WEBVTT

00:07.765 --> 00:15.858
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.470 --> 00:19.470
‫نه، صبر کن

00:21.850 --> 00:23.190
‫ارضا نشو. صبر کن

00:25.440 --> 00:26.440
‫نه، صبر کن

00:28.360 --> 00:29.440
‫نه، صبر کن

00:29.440 --> 00:32.240
‫نه، صبر کن. نه

00:34.490 --> 00:35.744
‫نه، صبر کن

00:35.768 --> 00:37.716
‫نه، صبر کن. صبر کن

00:41.750 --> 00:42.830
‫ارضا نشو

00:43.710 --> 00:44.620
‫صبر کن

00:46.290 --> 00:47.290
‫صبر کن

00:55.050 --> 00:56.970
‫- جقی!
‫- ببخشید

00:56.970 --> 00:58.930
‫ببخشید. ببخشید

00:58.930 --> 01:00.930
‫جدی میگم. تو واقعاً جقی هستی

01:00.930 --> 01:03.350
‫- ببخشید
‫- یعنی کسی که زیادی جق می‌زنه

01:03.350 --> 01:07.400
‫ببخشید. به خاطر قطاره.
‫تا حالا توی قطار سکس نکرده بودم.

01:07.400 --> 01:09.690
‫آره، انگار من هر بار که
‫سوار متروی پیکادلی میشم سکس دارم

01:09.690 --> 01:11.230
‫- داری؟
‫- آره

01:11.230 --> 01:14.780
‫سفر با متروی بینِ سیرک آکسفورد
‫و خیابون باند خیلی حشری‌ام می‌کنه

01:14.780 --> 01:16.820
‫- واقعاً؟
‫- آره

01:16.820 --> 01:17.780
‫با کارمندهای دفتر؟

01:17.780 --> 01:20.950
‫خدای من. با کارمندهای دفتر.
‫و با اون توریست‌های لعنتی.

01:20.950 --> 01:24.330
‫- توریست‌ها، البته
‫- و زمین‌های چسبناک

01:25.620 --> 01:27.080
عجب جنده‌ای هستی

01:28.040 --> 01:29.130
‫آره. آهان

01:31.670 --> 01:32.670
‫بلیت‌هاتون

01:42.850 --> 01:44.390
‫بده من... لعنتی. اون رو بده من

01:44.390 --> 01:47.900
‫- جاناتان. جاناتان. جاناتان!
‫- بس کن. بس کن

01:48.650 --> 01:49.610
‫لعنتی

01:52.110 --> 01:53.610
‫چه غلطی می‌کنی

02:06.120 --> 02:10.040
‫لعنتی... نمی‌تونم...
‫اون زُل زده بود به ممه‌هام،

02:10.040 --> 02:11.590
‫و تو همش ملافه رو می‌کشیدی

02:11.590 --> 02:12.960
‫آره، ولی باید بلیت‌های لعنتی رو
‫برمی‌داشتم، مگه نه؟

02:12.960 --> 02:16.300
‫- برام مهم نیست. لعنتی
‫- و به هر حال ممه‌هات حرف ندارن

02:16.300 --> 02:18.720
‫آره، ممه‌هام محشرن،
‫ولی واسه همه نیستن.

02:18.720 --> 02:22.010
‫- چرا نه؟ خیلی خودخواهی
‫- جقی

02:35.980 --> 02:38.400
‫مواظب روایت و ساختار باشید

02:39.400 --> 02:42.740
‫قدرتِ اونا می‌تونه ما رو
‫به حقیقت نزدیک‌تر کنه،

02:42.740 --> 02:47.200
‫اما همچنین می‌تونن سلاح قدرتمندی
‫برای فریب دادن افراد باشن

02:48.040 --> 02:50.540
‫در مسیر حرفه‌ای که تقریباً
‫20 سال به طول انجامیده،

02:50.540 --> 02:52.750
‫دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی امشب

02:52.750 --> 02:57.420
‫به روایت‌ها و ساختارهایی که حواسِ ما رو
از حقایق پنهان پرت می‌کنن فائق اومده‫

02:57.420 --> 03:01.050
تا به برخی از سخت‌ترین مسائلِ معاصر بپردازه،

03:01.050 --> 03:06.180
و به ما این امکان رو بده که نگاه بی‌پرده‌ای
‫به هویتِ واقعی سوژه‌هاش داشته باشیم

03:06.890 --> 03:10.940
‫این مستندسازِ فوق‌العاده
‫پرده‌ای رو کنار زده

03:10.940 --> 03:14.150
‫که مدت‌ها از مؤسسات برجسته

03:14.150 --> 03:17.070
‫و عوامل اغلب باجذبه‌شون محافظت کرده

03:17.650 --> 03:19.610
‫اما خانم‌ها و آقایان، آگاه باشید

03:20.200 --> 03:22.870
‫در روند افشای موضوع مد نظرش،

03:22.870 --> 03:26.290
‫کاترین نشون میده که اونا
‫می‌تونن ما رو فریب بدن

03:26.290 --> 03:30.500
‫فقط به خاطر باورهای عمیق خودمون

03:30.500 --> 03:32.960
‫و قضاوت‌هایی که می‌کنیم

03:32.960 --> 03:37.300
و کاترین از این طریق مشکلِ دشوارتر
‫و عمیق‌تری رو آشکار می‌کنه:

03:38.010 --> 03:43.260
‫مشارکتِ خود ما در تعدادی
‫از گناهان اجتماعی سمّی امروزه

03:44.050 --> 03:46.430
‫و بنابراین حالا باعث افتخار منه

03:46.430 --> 03:51.230
‫که جایزه‌ی دستاورد برجسته‌ی
‫خبرنگاری تلویزیونی امسال رو

03:51.230 --> 03:52.690
‫به روشنگرِ حقیقت...

03:52.690 --> 03:53.770
‫- خوبی؟
‫- آره

03:53.770 --> 03:58.280
‫و زنی که الهام‌بخش همه‌ی ما بوده،
‫یعنی کاترین ریونزکرافت تقدیم کنم.

04:24.550 --> 04:27.180
از اتفاقی که افتاده بود ناراحت بودم

04:27.180 --> 04:28.350
‫واقعاً ناراحت بودم

04:29.470 --> 04:31.890
‫بالأخره اون فقط یه بچه بود

04:32.980 --> 04:34.440
‫ولی من خسته بودم

04:34.440 --> 04:36.150
‫از تدریس خسته بودم

04:36.770 --> 04:41.690
‫از تکرار کردن یه سری درس یکسان
‫به مدت تقریباً 50 سال خسته بودم

04:42.690 --> 04:44.400
‫ولی بیشتر از هر چیز دیگه،

04:44.400 --> 04:50.080
‫از تحمل رفتارهای حیله‌گرانه‌ی
‫بچه‌های لوس و حق به جانب خسته شده بودم

04:54.210 --> 04:55.290
‫آقای بریگستاک؟

04:55.290 --> 04:56.460
‫بله؟

04:56.460 --> 04:58.540
‫آقای بنکس می‌خواد شما رو توی دفترش ببینه

04:59.500 --> 05:00.960
‫- الان؟
‫- اگه لطف کنید

05:02.010 --> 05:07.890
‫5,500 سانتی‌گراد. درسته.
‫حالا، هسته‌ی بیرونی...

05:07.890 --> 05:10.260
‫وقتی جاستین من رو به دفترش صدا کرد
‫تعجب نکردم

05:10.260 --> 05:11.600
‫آقای بنکس

05:11.600 --> 05:12.930
‫منتظرش بودم

05:13.930 --> 05:15.520
‫بیشتر از اونی که انتظار می‌رفت طول کشید

05:15.520 --> 05:16.690
‫آقای بریگستاک

05:17.860 --> 05:18.860
‫لطفاً بفرمایید  بشینید

05:23.150 --> 05:27.570
‫آقای بریگستاک، ایشون خانم پمبرتون،
‫مادرِ تریستن هستن.

05:28.490 --> 05:30.740
‫بله. خانم پمبرتون،
‫از دیدنتون خوشحالم.

05:31.370 --> 05:34.750
‫آقای بریگستاک، خانم پمبرتون
‫در مورد اظهار نظرتون

05:34.750 --> 05:37.830
‫راجع به مقاله‌ی تریستن جوان
‫نگرانی‌های جدی مطرح کردن

05:38.710 --> 05:41.590
‫خانم پمبرتون، لطفاً چیزهایی رو
‫که به من می‌گفتید تکرار کنید

05:41.590 --> 05:43.010
‫ممنون، جاستین. حتماً

05:43.010 --> 05:44.630
‫و خوشحالم که شما...

05:44.630 --> 05:48.720
‫که شما بهش می‌گید نگرانی‌های جدی
‫چون دقیقاً همینطوره

05:48.720 --> 05:54.560
‫من جداً نگرانِ چیزهایی هستم
‫که در مورد پسرم نوشتید

05:54.560 --> 05:56.980
‫باورش سخته که یه زمانی،

05:56.980 --> 06:01.150
‫من چند سال پشت سر هم به عنوان
‫محبوب‌ترین معلم سال انتخاب شده بودم

06:02.070 --> 06:03.940
‫ولی اون سال‌ها قبل بود

06:04.740 --> 06:08.780
‫اون موقع، متعهد بودم.
‫به کارم اهمیت می‌دادم.

06:09.280 --> 06:10.950
‫باید اون موقع بازنشسته می‌شدم،

06:10.950 --> 06:16.000
‫وقتی هنوز بارقه‌ای برای روشن کردن
‫ذهنِ بچه‌های کوچیک برام مونده بود

06:16.000 --> 06:18.000
‫- ...که نوشته‌اش در مورد...
‫- خانم پمبرتون

06:18.000 --> 06:21.000
‫آقای بریگستاک، میشه لطفاً
‫فقط معذرت خواهی کنید،

06:21.000 --> 06:23.590
‫و می‌تونیم این قضیه رو فیصله بدیم
‫و فراموشش کنیم

06:24.960 --> 06:28.180
‫من هنوزم سرِ ارزیابی اولم هستم

06:29.260 --> 06:30.090
‫ببخشید؟

06:30.090 --> 06:32.100
‫می‌دونم. بیا بذاریمش برای بعد

06:32.100 --> 06:34.310
‫نه، جاناتان. می‌خوام امروز برم

06:34.310 --> 06:36.479
‫روزِ قشنگیه. امروز می‌ریم...

06:36.503 --> 06:38.076
‫لعنتی. شورتم رو جا گذاشتم

06:38.100 --> 06:41.650
‫- همیشه جا میذاریش
‫- هی! چیکار می‌کنی؟

06:41.650 --> 06:44.440
‫- هی!
‫- دستِ خودت نیست

06:46.110 --> 06:48.700
‫- پسش بده!
‫- لعنتی. هی!

06:49.820 --> 06:52.200
‫حالت خوبه؟ خوبی؟

06:52.200 --> 06:54.280
‫- نه
‫- مطمئنی؟

06:55.490 --> 06:57.410
‫- هنوزم شورتت دستمه
‫- هی!

06:59.960 --> 07:04.420
‫خدای من. پشمام. محشره!

07:04.420 --> 07:05.670
‫حالا کدوم گوری بریم؟

07:06.510 --> 07:10.260
‫بیا بریم سمتِ کمپو سانتا مارگاریتا

07:10.260 --> 07:11.970
‫- بهترین هتل ارزون قیمت
‫- یعنی چی، شنا کنیم

07:11.970 --> 07:13.470
‫یا سوارِ مترو شیم؟

07:13.470 --> 07:18.180
‫تو می‌تونی این کارو بکنی.
‫من سوارِ «ویپرتو» میشم

07:18.180 --> 07:20.560
‫فکر کنم این متروشون باشه

07:20.560 --> 07:22.060
‫- گمونم اونجاست
‫- باشه. فهمیدم

07:22.060 --> 07:24.980
‫صبر کن، صبر کن. یه لحظه صبر کن

07:24.980 --> 07:27.360
‫- می‌خوای عکس بگیری
‫- آره

07:31.360 --> 07:32.450
‫- بیا بریم
‫- خوبه

07:33.660 --> 07:35.370
‫خب، قایق هم حشریت می‌کنه؟

07:35.370 --> 07:38.620
‫شوخی می‌کنی؟ معلومه،
‫به خاطر تمام دریانوردها.

07:38.620 --> 07:40.500
‫- جنده
‫- جقی

07:44.250 --> 07:45.880
‫می‌دونی، اصلاً بد نبود

07:45.880 --> 07:47.710
‫در واقع خیلی هم عالی بود

07:53.890 --> 07:57.560
‫- مشروب می‌خوری؟
‫- حتماً. چرا که نه؟

07:58.270 --> 08:02.640
‫شاید تصادفی قبل از رفتن
‫یه بطری لاتورِ 1982 باز کرده باشم

08:02.640 --> 08:04.100
‫رابرت

08:04.770 --> 08:06.320
‫شرمنده، فکر می‌کردم رایبیناست

08:06.820 --> 08:08.900
‫- اشتباه سهوی بود
‫- نباید این کارو می‌کردی، عشقم

08:08.900 --> 08:11.650
‫فکر نمی‌کنم این مناسبتِ ویژه‌ای باشه

08:11.650 --> 08:12.700
‫مناسبتِ ویژه‌ای نیست...

08:12.700 --> 08:13.990
‫- نگران نباش
‫- تو عاشق اون شرابی

08:13.990 --> 08:15.410
‫هنوز دو بطری دیگه داریم
‫برای وقتی که...

08:15.410 --> 08:19.660
‫رابرت عاشق شرابه،
‫مخصوصاً بوردوی اعلا.

08:20.620 --> 08:23.710
‫چیزیه که توی سال‌های اخیر
‫بهش علاقه پیدا کرده

08:24.880 --> 08:28.800
به سختی متوجه تفاوت مزه‌ی
‫شرابِ قرمز و سفید میشی،

08:29.550 --> 08:32.220
‫ولی از شریک شدن توی لذتِ شوهرت
‫لذت می‌بری

08:33.670 --> 08:35.140
‫خودش اعتراف نمی‌کنه،

08:35.140 --> 08:38.550
‫ولی بخشی از لذتش به خاطر اینه که
‫وُسع مالیِ خریدنش رو داره

08:38.550 --> 08:40.640
‫بعد از اون همه شامپاین بنجل،

08:40.640 --> 08:43.100
‫حتی اگه بهم یه لیوان سرکه هم بدی
‫متوجه نمیشم

08:43.100 --> 08:45.270
‫خب، اگه زنم نمی‌تونه
‫به خودش حال بده،

08:45.270 --> 08:48.610
‫که نمی‌تونه، پس این وظیفه
‫به گردن من می‌افته

08:48.610 --> 08:49.690
‫به من نگاه کن

08:52.030 --> 08:53.450
‫به افتخارِ یه روشنگر حقیقت،

08:54.150 --> 08:56.990
‫کسی که هر روز بهم الهام می‌بخشه

08:56.990 --> 08:58.410
‫ممنون، عزیزم. خیلی مسخره‌ای

09:03.000 --> 09:05.830
‫- خیلی خوشمزه‌ست. چیه؟ ادویه‌ست؟
‫- محشره

09:07.460 --> 09:08.380
‫چوب صندل

09:11.880 --> 09:13.050
‫کشمش سیاه

09:13.720 --> 09:14.880
‫موز

09:15.930 --> 09:17.260
‫و اینا هم هستن

09:17.260 --> 09:19.140
‫فقط همین؟

09:19.140 --> 09:20.060
‫بله

09:28.560 --> 09:30.070
‫هفت تا دامن

09:32.230 --> 09:33.570
‫اینا مالِ همسرم بودن

09:34.490 --> 09:37.160
‫متأسفم. تازه فوت شدن؟

09:37.910 --> 09:39.120
‫هفت تا کیف

09:39.120 --> 09:40.160
‫نُه سال پیش

09:40.160 --> 09:41.240
‫ده تا شال

09:42.330 --> 09:43.910
‫یه کلاه

09:44.500 --> 09:45.710
‫کفش‌ها هم هستن

09:45.710 --> 09:48.330
‫- بله. و کفش‌ها
‫- بله، البته

09:49.960 --> 09:50.840
‫یالا

09:50.840 --> 09:52.590
‫پاهاش کوچیک بودن

09:53.840 --> 09:55.340
‫سایز 36

09:55.340 --> 09:59.470
‫خب، هشت جفت کفش
‫و یه جفت دمپایی بود

10:05.640 --> 10:07.140
‫و همین بود

10:08.350 --> 10:11.480
‫زندگیِ نانسی توی فهرستی
‫از اقلام خلاصه شده بود

10:16.740 --> 10:17.740
‫ممنون

10:18.740 --> 10:21.030
‫این لباس‌ها بید دارن

10:21.030 --> 10:24.870
‫نمی‌تونیم لباس‌هایی رو که بید دارن ببریم
‫ولی می‌تونیم براتون بندازیمشون دور

10:24.870 --> 10:27.330
‫- آره. ممنون
‫- ببریدش

10:27.330 --> 10:28.830
‫نه، صبر کنید، صبر کنید

10:29.750 --> 10:32.840
‫این ژاکتِ مورد علاقه‌ی همسرم بود

10:33.420 --> 10:36.050
‫متوجهم. ممنون، آقای بریگستاک

10:36.050 --> 10:37.550
‫خیلی لطف دارید

10:55.230 --> 10:58.570
‫یادمه نانسی نصفِ شب
‫این ژاکت رو می‌پوشید

10:58.570 --> 11:00.780
‫وقتی برای شیر دادن
‫به جاناتان بیدار می‌شد

11:03.370 --> 11:05.160
‫هیچوقت نمیذاشت کمکش کنم

11:09.290 --> 11:10.830
‫ببریمش بالا؟

11:10.830 --> 11:14.710
‫آره. آره، من یکم دیگه میام بالا.
‫فقط می‌خوام نامه‌هام رو چک کنم.

11:15.710 --> 11:17.840
‫ولی تو تازه یه پروژه رو تموم کردی

11:17.840 --> 11:19.420
‫می‌دونم. من رو که می‌شناسی

11:19.420 --> 11:21.050
‫یالا، لاتور،

11:21.050 --> 11:24.390
‫- بیا ازش لذت ببریم
‫- فقط کنجکاوم،

11:24.390 --> 11:27.060
‫می‌دونی، در مورد اتفاقاتِ آینده

11:27.640 --> 11:29.480
‫چیزی که مثل همیشه
‫دنیا رو متحول می‌کنه

11:30.770 --> 11:35.110
‫- اون منتظرت می‌مونه، مثل من
‫- بابتِ امشب ازت ممنونم

11:39.570 --> 11:41.280
‫همیشه خوشحال میشم همراهت باشم

11:51.044 --> 11:55.465
‫[کاملاً بیگانه]
‫[اثر: ای‌جی پرستون]

12:01.013 --> 12:04.016
‫[برای پسرم، جاناتان]

12:04.766 --> 12:10.898
‫[سلب مسئولیت]
‫[هر نوع شباهتی با اشخاص زنده]
‫[یا مُرده تصادفی نیست.]

12:13.770 --> 12:14.730
‫آره

12:16.820 --> 12:17.980
‫اونجا بمون. اونجا بمون

12:21.030 --> 12:23.240
‫- خیلی قشنگه!
‫- پس بگیر دیگه

12:23.240 --> 12:24.450
‫پس تکون نخور

12:25.320 --> 12:27.160
‫- می‌خوای شورتم رو ببینی؟
‫- نشونش بده

12:29.370 --> 12:32.080
‫- خیلی خب، حالا ممه‌هات رو نشون بده
‫- نه. خفه شو

12:32.080 --> 12:34.170
‫- می‌خوام با تو عکس بگیرم
‫- هی. یواش. یواش

12:42.880 --> 12:44.970
‫اون نباید وقتی این کارو می‌کنه
‫آواز بخونه؟

12:44.970 --> 12:50.810
‫♪ سانتا لوشیا ♪
‫♪ سانتا لوشیا ♪

12:53.020 --> 12:54.690
‫وقتی از زیرِ پل افسوس رد می‌شیم،

12:54.690 --> 12:57.190
‫باید من رو زیرش ببوسی،
‫مثل فیلم «یک عاشقانه‌ی کوچک».

12:57.190 --> 12:58.690
‫تا حالا ندیدمش

12:58.690 --> 13:01.690
‫خب، باید من رو زیرش ببوسی
‫تا عشقمون تا ابد پایدار بمونه

13:02.650 --> 13:05.450
‫یه سؤال بهتر،
‫تا حالا زیر پل سکس کردی؟

13:05.450 --> 13:06.490
‫خب، معلومه که کردم

13:06.490 --> 13:07.700
‫- زیرِ پل بترسی
‫- نه بابا

13:07.700 --> 13:09.790
‫نه، صبر کن، زیرِ پل واترلو هم سکس کردم

13:11.660 --> 13:12.500
‫تحسین برانگیزه

13:12.500 --> 13:15.170
‫- آره. همینطوره. جقی
‫- جنده

13:22.340 --> 13:24.010
‫صبر کن، چرا داریم دور می‌زنیم؟

13:24.010 --> 13:25.630
‫چرا داریم برمی‌گردیم؟

13:25.630 --> 13:26.720
‫رفیق، نه

13:26.720 --> 13:29.010
‫- ما می‌خوایم مستقیم بریم سمتِ پل
‫- نه، نه، نه. تموم شد

13:29.010 --> 13:30.720
‫- آره، پل...
‫- نه، نه

13:32.100 --> 13:33.850
‫بیخیال، رفیق. پل اونجاست.
‫خواهش می‌کنم.

13:33.850 --> 13:34.770
‫40 یورو بهم بده

13:34.770 --> 13:36.060
‫- چهل یورو، لعنتی؟
‫- چهل یورو؟

13:36.060 --> 13:38.150
‫- ما قبلاً 50 دلار بهت دادیم
‫- چهل یورو، وگرنه برمی‌گردیم

13:38.150 --> 13:39.940
‫- من 40 دلار بهت نمیدم عوضی
‫- نه

13:43.150 --> 13:44.570
‫- پیاده شید. پیاده شید
‫- محاله!

13:52.370 --> 13:55.040
‫هی. بس کن. بس کن.
‫لطفاً این کارو نکن. هی.

14:01.130 --> 14:02.050
‫جقی

16:44.710 --> 16:48.500
‫- عزیزم، حالت خوبه؟
‫- آره. نه، خوبم. کاملاً

16:48.500 --> 16:51.420
‫فقط... احتمالاً زیاد نوشیدنی خوردم، عزیزم.
‫خواهش می‌کنم.

16:51.420 --> 16:53.630
‫- مطمئنی؟
‫- آره. کاملاً. بگیر بخواب

16:54.430 --> 16:55.260
‫من خوبم

17:06.350 --> 17:08.480
قبلاً این چهره رو دیدی

17:09.610 --> 17:11.990
‫امیدوار بودی دیگه هرگز نبینیش

17:14.400 --> 17:16.110
‫نقابت افتاده

17:48.810 --> 17:51.400
تصور می‌کردم عکس‌ها مالِ تعطیلات باشن

17:55.490 --> 17:58.570
‫حتی امیدوار بودم چندتا عکس
‫از سفرمون به کورن‌وال باشه

18:01.620 --> 18:04.160
‫انتظار عکس‌هایی داشتم که می‌شناختم،

18:04.160 --> 18:07.830
‫ولی نه، هیچوقت این عکس‌ها رو ندیده بودم

18:57.590 --> 18:59.130
‫من اون زن رو می‌شناختم

18:59.130 --> 19:01.180
‫سال‌ها بود که اسمش رو می‌دونستم

19:02.850 --> 19:08.140
‫ولی تا اون موقع، فکر می‌کردم اون فقط
‫یه تماشاچیِ بی‌گناه توی نابودی زندگی‌ام بود

20:11.870 --> 20:16.170
‫- هی. هی، هی. خوبی؟
‫- من باید برگردم لندن

20:16.170 --> 20:17.090
‫چی؟ چرا؟

20:17.670 --> 20:19.260
‫- رُزی...
‫- آهان

20:19.260 --> 20:21.180
‫خاله‌ام، کامیون زیرش کرده

20:22.930 --> 20:23.760
‫- لعنتی
‫- آره

20:24.550 --> 20:25.550
‫سوار دوچرخه‌اش بود

20:25.550 --> 20:26.850
‫- یعنی، همیشه دوچرخه سواری می‌کنه
‫- آره

20:26.850 --> 20:28.020
‫راننده کامیون اون رو ندیده

20:28.640 --> 20:29.640
‫حالش خوبه؟

20:30.560 --> 20:32.480
‫نه، کامیون زیرش کرده. اون مُرده

20:34.980 --> 20:36.900
‫لعنتی، متأسفم. خیلی متأسفم

20:38.400 --> 20:39.570
‫اون مثل...

20:40.360 --> 20:42.360
‫اون مثل خواهرِ بزرگم بود

20:42.360 --> 20:44.870
‫اون کسی بود که بعد از اولین پریودم
‫رفتم پیشش

20:46.580 --> 20:48.200
‫مامانم پشتِ تلفن گریه می‌کرد

20:48.200 --> 20:50.290
‫رُزی خواهرِ کوچیکش بود

20:51.660 --> 20:54.830
‫- خیلی وحشتناکه
‫- می‌دونم. بیا اینجا. بیا اینجا

20:57.000 --> 20:58.500
‫خیلی متأسفم

21:02.130 --> 21:03.510
‫خیلی خیلی متأسفم

21:08.100 --> 21:09.850
‫بعد از مرگِ پسرمون،

21:09.850 --> 21:15.520
‫نانسی بیشتر وقتش رو توی اتاق جاناتان
‫و بینِ وسایلش می‌گذروند

21:15.520 --> 21:18.230
‫و اونجا رو مثل یه زیارتگاه تزئین می‌کرد

21:28.370 --> 21:30.910
‫تا این که یه روز،
‫کاملاً به اونجا نقل مکان کرد،

21:31.700 --> 21:33.580
‫و فقط برای غذا خوردن بیرون می‌اومد

21:40.800 --> 21:42.460
‫اوایل میذاشت منم برم پیشش،

21:42.460 --> 21:46.130
‫ولی یه روز ازم خواست
‫دیگه نرم توی اتاق

21:47.050 --> 21:50.140
‫تنها چیزی که می‌شنیدم
‫صدای ماشین تایپش بود

21:51.430 --> 21:54.230
‫هیچوقت نتونستم چیزی رو
‫که می‌نوشت پیدا کنم

21:58.980 --> 22:01.900
‫بعد از مرگش به اتاقِ پسرمون دست نزده بودم

22:02.650 --> 22:06.490
‫اون کشوی بالا رو قفل کرده بود
‫و منم به زور بازش نکرده بودم

22:06.490 --> 22:09.410
‫و پیش خودم می‌گفتم
‫باید به حریم خصوصیش احترام بذارم

22:38.350 --> 22:41.860
‫حالا درک می‌کنم چرا قبلاً بازش نکرده بودم

22:41.860 --> 22:46.570
‫بازش نکرده بودم چون از چیزی که
‫ممکن بود توش پیدا کنم می‌ترسیدم

22:49.410 --> 22:52.496
‫نانسی مخفیانه یه کتاب نوشته بود،

22:52.520 --> 22:53.857
‫[کاملاً بیگانه]
‫[18 سپتامبر 2011]

22:53.881 --> 22:56.458
‫و من می‌دونستم که باید بخونمش

22:56.482 --> 22:58.146
‫[کاملاً بیگانه]
‫[18 سپتامبر 2011]

22:58.170 --> 23:03.380
‫حتی اگه می‌ترسیدم کلماتِ توی اون صفحات
‫ممکن باشه واقعاً من رو از پا در بیارن

23:46.670 --> 23:48.170
‫چیکار می‌کنی؟ کاترین؟

23:48.170 --> 23:52.220
‫کاترین! بذارش زمین!
‫کاترین. بذارش زمین...

23:52.720 --> 23:53.800
‫اون در مورد منه

23:53.800 --> 23:55.180
‫چرا این کتاب رو می‌سوزونی؟

23:55.180 --> 23:59.640
‫برای من فرستاده شده،
‫و فکر کنم دارم مجازات میشم.

23:59.640 --> 24:01.310
‫- مجازات میشی؟
‫- خدایا

24:02.520 --> 24:04.770
‫- خدایا. من دارم مجازات میشم
‫- آره، گفتی، عزیزم

24:04.770 --> 24:07.110
‫- کی سعی داره مجازاتت کنه؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم

24:07.780 --> 24:08.780
‫هرکی که اون کتاب رو فرستاده

24:08.780 --> 24:10.530
‫از چه نظر مجازاتت می‌کنه، عزیزم؟

24:10.530 --> 24:12.450
‫خدایا. من می‌میرم

24:12.450 --> 24:14.950
‫- من می‌میرم
‫- کسی تهدیدت کرده؟

24:14.950 --> 24:17.830
‫کاترین، چرا کسی باید بخواد
‫به تو صدمه بزنه؟

24:17.830 --> 24:18.910
‫کاترین!

24:18.910 --> 24:20.580
‫به خاطر اتفاقی که سال‌ها پیش افتاده

24:20.580 --> 24:21.920
‫چی؟ چه اتفاقی برات افتاده؟

24:22.920 --> 24:24.670
‫- به خاطر یکی از فیلم‌هاته؟
‫- نه. نه

24:24.670 --> 24:27.170
‫اگه واقعاً اینطور فکر می‌کنی،
‫پس باید به پلیس خبر بدیم.

24:27.170 --> 24:28.880
‫- کاترین
‫- نه، اصلاً اینطور نیست

24:28.880 --> 24:30.260
‫چی باعث میشه فکر کنی در مورد توئه؟

24:30.260 --> 24:33.390
‫خدایا. من خودم رو می‌شناسم

24:33.390 --> 24:35.350
‫- خب، اسمی ازت آورده شده؟
‫- نه

24:35.350 --> 24:38.520
‫نه، اسمی ازم آورده نشده،
‫ولی توصیف شدم.

24:38.520 --> 24:42.730
‫چطور توصیف شدی؟ سفید؟ بلوند؟

24:43.400 --> 24:45.520
‫- زیبا، جذاب، موفق؟
‫- بس کن

24:45.520 --> 24:46.690
‫نه، من پلیدم

24:46.690 --> 24:48.150
‫من هیچکدوم از اونا نیستم،

24:48.150 --> 24:50.690
‫و یه چیزی توی اون کتاب
‫باعث شد دوباره از خودم بدم بیاد

24:52.030 --> 24:54.410
‫آخه چرا از خودت متنفری؟
‫تو که آزارت به مورچه هم نرسیده.

24:54.410 --> 24:56.120
‫- تو آدمِ خوبی هستی
‫- واقعاً؟

24:56.120 --> 24:57.660
‫معلومه که هستی، عروسکم

24:57.660 --> 24:58.950
‫- تو کاملاً معصومی
‫- نه، نه، نه

24:58.950 --> 25:01.120
‫من نمی‌دونم که آدمِ خوبی هستم یا نه

25:01.660 --> 25:05.130
‫رابی، من همسرِ خوبی نیستم
‫و احساس می‌کنم مادرِ افتضاحی بودم

25:05.130 --> 25:06.210
‫اینا چرندیاتِ محضه

25:06.210 --> 25:09.090
‫نه، کنار اومدن با خودم برام خیلی سخته.
‫من خیلی از نیک فاصله گرفتم.

25:09.090 --> 25:11.090
‫خب، این دلیل نمیشه
‫داستانِ قتل تصور کنی،

25:11.090 --> 25:12.550
‫- مگه نه، عزیزم؟
‫- نه. خواهش می‌کنم، عزیزم

25:12.550 --> 25:14.970
‫خواهش می‌کنم گوش کن. متأسفم

25:14.970 --> 25:21.600
‫فقط چیزهای خیلی زیادی هست
‫که باید بهت می‌گفتم

25:21.600 --> 25:24.100
‫می‌دونی، چیزهایی که واقعاً می‌خوام بدونی،

25:24.100 --> 25:27.480
‫ولی فقط نمی‌دونم چطوری بهت بگم

25:27.480 --> 25:29.150
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم

25:29.150 --> 25:32.740
‫از اتفاقی که بین من و نیک افتاد.
‫از کاری که کردم.

25:32.740 --> 25:36.450
‫- می‌دونم. من همه چی رو می‌دونم
‫- من...

25:39.160 --> 25:40.700
‫- واقعاً؟
‫- آره

25:46.000 --> 25:49.298
‫می‌دونم رابطه‌ی تو و نیک
‫هیچوقت آسون نبوده،

25:49.322 --> 25:50.776
‫ولی اون دوستت داره

25:50.800 --> 25:52.880
‫خودتم می‌دونی که خیلی دوستت داره

25:52.880 --> 25:54.050
‫- آره. بحث این نیست...
‫- نه، نه، نه،

25:54.050 --> 25:57.550
‫فقط چون من و اون خیلی راحت
‫باهم حرف می‌زنیم،

25:57.550 --> 26:01.350
‫به اشتباه برداشت نکن که این یعنی
‫اون تو رو دوست نداره

26:01.350 --> 26:02.350
‫اون دوستت داره

26:03.680 --> 26:06.190
‫اون کتاب ذهنت رو درگیر کرد، مگه نه؟

26:06.190 --> 26:08.730
‫- موضوع چیه؟ احساس گناه داری؟
‫- آره

26:08.730 --> 26:11.650
‫تو دلیلی برای احساس گناه نداری، کاترین

26:11.650 --> 26:14.320
‫نیک 25 سالشه

26:14.320 --> 26:16.360
‫دیگه وقتشه بره خونه‌ی خودش

26:16.360 --> 26:18.990
‫تو تصمیمِ کاملاً درستی گرفتی

26:18.990 --> 26:20.620
‫- بعید می‌دونم
‫- آره، درست بوده،

26:20.620 --> 26:23.040
‫و متأسفم که باهاش مخالف بودم، باشه؟

26:23.040 --> 26:25.660
‫خب. اگه جور در نیاد،
‫اون برمی‌گرده پیش خودمون.

26:25.660 --> 26:27.580
‫بشین. بشین. باشه

26:28.790 --> 26:32.090
‫می‌دونی، تو حق داری زندگی کنی.
‫تو حقِ زندگی داری.

26:32.710 --> 26:35.170
‫آره، تو یه جورایی نبودی و فاصله گرفتی،

26:35.170 --> 26:38.300
‫ولی برای پسرمون الگوی فوق‌العاده‌ای بودی

26:38.300 --> 26:41.560
‫و دیگه وقتشه اون رو تبدیل
‫به یه بزرگسال مستقل کنی، باشه؟

26:42.600 --> 26:45.770
‫پس لطفاً انقدر خودت رو شکنجه نکن

26:46.600 --> 26:47.560
‫قول میدی؟

26:48.730 --> 26:50.610
‫کمکم می‌کنی؟

26:50.610 --> 26:51.520
‫معلومه که کمکت می‌کنم

26:51.520 --> 26:56.450
‫می‌تونی هرچی دلت می‌خواد بهم بگی
‫و قسم می‌خورم هرگز قضاوتت نمی‌کنم

26:58.820 --> 27:00.200
‫این رو می‌دونی، مگه نه؟

27:00.780 --> 27:03.200
‫اون از هرکسِ دیگه به تو نزدیک‌تره

27:03.950 --> 27:08.250
‫و با این حال، در تمام این سال‌ها
‫تونستی همه چی رو ازش پنهون کنی

27:10.040 --> 27:14.170
‫و حالا، عملِ مخفی کردن راز،

27:14.170 --> 27:17.220
‫تقریباً از خود راز بزرگ‌تر شده

27:19.380 --> 27:20.930
‫درک می‌کنم که سرت شلوغه،

27:20.930 --> 27:23.890
‫ولی بهت زنگ می‌زنم
‫و حالت رو می‌پرسم. باشه؟

27:25.140 --> 27:26.730
‫پس گمونم وقتِ خداحافظیه

27:28.020 --> 27:29.020
‫ممنون

27:30.020 --> 27:31.770
‫بهم خبر بده کارها چطور پیش میرن

27:31.770 --> 27:33.070
‫قراره افتضاح باشه

27:33.070 --> 27:35.190
‫مامانم قراره داغون باشه، مگه نه؟

27:35.190 --> 27:36.280
‫صبر کن

27:41.030 --> 27:42.280
‫بگو سییب

27:42.280 --> 27:43.950
‫- باشه، واقعاً باید برم
‫- باشه، خدافظ

27:43.950 --> 27:45.040
‫خدافظ

27:45.540 --> 27:46.950
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

27:49.710 --> 27:51.250
‫می‌دونی با فکر کردن به من جق بزنی

27:51.250 --> 27:52.420
‫تو چی؟

27:52.420 --> 27:54.460
‫من توی متروی پیکادلی با یکی سکس می‌کنم

28:16.860 --> 28:17.690
‫خدافظ

28:21.110 --> 28:22.870
‫- جنده
‫- جقی

28:32.540 --> 28:33.670
‫این طرف

28:35.090 --> 28:36.210
‫نوش

28:38.710 --> 28:39.920
‫خوندمش

28:39.920 --> 28:41.220
‫- آهان؟
‫- آره

28:41.220 --> 28:45.890
‫خب، وقتی گفتی یه رُمان نوشتی
‫خیلی خوشحال شدم

28:45.890 --> 28:49.430
‫و خیلی تحتِ تأثیر قرار گرفتم
‫که چقدر سریع نوشتیش، رفیق

28:49.430 --> 28:53.900
‫- نظرت در موردش چی بود؟
‫- خوبه. خیلی خوبه

28:53.900 --> 28:56.440
‫رفیق، به نظرم باید منتشرش کنی

28:56.440 --> 28:58.980
‫خیلی لطف داری،

28:59.940 --> 29:04.700
‫ولی فکر نکنم کتابِ کوچیکم
‫برای یه حرفه‌ای جالب باشه

29:04.700 --> 29:06.830
‫رفیق، آنلاین منتشرش کن،

29:06.830 --> 29:11.370
‫صدتا نسخه هم چاپ کن که
‫می‌تونی خودت یا آنلاین بفروشی

29:11.370 --> 29:12.460
‫ببین چطور پیش میره

29:12.460 --> 29:14.250
‫نمی‌دونم چطور شروع کنم

29:14.250 --> 29:15.630
‫من می‌تونم کمکت کنم

29:16.920 --> 29:17.750
‫چطور؟

29:17.750 --> 29:20.630
‫مگه سرگرم مدیریتِ مدرسه نیستی؟

29:20.630 --> 29:22.630
‫دارم بازنشسته میشم، دوستِ من

29:24.590 --> 29:26.970
‫- کِی؟
‫- الان

29:26.970 --> 29:31.310
‫دارن اخراجت می‌کنن؟
‫به خاطر منه؟

29:31.310 --> 29:32.770
‫نه. نه

29:33.980 --> 29:36.060
‫به خاطر خودمه

29:36.610 --> 29:39.480
‫به خاطر این که پیر شدم

29:45.780 --> 29:46.950
‫ما پیر شدیم

29:48.330 --> 29:53.080
‫خب، من یکم وقت دارم
‫و به تو ایمان دارم

29:53.080 --> 29:54.670
‫ممنون، جاستین

29:55.620 --> 29:57.460
‫واقعاً فکر می‌کنی انقدر خوبه؟

29:57.460 --> 30:00.170
‫آره، واقعاً اینطور فکر می‌کنم، رفیق

30:01.550 --> 30:05.380
‫به این نتیجه رسیدم که نانسی
‫می‌خواست نوشته‌اش رو پیدا کنم،

30:05.380 --> 30:08.470
‫همونطور که می‌خواست
‫عکس‌ها رو پیدا کنم

30:11.010 --> 30:13.520
‫می‌دونستم چرا این کتاب باید نوشته می‌شد،

30:13.520 --> 30:16.480
‫و شک نداشتم که برای کی نوشته شده

30:17.520 --> 30:19.110
‫نظرت در مورد زنه چی بود؟

30:20.650 --> 30:23.070
‫فکر می‌کنی به سزایی که لایقش بود رسید؟

30:24.400 --> 30:26.030
‫اون یه سلیطه‌ی حیله‌گر بود،

30:26.660 --> 30:30.530
‫و گمونم از فرصت استفاده کرد
‫تا قسر در بره، مگه نه؟

30:31.200 --> 30:34.870
‫آره، ولی به سؤالم جواب ندادی

30:35.870 --> 30:37.040
‫اون لایقش بود؟

30:39.590 --> 30:42.050
‫خب، وقتی اتفاق افتاد ناراحت نشدم

30:42.050 --> 30:45.090
‫پس، گمونم، آره. لایقش بود

30:45.090 --> 30:49.220
‫من قرار بود توی زندگیِ واقعی نابودش کنم،

30:50.140 --> 30:54.140
‫ولی اول باید عذاب می‌کشید،
‫مثل من و نانسی.

30:54.140 --> 30:55.480
‫به افتخار «کاملاً بیگانه»

30:56.060 --> 30:57.900
‫«کاملاً بیگانه»

31:01.150 --> 31:02.610
‫آپارتمان چطوره؟

31:02.610 --> 31:04.150
‫- بد نیست
‫- خوبه

31:05.360 --> 31:07.820
‫- هم‌اتاقی‌هات خوبن؟
‫- یه ذره خرخونن

31:08.700 --> 31:10.780
‫چی، همه‌شون؟

31:10.780 --> 31:12.410
‫همه‌شون دانشجو هستن

31:13.410 --> 31:14.790
‫پس مطالعه می‌کنن، آره؟

31:15.660 --> 31:16.830
‫خیلی خب

31:16.830 --> 31:18.170
‫معلومه، همه‌شون دانشجو هستن

31:18.170 --> 31:19.250
‫آره

31:22.210 --> 31:24.210
‫ولی هنوز از کار لذت می‌بری دیگه؟

31:24.210 --> 31:25.760
‫آره، خوبه

31:32.180 --> 31:33.390
‫این رو با خودم می‌برم

31:33.390 --> 31:37.100
‫نیکلاس توی بخشِ الکتریکی
‫یه فروشگاه بزرگ کار می‌کنه

31:38.020 --> 31:41.560
‫این عاقبتی نیست که تو و رابرت
‫برای پسرتون متصور بودید

31:42.110 --> 31:44.730
‫ولی خیالت راحته که کار می‌کنه،

31:44.730 --> 31:47.490
‫با توجه به این که زمانی بود که نمی‌تونستی

31:47.490 --> 31:51.240
‫تصور کنی روزی به هر نوع کاری متعهد بشه

31:52.160 --> 31:53.450
‫و سندی؟

31:56.580 --> 31:57.830
‫یادت میاد، مگه نه؟

31:58.410 --> 32:01.540
‫وقتی بدون بغل کردنش خوابت نمی‌برد

32:03.170 --> 32:04.960
‫- سندی
‫- فقط...

32:09.970 --> 32:11.890
‫درک می‌کنی دیگه، مگه نه؟

32:14.180 --> 32:15.350
‫- نیکلاس
‫- چیه؟

32:15.350 --> 32:16.850
‫یالا. خواهش می‌کنم

32:16.850 --> 32:18.060
‫- نمی‌تونی این کارو بکنی
‫- ببخشید

32:18.060 --> 32:20.520
‫فقط می‌خوام جابجایی رو درک کنی

32:21.600 --> 32:24.230
‫دیگه چنین جای بزرگی لازم نداشتیم

32:26.070 --> 32:28.320
‫خب؟ و تو باید مستقل باشی

32:29.740 --> 32:31.740
‫نمی‌خوای مستقل باشی؟

32:34.280 --> 32:36.830
‫البته ما کنارت هستیم،
‫اگه مثلاً...

32:36.830 --> 32:41.000
‫اگه مشکل واقعی برات پیش بیاد،
‫ولی فقط...

32:44.290 --> 32:45.750
‫دیگه وقتشه، نیک

32:47.800 --> 32:49.760
‫آره؟ اینطور نیست؟

32:49.760 --> 32:52.340
‫اگه این چیزیه که می‌خوای
‫به خودت بگی، مامان

32:52.340 --> 32:55.180
‫نیک! یالا، مسابقه داره شروع میشه!

33:03.440 --> 33:06.520
‫هی، یالا. یالا، بیا اینجا

33:11.110 --> 33:12.910
‫- یالا
‫- یالا

33:13.780 --> 33:15.120
‫آره!

33:19.450 --> 33:23.920
‫تو هیچوقت نتونستی مثل رابرت
‫با نیکلاس ارتباط برقرار کنی

33:24.960 --> 33:26.540
‫و این آزارت میده

33:29.250 --> 33:30.090
‫هی

33:30.630 --> 33:31.760
‫شماها اهل کجایید؟

33:33.090 --> 33:34.090
‫انگلیس؟

33:41.730 --> 33:44.020
‫سلام. چه خبر؟

34:26.480 --> 34:28.060
‫مادرِ عزیزم،

34:29.230 --> 34:32.860
‫ونیز و فلورانس واقعاً همون قدر
‫که می‌گفتی جادویی بودن

34:34.570 --> 34:38.490
‫اما حالا از خرابه‌ها خسته شدم،
‫برای همین به ساحل میرم،

34:41.290 --> 34:43.450
‫بابتِ دوربین نیکونی که بهم دادی ممنونم

34:44.200 --> 34:46.620
‫کلی عکس باهاش گرفتم

34:48.830 --> 34:51.040
‫دوستت دارم. جاناتان

34:53.920 --> 34:57.800
‫راستی، الان تنهام.
‫ساشا مجبور شد برگرده لندن.

35:30.630 --> 35:34.760
‫کریسمس اومده بود و رفته بود.
‫برای من تعطیلاتی پر از تنهایی بود.

35:34.760 --> 35:38.760
‫برای کریسمسِ واقعی‌ام
‫باید تا آخر ژانویه منتظر می‌موندم

35:38.760 --> 35:41.090
‫کریسمسی که نوید آغازی نو می‌داد

35:50.020 --> 35:51.060
‫بله

35:52.360 --> 35:53.650
‫جاستین

35:54.730 --> 35:56.404
‫بعد از ظهر بخیر، رفیق

35:57.238 --> 35:58.796
‫ببخشید که زنگ نزدم

35:58.820 --> 36:02.950
‫نه، نه. از دیدنت خوشحالم.
‫قدمت روی چشمه.

36:02.950 --> 36:04.660
‫می‌خواستم غافلگیرت کنم

36:04.660 --> 36:06.398
‫می‌دونستم دلت می‌خواد اونا رو ببینی

36:06.422 --> 36:08.206
‫به قول معروف تازه از تنور در اومدن

36:08.330 --> 36:11.086
‫نمی‌فهمم چرا می‌خوای
‫از اسمِ مستعار استفاده کنی،

36:11.110 --> 36:12.629
‫ولی من که از داستانت خوشم اومد

36:13.380 --> 36:14.714
‫خوب از آب در اومده، مگه نه؟

36:14.738 --> 36:16.106
‫[کاملاً بیگانه]
‫[اثر: ای‌جی پرستون]

36:16.130 --> 36:18.630
‫- فوق‌العاده‌ست
‫- خوشحالم که ازش خوشت میاد

36:18.630 --> 36:21.590
‫می‌دونی، و ایده‌ات برای استفاده از اون عکس؟

36:21.590 --> 36:23.180
‫خیلی خوب شد

36:23.180 --> 36:24.720
‫عالیه

36:27.100 --> 36:28.390
‫ولی من ازت پذیرایی نکردم

36:29.520 --> 36:32.310
‫بذار کتری رو بذارم بجوشه.
‫چایی می‌خوری؟

36:32.310 --> 36:35.860
‫آره، لطفاً. با یه ذره شیر، بدون شکر

36:35.860 --> 36:39.070
‫من با تامی صحبت کردم. اون شاگردم بود.
‫الان از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده...

36:39.070 --> 36:42.070
‫که ببینم می‌تونه یه وبسایت
‫برای کتاب درست کنه،

36:42.070 --> 36:44.870
‫برای این که بتونیم سفارشاتِ آنلاین بگیریم

36:46.290 --> 36:47.450
‫محشره

36:47.450 --> 36:50.790
‫خب، اون میگه چند روزه آماده میشه

36:50.790 --> 36:56.340
‫پس الان فقط کافیه
‫یه اکانتِ پی‌پل بسازیم،

36:56.340 --> 37:00.010
‫و بعدش کارِ من و تو راه می‌افته، رفیق

37:02.510 --> 37:04.090
‫آره، همچنین فکر می‌کردم،

37:04.090 --> 37:08.100
‫چطوره یه مسابقه
‫برای آثارِ منتشرنشده‌ی قدیمی بذاریم؟

37:08.100 --> 37:10.140
‫می‌دونی، اون موقع می‌تونیم چاپشون کنیم

37:10.140 --> 37:11.440
‫جاستینِ بیچاره

37:11.440 --> 37:17.230
‫اون در مورد پروژه‌های آینده و تبدیل شدن
‫به ناشرِ مستقل خیال‌پردازی می‌کرد

37:17.230 --> 37:23.160
‫ای کاش می‌دونست من قصد نداشتم
‫منتظر سفارش‌های آنلاین بمونم

37:23.740 --> 37:25.490
‫...ولی واقعاً فکر می‌کنم مهمه...

37:25.490 --> 37:28.870
‫فقط یه خواننده بود که می‌خواستم بهش برسم

37:28.870 --> 37:31.960
‫کتاب اون رو از مخفیگاهش بیرون می‌کشید

37:31.960 --> 37:34.290
‫و به فضای باز می‌آوردش

37:46.720 --> 37:48.890
‫- من میرم
‫- آره. لباس‌هات یادت نرن

37:53.690 --> 37:56.980
‫هنوز یکم نَم دارن.
‫ببخشید، عزیزم.

38:01.280 --> 38:02.570
‫غذای مونده هست

38:02.570 --> 38:04.360
‫من این کتاب رو خوندم.
‫ازش لذت بردم.

38:04.360 --> 38:06.450
‫- تو هم خوندیش؟
‫- آره، خیلی خوبه

38:07.950 --> 38:09.240
‫چی، همه رو خوندی؟

38:09.240 --> 38:11.160
‫آره، تمومش کردم.
‫محض اطلاعت منم کتاب می‌خونم.

38:11.160 --> 38:13.120
‫- اوه، نه. منظورم این نبود...
‫- آره، بیخیال، نیک

38:13.120 --> 38:14.410
‫ما تحسینت می‌کنیم، رفیق

38:14.410 --> 38:16.290
‫تو برام فرستادیش؟

38:16.290 --> 38:17.250
‫نه

38:17.250 --> 38:19.590
‫- مطمئنی؟
‫- آره، مالِ من توی آپارتمانه

38:19.590 --> 38:21.420
‫پس، تو چطوری خوندیش؟

38:21.420 --> 38:22.420
‫- یعنی...
‫- کاترین

38:22.420 --> 38:25.260
‫نه، نه. فقط منظورم این بود
‫که تصادفِ عجیبیه

38:25.260 --> 38:26.220
‫فقط برای من فرستاده شده،

38:26.220 --> 38:27.680
‫- و نمی‌دونم واسه کی...
‫- کتابِ من هدیه‌ست

38:28.390 --> 38:29.600
‫هدیه؟

38:29.600 --> 38:30.640
‫آره

38:30.640 --> 38:31.770
‫از طرف کی؟

38:31.770 --> 38:34.350
‫یه مشتریِ قدردان. اسمم رو روش نوشته بود
‫و گذاشته بودش روی پیشخوان

38:34.350 --> 38:35.480
‫این خیلی عالیه، نیک

38:35.480 --> 38:36.850
‫- مگه نه، کاترین؟
‫- آره. آره

38:36.850 --> 38:38.860
‫خب، اون کی بود؟

38:38.860 --> 38:40.440
‫- یکی که نیک تحت تأثیر قرارش داده
‫- نمی‌دونم

38:40.440 --> 38:42.610
‫من هر روز هزاران مشتری می‌بینم

38:42.610 --> 38:44.070
‫- می‌دونم
‫- پس، مشکل چیه؟

38:44.070 --> 38:45.780
‫- چرا مهمه؟
‫- مهم نیست

38:46.450 --> 38:48.450
‫اشکالی نداره. شرمنده، شرمنده

38:49.660 --> 38:51.200
‫خب، چی... ازش خوشت اومده؟

38:51.200 --> 38:52.740
‫- آره
‫- می‌بینی، چیزی نیست

38:52.740 --> 38:54.160
‫- خب، چرا؟
‫- چرا؟

38:54.160 --> 38:56.120
‫- چون من ازش خوشم اومده حتماً آشغاله؟
‫- نه، نه

38:56.120 --> 38:57.500
‫فقط می‌خوام بدونم

38:57.500 --> 39:00.790
‫- نظرت در موردش چیه
‫- جریان چیه؟ مگه مدرسه‌ست؟

39:00.790 --> 39:02.550
‫- نه. مادرت فقط می‌خواد...
‫- بعداً می‌بینمتون

39:02.550 --> 39:05.090
‫- در طول هفته بهتون زنگ می‌زنم
‫- میشه لطفاً بهم بگی؟

39:05.090 --> 39:06.800
‫خدایا. زنه آخرش می‌میره!

39:06.800 --> 39:10.390
‫خیلی هم لذت‌بخش بود.
‫حقش بود. اون یه سلیطه‌ی خودخواه بود.

39:17.270 --> 39:18.900
‫در مورد تو نیست

40:00.190 --> 40:01.650
‫برگرد، نیکلاس

40:10.360 --> 40:13.740
‫- مامان، به من نگاه کن
‫- نیکلاس، نزدیکم بمون

40:23.840 --> 40:24.880
‫با من بشمار

40:24.880 --> 40:27.710
‫- سه، دو، یک
‫- سه، دو، یک، بپر

40:32.720 --> 40:34.680
‫سه، دو، یک، بپر

40:39.980 --> 40:41.730
‫به من نگاه کن، مامانی

40:57.450 --> 40:59.450
‫نیکلاس، بیا نزدیک‌تر

41:04.170 --> 41:05.340
‫نمی‌تونی من رو بگیری

41:05.364 --> 41:14.956
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
