WEBVTT

00:00.105 --> 00:10.129
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند ::::::::
::::@AirenTeam::::

00:10.153 --> 00:12.153
:::::::::آیـــ(قسمت 10)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::

02:05.021 --> 02:09.108
:::::::::آیـــ(هــونگ رانگ عــزیـز)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::

02:18.701 --> 02:20.286
‫کی فرستادتت؟

02:20.870 --> 02:25.041
‫رئیس اصلی کیه
‫که تو و گومیگدان رو هدایت می‌کنه؟

02:25.124 --> 02:26.542
‫پدر…

02:32.715 --> 02:33.633
‫پدر

02:34.634 --> 02:36.761
‫واقعاً فقط همین رو می‌خوای بدونی؟

02:36.844 --> 02:39.514
‫اگه همچین چیز وحشتناکی رو
‫روی بدن پسرت می‌بینی،

02:40.139 --> 02:42.600
‫نباید بپرسی چیه و چطوری اونجا پیداش شده؟

02:45.895 --> 02:48.064
‫چطور جرئت می‌کنی منو پدر صدا کنی

02:48.648 --> 02:49.899
‫هنوزم باور داری

02:49.983 --> 02:53.069
‫می‌تونی این نقاب پسر من بودن رو حفظ کنی؟

02:55.571 --> 02:57.949
‫چرا فکر می‌کنی من پسرت نیستم؟

02:58.032 --> 02:59.867
‫واقعاً اینقدر سخته باور کنی

03:00.994 --> 03:03.413
‫که هونگ‌رانگ می‌تونسته
این علائم رو پشتش داشته باشه؟

03:03.955 --> 03:05.873
‫چی اینقدر مطمئنت کرده؟

03:06.916 --> 03:07.750
‫از طرفی،

03:08.584 --> 03:10.461
‫در حالی که همه با دیدنش جا خوردن،

03:10.545 --> 03:13.089
‫تو تنها کسی بودی که بی‌تفاوت به نظر می‌رسیدی

03:13.715 --> 03:14.799
‫انگار تقریباً

03:16.718 --> 03:18.344
‫شناختیش

03:19.262 --> 03:20.138
‫نقاش

03:20.221 --> 03:21.431
‫کجاست؟

03:21.514 --> 03:22.682
‫کیه؟

03:22.765 --> 03:24.976
‫کی این بلا رو سرم آورده؟

03:31.691 --> 03:33.067
بازرگان اعظم شیم

03:34.861 --> 03:35.945
‫کجا می‌ری؟

03:36.029 --> 03:37.196
‫بگو

03:37.280 --> 03:38.781
‫همین الان بگو!

03:40.867 --> 03:42.744
‫کجا می‌ری؟

04:08.394 --> 04:09.479
‫بله

04:09.562 --> 04:11.356
‫اون قطعاً پسر برده ماست

04:11.439 --> 04:14.942
‫خال روی زانوش از بدو تولد اونجا بوده

04:15.026 --> 04:16.569
‫در مورد اون انگشت پای شکسته هم،

04:16.652 --> 04:19.280
‫تو سه یا چهار سالگی آسیب دید

04:22.909 --> 04:24.160
‫پس اون خال و جای زخم

04:24.243 --> 04:27.205
‫که فکر می‌کردیم هونگ‌رانگ بعد از ناپدید شدنش

04:27.288 --> 04:29.874
‫پیدا کرده، دقیقاً با مال پسر برده شما مطابقت داره؟

04:30.458 --> 04:31.417
‫درسته

04:32.168 --> 04:35.338
‫پس می‌تونم بپرسم چه بلایی سر پسر برده اومد؟

04:35.421 --> 04:37.673
‫داشت فرار می‌کرد که دستگیر شد،

04:37.757 --> 04:40.134
‫اما یه زن اومد و هر دو رو با پول خرید

04:40.218 --> 04:41.594
‫منظورتون از "هر دو"

04:42.095 --> 04:44.931
‫اینه که وقتی گرفتینش تنها نبوده؟

04:45.014 --> 04:47.642
‫با یه بچه بود که نمی‌تونست حرف بزنه

04:48.935 --> 04:51.104
‫فکر کنم اسمش این‌هو بود

04:54.690 --> 04:55.817
‫دروغه!

04:55.900 --> 04:58.444
‫دارن تهمت می‌زنن و شهادت دروغ می‌دن

04:58.528 --> 05:00.696
‫چطور جرئت می‌کنید به پسرم تهمت بزنید!

05:00.780 --> 05:03.116
‫شهادت دروغ رو شما تا الان دادید

05:05.243 --> 05:06.119
‫چی گفتین؟

05:06.202 --> 05:07.203
‫بگو

05:07.703 --> 05:09.288
‫واقعاً خبر نداشتی

05:09.789 --> 05:11.416
‫که اون یه جاعله؟

05:24.846 --> 05:27.640
‫این سند فروش یه پسر برده به اسم چی‌دونگه

05:27.723 --> 05:30.643
‫این تأیید می‌کنه مردی که جای هونگ‌رانگ رو گرفته

05:30.726 --> 05:32.979
‫فقط یه انگل جامعه با نقص‌های بدنیه

05:33.062 --> 05:35.481
‫و ثابت می‌کنه که اون بی‌شک یه جاعله!

05:37.191 --> 05:38.025
ارباب اعظم

05:38.109 --> 05:38.943
‫بله، پدر

05:39.819 --> 05:41.696
‫دستور می‌دم فوراً به مقامت برگردی

05:41.779 --> 05:44.574
‫تا انجمن رو از این آشفتگی نجات بدی

05:44.657 --> 05:48.578
‫و کسی به اسم این‌هو رو که همراه جاعل بوده، دستگیر کنی

05:48.661 --> 05:49.996
‫- چطور می‌تونی...
‫- و همینطور

05:50.079 --> 05:52.165
‫خانم مین به خاطر اینکه یه جاعل رو ارباب اعظم کرده

05:52.248 --> 05:54.959
‫تا بتونه تو انجمن قدرت‌نمایی کنه،

05:55.042 --> 05:56.836
‫در اقامتگاهش محبوس بشه

05:59.464 --> 06:00.840
‫چطور تونستی…

06:01.466 --> 06:04.218
‫چطور تونستی پسر خودت رو به نابودی بکشونی؟

06:04.302 --> 06:06.554
‫تو لیاقت اسم پدر رو نداری

06:06.637 --> 06:08.097
‫تو پدر نیستی!

06:09.765 --> 06:11.434
اصلا هونگ‌رانگ

06:11.517 --> 06:14.270
‫واقعاً پسر من بود؟

06:37.251 --> 06:39.712
‫گفتی اورابونی مدرک آورده؟

06:44.634 --> 06:45.593
بانو؟

06:46.302 --> 06:47.720
‫لطفاً بگو اینطور نیست!

06:47.803 --> 06:50.556
‫حتماً یه جای کار خیلی اشتباه شده!

06:51.057 --> 06:53.184
‫ارباب جوان ما هونگ‌رانگ…

06:54.519 --> 06:56.020
‫اون ارباب جوان گمشده‌ست!

07:01.609 --> 07:02.860
‫مادر چی شد؟

07:03.903 --> 07:04.737
‫الان کجاست؟

07:17.500 --> 07:18.459
‫یوک سون؟

07:19.001 --> 07:19.877
‫بله، خانم!

07:20.503 --> 07:22.004
‫اون پسر منه!

07:24.632 --> 07:25.758
‫بدون شک،

07:25.841 --> 07:27.093
‫اون پسر منه!

08:28.404 --> 08:29.614
‫به خاطر همینه؟

08:29.697 --> 08:33.576
‫به خاطر همینه که هیچ‌وقت بهم نگفتی
‫که هونگ‌رانگ یه جاعله؟

08:34.076 --> 08:35.453
‫بله!

08:37.330 --> 08:39.707
‫اینقدر ناامیدانه می‌خواستم
‫پیشم بمونی!

08:43.586 --> 08:46.964
‫و تو به پیرمرد گفتی برام
‫اون نوشیدنی مسموم رو تو کوه بیاره؟

08:47.840 --> 08:49.133
‫حاضر بودم هر کاری بکنم

08:49.634 --> 08:51.093
‫تا برگردونمت!

08:55.348 --> 08:56.182
!اورابونی

08:56.265 --> 08:58.851
‫باید با من ازدواج کنی!

09:00.645 --> 09:01.479
‫من

09:02.063 --> 09:03.439
‫قبلاً ازدواج کردم!

09:07.068 --> 09:08.611
‫اون عوضی ناپدید میشه،

09:08.694 --> 09:10.780
‫و با کم شدن نفوذ مادر،

09:11.405 --> 09:13.074
‫به زودی موقعیتم رو پس می‌گیرم!

09:13.658 --> 09:16.911
‫تنها کاری که باید بکنی اینه که با من ازدواج کنی،
‫و می‌تونیم با هم انجمن رو اداره کنیم!

09:17.495 --> 09:18.663
‫این تنها راه

09:19.413 --> 09:20.873
‫نجات توئه!

09:21.791 --> 09:23.042
‫راهی که باید بری!

09:28.673 --> 09:30.257
‫من به رضایت تو نیاز ندارم!

09:30.758 --> 09:32.885
‫من اینجا نیستم که ازت اجازه بگیرم!

09:46.691 --> 09:48.901
‫لطفاً تاریخ عروسی رو تعیین کن، پدر!

09:48.984 --> 09:51.278
‫لغو فرزندخوندگیت باید قبل از ازدواج باشه!

09:51.362 --> 09:52.613
‫اول می‌تونیم ازدواج کنیم،

09:52.697 --> 09:55.116
‫بعد از اون به عنوان دلیلتون
‫برای قطع ارتباط استفاده کنین!

09:55.199 --> 09:56.701
‫واقعاً برات مهم نیست

09:56.784 --> 10:00.371
‫مردم چطور به کارهات نگاه می‌کنن
‫یا چه آسیبی به اعتبار انجمن می‌زنی؟

10:00.454 --> 10:01.872
‫همه می‌دونن

10:02.373 --> 10:04.875
‫که من و جه‌یی
‫نسبت خونی نداریم!

10:05.501 --> 10:09.797
‫علاوه بر این، شما هم تقریباً
‫پسرخوانده  بازرگانان اعظم قبلی بودین

10:09.880 --> 10:12.717
‫اونم قبل از اینکه دامادش بشین،
‫پس این غیرعادی نیست!

10:12.800 --> 10:15.511
جه‌یی دستش رو بهت داده؟

10:19.724 --> 10:21.851
‫چرا به همچین چیزی نیاز دارین؟

10:21.934 --> 10:26.063
شما حتی یک بار هم
‫به خواستش توجه نکردین!

10:27.064 --> 10:28.774
‫الان وقتش نیست!

10:28.858 --> 10:31.402
مگه بهتون مدرک ندادم
‫که اون یه جاعله؟

10:32.945 --> 10:36.699
‫اما به قولت عمل نکردی
‫که اون و جه‌یی رو برگردونی اینجا!

10:36.782 --> 10:37.700
‫در نهایت،

10:38.659 --> 10:40.369
‫به کمک من نیاز پیدا کردی!

10:40.953 --> 10:44.415
‫اولویت ما اینه که مغز متفکرش رو پیدا کنیم
‫تا از خطرات آینده جلوگیری کنیم،

10:44.915 --> 10:48.169
‫و بسیار مهمه
‫که سند هبه رو از همسرم بگیریم!

10:51.547 --> 10:52.631
‫بازرگان اعظم!

10:54.341 --> 10:57.636
شاهزاده بزرگ دستور دادن اون جاعل رو
براشون ببرین

10:58.137 --> 11:01.640
میشه بپرسم
طرح نقاشی شده پشتش چی بوده؟

11:02.224 --> 11:05.895
چرا اکیدا هشدار دادین که اون طرح
بهش آسیبی وارد نشه؟

11:06.604 --> 11:08.898
‫حتی خواستنی ترین اسب سواری

11:08.981 --> 11:13.778
وقتی رام نشده بمونه
چیزی بیشتر از یه موجود مضر و بی فایده نمیشه

11:18.699 --> 11:20.910
تو ممکنه شمشیرت رو تیز کنی

11:21.702 --> 11:24.371
اما جرئت نکن قبل از من به حرکت دربیاریش

11:35.257 --> 11:38.677
حواست به بانگ جی‌ریون باشه
نذار از جلوی چشمت دور بشه

11:39.178 --> 11:40.012
اطاعت میشه

11:42.139 --> 11:44.767
خیلی وقته از خبرفرستادنم گذشته

11:44.850 --> 11:46.435
ببخشید اعلی‌حضرت

11:46.519 --> 11:48.896
فکر کردم خودم اونجا برم

11:49.396 --> 11:50.606
ولی صبر رو تمرین کردم

11:50.689 --> 11:52.316
ببخشید اعلی‌حضرت

11:53.526 --> 11:54.401
‫و با این حال…

11:56.821 --> 11:58.405
‫دست خالی اومدی

11:59.031 --> 12:00.324
‫منو ببخشید، اعلی‌حضرت

12:00.407 --> 12:03.077
‫بازرگان اعظم، فقط همین رو می‌تونی بگی؟

12:03.160 --> 12:05.246
‫با کمال احترام، اعلی‌حضرت،

12:05.329 --> 12:07.414
‫کسی که جای هونگ‌رانگ رو گرفته بود

12:07.498 --> 12:09.416
‫در حال حاضر داره بازجویی میشه

12:09.500 --> 12:10.334
‫چی؟

12:10.417 --> 12:13.796
‫نقاشی پشتش
‫که مشتاقین ببینین

12:13.879 --> 12:16.549
‫به طرز تکان‌دهنده‌ای مبتذل و هرزه‌ست

12:16.632 --> 12:18.968
‫اینقدر صریح و به طرز غیرقابل تصوری رکیکه

12:19.051 --> 12:22.763
‫که دیدنش برای چشمان شما
‫شایسته نیست

12:28.435 --> 12:29.436
اعلی‌حضرت

12:30.604 --> 12:32.314
‫یه بار صحنه‌ای رو دیدم

12:32.815 --> 12:35.651
‫از دو سگ وحشی که درگیر مبارزه بودن،

12:35.734 --> 12:38.487
‫با دندون‌هاشون
‫که تو گلوی هم فرو رفته بود

12:39.113 --> 12:42.283
‫می‌دونید کدوم یکی از اون دو تا،
‫که حاضر بودن تا پای مرگ بجنگن،

12:42.908 --> 12:44.785
‫در نهایت پیروز شد؟

12:46.120 --> 12:48.998
‫اون یکی نبود
‫که سرسختانه تا آخر چسبیده بود،

12:49.081 --> 12:51.000
‫بلکه اون یکی بود که رها کرد

12:51.542 --> 12:53.752
‫در لحظه مناسب

12:53.836 --> 12:56.505
‫اون سگ دیگه رو زیر نظر داشت

12:56.589 --> 13:01.135
‫و دید که خون
‫بی‌وقفه از زخمش خارج میشه

13:01.218 --> 13:03.012
‫حالا، این واقعاً

13:03.804 --> 13:06.807
‫عاقلانه‌ترین راه برای غلبه بر حریفیه

13:07.308 --> 13:09.476
‫که از خودتون قوی‌تره، اینطور نیست؟

13:10.644 --> 13:12.021
‫چه مزخرفاتی می‌گی

13:15.482 --> 13:16.859
‫فهمیدم قضیه چیه

13:17.860 --> 13:20.613
‫فکر کنم داری بهونه گیری می‌کنی؟

13:21.113 --> 13:22.364
‫بسیار خب پس

13:22.990 --> 13:24.366
‫به حرف‌هات گوش میدم

13:26.619 --> 13:28.287
‫چیزی هست که نیاز داشته باشی؟

13:30.706 --> 13:32.666
‫بسیار سپاسگزارم

13:33.542 --> 13:35.127
‫به وقتش،

13:36.337 --> 13:38.589
‫با فروتنی درخواستی خواهم داشت

13:40.049 --> 13:40.925
‫می‌تونی بری

13:55.689 --> 13:57.274
…چرا، اون عوضی

14:00.235 --> 14:03.739
‫چه جسارت قابل توجهی داره

14:05.449 --> 14:08.494
‫از اونجایی که جرئت کردی
‫اراده آسمان رو به چالش بکشی…

14:10.871 --> 14:14.041
‫با صائقه میزنمت

14:17.169 --> 14:19.463
اعلی‌حضرت آروم نمی‌شینه

14:19.964 --> 14:22.508
‫باید جاعل رو
‫مخفیانه و بدون جلب توجه جابجا کنیم،

14:22.591 --> 14:23.717
‫پس آماده باش

14:24.218 --> 14:25.052
‫چشم، قربان

14:43.821 --> 14:45.030
من

14:46.156 --> 14:47.116
‫همینجام

14:48.867 --> 14:49.868
‫با تو

15:27.406 --> 15:28.866
‫این وقت شب اینجا چی کار می‌کنین؟

15:28.949 --> 15:31.368
‫اومدیم تا جاعلی رو
‫که خودشو جای پسرتون جا زده دستگیر کنم

15:31.452 --> 15:33.787
‫من که گزارشی ندادم، پس چطور...

15:33.871 --> 15:35.122
‫از بالا دستور دارم

15:35.873 --> 15:36.915
‫الان کجاست؟

15:37.541 --> 15:40.294
‫تقاضا می‌کنم فوراً تحویلش بدین

16:23.629 --> 16:25.422
‫جلوشون رو بگیرید! نباید از دستش بدیم!

16:35.307 --> 16:36.475
‫تابوت رو بلند کنید!

16:38.352 --> 16:39.478
‫از این طرف!

17:12.511 --> 17:13.387
سریع برو

17:31.655 --> 17:33.490
‫اگه یه وقت گیر افتادی،

17:33.574 --> 17:34.616
‫چی کار می‌کنی؟

17:35.200 --> 17:36.368
‫اون وقت،

17:36.869 --> 17:40.164
‫باید از فرصت استفاده کنی
‫و از من به عنوان گروگان استفاده کنی

17:40.664 --> 17:43.083
‫بازرگان اعظم شیم اعلام می‌کنه
‫که من یه جاعلم

17:43.584 --> 17:45.335
‫و برای خانم مین به عنوان همدستم پاپوش می‌دوزه

17:45.419 --> 17:48.755
‫وقتی ورق برگرده،
‫فقط مسئله زمانه

17:48.839 --> 17:50.549
‫تا شیم سند هبه رو به دست بیاره

17:50.632 --> 17:53.385
‫با حس کردن نابودی قریب‌الوقوع
‫نام خانوادگیش،

17:53.468 --> 17:55.429
‫خانم مین سعی می‌کنه سند رو به من بده

17:55.512 --> 17:57.890
‫سند نه تنها نشان‌دهنده
‫ثروت انجمنه

17:57.973 --> 18:00.142
‫بلکه جزئیات
‫دهه‌ها فساد رو هم بیان می‌کنه

18:00.225 --> 18:03.145
‫بر حامیان ثروتمند و قدرتمند
‫انجمن قدرت داره

18:03.228 --> 18:07.566
‫برای نجات من و محافظت از خودش،
‫چاره دیگه‌ای نداره

18:07.649 --> 18:10.819
‫اگه شیم قبل از اون سعی کنه تو رو از بین ببره چی؟

18:11.653 --> 18:14.990
‫اون ترجیح میده با استفاده از من به عنوان اهرم فشار
‫به نفع خودش، معامله کنه

18:15.073 --> 18:16.325
‫اون موقع‌است که

18:16.408 --> 18:18.619
‫باید بتونیم
‫مغز متفکرش رو کشف کنیم

18:19.119 --> 18:21.622
‫وقتی نقاشی پشت من
‫آشکار بشه،

18:22.206 --> 18:24.208
‫نقاش حتماً خودشو نشون میده

18:50.651 --> 18:52.194
کسی که دنبال منه،

18:52.694 --> 18:55.697
حالا دیگه هیچ کاربرد و هدفی براش باقی نمیمونه

18:57.991 --> 18:58.825
اون

19:00.035 --> 19:01.161
نقاشه

19:04.748 --> 19:05.707
‫واقعاً

19:07.417 --> 19:08.293
‫تویی؟

19:08.377 --> 19:09.962
این همه وقت تو بودی؟

19:12.547 --> 19:14.091
‫مال من. تمام این مدت اینجا

19:47.040 --> 19:48.375
‫متاسفم

19:49.167 --> 19:52.254
‫که زودتر نشناختمت

20:13.650 --> 20:14.776
‫پس،

20:15.402 --> 20:17.237
‫اعلی‌حضرت اونو با خودش برد

20:17.321 --> 20:21.700
‫ارتش دولتی رو تو هر گوشه مستقر کرده بود

20:24.494 --> 20:27.956
‫عمداً مأموران دولتی رو
‫به خونه من فرستاد،

20:28.457 --> 20:30.417
‫تا مجبورمون کنه جاعل رو جابجا کنیم

20:31.376 --> 20:33.337
‫تا بتونه ردشو بزنه

20:34.379 --> 20:37.257
‫چطور تونستی گول
‫یه حرکت اینقدر قابل پیش‌بینی رو بخوری؟

20:37.341 --> 20:38.425
‫چطور؟

21:00.364 --> 21:01.740
‫ازت یه سوال پرسیدم

21:02.366 --> 21:05.077
‫دلیلت چی بود
‫که جاعل رو تحویل دادی؟

21:07.537 --> 21:08.372
‫باشه

21:08.955 --> 21:11.333
‫لازم نیست از تو بشنوم

21:11.416 --> 21:13.460
‫وقتی می‌تونم راحت از پدر بپرسم

21:15.921 --> 21:19.091
‫وقتی اون از این قضیه باخبر بشه،
‫هر چی در طول سال‌ها

21:19.174 --> 21:21.843
‫با خیانت به ارباب خودت به دست آوردی

21:21.927 --> 21:24.054
‫بی‌شک فرو می‌ریزه

21:25.097 --> 21:26.431
تو و خانواده‌ات هم،

21:27.474 --> 21:29.684
‫جون سالم به در نمی‌برید

21:30.435 --> 21:31.603
‫ارباب جوان

21:32.979 --> 21:34.231
خیلی وقت از آخرین باری گذشته

21:34.815 --> 21:36.525
‫که اینطوری صدام کردی

21:36.608 --> 21:38.276
‫می‌خوای چی کار کنم؟

21:39.820 --> 21:42.864
‫منو ببر پیش

21:43.782 --> 21:45.200
‫ارباب واقعیت

21:46.743 --> 21:48.328
‫پسرم ناپدید شده؟

21:52.833 --> 21:53.750
‫برین کنار!

21:58.964 --> 22:00.132
‫گفتم برین کنار!

22:01.299 --> 22:02.467
‫لطفاً برگرد داخل

22:02.551 --> 22:03.385
ول کن

22:04.219 --> 22:07.055
ولم کن!

22:11.435 --> 22:12.561
‫یوک سون

22:13.937 --> 22:16.398
‫لطفاً پسرم رو برام پیدا کن

22:19.109 --> 22:21.611
‫تو باید پیداش کنی

22:30.162 --> 22:31.079
‫اعلی‌حضرت بزرگوار

22:32.038 --> 22:33.748
‫اون نقاشه؟

22:33.832 --> 22:36.585
‫از بین همه آدم‌ها… این خیلی مشکل سازه

22:36.668 --> 22:39.796
‫نزدیک شدن به هونگ‌رانگ سخته،
‫چه برسه به اینکه پسش بگیریم

22:40.422 --> 22:41.256
بله

22:41.339 --> 22:44.509
‫افراد ما عمارت ییلاقی
‫شاهزاده رو برای فعالیت غیرعادی زیر نظر دارن،

22:44.593 --> 22:47.429
‫اما به نظر میاد به خاطر شیم و مین یون‌یی
‫احتیاط می‌کنه

22:47.512 --> 22:51.850
‫ده‌ها نفر از افرادش دائماً در حال نگهبانی هستن،
‫که نظارت رو سخت می‌کنه

22:51.933 --> 22:53.059
‫حتی اگه فرصتی پیش بیاد،

22:53.143 --> 22:55.520
اون هرکسی نیست
که سریع و بی پروا عمل کنیم

22:56.396 --> 22:58.773
مخصوصا اینکه دلیل و مدرک کافی ‌ای درکار نیست

22:58.857 --> 22:59.983
قطعا همینطوره

23:00.066 --> 23:03.153
ولی چرا شاهزاده بزرگ هانپیونگ

23:03.236 --> 23:05.614
در طی سال‌ها با نقاشی
روی بچه‌ها علامت می‌ذاشته

23:05.697 --> 23:08.533
که شامل هونگ‌رانگم شده؟

23:09.242 --> 23:13.121
اون مقابل شیم وایساد
کسی که باهاش رابطه طولانی مدتی داشته

23:13.205 --> 23:15.874
اونم به خاطر جدا شدن سریع و تهاجمی هونگ‌رانگ

23:15.957 --> 23:19.127
حتما یه دلیل قانع کننده برای
انجام همچین کاری داره

23:20.504 --> 23:22.464
نیتش یه راز باقی میمونه

24:19.354 --> 24:22.148
نقاشی حاصلخیزی
تو وضعیت نامناسبیه

24:22.232 --> 24:23.858
‫پس باید سریع عمل کنیم

24:23.942 --> 24:26.486
‫تعمیرات عمارت زنگ رو تسریع کنید

24:26.570 --> 24:28.655
‫و برای رویداد بزرگ پیش رو آماده بشید

24:29.739 --> 24:30.657
چشم

24:30.740 --> 24:33.660
‫با این حال، یک مهمان منتظر شماست

24:34.244 --> 24:35.829
‫فکر میکنم بازرگان اعظم شیم باشه

24:35.912 --> 24:36.913
‫ایشون نیست

24:42.752 --> 24:44.713
اگر ممکنه اون قدیمی رو کنار بذارین

24:45.297 --> 24:46.590
و من رو مال خودتون کنید

25:07.569 --> 25:09.571
‫شما کی هستین؟ چی می‌خواین؟

25:09.654 --> 25:10.864
‫اونا برادرای منن

25:10.947 --> 25:13.867
‫اونا خانواده منن. باهاشون بزرگ شدم

25:14.618 --> 25:16.202
‫این زندگی‌ای بود که داشتم

25:32.636 --> 25:33.928
‫- هی تو
‫- بله

25:47.942 --> 25:49.361
‫چطور جرئت کردی اینجا پیدات شه؟

25:49.444 --> 25:51.529
میخوای بمیری؟

25:53.740 --> 25:54.908
‫اون توئه؟

25:55.492 --> 25:57.786
‫اگه باشه چی؟ چی کار می‌کنی؟

25:57.869 --> 25:59.245
‫پس چرا اینجایی؟

26:00.080 --> 26:03.124
‫شاید به دستور پدر اومدی
‫تا اونو پس بگیری؟

26:05.168 --> 26:06.920
‫دیدیش؟

26:07.003 --> 26:09.172
‫حالش چطوره؟ خوبه؟

26:10.465 --> 26:12.050
‫پدره

26:13.259 --> 26:14.469
‫چی؟

26:14.552 --> 26:16.721
‫کسی که اون عوضی رو نابود کرد و به خاک سیاه نشوند

26:16.805 --> 26:18.014
‫بازرگان اعظم شیمه،

26:18.098 --> 26:19.391
‫پدرت

26:20.642 --> 26:23.770
‫برای اون، تو چیزی جز دختر یه دشمن نیستی

26:23.853 --> 26:25.605
‫که دنبال اینه به هرقیمتی ازش انتقام بگیره

26:26.398 --> 26:29.526
اگه ذره‌ای صداقت نسبت به تو دلش داشته باشه،

26:29.609 --> 26:31.945
‫هرگز به حقیقت انکارناپذیر
‫غلبه نمیکنه

26:32.028 --> 26:36.074
‫دیدن تو درد و خشمی رو که مدت‌ها سرکوب کرده
‫دوباره شعله‌ور میکنه

26:36.157 --> 26:38.702
‫از خونی که تو رگ‌های توست
‫متنفر میشه

26:38.785 --> 26:41.746
‫باید قبل از رسیدن اون لحظه
‫دور شی

26:41.830 --> 26:42.706
‫نه

26:44.332 --> 26:46.751
اگه این حقیقت داره،
‫باید بیشتر ازش محافظت کنم

26:46.835 --> 26:48.002
‫چی؟

26:48.545 --> 26:51.506
اگه پدر نمی‌تونه این کار روبکنه،
‫من حداقل باید طلب بخشش کنم

26:51.589 --> 26:53.633
‫اون قلبت رو مسحور کرده
‫و اون رو تصاحب کرده

26:53.717 --> 26:56.511
‫هرگز به ذهنت خطور نکرده
‫که این بخشی از انتقامش بوده؟

26:56.594 --> 26:59.013
اگه این به این معناست که اون می‌تونه
‫در انتقامش آرامش پیدا کنه،

26:59.097 --> 27:00.890
‫و اگه این قلب رنج‌دیده‌اش رو التیام ببخشه،

27:02.475 --> 27:03.309
‫پس حتماً

27:04.227 --> 27:05.812
‫صمیمانه امیدوارم به خواسته‌اش برسه

27:07.397 --> 27:08.606
‫چرا؟

27:08.690 --> 27:11.818
‫چرا فقط چشم به اون عوضی داری
‫که کاملاً فریبکار بوده؟

27:12.318 --> 27:13.653
‫چرا چشمای تو

27:14.821 --> 27:16.614
‫نمی‌بینن که قلب من و من

27:17.115 --> 27:18.616
‫همیشه راستگو بودیم؟

27:24.372 --> 27:25.582
‫مهم نیست

27:25.665 --> 27:27.917
که منو ببینی یا نه

27:28.001 --> 27:30.420
‫حتی اگر جسم و قلبت لکه‌دار شده باشه،

27:30.920 --> 27:32.922
‫همه چیز رو در آغوش میکشم

27:34.966 --> 27:36.760
‫حالا واضح می‌بینم

27:36.843 --> 27:38.636
‫محبت و علاقه تو به من؟

27:39.554 --> 27:41.890
‫واقعاً باور داری که
‫این حقیقت توئه؟

27:41.973 --> 27:42.974
‫خودت  رو گول نزن

27:43.057 --> 27:45.685
‫این چیزی جز یک وسواس
‫برای چیزی که نمی‌تونی داشته باشی نیست!

27:47.395 --> 27:48.980
‫این حقیقت توئه

28:01.868 --> 28:04.078
‫مراسم تو روز خوک آبی برگزار میشه،

28:04.162 --> 28:06.289
‫پس ۷۵۰۰۰ نیانگ مس آماده کنید،

28:06.372 --> 28:08.583
‫۲۷۰۰۰ نیانگ قلع،

28:08.666 --> 28:11.544
‫و ۵۵۰۰ نیانگ طلا

28:11.628 --> 28:14.547
‫اینطوری، جون شما بخشیده میشه،

28:14.631 --> 28:17.383
‫گرچه به منزله رستگاری کامل نمیشه

28:18.134 --> 28:19.886
اعلی‌حضرت

28:19.969 --> 28:21.930
‫شخصاً این نامه رو بهت داد؟

28:22.514 --> 28:23.348
‫بله، پدر

28:23.973 --> 28:27.894
اعلی‌حضرت همچنین دستور داده
‫که از من برای اجرای فرمان‌هاش استفاده کنین

28:29.979 --> 28:31.898
‫جرئت می‌کنی سعی کنی

28:31.981 --> 28:33.441
‫جای منو بگیری؟

28:33.525 --> 28:34.692
‫همونطور که بایده

28:35.443 --> 28:37.612
‫چه چیزی اینقدر شما رو آزار می‌ده؟

28:37.695 --> 28:40.114
‫من فقط دارم راه شما رو ادامه می‌دم

28:40.198 --> 28:43.326
‫و انتظارات شما رو برآورده می‌کنم

28:43.409 --> 28:44.786
‫مگه شما به من دستور ندادین

28:45.495 --> 28:48.289
‫که به ذاتتون تجسم ببخشم؟

28:50.166 --> 28:52.001
‫لطفاً از دستورات اعلی‌حضرت اطاعت کنین

28:52.961 --> 28:54.170
‫همونطور که همیشه انجام دادم،

28:55.213 --> 28:56.714
‫طبق هدفم

28:57.882 --> 28:59.592
‫به شما کمک میکنم

30:10.747 --> 30:11.748
رهبر

30:12.248 --> 30:15.043
‫رفت و آمدهای شیم و اعلی‌حضرت بزرگ
‫بسیار غیرعادی به نظر می‌رسه

30:15.126 --> 30:16.336
‫منظورت چیه؟

30:31.643 --> 30:34.270
‫جریان بی‌پایانی از حیوانات تازه متولد شده

30:34.354 --> 30:36.898
‫به عمارت ییلاقی شاهزاده برده می‌شن

30:37.398 --> 30:40.318
‫عمارت همچنین انواع مختلفی از غلات، ابریشم،

30:40.401 --> 30:42.820
‫و اقلام ناشناس رو در مقادیر زیاد دریافت می‌کنه

30:43.321 --> 30:45.990
‫گفته می‌شه که حتی دسته‌هایی از موی باکره‌ها هم وجود داره

30:46.574 --> 30:48.034
‫شیم دیده شده که

30:48.117 --> 30:51.663
‫تن‌ها مس، قلع و بقیه مواد معدنی رو
‫از تنگه‌های خطرناک عبور می‌ده

30:57.210 --> 30:58.211
‫لطفاً ما رو ببخشید

31:36.040 --> 31:38.376
اونا در حال آماده شدن برای یک آیین هستن

31:44.090 --> 31:46.718
‫تطهیر با خون موجودات تازه متولد شده،

31:47.218 --> 31:50.179
‫سوزوندن دسته‌های موی باکره‌ها به عنوان بخور،

31:50.263 --> 31:54.100
‫و آماده کردن غلات و مشروب…

31:59.605 --> 32:02.817
اونا در حال آماده شدن برای آیین عروج معنوی هستن

32:03.317 --> 32:04.402
‫عروج معنوی؟

32:04.485 --> 32:06.195
‫این یک آیین ممنوعه‌ست

32:06.279 --> 32:08.114
‫که در خفا منتقل شده

32:08.698 --> 32:10.742
فقط توسط معدود افراد نادر و متکبر انجام میشه

32:10.825 --> 32:13.244
‫که حاضرن انسانیتشون رو برای تعالی کنار بذارن

32:13.828 --> 32:15.621
‫این از اعماق طمع نشأت می‌گیره

32:15.705 --> 32:18.541
‫در پی ارتقاء خودشون برای تبدیل شدن به یک موجود الهی

32:28.968 --> 32:31.804
‫این آیین به شش طلسم نیاز داره

32:32.305 --> 32:33.556
اونا نماد شانس،

32:33.639 --> 32:35.808
‫باروری، ثروت، طول عمر،

32:35.892 --> 32:38.061
‫توانایی کنترل طبیعت،

32:38.644 --> 32:40.104
‫و تعادل یین و یانگ هستن

32:40.188 --> 32:42.273
وقتی که این طلسم‌ها فعال بشن،

32:42.356 --> 32:44.609
‫آیین با حل کردن آنها به پایان میرسه

32:44.692 --> 32:46.486
‫در برنز مذاب

32:46.569 --> 32:50.406
‫از برنز برای ساخت ابزاری استفاده میشه
‫که صدایی تولید میکنه

32:51.199 --> 32:54.118
‫تا در سراسر سرزمین طنین‌انداز بشه

32:54.202 --> 32:55.745
‫به عبارت دیگه…

32:57.789 --> 32:59.290
‫نقاشی‌های پشت اونا

32:59.373 --> 33:00.249
‫طلسم هستن

33:03.711 --> 33:05.546
اونا باید طلسم‌های انسانی باشن

33:05.630 --> 33:07.423
‫از اون طرف! حالا بگیرینش!

33:07.507 --> 33:08.341
‫چشم، قربان!

33:29.654 --> 33:30.655
‫این دیگه چیه…

33:34.033 --> 33:35.326
‫جلوش رو بگیرید

34:10.653 --> 34:13.322
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

34:14.198 --> 34:16.075
‫نترس،

34:16.159 --> 34:18.369
چون با روح من پوشونده شدی

34:19.620 --> 34:20.955
‫شما همگی

34:22.331 --> 34:25.626
‫تبدیل به طنینی میشین
‫که انرژی کیهان رو

34:27.378 --> 34:29.172
در بر میگیره

34:30.882 --> 34:33.009
‫- باید هونگ‌رانگ رو نجات بدیم...
‫- رهاش کنید

34:34.343 --> 34:35.178
‫ببخشید؟

34:35.261 --> 34:39.307
‫از اونجایی که اون دیگه ثروت و قدرت
‫انجمن خانواده مین رو در دست نداره،

34:39.390 --> 34:42.310
‫نجاتش ارزش ریسک کردن رو نداره

34:43.895 --> 34:45.771
‫پدر مین یون‌یی،

34:45.855 --> 34:47.648
‫مین بان هیو،

34:48.149 --> 34:53.696
‫مادر و خواهرای معنوی منو
‫یک شبه به طرز وحشیانه‌ای قتل عام کرد

34:57.283 --> 34:59.410
‫دلیلش برای این کار

34:59.493 --> 35:02.163
‫فقط این بود که ما از نفرین کردن

35:02.788 --> 35:05.041
‫فرد خاصی

35:05.124 --> 35:06.959
‫که اون ازش متنفر بود، خودداری کرده بودیم

35:07.043 --> 35:08.127
‫فداکاری‌هایی که

35:08.711 --> 35:11.130
‫ اون روز مجبور شدن بکنن،

35:11.214 --> 35:16.010
‫اساس عزم امروز ما رو تشکیل داده، اینطور نیست؟

35:16.093 --> 35:17.970
‫کودک مبنایی میشه

35:19.305 --> 35:21.891
‫که آرمان ما بر اون محقق میشه

35:21.974 --> 35:23.476
اگه نتونیم

35:23.559 --> 35:26.062
الان همه پلیدی‌ها رو از بین ببریم،

35:26.729 --> 35:30.149
‫آینده پر از فداکاری‌های بسیار بیشتری خواهد بود

35:35.529 --> 35:36.864
!رهبر

35:36.948 --> 35:38.866
‫دختر بازرگان اعظم شیم اینجاست!

36:11.190 --> 36:13.067
‫دستور من این بود که کسی وارد نشه!

36:22.493 --> 36:24.745
‫چطور جرئت کردی وارد این محوطه بشی!

36:24.829 --> 36:26.163
‫همه اینا تقصیر توئه!

36:26.247 --> 36:28.958
‫اگه پسرم رو اغوا نکرده بودی

36:29.041 --> 36:30.459
‫تا با تو فرار کنه…
‫نه. از اول،

36:30.543 --> 36:33.546
‫تو و پدرت و اون انجمن توطئه کردین

36:33.629 --> 36:36.173
‫تا پسرم رو به دروغ جاعل معرفی کنین،

36:36.257 --> 36:37.383
‫اینطور نیست؟

36:37.883 --> 36:38.718
‫هونگ‌رانگ

36:39.969 --> 36:40.803
‫جاعل نیست!

36:40.886 --> 36:41.721
‫چی گفتی؟

36:48.269 --> 36:50.563
‫اون واقعاً برادر کوچیک منه!

36:52.773 --> 36:54.483
‫اون این رو داشت!

36:55.901 --> 36:57.194
‫وقتی جوون بودم،

36:57.278 --> 37:00.656
‫دندون هونگ‌رانگ رو کشیدم و براش گذاشتم اون تو !

37:22.887 --> 37:24.013
‫بله!

37:24.096 --> 37:25.389
‫پسرم!

37:27.433 --> 37:28.267
‫البته!

37:29.268 --> 37:30.770
‫او واقعاً پسر منه!

37:36.275 --> 37:37.485
‫لطفاً کمکم کنید!

37:37.568 --> 37:39.236
‫کمکم کنید پسرتون رو نجات بدم!

37:41.155 --> 37:42.531
‫برادر کوچیکم رو!

39:28.762 --> 39:29.597
‫منم،

39:30.181 --> 39:31.015
‫جه‌یی!

39:32.725 --> 39:34.059
‫من اینجام!

39:40.107 --> 39:43.027
‫لطفاً کمی بیشتر صبر کن!

39:43.110 --> 39:44.361
‫من تو رو بیرون میارم!

39:45.488 --> 39:46.864
‫چطور اومدی اینجا؟

39:47.406 --> 39:49.033
‫برو بیرون. خطرناکه!

39:49.116 --> 39:50.242
‫با رهبر ملاقات کردم!

39:50.993 --> 39:54.371
‫اون به تضمین تو نیاز داره

39:54.455 --> 39:55.456
‫که می‌تونی سند هبه رو براش بگیری!

39:55.539 --> 39:58.667
‫در مورد مادر، گفت با این کلمات سند رو به دست میاری!

39:59.168 --> 40:00.669
‫شانه‌های مونگ‌جون رو."

40:01.712 --> 40:02.963
به آرامی نوازش کن"

40:06.550 --> 40:08.052
‫"شانه‌های مونگ‌جون."

40:09.053 --> 40:10.346
‫به رهبر بگو

40:10.429 --> 40:11.722
‫که سند رو دارم

40:12.973 --> 40:13.807
‫و اینکه،

40:13.891 --> 40:15.601
‫سه روز دیگه نصف شب،

40:15.684 --> 40:18.979
‫زیر تنگه

40:19.063 --> 40:20.898
‫در گردنه کوه اینوانگ، مدرک مورد نیازش رو پیدا می‌کنه!

40:23.567 --> 40:25.236
‫تا اون موقع حالت خوب میشه؟

40:30.616 --> 40:31.742
‫حالم خوب میشه!

40:33.410 --> 40:34.370
‫جه‌یی!

40:35.663 --> 40:37.331
‫اونجا رو چک کردی؟

40:37.414 --> 40:39.667
‫بله، چیز غیرعادی پیدا نکردم، قربان!

40:39.750 --> 40:40.834
‫برو!

40:41.502 --> 40:42.503
‫باید بری!

40:43.796 --> 40:44.797
‫عجله کن!

41:06.151 --> 41:07.152
‫حالا برو!

41:07.653 --> 41:08.487
‫لطفاً عجله کن!

44:38.322 --> 44:39.573
‫حالا بگیرش!

45:14.775 --> 45:15.984
‫وایسا!

45:16.068 --> 45:17.027
‫بهش شلیک نکن!

45:18.445 --> 45:20.280
‫نباید به طلسم من آسیب بزنی!

46:14.835 --> 46:16.086
‫اونا رو بگیرید!

46:16.169 --> 46:19.548
‫دستور میدم همه طلسم‌های منو بگیرید!

49:17.100 --> 49:18.643
‫شنیدم پدرم بود!

49:21.855 --> 49:23.690
‫کسی که این کارو با تو کرد

49:25.150 --> 49:26.610
‫پدرم بود!

49:27.194 --> 49:28.320
‫اما چرا...

49:30.739 --> 49:32.282
‫چرا تو...

49:34.534 --> 49:36.745
‫من به دست تو شایسته مرگم ،

49:37.913 --> 49:39.331
‫پس چطور می‌تونی دوستم داشته باشی؟

49:42.250 --> 49:43.251
‫متاسفم

49:43.960 --> 49:45.962
‫که اینقدر اذیتت کردم

49:48.590 --> 49:49.591
‫خیلی متاسفم

50:00.018 --> 50:01.019
‫دوستت دارم

50:25.252 --> 50:28.171
‫سند هبه رو بده و برو

50:28.797 --> 50:30.549
‫هدف تو همیشه همین بود

50:30.632 --> 50:34.553
‫حالا که نقاش شناسایی شده

50:34.636 --> 50:36.138
‫و مدرک کارهاش به دست اومده، دیگه بهت نیازی نداریم

50:37.764 --> 50:38.682
‫این هه کجاست؟

50:39.516 --> 50:40.934
‫به نظر میاد هنوز اینجا نیست

50:42.227 --> 50:44.146
‫اونم دیگه به تو ربطی نداره

50:44.229 --> 50:45.647
‫می‌تونی اونو پیش من بذاری

50:47.399 --> 50:50.068
‫اون مال منه،
‫پس من باید ازش استفاده کنم

50:50.819 --> 50:52.154
‫داری

50:52.237 --> 50:53.822
‫منو رها می‌کنی؟

50:53.905 --> 50:55.866
‫تو اول به من خیانت کردی

50:55.949 --> 50:59.369
‫دیگه برای نقشه و انتقام بهت نیازی نیست، پس برو

51:02.622 --> 51:04.749
‫سند هبه رو برات میارم

51:04.833 --> 51:05.917
‫اما...

51:09.671 --> 51:11.131
‫یه درخواست دارم

51:12.257 --> 51:13.466
‫برادر کوچکتر جه‌یی

51:15.135 --> 51:17.095
‫لطفاً بگو هونگ‌رانگ کجاست

51:18.722 --> 51:21.725
‫تو منو بزرگ کردی تا اون بشم

51:23.518 --> 51:25.312
‫از همون لحظه‌ای که دیدمت

51:25.896 --> 51:28.648
‫اما حتی یه بارم فکر نکردی

51:28.732 --> 51:31.276
‫که هونگ‌رانگ واقعی ممکنه یه روز برگرده

51:31.359 --> 51:33.236
‫یعنی کاملاً مطمئن بودی که هرگز برنمی‌گرده

51:37.449 --> 51:39.951
‫دونستنش الان چه فرقی می‌کنه؟

51:41.119 --> 51:42.162
‫آرزو دارم اون...

51:44.998 --> 51:47.042
‫از سردرگمی دائمی دست برداره

51:48.501 --> 51:49.628
‫می‌خوام اونو آزاد کنم

51:50.378 --> 51:52.380
‫از دلتنگی همیشگی...

51:55.133 --> 51:57.385
‫و از زندگی پر از انتظار و درد

51:58.470 --> 52:02.349
‫چه زنده باشه چه مرده، حقشه اونو ببینه و باهاش حرف بزنه

52:02.933 --> 52:04.226
‫تا بتونه اونو در آغوش بگیره

52:05.977 --> 52:07.520
‫یا رهاش کنه

52:13.151 --> 52:15.028
‫آرزو دارم اون بچه، جه‌یی،

52:16.488 --> 52:18.949
‫زندگی‌ای رو داشته باشه که حقشه

52:34.714 --> 52:36.049
‫بکش بالا، سریع

52:36.549 --> 52:37.425
‫زود باش

52:39.970 --> 52:41.638
‫تقریباً تموم شد. عجله کن

52:46.768 --> 52:47.602
‫بانو

52:48.687 --> 52:50.021
‫بانو جه‌یی!

53:23.388 --> 53:24.931
‫هرگز فکر نمی‌کردم

53:25.682 --> 53:27.976
‫اینقدر نزدیک باشی

53:29.811 --> 53:32.105
‫تو همیشه کنار من بودی

53:33.148 --> 53:35.984
‫خواهرت رو ببخش که نمی‌دونست

53:37.235 --> 53:38.111
‫و دیر رسید

53:41.156 --> 53:42.365
‫اینجایی،

53:43.158 --> 53:44.326
‫هونگ‌رانگ

53:49.706 --> 53:51.541
‫هونگ‌رانگ

53:53.168 --> 53:55.170
‫هونگ‌رانگ!

53:55.194 --> 59:40.348
:::::::::آیـــ(هــونگ رانگ عــزیـز)ـــرِن:::::::: ::::@AirenTeam::::
