WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:29.381 --> 00:30.381
‫مریت؟

00:32.421 --> 00:33.421
‫آهای؟

00:36.781 --> 00:40.221
‫مریت لینگارد، خودتی؟

00:40.821 --> 00:41.821
‫الان...

00:41.845 --> 00:51.845
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:55.621 --> 00:57.661
‫آهای؟

01:02.461 --> 01:03.501
‫هی!

01:06.541 --> 01:08.021
‫با تو هستم!

01:08.045 --> 01:18.045
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

01:35.501 --> 01:38.661
‫من مأمور دادگاهم.
‫می‌دونی معنیش چیه؟

01:39.421 --> 01:40.621
‫یعنی...

01:42.141 --> 01:45.821
‫تمام افسرهای پلیس کشور
‫الان دارن دنبالم می‌گردن

01:45.901 --> 01:48.941
‫خبر داری چقدر توی دردسر افتادی؟

01:49.021 --> 01:50.501
‫داداشم کجاست؟

01:51.141 --> 01:52.701
‫داداشم اینجاست؟

01:53.821 --> 01:55.461
‫داداشم رو گرفتی؟

01:56.501 --> 01:59.181
‫به خدا قسم اگه دستت بهش بخوره...

02:18.861 --> 02:22.021
‫♪ لا، لا، لا، لا ♪

02:22.621 --> 02:23.861
‫♪ لا، لا، لا ♪

02:24.461 --> 02:25.781
‫♪ لا، لا، لا ♪

02:26.381 --> 02:28.141
‫♪ لا، لا، لا ♪

02:33.021 --> 02:35.021
‫«بخش کیو»

02:42.341 --> 02:44.741
‫صد در صد که آزارم میده. صد در صد

02:44.821 --> 02:48.261
‫ولی بیشتر از اون، می‌دونی چیه؟
‫فقط... گیجم می‌کنه

02:48.981 --> 02:50.501
‫تاتی‌بای دیگه چه کوفتیه؟

02:50.581 --> 02:52.021
‫همون خدافظیه، کارل

02:52.101 --> 02:54.701
‫نیست. نه، نه، نه.
‫تاتی یعنی سیب‌زمینی

02:54.781 --> 02:57.021
‫سیب‌زمینی چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

02:57.101 --> 02:59.021
‫سیب‌زمینی غذاست لامصب

02:59.101 --> 03:02.061
‫چیریوز چه ربطی به خدافظی کردن داره؟

03:02.141 --> 03:04.661
‫چیریوز غلات صبحانه است

03:04.741 --> 03:06.181
‫داری شوخی می‌کنی. هورا

03:06.261 --> 03:09.901
‫نه، فقط دنبال یه لوله‌کشم.
‫آشنا سراغ داری؟

03:09.981 --> 03:11.541
‫حوزه تخصصی من نیست

03:11.621 --> 03:15.181
‫مال منم نیست، واسه همین
‫لازمه یه متخصص واقعی پیدا کنم

03:16.021 --> 03:19.021
‫اینقدر از اسکاتلند بدت میاد.
‫واسه چی اصلاً اومدی اینجا؟

03:19.101 --> 03:20.421
‫به خاطر ازدواج

03:20.501 --> 03:24.421
‫خب، حالا بالأخره می‌تونی بری.
‫استقلال کوفتی ما رو بهمون بدی

03:24.501 --> 03:26.981
‫چطوری قراره بهم کمک کنی، ها؟

03:27.061 --> 03:29.701
‫اگه ماشین ظرف‌شوییت خراب بشه،
‫زنگ می‌زنی لوله‌کش

03:31.421 --> 03:33.981
‫تو این سناریو، کارل، لوله‌کشت منم

03:34.061 --> 03:37.141
‫نصف عمرم با یه مشت آدم بی‌عرضه می‌گذره،

03:37.221 --> 03:40.261
‫نصف دیگه‌اش با یه نوجوون بداخلاق و پر از هورمون

03:40.341 --> 03:42.581
‫حتی بچه من نیست. اصلاً بچه من نیست

03:42.661 --> 03:45.821
‫تو قرعه‌کشی بزرگِ طلاق، یه‌جوری اون بهم افتاد،

03:45.901 --> 03:49.021
‫همراه با قاشق و چنگالی که خیلی کمتر از اون لازمه برق انداخته بشن

03:53.341 --> 03:55.821
‫- نمی‌دونستم پسر داری
‫- پسرناتنی

03:57.581 --> 03:58.821
‫حضانتش رو شریکید؟

03:58.901 --> 04:01.981
‫نه، نه. من خوش شانسم.
‫جاسپر کامل مال خودمه

04:03.661 --> 04:04.941
‫پیش مادرش نیست؟

04:05.021 --> 04:08.021
‫ویکتوریا خیلی به خاطر کار سفر می‌کنه

04:08.101 --> 04:10.541
‫گفت بهتره که جاسپر...

04:12.981 --> 04:16.661
‫...یه الگوی مرد قوی تو زندگیش داشته باشه، به قول خودش

04:16.741 --> 04:20.061
‫...توی این برهه حساس در رشدش

04:20.141 --> 04:21.221
‫وای

04:23.221 --> 04:25.941
‫باید بگم کارل، تعجب کردم

04:26.021 --> 04:28.421
‫- واسه چی؟
‫- علتی که نرفتی

04:29.021 --> 04:31.381
‫واسه تعهد بزرگی پا پیش گذاشتی

04:31.461 --> 04:33.101
‫نگران نباش. بابتش باهاش دعوا کردم

04:33.181 --> 04:34.221
‫اینم از این

04:34.301 --> 04:37.501
‫وقتش رسید که ببرمش خونه مادربزرگش.
‫گفتم...

04:38.501 --> 04:39.501
‫هوم..

04:40.501 --> 04:43.621
‫و نتونستم... نشد اونجا بذارمش.
‫نتونستم

04:44.221 --> 04:46.261
‫- چون بهش اهمیت میدی
‫- نه

04:46.341 --> 04:48.261
‫چون از اون پیر خرفت متنفرم

04:50.141 --> 04:51.261
‫جاسپر چند سالشه؟

04:51.341 --> 04:52.421
‫هفده

04:53.341 --> 04:54.501
‫«برو به درک. ولی جام رو توی تخت مرتب کن»

04:55.501 --> 04:56.541
‫ببخشید؟

04:56.621 --> 04:57.621
‫نوجوون‌ها رو میگم

04:58.541 --> 05:01.541
‫باید ازت متنفر باشن،
‫تا زمانش که رسید ولت کنن،

05:01.621 --> 05:04.581
‫ولی نمی‌خوان برن، پس همه رو روانی می‌کنن

05:04.661 --> 05:07.301
‫آره، کاملاً مطمئنم جاسپر اونقدرها در کشمکش نیست

05:07.381 --> 05:09.701
‫زندگیت خیلی شلوغ شده، کارل

05:09.781 --> 05:12.301
‫آره آره، می‌شه گفت، ریچل. آره، آره

05:12.381 --> 05:15.301
‫جای تعجبی نداره که توی پخش زنده دیوونه شدی

05:15.981 --> 05:18.821
‫ولی... وقت امروزمون تموم شد

05:20.421 --> 05:21.421
‫وای

05:22.461 --> 05:25.381
‫- حس می‌کنم خیلی پیشرفت داشتیم
‫- آها

05:25.461 --> 05:27.061
‫تاتی‌بای، کارل

05:30.621 --> 05:31.701
‫چیریو، ریچل

05:34.981 --> 05:38.021
‫باید دوباره بریم صحنه جرم رو ببینیم،
‫یه بار دیگه بگردیم

05:38.101 --> 05:39.981
‫حتماً یه چیزی رو از قلم انداختیم

05:40.461 --> 05:44.021
‫وقتی رفتی، یه صحبت دیگه هم با همسایه‌ها بکن

05:44.861 --> 05:46.381
‫باید یه چیزی یادشون باشه

05:55.021 --> 05:56.021
‫نباید اینجا باشی

05:56.101 --> 05:59.341
‫- چقدر گذشته؟ چهار ماه؟
‫- نمی‌تونم از پرونده صحبت کنم

05:59.421 --> 06:02.981
‫احترام حرفه‌ایه،
‫حتی اگه یکی‌مون حرفه‌ای باشه

06:03.061 --> 06:05.501
‫و فقط یکی‌مون واقعاً احترام سرش می‌شه

06:06.061 --> 06:07.061
‫خوب گفتی

06:08.221 --> 06:11.861
‫میگم مویرا تیم رو ببره یه جایی
‫که نتونی پیدامون کنی

06:11.941 --> 06:15.901
‫تو پیدا کردن این قلعه نازی‌های کوفتی موفق باشی.
‫اصلاً چطوره تبادل کنیم؟

06:15.981 --> 06:18.261
‫جای خفن ما در سیاهچاله‌ی متغییر مال تو،

06:18.341 --> 06:20.141
‫ما هم میایم این بالا توی نور

06:20.221 --> 06:22.541
‫اگه به این کارهات ادامه بدی،
‫ممکنه یکی فکر کنه

06:22.621 --> 06:24.661
‫می‌خوای تحقیقات رو خراب کنی

06:24.741 --> 06:26.261
‫راستش سعی دارم کمکت کنم

06:26.341 --> 06:28.941
‫فقط تو زیادی تزلزل شخصیتی داری که بپذیریش

06:29.021 --> 06:34.381
‫چطوره فقط بهم بگی چی فکر می‌کنی
‫به جای اینکه مثل همیشه کسشعر تفت بدی؟

06:36.621 --> 06:39.381
‫وقتی رسیدیم اونجا
‫تیرانداز داخل منتظر بوده

06:40.701 --> 06:44.861
‫به کارآگاه ویلسون و کارآگاه کلارک گفتی
‫که تیرانداز بیرون منتظر بوده

06:44.941 --> 06:48.541
‫- گفتم یکی بیرون منتظره
‫- کلمه تیرانداز رو به کار بردی

06:48.621 --> 06:51.061
‫اگه کسی می‌رفت داخل
‫صداش رو می‌شنیدیم یا می‌دیدیمش

06:51.141 --> 06:53.181
‫نه اگه از راه پشتی اومده باشه

06:53.261 --> 06:55.461
‫خصوصاً اگه از راه پشتی اومده باشه

06:55.541 --> 06:57.341
‫جلوش چندتا سطل‌زباله بوده

06:57.421 --> 06:58.741
‫چرا کسی باید این کار رو بکنه؟

06:58.821 --> 07:02.901
‫چون اکثر مردم توی اون فلت‌ها
‫اون فضا رو یه اتاق دیگه می‌کنن

07:03.421 --> 07:06.141
‫توش یه صندلی جلوی در بود

07:06.221 --> 07:08.621
‫هرکی اومده سطل‌ها رو جابجا کرده،

07:08.701 --> 07:10.421
‫در رو باز کرده و صندلی رو جابجا کرده

07:10.501 --> 07:12.941
‫اون همه کار رو انجام داده و ما نشنیدیم؟

07:13.021 --> 07:15.581
‫صندلی رو جابجا کردن
‫و سطل‌زباله‌ها رو چپه کرده بودن

07:15.661 --> 07:17.421
‫وقتی رسیدم هیچکدوم از این دو حالت نبود

07:17.501 --> 07:19.901
‫سطل‌ها و صندلی رو دیدم.
‫چرا؟ کار همینه

07:19.981 --> 07:22.341
‫جسد یه مدتی اونجا بوده

07:22.421 --> 07:25.141
‫دختره چند روزی ازش بی‌خبر بوده، آره؟

07:25.221 --> 07:29.021
‫پس... یکی شبونه توی خونه نشسته بوده،

07:29.101 --> 07:31.101
‫منتظرِ... چی؟

07:31.181 --> 07:32.181
‫نمی‌دونم

07:32.261 --> 07:35.661
‫منظورم اینه که بعد از تیراندازی
‫یکی از در پشتی رفته بیرون، نه داخل

07:35.741 --> 07:38.101
‫در ضمن، دوربین مداربسته یکی رو توی مک‌دونالد نشون میده

07:38.181 --> 07:41.141
‫حدود ۲۵ دقیقه قبل از شروع تیراندازی، آره؟

07:41.221 --> 07:43.421
‫اون رفته، بعد درست قبل از رسیدنت برگشته

07:44.021 --> 07:46.261
‫- چرا؟
‫- به گفته تو، تشنه‌اش شده

07:47.541 --> 07:50.141
‫لیوان اونجا بوده، در محل پارک فورد،

07:50.221 --> 07:53.701
‫نشون میده اونجا سیب‌زمینیش
‫و مک‌فلاریش رو خورده

07:53.781 --> 07:55.581
‫بسته به اینکه با چه سرعتی خورده،

07:55.661 --> 07:57.821
‫می‌شه ده دقیقه قبل از اینکه وارد فلت بشه

07:57.901 --> 08:01.381
‫ممکنه قبل از رسیدنت به موقع برگشته باشه
‫که دوباره وارد فلت بشه

08:01.461 --> 08:02.621
‫مسیر کوتاهیه

08:02.701 --> 08:04.461
‫بهتره باشه

08:04.541 --> 08:07.221
‫دوربین مداربسته نشون میده یکی با هودی و لباس مشکی

08:07.301 --> 08:08.981
‫درست بعد از ۱۰:۱۵ توی مک‌دونالد بوده

08:09.061 --> 08:11.861
‫۱۲ دقیقه اونجا بوده، که می‌رسیم به ساعت ۱۰:۳۰

08:11.941 --> 08:15.781
‫دوربین بدنی افسر اندرسون
‫نشون میده تیراندازی دقیقاً هشت دقیقه بعدش بوده

08:17.141 --> 08:20.381
‫پس هشت دقیقه زمان داشته
‫تا به لیث پارک برگرده،

08:20.461 --> 08:24.061
‫بخوره، بنوشه، زودتر از ما به فلت برسه،
‫وارد فلت بشه و بعد بهمون تیراندازی کنه

08:24.141 --> 08:27.741
‫در واقع، کمتر از هشت دقیقه است،
‫چون افسر اندرسون قبلش رسیده

08:27.821 --> 08:29.861
‫پس باید حرفت رو پس بگیری

08:29.941 --> 08:32.661
‫که تیرانداز قبل از رسیدنت داخل بوده

08:32.741 --> 08:33.901
‫شاهدت...

08:37.061 --> 08:40.021
‫گفت بعد از تیراندازی یکی رو دیده

08:40.101 --> 08:42.741
‫که فوراً سوار فورد شده و رفته

08:42.821 --> 08:44.301
‫شاهد سابق، ولی آره

08:44.381 --> 08:48.061
‫گفت ماشین به کدوم طرف رفته؟

08:48.141 --> 08:49.501
‫به سمت زمین فوتبال

08:49.581 --> 08:54.341
‫و گفت طرف از کدوم طرف سوار شده؟

08:56.501 --> 08:58.261
‫نگفت

08:58.341 --> 09:00.621
‫شاید بهتره برگردی و ازش بپرسی، آره؟

09:15.821 --> 09:16.821
‫لعنتی

09:19.061 --> 09:20.261
‫دوتا بودن

09:26.261 --> 09:27.261
‫خوبی؟

09:27.741 --> 09:29.221
‫هاردی

09:30.541 --> 09:31.661
‫من...

09:32.301 --> 09:33.341
‫برات یه...

09:38.621 --> 09:41.981
‫محض رضای سگ، اینقدر ناراحت نباش.
‫داری حالم رو بدتر می‌کنی

09:42.581 --> 09:43.701
‫ممنون

09:43.781 --> 09:46.421
‫خب اوضاع چطوره؟
‫کارل باهات چطوری تا می‌کنه؟

09:46.501 --> 09:48.461
‫- به زود بهم توجه می‌کنه
‫- شک دارم

09:48.541 --> 09:50.501
‫تمام چیزهای خوب رو به اکرم میده

09:50.581 --> 09:52.621
‫- کل کارهای داغون رو به من میده
‫- مثلاً؟

09:52.701 --> 09:56.661
‫دارم میرم مور که حمله ویلیام لینگارد رو بررسی کنم،

09:56.741 --> 10:00.421
‫ولی فکر کنم فقط می‌خواد من رو
‫از تحقیقات دور نگه داره

10:00.501 --> 10:02.141
‫خودش آوردتت.
‫چرا بخواد دور نگهت داره؟

10:02.221 --> 10:05.581
‫- با اخاذی کاری کردم که من رو بیاره
‫- هیچکس نمی‌تونه از کارل اخاذی کنه

10:05.661 --> 10:07.301
‫- چرا؟
‫- براش مهم نیست

10:07.381 --> 10:09.461
‫بهم اعتماد کن

10:09.541 --> 10:11.741
‫اگه نمی‌خواست بیای، نمی‌اومدی

10:12.741 --> 10:14.781
‫خب نقشه‌ات واسه مور چیه؟

10:14.861 --> 10:16.741
‫با قایق میرم

10:16.821 --> 10:19.301
‫منظورم اینکه از چه راهی میری نیست.
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟

10:19.381 --> 10:21.501
‫آره، آره، آره، من...

10:21.581 --> 10:25.021
‫گفتم اولش با معاون رئیس پلیس صحبت کنم،
‫ببینم برداشت اون چیه

10:25.101 --> 10:28.501
‫برداشت اون هیچ معنایی نداره.
‫فقط برداشت خودت مهمه

10:28.581 --> 10:30.661
‫- برداشت من چیه؟
‫- دقیقاً

10:31.181 --> 10:34.261
‫برو دیدن معاون، ولی فقط واسه اینکه بهش بگی درگیر پرونده‌ای

10:34.781 --> 10:37.621
‫و اگه می‌تونه با یه نقشه کمکت کنه.
‫یه چیزی که خیلی بهش نیاز نداری

10:37.701 --> 10:40.581
‫این حس رو بهش بده انگار اون مهمه.
‫اونجوری کاری به کارت نداره

10:40.661 --> 10:43.741
‫باشه... بعدش می‌تونم برم سر صحنه جرم؟

10:43.821 --> 10:45.261
‫بعد شونزده سال؟ وقت هدر دادنه

10:45.341 --> 10:46.981
‫- حتی واسه اینکه سرک بکشم هم نه؟
‫- سرک بکشی؟

10:47.061 --> 10:50.501
‫توی سرک کشیدنت فقط می‌فهمی که «باشه، پس اینجا بوده»

10:50.581 --> 10:51.621
‫خب...

10:51.701 --> 10:54.221
‫یکی رو بابتش گیر آورده بودن، نه؟

10:54.301 --> 10:56.901
‫موقع تلاش واسه فرار مُرد.
‫هنری فلان

10:56.981 --> 10:57.901
‫هری جنینگز

10:57.981 --> 11:00.781
‫- هری جنینگز. از اونجا شروع کن
‫- با کسی که مُرده؟

11:00.861 --> 11:04.421
‫درسته. با خانواده‌اش،
‫دوست‌هاش، ماهی طلایی کوفتیش

11:04.501 --> 11:05.741
‫دنبال ارتباط‌ها بگرد

11:05.821 --> 11:08.661
‫بحث بیست سال پیشه.
‫احتمالاً ربطی به هری نداره

11:08.741 --> 11:11.101
‫احتمالاً نداره،
‫ولی هر رشته تو رو به کلاف بر می‌گردونه،

11:11.181 --> 11:12.941
‫پس یکی رو انتخاب کن و تهش رو بگیر

11:13.901 --> 11:15.621
‫- کارل بهت گفته؟
‫- نیرو ولف

11:15.701 --> 11:16.941
‫هر خری که هست

11:17.021 --> 11:18.941
‫تو می‌خوای چه رشته‌ای رو دنبال کنی؟

11:19.021 --> 11:22.581
‫- اتفاقی که بعد از ناپدید شدن افتاد
‫- نمی‌دونیم چی شده

11:22.661 --> 11:25.741
‫نمی‌دونیم چه اتفاقی واسه مریت افتاده،
‫ولی وجود داشته

11:26.661 --> 11:29.261
‫موج‌هایی بین مردم، سازمان‌ها و چیزها ایجاد کرده،

11:29.341 --> 11:32.501
‫که این موج‌ها به وقتش باعث الگوهایی تو زندگیش شدن

11:33.021 --> 11:34.941
‫می‌تونه مفید باشه که ببینیم
‫آیا این الگوها تغییر می‌کنن یا نه

11:35.021 --> 11:36.781
‫بعد از اینکه یکی‌شون دیگه وجود نداشته باشه

11:36.861 --> 11:39.181
‫بازم نیرو ولف؟

11:39.261 --> 11:40.421
‫اون یکی رو کارل گفته

11:42.221 --> 11:45.261
‫با این فرضه که یکی توی زندگیش اون رو گرفته

11:45.341 --> 11:46.821
‫یه حدس کوفتیه دیگه، آره

11:46.901 --> 11:51.061
‫ولی از اونجا شروع می‌کنیم، درسته؟
‫با حدس‌ها. فقط بهشون میگیم نظریه

11:51.141 --> 11:52.141
‫هوم

12:51.501 --> 12:54.021
‫[مراحل تخلیه فشار]

12:57.341 --> 12:59.981
‫[احتیاط - فضای تحت فشار]
‫[ممکن است فوراً تخلیه شود]

13:00.061 --> 13:02.621
‫[هشدار - نهایت فشار کاری ایمن]

13:07.901 --> 13:09.581
‫خب...

13:09.661 --> 13:12.621
‫طرف تو میخونه نشسته، لخت مادرزاد،

13:12.701 --> 13:15.941
‫رنگ جلوشه و فقط منتظره که دستگیرش کنم

13:18.621 --> 13:21.061
‫خدای من، حتماً کلی داستان‌های عالی بلدی

13:21.901 --> 13:23.061
‫خیلی زیاد، آره

13:24.061 --> 13:25.061
‫بگو

13:25.141 --> 13:27.621
‫اون گردان چهارم هنگ سلطنتی اسکاتلنده

13:27.701 --> 13:30.461
‫- های‌لندرها
‫- تاریخ ارتشی بلدی؟

13:30.541 --> 13:32.141
‫می‌دونم های‌لندرها از سی‌فورثس،

13:32.221 --> 13:34.861
‫کمرونز و گوردنز اومدن

13:34.941 --> 13:36.821
‫آره خب، اونجان. ببین

13:36.901 --> 13:39.621
‫- اجازه هست؟
‫- آره، البته

13:40.461 --> 13:43.821
‫خدای من، خیلی قشنگن.
‫از کجا آوردی‌شون؟

13:43.901 --> 13:44.901
‫خودم درست کردم

13:45.421 --> 13:47.261
‫- نه بابا
‫- چرا والا

13:47.341 --> 13:49.621
‫خیلی قشنگن

13:49.701 --> 13:51.941
‫وای

13:52.021 --> 13:54.621
‫چطوری رئیس لاشی تو

13:54.701 --> 13:56.581
‫کسی به لطافت تو رو استخدام کرده؟

13:56.661 --> 13:58.421
‫من خیلی لطیف نیستم

13:58.501 --> 13:59.861
‫روح تاریکی دارم

13:59.941 --> 14:00.981
‫مطمئنم

14:01.061 --> 14:03.301
‫- چندین شخصیت
‫- چه بهتر

14:03.381 --> 14:05.861
‫می‌تونم از چندتاش استفاده کنم

14:05.941 --> 14:07.821
‫برخلاف خنگول‌هایی که اینجا دارم

14:07.901 --> 14:09.901
‫اون کالین‌ـه، بچه بزرگم

14:09.981 --> 14:12.701
‫هیچی متأثرکننده‌تر از عشق بین پدر و پسر نیست

14:12.781 --> 14:14.221
‫اگه تو میگی که باشه

14:15.101 --> 14:17.701
‫پس شما اینجا هشت نفر نیرو دارید؟

14:17.781 --> 14:19.861
‫آره، ولی دوتاشون یه شیفتی هستن

14:19.941 --> 14:25.101
‫- خیلی جرم و جرایم ندارین؟
‫- جنگ توی میخونه و مستی در انظار عموم

14:25.181 --> 14:28.661
‫جزیره است دیگه.
‫اگه بانک بزنی، می‌خوای کجا بری؟

14:28.741 --> 14:31.701
‫پس مثلاً، یکی دزدکی وارد یه خونه بشه
‫که یه چیزهایی رو بدزده

14:31.781 --> 14:35.101
‫و یکی رو بزنه لِه و لَوَرده کنه،
‫یه اتفاق غیرعادیه

14:35.181 --> 14:36.181
‫خیلی

14:36.261 --> 14:38.941
‫تازه بماند که مظنون موقع قرار کشته می‌شه

14:39.021 --> 14:40.421
‫منظورت خانواده لینگارده؟

14:40.501 --> 14:44.661
‫خب راستش، بیشتر به مظنون، هری جنینگز علاقمندم،

14:44.741 --> 14:47.381
‫پسری که نزدیک بود ویلیام لینگارد رو
‫با کتک‌کاری بکشه

14:47.461 --> 14:48.461
‫می‌دونم کی رو میگی

14:49.301 --> 14:51.621
‫سرقت‌های دیگه‌ای که اون ماه رخ داد

14:51.701 --> 14:53.781
‫- خشونتی نداشتن
‫- هیچی

14:53.861 --> 14:55.821
‫به این فکر کردین که شاید کار هری نبوده؟

14:55.901 --> 14:59.941
‫معلومه، ولی در حین سرقت‌های دیگه
‫کسی توی خونه نبود

15:00.021 --> 15:02.501
‫و... به محض اینکه به سن قانونی رسید،

15:02.581 --> 15:05.861
‫حداقل هفته‌ای یک بار داشتم اون پسر رو
‫از دعوا با بقیه پسرها جدا می‌کردم

15:06.461 --> 15:08.901
‫می‌تونم بگم آدم زودجوشی بود

15:08.981 --> 15:10.621
‫پس راحت می‌شد هری رو عصبانی کرد؟

15:10.701 --> 15:15.261
‫طرف عصبانی به دنیا اومده بود.
‫با عصبانیت از شکم مادرش در اومده بود

15:15.341 --> 15:19.061
‫پس فقط بدشانسی بود که ویلیام خونه بود

15:19.141 --> 15:22.781
‫آره و فقط همین بود. بدشانسی زیاد

15:22.861 --> 15:24.461
‫مریت هم بلافاصله بعدش رفت؟

15:24.541 --> 15:28.221
‫با هلی‌کوپتر با داداشش رفت بیمارستان و برنگشت

15:28.301 --> 15:31.501
‫یه دفعه برگشت. واسه مراسم ختم

15:33.141 --> 15:36.501
‫آره آره، یه حرف درست هم زدی.
‫واسه مراسم ختم برگشت

15:36.581 --> 15:38.061
‫صبر کنید ببینم

15:38.701 --> 15:41.901
‫واسه مراسم ختم پسری
‫که نزدیک بود برادر خودش رو بکشه؟

15:41.981 --> 15:43.901
‫هری و مریت نزدیک بودن

15:43.981 --> 15:46.461
‫اگه اینقدر نزدیک بودن،
‫چرا از خونه‌شون دزدی کرد؟

15:46.541 --> 15:50.341
‫چون خانواده‌اش درمانده بود.
‫کسب و کار کلایو جنینگز ورشکسته شده بود

15:50.941 --> 15:53.701
‫- می‌تونم با کلایو صحبت کنم؟
‫- اگه روشن‌بین باشی، می‌شه

15:53.781 --> 15:55.661
‫چند سال پیش مُرد، شش سال؟

15:55.741 --> 15:58.501
‫- مامانه، ایلسا چطور؟
‫- تحقیقاتت رو کردی، نه؟

15:58.581 --> 16:02.461
‫مطمئنی نمی‌خوای بیای واسه من کار کنی؟
‫می‌تونی کالین رو آموزش بدی

16:02.541 --> 16:04.101
‫باهاش ازدواج کنی، سر و سامون بدیش

16:04.181 --> 16:08.501
‫نه. اون خیلی خوشتیپه.
‫حواسم پرت می‌شه

16:10.501 --> 16:14.541
‫آره، ایلسا هنوز زنده است،
‫ولی خیلی آدم اجتماعی‌ای نیست

16:14.621 --> 16:16.741
‫می‌شه برم سراغش ببینم چی می‌شه

16:16.821 --> 16:19.021
‫- کالین راه رو نشونت میده
‫- خودم می‌تونم پیداش کنم

16:19.101 --> 16:20.101
‫به هرحال،

16:21.181 --> 16:22.581
‫کالین می‌برتت

16:22.661 --> 16:25.621
‫- واقعاً ناهارش رو خوردی
‫- خیلی سخت نبود

16:25.701 --> 16:28.021
‫رفقات که سری پیش اومدن،

16:28.101 --> 16:30.661
‫درباره سرباز پلاستیکی‌ها بهت گفته بودن؟

16:30.741 --> 16:35.461
‫نمی‌دونم منظورت چیه.
‫من کلاً عاشق مردهای یونیفرم‌پوش‌ام

16:35.541 --> 16:36.381
‫اوه!

16:36.461 --> 16:38.341
‫واقعاً فکر می‌کنی من خوشتیپم، نه؟

16:38.421 --> 16:39.501
‫آره

16:40.341 --> 16:43.621
‫آره، مثل یه رالف فینیس جوان و گِی هستی

16:44.701 --> 16:45.701
‫اوه

16:46.221 --> 16:48.741
‫جمله «سر و سامونش» بده واسه همین بود. قشنگه

16:48.821 --> 16:51.221
‫بازم میگم، سخت نبود

16:52.461 --> 16:54.621
‫یکی از این روزها، می‌ذارم میرم

16:54.701 --> 16:56.021
‫نمی‌تونم بگم سرزنشت می‌کنم

16:56.101 --> 17:00.461
‫ممکنه متوجه شده باشی که
‫موضوع خانواده لینگارد و جنینگز

17:00.541 --> 17:02.381
‫بحث تلخی برای معاونه

17:02.461 --> 17:06.021
‫- به بابات میگی معاون؟
‫- بابا که صداش نمی‌کنم

17:06.941 --> 17:09.621
‫عکس‌های صحنه جرم رو دیدی؟
‫عکس‌های ورود به منزل؟

17:09.701 --> 17:12.901
‫آره آره. دیدم‌شون.
‫چرا؟ چطور مگه؟

17:12.981 --> 17:15.501
‫بعد از اینکه رئیست
‫پرونده‌ها رو درخواست کرد،

17:15.581 --> 17:18.181
‫معاون رفت از بایگانی درشون آورد...

17:18.261 --> 17:20.541
‫...و کل شب بیدار موند که اون‌ها رو بخونه

17:20.621 --> 17:22.981
‫کارل روش هوشمندانه‌ای
‫واسه انگیزه دادن به مردم داره

17:23.061 --> 17:26.301
‫بیشتر از انگیزه بود.
‫طرف ناراحت بود

17:27.501 --> 17:29.541
‫پس خودم رفتم یه نگاهی بهشون انداختم

17:29.621 --> 17:32.181
‫ای شیطون

17:33.221 --> 17:34.621
‫خب؟

17:34.701 --> 17:37.421
‫قبلاً نخونده بودمـشون،
‫چون اون موقع بچه بودم،

17:37.501 --> 17:40.141
‫ولی پسر... بی‌رحمانه بود

17:40.221 --> 17:43.581
‫عکس‌های صحنه جرم حالم رو بهم زد

17:43.661 --> 17:45.741
‫هری عملاً جمجمه ویلیام رو خرد کرده

17:45.821 --> 17:47.181
‫باعث صدمه مغزی بهش شده

17:47.261 --> 17:51.341
‫یه عکس فنی از اتاقی بود
‫که ویلیام رو توش پیدا کرده بودن،

17:52.021 --> 17:53.141
‫ولی یکی...

17:54.861 --> 17:58.981
‫...با ماژیک سیاه دور یه چیزی
‫که روی زمین بود دایره کشیده بود

17:59.581 --> 18:00.541
‫دور چی؟

18:00.621 --> 18:01.981
‫یه گردنبند

18:04.101 --> 18:05.781
‫می‌دونی چرا دورش دایره کشیده بودن؟

18:05.861 --> 18:07.341
‫نه

18:07.421 --> 18:09.661
‫و فکر می‌کنی بابات دایره رو کشیده؟

18:10.261 --> 18:12.421
‫خب...

18:13.221 --> 18:14.621
‫نمی‌تونم دقیق بگم

18:15.421 --> 18:16.981
‫می‌تونی...

18:17.781 --> 18:19.061
‫عکس رو اسکن کنی؟

18:20.861 --> 18:22.061
‫آره، می‌تونم

18:22.141 --> 18:23.981
‫شاید معاون رو خراب کنه

18:27.181 --> 18:28.821
‫یا شاید هدف همینه

18:57.101 --> 19:01.781
‫دقیقاً داریم از چه نوع زباله خطرناک صحبت می‌کنیم؟

19:02.341 --> 19:03.341
‫اوه...

19:04.061 --> 19:05.061
‫پنبه‌نسوز؟

19:05.901 --> 19:08.861
‫اورانیوم، شاید؟
‫واقعاً خیلی بهش فکر نکردم

19:10.221 --> 19:11.621
‫- جای نگرانی نداره
‫- باشه

19:16.221 --> 19:18.901
‫اینجا قبلاً تمام‌وقت پُر از کارگر بود

19:20.581 --> 19:22.101
‫کسب و کار جنینگز چی بود؟

19:22.181 --> 19:24.421
‫هر چی که می‌خواستی رو، کلایو جنینگز تعمیرش می‌کرد

19:24.501 --> 19:26.501
‫یا رنگش می‌کرد یا اسقاطش می‌کرد

19:34.621 --> 19:37.421
‫اونی که اون بالاست منزل قدیمی جنینگزه

19:37.501 --> 19:39.021
‫چطوری آتیش گرفت؟

19:39.861 --> 19:42.021
‫خب، به قول معاون،

19:42.101 --> 19:46.341
‫همه‌چیز وقتی شروع شد که رعد و برق
‫به بیمه آتش‌سوزی خورد

19:47.341 --> 19:48.861
‫خانم جنینگز؟

19:48.941 --> 19:50.141
‫منم کالین کانینگهام

19:50.821 --> 19:51.821
‫اه...

19:51.901 --> 19:52.981
‫دارم میام داخل

19:54.141 --> 19:55.141
‫سلام؟

19:57.021 --> 19:58.021
‫ایلسا؟

20:00.381 --> 20:03.661
‫- منم کالین
‫- پرنده‌های مُرده به خاطر همینه

20:07.781 --> 20:09.021
‫ایلسا؟

20:17.101 --> 20:19.861
‫- احتمالاً رفته کلیسا
‫- سه‌شنبه است

20:19.941 --> 20:23.301
‫آره می‌دونم. اونجا به عنوان کتاب‌دار
‫یه شغل نیمه‌وقت داره

20:23.901 --> 20:25.861
‫اونوقت الان یادت اومده؟

20:26.941 --> 20:29.301
‫بابات راست میگه. واقعاً خنگولی

20:30.101 --> 20:31.221
‫اوه

20:31.781 --> 20:32.941
‫یکم ناراحت شدم

20:33.461 --> 20:37.021
‫اگه بخوای با ماشین بری،
‫خیلی با اینجا فاصله‌ای نداره

20:37.101 --> 20:38.381
‫نمی‌شه قایق رو از دست بدم

20:43.261 --> 20:44.701
‫یه جوری خیالم راحت شده

20:45.501 --> 20:47.381
‫باید ازش چی می‌پرسیدم آخه؟

20:47.981 --> 20:49.941
‫از دست دادن پسرت چطوری بود؟

20:50.021 --> 20:53.621
‫توهین نباشه، ولی... عجب جایی واسه بزرگ شدن

20:53.701 --> 20:55.381
‫تعجبی نداره که مریت فرار کرده

20:56.181 --> 20:57.981
‫اینجا همه‌چیز... می‌میره

20:58.581 --> 20:59.581
‫خب...

21:00.101 --> 21:01.941
‫فرار کردن ازش خیلی آسون نیست

21:02.021 --> 21:04.221
‫- مریت که فرار کرد
‫- فکر کرد فرار کرده

21:04.301 --> 21:07.861
‫آخرش مثل هری مُرد

21:09.981 --> 21:12.021
‫بهشت روی زمین

21:12.101 --> 21:15.941
‫ولی دستشوییه دیگه، باید بری،
‫پس یه تپه شنی پیدا می‌کنه

21:16.021 --> 21:18.981
‫چمباتمه می‌زنه، خودش رو تخلیه می‌کنه

21:19.061 --> 21:21.381
‫می‌دونیم کار اونه. اونجا رو به گند کشیده

21:21.461 --> 21:24.301
‫بعدش سگ کوچیکش میاد توی خونه، یه اسپانیل داشت

21:24.821 --> 21:27.301
‫انداخت گردن اسپانیل

21:27.381 --> 21:30.181
‫ما گفتیم، امکان نداره اون عن یه اسپانیل باشه

21:30.261 --> 21:32.101
‫خودِ کار از اسپانیل بزرگتر بود

21:32.181 --> 21:34.221
‫شب بخیر، کارل

21:34.301 --> 21:36.301
‫شب بخیر، ویکتوریا

21:36.381 --> 21:40.061
‫خب عزیزم، کلکسیون گوی‌های برفیم چی شد؟

21:40.141 --> 21:42.181
‫یه آدم بی‌سلیقه دزدیده‌شون

21:42.261 --> 21:43.981
‫همه رو انداخت توی سطل آشغال

21:44.501 --> 21:48.621
‫ولی نگران نباش، تونستم اثرات قشنگت رو
‫از چنگال شرور اون نجات بدم

21:48.701 --> 21:50.181
‫ممنون، مارتین

21:50.261 --> 21:52.461
‫اینجا دقیقاً همونجوریه که بود، کارل

21:52.541 --> 21:54.221
‫اوهوم. مثل یه مقبره

21:54.301 --> 21:55.301
‫هوم

21:56.661 --> 21:59.741
‫زیاد وقت ندارم.
‫با پرواز فرانکفورت بر می‌گردم

22:00.941 --> 22:03.501
‫- خودت اومدی داخل. جلسه خودته
‫- من در رو براش باز کردم

22:03.581 --> 22:06.421
‫- راه خروج رو هم بلدی
‫- مثل همیشه خوش‌صحبتی

22:06.501 --> 22:07.501
‫خدافظ عزیزم

22:10.901 --> 22:13.021
‫- بهم‌ریخته‌ای
‫- نزدیک بود بمیرم

22:13.101 --> 22:14.741
‫چی؟ امروز صبح؟

22:14.821 --> 22:15.821
‫هوم

22:16.341 --> 22:18.021
‫اون علاف نمی‌دونم چی‌چی حالش چطوره؟

22:18.101 --> 22:20.021
‫- طرف خلبانه‌ها
‫- طرف یه لاشیه

22:20.101 --> 22:21.141
‫هوم

22:21.221 --> 22:23.861
‫باشه. جاسپر رفت.
‫پیش مامانته

22:23.941 --> 22:26.301
‫گمونم زنگ زده، واسه همین اینجوری ما رو مستفیض کردی

22:26.381 --> 22:28.381
‫آره، بهم زنگ زد. چی شده؟

22:28.461 --> 22:30.741
‫اون پیغام صوتی کوفتی رو براش پخش کردی دیگه

22:30.821 --> 22:32.541
‫نه، علت رفتنش اون نیست

22:32.621 --> 22:34.981
‫باهم یه قراری گذاشتیم.
‫اوضاع بهتر شده بود

22:35.061 --> 22:38.341
‫قرار گذاشتین؟ اون یه پدر نیاز داره،
‫نه یه فروشنده ماشین کوفتی

22:38.421 --> 22:42.341
‫بعدش تو سرک کشیدی و ریدی توش
‫انگار می‌خوای عمداً خرابکاری کنی

22:42.421 --> 22:44.301
‫- برام جالبه واقعاً
‫- واسه چی این کار رو بکنم؟

22:44.381 --> 22:46.061
‫چرا پیغام صوتی رو براش پخش کردی؟

22:46.141 --> 22:48.661
‫- می‌خوام بدونه تقصیر اون نبوده
‫- چی؟

22:48.741 --> 22:51.661
‫طرز رفتارت باهاش.
‫در واقع با همه

22:51.741 --> 22:54.621
‫می‌خوام بدونه مشکل از اون نیست. مشکل خودتی

22:54.701 --> 22:56.941
‫چیه؟ تو رو می‌پرسته،
‫اونوقت تو پسش می‌زنی

22:57.021 --> 22:59.461
‫می‌پرسته؟ به زور دوکلام باهام حرف می‌زنه

22:59.541 --> 23:02.461
‫هفده سالشه دیگه.
‫قرار نیست شعر بخونه برات که، درسته؟

23:02.541 --> 23:05.021
‫وقتی بردنت بیمارستان، بودش

23:05.101 --> 23:07.741
‫نرفت تا از جراحی خارج شدی، خطر...

23:08.261 --> 23:09.621
‫خطر به جونت رفع شد

23:10.701 --> 23:11.781
‫چطور می‌دونی؟

23:11.861 --> 23:13.061
‫مامان بهم گفت

23:16.501 --> 23:17.821
‫به من که چیزی نگفت

23:18.301 --> 23:19.861
‫ازش پرسیدی؟

23:20.901 --> 23:23.141
‫فکر کردی چقدر ترسیده؟

23:23.221 --> 23:25.781
‫به من هم خیلی خوش نگذشت

23:25.861 --> 23:27.581
‫بهش توضیحش دادی؟

23:27.661 --> 23:30.061
‫بحث آسونی نیست که توی مکالمه داشته باشی، ویک

23:30.141 --> 23:34.821
‫نمیگم آسونه، کارل.
‫اون عصبانیه ولی تو پدرناتنیش هستی

23:34.901 --> 23:38.381
‫شاید عصبانیه چون مادرش
‫گورش رو به مناطق ناشناخته گم کرده

23:38.461 --> 23:40.981
‫- صحبت ما یه چیز دیگه است
‫- بعید می‌دونم

23:41.061 --> 23:44.021
‫نیازت داره. وقتی پسش می‌زنی، انگار داری تنبیهش می‌کنی

23:44.101 --> 23:45.901
‫من پسش نمی‌زنم، محض رضای سگ

23:45.981 --> 23:50.221
‫پیغام صوتیه رو برات پخش کنم؟
‫فکر کنم شاید تنهایی وضعم بهتر باشه

23:50.301 --> 23:52.701
‫- در مورد اون نگفتم!
‫- منظورم همینه

23:52.781 --> 23:54.501
‫جاسپر باید بدونه که مشکل

23:54.581 --> 23:57.141
‫هر چیزیه که توی ذهن تو می‌چرخه، نه اون

24:00.941 --> 24:02.061
‫باید برم

24:05.061 --> 24:08.181
‫- می‌خوای برم دنبالش؟
‫- نه، ولش کن

24:08.261 --> 24:10.861
‫مامان دیوونه‌اش می‌کنه.
‫به زودی میاد خونه

24:11.861 --> 24:14.501
‫ولی باید به این فکر کنی
‫که اگه بیاد خونه، چی گیرش میاد

24:15.101 --> 24:16.061
‫آها

24:29.741 --> 24:30.941
‫ببخشید

24:31.501 --> 24:32.581
‫خواهش می‌کنم

24:33.501 --> 24:34.821
‫منتظرت بودم

24:35.621 --> 24:37.101
‫که در مورد مور بشنوم

24:38.181 --> 24:39.581
‫جالب بود

24:40.941 --> 24:41.941
‫چطور؟

24:46.141 --> 24:49.261
‫- از کجا آوردیش؟
‫- پرونده سرقت و تعرض لینگارد

24:50.341 --> 24:51.701
‫رفیقم کالین فرستادش

24:52.501 --> 24:53.501
‫کالین؟

24:54.181 --> 24:57.021
‫معاون و پسر کانینگهام. به همین ترتیب

24:57.101 --> 24:58.941
‫در ضمن شوهر گِی آینده‌ام

25:00.581 --> 25:04.621
‫ثبت شده به عنوان «آویز الماس روی زنجیر پلاتین، متعلق به لیلا لینگارد»

25:04.701 --> 25:05.741
‫کجا ثبت شده؟

25:05.821 --> 25:07.621
‫توی درخواست بیمه

25:07.701 --> 25:08.861
‫ولی به سرقت نرفته

25:08.941 --> 25:10.061
‫اون موقع به سرقت نرفته بوده

25:10.861 --> 25:12.141
‫مریت برگشته دنبالش

25:12.221 --> 25:13.461
‫کِی؟

25:13.541 --> 25:15.501
‫روز مراسم ختم هری جنینگز

25:15.525 --> 25:25.525
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:08.021 --> 26:10.821
‫برو به جهنم، ای مریضِ...

26:11.621 --> 26:12.621
‫مریض لاشی

26:12.701 --> 26:15.501
‫همین رو می‌خوای؟
‫اینجوری می‌خوای؟

26:16.661 --> 26:18.381
‫تحویل بگیر، دیوث! تحویل بگیر!

26:22.821 --> 26:23.821
‫آهای؟

26:25.301 --> 26:26.661
‫ادامه بده

26:36.141 --> 26:37.141
‫جاسپر؟

26:41.101 --> 26:43.981
‫♪ چی، چی، چی... ♪

26:44.541 --> 26:48.101
‫♪ هر دفعه سعی می‌کنم آفتابی نشم ♪
‫♪ می‌افتن دنبالم و نمی‌دونم چرا ♪

26:48.181 --> 26:51.541
‫♪ چی کار کردم که حقم این وضعیته؟ ♪
‫♪ من آدم فروتنی‌ام ♪

26:51.621 --> 26:52.941
‫پشمام

26:53.021 --> 26:54.621
‫ریدم به خودم

26:54.701 --> 26:56.621
‫فکر کردم از آهنگ بچه‌ها متنفری

26:56.701 --> 26:59.781
‫آره. ازش بیزارم.
‫پس تصمیم گرفتم درباره‌اش تحقیق کنم

26:59.861 --> 27:02.341
‫ببینم بچه‌ها به چی جذب می‌شن،
‫مثل هر باستان‌شناسی

27:02.421 --> 27:06.061
‫داری مدرک فلسفه می‌گیری.
‫یا نکنه دوباره نظرت عوض شده؟

27:06.141 --> 27:09.581
‫یه فیلسوف همون باستان‌شناس ذهنه، نه؟

27:09.661 --> 27:12.141
‫حقیقتش به تخمم نیست.
‫این‌ها چیه دیگه؟

27:12.221 --> 27:15.061
‫گفتم باهم یه شام خوب بخوریم
‫و صحبت کنیم

27:15.141 --> 27:18.501
‫- آخه من عاشق صحبت کردن با تو هستم
‫- باید با یکی صحبت کنی بالأخره

27:20.701 --> 27:22.101
‫موردعلاقه‌ات رو درست کردم. جیگر

27:22.701 --> 27:24.461
‫کی گفته جیگر دوست دارم؟

27:24.541 --> 27:25.501
‫جاسپر

27:27.381 --> 27:28.781
‫سر به سرت گذاشته

27:28.861 --> 27:30.621
‫خیلی خنده‌داره

27:30.701 --> 27:33.261
‫می‌شه بپرسم می‌خوای از چی صحبت کنیم؟

27:34.101 --> 27:35.941
‫لیث پارک

27:38.021 --> 27:39.261
‫واسه چی آخه؟

27:39.341 --> 27:41.741
‫چون به قول فیلسوف موردعلاقه‌ام،

27:41.821 --> 27:44.301
‫درمان کردن خودت
‫مرتبط با درمان کردن دیگرانه

27:44.381 --> 27:47.341
‫- یوکو اونو گفته
‫- یوکو؟ جان نه. یوکو؟

27:47.421 --> 27:51.941
‫«رویایی که تنهایی ببینی فقط یه رویاست.
‫رویایی که با هم ببینیم، واقعیته»

27:52.021 --> 27:53.581
‫اون بانمک و ظریفِ ماجرا بود، در برابر صداقت اون

27:53.661 --> 27:57.341
‫تراپیست من میگه می‌تونم با صحبت کردن
‫درباره لیث پارک با خودش، خودم رو درمان کنم

27:57.421 --> 27:59.701
‫میری پیش تراپیست؟ داوطلبانه؟

27:59.781 --> 28:01.381
‫نه بابا، اجبار سازمانه

28:01.461 --> 28:03.861
‫خدا رو شکر. دنیا همونیه که بود

28:03.941 --> 28:08.101
‫فکر کردی می‌تونم با صحبت با تو
‫خودم رو درمان کنم؟ موفق باشی رفیق جان

28:08.181 --> 28:10.941
‫با من نه. حتی با تراپیستت نه

28:11.021 --> 28:12.181
‫با جاسپر

28:13.261 --> 28:16.301
‫- داشتی صحبت ما رو گوش می‌کردی؟
‫- سخت بود که گوش نکنم

28:16.381 --> 28:19.301
‫راستش آسونه. فقط سرت تو کار کوفتی خودت باشه

28:23.941 --> 28:24.901
‫ببین

28:25.581 --> 28:26.901
‫ویکتوریا اشتباه نمیگه

28:27.981 --> 28:28.981
‫باشه

28:29.581 --> 28:33.821
‫گلوله رفت اینجا، از اینجا در اومد

28:33.901 --> 28:35.981
‫می‌شه دید

28:36.501 --> 28:38.861
‫خدایا بهم توان بده

28:41.261 --> 28:43.141
‫گلوله...

28:44.061 --> 28:45.341
‫از اینجا رفت داخل،

28:45.421 --> 28:47.221
‫و از اینجا خارج شد

28:47.301 --> 28:49.101
‫بعد از، بعد از...

28:50.581 --> 28:53.701
‫اینکه از ستون فقرات هاردی رد شد

28:56.341 --> 28:57.701
‫- اوه
‫- آره

28:58.621 --> 28:59.621
‫اوه

29:08.221 --> 29:10.501
‫هاردی سرعتش رو کم کرد،
‫که بی‌شک جون من رو نجات داد

29:10.581 --> 29:12.941
‫تو این بین، از کمر به پایین فلج شده

29:13.021 --> 29:14.781
‫یه دستش سالمه، یکیش نصف تحرکش رو از دست داده

29:14.861 --> 29:18.421
‫و همونطور که همه می‌دونیم، افسر اندرسون
‫اونقدر خوش‌شانس نبود

29:19.461 --> 29:22.181
‫ویکتوریا گفت وقتی توی بیمارستان من رو دیده، ترسیده

29:22.261 --> 29:24.381
‫وقتی این‌ها رو بشنوه چه حسی پیدا می‌کنه؟

29:24.461 --> 29:27.541
‫چه حسی پیدا می‌کنه اگه بهش بگم
‫حتی اگه مسلح بودیم هم،

29:27.621 --> 29:29.101
‫نتیجه هم می‌شد؟

29:29.181 --> 29:31.341
‫می‌دونی چرا، مارتین؟ بهت میگم

29:31.861 --> 29:35.181
‫هر چقدر چیزهای بی‌مزه‌ای توی اینترنت پیدا کنی،

29:35.261 --> 29:38.461
‫دنیا واقعاً جای خطرناکیه که هیچکس در امان نیست

29:38.541 --> 29:41.021
‫که یه غافلگیریِ بد زندگی کوفتیش رو به گند بکشه

29:41.101 --> 29:42.621
‫می‌دونی چرا، مارتین؟

29:42.701 --> 29:46.821
‫چون خطرناک‌ترین موجودات کوفتی این سیاره ما هستیم

29:49.541 --> 29:51.181
‫حالا میرم یه دوش بگیرم،

29:51.701 --> 29:53.901
‫بر می‌گردم، می‌نشینیم،

29:53.981 --> 29:55.621
‫و اون جیگر کوفتی رو...

29:55.701 --> 29:57.461
‫...می‌خوریم

30:00.781 --> 30:02.581
‫ترجیحاً در سکوت

30:18.261 --> 30:22.101
‫می‌تونم گمون کنم ویلیام پدرش رو
‫روی قایق یا توی خونه ندیده

30:22.621 --> 30:23.701
‫چرا؟

30:23.781 --> 30:27.021
‫چون می‌شه گمون کرد ویلیام پدر کوفتی خودش رو می‌شناخته دیگه

30:27.101 --> 30:29.461
‫حتی بعد از دوازده سال؟

30:29.541 --> 30:32.221
‫باشه رُز. زود باش.
‫تئوریت رو بهمون بگو

30:32.301 --> 30:36.221
‫به همه بگو چرا جیمی توی ناپدید شدن
‫دختر خودش نقش داره

30:36.301 --> 30:38.581
‫- مشتاقم بشنوم
‫- نمی‌دونم چرا، کارل

30:38.661 --> 30:43.021
‫فقط می‌دونم به گفته ویلیام،
‫یکی رو دیده که کلاه سرش بوده،

30:43.101 --> 30:46.741
‫هم روی قایق و هم توی خونه،
‫که اسم قایق جیمی روش بوده

30:46.821 --> 30:50.101
‫نه، یکی رو دیده که کلاهش
‫تصویر یه پرنده کوفتی رو داشته،

30:50.181 --> 30:52.181
‫ولی تو، که یه پرنده‌شناس آماتوری،

30:52.261 --> 30:55.021
‫تصمیم گرفتی همون پرنده‌ایه
‫که روی قایق جیمی هست

30:55.101 --> 30:56.301
‫درست فهمیدم؟

30:56.381 --> 30:58.141
‫- داری اون حرکته رو می‌زنی
‫- چی؟

30:58.221 --> 31:00.461
‫مخالفت می‌کنی که مرغت یه پا داشته باشه

31:00.541 --> 31:01.821
‫مخالفت می‌کنم

31:01.901 --> 31:04.341
‫چون اونقدری بهش فکر نکردی
‫که قانعم کنی

31:04.421 --> 31:06.461
‫خب...

31:07.181 --> 31:09.261
‫گردنبنده چی، ها؟

31:09.341 --> 31:11.741
‫مال مادره.
‫اونی که جیمی گفت مریت برداشته

31:11.821 --> 31:14.741
‫- که چی؟
‫- شاید جیمی می‌خواسته پسش بگیره

31:14.821 --> 31:16.101
‫بذار شفاف‌سازی کنم

31:16.181 --> 31:17.701
‫دخترش رو می‌پاییده،

31:17.781 --> 31:21.701
‫بعد اون رو ربوده یا کشته
‫تا گردنبند رو پس بگیره، درسته؟

31:23.061 --> 31:24.301
‫باشه. این مسخره است

31:24.381 --> 31:26.381
‫- آره
‫- لعنتی

31:26.461 --> 31:29.181
‫- اکرم، اون‌ها چیه؟
‫- از دفتر سلطنتی رسیده

31:29.261 --> 31:31.621
‫- بررسی‌شون کردی؟
‫- اکثرشون رو

31:31.701 --> 31:33.141
‫چیز خوبی توش هست؟

31:33.221 --> 31:37.301
‫انگار زنه هیچ زندگی‌ای نداشته.
‫هیچی توی دفترهای خاطراتش نیست

31:38.621 --> 31:39.501
‫سوابق تلفنی

31:39.581 --> 31:42.061
‫همه‌شون بین خونه و دفتر بوده

31:42.581 --> 31:44.941
‫انگار هر شب مستقیم می‌رفته خونه

31:45.021 --> 31:49.221
‫با رده‌بالایی‌ها شام نمی‌خورده.
‫با همکارهاش نمی‌رفته میخونه مشروب بزنه

31:54.341 --> 31:55.981
‫«به همین زودی دلتنگتم»

31:56.061 --> 31:58.861
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق؟»

31:58.941 --> 32:01.181
‫«فکر کنم اون تخت خوش‌شانسی میاره»

32:02.341 --> 32:03.461
‫امضا «اِس»

32:04.181 --> 32:06.101
‫پس همیشه مستقیم نمی‌رفته خونه

32:07.141 --> 32:08.821
‫اِس کدوم خریه؟

32:08.901 --> 32:11.181
‫اسم گل‌فروش هست، ولی تاریخ نداره

32:11.261 --> 32:13.981
‫یعنی ممکنه هر زمانی قبل از ناپید شدنش
‫این رو گرفته باشه

32:14.061 --> 32:16.181
‫شک دارم هنوز سوابقش رو داشته باشن

32:16.261 --> 32:19.021
‫- شاید یکی اسمه رو یادش باشه؟
‫- از کِی؟

32:19.101 --> 32:21.261
‫بازم میگم، کی می‌دونه کِی این رو گرفته؟

32:21.341 --> 32:23.181
‫به یه دلیلی کارت رو نگه داشته دیگه

32:25.501 --> 32:26.821
‫«همون اتاق»

32:27.341 --> 32:29.661
‫- هتله
‫- ولی کدومش؟

32:29.741 --> 32:32.661
‫این سری از دفترش اومده، آره؟
‫کی جمع‌شون کرده؟

32:33.621 --> 32:35.581
‫دستیارش...

32:36.701 --> 32:38.301
‫سابرین پررا

32:40.301 --> 32:41.341
‫سابرین

32:42.781 --> 32:44.901
‫اینجا مستراحی چیزی بوده؟

32:44.981 --> 32:46.261
‫حموم بوده

32:46.341 --> 32:47.901
‫البته

32:47.981 --> 32:50.461
‫میگن مریت خشن بوده

32:50.541 --> 32:51.781
‫اینجوری هم می‌شه گفت

32:51.861 --> 32:53.221
‫شما چطوری میگی؟

32:53.301 --> 32:56.221
‫مردم رو تحریک می‌کرد.
‫مستقیم باهاشون درگیر می‌شد. محک‌شون می‌زد

32:56.301 --> 32:58.501
‫مریت به نظر مردم اهمیت نمی‌داد

32:58.581 --> 33:00.501
‫تا وقتی فکر می‌کردن کارش رو خوب انجام میده

33:00.581 --> 33:03.581
‫- اینجوری فکر می‌کردن؟
‫- باید می‌کردن، چون کارش خوب بود

33:03.661 --> 33:05.941
‫استیون برنز گفت با بقیه جور نمی‌شده

33:06.021 --> 33:07.461
‫هر دوتامون اینجوری بودیم

33:07.541 --> 33:10.381
‫فکر کنم واسه همین من رو با خودش برد.
‫که یه متحد داشته باشه

33:10.461 --> 33:12.461
‫جلوی پسرهای تیم راگبی
‫از مدارس گرون؟

33:12.541 --> 33:16.501
‫قبلاً درباره‌شون شوخی می‌کردیم.
‫دندون‌هاشون سالمه و اخلاق‌شون بد

33:16.581 --> 33:19.021
‫- ما بودیم جلوی اون‌ها
‫- حسش رو می‌شناسم

33:19.101 --> 33:20.781
‫سعی می‌کنن بترسوننت

33:20.861 --> 33:23.901
‫کاری کنن فقط یه چرخ‌دنده کوچیک
‫در ماشین گنده‌ی پسرونه‌شون هستی

33:26.901 --> 33:27.901
‫چیه؟

33:28.581 --> 33:29.701
‫تموم شد؟

33:30.301 --> 33:31.341
‫- ببخشید
‫- خب...

33:32.301 --> 33:35.101
‫مریت قوی بود؟ یه بازمانده بود؟

33:35.181 --> 33:37.461
‫بازمانده؟ شوخی می‌کنی؟

33:38.221 --> 33:40.461
‫با این چیزها رشد می‌کرد

33:40.541 --> 33:44.221
‫پس مثلاً... می‌تونست...

33:44.301 --> 33:45.621
‫تو شرایط سخت زنده بمونه؟

33:47.621 --> 33:49.181
‫فکر می‌کنید ممکنه زنده باشه؟

33:49.261 --> 33:50.341
‫ممکنه

33:52.021 --> 33:53.581
‫نه، چهار سال گذشته

33:53.661 --> 33:57.181
‫فکر نکنم همینجوری بره و برادرش
‫یا من رو اینجوری ول کنه

33:57.261 --> 33:59.381
‫اگه زنده بود، فقط... می‌دونستم

33:59.461 --> 34:01.021
‫چون اونقدر صمیمی بودین؟

34:01.101 --> 34:03.501
‫- فقط همیشه یه ارتباطی داشتیم
‫- جدی؟

34:05.821 --> 34:08.461
‫- عمراً اونجوری می‌شد
‫- چرا؟

34:10.181 --> 34:12.501
‫چون تو یه تیم نبودیم

34:13.021 --> 34:15.661
‫حالا که حرفش شد، این رو یادته؟

34:19.861 --> 34:20.701
‫نه

34:20.781 --> 34:23.501
‫گذاشتیش کنار بقیه وسایل اداریش

34:24.021 --> 34:25.381
‫اگه شما میگی که آره

34:25.461 --> 34:27.221
‫می‌دونی اِس ممکنه کی باشه؟

34:27.301 --> 34:28.661
‫فکر می‌کنید منم؟

34:28.741 --> 34:31.261
‫فکر کنم کسیه که اسمش با اِس شروع می‌شه

34:32.621 --> 34:34.821
‫کلمه «یکی» هم با اِس شروع می‌شه

34:36.061 --> 34:37.341
‫ممکنه هر خری باشه

34:37.421 --> 34:41.541
‫- زنگ بزنید گل‌فروش. از اون بپرسید
‫- زدیم. جمع کردن

34:41.621 --> 34:44.301
‫ممکنه یکی از محل کار باشه؟

34:44.901 --> 34:47.501
‫خدای من، امیدوارم نباشه

34:49.661 --> 34:51.021
‫فقط همین رو دارین؟

34:56.021 --> 34:59.901
‫پس دقیقاً همینجوریه.
‫یه حرکت تبلیغاتی و وقت هدر دادن

34:59.981 --> 35:02.941
‫- می‌خوایم پیداش کنیم
‫- آدم قبلی هم می‌خواست. ببین تا کجا پیش رفت

35:03.021 --> 35:04.381
‫آدم قبلی رید

35:04.461 --> 35:05.461
‫هوم

35:06.341 --> 35:09.781
‫حداقل تو مستراح آخر اداره کار نمی‌کرد

35:09.861 --> 35:13.301
‫با دوتا کارمند موقتی که انگار از یه شرکت استخدام دستیار اومدن

35:13.381 --> 35:15.821
‫تعجبی نداره اینقدر دوست داشتن

35:15.901 --> 35:18.181
‫بگید چرا می‌خواید بهتر عمل کنید

35:18.261 --> 35:19.261
‫چون من دارم انجامش میدم

35:20.621 --> 35:21.621
‫پشمام

35:23.461 --> 35:25.141
‫راستش مثل اون حرف می‌زنی

35:25.221 --> 35:27.581
‫اگه مریت با کسی می‌بود، می‌دونستم

35:27.661 --> 35:30.701
‫اون همه نَرِ آلفا بوده.
‫هیچکدوم شانس‌شون رو امتحان نکردن؟

35:30.781 --> 35:33.061
‫معلومه که امتحان کردن.
‫همه می‌خواستنش

35:33.781 --> 35:37.541
‫احتمالاً شرط بسته بودن.
‫ولی اون تمایل نداشت

35:38.061 --> 35:40.741
‫وقتی ازشون حرف می‌زد،
‫انگار در حدش نبودن

35:40.821 --> 35:42.381
‫با هیچکدوم رفتار دوستانه نداشت؟

35:42.461 --> 35:43.701
‫نمی‌دونم

35:44.221 --> 35:45.421
‫شاید لیام

35:46.021 --> 35:50.061
‫باهم روی پرونده فینچ کار می‌کردن،
‫بیشتر هم صمیمانه بود تا دوستانه

35:50.141 --> 35:51.941
‫- لیام تیلور؟
‫- آره

35:52.461 --> 35:55.421
‫دادستان خوبی بود.
‫و زندگی زناشویی شادی هم داشت

35:56.061 --> 35:58.781
‫پس همیشه مثل بقیه دنبال اون نبود

35:58.861 --> 36:01.501
‫- چرا میگی شاد بوده؟
‫- مریت اینجوری می‌گفت

36:01.581 --> 36:04.981
‫- علاقه‌ای بهش نشون داده بود؟
‫- یه بار درباره‌اش پرسیدم

36:05.501 --> 36:08.661
‫گفت لیام رو بیشتر یه چالش می‌بینه

36:08.741 --> 36:11.581
‫می‌دونست زندگی زناشویی شادی داره.
‫هیچوقت اون کار رو نمی‌کرد

36:11.661 --> 36:15.541
‫پس اگه مریت با کسی بوده،
‫یکی بیرون دفتر بوده

36:27.621 --> 36:31.061
‫- چی کار می‌کنی؟ توریست نیستی که
‫- خوش‌شانسی میاره

36:31.141 --> 36:34.261
‫واسه سگه نه. دو بار دماغش رو عوض کردن. یالا

36:39.461 --> 36:41.261
‫خانم‌ها و آقایون،

36:41.341 --> 36:43.661
‫کوتاه میگم، چون زیاد پُرحرف نیستم

36:43.741 --> 36:45.421
‫آره، باشه

36:45.501 --> 36:46.861
‫باشه، باشه

36:46.941 --> 36:48.341
‫آم...

36:48.981 --> 36:50.421
‫باید افتخار کنید

36:50.501 --> 36:54.661
‫می‌دونم چقدر زحمت کشیدین
‫و چقدر کم براش اعتبار گرفتین

36:54.741 --> 36:58.901
‫ولی مایلم تشکر کنم و بگم کارتون خوب بود،

36:58.981 --> 37:01.621
‫و بُرد خیلی حس خوبی داره

37:06.301 --> 37:08.021
‫تولد کوچولوئه

37:08.101 --> 37:09.181
‫فردا صبح می‌بینمت

37:13.021 --> 37:15.101
‫کارل مورک لاشی

37:15.181 --> 37:17.901
‫لیام تیلور، سر و مر و گنده

37:17.981 --> 37:19.741
‫لیام تیلور، اکرم هستم

37:21.021 --> 37:23.221
‫- شنیدم مُردی
‫- فقط از درون

37:23.301 --> 37:24.621
‫ذکر خیرت بود

37:24.701 --> 37:28.181
‫می‌شه یه لحظه بمونی؟
‫بعد از اینکه با رئیست صحبت کردم

37:28.261 --> 37:30.861
‫تولد کلی‌ـه.
‫شام خانوادگی داریم

37:30.941 --> 37:33.621
‫باشه. هنوز اون روتین خرس قطبی عجیب رو میری؟

37:33.701 --> 37:35.381
‫هر صبح. جوون نگهم می‌داره

37:35.461 --> 37:37.421
‫تا وقتی قلب کوفتیت منفجر بشه

37:38.501 --> 37:40.981
‫- خوشحالم هنوز زنده‌ای
‫- پیدات می‌کنم

37:44.741 --> 37:45.701
‫جشن گرفتین؟

37:45.781 --> 37:48.061
‫سه محکومیت در یک پرونده پولشویی بزرگ

37:48.141 --> 37:49.741
‫توی باشگاه گلف مردم رو آزرده‌خاطر می‌کنی

37:49.821 --> 37:53.301
‫کی واسه گلف وقت داره؟

37:53.381 --> 37:56.101
‫- فکر نکنم آشنا شده باشیم
‫- من اکرم هستم

37:56.181 --> 37:57.621
‫چترم رو نگه می‌داره

37:57.701 --> 37:59.421
‫کاری از دستم بر میاد،

37:59.501 --> 38:02.461
‫به جز گوش کردن به صحبت‌های منسوخت درباره آب و هوا؟

38:02.541 --> 38:04.261
‫«به همین زودی دلتنگتم»

38:05.421 --> 38:06.341
‫ببخشید؟

38:06.421 --> 38:10.741
‫«مشتاق سری بعد هستم. همون اتاق، همون تخت»

38:10.821 --> 38:12.181
‫ور ور ور

38:12.261 --> 38:13.421
‫ببخشید، نمی‌فهمم چی گفتی

38:13.501 --> 38:16.741
‫یادداشتی بود که به گل‌های ارسال‌شده به مریت وصل بود

38:16.821 --> 38:17.861
‫کی فرستاده؟

38:17.941 --> 38:21.301
‫یه تحسین‌کننده با اول اسم «اِس»

38:22.341 --> 38:23.981
‫که اینطور

38:24.061 --> 38:26.221
‫می‌دونی ممکنه کی باشه، استیون؟

38:26.301 --> 38:27.261
‫نه

38:27.781 --> 38:30.941
‫محض شفاف‌سازی، من و مریت
‫هیچوقت از زندگی خصوصیش صحبت نکردیم

38:31.021 --> 38:32.901
‫تو سرپرستش بودی، مربیش بودی

38:32.981 --> 38:36.021
‫دلیل محکم‌تر. نمی‌دونستم
‫بیرون از دفتر چی کار می‌کنه

38:36.101 --> 38:39.581
‫داخل دفتر چی؟
‫مردم همیشه روابط کاری دارن

38:39.661 --> 38:42.461
‫و بازم انتظار دارم حرفه‌ای رفتار کنن

38:42.541 --> 38:46.301
‫اگه مردم کاری رو می‌کردن که ازشون
‫انتظار داریم، من و تو بی‌کار بودیم

38:46.381 --> 38:47.661
‫اوه

38:47.741 --> 38:50.461
‫اونجوری خیلی بد می‌شد، نه؟

38:51.661 --> 38:55.021
‫حرف دیگه‌ای هست؟
‫یا می‌خوای یه سؤال دیگه بندازی وسط؟

38:58.701 --> 38:59.701
‫امروز نه

39:01.581 --> 39:03.261
‫از آشناییت خیلی خوشحال شدم،

39:04.021 --> 39:05.421
‫جناب دادستان

39:05.501 --> 39:06.821
‫گمشو بابا

39:14.661 --> 39:17.341
‫- یه فنجون چای میاری؟
‫- باید خواب باشی

39:17.421 --> 39:20.701
‫- این بار صبر کن آب جوش بیاد
‫- هر چی

39:23.781 --> 39:26.741
‫- یه بیسکوئیت هم کنارش میاری؟
‫- بخواب!

39:49.501 --> 39:50.701
‫آفرین، مریت

40:10.741 --> 40:12.301
‫آب قشنگه

40:14.541 --> 40:16.501
‫فقط با دیدنت کیرم جمع شد

40:16.581 --> 40:19.821
‫باید امتحانش کنی.
‫روش بیدار شدن خیلی خوبیه

40:19.901 --> 40:21.981
‫با این فرض که آدم بخواد بیدار بشه، آره

40:22.541 --> 40:25.301
‫توی اون کنفرانس‌های پرونده اول صبحی یادمه چطوری بودی

40:25.821 --> 40:27.341
‫خیلی خوش‌برخورد

40:27.421 --> 40:29.781
‫حالا که صحبت از سرما و پرونده شد...

40:30.541 --> 40:31.821
‫آره، باشه

40:31.901 --> 40:34.781
‫تو و مریت لینگارد
‫باهم روی پرونده گراهام فینچ کار کردین

40:35.621 --> 40:36.461
‫درسته

40:36.541 --> 40:37.981
‫به نظرت چطور آدمی بود؟

40:38.061 --> 40:40.061
‫جاه‌طلب. رو مُخ

40:41.861 --> 40:44.581
‫خیلی متمرکز بود.
‫خیلی اهل کار تیمی نبود

40:45.101 --> 40:48.421
‫- همکارهاش رو خیلی محترم نمی‌شمرد؟
‫- نه

40:49.061 --> 40:50.821
‫ولی هیچوقت باهاش مشکلی نداشتم

40:51.381 --> 40:55.101
‫دستیار سابقش گفت مریت تو رو یه چالش می‌دونسته

40:56.421 --> 40:58.381
‫- چالش؟
‫- آره دیگه، می‌دونی...

40:59.901 --> 41:02.581
‫یه امتحان... یه جایزه واسه برنده شدن

41:03.981 --> 41:05.501
‫گمونم باعث افتخارمه

41:05.581 --> 41:07.621
‫همه میگن مریت عاشق چالش بوده

41:07.701 --> 41:09.901
‫تو تمام امتحان‌ها قبول می‌شده،
‫تمام جایزه‌ها رو می‌بُرده

41:09.981 --> 41:12.541
‫برام سؤاله، اگه تو رو یه چالش می‌دونسته،

41:13.261 --> 41:14.741
‫اقدامی براش کرده؟

41:14.821 --> 41:18.421
‫و چون معمولاً به خواسته‌اش می‌رفته،
‫اگه اقدامی براش می‌کرده...

41:21.981 --> 41:24.061
‫- سؤالم اینه که...
‫- مریت رو گاییدم؟

41:24.141 --> 41:26.821
‫- یا برعکس، آره
‫- محض رضای سگ، کارل

41:26.901 --> 41:28.221
‫نظرم رو عوض کن، لیام

41:28.821 --> 41:31.581
‫بگو چی شده.
‫بگو کار به اونجا نرسید

41:31.661 --> 41:34.341
‫- نمی‌دونم چی بگم
‫- میگی که اتفاق نیفتاده

41:37.341 --> 41:38.381
‫نیفتاده

41:40.701 --> 41:42.421
‫- دهنت رو گاییدم، لیام
‫- کارل...

41:45.301 --> 41:46.501
‫مارتا خبر داره؟

41:47.101 --> 41:48.101
‫معلومه که نه

41:49.101 --> 41:50.101
‫معلومه که نه

42:01.941 --> 42:03.381
‫چطوری شروع شد؟

42:03.461 --> 42:06.421
‫همونطور که گفتی، مریت بهم نظر داشت

42:06.501 --> 42:08.501
‫بعد از کار رفتیم واسه مشروب

42:09.021 --> 42:10.341
‫دوتامون یکم مست کردیم

42:10.901 --> 42:13.221
‫اون ازم لب گرفت و اوضاع دست به دست هم داد

42:13.301 --> 42:16.541
‫- یه ماه ادامه داشت
‫- یه ماه طول کشید تا سر عقل بیای

42:16.621 --> 42:18.141
‫از طرف مریت بود. اون تمومش کرد

42:19.381 --> 42:20.381
‫چرا؟

42:21.981 --> 42:25.861
‫کرد دیگه. بدون هشدار، بدون توضیح، بدون دعوای بزرگ

42:25.941 --> 42:28.221
‫فقط گفت «ممنون. اینورها می‌بینمت»

42:29.661 --> 42:31.381
‫بعدش دیگه فاصله‌ام رو ازش حفظ کردم

42:32.461 --> 42:34.741
‫تو متأهلی.
‫اون هیچوقت کسی رو نمی‌برد خونه‌اش

42:34.821 --> 42:37.061
‫- کجا همدیگه رو می‌دیدین؟
‫- هتل

42:37.141 --> 42:39.741
‫- کدومش؟
‫- پرنس گاردن

42:39.821 --> 42:41.261
‫براش گل فرستادی؟

42:41.341 --> 42:42.461
‫متنفر بود از این کار

42:42.541 --> 42:44.101
‫تاریخی یادت میاد؟

42:44.661 --> 42:48.261
‫- نه، ولی... همیشه اون پول می‌داد
‫- هوات رو هم داشته

42:48.341 --> 42:51.501
‫- به احتمال زیاد سوابقش باشه
‫- خیلی وقت پیش بوده

42:52.021 --> 42:54.101
‫بیش از یک سال قبل از ناپدید شدنش بود

42:55.181 --> 42:57.501
‫هیچکدومش ربطی به تحقیقات تو نداره

42:57.581 --> 43:00.341
‫فقط اگه خودت به مارتا بگی قراره بفهمه

43:00.421 --> 43:01.621
‫لازم نیست توی یه پرونده ثبت بشه؟

43:01.701 --> 43:05.461
‫پس باهم رابطه داشتین.
‫اون ولت می‌کنه. حس کردی بازی خوردی

43:05.541 --> 43:09.061
‫- بعد یه سال صبر کردم تا بکشمش؟
‫- نمی‌دونم کسی کشتتش یا نه

43:09.941 --> 43:13.181
‫باید بهش فکر کنی دیگه.
‫تحقیقات یعنی جرمی در کاره

43:13.261 --> 43:15.221
‫جرم واقعی...

43:15.901 --> 43:17.621
‫اون مایوی وامونده توئه

43:20.381 --> 43:22.941
‫نگران نباش. توی پرونده ثبتت نمی‌کنم

43:24.541 --> 43:26.181
‫از یه اسم دیگه استفاده می‌کرد

43:28.461 --> 43:30.341
‫به اسم لیلا گراهام رزرو می‌کرد

43:33.621 --> 43:36.581
‫- مطمئنی؟
‫- یه کارت اعتباری به اون اسم داشت

43:37.541 --> 43:41.341
‫یادمه چون درباره اینکه دادستان‌ها هم
‫دارن کلاهبرداری می‌کنن باهاش شوخی کردم

43:41.421 --> 43:43.221
‫مطمئنم غش‌غش خندیده

43:44.221 --> 43:48.341
‫فقط گفت «حالا جات امنه.
‫یه مدرکی علیه من داری»

44:15.461 --> 44:19.461
‫سربازرس مورک، ایشون مارکوس هستن، معاون مدیر هتل

44:19.541 --> 44:21.021
‫حال شما چطوره، مارکوس؟

44:21.101 --> 44:22.221
‫کارآگاه...

44:22.301 --> 44:25.541
‫...همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫نمی‌تونم بهتون کمک کنم

44:25.621 --> 44:28.581
‫- شرمنده تا اینجا اومدین، ولی متأسفانه...
‫- خفه شو، مارکوس

44:28.661 --> 44:30.901
‫سوابق مهمون‌هاتون رو تا کِی نگه می‌دارین؟

44:30.981 --> 44:33.421
‫- پنج سال، ولی خب...
‫- خفه شو، مارکوس

44:33.501 --> 44:35.781
‫داریم درباره ناپدید شدن یه زن تحقیق می‌کنیم

44:35.861 --> 44:38.261
‫که ممکنه قبل از گم شدنش
‫تو این هتل اقامت داشته

44:38.341 --> 44:42.101
‫مطمئنیم حدود یه سال قبلش اینجا بوده

44:42.181 --> 44:43.861
‫پس می‌شه چهار سال،

44:43.941 --> 44:46.861
‫دوتا المپیک، یه جام جهانی
‫و چهارتا نخست‌وزیر قبل

44:46.941 --> 44:49.261
‫- زحمتش رو بکش
‫- مجوز نیاز دارین

44:49.341 --> 44:52.221
‫فقط واسه تأییده.
‫پنجاه کیلو کوکائین نیست که

44:52.301 --> 44:56.461
‫به هر حال، اجازه ندارم
‫اطلاعات شخصی رو منتشر کنم

44:56.541 --> 44:58.901
‫اون اطلاعات الان تحت محافظت قانونه

44:58.981 --> 45:01.101
‫قانون محافظت از اطلاعات، ۲۰۱۸

45:01.941 --> 45:03.941
‫ممنون اکرم. مفید بودی

45:04.021 --> 45:06.141
‫همونطور که به همکارهاتون گفتم،
‫ممکنه شغلم رو از دست بدم

45:06.221 --> 45:08.661
‫اگه به بالاسری‌هات بگم واسه مهمون‌هات

45:08.741 --> 45:11.661
‫فاحشه‌کِشی می‌کنی، ممکنه شغلت رو از دست بدی

45:11.741 --> 45:12.741
‫چنین کاری نمی‌کنم

45:12.821 --> 45:16.301
‫و یه خدمتکار کوفتی داری که از سبد نظافتیش آکسی معامله می‌کنه

45:16.381 --> 45:19.261
‫- اصلاً حقیقت نداره
‫- می‌دونم. وضع بدیه، نه؟

45:20.421 --> 45:22.621
‫- این آزار و اذیته
‫- زنگ بزن پلیس

45:27.021 --> 45:30.661
‫شش مرتبه توی دو ماه یه اتاق رو رزرو کرده
‫قبل از ناپدید شدنش

45:30.741 --> 45:34.661
‫این همه مدت می‌تونستن سوابق مالی لیلا گراهام رو ردیابی کنن

45:34.741 --> 45:36.181
‫الان داریم انجامش میدیم

45:36.261 --> 45:38.901
‫آخه چه آدمی از اسم مادر مُرده‌اش استفاده می‌کنه؟

45:41.581 --> 45:44.181
‫مهمون دارای اجازه دیگه چیه؟

45:44.701 --> 45:48.381
‫کسی که اجازه داره روم سرویس، صورت‌حساب بار
‫و چیزهای دیگه رو امضا کنه

45:48.901 --> 45:51.861
‫- واسه چی این کار رو بکنه؟
‫- چون اصلاً اینجا نبوده

45:53.181 --> 45:56.101
‫- توی کامپیوتره
‫- لیلا گراهام توی کامپیوتره

45:56.181 --> 45:59.701
‫امضای لیام تیلور روی مدرکیه
‫که مریت رو توی اتاق قرار میده

45:59.781 --> 46:02.461
‫جنده توهمی لامصب

46:02.541 --> 46:07.341
‫دارم آخرین دفعه اینجا بودنش رو می‌بینم
‫و اون اسم لیام تیلور نیست

46:12.541 --> 46:14.461
‫سم هیگ دیگه چه خریه؟

46:16.621 --> 46:19.021
‫خب، امروز روزشه، مریت

46:19.101 --> 46:23.621
‫وقت کافی واسه فکر داشتی.
‫الان وقتشه که جواب سؤال رو بدی

46:23.701 --> 46:26.181
‫چرا اینجایی؟

46:27.021 --> 46:29.501
‫به قول اون ضرب‌المثل،
‫حقیقت آدم رو رها می‌کنه،

46:29.581 --> 46:32.141
‫ولی اگه جواب درست رو ندی،

46:32.941 --> 46:36.701
‫یه ماه دیگه بهت وقت میدیم
‫که بهش فکر کنی و دوباره تلاش کنی

46:51.021 --> 46:55.021
‫[کلیر مارش - لطفاً بیا خونه.]
‫[ویلیام نیازت داره]

47:01.981 --> 47:02.981
‫خوبی؟

47:09.621 --> 47:11.181
‫حدس اول

47:12.141 --> 47:13.461
‫حدس خوبی بزن

47:30.061 --> 47:31.221
‫سم هیگ؟

47:32.181 --> 47:34.381
‫با سم چی کار کردی؟

47:35.661 --> 47:38.181
‫دوست دارم یه روز ببرمت بنی بگ

47:38.261 --> 47:40.821
‫روش خیلی خوبیه که کوهنوردی رو شروع کنی

47:40.901 --> 47:43.541
‫کی گفته می‌خوام کوهنوردی یاد بگیرم؟

47:46.621 --> 47:49.261
‫- لباس پوشیدی
‫- آره، باید برم

47:51.381 --> 47:53.621
‫- اوضاع خوبه؟
‫- آره. یه کاری پیش اومده

47:53.701 --> 47:57.581
‫خب، فقط اگه بهم بگی دوباره کِی می‌تونم ببینمت، می‌بخشمت

47:57.661 --> 47:59.541
‫- یه مدتی نیستم
‫- کجا میری؟

48:00.141 --> 48:01.101
‫مور، یه مدتی

48:01.181 --> 48:05.341
‫- مور. مور چه خبره؟
‫- جزیره است

48:05.941 --> 48:08.621
‫آره، خبر دارم.
‫ولی تو توی مور چی کار داری؟

48:08.701 --> 48:09.941
‫پدرم

48:10.021 --> 48:11.021
‫هوم

48:12.261 --> 48:14.381
‫- چند وقت نیستی؟
‫- کی می‌دونه؟

48:14.461 --> 48:17.501
‫وای. کی می‌دونه یعنی همیشه

48:17.581 --> 48:20.581
‫دست بردار. نمیرم خونه با بابام زندگی کنم

48:20.661 --> 48:22.821
‫باید ببینمش. بعد...

48:22.901 --> 48:24.021
‫بعدش چی؟

48:24.901 --> 48:27.021
‫- وقتی برگشتم بهت زنگ می‌زنم
‫- یعنی کِی؟

48:27.101 --> 48:28.861
‫نمی‌دونم. وقتی برگشتم

48:29.461 --> 48:32.781
‫- خیلی اطلاعات میدی
‫- نمی‌شه بدون تبادل اطلاعات سکس کنیم؟

48:32.861 --> 48:35.021
‫قضیه الان اینه؟

48:35.661 --> 48:36.821
‫فقط سکس؟

48:38.581 --> 48:40.301
‫فکر کردی چیه؟

48:43.901 --> 48:45.261
‫باید برم

48:45.341 --> 48:48.381
‫ولی تو می‌تونی بمونی.
‫روم سرویس سفارش بدی. خوش بگذرونی

48:50.901 --> 48:52.261
‫هی مریت

48:54.501 --> 48:55.501
‫کون لقت

49:08.221 --> 49:12.021
‫با سم چی کار کردی؟

49:15.661 --> 49:16.981
‫ازش استفاده کردم

49:18.381 --> 49:19.781
‫همین؟

49:23.461 --> 49:24.941
‫بی‌عاطفه بودم

49:29.661 --> 49:31.061
‫قضیه در مورد سم‌ـه؟

49:37.421 --> 49:38.501
‫نه

49:40.741 --> 49:44.341
‫ولی سم هیگ به خاطر تو مُرده

49:47.461 --> 49:48.781
‫سم مُرده؟

49:49.301 --> 49:51.981
‫هر بار جواب اشتباه بدی،

49:52.061 --> 49:56.381
‫شرایط رو یکم سخت‌تر می‌کنی

49:57.701 --> 50:02.181
‫پس از حالا به بعد، بهتره قبل از حرف زدن

50:02.261 --> 50:03.781
‫حسابی فکر کنی

50:03.805 --> 50:13.805
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

50:18.581 --> 50:21.661
‫اتاق پرفشار با بالا رفتن فشار،

50:21.741 --> 50:23.461
‫شروع می‌کنه به گرم شدن

50:23.541 --> 50:27.781
‫در فشار پنج اتمسفر، یا عمق ۵۰ متری،

50:27.861 --> 50:33.021
‫دمای داخل محفظه حدود ۳۲ درجه سلسیوس خواهد بود،

50:33.101 --> 50:35.741
‫یا ۹۰ درجه فارنهایت

50:35.821 --> 50:39.501
‫قاعده‌ی کلی اینه که هرچی عمیق‌تر بری، هوا گرم‌تر می‌شه

50:39.581 --> 50:43.941
‫اکسیژن متراکم‌تر می‌شه، و نفس کشیدن سخت‌تر

50:44.021 --> 50:47.821
‫ممکنه فرد دچار هایپراکسی بشه،

50:47.901 --> 50:51.541
‫یعنی سطح بالای دی‌اکسید کربن در تنفس

50:51.621 --> 50:56.461
‫علائمش شامل لرزش، تعریق، گیجی،

50:56.541 --> 50:59.261
‫سردرد و تاری دید می‌شن

50:59.285 --> 51:09.285
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

51:09.309 --> 51:19.309
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
