WEBVTT

00:00.121 --> 00:05.944
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.944 --> 00:08.544
‫بلاهایی که سر اون بچه‌ها آورده

00:09.321 --> 00:11.490
‫تا الان دو بار بهشون اعتراف کرده

00:11.490 --> 00:14.160
‫مسئله‌ی دستیار مشاور منم هست

00:14.160 --> 00:15.870
‫یه آدم باجربزه می‌خوایم

00:15.870 --> 00:18.581
‫تا بتونه در برابر
‫اتهامات کانکل سپردارمون بشه

00:18.581 --> 00:20.833
‫درخواست ارجاع موکلم

00:20.833 --> 00:23.836
‫به بخش روان‌درمانی
‫بیمارستان سِرماک رو دارم

00:23.836 --> 00:26.505
‫درخواست ما فقط اینـه که
‫طی جلسات دادگاه

00:26.505 --> 00:28.424
‫ایشون تحت ارزیابی روانی قرار بگیره

00:29.175 --> 00:30.775
‫با درخواست موافقت می‌شه

00:35.222 --> 00:38.642
‫به پلیس‌ها گفتم، شماها هیچ‌کاری نکردین!

00:38.642 --> 00:40.436
‫کجاست؟

00:40.436 --> 00:41.896
‫پسرم کجاست؟

00:41.896 --> 00:44.607
‫والدینشون مفقود شدن
‫پسرها رو گزارش کردن

00:44.607 --> 00:46.317
‫ولی پلیس شیکاگو هیچ‌کاری نکرد

00:46.317 --> 00:47.777
‫سوابق پزشکی و دندون‌پزشکی

00:47.777 --> 00:51.280
‫برای شناسایی مرحوم لازمه

00:51.280 --> 00:55.618
‫بعضی‌هاشون رو از همین‌جا
‫انداختم توی آب

00:55.618 --> 00:57.745
‫همجنس‌باز‌های لعنتی

00:57.745 --> 01:00.122
‫کونی‌ها حقشون بوده

01:00.122 --> 01:01.791
‫اونجوری نبود

01:01.791 --> 01:03.876
‫مثل اون پسرهای دیگه‌ای
‫که میگن نبود

01:03.876 --> 01:05.336
‫اونجوری نبود

01:05.336 --> 01:08.214
‫بهتر... بهتر از چیزی بود که میگن!

01:17.390 --> 01:19.350
‫« در حالی که این سریال بر اساس
‫رویدادهای واقعی ساخته شده »

01:19.350 --> 01:20.662
‫« برخی بخش‌ها برای اهداف
‫نمایشی تغییر داده شده‌اند »

01:20.662 --> 01:21.852
‫« و هیچ شخص یا نهاد
‫حقیقی را به تصویر نمی‌کشند »

01:28.376 --> 01:36.376
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:52.216 --> 01:55.386
‫خودم می‌تونم انجامش بدم. خودم...

01:55.386 --> 01:58.180
‫باید خودم انجامش بدم. ممنون

01:59.932 --> 02:01.532
‫لازم نیست

02:06.355 --> 02:07.955
‫این‌ها عکس‌های اشعه‌ی ایکسش هستن

02:08.524 --> 02:11.861
‫یکیشون عصب‌کشی
‫که اون سال کرد رو نشون میده

02:13.696 --> 02:14.947
‫عفونتش

02:14.947 --> 02:17.033
‫اون یکی برای روکش طلاییه که گذاشت

02:17.033 --> 02:19.702
‫عکس‌های قدیمی‌تر هم دارم، ولی...

02:19.702 --> 02:21.454
‫فکر نکنم بهشون نیازی پیدا کنن

02:27.501 --> 02:29.420
‫قالب‌هایی که از دندون‌هاش گرفتم

02:31.005 --> 02:33.716
‫دو سال پیش مدل‌هایی ازش درست کردم

02:34.550 --> 02:36.719
‫که اگر...

02:36.719 --> 02:38.554
‫خب، بعد از ناپدید شدنش درستش کردم

02:40.890 --> 02:42.490
‫که اگر...

03:31.440 --> 03:34.110
‫نه، نه، نه، نه، نه

03:34.110 --> 03:35.710
‫نه، نه، نه

03:36.487 --> 03:40.282
‫نه. نه. نه، نه، نه

04:02.638 --> 04:06.642
‫با گشتن توی احکام گذشته
‫میشه این پرونده رو بُرد

04:06.642 --> 04:08.519
‫راستش خیلی هیجان‌انگیزه

04:08.519 --> 04:10.119
‫لامصب خسته‌کننده‌ست

04:11.022 --> 04:14.025
‫خیلی‌خب، رک و راست بگو

04:15.026 --> 04:17.445
‫گیسی چه اعترافی پیش پلیس کرده؟

04:18.863 --> 04:21.490
‫به همه‌ش اعتراف کرده
‫تمام قتل‌ها

04:21.490 --> 04:22.783
‫سی و دو تا

04:22.783 --> 04:24.035
‫البته اگر واقعاً این تعداد باشن

04:24.035 --> 04:25.635
‫چرا گذاشتی همچین کاری بکنه؟

04:26.370 --> 04:27.970
‫حالا وایسا باهاش آشنا بشی
‫خودت می‌فهمی

04:31.167 --> 04:32.918
‫یه نسخه از اعترافش رو
‫از پلیس گرفتی؟

04:32.918 --> 04:34.628
‫گیسی امضاش کرده؟

04:34.628 --> 04:36.672
‫نچ. چیزی نیست که بخواد امضا کنه، باب

04:36.672 --> 04:38.966
‫پلیس بهش نگفت بنویسه
‫و ضبطش هم نکردن

04:38.966 --> 04:41.594
‫فقط همینطوری مثل بلبل براشون خوند

04:41.594 --> 04:43.179
‫پلیس دس‌پلینز فقط یادداشت برداشت

04:43.179 --> 04:44.779
‫وایسا ببینم

04:45.431 --> 04:47.892
‫یعنی میگی چیزی جز
‫یه مشت یادداشت ندارن؟

04:52.646 --> 04:54.357
‫پس اصلاً اعترافی نکرده

04:54.357 --> 04:55.858
‫ممکنه هرچی دلشون خواسته نوشته باشن

04:55.858 --> 04:57.151
‫- یا خدا
‫- هیچی...

04:57.151 --> 04:59.070
‫هیچی ندارن که اثبات کنه
‫گیسی حرفی زده

04:59.070 --> 05:00.946
‫بعلاوه، گفتی تحت فشار بوده

05:00.946 --> 05:03.657
‫گفتی قرص می‌خورده
‫خیلی مشروب می‌خورده

05:03.657 --> 05:06.786
‫می‌تونیم بگیم تحت
‫اعمال نفوذ نامناسب بوده

05:06.786 --> 05:09.080
‫فعلاً تنها چیزی که ازش مدرک دارن

05:09.080 --> 05:12.041
‫اینه که گریسی یه قبرستون غیرقانونی داشته

05:15.211 --> 05:16.962
‫خب، درهرحال باید
‫دفاع‌مون رو آماده کنیم

05:16.962 --> 05:18.172
‫بهترین دفاع، دیوونگیه

05:18.172 --> 05:19.548
‫راه دیگه‌ای نیست

05:19.548 --> 05:21.133
‫خب، ببین، خوبیش اینه که

05:21.133 --> 05:23.010
‫نصف روان‌شناس‌های کشور دارن التماس می‌کنن
‫باهاش مصاحبه کنن

05:23.010 --> 05:25.679
‫برای این آدما عین مونا لیزاست

05:26.389 --> 05:28.224
‫دادستانی حق داره
‫با متخصص‌های خودش

05:28.224 --> 05:29.350
‫ارزیابیش کنه

05:29.350 --> 05:31.350
‫ولی به‌نظرم لازم نیست
‫فعلاً نگران این باشیم

05:33.729 --> 05:35.329
‫خب...

05:36.941 --> 05:38.609
‫امکان نداره لامصب

05:38.609 --> 05:40.444
‫روانی نباشه، مگه نه؟

05:43.698 --> 05:47.201
‫گیسی. گ-ی-س-ی

05:47.201 --> 05:51.497
‫هیچ گزارشی از حکمش، حبسش

05:51.497 --> 05:53.708
‫و آزادیش از زندان ایالتی آناموسا ندارین؟

05:53.708 --> 05:54.875
‫آره. ممنون

05:54.875 --> 05:57.503
‫هرچه زودتر برام فکسش کن. ممنون

06:04.093 --> 06:05.678
‫ممنون که وقت گذاشتی، فرانک

06:05.678 --> 06:08.514
‫خواهش می‌کنم. ریاستت توی
‫دایره‌ی جنایی عجب شروعی داشته

06:08.514 --> 06:11.434
‫اسمشو... اسمشو گذاشتن "جنایت قرن"

06:12.810 --> 06:16.230
‫- آره. آره. خب، خودت می‌دونی چه وضعیه
‫- آره، می‌دونم

06:16.230 --> 06:17.606
‫خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟

06:17.606 --> 06:21.110
‫طی تحقیقات‌مون لیست حقوق
‫شرکت گیسی رو پیدا کردیم

06:21.110 --> 06:23.237
‫و این جناب کارآگاه تووار

06:23.237 --> 06:25.948
‫داره در مورد یک‌سری
‫از کارکنان توی اون لیست تحقیق می‌کنه

06:25.948 --> 06:29.618
‫حدوداً همون زمان گزارش ناپدید شدن بعضی‌هاشون

06:29.618 --> 06:30.828
‫به بخش شما داده شده بوده

06:30.828 --> 06:32.913
‫می‌خوایم بفهمیم چه اطلاعاتی

06:32.913 --> 06:37.835
‫از گیسی داشتین
‫و پلیس شیکاگو کی از اون اطلاعات باخبر شده

06:38.461 --> 06:40.796
‫به‌نظرم میشه با قطعیت گفت
‫که ما هیچی نمی‌دونستیم، جـو

06:40.796 --> 06:42.673
‫وگرنه مداخله می‌کردیم

06:42.673 --> 06:46.594
‫ببخشیدا، ولی شما گند زدین

06:48.095 --> 06:51.223
‫خودت اینو می‌دونی
‫ما هم می‌دونیم. بیاین...

06:51.223 --> 06:53.726
‫بیاین رک و راست حرف بزنیم
‫پای ما هم گیره

06:53.726 --> 06:55.936
‫نمی‌خوایم هیچ تقصیری رو
‫بندازیم گردن پلیس شیکاگو...

06:55.936 --> 06:57.438
‫از ظاهرش که اینطور به‌نظر میاد

06:57.438 --> 06:59.190
‫به ما هم بگو بفهمیم چطور ممکنه

06:59.190 --> 07:02.735
‫مردی که به جرم
‫تجاوز به یه پسربچه محکوم شده بوده

07:02.735 --> 07:05.154
‫آزادی مشروط گرفته و اومده شیکاگو

07:05.154 --> 07:07.198
‫بعد کارکنان پسر نوجوونش

07:07.198 --> 07:09.033
‫دونه دونه ناپدید شدن

07:09.033 --> 07:11.160
‫و هیچکس توی اداره‌ی شما
‫در مورد طرف تحقیق نکرده؟

07:11.827 --> 07:14.080
‫هیچکس با افسرهای ما تماس نگرفته
‫و بهمون خبر نداده

07:14.080 --> 07:16.040
‫که شاید یکی از ساکنین منطقه‌ی ما
‫داره به بچه‌ها صدمه می‌زنه؟

07:16.040 --> 07:19.835
‫خانواده‌ها یه توضیحی می‌خوان

07:20.628 --> 07:22.296
‫و حرف ما اینه که

07:22.296 --> 07:25.049
‫اگر کمکمون کنین
‫توضیحاتی برای این موارد پیدا کنیم

07:25.591 --> 07:28.219
‫کاملاً حاضریم سپر بلای شما بشیم

07:30.554 --> 07:32.014
‫خودتون که می‌دونین

07:32.014 --> 07:34.767
‫تمام بچه‌های مفقود شده رو
‫قتل حساب نمی‌کنیم، مگه نه؟

07:34.767 --> 07:36.936
‫بخصوص نوجوون‌ها

07:36.936 --> 07:41.857
‫پارسال توی شیکاگو، 19 هزار بچه
‫مفقود شدن و 18 هزار بچه برگشتن

07:41.857 --> 07:44.360
‫یکم خودشونو خالی می‌کنن
‫و برمی‌گردن خونه

07:44.360 --> 07:45.903
‫بجز اون هزار نفری که برنگشتن

07:45.903 --> 07:49.073
‫پسر خانواده‌ی سیک رو درک می‌کنم
‫هیچ ارتباط مستقیمی بین اون و گیسی نیست

07:50.199 --> 07:51.951
‫ولی پدر بات‌کوویچ

07:51.951 --> 07:54.036
‫و والدین زیردست مفقود شده‌ی
‫دیگه‌ی گیسی هم هستن...

07:54.036 --> 07:55.705
‫آره. گرگ گادزیک

07:55.705 --> 07:56.872
‫آره، در موردش تحقیق کردیم

07:56.872 --> 07:58.582
‫جفت خانواده‌ها

07:58.582 --> 08:01.042
‫جفت‌ خانواده‌ها دارن میگن

08:01.042 --> 08:04.088
‫که مدام به پلیس شیکاگو زنگ زدن

08:04.088 --> 08:05.214
‫و اسم گیسی رو آوردن

08:05.214 --> 08:07.925
‫آره، خودم... خودم گزارش‌ها رو خوندم، جو

08:09.719 --> 08:11.846
‫یه سر به گیسی زدیم، آره
‫در موردش تحقیق کردیم

08:11.846 --> 08:12.763
‫گاهی اوقات

08:12.763 --> 08:15.391
‫ولی اینا بچه نبودن

08:15.391 --> 08:17.059
‫نوجوون بودن

08:17.059 --> 08:19.019
‫و تا جایی که می‌دونستیم
‫هیچ اتفاق خشونت‌آمیزی نیفتاده بود

08:19.019 --> 08:21.355
‫نه اثری از جنایت بود

08:21.355 --> 08:23.065
‫- نه دلیلی داشت که...
‫- بهمون گفتن...

08:23.065 --> 08:25.067
‫بخوایم سوابق گیسی رو درخواست کنیم

08:25.067 --> 08:27.862
‫هر دو خانواده بهمون گفتن
‫که به پلیس شیکاگو تاکید کردن

08:27.862 --> 08:29.655
‫که گیسی ارتباطی با این قضایا داشته

08:30.406 --> 08:32.074
‫هیچکس به فکرش نرسید
‫دو شخص مفقود شده

08:32.074 --> 08:34.118
‫که با یک نفر ارتباط داشتن مشکوکه؟

08:34.118 --> 08:36.120
‫همینطوری گفتین اتفاقی بوده؟

08:39.623 --> 08:42.126
‫اینجا دس‌پلینز نیست، شیکاگوئه

08:42.126 --> 08:43.919
‫لامصب پهناوره

08:43.919 --> 08:47.798
‫بات‌کوویچ مال کلانتری حوزه‌ی 6 بود
‫شمال شهر

08:48.257 --> 08:51.260
‫خانواده‌ی گادزیک توی حوزه‌ی پنجم بودن
‫شمال‌غربی شهر

08:51.260 --> 08:55.806
‫پس مارکو بات‌کوویچ بابت پسرش
‫ زنگ زده به کلانتری حوزه 6

08:55.806 --> 08:58.309
‫و خانواده‌ی گادزیک بابت پسرشون
‫زنگ زدن کلانتری حوزه‌ی 5

08:58.309 --> 09:00.936
‫آره. توی هر دو گزارش
‫به مردی به اسم گیسی اشاره کردن

09:00.936 --> 09:02.772
‫ولی دو تا افسر متفاوت

09:02.772 --> 09:06.192
‫از دو بخش متفاوت
‫ از کجا باید اینو می‌دونستن؟

09:06.192 --> 09:08.694
‫وقتی توی بخش جرایم اخلاقی بودم
‫تمام اطلاعات‌مون رو به هم می‌گفتیم

09:08.694 --> 09:11.906
‫جرایم اخلاقی؟ آره
‫برای همین اینقدر عوضی هستی

09:11.906 --> 09:14.033
‫هر افسر یاغی و احمقی
‫که دستور حالیشون نمیشه رو

09:14.033 --> 09:15.633
‫می‌فرستیم بخش جرایم اخلاقی

09:17.953 --> 09:19.246
‫می‌دونی، بخشی از رئیس بودن

09:19.246 --> 09:21.123
‫اینه که بتونی زیردست‌هاتو کنترل کنی، جو

09:27.838 --> 09:30.049
‫احتمالاً ده‌ها جسد رو دستم مونده

09:30.049 --> 09:31.801
‫که باید شناسایی بشن

09:33.135 --> 09:34.804
‫و هیچ راه دیگه‌ای برام نمونده

09:35.429 --> 09:38.974
‫اگر پرونده‌ی تمام بچه‌های مفقود شده‌ای
‫که با قربانی‌های گیسی مطابقت دارن رو بدی

09:38.974 --> 09:40.351
‫خیلی بهم کمک می‌کنه

09:40.351 --> 09:43.062
‫بعلاوه تمام اطلاعاتی که از خود گیسی داری

09:43.062 --> 09:44.814
‫خب، اینجا یه سیستم داریم

09:44.814 --> 09:46.816
‫یه عالمه کاغذبازی داره
‫خیلی وقت می‌بره

09:46.816 --> 09:48.734
‫هفته‌ها، ماه‌ها...

09:48.734 --> 09:50.236
‫سیستم‌تون رو درک می‌کنم

09:50.236 --> 09:53.864
‫نمی‌دونم ارزشی داره یا نه
‫ ولی اگر این‌کارو بکنی مدیونتم

09:53.864 --> 09:55.950
‫پرونده‌ی تمام بچه‌های مفقود شده‌

09:55.950 --> 09:58.160
‫از 1970 تا الان رو بفرستیم دس‌پلینز

09:58.160 --> 09:59.760
‫باشه چشم، حتماً

10:01.330 --> 10:06.669
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫اکثر اون بچه‌ها فقط مشکل‌دارن

10:31.235 --> 10:32.754
‫کجا دارین میرین؟

10:35.239 --> 10:37.158
‫می‌خواین ما رو برسونین؟

10:39.199 --> 10:40.577
‫بپرین بالا

10:41.712 --> 10:46.041
‫« بیلی کیندرد، شیکاگو، سال 1977 »

11:10.524 --> 11:12.401
‫نمی‌خواین اسکیت کرایه کنین؟

11:12.401 --> 11:13.569
‫باهامون بیاین؟

11:13.569 --> 11:15.279
‫پول کافی نداریم

11:17.073 --> 11:18.673
‫اسمت "بیلی"ـه، آره؟

11:20.242 --> 11:22.203
‫توام یه ماشین باکلاس داری؟

11:22.203 --> 11:24.455
‫خب... نه

11:25.581 --> 11:28.084
‫چطور پول داری
‫باک ماشینت رو پر از بنزین کنی

11:28.084 --> 11:29.418
‫ولی پول نداری اسکیت‌بازی کنی؟

11:29.418 --> 11:31.128
‫شاید برای همین
‫پول اسکیت‌بازی ندارم، عزیزم

11:31.128 --> 11:32.922
‫این به فکرت نرسیده؟

11:32.922 --> 11:34.882
‫ببخشید، دنی زبونش خیلی تیزه

11:34.882 --> 11:36.482
‫و فکر می‌کنه یه استعداده

11:42.348 --> 11:43.948
‫استعداد تو چیه؟

11:44.475 --> 11:47.186
‫فرار کردن از دست پلیس‌ها

11:50.064 --> 11:51.664
‫میشه منم باهات بیام؟

11:53.567 --> 11:55.167
‫لطفاً؟

11:58.155 --> 11:59.323
‫اهل شیکاگویی؟

11:59.323 --> 12:01.992
‫آره. ولی، خانواده‌م...

12:01.992 --> 12:03.285
‫یه مدت برای زندگی رفتیم جای دیگه

12:03.285 --> 12:06.122
‫ولی دلم برای شهر تنگ شد برای همین برگشتم

12:08.207 --> 12:10.084
‫دوستت چی می‌گفت؟

12:10.084 --> 12:11.684
‫در مورد تو و پلیس؟

12:12.086 --> 12:14.255
‫می‌خواد آبروم رو ببره

12:16.173 --> 12:17.867
‫اون ماشین رو از کی دزدیدین؟

12:24.140 --> 12:26.267
‫اگر بهت بگم
‫باهام میای شام؟

12:36.152 --> 12:38.029
‫خوشحالم بهمون ملحق شدی

12:38.571 --> 12:41.323
‫چه سبیل خفنی داری

12:41.323 --> 12:42.491
‫کار خاصی باهاش می‌کنی؟

12:42.491 --> 12:44.326
‫چیزی بهش می‌زنی
‫که اینقدر پرپشته؟

12:45.161 --> 12:46.996
‫فقط آب و صابون

12:46.996 --> 12:48.956
‫عه، خوش به حالت

12:48.956 --> 12:50.583
‫خیلی‌خب. اومد

12:51.500 --> 12:55.004
‫روان‌شناس‌های برجسته و باهوش زیادی

12:55.004 --> 12:56.464
‫می‌خواستن ببیننت، جان

12:56.464 --> 12:58.674
‫حتی بابتش به در و دیوار زدن

12:58.674 --> 13:02.511
‫دکتر دبورا هیلی
‫ بهترین روان‌شناس کالیفرنیاست

13:02.511 --> 13:05.014
‫فقط برای دیدن تو با پرواز اومده

13:05.014 --> 13:06.614
‫عـه

13:07.141 --> 13:08.741
‫خیلی‌خب

13:09.185 --> 13:10.895
‫برنده‌ی خوش‌شانس تویی

13:10.895 --> 13:12.563
‫بیا جلو، مغزشناس

13:12.563 --> 13:14.163
‫از دیدنت خوشبختم

13:17.068 --> 13:19.236
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم. ولی...

13:19.236 --> 13:21.280
‫قصد که نداری
‫دست از پا خطا کنی، مگه نه؟

13:21.280 --> 13:25.242
‫همیشه از موطلایی‌ها خوشم میومده

13:25.242 --> 13:27.203
‫گمونم این یعنی نه

13:35.586 --> 13:37.186
‫اینم از این

13:41.175 --> 13:42.551
‫حالا بهتر شد

13:42.551 --> 13:44.095
‫قبل از اینکه من و باب بریم

13:44.095 --> 13:47.181
‫می‌خوایم مطمئن بشیم می‌دونی
‫که دادستانی

13:47.181 --> 13:50.601
‫از این ارزیابی استفاده می‌کنه، باشه؟

13:50.601 --> 13:54.522
‫هرچی بگی ثبت میشه

13:54.522 --> 13:55.981
‫باشه، باشه، باشه

13:55.981 --> 13:57.581
‫خوشحال میشم با هرکسی بود صحبت کنم

13:57.983 --> 14:00.611
‫تا داستان روشن بشه، می‌دونی؟

14:00.611 --> 14:02.446
‫که مقصر واقعی مشخص بشه

14:05.074 --> 14:07.952
‫خیلی‌خب. خوش بگذره

14:16.752 --> 14:18.352
‫خب...

14:20.381 --> 14:22.466
‫می‌خوای چی بدونی؟

14:29.515 --> 14:31.434
‫پس کودکی خوبی داشتی

14:31.434 --> 14:34.520
‫عاشق پدرم بودم
‫اونم عاشق من بود

14:34.520 --> 14:36.605
‫فقط تفکرش سنتی بود

14:36.605 --> 14:39.108
‫مرد سرسختی بود
‫و دیدگاه‌های سختگیرانه‌ای داشت

14:39.608 --> 14:42.069
‫گمونم میشه گفت مقرراتی بود

14:47.158 --> 14:48.758
‫پس یعنی کتکت می‌زده؟

14:51.620 --> 14:53.039
‫بذار اینطوری بگم

14:53.039 --> 14:55.624
‫بابام مشروب دوست داشت
‫مسابقات ورزشی دوست داشت

14:55.624 --> 14:58.085
‫و دوست داشت پسرش
‫مثل یه مرد رفتار کنه

14:58.085 --> 15:01.505
‫ولی من دوست داشتم باغبونی کنم
‫و با مامانم آشپزی کنم

15:01.505 --> 15:04.216
‫مریض‌احوال بودم
‫زور نداشتم توپ پرت کنم

15:04.759 --> 15:07.261
‫و چیزهایی که دوست داشتم...

15:12.224 --> 15:14.810
‫دوست داری شرت‌های زنونه بپوشی؟

15:14.810 --> 15:17.313
‫شاید لذت می‌بردی
‫که مثل یه زن لباس بپوشی؟

15:19.313 --> 15:20.649
‫نه بابا

15:20.649 --> 15:22.151
‫وای خدا، نه

15:22.151 --> 15:23.652
‫فقط حسشو دوست داشتم

15:23.652 --> 15:25.488
‫بخاطر نرم و لطیف بودن دزدیدمشون

15:41.712 --> 15:45.257
‫دفنشون کردی؟ زیر خونه؟

15:45.257 --> 15:47.760
‫چرا شرت‌ها رو قرض نگرفتی؟

15:47.760 --> 15:49.637
‫بعداً نذاشتی توی کشو؟

15:49.637 --> 15:52.348
‫نمی‌شد بذارمشون سر جاش

15:53.099 --> 15:57.144
‫چون برای سکس شخصی
‫ازشون استفاده کرده بودم

15:58.312 --> 16:01.524
‫"سکس شخصی"؟ منظورت خودارضاییه؟

16:02.358 --> 16:04.110
‫پسرا همینن دیگه

16:07.279 --> 16:10.116
‫دقیقاً گرفتار عقده‌ی ادیپم

16:11.784 --> 16:13.202
‫ای خدا

16:13.202 --> 16:14.453
‫بذار برات توضیح بدم

16:14.453 --> 16:16.706
‫یعنی علاقه‌ی افراطی به مادر

16:16.706 --> 16:19.375
‫رقابت با پدر و غیره و غیره

16:19.375 --> 16:20.543
‫تمام اینا رو می‌دونم

16:20.543 --> 16:22.128
‫چون یه عالمه کتاب
‫در مورد روان‌شناسی خوندم

16:22.128 --> 16:23.728
‫اگر خواستی می‌تونم
‫چند تا بهت معرفی کنم

16:24.505 --> 16:26.382
‫خیلی لطف داری

16:26.841 --> 16:30.428
‫اگر داره بهت ضدحال می‌زنه
‫می‌تونم تظاهر کنم باکره‌م

16:30.428 --> 16:32.513
‫تا حس کنی داری
‫باکرگی مغزم رو ازم می‌گیری؟

16:32.513 --> 16:34.390
‫نیازی به تظاهر نیست

16:34.390 --> 16:37.727
‫حرف زدن با همچین آدم
‫کاربلند و باسوادی خیلی خوبه

16:40.104 --> 16:41.355
‫جان، یه سوال

16:41.355 --> 16:44.275
‫وقتی مادرت مچت رو گرفت، تنبیه شدی؟

16:46.402 --> 16:47.778
‫آره

16:47.778 --> 16:48.863
‫و بابام همیشه سعی کرد

16:48.863 --> 16:50.656
‫با کتک زدن سوسول بودنمو از بین ببره

16:51.365 --> 16:54.910
‫ولی بزرگ شدم. ازش خسته شدم

16:54.910 --> 16:56.746
‫که همیشه باید باهاش سروکله می‌زدم

16:56.746 --> 16:59.457
‫وقتی مشروب می‌خورد
‫زمین تا آسمون فرق می‌کرد

16:59.457 --> 17:03.794
‫و یه شب، منو کوبید زمین

17:04.754 --> 17:06.255
‫مست بود

17:06.255 --> 17:08.257
‫داشت بهم فحش می‌داد و کتکم می‌زد

17:08.257 --> 17:09.842
‫ولی تونستم بیام روش

17:09.842 --> 17:12.720
‫و اونو به زمین میخکوب کنم، خب؟

17:12.720 --> 17:14.055
‫و داشت سرم داد می‌کشید

17:14.055 --> 17:17.391
‫می‌گفت "منو بزن!
‫منو بزن! یالا، منو بزن!"

17:17.391 --> 17:19.643
‫بهم می‌گفت بزدل
‫"منو بزن، بزدل!"

17:19.643 --> 17:21.243
‫زدیش؟

17:25.524 --> 17:27.276
‫فقط گرفتمش

17:27.276 --> 17:29.403
‫همون‌جا رو زمین نگهش داشتم

17:35.409 --> 17:37.161
‫بهش گفتم "دوستت دارم"

17:39.955 --> 17:42.124
‫"نمی‌زنمت. دوستت دارم"

17:48.422 --> 17:50.132
‫همون شب از خونه رفتم

17:51.175 --> 17:54.303
‫با خودم گفتم اگر برم
‫و تو زندگی به جایی برسم

17:54.303 --> 17:55.513
‫بعدش بر‌می‌گردم

17:55.513 --> 17:57.640
‫و اون یه دلیل پیدا می‌کنه
‫که بهم افتخار کنه

17:58.891 --> 18:00.935
‫خودمو رسوندم به شهر گناه
‫(لاس‌وگاس)

18:00.935 --> 18:02.645
‫به‌نظر خیلی خفن میومد

18:02.645 --> 18:04.689
‫برنامه‌ت چی بود؟

18:04.689 --> 18:06.399
‫برنامه‌ای نداشتم

18:06.857 --> 18:09.652
‫نه. فقط دنبال کار گشتم

18:09.652 --> 18:12.488
‫و خیلی سخت‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم

18:12.488 --> 18:15.741
‫رفتم سراغ بانک‌ها
‫مدرسه‌ها، کازینوها

18:15.741 --> 18:17.910
‫هیچکس استخدامم نمی‌کرد
‫چون زیر سن قانونی بودم

18:17.910 --> 18:19.328
‫نزدیک بود ول کنم و برگردم

18:19.328 --> 18:22.581
‫و برم خونه، ولی بعد یه معجزه اتفاق افتاد

18:24.250 --> 18:26.085
‫داشتن دنبال یه نظافتچی می‌گشتن

18:26.085 --> 18:28.629
‫رفتم دیدن "بن"، متصدی کفن و دفن

18:28.629 --> 18:30.673
‫اول خیلی دودل بنظر میومد

18:30.673 --> 18:32.383
‫ولی بهش گفتم دیپلم

18:32.383 --> 18:33.968
‫مهم‌ترین چیز تو زندگی نیست

18:33.968 --> 18:36.470
‫گاهی اوقات مهم‌ترین چیز
‫شور و اشتیاق و انگیزه‌

18:36.470 --> 18:37.722
‫و خوش‌برخوردیه

18:37.722 --> 18:39.849
‫نیاز به یه دیپلم باکلاس نداشتم

18:39.849 --> 18:42.268
‫به‌جاش مهارت‌های اجتماعی داشتم

18:42.268 --> 18:44.645
‫و اونم متوجه شد
‫همون لحظه استخدامم کرد

18:44.645 --> 18:46.313
‫به عنوان نظافتچی و نگهبان شب

18:47.815 --> 18:49.734
‫آره، یه نوجوون بودم
‫که داشتم پیشرفت می‌کردم

18:49.734 --> 18:52.486
‫خیلی خیلی هیجان‌زده بودم

19:00.244 --> 19:01.704
‫حتی یه تخت سفری هم بهم داد

19:01.704 --> 19:03.873
‫گذاشت همون‌جایی
‫که اجساد رو آماده می‌کرد بخوابم

19:05.708 --> 19:06.959
‫بهم باور داشت

19:06.959 --> 19:08.502
‫می‌دونست سخت‌کوشم

19:08.502 --> 19:10.713
‫شب‌کار بودم، از 7 تا 7

19:11.464 --> 19:12.882
‫علاوه بر اون

19:12.882 --> 19:16.886
‫فرصت پیدا کردم با تماشای کارش
‫یه چیزایی یاد بگیرم

20:02.431 --> 20:04.031
‫جان؟

20:05.476 --> 20:07.076
‫جان؟

20:08.312 --> 20:09.912
‫جان؟

20:12.066 --> 20:13.776
‫همه‌چی مرتبه؟

20:17.613 --> 20:21.701
‫آره. آره، یاد یه خاطره‌ی خوب افتادم

20:31.203 --> 20:32.628
‫« سال 1977 »

20:32.628 --> 20:34.880
‫- مال پدربزرگم بوده
‫- عه، چه قشنگ

20:34.880 --> 20:37.717
‫می‌خوای بدزدیش؟

20:39.093 --> 20:41.095
‫به قیافه‌ت نمی‌خوره دزد باشی

20:41.095 --> 20:42.304
‫خیلی‌خب

20:42.304 --> 20:44.682
‫مگه... مگه دزد چه شکلیه؟

20:46.016 --> 20:49.979
‫خوش‌لباسی، و مودبی

20:49.979 --> 20:51.605
‫خب، این... صحیح، خیلی‌خب

20:51.605 --> 20:53.357
‫ممنون

20:53.357 --> 20:55.109
‫بخاطر مامانمه، همیشه...

20:55.109 --> 20:59.405
‫بهم می‌گفت به ظاهرم برسم

20:59.864 --> 21:01.907
‫بهم یاد داده چطوری اتو بزنم
‫چطوری خط اتو بندازم

21:01.907 --> 21:04.535
‫همم، الان کجاست؟

21:04.535 --> 21:07.371
‫با برادر خواهرهام توی اوهایو زندگی می‌کنه

21:08.039 --> 21:09.790
‫چند تا بچه‌این؟

21:10.499 --> 21:12.376
‫پنج تا

21:12.376 --> 21:14.879
‫و من بزرگ‌ترینم، پس...

21:14.879 --> 21:17.006
‫می‌دونی، یجورایی میشه گفت
‫خودم بزرگشون کردم

21:17.006 --> 21:19.800
‫مامانم همیشه مشغول کار بود

21:20.384 --> 21:22.845
‫برای همین... هر روز بعد از مدرسه

21:22.845 --> 21:24.555
‫باهاشون تنها بودم
‫و اون زمان کوچیک بودن، می‌دونی؟

21:24.555 --> 21:26.015
‫برای همین همیشه
‫از سر و کولم بالا می‌رفتن

21:26.015 --> 21:27.516
‫و ازم چیزای مختلف می‌خواستن

21:27.516 --> 21:31.020
‫چیزایی مثل اسباب‌بازی
‫و شیرینی و چیپس و اینا

21:31.020 --> 21:34.190
‫و من عذاب وجدان می‌گرفتم
‫چون هیچ پولی نداشتم

21:34.190 --> 21:38.110
‫برای همین شروع کردم به دزدیدنِ
‫چیزایی که ازم می‌خواستن

21:39.945 --> 21:42.365
‫متوجه شدم خیلی راحته
‫خیلی ماهر بودم

21:44.909 --> 21:46.911
‫هیچوقت نگران نمیشی
‫ممکنه گیر بیفتی؟

21:48.412 --> 21:50.081
‫آره، چند باری گیر افتادم

21:51.791 --> 21:54.168
‫مامانم هیچوقت برام وثیقه نمی‌ذاره

21:54.168 --> 21:56.003
‫ولی آدم ازش درس می‌گیره

21:56.003 --> 21:58.798
‫می‌فهمی دفعه‌ی بعد
‫باید چیکار کنی که گیر نیفتی

21:59.215 --> 22:02.843
‫مهم اینه که آخرشب برگردی خونه

22:06.472 --> 22:08.849
‫حس می‌کنم خیلی تجربه داری

22:10.643 --> 22:12.228
‫خب، تو دختری

22:12.228 --> 22:15.731
‫آدم که دختر باشه
‫همه بهش کمک می‌کنن

22:15.731 --> 22:17.566
‫تا اوضاعت درست بشه

22:18.067 --> 22:21.195
‫اگر توی دردسر بیفتی
‫مردم بهترین حالت رو تصور می‌کنن

22:21.195 --> 22:24.949
‫اگر پسر باشی
‫بدترین چیز رو تصور می‌کنن

22:26.117 --> 22:29.620
‫بهت میگن مرد باش
‫یجوری حلش کن

22:31.956 --> 22:33.833
‫تابحال این شکلی بهش نگاه نکرده بودم

22:34.917 --> 22:37.712
‫اشکال نداره، تونستم زندگیمو سر و سامون بدم

22:38.921 --> 22:42.091
‫یه خونه دارم
‫لباس‌های شیک دارم، می‌تونم شکممو سیر کنم

22:42.091 --> 22:43.843
‫یه دختر خوشگل رو ببرم سر قرار

22:48.639 --> 22:50.239
‫خیلی‌خب‌. آماده‌ای؟

22:51.976 --> 22:53.576
‫برای چی؟

22:54.103 --> 22:55.703
‫وقتشه بزنیم به چاک

22:58.566 --> 23:00.443
‫نـه

23:00.443 --> 23:02.278
‫الان منو می‌بینن لو میریما

23:02.278 --> 23:04.238
‫- یالا، باید بریم
‫- باشه

23:20.004 --> 23:21.589
‫توی شهر جلوی زبونت رو نگرفتی

23:21.589 --> 23:23.189
‫چرا الان ساکتی؟

23:23.966 --> 23:25.092
‫چیزی نیست

23:25.092 --> 23:26.802
‫اینقدر این شکلی نگاهم نکن

23:30.639 --> 23:32.808
‫فقط نمی‌دونستم اینقدر پاچه‌خواری، همین

23:32.808 --> 23:34.408
‫خیلی‌خب

23:35.728 --> 23:38.064
‫پلیس شیکاگو اون بچه‌ها رو نکشته
‫توام نکشتی

23:38.064 --> 23:40.524
‫پس شمشیرتو غلاف کن
‫و از بالای منبر بیا پایین

23:40.524 --> 23:41.859
‫و بین پرونده‌ها بگرد

23:41.859 --> 23:43.652
‫- مرتیکه‌ی حرومی
‫- چرا ازشون دفاع می‌کنی؟

23:43.652 --> 23:45.279
‫اداره‌ی خیلی بزرگیه

23:45.279 --> 23:47.740
‫عمداً این‌کارو نکردن
‫نیت بدی نداشتن

23:47.740 --> 23:49.158
‫فقط از گیسی غافل شدن

23:49.158 --> 23:51.202
‫تیمنز خودش گفت، خودت شنیدی

23:51.619 --> 23:53.996
‫بهمون گفت تمام این پرونده‌ها رو می‌گردیم

23:53.996 --> 23:55.623
‫و می‌بینیم تمام این بچه‌ها مشکل‌دارن

23:55.623 --> 23:57.583
‫آره، مشکل‌دارن

23:57.583 --> 24:00.836
‫مواد، فرار از خونه
‫گروه‌های خلاف، بزهکاری

24:00.836 --> 24:02.171
‫- تیمنز درست گفته
‫- دقیقاً

24:02.171 --> 24:04.882
‫- منظور کوفتی منم همینه
‫- بالاخره یه منظور کوفتی تو حرفات شنیدم

24:04.882 --> 24:08.552
‫خیلی‌خب. کلانتری حوزه‌ی 73
‫با کلانتری حوزه‌ی 773

24:08.552 --> 24:10.930
‫در تماس نیست، باشه

24:10.930 --> 24:12.431
‫ولی این چی؟

24:12.431 --> 24:14.683
‫کمابیش چند تا صفحه
‫توی هرکدوم از این پرونده‌هاست؟

24:16.060 --> 24:18.562
‫نمی‌دونم. یکی دو تا

24:18.562 --> 24:20.398
‫منم همینو میگم

24:20.398 --> 24:22.525
‫هیچ کوفتی توی پرونده‌ها نیست

24:23.150 --> 24:28.030
‫دو صفحه. دو صفحه. سه صفحه

24:29.031 --> 24:32.702
‫اکثر اینا فقط گزارش‌های مفقودی اولیه‌ست

24:32.702 --> 24:33.911
‫نه با کسی صحبت کردن

24:33.911 --> 24:35.162
‫نه با کسی تماس گرفتن

24:35.162 --> 24:36.205
‫که مفقودی رو اعلام کرده

24:36.205 --> 24:37.373
‫پلیس شیکاگو پیگیری نکرده

24:37.373 --> 24:39.166
‫این؟

24:39.166 --> 24:41.585
‫واقعاً باید به هیچ‌جات نباشه

24:41.585 --> 24:43.185
‫که فقط یه صفحه بذاری تو پرونده

24:45.923 --> 24:47.675
‫ولی متوجه نیستی

24:47.675 --> 24:49.135
‫و تقصیر خودت نیست که متوجه نیستی

24:49.135 --> 24:51.387
‫با بدترین جنبه‌های این پرونده برخورد نداری

24:51.387 --> 24:53.180
‫مارکو بات‌کوویچ

24:53.180 --> 24:55.641
‫تو صورت تو تف نکرده، خب؟

24:55.641 --> 24:57.059
‫داری قضیه رو شخصی می‌کنی

24:57.059 --> 24:58.659
‫خب، معلومه که می‌کنم

24:59.729 --> 25:01.329
‫و این تقصیر من نیست

25:02.106 --> 25:04.066
‫ببخشید

25:04.066 --> 25:05.067
‫چیه؟

25:05.067 --> 25:06.193
‫جسدی که شناسایی کردیم؟

25:06.193 --> 25:09.071
‫گادزیک؟ مامانش اومده

25:09.071 --> 25:11.741
‫می‌خواد با یه نفر صحبت کنه

25:12.742 --> 25:15.619
‫سوابق دندون‌پزشکی و قالب دندون بچه‌شو آورده

25:17.371 --> 25:19.290
‫می‌تونم خودم برم

25:19.290 --> 25:22.835
‫نه، وظیفه‌ی تو نیست

26:06.921 --> 26:10.841
‫خب، وقتی برگشتی خونه، خانواده‌ت...؟

26:16.347 --> 26:18.265
‫یه لحظه ببخشید

26:24.355 --> 26:28.150
‫ببخشید، مطمئنم یه خودکار دیگه داشتم

26:33.030 --> 26:35.032
‫آره. وگاس

26:35.533 --> 26:38.786
‫وقتی برگشتی خونه
‫خانواده‌ت چه واکنشی نشون دادن؟

26:40.371 --> 26:42.039
‫روی میز بهم ریخته‌ست

26:46.877 --> 26:49.463
‫اذیتت می‌کنه؟

26:49.463 --> 26:52.383
‫سوال بهتر اینه که
‫تو چرا اذیت نمیشی؟

26:53.801 --> 26:55.302
‫اگر پاکیزگی نشانه‌ی ایمانه

26:55.302 --> 26:57.263
‫پس تو عملاً کافری، مگه نه؟

27:03.018 --> 27:04.895
‫نمی‌خوای جمع‌شون کنی؟

27:06.105 --> 27:07.705
‫جمع‌شون کن

27:10.359 --> 27:11.959
‫جمع‌شون کن!

27:35.176 --> 27:36.776
‫کتت رو هم بردار

27:48.397 --> 27:50.358
‫مامان منو بخشید

27:50.358 --> 27:54.111
‫و بابام حس می‌کرد وقتشه
‫برم سر خونه زندگی خودم و یه زن پیدا کنم

27:54.111 --> 27:55.711
‫و درست هم می‌گفت

27:56.280 --> 27:58.866
‫می‌خواستم بهش نشون بدم
‫که خودم تنهایی

27:58.866 --> 28:00.284
‫ از پس خودم برمیام

28:00.284 --> 28:02.995
‫توی یه مغازه‌ی لباس‌های مردونه
‫همون نزدیکیا یه شغل پیدا کردم

28:02.995 --> 28:04.595
‫توی اسپرینگ‌فیلد

28:05.039 --> 28:07.375
‫و اونجا با اولین همسرم آشنا شدم

28:11.731 --> 28:13.731
‫سلام پهلوون

28:18.427 --> 28:21.180
‫با مارلین حس خیلی خوب و گرمی داشتم

28:21.806 --> 28:24.642
‫همیشه دلم می‌خواست پدر
‫و یه مرد خانواده بشم

28:24.642 --> 28:26.242
‫و بالاخره شدم

28:32.108 --> 28:33.359
‫عاشق بچه‌ها بودم

28:33.359 --> 28:35.152
‫دور بودن ازشون سخت بود

28:35.152 --> 28:37.988
‫زیاد پیش میومد از پیششون بری؟

28:37.988 --> 28:41.242
‫خب، پدرخانمم مدیریت
‫ رستوران‌هاش رو به من سپرد

28:42.159 --> 28:45.204
‫پس مشخصه ازت خوشش میومده
‫و برات احترام قائل بوده

28:45.204 --> 28:47.331
‫نه، فکر نکنم

28:47.331 --> 28:49.875
‫فکر کنم فقط می‌خواست
‫دخترکوچولوش خوشبخت بشه

28:50.501 --> 28:53.337
‫راضی کردن پدرخانمت سخت بود؟

28:53.337 --> 28:56.882
‫پرتوقع بود. به این راحتیا ازم راضی نمی‌شد

28:57.466 --> 29:00.428
‫پس عملاً یه پدر دیگه پیدا کرده بودی

29:00.428 --> 29:02.304
‫که نمی‌تونستی راضیش کنی؟

29:02.304 --> 29:04.473
‫نه، نه

29:04.473 --> 29:06.559
‫نه، پدرخانمم بهم سخت می‌گرفت

29:06.559 --> 29:08.159
‫ولی...

29:10.521 --> 29:12.121
‫عجب

29:12.898 --> 29:14.498
‫خیلی کارت درسته

29:17.069 --> 29:19.238
‫خب، هر رابطه‌ای که باهاش داشتم

29:19.238 --> 29:20.838
‫توی رابطه‌م با بابام بهم کمک کرد

29:22.533 --> 29:24.702
‫چون مامانم بهش گفت
‫چقدر وضعم خوبه

29:24.702 --> 29:27.246
‫و خودش اومد با چشمای خودش ببینه

29:50.186 --> 29:52.646
‫اون روز بهم افتخار می‌کرد

29:52.646 --> 29:54.690
‫مطمئنم افتخار می‌کرده

29:54.690 --> 29:56.275
‫چون خودش بهم گفت

29:56.275 --> 29:58.444
‫نشسته بودیم کنار هم
‫و داشتیم یه سبد مرغ می‌خوردیم

29:58.444 --> 30:00.446
‫و مستقیم تو چشمام نگاه کرد

30:00.446 --> 30:03.532
‫و گفت "در موردت اشتباه می‌کردم، جان"

30:03.532 --> 30:05.368
‫"زن خوب، بچه‌های خوب، شغل خوب"

30:05.368 --> 30:09.288
‫"تونستی موفق بشی". به همین راحتی

30:11.707 --> 30:13.417
‫"تونستی موفق بشی"

30:15.753 --> 30:17.838
‫داشتم تو ابرها سیر می‌کردم

30:17.838 --> 30:20.549
‫حدوداً همون موقع بود
‫که با اتاق بازرگانی جوانان آشنا شدم

30:27.139 --> 30:28.307
‫همون باشگاه اجتماعی؟

30:28.307 --> 30:31.435
‫باشگاه اجتماعی؟
‫ اتاق بازرگانی جوانان تو کار سیاسته

30:31.435 --> 30:34.772
‫مردهای جوون می‌تونن از طریقش
‫با افراد حرفه‌ای مختلفی آشنا بشن

30:34.772 --> 30:37.108
‫اونجا با آدمای مهم آشنا میشی

30:37.108 --> 30:38.984
‫و با همدیگه مراسم‌های خیریه برگزار می‌کنین

30:38.984 --> 30:40.611
‫عاشق سیاستی

30:40.611 --> 30:42.446
‫سیاست هدفش قدرت داشتنه

30:42.446 --> 30:44.448
‫قدرت به رضایت بستگی داره

30:44.448 --> 30:45.658
‫این جمله مال

30:45.658 --> 30:48.244
‫"جریان‌های اصلی در اندیشه‌ی سیاسی مدرن"ـه

30:48.953 --> 30:52.581
‫خیلیا نمی‌دونن سیاست عملاً همینه

30:52.581 --> 30:55.793
‫حس مهم بودن
‫و مورد اعتماد مردم بودن

30:55.793 --> 30:57.628
‫و از قدرت داشتن خوشت میاد

30:58.671 --> 31:00.271
‫مگه تو خوشت نمیاد؟

31:03.300 --> 31:04.900
‫اینجا نشستی

31:05.386 --> 31:07.638
‫واسه خودت یادداشت برمی‌داری

31:10.057 --> 31:12.184
‫و بدون اینکه منو بشناسی
‫قضاوتم می‌کنی؟

31:15.771 --> 31:18.566
‫تو یه مقطع، رئیس بخش ما

31:18.566 --> 31:21.193
‫شخصاً ازم برای جذب
‫اعضای جدید کمک خواست

31:21.193 --> 31:22.793
‫اینقدر بهم اعتماد داشتن

31:23.571 --> 31:27.366
‫بعد از یه مدت
‫این فکر به ذهنم رسید که برای جلب توجه مردم

31:27.366 --> 31:29.285
‫ بعد از جلسات‌مون فیلم پخش کنم

31:49.305 --> 31:50.848
‫ایول!

31:50.848 --> 31:51.849
‫همینه!

31:51.849 --> 31:54.185
‫اوف!

31:55.728 --> 31:57.605
‫تعداد اعضا سه برابر شد

32:00.816 --> 32:02.360
‫فیلم‌های استگ دوست داری؟
‫(فیلم پورن غیرقانونی)

32:02.360 --> 32:04.111
‫تابحال ندیدم

32:04.111 --> 32:05.821
‫یا خدا

32:05.821 --> 32:07.421
‫واقعاً؟

32:08.199 --> 32:10.159
‫خیلی‌خب. آره جون خودت

32:10.159 --> 32:12.203
‫پیش غازی و معلق‌بازی؟

32:15.790 --> 32:19.377
‫بگذریم، همه قبول داشتن
‫که ضرری نداره

32:19.377 --> 32:21.212
‫و کم‌کم بالا گرفت

32:21.212 --> 32:23.839
‫و حرف مبادله‌ی همسرها پیش کشیده شد

32:23.839 --> 32:25.716
‫حتی مارلین رو هم راضی کردم

32:25.716 --> 32:27.301
‫و یهویی

32:27.301 --> 32:29.345
‫می‌تونستم با هرکی می‌خوام بخوابم

32:29.887 --> 32:31.722
‫حتی زن‌های مردهای دیگه

32:31.722 --> 32:34.392
‫اونقدر قدرتمند بودم

32:34.392 --> 32:37.353
‫بعلاوه، توی منطقه‌مون اعتبار داشتم

32:37.353 --> 32:39.397
‫برای همین گفتم

32:39.397 --> 32:41.649
‫برای ریاست اتاق بازرگانی
‫ جوانان واترلو نامزد بشم

32:45.528 --> 32:47.822
‫و همون‌ موقع با دان وورهیز آشنا شدم

32:48.364 --> 32:50.366
‫از سیاستمدارهای محلی بود

32:50.366 --> 32:53.077
‫پیشنهاد داد مدیر کارزار انتخاباتیم بشه

33:01.836 --> 33:04.338
‫با خودش و پسرش آشنا شدم

33:19.895 --> 33:22.398
‫یه روز داشتم رانندگی می‌کردم، خب؟

33:22.398 --> 33:23.607
‫همینطوری می‌رفتم

33:23.607 --> 33:26.444
‫و دیدم پسرش دان جونیور
‫کنار جاده منتظر ماشینه

33:26.444 --> 33:28.195
‫منم سوارش کردم

33:28.195 --> 33:30.156
‫اون روز که سوارش کردم

33:30.656 --> 33:34.285
‫احتمالاً بزرگ‌ترین اشتباه عمرم بود

33:34.285 --> 33:36.912
‫اون‌موقع مارلین رفته بود
‫خارج شهر دیدن مادرش

33:36.912 --> 33:41.542
‫و پدرش مرد خوبی بود
‫البته من اینطور فکر می‌کردم

33:41.542 --> 33:44.128
‫برای همین فرض کردم
‫پسرش هم بچه‌ی خوبیه

33:46.338 --> 33:48.299
‫احمق و خنگ بودم

33:52.595 --> 33:54.513
‫بابام همیشه اینو بهم می‌گفت

33:54.513 --> 33:56.724
‫که نباید اینقدر احمق و خنگ باشم

33:56.724 --> 33:59.268
‫"اینقدر احمق و خنگ نباش، جان وین"

34:00.853 --> 34:02.453
‫باید به حرفش گوش می‌کردم

34:33.803 --> 34:35.763
‫آخه اینقدر ساده‌لوحم

34:36.180 --> 34:39.683
‫تقصیر خودمه، زیادی زود اعتماد می‌کنم

34:39.683 --> 34:42.895
‫فکر می‌کنی پسره
‫از ذات خوب تو سوءاستفاده کرد؟

34:42.895 --> 34:44.939
‫پسره زندگیمو نابود کرد

34:44.939 --> 34:48.025
‫درست همون‌موقع که اوضاعم با خانواده‌م
‫و بابام داشت عالی پیش می‌رفت

34:48.025 --> 34:51.404
‫اونم برای چی؟
‫هم اون دلش می‌خواست هم من

34:51.404 --> 34:53.989
‫یعنی میگی پسره رضایت داشت؟

34:53.989 --> 34:56.367
‫- معلومه که داشت
‫- نوجوون بود

34:56.367 --> 34:57.967
‫تو یه مرد بالغ بودی

34:58.703 --> 35:01.831
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟ متوجه نیستی

35:01.831 --> 35:03.374
‫اصلاً متوجه نیستی

35:03.374 --> 35:04.875
‫من و اون یه توافقی با هم داشتیم

35:04.875 --> 35:06.711
‫من مجبورش نکردم کاری بکنه

35:06.711 --> 35:09.380
‫ازم پول خواست منم بهش دادم

35:09.380 --> 35:11.048
‫بعدش بیشتر پول خواست

35:11.048 --> 35:13.718
‫من گفتم نه، اونم گفت
‫میره به باباش میگه

35:13.718 --> 35:14.760
‫و این‌ کار اخاذیه

35:14.760 --> 35:17.096
‫اخاذیه، همین و بس

35:17.096 --> 35:20.057
‫و اینم یکی از خصلت‌های
‫ همجنس‌باز‌هاست، می‌دونی؟

35:20.057 --> 35:22.601
‫دروغ گفتن، حقه زدن
‫عوض کردن حرفاشون...

35:22.601 --> 35:24.687
‫یه لحظه میگن مشکلی نیست
‫بعدش میگن اشکال داره

35:24.687 --> 35:27.356
‫یا پولی که گرفتن دیگه کافی نیست
‫همه‌شون دروغگوان

35:27.356 --> 35:30.276
‫با نفرت خاصی از همجنس‌بازها حرف می‌زنی

35:30.276 --> 35:31.986
‫ازشون متنفری، چرا؟

35:31.986 --> 35:33.487
‫ضعیفن

35:33.487 --> 35:36.574
‫حس می‌کنی همجنس‌گرای متفاوتی هستی؟

35:39.744 --> 35:42.246
‫اصلاً به حرفام گوش نکردی؟

35:42.872 --> 35:44.707
‫من همجنس‌گرا نیستم

35:44.707 --> 35:47.877
‫ببخشید، آخه داری میگی
‫چشمت دنبال مردهاست

35:47.877 --> 35:49.295
‫من همجنس‌باز نیستم لعنتی

35:49.295 --> 35:51.756
‫ولی پول خرج می‌کنی
‫که باهاشون سکس کنی

35:51.756 --> 35:54.592
‫ای خدا! دیگه مسخره‌شو درآوردی!

35:55.593 --> 35:57.261
‫اصلاً گوش نمیدی

35:57.803 --> 35:59.805
‫وقتی به هیچکدوم از حرفام گوش نمیدی

35:59.805 --> 36:02.475
‫چطور می‌خوای بفهمی توی ذهنم چی می‌گذره؟

36:02.475 --> 36:04.226
حواست جمع نیست

36:04.226 --> 36:05.603
‫در موردش به سم میگم

36:05.603 --> 36:06.979
‫ناسلامتی زنی

36:06.979 --> 36:08.481
‫اصلاً نمی‌فهمی

36:08.481 --> 36:10.274
‫ارضا شدن برای یه مرد چقدر پیچیده‌ست

36:10.983 --> 36:13.778
‫باید یه روان‌شناس پسر بیارن
‫یه روانشناس مرد بیارن

36:13.778 --> 36:15.946
‫معذرت می‌خوام. اشتباه ‌کردم

36:16.489 --> 36:18.657
‫اشتباه کردم که فرض کردم همجنس‌گرایی

36:18.657 --> 36:21.702
‫همچین... همچین حرفی بهم نزدی

36:28.751 --> 36:30.351
‫عصبانی نیستم

36:32.004 --> 36:33.881
‫از دستت عصبانی نیستم، دب

36:33.881 --> 36:35.674
‫ببخشید یه‌خرده قاطی کردم

36:36.342 --> 36:37.635
‫دارم سعی می‌کنم
‫بهت بگم، ولی...

36:37.635 --> 36:39.470
‫انگار درک نمی‌کنی

36:40.846 --> 36:42.098
‫و همه دارن اینو اشتباه برداشت می‌کنن

36:42.098 --> 36:43.641
‫همه دارن برداشت اشتباهی
‫ از من پیدا می‌کنن

36:43.641 --> 36:45.684
‫- حتماً کلافه‌کننده‌ست
‫- آره

36:45.684 --> 36:47.395
‫و مسئله اینه که...

36:47.395 --> 36:49.689
‫من اون هیولایی نیستم
‫که توی روزنامه‌ها ازم ساختن

36:49.689 --> 36:51.649
‫اصلاً حقیقت نداره

36:51.649 --> 36:54.652
‫من کسیم که ازش سوءاستفاده شده

36:54.652 --> 36:57.822
‫و تمام وکلا و پلیس‌ها
‫متوجه همین نکته نمیشن

36:57.822 --> 37:01.784
‫همه گیر دادن به این تصور

37:01.784 --> 37:04.036
‫که با به اصلاح خودشون
‫"قربانی‌ها" روبه‌رو بودم

37:04.036 --> 37:06.414
‫جوری که انگار بچه مثبتی چیزی بودن

37:06.414 --> 37:08.040
‫همه‌ش روی اونا تمرکز کردن

37:08.040 --> 37:09.583
‫ولی چه بلایی سر تو اومده؟

37:09.583 --> 37:13.087
‫دقیقاً. دقیقاً

37:13.671 --> 37:15.381
‫و اینو نمی‌فهمم که

37:15.381 --> 37:17.800
‫چرا تو اولین کسی هستی
‫که این سوالو ازم می‌پرسی، دب؟

37:20.010 --> 37:23.681
‫"اوه، اوه، لطفاً به آقای گیسی کمک نکنین"

37:23.681 --> 37:26.809
‫"داشته واسم می‌خورده و می‌مالیده
‫و بهم تعرض می‌کرده"

37:29.019 --> 37:31.105
‫اون دادگاه مسخره‌بازی بود

37:31.105 --> 37:33.441
‫می‌دونستی وقتی گزارش صدور حکم

37:33.441 --> 37:35.109
‫از بیمارستان ایالتی آیووا اومد

37:35.109 --> 37:37.778
‫پیشنهاد کردن آزادی مشروط بگیرم؟

37:38.779 --> 37:40.156
‫آزادی مشروط

37:40.156 --> 37:42.366
‫اصلاً قرار نبود برم زندان

37:42.825 --> 37:45.036
‫بعد 10 سال برام بریدن

37:47.580 --> 37:49.540
‫می‌دونی...

37:49.540 --> 37:52.126
‫فکر کنم بابام اصلاً تعجب نکرد

37:53.711 --> 37:55.588
‫انگار انتظار همچین چیزی رو داشت

37:58.049 --> 38:00.968
‫گفت حالا باید دو برابر تلاش کنه

38:01.677 --> 38:04.096
تا این لکه‌ی ننگ رو
از اسم و آبروش پاک کنه

38:09.477 --> 38:11.077
‫لکه‌ی ننگش من بودم

38:24.867 --> 38:26.869
‫چه عجب تشریف آوردی

38:28.037 --> 38:29.455
‫خیلی‌خب. بیاین بریم

38:29.455 --> 38:31.415
‫بیاین از آخرین ساعات روشنایی
‫نهایت استفاده رو ببریم

38:32.500 --> 38:34.100
‫منم کمک می‌کنم

38:42.009 --> 38:45.054
‫مسخره نکردم. منم باشم
‫از هر بهونه‌ای استفاده می‌کنم که نیام اینجا

38:47.014 --> 38:49.934
‫آره، باورت بشه یا نه
‫ترجیح می‌دادم اینجا باشم

38:49.934 --> 38:51.394
‫آره، روز خیلی راحتی بود

38:51.394 --> 38:52.937
‫یکی از بچه‌ها هنوز کفش پاش بود

38:52.937 --> 38:54.980
‫برای همین استخون‌هاش پخش نشده بود

39:03.030 --> 39:04.630
‫کریسمست چطور بود؟

39:07.910 --> 39:10.121
‫دو تا همبرگر گرفتم

39:10.621 --> 39:12.289
‫یکم مست کردم

39:13.624 --> 39:15.376
‫یه عالمه بیهوش شدم

39:15.376 --> 39:17.044
‫تو چی؟

39:21.173 --> 39:23.050
‫چندان وضعم خوب نبود

39:24.927 --> 39:26.527
‫واقعاً؟

39:28.472 --> 39:30.474
‫چندان نمی‌تونستم حرف بزنم

39:32.351 --> 39:34.103
‫و همه‌شون متوجه شدن

39:40.443 --> 39:43.195
‫وقتی بچه بودم، فقط می‌خواستم پلیس بشم

39:43.195 --> 39:45.990
‫و آدم بدا رو بگیرم، می‌دونی؟
‫مثل توی فیلم‌ها

39:48.075 --> 39:51.162
‫آره، نتیجه‌ش چطور بوده؟

39:51.620 --> 39:54.582
‫دارم از کف زمین جسد می‌کشم بیرون

39:59.170 --> 40:01.005
‫پس خیلی عالیه، ها؟

40:04.508 --> 40:08.012
‫آره. خیلی عالیه

40:32.661 --> 40:34.205
‫می‌تونم تصور کنم زندان

40:34.205 --> 40:37.416
‫تجربه‌ی خیلی تکون‌دهنده‌ای برات بوده

40:37.416 --> 40:40.086
‫با توجه به اینکه تابحال
‫مشکل قانونی پیدا نکرده بودی

40:41.253 --> 40:43.172
‫وحشت کرده بودم

40:43.172 --> 40:45.549
‫نگران بودم یکی بهم تجاوز کنه

40:45.549 --> 40:48.594
‫ولی تمام تلاشمو کردم
‫که از اون وضع ناجور نهایت استفاده رو ببرم

40:48.594 --> 40:51.055
‫و آبروی ریخته‌ی پدرمو برگردونم

40:51.597 --> 40:56.310
‫بعد از یه مدت، اوضاع خوب شد

40:56.310 --> 40:58.521
‫یه... یه پیرمردی بود

40:59.397 --> 41:01.565
‫که چند سلول با من فاصله داشت

41:01.565 --> 41:03.401
‫نقاش خیلی بااستعدادیه

41:03.901 --> 41:07.988
‫من ازش ماهرترم ولی اونم کارش خوب بود

41:07.988 --> 41:10.157
‫و ازش خواستم نقاشی پدرمو

41:10.157 --> 41:13.119
‫از یه عکسی که با خودم آورده بودم بکشه

41:13.786 --> 41:15.413
‫می‌خواستم بهش هدیه بدم

41:18.457 --> 41:21.419
‫لامصب خیلی طولش داد

41:21.419 --> 41:24.505
‫مجبور شدم هی بهش گوشزد کنم
‫امان از دست این هنرمندای کوفتی

41:25.423 --> 41:27.675
‫سه ماه طول کشید تا تمومش کنه

41:27.675 --> 41:30.386
‫بابام قبل از اینکه نقاشی رو بهش بدم مُرد

41:31.595 --> 41:33.931
‫روز کریسمس سال 69

41:35.391 --> 41:39.395
‫وقتی فهمیدی فوت کرده
‫چه حسی پیدا کردی؟

41:41.605 --> 41:45.526
‫حس کردم کشتمش
‫شرم و آبروریزی اون قضیه کشتش

41:45.943 --> 41:48.529
‫مرگش تاثیر عمیقی روت گذاشت

41:50.406 --> 41:52.116
‫بابام بود

41:52.575 --> 41:54.577
‫چطور باهاش کنار اومدی؟

41:56.620 --> 41:59.123
‫چی؟ مطمئن نیستم

41:59.123 --> 42:03.377
‫خب، زندگی دیگه، مگه نه؟

42:04.211 --> 42:05.811
‫پیش میاد

42:08.591 --> 42:11.594
‫یکم بعد از اون آزادی مشروط بهم دادن

42:11.594 --> 42:13.554
‫زود آزاد شدی
‫خیلی زود آزاد شدی

42:13.554 --> 42:15.306
‫آره، می‌دونستن جام اونجا نیست

42:15.306 --> 42:16.766
‫یه زندانی نمونه بودم

42:16.766 --> 42:19.393
‫مثل الان که تو داری باهام مصاحبه می‌کنی
‫منو تجزیه تحلیل کردن

42:19.393 --> 42:21.395
‫دکترها، هیئت آزادی مشروط

42:22.188 --> 42:24.648
‫دیدن تقریباً به‌طور کامل

42:24.648 --> 42:26.317
‫بازپروری شدم

42:26.317 --> 42:28.319
‫فهمیدن می‌تونم
‫برای جامعه مفید باشم

42:28.319 --> 42:30.571
‫بعد از 18 ماه آزادم کردن

42:30.988 --> 42:35.159
‫و از همین میشه کاملاً منو شناخت

42:41.665 --> 42:43.417
‫ای‌کاش می‌تونستم کاری کنم دوباره

42:43.417 --> 42:45.017
‫بهم افتخار کنه

42:58.641 --> 43:01.143
‫بعد از اون دیگه مارلین یا بچه‌هام رو ندیدم

43:02.144 --> 43:03.854
‫- چرا؟
‫- اونا رو با خودش برد

43:03.854 --> 43:05.773
‫کاری از دستم برنمیومد

43:05.773 --> 43:08.359
‫توی طلاق خیلی رایجه

43:08.359 --> 43:10.486
‫که پدرها یه توافقی می‌کنن

43:10.486 --> 43:14.407
‫قرار می‌ذارن بچه‌هاشون رو
‫توی تعطیلات و این‌ها ببینن

43:14.407 --> 43:17.868
‫حتی زندانی‌ها هم بچه‌هاشون رو می‌بینن

43:17.868 --> 43:20.204
‫مارلین اجازه نداد اونا رو ببینی

43:20.204 --> 43:21.622
‫یا تو نرفتی سراغشون؟

43:21.622 --> 43:23.791
‫خلاصه‌ش اینه که
‫بچه‌ها رو ازم گرفت

43:23.791 --> 43:27.086
‫بخاطر این می‌پرسم
‫چون خیلی به پدر بودن اهمیت می‌دادی

43:27.712 --> 43:28.921
‫متوجه نمیشم

43:28.921 --> 43:31.549
‫برگرد به اون زمان، توی ذهنت

43:31.549 --> 43:34.218
‫که وقتی آزاد شدی چه حسی داشتی

43:34.218 --> 43:36.554
‫بچه‌هات خیلی کوچیک بودن

43:37.221 --> 43:40.141
‫فوقش یک سال و نیم ازشون دور بودی

43:40.141 --> 43:41.726
‫باهاشون تماس نگرفتی. چرا؟

43:41.726 --> 43:43.144
‫دیگه داری حرفای تکراری می‌زنی

43:43.144 --> 43:45.312
‫ته دلت خیالت راحت شده بود
‫که رفته بودن؟

43:45.312 --> 43:46.564
‫خیلی‌خب، در این مورد حرف نمی‌زنیم

43:46.564 --> 43:48.232
‫چون می‌دونستی
‫به پسربچه‌ها تمایل داری

43:48.232 --> 43:49.608
‫حس کردی اینطوری بهتره؟

43:49.608 --> 43:51.402
‫نه، در این مورد حرف نمی‌زنیم

43:51.902 --> 43:53.237
‫من یه مرد خانواده‌دوست بودم

43:53.237 --> 43:54.405
‫ازدواج موفقی داشتم. فقط...

43:54.405 --> 43:55.781
‫نمی‌تونستم بچه‌ها رو نگه دارم

43:55.781 --> 43:57.575
‫باید نزدیک مادرم می‌موندم

43:57.575 --> 43:58.784
‫مادرم

43:58.784 --> 44:00.494
‫توصیه‌ی آزادی مشروط اینو می‌گفت

44:00.494 --> 44:01.537
‫منم همون‌کارو کردم

44:01.537 --> 44:03.247
‫هرکاری بهم گفتن انجام دادم

44:03.789 --> 44:06.417
‫اگر خواستی می‌تونم
‫در اون مورد بهت بگم

44:06.417 --> 44:07.585
‫ولی این بحث رو بذار کنار

44:07.585 --> 44:09.185
‫بس کن

44:13.424 --> 44:15.468
‫همونطور که اعتراف کردی

44:15.468 --> 44:17.261
‫حدوداً همون زمان بود

44:17.845 --> 44:20.431
‫که اولین پسر رو کشتی

44:20.431 --> 44:22.031
‫دفاع از خود بود

44:22.725 --> 44:24.325
‫میشه در موردش برام بگی؟

44:26.520 --> 44:28.773
‫پسر اتوبوس گری‌هاوند

44:28.773 --> 44:30.649
‫به این اسم صداش می‌کنی؟

44:31.776 --> 44:33.861
‫پسره اسمی داشت؟

44:38.532 --> 44:42.578
‫حتماً داشته. مطمئنم داشته

44:50.544 --> 44:52.380
‫خودشیفتگی عمیق

44:53.172 --> 44:56.592
‫اختلال شخصیتی
‫با علائم اختلال وسواسی جبری

44:56.592 --> 44:59.678
‫ضداجتماعی و نیمه‌شیدایی

44:59.678 --> 45:02.598
‫که همه‌شون با الکل و مواد تشدید شدن

45:02.598 --> 45:04.892
‫خودبزرگ‌بینی شدید

45:04.892 --> 45:07.937
‫با احتمال روان‌پریشی خفیف

45:07.937 --> 45:10.898
‫با بروز موقتی اسکیزوفرنی پارانوئید

45:10.898 --> 45:12.817
‫ کشمکش‌های روانی جنسی

45:12.817 --> 45:15.861
‫با حس شدید ضعف مردانگی

45:15.861 --> 45:17.655
‫عدم همدلی نگران‌ کننده

45:17.655 --> 45:19.323
‫مرگ نفس

45:19.323 --> 45:22.535
‫و بروز احساسات به‌شدت خشن و خطرناک

45:27.957 --> 45:32.169
‫خب؟ یعنی دیوونه‌ست دیگه، آره؟

45:32.837 --> 45:34.547
‫تابحال همچین چیزی رو ندیده بودم

45:35.297 --> 45:36.674
‫همچین کسی رو

45:36.674 --> 45:38.342
‫امیدوارم دیگه نبینم

45:47.518 --> 45:49.228
‫بین حرفاش چیزی گفت

45:49.228 --> 45:53.232
‫که توضیح بده دلیل این‌ کارهاش چی بوده؟

45:53.232 --> 45:55.526
‫گفت چرا؟ نه

45:55.526 --> 45:57.862
‫ولی... فکر کنم داشته

45:57.862 --> 46:00.573
‫بخش‌هایی از وجود خودش
‫که ازشون متنفر بوده رو می‌کشته

46:00.573 --> 46:02.533
‫که پدرش ازشون متنفر بوده

46:02.533 --> 46:05.536
‫بخصوص، همجنس‌گراییش

46:05.536 --> 46:07.705
‫باید اثبات کنیم گیسی مشکل روانی داره

46:07.705 --> 46:09.790
‫کنترلش رو از دست میده
‫از خودبی‌خود میشه

46:09.790 --> 46:13.252
‫باعث میشه نفهمه
‫ کاری که داره می‌کنه غیرقانونیه

46:13.252 --> 46:15.546
‫ارزیابیت این رو اثبات می‌کنه؟

46:17.882 --> 46:21.010
‫وقتی توهمات متعددش

46:21.010 --> 46:22.428
‫اختلال‌های روانیش

46:22.428 --> 46:26.599
‫و اینکه تحت فشار، کنترل احساساتش رو
‫کاملاً از دست میده رو در نظر بگیری

46:27.558 --> 46:29.727
‫به‌نظرم کاملاً ممکنه

46:29.727 --> 46:31.353
‫و حاضری همینو شهادت بدی؟

46:36.901 --> 46:38.778
‫پروازم رو انداختم جلوتر

46:38.778 --> 46:40.738
‫- همین امشب برمی‌گردم
‫- خیلیم عالی

46:40.738 --> 46:42.907
‫طبیعتاً یافته‌هام رو ثبت می‌کنم

46:42.907 --> 46:45.701
‫و اگر بهم نیاز داشتین
‫وقتم رو خالی می‌کنم

46:47.411 --> 46:49.246
‫فرودگاه اوهر مشروب‌فروشی داره، مگه نه؟

46:49.747 --> 46:51.665
‫گیت 38

46:51.665 --> 46:53.265
‫عالیه

46:54.377 --> 46:56.253
‫- مراقب خودت باش
‫- همچنین

47:05.763 --> 47:06.889
‫از همین استفاده می‌کنیم

47:06.889 --> 47:09.725
‫تمام مصاحبه‌ها
‫تمام خبرها که توش

47:09.725 --> 47:11.102
‫اسم جان وین گیسی رو بیارن

47:11.102 --> 47:13.604
‫باید کلمه‌ی "روانی" هم توش باشه

47:13.604 --> 47:15.439
‫تاکید می‌کنیم که چقدر بی‌ثباته

47:15.439 --> 47:17.650
‫جان گیسی، نماد دیوانگی

47:17.650 --> 47:19.276
‫همینطوری برنده میشیم

47:24.156 --> 47:27.618
‫اگر برنده شدیم، واقعاً بُرد حساب میشه؟

47:57.023 --> 47:58.649
‫ببخشید

48:00.526 --> 48:02.445
‫شما الیزابت پیست هستی

48:03.612 --> 48:05.489
‫- بله؟
‫- توی تلویزیون دیدمتون

48:05.489 --> 48:07.089
‫مادر رابرت هستین؟

48:07.575 --> 48:10.077
‫من یوجینا گادزیک هستم

48:11.370 --> 48:12.970
‫مادر گرگ

48:18.377 --> 48:19.977
‫باید...

48:21.797 --> 48:23.466
‫باید می‌دیدمش

48:24.133 --> 48:26.093
‫به‌نظر واقعی نمیاد

48:26.510 --> 48:30.014
‫تمام این مدت، توی اون خونه بوده

48:30.848 --> 48:32.600
‫بیست دقیقه باهام فاصله داشته

48:33.809 --> 48:37.021
‫تک تک روزهای این دو سال

48:39.398 --> 48:40.998
‫اصلاً با عقلت جور درمیاد؟

48:44.612 --> 48:46.489
‫چند روز پیش رفتم کنار رودخونه

48:47.782 --> 48:49.825
‫دنبال راب گشتم

48:50.785 --> 48:52.828
‫اونجا...

48:55.164 --> 48:58.000
‫انداختش توی رودخونه

49:00.711 --> 49:03.089
‫نمی‌دونم چرا فکر کردم راب رو پیدا می‌کنم

49:04.548 --> 49:07.134
‫ولی یخ‌زده بود

49:08.803 --> 49:11.722
‫برای پیدا کردن پسرم
‫باید تا بهار صبر کنم

49:15.059 --> 49:18.396
‫همچین... چطوری یه آدم...

49:19.063 --> 49:21.607
‫اون مرد عجب شیطان‌‌صفتیه

49:24.902 --> 49:27.113
‫باهاش صحبت کردم

49:27.113 --> 49:28.781
‫با گیسی؟

49:28.781 --> 49:30.574
‫التماسش کردم کمک کنه

49:31.075 --> 49:33.786
‫اون زمان رئیس گرگ بود

49:36.163 --> 49:38.916
‫زنگ زدم ازش بپرسم
‫پسرم رو دیده یا نه

49:40.084 --> 49:42.002
‫و گفت گرگ چند روز بعد از اینکه

49:42.002 --> 49:43.212
‫مفقود شدنش رو گزارش کردم

49:43.212 --> 49:46.257
‫روی دستگاه پیغام‌گیرش یه پیام گذاشته

49:46.257 --> 49:48.426
‫و اینکه احتمالاً حالش خوبه

49:50.261 --> 49:53.013
‫وقتی ازش خواستم پیام رو برام پخش کنه

49:55.975 --> 49:57.893
‫گفت پاکش کرده

49:59.603 --> 50:01.564
‫- عجب کار...
‫- بی‌رحمانه‌ای

50:11.699 --> 50:13.077
‫من و شوهرم

50:13.077 --> 50:17.204
‫بارها به پلیس شیکاگو زنگ زدیم

50:17.204 --> 50:18.873
‫مدام بهم می‌گفت
‫بهشون اعتماد کنم

50:21.709 --> 50:24.962
‫ولی اونا مثل من تلاش نمی‌کردن

50:24.962 --> 50:27.506
‫با تمام خونه‌های نیمه‌راهی

50:28.132 --> 50:31.218
‫و تمام گروه‌هایی که با فراری‌ها
‫سر و کار داشتن صحبت کردم

50:31.886 --> 50:35.014
‫حتی یه کارآگاه خصوصی استخدام کردم
‫که کار پلیس رو انجام بده

50:39.894 --> 50:42.146
‫تنها کاری که برامون کردن

50:42.146 --> 50:45.648
‫این بود که استخون‌های گرگ رو
‫توی یه کیسه بهمون دادن

50:47.818 --> 50:49.653
‫و عذرخواهی کردن

51:31.570 --> 51:33.170
‫دوستت دارم

51:38.202 --> 51:39.802
‫بیلی؟

51:42.039 --> 51:44.250
‫اینطوری درست نیست

51:44.250 --> 51:46.752
‫- چی؟
‫- اصلاً درست نیست

51:47.461 --> 51:48.963
‫- چرا؟
‫- آخه من...

51:48.963 --> 51:50.563
‫من...

51:51.674 --> 51:53.926
‫من مثل تو آدم خوبی نیستم

51:53.926 --> 51:55.219
‫چرا، هستی

51:55.219 --> 51:57.930
‫کارهای خیلی وحشتناکی تو زندگیم کردم

51:57.930 --> 51:59.306
‫برام مهم نیست

51:59.306 --> 52:01.225
‫دارم بهت میگم
‫باید برات مهم باشه، خب؟

52:01.225 --> 52:02.825
‫من و دنی، ما...

52:04.812 --> 52:07.648
‫یه بار نزدیک بود یکی رو بکشیم

52:08.190 --> 52:10.151
‫اونم بخاطر تلویزیونش، آخه...

52:10.860 --> 52:12.069
‫بیلی...

52:12.069 --> 52:13.779
‫من مناسب تو نیستم، خب؟

52:13.779 --> 52:14.947
‫و هیچ اشکالی نداره

52:14.947 --> 52:16.157
‫می‌دونی، یه... یه...

52:16.157 --> 52:18.242
‫یه پسر خوبی برات پیدا میشه

52:18.242 --> 52:19.910
‫پسری که... می‌دونی...

52:19.910 --> 52:21.203
‫شغل خوبی داره و...

52:21.203 --> 52:22.913
‫تمام مدت کارهای وحشتناک نمی‌کنه

52:22.913 --> 52:24.415
‫و... و...

52:24.415 --> 52:26.292
‫کسیه که بتونی واقعاً بهش افتخار کنی

52:28.002 --> 52:30.129
‫پس خفه‌خون بگیر و همونطوری باش

52:31.922 --> 52:33.522
‫همچین آدمی باش

52:34.425 --> 52:36.385
‫یه شغل واقعی گیر بیار

52:36.385 --> 52:38.888
‫خریدهای مردم رو بذار توی کیسه
‫برام مهم نیست

52:39.430 --> 52:42.725
‫هرکاری هم باشه
‫همین که تلاشتو بکنی بهت افتخار می‌کنم

52:47.271 --> 52:49.273
‫می‌دونم چجور آدمی هستی

52:51.192 --> 52:52.902
‫مناسبم هستی

52:54.278 --> 52:56.238
‫پس هیچ‌جایی نمیرم

53:15.758 --> 53:17.051
‫الو؟

53:17.051 --> 53:21.472
‫فرمانده. کوزنزک هستم، اداره‌ی دس‌پلینز

53:21.472 --> 53:23.015
‫دیروقته

53:23.015 --> 53:25.142
‫داشتم تحقیق می‌کردم

53:25.142 --> 53:26.644
‫یک سال پیش

53:26.644 --> 53:30.481
‫رابرت دانلی داشته از دانشگاه
‫می‌رفته سمت ایستگاه اتوبوس

53:30.481 --> 53:32.817
‫گیسی می‌زنه کنار
‫تظاهر می‌کنه پلیسه

53:32.817 --> 53:35.986
‫بهش دستبند می‌زنه
‫می‌برتش خونه‌ش

53:35.986 --> 53:39.156
‫بهش تجاوز می‌کنه
‫روش ادرار می‌کنه

53:39.156 --> 53:41.701
‫مجبورش می‌کنه رولت روسی بازی کنه

53:41.701 --> 53:43.285
‫می‌برتش توی وان حموم

53:43.285 --> 53:47.164
‫و بارها و بارها سرشو زیر آب می‌گیره
‫تا اینکه بیهوش میشه

53:47.164 --> 53:50.167
‫- دانلی به گیسی التماس می‌کنه بکشتش
‫- جناب رئیس...

53:50.167 --> 53:52.962
‫دفتر دادستانی حاضر نشد
‫پرونده‌شو پیگیری کنه

53:55.047 --> 53:57.341
‫گفتن همه‌ش بازی‌های همجنس‌گرایانه بوده

53:58.926 --> 54:00.678
‫سه ماه بعد

54:01.721 --> 54:03.806
‫گیسی به جفری ریگنال حمله کرد

54:04.932 --> 54:06.809
‫نتیجه‌ش همون شد

54:06.809 --> 54:10.396
‫این و دو تا کارکنان مفقود شده‌ش

54:10.396 --> 54:12.231
‫که در موردشون صحبت کردیم

54:13.441 --> 54:15.041
‫گندکاری نیست

54:15.693 --> 54:20.072
‫بخاطر عدم اطلاع‌رسانی یا غفلت نیست

54:23.868 --> 54:25.468
‫رسواییه

54:26.370 --> 54:28.039
‫ده روز

54:28.914 --> 54:33.210
‫ما در عرض 10 روز کوفتی
‫گیسی رو تعقیب و دستگیر کردیم

54:33.210 --> 54:35.963
‫پلیس شیکاگو ده سال وقت داشت

54:35.963 --> 54:37.631
‫حرفات تموم شد؟

54:37.631 --> 54:40.134
‫اون پسره، راب پیست؟

54:40.134 --> 54:42.011
‫می‌دونی چرا برای پیدا کردنش

54:42.011 --> 54:43.471
‫به آب و آتیش زدین؟

54:43.471 --> 54:45.056
‫برام سواله

54:45.056 --> 54:46.766
‫اگر اون فراری بود

54:46.766 --> 54:49.643
‫خلافکار بود، همجنس‌گرا بود، معتاد بود چی؟

54:49.643 --> 54:52.229
‫اون‌موقع چند روز طول می‌کشید؟

55:07.411 --> 55:09.538
‫- الو؟
‫- عصبانی نشو

55:09.538 --> 55:11.957
‫چی شده؟ کجایی؟

55:11.957 --> 55:13.167
‫می‌دونم دیر کردم. شرمنده

55:13.167 --> 55:15.586
‫ولی بهترین دلیل دنیا رو دارم

55:15.586 --> 55:19.173
‫فکر کنم یه شغل گیر آوردم
‫یه شغل واقعی

55:19.173 --> 55:21.092
‫- واقعاً؟
‫- آره

55:21.092 --> 55:23.010
‫نامزدت یه شغل گیر آورده

55:23.010 --> 55:26.055
‫خیلی خیلی بهت افتخار می‌کنم

55:26.055 --> 55:27.431
‫باید جشن بگیریم

55:27.431 --> 55:29.141
‫باید یه سری سند برای طرف امضا کنم

55:29.141 --> 55:31.811
‫ولی خیلی زود میام
‫دوستت دارم

57:40.481 --> 57:45.027
‫خیلی... خیلی خوشگل بودی
‫نتونستم جلوی خودمو بگیرم

57:59.583 --> 58:00.650
‫باهاش صحبت کردم
‫« خانم یوجینا گادزیک »

58:00.650 --> 58:02.086
‫بهش زنگ زدم که ببینم
‫« خانم یوجینا گادزیک »

58:02.086 --> 58:05.756
‫گرگوریم زنگ زده یا نه و اون گفت زنگ زده
‫« خانم یوجینا گادزیک »

58:05.756 --> 58:08.259
‫و گفته قراره بیاد سر کار و...

58:08.259 --> 58:09.593
‫و گفتم "خب، اومد یا نه؟"

58:09.593 --> 58:11.345
‫اون گفت "نه"، و من گفتم

58:11.345 --> 58:13.013
‫"از کجا می‌دونی گرگوری بود؟"

58:13.013 --> 58:15.099
‫گفت چون صداشو روی...

58:15.099 --> 58:17.101
‫دستگاهش ضبط کرده، می‌دونین؟

58:17.101 --> 58:18.519
‫و ازش پرسیدم میشه...

58:18.519 --> 58:20.438
‫برام پخشش کنه

58:20.438 --> 58:22.440
‫گفت نه، پاکش کرده
‫که نفهمم

58:22.864 --> 58:26.864
‫« گرگ گادزیک »

58:28.188 --> 58:31.712
‫« بیلی کیندرد »

58:31.712 --> 58:39.736
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

58:39.736 --> 58:44.760
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:44.760 --> 58:49.784
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:49.784 --> 58:54.784
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
