WEBVTT

00:00.105 --> 00:45.105
<b>::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند ::::::::
::::@AirenTeam::::</b>

00:45.129 --> 00:47.129
:::::::::آیـــ(هــونگ رانگ عــزیـز)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::

00:47.153 --> 00:49.153
:::::::::آیـــ(قسمت 8)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::

00:50.780 --> 00:53.449
‫هر کسی از لحظه تولدش یه چیزیه

00:54.033 --> 00:55.243
‫پسر یکی،

00:55.952 --> 00:57.370
‫برادر کوچیک‌تر یکی

00:57.954 --> 01:00.123
‫پسرعمو یا دوست یکی

01:00.623 --> 01:02.458
‫حتی فقط همسایه یکی

01:02.542 --> 01:04.169
‫ولی من هیچ‌وقت برای هیچ‌کس هیچی نبودم

01:04.836 --> 01:06.254
‫همیشه تنها بودم

01:07.630 --> 01:10.800
‫انگار از آسمون افتاده بودم

01:13.553 --> 01:14.804
‫تو اصلاً

01:16.181 --> 01:17.223
‫کی هستی؟

01:23.021 --> 01:29.152
:::::::::آیـــ(هــونگ رانگ عــزیـز)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::

01:32.864 --> 01:35.241
‫پس می‌خوای باهاش بری؟

01:36.701 --> 01:37.577
‫بله

01:37.660 --> 01:39.829
‫دلیل این تصمیمت چیه؟

01:42.707 --> 01:44.292
‫قبلاً بهتون گفتم

01:45.084 --> 01:48.463
‫که خودمو از قیدخواسته‌هاتون آزاد می‌کنم

01:48.546 --> 01:52.425
‫حق موروثی رو نمیشه به اختیار خودت انکار کنی

01:53.009 --> 01:54.510
،به‌عنوان خون من

01:54.594 --> 01:57.680
‫تو حق قانونی نسبت به انجمن داری

01:57.764 --> 01:58.932
‫این، در اصل،

01:59.515 --> 02:01.643
‫ به این معنیه که برای من، به‌عنوان بازرگان اعظم...

02:01.726 --> 02:04.646
‫ دلیل، حق، و ضرورته
‫که تو رو اینجا نگه دارم

02:05.897 --> 02:06.814
‫اگه بمونم...

02:08.733 --> 02:10.443
‫می‌تونی قول بدی ازم محافظت کنی؟

02:15.114 --> 02:16.241
‫می‌خوام زندگی کنم

02:17.033 --> 02:20.245
‫تنها آرزوم اینه که برای یه بارم که شده
‫زندگی عادی داشته باشم

02:22.664 --> 02:23.748
‫لطفاً بذار برم

02:25.500 --> 02:27.168
‫تحمل ندارم یه روز دیگه

02:28.002 --> 02:29.337
‫اینجا بمونم

02:36.177 --> 02:39.389
‫خودش پیشنهاد داده با اون چوب خشک بره؟

02:39.472 --> 02:41.140
‫و بازرگان اعظم هم قبول کرده؟

02:41.224 --> 02:42.433
‫بله بانو

02:44.060 --> 02:45.478
‫اون دخترک موذی

02:47.021 --> 02:50.400
‫داره با زرنگی راهی برای نجات خودش پیدا می‌کنه

02:54.904 --> 02:56.739
‫بازرگان اعظم باید تا حالا فهمیده باشه

02:56.823 --> 02:58.157
‫وقتشه

02:59.075 --> 03:00.952
‫که بفهمه

03:04.872 --> 03:07.375
‫هر چقدر هم دست و پا بزنه،

03:08.084 --> 03:09.168
‫همیشه

03:09.752 --> 03:11.462
‫زیر سلطه منه

03:32.108 --> 03:34.694
‫مگه واضح نگفتم باید بی‌سروصدا بری؟

03:34.777 --> 03:36.946
‫این قیمتی بود که برای جونت توافق کردیم

03:37.030 --> 03:38.072
‫بگو

03:38.823 --> 03:41.034
‫چرا جه‌یی اصرار داره با تو بره؟

03:41.117 --> 03:42.035
چی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دونگ

03:44.871 --> 03:46.789
‫تو این اسمو می‌شناسی، نه؟

03:50.960 --> 03:52.879
‫من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

03:53.755 --> 03:54.881
‫اون تنها چیزیه که نیازم دارم

03:54.964 --> 03:58.634
‫شک دارم تو هم بتونی همین حرفو بزنی،
‫چون حتماً دلایل محکمی داشتی

03:58.718 --> 04:00.762
‫که این همه سال از اسم خودت
چشم پوش کردی

04:04.390 --> 04:06.976
‫دلایل و نقشه‌هات هر چی که هست،

04:08.019 --> 04:09.645
‫فضولی نمی‌کنم

04:09.729 --> 04:12.148
‫فقط بذار جه‌یی بره

04:16.152 --> 04:17.153
‫جه‌یی

04:20.239 --> 04:21.741
‫ازش خبر داره؟

04:37.590 --> 04:39.759
‫حتی ارباب جانگ هم داره استعفا میده؟

04:39.842 --> 04:41.511
‫نمی‌تونه به بانو رو بیاره

04:41.594 --> 04:44.097
‫ولی نمی‌دونه بیکار نشستن چه ضرری داره

04:44.180 --> 04:45.890
‫به فکر نجات جون خودشه

04:45.973 --> 04:49.852
‫بازرگان اعظم حتماً تو بد مخمصه‌‌ای گیر کرده

04:50.603 --> 04:54.273
‫انجمن سایه‌ای که پنهان کرده بود، لو رفته

04:54.357 --> 04:57.652
‫و ارباب اعظم، رفیق شفیقش، بیرون شده

04:57.735 --> 05:00.196
‫همه متحدای نزدیکش
‫دارن خودشونو کنار می‌کشن

05:00.738 --> 05:03.032
‫حالا دخترش،
‫آخرین امیدش،

05:03.116 --> 05:04.992
‫انگار تبعید شده و دارن می‌فرستنش بره

05:05.076 --> 05:08.371
‫بازرگان اعظم شیم حالا دیگه
‫چیزی جز یه ببر کاغذی نیست

05:12.625 --> 05:16.796
‫این اولین مجمع صبحگاهیت
‫به‌عنوان ارباب اعظمه، نه؟

05:23.010 --> 05:27.098
‫اصلاً نمی‌دونی چقدر مشتاقانه
‫منتظر این روز بودم

05:40.987 --> 05:41.904
‫چی شده؟

05:43.030 --> 05:44.449
‫همه کجا میرن؟

05:44.532 --> 05:45.825
‫باید عجله کنین

05:46.784 --> 05:48.619
‫برید به سمت خزانه‌داری، بانو

06:43.633 --> 06:47.595
‫از ته قلبم مفتخرم که شخصاً تشریف آوردین

06:49.430 --> 06:51.599
‫هر چقدر بیشتر می‌بینمش، باوقارتر به نظر میاد

06:53.726 --> 06:54.810
‫انگار

06:56.062 --> 07:00.066
‫دارم به یه آبشار ‫یخ‌زده تو زمستون برفی نگاه می‌کنم

07:00.149 --> 07:02.693
‫زیبا و پاک

07:03.486 --> 07:05.404
‫قوی و سخت،

07:05.905 --> 07:07.281
‫در عین حال باوقار

07:08.282 --> 07:11.577
‫هوش و ذکاوت زیادش مال یه مرد عادی نیست

07:11.661 --> 07:14.413
‫حتی باشکوه‌ترین چیزا هم

07:14.497 --> 07:17.583
‫‫اگه در اختیار تو نباشن بی‌فایده‌ن

07:18.709 --> 07:21.003
‫چون شیئی که نتونی به میل خودت استفاده کنی

07:21.087 --> 07:23.506
‫ممکنه مانع بشه

07:27.009 --> 07:27.927
‫واقعاً

07:29.387 --> 07:31.764
‫هر چقدر شمشیر تیزتر باشه،

07:32.974 --> 07:37.103
‫تو دست یکی دیگه
‫خطرناک‌تر میشه

07:38.896 --> 07:39.981
‫بگذریم از این...

07:42.066 --> 07:45.695
‫شنیدم پسر لرد سونگ، که از مرگ برگشته بود،

07:45.778 --> 07:47.738
‫جان داد

07:48.239 --> 07:49.407
‫بله، علیاحضرت

07:53.411 --> 07:55.371
‫اگه قرار بود بچه بمیره،

07:55.871 --> 07:58.124
‫بهتر بود برنمی‌گشت

07:59.166 --> 08:00.543
‫اما، علیاحضرت

08:03.129 --> 08:06.424
‫وقتی قبرشو کندن
‫تا دوباره دفنش کنن

08:10.845 --> 08:15.099
‫همون جسدی رو اونجا پیدا کردن
‫که سال پیش دفن کرده بودن

08:15.600 --> 08:18.144
‫به خاطر درخواست‌های مکرر لرد سونگ،

08:18.227 --> 08:20.438
‫دربار سلطنتی برای تحقیقات کامل‫

08:21.314 --> 08:24.650
‫توسط اداره تحقیقات سلطنتی حکمی صادر کرده

08:24.734 --> 08:29.488
‫در همین حین، آژانس عدالت کیفری
‫باید دنبال بچه‌های گمشده دیگه بگرده،

08:29.572 --> 08:33.576
‫گشت‌ها رو زیاد کنه، و مقررات منع رفت و آمد
‫سخت‌گیرانه‌تری برای بچه‌ها اعمال کنه

08:33.659 --> 08:36.412
‫اونا همچنین قصد دارن ‫با پرس‌وجو از شاهدان

08:37.121 --> 08:38.956
‫درباره ظاهرش

08:39.457 --> 08:41.125
مرد برفی رو پیدا کنن

08:44.045 --> 08:47.590
‫فکر می‌کنی دنبال کردن اون توهم محض

08:49.008 --> 08:50.384
باعث دستگیری میشه؟

08:52.094 --> 08:54.096
‫فرض کن بگیرنش بعد چی؟

08:55.014 --> 08:58.476
‫چرا انرژیشونو روی این تلاش‌های بی‌فایده هدر میدن؟

08:59.143 --> 09:01.395
...‫این باعث میشه چاره‌ای جز این نداشته باشم که

09:04.273 --> 09:07.401
‫نقاشی‌ای خلق کنم که ذات
‫یین و یانگ رو به تصویر بکشه

09:08.486 --> 09:11.280
‫وضعیت آشفته اخیر کشورمون

09:11.364 --> 09:14.617
‫نتیجه عدم تعادل
‫بین یین و یانگه

09:16.077 --> 09:17.244
‫سال‌ها پیش،

09:19.121 --> 09:22.416
‫نقاشی یین و یانگمو گم کردم، نه؟

09:23.084 --> 09:26.170
‫از اون موقع، چیزی به این عمق
نقاشی نکردم

09:26.253 --> 09:28.506
به دلم سنگینی می‌کرد

09:33.386 --> 09:35.179
‫بنابراین، تو هم باید

09:36.305 --> 09:40.267
‫از مشغولیت فکری در مورد
انجمن یا این نگرانی‌های دنیوی بیش از حد دوری کنی

09:41.519 --> 09:44.438
‫و در عوض روی مسائل
‫مهم‌تر تمرکز کنی

09:46.524 --> 09:49.360
‫با کمال میل و نهایت صداقت اطاعت می‌کنم

10:13.134 --> 10:17.054
‫علاوه بر سوختگی‌ها و کبودی‌های
‫روی بدن پسر سونگ،

10:17.138 --> 10:20.141
‫گفته میشه جراحات
‫و التهاب ناشی از سموم پیدا کردن

10:20.641 --> 10:22.184
‫پعد از تجزیه و تحلیل سموم،

10:22.268 --> 10:24.687
‫آثاری از آهک، زاج سفید، آرسنیک،

10:24.770 --> 10:27.940
‫و مواد مشابه
‫داخل بدن پسر پیدا شد

10:30.985 --> 10:32.862
‫آهک، زاج سفید،

10:33.362 --> 10:34.196
‫و آرسنیک

10:34.697 --> 10:36.657
‫همشون موادی هستن که معمولاً استفاده نمیشن

10:36.741 --> 10:39.785
‫حتماً از جایی
‫به صورت عمده تهیه شدن

10:39.869 --> 10:41.704
‫-بذارید بیشتر تحقیق کنیم
‫-بله

10:50.379 --> 10:52.006
‫باید عجله کنیم

10:52.089 --> 10:55.551
‫حالا که وضعیت وخیم شده،
‫احتمالاً دارن سریع عمل می‌کنن

11:19.617 --> 11:21.202
‫کی برمی‌گردی؟

11:21.285 --> 11:22.536
نمیدونم

11:24.580 --> 11:27.917
باز خوبه که ‫با برادرت میری

11:28.000 --> 11:29.043
دقیقا

11:29.126 --> 11:33.088
‫خیلی بهتر از ازدواج با یه غریبه‌ست
یا بدرفتاریای مادرشه

11:33.172 --> 11:36.592
‫هونگ‌رانگ چی؟ ‫چیزی درباره رفتنت نگفت؟

11:54.819 --> 11:55.653
،و همینطور

11:56.195 --> 12:00.199
‫صرف نظر از اینکه یه غریبه
کنترل انجمن و خونه رو بگیره

12:00.908 --> 12:03.077
‫کنار می‌کشی؟

12:10.584 --> 12:12.419
‫فهمیدی اون یه شیاده

12:13.003 --> 12:15.339
‫به خاطر همینه که همه وسایلتو جمع کردی

12:15.422 --> 12:17.883
‫تا بری دنبال هونگ‌رانگ واقعی بگردی

12:18.968 --> 12:20.052
‫عصبانیت نمی‌کنه؟

12:20.135 --> 12:21.929
‫چرا چشم‌پوشی می‌کنی؟

12:22.930 --> 12:24.265
‫اونی که نمی‌تونم ببخشم،

12:25.599 --> 12:26.684
‫منم، نه اون

12:27.560 --> 12:28.727
‫چون گول خوردی؟

12:30.312 --> 12:32.398
‫می‌دونی اولش چه حسی داشتم

12:33.315 --> 12:35.609
‫وقتی فهمیدم اون یه شیاده؟

12:36.277 --> 12:37.403
‫آرامش

12:38.904 --> 12:41.073
‫یه حس آرامش داشتم

12:41.156 --> 12:43.826
‫این همه مدت، ‫با دزدیدن اسم برادرم

12:44.326 --> 12:46.203
من و همه رو گول زد

12:46.704 --> 12:49.999
‫برادرم شاید هنوز یه جایی ‫گم و سرگردون باشه

12:50.499 --> 12:53.043
‫با این حال، وقتی فهمیدم اون برادرم نیست،

12:54.420 --> 12:56.130
‫احساس آرامش کردم

12:56.213 --> 12:58.173
‫علاوه بر این،

12:58.257 --> 13:00.217
‫نمی‌خوام اون آسیب ببینه

13:01.468 --> 13:03.053
‫فکرش رو هم نمی‌تونم تحمل کنم

13:06.682 --> 13:07.975
‫به خاطر همینه که میرم

13:10.311 --> 13:11.395
‫نمی‌تونم...

13:13.147 --> 13:14.732
‫خودمو به خاطر این ببخشم

13:33.042 --> 13:34.001
‫خوش اومدین آقا

13:37.254 --> 13:39.256
‫اون جفت سبک و راحته

13:42.259 --> 13:44.678
‫-برشون می‌دارم
‫-چشم آقا، الان میارم

14:05.324 --> 14:06.408
ارباب

14:07.284 --> 14:08.911
‫باید هویت واقعیش رو فاش کنین

14:10.663 --> 14:12.122
‫وقتی این کارو کنین،

14:12.206 --> 14:14.208
‫مرگش حتمیه

14:14.291 --> 14:15.250
‫وقتی اون بره،

14:15.334 --> 14:17.836
‫نگرانی‌هاتون برای بانو جه‌یی
‫برطرف میشه

14:17.920 --> 14:20.381
‫نه، نباید این اتفاق بیفته

14:20.464 --> 14:21.507
‫چطور؟

14:23.008 --> 14:24.176
‫قلب جه‌یی

14:25.177 --> 14:26.553
‫الان با اونه

14:28.931 --> 14:30.432
‫اگه الان اونو از دست بده،

14:30.933 --> 14:32.935
‫تا ابد رو دلش سنگینی میکنه

14:35.896 --> 14:40.025
‫عصبانیتون نمی‌کنه که این همه سال
‫سختی و تحمل

14:40.109 --> 14:41.568
‫هیچ و پوچ میشه؟

14:48.492 --> 14:49.493
‫واقعاً

14:50.035 --> 14:51.662
‫اون سال‌ها سخت بود

14:51.745 --> 14:55.499
‫اما این جه‌یی بود که کمکم کرد
‫تحملشون کنم

14:58.752 --> 15:00.879
‫به خاطر همینه که دلم نمی‌آد

15:01.505 --> 15:02.673
‫اونو از دست بدم

15:04.258 --> 15:05.300
‫علاوه بر این

15:08.887 --> 15:11.640
‫من نمی‌تونم کسی باشم که اونو ‫به کام مرگ بفرسته

15:13.392 --> 15:14.560
‫بالاخره،

15:15.144 --> 15:17.354
‫اون چند بار جونمو نجات داده

16:12.242 --> 16:13.452
‫لطفاً ما رو ببخشید

16:19.333 --> 16:20.209
‫ولمون کنین!

16:35.808 --> 16:38.519
‫یکم صبر داشته باش، باشه؟

16:38.602 --> 16:40.854
‫پوستتو مثل چینی سفید می‌کنه

17:53.302 --> 17:54.303
‫جه‌یی

17:56.889 --> 17:57.723
‫جه‌یی

18:02.227 --> 18:03.478
اورابونی

18:18.243 --> 18:19.119
سهره ی جاوه

18:20.037 --> 18:23.999
‫میگن تا آخر عمر با جفتشون
‫می‌مونن

18:24.082 --> 18:25.626
‫اگه یکیشون بمیره،

18:25.709 --> 18:28.420
‫اون یکی هم زیاد ‫زنده نمی‌مونه

18:29.546 --> 18:30.923
‫فکر کنم

18:31.506 --> 18:34.092
‫مایه حیات همدیگه‌ان

18:35.677 --> 18:38.055
‫امیدوارم خوب ازشون مراقبت کنی

18:40.390 --> 18:41.475
نه

18:42.059 --> 18:45.020
‫با هم تو گپسان بزرگشون می‌کنیم

18:50.817 --> 18:51.693
‫باشه

18:53.028 --> 18:54.154
‫همینکارو کنیم

19:00.911 --> 19:01.828
‫بهم قول بده

19:03.580 --> 19:04.414
‫چی؟

19:04.915 --> 19:06.541
‫قول بده همه چیزو فراموش کنی

19:07.668 --> 19:08.710
‫همه چیزایی که

19:09.378 --> 19:11.713
‫اینجا تو انجمن خانواده مین اتفاق افتاد

19:13.257 --> 19:14.258
راستش

19:15.342 --> 19:18.345
‫اینجا همیشه برام مثل میدان جنگ بوده

19:19.346 --> 19:22.557
‫هیچ‌وقت نمی‌دونستم خطر کی و از کجا میاد

19:24.059 --> 19:27.980
‫همیشه تو اضطراب و ترس زندگی می‌کردم
‫از اینکه چی ممکنه بهم آسیب بزنه

19:28.772 --> 19:32.359
‫همه چیز تو انجمن ‫مثل شمشیر یا نیزه‌ای به نظر می‌رسید

19:32.859 --> 19:34.653
‫که هر لحظه آماده‌ست منو سوراخ کنه

19:35.988 --> 19:37.155
‫جز یه چیز

19:38.782 --> 19:39.908
‫جز تو

19:43.745 --> 19:44.746
‫منم همینطور

19:45.998 --> 19:47.416
‫منم همین حسو داشتم

19:49.835 --> 19:50.752
‫باشه

19:53.171 --> 19:55.215
‫حالا که فقط ما دو نفریم،

19:56.133 --> 19:57.634
‫بیا همه چیزو فراموش کنیم

19:58.927 --> 20:02.514
‫بدون هیچ ترسی یا نگرانی،

20:02.597 --> 20:04.391
‫تو مایه حیات من میشی

20:04.474 --> 20:05.892
‫همونطور که من

20:06.643 --> 20:07.894
‫مایه حیات تو میشم

20:10.647 --> 20:11.481
‫باشه

20:13.066 --> 20:14.401
‫همه چیزو فراموش می‌کنم

20:16.820 --> 20:17.946
‫باید فراموش کنم

20:49.144 --> 20:52.397
‫چه غلطی می‌کنین، ‫ای رذل‌های پست؟

20:56.234 --> 20:57.611
‫جسارت ما رو ببخشید

21:00.739 --> 21:02.032
‫من فقط اینجام

21:02.532 --> 21:05.744
‫تا شما رو ببرم پیش اربابم
‫که فوراً می‌خوان شما رو ببینن

21:17.130 --> 21:18.131
‫یه شیاد؟

21:19.216 --> 21:20.217
‫اون یه شیاده

21:23.053 --> 21:24.554
‫من خوب می‌دونم

21:24.638 --> 21:27.641
‫که تو این سال‌ها بی‌شمار

21:28.350 --> 21:30.185
‫هونگ‌رانگ شیاد برام فرستادی

21:31.561 --> 21:34.314
‫این خودش دلیل محکم‌تریه که بهم اعتماد کنی

21:34.398 --> 21:36.525
‫چون من همه اون شیادها رو ساختم،

21:36.608 --> 21:39.778
‫ تو تشخیصشون باید بهترین باشم

21:41.154 --> 21:45.283
‫اما من این حرفو فقط بر اساس
‫حس یا شهود نمی‌زنم

21:46.076 --> 21:48.328
‫اون آدم تنها عمل نمی‌کنه

21:50.288 --> 21:52.874
‫یکی اونو فرستاده تا تو انجمنت نفوذ کنه

21:53.375 --> 21:57.963
‫اون گومگیدان بی‌رحم، گروهی از شمشیرزن‌های
‫آموزش‌دیده برای کشتن، رو پشت سرش داره

21:58.046 --> 22:00.215
‫اگه این درست باشه،
‫هدفشون چیه؟

22:00.298 --> 22:01.216
‫تو

22:02.801 --> 22:05.929
‫می‌خوان تو رو سرنگون کنن
‫و انجمن رو کامل ببلعند

22:07.431 --> 22:09.015
‫اسم مرد برفی رو شنیدی؟

22:09.724 --> 22:15.272
‫حتی اگه نه، مطمئنم درباره
‫نقل محافل، پسر لرد سونگ، شنیدی

22:16.273 --> 22:19.860
‫اون عوضی‌ها دارن یه چیزی
‫مربوط به اون ماجرا نقشه می‌کشن

22:19.943 --> 22:24.531
‫می‌خوان تو رو به اتفاقات مربوط به
‫اون پسر و این مرد برفی ربط بدن

22:24.614 --> 22:26.533
‫هدفشون اینه که آبروتو ببرن

22:26.616 --> 22:29.703
‫و برای همیشه عنوان بازرگان اعظم رو ازت بگیرن

22:29.786 --> 22:32.414
‫دلیلی برای این اتهامات داری؟

22:32.497 --> 22:33.707
‫مدرک دارم

22:34.916 --> 22:36.793
‫اونا یه تله کندن

22:36.877 --> 22:39.171
‫که به زودی ناگزیر توش میفتی

22:43.383 --> 22:44.968
‫چرا تردید می‌کنی؟

22:45.051 --> 22:47.304
‫من دارم راه نجاتتو بهت پیشنهاد میدم

22:47.387 --> 22:49.848
‫به موقعیتت تو انجمن

22:50.348 --> 22:52.976
‫تو این اواخر فکر کن

22:53.477 --> 22:56.021
‫شنیدم موقعیتت رو هواست

22:56.563 --> 22:59.316
‫اگه اینطوره، فاش شدن اینکه
‫هونگ‌رانگ یه شیاده،

22:59.399 --> 23:02.068
‫برات یه فرصت میشه، نه؟

23:03.778 --> 23:07.073
‫قیمت من ۵۰۰۰ نیانگ و اون شیاده

23:07.574 --> 23:09.451
‫این مدرکی که داری چیه؟

23:09.534 --> 23:11.411
‫پول رو برام بیار

23:12.078 --> 23:13.538
‫فردا شب ساعت ۱۰

23:14.498 --> 23:17.417
‫مدرک رو بهت میدم

23:59.167 --> 24:00.001
‫بگو

24:01.461 --> 24:02.879
‫نقاش کیه؟

24:03.672 --> 24:04.965
‫کجاست؟

24:05.048 --> 24:06.216
نمی‌دونم

24:06.716 --> 24:08.552
‫هیچی نمی‌دونم، باشه؟

24:08.635 --> 24:11.304
‫- واقعاً نمی‌دونم!
‫- پس بذار یادت بیارم

24:12.347 --> 24:13.473
‫لطفاً، نه!

24:18.228 --> 24:19.479
‫این پودر زاج سفید!

24:26.611 --> 24:27.988
‫این آرسنیک!

24:31.032 --> 24:32.033
‫یکم صبر داشته باش!

24:32.117 --> 24:33.868
‫پوستتو مثل چینی سفید می‌کنه!

24:37.205 --> 24:38.248
‫حالا یادت اومد؟

24:49.551 --> 24:52.762
‫مسئله اینه که پسر سونگ کجا دچار چنین فاجعه‌ای شده؟

24:52.846 --> 24:56.141
‫چون با بدن تماما سوخته پیدا شد،

24:56.224 --> 24:58.685
‫یا یه آتش‌سوزی بزرگ جایی اتفاق افتاده،

24:58.768 --> 25:02.063
‫یا بچه جایی گیر افتاده بوده
‫که عمداً آتیش زدنش!

25:02.147 --> 25:05.275
‫با توجه به اینکه حتی با اون وضعیت وحشتناک
‫تونست برگرده خونه،

25:05.358 --> 25:07.527
‫نشون میده احتمالاً نزدیک بوده!

25:08.194 --> 25:09.654
‫اما میدونی،

25:09.738 --> 25:13.491
‫بعد از بررسی لباس‌هایی که ‫وقتی برگشت تنش بود،

25:13.575 --> 25:17.287
‫یه تکه سفال سرامیک شکسته
‫چسبیده به پارچه پیدا شد!

25:21.333 --> 25:23.084
‫حتماً می‌فهمی منظورم چیه!

25:29.299 --> 25:30.133
خب

25:31.217 --> 25:32.302
‫خودت ببین!

25:40.018 --> 25:43.313
‫برای تعجب زوده
‫پیشنهاد می‌کنم یه نگاهی به داخل بندازی!

25:51.613 --> 25:54.491
‫می‌دونی این کوره سنگی مال کیه؟

25:54.991 --> 25:56.451
‫خب، مال توئه!

25:59.162 --> 26:01.456
‫البته که خبر نداشتی!

26:01.539 --> 26:04.751
‫بازرگان اعظم وقت نداره نگران یه کوره متروکه باشه،

26:04.834 --> 26:06.878
‫و اون عوضی‌ها هم اینو می‌دونستن!

26:26.314 --> 26:28.149
‫-اینجا رو تمیز کنین
‫-چشم!

27:08.314 --> 27:09.441
‫چی؟

27:10.024 --> 27:10.859
‫چی شده؟

27:16.281 --> 27:20.118
‫اگه پسر سونگ فرار کرد،
‫باید بقایای رو از بین می‌بردی!

27:22.370 --> 27:25.165
‫چرا گذاشتی کوره رو ‫همه ببینن؟

27:25.832 --> 27:29.335
‫اگه بچه‌ها رو جابه‌جا کردی،
‫باید به من گزارش می‌دادی...

27:29.419 --> 27:30.545
‫گزارش؟

27:34.507 --> 27:37.802
‫تو خودتو کی فرض کردی
‫که از من بخوای بهت گزارش بدم؟

27:37.886 --> 27:40.388
‫-چی گفتی؟
‫-سلطان پول؟ کشک!

27:41.264 --> 27:42.265
‫بلکه برده پول!

27:43.767 --> 27:45.226
‫تمام چیزی که تو دستت مونده،

27:45.310 --> 27:48.271
‫فقط یه نمای ظاهریه
‫از انجمن خانواده مین!

27:48.354 --> 27:52.066
‫و حالا هم که در آستانه از دست دادن همونی!

27:52.150 --> 27:53.902
‫جرأت می‌کنی اینطوری با من حرف بزنی؟

28:06.873 --> 28:09.375
‫بیا، حداقل اینو بگیر

28:09.459 --> 28:12.378
‫تا کمکی باشه برای تسکین
‫وضعیت تنگدستیت!

28:12.462 --> 28:16.216
‫اصلاً می‌تونی تصور کنی
‫این قطعه چقدر می‌ارزه؟

28:16.800 --> 28:18.843
‫به عبارت دیگه،

28:18.927 --> 28:21.679
‫من حالا اونقدر ارزشمند شدم
‫که نمی‌تونم با امثال تو مدارا کنم!

28:22.722 --> 28:24.349
!خیلی غافلی نه

28:25.600 --> 28:29.103
‫هدف و منظورت رو گم کردی!

28:55.547 --> 28:57.215
‫باز کن! منم!

29:01.553 --> 29:02.720
‫زود باش، باز کن!

30:21.382 --> 30:23.051
‫بالاخره پیدات کردم

33:52.593 --> 33:53.928
‫این نقاش نیست!

34:49.525 --> 34:50.776
‫دلم براش تنگ شده!

34:53.362 --> 34:54.363
‫فقط

34:56.866 --> 34:58.159
‫می‌خوام ببینمش!

35:10.463 --> 35:11.797
‫ارباب جوان!

35:14.008 --> 35:15.384
‫داخلی؟

35:16.802 --> 35:19.847
‫تمام روز کجا بودی که این وقت شب
‫اومدی خونه؟

35:22.350 --> 35:23.476
‫معذرت می‌خوام!

35:24.435 --> 35:27.647
‫ارباب جوان موجین و بانو جه‌یی
‫فردا حرکت می‌کنن!

35:27.730 --> 35:30.107
‫نباید باهاشون خداحافظی کنی؟

35:54.757 --> 35:56.050
‫هونگ‌رانگ!

35:59.011 --> 36:00.012
‫اون

36:02.515 --> 36:03.849
‫چی، میگی؟

36:31.502 --> 36:32.878
‫منتظرت بودم!

36:34.171 --> 36:35.381
‫برای خداحافظی؟

36:37.008 --> 36:38.134
‫نه!

36:38.676 --> 36:39.885
‫پس چرا؟

36:39.969 --> 36:41.095
‫من بهت دروغ گفتم!

36:43.389 --> 36:44.557
‫من

36:49.478 --> 36:50.855
‫من هونگ‌رانگ نیستم!

36:57.737 --> 36:59.322
‫من برادر کوچیکت نیستم!

37:00.990 --> 37:02.533
‫پس چی هستی؟

37:03.242 --> 37:04.201
‫کی هستی؟

37:07.997 --> 37:09.123
‫من

37:09.749 --> 37:11.000
‫هیچ کس خاصی نیستم

37:13.419 --> 37:16.714
‫فقط آرزو داشتم عادی باشم، ‫اما هیچ‌وقت نبودم

37:17.590 --> 37:21.761
‫من به عنوان یه برده پست و بی‌اهمیت
‫تو یه خاندان اشرافی به دنیا اومدم

37:23.763 --> 37:25.014
‫برای مدتی،

37:26.140 --> 37:28.476
‫من یه باطل السحر زنده بودم
‫که تمام بدبختی‌ها رو تحمل می‌کردم

37:28.976 --> 37:30.353
‫به جای ارباب جوان

37:31.854 --> 37:32.980
‫بعد، یه روز،

37:33.689 --> 37:34.899
‫فرار کردم

37:34.982 --> 37:36.692
‫بعد از زندگی تو فرار،

37:37.360 --> 37:38.944
‫در حالی که از تعقیب فرار می‌کردم،

37:39.820 --> 37:41.197
‫بالاخره اونو دیدم

37:45.076 --> 37:45.951
‫منظورت از اون

37:46.827 --> 37:47.953
‫مرد برفیه

37:48.454 --> 37:50.289
‫اون منو یه جایی کشوند

37:50.873 --> 37:52.208
‫که مجبور شدم...

37:54.293 --> 37:56.712
‫چیزایی رو تحمل کنم که درکش برایم غیرممکن بود

37:57.880 --> 37:59.090
‫بالاخره،

38:01.008 --> 38:02.593
‫وقتی فهمیدم چرا،

38:04.095 --> 38:07.306
‫متوجه شدم که زندگیم هرگز نمی‌تونه عادی باشه

38:12.728 --> 38:14.313
‫نمی‌تونستم بهت بگم

38:16.023 --> 38:17.024
‫که چی بودم

38:18.734 --> 38:19.777
‫من نفرت‌انگیزم

38:21.821 --> 38:22.655
‫و سزاوار نفرت

38:24.740 --> 38:26.367
‫حتی تو چشم خودم هم چندش‌آورم

38:28.786 --> 38:29.870
‫تو

38:31.872 --> 38:33.874
‫آخرین کسی بودی که می‌خواستم بهش بگم

38:35.709 --> 38:37.211
‫با توجه به اینکه چی هستم،

38:38.504 --> 38:39.964
‫می‌دونم که حقی ندارم

38:42.174 --> 38:44.260
‫اما با این حال اینجا منتظرت موندم

38:46.846 --> 38:47.680
مشتاقانه امیدوار بودم

38:53.185 --> 38:54.019
امیدوار

38:55.563 --> 38:57.231
‫که بیای

38:57.815 --> 39:00.443
‫با اینکه این همه مدت بهت دروغ گفتم

39:00.526 --> 39:02.486
‫و این همه درد بهت دادم

39:06.073 --> 39:07.158
‫دلم برات تنگ شده بود

39:10.619 --> 39:12.163
‫می‌دونستم که باید ببینمت

39:20.212 --> 39:21.547
‫دوستت دارم

39:26.135 --> 39:27.720
‫این عشقه که احساس می‌کنم

39:28.679 --> 39:29.513
‫نسبت بهت

39:30.723 --> 39:32.224
‫هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونه احساسمو

39:32.725 --> 39:34.351
‫نسبت بهت توضیح بده

39:38.564 --> 39:40.149
‫هر کی که هستی،

39:40.983 --> 39:42.401
‫حتی اگه شیاد باشی،

39:44.195 --> 39:47.656
‫حتی اگه همه چیز دروغ بوده
‫و منو گول زدی

39:47.740 --> 39:49.325
‫می‌دونم که هیچ کس،

39:50.701 --> 39:52.536
‫حتی خودم،

39:53.370 --> 39:55.748
‫نمی‌تونه منو ببخشه،

39:56.373 --> 39:57.791
‫اما به شدت

40:02.546 --> 40:03.881
‫می‌خوامت

40:08.677 --> 40:10.221
‫به خاطر همینه که باید ترکت کنم

40:19.355 --> 40:20.189
‫نه

40:22.525 --> 40:23.359
‫نمی‌تونی

40:25.611 --> 40:26.779
‫نمی‌ذارم

40:52.888 --> 40:53.889
‫اینو بگیر، باشه؟

40:59.353 --> 41:00.437
‫اینو اینجا بکش

41:05.442 --> 41:06.277
‫تموم شد

41:06.777 --> 41:08.195
‫استراحت کن

41:08.696 --> 41:10.155
‫اون یکی تموم شد

41:10.239 --> 41:11.949
‫آخه کجا می‌تونه باشه؟

41:12.032 --> 41:14.702
‫-حیاط پشتی رو گشتی؟
‫-بذار داخل رو بگردیم

41:30.050 --> 41:31.302
‫اسب‌ها رو بردن

41:31.385 --> 41:34.972
‫اسب این‌هو هم رفته
‫چی میشه اگه بو برده باشن و فرار کرده باشن؟

41:35.556 --> 41:37.099
‫زیاد نگذشته

41:37.850 --> 41:40.477
‫اطراف رو کامل بگردین، عجله کنین!

41:41.061 --> 41:41.895
‫چشم آقا

41:44.315 --> 41:45.399
‫جه‌یی!

42:08.380 --> 42:09.423
‫ارباب اعظم!

42:12.176 --> 42:13.010
‫هونگ‌رانگ

42:14.261 --> 42:16.013
‫اونم پیداش نیست

48:19.876 --> 48:22.754
::::@AirenTeam::::<b></b>
