> 22:19.923
‫نیکلاس در زمان رابطه مخفیانه مادرش کجا بود؟

22:21.216 --> 22:22.843
‫توی اتاق بغلی بود؟

22:23.343 --> 22:24.344
‫تنها بود؟

22:25.429 --> 22:26.638
‫خواب بود؟

22:27.890 --> 22:29.224
‫و چه چیزهایی رو دیده بود؟

22:30.392 --> 22:31.810
‫چقدرش رو دیده بود؟

22:32.769 --> 22:34.353
‫چقدرش رو فهمیده بود؟

22:34.354 --> 22:39.026
‫این می‌تونه به همه سوالات بی‌جواب
‫پاسخ بده و تفاوت قیمت رو جبران کنه

22:39.985 --> 22:42.154
‫به نظرم این بهترین راهه

22:42.946 --> 22:44.364
‫رابرت، نظرت چیه؟

22:50.454 --> 22:51.455
‫رابرت؟

22:57.211 --> 22:59.671
‫حالا به این فکر می‌کنه که
باید از نیکلاس مراقبت کنه

23:01.298 --> 23:04.800
‫باید اون رو زیر بال و پر خودش بگیره

23:04.801 --> 23:07.554
‫خیلی چیزها باید بررسی بشه.
‫ممنون از همگی

23:19.942 --> 23:21.735
‫رابرت، کمیته خیریه...

23:32.287 --> 23:34.580
‫- الو؟
‫- نیک. نیک. سلام، منم بابات

23:34.581 --> 23:37.041
‫گوش کن، دیشب خیلی خوشحال شدم که دیدمت

23:37.042 --> 23:38.918
‫- آهان
‫- امشب وقتت آزاده؟

23:38.919 --> 23:39.962
‫یه موضوعی رو می‌خوام بهت بگم

23:40.963 --> 23:43.464
‫- شاید
‫- عالیه. خودم بعدا میام دنبالت

23:43.465 --> 23:44.842
‫- باشه، خداحافظ
‫- خیلی‌خب

23:48.595 --> 23:51.765
‫توی ذهنش نوشته‌های کتاب رو مرور می‌کنه

23:52.891 --> 23:55.018
‫اصلا اسمی از رابرت برده نمیشه

23:56.103 --> 23:59.940
‫اون یه شخصیتِ فرعیه که حتی
‫ارزش نداره اسمش ذکر بشه

24:01.692 --> 24:02.985
‫شوهـر

24:08.156 --> 24:11.868
‫اشتباه بود که فکر می‌کردم
‫مرتب کردنِ وسایلِ جاناتان

24:11.869 --> 24:13.871
‫نشونه‌ای از بهبودی نانسیه

24:14.872 --> 24:17.624
‫اصلا بعد از همون ماجرا، حالش بدتر شد

24:19.376 --> 24:20.711
‫دیگه از خونه بیرون نمی‌رفت

24:21.461 --> 24:23.380
‫و پنج سال زندگی‌مون این‌جوری بود

24:24.298 --> 24:27.676
‫من و نانسی بودیم. غرق در غم و انده‌مون

24:29.219 --> 24:35.434
‫نبودِ جاناتان توی هر لحظه و
‫هر مکان و هر چیزی حس می‌شد

24:51.366 --> 24:53.368
‫از این به بعد دیگه میرم توی اتاق جاناتان

24:58.916 --> 24:59.958
‫دوباره بگو

25:03.086 --> 25:05.047
‫از این به بعد دیگه میرم توی اتاق جاناتان

25:07.966 --> 25:09.885
‫می‌خوام تنها باشم

25:12.888 --> 25:14.056
‫حق داری...

25:17.684 --> 25:21.897
‫ولی میشه لطفا درباره‌ش حرف بزنیم؟

25:26.652 --> 25:27.569
‫نه

25:49.466 --> 25:51.677
‫یه سر به کتابفروشیِ محله‌تون می‌زنی

25:52.553 --> 25:55.681
‫می‌خوای جایی که همه
‫تحسینت می‌کنن، وقت‌کشی کنی

25:57.307 --> 26:00.352
‫از اینکه توی خونه با چه‌
‫چیزی روبه‌رو بشی، می‌ترسی

26:01.854 --> 26:03.730
‫- عه، کاترین. سلام
‫- سلام کلیر

26:04.273 --> 26:05.648
‫بابت جایزه‌ت تبریک میگم

26:05.649 --> 26:06.733
‫مرسی

26:07.860 --> 26:11.112
‫می‌خواستم بدونم کتابی
‫که سفارش دادم رسیده یا نه

26:11.113 --> 26:12.738
‫خیلی‌هاشون رسیدن

26:12.739 --> 26:13.781
‫گمونم هنوز رمانِ

26:13.782 --> 26:15.616
‫- آگوتا کریستف نرسیده
‫- آهان

26:15.617 --> 26:18.870
‫راستی ممنون که جنت مالکوم رو بهم معرفی کردی

26:18.871 --> 26:20.414
‫فوق‌العاده بود

26:21.415 --> 26:22.790
‫اون یه کتابِ جدیده

26:22.791 --> 26:26.460
‫نویسنده‌ش امروز صبح اومده بود اینجا.
‫خودش چاپش کرده ولی کتابِ خوبیه

26:26.461 --> 26:27.712
‫به نظرم تو هم خوشم بیاد

26:27.713 --> 26:31.674
‫یه شخصیتِ زنِ افتضاح داره

26:31.675 --> 26:33.510
‫نه، بازم هست

26:34.469 --> 26:37.097
‫و می‌خواستم بهت...

26:38.515 --> 26:41.018
‫مراقب باش زنیکه‌ی دست‌وپاچلفتی

26:49.651 --> 26:51.987
‫هوی! لعنتی...

27:01.413 --> 27:02.456
‫آره

27:26.522 --> 27:29.024
‫- نه. نه. وایسا. نه
‫- هان؟

27:29.650 --> 27:32.735
‫- نه، باید برم
‫- چرا؟

27:32.736 --> 27:34.530
‫نیکلاس بیرونه. باید برم

27:36.740 --> 27:38.742
‫یه دقیقه بعد از من بیا بیرون، خب؟

27:43.330 --> 27:44.330
‫منم همراهت میام

27:44.331 --> 27:46.500
‫- چی؟
‫- میام لندن

27:47.042 --> 27:48.918
‫- فردا. مثل تو
‫- چرا؟ واسه چی؟

27:48.919 --> 27:51.712
‫منظورت چیه که چرا؟
‫که پیش تو باشم، خنگول

27:51.713 --> 27:56.175
‫نه، نه. برو رم. برو رم. برو رم

27:56.176 --> 27:57.552
‫- نمی...
‫- معشوقه‌های جدید پیدا کن

27:57.553 --> 27:58.971
‫- نمی‌خوام
‫- بی‌خیال

28:00.013 --> 28:01.014
‫می‌خوام با تو باشم

28:04.142 --> 28:05.686
‫خب نمیشه که

28:08.605 --> 28:09.439
‫چرا؟

28:14.111 --> 28:15.737
‫به هزار و یک دلیل!

28:16.864 --> 28:18.240
‫من شوهر دارم

28:18.824 --> 28:19.908
‫برام مهم نیست

28:20.576 --> 28:22.160
‫لازم نیست فوری ازش جدا بشی

28:27.457 --> 28:28.667
‫نه

28:31.545 --> 28:32.546
‫نه

28:51.481 --> 28:53.149
‫امروز فهمیدم می‌تونم از پیزا بیام اونجا

28:53.150 --> 28:55.068
‫- نمی‌تونی همراهم بیای
‫- چرا نمی‌تونم؟

28:55.986 --> 28:57.737
‫می‌دونی که حاضرم هر کاری برات بکنم

28:57.738 --> 28:59.906
‫میشه لطفا بعدا درباره‌ش حرف بزنیم؟

28:59.907 --> 29:01.909
‫حرفی نمونده. من همراهت میام

29:02.576 --> 29:04.328
‫می‌دونم تو هم اندازه‌ی من همینو می‌خوای

29:09.374 --> 29:10.459
‫تازه بلیت هم گرفتم

29:11.835 --> 29:15.339
‫- من فردا باهات میام
‫- نه، نه

29:24.932 --> 29:25.973
‫نیکلاس

29:25.974 --> 29:28.559
‫نیکلاس، اون زنی که گفت مراقبته کجاست؟

29:28.560 --> 29:30.312
‫نمی‌دونم

29:36.193 --> 29:37.568
‫اینجا دکتری هست؟

29:37.569 --> 29:39.153
‫- چیزی نشده
‫- چطوری می‌تونی این رو بگی؟

29:39.154 --> 29:41.280
‫- ولی خون زیادی از دست داده
‫- آروم باش. خوب میشه

29:41.281 --> 29:45.494
‫- ببینیم فردا بهتر میشه یا نه
‫- زخمی شده. بیایین آمبولانس خبر کنیم

29:46.245 --> 29:48.247
‫اینجا دکتر پیدا نمیشه؟

29:50.624 --> 29:53.627
‫یه نهنگِ دیگه!

29:54.795 --> 29:57.797
‫یه ماهی مرکبِ دیگه!

29:57.798 --> 30:01.008
‫- یه...
‫- نیکلاس، من یه چرت می‌زنم. باشه؟

30:01.009 --> 30:02.552
‫جایی نری‌ها

30:02.553 --> 30:03.846
‫باشه

30:04.805 --> 30:07.140
‫یه کوسه‌ی دیگه!

30:07.891 --> 30:11.436
‫یه نهنگِ دیگه!

30:46.054 --> 30:47.139
‫چیه؟

30:47.890 --> 30:51.435
‫منم نانسی. برات شام آوردم

30:52.561 --> 30:53.896
‫بذارش همون بیرون

31:02.863 --> 31:06.575
‫بوی گندی رو از توی اتاق حس می‌کردم

31:07.993 --> 31:09.411
‫سرطان داشت

31:10.412 --> 31:14.833
‫درد داشت ولی تحمل می‌کرد
‫و حتی ازش لذت می‌برد

31:15.751 --> 31:19.838
‫درد و عذاب جایِ خالی جاناتان رو پُر کرده بود

31:21.798 --> 31:26.720
‫خودمو لعنت می‌کردم که اینقدر
‫ضعیفم که نتونستم به زور برم توی اتاق

31:29.640 --> 31:35.145
‫نانسی چند ماه بعد میونِ گل‌های پژمرده

31:36.522 --> 31:39.691
‫و عکس‌های پسر مرحوم‌مون، از دنیا رفت

31:58.001 --> 32:00.294
‫به نظرم این بهتر از یه شرکت آمریکاییه

32:00.295 --> 32:01.629
‫که فقط به سود خودش فکر می‌کنه

32:01.630 --> 32:03.005
‫اونا چی از فوتبال می‌دونن؟

32:03.006 --> 32:07.510
‫صحیح، فقط اینکه صاحبش
تی‌شرت می‌فروشه یا نه؟

32:07.511 --> 32:10.263
‫- واقعا برات مهم نیست کی صاحبشه؟
‫- نه. خیلی‌خب

32:10.264 --> 32:13.516
‫نه، راستش فقط می‌خوام تموم بشه بره پی کارش

32:13.517 --> 32:16.018
‫اول فصل خیلی خوب پیش رفتیم

32:16.019 --> 32:18.062
‫و الان... نمی‌دونم. یه چیزی فرق کرده

32:18.063 --> 32:20.815
‫- اون هفته نزدیک بود به لوتون ببازیم
‫- آره، گوش کن، می‌دونی...

32:20.816 --> 32:22.441
‫مطمئنا توی بریج مشکلاتی هست

32:22.442 --> 32:25.904
‫ولی خیلی مهمه که مالکان صداقت داشته باشن

32:27.447 --> 32:31.158
‫نیک اومده پیشم تا تنها نباشم

32:31.159 --> 32:32.243
‫چی؟

32:32.244 --> 32:35.372
‫شنیدم یه پروژه‌ی مهمه و
‫قراره یه مدتی از خونه دور باشی

32:36.915 --> 32:37.999
‫نگران نباش

32:38.000 --> 32:40.752
‫فهمیدم عجله داری. وسایلت رو برات جمع کردم

32:41.545 --> 32:43.504
‫- رابرت...
‫- راستش بهتره برات تاکسی بگیرم

32:43.505 --> 32:44.881
‫تا به پروازت برسی

32:44.882 --> 32:46.383
‫مامان، چه پروژه‌ایه؟

32:50.512 --> 32:52.138
‫مامانت حتی به منم نمیگه

32:52.139 --> 32:54.557
‫حتما یه افشاگریِ بزرگه

32:54.558 --> 32:55.850
‫سلام. یه ماشین می‌خواستم برای...

32:55.851 --> 32:58.644
‫می‌خوای بری بالا ببینی تمام
‫وسایلت رو جمع کردم یا نه؟

32:58.645 --> 33:02.773
‫78 کینگزگیت کرسنت. چهار دقیقه؟

33:02.774 --> 33:05.276
‫خیلی هم عالی. نه، رواله

33:05.277 --> 33:09.323
‫برای رابرت سوال شده که تو نیکلاس
‫رو در مرگ معشوقه‌ت مقصر می‌دونی یا نه

33:10.199 --> 33:14.410
‫و آیا برای همینه که همیشه در
‫رابطه‌ت با پسرت مشکل داشتی؟

33:14.411 --> 33:16.078
‫واقعا فکر کردی این رو گفتن...

33:16.079 --> 33:18.706
‫رابرت همیشه پشتت بوده

33:18.707 --> 33:23.586
‫همه‌چیز رو درست کرده و ازت حمایت کرده

33:23.587 --> 33:29.009
‫سعی کرده احساس گناه نکنی و
‫هرگز ازت انتقاد نکرده و قضاوتت نکرده...

33:30.719 --> 33:32.137
‫ولی دیگه نمی‌تونه

34:42.623 --> 34:44.001
‫نیکلاس!

34:45.543 --> 34:46.545
‫نیکلاس!

35:01.810 --> 35:02.936
‫نیکلاس!

35:09.276 --> 35:11.945
‫مامانی! مامانی!

35:14.323 --> 35:18.327
‫کمک! کمکم کنید! کمک!

35:26.835 --> 35:28.045
‫کمک!

35:48.732 --> 35:49.858
‫نیکلاس!

36:07.334 --> 36:10.546
‫نه! نکن! کمک!

36:17.678 --> 36:19.596
‫نه! بس کن!

36:50.294 --> 36:51.712
‫کمک!

37:11.106 --> 37:13.609
‫یالا! بگیرش. بگیرش!

37:28.540 --> 37:30.375
‫نیکلاس! شنا بلد نیست!

38:06.662 --> 38:08.705
‫یالا گیدو، بگیرش.

38:09.414 --> 38:11.291
‫- گرفتمش. گرفتمش.
‫- برو، برو، برو

38:12.334 --> 38:13.376
‫حالت خوبه؟

38:13.377 --> 38:15.379
‫- مامان!
‫- آره. نگران نباش

38:35.065 --> 38:36.400
‫ممنون آقای جونز

38:38.402 --> 38:42.114
‫ممنونم. مراسمِ خیلی خوبی بود. عالی بود

38:49.288 --> 38:53.333
‫سال‌ها پیش، دو قبر در
‫کنسال گرین خریده بودیم

38:55.169 --> 38:57.253
‫ولی جاناتان قبل از ما مُرد

38:57.254 --> 39:00.632
‫و توی قبری که قرار بود مال من باشه، دفن شد

39:02.718 --> 39:05.679
‫و نانسی توی قبر کناریش دفن شد

39:06.513 --> 39:08.307
‫خودش این رو می‌خواست

39:12.144 --> 39:13.854
‫من جای دیگه، تک و تنها دفن میشم

39:23.113 --> 39:24.698
‫تاکسی دمِ دره

39:32.664 --> 39:33.789
‫رابرت

39:33.790 --> 39:36.376
‫میرم با مادرت خداحافظی کنم

39:42.216 --> 39:45.927
‫نیک کتاب رو خونده. نباید بهش بگی که...

39:45.928 --> 39:47.720
‫که مادرش یه آدم دروغگو و دو روئه؟

39:47.721 --> 39:48.804
‫من همچین آدمی نیستم

39:48.805 --> 39:49.848
‫همه‌چی مرتبه؟

39:50.474 --> 39:51.599
‫آره، همه‌چیز مرتبه

39:51.600 --> 39:53.559
‫مامانت به خاطر یه مسئله کاری خیلی ناراحته.

39:53.560 --> 39:55.436
‫می‌دونی که چه‌جوریه.

39:55.437 --> 39:57.772
‫الان ناراحتی. درک می‌کنم

39:57.773 --> 40:00.650
‫نه، نه، من ناراحت نیستم.
‫بحثِ صداقته، خب؟

40:00.651 --> 40:03.444
‫مامان و بابام بهم گفتن
‫تو از صداقت بویی نبردی

40:03.445 --> 40:05.488
‫ولی من تو رو بهشون ترجیح دادم

40:05.489 --> 40:08.449
‫چون مثل احمقا فکر می‌کردم تو
‫صادق‌ترین آدمی هستی که توی عمرم دیدم

40:08.450 --> 40:09.951
‫- هستم. واقعا هستم
‫- جدی؟

40:09.952 --> 40:11.160
‫تو صادقی؟ آره؟

40:11.161 --> 40:14.205
‫لامصب تو بهم نگفته بودی 20 سال پیش
‫پسرمون نزدیک بوده غرق بشه، خب؟

40:14.206 --> 40:18.000
‫پسرمون نزدیک بوده بمیره چون
‫جنابعالی بعد از سکسِ عالیت خوابیده بودی

40:18.001 --> 40:20.336
‫- من خوابم برده بود...
‫- نه، نه! نزدیک بوده بمیره

40:20.337 --> 40:21.420
‫می‌دونم گند زدم

40:21.421 --> 40:23.172
‫آره ولی نمی‌خواستی کسی
‫از رابطه مخفیانه‌ت باخبر بشه

40:23.173 --> 40:25.675
‫- رابطه مخفیانه نبود
‫- ترجیح دادی معشوقه‌ت بمیره

40:25.676 --> 40:27.302
‫می‌خواستم بمیره

40:30.597 --> 40:34.184
‫تو لیاقتِ ما رو نداری. حالا هم برو گمشو

40:36.019 --> 40:38.312
‫نیک، با مادرت خداحافظی کن. داره میره

40:38.313 --> 40:39.272
‫خداحافظ مامان

40:39.273 --> 40:42.192
‫- خداحافظ عزیزم
‫- یالا. از پرواز جا نمونی

41:10.846 --> 41:12.013
‫نیکلاس!

41:12.014 --> 41:13.681
‫ولم کن!

41:13.682 --> 41:15.142
‫نیکلاس!

41:16.894 --> 41:18.269
‫مامانی اینجاست

41:18.270 --> 41:22.524
‫نیکلاس! نیکلاس، حالت خوبه؟ نیکلاس! نیکلاس!

41:35.162 --> 41:38.707
‫آروم باش. آروم باش. ترسیدی! سردته؟

41:39.333 --> 41:42.878
‫داری می‌لرزی. داری می‌لرزی

41:44.838 --> 41:47.966
‫الان پیش مامانتی، خب؟ یالا. بیا اینجا

41:49.134 --> 41:50.552
‫چیزی نیست. یالا

41:53.305 --> 41:55.015
‫یالا. حوله بیارین

41:57.267 --> 41:58.851
‫خوبه. خوبه

41:58.852 --> 42:00.770
‫- حالتون خوبه؟
‫- آره مرسی

42:00.771 --> 42:03.898
‫برین کنار. برین کنار. برین کنار. برین کنار

42:03.899 --> 42:05.859
خودتون رو بپوشونین

42:26.380 --> 42:27.631
‫کمک!

42:33.762 --> 42:35.180
‫کمک!

42:38.517 --> 42:41.520
‫کمـ... کمک!

42:49.111 --> 42:49.987
‫کمک!

42:53.031 --> 42:53.949
‫کمک!

43:01.206 --> 43:04.459
‫اونجا رو. نگاه کنید.
‫دستِ یه نفر توی دریا معلومه

43:39.203 --> 43:40.204
‫کمک!

43:50.422 --> 43:51.256
‫کمـ...

44:13.904 --> 44:15.113
‫اوناهاش!

44:17.449 --> 44:19.826
‫- من نمی‌بینمش
‫- اونجاست. اونجاست. اونجاست

44:26.500 --> 44:30.003
‫- کجا؟
‫- اینجاست. برو. برو

44:35.133 --> 44:37.010
‫بگیرش، آگو

44:41.098 --> 44:42.349
‫آهای!

44:44.309 --> 44:45.644
‫آگو!

44:52.359 --> 44:53.944
‫تیوپ نجات رو پرت کن!

45:04.079 --> 45:07.291
‫آهای! بیا بریم! یالا!

45:24.600 --> 45:26.268
‫به 118 زنگ بزنین

45:36.320 --> 45:37.946
‫یالا! یالا!

45:47.247 --> 45:52.419
‫یک، دو، سه، چهار، پنج،
‫شش، هفت، هشت، نه، ده

45:56.715 --> 45:57.716
‫یک...

46:07.226 --> 46:09.269
‫یک، دو، سه، چهار...

46:16.860 --> 46:19.111
‫یک، دو، سه، چهار، پنج

46:19.112 --> 46:21.949
‫- شش، هفت، هشت، نه، ده
‫- آگو، آگو، آگو

46:30.415 --> 46:32.583
‫- یک، دو، سه...
‫- بسه آگو

46:32.584 --> 46:35.879
‫ببین منو. کاری از دست‌مون برنمیاد

46:57.276 --> 47:01.280
‫ نگاه نکن. نگاه نکن. بچه‌ها نباید ببینن

47:02.322 --> 47:03.448
‫یالا. بیا بریم

47:05.346 --> 47:12.346
ترجمه از سحـر

47:12.370 --> 47:22.370
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
