WEBVTT

00:12.587 --> 00:14.431
‫خواهش می‌کنم، رابرت

00:14.455 --> 00:22.455
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:40.123 --> 00:43.135
‫[کاترین]

00:51.802 --> 00:53.303
‫گُم شو

01:00.435 --> 01:02.312
‫گُم شو!

01:05.524 --> 01:09.194
‫نمی‌تونیم نمایشگاه رامبرانت
‫توی گالریِ ملی رو از دست بدیم...

01:11.697 --> 01:17.201
‫همونطور که نمایشگاه‌های پولاک
‫و مونه رو از دست دادیم

01:17.202 --> 01:20.496
‫همچنین، فیلمِ جدید آلمودوار
‫ماه بعد منتشر میشه

01:20.497 --> 01:23.709
‫میگن سرنوشت در می‌زنه

01:25.711 --> 01:27.129
‫این حقیقت نداره

01:27.796 --> 01:29.505
‫یعنی روزِ یکشنبه کی می‌تونه باشه؟

01:29.506 --> 01:32.467
‫همسایه‌هان، حتماً از دود شاکی شدن

01:33.844 --> 01:36.471
‫خب، درو باز می‌کنی یا نه؟

01:37.598 --> 01:38.599
‫درسته

01:39.725 --> 01:42.644
‫سرنوشت اصلاً در نمی‌زنه

01:43.604 --> 01:46.314
‫سرنوشت اجازه نمی‌گیره

01:46.315 --> 01:48.524
‫بدون اعلامِ قبلی از راه می‌رسه

01:48.525 --> 01:52.779
‫و بی‌رحمانه به جسم و روحت چنگ میندازه

01:53.780 --> 01:55.531
‫آقای بریگزستاک؟

01:55.532 --> 01:56.742
‫بله

01:57.993 --> 01:59.203
‫میشه لطفاً بیایم داخل، جناب؟

02:00.787 --> 02:02.539
‫نانسی

02:03.123 --> 02:06.043
‫نانسی

02:10.631 --> 02:12.007
‫استیون؟

02:15.761 --> 02:19.515
‫پلیس‌ها اومدن، توی اتاق نشیمن هستن

02:23.769 --> 02:25.062
‫این رو در بیار

02:27.898 --> 02:29.274
‫بله؟

02:32.653 --> 02:34.780
‫من سربازرس داگینز هستم.
‫ایشون هم افسر دیویس هستن،

02:34.804 --> 02:36.073
‫از پلیس متروپولیتن

02:36.097 --> 02:39.076
‫- چیکار می‌تونیم براتون بکنیم؟
‫- میشه لطفاً بشینید؟

02:51.004 --> 02:52.797
‫شما یه پسر دارید

02:52.798 --> 02:54.841
‫- جاناتان، 19 ساله
‫- بله

02:54.842 --> 02:57.134
‫- به ایتالیا سفر کرده؟
‫- بله. بله، اون...

02:57.135 --> 02:59.721
‫اون ایتالیاست. دیروز یه کارت پستال
‫ازش به دستمون رسید

03:02.015 --> 03:07.187
‫خیلی متأسفیم، اما جاناتان
‫دیروز توی یه حادثه مُرده

03:09.565 --> 03:10.774
‫خیلی متأسفیم

03:21.201 --> 03:22.452
‫چجور حادثه‌ای؟

03:24.162 --> 03:25.372
‫اون غرق شده

03:26.164 --> 03:27.958
‫چایی می‌خورید؟

03:33.172 --> 03:38.177
‫حادثه توی فورته دی مارمی اتفاق افتاده

03:40.137 --> 03:41.429
‫حادثه؟

03:41.430 --> 03:45.100
‫بله. نظرِ پلیس ایتالیا
‫در این مورد کاملاً واضحه

03:46.560 --> 03:50.647
‫حالا، باید برید ایتالیا
‫تا پسرتون رو شناسایی کنید

03:52.065 --> 03:53.984
‫نزدیک‌ترین فرودگاه پیزاست

03:55.402 --> 03:58.154
‫مقاماتِ ایتالیایی جنازه رو ترخیص نمی‌کنن

03:58.155 --> 04:00.782
‫تا وقتی که شناسایی رسمی انجام بشه

04:01.658 --> 04:04.535
‫پس شاید جاناتان نباشه؟
‫ممکنه اشتباه شده باشه؟

04:04.536 --> 04:07.788
‫نه، متأسفم، خانم بریگزستاک،
‫اما اشتباهی پیش نیومده.

04:07.789 --> 04:10.625
‫پلیس ایتالیا وسایل پسرتون رو گشته،

04:10.626 --> 04:13.669
‫- و کیفش کنارِ ساحل بوده
‫- ممکنه یکی اون رو دزدیده باشه

04:13.670 --> 04:15.421
‫خب، اونا پاسپورتش رو پیدا کردن

04:15.422 --> 04:17.966
‫شرمنده، متأسفانه قطعاً جاناتانـه

04:24.097 --> 04:27.893
‫جنازه تا وقتی رسماً شناسایی نشه
‫قابل ترخیص نیست

04:28.727 --> 04:30.604
‫بعد از اون، می‌تونید بیاریدش خونه

04:31.563 --> 04:33.607
‫کسِ دیگه‌ای هست که بتونه
‫این کارو براتون انجام بده؟

04:34.483 --> 04:37.568
‫نه، هیچکس دیگه نیست

04:37.569 --> 04:39.987
‫این شماره‌ی کنسولگریه

04:39.988 --> 04:43.825
‫و شماره‌ی خودمم بهتون میدم،
‫اگه یه وقت سؤال دیگه‌ای داشتید.

04:45.369 --> 04:48.330
‫دوباره خیلی خیلی بهتون تسلیت می‌گیم

04:50.040 --> 04:52.000
‫خودمون می‌تونیم بریم

04:57.214 --> 04:58.507
‫شیرش زیاده

04:59.174 --> 05:00.217
‫ببخشید؟

05:03.470 --> 05:05.556
‫چایی شیرش زیاده

05:06.598 --> 05:07.808
‫صحیح

05:09.142 --> 05:10.269
‫متأسفم

05:15.899 --> 05:18.026
‫لطفاً اگه سؤالی داشتید تماس بگیرید

05:52.686 --> 05:53.837
‫جاناتان

06:29.640 --> 06:32.225
‫به سرویس پیغام‌گیر صوتی خوش آمدید

06:32.226 --> 06:34.895
‫مشترکِ مورد نظر قادر به پاسخگویی نیست

06:35.395 --> 06:37.356
‫لطفاً پس از صدای بوق پیغام بذارید

06:38.774 --> 06:40.691
‫رابرت

06:40.692 --> 06:43.070
‫می‌فهمم که ناراحتی

06:45.572 --> 06:48.116
‫میشه لطفاً فقط بهم زنگ بزنی؟

06:49.368 --> 06:51.161
‫می‌خوام بدونم صحیح و سالمی

06:58.544 --> 07:01.755
‫می‌خوای به اون بفهمونی چرا بهش نگفتی

07:03.173 --> 07:04.675
‫به خاطر تو نبود

07:05.300 --> 07:06.635
‫به خاطر اونا بود

07:07.386 --> 07:10.597
‫به خاطر رابرت، اما در اصل به خاطر نیکلاس

07:12.474 --> 07:15.102
‫سکوتت برای محافظت از پسرت بود،

07:15.978 --> 07:18.272
‫و مرگِ جاناتان تمومش کرده بود

07:19.314 --> 07:21.984
‫نیازی نبود کسِ دیگه‌ای عذاب بکشه

07:38.792 --> 07:40.127
‫آقا و خانم بریگزستاک؟

07:40.711 --> 07:43.212
‫سلام، من ریچارد پرکینز هستم

07:43.213 --> 07:47.800
‫کنسولگری من رو فرستاد
‫در این پروسه‌ی دردناک به شما کمک کنم

07:47.801 --> 07:50.429
‫اگه آماده باشید ماشین دارم

07:52.014 --> 07:54.390
‫آره. بله. بذارید کمکتون کنم، خانم بریگزستاک

07:54.391 --> 07:55.850
‫آقای بریگزستاک؟

07:55.851 --> 07:57.852
‫خیلی خب، لطفاً دنبالم بیاید

07:57.853 --> 08:01.147
‫ببخشید که دیر کردم.
‫ولی اتوبان ترافیک بود.

08:01.148 --> 08:02.774
‫منظورم بزرگراهه

08:08.989 --> 08:12.201
‫آفتاب جوری می‌درخشید که
‫انگار هیچ اتفاق وحشتناکی نیفتاده بود

08:14.411 --> 08:17.748
‫هر چقدر که بار سنگین‌تر باشه
‫اشیاء واقعی‌تر میشن

08:19.541 --> 08:24.171
‫مجسمه‌ی مرمری برات
‫به یه تکه سنگ تبدیل میشه

09:06.088 --> 09:07.381
‫گُم شو

09:08.215 --> 09:11.468
‫رابرت متوجه میشه که نمی‌تونه
‫تا محل کار رانندگی کنه

09:12.261 --> 09:13.637
‫چنین ریسکی نمی‌کنه

09:14.304 --> 09:16.348
‫قطعاً هنوز سطح الکل خونش
‫بالاتر از حد مجازه

09:18.225 --> 09:23.105
‫می‌تونه تاکسی بگیره
‫اما تصمیم می‌گیره با اتوبوس بره

09:50.299 --> 09:55.262
‫طبق قانون ایتالیا جنازه باید قبل از انتقال
‫به خارج از کشور مومیایی شه

09:56.305 --> 09:57.848
‫متوجه هستید این یعنی چی؟

10:00.392 --> 10:01.602
‫خانم بریگزستاک؟

10:08.192 --> 10:10.027
‫صورتش وَرم نکرده

10:10.819 --> 10:12.153
‫ببخشید؟

10:12.154 --> 10:16.825
‫شما گفتید اون غرق شده،
‫اما صورتش وَرم نکرده.

10:18.243 --> 10:20.036
‫دلیلی برای تورّم وجود نداره

10:20.037 --> 10:22.915
‫بدنش زمانِ زیادی زیر آب نمونده

10:28.587 --> 10:30.172
‫اونی که روی دستشه چیه؟

10:31.215 --> 10:34.885
‫اون احتمالاً آسیبیه که
‫حینِ حادثه وارد شده

10:50.067 --> 10:52.193
‫خانم بریگزستاک؟

10:52.194 --> 10:54.279
‫آقای بریگزستاک، می‌تونیم بریم

11:23.851 --> 11:25.685
‫نمی‌تونم به اندازه‌ی کافی ازت تشکر کنم

11:25.686 --> 11:29.355
‫بعد از پیتزایی که مهمونم کردی
‫این کمترین کاریه که می‌تونستم بکنم

11:29.356 --> 11:34.610
‫که حین خوردنش پسرم رو سرگرم کردی
‫تا شامش رو بخوره

11:34.611 --> 11:37.114
‫باحال بود. از بچه‌ها خوشم میاد

11:38.407 --> 11:39.741
‫توی رُم موفق باشی

11:40.325 --> 11:41.325
‫ممنون

11:41.326 --> 11:43.245
‫از بقیه‌ی سفرت لذت ببر

11:43.912 --> 11:45.038
‫سعی می‌کنم

11:45.789 --> 11:46.790
‫باشه

11:47.457 --> 11:49.168
‫باشه. یالا، نیکلاس

11:49.960 --> 11:51.086
‫شرمنده

11:55.507 --> 11:57.718
‫خیلی خب. ممنون

11:58.635 --> 11:59.677
‫ممنون

11:59.678 --> 12:01.804
‫خدافظ، جاناتان

12:01.805 --> 12:02.890
‫خداحافظ

12:07.895 --> 12:09.145
‫جاناتان؟

12:09.146 --> 12:10.230
‫بله؟

12:10.981 --> 12:13.649
‫میشه لطفاً یه لحظه صبر کنی
‫تا بچه رو ببرم بالا بخوابه؟

12:13.650 --> 12:16.904
‫فکر کنم یه نوشیدنی واسه تشکر حقته

12:17.738 --> 12:20.990
‫آره. آره. می‌تونم منتظر بمونم

12:20.991 --> 12:22.159
‫خیلی خب. عالیه

12:22.951 --> 12:25.412
‫راستش، خوشحال میشم برای تنوع
‫با یه آدم بزرگ هم‌صحبت بشم

12:26.330 --> 12:29.957
‫چطوره بیای توی بار منتظر بمونی
‫تا من بچه رو ببرم بالا و بیام

12:29.958 --> 12:31.918
‫- آره. آره
‫- باشه. عالیه

12:31.919 --> 12:33.336
‫زود میام

12:33.337 --> 12:34.421
‫خیلی خب

12:41.887 --> 12:42.721
‫عصر بخیر

13:15.295 --> 13:19.216
‫سال‌هاست که رابرت
‫از حمل و نقل عمومی استفاده نکرده

13:22.970 --> 13:27.140
‫به مردمی نگاه می‌کنه که معمولاً
‫باهاشون سرِ کار نمیره

13:33.772 --> 13:36.774
‫فکر می‌کنه زنه احتمالاً
‫چند شیفت کار می‌کنه

13:36.775 --> 13:38.944
‫تا خرج خودش و خانواده‌اش رو در بیاره

13:40.529 --> 13:41.822
‫یه زنِ خوب

13:42.739 --> 13:44.449
‫زنی بدون فیس و افاده

13:45.242 --> 13:48.120
‫که برای روابط پنهانی و فریب وقت نداره

13:54.793 --> 13:57.211
‫می‌تونه بوی ناهار رو که از کوله پشتیِ

13:57.212 --> 13:59.673
‫مردی که دو صندلی اونورتر نشسته حس کنه

14:02.467 --> 14:04.636
‫حدس می‌زنه مرده بنّاست،

14:05.637 --> 14:08.682
‫احتمالاً توی خونه‌ی یه لندنی ثروتمند کار می‌کنه،

14:10.392 --> 14:11.977
‫خونه‌ای مثل خونه‌ی خودش،

14:12.978 --> 14:17.733
‫جایی که به این مرد یه فنجون قهوه
‫و اجازه‌ی استفاده از دستشویی نمیدن

14:20.944 --> 14:24.615
‫براش سؤاله که افکارش
‫نژادپرستانه‌ان یا متکبرانه

14:25.782 --> 14:26.950
‫یا هردو،

14:27.993 --> 14:30.037
‫و به نتیجه می‌رسه احتمالاً همینطورن

14:31.663 --> 14:34.874
‫این فرضیه‌ی سادگی

14:34.875 --> 14:38.462
‫ارزشی که برای وجود اونا تعیین می‌کنه

14:40.923 --> 14:44.384
‫خودش رو «احمقِ حق به جانب» توصیف می‌کنه

15:01.527 --> 15:05.072
‫مطمئن نیستی استیون بریگزستاک چی می‌خواد

15:07.366 --> 15:09.033
‫معذرت خواهی؟

15:09.034 --> 15:10.661
‫اعتراف به گناهکاری؟

15:13.121 --> 15:17.292
‫می‌دونی که باید تا اوضاع بدتر نشده
‫باهاش تماس بگیری

15:18.293 --> 15:22.589
‫قبل از این که خشمِ استیون بریگزستاک
‫دامنِ نیکلاس رو بگیره

15:36.770 --> 15:40.357
‫هنوز توی گنجه یه سری مربا داشتم
‫که نانسی درست کرده بود

15:41.775 --> 15:43.902
‫بعد از مرگش به اونا دست نزده بودم

15:44.903 --> 15:47.656
‫اونا رو برای مناسبت‌های خاص نگه می‌داشتم

15:48.365 --> 15:51.243
‫و امروز مناسبتِ خاصی بود

15:51.743 --> 15:55.247
‫نقشه بی‌نقص پیش می‌رفت

15:55.998 --> 16:00.334
‫اجرای هر قسمتش باعث می‌شد
‫بیشتر بهش احساس نزدیکی کنم

16:00.335 --> 16:05.256
‫شما با شماره 02079460534 تماس گرفتید

16:05.257 --> 16:08.634
‫اسیتون یا نانسی برای پاسخ دادن
‫به این تماس اینجا نیستند

16:08.635 --> 16:13.081
‫اما اگه لطفاً پیغامی با زمان، تاریخ
‫و شماره تلفنتون بذارید

16:13.105 --> 16:14.516
‫باهاتون تماس می‌گیریم

16:15.267 --> 16:16.560
‫روز خوبی داشته باشید

16:18.854 --> 16:20.188
‫بله. سلام

16:20.189 --> 16:23.441
‫این پیام برای استیون بریگزستاکه

16:23.442 --> 16:25.903
‫اسم من کاترین ریونزکرافته

16:26.778 --> 16:31.282
‫من کتاب «کاملاً بیگانه» رو خوندم و اون...

16:31.283 --> 16:35.369
‫اون با تعهد عاطفی عمیقی نوشته شده

16:35.370 --> 16:38.956
‫و دردی در دلِ این کتاب نهفته‌ست

16:38.957 --> 16:41.417
‫که غیر قابل انکاره

16:41.418 --> 16:47.758
‫بنابراین غیرممکنه که تحتِ تأثیر قلبی
‫که این کلمات رو نوشته قرار نگرفت

16:48.842 --> 16:53.930
‫و خیلی کم پیش میاد که یه اثرِ داستانی

16:53.931 --> 16:58.185
‫چنین احساساتِ عمیقی
‫در خواننده‌اش ایجاد کنه

16:59.978 --> 17:03.398
‫بله، این اثرِ داستانی بی‌نظیریه

17:04.858 --> 17:06.359
‫و براتون آرزوی موفقیت می‌کنم

17:11.573 --> 17:13.534
‫احساس می‌کنی کارِ درستی کردی

17:14.284 --> 17:17.788
‫و چیزی که استیون بریگزستاک لازم داشت
‫تصدیقِ تو بود

17:18.704 --> 17:20.290
‫و به خودت هم کمک کرد

17:22.459 --> 17:27.631
‫نوشتنِ اون کلمات و به زبون آوردنشون
‫مجبورت کرده به دردش فکر کنی

17:29.591 --> 17:32.970
‫شاید توازنی بین شما دو نفر برقرار شده

17:36.974 --> 17:39.017
‫شیطان درِ خونه‌ام رو زده بود

17:40.477 --> 17:42.312
‫اون فهمیده بود من کی هستم

17:43.689 --> 17:47.734
‫انتظار داشتم اتفاق بیفته.
‫اما شنیدنِ صداش باعث شد جا بخورم.

17:49.570 --> 17:54.615
‫کتاب به قول اون
‫یه «اثر داستانی بی‌نظیر» نبود

17:54.616 --> 17:59.496
‫و اون بهتر از هرکسی این رو می‌دونست.
‫چه آدمِ فریبکاری.

18:00.914 --> 18:06.336
‫اون خیلی مواظب بود معذرت خواهی نکنه
‫و مسئولیتی نپذیره

18:07.588 --> 18:11.383
‫من به تصدیقِ دردم توسط اون علاقه‌ای نداشتم

18:12.968 --> 18:14.303
‫دیگه واسش دیر شده بود

18:14.845 --> 18:16.305
‫اون باید احساسش می‌کرد

18:17.681 --> 18:20.058
‫اون باید مثل من عذاب می‌کشید

18:24.271 --> 18:27.900
‫و موی بلند و سفید نانسی یه نشونه بود

18:28.442 --> 18:30.277
‫مُهرِ تأییدش

18:30.861 --> 18:33.614
‫باعث شد فکر کنم دیگه چه کاری
‫می‌تونم برای راضی کردنش انجام بدم

18:38.493 --> 18:40.621
‫این فکر به ذهنم رسید که جسور باشم

18:58.263 --> 19:01.141
به سلامتی نجات دادنم
‫از به قتل رسوندن پسرم

19:02.267 --> 19:03.851
‫همچین کاری نمی‌کردی. دوستش داری

19:03.852 --> 19:05.811
‫خب، اون خیلی نازه

19:05.812 --> 19:08.314
‫فقط کلی انرژی داره

19:08.315 --> 19:11.859
‫«مامانی. مامانی، می‌تونی به این نگاه کنی؟

19:11.860 --> 19:13.986
‫مامانی، به من نگاه کن. به من نگاه کن»

19:13.987 --> 19:15.322
‫و تو دوستش داری

19:16.615 --> 19:18.450
‫البته که دوستش دارم

19:19.201 --> 19:23.205
‫هر لحظه‌اش رو دوست دارم

19:25.999 --> 19:30.753
‫ولی راستش رو بخوای،
‫وقتی تو رو می‌بینم یکم حسودیم میشه.

19:30.754 --> 19:33.381
‫به من حسودیت میشه؟

19:33.382 --> 19:35.800
‫آره. ولی به طرزِ نه چندان جدی

19:35.801 --> 19:38.053
‫فقط به آزادیت حسودیم میشه

19:39.763 --> 19:41.515
‫آزادیم؟

19:42.307 --> 19:44.559
‫می‌دونی، برای سیاحت توی دنیا

19:44.560 --> 19:46.561
‫برای سفر کردن

19:46.562 --> 19:48.730
‫برای تصمیم گرفتن آنی

19:49.273 --> 19:51.357
‫برای آشنا شدن با آدم‌های جدید

19:51.358 --> 19:58.281
‫برای داشتن روابط عاشقانه‌ی پرشور
‫و هیجان‌انگیز توی هرجایی که میری

19:58.282 --> 20:00.367
‫این رو نمی‌دونم

20:01.451 --> 20:05.204
‫منظورت اینه که روابط عاشقانه‌ی پرشور
‫و هیجان‌انگیز نداری؟

20:05.205 --> 20:10.210
‫خب، راستش نه

20:11.545 --> 20:12.713
‫چرا؟

20:16.925 --> 20:20.928
‫من با دوست دخترم سفر می‌کردم

20:20.929 --> 20:22.723
‫تو دوست دختر داری؟

20:24.558 --> 20:25.642
‫آره

20:27.060 --> 20:28.436
‫اون کجاست؟

20:28.437 --> 20:30.856
‫دوست دخترت؟

20:31.982 --> 20:34.860
‫اون مجبور شد برگرده لندن

20:35.444 --> 20:36.445
‫آهان

20:37.571 --> 20:40.657
‫تو و دوست دخترت چند وقته باهم هستید؟

20:43.327 --> 20:44.827
‫نمی‌دونم

20:44.828 --> 20:48.206
‫تقریباً یه ساله

20:48.207 --> 20:49.374
‫و قبل از اون؟

20:50.501 --> 20:54.795
‫- چی؟
‫- قبلش دوست دخترهای زیادی داشتی؟

20:54.796 --> 20:56.423
‫راستش نه

20:57.925 --> 21:01.969
‫ساشا اولین دوست دخترِ درست و حسابی منه

21:01.970 --> 21:04.890
‫- ساشا
‫- آره

21:06.767 --> 21:10.020
‫تو همیشه به ساشا وفادار بودی؟

21:10.812 --> 21:13.023
‫- آره
‫- همیشه؟

21:13.941 --> 21:15.566
‫آره

21:15.567 --> 21:21.406
‫بیخیال. هیچوقت خیال‌بافی نکردی
‫که با یه دختر دیگه توی مدرسه باشی

21:22.157 --> 21:27.871
‫یا با یه دختر خانمِ سکسی که
‫توی صفِ موزه‌ی لوور دیدی؟

21:28.997 --> 21:30.958
‫- راستش نه
‫- کیت ماس؟

21:32.668 --> 21:35.127
‫سلما هایک؟

21:35.128 --> 21:38.381
‫خب، می‌دونی

21:38.382 --> 21:39.758
‫کی؟

21:40.759 --> 21:42.511
‫در مورد کی خیال‌بافی می‌کنی؟

21:47.724 --> 21:48.724
‫کایلی؟

21:48.725 --> 21:50.394
‫کایلی مینوگ؟

21:51.854 --> 21:53.313
‫کایلی

21:54.273 --> 21:56.941
‫آره، اون سکسیه

21:56.942 --> 21:58.192
‫نمی‌دونم

21:58.193 --> 22:00.237
‫اون دهنِ خوشگلی داره

22:01.822 --> 22:03.447
‫از چیِ کایلی خوشت میاد؟

22:03.448 --> 22:06.409
‫نمی‌دونم. اون خوش‌هیکله

22:06.410 --> 22:09.662
‫آره، گمونم خوش‌هیکله. آره

22:09.663 --> 22:12.749
‫ولی توی فانتزیت،

22:14.543 --> 22:17.671
‫دوست داری با کایلی چیکار کنی؟

22:20.174 --> 22:21.924
‫می‌دونی...

22:21.925 --> 22:23.718
‫نمی‌دونم

22:23.719 --> 22:26.679
‫یه کارهایی

22:26.680 --> 22:32.227
‫چه کارهایی با کایلی می‌کنی؟

22:33.937 --> 22:35.105
‫من...

22:36.064 --> 22:38.442
‫می‌بوسمش

22:41.361 --> 22:42.529
‫لُپش رو می‌بوسی؟

22:43.280 --> 22:44.364
‫آره

22:45.240 --> 22:49.828
‫لب‌هاش رو هم می‌بوسم

22:50.913 --> 22:52.414
‫حتماً خیلی حال میده

22:55.959 --> 22:57.252
‫دیگه چیکار می‌کنی؟

23:06.887 --> 23:10.348
‫لمسش می‌کنم

23:10.349 --> 23:12.518
‫کجاش رو لمس می‌کنی؟

23:15.687 --> 23:17.689
‫پوستش؟

23:19.900 --> 23:21.193
‫نرمه؟

23:22.986 --> 23:25.739
‫پوستِ کایلی نرمه؟

23:28.450 --> 23:29.451
‫آره

23:31.411 --> 23:33.247
‫دیگه کجاش رو لمس می‌کنی؟

23:41.964 --> 23:43.382
‫صورتش

23:44.424 --> 23:46.760
‫فقط صورتش؟

23:50.222 --> 23:51.723
‫سینه‌هاش

23:53.141 --> 23:55.185
‫ممه‌های کایلی رو لمس می‌کنی؟

24:03.569 --> 24:05.153
‫چطوری لمسشون می‌کنی؟

24:06.613 --> 24:09.658
‫به آرومی؟

24:12.035 --> 24:13.328
‫خوشش میاد؟

24:14.288 --> 24:16.707
‫فکر کنم

24:17.207 --> 24:21.503
‫مطمئنم خیلی خوشش میاد

24:23.463 --> 24:24.506
‫و...

24:26.675 --> 24:29.511
‫نوکِ ممه‌ی کایلی رو هم...

24:31.680 --> 24:33.015
‫لمس می‌کنی؟

24:37.019 --> 24:38.145
‫آره

24:39.188 --> 24:43.859
‫بینِ انگشت‌هات فشارش میدی؟

24:47.487 --> 24:48.906
‫آره

24:56.914 --> 24:57.998
‫سفته؟

25:04.546 --> 25:06.632
‫آهان

25:11.678 --> 25:12.804
‫و تو چی؟

25:15.599 --> 25:22.064
‫با لمس نوکِ ممه‌های کایلی شق می‌کنی؟

25:25.817 --> 25:27.861
‫آره

25:29.613 --> 25:31.114
‫می‌تونه احساسش کنه؟

25:32.241 --> 25:35.410
‫می‌تونه احساس کنه چقدر شق کردی؟

25:39.081 --> 25:40.582
‫آره

25:41.750 --> 25:43.627
‫اون چقدر خوش شانسه...

25:45.087 --> 25:46.463
‫کایلی رو میگم...

25:47.256 --> 25:50.926
‫که کیرِ شقت رو احساس می‌کنه

26:01.061 --> 26:03.772
‫دیگه داره دیر میشه،
‫پس فکر کنم بهتره برگردم اتاقم.

26:07.526 --> 26:12.239
‫ولی خیلی دلم می‌خواد بشنوم
‫دیگه چه کارهایی...

26:13.866 --> 26:14.950
‫با کایلی می‌کردی

26:17.744 --> 26:21.790
‫پس میرم پذیرش، چون فکر کنم
‫کلیدم رو توی اتاقم جا گذاشتم

26:22.457 --> 26:25.668
‫چطوره تو اینجا منتظر بمونی
‫و بعدش بری دستشویی؟

26:25.669 --> 26:27.336
‫توی راهت، آسانسور رو پیدا می‌کنی

26:27.337 --> 26:29.006
‫این نقشه چطوره؟

26:30.132 --> 26:32.176
‫خیلی خب

26:32.926 --> 26:34.552
‫نیکلاس چی؟

26:34.553 --> 26:37.638
‫نگرانِ نکیلاس نباش،
‫اون تخت می‌خوابه.

26:37.639 --> 26:39.183
‫اتاق 207

26:41.643 --> 26:44.896
‫ببخشید. میشه لطفاً اونا رو
‫به حسابِ اتاقم بنویسید؟

26:44.897 --> 26:45.981
‫- حتماً
‫- ممنون

27:37.241 --> 27:39.826
‫من کلودیو برامانتی هستم،
‫مأمور دادگستری فورته دی مارمی.

27:40.369 --> 27:43.497
‫اومدیم وسایل جاناتان بریگزستاک رو تحویل بگیریم

27:44.498 --> 27:45.499
‫طبقه‌ی دوم

27:52.965 --> 27:54.174
‫این اتاقشه

27:57.427 --> 27:59.387
‫جاناتان اینجا می‌خوابید؟

27:59.388 --> 28:00.973
‫بله، خانم بریگزستاک

28:25.622 --> 28:27.124
‫این کادوی تولدش بود

28:27.791 --> 28:28.876
‫سیزده سالگی

28:29.501 --> 28:30.961
‫چهارده سالگی

28:35.465 --> 28:37.885
‫گفتی بچه‌تر از اونه که این رو بهش بدم

28:41.388 --> 28:44.224
‫نانسی مخالفِ این بود که
‫چاقو رو به جاناتان بدم،

28:45.976 --> 28:48.020
‫ولی می‌خواستم محبتش رو جلب کنم

28:51.148 --> 28:53.609
‫هیچوقت به اندازه‌ی نانسی
‫به پسرمون نزدیک نبودم

28:54.568 --> 28:56.236
‫کِی شروع به سیگار کشیدن کرده بود؟

28:58.822 --> 29:01.491
‫احتمالاً اون دختره ساشاپ
سیگاریش کرده بود

29:03.285 --> 29:05.412
‫نانسی هیچوقت از ساشا خوشش نمی‌اومد

29:07.206 --> 29:10.000
‫من خودم هم نمی‌خواستم
‫جاناتان با اون دختره بمونه

29:13.420 --> 29:14.922
‫هیچوقت دوربینش رو ندیده بودم

29:15.714 --> 29:20.093
‫یه دوربینِ نیکون آخرین مدل.
‫کادویی که برای تولد 18 سالگیش گرفتیم.

29:21.428 --> 29:25.182
‫همیشه فرض می‌کردم
‫یکی توی هتل اون رو دزدیده

29:27.184 --> 29:28.726
‫حتماً نانسی پیداش کرده بود،

29:28.727 --> 29:32.689
‫و برام سؤاله دقیقاً کِی تصمیم گرفت
‫عکس‌ها رو ظاهر کنه

29:37.903 --> 29:39.279
‫همه‌ی اینا رو جمع کنیم؟

29:40.614 --> 29:43.617
‫آره. نگرانش نباش، استیون.
‫من ترتیب همه چی رو میدم.

29:52.584 --> 29:55.002
‫میشه لطفاً یواش‌تر بری؟

29:55.003 --> 29:56.295
‫چیزی نمونده برسیم

29:56.296 --> 29:58.756
‫20 دقیقه‌ست داری همین رو میگی

29:58.757 --> 30:01.843
‫ببین، اگه اون کونِ گُنده‌ات رو
‫تکون بدی نمی‌میری، پیرمرد

30:01.844 --> 30:04.262
‫نگرانِ کونم نیستم، نگرانِ ریه‌هامم

30:04.263 --> 30:07.516
‫- حس می‌کنم الان سکته می‌کنم
‫- انقدر غُر نزن

30:10.978 --> 30:14.772
‫واسه چی پوزخند می‌زنی؟

30:14.773 --> 30:16.274
‫ای احمق

30:16.275 --> 30:18.943
‫- ابله. چی... کجا...
‫- سلام، کلر

30:18.944 --> 30:21.362
‫- سلام. چطوری؟
‫- تو چطوری؟

30:21.363 --> 30:22.531
‫خوبم

30:23.448 --> 30:25.157
‫حدس بزن کی رو آوردم

30:25.158 --> 30:26.827
‫استیون

30:28.370 --> 30:29.371
‫استیون

30:30.289 --> 30:31.956
‫بیا و با کلر آشنا شو

30:31.957 --> 30:35.626
‫اینجا کتاب‌فروشیِ قشنگشه
‫و تازه ناشر هم هست

30:35.627 --> 30:39.714
‫- خیلی از آشنایی با شما خوشحالم
‫- همچنین. عاشق کتابت شدم

30:39.715 --> 30:40.965
‫واقعاً؟

30:40.966 --> 30:42.258
‫خیلی زیاد

30:42.259 --> 30:44.969
‫به مشتری‌هام توصیه‌اش می‌کنم.
‫چند جلد ازش فروختیم.

30:44.970 --> 30:47.246
‫استیون اصرار کرد که کتابش

30:47.270 --> 30:50.640
‫باید توی کتاب‌فروشیت
‫در معرض دید باشه

30:50.684 --> 30:52.727
‫آره. خیلی روش تأکید کرد

30:52.728 --> 30:55.062
‫واقعاً؟ اوه، ممنون

30:55.063 --> 30:56.814
‫میشه بپرسم چرا؟

30:56.815 --> 31:01.110
‫اوه، خب، من چیزهای زیادی در موردش خوندم

31:01.111 --> 31:03.988
‫و به گمونم شما کلی...

31:03.989 --> 31:09.577
‫کلی مشتریِ سطح بالا دارید
‫که کتاب دوست دارن

31:09.578 --> 31:11.704
‫خب، بله. بعضی‌ها میان

31:11.705 --> 31:13.664
‫ما خیلی خوش‌شانسیم

31:13.665 --> 31:17.168
‫شاید بتونیم اینجا برنامه‌ای
‫برای خوندن کتابت ترتیب بدیم

31:17.169 --> 31:18.252
‫آره

31:18.253 --> 31:20.796
‫هفته‌ی پیش آدام ثیرول اینجا بود

31:20.797 --> 31:22.798
‫بهم افتخار می‌دید

31:22.799 --> 31:24.133
‫عالیه

31:24.134 --> 31:26.761
‫می‌دونی، انتظارِ اون پایان رو نداشتم

31:26.762 --> 31:28.679
‫پایانش غافلگیرم کرد

31:28.680 --> 31:30.097
‫- این چیزِ بدیه؟
‫- نه

31:30.098 --> 31:32.850
‫کاملاً برعکس، خیلی خوشحال شدم
‫که زنه به سزای اعمالش رسید

31:32.851 --> 31:34.560
‫اون زنِ خیلی بدیه

31:34.561 --> 31:36.855
‫آره، همینطوره

31:49.243 --> 31:51.453
‫ببخشید. امکانش هست
‫یه میز بهم بدید؟

32:13.892 --> 32:17.854
‫میشه لطفاً یه ساندویچ گوجه
‫و اسپرسو بهم بدید؟

32:17.855 --> 32:20.857
‫دیشب، کاترین سعی کرد رابرت رو قانع کنه

32:20.858 --> 32:23.110
‫که کتاب اتفاقاتِ واقعی رو توصیف نکرده

32:24.111 --> 32:25.820
‫تا جایی که به اون مربوطه،

32:25.821 --> 32:29.199
‫زنش سال‌ها پیش فرصتِ تعریف کردن
‫نسخه‌ی خودش رو از دست داده

32:31.285 --> 32:35.789
‫اون می‌دونه که هرچی که قراره بخونه
‫واقعاً اتفاق افتاده

32:57.895 --> 32:58.896
‫بیا تو

33:04.318 --> 33:05.569
‫درو ببند

33:10.949 --> 33:12.242
‫خوشحالم که اومدی

33:13.744 --> 33:17.623
‫می‌خوام بیشتر در مورد کایلی بشنوم

33:20.792 --> 33:22.503
‫بیا نزدیک‌تر

33:34.598 --> 33:37.726
‫بدنم بعد از زایمان مثل قبل نشده

33:39.102 --> 33:42.064
‫مطمئنم به بدن‌های جَوون‌تری عادت داری

33:52.741 --> 33:53.951
‫بیا نزدیک‌تر

33:59.498 --> 34:00.749
‫دستت رو بده من

34:04.795 --> 34:07.631
‫چطوری سینه‌های کایلی رو لمس می‌کنی؟

34:09.632 --> 34:10.967
‫می‌تونی بهم نشون بدی؟

34:12.261 --> 34:13.262
‫باشه

34:22.228 --> 34:23.897
‫نرمه؟

34:24.731 --> 34:25.858
‫آره

34:26.650 --> 34:30.486
‫سفت شدنِ نوک ممه‌ام رو حس می‌کنی؟

34:30.487 --> 34:31.780
‫آره

34:32.906 --> 34:34.783
‫می‌تونی فشارش بدی؟

34:36.577 --> 34:37.786
‫آروم

34:48.755 --> 34:51.049
‫می‌تونم احساست کنم

34:52.134 --> 34:53.385
‫شق کردی

35:13.906 --> 35:14.907
‫بیا

35:29.379 --> 35:30.796
‫زانو بزن

35:30.797 --> 35:32.674
‫جلوم زانو بزن

35:37.095 --> 35:38.639
‫بندها رو باز کن

35:46.313 --> 35:47.523
‫درش بیار

36:01.328 --> 36:02.955
‫می‌دونی چیکار کنی؟

36:08.252 --> 36:10.671
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن!

36:12.005 --> 36:14.007
‫آروم

36:14.842 --> 36:18.262
‫یه ذره بالاتر

36:19.555 --> 36:23.432
‫آره. آره، اونجا. حسش می‌کنی؟

36:23.433 --> 36:25.017
‫- صبر کن. حسش می‌کنی؟
‫- آره

36:25.018 --> 36:30.357
‫خیلی خب. حالا بگیرش لای لب‌هات
‫و حالا با لب‌هات میکش بزن

36:30.983 --> 36:33.776
‫آره، همینجوری

36:33.777 --> 36:36.737
‫و حالا زبونت رو...

36:36.738 --> 36:38.865
‫دایره‌ای حرکت بده

36:38.866 --> 36:39.949
‫آره

36:39.950 --> 36:41.242
‫خدایا

36:41.243 --> 36:44.829
‫- خیلی خب. حس می‌کنی چقدر خیس شده؟
‫- آره

36:44.830 --> 36:46.455
‫آره

36:46.456 --> 36:52.044
‫خیلی خب، حالا انگشتت رو ببر پایین

36:52.045 --> 36:53.129
‫اینجا؟

36:53.130 --> 36:54.339
‫پایین‌تر

36:54.965 --> 36:56.049
‫پایین‌تر

36:56.592 --> 36:59.093
‫فقط یه ذره فشار بده

36:59.094 --> 37:01.387
‫نکن توش. فقط یه ذره روش فشار بده

37:01.388 --> 37:03.598
‫- آهان
‫- آره

37:03.599 --> 37:05.767
‫و حالا زبونت رو حرکت بده

37:33.712 --> 37:36.048
‫وایسا، وایسا

37:51.522 --> 37:56.026
‫از این که اغلب جاناتان رو بچه‌ی لوس
‫و گمراهی می‌دونستم پشیمونم

37:57.069 --> 38:00.739
‫و از اعتراف به این که هیچوقت به شجاعتش
‫ایمان نداشتم شرمنده میشم

38:02.950 --> 38:05.326
‫ولی زمانِ دیگه‌ای رو به یاد نمیارم

38:05.327 --> 38:10.791
‫که جاناتان خودش رو نسبت به دیگران
‫در اولویت قرار نداده باشه

38:11.625 --> 38:12.709
‫حتی یه بارم نشده

38:13.794 --> 38:15.170
‫پس چرا اون موقع این کارو کرده بود؟

38:15.963 --> 38:17.965
‫چرا سعی کرده بود اون بچه رو نجات بده؟

38:19.258 --> 38:22.010
‫یعنی فقط یه لحظه جوگیر شده بود؟

38:26.557 --> 38:30.018
‫اونجا اتفاق افتاده.
‫کنارِ صندلی غریق نجات.

38:31.854 --> 38:33.313
‫غریق نجات کجا بود؟

38:38.402 --> 38:42.197
‫اون به بچه‌ای رسیدگی می‌کرد
‫که پاش زخمی شده بود

38:44.283 --> 38:46.368
‫چطور می‌تونید انقدر مطمئن باشید
‫که حادثه بوده؟

38:47.286 --> 38:51.330
‫حادثه توسط شاهدهای زیادی تأیید شده

38:51.331 --> 38:53.166
‫جاناتان شناگرِ خیلی ماهری بود

38:53.709 --> 38:56.712
‫- خیلی متأسفم، خانم بریگزستاک
‫- پای کسِ دیگه‌ای هم در میون بود؟

39:01.091 --> 39:04.052
‫فقط مردهایی که از آب بیرونش آوردن
‫و غریق نجاتی که نجاتش داد

39:06.597 --> 39:08.515
‫و خانم انگلیسی، مادرِ بچه

39:10.392 --> 39:11.560
‫اسمش چیه؟

39:15.856 --> 39:19.026
‫کاترین ریونزکرافت

39:20.694 --> 39:22.029
‫می‌خوام باهاش حرف بزنم

39:30.204 --> 39:32.496
‫متأسفم اما اون خانم
‫امروز صبح به لندن برگشت

39:32.497 --> 39:34.290
‫ادعا کرد هیچوقت جاناتان رو ندیده

39:34.291 --> 39:35.459
‫اون رفت؟

39:37.002 --> 39:38.170
‫به همین سادگی؟

39:43.717 --> 39:45.219
‫می‌خوام باهاش تماس بگیرم

39:46.011 --> 39:47.845
‫فکر نمی‌کنی اونه که باید تصمیم بگیره؟

39:47.846 --> 39:49.805
‫من اطلاعاتِ تماسش رو می‌خوام

39:49.806 --> 39:52.267
‫حتماً اطلاعاتِ تماسش رو براتون پیدا می‌کنم،
‫خانم بریگزستاک.

39:56.522 --> 39:57.731
‫نانسی

40:00.108 --> 40:01.360
‫نانسی!

40:51.493 --> 40:53.995
‫حسش می‌کنی؟

40:53.996 --> 40:55.289
‫آره

40:55.789 --> 40:59.584
‫مزه‌ی آب شور میدی

40:59.585 --> 41:01.837
‫توی دریا شنا کردم

41:06.133 --> 41:09.386
‫فقط دارم با انگشتم کاری رو که کردی می‌کنم

41:10.012 --> 41:12.097
‫درست اینجا

41:19.146 --> 41:20.981
‫هنوز نمی‌خوام ارضا شی

41:32.409 --> 41:33.452
‫بیا

41:46.507 --> 41:48.759
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن
‫- لعنتی

41:58.268 --> 42:00.019
‫- حالا کونم رو بگیر
‫- باشه

42:00.020 --> 42:01.729
‫با انگشتت همون کارو بکن

42:01.730 --> 42:03.564
‫آره

42:03.565 --> 42:05.650
‫- فقط یه ذره فشار بده... نه...
‫- آبم داره میاد

42:05.651 --> 42:07.068
‫- نه، صبر کن، صبر کن
‫- داره میاد...

42:07.069 --> 42:09.195
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫یواش، یواش، یواش.

42:09.196 --> 42:11.323
‫یواش‌تر. یواش

42:24.837 --> 42:26.587
‫لعنتی

42:26.588 --> 42:28.631
‫گندش بزنن. ببخشید

42:28.632 --> 42:30.967
‫- درش نیار. درش نیار
‫- ببخشید

42:30.968 --> 42:35.096
‫ببخشید. تو خیلی لَوندی

42:35.097 --> 42:39.393
‫تو عینِ یه الهه‌ی سکسی

42:40.269 --> 42:42.144
‫اصلاً هم اینطور نیست

42:42.145 --> 42:45.190
‫ولی جدی میگم. اون کارهایی که کردی...

42:47.693 --> 42:49.152
‫راستش رو بخوای، من...

42:50.153 --> 42:52.781
‫می‌دونی، اونا کارهایی بودن
‫که می‌خواستم امتحان کنم

42:53.407 --> 42:54.699
‫منظورت چیه؟

42:54.700 --> 43:01.456
‫می‌دونی، فقط کارهایی که می‌خواستم
‫انجام بدم یا باهام انجام بدن

43:03.250 --> 43:07.421
‫منظورت اینه که هیچوقت انجام ندادی؟

43:08.297 --> 43:10.007
‫وقتی متأهلی شرایط فرق می‌کنه

43:11.383 --> 43:12.676
‫ولی قبلش چی؟

43:14.219 --> 43:15.387
‫نه زیاد

43:16.847 --> 43:18.764
‫یعنی، فقط سکسِ نوجوونی داشتم، می‌دونی

43:18.765 --> 43:21.100
‫- چی؟
‫- ببخشید

43:21.101 --> 43:22.352
‫نمی‌خواستم...

43:25.022 --> 43:26.064
‫ولی راست میگی

43:28.192 --> 43:30.611
‫این فرق می‌کرد

43:33.447 --> 43:34.698
‫آره، فرق می‌کرد

43:39.328 --> 43:40.703
‫خدای من

43:40.704 --> 43:41.954
‫چه سریع

43:41.955 --> 43:43.081
‫آهان

43:46.460 --> 43:48.212
‫مامانی!

43:49.505 --> 43:51.631
‫- اون...
‫- من اینجام، عزیزم

43:51.632 --> 43:53.383
‫بگیر بخواب

43:56.345 --> 43:58.095
‫اون...

43:58.096 --> 43:59.181
‫باشه

44:22.627 --> 44:30.480
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:30.504 --> 44:32.923
‫یه شعری یادم اومد که
‫یه زمانی تدریس می‌کردم

44:33.882 --> 44:37.553
‫شعری که مارک تواین
‫روی سنگِ قبر دخترش حک کرده بود

44:40.389 --> 44:44.601
‫«آفتابِ گرم تابستانی،
‫با ملایمت به اینجا بتاب،

44:45.477 --> 44:49.273
‫بادِ گرم جنوبی،
‫به آرامی در اینجا بوز.

44:50.649 --> 44:52.526
‫مرغزارِ سبز بالای سرش،

44:53.735 --> 44:54.945
‫آرام بخواب،

44:55.946 --> 44:57.656
‫آرام بخواب

45:00.117 --> 45:02.786
‫شب بخیر، عزیز دل

45:04.663 --> 45:05.831
‫شب بخیر،

45:08.208 --> 45:09.543
‫شب بخیر»
