WEBVTT

00:01.036 --> 00:09.585
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.610 --> 00:11.970
‫لطفاً اسمت رو بگو
‫توی پرونده ثبت بشه

00:13.541 --> 00:14.981
‫لایل جنینگز

00:16.181 --> 00:19.381
‫- چشمت چطوره؟
‫- بدتر از اینش رو هم دیدم

00:19.901 --> 00:21.461
‫کجا؟ اینجا؟

00:21.981 --> 00:25.301
‫اینجا. توی مدرسه. توی خونه

00:25.381 --> 00:28.181
‫- کی می‌زدت؟
‫- هر دفعه یکی

00:29.461 --> 00:30.861
‫ولی همیشه حقمون بوده

00:31.381 --> 00:32.381
‫حقتون؟

00:33.301 --> 00:34.381
‫من و داداشم

00:36.021 --> 00:39.701
‫- چرا میگی حقتون بوده؟
‫- آدم‌های آشغالی بودیم

00:39.781 --> 00:43.301
‫برای سیر کردنِ شکم ما صبح تا شب
‫کار می‌کردن و ما قدر نمی‌دونستیم

00:43.821 --> 00:46.941
‫- حرف دلتـه؟
‫- حرف‌هاییـه که دارم به زبون میارم

00:47.021 --> 00:49.541
‫انگار از پدر و مادرت شنیدی

00:50.061 --> 00:52.421
‫خب، اون که حرف خاصی باهامون نمی‌زد

00:52.501 --> 00:55.061
‫- اون کیـه؟
‫- مامانمون

00:55.141 --> 00:58.541
‫بعضی اوقات چند ماه پشت‌سر هم
‫اصلاً محلمون نمی‌داد

00:58.621 --> 00:59.621
‫چند ماه؟

00:59.701 --> 01:03.061
‫اینجوری همش درگیر این بودیم که
‫چه خبط‌وخطایی ازمون سر زده، اما...

01:04.661 --> 01:07.461
‫دردش بدتر از دردِ کتکـه

01:08.101 --> 01:09.941
‫البته نه به اندازه‌ی هایپربار

01:10.021 --> 01:12.181
‫هایپربار چیـه دیگه؟

01:12.781 --> 01:14.821
‫محفظه‌ی هایپرباریک

01:14.901 --> 01:17.421
‫غواص‌ها که دچار کاهش فشار میشن،
‫می‌ذارنشون توی این محفظه‌ها

01:17.501 --> 01:19.981
‫- غواصی زیر آب رو میگی؟
‫- بله

01:20.061 --> 01:22.861
‫ببینید، گاهاً غواص‌ها که میرن زیر آب

01:22.941 --> 01:25.541
‫مثلاً برای بررسی سکوها یا این چیزها

01:25.621 --> 01:28.981
‫اگه مدت زمان زیادی زیر آب بمونن
‫یا که با سرعت بالا بیان بیرون،

01:29.061 --> 01:30.381
‫مجبورن برن توی اون محفظه‌ها

01:30.941 --> 01:32.941
‫بابام به خاطر شغلش
‫یکی از همین‌ها خرید

01:33.021 --> 01:36.861
‫اونوقت مامانتون شما رو برای تنبیه
‫می‌انداخت اون تو؟

01:37.421 --> 01:38.261
‫آره

01:38.861 --> 01:41.461
‫- چند ساعت؟
‫- نمی‌دونم والا

01:41.541 --> 01:43.941
‫توی ساعت‌های نامنظم میومد
‫لامپ‌ها رو خاموش‌ یا روشن می‌کرد

01:44.021 --> 01:46.101
‫هری بهم می‌گفت
‫ساعت چنده یا که چندمـه

01:46.181 --> 01:48.461
‫ولی می‌دونستم از خودش در میاره

01:49.181 --> 01:53.301
‫می‌خواست من آروم بمونم.
‫از فضاهای تَنگ خوشم نمیاد.

01:53.381 --> 01:55.061
‫هری مراقبت بود

01:55.141 --> 01:57.461
‫آره، من هم مراقب هری بودم

01:58.941 --> 02:02.061
‫بعد مرگش،
‫مامان گهگداری ما رو می‌انداخت اون تو و

02:02.141 --> 02:04.741
‫می‌رفت مست می‌کرد و
‫ما رو به‌کل یادش می‌رفت

02:05.261 --> 02:07.861
‫شما رو می‌انداخت اون تو؟
‫منظورت خودتی؟

02:08.421 --> 02:10.381
‫آخه گفتی گهگداری
‫شما رو می‌انداخت اون تو

02:10.461 --> 02:12.061
‫ولی تو که تنها بودی

02:13.861 --> 02:14.981
‫ولی من که تنها نبودم

02:15.941 --> 02:16.941
‫هری همراهم بود

02:18.181 --> 02:21.981
‫منظورت بعد مرگ هریـه؟

02:22.781 --> 02:23.981
‫آره، بعدش

02:24.501 --> 02:27.381
‫یعنی هری مُرده بود؟
‫دیگه پیشتون نبود؟

02:28.341 --> 02:32.621
‫آره، مُردن که مُرده بود، ولی از پیشمون نرفته بود.
‫هری هیچوقت تنهام نمی‌ذاشت.

02:32.701 --> 02:34.701
‫یعنی میگی روحش بود؟

02:36.501 --> 02:38.541
‫خیال کردید من کله‌پوکم؟

02:39.701 --> 02:40.981
‫هری روح نبود

02:41.981 --> 02:42.941
‫خودش بود

02:43.461 --> 02:45.141
‫الان اینجاست یعنی؟

02:46.261 --> 02:49.421
‫گمشو ببینم.
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری.

02:49.501 --> 02:51.021
‫من سربه‌سرت نذاشتم

02:51.101 --> 02:54.381
‫یه بار دیگه بهم بگی گمشو،
‫یه بادمجون زیر این یکی چشمت می‌کارم

02:54.461 --> 02:55.701
‫گرفتی چی شد؟

02:56.821 --> 02:59.941
‫از سم هیگ بگو. جریان چی بود؟

03:00.741 --> 03:01.861
‫از کی بگم؟

03:02.661 --> 03:05.941
‫سم. همون بچه‌ای که اذیتش می‌کردی

03:06.021 --> 03:08.501
‫همونی که چشم‌وچالت رو به این روز انداخت

03:09.421 --> 03:10.461
‫آها، نه، کار هریـه

03:11.141 --> 03:13.381
‫داداش مُرده‌ات لگد زد زیر چشمت؟

03:14.021 --> 03:15.341
‫باور نمی‌کنید؟

03:15.981 --> 03:19.581
‫آخه نمی‌فهمم چرا باید همچین کاری باهات بکنه

03:19.661 --> 03:20.861
‫از دستم عصبانی بود

03:21.381 --> 03:23.741
‫- به خاطر چی؟
‫- چون اذیتش کردم

03:24.261 --> 03:26.621
‫دنبالش که می‌رفتم خوشش نمیومد

03:26.701 --> 03:28.421
‫برگشت بهم گفت کسخل بی‌مغز

03:28.941 --> 03:30.661
‫ولی اگه دنبالش نمی‌رفتم که

03:33.461 --> 03:34.621
‫می‌مُرد

03:36.581 --> 03:40.421
‫لایل، تو داداشت مرده،
‫متوجهی دیگه؟

03:41.461 --> 03:44.421
‫خودت... خودت گفتی اصلاً.
‫دقیقاً همین کلمات رو به زبون آوردی.

03:44.501 --> 03:46.221
‫«بعدِ مرگِ هری»

03:49.381 --> 03:51.381
‫آره، خیلی‌خب

03:52.421 --> 03:55.661
‫بچه‌ای که افتادی دنبالش
‫برادرت نیست

03:56.301 --> 03:59.301
‫یه آدم دیگه‌ست به اسم سم هیگ

04:03.941 --> 04:05.101
‫نه، هریـه

04:05.621 --> 04:07.701
‫شبیه هریـه، ولی خودش نیست

04:08.221 --> 04:12.461
‫یه بار دیگه میگم، اسمش سم هیگـه

04:12.541 --> 04:14.541
‫می‌دونم که متوجه میشی

04:15.821 --> 04:17.981
‫اگه شما میگی، باشه

04:21.141 --> 04:24.661
‫خب، به نظرتون الان
‫این بچه‌ی ‌روانی رو کجا نگه می‌دارن؟

04:24.741 --> 04:27.381
‫- من داشتم تحقیق می‌کردم
‫- ده سال پیش آزاد شد

04:27.461 --> 04:29.661
‫من هیچ ردی از لایل جنینگز

04:29.741 --> 04:32.701
‫بعد از انتقالش به واحد ای‌پی‌دی
‫توی رمپتون پیدا نکردم

04:32.781 --> 04:33.981
‫- ولی شیش سال...
‫- ای‌پی‌دی؟

04:34.061 --> 04:37.261
‫آم، اختلال شخصیتی پیشرفته.
‫حدوداً...

04:37.341 --> 04:39.541
‫- رمپتون چیـه؟
‫- تیمارستانـه

04:39.621 --> 04:41.261
‫یه بار من و کارل رفتیم اونجا واسه مصاحبه...

04:41.341 --> 04:42.981
‫دو دقیقه لالمونی می‌گیرید

04:43.061 --> 04:46.061
‫این دخترک طفلی حرفش رو بزنه؟

04:46.701 --> 04:47.701
‫ای بابا

04:50.421 --> 04:53.621
‫فقط یادآوری می‌کنم، عزیزدلم.
‫فرشته‌ی مرگ به زودی از راه می‌رسه، خب؟

04:53.701 --> 04:55.221
‫اجباریـه؟

04:55.301 --> 04:57.621
‫تو شروع کن، رز. ادامه بده

04:57.701 --> 05:01.301
‫جلوی این عوضی‌های خودخواه کم نیار

05:01.381 --> 05:02.781
‫ممنون، دانا

05:02.861 --> 05:04.381
‫خب...

05:04.461 --> 05:06.541
‫شیش سال پیش،
‫یه لام جنینگزنامی

05:06.621 --> 05:09.501
‫توی لانگای ساکن بود که
‫برام جالب بود

05:09.581 --> 05:12.341
‫- دقیقاً روبه‌روی...
‫- بذار زرش رو بزنه!

05:14.941 --> 05:17.381
‫درست روبه‌روی مور

05:17.461 --> 05:19.381
‫ولی الان دیگه لام جنینگز
‫اونجا زندگی نمی‌کنه

05:19.981 --> 05:21.541
‫لام مخفف چیـه؟

05:21.621 --> 05:24.621
‫هر چیزی که پیدا کردم،
‫از آدرس گرفته تا برق، اجاره،

05:24.701 --> 05:26.621
‫همش به اسم لام جنینگزه

05:26.701 --> 05:29.741
‫پس هم می‌تونه لایل جنینگز باشه،
‫هم لری جنینگز

05:29.821 --> 05:31.621
‫ولی به مور نزدیکـه

05:31.701 --> 05:35.541
‫درستـه، این هم هست که
‫لام جنینگز توی کشتی کار می‌کرد

05:36.381 --> 05:38.741
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- صاحبخونه بهم گفت

05:38.821 --> 05:41.421
‫اون رو یادشـه.
‫برای همین هم منتظر گواهینامه‌اشم.

05:41.501 --> 05:43.781
‫چرا از همون اول نگفتی؟

05:44.781 --> 05:46.221
‫آها، صحیح

05:47.261 --> 05:49.421
‫- خب، تموم شدی؟
‫- تموم، بله

05:49.501 --> 05:51.941
‫خب، یه مرور می‌کنیم

05:52.661 --> 05:56.181
‫می‌دونیم که لایل جنینگز و سم هیگ
‫جفتشون توی گادهیون بودن

05:56.261 --> 05:59.021
‫می‌دونیم که لایل برادر هری جنینگز بود

05:59.101 --> 06:02.541
‫همونی که از لینگاردها دزدی کرده،
‫به ویلیام حمله کرده و موقع فرار هم مُرده

06:02.621 --> 06:05.861
‫سؤال اینجاست که
‫آیا لام جنینگز همون لایل خودمونـه؟

06:05.941 --> 06:08.981
‫ولی اگه باشه،
‫یه‌کاره مستقیم به مریت ربط پیدا می‌کنه

06:09.061 --> 06:11.461
‫من کاملاً مطمئنم که هر دلیل احمقانه‌ای که

06:11.541 --> 06:13.861
‫این بچه‌ی عقده‌ای برای
‫آسیب رسوندن به مریت داشته باشه،

06:14.941 --> 06:16.181
‫دیگه کارش تمومـه

06:18.269 --> 06:28.269
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

06:43.941 --> 06:47.024
‫« بخش کیو »
‫« فصل اول، قسمت نهم/پایانی »

06:53.181 --> 06:56.501
‫عنکبوت‌هراسی از کلمات یونانی
‫عنکبوت و هراسی گرفته شده،

06:56.581 --> 06:58.181
‫یعنی ترس از عنکبوت و

06:58.261 --> 07:01.661
‫سایر بندپایان مانند عقرب‌ و کَنه‌

07:02.341 --> 07:05.661
‫افرادی که به عنکبوت‌هراسی دچارن،

07:05.741 --> 07:08.661
‫تصورشون از احتمال مواجهه با
‫عنکبوت به شکل اغراق‌آمیزی بالاست

07:08.741 --> 07:12.181
‫آنها نسبت به تار عنکبوت
‫واکنش منفی نشون میدن و

07:12.261 --> 07:15.301
‫اندازه و قطر عنکبوت رو
‫بیش از حد بزرگ تصور می‌کنن

07:15.861 --> 07:20.421
‫این ترس و اغراق می‌تونه
‫مسبب ایجاد علائم جسمانی

07:20.501 --> 07:21.821
‫من‌جمله سرگیجه،

07:21.901 --> 07:22.861
‫حالت تهوع،

07:23.461 --> 07:24.941
‫تعریق، لرز،

07:25.021 --> 07:25.901
‫رعشه،

07:25.981 --> 07:28.981
‫افزایش ضربان قلب، جیغ و گریه بشه

07:29.061 --> 07:32.661
‫قبل از اقدام به درمان،
‫از خودتون بپرسید که

07:32.741 --> 07:35.741
‫این ترس به طرق زیر
‫روی شما تأثیر قرار میدن یا نه

07:35.821 --> 07:38.861
‫آیا بیرون رفتن رو براتون سخت می‌کنه؟

07:38.941 --> 07:40.701
‫توی شغلتون خللی ایجاد می‌کنه؟
‫(هاردی، جیمز - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

07:40.781 --> 07:43.301
‫روی روابط اجتماعیتون تأثیرگذاره؟

07:43.381 --> 07:46.501
‫آیا مانع وقت‌گذرونی با عزیزانتون میشه؟
‫(مورک، کارل - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

07:46.581 --> 07:48.141
‫خواب شب رو ازتون گرفته؟

07:48.221 --> 07:50.861
‫هر روز ذهنتون رو درگیر می‌کنه؟

07:50.941 --> 07:54.061
‫- این چند سؤال...
‫- ببخشید، در زدم

07:56.421 --> 07:57.861
‫با بنده کار داشتید، خانم؟

07:57.941 --> 08:00.101
‫هنوز در رابطه با لیث پارک به جایی نرسیدیم

08:00.181 --> 08:01.461
‫نه کاملاً

08:01.981 --> 08:04.781
‫فهمیدیم ارتباط محکمی بین
‫قربانی و افسر اندرسون هست

08:04.861 --> 08:06.181
‫چقدر محکم؟

08:06.261 --> 08:08.461
‫احتمال داره که افسر اندرسون
‫خودش دخیل بوده باشه

08:09.221 --> 08:10.541
‫توی مرگ خودش؟

08:10.621 --> 08:14.341
‫علتی که اندرسون برای حضور
‫توی صحنه داره، مشکل‌سازه

08:14.421 --> 08:15.621
‫از چه نظر؟

08:15.701 --> 08:17.021
‫به میگه هاردی و مورک گفته

08:17.101 --> 08:19.141
‫دختر قربانی زنگ زده
‫جویای وضعیتش شده

08:19.221 --> 08:20.501
‫ظاهراً صحت نداره

08:20.581 --> 08:21.981
‫زنگ نزده؟

08:22.061 --> 08:23.141
‫اصلاً دختری در کار نیست

08:23.981 --> 08:25.581
‫چرا الان داری بهم میگی؟

08:25.661 --> 08:29.661
‫چون خودمون هم تازه فهمیدیم.
‫ولی مسیر تحقیقاتی جدیدی به رومون باز شده.

08:29.741 --> 08:31.941
‫صد البته

08:32.741 --> 08:36.701
‫بگو ببینم، لوگان. این همه اطلاعات جدید رو
‫از کجا گیر آوردی؟

08:39.901 --> 08:41.821
‫سؤال اصلیم سر جاشـه

08:42.701 --> 08:44.501
‫چطوری می‌خوای
‫این پرونده رو ببندی؟

08:45.341 --> 08:49.021
‫نمیشه که همینطوری ولش کنیم.
‫مخصوصاً وقتی سه‌تا افسر پلیس تیر خوردن.

08:49.101 --> 08:51.181
‫من که نگفتم باز رهاش کنیم

08:52.861 --> 08:54.461
‫می‌خوای از من بگیریش؟

08:54.541 --> 08:57.261
‫نمی‌دونم. لازمـه؟

08:57.341 --> 08:59.021
‫می‌خوای بدیش به مورک؟

08:59.701 --> 09:01.701
‫نمی‌دونم. لازمـه؟

09:02.221 --> 09:04.221
‫اون که نمی‌تونه
‫روی تیراندازی به خودش تحقیق کنه

09:04.301 --> 09:07.181
‫درستـه. نمی‌تونه.
‫ولی جنابعالی می‌تونی؟

09:07.261 --> 09:08.621
‫صد البته

09:08.701 --> 09:11.661
‫پس بچسب به کارت، وگرنه
‫میدمش به یکی دیگه

09:12.101 --> 09:22.101
‫ترجمه از iredprincess

09:23.341 --> 09:26.101
‫اگه به هر کدوم از سؤالات مذکور
‫جواب مثبت دادید،

09:26.181 --> 09:30.021
‫شاید بهتر باشه
‫به یه روان درمانگر مراجعه کنید

09:30.101 --> 09:34.301
‫یا کتاب کودکانه‌ی «تار شارلوت» رو
‫مطالعه بفرمایید

10:14.501 --> 10:15.621
‫ایلسا؟

10:18.701 --> 10:20.421
‫یعنی منِ پیرزن نمی‌تونم
‫دو دقیقه چشم رو هم بذارم و

10:20.501 --> 10:23.061
‫یه الاغ پا نشه بیاد در خونه‌ام رو بکوبه؟

10:23.141 --> 10:26.261
‫- این رو آوردم برات
‫- پستچی شدی دیگه، جان؟

10:26.341 --> 10:28.621
‫دنی گفته چند وقتی میشه ندیدتت،
‫واسه همین...

10:28.701 --> 10:30.381
‫نه که خیلی مهمـه

10:31.661 --> 10:32.701
‫آشغال محضـه

10:32.781 --> 10:34.301
‫احتمالاً این رو بهونه کردی

10:34.381 --> 10:37.021
‫بیای ببینی هنوز نفس می‌کشم یا نه، درستـه؟

10:37.101 --> 10:40.181
‫تو یکی تا ما رو کفن نکنی،
‫آخ هم نمیگی

10:40.261 --> 10:42.821
‫ولی حق با توئـه.
‫صرفاً به خاطر نامه نیومدم.

10:43.421 --> 10:44.501
‫جدی؟

10:45.021 --> 10:48.221
‫ببین، من لیست تموم تماس‌هایی که
‫از مرکز محابرات اصلی با

10:48.301 --> 10:50.941
‫اورژانس گرفته میشه رو دارم

10:51.461 --> 10:53.661
‫یه موردی بود که از اینجا تماس گرفته شد

10:53.741 --> 10:55.181
‫عیبی داره؟

10:55.261 --> 10:58.941
‫خب، با توجه به اینکه
‫درجا بعد از اتصال قطع شد،

10:59.541 --> 11:02.381
‫امیدوار بودم از خودت بشنوم

11:02.461 --> 11:04.981
‫- من؟
‫- تماس از خط تلفن تو بود

11:05.061 --> 11:07.101
‫خب، نمی‌دونم چطور ممکنـه، جان

11:07.181 --> 11:11.701
‫چون عملاً روزهام خلاصه میشه توی

11:11.781 --> 11:16.381
‫تماشای برنامه‌ی عتیقه‌فروشی و گل چلسی

11:17.141 --> 11:20.221
‫کبودیت هم به خاطر همینـه، نه؟
‫تماشای برنامه‌ی گل چلسی؟

11:21.541 --> 11:22.701
‫حواسم نبود

11:23.421 --> 11:26.581
‫- اونقدرها هم که به نظر میاد بد نیست
‫- چی شد؟

11:26.661 --> 11:29.661
‫خیلی مسخره‌ست.
‫آشغال‌ها رو که می‌بردم بندازم توی سطل‌زباله،

11:29.741 --> 11:31.981
‫تعادلم رو از دست دادم و افتادم

11:32.061 --> 11:35.501
‫آخه موقع حمل چیزی
‫حتماً باید از ویلچر استفاده کنم

11:35.581 --> 11:37.221
‫ولی ازش متنفرم

11:37.301 --> 11:38.941
‫انگار علیلم

11:39.021 --> 11:41.341
‫- واسه این زنگ زدی اورژانس؟
‫- یادم نمیاد

11:41.421 --> 11:44.021
‫- ایلسا؟
‫- شاید زنگ زده باشم

11:45.101 --> 11:46.381
‫اینجاست؟

11:46.461 --> 11:49.061
‫می‌دونی که حضور اون پسر
‫برات خطرناکـه

11:49.141 --> 11:50.621
‫اون پسر نیست

11:50.701 --> 11:53.421
‫سؤال مهم‌تر؛ کار اونـه؟

11:53.501 --> 11:54.581
‫اگه باشه،

11:55.101 --> 11:57.341
‫خیال کردی بعد از بلایی که
‫سر اون یکی پسرم آوردید،

11:57.421 --> 11:59.141
‫این پسرم رو به پلیس لو میدم؟

11:59.741 --> 12:00.901
‫بهش هشدار دادم

12:01.421 --> 12:04.861
‫براش توضیح دادم که اگه این اطراف گیرش بیارم
‫چه اتفاقی براش میفته

12:04.941 --> 12:06.701
‫کاملاً در جریان هشدارت هست

12:06.781 --> 12:11.461
‫خب، در جریان بودن که دلیل نمیشه
‫دست از پا خطا نکنه، نه؟

12:11.541 --> 12:12.941
‫اینجا نیست

12:14.101 --> 12:17.661
‫رفته خونه‌ی یه فاحشه‌ی درب‌وداغون توی لانگی

12:18.261 --> 12:20.381
‫عه؟ یعنی تنهای تنهایی؟

12:20.461 --> 12:21.581
‫شاتگانم پیشمـه

12:22.301 --> 12:24.701
‫جز اون،
‫فقط خودمم و خرابکاری پرنده‌ها

12:24.781 --> 12:28.381
‫بهرحال، بیشتر میام این طرف‌ها

12:29.501 --> 12:31.381
‫موردی نداره، جان

12:33.501 --> 12:36.181
‫تو برام نامه بیار،
‫من هم چایی دم می‌کنم، خب؟

13:17.261 --> 13:19.021
‫اورژانس، کدوم بخش؟

13:26.501 --> 13:28.181
‫شروع به گرم شدن می‌کنه

13:35.061 --> 13:36.741
‫اورژانس، کدوم بخش؟

14:26.341 --> 14:28.341
‫« فشار »

14:37.821 --> 14:39.141
‫چرا اینقدر گرمـه؟

14:40.261 --> 14:43.381
‫همزمان با افزایش فشار
‫در محفظه‌ی هایپرباریک،

14:43.461 --> 14:45.461
‫دمای آن نیز افزایش می‌یابد

14:45.541 --> 14:49.661
‫در فشار پنج اتمسفر،
‫معادل قرارگیری در عمق پنجاه متری زیر آب،

14:49.741 --> 14:54.661
‫دمای داخل محفظه به
‫حدود ۳۲ درجه‌ی سانتیگراد،

14:54.741 --> 14:57.301
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت، می‌رسد

14:58.301 --> 15:01.661
‫بدین معنا که با افزایش فشار و عمق،
‫دمای محفظه افزایش می‌یابد

15:03.181 --> 15:07.701
‫با افزایش غلظت اکسیژن،
‫فرآیند تنفس دشوار می‌گردد

15:08.981 --> 15:14.301
‫این وضعیت می‌تواند
‫منجر به پدیده‌ی هایپراوکسی یا...
‫(فزونی اکسیژن)

15:14.381 --> 15:15.381
‫کمک

15:16.861 --> 15:18.341
‫کمک، کمک!

15:18.861 --> 15:20.061
‫کمکم کن!

15:20.741 --> 15:23.301
‫کمکم کن، کمک!

15:23.981 --> 15:24.981
‫کمکم کنید!

15:25.061 --> 15:26.541
‫...و اختلالات بینایی است

15:26.621 --> 15:28.461
‫من... من مریت لینگارد هستم

15:28.541 --> 15:29.741
‫تو رو خدا کمکم کنید!

15:29.821 --> 15:35.941
‫پسرجون، بگو که دارم خواب می‌بینم

15:36.701 --> 15:40.461
‫بگو که این مریت لینگارد کوفتی نیست

15:40.541 --> 15:41.501
‫بگو

15:43.741 --> 15:46.141
‫یادتـه چه قراری داشتیم؟

15:46.661 --> 15:49.061
‫اون همون حرومزاده‌ایـه که من رو دزدید!

15:49.661 --> 15:52.261
‫کمک! من رو بیار بیرون!

15:52.341 --> 15:55.701
‫تموم مدت اون تو بوده؟

15:55.781 --> 15:57.101
‫قضیه پیچیده‌ست

15:58.261 --> 16:00.501
‫همه چی دقیقاً اونطوری که...

16:01.421 --> 16:03.541
‫«از کشتی افتاد، جان!»

16:03.621 --> 16:05.701
‫«یه اتفاق بود، جان»

16:05.781 --> 16:07.781
‫«تقاص پس داد، جان»

16:08.821 --> 16:11.421
‫چهار سال هیچی به هیچی

16:11.501 --> 16:15.765
‫حالا هم هفته‌ی گذشته
‫پلیس دو دفعه از سرزمین اصلی اومده و

16:15.790 --> 16:17.821
‫سراغش رو از من می‌گیره

16:17.901 --> 16:18.981
‫به دادم برس!

16:19.061 --> 16:20.261
‫ای خدا!

16:23.221 --> 16:24.701
‫اون موقع با خودم می‌گفتم

16:25.741 --> 16:27.141
‫کاریـه که شده،

16:27.941 --> 16:30.621
‫اینکه جفت خانواده‌ها
‫به اندازه‌ی کافی زجر کشیدن

16:31.461 --> 16:36.821
‫چهار سال آزگار
‫توی این دستگاه بزرگ مزخرف

16:36.901 --> 16:38.341
‫نگهش داشتی

16:40.461 --> 16:42.181
‫چیکار کنم من حالا؟

16:43.301 --> 16:44.421
‫راهت رو بکش برو

16:44.501 --> 16:46.701
‫حقیقتاً بشین توی ماشینت و برو

16:47.581 --> 16:50.141
‫دفعه‌ی بعدی که میای اینجا،
‫دیگه نمی‌بینیش

16:50.741 --> 16:51.781
‫ما رو نمی‌بینی

16:52.461 --> 16:54.221
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم

16:55.541 --> 16:56.661
‫این دفعه نه

16:57.261 --> 16:59.861
‫پس... کارمون گره خورده

16:59.941 --> 17:01.021
‫ظاهراً

17:03.541 --> 17:04.741
‫ایلسا خبر داره تو...

17:51.141 --> 17:52.941
‫سلام، کلر. ویلیام

17:53.661 --> 17:56.541
‫- مرسی که اومدید
‫- پیامت خیلی مبهم بود

17:57.661 --> 17:58.661
‫خب...

17:59.381 --> 18:02.261
‫می‌خوایم... یه چیزی رو نشونتون بدیم

18:02.341 --> 18:03.341
‫بفرمایید

18:15.221 --> 18:17.021
‫ایشون...

18:17.101 --> 18:18.541
‫هری جنینگزه

18:18.621 --> 18:19.661
‫مریت از هری خوشش میومد

18:19.741 --> 18:21.301
‫به نظر بچه مثبت میاد

18:23.701 --> 18:24.701
‫همینطوری بود؟

18:28.501 --> 18:30.621
‫پس به نظرت چرا

18:31.461 --> 18:33.021
‫بهت حمله کرد؟

18:39.701 --> 18:42.901
‫...یه پاس سریع به...

18:46.781 --> 18:47.701
‫بابا؟

18:52.461 --> 18:53.341
‫آهای؟

19:27.661 --> 19:29.421
‫هری؟

19:29.501 --> 19:33.101
‫مأمور توی مور می‌گفت
‫هری زودجوش بود

19:33.181 --> 19:35.501
‫اینکه هری همیشه دعوا راه می‌انداخت

19:35.581 --> 19:36.941
‫مسئله اینجاست، ویلیام

19:37.021 --> 19:39.141
‫هری سابقه‌ی کیفری نداره

19:39.821 --> 19:40.821
‫هیچی

19:41.381 --> 19:45.221
‫ولی... لایل جنینگز داره

19:45.741 --> 19:48.821
‫لایل رو درست بعد از مرگ هری
‫فرستادن گادهیون

19:48.901 --> 19:50.981
‫درست بعد از حمله‌ای که به تو شد

19:51.541 --> 19:53.221
‫هری، چیکار می‌کنی؟

19:53.301 --> 19:54.741
‫واقعاً متأسفم

19:54.821 --> 19:56.061
‫نه!

20:00.421 --> 20:02.221
‫لایل!

20:02.301 --> 20:04.301
‫خیلی‌خب، بس کن!

20:04.381 --> 20:06.261
‫- به نظرم باید...
‫- بس کن!

20:10.021 --> 20:10.981
‫کافیـه!

20:11.061 --> 20:13.301
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

20:13.381 --> 20:16.181
‫فکر می‌کردم می‌خوای با خواهرش بری

20:16.261 --> 20:19.901
‫برو بیرون و بشین توی ماشین کوفتی

20:19.981 --> 20:22.341
‫خداتو شکر کن که اینجا بودم،
‫وگرنه الان مرده بودی

20:30.461 --> 20:31.541
‫لعنتی

20:50.781 --> 20:52.141
‫بسـه

20:52.741 --> 20:55.461
‫گفتم که مصاحبه‌ی کوتاهی بیش نیست و

20:55.541 --> 20:57.181
‫بعدش میریم خونه

20:57.261 --> 20:59.701
‫پس ایرادی نداره. پس ما...
‫میریم خونه دیگه

20:59.781 --> 21:02.181
‫نه، چیزی نیست.
‫کاریش نداشته باش. چیزی نیست.

21:02.701 --> 21:04.301
‫کاری به کارم نداره

21:05.061 --> 21:06.301
‫ترسیده

21:06.941 --> 21:09.781
‫توی کشتی هم که مریت رو زدی
‫همینطوری شد؟

21:10.501 --> 21:14.701
‫از روی ترس بود، نه عصبانیت.
‫چون دیدی لایل توی قایقـه.

21:17.741 --> 21:18.981
‫این آقا رو دیدی

21:21.701 --> 21:25.341
‫همون کسی که شب دزدی
‫توی خونه‌ات بود

21:26.021 --> 21:27.701
‫هری جنینگز بهت حمله‌ور نشد

21:27.781 --> 21:29.261
‫لایل جنینگز بود

21:32.821 --> 21:34.781
‫ممکنـه این هم لایل جنینگز باشه؟

21:55.301 --> 21:56.421
‫قضیه چی بود؟

21:56.941 --> 22:00.021
‫ویلیام لینگارد تأیید کرد
‫لایل جنینگز همونیـه که توی کشتی بود

22:00.101 --> 22:02.421
‫چطوری؟
‫خیال می‌کردم حرف نمی‌زنه

22:02.501 --> 22:04.781
‫- نقاشیش رو کشید
‫- کارل...

22:04.861 --> 22:07.701
‫- باید زنگ بزنی گارد ساحلی
‫- واسه‌ی چی؟

22:07.781 --> 22:08.861
‫برای اینکه ببرنمون مور

22:08.941 --> 22:11.741
‫تا بتونیم درباره‌ی محل احتمالی استقرار پسرش
‫با ایلسا جنینگز صحبت کنیم

22:11.821 --> 22:14.661
‫- عمراً زنگ بزنم گارد ساحلی
‫- پس بگو بالگرد بیاد

22:14.741 --> 22:17.541
‫بالـ... کشتی وامونده هست دیگه

22:17.621 --> 22:19.861
‫علناً گفتی می‌خوای
‫پرونده مجدد باز بشه

22:20.461 --> 22:22.301
‫من علناً گفتم؟

22:22.381 --> 22:24.421
‫حرفم اینـه که اون
‫حتماً خبردار شده ما دنبالشیم

22:24.501 --> 22:27.021
‫هر چی زودتر هم بفهمیم کجا قایم شده، بهتره

22:27.101 --> 22:28.101
‫خب برو پیداش کن

22:28.181 --> 22:31.701
‫ولی پیداش که کردی، دست نگهدار و
‫بگو نیروی کمکی بیاد. گرفتی؟

22:31.781 --> 22:32.821
‫قایقه چی؟

22:32.901 --> 22:37.981
‫باشه، کارل. میگم
‫یه قایق موتوری سازمانی بدن بهت

22:38.501 --> 22:40.181
‫قایق موتوری سازمانی هم داریم مگه؟

22:43.141 --> 22:44.181
‫گورت رو گم کن

22:44.861 --> 22:45.861
‫ممنون

22:46.901 --> 22:50.141
‫رز نمی‌تونه با مأمور کانینگهام
‫توی مور تماس بگیره

22:50.221 --> 22:51.741
‫یعنی چی که نمی‌تونه؟

22:51.821 --> 22:53.421
‫پسرش بهش گفته

22:53.501 --> 22:55.901
‫از دیروز صبحه که خبری ازش نیست

22:56.501 --> 22:58.061
‫پس نمی‌دونه داریم میریم سر وقتش

22:59.501 --> 23:00.501
‫چطور مگه؟

23:00.581 --> 23:03.221
‫اولین باری که اومدیم اینجا،
‫تو راجع‌به هری جنینگز پرسیدی

23:03.301 --> 23:04.421
‫آره

23:04.501 --> 23:06.941
‫کانینگهام کلاً اسمی از لایل نبرد،
‫به نظرم عجیب اومد

23:07.021 --> 23:10.101
‫- چرا حرف یکی‌شون رو کشید وسط و اون یکی رو نه؟
‫- من در مورد لایل نپرسیدم

23:10.181 --> 23:12.701
‫نه، ولی به هری گفت دردسرساز

23:12.781 --> 23:15.421
‫اینکه زودجوشـه و دعوایی

23:15.501 --> 23:18.701
‫دست‌کم هفته‌ای یه بار این بچه رو
‫از پسرهای توی مشروب‌فروشی جدا می‌کردم

23:18.781 --> 23:20.981
‫به نظر من تندخو بود

23:21.061 --> 23:24.021
‫ولی لایل رو بردن گادهیون، نه هری رو

23:24.541 --> 23:29.021
‫عمراً اگه آدمی مثل کانینگهام اقرار کنه که
‫با تعقیب آدم اشتباهی اون رو به کام مرگ کشونده

23:31.861 --> 23:34.661
‫به چشم خیلی‌ها،
‫حقیقت توی منافع‌شون خلاصه میشه

24:09.301 --> 24:11.021
‫می‌خوام از گادهیون بنویسم

24:11.101 --> 24:12.501
‫در مورد چیش؟

24:12.581 --> 24:16.061
‫- همه چیش. کل تجربیاتش
‫- اجازه‌ی من رو می‌خوای چیکار؟

24:16.141 --> 24:20.021
‫نیازی به اجازه‌ات ندارم، اما اگه
‫تو مشکلی نداشته باشی، حس بهتری دارم

24:20.101 --> 24:23.261
‫- چرا باید مشکلی داشته باشم؟
‫- به خاطر داستانی که پیش اومد

24:23.341 --> 24:25.861
‫- می‌خوام ازت معذرت‌خواهی کنم
‫- واسه‌ی چی؟

24:25.941 --> 24:27.181
‫به خاطر اون کارم، رفیق

24:27.781 --> 24:30.741
‫هر روز خدا گوشه‌ی ذهنمـه و
‫بدجور حالم گرفته‌ست

24:31.421 --> 24:35.301
‫یکی از دلایلی که اومدم ببینمت
‫اینـه که جبران کنم

24:35.381 --> 24:38.301
‫جبران کنی؟
‫نکنه تو تَرکی؟

24:38.381 --> 24:41.181
‫دیر یا زود باید تاوان کارهایی که
‫کردیم رو بدیم

24:41.781 --> 24:44.261
‫تو دومین کسی هستی که
‫توی این هفته داره این حرف رو می‌زنه

24:44.341 --> 24:46.421
‫خب، حقیقت داره و نوبت منـه

24:46.501 --> 24:48.741
‫- چطوری پیدام کردی؟
‫- فقط...

24:49.341 --> 24:50.341
‫کاری که لازم بود رو کردم

24:50.421 --> 24:55.421
‫چطوری این کارها رو می‌کنی... بدون اینکه گیر بیفتی؟

24:55.501 --> 24:56.861
‫منظورت چیـه؟

24:56.941 --> 24:59.541
‫چطوری به یکی نزدیک میشی تا
‫بتونی روش تحقیق کنی؟

24:59.621 --> 25:01.181
‫نکنه می‌خوای
‫زاغ سیاه کسی رو چوب بزنی؟

25:01.261 --> 25:03.581
‫نگو که می‌خوای باز راه بیفتی دنبال من

25:03.661 --> 25:04.661
‫نه

25:06.581 --> 25:08.021
‫شوخی می‌کنم، رفیق

25:09.021 --> 25:11.021
‫مهم‌ترین چیز برخورد اولـه

25:11.101 --> 25:13.141
‫جوری رفتار کن که
‫انگار مهم نیست چیزی بگن یا نه

25:13.221 --> 25:15.421
‫اعتماد به نفس داشته باش.
‫اینش یکمی سختـه.

25:15.501 --> 25:17.421
‫ولی باید فیلم بازی کنی

25:17.501 --> 25:19.141
‫می‌خوام یه چیزی بهت بدم

25:19.821 --> 25:23.261
‫شماره‌ی موبایلمـه.
‫هر چیزی لازم داشتی، زنگ بزن، خب؟

25:24.701 --> 25:25.701
‫باشه

25:27.261 --> 25:29.141
‫ما، گادهیونی‌ها
‫باید هوای همدیگه رو داشته باشیم، نه؟

25:29.221 --> 25:32.541
‫آره، صددرصد

25:33.461 --> 25:37.421
‫بهتره برگردم سر کارم.
‫مرسی که اومدی.

25:37.501 --> 25:38.341
‫آره

25:38.861 --> 25:41.381
‫یکی از همین روزها بریم صخره‌ی کولن

25:41.461 --> 25:43.061
‫عه؟ چی داره مگه؟

25:43.141 --> 25:45.301
‫معبدمـه. من کوهنوردم

25:45.381 --> 25:47.821
‫صخره‌نورد. تا حالا امتحانش کردی؟

25:47.901 --> 25:50.301
‫نه، پسر. از ارتفاع می‌ترسم

25:53.141 --> 25:54.621
‫شوخی می‌کنم، داداش

25:57.461 --> 26:00.141
‫ببین، مرسی که اینقدر خوب
‫با این قضیه کنار اومدی

26:00.741 --> 26:01.901
‫قربونت، سم

26:03.181 --> 26:04.741
‫- می‌بینمت دیگه؟
‫- آره

26:33.381 --> 26:36.621
‫خیلی‌خب، دوستان. بنشینید.
‫از جاتون تکون نخورید. شروع می‌کنیم.

27:43.859 --> 27:53.859
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

30:11.261 --> 30:14.421
‫همزمان با افزایش فشار
‫ در محفظه‌ی هایپرباریک،

30:14.501 --> 30:16.581
‫دمای آن نیز افزایش می‌یابد

30:16.661 --> 30:20.581
‫ در فشار پنج اتمسفر،
‫ معادل قرارگیری در عمق پنجاه متری زیر آب،

30:20.661 --> 30:25.741
‫دمای داخل محفظه به
‫ حدود ۳۲ درجه‌ی سانتیگراد،

30:25.821 --> 30:28.581
‫ یا ۹۰ درجه فارنهایت می‌رسد

30:28.661 --> 30:31.781
‫ بدین معنا که با افزایش فشار و عمق،
‫ دمای محفظه افزایش می‌یابد

30:32.301 --> 30:36.421
‫با افزایش غلظت اکسیژن،
‫ فرآیند تنفس دشوار می‌گردد

30:36.501 --> 30:40.461
‫ این وضعیت می‌تواند
‫ منجر به پدیده‌ی هایپراوکسی،
‫ (فزونی اکسیژن)

30:40.541 --> 30:44.181
‫یا بالا رفتن سطح دی‌اکسیدکربن
‫در سیستم تنفسی شود

30:44.261 --> 30:48.821
‫نشانه‌های بالینی شامل
‫لرزش، تعریق، اختلال در آگاهی،

30:48.901 --> 30:51.421
‫سردرد و اختلالات بینایی است

30:51.501 --> 30:53.341
‫یکم دیگه آب بهم می‌دید؟

30:54.261 --> 30:55.421
‫آب می‌خوام باز

31:01.621 --> 31:02.901
‫اون بالا چه خبره؟

31:02.981 --> 31:05.781
‫همه چی رو خاموش می‌کنم، جز دستگاه فشار

31:11.461 --> 31:13.621
‫آهای؟

33:23.741 --> 33:24.941
‫این پلاستیک

33:25.461 --> 33:28.261
‫با وجود این تَرک هم قویـه

33:30.301 --> 33:31.581
‫اختراع بابامـه

33:34.501 --> 33:36.661
‫پس عمراً اگه بتونی بشکونیش

33:36.741 --> 33:38.741
‫چرا باید شیشه رو بشکنم؟

33:39.261 --> 33:42.221
‫برای کاهش سریع فشار

33:44.021 --> 33:45.941
‫که خودت رو بکشی

33:46.741 --> 33:49.301
‫بلکه به تدریج با فشار به‌شدت بالا

33:49.381 --> 33:51.461
‫خفه نشی

33:54.101 --> 33:56.301
‫برو به جهنم، هرزه

34:00.261 --> 34:03.781
‫هری بهترین برادر دنیا بود

34:05.101 --> 34:06.381
‫می‌دونم

34:06.461 --> 34:08.861
‫ولی هری همیشه مراقب من بود

34:10.741 --> 34:13.461
‫بعدش نوبت به من رسید که
‫ازش مراقبت کنم

34:13.981 --> 34:14.981
‫من هم این کار رو کردم

34:15.661 --> 34:16.741
‫منظورت چیـه؟

34:17.261 --> 34:20.541
‫منظورم اینـه که نذاشتم
‫داداشت بلایی سر داداشم بیاره

34:22.661 --> 34:24.341
‫پس... ویلیام،

34:25.541 --> 34:26.821
‫کارِ تو بود

34:26.901 --> 34:28.581
‫نه بابا، نه، نه

34:28.661 --> 34:31.101
‫نه، کار تو بود. خودت

34:32.101 --> 34:35.341
‫تموم فکر و ذکر هری تو بودی

34:35.941 --> 34:39.901
‫اگه هیچوقت باهات آشنا نمی‌شد،
‫الان ما اینجا نبودیم، درست میگم؟

34:41.661 --> 34:45.381
‫پس تو مقصری، مریت و
‫گمونم خودت هم می‌دونی

34:46.421 --> 34:49.821
‫فکر کنم به خاطر همین هم بود که
‫برای مراسم خاکسپاریش اومدی

34:52.421 --> 34:55.421
‫الحق که هیچوقت هیچکس نمی‌تونه
‫از زیر جرمی که مرتکب شده قسر در بره

34:57.021 --> 34:58.421
‫مگه خودت همین رو نگفتی؟

35:00.301 --> 35:01.701
‫دیر یا زود،

35:02.541 --> 35:05.741
‫چوب هر کاری که کردی رو می‌خوری

35:27.861 --> 35:31.061
‫بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

35:31.141 --> 35:32.861
‫هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫مصون نیستن

35:33.381 --> 35:35.541
‫شاید از چنگ قانون فرار کنن،

35:35.621 --> 35:41.061
‫اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

35:43.061 --> 35:46.181
‫بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

35:46.261 --> 35:48.221
‫هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫مصون نیستن

35:48.301 --> 35:50.701
‫شاید از چنگ قانون فرار کنن،

35:50.781 --> 35:56.261
‫اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

35:57.701 --> 36:00.901
‫بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

36:00.981 --> 36:02.901
‫هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫مصون نیستن

36:05.941 --> 36:07.381
‫دستتـه؟

36:07.461 --> 36:10.901
‫نمی‌خوای بگی از کجا کپی پرونده‌ی
‫تخلفات نوجوانی لایل جنینگز رو گیر آوردی؟

36:10.981 --> 36:13.621
‫دو نسخه‌ست.
‫فقط درخواست دادم.

36:13.701 --> 36:14.901
‫دو دستی تقدیمت کردن؟

36:14.981 --> 36:17.701
‫به همون روشی که گفتی از بقیه
‫درخواست کنم، مطرحش کردم

36:17.781 --> 36:20.061
‫- به روش درست
‫- عه؟

36:20.141 --> 36:23.661
‫گفتم دستیارِ مویرام و
‫روی نسخه‌ی خودش قهوه ریخته

36:25.701 --> 36:28.341
‫باریکلا، دخترجون.
‫خیلی‌خب، بریم که شروع کنیم.

36:29.381 --> 36:32.621
‫می‌دونستی جزیره‌ی مور
‫یه زمانی اصلی‌ترین منطقه‌ی عملیاتی

36:32.701 --> 36:35.061
‫برای اکتشاف نفت دریای شمال بوده؟

36:35.141 --> 36:36.941
‫نمی‌دونستم

36:37.741 --> 36:40.741
‫بعلاوه‌ی اینکه نزدیک به یک میلیارد پوند
‫اینجا سرمایه‌گذاری شده

36:40.821 --> 36:43.141
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- ویکیپدیا

36:43.821 --> 36:45.701
‫تصور کن این همه امید و آرزو،

36:45.781 --> 36:48.461
‫آینده‌ای که در پیش داری رو...

36:48.541 --> 36:51.421
‫درست لحظه‌ی آخر
‫توی یه چشم به هم زدن از چنگت در بیارن

36:52.181 --> 36:54.701
‫واقعاً می‌تونه آدم رو کفری کنه

36:54.781 --> 36:57.101
‫باعث بشه دست به کارهایی بزنن که
‫توی ذات‌شون نیست

36:57.181 --> 36:59.741
‫اکثریت مردم سر هیچ و پوچ
‫جوش میارن

36:59.821 --> 37:00.941
‫مثلاً خودت

37:01.541 --> 37:02.581
‫باریکلا

37:02.661 --> 37:06.821
‫خانمم همیشه می‌گفت
‫بهترین جواب در قبال عصبانیت، سکوتـه

37:06.901 --> 37:08.381
‫مشتاقم خانمت رو ببینم

37:10.061 --> 37:11.301
‫خانمم مُرده

37:12.061 --> 37:12.941
‫از کِی؟

37:13.021 --> 37:14.941
‫از همون موقعی که
‫توی سوریه فوت کرد

37:15.021 --> 37:17.021
‫- بهت که گفته بودم
‫- اگه می‌گفتی، یادم می‌موند

37:17.101 --> 37:19.101
‫- نه که خیلی رحم و مروت سرت میشه
‫- باشه

37:19.181 --> 37:22.341
‫گفتم که باید مراقب دخترها باشم،
‫مسئولیت‌شون به گردن منـه

37:22.421 --> 37:25.101
‫گاهی اوقات هم دیر می‌کنم یا
‫حتی ممکنه نتونم بیام

37:25.621 --> 37:28.181
‫گمونم برگشتی گفتی به یه وَرم

37:28.261 --> 37:31.941
‫آخه از کجای این جمله باید می‌فهمیدم
‫زنت... مُرده؟

37:32.901 --> 37:35.661
‫گفتی اومدی اینجا چون دکترلازم بودن

37:36.181 --> 37:37.221
‫درستـه

37:37.741 --> 37:40.541
‫دوست داشت دخترهامون هم
‫عین خودش پزشکی بخونن

37:42.181 --> 37:44.301
‫ولی هیچکدوم توی علوم خوب نیستن

37:45.701 --> 37:47.901
‫دختر کوچیکه‌ام، مینا، می‌خواد

37:48.941 --> 37:50.061
‫تیک‌تاکر بشه

37:50.821 --> 37:51.861
‫چی شد که فوت کرد؟

37:55.381 --> 37:57.341
‫آدم اشتباهی رو عمل کرد

38:01.141 --> 38:04.301
‫ظاهراً زندگی لایل،
‫درست بعد از مرگ برادرش

38:04.381 --> 38:05.781
‫به قهقهرا رفت

38:05.861 --> 38:08.181
‫نمی‌دونم.
‫گزارش ارزیابی روانش رو خوندی؟

38:10.101 --> 38:13.421
‫«در سن هشت سالگی، لایل جنینگز
‫به جرم قتل سگ همسایه به این علت که

38:13.501 --> 38:15.421
‫در راهپیمایی تعطیلات به وی پارس کرد،
‫دستگیر شد.»

38:15.501 --> 38:17.941
‫«لام‌ج مظنون چندین پرونده‌ی
‫قتل حیوانات دیگر هم بوده

38:18.021 --> 38:20.301
‫اما هرگز دستگیر نشد و
‫در هیچ یک از جلسات ارزیابی روانی نیز

38:20.381 --> 38:22.101
‫به این موضوع اقرار نکرد.»

38:22.181 --> 38:24.021
‫«لام‌جی به متخصص معرفی شد.»

38:24.101 --> 38:26.301
‫انگار لایل از همون بچگی مشکل داشت

38:26.381 --> 38:29.661
‫اولین بار به خاطر تعقیب یکی از
‫پسرهای مدرسه فرستادنش گادهیون

38:29.741 --> 38:33.781
‫پدرومادر اون بچه وقتی پیداش کردن که
‫کنار تخت اون بچه روی زمین خوابیده بود

38:33.861 --> 38:36.541
‫نصفه‌شب دزدکی از پنجره رفته بود داخل.
‫۱۲‏ سالش بیشتر نبود.

39:04.461 --> 39:05.861
‫این بوی چیـه؟

39:06.661 --> 39:07.941
‫ناامیدی

39:08.021 --> 39:10.181
‫«مادر لایل جنینگز، ایلسا جنینگز،

39:10.261 --> 39:13.261
‫به مدت ۱۹ ماه پس از مرگ همسرش،
‫به اجبار

39:13.341 --> 39:15.221
‫در بخش روانپزشکی بستری شد و

39:15.301 --> 39:18.061
‫لام‌جی و برادرش را
‫در خانه تنها گذاشت.»

39:18.141 --> 39:19.821
‫دل تو دلم نیست پرونده‌ی این رو ببینم

39:19.901 --> 39:22.301
‫- کجا نوشته؟
‫- صفحه‌ی ۲۳

39:23.141 --> 39:24.421
‫یه ارزیابی دیگه‌ست

39:24.501 --> 39:25.341
‫«ایلسا جنینگیز،

39:25.421 --> 39:28.421
‫به منظور تنبیه،
‫لایل و برادرش بزرگ‌ترش را مرتباً

39:28.501 --> 39:31.101
‫به مدت طولانی داخل محفظه‌ی
‫هایپرباریک واقع در مِلک شوربرد

39:31.181 --> 39:32.661
‫محبوس می‌کرد.»

39:32.741 --> 39:35.701
‫«لام‌جی هیچگونه احساسات منفی
‫نسبت به این تنبیه‌ها نداشت.»

39:35.781 --> 39:37.461
‫«بلکه معتقد بود کاملاً طبیعی است.»

39:57.661 --> 39:59.261
‫ظاهراً عجله‌ای رفته

40:02.541 --> 40:06.421
‫انگار بعد مرگ هری،
‫به‌کل کنترلش رو از دست داده

40:06.501 --> 40:07.541
‫«به گفته‌ی لایل،

40:08.061 --> 40:11.941
‫رفتار ایلسا پس از مرگ برادرش بدتر شد.»

40:12.021 --> 40:14.181
‫«پس از غیبتی طولانی از مدرسه،

40:14.261 --> 40:16.541
‫پلیس به مِلک مراجعه کرد و

40:16.621 --> 40:18.621
‫از حقیقت امر سر در آورد و

40:18.701 --> 40:20.421
‫در نتیجه بستری شد.»

40:20.941 --> 40:25.741
‫پدرشون، کلایو جنینگز، به خاطر آتیش‌سوزی
‫به دلیل سیگار کشیدن توی تخت فوت کرد

40:25.821 --> 40:28.141
‫لایل ۱۴ ساله تنها کسی بود که
‫اونجا زندگی می‌کرد

40:28.221 --> 40:30.981
‫یعنی به نظرت لایل ۱۴ ساله
‫زد پدرش رو کشت؟

40:31.061 --> 40:31.981
‫اینجوری که خیلی خفن میشه

40:35.701 --> 40:39.661
‫مویرا تاکید کرد
‫دست به همچین کاری نزنی

40:39.741 --> 40:41.901
‫گفت اگه لایل رو پیدا کردیم
‫نریم تو

40:41.981 --> 40:44.981
‫اگه یه سرنخ درست‌وحسابی پیدا کنیم،
‫خیلی راحت‌تر میشه

40:45.061 --> 40:47.061
‫- پس...
‫- یعنی بدون حکم می‌خوای این کار رو بکنی؟

40:47.141 --> 40:49.061
‫- با خودت حکم آوردی؟
‫- نه

40:49.141 --> 40:51.261
‫پس آره، می‌خوام بدون حکم برم داخل

40:51.341 --> 40:53.501
‫اون هم بدون تو که چیزیت نشه

40:55.061 --> 40:57.261
‫سیستم‌های اقیانوس شوربرد

40:57.341 --> 40:58.341
‫چی هست؟

40:58.861 --> 41:02.301
‫شغل باباشونـه.
‫سیستم‌های اقیانوسی شوربرد.

41:03.181 --> 41:04.181
‫«سین، الف، شین»
‫(به معنای کمک)

41:11.061 --> 41:13.381
‫می‌خوای برات بازش کنم؟

41:14.701 --> 41:16.421
‫- بله بی‌زحمت
‫- یه لحظه

41:16.501 --> 41:17.941
‫«در ۱۵ سالگی،

41:18.021 --> 41:20.421
‫لایل جنینگز متهم شد به اینکه
‫یک پسر دیگر را به اجبار

41:20.501 --> 41:22.901
‫به درون محفظه‌ی کاهش فشار
‫واقع در ملک مذکور فرستاده است.»

41:22.981 --> 41:25.901
‫«سپس یواشکی به بیرون رفت و
‫آن پسر را در محفظه تنها گذاشت.»

41:25.981 --> 41:28.101
‫- هاردی...
‫- وایسا. بقیه‌اش رو بخون

41:28.181 --> 41:30.181
‫«لایل فشار را افزایش می‌داد

41:30.261 --> 41:33.581
‫برای اینکه ببینید آیا بالاخره
‫آن پسر هوشیاری خود را از دست می‌دهد یا خیر،

41:33.661 --> 41:35.341
‫که در پایان پلیس محلی وی را پیدا کرد.»

41:35.421 --> 41:38.621
‫«این اتفاق مدت کوتاهی
‫پس از بستری شدن مادرش رخ داد.»

41:39.341 --> 41:43.141
‫یعنی لایل جنینگز یکی رو دزدیده و
‫انداخته توی محفظه هایپرباریک؟

41:43.221 --> 41:44.901
‫نوشته مجبور کرده، ندزدیده

41:44.981 --> 41:46.541
‫باز هم خیلی عجیبـه که

41:46.621 --> 41:49.301
‫یه بچه‌ی دیگه رو فرستاده جایی که
‫خودش زندانی بوده

41:49.381 --> 41:50.461
‫عجیب نیست

41:51.901 --> 41:53.061
‫بیمارگونه‌ست

41:59.021 --> 42:00.701
‫- رز؟
‫- خونه‌ی جنینگزهایید؟

42:00.781 --> 42:01.861
‫چطور مگه؟

42:01.941 --> 42:05.821
‫قبلاً لایل جنینگز یه بچه‌ای رو
‫به مدت سه روز توی محفظه‌ی هایپرباریک حبس کرده بود

42:05.901 --> 42:06.901
‫کارل

42:08.541 --> 42:09.421
‫کِی؟

42:09.941 --> 42:11.981
‫- توی ۱۵ سالگیش
‫- پونزده سالگی؟

42:12.061 --> 42:13.941
‫امکانش هست همچین بلایی
‫سر مریت هم آورده باشه

42:14.021 --> 42:16.381
‫خودت گفتی توی ساختمون رو گشتی و
‫چیزی پیدا نکردی

42:16.461 --> 42:18.421
‫من فقط یکیشون رو بررسی کردم

42:18.941 --> 42:21.261
‫اون یکی دیگه به خاطر
‫دستورالعمل‌های مواد خطرناک

42:21.341 --> 42:22.341
‫پلمب شده بود

42:22.421 --> 42:24.101
‫چجور مواد خطرناکی؟

42:24.181 --> 42:26.581
‫کالین می‌گفت چند وقتی میشه که
‫آژانس محیط‌زیست پلمبش کرده

42:26.661 --> 42:28.381
‫چند وقت پیش؟

42:28.461 --> 42:29.541
‫چیزی نگفت

42:32.741 --> 42:34.221
‫بهش زنگ بزن بپرس

43:07.981 --> 43:11.021
‫حالا چی میگی؟
‫جا زدن نداریم ما، حرومی

43:30.941 --> 43:32.301
‫عه، پیداش کردم

43:31.901 --> 43:32.741
‫« سیستم اقیانوس شوربرد »

43:43.701 --> 43:45.861
‫بله؟

43:45.941 --> 43:49.461
‫کالین گفت حدوداً چهار سال پیش
‫اینجا رو منطقه‌ی خطرناک اعلام کردن

43:49.541 --> 43:51.461
‫دقیقاً همین رو گفت؟ چهار سال؟

43:51.541 --> 43:52.941
‫جالبـه، نه؟

43:53.461 --> 43:56.981
‫خیلی. خب، منتظر باشید که
‫میریم یه نگاهی بندازیم

43:57.061 --> 43:58.061
‫کارل،

43:58.141 --> 44:01.741
‫این هم گفت که تنها بدون افسر اداره
‫وارد محوطه نشیم

44:01.821 --> 44:03.421
‫بهش بگو اینجا صحنه‌ی جرم نیست و

44:03.501 --> 44:05.741
‫افسرهای اداره‌اش رو بکنه تو کونش

44:05.821 --> 44:07.061
‫من که نمیگم

44:07.141 --> 44:08.461
‫خبری از پدرش شد؟

44:08.541 --> 44:11.501
‫نه، نه هنوز، ولی هر ده دقیقه بهش زنگ می‌زنه

44:11.581 --> 44:13.541
‫- خیلی‌خب
‫- کارل...

44:15.541 --> 44:16.621
‫صحنه‌ی جرمـه یعنی؟

44:17.621 --> 44:18.901
‫خبرت می‌کنم

44:19.621 --> 44:21.221
‫مراقب مواد سمی باش

44:26.901 --> 44:28.381
‫« محفظه‌ی هایپرباریک »

44:43.501 --> 44:45.861
‫« خطر »
‫« پسماند خطرناک؛ ورود ممنوع »

44:45.901 --> 44:46.781
‫بله

44:53.181 --> 44:54.301
‫ردیفـه

45:32.661 --> 45:33.661
‫اون چیـه؟

45:34.261 --> 45:38.861
‫یه آشغالیـه واسه‌ی حفاری و
‫اکتشاف توی اعماق دریا

45:39.661 --> 45:41.221
‫منیفولد حفاری رو نمیگم

45:42.461 --> 45:43.461
‫اون

46:32.861 --> 46:34.861
‫کالین کانینگهامـه، پسرش

47:03.421 --> 47:04.901
‫« سیستم اقیانوس شوربرد »

47:59.661 --> 48:00.741
‫یا خدا

48:00.821 --> 48:02.141
‫پخش زنده‌ست؟

48:02.661 --> 48:03.861
‫گمون کنم

48:06.061 --> 48:08.581
‫تصویر هر جایی که هست،
‫ازمون دور نیست

48:08.661 --> 48:10.741
‫چون این آنتن‌ها به دردِ...

48:12.021 --> 48:13.381
‫فواصل طولانی نمی‌خورن

48:17.421 --> 48:18.341
‫کارل

48:18.421 --> 48:19.941
‫سلام به همه

48:20.021 --> 48:21.941
‫- کارل!
‫- یه درِ دیگه اینجاست

48:29.581 --> 48:32.501
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

48:32.581 --> 48:35.981
‫به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

48:36.501 --> 48:39.941
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

48:40.021 --> 48:41.981
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

48:42.861 --> 48:44.421
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

48:44.501 --> 48:49.741
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

48:49.821 --> 48:50.821
‫آهای؟

48:54.221 --> 48:57.421
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

48:58.021 --> 49:00.141
‫صدام رو می‌شنوید؟

49:00.861 --> 49:01.981
‫آهای؟

49:07.981 --> 49:08.981
‫مریت!

49:11.621 --> 49:12.701
‫مریت!

49:13.501 --> 49:16.621
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

49:16.701 --> 49:18.701
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

49:19.421 --> 49:21.261
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

49:21.341 --> 49:25.021
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

49:25.621 --> 49:26.781
‫می‌دونستم

49:32.821 --> 49:35.901
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

49:35.981 --> 49:37.901
‫ هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

49:38.581 --> 49:40.381
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

49:40.461 --> 49:43.861
‫ اما به واسطه‌ی عذاب‌وجدان، سرنوشت...

49:43.941 --> 49:45.941
‫آخه چطوری این وامونده رو خاموشش کنیم؟

49:46.021 --> 49:48.301
‫...به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

49:50.781 --> 49:54.221
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

49:58.981 --> 50:01.941
‫اون طرف

50:02.021 --> 50:06.101
‫...اما دیر یا زود، به نحوی
‫به سزای اعمالشون می‌رسن

50:09.741 --> 50:13.221
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

50:13.301 --> 50:14.301
‫لعنتی

50:15.261 --> 50:17.421
‫ شاید از چنگ قانون فرار کنن،

50:17.501 --> 50:21.701
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات...

50:21.781 --> 50:25.181
‫ اما دیر یا زود، به نحوی
‫به سزای اعمالشون می‌رسن

50:27.381 --> 50:29.061
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که...

50:31.821 --> 50:34.861
‫ همزمان با افزایش فشار
‫  در محفظه‌ی هایپرباریک،

50:34.941 --> 50:37.061
‫ دمای آن نیز افزایش می‌یابد

50:37.141 --> 50:40.981
‫ در فشار پنج اتمسفر،
‫  معادل قرارگیری در عمق پنجاه متری زیر آب،

50:41.061 --> 50:42.941
‫ دمای داخل محفظه به

50:44.461 --> 50:49.021
‫حدود ۳۲ درجه‌ی سانتیگراد
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت می‌رسد

50:49.101 --> 50:52.621
‫بدین معنا که با افزایش فشار و عمق،
‫دمای محفظه افزایش می‌یابد

50:52.701 --> 50:57.061
‫ با افزایش غلظت اکسیژن،
‫  فرآیند تنفس دشوار می‌گردد

50:57.141 --> 50:59.621
‫این وضعیت می‌تواند منجر به...

51:01.501 --> 51:04.381
‫- جلوی چشممـه
‫- توی محفظه‌ست؟

51:04.461 --> 51:06.581
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫چطوری درش بیاریم

51:06.661 --> 51:08.461
‫به چیزی دست نزنید. یه لحظه وایسید

51:08.541 --> 51:11.941
‫- نمی‌ذاریم بمیره. تازه پیداش کردیم
‫- دست به چیزی نزنید

51:12.021 --> 51:14.061
‫اگه بازش کنید،
‫احتمال داره در هر صورت بمیره

51:14.941 --> 51:17.301
‫فشار محیط اطرافش معادل چند اتمسفره؟

51:17.981 --> 51:21.941
‫بیرون محفظه‌ی هایپرباریک پایین،
‫شیش‌تا بود و

51:22.021 --> 51:25.381
‫الان روی هفت و نیمـه،
‫پس فشار داره میره بالا

51:25.461 --> 51:27.861
‫روی نُه اتمسفر،
‫اکسیژن سمی میشه

51:27.941 --> 51:29.221
‫باید یه کاری کنید

51:29.301 --> 51:31.741
‫یعنی اگه ولش کنیم هم می‌میره،
‫اگه بیاریمش بیرون هم می‌میره

51:31.821 --> 51:35.381
‫- چه گوهی بخوریم ما؟
‫- باید فشار رو پایدار کنید

51:35.461 --> 51:38.541
‫ثابت که بشه،
‫اینج نوشته نیروی دریایی یا گارد ساحلی

51:38.621 --> 51:40.901
‫می‌تونن با یه برانکارد هایپرباریک
‫بیارنش بیرون

51:40.981 --> 51:43.181
‫- چی هست؟
‫- یه مدل قابل حمل از اون محفظه

51:43.261 --> 51:44.781
‫پس حتی اگه فشار افت کنه،

51:44.861 --> 51:47.101
‫اگه بذاریش توی یکی از اونها،
‫یه راه چاره داری

51:47.181 --> 51:49.181
‫- چی؟ چقدر؟
‫- شاید یه ربع

51:49.261 --> 51:50.621
‫یه ربع، خیلی‌خب

51:50.701 --> 51:53.061
‫بگرد دنبال یه چیزی که
‫فشار رو تنظیم می‌کنه

51:53.141 --> 51:54.981
‫کلی چیز داره که
‫میشه باهاش فشار رو تنظیم کرد

51:55.061 --> 51:57.301
‫بالان؟
‫ شبیه اهرمـه

51:57.381 --> 51:59.501
‫ای خدا، میشه خاموشش کنی؟

51:59.581 --> 52:02.341
‫همزمان با افزایش فشار
‫در محفظه‌ی هایپرباریک...

52:02.421 --> 52:03.861
‫فکر کنم یه چیزی پیدا کردیم

52:06.101 --> 52:06.941
‫اسلحه!

52:17.501 --> 52:20.621
‫ بنده عمیقاً معتقدم اونهایی که
‫ مرتکب جرایم خشونت‌آمیز میشن،

52:20.701 --> 52:22.701
‫هرگز از عواقب اعمال‌شون
‫ مصون نیستن

52:23.541 --> 52:25.181
‫شاید از چنگ قانون فرار کنن،

52:25.261 --> 52:29.341
‫ اما دیر یا زود، به واسطه‌ی
‫ عذاب‌وجدان، سرنوشت، یا کائنات

52:29.421 --> 52:32.061
‫به نحوی به سزای اعمالشون می‌رسن

52:33.301 --> 52:34.141
‫کارل!

52:57.461 --> 52:58.861
‫اونجا چه خبره، رفیق؟

53:14.701 --> 53:15.701
‫آهای!

53:15.781 --> 53:17.661
‫هی، مرتیکه!

53:27.301 --> 53:29.741
‫کارل؟

53:31.541 --> 53:32.541
‫لعنتی

54:03.021 --> 54:04.301
‫ما خوبیم

54:04.381 --> 54:06.381
‫وای، حرومزاده، ای حرومی

54:32.421 --> 54:33.541
‫مریت،

54:35.101 --> 54:36.301
‫من اکرم هستم

54:37.901 --> 54:39.701
‫می‌خوایم ببریمت خونه

58:07.541 --> 58:09.741
‫یا خدا

58:34.061 --> 58:36.581
‫انگار وقتی شروع می‌کنی،
‫دیگه ول‌کُنش نیستی

58:36.661 --> 58:39.661
‫آره، آره. عینهو کوک یا بادوم‌زمینی بو داده

58:39.741 --> 58:41.301
‫ای خدا

58:42.301 --> 58:44.581
‫- خیلی‌خب، کارل؟
‫- سلام

58:47.741 --> 58:50.421
‫خب، اگه می‌دونستم جمع‌تون جمعـه...

58:51.701 --> 58:55.061
‫- توی لیوان بشاشم؟
‫- اگه همیشه اونجا می‌شاشی، عیب نداره

58:55.861 --> 58:58.301
‫- دستت چی شده؟
‫- باز تیر خوردی؟

58:58.901 --> 58:59.741
‫جالبـه که...

59:00.541 --> 59:01.461
‫نه

59:02.101 --> 59:03.661
‫ساچمه‌ایـه. چیزی نیست

59:03.741 --> 59:06.221
‫مطمئنم خبرش پخش میشه

59:11.261 --> 59:12.421
‫دارید تلافی می‌کنید، نه؟

59:12.501 --> 59:15.781
‫تو مال من رو دیدی.
‫پس من هم باید مال تو رو ببینم.

59:15.861 --> 59:19.821
‫- حرف من هم همینـه
‫- راستش خیلی هم قشنگـه

59:19.901 --> 59:22.821
‫- ربطی به من نداره
‫- مشخصـه

59:22.901 --> 59:26.381
‫- کارل، دستت چی شد؟
‫- امشب پلیس‌بازی در آوردم

59:27.661 --> 59:29.261
‫بعد از مدت‌ها

59:30.261 --> 59:33.021
‫- یعنی چی آخه؟
‫- میشه بذاریمش واسه فردا؟

59:33.101 --> 59:36.621
‫می‌شینیم قشنگ مُفصل حرف می‌زنیم.
‫با تموم جزئیات وحشتناکش.

59:36.701 --> 59:38.741
‫بیا

59:39.421 --> 59:40.421
‫ممنون

59:43.061 --> 59:44.581
‫تولد ویمبلدون؟

59:45.581 --> 59:47.981
‫فقط می‌خواستم بذارمشون دم در

59:48.941 --> 59:50.741
‫حالا این شد مهمونی

59:50.821 --> 59:53.701
‫هوم؟

59:53.781 --> 59:55.181
‫جونم!

59:55.821 --> 59:58.941
‫خیلی‌خب. حالا که تا اینجا اومدیم...

01:00:04.901 --> 01:00:06.796
‫« سه ماه بعد »

01:00:06.821 --> 01:00:09.181
‫فقط می‌خواستم شخصاً ازت تشکر کنم

01:00:09.701 --> 01:00:12.261
‫بهم گفتن تو بودی که
‫پیگیر بازگشایی پرونده بودی

01:00:12.341 --> 01:00:14.741
‫اگه این کار رو نمی‌کردی...

01:00:14.821 --> 01:00:17.781
‫کار تیمی بود

01:00:17.861 --> 01:00:19.421
‫از همه تشکر کردم

01:00:20.341 --> 01:00:23.541
‫از همه به جز کارآگاه مورک.
‫امیدوار بودم اینجا باشه.

01:00:24.141 --> 01:00:27.021
‫- ندیدیش؟
‫- نه هنوز، ولی دلم می‌خواد ببینمش

01:00:27.101 --> 01:00:29.261
‫کارآگاه مورک چند وقتی رفته مرخصی

01:00:29.981 --> 01:00:31.261
‫تا کِی؟

01:00:31.341 --> 01:00:33.581
‫وقتی پای کارل وسط باشه،
‫فقط خدا می‌دونه

01:00:34.261 --> 01:00:35.701
‫خیلی‌خب، متوجهم

01:00:36.661 --> 01:00:40.421
‫خودم هم دارم از اینجا میرم.
‫حالا معلوم نیست تا کِی.

01:00:40.501 --> 01:00:41.901
‫کجا میری؟

01:00:42.541 --> 01:00:45.261
‫می‌خوام ویلیام رو ببرم خونه، مور

01:00:45.861 --> 01:00:47.421
‫یه چند وقت پیش بابام بمونم

01:00:48.141 --> 01:00:51.821
‫با هم حرف زدیم، ولی هنوز
‫کلی حرف نگفته داریم

01:00:51.901 --> 01:00:53.381
‫معمولاً همینطوره

01:00:53.461 --> 01:00:55.861
‫باز هم ممنون بابت همه چی

01:00:56.461 --> 01:00:59.701
‫موفق باشی، مریت. امیدوارم توی مور
‫چیزی که دنبالشی رو پیدا کنی

01:01:04.541 --> 01:01:08.101
‫خیلی ممنونم، خانم‌ها و آقایون.
‫فردا همگی‌تون رو می‌بینم.

01:01:08.181 --> 01:01:10.661
‫مارجری، صورت‌جلسه رو برام میاری؟

01:01:10.741 --> 01:01:12.341
‫- باشه
‫- ممنونم

01:01:33.941 --> 01:01:35.421
‫کارآگاه مورک

01:01:36.021 --> 01:01:37.181
‫دادستان کل

01:01:37.781 --> 01:01:39.261
‫قرار قبلی داشتیم؟

01:01:39.981 --> 01:01:41.581
‫مگه اینکه شما تعیین کرده باشید

01:01:41.661 --> 01:01:44.421
‫فقط می‌خواستم بگم
‫بابت اتفاقاتی که توی

01:01:44.941 --> 01:01:47.181
‫دادگاه گراهام فینج افتاد، گزارشت رو نمیدم

01:01:47.261 --> 01:01:51.541
‫البته، نمی‌تونم قول بدم کرستی اتکینز هم
‫به همین اندازه بخشنده باشه

01:01:52.141 --> 01:01:53.821
‫- اجازه هست؟
‫- چرا که نه

01:01:56.461 --> 01:01:59.181
‫تو کاری رو کردی که
‫هر پدری به خاطر بچه‌اش می‌کرد

01:02:01.101 --> 01:02:03.461
‫بعید می‌دونم هدفت تهمت زدن باشه

01:02:03.541 --> 01:02:08.341
‫الان بهترین کاری که ازت برمیاد
‫اینـه که خفه‌خون بگیری، بهم اعتماد کن

01:02:15.021 --> 01:02:16.541
‫بودجه‌ی من رو دو برابر می‌کنی،

01:02:16.621 --> 01:02:18.501
‫یا دقیق‌تر بگم،
‫پولی رو که در اصل

01:02:18.581 --> 01:02:21.461
‫برای بودجه‌ی من اختصاص داده شده رو
‫بهم میدی

01:02:21.541 --> 01:02:23.301
‫دیگه چه کاری از دستم بر میاد؟

01:02:23.381 --> 01:02:27.061
‫شک ندارم، دادستان کل،
‫با نفوذی که داری،

01:02:29.061 --> 01:02:32.741
‫می‌تونی یه گزینه‌ی شایسته رو
‫بی‌معطلی به درجه‌ی بازرسی برسونی

01:02:32.821 --> 01:02:35.101
‫گمونم منظورت همون آقای سوریـه که

01:02:35.181 --> 01:02:36.821
‫گفتی محافظِتـه

01:02:36.901 --> 01:02:39.261
‫ایشون یه پناهنده‌ی سیاسیـه که
‫به اینجا پناه آورده

01:02:39.341 --> 01:02:41.381
‫با اینکه دلم نمی‌خواد بگم،

01:02:42.741 --> 01:02:43.861
‫اما پلیس خوبیـه

01:02:43.941 --> 01:02:45.141
‫بهتر از خیلی‌هاست

01:02:46.341 --> 01:02:47.541
‫ببینم چیکار می‌تونم بکنم

01:02:47.621 --> 01:02:49.181
‫لطف می‌کنی

01:02:50.821 --> 01:02:51.821
‫ممنون

01:02:57.381 --> 01:02:58.501
‫آها، راستی...

01:03:00.501 --> 01:03:01.901
‫یه ماشین جدید هم می‌خوام

01:03:02.861 --> 01:03:06.101
‫نه یه ابوقراضه‌ی توقیفی یا
‫یه ماشین درب و داغون

01:03:07.061 --> 01:03:09.101
‫مدل خاصی مد نظرتـه؟

01:03:09.181 --> 01:03:10.181
‫نمی‌دونم

01:03:11.781 --> 01:03:12.981
‫خودت چی می‌رونی؟

01:03:13.701 --> 01:03:15.421
‫فورد مدلِ گوه نخور

01:04:43.901 --> 01:04:46.021
‫- ببخشید
‫- سلام، عیبی نداره

01:06:12.341 --> 01:06:13.501
‫عوضی

01:06:38.501 --> 01:06:39.501
‫هاردی

01:06:42.301 --> 01:06:46.381
‫کار و بارت که راست و ریس شد،
‫یه چیزی هست که می‌خوام ببینی

01:06:46.981 --> 01:06:49.101
‫- پرونده؟
‫- نه پس، پرنده‌ست

01:06:49.621 --> 01:06:50.981
‫بله که پرونده‌ست

01:06:52.301 --> 01:06:54.021
‫واسه من و کارلـه؟

01:06:54.981 --> 01:06:56.261
‫برای خودتـه

01:06:58.981 --> 01:07:00.021
‫برو دیگه

01:07:04.221 --> 01:07:14.221
‫ترجمه از iredprincess

01:07:22.971 --> 01:07:32.971
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:07:46.021 --> 01:07:47.061
‫هوی!

01:07:52.861 --> 01:07:54.181
‫داری چه گوهی می‌خوری؟!

01:07:54.205 --> 01:07:59.205
« پایان سریال »

01:07:59.230 --> 01:08:09.230
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
