WEBVTT

00:22.203 --> 00:32.203
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:38.121 --> 00:39.623
‫داشتی از من عکس می‌گرفتی؟

00:41.250 --> 00:42.292
‫من...

00:42.292 --> 00:44.586
‫- به نظرم داشتی ازم عکس می‌گرفتی
‫- شرمنده

00:44.586 --> 00:46.463
‫ولی شما مثل یه سایه مقابل اقیانوس بودی

00:46.463 --> 00:47.631
‫یه سایه؟

00:49.633 --> 00:50.634
‫جدی؟

00:51.802 --> 00:57.641
‫آره. حلقه‌ای از نور خورشید اطرافت بود

01:00.435 --> 01:02.813
‫می‌دونی این دریای مدیترانه‌ست؟

01:05.065 --> 01:06.817
‫گفتی اقیانوسه!

01:08.318 --> 01:09.403
‫ولی دریاست

01:12.573 --> 01:13.782
‫می‌دونم دریاست

01:15.367 --> 01:16.952
‫خب بگو ببینم...

01:18.704 --> 01:21.999
‫این حلقه نوری که می‌گفتی چیه

01:22.916 --> 01:25.961
‫عین یه هاله می‌مونه

01:26.545 --> 01:27.546
‫هالـه؟

01:30.132 --> 01:31.133
‫آره

01:34.094 --> 01:35.470
‫پس از این هاله خوشت اومد؟

01:39.766 --> 01:40.684
‫آره

01:42.603 --> 01:46.231
‫- به نظرت این هاله قشنگ بود؟
‫- آره

01:47.065 --> 01:48.066
‫چقدر قشنگ؟

01:51.278 --> 01:52.279
‫خیلـی

01:54.072 --> 01:55.365
‫خیلی قشنگ

01:59.328 --> 02:03.081
‫عکس‌هایی که از این هاله گرفتی...

02:06.168 --> 02:07.503
‫می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟

02:08.794 --> 02:09.963
‫می‌خوای بهشون نگاه کنی؟

02:14.635 --> 02:16.303
‫می‌خوای به هاله‌ها نگاه کنی؟

02:31.109 --> 02:32.444
‫گشنه‌مه

02:33.445 --> 02:34.738
‫گشنه‌تـه؟

02:34.738 --> 02:36.740
‫میشه ماهی لقمه بخورم؟

02:37.783 --> 02:40.577
‫ماهی لقمه می‌خوای؟
‫مطمئنی دلت پاستا نمی‌خواد؟

02:40.577 --> 02:41.995
‫ماهی لقمه می‌خوام

02:41.995 --> 02:44.581
‫ماهی لقمه آخه؟ اونو که توی خونه داریم

02:44.581 --> 02:48.168
‫- اسپاگتی نمی‌خوای؟
‫- نه. ماهی لقمه می‌خوام

02:48.168 --> 02:50.295
‫پیتزا چی؟

02:50.295 --> 02:51.588
‫ایول، پیتزا!

02:51.588 --> 02:53.340
‫ردیفه؟ چه مدل پیتزایی؟

02:53.340 --> 02:56.844
‫پیتزای پنیر و گوجه

02:56.844 --> 02:59.680
‫قارچ نداشته باشه؟ نظرت چیه... وای!

03:00.222 --> 03:01.223
‫بذارین من کمک کنم

03:01.223 --> 03:03.892
‫- نیاز به زحمت نیست
‫- نه، خوشحال میشم

03:05.644 --> 03:09.606
‫ممنون. دست‌هام بندن

03:11.441 --> 03:12.651
‫اسمت چیه رفیق؟

03:12.651 --> 03:14.111
‫نیکلاس

03:14.111 --> 03:15.362
‫نیکلاس، چند سالته؟

03:15.863 --> 03:17.406
‫چهار

03:17.406 --> 03:20.325
‫چهار سالته؟ چقدر زیاد

03:20.325 --> 03:22.703
‫- نه، نیست
‫- چرا، هست

03:23.203 --> 03:24.371
‫نخیرم، نیست

03:24.371 --> 03:28.667
‫معلومه که هست.
‫ببین، این یکه و خیلی کمه

03:28.667 --> 03:31.420
‫این دوئه و بیشتره

03:31.420 --> 03:34.673
‫این سه‌ئه و زیاده

03:34.673 --> 03:38.594
‫ولی این چهاره و خیلی زیاده

03:39.178 --> 03:42.222
‫این یکه و خیلی کمه

03:42.222 --> 03:45.350
‫- این دوئه و بیشتره
‫- خب؟

03:45.893 --> 03:48.145
‫این سه‌ئه و...

03:49.062 --> 03:50.230
‫زیاده

03:50.230 --> 03:52.691
‫- درسته. این سه‌ئه...
‫- آره

03:52.691 --> 03:54.151
‫و زیاده

03:54.151 --> 03:56.153
‫این چهاره و خیلی زیاده

03:56.153 --> 03:58.238
‫- وای خدای من
‫- همینـه

04:02.409 --> 04:04.244
‫بیشتر شب‌ها بیدار بودی

04:04.244 --> 04:07.748
‫و حس می‌کردی خاطراتِ تازه از گور در اومده
‫مثل طنابی دور گردنتـه

04:09.583 --> 04:12.836
‫بالاخره ساعت 4:30 خوابیدی

04:14.421 --> 04:17.925
‫با این یقین از خواب بیدار میشی
‫که اولویتت باید

04:17.925 --> 04:19.468
‫محافظت از خانواده‌ت باشه

04:21.220 --> 04:22.638
‫تا دوباره تعادل رو به زندگیت برگردونی

04:29.728 --> 04:31.688
‫آره. حتما

04:33.649 --> 04:36.818
‫دارم تمامِ تلاشم رو می‌کنم ولی
‫از الان بهت بگم که این کارمون

04:36.818 --> 04:39.655
‫ما رو با کمیته نظارت بر خزانه‌داری
‫به بن‌بست می‌رسونه

04:41.031 --> 04:42.074
‫آره، سوالِ عجیبیه

04:42.074 --> 04:44.368
‫البته که می‌خوام به
‫مدیریت منابع مالی ادامه بدم

04:45.869 --> 04:47.996
‫خب... چی؟ تصمیمش دستِ تو نیست

04:47.996 --> 04:49.498
‫این تصمیم باید با رأی اکثریت

04:49.498 --> 04:52.876
‫اعضای خانواده و تاییدِ صندوق انجام بشه

04:52.876 --> 04:55.337
‫یادِ دیروز می‌افتی

04:55.337 --> 04:57.756
‫وقتی که نزدیک بود همه‌چیز رو به رابرت بگی

04:58.507 --> 04:59.842
‫و الان خوشحالی که نگفتی

05:00.551 --> 05:01.552
‫خیلی‌خب

05:01.552 --> 05:05.055
‫اون خودش رو خیلی قوی می‌دونه
‫ولی در واقع این‌جوری نیست

05:06.932 --> 05:09.560
‫وقتی تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل
‫شده بود، باهاش آشنا شدی

05:10.644 --> 05:12.229
‫دو سال از تو کوچیک‌تره

05:13.146 --> 05:14.439
‫خجالتی بود

05:14.439 --> 05:16.900
‫و همین باعث شده بود
‫جوون‌تر از سنش نشون بده

05:18.485 --> 05:20.821
‫و تو فورا حس کردی که باید ازش مراقبت کنی

05:21.446 --> 05:23.490
‫باشه، اگه تو داد نزنی، منم داد نمی‌زنم

05:26.034 --> 05:27.953
‫لاشی گوشی رو روم قطع کرد

05:28.662 --> 05:31.039
‫- هیوگو بود؟
‫- آره، اون کثافت بی‌همه‌چیز

05:31.748 --> 05:34.418
‫تهدید می‌کنه خیریه‌ها رو به
‫یه شرکت دیگه منتقل می‌کنه

05:34.418 --> 05:36.879
‫- از یه برادر همچین کاری بعیده
‫- چون برادر ناتنیمـه

05:36.879 --> 05:39.006
‫بی‌خیال! اون همیشه بیشتر
‫هارت و پورت می‌کنه، عزیزم.

05:39.006 --> 05:41.091
‫آره ولی مشکل اینه که هارت و پورت‌هاش

05:41.091 --> 05:42.718
‫باعث شده صدای بقیه
‫اعضای خانواده هم در بیاد

05:42.718 --> 05:45.637
‫انگار یه گله سگ چی‌واوا افتادن به جونم

05:46.263 --> 05:48.640
‫اونا این سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه رو

05:48.640 --> 05:51.768
‫راهی برای فرار از مالیات و سبزشویی می‌بینن.

05:51.768 --> 05:55.022
‫نمی‌دونن واقعا باید به وظیفه‌شون عمل کنن...

05:55.022 --> 05:57.608
‫- تو می‌دونی داری چیکار می‌کنی و...
‫- وگرنـه... آره...

05:57.608 --> 05:58.692
‫آره، می‌دونم

06:01.153 --> 06:02.404
‫بذار امشب من شام درست کنم

06:03.113 --> 06:04.448
‫لطف داری که می‌خوای این کار رو بکنی

06:04.448 --> 06:07.326
‫ولی اخیرا خیلی بابتِ اون کتاب
‫استرس داشتی پس نیازی نیست

06:07.326 --> 06:09.119
‫اوه، اون کتاب؟ اصلا مهم نیست

06:09.703 --> 06:12.206
‫- واقعا چیزی نیست. مسخره‌ست
‫- مطمئنی؟

06:12.206 --> 06:13.874
‫آره، میرم سر کار

06:13.874 --> 06:17.878
‫و بعد برمی‌گردم و یکم به کارهای خونه می‌رسم

06:17.878 --> 06:20.923
‫بعدشم خرید می‌کنم و برات سول میونیق درست می‌کنم
‫(ماهی با سس کره و لیمـو)

06:20.923 --> 06:23.884
‫بسیارخب. باید خیلی خوشمزه باشه

06:23.884 --> 06:25.302
‫تازه می‌تونیم یکمی شیطونی کنیم

06:25.302 --> 06:28.180
‫و از اون شراب پولینی-منراشه
‫که راجر برامون آورده هم بخوریم

06:28.180 --> 06:30.307
‫خیلی‌خب. دیگه باید برم

06:30.307 --> 06:33.352
‫یکی باید بره اون سگ‌های ‫پامرانین رو
کنترل کنه

06:33.352 --> 06:35.562
‫- کلیدهام رو برداشتم؟
‫- توی جیبتن عزیزم

06:36.647 --> 06:38.023
‫زندگی مشترک آسیب‌پذیره

06:38.899 --> 06:41.610
‫نه فقط زندگیِ تو، بلکه تمام زندگی‌های مشترک

06:42.736 --> 06:44.571
‫یه تعادلی باید برقرار بشه

06:46.114 --> 06:49.952
‫و تو فکر می‌کنی تونستی تعادلت رو حفظ کنی

06:50.535 --> 06:58.535
‫کاری از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

07:12.349 --> 07:14.601
‫- ببخشید. میشه کمکم کنید؟
‫- بله؟

07:14.601 --> 07:16.270
‫البته. دنبال چی هستین؟

07:16.270 --> 07:19.565
‫بله. می‌خوام جاروبرقی بخرم

07:20.148 --> 07:21.483
‫مدلی مدنظرتونه؟

07:22.276 --> 07:27.030
‫خب،زنم قبلا بیشتر
‫کارهای خونه رو انجام می‌داد

07:27.739 --> 07:31.285
‫- الان هم مُرده
‫- متأسفم که این رو می‌شنوم

07:31.285 --> 07:32.786
‫لطف داری

07:32.786 --> 07:34.454
‫دنبال یه چیزِ سبکم

07:34.454 --> 07:38.667
‫یه چیزی که پیرمردی مثل من
‫بتونه از پله‌ها بالا و پایینش ببره

07:38.667 --> 07:41.295
‫البته. گمونم دقیقا همین مدلی
‫که می‌خواین رو داشته باشیم

07:41.295 --> 07:42.629
‫لطفا تشریف بیارین

07:50.429 --> 07:53.974
‫این مدل دایسونـه، پادشاه جاروبرقی‌هاست

07:53.974 --> 07:56.518
‫قدرتش زیاده.
‫مکشش فوق‌العاده‌ست

07:56.518 --> 07:58.395
‫از این بهتر توی بازار پیدا نمی‌کنید

07:58.395 --> 08:01.899
‫تازه خیلی هم سبکه و راحت
‫می‌تونید از پله‌ها بالا و پایین ببریدش

08:02.649 --> 08:06.153
‫عالیه. خب...

08:07.196 --> 08:08.822
‫یکم عجیب‌وغریبه، نه؟

08:09.364 --> 08:12.576
‫جزو آخرین مدل‌هاست. با یه تکنولوژی انقلابی

08:12.576 --> 08:14.703
‫- البته قیمتش هم بالاست
‫- چنده؟

08:14.703 --> 08:15.913
‫229 پوند

08:18.874 --> 08:21.126
‫نمی‌دونم. گمونم با یه دونه که

08:21.126 --> 08:24.546
‫شبیه مدل‌های قدیمی باشه، راحت‌تر باشم.

08:24.546 --> 08:27.716
‫یه چیزی تو مایه‌های... اون یکی

08:29.718 --> 08:31.303
‫بله، جارو برقی عصایی هوور.

08:32.095 --> 08:35.015
‫قدرتش خیلی کمتره و برای
‫بودجه‌ی کم انتخاب مناسبیه

08:35.015 --> 08:39.144
‫میشه... وای خدایا!
‫خیلی‌سنگین‌تره، نه؟

08:41.522 --> 08:44.608
‫بعید می‌دونم زورم برسه با خودم

08:44.608 --> 08:46.818
‫از پله‌ها بالا و پایین ببرمش

08:48.153 --> 08:49.154
‫گمونم آره...

08:49.738 --> 08:52.658
‫شاید یه چیز غیربرقی بهتر باشه

08:53.784 --> 08:55.369
‫یه بیسل. اسمشون همینه؟

08:55.369 --> 08:58.455
‫همونا که با غلطک‌هاشون که حین حرکت
‫گرد و خاک رو جمع می‌کنه

09:00.082 --> 09:02.167
‫آهان آره. خودشه. این یکی چی؟

09:03.418 --> 09:04.837
‫فرش آپارتمان‌تون چقدر ضخیمه؟

09:04.837 --> 09:06.171
‫آپارتمان نیست. خونه ویلاییه.

09:06.713 --> 09:09.883
‫یه خونه‌ ردیفی با باغچه و...

09:09.883 --> 09:12.719
‫فرش یا قالیچه؟ یا هیچ‌کدوم؟

09:12.719 --> 09:16.348
‫خب طبقه پایین کفپوش چوبی داره با چندتا فرش

09:16.348 --> 09:20.477
‫بالا هم بیشتر فرشه. نظرت چیه؟

09:22.521 --> 09:24.147
‫همه‌شون خوبن

09:24.147 --> 09:26.233
‫خب چه تفاوت‌هایی دارن؟

09:26.233 --> 09:28.193
‫نه، اصلا قابل مقایسه نیستن

09:28.193 --> 09:31.071
‫عین این می‌مونه که بخوای مازراتی رو
‫با تویوتا کمری مقایسه کنی

09:32.030 --> 09:33.323
‫من اصلا ماشین ندارم

09:34.408 --> 09:36.535
‫منظورم اینه که جفت‌شون یه کار رو می‌کنن

09:36.535 --> 09:38.245
‫ولی یکی‌شون بهتـره

09:39.037 --> 09:40.539
‫شما جای من بودی کدوم رو می‌خریدی؟

09:42.040 --> 09:43.041
‫دایسون رو

09:45.169 --> 09:46.170
‫شما توی این زمینه متخصصی دیگه

09:47.212 --> 09:48.714
‫ناامیدتون نمی‌کنه. ارزشش رو داره

09:50.549 --> 09:52.926
‫به وضوح کم‌طاقتی و بی‌حوصلگیش رو حس کردم

09:53.427 --> 09:55.762
‫چرا اینقدر مضطرب بود؟

09:55.762 --> 10:00.225
‫قطعا به خاطر یه پیرمردی که نمی‌دونه
‫کدوم مدل جاروبرقی رو بخره، نبود

10:01.310 --> 10:02.477
‫می‌خواین براتون بیاریم دم خونه؟

10:02.477 --> 10:03.937
‫باید هزینه بیشتری بدم؟

10:03.937 --> 10:06.481
‫نه، برای سفارشات بالای 50 پوند
‫ارسال‌مون رایگانـه

10:06.481 --> 10:08.192
‫چه خوب

10:08.192 --> 10:09.860
‫خب بیاریم دم خونه یا با خودتون می‌برین؟

10:09.860 --> 10:11.528
‫اگه بیارین بهتره

10:12.196 --> 10:13.280
‫میشه اسم‌تون رو بفرمایید

10:13.906 --> 10:17.367
‫جوزف تئودور کنراد کوژِینوسکی

10:18.035 --> 10:19.328
‫میشه لطفا بگین چطور نوشته میشه؟

10:19.870 --> 10:21.955
‫ج - و - ز - ف

10:21.955 --> 10:25.250
‫با یه اکسان اگو روی حرف «اُ»(واو)

10:25.250 --> 10:26.502
‫اکسان اگو دیگه چیه؟

10:27.044 --> 10:30.881
‫علامتِ اکسان اگو به سمت راسته

10:30.881 --> 10:34.718
‫برخلاف اکسان گراو که یکم به سمت چپ متمایله

10:34.718 --> 10:36.553
‫مثل علامتی که بالای بعضی حروفِ فرانسویه

10:36.553 --> 10:39.014
‫صحیح، باشه. بهتره برام روی کاغذ بنویسین

10:39.014 --> 10:40.390
‫لطفا آدرس‌تونم بنویسین

10:41.266 --> 10:43.519
‫بهش اسمِ اصلی جوزف کنراد رو گفته بودم
(نویسنده‌ی بریتانیایی-لهستانی)

10:44.019 --> 10:46.563
‫نه اینکه بدونه جوزف کنراد کیه

10:46.563 --> 10:48.941
‫ولی اسم واقعیش باعث میشه بیشتر تایپ کنه

10:48.941 --> 10:51.443
‫و احتمالا جا کم بیاره

10:57.366 --> 10:58.700
‫بعد از "س"، "ل" نوشتین؟

11:00.202 --> 11:01.328
‫"ک" نوشتم

11:05.190 --> 11:06.190
‫[بـرای نیکلاس ریونزکرافت]

11:06.375 --> 11:07.584
‫چطور پرداخت می‌کنین؟

11:08.544 --> 11:12.089
‫اگه بشه می‌خوام با کارت اعتباریم پرداخت کنم

11:15.926 --> 11:18.262
‫مطمئنین اون یکی جارو بهتر نیست؟

11:18.262 --> 11:20.264
‫گفتم که، به نظرم جاروی
‫خیلی خوبی انتخاب کردین

11:20.264 --> 11:22.891
‫- فقط من...
‫- ببخشید؟

11:22.891 --> 11:25.477
‫مطمئن نیستم. چطور بگم؟

11:25.477 --> 11:28.272
‫برای یه نفر با این حقوق بازنشستگی،
‫پول زیادیه

11:29.189 --> 11:31.483
‫- ولی...
‫- واقعا شرمنده

11:31.483 --> 11:34.444
‫بعید می‌دونم بتونم بخرمش

11:35.028 --> 11:36.488
‫ببخشید که نظرم عوض شـد

11:37.948 --> 11:41.952
‫ممنون از کمکت.
‫امیدوارم وقتت رو نگرفته باشم

11:42.953 --> 11:43.954
‫ممنون

11:44.496 --> 11:46.582
‫امیدوار بودم حداقل بتونه راضیم کنه

11:46.582 --> 11:48.500
‫یه چیزِ غیرضروری بخرم

11:48.500 --> 11:50.085
‫ولی امیدی نداشت

11:50.586 --> 11:52.462
‫یه موجودِ کاملا بی‌مصرف

11:54.631 --> 11:56.633
‫خیلی راحت می‌شد به دامش انداخت

12:01.013 --> 12:02.973
‫صبح بخیر کاترین.
‫تبریک میگم بابت جایزه

12:02.973 --> 12:04.224
‫مرسی جودی

12:08.228 --> 12:09.646
‫- صبح بخیر کاترین
‫- جیسو

12:10.480 --> 12:11.607
‫چطور پیش رفت؟

12:12.357 --> 12:13.400
‫خوب بود

12:14.776 --> 12:16.278
‫می‌دونم از این چیزها متنفری

12:16.945 --> 12:18.447
‫تبریک میگم، کاترین

12:18.447 --> 12:19.698
‫ممنون، مِگ

12:19.698 --> 12:21.283
‫کلی کارت برات فرستادن

12:21.283 --> 12:23.660
‫- این رو از طبقه بالا فرستادن
‫- چقدر قشنگن

12:23.660 --> 12:25.662
‫شامپاین هم فرستادن

12:27.247 --> 12:28.415
‫جایزه اینه؟

12:28.415 --> 12:29.499
‫آره

12:30.292 --> 12:32.711
‫- میشه دستم بگیرم؟
‫- آره حتما. سنگینه

12:33.253 --> 12:34.463
‫- تبریک میگم کاترین
‫- سلام

12:34.463 --> 12:36.215
‫مبارکه کاترین

12:36.965 --> 12:38.550
‫می‌خوام ببینم سایمون وقتی جایزه رو ببینه

12:38.550 --> 12:40.302
‫چه واکشنی نشون میده

12:44.306 --> 12:45.390
‫خب جابه‌جایی چطور پیش میره؟

12:46.308 --> 12:47.684
‫روالـه

12:48.685 --> 12:51.980
‫تا میای یه جا مستقر شی باید باز جابه‌جا بشی

12:52.940 --> 12:54.316
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- آره لطفا

13:00.447 --> 13:04.034
‫- باریکلا کتی
‫- مرسی. مرسی سایمون

13:04.034 --> 13:05.202
‫خب حالا برنامه‌ت چیه؟

13:05.702 --> 13:10.541
‫خب یه نفر می‌خواد مستندم رو
فیلم سینمایی کنه

13:11.500 --> 13:13.836
‫- آره. فیلم...
‫- این...

13:15.003 --> 13:17.381
‫- عالیه. آره
‫- جدی؟

13:18.006 --> 13:19.591
‫- آره
‫- هرچند فکر نمی‌کنم آمریکایی‌ها

13:19.591 --> 13:22.761
‫بتونن با فرهنگ مدرسه
‫شبانه‌روزی ارتباط بگیرن

13:22.761 --> 13:24.388
‫- بعید می‌دونم
‫- آره

13:25.222 --> 13:27.266
‫آره ولی می‌خوان جودی فاستر
‫نقش اصلی رو بازی کنه

13:30.686 --> 13:31.728
‫- خیلی‌خب
‫- آره

13:34.022 --> 13:35.524
‫خب، جودی بازیگرِ خفنیه

13:35.524 --> 13:37.067
‫- همینو بگو!
‫- آره

13:37.067 --> 13:39.486
‫اگه خواستی درباره‌ش حرف بزنی بهم خبر بده

13:39.486 --> 13:41.071
‫- حتما
‫- چون من تجربه کار با...

13:41.071 --> 13:42.489
‫چندتا فیلمساز داشتم

13:42.489 --> 13:43.949
‫- آره می‌دونم
‫- باشه

13:43.949 --> 13:45.576
‫- مرسی سایمون
‫- خواهش می‌کنم کتی

13:48.370 --> 13:50.914
‫راست گفتی؟ قراره ازش اقتباس سینمایی بشه؟

13:51.456 --> 13:54.251
‫نه. فقط می‌خواستم واکنشش رو ببینم!

13:55.919 --> 13:56.879
‫خیلی بدی

13:57.504 --> 13:58.380
‫واقعا

14:27.910 --> 14:30.621
‫اینم از عکس‌هاتون، نگاتیوها و فلش

14:30.621 --> 14:34.082
‫فکر می‌کردم به خاطر محتوای حساس عکس‌ها

14:34.082 --> 14:37.878
‫زیر بار نرن چاپ‌شون کنن

14:38.504 --> 14:39.838
‫ولی هیچی نگفتن

14:40.713 --> 14:42.713
‫[رابرت ریونزکرافت. خصوصی و مهم.]

14:45.844 --> 14:47.095
‫دیگه مهمات داشتم

14:48.305 --> 14:50.432
‫فقط لازم بود یه نارنجک پرت کنم

14:50.432 --> 14:53.018
‫صحیح، باشه.
‫فقط اینجا کلیک کن. حله؟

14:53.018 --> 14:54.978
‫- روز خوش جناب
‫- روز خوش

14:58.482 --> 15:00.651
‫می‌دونی که افرادِ معدودی

15:00.651 --> 15:03.445
‫از وقایعی که الهام‌بخشِ این کتاب بودن،
‫خبر داشتن

15:04.530 --> 15:05.781
‫و خودت رو سرزنش می‌کنی که

15:05.781 --> 15:09.743
‫با همون دقت و جدیتی که
‫صرفِ موضوعاتِ دیگه می‌کردی

15:09.743 --> 15:11.870
‫این موضوع رو بررسی نکردی

15:15.123 --> 15:18.669
‫تو فقط یک بار نانسی بریگزستاک رو دیدی،
‫ اونم ده سال پیش

15:19.878 --> 15:23.173
‫و به این نتیجه می‌رسی که
‫شاید قدرتش رو دست کم گرفتی

15:26.134 --> 15:28.971
‫شاید اون پیرزنِ نحیف مرگ رو شکست داده

15:29.972 --> 15:32.558
‫و حالا داره سراغِ تو میاد

15:34.643 --> 15:35.978
‫- خانم بریگزستاک؟
‫- بله

15:37.688 --> 15:38.689
‫کاترین هستم

15:44.486 --> 15:47.239
‫- قهوه یا چای می‌خورین؟
‫- نه، مرسی

15:51.785 --> 15:53.829
‫تسلیت میگم

15:53.829 --> 15:54.913
‫جانم؟

15:57.374 --> 15:58.667
‫شوهر... شوهرتون...

15:58.667 --> 16:00.127
‫توی نامه‌تون نوشته بودین

16:00.127 --> 16:02.171
‫- شوهرتون از دنیا رفته
‫- آهان بله. ممنون

16:02.171 --> 16:03.213
‫بله

16:06.967 --> 16:11.722
‫خب چه کمکی از دستم برمیاد؟

16:14.808 --> 16:15.851
‫تو به من فکر می‌کنی؟

16:18.103 --> 16:21.398
‫چون من هر روز بهت فکر می‌کنم

16:23.775 --> 16:26.987
‫تعجب کردم دیگه خبری ازت نشد

16:28.238 --> 16:31.200
‫حتی به خودت زحمت ندادی مراسم ختم پسرم بیای

16:31.200 --> 16:33.285
‫گل هم نفرستادی

16:33.285 --> 16:35.537
‫آره. نـه

16:37.998 --> 16:38.999
‫بله، واقعا متأسفم

16:38.999 --> 16:40.584
‫این حداقل کاری بود که می‌تونستی بکنی

16:41.251 --> 16:44.004
‫با توجه به اون اتفاقات، کار درست این بود

16:44.796 --> 16:47.382
‫خودتم بچه داری.
‫باید این چیزها رو بفهمی

16:47.925 --> 16:49.843
‫الان که اینجام، خانم بریگزستاک

16:54.473 --> 16:59.019
‫وقتی اون اتفاق افتاد، به
‫پلیس گفتی پسرم رو نمی‌شناختی

16:59.853 --> 17:00.854
‫جاناتان

17:06.652 --> 17:07.653
‫ولی می‌شناختی

17:09.195 --> 17:11.073
‫می‌شناختیش، نه؟

17:17.037 --> 17:17.913
‫بله

17:20.249 --> 17:22.751
‫خب چرا دروغ گفتی؟
‫چرا راستش رو نگفتی؟

17:26.713 --> 17:31.301
‫فکر نمی‌کردم فایده‌ای داشته باشه

17:31.301 --> 17:33.053
‫فایده؟ برای کی؟ برای خودت؟

17:33.053 --> 17:34.555
‫نه، نه. برای هر کسی

17:34.555 --> 17:36.139
‫خیلی‌خب، آره. فراموشش کردی

17:36.139 --> 17:38.016
‫خودتو خلاص کردی

17:38.016 --> 17:40.269
‫قسر در رفتی. اینم صرفا برات یه رازِ مگو بود

17:41.186 --> 17:45.482
‫- نه
‫- زندگیِ من بعد از اون اتفاق جهنـم شد

17:46.608 --> 17:48.777
‫هر روزش جهنم بود

17:50.612 --> 17:52.739
‫مجبور شدم کارم رو ول کنم. همه‌چیم رو باختم

17:53.907 --> 17:55.534
‫بله. متأسفم

17:56.952 --> 18:00.247
‫خب اگه الان می‌خوای کار درست رو بکنی

18:00.247 --> 18:01.665
‫بهتره به حرف بیای

18:01.665 --> 18:04.084
‫چون این احتمالا آخرین فرصتت باشه

18:06.879 --> 18:09.256
‫فقط باید بدونین که برام
‫راحت نیست خانم بریگزستاک

18:09.256 --> 18:11.216
‫در واقع خیلی پیچیده‌ست...

18:11.216 --> 18:14.678
‫پیچیده‌ست؟ پیچیده؟
‫نه، نه، نه، نه، نه، هیچ هم پیچیده نیست

18:16.430 --> 18:19.683
‫- من دارم می‌میرم. سرطان لاعلاج دارم
‫- خیلی...

18:21.185 --> 18:22.227
‫خیلی متأسفم

18:23.729 --> 18:25.772
‫پس خیلی پیچیده نیست، نه؟

18:26.481 --> 18:28.650
‫متأسفم. فکر نمی‌کنم...

18:29.526 --> 18:31.987
‫فکر نمی‌کنم بتونم چیزی بگم که کمک‌تون کنه

18:31.987 --> 18:33.906
‫اسمِ پسرت نیکلاسه، درسته؟

18:35.449 --> 18:36.450
‫آره

18:36.992 --> 18:37.993
‫می‌خوام ببینمش

18:42.039 --> 18:42.873
‫جانم؟

18:42.873 --> 18:44.833
‫می‌خوام پسرت رو ببینم

18:46.335 --> 18:48.253
‫- نه
‫- فقط یه لحظه

18:48.253 --> 18:50.714
‫- نه، نه، ببخشید، نمیشه
‫- مطمئنم می‌تونی دلیلش رو درک کنی

18:50.714 --> 18:55.219
‫پسرت سالم و سرحال داره می‌چرخه درحالی‌که
‫پسرِ من زیر یه خروار خاک داره می‌پوسه

18:55.219 --> 18:57.596
‫نیکلاس جونش رو مدیونِ پسر منـه

18:57.596 --> 19:00.682
‫باید بدونه اگه جاناتان نبود الان زنده نبود

19:00.682 --> 19:02.893
‫ببخشید. اصلا اشتباه کردم اومدم اینجا

19:04.102 --> 19:05.687
‫واقعا شاهکاری!

19:05.687 --> 19:09.525
‫چطوری می‌تونی شب‌ها بخوابی؟
‫چطور می‌تونی با خودت کنار بیای؟

19:10.359 --> 19:13.028
‫بابتِ بیماری‌تون متأسفم
‫ولی کمکی از من ساخته نیست

19:13.028 --> 19:15.280
‫- اون پسرت رو نجات داد
‫- خب کاش نمی‌داد

19:16.073 --> 19:18.825
‫خسته نمیشی اینقدر نقش بازی می‌کنی؟

19:19.993 --> 19:21.620
‫آره، همینه. فرار کن. برو

19:21.620 --> 19:24.331
‫نانسی بریگزستاک سال 2011 مُرده

19:24.331 --> 19:26.875
‫- فقط شوهرش زنده مونده
‫- نه، نه، شوهرش مُرده

19:28.627 --> 19:30.003
‫نه، زنده‌ست

19:30.003 --> 19:33.215
‫اسمش استفان بریگزستاکـه و 77 سالشه

19:33.215 --> 19:36.635
‫معلم بازنشسته‌ست. فارغ‌التحصیلِ کمبریجه
‫و ساکنِ لندنـه

19:37.261 --> 19:39.012
‫اطلاعات تماسش رو داری؟

19:39.012 --> 19:41.056
‫- بیا. ادرس و شماره تلفن
‫- مرسی

19:41.056 --> 19:42.641
‫برات ایمیل هم کردم

19:44.893 --> 19:46.812
‫بهش زنگ نـزن

19:46.812 --> 19:50.148
‫فقط می‌خوام بدونم این چند سال
‫سرش به چه کاری گرم بوده

19:51.358 --> 19:52.484
‫خب، قضیه چیه؟

19:52.485 --> 19:54.395
‫« استفان بریگزستاک، بچه‌باز؟ »

19:54.486 --> 19:55.487
‫هنوز نمی‌دونم

19:57.948 --> 20:00.784
‫احتمالاً چیز خاصی نیست.
‫فقط...ممنون جیسو.

20:00.784 --> 20:02.703
‫- مرسی
‫- خواهش

20:05.581 --> 20:08.500
‫واسه چیزی که تهدیدت می‌کنه
‫یه اسم و یه چهره پیدا کردی

20:09.793 --> 20:12.087
‫افسار این فرآیند رو دست گرفتی

20:13.380 --> 20:15.215
‫تمرکزت رو دوباره بدست آوردی

20:17.134 --> 20:18.510
‫دوباره حس امنیت داری...

20:20.179 --> 20:23.849
‫ولی متوجهی که باید استفان بریگزستاک رو
‫گیر بندازی

20:23.849 --> 20:25.934
‫قبل اینکه بتونه به کسی صدمه‌ی جدی بزنه

20:25.935 --> 20:27.935
‫« پیامک از رابرت: بی‌صبرانه
‫منتظر یه قرار شام هستم »

21:03.013 --> 21:04.473
‫درها در حال بسته شدن

21:13.023 --> 21:15.692
‫سلام، صندوق هوپ. جنیس صحبت می‌کنه.
‫تماس‌تون رو به کجا وصل کنم؟

21:22.824 --> 21:23.824
‫« صندوق خیریه‌ی هوپ »

21:23.825 --> 21:24.826
‫ببخشید؟

21:25.410 --> 21:26.662
‫بله. چه کمکی ازم برمیاد؟

21:26.662 --> 21:30.374
‫بله. یه بسته دارم واسه آقای رابرت ریونسکرافت

21:31.333 --> 21:33.669
‫می‌‌تونستید همون پایین به پذیرش تحویل بدید

21:33.669 --> 21:36.839
‫بله می‌‌دونم، ولی منتظرشـه و

21:36.839 --> 21:38.924
‫به من گفتن

21:38.924 --> 21:43.470
‫حواسم باشه صحیح و سالم به دستش می‌رسه

21:43.470 --> 21:45.472
‫- به منشیش میگم
‫- ممنون

22:03.949 --> 22:04.992
‫آسانسور در حال رفتن به پایین

22:05.742 --> 22:06.910
‫درها در حال بسته شدن

22:09.621 --> 22:11.081
‫- سلام، رکس
‫- سلام، کاترین

22:11.081 --> 22:14.001
‫- وضعیت صید چطوره؟
‫- عالیه. تازه رسیده

22:14.001 --> 22:16.170
‫عه، چه خوب. دو تا می‌خوام. مرسی

22:16.170 --> 22:17.963
‫حتماً. پاکشون کنم؟

22:17.963 --> 22:19.423
‫نه. فقط سرشون رو جدا کن

22:19.423 --> 22:20.507
‫- باشه
‫- ممنون

22:22.551 --> 22:24.511
‫اوایل رابطه‌ات،

22:24.511 --> 22:26.763
‫با رابرت یه سفر رفتی پاریس

22:28.265 --> 22:30.767
‫توی یه رستوران در «ایل سن لویی»،

22:30.767 --> 22:33.604
‫جفت‌تون «سول میونیق» خوردید که
‫اون خیلی دوست داشت

22:36.732 --> 22:40.360
‫تو آشپز حرفه‌ای نیستی،
‫ولی اون دستور پخت رو یاد گرفتی

22:41.195 --> 22:44.500
‫هر بار که می‌خوای دوباره
‫اون اوقات شادتر و راحت‌تر رو

22:44.501 --> 22:47.659
‫برای خودت و رابرت تداعی کنی،
‫این غذا رو می‌پزی

22:49.203 --> 22:50.162
‫یه شاخه اضافی برداشتم

22:51.079 --> 22:53.373
‫- سرشون رو می‌خوای؟
‫- نه، نه. باشه پیش خودت

22:53.373 --> 22:55.000
‫- اونا رو بده به اِما
‫- حتماً. ممنون

22:55.000 --> 22:56.084
‫- می‌بینمت
‫- خیلی‌خب. خداحافظ

23:00.631 --> 23:01.632
‫رابرت

23:02.174 --> 23:05.802
‫اینا همون پرونده‌هایی بود که می‌خواستی و
‫این بسته هم کمی قبل‌تر رسید

23:05.802 --> 23:07.429
‫گفتن منتظرشی

23:07.429 --> 23:09.139
‫ممنون. بذارش روی میز لطفاً

23:09.640 --> 23:10.641
‫چیز دیگه‌ای لازم داری، رابرت؟

23:10.641 --> 23:12.559
‫نه. دیگه کاری نیست.
‫شب خوبی داشته باشی، امیلی.

23:12.559 --> 23:13.685
‫ممنون. تو هم همینطور رابرت

23:14.186 --> 23:15.521
‫اگه میشه در رو باز بذار

23:15.521 --> 23:16.605
‫آره

23:16.605 --> 23:18.232
‫رابرت مدیر شرکتیـه که

23:18.232 --> 23:21.360
‫امور چندین سازمان مردم‌نهاد رو در دست داره،

23:22.319 --> 23:27.032
‫خیلی‌هاشون توسط خانواده‌اش واسه
‫اهداف خیریه‌ای و اعتبار تأسیس شدن

23:28.242 --> 23:33.288
‫ولی بعلاوه، میشه باهاشون قوانینِ
‫ضد پولشویی رو هم دور زد

23:35.000 --> 23:38.000
‫« سراسر بیگانه، ای‌جی پرستون »

24:15.289 --> 24:18.125
‫امیلی! امیلی!

24:27.259 --> 24:28.093
‫امیلی!

24:28.093 --> 24:30.429
‫- رابرت؟
‫- شرمنده، امیلی

24:30.429 --> 24:32.139
‫این از کجا اومده؟

24:33.098 --> 24:34.600
‫یکی به پذیرش تحویلش داد

24:34.600 --> 24:37.060
‫- کی؟
‫- جنیس گفت یه پیرمرد بوده

24:37.060 --> 24:39.897
‫گفت منتظرش هستید.
‫چیز دیگه‌ای نگفت.

24:39.897 --> 24:42.983
‫این مرد قیافه‌اش چه شکلی بود؟

24:42.983 --> 24:47.779
‫گفت ظاهرش نامرتب و شلخته بود،
‫ولی مؤدب بود

24:47.779 --> 24:50.115
‫اینجا نموند، فقط پاکت رو داد و رفت

24:50.115 --> 24:51.408
‫- مشکلی هست؟
‫- نه، نه، نه

24:51.408 --> 24:53.160
‫مشکلی نیست. ممنون.
‫صبح می‌بینمت.

24:53.160 --> 24:54.953
‫- شب بخیر، آقای ریونسکرافت
‫- شب بخیر. ممنون

24:54.953 --> 24:56.205
‫درها در حال بسته شدن

25:17.267 --> 25:20.854
‫هتلی که عکس‌‌ها توش
‫گرفته شده بود رو شناخت...

25:22.231 --> 25:26.193
‫ولی چیزی که نمی‌تونه
‫ازش چشم برداره، کاترینـه

25:28.320 --> 25:30.656
‫بدون شک چهره‌ی کاترینـه

25:32.199 --> 25:34.826
‫ولی این حالات و ژست‌ها رو ازش ندیده بود

25:36.411 --> 25:39.498
‫این کاترین توی عکس‌ها همسرش نیست

25:39.498 --> 25:40.457
‫وای خدا

25:41.291 --> 25:45.003
‫این یه زن جوون پر از امیال و آرزوئـه،

25:45.003 --> 25:47.756
‫که تمام و کمال به لذت تن داده

25:47.756 --> 25:52.052
‫تمایلاتِ جنسیش در مطلوب‌ترین حالتـه و
‫هیچ ارتباطی با رابرت نداره

25:54.388 --> 25:56.473
‫اون این کاترین رو نمی‌شناسه

25:57.391 --> 26:02.521
‫همینطور برانگیختگی‌ای که توی
‫اضطراب و دردش نهفته‌ست

26:27.796 --> 26:30.215
‫همیشه هر هفته به مادرت زنگ می‌زنی

26:31.341 --> 26:35.262
‫هرچند، اخیراً، این تماس‌ها
‫سَرسَری بودن، مکالمات بی‌دقت و

26:35.929 --> 26:38.473
‫حس می‌کنی حقش بیشتر از ایناست

26:40.893 --> 26:45.022
‫مادرت کم‌کم تاریخ‌ها و زمان‌ها رو قاتی می‌کنه،

26:45.981 --> 26:49.776
‫ولی هنوز جای نگرانی نیست

26:52.112 --> 26:53.113
‫الو؟

26:53.113 --> 26:55.157
‫مامان. حالت چطوره؟

26:55.157 --> 26:56.241
‫این هفته برات چطور گذشت؟

26:56.867 --> 26:58.285
‫عالی. ممنون

26:58.285 --> 27:00.329
‫ساکت بود، ولی خیلی خوب

27:00.329 --> 27:02.122
‫کِی از تعطیلات برگشتی؟

27:02.122 --> 27:04.041
‫خیلی وقتـه برگشتم

27:04.041 --> 27:07.586
‫از اون موقع چندین دفعه دیدمت

27:08.837 --> 27:11.673
‫- رفتی بچه‌ی جدید اِما رو دیدی؟
‫- آره. اومدن دنبالم

27:11.673 --> 27:13.383
‫خیلی لطف داشتن

27:13.383 --> 27:16.303
‫- وروجکِ کوچولو. یه بند می‎‌خندید
‫- جدی؟

27:17.137 --> 27:19.264
‫چه خبر از نیک و کارش؟

27:19.264 --> 27:22.309
‫آره. آره، گمونم از کارش راضیـه

27:22.309 --> 27:23.977
‫آره، واقعاً راضیـه

27:23.977 --> 27:25.771
‫خیلی هم عالی. الحق پسر باهوشیـه

27:26.939 --> 27:30.108
‫شرمنده که این چند هفته بهت سر نزدم

27:30.108 --> 27:33.278
‫همه چی به‌هم ریخته بود.
‫دردسر اسباب‌کشی و اینا دیگه.

27:33.278 --> 27:35.656
‫خل شدی؟ همین دو روز پیش اومدی که

27:36.323 --> 27:38.659
‫دیروز که دیدمت خوشحال شدم

27:40.369 --> 27:44.122
‫نه مامان، دو هفته‌ست که نیومدم

27:44.873 --> 27:46.166
‫می‌دونی، من و رابرت اسباب‌کشی کردیم

27:46.708 --> 27:47.835
‫نمی‌دونستم

27:47.835 --> 27:49.628
‫خونه‌مون رو عوض کردیم

27:51.129 --> 27:54.967
‫ببین، چطوره یه ناهار خانوادگی با هم بخوریم؟

27:54.967 --> 27:59.638
‫می‌تونم نیک رو هم بگم بیاد.
‫بیام دنبالت؟

27:59.638 --> 28:02.599
‫نه، لازم نیست بیای دنبالم، کاترین.
‫می‌تونم با اتوبوس بیام.

28:03.433 --> 28:06.019
‫خیلی‌خب. می‌تونیم درموردش حرف بزنیم

28:07.354 --> 28:09.940
‫آلینا چطوره؟
‫حواسش به همه چی هست؟

28:09.940 --> 28:11.358
‫خوبه

28:11.358 --> 28:13.694
‫خیلی‌خب. می‌خوای بیشتر بهت سر بزنه؟

28:14.361 --> 28:17.197
‫یعنی طول هفته هر روز بیاد

28:17.197 --> 28:18.907
‫وای خدا، نه. نه

28:18.907 --> 28:20.868
‫می‌شینیم با هم تلوزیون می‌بینیم

28:20.868 --> 28:23.161
‫مبل بوی ادویه کاری گرفته

28:23.787 --> 28:27.457
‫- خب، لابد خیلی دوستت داره پس
‫- اون حرف نداره

28:27.457 --> 28:31.712
‫خیلی‌خب مامان. آره،
‫بهتره برگردم سر آماده کردنِ شام و...

28:32.337 --> 28:34.548
‫- ولی باز بهت زنگ می‌زنم. خب؟
‫- باشه، عزیزم

28:34.548 --> 28:36.800
‫- دوستت دارم. آره. خداحافظ
‫- خداحافظ. مراقبت کن. خداحافظ

28:40.554 --> 28:44.308
‫می‌دونی که دلت نمی‌خواد قبول کنی
‫وضع مادرت رو به وخامت میره

28:45.517 --> 28:49.313
‫هنوز جدی نیست،
‫ولی بالأخره به چشم میاد

28:50.000 --> 28:57.000
‫« شام ساعت 7 حاضره،
‫انگشت‌هات رو می‌خوری! بوس بوس »

29:04.620 --> 29:07.623
‫رابرت می‌دونه عکس‌ها چه زمانی گرفته شدن

29:09.124 --> 29:10.959
‫حین سفر ایتالیا

29:12.628 --> 29:15.297
‫یادش میاد که یه جاهایی
‫از اون تعطیلات رو حضور نداشت

29:17.049 --> 29:18.217
‫زودتر با پرواز برگشت خونه و

29:19.384 --> 29:21.637
‫کاترین و نیکلاس رو تنها گذاشت

29:21.638 --> 29:23.638
‫کاترین: « شام ساعت 7 حاضره،
‫انگشت‌هات رو می‌خوری! بوس بوس »

29:41.073 --> 29:42.824
‫- الو؟
‫- نیک. سلام، منم پدرت

29:44.952 --> 29:46.119
‫سلام

29:47.246 --> 29:48.830
‫گوش کن، غذا خوردی؟

29:49.831 --> 29:50.874
‫نه

29:51.375 --> 29:53.126
‫خب، میام پیشت و

29:53.126 --> 29:54.253
‫شام می‌برمت بیرون

29:55.003 --> 29:57.631
‫کارم تا دیروقت طول کشید و
‫دارم از گشنگی تلف میشم

30:01.260 --> 30:02.678
‫زیاد طولش نمیدم

30:02.678 --> 30:05.973
‫می‌ریم همون میخونه‌ای که نزدیکتـه.
‫اتفاقاً سر راه مسیرم تا خونه‌ست.

30:06.682 --> 30:08.392
‫راستی مامان داره سعی می‌کنه
‫باهات تماس بگیره

30:08.392 --> 30:09.726
‫آره. آره. آره. می‌دونم. می‌دونم

30:09.726 --> 30:11.562
‫باهاش حرف زدم،
‫جای نگرانی نیست

30:13.188 --> 30:15.065
‫زودی می‌بینمت، پسرک

30:16.650 --> 30:17.651
‫باشه

30:51.000 --> 30:56.000
‫« شام حاضره؟ بوس بوس »

31:00.027 --> 31:02.863
‫رابرت جواب پیامک‌ها و تماس‌هات رو نمیده

31:04.281 --> 31:08.535
‫این آزارت میده.
‫حتی زنگ نزده عذرخواهی کنه.

31:11.079 --> 31:15.209
‫فکر می‌کنی خودخواه شده.
‫اصلاً به فکرت نیست.

31:17.669 --> 31:18.670
‫ناراحتی

31:21.000 --> 31:26.396
‫« ساعت 7:45 شد.
‫کاش زودتر بهم خبر می‌دادی که نمیای »

31:37.397 --> 31:38.941
‫کاترین اشتباه می‌کنه

31:40.025 --> 31:43.695
‫این دو ساعتِ گذشته،
‫تمام فکر و ذکر رابرت، کاترین بوده

31:47.032 --> 31:48.867
‫قبل آشناییش با کاترین،

31:48.867 --> 31:51.411
‫رابرت تجربه‌ی جنسی چندانی نداشت

31:52.000 --> 31:54.748
‫و هرچند هیچ‌وقت در این باره صحبتی نکردن،
‫[کاترین: چی شده؟]

31:55.832 --> 31:59.503
‫همیشه می‌ترسید که نکنه
‫کاترین ازش باتجربه‌تر باشه

32:01.505 --> 32:03.715
‫این همیشه حس اعتماد به نفس رو ازش می‌گرفت

32:18.897 --> 32:21.483
‫- بریم؟
‫- هنوز حاضر نیستم

32:21.483 --> 32:23.277
‫مشکلی نیست. میام بالا منتظر میشم

32:49.094 --> 32:50.721
‫بشین. کسی نیست

32:56.560 --> 32:58.437
‫از خونه‌اش بوی مواد مخدر میاد

33:00.063 --> 33:01.190
‫از سه ماه پیش که

33:01.190 --> 33:05.860
‫با کاترین به نیکلاس کمک کردن به اونجا
‫اسباب‌کشی کنه، رابرت به اونجا سر نزده بود

33:07.404 --> 33:09.198
‫حالش از آپارتمان به‌هم خورد،

33:10.407 --> 33:14.536
‫ولی واسه خودش اینطوری توجیه کرد که
‫توی آپارتمانی پر از دانشجو، جز این انتظار نمیره

33:16.413 --> 33:19.041
‫فقط نیکلاس دانشجو نبود

33:21.793 --> 33:23.420
‫رابرت نمی‌خواست قبول کنه

33:23.420 --> 33:27.007
‫ولی عمیقاً از نیکلاس ناامید شده بود

33:28.675 --> 33:32.554
‫به خودش میگه که پسرش یه زمان
‫پر از استعداد و پتانسیل بود و

33:33.722 --> 33:36.934
‫عصبانیتش از کاترین
‫از یه جهت دیگه شدت می‌گیره

33:39.478 --> 33:40.521
‫این تقصیر کاترینـه

33:41.897 --> 33:46.151
‫اون همیشه کار و لذت خودش رو
‫توی اولویت قرار میده

33:46.151 --> 33:47.694
‫از پسر خودش غفلت می‌کنه

33:49.571 --> 33:52.366
‫و حالا نیکلاس رو از خودش دور کرده

33:54.326 --> 33:55.577
‫رابرت رو قانع کرد که

33:55.577 --> 33:58.580
‫واسش بهتره که مستقل باشه

34:00.332 --> 34:01.708
‫زود باش رفیق. بریم «مونت‌پلیه»؟

34:02.709 --> 34:05.170
‫از اون کروکت‌های خوک دارن که
‫واسش سر و دست می‌شکونی

34:07.256 --> 34:09.466
‫می‌تونی بیرون منتظر باشی.
‫یه دقیقه‌ای میام.

34:10.092 --> 34:11.176
‫عجله نکن، رفیق

34:50.340 --> 34:52.009
‫آره، کنجکاوم که به کجا می‌رسی

34:52.009 --> 34:54.000
‫نه، اگه بتونم توش مشارکت داشته باشم و

34:54.001 --> 34:55.929
‫پول بیشتری به جیب بزنم، عالی میشه

34:55.929 --> 34:57.222
‫عالیه

34:57.222 --> 34:58.432
‫نمی‌دونم. شاید

34:58.432 --> 35:00.100
‫گمونم دلم می‌خواد واردِ...

35:00.100 --> 35:03.270
‫کار مدیریت و این چیزا بشم

35:03.270 --> 35:07.274
‫حتی یه برنامه‌ی پنج ساله بهم دادن

35:07.816 --> 35:10.652
‫گمونم گفتن بعد یک ماه آموزش تمومه و

35:11.195 --> 35:13.655
‫بعدش شامل مزایای کارکنان و این چیزا میشم

35:13.655 --> 35:17.451
‫یعنی، بهتر از این نمیشه، نه؟

35:18.035 --> 35:20.621
‫آره. آره. آره، محشره

35:21.538 --> 35:25.083
‫خب، اوضاع توی آپارتمان چطوره؟

35:26.001 --> 35:27.586
‫این اواخر زیاد اونجا نبودم

35:28.670 --> 35:31.340
‫- چرا؟
‫- یه دختری هست که باهاش آشنا شدم و

35:32.007 --> 35:35.302
‫اکثر اوقاتم توی خونه‌ی اون می‌گذره

35:35.302 --> 35:36.386
‫بیشتر ازش برام بگو

35:37.596 --> 35:39.348
‫چیز زیادی واسه گفتن نیست

35:41.016 --> 35:42.893
‫فکر نکنم باب سلیقه‌ی مامان باشه

35:42.893 --> 35:46.063
‫ربطی به مادرت نداره که.
‫اون کی باشه قضاوتت کنه؟

35:47.523 --> 35:49.274
‫خب این دختره، چطوریاست؟

35:50.984 --> 35:53.529
‫خدا خدا می‌کنیم این تابستون بریم سفر،

35:53.529 --> 35:55.822
‫ولی مطمئن نیستم بتونم پولش رو جور کنم

35:55.822 --> 35:57.157
‫کجا برید؟

35:57.157 --> 35:58.575
‫یه جای ارزون

35:59.701 --> 36:01.745
‫مثلاً مایورکا یا اسپانیا

36:01.745 --> 36:02.829
‫ایتالیا چطور؟

36:03.914 --> 36:05.666
‫گمونم آره. سواحل‌شون قشنگـه؟

36:05.666 --> 36:06.834
‫آره، البته که قشنگـه

36:07.417 --> 36:10.629
‫مگه اون تعطیلاتی که وقتی بچه بودی
‫رفتیم ایتالیا رو یادت نیست؟

36:10.629 --> 36:12.673
‫- نه
‫- آره، پنج سالت بود

36:12.673 --> 36:15.509
‫به خاطر کارم مجبور شدم
‫وسط سفر برگردم خونه

36:15.509 --> 36:17.636
‫مامان و تو رو تنها گذاشتم

36:17.636 --> 36:20.597
‫- خاطره‌ی واضحی ازش توی ذهنم نیست
‫- آره. فقط یه چند روز بود

36:20.597 --> 36:23.016
‫اون موقع خیلی بابت رفتنم ناراحت شدم

36:23.016 --> 36:25.811
‫نباید با مامانی جونت تنهات می‌ذاشتم

36:25.811 --> 36:28.146
‫لازم نیست ناراحت بشی، پدر،
‫چون من یادم نمیاد

36:28.146 --> 36:30.023
‫نه، ولی ناراحتم... بدجور

36:30.023 --> 36:31.191
‫مطمئنی چیزی یادت نمیاد؟

36:31.191 --> 36:33.318
‫مامانی با یکی از دوستاش ملاقات نکرد؟

36:33.318 --> 36:36.822
‫دارم میگم، چیزی یادم نیست

36:45.205 --> 36:48.542
‫باید دوست‌دخترت رو ببری یه جای خوب.
‫کمکت می‌کنم.

36:49.418 --> 36:52.796
‫من که از خدامـه، ولی مامان راضی نمیشه

36:53.547 --> 36:57.342
‫میگه خلاف قوانینـه و
‫باید خودم راست و ریستش کنم

36:57.342 --> 36:58.552
‫خب پس، گور باباش

37:03.348 --> 37:04.349
‫ممنون

37:06.393 --> 37:08.270
‫- یه بطری دیگه می‌خوای؟
‫- نه، همین کافیه واسم

37:08.270 --> 37:09.980
‫به طرز غیر قابل توجیهی وحشتناکـه

37:10.856 --> 37:12.274
‫خیلی‌خب. الان برمی‌گردم

37:57.569 --> 37:58.529
‫چی شده؟

38:01.114 --> 38:02.324
‫عزیزم؟

38:21.510 --> 38:23.220
‫وای خدا

38:23.220 --> 38:24.680
‫اینا رو فرستادن دفتر

38:27.266 --> 38:28.267
‫کی فرستاده؟

38:28.934 --> 38:29.935
‫نمی‌دونم

38:29.935 --> 38:31.436
‫دیگه کی اینا رو داره؟

38:31.436 --> 38:32.938
‫نمی‌دونم

38:32.938 --> 38:34.398
‫نمی‌دونی؟

38:34.398 --> 38:37.067
‫اینا ممکنه هر لحظه توی
‫اینترنت پخش بشن. بگیر بشین

38:41.029 --> 38:42.239
‫نگاهشون کن

38:42.739 --> 38:43.949
‫کی اینا رو بهت داده؟

38:43.949 --> 38:45.033
‫نگاهشون کن

38:45.659 --> 38:46.743
‫خواهش می‌کنم، من...

38:49.246 --> 38:50.372
‫با دقت نگاهشون کن

38:50.998 --> 38:53.834
‫خواهش می‌کنم، رابرت.
‫می‌تونم توضیح بدم.

38:53.834 --> 38:57.212
‫من فقط...عزیزم، خواهش می‌کنم بس کن

38:59.882 --> 39:00.883
‫چطور تونستی؟

39:03.510 --> 39:04.553
‫خیلی متأسفم

39:06.430 --> 39:07.931
‫وای خدا، باید بهت می‌گفتم

39:07.931 --> 39:09.266
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

39:09.266 --> 39:10.642
‫اینطوری نیست که...

39:12.978 --> 39:15.022
‫مالِ خیلی وقت پیشـه. من...

39:15.022 --> 39:17.941
‫دقیقاً می‌دونم چه زمانی بوده.
‫باهات روی اون تخت خوابیدم.

39:17.941 --> 39:19.359
‫آره می‌دونم. باید بهت می‌گفتم

39:19.359 --> 39:21.653
‫تا جایی که یادمـه،
‫اون موقع به ندرت رابطه‌ی جنسی داشتیم

39:21.653 --> 39:23.739
‫واسه همین این شورت کوفتی رو برات خریدم

39:23.739 --> 39:27.117
‫رابرت، بس کن. بهت میگم،
‫ولی فقط گوش کن.

39:27.117 --> 39:28.952
‫- حالا با عقل جور در میاد
‫- اگه گوش کنی برات میگم

39:28.952 --> 39:30.162
‫چون بعد از اون تعطیلات...

39:30.162 --> 39:32.581
‫بعد از اون...
‫بذار حرف بزنم، کاترین

39:32.581 --> 39:34.416
‫بعد از همون تعطیلات کوفتی بود که

39:34.416 --> 39:37.127
‫بهم گفتی می‌خوای برگردی سر کارت

39:37.127 --> 39:38.962
‫- آره، خب...
‫- آره. گفتی «من افسرده شدم.

39:38.962 --> 39:41.423
‫دلم واسه کارم تنگ شده.
‫دیگه خودم رو نمی‌شناسم.»

39:41.423 --> 39:42.591
‫کسشعر گفتی

39:42.591 --> 39:45.177
‫از مادر بودن خسته شده بودی.
‫از ازدواج با من خسته شده بودی.

39:45.177 --> 39:46.887
‫- نه. نه. نه
‫- نه، خسته شده بودی و

39:46.887 --> 39:49.515
‫- باید توجه بقیه رو به خودت جلب می‌کردی
‫- نه، رابرت، اینطور...

39:49.515 --> 39:51.391
‫خدا می‌دونه چند بار اتفاق افتاده

39:51.391 --> 39:53.143
‫اون همه سفر کاری کوفتی رفتی

39:53.143 --> 39:55.395
‫نه، نه، نه، نه. رابرت، خواهش می‌کنم

39:55.395 --> 39:58.273
‫عجیب نیست که هر وقت می‌خوام باهات
‫سکس کنم میگی میگرنم عود کرده

39:58.273 --> 39:59.608
‫می‌دونم. متأسفم

39:59.608 --> 40:01.777
‫- دلیلش این نیست که دلم نمی‌خواد
‫- تابلوئـه هیچوقت واست کافی نبودم

40:01.777 --> 40:03.612
‫نه، نه. بودی. بودی.
‫هستی، عزیزم.

40:03.612 --> 40:06.740
‫باید به حرف خانواده‌ام گوش می‌دادم.
‫راجع به توی لعنتی بهم هشدار داده بودن!

40:06.740 --> 40:09.409
‫عزیزم، لطفاً بس کن.
‫اگه میشه بهم گوش کن عزیزم.

40:09.409 --> 40:10.744
‫بهت گوش بدم؟

40:12.663 --> 40:15.123
‫نمی‌خواستم اونجا تنهامون بذاری

40:16.959 --> 40:17.960
‫یادتـه؟

40:18.460 --> 40:20.295
‫ازت خواستم نری.
‫برنگردی سر کار،

40:20.295 --> 40:22.005
‫من و نیک رو تنها نذاری

40:22.005 --> 40:24.550
‫یادتـه؟ چون نمی‌خواستم تنها باشم.
‫می‌خواستم...

40:24.550 --> 40:26.510
‫بابا تو دیگه کی هستی.
‫داری میگی این...

40:26.510 --> 40:28.762
‫- نه. می‌خواستم با...
‫- داری میگی این تقصیر منـه

40:28.762 --> 40:30.597
‫- نه، نه، نه، نه
‫- البته، همیشه قربانی تویی

40:30.597 --> 40:31.682
‫مگه نه؟

40:31.682 --> 40:32.975
‫خب، آره، هستم. من...

40:32.975 --> 40:35.727
‫نه، نه، نه. واقعاً خیال می‌کنی
‫می‌تونی همه چی رو توجیه کنی، نه؟

40:35.727 --> 40:38.146
‫می‌تونی همه‌ی اطرافیانت رو بازی بدی و

40:38.146 --> 40:40.232
‫خودت رو کاترینِ مقدس جا بزنی؟

40:40.232 --> 40:41.817
‫نامرد نباش

40:41.817 --> 40:44.820
‫من شدم نامرد؟ کاترین

40:48.657 --> 40:49.825
‫خب، ادامه داشت؟

40:51.785 --> 40:53.203
‫- نه
‫- کی بود؟

40:54.454 --> 40:55.330
‫اون...

40:55.330 --> 40:57.332
‫- می‌خوام بدونم کدوم خری بوده
‫- عزیزم خواهش می‌کنم

40:57.332 --> 40:59.084
‫یه پیشخدمت ایتالیایی؟

40:59.084 --> 41:00.961
‫- نه
‫- یه سکس تصادفی حین تعطیلات بود؟

41:00.961 --> 41:03.338
‫- مثلاً یه نوجوونِ حشری. بُکن در رو؟
‫- نه

41:03.338 --> 41:05.883
‫یا مثلاً یه توریستِ بریتانیایی که
‫اومده بوده تور تفریحی؟

41:05.883 --> 41:07.551
‫- آفتاب گرفتید، چندتا آبجو خوردید و...
‫- نه

41:07.551 --> 41:08.635
‫نمی‌دونم

41:08.635 --> 41:11.138
‫البته، معمولاً بچه‌هاشون رو
‫با خودشون نمی‌برن، مگه نه؟

41:11.138 --> 41:14.516
‫می‌دونم. ولی اینطوری نبود

41:14.516 --> 41:17.728
‫خب، چطوری بود؟
‫چون داشته از نیک هم عکس می‌گرفته

41:19.146 --> 41:21.064
‫پسرمون اونجا بود. پسرمون!

41:21.064 --> 41:25.194
‫- می‌دونم. متأسفم. خیلی متأسفم
‫- چطور تونستی این کار رو باهاش بکنی؟

41:25.986 --> 41:27.821
‫با من بکنی یه چیزه، ولی با اون آخه؟!

41:29.156 --> 41:30.824
‫بیخود نیست که سال به سال باهات حرف نمی‌زنه

41:30.824 --> 41:32.993
‫بیخود نیست که حتی نمی‌تونه نگاهت کنه

41:33.911 --> 41:35.412
‫علتش چیزاییـه که دیده؟

41:37.581 --> 41:40.042
‫- نه، نه، نه
‫- این اتفاقات رو دیده؟

41:40.042 --> 41:41.460
‫یا شنیده؟

41:41.460 --> 41:44.588
‫نه، نیک هیچی نشنیده.
‫قسم می‌خورم.

41:46.173 --> 41:49.134
‫حواسم بود چیزی نبینه و نشنوئـه

41:49.843 --> 41:51.887
‫عالیه. تو بهترین مادر تاریخی

41:51.887 --> 41:53.555
‫چطوره اینم بذاریم کنار بقیه‌ی جوایزت؟

41:53.555 --> 41:55.307
‫من مادر افتضاحی هستم. خودم می‌دونم

41:55.307 --> 41:57.809
‫ولی اون هیچی نشنید.
‫اون هیچی نمی‌دونه.

41:57.809 --> 42:00.729
‫اون این کتاب رو خونده، مگه نه کاترین؟

42:00.729 --> 42:02.940
‫آره می‌دونم خونده.
‫ولی به ارتباطش پی نبرده.

42:02.940 --> 42:04.399
‫- بابا تو دیگه کی هستی
‫- خب...

42:11.532 --> 42:12.616
‫نویسنده‌اش اونـه؟

42:13.742 --> 42:15.494
‫چی گفتی؟ نشنیدم

42:17.246 --> 42:19.540
‫- نمی‌تونسته اون باشه
‫- پس کی نوشته؟

42:20.207 --> 42:21.250
‫نمی‌دونم

42:21.250 --> 42:23.210
‫- پدرش، فکر کنم
‫- پدرش؟

42:23.210 --> 42:24.670
‫آره. فکر کنم پدرش بوده

42:24.670 --> 42:26.630
‫وای خدا. سگ‌مصب بچه بوده، مگه نه؟

42:26.630 --> 42:27.714
‫چند سالش بود؟

42:27.714 --> 42:29.967
‫اون مُرده. اون مُرد

42:30.000 --> 42:40.000
‫کاری از: سـحـر و امیر ستارزاده
‫H1tmaN & Sahar_frb

42:41.895 --> 42:43.146
‫واسه همین بهم نگفتی

42:43.146 --> 42:45.274
‫خیال کردی قسر در رفتی

42:45.274 --> 42:47.359
‫نه، فکر کردم می‌تونم فراموشش کنم

42:47.359 --> 42:49.528
‫- دارم همین رو بهت میگم
‫- خیال کردی قسر در رفتی

42:49.528 --> 42:51.697
‫نمی‌تونم. خواهش می‌کنم عزیزم. لطفاً

42:51.697 --> 42:53.782
‫- می‌خوام بهت بگم
‫- فکر کردی قسر در رفتی

42:53.782 --> 42:55.742
‫لطفاً نرو. همه چی رو بهت میگم

42:55.742 --> 42:57.244
‫- خواهش می‌کنم
‫- بهم دست نزن، کاترین

42:57.244 --> 43:00.163
‫خواهش می‌کنم رابرت. نرو
‫لطفاً بمون. ترکم نکن

43:00.163 --> 43:03.792
‫- مشکلی نیست. کتاب رو می‌خونم می‎‌فهمم دیگه
‫- عزیزم. عزیزم. خواهش می‌کنم. لطفاً

43:03.792 --> 43:05.460
‫گفتم به من دست نزن!

43:05.460 --> 43:08.630
‫باشه. خیلی متأسفم

43:09.715 --> 43:11.175
‫رابرت؛ لطفاً تنهام نذار

43:11.175 --> 43:12.593
‫نرو

43:13.468 --> 43:15.262
‫رابرت! رابرت! لطفاً نرو...

43:15.262 --> 43:17.097
‫اینطوری که فکر می‌کنی نیست عزیزم!

43:18.000 --> 43:28.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
