WEBVTT

00:01.021 --> 00:08.951
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.951 --> 00:11.261
‫- اصلاً چرا اومدی اینجا؟
‫- بررسی جسمانی روتین

00:11.261 --> 00:13.341
‫دخترش از لنکستر زنگ زد

00:13.341 --> 00:17.301
‫گفت باباش چندروزه جواب گوشیش رو نداده.
‫وقتی رسیدم در باز بود، پس...

00:17.301 --> 00:18.701
‫باز بود یا قفل نبود؟

00:18.701 --> 00:20.541
‫باز بود

00:23.541 --> 00:24.941
‫جسد روی صندلیـه

00:29.621 --> 00:30.621
‫خیلی‌خب

00:35.621 --> 00:37.889
‫خب، می‌خوام یه حدس خرکی بزنم و

00:37.914 --> 00:39.636
‫بگم که آلت قتاله اینه

00:39.661 --> 00:42.381
‫آره، من که میگم با چاقو زده تو سرش

00:42.381 --> 00:43.941
‫عجله کار شیطونه، بازرس هاردی

00:43.941 --> 00:47.221
‫شاید پرت شده رو چاقوهای آشپزخونه و

00:47.221 --> 00:50.077
‫بعدش هم عقب عقبکی افتاده رو

00:50.101 --> 00:51.421
‫صندلی محبوبش

00:51.421 --> 00:53.181
‫و موقع نشستن، قالی رو هم گرفته دستش؟

00:53.181 --> 00:55.901
‫- کاملاً منطقیـه
‫- لااقل راحت بوده

00:55.901 --> 00:58.341
‫این چاقویی که رفته تو سرش
‫چقدر قشنگـه

00:58.341 --> 01:02.181
‫- اون اسلحه از اینجا اومده
‫- بهش دست نزن

01:02.781 --> 01:04.901
‫دستای تخمیت رو بگیر پشتت، خب؟

01:04.901 --> 01:06.021
‫بله قربان

01:06.021 --> 01:08.301
‫چندوقته اومدی تو این کار؟
‫یه ماه؟

01:08.301 --> 01:09.581
‫سه ماه قربان

01:09.581 --> 01:12.901
‫با توجه به گلدونی که بیرون دیدم،
‫اندازه‌ی دفعاتیـه که بالا آوردی

01:12.901 --> 01:14.221
‫به‌خاطر بوی اینجاس قربان

01:14.221 --> 01:16.501
‫آپولو که نمی‌خوای هوا کنی.
‫پنجره رو باز کن خب

01:16.501 --> 01:18.341
‫اصلاً بررسی‌شون کردی دیگه؟

01:18.341 --> 01:19.981
‫بر... بررسی؟

01:19.981 --> 01:21.781
‫آره، بررسی‌شون کردی؟

01:21.781 --> 01:24.421
‫بازن؟ بستن؟ قفلن؟ شکستن؟

01:24.421 --> 01:26.461
‫اینجا در دیگه‌ای نداره؟
‫به‌زور وارد شده؟

01:26.461 --> 01:29.061
‫هرکُسشری جز این که بگی
‫«اَه، بو میده»

01:29.061 --> 01:30.621
‫که خودمون هم می‌دونیم

01:31.821 --> 01:33.741
‫بهم دستور دادن منتظر تیم بمونم

01:38.981 --> 01:41.181
‫پس برو بیرون و منتظر بمون

01:41.181 --> 01:45.061
‫یا برو و چیزایی که گفتم رو بررسی کن تا
‫با کله‌ی پوکت یه چیزی یاد بگیری

01:45.581 --> 01:47.301
‫با آشپزخونه شروع کن، خب؟

01:48.981 --> 01:50.461
‫به چیزی دست نزن

01:51.061 --> 01:52.701
‫عجب مربی محشری هستی

01:52.701 --> 01:54.461
‫می‌دونم. استعداده دیگه

01:54.841 --> 02:00.121
‫مترجم: «محمدعلی sm»

02:00.121 --> 02:07.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:10.708 --> 03:13.791
« بخش کیو »

03:20.141 --> 03:22.421
<i>‫شما یک پیغام جدید دارید</i>

03:22.421 --> 03:24.741
<i>‫می‌دونم داری به این پیام‌ها گوش میدی</i>

03:24.741 --> 03:27.261
<i>‫می‌دونم وانمود می‌کنی که اذیتت نمی‌کنن</i>

03:27.261 --> 03:29.941
<i>‫همونطوری که وانمود می‌کنی
‫آدمِ درست‌کاری هستی</i>

03:31.421 --> 03:33.381
<i>‫تو آدم درست‌کاری نیستی مریت</i>

03:33.381 --> 03:36.421
<i>‫تو یه هرزه‌ی خودخواه دغل‌کار عوضی‌ای و</i>

03:36.421 --> 03:38.621
<i>‫خیلی طول نمی‌کشه که پیدات کنم</i>

03:38.621 --> 03:40.600
<i>‫اون قلب سیاهت رو از</i>

03:40.625 --> 03:43.901
<i>‫سینت می‌کشم بیرون و میدم بخوریش</i>

03:43.901 --> 03:46.181
<i>‫پس از آخرین لحظاتت لذت ببر</i>

04:32.541 --> 04:35.741
‫پس لابد فقط حادثه بوده که

04:35.741 --> 04:39.621
‫یه روز قبل از این که قرار بوده
‫همسرتون به خونه‌ی جدید نقل‌مکان کنه،

04:39.621 --> 04:43.621
‫با چهره‌ای‌ ناراحت دیده شده که داشته
‫بدو‌ بدو از رستوران خارج می‌شده،

04:43.621 --> 04:47.021
‫رستورانی که طبق اظهارات شاهدین
‫توش جر و بحث داشتید

04:47.021 --> 04:49.821
‫وقتی هم رسیدید خونه،
‫از راه‌پله پرت شده پایین و...

04:50.781 --> 04:52.501
‫و دچار...

04:52.501 --> 04:54.741
‫...دو شکستی در ناحیه‌ی لگن،

04:55.741 --> 04:59.221
‫شکستگی مچ دست،
‫جراحات متعدد و

04:59.221 --> 05:02.621
‫همچنین ضربه‌ی مغزی شدیدی شده که
‫منجر به مرگ‌شون شده

05:05.421 --> 05:06.501
‫آقای فینچ...

05:08.021 --> 05:10.981
‫چطور چیزی که همه‌ی ما
‫به وضوح می‌بینیم رو نمی‌بینید؟

05:10.981 --> 05:13.781
‫که این زن واضحاً سُر نخورده

05:14.821 --> 05:16.221
‫شما...

05:17.661 --> 05:18.981
‫هُلش دادید

05:22.741 --> 05:25.181
‫بعد از این که موقع شام
‫با همسرتون دعوا کردید

05:25.181 --> 05:27.501
‫چون فهمیده بودید که قصد داره
‫شما رو ترک کنه،

05:27.501 --> 05:29.861
‫شما به گفته‌ی خانواده‌ی خودتون،

05:30.381 --> 05:32.741
‫از کوره در رفتید و
‫از راه‌پله پرتش کردید پایین

05:32.741 --> 05:35.101
‫- من اون رو پرت نکردم پایین
‫- چرا، کردید

05:35.101 --> 05:36.421
‫من پیداش کردم!

05:39.541 --> 05:41.421
‫پایین همون راه‌پله

05:44.741 --> 05:45.741
‫که مُرده بود

05:48.501 --> 05:50.061
‫تموم بدنش پیچ خورده بود

05:53.019 --> 05:55.867
‫هربار که چشمام رو می‌بندم،

05:55.892 --> 05:57.954
‫تو اون حالت می‌بینمش

06:02.061 --> 06:04.141
‫من زنم رو نکشتم،

06:05.861 --> 06:07.821
‫چه تصادفی و چه از عمد

06:10.901 --> 06:11.981
‫من عاشقش بودم

06:14.341 --> 06:17.042
‫و اگه همونطور که میگید،

06:17.067 --> 06:19.834
‫از من و ازدواج‌مون ناراضی بود...

06:23.301 --> 06:24.694
‫من اصلاً نمی‌دونستم

06:26.581 --> 06:28.301
‫زن من زندگیم رو نجات داد

06:30.101 --> 06:33.621
‫من رو تبدیل به آدم بهتری کرد

06:38.421 --> 06:39.421
‫و حالا...

06:44.821 --> 06:45.821
‫من راهم رو گم کردم

06:49.981 --> 06:53.061
‫وقتی وکیل مدافع باید اعتراض کنه
‫اما نمی‌کنه،

06:53.061 --> 06:54.821
‫باید احتمال بدی که تله باشه

06:54.821 --> 06:57.581
‫- لیام
‫- اما... تو بی‌توجه ادامه دادی

06:58.861 --> 07:01.461
‫شاید اگه آدم باتجربه‌تری جات بود،
‫متوجهش می‌شد

07:01.461 --> 07:02.741
‫منظورت چیه؟

07:03.261 --> 07:04.872
‫وقتی گفتی فینچ آدم خشنیـه و

07:04.896 --> 07:07.261
‫واضحاً زنش رو از راه‌پله پرت کرده پایین،

07:07.261 --> 07:09.781
‫وکیلش نشسته بود سر جاش و
‫جیکش در نمی‌اومد

07:09.781 --> 07:10.941
‫حتی فینچ هم فهمید

07:10.941 --> 07:13.021
‫شاید چون حرفم بی‌ربط نبوده

07:13.021 --> 07:16.221
‫- بی‌ربط نبودن و محکمه‌پسند بودن فرق می‌کنن
‫- به شنونده بستگی داره

07:16.221 --> 07:19.021
‫چیزی که هیئت منصفه شنید
‫این بود که اون عاشق زنش بود

07:19.021 --> 07:22.241
‫من قرار بود طناب رو نشونت بدم،
‫نه که کمکت کنم خودت رو باهاش دار بزنی

07:22.241 --> 07:23.981
‫تقصیر تو نیست

07:24.501 --> 07:25.501
‫آره می‌دونم

07:27.061 --> 07:29.741
‫داشت نقش بازی می‌کرد.
‫فینچ داشت عین سگ دروغ می‌گفت

07:29.741 --> 07:33.061
‫طرف باید اسکار ببره.
‫نزدیک بود اشکم رو در بیاره

07:36.861 --> 07:38.101
‫بد نمیگه

07:38.101 --> 07:39.955
‫هنوز سر این عصبانیـه که

07:39.979 --> 07:42.221
‫پرونده رو به من دادی، نه اون

07:42.221 --> 07:44.221
‫شاید، اما با این‌حال بد نمیگه

07:45.021 --> 07:48.701
‫بعضی‌وقتا خیلی تند میری.
‫نمونه‌ی بارزش هم همین امروز بود

07:48.701 --> 07:50.021
‫چی‌کار باید می‌کردم؟

07:50.541 --> 07:53.461
‫من رو به حال خودم ول کردی.
‫نذاشتی از مدرک کریستی استفاده کنم

07:53.461 --> 07:55.368
‫اون بهت کمک نمی‌کرد

07:55.393 --> 07:57.621
‫تازه اوضاع رو بدتر هم می‌کرد

07:57.621 --> 08:01.781
‫- بدون اون، مدرکی نداریم
‫- کلی مدرک داریم

08:03.141 --> 08:06.861
‫همونطور که خودت گفتی،
‫این پرونده یه دروازه‌خالی بود

08:06.861 --> 08:10.221
‫اما همش به هیئت منصفه
از مطمئن بودنت نسبت به

08:10.221 --> 08:12.301
قاتل بودن متهم میگی

08:12.301 --> 08:14.514
‫وقتی اعضای هیئت منصفه با هم تنها شن،

08:14.539 --> 08:16.541
درمورد حقایق پرونده حرف می‌زنن

08:16.541 --> 08:20.221
‫نه این که قاتل چه احساسی داره یا
‫چقدر عاشق قربانی بوده

08:20.221 --> 08:22.901
‫هیچکس نمی‌تونه بگه هیئت منصفه چه رأیی میده

08:22.901 --> 08:25.461
‫- منظورم اینـه که اونا مطمئنن کار اون بوده
‫- جداً؟

08:25.461 --> 08:28.301
‫یا که فقط انتظار داری فکر کنن حق با توئـه؟

08:32.581 --> 08:35.061
‫می‌خواستم بهت بگم با هم
‫بریم یه نوشیدنی‌ بخوریم اما...

08:35.061 --> 08:37.021
‫به‌گمونم باید اون ایده رو بریزم دور

09:35.141 --> 09:36.501
‫کارل مورک؟

09:37.341 --> 09:38.461
‫دکتر ساننبرگ

09:39.341 --> 09:40.781
‫من دکتر اروینگم

09:40.781 --> 09:43.221
‫لگن دکتر ساننبرگ شکسته،
‫برای همین من اومدم جاش

09:48.621 --> 09:49.621
‫انتخابش با خودتـه

10:07.401 --> 10:10.101
‫دکتر ساننبرگ موقع تنیس‌بازی
‫لگنش شکسته، آره؟

10:10.101 --> 10:12.621
‫به من گفتن به‌خاطر یه حادثه
‫توی باغ‌شون بوده

10:13.861 --> 10:15.661
‫تعارف نکن، یکیش رو بردار

10:15.661 --> 10:17.261
‫راکتم رو تو خونه جا گذاشتم

10:17.261 --> 10:18.741
‫اینا درمانی‌ان

10:19.861 --> 10:21.221
‫فشارشون میدی

10:21.221 --> 10:22.421
‫بهت آرامش میده

10:22.421 --> 10:24.381
‫- فایده هم داره؟
‫- امتحان کن

10:39.621 --> 10:40.681
‫همم

10:41.541 --> 10:42.601
‫همم

10:43.181 --> 10:44.741
‫- مال خودت
‫- ممنون

10:45.581 --> 10:47.941
‫نباید ازم سوال بپرسی؟

10:48.461 --> 10:52.261
‫می‌تونم، می‌تونیم هم همینجا بشینیم.
‫۵۰ دقیقه‌ی خودتـه

10:52.261 --> 10:55.061
‫آماده بودم که برم سراغ دوران تلخ بچگیم

10:55.061 --> 10:58.181
‫دوران تلخ بزرگ‌سالیت برام خیلی جالب‌تره

10:58.181 --> 10:59.981
‫«چه حسی داشت کارل؟»

10:59.981 --> 11:02.701
‫سوال اصلیم اینـه که،
‫تیر خوردن چه حسی داره کارل؟

11:03.661 --> 11:06.088
‫شنیدم که میگن مثل این می‌مونه که

11:06.113 --> 11:08.221
‫۱۰۰ تا زنبور یه جات رو نیش بزنن

11:08.221 --> 11:10.111
‫اگه زنبورها آتیش بگیرن و

11:10.135 --> 11:12.636
‫با دوبرابر سرعت صوت،
‫حمله کنن سمت صورتت،

11:12.661 --> 11:14.741
‫میشه گفت مثل همین می‌مونه

11:15.541 --> 11:18.221
‫به تیپت نمی‌خوره مشاور باشی

11:19.821 --> 11:21.301
‫دلت می‌خواست ریش داشتم؟

11:21.301 --> 11:24.821
‫- حداقل سر یه چیزی حرف می‌زدیم
‫- همین الانشم کلی حرف واسه زدن داریم

11:24.821 --> 11:27.861
‫اصلاً درک نمی‌کنم چرا این کارها لازمـه.
‫به هیچ‌وجه

11:27.861 --> 11:29.421
‫دلت نمی‌خواد اینجا باشی؟

11:30.961 --> 11:33.816
‫اشکالی نداره.
‫من هم دلم نمی‌خواد

11:33.841 --> 11:35.694
‫حرف زدن با امثال شما،
شغل طاقت‌فرسائیـه

11:35.719 --> 11:37.547
‫انگار همچین شغلت رو دوست نداری

11:37.572 --> 11:39.578
‫تو حاضر بودی با خودت حرف بزنی؟

11:40.261 --> 11:41.261
‫نکته‌ی خوبی بود

11:41.781 --> 11:43.501
‫خیلی‌خب

11:43.501 --> 11:46.221
‫از این سوال که میگن
‫«تیر خوردن چه حسی داره» خسته شدم

11:48.341 --> 11:50.981
‫- یه سوال دیگه بپرس
‫- اجازش رو بهم میدی؟

11:50.981 --> 11:52.061
‫تا ببینیم چی میشه

11:52.661 --> 11:55.621
‫تو پروندت دیدم که داروی ضدافسردگی می‌خوری

11:55.621 --> 11:58.021
‫- این هم تو پروندمـه؟
‫- به‌همراه چیزهای دیگه

11:58.021 --> 12:00.261
‫- مثلاً؟
‫- فقط یه نگاه بهش انداختم

12:01.541 --> 12:03.661
‫تاحالا احساس افسردگی کردی کارل؟

12:03.661 --> 12:04.821
‫نه بیشتر از حد معمول

12:04.821 --> 12:08.141
‫اگه یکی شلیک می‌کرد تو صورت من،
‫شاید احساس افسردگی می‌کردم

12:08.441 --> 12:10.941
‫- شاید احساس عصبانیت می‌کردم
‫- من که نکردم

12:10.941 --> 12:12.821
‫- پس همه‌چی مرتبـه؟
‫- از طرف من آره

12:12.821 --> 12:16.061
‫پس لازم نیست درمورد مشکلات بدخوابی و
‫اضطراب ازت سوال بپرسم

12:16.061 --> 12:19.101
‫چون اصلاً همچین مشکلاتی نداری

12:19.101 --> 12:21.301
‫من اصلاً زیاد نمی‌خوابم

12:22.421 --> 12:24.541
‫پس الکی داریم وقت‌مون رو هدر میدیم

12:24.541 --> 12:26.101
‫این‌ها رو خودت گفتی،
‫نه من

12:39.661 --> 12:43.421
‫باشه. حرف زدنت با
‫مامورهای پلیس رو درک می‌کنم

12:47.581 --> 12:51.381
‫واقعاً؟ می‌خوای همینطوری جلوی من
‫به غذا خوردن ادامه بدی؟

12:51.381 --> 12:54.581
‫معمولاً الان وقت ناهارمـه اما
‫گفتم وقتم رو برات خالی کنم

12:54.581 --> 12:57.341
‫البته قبل این که حالت رو بدونم
‫این تصمیم رو گرفتم

12:57.341 --> 12:58.681
‫گفتم که درک می‌کنم چی میگی

12:58.681 --> 13:01.541
‫کارل، حقیقت اینـه که حتی
‫یه کامپیوتر هم می‌فهمه ‫که

13:01.541 --> 13:03.341
بعد از حادثه‌ی لیث پارک

13:03.341 --> 13:06.181
‫توی روابط اجتماعیت،
‫دچار مشکل میشی

13:06.781 --> 13:09.861
‫و بالاخره یه موقعی می‌رسه که
‫به کمک احتیاج پیدا می‌کنی

13:09.861 --> 13:12.961
‫من قبل از این که تیر بخورم هم
‫توی روابط اجتماعی مشکل داشتم

13:12.961 --> 13:14.121
‫آره

13:14.861 --> 13:16.501
‫عبارتِ «عقده‌ی خودبرتربینی» رو

13:16.501 --> 13:18.981
‫میشه خلاصه‌ی پرونده‌ی پرسنلیت دونست

13:19.006 --> 13:21.227
‫همون پرونده‌ای که
به‌زور یه نگاهی بهش کردی؟

13:21.251 --> 13:23.251
‫نگفتم «به‌زور»

13:23.581 --> 13:27.081
‫کارل، تو نسبت به بقیه برتری؟

13:27.861 --> 13:30.041
‫خب توقع زیادی نیست، هست؟

13:30.981 --> 13:31.981
‫وای

13:51.621 --> 13:53.827
‫اظهارنامه‌ای از یکی از شاهدین،

13:53.851 --> 13:56.221
‫یعنی کارولین کِر رو براتون می‌خونم

13:57.261 --> 13:59.621
‫«صبح روز ۱۷ اکتبر،

13:59.621 --> 14:02.541
‫داشتم با بچه‌ی هشت ماهه‌م
‫توی لیث پارک قدم می‌زدم که

14:03.261 --> 14:05.365
‫دیدم مردی با لباس تیره،

14:05.389 --> 14:08.161
‫از در پشتی واحد ۲۲۶، واردش شد

14:08.701 --> 14:12.061
‫«حدود ۵ دقیقه‌ی بعد،
‫دیدم که اون مرد از واحد خارج شد و

14:12.061 --> 14:14.339
‫به سمت یک ماشین جمع‌وجورِ
آبی‌رنگ حرکت کرد که

14:14.364 --> 14:16.061
‫ مدلش رو تشخیص ندادم»

14:37.261 --> 14:39.281
‫این اظهارنامه‌ی ۴ ماه پیش‌تون بود

14:39.281 --> 14:40.721
‫می‌دونم

14:40.981 --> 14:43.381
‫اما حالا که بیشتر بهش فکر می‌کنم

14:43.381 --> 14:45.061
‫مطمئن نیستم که همون واحد باشه

14:45.061 --> 14:47.221
‫شما شهادت دادید که مطمئنید

14:47.221 --> 14:48.901
‫اشتباه کردم

14:48.901 --> 14:52.021
‫کارولین، یه مامور پلیس مُرده

14:52.941 --> 14:54.861
‫یه مامور پلیس دیگه فلج شده

14:54.861 --> 14:56.381
‫من هم خیلی ناراحتم

14:56.381 --> 14:58.381
‫اگه کسی تهدیدت کرده

14:58.381 --> 15:00.861
‫یا بهت گفته اظهاراتت رو عوض کنی،
‫می‌تونی بهمون بگی

15:00.861 --> 15:03.381
‫هیشکی تهدیدم نکرده.
‫فکر می‌کردم مطمئنم اما نبودم

15:03.381 --> 15:06.581
‫- کارولین، تو یکی رو دیدی
‫- نه. فقط فکر کردم که دیدم

15:07.501 --> 15:08.581
‫واقعاً معذرت می‌خوام

15:21.061 --> 15:24.261
‫خدایا، اصلاً آمادگی این رو ندارم که
‫این‌قدر زود برگردی کارل

15:24.261 --> 15:25.701
‫سلام رُز

15:28.781 --> 15:31.341
‫- صورتت که شل و ول نشده
‫- جانم؟

15:31.341 --> 15:34.981
‫خب، فکر می‌کردم یه طرف صورتت
‫کلاً شل و ول میشه

15:34.981 --> 15:37.101
‫تیر خوردم. سکته که نکردم

15:37.101 --> 15:39.141
‫همم. زخمی چیزی داری؟

15:40.621 --> 15:42.401
‫از اینجا اومد و از اون‌ور رفت بیرون

15:42.401 --> 15:43.661
‫ایول

15:43.661 --> 15:46.821
‫حداقل مجبور نیستی مثل برادرزادم
‫کلاه‌‌کاسکت بچگونه سرت کنی

15:46.821 --> 15:49.461
‫- داخلـه؟
‫- بهم می‌خوره دستیار شخصیش باشم؟

15:49.461 --> 15:51.861
‫آره، می‌خوره

15:51.861 --> 15:54.661
‫شاید دیدی که داره میره،
‫شاید شنیدی کجا داره میره

15:54.661 --> 15:55.661
‫ببخشید

15:59.840 --> 16:00.847
‫اون دیگه کیه؟

16:01.221 --> 16:02.321
مزاحم مویرا

16:03.041 --> 16:04.557
‫نه، اومده دنبال کار

16:05.521 --> 16:07.654
‫اینا رو بهم داد تا بذارم اونجا بشینه

16:08.601 --> 16:10.241
‫دندونات رو کرم می‌خوره‌ها

16:11.501 --> 16:13.461
‫خیلی خوشحالم که برگشتی پیش‌مون کارل

16:13.461 --> 16:14.461
‫فعلاً

16:14.981 --> 16:16.221
‫- عوضی
‫- شنیدم

16:16.221 --> 16:17.961
‫خودم خواستم بشنوی

16:22.461 --> 16:24.411
‫ای خدا!

16:24.436 --> 16:26.661
‫واسه همین خواستم
از رسانه‌ها دورش کنم

16:26.661 --> 16:29.221
‫«مادر و فرزندی در کالسکه که
‫شاهد قتل بودند»

16:29.221 --> 16:31.381
‫خودمون خبرنگارها رو
‫بردیم در خونه‌ش

16:31.381 --> 16:34.341
‫احتمال داره توی صحنه‌ی جرم دیده باشنش

16:34.341 --> 16:35.701
‫بعداً فهمیده باشن اونـه

16:35.701 --> 16:38.381
‫اون تنها شاهدت بود.
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

16:38.381 --> 16:39.781
‫زمان بیشتری می‌خوایم

16:39.781 --> 16:41.381
‫چهار ماه وقت داشتی

16:41.901 --> 16:43.821
‫و همچنین چندتا نیروی بیشتر

16:43.821 --> 16:45.581
‫سربازرس مورک امروز برگشته

16:45.581 --> 16:47.381
‫نمی‌شد یکم وقت بدی تا آماده شیم؟

16:47.381 --> 16:49.221
‫مگه کارل آمادگی می‌خواد؟

16:49.221 --> 16:50.781
‫یا خدا، کارل!

16:50.781 --> 16:52.301
‫خودت خواستی من رو ببینی

16:52.301 --> 16:53.501
‫یه ساعت پیش

16:53.501 --> 16:55.661
‫سربازرس بررروس

16:56.261 --> 16:59.261
‫کارل. خوش برگشتی

16:59.261 --> 17:01.701
‫از دیدنت خوشحال شدم.
‫خیلی...

17:01.701 --> 17:02.702
‫تخمی شدم؟

17:02.727 --> 17:04.421
‫اونقدرا عالی نشدی

17:04.421 --> 17:06.181
‫شرمنده که نمردم لوگان

17:06.181 --> 17:07.341
‫حالا طوری نیست

17:07.341 --> 17:11.101
‫- خیلی خوشحال شدیم که برگشتی
‫- فکر کنم منظورت از «خیلی»، «اصلاً» باشه

17:11.101 --> 17:13.221
شاید بهتره درمورد لیث پارک حرف بزنیم

17:13.221 --> 17:14.781
‫همه‌چی رو می‌دونم.
‫اونجا بودم

17:14.781 --> 17:17.701
‫- منظورم تحقیقاتـه
‫- منظور من هم همینـه

17:17.701 --> 17:20.741
‫به‌گمونم از بقایای روی دیوار
‫چیزی دستگیرتون نشده

17:20.741 --> 17:24.461
‫اثر انگشت و دی‌اِن‌ای از کس دیگه‌ای
‫به‌جز من و بازرس هاردی و اندرسون و

17:24.461 --> 17:27.741
‫تصویر ضبط شده‌ی به‌دردبخور‌ و شاهدی که
‫همکاری کنه هم ندارید، درستـه؟

17:27.741 --> 17:29.661
‫تا ۵ دقیقه پیش یه شاهد داشتیم

17:29.661 --> 17:30.701
‫وای

17:31.421 --> 17:33.221
‫آفرین، همینطوری ادامه بدید

17:33.221 --> 17:35.087
‫اونجا رو از قبل پاک‌سازی کرده بودن

17:35.112 --> 17:38.116
‫انگار یه حرفه‌ای از قبل برنامه‌ریزیش کرده

17:38.141 --> 17:41.381
‫- آدم حرفه‌ای من یا هاردی و زنده نمی‌ذاشت
‫- نیروی پشتیبانی رسیده بود

17:41.381 --> 17:43.021
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- خودم باهاشون بودم

17:43.021 --> 17:44.741
‫- دیدی کی شلیک کرد؟
‫- نه

17:44.741 --> 17:46.661
‫خب، من برگشتم

17:47.581 --> 17:51.282
‫ویلسون و کلارک رو ازت می‌گیرم و

17:51.307 --> 17:52.861
‫از نو شروع می‌کنیم

17:52.861 --> 17:54.061
‫برو درت رو...

17:57.821 --> 17:59.861
‫از دیدنت واقعاً خوشحال شدم کارل

18:00.501 --> 18:01.501
‫شرمنده

18:02.021 --> 18:04.316
‫نمی‌تونی درمورد شلیک به خودت تحقیق کنی

18:04.341 --> 18:06.236
‫می‌دونم. فقط می‌خواستم قیافش رو ببینم

18:06.261 --> 18:08.896
‫تاحالا شده با خودت فکر کنی
‫چرا همه ازت بدشون میاد؟

18:08.921 --> 18:10.041
‫نه

18:45.181 --> 18:46.381
<i>‫خب، بعدش؟</i>

18:46.381 --> 18:48.141
<i>‫یعنی اصلاً از خط رد نشده</i>

18:48.781 --> 18:50.261
<i>‫داور گل اعلام کرد</i>

18:50.261 --> 18:52.141
‫نه، خط ‌‌‌نگه‌دار گل اعلام کرد

18:52.141 --> 18:53.741
‫آره، پس یعنی گل بوده

18:53.741 --> 18:55.821
‫نه، خط ‌نگه‌دار گل اعلام کرد
‫چون روس بود

18:56.301 --> 18:58.341
‫آخه چرا باید همچین کاری کنه؟

18:58.341 --> 19:01.141
‫دوران جنگ سرد بود.
‫روس‌های عوضی باهامون مشکل داشتن

19:01.141 --> 19:04.421
‫می‌دونم اما با آلمانی‌ها بیشتر مشکل داشتن.
‫قضیه مال ۱۹۶۶ـه‌ها

19:04.421 --> 19:06.981
‫۲۰ سال بعد از جنگ بوده. بعدش هم...

19:06.981 --> 19:08.021
‫بعدش هم چی؟

19:08.021 --> 19:12.181
‫بعدش هم، آلمان شوروی رو
تو نیمه‌نهایی می‌بره

19:12.181 --> 19:14.781
<i>‫پس خط ‌نگه‌دار می‌تونسته تلافی کنه، نه؟</i>

19:14.781 --> 19:18.221
‫حتی اگه توطئه‌های کُسشری که ایرلندی‌ها
‫از خودشون در آوردن هم درست بود،

19:18.221 --> 19:20.981
‫که اصلاً نیست،
‫کاملاً بی‌ربطه، چون انگلیس باز گل زد

19:20.981 --> 19:22.541
‫- ۴-۲ برنده شدیم. تموم
‫- باشه

19:22.541 --> 19:24.901
‫چون آلمان داشت پرس می‌کرد که
‫بازی رو مساوی کنه

19:24.901 --> 19:28.821
‫که نباید این کار رو می‌کردن چون
‫گل سوم اصلاً‌ قبول نبود

19:28.821 --> 19:31.141
‫- این رو چی میگی؟
‫- من که میگم دست بردار

19:31.141 --> 19:32.981
‫ما برنده شدیم.
‫چرا ول‌کن ماجرا نیستی؟

19:32.981 --> 19:34.941
‫- صبح‌بخیر آقایون
‫- صبر کن دادش

19:34.941 --> 19:36.607
‫مشکل ما حرف زدن‌تونـه

19:36.632 --> 19:39.236
‫کارشناس‌هاتون گیر دادن به ۱۹۶۶

19:39.261 --> 19:43.061
‫مشکل شما اینـه که انگلیس برده و
‫شما نبردین، چون ریدین

19:43.061 --> 19:45.561
‫شما صعود هم نمی‌تونید بکنید
‫چه برسه به این که قهرمان شید

19:45.561 --> 19:49.181
‫اروگوئه‌ی کوفتی ۲ بار قبل از شما قهرمان شده

19:49.181 --> 19:51.655
‫اما نمی‌بینی که ۶۰ سال بعدش

19:51.680 --> 19:53.421
‫این‌قدر گنده‌گوزی کنن

19:53.421 --> 19:55.421
بازرس هاردی، سربازرس مورک

19:55.421 --> 19:58.181
‫اندرسون هستم قربان.
‫بقیه کجان؟

19:58.181 --> 20:01.701
‫به‌گمونم توی راهن.
‫با چی طرفیم؟

20:01.701 --> 20:05.421
‫یه مرد حدوداً ۶۰ ساله که مُرده.
‫بیشتر از این نمی‌دونم... خیلی نزدیک نشدم

20:05.421 --> 20:07.781
‫- از کجا می‌دونی مُرده؟
‫- خب تابلوئـه

20:07.781 --> 20:10.981
‫- تابلوئـه؟
‫- از بوش قربان و...

20:10.981 --> 20:14.341
<i>‫- خودتون ببینید، متوجه میشید
‫- اصلاً چرا اومدی اینجا؟</i>

20:14.341 --> 20:15.541
‫بررسی جسمانی روتین

20:15.541 --> 20:17.581
‫دخترش از لنکستر زنگ زد

20:17.581 --> 20:20.181
‫گفت باباش چندروزه جواب گوشیش رو نداده

20:20.661 --> 20:22.461
‫وقتی رسیدم در باز بود، پس...

20:22.461 --> 20:24.341
‫- باز بود یا قفل نبود؟
‫- باز بود

20:25.061 --> 20:27.196
‫نظرت چیه؟ وایسیم بچه‌ها بیان؟

20:27.221 --> 20:29.187
‫مگه شما نیروی واکنش نیستید؟

20:29.212 --> 20:31.939
‫همین نزدیکی بودیم.
‫گفتیم یه نگاهی بندازیم. مشکلی هست؟

20:35.061 --> 20:36.501
‫شاید هم باشیم

20:39.381 --> 20:41.141
<i>‫جسد روی صندلیـه</i>

20:44.941 --> 20:46.301
<i>‫بر... بررسی؟</i>

20:47.301 --> 20:49.101
<i>‫آره، بررسی‌شون کردی؟</i>

20:49.101 --> 20:51.781
<i>‫بازن؟ بستن؟ قفلن؟ شکستن؟</i>

20:51.781 --> 20:53.781
<i>‫اینجا در دیگه‌ای نداره؟
‫به‌زور وارد شده؟</i>

20:53.781 --> 20:56.341
<i>‫هرکُسشری جز این که بگی
‫«اَه، بو میده»</i>

20:56.341 --> 20:58.061
<i>‫که خودمون هم می‌دونیم</i>

20:58.061 --> 21:00.341
‫بهم دستور دادن منتظر تیم بمونم

21:07.021 --> 21:10.101
‫یا برو بیرون و منتظر بمون

21:10.101 --> 21:13.681
‫یا برو و چیزایی که گفتم رو بررسی کن،
‫با آشپزخونه شروع کن

21:14.981 --> 21:15.981
‫بله قربان

21:18.061 --> 21:19.541
‫به چیزی دست نزن

21:25.381 --> 21:26.981
‫عجب مربی محشری هستی

21:26.981 --> 21:28.741
‫می‌دونم. استعداده دیگه

22:53.301 --> 22:54.381
<i>‫اندرسون هستم قربان</i>

22:54.381 --> 22:56.821
<i>‫چندوقته اومدی تو این کار؟
‫یه ماه؟</i>

22:56.821 --> 22:57.981
<i>‫سه ماه قربان</i>

23:06.301 --> 23:11.421
‫هیچی مثل درگیری مسلحانه
‫آدم رو پیر نمی‌کنه

23:11.421 --> 23:13.101
‫اصلاً دهن آدم سرویس میشه

23:13.621 --> 23:16.101
‫اول میرن به صحنه‌ی جرمی که
‫اصلاً بهشون مربوط نیست

23:16.101 --> 23:18.301
‫بعدش هم یه‌راست میرن وسط کمین

23:18.301 --> 23:21.421
‫سوال اصلی اینـه که اصلاً چرا همون اول
‫تصمیم گرفتن برن اونجا

23:21.421 --> 23:23.381
‫چون مورک احمق دست خودش نیست

23:23.381 --> 23:24.381
‫اون...

23:44.741 --> 23:46.101
‫همین ماشینـه؟

23:47.621 --> 23:48.941
‫جوابش راحتـه، آره یا نه

23:49.461 --> 23:52.341
‫این همون ماشینه‌ست که شاهد گفت
‫تیرانداز ازش پیاده شده؟

23:53.501 --> 23:55.821
‫آره اما اون دیگه شاهد به حساب نمیاد

23:55.821 --> 23:59.261
‫- حرفش رو پس گرفته اما هنوز شاهده
‫- نمیشه آوردش تو دادگاه

23:59.261 --> 24:00.861
‫مگه اینجا دادگاهـه؟

24:02.421 --> 24:04.821
‫- این چیه اینجاس؟
‫- چی کجاس؟

24:06.181 --> 24:08.001
‫نزدیک‌ترین فروشگاه مک‌دونالد کجاس؟

24:08.001 --> 24:09.381
‫یکی کنار کلانتریـه

24:09.381 --> 24:11.061
‫اینجا رو نمیگم

24:11.901 --> 24:13.661
‫نزدیکِ لیث پارکِ لامصب

24:13.661 --> 24:15.381
‫یکی تو خیابون مارکت هست

24:15.381 --> 24:17.981
‫دوربین‌های مداربسته رو بررسی کردید؟

24:17.981 --> 24:19.701
‫خیلی‌خب. بیاید اینجا ببینم

24:22.061 --> 24:23.581
‫این شبیه چی می‌مونه؟

24:24.301 --> 24:26.221
‫- می‌تونه هرکسی باشه
‫- می‌تونه

24:26.741 --> 24:28.261
‫تو مدارک پزشک قانونی نبود

24:28.261 --> 24:30.221
‫پس این هم دومین ریدمان‌تون

24:30.221 --> 24:33.581
‫دیگه چی می‌بینی؟
‫تو چی؟

24:33.581 --> 24:37.021
‫کیسه و لیوان.
‫قبل اومدن ماشین، اونجا نبودن

24:37.021 --> 24:39.421
‫بد نیست یه نگاهی به
‫دوربین‌های مک‌دونالد بندازیم

24:39.421 --> 24:42.101
‫ببینیم یه یارویی با لباس مشکی
‫از اونجا شیر بستنی خریده یا نه

24:42.101 --> 24:44.181
‫چرا تیرانداز باید صحنه‌ی جرم رو
‫ترک کنه و برگرده؟

24:44.181 --> 24:47.661
‫سوالت اشتباهـه.
‫چرا اونجا مونده؟

24:48.901 --> 24:51.701
‫تیرانداز وایساده ببینه
‫سر و کله‌ی کی پیدا میشه

24:51.701 --> 24:53.021
‫از کجا می‌دونی؟

24:53.021 --> 24:54.941
‫خب چه دلیل دیگه‌ای داره؟

24:54.941 --> 24:57.621
‫تئوری ما اینـه که این‌ها
‫دوتا جرم متفاوتن

24:57.621 --> 24:59.021
‫یکی تیراندازی و یکی هم چاقوزنی

24:59.021 --> 25:01.661
‫- خب، بعید بدونم تئوری خوبی باشه
‫- چرا؟

25:01.661 --> 25:04.100
‫چون این یعنی دوتا جرم مجزا انجام شده که

25:04.125 --> 25:06.411
‫نتونستید هیچ غلطی درموردش بکنید

25:08.021 --> 25:11.701
‫تمرکزتون رو بذارید رو تیرانداز.
‫رو این که اون روز چه غلطی کرده

25:11.701 --> 25:13.501
‫همه‌چی روی تخته هست

25:13.501 --> 25:17.441
‫دوربین‌ مک‌دونالد رو هم بررسی کنید

25:17.441 --> 25:18.841
‫خواهش می‌کنم

25:19.621 --> 25:20.941
‫آمار آدم‌کشی بالا رفته

25:21.861 --> 25:25.061
‫هولی‌رود متهم‌مون کرده که چرا
مجرم‌ها از دست‌مون در میرن

25:25.061 --> 25:28.329
‫به‌گمونم باید تلاش بیشتری واسه
حل پرونده‌‌ها بکنیم

25:28.354 --> 25:29.901
دستورش رو میدم

25:29.901 --> 25:31.181
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- مویرا...

25:31.181 --> 25:33.315
‫واقعاً جاناتان؟ تو هم آره؟

25:33.340 --> 25:36.381
‫کسی تو رو متهم به چیزی نکرده.
‫فقط داریم صحبت می‌کنیم

25:36.381 --> 25:40.381
‫صحبتی که با این شروع میشه، «خب مویرا،
‫نظرت درمورد آمار فاجعه‌ی حل پرونده‌ها چیه؟»

25:40.381 --> 25:41.941
‫با ارقامش مخالفی؟

25:41.941 --> 25:44.107
‫اصلاً، اما تیم‌های تحقیقات ویژه‌ی ما

25:44.131 --> 25:46.661
‫بدون افسرهای صحنه‌ی جرم،
‫کارشون رو می‌کنن

25:46.661 --> 25:49.701
‫کلاً دوتا متخصص جرم‌‌شناسی تو بخشن

25:49.701 --> 25:51.661
‫از مشکلات مالی خبر دارم

25:52.181 --> 25:55.101
‫اما نگرانی‌هایی درموردِ
‫برداشتِ مردم وجود داره

25:55.861 --> 25:59.021
‫برداشت مردم نه مشکل منـه و
‫نه مشکل بخشم

25:59.021 --> 26:01.441
‫مشکل من اینـه که پولی که در اختیار ندارم رو

26:01.441 --> 26:03.341
‫چطور رو پرونده‌های واقعی خرج کنم

26:03.341 --> 26:07.301
‫احتمالاً از پرونده‌ی ویندلی توی
ابردین خبر داری

26:07.326 --> 26:09.461
‫فقط در حد چیزهایی که خوندم

26:09.461 --> 26:12.549
‫یکی از مامورهای پلیس که دیگه
‫بازنشست هم شده،

26:12.574 --> 26:13.515
ول‌کنش نشده

26:13.540 --> 26:16.061
‫۱۶ سال بود که حل نشده بود

26:16.061 --> 26:19.021
‫تا این که یه ردی از دی‌ان‌اِی
‫روی لباس‌هاش پیدا کردن

26:19.021 --> 26:20.941
‫واسه شنیدن پادکستش لحظه‌شماری می‌کنم

26:20.941 --> 26:24.061
‫دقیقاً. نمای خوبی داره

26:24.741 --> 26:27.801
‫قاتل رو بعد از چند‌سال که
‫فکر می‌کردن قسر در رفته، گیر انداختن

26:27.801 --> 26:30.941
‫به‌شخصه ترجیح میدم که
‫زودتر دستگیرشون کنیم

26:30.941 --> 26:34.921
‫دبیر هیئت دولت درخواست کرده که
‫یه بخش جدید تشکیل بدیم

26:35.581 --> 26:38.261
‫بخشی که تمرکزش
‫بررسی پرونده‌های مشابهی باشه که

26:38.261 --> 26:40.501
‫می‌تونه در راستای منافع جامعه باشه

26:41.541 --> 26:45.221
‫مگه حل کردن تموم پرونده‌ها
‫در راستای منافع جامعه نیست؟

26:45.781 --> 26:47.621
‫تو پلیس خوبی هستی مویرا اما

26:47.621 --> 26:50.341
‫بعضی‌وقتا چشم‌انداز وسیع‌تر رو
‫فراموش می‌کنی

26:50.341 --> 26:52.941
‫من باید پرونده‌هایی رو حل کنم که
‫دیروز گذاشتن رو میزم،

26:52.941 --> 26:54.981
‫نه اونایی که مال قبل از به دنیا اومدنمـه

26:54.981 --> 26:58.181
‫همین الانش هم تعداد کارآگاه‌هام
‫واسه حل پرونده‌ها کمـه،

26:58.181 --> 26:59.861
‫چه برسه واسه یه بخش جدید

26:59.861 --> 27:01.836
‫باید اشاره کنم که بخش جدید

27:01.861 --> 27:04.001
‫بودجه‌ی مخصوص خودش رو
دریافت می‌کنه

27:05.094 --> 27:06.321
‫چه‌جور بودجه‌ای؟

27:07.341 --> 27:09.274
‫یه بودجه‌ی قابل‌توجه

27:09.941 --> 27:13.661
‫بستگی به پرونده‌های انتخابی داره.
‫هرچی معروف‌تر، بهتر

27:13.661 --> 27:15.945
‫دفتر سلطنتی، فهرستی از پرونده‌هایی که

27:15.969 --> 27:18.061
‫باید درنظر بگیریم رو آماده کرده

27:18.661 --> 27:21.354
‫و البته...

27:21.379 --> 27:23.379
وکیل مدافعی در اختیارت گذاشته میشه

27:25.981 --> 27:28.627
‫یعنی اختیار کامل پرونده‌ها و

27:28.652 --> 27:30.321
بودجه با خودمـه؟

27:31.821 --> 27:33.421
‫بخش خودتـه

27:37.341 --> 27:39.441
‫به‌گمونم بتونم یه‌کاریش بکنم

27:41.641 --> 27:42.654
‫خوبـه

27:44.221 --> 27:47.061
‫خب، حالا کی رو واسه این کار
‫مدنظر داری؟

27:50.401 --> 27:57.401
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:12.501 --> 28:14.741
‫خودم تنهام

28:14.741 --> 28:17.501
<i>‫می‌تونست لحظه‌ی تاثیرگذاری توی بازی باشه</i>

28:17.501 --> 28:19.941
<i>‫اما هنوز دیر نشده</i>

28:19.941 --> 28:21.929
<i>‫جان هارو سرعتش رو کم می‌کنه</i>

28:21.953 --> 28:23.941
<i>‫مک‌کابی پشت توپ ایستاده...</i>

28:29.781 --> 28:30.861
<i>‫توپ به تیرک می‌خوره</i>

28:30.861 --> 28:32.941
<i>‫صدای تیرک رو می‌تونستیم بشنویم</i>

28:32.941 --> 28:35.661
<i>‫این گل می‌تونست یکی از
‫بهترین‌ گل‌های فصل باشه</i>

28:37.941 --> 28:41.221
<i>‫هارو به پرس کردن ادامه میده.
‫توپ در جناج چپ، به مک‌کابی برمی‌گرده</i>

28:47.221 --> 28:51.021
<i>‫بله، اسکات کسل این بار اشتباهی نمی‌کنه...</i>

28:51.467 --> 28:52.867
‫امروز برگشتم

28:56.301 --> 28:59.661
‫هیچی عوض نشده.
‫یه مشت کسخل ریختن اونجا

29:02.581 --> 29:05.561
‫دیگه هرچقدر مونده رو میرم و
‫بعد هم بازنشست میشم

29:07.941 --> 29:11.021
‫بعدش هم از کجا معلوم؟
‫شاید اومدم با تو وقت گذروندم

29:13.501 --> 29:15.561
‫تا درمورد فوتبال جر و بحث کنیم

30:09.061 --> 30:10.301
‫بوی خوبی داره

30:10.821 --> 30:12.701
‫دیگه آخرهاشـه

30:24.421 --> 30:26.901
معلومـه روز سختی داشتی

30:34.701 --> 30:36.561
‫دیگه باقیش رو بسپار به خودم

30:46.061 --> 30:49.341
<i>‫کاملاً باور دارم کسانی که مرتکب
‫جرایم خشونت‌آمیزی میشن</i>

30:49.341 --> 30:51.621
<i>‫هیچوقت واقعاً نمی‌تونن ازش قسر در برن</i>

30:51.621 --> 30:53.781
<i>‫شاید دادگاه آزادشون کنه اما</i>

30:53.781 --> 30:58.061
<i>‫در نهایت وجدان، کارما و کائنات</i>

30:58.061 --> 31:01.421
<i>‫ هرجوری که شده اون‌ها رو
‫ بابت کاری که کردن مجازات می‌کنن</i>

31:01.421 --> 31:02.981
<i>‫ایشون مریت لینگارد بودن،</i>

31:02.981 --> 31:05.701
<i>‫دادستان ارشدِ دادگاه گراهام فینچ که...</i>

31:05.701 --> 31:07.661
<i>‫داره به صدور حکم نزدیک میشه...</i>

31:10.021 --> 31:12.741
‫نمی‌خوای مجبورم کنی
‫این مزخرفات رو ببینم که؟

31:13.781 --> 31:15.061
‫که اینطور

31:19.021 --> 31:20.581
‫هرچی تو بگی

31:21.861 --> 31:24.701
‫به‌شرطی که ربطی به جرم و جنایت و
‫دادگاه نداشته باشه

31:26.661 --> 31:30.501
<i>‫ای بادها، بر اقیانوس‌ها بوزید</i>

31:30.501 --> 31:33.141
<i>‫ای بادها، بر دریاها بوزید</i>

31:33.821 --> 31:36.421
<i>‫ای بادها، بر اقیانوس‌ها بوزید</i>

31:37.181 --> 31:39.821
<i>‫و بانی من رو بهم برگردونید</i>

31:41.221 --> 31:42.821
‫هنوز که نرفتی

31:43.281 --> 31:45.941
‫زحمتی نداشت.
‫دیگه کارهاش رو کردم

31:45.941 --> 31:47.261
‫خیلی لطف کردی

31:47.261 --> 31:50.581
‫- برم پالتوم رو بردارم
‫- برادرم مرد بالغیـه

31:52.621 --> 31:53.781
‫بچه نیست

31:54.421 --> 31:55.701
‫البته

31:56.301 --> 31:58.821
‫منظورم اینـه که پسربچه‌ی تو نیست

31:58.821 --> 31:59.981
‫- می‌دونم
‫- چی؟

32:01.981 --> 32:03.821
‫می‌دونم پسربچه‌م نیست

32:04.341 --> 32:06.361
‫پس همونطوری باهاش رفتار کن

32:06.381 --> 32:07.381
‫باشه

32:46.121 --> 32:51.121
‫♪ آهنگ Run em Down از Graham Lake ♪

33:19.821 --> 33:20.821
‫مارتین!

33:25.501 --> 33:28.781
‫- نمی‌دونم چه انتظاری ازم داری؟
‫ - میشه صداش رو کم کنی؟

33:28.781 --> 33:31.821
‫آره می‌تونم.
‫اول به اون بگو

33:31.821 --> 33:35.221
‫ماهی ۵۰۰ پوند نمیدم که
سرطان گوش بگیرم

33:35.221 --> 33:37.821
‫- همین که غذام رو می‌خوره عاصیم کرده
‫- صدات نمیاد

33:37.821 --> 33:40.520
‫جدی میگم.
درک می‌کنم از تو بدش میاد

33:40.545 --> 33:42.301
‫اما باید سر من خالی کنه؟

33:42.301 --> 33:43.581
‫خیر سرم اینجا کار می‌کنم

33:43.581 --> 33:45.421
‫کار؟ پس یعنی شغل هم داری؟

33:45.421 --> 33:46.621
‫صدات نمیاد

34:02.421 --> 34:04.861
‫- یعنی چی؟
‫- خونه آتیش گرفته

34:04.861 --> 34:08.901
‫- کُس میگی وگرنه بوی دود می‌اومد
‫- اتاقت حال‌بهم‌زنـه

34:10.581 --> 34:13.341
‫خب که چی؟
‫کل این خونه عین آشغال‌دونیـه

34:13.341 --> 34:15.661
‫خب می‌تونی کونت رو تنگ کنی و تمیزش کنی

34:15.661 --> 34:17.781
‫چون مارتین کلفت خونه نیست، خب؟

34:17.781 --> 34:20.101
‫خب من هم تکلیف دارم...

34:20.101 --> 34:21.741
‫تکلیف زیست‌شناسی؟

34:24.181 --> 34:25.581
‫کمش می‌کنی

34:25.581 --> 34:27.789
‫وگرنه هرچی تو این اتاقه رو

34:27.813 --> 34:30.021
‫از پنجره پرت می‌کنم بیرون

34:34.701 --> 34:36.041
‫عوضی

34:36.381 --> 34:38.141
‫این روزها زیاد بهم میگن

35:01.000 --> 35:02.699
« فرستنده‌ی ناشناس »

35:03.002 --> 35:07.000
‫« سلام مریت، خودت می‌دونی که
‫اصلاً به‌درد دادگاه نمی‌خوری »

35:07.024 --> 35:10.224
« تو آدم خوبی نیستی »

35:13.801 --> 35:19.080
‫« وقتی کلمه‌ی عدالت از دهن کثیفت
‫میاد بیرون، بی‌اعتبار میشه »

35:22.543 --> 35:27.029
« بشین پشت همون کامپیوترت و مست کن »

35:39.021 --> 35:41.301
‫- صبح‌بخیر خانم
‫- تو کی هستی؟

35:41.301 --> 35:44.341
‫من اکرم سلیم هستم.
‫چشم‌انتظارتون بودم

35:44.341 --> 35:46.901
‫باید چشم‌انتظار بمونی.
‫خیلی سرم شلوغـه

35:46.901 --> 35:49.861
‫بله، من کارمند پاره‌وقتم،
‫بیشتر توی قسمت کامپیوترم اما

35:49.861 --> 35:52.581
‫امیدوار بودم بتونم بیام تو بخش شما

35:52.581 --> 35:56.261
‫- من تجارب زیادی توی سرزمینم سوریه دارم
‫- با قسمت استخدام حرف بزن

35:56.261 --> 35:59.981
‫بله. گفتن شغلی در دسترس نیست اما
‫اگه یه لحظه وقت‌تون رو بهم بدید...

35:59.981 --> 36:02.261
‫پس متاسفانه نمی‌تونی وارد اینجا شی

36:12.701 --> 36:14.181
‫چطوری تونسته بیاد اینجا؟

36:15.021 --> 36:17.021
‫- اوم...
‫- درست می‌بینم که کارت ورود داره؟

36:17.021 --> 36:18.381
‫نه، اون...

36:18.381 --> 36:21.461
‫تو قسمت کامپیوتر کار می‌کنه.
‫اجازه نداره تو این بخش از اداره باشه

36:21.461 --> 36:23.341
‫اگه اینا رو امتحان کنید،
‫متوجه میشید

36:23.341 --> 36:25.041
‫پرتش کن بیرون

36:40.781 --> 36:41.781
‫تو پلیسی

36:42.741 --> 36:43.741
‫کی گفته؟

36:43.741 --> 36:47.101
‫از زخم رو گردنت معلومـه.
‫به کسی تیر زدی؟

36:47.101 --> 36:48.101
‫امروز نه

36:51.061 --> 36:52.541
‫تاحالا جنازه دیدی؟

36:53.821 --> 36:55.101
‫یه چندتایی

36:55.101 --> 36:57.461
‫- بابابزرگم که مُرد دیدمش
‫- جداً؟

36:57.981 --> 36:59.061
‫خودش رو خیس کرده بود

37:01.981 --> 37:03.381
‫تو که نکشتیش؟

37:03.381 --> 37:07.221
‫نه. مامانم گفت آبجو و چیپس
‫کارش رو به اینجا کشوندن

37:09.101 --> 37:11.041
‫خب، مُردن اینطوری هم بد نیست

37:12.261 --> 37:15.061
‫هی. بخش مخصوص خودم؟

37:15.061 --> 37:16.541
‫تبریک میگم

37:16.541 --> 37:17.701
‫شوخی می‌کنی؟

37:17.701 --> 37:20.381
‫شخص دبیر هیئت دولت دستورش رو داده

37:20.381 --> 37:21.781
‫- جداً؟
‫- آره

37:21.781 --> 37:24.901
‫پرونده‌های حل‌نشده‌ی کل کشور رو
بازبینی می‌کنی

37:24.901 --> 37:27.381
‫یه فهرستی هم از دفتر سلطنتی اومده

37:28.061 --> 37:30.141
‫می‌تونی هرکدوم رو که خواستی انتخاب کنی

37:30.661 --> 37:32.781
‫رابط مخصوص خودت رو هم داری

37:32.781 --> 37:35.141
‫رابط؟ منظورت... وکیلی چیزیـه؟

37:35.581 --> 37:36.901
‫اگه دلت بخواد

37:36.901 --> 37:38.781
‫دقیقاً کیا زیر دستم کار می‌کنن؟

37:39.541 --> 37:40.621
‫فقط خودتی

37:40.621 --> 37:42.301
‫بخشی که فقط خودم توش کار می‌کنم؟

37:42.301 --> 37:45.261
‫خب یه دفتر داری،
‫با هرچقدر منابع که بخوای

37:45.261 --> 37:46.421
‫خب ماشین لازم دارم

37:48.341 --> 37:50.474
‫نه، نمیشه که بهت ماشین بدیم

37:50.499 --> 37:52.461
‫برنامه‌ی «میلیونر شو» که نیست

37:52.461 --> 37:54.981
‫خودت گفتی باید پرونده‌های کل کشور رو
‫بازبینی کنم

37:54.981 --> 37:58.061
‫اگه یه پرونده تو «اینورنس» بود چی؟
‫انتظار داری سوار اتوبوس شم؟

37:58.061 --> 37:59.461
‫ببینیم چی‌کار میشه کرد

38:00.021 --> 38:03.821
‫پس به معاون رئیس‌ پلیس بگم که موافقی؟

38:03.821 --> 38:05.421
‫حالا این دفتر کجا هست؟

38:12.341 --> 38:14.461
‫کیو؟ اونجا دیگه کدوم گوریه؟

38:14.461 --> 38:16.021
‫طبقه‌ی پایین

38:16.021 --> 38:18.301
‫دفترهای طبقه‌ی پایین شماره‌گذاری شدن مویرا

38:18.301 --> 38:21.381
‫منظورم طبقه‌ی پایینِ پایین بود

38:34.221 --> 38:35.941
‫عجب قبرستونی

39:35.887 --> 39:38.454
« اتاق دوش »

40:13.901 --> 40:14.941
‫خدایا

40:55.061 --> 40:56.061
‫آره

40:57.021 --> 40:58.901
‫همین کار رو در میاره

40:58.901 --> 41:02.541
‫دیگه نمی‌تونم بذارم اینجا بمونی.
‫دستور رئیسـه

41:02.541 --> 41:04.541
‫این‌طور که پیداست،
‫شیرینی‌خور نیست

41:04.541 --> 41:06.181
‫اینا محشر بودن

41:06.181 --> 41:08.021
‫دستور پخت مخصوص همسرمـه

41:09.501 --> 41:12.041
‫اگه بدونه دوست داشتید
‫خیلی خوشحال میشه

41:12.701 --> 41:15.041
‫بابت مهمون‌نوازی‌تون ممنونم

41:16.101 --> 41:18.301
‫اوه، اون رو باید ازت بگیرم

41:19.101 --> 41:20.541
‫- بله،‌ درستـه...
‫- ...کارت عبور

41:23.221 --> 41:24.421
‫ممنون

41:26.661 --> 41:27.661
‫موفق باشی

41:37.541 --> 41:39.181
‫لعنت بهت رُز!

41:39.181 --> 41:40.541
‫رئیس گفت بهم بگم که

41:40.541 --> 41:43.261
‫می‌خواد بدونه کدوم پرونده رو
‫اول انتخاب می‌کنی؟

41:44.881 --> 41:46.421
‫عالی شد

41:47.501 --> 41:48.701
‫چه برنامه‌ای داری؟

41:49.381 --> 41:51.861
‫برنامه این‌ بود که یه چند دقیقه
‫کپه‌ی مرگم رو بذارم

41:51.861 --> 41:55.141
‫احتمالاً یکی رو بخوای که
‫کمکت کنه پرونده‌ها رو بررسی کنی

41:56.621 --> 41:58.981
‫کاملاً درست میگی

42:01.541 --> 42:02.941
‫منظورم این...

42:05.021 --> 42:06.021
‫گه توش

42:06.541 --> 42:08.994
‫رو تک‌تک میزها باید تلفن و

42:09.018 --> 42:10.787
‫کامپیوتر جدید باشه

42:11.301 --> 42:13.701
‫تلفن‌های قدیمی‌تون رو
بندازین تو این سبد کوچیک

42:13.701 --> 42:14.741
‫خب؟

42:21.861 --> 42:23.301
‫مویرا؟

42:23.301 --> 42:24.221
‫سلام!

42:24.221 --> 42:26.421
‫- ای گه بره توش
‫- سلام

42:27.581 --> 42:29.661
‫ازم انتظار نداشته باش
‫برم سراغ پرونده‌ها

42:30.261 --> 42:32.181
‫فقط باید یکیش رو انتخاب کنی

42:32.181 --> 42:35.381
‫مدارک چند ده‌سال اون پایینـه.
تکی نمی‌تونم

42:35.381 --> 42:39.301
‫فکر می‌کردم توجیه شدی که فقط خودتی.
‫توانایی‌هات رو نادیده نگیر

42:39.301 --> 42:41.838
‫اون تلویزیون بزرگ رو بذار تو دفترم و

42:41.863 --> 42:43.829
‫صندلی رو هم بذار پشت میزم

42:45.821 --> 42:48.381
‫فقط داریم... وسایل رو جابجا می‌کنیم

42:48.381 --> 42:51.981
‫گفتی شخص دبیر هیئت دولت
‫درخواست این بخش رو کرده

42:51.981 --> 42:54.461
‫و آبروی کل سازمان به مو بنده

42:54.461 --> 42:56.301
‫خب، این دیگه اغراقـه

42:56.301 --> 42:58.781
‫پس می‌تونم دعوتش کنم بیاد دفترم دیگه؟

42:58.781 --> 43:01.921
‫می‌تونیم بشینیم رو سنگ‌ توالت‌ها و
‫درمورد پرونده‌ها حرف بزنیم

43:02.381 --> 43:05.701
‫باشه. یه دستیار برات پیدا می‌کنم که
‫بارت رو سبک کنه، خب؟

43:05.701 --> 43:08.461
‫همم، در ضمن اینجا اصلاً قرار نبوده
‫دفتری در کار باشه

43:08.461 --> 43:11.101
‫پس اگه میشه یکم از این بودجه‌ی بازسازی رو
‫به من هم بده

43:11.101 --> 43:13.821
‫- اگه چیزی باقی مونده
‫- لگد به بختت نزن

43:13.821 --> 43:16.021
‫تا آخرِ هفته، اولین پرونده رو می‌‌خوام

43:16.021 --> 43:17.021
‫باشه، باشه

43:18.381 --> 43:22.101
<i>‫در دیوان عالی دادگستری،
‫دادگاه شماره‌ی ۶</i>

43:22.101 --> 43:25.261
<i>‫دادستان‌های اعلی‌حضرت
‫دربرابر گراهام فینچ</i>

43:27.381 --> 43:30.381
‫از نماینده‌ی هیئت منصفه
‫درخواست دارم که بایستند

43:33.221 --> 43:35.101
‫آیا به رای نهایی رسیدید؟

43:35.101 --> 43:36.101
‫بله

43:36.621 --> 43:39.901
‫رای نهایی شما درمورد این اتهام قتل چی هست؟

43:40.461 --> 43:42.581
‫اتهام وارد نیست

43:43.341 --> 43:44.341
‫آقای فینچ...

43:46.781 --> 43:50.269
‫هیئت منصفه شما را تبرئه کرد و

43:50.294 --> 43:52.927
‫هم‌اکنون از جایگاه متهم آزاد هستید

43:54.094 --> 43:55.101
‫ختم جلسه

44:23.541 --> 44:25.101
‫خانم‌ها و آقایون، اجازه بدید

44:26.901 --> 44:29.854
‫این پرونده به وضوح، تاثیر عاطفی زیادی

44:29.878 --> 44:31.761
‫روی طرفین درگیر داشته

44:32.301 --> 44:35.301
‫دولت سلطنتی ترجیح می‌دادن که
‫جور دیگه‌ای پیش می‌رفت و

44:35.301 --> 44:38.301
‫حالا راهکارهای پیش‌ رومون رو
بررسی می‌کنیم

44:39.661 --> 44:41.341
‫- برو
‫- کجا؟

44:41.341 --> 44:43.301
‫مهم نیست. فقط برو

44:59.793 --> 45:02.633
« حقت بود جنده »

45:02.657 --> 45:07.170
‫« اما به‌زودی این مسائل بی‌اهمیت میشن
‫چون تو بی‌اهمیت میشی »

45:07.947 --> 45:12.927
‫« من این موضوع رو گزارش کردم.
‫پیدات می‌کنن »

45:12.951 --> 45:15.078
« خخ »

45:28.141 --> 45:29.167
‫سلام؟

45:30.421 --> 45:33.021
‫قربان؟

45:37.061 --> 45:38.701
‫خیلی‌خب.
‫هل بدید، هل بدید

45:50.101 --> 45:51.101
‫اوه، شرمنده

45:52.701 --> 45:53.741
‫تو کی هستی؟

45:53.741 --> 45:57.621
‫از طبقه‌ی بالا فرستادنم.
‫دستیار جدیدتونم

46:03.341 --> 46:04.501
‫اکرم سلیم

46:08.861 --> 46:10.101
‫کارآگاه دیکسون، بفرمایید

46:10.101 --> 46:12.321
‫چرا حس می‌کنم این لطف رو مدیون تو ام؟

46:12.321 --> 46:13.781
‫ظاهراً با اکرم آشنا شدی

46:13.781 --> 46:16.101
‫یه‌جور شوخی مسخره‌ست دیگه؟

46:16.101 --> 46:18.501
‫اون خیلی... مشتاقـه

46:18.501 --> 46:21.341
‫آره که یعنی خیلی هم رو مخـه

46:21.341 --> 46:24.101
‫اوه، پس خدا خوب در و تخته رو
‫با هم جور کرده

46:25.261 --> 46:26.701
‫اِی...

46:30.141 --> 46:32.461
‫- اکرم بودی دیگه؟
‫- بله قربان

46:32.461 --> 46:35.703
‫کارلم، نه قربان.
خیلی سرم شلوغـه و

46:35.728 --> 46:37.196
‫کلی کار رو سرم ریختـه

46:37.221 --> 46:39.341
‫من برای همین اینجام قربان... کارل

46:40.061 --> 46:43.661
‫خوبـه. تو اون اتاق یه تِی و سطل هست.
‫اینجا خیلی کثیفـه

46:43.661 --> 46:46.421
‫بعدش باید بری طبقه‌ی بالا و...

46:49.581 --> 46:51.629
‫یه کامپیوتر و ‫یه‌دونه از اون

46:51.653 --> 46:53.894
تلویوزیون جدیدها برام بیاری. خب؟

46:57.221 --> 46:58.221
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

46:58.821 --> 46:59.821
‫فعلاً نه

47:09.061 --> 47:10.761
‫سربازرس مورک، بفرمایید

47:24.381 --> 47:26.781
‫سلام. منم

47:30.261 --> 47:34.021
‫گفتن از تخت افتادی پایین.
‫رو زمین کنار پنجره پیدات کردن

47:38.061 --> 47:40.601
‫نمی‌دونی هوای اسکاتلند به کشتنت میده؟

47:49.941 --> 47:51.501
‫- کُس نگو
‫- خواهش می‌کنم رفیق

47:52.581 --> 47:54.421
‫تو رو به‌ جون عزیزات قسم میدم

47:55.581 --> 47:59.021
‫یه کاریش می‌کنیم،‌ خب؟
‫مثل همیشه. قول میدم

47:59.021 --> 48:00.501
‫درست می‌بینم؟ کارل مورک؟

48:01.421 --> 48:02.621
‫سلام

48:02.621 --> 48:04.661
‫- بابا
‫- سلام!

49:05.141 --> 49:06.141
‫سلام

49:08.741 --> 49:09.741
‫سلام؟

49:14.501 --> 49:15.501
‫کلیر؟

49:19.021 --> 49:21.221
‫کلیر؟ چی...؟

49:21.741 --> 49:24.381
‫خیلی سعی کردم بهت زنگ بزنم.
‫دیر کردی

49:25.621 --> 49:26.821
‫ویلیام

49:32.421 --> 49:33.581
‫میشه ببینم؟

49:42.181 --> 49:46.021
‫نه. چیزی نیست.
‫آروم باش. آروم باش

49:56.141 --> 49:57.581
‫اون چیه؟ قایق باباست؟

50:14.341 --> 50:18.101
‫تو رو نمی‌دونم اما من خیلی حوصلم سر رفته

50:21.781 --> 50:24.141
‫پس نظرت چیه یه چندروز بریم مسافرت؟

50:25.941 --> 50:27.821
‫حال و هوامون هم عوض میشه.
موافقی؟

50:40.181 --> 50:41.941
‫ببخشید نیومدم

50:58.101 --> 51:01.381
‫هوی! چه غلطی داری می‌کنی؟

51:02.261 --> 51:03.261
‫اوه

51:04.021 --> 51:06.421
‫ببخشید قربان.
‫می‌خواستم بدونم چی‌کار می‌‌کنید

51:06.421 --> 51:07.901
‫این‌ها محرمانه‌ن

51:08.885 --> 51:11.131
‫طبقه‌ی بالا میگن که اینجا بخش جدیده اما

51:11.156 --> 51:12.861
‫کسی چیزی به من نگفته بود

51:12.861 --> 51:14.861
‫حالا که خوندم‌شون، درک‌شون می‌کنم

51:14.861 --> 51:17.501
‫- خوندی‌شون؟
‫- بله

51:18.181 --> 51:20.341
‫- همه‌شون رو؟
‫- خیلی‌هاشون رو

51:21.061 --> 51:24.641
‫پرونده‌های خیلی جالبی هستند.
‫قتل، آدم‌ربایی، تجاوز، ضرب و شتم

51:25.261 --> 51:27.981
‫- به‌نظرم معماهای خوبی‌ان
‫- «خوب»

51:29.501 --> 51:30.501
‫شایسته

51:32.141 --> 51:34.901
‫توی سرزمینم سوریه،
‫پرونده‌های اینطوری زیاد داریم

51:34.901 --> 51:38.621
‫حل‌نشده. کسایی که گم میشن.
‫کسی هیچی ازشون نمی‌دونه

51:38.621 --> 51:40.501
‫فقط من بودم که بررسی‌شون می‌کردم

51:40.501 --> 51:43.461
‫- یعنی واسه پلیس کار می‌کنی؟
‫- یه‌جورایی

51:43.461 --> 51:44.661
‫یه‌جورایی؟

51:45.621 --> 51:47.021
‫خب...

51:47.541 --> 51:48.941
‫پیچیده‌ست

51:49.461 --> 51:51.661
‫این پرونده‌ها رو حل می‌کنید؟

51:52.101 --> 51:53.101
‫از کجا معلوم؟

51:54.861 --> 51:58.181
‫- رو کدوم‌شون کار می‌کنید؟
‫- نمی‌دونم. انگار باید انتخاب کنم

51:58.181 --> 51:59.901
‫خیلی‌هاشون رو میشه حل کرد

51:59.901 --> 52:02.941
‫از کجا این رو میگی؟
‫فقط چون خوندی‌شون دیگه؟

52:04.241 --> 52:06.461
‫مگه شما موقع خوندن یه پرونده
‫متوجه نمیشید؟

52:06.461 --> 52:08.461
‫بعضی‌وقتا میشه فهمید

52:10.941 --> 52:12.221
‫من نخوندم‌شون

52:12.941 --> 52:15.861
‫خب شاید من بتونم کمک‌تون کنم.
‫که همه‌شون رو بخونیم

52:15.861 --> 52:17.381
‫وظیفه‌ی تو نیست، مگه نه؟

52:18.541 --> 52:19.861
‫بذارشون کنار

52:43.621 --> 52:44.621
‫ببین

52:46.061 --> 52:48.221
‫حالا که واقعاً بلدی پرونده بخونی و

52:48.221 --> 52:50.901
‫بهتر از زمین تِی کشیدن
‫این کار کوفتی رو بلدی،

52:50.901 --> 52:52.781
‫به‌گمونم بتونی برام مرتب‌شون کنی

52:52.781 --> 52:55.101
‫خب؟ دسته‌بندی‌شون کن.
‫ما بهش میگیم...

52:57.901 --> 52:59.461
‫...کار اداری

53:00.861 --> 53:02.741
‫- از پسش بر میام
‫- عالیـه

53:08.894 --> 53:10.396
« فورد »

53:10.421 --> 53:11.501
‫اوه...

53:11.501 --> 53:14.901
‫رئیس گفتن که باید‌
‫ماشین‌تون رو عقب پارک کنید،

53:14.901 --> 53:16.861
‫نه تو قسمت معلولین

54:11.541 --> 54:15.621
‫...ظاهراً باید چندتا پرونده‌ی حل‌نشده‌ی جذاب
‫به انتخاب خودم حل کنم

54:15.621 --> 54:18.741
‫تا وجهه‌ی خوبی از مویرا رو
‫نشون بدیم که کار کُسشریه

54:18.741 --> 54:20.941
‫چون اون همه‌ش رو
‫صرف واحد تخمی خودش می‌کنه

54:23.141 --> 54:24.741
‫یه نگاه به خودمون بنداز،
‫ای خدا

54:25.061 --> 54:27.661
‫تو می‌خوای خودت رو بکشی.
‫من می‌خوام بقیه رو بکشم

54:27.661 --> 54:29.981
‫هیچی با عقل جور در نمیاد

54:39.261 --> 54:41.621
<i>‫باید هرچه زودتر از یه چیزی سر در بیاریم</i>

54:41.621 --> 54:44.581
‫برخلاف میل باطنیم،
‫نمی‌تونم بیخیال جاسپر بشم

54:44.581 --> 54:46.061
‫بیخیال تو هم نمی‌تونم بشم

54:46.061 --> 54:48.909
‫برای هم جز این که
‫یه بالش بذارم رو صورتت،

54:48.934 --> 54:50.600
‫چیز دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه

54:53.141 --> 54:55.221
‫می‌تونی یکی از اون
‫آبجوها رو بهم بدی و...

54:58.821 --> 55:01.021
‫...بیشتر درمورد این بخش جدیدت
‫برام تعریف کنی

55:42.494 --> 55:43.580
« استفان برنز، پیغام صوتی »

55:43.604 --> 55:44.690
« کلیر مارش، تماس بی‌پاسخ »

55:44.714 --> 55:46.714
« ناشناس، پیام جدید »

55:54.707 --> 55:58.821
‫« نمی‌تونی قایم شی »

56:29.221 --> 56:30.381
‫نه، نه، نه!

56:57.061 --> 57:00.901
‫ویلیام، نه، نه.
‫دیگه نمی‌تونی برش داری. رفت

57:00.901 --> 57:03.221
‫دیگه نمی‌تونی برش داری

57:03.221 --> 57:05.901
‫ویلیام! نمی‌تونی برش داری

57:09.501 --> 57:10.741
‫نباید این کار رو می‌کردی

59:08.981 --> 59:10.101
<i>‫می‌تونیم پیداش کنیم</i>

59:13.181 --> 59:14.981
‫چهارسال هست که گم شده

59:14.981 --> 59:15.981
‫خب؟

59:19.741 --> 59:20.741
‫مُرده

59:23.061 --> 59:24.381
‫بعید بدونم

59:27.181 --> 59:28.901
‫حست این رو بهت میگه؟

59:29.421 --> 59:31.101
‫پرونده این رو بهم میگه

59:35.501 --> 59:37.341
‫نه، کاریش نمیشه کرد

01:01:40.041 --> 01:01:42.041
‫صبح‌بخیر مریت

01:01:42.041 --> 01:01:47.041
‫♪ آهنگ Yare Yare از LXNGVX و LOSTOV ♪

01:02:15.641 --> 01:02:22.641
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:02:22.641 --> 01:02:29.641
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:02:29.641 --> 01:02:36.641
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
