WEBVTT

00:00.105 --> 00:30.105
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند ::::::::
::::@AirenTeam::::

00:31.219 --> 00:34.097
‫بابا رو تنها گذاشتم

00:37.183 --> 00:38.768
‫اون می‌فهمه

00:39.644 --> 00:42.313
‫می‌دونه که دلت رو
‫پیشش جا گذاشتی

00:43.565 --> 00:45.733
‫پس بیا با هم پیش بریم

00:47.944 --> 00:49.821
مطمئنم ‫اونم همین رو می‌خواد

01:00.874 --> 01:02.834
‫حالا که اصرار داری ساکت بمونی،

01:03.918 --> 01:07.255
‫رئیس تجار حتما برات شرطی‌ گذاشته

01:09.174 --> 01:10.008
‫راستی،

01:10.884 --> 01:12.427
‫اون بابات

01:13.344 --> 01:14.596
‫که فروختت

01:15.597 --> 01:19.893
‫شاید قمارباز شده،
‫انگار همه اون پول رو حیف و میل کرده

01:19.976 --> 01:21.269
‫بیماره و افتاده زمین،

01:22.020 --> 01:24.814
‫میگن منتظر مرگشه

01:25.315 --> 01:27.984
‫با اینکه سزاوار سرنوشت بدتریه

01:28.067 --> 01:30.028
‫به خاطر اینکه این همه سال
‫تو رو انداخت گردن ما…

01:32.197 --> 01:35.325
‫اگه تو سهمت رو انجام بدی،

01:35.408 --> 01:37.535
‫براش مراسم خاکسپاری می‌گیرم

02:17.992 --> 02:20.870
‫تنها سرنوشتی که
‫نصیبم میشه...

02:25.208 --> 02:26.417
‫مرگه؟

02:37.220 --> 02:43.935
:::::::::آیـــ(هــونگ رانگ عــزیـز)ـــرِن::::::::
::::@AirenTeam::::
<font

02:54.529 --> 02:56.656
‫میگی دستور بدم بکشنت،

02:58.032 --> 03:00.285
‫یا میگی دستور بدی منو بکشن؟

03:00.368 --> 03:01.202
‫عالیجناب

03:01.869 --> 03:03.579
‫خواهش می‌کنم اینطور حرف نزنید

03:03.663 --> 03:04.497
‫من فقط منظورم این بود--

03:04.580 --> 03:07.750
‫میخوای مالکیت انجمن سایه
‫ارباب اعظم رو منتقل کنی

03:07.834 --> 03:10.336
‫به اقامتگاه سلطنتی من؟

03:10.920 --> 03:13.840
‫در مورد گوگردی که
‫ارباب اعظم قاچاق کرده،

03:13.923 --> 03:17.427
‫میخوای ادعا کنی به دستور قصر
‫جمع‌آوری شده، یعنی...

03:21.639 --> 03:24.309
منظورت اینه که هر دوی ما کشته بشیم.

03:24.392 --> 03:25.977
...‫عالیجناب، من همچین منظوری نداشتم

03:26.060 --> 03:28.229
...‫گوگرد توسط

03:29.355 --> 03:30.523
‫خود شخص امپراطور ممنوع شده

03:31.524 --> 03:33.359
‫بنابراین، چیزی که از من می‌خوای

03:33.443 --> 03:36.154
‫خیانت بزرگ به کشوره

03:37.322 --> 03:38.323
‫عالیجناب

03:38.823 --> 03:40.575
‫لطفاً رحم کنید

03:40.658 --> 03:43.119
از خطر قریب‌الوقوع
‫ارباب اعظم کور شدم

03:43.202 --> 03:45.330
‫مرتکب خطای بزرگی شدم

03:46.372 --> 03:47.707
‫یکی از دست‌هات رو رها کن

03:49.042 --> 03:52.295
‫چیزی که تو اون دستت
‫محکم گرفتی رو رها کن

03:54.422 --> 03:55.840
‫و بعد

03:56.424 --> 03:59.844
‫این دست منو با دو تا دستت
‫محکم بگیر

04:00.720 --> 04:03.556
‫راه دیگه‌ای هست که بتونی
‫این وضعیت رو تحمل کنی؟

04:09.687 --> 04:10.605
‫بذار برم تو

04:11.689 --> 04:12.982
‫فقط یه لحظه

04:13.066 --> 04:14.609
‫فقط بذار ببینمش

04:14.692 --> 04:18.488
‫- خانم، اگه خانم بزرگ بفهمه چی؟
‫- کارمون تمومه

04:19.489 --> 04:20.740
اورابونی

04:22.033 --> 04:24.118
‫- بذار رد شم!
‫- خانم، خواهش می‌کنم!

04:24.202 --> 04:25.828
اورابونی، صدامو می‌شنوی؟

04:25.912 --> 04:26.788
‫خانم

04:27.288 --> 04:28.498
‫- حالت خوبه؟
‫- خواهش می‌کنم

04:28.581 --> 04:30.708
‫لطفاً یه چیزی بگو، اورابونی

04:30.792 --> 04:33.169
‫- خانم، خواهش می‌کنم
‫- تو نباید اینطوری باشی

04:33.252 --> 04:35.296
‫این کار ما رو میکشه

05:00.029 --> 05:01.280
‫کار تو بود

05:02.156 --> 05:04.784
‫می‌دونم همه چیز زیر سر توئه، نه اون

05:04.867 --> 05:05.785
‫اگه باشم؟

05:06.744 --> 05:10.081
‫منظورت چیه؟
‫چرا کاری نمی‌کنی؟

05:10.164 --> 05:11.791
‫اون فقط دستورات تو رو اجرا می‌کرد

05:11.874 --> 05:13.209
‫این تصمیم خودش بود

05:13.292 --> 05:16.087
‫خیلی قبل‌تر بهش هشدار داده بودم
‫و گوشزد کرده بودم

05:16.587 --> 05:19.549
‫موجین کسی بود که
‫خودش انتخاب کرد ریسک کنه

05:20.049 --> 05:22.844
‫پس باید تاوان جرم‌هاش رو بده

05:24.387 --> 05:25.888
‫تا حالا، حتی یه بار،

05:26.389 --> 05:29.058
‫واقعاً برای هیچ کدوم از ما
‫پدری کردی؟

05:29.642 --> 05:31.978
‫تا حالا ما رو
‫بچه‌هات دونستی؟

05:36.232 --> 05:37.483
‫من یه تاجرم

05:37.567 --> 05:40.820
‫فضیلت تاجر در توانایی
‫سنجش ارزش واقعیه،

05:40.903 --> 05:44.157
‫چه شیء باشه چه آدم،

05:44.240 --> 05:45.158
‫حتی خانواده خودش-
‫می‌دونستم-

05:46.159 --> 05:49.162
‫اما حالا، برات غیرممکنه که

05:50.246 --> 05:52.248
منو بسنجی

05:52.748 --> 05:54.959
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم
‫تا از اراده تو رها بمونم

06:10.099 --> 06:12.977
‫باید راهی پیدا کنیم
اورابونی تبرئه شه

06:13.561 --> 06:16.898
‫برای این کار، باید ثابت کنیم
که اون هیچ کدوم از این کارا رو نکرده

06:16.981 --> 06:18.191
چطوری؟

06:18.274 --> 06:21.444
‫شنیدم انجمن سایه
به نام ارباب اعظمه

06:21.527 --> 06:22.945
‫دفتر رو زیر و رو می‌کنم

06:23.029 --> 06:25.323
‫اگه انجمن سایه
،این همه مدت فعالیت داشته

06:25.406 --> 06:28.826
باید ردی از معاملات یا
‫امور مالیش باشه

06:45.468 --> 06:48.846
‫مطمئنم همه سوابق
‫مربوط به انجمن سایه رو پاک کردی

06:49.347 --> 06:50.556
‫بله، خانم

06:50.640 --> 06:53.559
‫الان وقتش نیست
که علیه رئیس تجار اقدام کنیم.

06:54.060 --> 06:57.980
‫‫اون الان تصمیم سختی گرفته
که از سهمش بگذره

06:58.064 --> 07:00.441
‫‫پس با وجود نفرتم، کنار می‌کشم

07:18.334 --> 07:19.669
‫اصلاحات خوب انجام شده

07:26.509 --> 07:28.803
‫خبری از مون گیوها نشد؟

07:28.886 --> 07:29.720
‫خب، خانم،

07:30.471 --> 07:32.265
‫انگار آب شده و به زمین فرو رفته

07:33.516 --> 07:35.101
‫تو مسافرخونه دیده نشده

07:35.184 --> 07:38.521
‫و با رئیس تجار یا
‫وزارت مالیات هم تماس نگرفته

07:40.356 --> 07:42.358
‫بعد از این گندی که زده، قایم شده؟

07:42.441 --> 07:44.318
‫همه جا دنبالش بگردید

07:44.402 --> 07:48.447
‫به زودی دوباره با رئیس تجار
‫توطئه می‌کنه تا منو سرنگون کنه

07:48.531 --> 07:49.448
‫بله، خانم

07:49.949 --> 07:50.825
‫اما

07:52.034 --> 07:53.160
ارباب عظم چی میشه؟

07:53.911 --> 07:55.621
‫همینطوری ولش می‌کنید؟

07:55.705 --> 07:56.581
‫ولش کن

07:57.081 --> 07:58.958
‫اون خودش تصمیم می‌گیره

07:59.041 --> 08:00.835
‫که یا زهر رو بنوشه

08:01.586 --> 08:03.087
‫یا خودش رو از گرسنگی بکشه

08:33.868 --> 08:34.994
‫مادر

08:36.746 --> 08:37.997
‫پسرم

08:38.623 --> 08:40.875
‫این وقت شب اینجا چی کار می‌کنی؟

08:41.834 --> 08:44.754
‫اومده بودم دنبالت
‫یه چیزی ازت بپرسم

09:14.492 --> 09:15.534
‫اصلاً خوابیدی؟

09:15.618 --> 09:16.994
‫یا چیزی خوردی؟

09:24.877 --> 09:26.837
‫گفتم اینطوری خودتو اذیت نکن

09:26.921 --> 09:28.005
‫این مهم نیست

09:28.089 --> 09:29.048
‫پس چی مهمه؟

09:29.924 --> 09:31.342
‫چی برات مهمه؟

09:31.425 --> 09:34.470
‫خودتو به نادونی می‌زنی؟
‫کی می‌دونه چه بلایی سر موجین میاد

09:34.553 --> 09:36.097
...‫هر چی بشه

09:36.931 --> 09:38.349
این ‫سرنوشت برادره که باید تحمل کنه

09:39.183 --> 09:40.226
‫آدمای بی‌گناه مردن

09:40.309 --> 09:41.769
‫می‌دونی که اون مقصر نیست

09:41.852 --> 09:43.979
‫بدون مدرک،
‫دفاع ازش بی‌فایده‌ست

09:44.063 --> 09:47.149
‫دقیقاً
‫برای همین من مدرک پیدا می‌کنم

09:48.025 --> 09:50.277
‫دقیقاً چطور؟ و چرا؟

09:50.361 --> 09:52.113
‫چون من

09:53.531 --> 09:54.907
‫تنها کسی هستم که اون داره

09:55.491 --> 09:56.826
‫من تنها کسی هستم که اون داره،

09:57.952 --> 09:59.453
‫اما من بی‌توجه بودم

09:59.995 --> 10:03.874
‫نتونستم سختی‌هاشو ببینم
...‫چون خیلی

10:07.044 --> 10:08.838
‫درگیر تو بودم

10:18.973 --> 10:19.932
‫خب؟

10:20.975 --> 10:21.976
‫پشیمونی؟

10:28.816 --> 10:30.025
‫متاسفم

10:30.860 --> 10:32.903
‫اونقدر متاسفم که دیوانه‌ام می‌کنه

10:34.447 --> 10:36.532
‫هیچ وقت لازم نبود بهش دست یاری دراز کنم

10:37.158 --> 10:38.576
‫اون همیشه دستمو می‌گرفت

10:38.659 --> 10:39.910
‫هیچ وقت کوتاهی نکرد

10:40.494 --> 10:42.121
‫که منو در اولویت قرار بده

10:45.082 --> 10:48.294
‫دخالت تو چیزی رو حل نمی‌کنه
‫نمی‌تونی چیزی رو عوض کنی

10:49.587 --> 10:50.421
‫نه

10:51.505 --> 10:53.716
‫- حالا نوبت منه که هوای اونو داشته باشم
‫- خواهر

10:53.799 --> 10:55.092
‫فقط تنهام بذار

10:55.676 --> 10:57.928
‫اگه قصد کمک نداری

11:09.774 --> 11:12.943
‫دفعه قبل یه نفر فرصت خانم رو
‫برای تدارکات قصر گرفت

11:13.027 --> 11:16.113
‫یه مترجم به اسم گیوها
‫از خاندان مون بود

11:16.197 --> 11:17.615
‫مون گیوها

11:18.783 --> 11:21.035
‫و الان نمی‌دونی کجاست؟

11:21.118 --> 11:22.411
‫نمی‌دونم

11:23.120 --> 11:25.456
میشه بپرسم، چرا دنبالش می‌گردید؟

11:26.624 --> 11:29.251
به زودی دوباره با رئیس تجار توطئه میکنه

11:29.335 --> 11:31.253
تا منو سرنگون کنه

11:31.337 --> 11:32.630
ارباب اعظم چی میشه؟

11:32.713 --> 11:36.383
‫<i>اون خودش تصمیم می‌گیره</i>

11:36.467 --> 11:37.968
‫<i>که یا زهر رو بنوشه</i>
‫<i>یا خودش رو از گرسنگی بکشه</i>

11:38.469 --> 11:39.470
وقت نداریم

11:40.179 --> 11:42.681
‫راهی نیست که اورابونی رو نجات بدیم؟

11:43.808 --> 11:46.602
‫تمام حواسش به ارباب اعظمه،

11:46.685 --> 11:49.647
‫مطمئن میشه که هر حرکتش
‫زیر نظره

11:49.730 --> 11:52.233
مگه این که راهی باشه
تمام توجه هارو ازش منحرف کنیم

12:31.814 --> 12:35.025
‫"راهی برای حل این وضعیت
‫پیدا کردیم."

12:35.901 --> 12:38.153
‫"امشب ساعت یازده،

12:38.654 --> 12:41.574
‫بیا به مجتمع دو در محله یا،
‫منطقه بانسونگ."

12:41.657 --> 12:43.117
‫سومین خونه با سقف کاشی‌کاری شده."

12:51.625 --> 12:52.877
‫همونطور که قصد داشتی،

12:52.960 --> 12:55.754
‫این رو سالم به رئیس تجار برسون

12:57.715 --> 12:58.591
‫فقط با یه شرط

12:59.717 --> 13:03.178
‫نباید یه کلمه در مورد اینکه
‫من این نامه رو دیدم حرف بزنی

13:04.138 --> 13:05.472
‫اگه زبونت رو نگه نداری،

13:05.556 --> 13:07.266
‫خانواده‌ات رو

13:07.766 --> 13:10.311
‫یکی‌یکی تکه‌تکه می‌کنم

13:10.394 --> 13:11.270
‫بله، خانم!

13:12.855 --> 13:15.900
‫خدمتکارا رو قبل از ساعت ۱۱ جمع کن
خودم میرم اونجا

13:23.908 --> 13:24.742
بخورید

13:26.452 --> 13:27.828
‫حتماً خیلی گرسنه‌اید

13:27.912 --> 13:29.163
عجله کنید

13:29.246 --> 13:30.331
بله

13:30.915 --> 13:32.666
‫ها؟ این دیگه چیه؟

13:33.167 --> 13:34.835
‫همشون کجا می‌رن؟

13:34.919 --> 13:36.462
باز دوباره چه خبره؟

13:38.380 --> 13:40.799
‫من میرم ببینم
‫شما اینجا بمونید و نگهبانی بدید

13:40.883 --> 13:42.134
‫باشه

13:43.427 --> 13:45.512
‫- بیشتر بخورید

13:45.596 --> 13:48.724
‫نباید تمام شب با شکم خالی نگهبانی بدید

14:10.746 --> 14:12.414
‫- دروازه‌ها رو بشکنید!
بله خانم-

14:20.714 --> 14:22.633
‫ای وای، شکمم درد می‌کنه

14:23.217 --> 14:25.010
‫چرا اینقدر طولش میدن؟

15:18.605 --> 15:19.815
اورابونی

15:24.111 --> 15:25.779
‫برگردیم. الان

15:25.863 --> 15:26.697
‫بله، خانم

15:29.950 --> 15:32.119
...‫یه نفر به اسم تو

15:32.202 --> 15:34.913
‫به رئیس تجار شیم نامه زده؟

15:35.873 --> 15:36.957
‫و خانم مین

15:37.041 --> 15:39.043
قبل از اینکه بهش برسه
‫رهگیریش کرده؟

15:40.085 --> 15:43.172
‫انگار خانم مین تا اونجا رفته

15:43.672 --> 15:45.466
‫تا مچ ما رو حین توطئه بگیره

15:49.928 --> 15:51.263
شیم جه یی

15:51.805 --> 15:53.098
‫این حتماً کار اونه

15:56.268 --> 15:57.686
‫پس اون بچه

15:58.771 --> 16:02.649
تازه به وجود برادر من پی برده؟

16:04.693 --> 16:06.487
‫تره به تخمش می‌ره، حسنی به باباش

16:06.570 --> 16:08.030
‫من این وضعیت رو درست می‌کنم

16:10.532 --> 16:12.034
بایدم همینکارو کنی

16:12.117 --> 16:14.870
‫وگرنه، خودم مجبور میشم دخالت کنم

16:20.959 --> 16:23.629
‫وقتی این اتفاق بیفته،
اگه هنوز بخوای نجاتش بدی

16:24.463 --> 16:26.882
اول ‫باید منو با دستای خودت بکشی

16:44.942 --> 16:46.944
آخر این راه یه اسب منتظرته

16:47.027 --> 16:48.278
اول یه جا پیدا کن

16:48.362 --> 16:50.405
در این حین، یه راهی پیدا میکنم-
جه یی-

16:50.489 --> 16:51.824
فقط این یه بارو بهم گوش کن

16:51.907 --> 16:52.866
تو نمیتونی اینکارو کنی

16:52.950 --> 16:55.035
نه، باید بری

16:55.119 --> 16:57.412
فقط اینطوری میتونی زنده بمونی

16:57.496 --> 16:59.123
‫عجله کن، اورابونی. خواهش می‌کنم!

17:10.801 --> 17:11.760
‫برو کنار

17:20.269 --> 17:21.520
‫شمشیرت رو بیار پایین

17:22.062 --> 17:22.896
‫ولش کن

17:23.856 --> 17:24.690
‫خواهش می‌کنم

17:27.776 --> 17:28.777
‫بگیریدش

17:30.821 --> 17:32.281
‫خواهش می‌کنم!

17:37.953 --> 17:38.787
‫فقط ولش کن

17:38.871 --> 17:39.746
‫اگه ولش کنم چی؟

17:40.789 --> 17:42.082
‫اگه اینطوری غیبش بزنه،

17:43.542 --> 17:44.668
‫تو چی میشی؟

17:44.751 --> 17:46.003
‫مهم نیست

17:52.926 --> 17:53.927
‫برای من مهمه

17:54.761 --> 17:56.221
‫ولم کن. بذار برم!

17:57.890 --> 17:58.765
‫بهت هشدار دادم

18:00.017 --> 18:01.185
‫که جرأت نکنی بهش دست بزنی

18:07.816 --> 18:08.942
‫برو، برادر

18:12.237 --> 18:13.071
‫جه‌یی

18:14.198 --> 18:15.282
‫من برمی‌گردم

18:21.663 --> 18:22.497
‫چی؟

18:22.581 --> 18:23.415
‫جایی برای من

18:24.333 --> 18:26.668
‫بیرون از انجمن خانواده مین نیست

18:27.502 --> 18:28.670
‫تمام چیزی که منو تعریف می‌کنه

18:29.171 --> 18:30.255
‫اونجاست

18:31.590 --> 18:32.799
‫بیرون از انجمن،

18:32.883 --> 18:34.426
‫من هیچ ارزشی ندارم

18:34.509 --> 18:36.553
‫نه. تو باید بری

18:37.554 --> 18:38.388
‫برو

18:38.472 --> 18:40.015
‫لطفاً برو

18:50.984 --> 18:52.152
‫درها رو باز کنید

18:52.236 --> 18:53.111
‫بله، خانم

19:57.551 --> 19:59.886
ارباب اعظم سابق شیم موجین که اخراج شده بود

19:59.970 --> 20:02.306
‫برای مدت نامعلومی گمارده شده

20:03.140 --> 20:04.683
‫تا ناظر کارگران
‫در معادن گپسان باشه

20:22.826 --> 20:23.994
‫معادن گپسان؟

20:24.077 --> 20:25.954
‫می‌دونی اونجا چه جور جاییه؟

20:26.038 --> 20:27.831
‫جدا از سفر طاقت‌فرسای اونجا،

20:27.914 --> 20:30.500
‫زمینش به طرز غیرممکنی بی ثمره
‫و چیزی برای خوردن نیست

20:30.584 --> 20:34.046
‫زمستان‌های کشنده و رانش زمین‌های تابستانی
‫جان بی‌شماری رو می‌گیرن

20:34.129 --> 20:35.756
‫حتی معدن‌چی‌ها هم شیفتی کار می‌کنن

20:35.839 --> 20:39.176
‫فرستادنش اونجا برای مدت نامعلوم
‫همون حکم اعدامه!

20:39.259 --> 20:41.136
‫لازم بود اینقدر زیاده‌روی کنی؟

20:41.219 --> 20:42.846
‫آیا اون سزاوار بخشش منه؟

20:49.644 --> 20:53.315
‫نشسته بود تو جایگاه برحق من
‫و از چیزی که باید مال من باشه بهره می‌برد،

20:53.398 --> 20:55.609
‫به من شک کرد و بهم فشار آورد

20:55.692 --> 20:58.445
‫بر علیهم شمشیر کشید
‫تا منو بیرون کنه

20:58.528 --> 20:59.654
‫با توجه به رفتارش،

21:01.031 --> 21:02.282
‫چرا باید بخشش نشون بدم؟

21:08.080 --> 21:11.166
‫از اول قصد داشتی
‫از شرش خلاص بشی؟

21:12.793 --> 21:14.002
‫اگه بگم آره،

21:14.753 --> 21:16.254
‫ناامید میشی؟

21:16.755 --> 21:18.131
‫اون به جای من اینجا بود،

21:18.632 --> 21:19.716
‫اما الان من اینجام

21:19.800 --> 21:22.386
دیگه به وجودش نیازی نبود
‫پس کنارش گذاشتم

21:25.138 --> 21:28.266
‫اون کیه که به خاطرش
اینطوری به من نگاه می‌کنی؟

21:29.643 --> 21:30.477
اون

21:31.937 --> 21:32.771
‫برای تو یه مرده؟

21:34.189 --> 21:35.023
‫چی؟

21:35.107 --> 21:36.108
...‫تو اونو

21:39.694 --> 21:40.821
‫به عنوان یه مرد میبینی؟

21:50.122 --> 21:50.956
‫اون منم

21:52.040 --> 21:54.167
‫من خودمو تو اون می‌بینم

21:55.460 --> 21:58.046
‫اون زندگی‌ای که من داشتم رو شریکه
‫و زخم‌های منو به دوش می‌کشه

22:00.465 --> 22:02.175
‫وقتی بهش نگاه می‌کنم، خودمو می‌بینم

22:02.259 --> 22:03.844
‫زندگی من بدون تو، مثل زندگی اون بود

22:03.927 --> 22:08.140
‫داشتن کسی که در دردم شریکه
و اون درد رو میفهمه

22:08.223 --> 22:10.767
تنها مایه تسلی

22:11.893 --> 22:13.311
و قدرتم توی اون دوران بود

22:14.354 --> 22:15.730
‫تو هیچ وقت نمی‌تونی بفهمی

22:17.190 --> 22:18.233
‫پس من چی هستم؟

22:22.195 --> 22:24.614
‫اگه اون برات اینقدر مهمه،
‫من چی؟

22:25.365 --> 22:27.075
‫من فقط اونی ام که گم کرده بودی

22:28.368 --> 22:29.703
‫و نیاز داشتی پیداش کنی؟

22:30.662 --> 22:32.080
‫حالا که پیدا شدم…

22:34.666 --> 22:35.792
‫همین کافیه؟

22:37.210 --> 22:40.380
چیزی فراتر برات اینقدر نفرت‌انگیزه
‫که آرزو می‌کنی خواب باشه؟

23:11.369 --> 23:12.454
‫خانم!

23:15.582 --> 23:17.751
‫نباید اینقدر باهاش سرد باشی

23:19.085 --> 23:20.962
‫اگه ارباب جوان نبود…

23:23.381 --> 23:25.800
‫ممکن بود اتفاق خیلی بدتری بیفته

23:33.808 --> 23:35.769
‫بودن اون اینجا مناسب نیست

23:36.645 --> 23:39.731
‫اگه نمی‌شه چیزی رو از ریشه درآورد،
‫باید قطعش کرد

23:42.192 --> 23:44.402
‫قبل از سپیده‌دم از شرش خلاص شید

23:45.445 --> 23:46.404
‫بله، خانم

23:46.988 --> 23:48.365
لطفا بذارید زنده بمونه.

23:52.035 --> 23:53.787
‫حداقل جونش رو نجات بدید

23:55.580 --> 23:56.498
‫پسرم،

23:56.998 --> 23:59.459
‫برای اولین قدمت
‫جایی برای دردسر باقی نمی‌ذارم

23:59.543 --> 24:00.669
...این بیشتر

24:01.586 --> 24:03.088
‫برای جلوگیری از دردسر بیشتره

24:05.257 --> 24:07.175
‫اون مرتکب گناهی شده که مستحق مرگه،

24:07.676 --> 24:09.386
...اما اگه من

24:09.886 --> 24:12.389
‫جانشین او در مقام ارباب اعظم،

24:13.014 --> 24:14.599
‫مجازاتش رو به پاس قدردانی

24:15.183 --> 24:17.477
از تلاش‌هایش ‫در طول سال‌ها
تخفیف بدم

24:19.604 --> 24:23.358
‫تنها در این صورت رفتار حامیانش
‫نسبت به من خصمانه نخواهد بود،

24:23.858 --> 24:27.028
‫و این کار جلب وفاداری آن‌ها رو
‫برای من آسان‌تر خواهد کرد

24:28.321 --> 24:32.158
‫چرا قبل از برداشتن اولین قدمم
برای خودم ‫دشمنی و بدخواهی بتراشم؟

24:57.100 --> 24:58.184
‫جه‌یی

25:00.937 --> 25:02.397
‫چطور می‌تونی اینطوری لبخند بزنی؟

25:02.480 --> 25:03.982
‫چقدر بی‌خیالی

25:05.108 --> 25:06.109
‫بیا نزدیک‌تر

25:06.192 --> 25:07.736
‫یه چیزی باید بهت بگم

25:18.288 --> 25:20.373
‫من به عنوان صاحب شعبه منصوب شدم

25:20.457 --> 25:23.752
‫داری میری شعبه،
‫نه برای نظارت بر کارگران؟

25:24.586 --> 25:26.421
...‫اون قول داد که صدام کنه

25:26.504 --> 25:28.757
‫اگه چند ماه سرم رو پایین نگه دارم

25:28.840 --> 25:30.592
‫مادر هرگز…

25:31.509 --> 25:32.844
‫قول داده

25:33.637 --> 25:36.181
‫پدر حتماً به خاطر من
‫باهاش صحبت کرده

25:38.892 --> 25:40.018
‫هونگ‌رانگ بود

25:43.271 --> 25:44.939
‫این حتماً کار اونه

25:47.317 --> 25:48.151
‫حق با توئه

25:48.902 --> 25:50.195
‫شاید کار اون بوده

25:55.742 --> 25:57.035
‫لطفاً منو نجات بده

25:58.036 --> 26:00.955
‫ناامیدی‌ات دلیل بیشتری بهم میده
‫که این کارو نکنم

26:01.039 --> 26:02.540
‫اگه من بمیرم،

26:02.624 --> 26:05.543
‫اونو برای همیشه از دست میدی

26:06.127 --> 26:08.922
‫می‌دونم هر چقدر بیشتر به خاطر من
‫دخالت کنه،

26:09.547 --> 26:11.675
‫بیشتر خودش رو
‫در معرض خطر جدی قرار میده

26:12.676 --> 26:13.510
...‫برای همین

26:13.593 --> 26:14.719
‫میذارم زنده بمونی

26:14.803 --> 26:15.929
‫به یه شرط

26:17.472 --> 26:19.516
‫باید کاری کنی که اون هیچ نگرانی

26:20.433 --> 26:22.060
‫و احساسات باقی‌مانده‌ای برای تو نداشته باشه

26:22.560 --> 26:24.187
‫این تنها راهیه که اون می‌تونه زندگی کنه

26:25.021 --> 26:26.731
بازم خداروشکر

26:26.815 --> 26:28.191
‫کی میری؟

26:28.692 --> 26:32.070
‫کارهایی دارم که باید انجام بدم و باید
‫کمک کنم هونگ‌رانگ جای منو بگیره،

26:32.153 --> 26:33.905
‫پس فکر کنم دو هفته دیگه

26:34.406 --> 26:36.408
‫فعلاً سرم شلوغه،

26:36.491 --> 26:38.910
‫پس خیلی ناراحت نشو
‫اگه زیاد منو نمی‌بینی

26:40.120 --> 26:43.331
‫برات نامه می‌نویسم،
‫و وقتی کاملاً مستقر شدم،

26:44.541 --> 26:47.460
‫حتی می‌تونی بیای و مدتی بمونی

26:52.298 --> 26:53.133
حتما میام

26:54.008 --> 26:54.843
‫خوبه

26:55.885 --> 26:57.303
‫اون لبخند رو ببین

27:34.299 --> 27:37.010
‫- همه چیز باید به خوبی پیش بره
‫- بله

28:02.535 --> 28:03.495
‫<i>شاید من</i>

28:04.704 --> 28:06.206
‫<i>احساساتت رو جریحه‌دار کردم</i>

28:15.465 --> 28:16.800
‫کی بالاخره…

28:18.885 --> 28:20.762
‫واقعیت منو می‌بینی؟

29:31.583 --> 29:33.418
‫اون چیه؟ روحه؟

29:38.339 --> 29:39.716
‫مادر…

29:40.717 --> 29:42.468
‫-سونام!
‫-مادر

29:43.344 --> 29:44.178
‫سونام!

29:47.307 --> 29:49.309
‫نه، بچه‌ام!

29:49.934 --> 29:51.394
‫سونام!

29:51.477 --> 29:52.312
‫چی؟

29:53.187 --> 29:54.772
‫یه بچه مرده برگشته؟

29:54.856 --> 29:58.985
‫پسر ارباب سونگ که تو آتیش مرد

29:59.068 --> 29:59.986
‫و سال پیش دفن شد،

30:00.069 --> 30:01.863
‫زنده برگشته
‫خیلی عجیبه

30:02.739 --> 30:06.284
‫تمام بدنش سوخته بود،
دقیقاً مثل همون روزی که مرد.

30:06.826 --> 30:08.703
‫چطور ممکنه؟ پسر دفن شده بود

30:08.786 --> 30:12.415
‫پسر چی گفت؟
‫حتماً ازش پرسیدن چی شده

30:12.498 --> 30:13.666
‫شنیدم داره می‌میره

30:13.750 --> 30:15.668
‫نمی‌تونه یه جرعه آب قورت بده

30:15.752 --> 30:17.837
‫و هذیون میگه تا بیهوش بشه

30:17.921 --> 30:20.256
‫بیدار میشه، بعد اونقدر جیغ می‌زنه

30:20.340 --> 30:22.467
‫تا دوباره خوابش ببره
‫خدایا، ممکنه برای بار دوم بمیره؟

30:22.550 --> 30:24.260
‫شاید حین عبور از رودخانه مردگان
اومده یه سری بزنه

30:24.344 --> 30:25.762
‫دقیقاً

30:26.596 --> 30:29.557
‫شنیدم یه فرشته مرگ غول‌پیکر

30:29.641 --> 30:31.517
‫که تماماً سفید پوشیده بود
اون شب نزدیک خونه دیده شده

30:31.601 --> 30:33.144
‫-تماماً سفید پوشیده بود؟
‫-بله

30:33.227 --> 30:34.562
‫حتماً اشتباه دیدن

30:34.646 --> 30:36.439
‫اما حقیقته!

31:00.088 --> 31:02.590
‫-شراب هیچ وقت اینقدر شیرین نبوده
‫-واقعاً

31:02.674 --> 31:06.052
‫اطرافت رو نگاه کن
‫هیچ گلی نمی‌تونه به زیبایی تو برسه

31:09.806 --> 31:13.601
گفتی ‫هونگ‌رانگ قلابی و شمشیرزن‌های
سیاهپوش فعال شدن؟

31:13.685 --> 31:14.602
‫بله، آقا

31:14.686 --> 31:18.606
‫انگار به اتفاقات خونه ارباب سونگ
‫علاقه‌مند شدن

31:21.734 --> 31:22.568
‫مرد برفی

31:23.319 --> 31:27.115
‫هیولایی که تو خونه ارباب دیده شده
‫حتماً توجهشون رو جلب کرده

31:27.699 --> 31:30.660
‫اون دخترک، شیم جه‌یی
‫هم دنبال مرد برفی می‌گشت

31:30.743 --> 31:34.706
‫باید دقیق بفهمم
‫اون عوضی‌ها چه نقشه‌ای دارن

31:34.789 --> 31:35.665
‫یالا

31:55.768 --> 31:56.602
‫استاد اعظم!

32:07.530 --> 32:09.699
‫این طرح هونگ‌رانگ نیست؟

32:09.782 --> 32:12.118
‫نه، این طرح یه خدمتکاره

32:12.201 --> 32:14.871
‫که ده سال پیش از اربابش فرار کرده

32:15.413 --> 32:18.207
‫علاوه بر این،
‫این طرح نزدیک پاجو نصب شده بود،

32:18.791 --> 32:21.961
‫جایی که انگار ادعا میکنن
فرشته مرگ رو دیدن

32:22.754 --> 32:27.550
‫اگه پسر خدمتکار و فرشته مرگ
...‫یک نفر باشن

32:27.633 --> 32:30.219
هونگ رانگ نمیتونه فرشته مرگ باشه

32:34.932 --> 32:36.517
‫این بچه یادت میاد؟

32:41.522 --> 32:43.232
‫وای، این یکی رو خیلی خوب می‌شناسم

32:44.484 --> 32:46.235
‫اسم این چی بود؟

32:46.319 --> 32:47.945
مدفوع سگ بود؟

32:48.029 --> 32:50.198
مدفوع گاو؟ یا مدفوع اسب؟

32:50.281 --> 32:51.449
‫مهم نیست

32:51.532 --> 32:54.368
‫این پسر از وقتی به دنیا اومد
‫طلسم زنده من بود

32:54.452 --> 32:55.661
‫طلسم زنده تو؟

32:59.457 --> 33:02.085
‫<i>به خدایان آسمان و زمین</i>
‫<i>و امپراتور بزرگ یشم</i>

33:02.168 --> 33:04.212
‫<i>به نگهبان گاو</i>
‫<i>و جنگاور اسب سفید</i>

33:04.295 --> 33:06.839
به نه خدای آسمان
و سه روح زمین

33:09.133 --> 33:11.344
گمشوو

33:11.427 --> 33:13.221
‫ای اهریمن پلید، دور شو!

33:13.304 --> 33:14.555
‫دور شو!

33:14.639 --> 33:18.226
‫دور شو، ای اهریمن پلید!
‫دور شو!

33:18.309 --> 33:21.104
‫دور شو!

33:21.187 --> 33:24.315
دور شو

33:24.398 --> 33:27.485
‫<i>شاید این واقعاً باعث شد</i>
‫<i>توسط اهریمن تسخیر بشه</i>

33:38.162 --> 33:39.413
‫اون صدا چی بود؟

33:39.497 --> 33:41.791
از یه جایی، هر چیزی که لمس می‌کرد

33:41.874 --> 33:43.709
‫<i>انگار از هم می‌پاشید</i>

33:49.173 --> 33:52.343
‫ما با بزرگواری گذاشتیم زنده بمونه
‫چون فقط یه بچه بیچاره بود

33:52.426 --> 33:55.721
‫<i>اما اون موجود کوچک</i>
‫<i>قدرنشناس بود</i>

33:56.764 --> 33:59.684
‫<i>بعد از فوت پدرم،</i>
گفتیم مراسم اجدادی رو به جا بیاره

33:59.767 --> 34:02.645
‫اما قبل از اینکه حتی یه سال کامل بشه فرار کرد

34:02.728 --> 34:05.565
‫اون عوضی قدرنشناس. چقدر شوم!

34:24.834 --> 34:26.836
‫شبح سفید…

34:27.837 --> 34:29.005
‫شبح

34:29.881 --> 34:31.716
‫منو تو آب انداخت

34:31.799 --> 34:33.092
‫و بعد تو آتیش

34:34.468 --> 34:36.971
‫نفسم… داغه

34:37.471 --> 34:38.556
‫خیلی درد می‌کنه

34:38.639 --> 34:40.433
‫حالا دیگه در امانی، پسرم

34:40.516 --> 34:41.726
‫مادر؟

34:41.809 --> 34:42.935
‫بله، من اینجام

34:43.019 --> 34:44.896
‫-مادر
‫-حالا دیگه در امانی

34:44.979 --> 34:46.731
‫اون قبر…

34:48.149 --> 34:49.817
‫من تو یه قبر بودم

34:49.901 --> 34:53.029
‫باشه. حالا دیگه در امانی، عزیزم

34:53.112 --> 34:55.072
‫چک‌چک…

34:55.698 --> 34:56.824
‫بارون میاد

34:57.992 --> 35:00.244
‫-بی‌وقفه بارون میاد
‫-عزیزم

35:00.328 --> 35:01.621
‫-شبح سفید…
‫-اشکالی نداره

35:01.704 --> 35:03.873
‫مادرت اینجاست

35:03.956 --> 35:05.875
‫-شبح سفید…
‫-خوبه

35:05.958 --> 35:07.043
‫عزیزم

35:18.387 --> 35:20.598
‫-خدای من، سونام!
‫-نه!

35:21.599 --> 35:23.142
‫-لطفاً بذارید زنده بمونم!
‫-عزیزم!

35:23.226 --> 35:25.019
‫سونام، حالت خوبه

35:30.900 --> 35:32.193
‫لطفاً بس کنید!

35:58.344 --> 36:00.388
‫<i>چک‌چک</i>

36:01.138 --> 36:02.515
‫<i>بارون میاد</i>

36:03.349 --> 36:04.767
‫تو یه قبری که بارون میاد

36:05.351 --> 36:06.686
‫ما هم یه زمانی اونجا بودیم

36:22.410 --> 36:23.619
‫نقاشه

36:24.245 --> 36:26.080
‫اون با اون بچه همون کاری رو کرد

36:26.747 --> 36:28.416
‫که با ما کرد

37:55.419 --> 37:56.462
‫ارباب

37:58.923 --> 38:00.925
‫تو دردسر افتادیم

38:10.518 --> 38:11.852
‫چه دردسری!

38:13.938 --> 38:15.564
‫بچه‌ها رو فوراً جابجا کنید

38:15.648 --> 38:16.732
‫چیکار می‌کنید؟

38:16.816 --> 38:18.484
‫الان ببریدشون جای دیگه!

38:23.489 --> 38:25.825
‫اگه الان اون بچه رو می‌دیدی،

38:26.492 --> 38:27.618
‫می‌شناختیش؟

38:27.701 --> 38:29.036
‫کی می‌دونه؟

38:30.329 --> 38:32.665
‫خیلی وقت گذشته،

38:33.290 --> 38:34.959
‫اما شاید مادر بتونه

38:35.042 --> 38:38.838
‫چیزی هست که بشه اونو به عنوان پسر برده شناسایی کرد؟

38:38.921 --> 38:40.548
‫من چنین چیزی یادم نمیاد،

38:41.048 --> 38:41.882
‫اما

38:42.591 --> 38:44.510
‫همیشه با این بچه‌ای بود که نمی‌تونست حرف بزنه

38:44.593 --> 38:45.928
نمیتونست حرف بزنه؟

38:46.512 --> 38:47.471
‫و

38:48.472 --> 38:50.224
‫چه اتفاقی برای اون بچه افتاد؟

38:50.307 --> 38:51.517
‫خب،

38:51.600 --> 38:53.227
‫<i>خیلی عجیبه</i>

38:53.310 --> 38:55.938
‫<i>یه زن از ناکجاآباد پیدا شد</i>

38:56.439 --> 38:58.315
‫<i>و، در ازای مبلغ قابل توجهی،</i>

38:58.816 --> 39:00.943
‫<i>اونا رو آزاد کرد و برد</i>

39:04.071 --> 39:05.281
هنوزم

39:05.364 --> 39:06.991
‫<i>اسناد فروش بردگان رو داری؟</i>

39:07.074 --> 39:08.325
‫باید اینجا باشن

39:11.745 --> 39:13.581
‫عالیه. دیگه تمومه

39:14.081 --> 39:16.625
‫وقتشه اوضاع رو درست کنیم

39:17.126 --> 39:19.879
‫فردا تو مجمع صبحگاهی، این مدرک رو ارائه میدم

39:19.962 --> 39:22.590
‫ارباب جوان یو و مادرش قبول کردن شهادت بدن،

39:23.090 --> 39:24.925
‫پس بالاخره می‌تونم ثابت کنم

39:25.509 --> 39:27.553
‫که اون شیاده

39:28.554 --> 39:30.639
‫اما، قبل از اینکه این کارو بکنم…

39:31.182 --> 39:33.184
‫باید به خانم جه‌یی اطلاع بدی

39:37.021 --> 39:39.273
‫<i>وقتی بفهمی اون شیاده،</i>

39:39.356 --> 39:42.151
‫<i>به حالت عادی خودت برمی‌گردی</i>

39:43.152 --> 39:45.988
شاید دلت بشکنه
که فریبت داده

39:46.071 --> 39:48.240
‫اما نگران نباش

39:48.741 --> 39:49.658
‫مثل همیشه،

39:50.534 --> 39:52.036
‫<i>من کنارت خواهم بود</i>

40:01.587 --> 40:03.130
‫-یالا
‫-یالا

40:10.429 --> 40:11.388
‫جه‌یی!

40:12.598 --> 40:13.516
‫جه‌یی!

41:25.462 --> 41:26.463
‫مرد برفی

41:27.214 --> 41:28.465
‫اونیه که دنبالشی؟

41:31.051 --> 41:32.344
‫وقتی بچه بودی،

41:33.178 --> 41:36.015
‫بهم گفتی که ‫مرد برفی رو تو خواب‌هات می‌بینی

41:36.098 --> 41:38.267
‫روزی که جوکان مرد دنبالم اومدی

41:38.350 --> 41:41.437
‫و امروز هم اینقدر دیر وقت بیرون بودی
‫تا مرد برفی رو پیدا کنی، اینطور نیست؟

41:44.273 --> 41:46.275
‫وقتی آخرین بار ازت پرسیدم،

41:46.358 --> 41:48.402
‫گفتی هیچی یادت نمیاد

41:48.485 --> 41:49.820
‫اما انگار دروغ گفتی

41:53.407 --> 41:54.283
‫پس بهم بگو

41:54.366 --> 41:56.660
‫مرد برفی کسی بود که تو رو برد؟

41:56.744 --> 41:58.370
اون روز چی شد؟

41:58.454 --> 41:59.705
‫‫چطور این اتفاق افتاد؟

42:00.205 --> 42:01.749
‫الان داری چیکار می‌کنی؟

42:01.832 --> 42:03.042
‫لازم نیست بدونی

42:03.917 --> 42:06.378
‫-چی؟
‫-و اگه هم می‌دونستی، چیکار می‌تونستی بکنی؟

42:06.462 --> 42:09.089
‫اگه می‌دونستی، واقعاً چیکار می‌تونستی بکنی؟

42:10.382 --> 42:12.217
‫نگران بقیه نباش و…

42:14.428 --> 42:16.764
‫و مراقب خودت باش، خواهر

42:21.310 --> 42:22.394
‫«بقیه»؟

42:25.356 --> 42:26.398
‫وایسا

42:26.482 --> 42:27.566
‫عصبانیم می‌کنه

42:27.650 --> 42:29.902
‫اونقدر که درونم آتش گرفته

42:32.488 --> 42:33.322
‫چرا؟

42:35.032 --> 42:36.784
‫چی اینقدر عصبانیت می‌کنه؟

42:36.867 --> 42:39.870
‫اینکه منو کسی می‌دونی
‫که بهتره تو بی‌خبری بمونه

42:40.454 --> 42:41.372
‫منظورم این بود که--

42:41.455 --> 42:43.749
‫عصبانیم می‌کنه که نتونستم درکت کنم،

42:43.832 --> 42:45.542
‫و گذاشتم تنها رنج بکشی

42:45.626 --> 42:48.170
‫و باعث شدم بهم بی‌اعتماد بشی
‫و ازم پنهان کنی

42:48.253 --> 42:49.338
‫نه، من فقط…

42:54.593 --> 42:56.261
‫نمی‌خواستم بهت بگم

42:56.345 --> 42:57.304
‫چرا نه؟

42:58.972 --> 43:00.432
‫<i>جنبه‌هایی از من هست</i>

43:00.933 --> 43:02.851
‫<i>که هرگز نمی‌خوام بهت نشون بدم</i>

43:04.228 --> 43:07.314
چرا بهم نگفتی که تو بودی که
موجین رو نجات دادی؟

43:07.398 --> 43:09.858
‫
‫چرا گذاشتی اینطوری قضاوتت کنم
و بهت فشار بیارم؟

43:09.942 --> 43:12.152
اینو هم می‌خواستی
‫از من پنهان کنی؟

43:12.736 --> 43:14.780
ازش متنفر بودم-
از چی؟-

43:14.863 --> 43:16.198
...‫من فقط

43:18.450 --> 43:20.619
‫<i>دیدن ناراحتی‌ات به خاطر اون</i>

43:21.203 --> 43:22.538
‫<i>و تشکرت از من به خاطر اون</i>

43:22.621 --> 43:24.206
‫شب عروسی،

43:24.289 --> 43:26.333
‫منو نجات دادی، به اتاقم برگردوندی و…

43:32.297 --> 43:33.340
هر وقت نمیتونم ببینمت

43:33.841 --> 43:35.467
مضطرب میشم

43:35.551 --> 43:37.928
و ‫می‌ترسم،
‫و دلم برات تنگ میشه، پس دنبالت می‌گردم

43:38.011 --> 43:39.513
‫نمی‌تونم ازت دل بکنم

43:39.596 --> 43:40.931
‫حالا دائماً…

43:43.809 --> 43:45.477
‫دلتنگتم

43:54.528 --> 43:56.238
‫این بار، خواب نیست

44:58.217 --> 44:59.134
‫جه‌یی

45:01.845 --> 45:03.138
‫یه چیزی هست

45:03.222 --> 45:05.015
‫که باید بهت بگم

45:05.098 --> 45:06.350
اورابونی

45:07.226 --> 45:08.644
‫راستش رو بخوای…

45:09.144 --> 45:10.354
‫حتماً دیوونه شدم

45:11.563 --> 45:12.606
چی؟

45:12.689 --> 45:14.316
‫حتماً عقلم رو از دست دادم

45:15.317 --> 45:16.360
‫هونگ‌رانگ، اون…

45:18.529 --> 45:19.988
‫شروع کردم به دیدنش…

45:23.367 --> 45:24.785
‫به عنوان یه مرد

45:26.703 --> 45:28.163
‫چیکار باید بکنم؟

45:35.629 --> 45:36.964
‫تو گیج شدی

45:39.049 --> 45:40.342
‫اون

45:41.760 --> 45:43.011
‫برادر کوچیکته

45:46.557 --> 45:48.392
‫اون نمی‌تونه برای تو یه مرد باشه

45:49.017 --> 45:51.687
‫این همه سال دلتنگی برای برگشتنش

45:52.521 --> 45:54.064
‫حتماً گیجت کرده

45:55.858 --> 45:56.942
‫جه‌یی

45:59.361 --> 46:00.445
‫با من بیا

46:02.197 --> 46:03.699
وقتی نتونی ببینیش

46:03.782 --> 46:05.909
‫این گیجی از بین میره

46:06.493 --> 46:07.452
‫اون وقت،

46:07.953 --> 46:09.746
‫ذهنت دوباره شفاف میشه

46:11.373 --> 46:12.207
‫با من بیا

46:14.835 --> 46:15.878
‫التماست می‌کنم

46:37.149 --> 46:37.983
‫نباید این کارو بکنی

46:38.066 --> 46:41.778
‫اگه هویت واقعی‌اش پنهان بمونه،
‫همه چیز رو از دست میدی

46:41.862 --> 46:45.115
‫تو تازه مایه نجاتت رو پیدا کردی
‫چطور می‌تونی رازش رو پنهان کنی؟

46:45.198 --> 46:46.366
‫ارباب اعظم

46:47.576 --> 46:51.204
‫ترجیح میدم همه چیز رو از دست بدم
‫تا اونو از دست بدم

46:52.039 --> 46:53.916
‫اگه اونو از دست بدم،

46:55.125 --> 46:56.960
‫نمی‌تونم به زندگی ادامه بدم

46:58.795 --> 47:00.589
‫بدون اون زندگی برام معنی نداره

47:15.145 --> 47:17.314
‫<i>خوشحال بودم که دوباره دیدمت</i>

47:18.065 --> 47:19.691
‫<i>ممنون که برگشتی</i>

47:20.651 --> 47:21.652
‫<i>برات آرزوی موفقیت دارم</i>

48:47.988 --> 48:49.406
‫تصمیم گرفتم برم

48:52.492 --> 48:53.326
‫چی؟

48:58.498 --> 49:00.083
‫من همراه

49:01.084 --> 49:02.169
موجین میرم

49:07.090 --> 49:08.133
پس تصمیمت

49:10.594 --> 49:11.470
اینه؟

49:12.471 --> 49:13.597
‫این چیزیه که می‌خوای؟

49:14.097 --> 49:15.682
‫نه کنار من…

49:18.643 --> 49:19.478
‫بلکه کنار اون؟
