WEBVTT

00:01.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.062 --> 00:09.104
‫ما از جنگ متنفریم!

00:09.187 --> 00:12.021
‫- این دیوونگی رو تمومش کنید!
‫- ما از این جنگ حمایت نمی‌کنیم!

00:12.104 --> 00:13.437
« جنگ کافیـه »

00:13.521 --> 00:14.854
« هاپر دروغگو »

00:16.021 --> 00:26.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus.

00:33.771 --> 00:35.312
‫از همگی ممنونم

00:35.396 --> 00:37.687
‫بریم که کارشون رو تموم کنیم!

00:41.229 --> 00:43.146
« رأی مجدد به هاپر بینز »

00:45.271 --> 00:48.562
‫از فرستاده‌ی شیطان خبر جدیدی نشده؟

00:49.562 --> 00:53.104
‫ورجیل فعلاً تماسی نگرفته،
‫ولی دیر یا زود می‌گیره

00:53.187 --> 00:57.979
‫همه‌ی سؤال‌هایی که از بازمانده‌های تیم
‫استقبال‌مون پرسیده بود، درباره‌ی اوروبروس بود

00:58.979 --> 00:59.996
‫و من

01:05.771 --> 01:09.146
« بازداشتگاه اروربروس »

01:10.021 --> 01:19.021
ترجمه از: امـیـر ستارزاده
AM1R H1tmaN

01:19.562 --> 01:21.312
« بخش زندان نظامی »

01:29.312 --> 01:32.812
‫آهای رفیق، قرار بود کامیون پُرِ پُر باشه

01:32.896 --> 01:34.562
‫پس هیولاها کجا هستن؟

01:34.646 --> 01:35.646
‫ها؟

01:38.146 --> 01:39.187
‫اینجا

01:43.562 --> 01:46.354
‫وقتی دوباره سر و کله‌اش پیدا بشه

01:47.146 --> 01:50.104
‫سلاحی که واسه مقابله باهاش
‫درست کردید، روش کارساز نیست

01:50.687 --> 01:54.771
‫ما هنوز نسخه‌ی قرینه‌ی ژنتیکی
‫ورجیل رو در اختیار داریم

01:54.854 --> 01:56.521
‫فقط منتظریم یخش آب بشه

01:56.604 --> 01:59.271
‫من سعی کردم دانته رو مهره‌ی خودمون بکنم

01:59.354 --> 02:03.812
‫اون یه کله‌خرِ دردسرسازه که مثل
‫بچه‌های لجباز، از قدرت و اقتدار فراریـه

02:03.896 --> 02:07.271
‫در ضمن اون تنها کسیـه که
‫می‌تونه جلوی برادرش بایسته

02:07.354 --> 02:09.521
‫به هر حال می‌فرستیمش توی میدان

02:10.146 --> 02:12.604
‫مطمئنم فرمانده جدیدمون

02:12.687 --> 02:15.312
‫دانته رو قانع می‌کنه

02:15.396 --> 02:17.437
‫اصلاً واسه همین بهش ترفیع دادم

02:18.687 --> 02:23.062
‫نگو که رابطه‌ی منحصر به فردشون
‫از نظرت پنهون مونده

02:24.021 --> 02:27.271
‫مگر اینکه واسه همین
‫می‌خواستی منجمد بمونه

02:29.062 --> 02:32.021
« واشینگتن‌دی‌سی، مقر دارک‌کام »

02:49.146 --> 02:50.312
‫فرمانده آرکام!

02:51.729 --> 02:53.354
‫باید گزارش بدم

02:55.646 --> 02:57.312
‫دارن بیدارش می‌کنن

03:01.104 --> 03:02.729
‫حسابی ازم دلخور میشه

03:05.146 --> 03:07.396
‫آزمایش دی‌ان‌ای ما مشخص کرده که

03:08.354 --> 03:09.687
‫شوهر شما

03:10.771 --> 03:12.187
‫یک شیطانـه!

03:13.354 --> 03:14.354
‫ها؟

03:16.354 --> 03:19.687
‫عاملِ ضد انجماد رو برای تزریق آماده کن

03:19.771 --> 03:22.562
‫وایسا، ضد انجماد؟

03:22.646 --> 03:24.521
‫- یعنی...
‫- آره

03:24.604 --> 03:27.146
‫آریوس می‌خواد بیدارش کنیم

03:30.146 --> 03:31.521
‫آریوس!

03:31.604 --> 03:33.771
‫سلام! پس اینجایید

03:33.854 --> 03:36.896
‫احوالتون چطوره؟
‫امیدوارم غذا بهتون ساخته باشه

03:37.604 --> 03:43.312
‫- آقای رئیس‌جمهور، من داشتم...
‫- یه لحظه، صبر کن

03:43.396 --> 03:46.521
‫می‌خواستم به جفت‌تون هم تبریک بگم

03:46.604 --> 03:50.604
‫شنیدم یه شیء شیطانیِ خیلی قدرتمند گیرتون اومده

03:50.687 --> 03:54.396
‫از آرکاناهاست، درسته؟

03:55.812 --> 03:58.396
‫فقط شما نیستید که منابع قوی دارید

03:58.479 --> 04:02.854
‫شما اطلاعات غلط به خوردم دادید
‫تا افرادمون رو بفرستیم لت و پار بشن،

04:02.937 --> 04:05.146
‫در حالی که مزدوران شما
‫دزدکی رفتن سراغش

04:05.229 --> 04:09.521
‫مثل همیشه به خاطر منفعت دارک‌کام، به من کیر زدید

04:09.621 --> 04:11.479
‫تشخیصم بر این بود که بهتره

04:11.562 --> 04:15.104
‫بی‌خبر بمونید تا بتونید حاشا کنید،
‫با توجه به ماهیت حساس موضوع...

04:15.187 --> 04:17.771
‫خیال کردی شوخیـه لعنتی؟

04:17.854 --> 04:22.562
‫این چرت‌وپرت‌های مذهبی‌ات قرار بود
‫دو تا رأی اضافه برامون از جنوب بیاره

04:22.646 --> 04:25.479
‫من با جهنم هم وارد جنگ شدم!

04:25.562 --> 04:30.437
‫- بذار خدا خودش جنگ‌هاش رو جلو ببره
‫- کمک‌های مالی خدا، تو رو به ریاست‌جمهوری نرسوند

04:30.521 --> 04:31.479
‫پولِ من بود

04:32.062 --> 04:37.062
‫این جنگ صلیبی مسخره‌ات هم
‫آخر منو به استیضاح می‌کشونه!

04:37.146 --> 04:41.479
‫حالا وقتشـه بهتون یادآوری کنم که
‫اینجا رئیس کیه

04:41.562 --> 04:42.854
‫آها

04:42.937 --> 04:48.229
‫چطوره همین الان اون قراردادهای
‫انحصاریِ استخراج از قلمرو تاریکت رو پاره کنم؟

04:49.937 --> 04:55.604
‫من توی همه‌ی غول‌های رسانه‌ای
‫سهام قابل‌توجهی دارم

04:55.687 --> 05:01.104
‫با یه تلفن، هر روایتی که
‫من بخوام، شبانه‌روز رو آنتن میره

05:01.187 --> 05:02.604
‫اعتیادت به قرص‌،

05:02.687 --> 05:05.146
‫زد و بندهات با خارجی‌ها سرِ اسرار دولتی،

05:05.229 --> 05:08.187
‫یا سرنوشت ناخوشایند آخرین معشوقه‌ات

05:08.271 --> 05:10.146
‫من...

05:20.229 --> 05:23.562
‫آقای رئیس‌جمهور، لطفاً ما رو ببخشید

05:23.646 --> 05:27.022
‫آریوس باید به کارهای...

05:27.023 --> 05:29.229
‫مهم‌تری رسیدگی کنه

05:36.312 --> 05:38.479
‫خدا لعنتت کنه، بینز!

05:38.562 --> 05:42.521
‫اون دیوونه‌ی حرومی رو آوردی که
‫میخ تابوتم رو بزنه؟

05:42.604 --> 05:43.729
‫بیخیال!

05:43.812 --> 05:48.854
‫برای تحقق فرمانروایی خدا بر زمین،
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنم

05:49.437 --> 05:54.396
‫چه به این معنی باشه که موقتاً
‫جلوی یه مرتدِ خودبزرگ‌بین کوتاه بیام

05:54.979 --> 05:56.479
‫چه یکی‌شون رو قربانی کنم

06:16.687 --> 06:20.187
‫ببخشید. شرمنده. متأسفم!

06:24.187 --> 06:26.729
‫نه. نه، دوباره این کار رو نکن

06:26.812 --> 06:28.729
‫خواهش می‌کنم، دوباره این نه!

06:39.854 --> 06:43.562
‫لرد مونداس بود که دستور قتلِ خانواده‌مون رو داد

06:44.521 --> 06:46.771
‫ولی تو برادرت رو ول کردی

06:49.104 --> 06:50.104
‫نه!

06:52.521 --> 06:56.021
‫به مامان قول دادی که
‫همیشه از ورجیل محافظت کنی

06:56.854 --> 06:58.604
‫ولی فقط به فکر خودت بودی

07:02.354 --> 07:04.687
‫ورجیل، متأسفم!

07:04.771 --> 07:05.771
‫من ترسیده بودم!

07:06.521 --> 07:10.687
‫ببخشید! شرمنده! متأسفم!

07:11.271 --> 07:14.437
‫نه. نه، دوباره این کار رو نکن

07:14.521 --> 07:15.937
‫خواهش می‌کنم، دوباره این نه

07:16.021 --> 07:18.729
‫ضربان قلبش داره کم‌کم برمی‌گرده

07:19.312 --> 07:20.854
‫داری خیلی سریع پیش میری

07:20.937 --> 07:23.646
‫همچنان باید ضعیف نگهش داریم

07:23.729 --> 07:25.354
‫همیشه انتقاد می‌کنی

07:25.437 --> 07:27.354
‫منجمد کردن‌شون راحتـه

07:27.437 --> 07:29.479
‫از انجماد در آوردن‌شون زمان می‌بره

07:29.562 --> 07:33.229
‫چندین ساعت طول می‌کشه
‫تا این بابا حتی به یک قدمی هوشیاری برسه

07:40.479 --> 07:42.062
‫این چی بود؟ چه خبره؟

07:42.146 --> 07:43.479
‫فقط... آروم باش

07:43.562 --> 07:45.854
‫لابد... نقص فنی...

08:03.437 --> 08:05.187
‫جلوش رو بگیر! خاموشش کن!

08:05.271 --> 08:06.896
‫دارم سعیم رو می‌کنم!

08:11.854 --> 08:14.937
‫پادشاه مونداس‌مون آزادی‌تون رو بهتون می‌بخشه

08:15.021 --> 08:16.479
‫ازش قدردانی کنید

08:17.354 --> 08:20.646
‫مونداس بود که منو از بند خودم رها کرد

08:24.896 --> 08:27.062
‫آدمیزادها ارتش‌شون رو فرستادن

08:29.271 --> 08:32.271
‫ولی نمی‌دونن دارن وارد چه طوفانی میشن

08:33.562 --> 08:35.646
‫اون طوفان منم

09:16.062 --> 09:18.687
‫اسمت رو بگو، برای صورت‌جلسه

09:18.771 --> 09:19.771
‫دانته

09:19.854 --> 09:22.312
‫خیلی‌خب، دانته. نام خانوادگیت چیه؟

09:22.396 --> 09:23.979
‫اسپاردا، گمونم

09:24.062 --> 09:25.396
‫این اسم پدرمـه

09:25.479 --> 09:27.396
‫ولی مطمئن نیستم اسم کوچیکشـه
‫یا فامیلش

09:27.479 --> 09:30.062
‫اصلاً نمی‌دونم قاعده‌ی اسامی شیطانی چطوریـه

09:30.146 --> 09:33.437
‫باشه. می‌دونی چرا اینجاییم، دانته؟

09:33.521 --> 09:35.771
‫قراره یه مدت واسه دارک‌کام کار کنم

09:35.854 --> 09:37.604
‫اونا هم بهم گفتن که باید ارزیابی روانی بشم

09:37.687 --> 09:38.771
‫اصلاً نمی‌دونم چرا

09:38.854 --> 09:42.896
‫توی صحنه‌ی عملیات...
‫یه سری مشکلات گزارش شده

09:42.979 --> 09:45.729
‫کنگره تصویب کرده که از این به بعد
‫همه‌ی پیمانکارهای دولتی

09:45.812 --> 09:50.621
‫باید از یه روان‌پزشک مستقل تأییدیه بگیرن
‫تا اجازه‌ی فعالیت داشته باشن.

09:50.622 --> 09:51.721
‫روان‌پزشک مستقل بنده هستم

09:51.729 --> 09:53.479
‫ببین، قرار نیست زیاد کشش بدی، درسته؟

09:53.562 --> 09:55.937
‫باید آماده بشم و
‫برم با برادرم سرشاخ بشم

09:56.021 --> 09:57.104
‫برادرت؟

09:57.187 --> 09:58.521
‫راستش دوقلو هستیم

09:58.604 --> 09:59.687
‫بچه که بودیم یه مشت شیطان

09:59.771 --> 10:02.354
‫بهمون حمله کردن و مادرمون رو کُشتن،
‫همون موقع خیال کردم مُرده

10:02.437 --> 10:04.104
‫معلوم شد تمام این مدت زنده بوده و

10:04.187 --> 10:06.437
‫مغزش رو شستشو دادن تا
‫به پادشاه شیطان خدمت کنه،

10:06.521 --> 10:07.854
‫که اتفاقاً دشمن پدرمون بود

10:07.937 --> 10:09.729
‫همون کسی که دستور حمله رو داد

10:09.812 --> 10:10.812
‫که اینطور

10:11.312 --> 10:13.104
‫اگه تموم شد، من دیگه برم

10:13.979 --> 10:16.979
‫دِرک، لطفاً برنامه‌ی عصرم رو خالی کن

10:18.021 --> 10:21.021
‫« تجدید دیدار سه نفره »

10:23.021 --> 10:26.271
‫لیدی... شرمنده. فرمانده
‫(پنج ساعت قبل)

10:26.354 --> 10:28.021
‫راستی، تبریک

10:30.771 --> 10:32.521
‫اونجا چیکار می‌کنه؟

10:32.604 --> 10:33.687
‫اون...

10:33.771 --> 10:35.979
‫بازم خوراکی خواسته

10:40.854 --> 10:43.687
‫لیدی! چه عجب! کجا بودی؟

10:44.521 --> 10:46.187
‫چیزی برات بیارم؟

10:48.937 --> 10:50.771
‫خب، بعد از اینکه لیدی اومد دیدنم،

10:50.854 --> 10:53.354
‫رفتیم دیدن اون پیرزن دیوونه که
‫اسلحه می‌سازه

10:53.437 --> 10:54.396
‫وایسا، برگرد عقب

10:54.479 --> 10:55.854
‫- ها؟
‫- هان؟

10:56.437 --> 10:57.562
‫مشکل چیه؟

10:57.646 --> 11:01.312
‫مگه فرمانده آرکام همونی نبود که گفتی،
‫نقل قول می‌کنم:

11:01.396 --> 11:04.896
‫«گولت زد و چیزخورت کرد
‫تا اینجا زندانیت کنه؟»

11:04.979 --> 11:08.479
‫این فقط کل‌کل من و لیدیـه.
‫همیشه درگیری داریم.

11:08.562 --> 11:11.896
‫ما هی سعی می‌کنیم همدیگه رو
‫گیر بندازیم، بکُشیم، منفجر کنیم

11:11.979 --> 11:15.771
‫البته بیشتر اون منو هدف می‌گیره،
‫ولی من یه شیطان دورگه‌ی ابرقدرتم

11:15.854 --> 11:17.437
‫باید بهش فرصت بدم تا نامردی نباشه

11:17.521 --> 11:20.521
‫دانته، ازت می‌خوام یه لحظه فکر کنی

11:20.604 --> 11:24.562
‫بهم بگو توی اون آزمایشگاه دقیقاً
‫چه اتفاقی بین تو و آرکام افتاد

11:24.646 --> 11:28.062
‫هر جزئیاتی که یادتـه،
‫از زاویه‌ی دید خودت

11:29.896 --> 11:32.562
‫دانته!

11:32.646 --> 11:34.312
‫آره، من برگشتم، لیدی

11:34.812 --> 11:37.271
‫بابت کاری که کردم خیلی شرمنده‌ام

11:37.354 --> 11:39.979
‫اتفاقاً می‌خواستیم بیدارت کنیم، چون...

11:40.062 --> 11:41.771
‫برادرت ورجیل برگشته

11:41.854 --> 11:43.146
‫ورجیل؟!

11:43.229 --> 11:45.812
‫آره، ولی باید بهت بگم

11:45.896 --> 11:48.562
‫برادرت شده سرسپرده‌ی پادشاه شیاطین مونداس

11:49.562 --> 11:53.646
‫نه، ورجیل عمراً همچین کاری بکنه، مگر اینکه...

11:54.437 --> 11:56.354
‫اون شستشوی مغزی شده باشه!

11:57.187 --> 11:58.604
‫باید نجاتش بدیم!

11:58.687 --> 12:00.937
‫وقتشـه بشیم...

12:01.021 --> 12:02.437
‫شکارچی شیطان ویژه!

12:02.521 --> 12:04.146
‫- دست در دست هم!
‫- دست در دست هم!

12:07.396 --> 12:09.271
‫همین رو بهت گفت؟!

12:09.354 --> 12:12.021
‫به نظر من مغزش هنوز کامل
‫از انجماد در نیومده،

12:12.074 --> 12:13.841
‫ولی آخه همیشه همین‌طوری یه تخته‌اش کمـه

12:13.854 --> 12:16.187
‫داریم در مورد یه جوون حرف می‌زنیم که
‫ضربه‌ی روحی خورده و

12:16.188 --> 12:18.521
‫غیرقانونی توسط شما زندانی شده بود

12:18.604 --> 12:23.146
‫خودت می‌دونی که این مسخره‌بازیِ «نظارت دولتی»
‫فقط یه شوی تبلیغاتیـه دیگه؟

12:23.229 --> 12:25.437
‫خیال کردی کسی که واسه
‫کُشتن شیاطین داوطلب میشه

12:25.521 --> 12:28.229
‫مشکلات روانی شدیدی نداره؟

12:28.312 --> 12:32.646
‫خیلی‌خب، پس این نظر رسمی‌ات
‫در مورد زیر دست‌هاتـه؟

12:33.562 --> 12:34.646
‫باشه

12:34.729 --> 12:37.646
‫می‌خوای بدونی واقعاً توی اون آزمایشگاه
‫چه اتفاقی افتاد؟

12:43.021 --> 12:45.562
‫دو تا دستگاه خوراکی رو خالی کردی توی معده‌ات

12:45.646 --> 12:46.562
‫معرکه‌ست

12:46.646 --> 12:50.062
‫آدمو که غیرقانونی زندانی کنن،
‫خب اشتهاش باز میشه

12:50.146 --> 12:51.979
‫من اومدم اینجا که کمکت کنم

12:52.979 --> 12:54.854
‫آخرین چیزی که یادمـه،

12:54.937 --> 12:57.437
‫گفتی من واسه دنیا زیادی خطرناکم

12:57.521 --> 12:59.312
‫چه کلکی می‌خوای سوار کنی؟

12:59.396 --> 13:02.687
‫کلکی در کار نیست.
‫دیگه من تصمیم‌گیرنده‌ی این سازمانم.

13:02.771 --> 13:06.229
‫آخرین تصمیمی که گرفتی،
‫باعث شد من برم لای یخ‌ها

13:06.312 --> 13:07.604
‫من به چشم خودم دیدم که

13:07.687 --> 13:11.771
‫«خرگوش سفید» کل تیمم رو جلوم سلاخی کرد

13:11.854 --> 13:13.729
‫تازه من بودم که اونا رو بردم توی اون تله

13:13.812 --> 13:17.479
‫خیال کردی رو این حساب می‌تونی با
‫سرنوشت من هرجور خواستی بازی کنی؟

13:18.062 --> 13:21.521
‫من توی موج ماجرا گیر افتادم و
‫یه تصمیم اشتباه گرفتم

13:21.604 --> 13:26.146
‫ولی این پرچم صلحی که آوردم، مربوط میشه
‫به برادر دوقلوت که خیلی وقتـه گمش کردی

13:26.229 --> 13:27.271
‫ما پیداش کردیم

13:27.354 --> 13:29.187
‫ورجیل...

13:29.687 --> 13:31.854
‫الان دیگه رفته توی تیم مونداس

13:33.312 --> 13:34.354
‫نه...

13:35.187 --> 13:36.562
‫اون بچه‌ی حساسیـه

13:39.062 --> 13:40.646
‫ده دوازده‌ نفر از ما رو کُشت

13:42.146 --> 13:43.521
‫یه تنه

13:51.771 --> 13:54.812
‫می‌خوام دوباره تو رو به برادرت برسونم، دانته

13:54.896 --> 13:59.479
‫ورجیل رو بیار توی جبهه‌ی ما،
‫اون‌وقت با همدیگه نجاتش می‌دیم

13:59.562 --> 14:01.521
‫باشه، لیدی

14:01.604 --> 14:03.437
‫ولی شرط و شروط پنهانش چیه؟

14:03.521 --> 14:05.812
‫بعد از اینکه دنیا رو نجات دادی،

14:05.896 --> 14:07.396
‫تو رو منجمد می‌کنم

14:09.979 --> 14:11.729
‫الان دارم ازت معذرت‌خواهی می‌کنم

14:12.354 --> 14:14.604
‫پس نقشه‌ی واقعی چیه؟

14:14.687 --> 14:17.229
‫همونی که به نظرت دروغ گفتن بهش رو توجیه می‌کنه؟

14:17.312 --> 14:20.271
‫جزئیات این نقشه بالاتر از سطح دسترسی امنیتی توئـه

14:20.354 --> 14:23.146
‫ما اینجا شامل قانون رازداری بین پزشک و بیمار می‌شیم

14:24.271 --> 14:26.687
‫خیلی‌خب، نقشه رو بهت میگم

14:26.771 --> 14:28.437
‫ورجیل رو دستگیر می‌کنیم، خونش رو می‌گیریم و

14:28.521 --> 14:31.687
‫باهاش یه شکاف بین دنیای خودمون و
‫قلمرو تاریکی باز می‌کنیم

14:32.646 --> 14:35.354
‫مگه تو و دانته دقیقاً سر همین نمی‌جنگیدید تا

14:35.437 --> 14:37.187
‫نذارید این اتفاق بیفته؟

14:37.271 --> 14:39.812
‫این دفعه قراره موقتی باشه

14:40.479 --> 14:42.521
‫فقط باید شکاف رو به اندازه‌ی کافی باز نگه داریم

14:42.522 --> 14:45.812
‫تا بتونیم یه سلاح شیطانی نهایی
‫به اسم آرکانا رو ازش شلیک کنیم

14:46.937 --> 14:49.396
‫تا مونداس رو با یه شلیک بکُشیم

14:50.771 --> 14:53.146
‫با توجه به اینکه همین الان دیدم چطوری خیلی راحت

14:53.229 --> 14:56.521
‫از بین چند صدتا از بهترین نیروهامون
‫رد شد، انگار مقوا بودن، آره،

14:56.604 --> 14:58.812
‫به نظرم این کار کاملاً موجهـه لعنتی

14:58.896 --> 15:00.771
‫باشه. که اینطور

15:01.979 --> 15:04.479
‫نمی‌تونستم با دانته روراست باشم

15:04.562 --> 15:05.729
‫به خاطر صلاح خودش

15:07.937 --> 15:11.021
‫به نظرم با من روراست نیستی، دانته

15:11.521 --> 15:13.687
‫تو هیچوقت پدرت رو ندیدی، درسته؟

15:15.271 --> 15:18.437
‫بچه که بودی، مادر و برادر دوقلوت رو از دست دادی

15:20.104 --> 15:22.146
‫همین‌طور تنها دوستت انزو،

15:22.229 --> 15:24.437
‫که درباره‌ی اون هم کلی سؤال و نگرانی وجود داره

15:25.021 --> 15:26.646
‫اون هم توی بغلت جون داد

15:27.854 --> 15:31.187
‫انگار هیچکس دیگه‌ای رو نداری که
‫واقعاً توی زندگیت باشه

15:31.812 --> 15:34.229
‫بعد حالا یهویی برادرت برگشته،

15:34.312 --> 15:37.437
‫و گویا داره واسه قاتل مادرت کار می‌کنه

15:37.521 --> 15:39.104
‫واکنشت به شنیدن این خبر چی بود؟

15:41.521 --> 15:42.521
‫قضیه برادرتـه

15:43.562 --> 15:45.312
‫ورجیل زنده‌ست

15:48.229 --> 15:50.271
‫کجاست؟ باید ببینمش

15:50.354 --> 15:51.271
‫دانته

15:52.354 --> 15:53.437
‫ورجیل...

15:53.521 --> 15:55.396
‫اون شده سرسپرده‌ی مونداس

16:20.187 --> 16:21.187
‫بس کن!

16:33.021 --> 16:43.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

16:46.021 --> 16:49.021
‫« منزل دانته »

16:54.271 --> 16:55.979
‫می‌تونی به من اعتماد کنی

16:56.646 --> 16:57.854
‫این دفعه

17:13.021 --> 17:18.021
‫« برنامه‌ی زنده‌ی استن سالیوان »

17:19.022 --> 17:21.022
‫« مأمور تونی ردگریو »

17:21.354 --> 17:25.354
‫آریوس خیلی هیجان‌زده‌ست که بالاخره تو رو می‌بینه

17:34.812 --> 17:36.396
‫پس این یارو رئیستـه؟

17:36.479 --> 17:37.521
‫اصولاً آره

17:37.604 --> 17:40.521
‫قبلاً فقط پول می‌داد و کاری به کارمون نداشت،

17:40.604 --> 17:42.812
‫اما از وقتی جنگ شروع شد…

17:47.104 --> 17:48.979
‫پسر اسپاردا

17:50.354 --> 17:52.896
‫بالاخره سعادتش نصیب‌‎مون شد

17:53.562 --> 17:56.521
‫باور کن، این دیدار برای هر دومون ارزشمنده

17:56.604 --> 18:00.021
‫می‌خواستم بابت این مدتی که
‫توی محفظه‌ی انجماد بودی عذرخواهی کنم

18:00.104 --> 18:02.396
‫ولی راستش یکم حسودیم میشه

18:02.479 --> 18:05.062
‫توی فکرش بودم که خودم هم امتحانش کنم

18:05.146 --> 18:06.146
‫ها؟

18:09.021 --> 18:12.021
‫بینز توی جذب نیرو کمک می‌کنه و

18:12.104 --> 18:15.812
‫تیم عملیات ویژه‌ی آرکام رو هم تو بعضی مأموریت‌های

18:15.896 --> 18:17.312
‫مربوط به امنیت ملی فرماندهی کرده

18:17.396 --> 18:20.354
‫اما دارک‌کام مال منـه؛

18:20.437 --> 18:22.437
‫هم خودش، هم شرکتی که صاحبشـه

18:22.521 --> 18:25.771
‫قراره شخصاً روی مأموریتت نظارت کنم

18:26.354 --> 18:27.771
‫بذار اینجا رو نشونت بدم

18:35.437 --> 18:38.146
‫امکانات آموزشی ما کاملاً پیشرفته‌ست،

18:38.229 --> 18:41.187
‫شامل فناوری واقعیت‌مجازیِ اوروبروس هم میشه،

18:41.271 --> 18:43.146
‫که برای عموم قابل دسترس نیست

18:43.646 --> 18:46.854
‫اوروبروس! حالا یادم افتاد!

18:49.562 --> 18:51.896
‫تو همون مخترع دیوونه‌ی میلیاردری

18:51.979 --> 18:54.187
‫تو همونی نیستی که آزمایشات شبیه‌سازی ترتیب دادی

18:54.271 --> 18:57.479
‫که خونِ جنین رو بخوری و
‫جوون بمونی یا همچین چیزی؟

18:59.937 --> 19:04.604
‫عاشق این داستان‌های بامزه و مضحکِ
‫نشریات زرد آمریکایی‌تون هستم

19:06.229 --> 19:08.354
‫آریوس یه منجی ِرهایی‌بخشـه

19:08.437 --> 19:10.854
‫هر اقدامش مثل ضربه‌ی چکشیـه که

19:10.937 --> 19:14.229
‫زنجیرهای ستمی رو که ما رو در بند کرده، پاره می‌کنه

19:16.062 --> 19:20.146
‫باید چند بار لیس بزنی
‫تا برسی به تهِ یه کفش برند آرمانی؟

19:31.562 --> 19:33.521
‫پس اونا قراره ورجیل رو پیدا کنن؟

19:33.604 --> 19:34.604
‫آره

19:38.271 --> 19:41.354
‫وقتی هم پیدا کردن،
‫تو رو می‌فرستیم دیدنش

19:41.437 --> 19:43.354
‫خودمون سعی کردیم بریم سراغش

19:44.354 --> 19:45.896
‫نتایجش ایناست

20:03.979 --> 20:06.521
‫لابد احساس سنگینی بهت دست داد

20:06.604 --> 20:08.479
‫اینکه دوباره چهره‌ی برادرت رو دیدی

20:08.562 --> 20:11.104
‫دیدی چه بلایی سر اون سربازها آورده

20:11.187 --> 20:12.187
‫حس کردم...

20:13.021 --> 20:17.396
‫حس کردم انگار اونی که دیدم برادرم نیست،
‫اقلاً برادری که من یادمـه

20:18.646 --> 20:20.812
‫نمی‌خوام باهاش بجنگم

20:20.896 --> 20:25.521
‫اما هر کاری که مونداس با ورجیل کرده که
‫این‌جوری شده، من برش می‌گردونم

20:27.104 --> 20:28.437
‫به هر قیمتی که شده

20:29.687 --> 20:31.479
‫ما پشتت هستیم

20:37.812 --> 20:39.812
‫بچگی‌هامون یه رقابت سالم داشتیم

20:40.479 --> 20:42.062
‫رابطه‌ی عادی برادری

20:42.146 --> 20:44.021
‫سر دسته‌ی بازی دعوا می‌کردیم،

20:44.104 --> 20:45.437
‫با چاقوهای آشپزخونه کل‌کل می‌کردیم،

20:45.521 --> 20:49.271
‫مسابقه می‌ذاشتیم ببینیم کدوم‌مون می‌تونه اون یکی رو
‫با یه ضربه از چندتا دیوار پرت کنه

20:49.354 --> 20:51.771
‫بگذریم، من اسلحه نیاز داشتم

20:52.354 --> 20:54.604
‫از اونجایی هم که دارک‌کام
‫همه‌ی اسلحه‌هام رو گرفته بود،

20:54.687 --> 20:57.479
‫رفتیم دیدن اون پیرزن دیوونه‌ای که
‫اسلحه می‌سازه

21:09.354 --> 21:11.937
‫هنوز یکم قدرت نیاز داره

21:12.729 --> 21:14.354
‫نارنجک چطوره؟

21:16.062 --> 21:17.812
‫داشتم به همین فکر می‌کردم

21:18.396 --> 21:19.646
‫نل گلداستاین

21:20.146 --> 21:21.687
‫رئیس بخش مهندسی سلاح

21:23.812 --> 21:26.229
‫دوست داشتم مادربزرگم عین اون باشه

21:35.354 --> 21:37.271
‫شاهکار خدمت شما،

21:37.354 --> 21:39.646
‫شمشیر هم بدک نیست

21:39.729 --> 21:43.104
‫نمی‌خواستم اینو بندازن یه گوشه‌ی
‫اتاقِ مدارک و گم‌وگورش کنن،

21:43.187 --> 21:44.979
‫واسه همین دادم نل نگهش داره

21:45.062 --> 21:47.104
‫یه چیز دیگه هم داریم که خوشت میاد

21:57.604 --> 21:59.646
‫ستاره‌های اصلی نمایش، اینا هستن

22:01.604 --> 22:03.562
‫به نل گفتم اینا رو برات بسازه

22:03.646 --> 22:04.979
‫محض احتیاط

22:05.062 --> 22:08.479
‫اینا از فلزِ ماکایی ساخته شدن، پس دیگه
‫مثل همیشه داغون‌شون نمی‌کنی

22:08.562 --> 22:13.062
‫کالیبر 45، نیمه‌اتوماتیک،
‫ماشه‌های طلاکاری‌شده،

22:13.146 --> 22:15.979
‫دهانه پورت‌دار برای کاهش لگد

22:16.062 --> 22:18.437
‫بعلاوه‌ی سیستم‌ نشونه‌گیری سفارشی

22:19.021 --> 22:23.062
‫- این جیگرطلاها کی هستن؟
‫- دو تا خانم خوشگلی که دستتـه

22:23.146 --> 22:24.521
‫ابونی و آیوری هستن

22:24.604 --> 22:27.729
‫چهره‌هاشون رو از روی خودم طراحی کردم…
‫مشخص نیست؟

23:04.229 --> 23:06.812
‫آره، گمونم راهِ دستم باشه

23:06.813 --> 23:09.021
‫« برای تونی ردگریو، کالیبر 45 »

23:09.022 --> 23:11.021
‫اسم مستعار قدیمیِ مزدوری‌ات رو پیدا کردم

23:11.521 --> 23:14.812
‫این فکرشده‌ترین هدیه‌ایه که
‫به عمرم کسی بهم داده

23:16.062 --> 23:16.937
‫« دارک‌کام »

23:18.021 --> 23:20.021
‫« برنامه‌ی زنده‌ی استن سالیوان »

23:20.479 --> 23:24.187
‫هر چی می‌خواید بردارید، فقط ساکت

23:24.271 --> 23:25.896
‫برنامه‌ی محبوبم داره شروع میشه

23:25.979 --> 23:29.187
‫از پسش بر میای، دانته.
‫من بهت باور دارم.

23:30.187 --> 23:32.771
‫به برنامه خوش اومدید. من استن سالیوان هستم

23:33.479 --> 23:37.854
‫امروز یه مهمون ویژه و کاملاً غیرمنتظره داریم

23:37.937 --> 23:40.896
‫یک سفیر رسمی از قلمرو تاریکی،

23:40.979 --> 23:44.521
‫اسمش ورجیلِ شیطانـه

23:44.604 --> 23:45.562
‫چی؟!

23:45.646 --> 23:47.437
‫امکان نداره لامصب!

23:47.521 --> 23:49.812
‫- وای خدا
‫- جدی؟

23:57.521 --> 24:00.062
‫ممنون که دعوتم کردی، استن

24:00.063 --> 24:02.063
‫« سفیر »

24:04.062 --> 24:05.562
‫خب، اول از همه، ورجیل

24:05.646 --> 24:06.771
‫اگه اجازه بدی ورجیل صدات کنم

24:06.854 --> 24:09.771
‫یه چیزی هست که فکر کنم
‫واسه خیلی از بیننده‌هامون سؤال شده

24:09.854 --> 24:13.396
‫تو زیاد شبیه شیاطین نیستی

24:14.104 --> 24:18.479
‫اون‌وقت شیطان چه شکلیه، استن؟

24:26.396 --> 24:27.604
‫شوخی کردم

24:28.187 --> 24:29.604
‫البته که منظورت رو فهمیدم

24:39.604 --> 24:41.729
‫توضیحش ساده‌ست

24:41.812 --> 24:44.937
‫پدرم شیطان بود،
‫ولی مادرم انسان بود

24:47.271 --> 24:50.146
‫برگام. من... اصلاً نمی‌دونستم که...

24:50.229 --> 24:52.812
‫باید همین الان قطعش کنیم

24:52.896 --> 24:56.646
‫قطعش کنیم؟ واسه این برنامه
‫سر و دست می‌شکونن

24:56.729 --> 24:59.604
‫این حرکتی نبود که از یه جنگجوی اخمو
‫انتظار داشته باشم

24:59.687 --> 25:01.937
‫کل صفحه‌ی بازی رو زیر و رو کرده

25:02.021 --> 25:03.396
‫چقدر هوشمندانه

25:03.479 --> 25:06.062
‫یعنی کسای دیگه‌ای هم مثل تو هستن؟

25:06.146 --> 25:08.104
‫کسای دیگه‌ای مثل من؟

25:08.687 --> 25:09.979
‫جز من کسی نیست

25:10.062 --> 25:12.187
‫من توی زمین به دنیا اومدم

25:12.271 --> 25:15.354
‫ولی از بچگی توی ماکای بزرگ شدم

25:15.437 --> 25:19.312
‫حالا از طرف پادشاهم مونداس برگشتم

25:19.396 --> 25:22.646
‫به همه‌تون گفتن که دنیای ما جهنمـه و

25:22.729 --> 25:24.437
‫حاکم‌مون ابلیسـه

25:24.521 --> 25:27.146
‫ولی اینا فقط داستانـه

25:27.229 --> 25:30.146
‫هیچ ارتباطی با ماهیت واقعی ما نداره

25:31.021 --> 25:35.354
‫مونداس فقط می‌خواد نظم درست قلمروش رو حفظ کنه

25:35.437 --> 25:37.646
‫با چه رویی داره سنگ اون هیولا رو به سینه می‌زنه؟

25:37.729 --> 25:38.729
‫وقتی اون...

25:39.229 --> 25:43.146
‫رهبران‌تون، با کمک بلندگوهای پول‌خورشون،

25:43.229 --> 25:46.646
‫این یورش نافرجام رو به‌عنوان
‫یه نبرد اخلاقی بهتون قالب کردن

25:46.729 --> 25:48.187
‫خیر در برابر شرّ

25:48.271 --> 25:50.104
‫بشریت در برابر جهنم

25:50.187 --> 25:54.979
‫بر خلاف اونا، من معتقدم
‫اونقدر باهوشید که با واقعیت روبرو بشید

25:56.979 --> 25:59.812
‫این عکس‌ها از روی فیلم‌های امنیتی

25:59.896 --> 26:03.521
‫یکی از زندان‌های سیاهِ مخصوص شیاطین
‫در کشور شما برداشته شده

26:03.604 --> 26:07.687
‫که نشون میده سربازاتون دارن ماکایی‌ها رو
‫بدون دادگاه شکنجه می‌کنن

26:07.771 --> 26:10.979
‫تنها جرم‌شون اصل و زادگاهشونـه

26:13.646 --> 26:15.271
‫لعنت بهش!

26:16.437 --> 26:18.312
‫سر در بیارید چطوری اون عکس‌ها رو گیر آورده!

26:18.396 --> 26:21.021
‫اون شیاطین از ارتش مونداس نیستن

26:21.104 --> 26:23.312
‫اونا غیرنظامی و پناهنده هستن

26:23.396 --> 26:26.437
‫از جهنم که پناهنده نداریم

26:26.937 --> 26:30.437
‫فکر می‌کردم تا الان متوجه
‫این طرز تفکر اشتباهت شده باشی

26:31.979 --> 26:37.396
‫اگه برگ برنده‌ش اینـه که مردم
‫دلشون به حال شیاطین بسوزه...

26:37.979 --> 26:42.479
‫این زندانی که داره غیرنظامی‌های بی‌گناه رو
‫شکنجه می‌کنه، یه مرکز خصوصیـه که

26:42.562 --> 26:47.937
‫مالکیتش مستقیماً به یک
‫شرکت مادر برمی‌گرده: اوروبروس

26:48.687 --> 26:53.437
‫حمله به ماکای و خون‌هایی که
‫از هر دو جهان ریخته شده

26:53.521 --> 26:58.604
‫همه‌اش طراحی یک نفره: آریوس فون ارنبرگ

26:58.687 --> 27:03.979
‫تمام مبنای کشور شما برای آغاز جنگ
‫با ماکای، بر پایه‌ی یک دروغ بنا شده

27:04.062 --> 27:05.771
‫دروغی که آریوس ساخته

27:06.729 --> 27:10.771
‫اون به ‌اصطلاح شیطانی که به نیویورک
‫حمله کرد، خرگوش سفید،

27:10.854 --> 27:12.604
‫- در واقع...
‫- پخش رو قطع کنید!

27:18.521 --> 27:19.396
‫عجب

27:19.896 --> 27:22.479
‫آخرش بدک نشد

27:32.021 --> 27:38.646
‫این بزرگترین پخش تلویزیونی تاریخ بود

27:38.729 --> 27:41.396
‫من هم توش نقش داشتم!

27:41.479 --> 27:44.021
‫ورجیل! ورجیل!

27:44.104 --> 27:46.104
‫ورجیل! ورجیل!

27:56.771 --> 28:00.146
‫جناب، آقای ورجیل

28:00.646 --> 28:03.146
‫رئیس‌جمهور پشت خطـه

28:03.812 --> 28:05.896
‫ورجیل. رفیق

28:05.979 --> 28:08.771
‫دیدم شدی سفیر ماکای و اینا،

28:09.562 --> 28:13.021
‫به نظرم بهتره من و تو مذاکره کنیم

28:14.771 --> 28:15.646
« ورود ممنوع!‌ »

28:15.729 --> 28:17.687
« اتاق سرور »

28:28.854 --> 28:31.146
« فوق سرّی، دارک‌کام »

28:40.521 --> 28:43.604
‫حواسم هست که خطری تهدیدت نکنه،
‫هم خودت و هم...

28:46.021 --> 28:47.521
‫خانواده‌های دیگه

28:52.729 --> 28:53.729
‫بینز!

28:55.187 --> 28:57.521
‫می‌دونی که ورجیل قراره چی بگه

28:57.604 --> 28:59.687
‫دروغی که آریوس داره لاپوشونی می‌کنه

29:00.187 --> 29:03.396
‫باید مونداس رو شکست بدیم

29:04.854 --> 29:07.021
‫الحق که طرف مونداسـه

29:09.104 --> 29:12.437
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد

29:12.521 --> 29:16.771
‫وایسا، دانته. به نظر من
‫تو از نظر روانی آماده نیستی که...

29:16.854 --> 29:19.604
‫مجوز فعالیتت رو نمیدم

29:19.687 --> 29:25.146
‫برای این قضیه جلسه کمیته کنگره
‫تشکیل میشه. الو؟

29:27.271 --> 29:31.271
‫کد قرمز. ورجیل داره میاد

29:31.321 --> 29:34.154
‫کمتر از ده دقیقه

29:40.021 --> 29:50.021
ترجمه از: امـیـر ستارزاده
AM1R H1tmaN

30:07.937 --> 30:09.354
‫نگران نباش، مامان

30:12.521 --> 30:14.062
‫من برش می‌گردونم

30:15.021 --> 30:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
