WEBVTT

00:25.252 --> 00:30.252
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:30.253 --> 00:35.253
‫مترجم: Highbury

00:51.250 --> 00:52.666
‫چطوری، لینا؟

00:58.500 --> 00:59.750
‫چطوری، لینا؟

01:03.333 --> 01:04.875
‫اسم من لینا نیست

01:07.875 --> 01:09.750
‫برگرد!

01:09.833 --> 01:12.291
‫هی! هی!

01:12.375 --> 01:15.250
‫هی!

01:15.333 --> 01:17.458
‫کمکم کن! کمکم کن!

01:32.333 --> 01:33.916
‫«فرزند عزیز»

01:37.333 --> 01:39.250
‫«خانه»

01:43.708 --> 01:44.708
‫نه!

01:46.583 --> 01:49.583
‫بله! البته که می‌دونستم، لعنتی

01:49.666 --> 01:51.000
‫چه خاکی باید به سرم می‌ریختم؟

01:51.083 --> 01:53.000
‫می‌خواستی تمام روز ول بچرخم...

01:53.083 --> 01:56.083
‫و منتظر کسی بمونم تا
‫شاید بهم مجوز بده تا...

01:59.041 --> 02:02.875
‫وقتی پسرک رو پیدا کردیم، اونوقت می‌تونی
‫با خیالت راحت منو تعلیق کنی و برام مهم نیست!

02:05.875 --> 02:10.041
‫نه! نه، به هیچ وجه.
‫همین الان به واحد خنثی‌سازی بمب نیاز داریم

02:10.125 --> 02:11.416
‫بلافاصله!

02:11.500 --> 02:13.875
‫چون در محل خطر آنی وجود داره!

02:17.458 --> 02:19.166
‫بله. بله

02:20.333 --> 02:22.583
‫البته تا اون موقع وارد
‫ساختمون نمیشیم

02:22.666 --> 02:24.958
‫ولی اگه اون بچه این اطراف
‫در حال راه رفتن باشه...

02:25.041 --> 02:27.333
‫و منفجر و تیکه پاره بشه چی؟

02:51.791 --> 02:55.208
‫اون دوربین ـه، پس می‌تونیم و رود
‫و خروج رو ببینیم

03:05.875 --> 03:07.208
‫چیز دیگه‌ای لازم داری؟

03:08.083 --> 03:10.458
‫مایلی چیزی بخوری یا بنوشی؟

03:10.541 --> 03:12.708
‫سوالی داری؟

03:23.625 --> 03:25.916
‫پس میذارم استراحت کنی، باشه؟

04:14.125 --> 04:15.916
‫دختر بزرگیم

04:16.750 --> 04:19.208
‫همه چیزو دقیقا به یاد دارم

04:20.333 --> 04:22.333
‫همه چیزو درست انجام دادم

05:09.000 --> 05:10.541
‫تشنه‌ای، لینا؟

05:31.875 --> 05:33.708
‫اول موهاتو رنگ می‌کنیم

05:34.625 --> 05:37.083
‫و بعدش آب می‌خوری

05:48.375 --> 05:50.583
‫باشه

05:54.791 --> 05:56.833
‫کلی وقت داری بهش فکر کنی

06:05.083 --> 06:06.500
‫این یعنی بله؟

06:15.958 --> 06:16.958
‫بله

06:31.208 --> 06:33.333
‫پس بیا خوشگلت کنیم، لینا

06:50.791 --> 06:52.291
‫اون زخم روی دستت؟

07:00.333 --> 07:01.750
‫وقتی لینا ده سالش بود...

07:03.833 --> 07:06.416
‫انبر رو از روی کباب‌پز داغ برداشت

07:08.416 --> 07:10.666
‫و تازه توی جشن تولد من بود

07:21.041 --> 07:22.916
‫تقریبا عالی شده، لینا

07:24.125 --> 07:25.875
‫فقط یه چیز کم داره

07:39.541 --> 07:42.125
‫[گروه خنثی‌سازی بمب]

08:23.500 --> 08:25.666
‫باشه، همگی جمع بشین

08:26.750 --> 08:28.208
‫باشه

08:28.916 --> 08:29.791
‫فهمیدم

08:29.875 --> 08:32.958
‫وقتی تیم خنثی‌سازی بمب
‫گفت امنه با سگ‌ها میریم تو

08:33.041 --> 08:36.083
‫این یعنی تیم‌های چهار نفره
‫با آرایش بسته باید برن تو، باشه؟

08:39.625 --> 08:41.541
‫ممنونم

08:45.916 --> 08:50.375
‫مقام رسمی در پایگاه ناتو گفت که
‫امکان نداره مین‌ها مال اونا باشه

08:50.458 --> 08:54.041
‫قبل از اینکه این منطقه بسته بشه،
‫تیم پاکسازی منطقه رو تمیز می‌کنه

08:57.125 --> 08:58.125
‫همچنین...

09:00.416 --> 09:02.041
‫ازم خواست بهش اسم تو رو بدم

09:07.666 --> 09:08.666
‫اوهوم

09:09.875 --> 09:11.875
‫- ببخشید
‫- برای چی؟

09:13.291 --> 09:14.291
‫می‌‌دونی...

09:16.125 --> 09:17.125
‫برای همه چیز

09:40.708 --> 09:42.000
‫رسیدیم، خانم

09:42.583 --> 09:44.750
‫میشه ۱۸۳ یورو ۷۰ سنت

09:54.750 --> 09:55.833
‫ماتیاس؟

09:57.333 --> 09:58.458
‫چی کار می‌کنی؟

10:00.125 --> 10:02.666
‫- اتاق لینا رو آماده می‌کنم.
‫- برای چی؟

10:02.750 --> 10:05.500
‫برای هانا. اگه یه موقع اومد دیدن ما

10:07.500 --> 10:11.333
‫اون همه مدت توی بیمارستان
‫منتظرت نشستم. نگران شدم

10:13.291 --> 10:15.166
‫مجبور شدم با تاکسی برگردم اینجا!

10:15.250 --> 10:16.500
‫هوم

10:34.041 --> 10:36.500
‫خداحافظ، مامان. توی پاریس خوش بگذره

10:37.791 --> 10:40.250
‫و نگران نباش، حواسم به
‫همه چی اینجا هست

10:40.958 --> 10:42.625
‫یه چیز خوشگل برام بگیر، باشه؟

11:01.333 --> 11:02.833
‫نظرت چیه؟

11:04.041 --> 11:05.583
‫به نظرت هانا خوشش میاد؟

11:07.333 --> 11:08.875
‫فکر کنم بهتره رنگش کنم

11:09.416 --> 11:12.083
‫حتی نمی‌دونیم دختر لینا هست یا نه

11:12.166 --> 11:13.208
‫البته که هست

11:13.291 --> 11:15.375
‫تا وقتی که نتیجه آزمایش دی‌ان‌ای...

11:15.458 --> 11:18.958
‫نیازی به آزمایش دی‌ان‌ای ندارم
‫تا نوه خودمو بشناسم

11:23.500 --> 11:25.250
‫چطور شد که تو رو شناخت؟

11:28.541 --> 11:31.083
‫چطور شد؟

11:31.166 --> 11:32.875
‫چون یه چیزی رو حس کرده

11:32.958 --> 11:36.166
‫منم همینطور. حسش کردم.
‫دختر لیناست

11:36.250 --> 11:39.083
‫- بلافاصله فهمیدم
‫- ماتیاس، چطوری تو رو شناخت؟

12:18.625 --> 12:19.666
‫کنترل...

12:20.875 --> 12:22.083
‫نظم میاره

12:31.083 --> 12:32.125
‫قوانین...

12:33.833 --> 12:35.291
‫نظم میاره

12:38.791 --> 12:41.458
‫نظم مهمترین چیز در زندگیه

12:44.708 --> 12:47.125
‫از الان به بعد، از قوانین اطاعت می‌کنی

12:48.333 --> 12:49.541
‫شفافیت

12:50.333 --> 12:51.833
‫نظم و ترتیب

12:52.750 --> 12:53.750
‫صداقت

12:54.791 --> 12:55.791
‫احترام

12:59.250 --> 13:01.958
‫وقتی وارد اتاق میشم،
‫باید بایستی و دستهاتو بگیری جلو...

13:02.041 --> 13:03.916
‫تا بلافاصله بتونم ببینمت

13:06.875 --> 13:09.708
‫از دستشویی ساعت هفت صبح...

13:10.625 --> 13:11.791
‫سر ظهر...

13:13.375 --> 13:14.541
‫ساعت پنج...

13:15.250 --> 13:16.541
‫و ساعت هشت شب استفاده می‌کنی

13:19.625 --> 13:22.041
‫من به بهداشت شخصی‌ت کمک می‌کنم

13:22.125 --> 13:24.083
‫لینا مراقب باش!
‫اون لباس مورد علاقه‌ته!

13:24.166 --> 13:25.646
‫- دستاتو بگیر بالا!
‫- می‌خوام برم خونه!

13:25.708 --> 13:27.833
‫- دراز بکش.
‫- می‌خوام برم خونه

13:27.916 --> 13:29.958
‫- می‌خوام برم خونه
‫- خونه‌ای، لینا

13:31.666 --> 13:34.541
‫می‌خوام برم خونه. می‌خوام...

13:35.166 --> 13:36.916
‫اینجا در امانی

13:49.208 --> 13:50.458
‫چه روزیه؟

13:51.458 --> 13:52.750
‫چه روزیه؟

13:53.500 --> 13:56.958
‫سه‌شنبه، ششم سپتامبر

13:58.083 --> 13:59.291
‫اسمت چیه؟

14:01.291 --> 14:03.333
‫پنج ماه

14:04.833 --> 14:06.041
‫پنج؟

14:07.166 --> 14:09.333
‫پنج ماه تمام...

14:09.833 --> 14:10.833
‫آها

14:12.625 --> 14:14.916
‫دختره، هانا، اون...

14:15.000 --> 14:17.083
‫تمام مدت اونجا بود؟

14:22.625 --> 14:24.333
‫یه پسر هم بود؟

14:25.750 --> 14:26.875
‫یوناتان

14:27.958 --> 14:29.250
‫بیداری؟

14:38.250 --> 14:40.875
‫یوناتان، اینقدر بی‌رحم نباش

14:40.958 --> 14:44.541
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫استراحتش تموم شده یا نه

14:54.583 --> 14:56.791
‫می‌بینین؟ مامان دوباره برگشته

14:57.541 --> 14:59.125
‫سلام، مامان

15:02.250 --> 15:03.750
‫خوشگل شدی

15:07.125 --> 15:09.041
‫بچه‌هات خیلی دلتنگت شدن

15:22.375 --> 15:24.333
‫کمکم کن

15:25.458 --> 15:28.833
‫باشه. تقریبا ساعت هشت شده.
‫وقتشه بری دستشویی

15:28.916 --> 15:31.125
‫قبل از اون بچه‌ها رو
‫ببر تا بخوابن

15:36.833 --> 15:38.833
‫اونا بچه‌های من نیستن

15:45.875 --> 15:47.250
‫بله، لینا

15:47.333 --> 15:48.708
‫اینا بچه‌هاتن

15:50.375 --> 15:52.000
‫منم شوهرتم

15:53.166 --> 15:55.041
‫یه خونواده شادیم

15:55.125 --> 15:57.208
‫ولی بچه‌های من...

15:57.291 --> 16:00.291
‫دیگه کسی رو نداری

16:02.708 --> 16:03.875
‫فقط ماییم

16:06.583 --> 16:09.125
‫وقتی اینو متوجه بشی
‫حالت بهتر میشه

16:23.208 --> 16:24.583
‫بگردین. بگردین

16:43.000 --> 16:44.000
‫[واحد خنثی‌سازی بمب]

17:07.333 --> 17:08.666
‫وایستین!

17:11.166 --> 17:12.666
‫سگ یه چیزی پیدا کرده

17:18.833 --> 17:19.833
‫بله؟

17:20.333 --> 17:23.416
‫- هنوز پیش بیماری؟
‫- آره، هنوز اینجام

17:23.958 --> 17:25.416
‫الان بهوش اومده؟

17:26.416 --> 17:28.208
‫آره، بیداره

17:29.875 --> 17:31.458
‫فکر کنم خونه رو پیدا کردیم

17:32.583 --> 17:36.166
‫هنوز نمی‌دونیم کسی داخلش
‫سعی داره کل ساختمون رو بترکونه یا نه

17:38.500 --> 17:42.333
‫به غیر از اون پسر، کسی
‫دیگه ممکنه داخل خونه باشه؟

17:43.583 --> 17:44.666
‫اون مرد

17:47.000 --> 17:48.208
‫زدمش

17:49.750 --> 17:51.708
‫با گوی برفی زدمش

17:53.083 --> 17:54.833
‫یه بار زدم توی پیشونیش

17:54.916 --> 17:56.708
‫- باشه، داریم میریم تو
‫- منتظرم

17:59.875 --> 18:02.208
‫- پلیس! کسی تکون نخوره!
‫- واحد یک، حرکت کن!

18:02.291 --> 18:03.291
‫- پلیس!
‫- پلیس!

18:03.750 --> 18:04.958
‫- امنه!
‫- پلیس! کسی تکون نخوره!

18:05.541 --> 18:07.333
‫پلیس! روی زمین جسده!

18:07.416 --> 18:09.833
‫- اتاق یک، وضعیت!
‫- اتاق یک، امنه!

18:09.916 --> 18:12.541
‫- پلیس، تکون نخور!
‫- امنه، کسی در ساختمون نیست

18:12.625 --> 18:13.833
‫- پلیس!
‫- پلیس!

18:13.916 --> 18:15.208
‫جسد روی زمینه

18:15.791 --> 18:18.416
‫- اتاق دو، امنه!
‫- اتاق سه، امنه!

18:19.000 --> 18:20.625
‫اتاق چهار، امنه!

19:03.500 --> 19:04.708
‫آیدا؟

19:07.291 --> 19:08.958
‫آیدا؟

19:10.125 --> 19:11.500
‫چیز...

19:13.541 --> 19:14.583
‫مظنون...

19:15.500 --> 19:17.750
‫صورتش...

19:17.833 --> 19:19.916
‫صورتش له و داغون شده

19:20.000 --> 19:22.000
‫پسره چی؟ می‌بینیش؟

19:24.250 --> 19:26.458
‫آیدا؟

19:29.250 --> 19:31.041
‫تخت، اتاق بچه‌ها

19:33.500 --> 19:35.083
‫زیر تخت توی اتاق رو ببین

19:35.666 --> 19:37.791
‫توی اتاق بچه‌ها، زیر تخت

20:19.291 --> 20:21.250
‫پیداش کردم

20:40.958 --> 20:42.083
‫هی

20:43.333 --> 20:44.583
‫آیدا هستم

20:51.750 --> 20:54.208
‫یوناتان همه کارش درست بود

20:54.916 --> 20:56.500
‫باید اینو بهش بگی

20:57.291 --> 20:59.541
‫شنیدی؟

21:01.416 --> 21:05.333
‫یوناتان، هر کاری کردی درست بود

21:31.125 --> 21:32.458
‫گرفتمش

21:40.625 --> 21:41.958
‫پسره رو گرفتن

21:44.958 --> 21:46.333
‫و مرده؟

21:48.291 --> 21:49.291
‫مُرده

22:08.541 --> 22:10.250
‫اسم من یاسمین ـه

22:12.541 --> 22:15.083
‫لینا، برخلاف قوانینه

22:16.958 --> 22:19.458
‫یاسمین گرس

22:20.500 --> 22:23.000
‫می‌دونی مجبور میشم به خاطر
‫این حرف تنبیه‌ت کنم

22:23.583 --> 22:26.166
‫اهل کجا هستی، یاسمین/

22:27.083 --> 22:29.791
‫- فرایبورگ
‫- چرا این کار رو می‌کنی، لینا؟

22:29.875 --> 22:31.916
‫خب، یعنی از دوسلدورف

22:32.916 --> 22:35.083
‫آدم بد و ناسپاسی هستی

22:35.166 --> 22:38.208
‫یاسمین، کسی هست که بتونیم
‫از طرف تو باهاش تماس بگیریم؟

22:45.541 --> 22:46.833
‫پدرم

22:49.333 --> 22:51.041
‫اولریک گرس

22:51.666 --> 22:53.666
‫باشه

22:53.750 --> 22:56.625
‫یاسمین، الان بهش زنگ می‌زنم

22:57.166 --> 22:58.458
‫اوهوم

22:59.791 --> 23:00.875
‫ممنونم

23:46.750 --> 23:48.291
‫هیس

23:48.875 --> 23:50.083
‫نگران نباش

23:51.708 --> 23:53.375
‫همه چی درست میشه

24:28.416 --> 24:32.333
‫هی. همکارهام توی فرایبورگ دارن
‫میرن پدرتو ببینن

24:48.916 --> 24:53.083
‫بهم گفتی که با گوی برفی
‫یک بار بهش ضربه زدی، درسته؟

24:54.333 --> 24:55.791
‫آره

24:57.000 --> 24:58.625
‫توی عکس...

24:58.708 --> 24:59.958
‫کدوم عکس؟

25:02.750 --> 25:04.833
‫کدوم عکس؟

25:08.625 --> 25:11.333
‫نگران نباش، دیگه به درد شناسایی نمی‌خوره

25:11.416 --> 25:14.375
‫- بذار ببینمش
‫- متاسفانه ممکن نیست، یاسمین

25:14.458 --> 25:15.875
‫باید ببینمش!

25:17.375 --> 25:19.666
‫باید ببینمش!

25:22.041 --> 25:23.500
‫باید ببینمش!

25:28.625 --> 25:31.500
‫- کار من نبوده
‫- از خودت دفاع کردی

25:31.583 --> 25:33.541
‫- کار من نبوده
‫- یادت نمیاد

25:33.625 --> 25:34.750
‫کار من نبوده

25:34.833 --> 25:36.041
‫کار من نبوده

25:36.125 --> 25:37.583
‫کار من نبوده. کار من نبوده

25:38.291 --> 25:40.666
‫- من نه! من نه
‫- آروم باش

25:40.750 --> 25:42.750
‫- اسمش یاسمین ـه. یاسمین گرس
‫- کار من نبوده!

25:42.791 --> 25:44.000
‫برو بیرون!

25:44.500 --> 25:47.267
‫- یه چیزی بهت میدم تا آروم بشی. بیرون!
‫- کار من نبود، گوی برفی...

25:47.291 --> 25:49.250
‫- شکست
‫- نفس عمیق بکش

25:49.333 --> 25:51.541
‫- بلافاصله شکست
‫- آروم باش، یاسمین

25:51.625 --> 25:54.041
‫- شکسته. شکست. شکست
‫- صدامو می‌شنوی، یاسمین؟

25:54.125 --> 25:56.208
‫- کار من نبود
‫- آروم و عمیق نفس بکش

25:56.291 --> 25:58.541
‫- کار من نبوده
‫- حالا آروم باش

25:58.625 --> 26:00.666
‫خودشه، نفس عمیق بکش

26:20.500 --> 26:22.041
‫گرد؟

26:22.125 --> 26:23.791
‫سلام. سالم به خونه رسیدی؟

26:23.875 --> 26:24.791
‫آره

26:24.875 --> 26:26.833
‫- پیش توئه؟
‫- آره

26:28.375 --> 26:30.750
‫خونه رو پیدا کردن. و پسره رو

26:31.333 --> 26:33.625
‫با تمام این شرایط، حالش خوبه

26:33.708 --> 26:36.458
‫مظنون رو هم پیدا کردن، مُرده

26:39.875 --> 26:41.041
‫کارین، صدامو می‌شنوی؟

26:44.750 --> 26:46.125
‫و لینا چی؟

26:47.833 --> 26:50.291
‫هنوز هیچی، متاسفانه

26:50.875 --> 26:52.166
‫اوه

26:56.125 --> 26:57.583
‫باید پیداش کنی

27:16.541 --> 27:18.416
‫- سلام
‫- یوناتان کوچولو اینه

27:18.500 --> 27:20.875
‫- از دیدنت خوشحالم. وای! سلام
‫- سلام

27:20.958 --> 27:22.375
‫[خدمات اورژانس]

27:22.458 --> 27:25.916
‫گرفتمت. حالت خوبه.
‫همه چی درست میشه

27:42.375 --> 27:44.458
‫هانا، ببین کی اومده

27:46.375 --> 27:48.333
‫ببین، خواهرتم اینجاست

27:55.166 --> 27:56.625
‫بفرما

28:00.708 --> 28:02.708
‫الان باید ولم کنی، یوناتان

28:13.791 --> 28:15.291
‫خانم تینکی کجاست؟

28:19.083 --> 28:21.208
‫شاید هنوز توی خونه شما قایم شده

28:22.833 --> 28:24.833
‫بهشون میگم بازم بگردن، باشه؟

28:26.916 --> 28:29.708
‫اگه چیزی لازم داشتی،
‫من همین اتاق کناریم

28:31.083 --> 28:34.541
‫فقط اسمم رو صدا بزنین، شاری هستم،
‫یا بیاین پیش من، باشه؟

28:50.625 --> 28:53.083
‫در مورد بچه بهشون گفتی؟

28:57.958 --> 29:00.166
‫در مورد سارا چیزی بهشون گفتی؟

29:43.000 --> 29:44.541
‫خیلی خوبه

29:44.625 --> 29:47.458
‫و حالا، بچه‌ها، وقت کادو رسیده

29:51.750 --> 29:53.916
‫یوناتان!

29:54.833 --> 29:56.083
‫این مال توئه

29:56.791 --> 29:58.583
‫و چی باید بگی؟

29:58.666 --> 30:01.166
‫- ممنونم، پدر کریسمس
‫- درسته

30:18.333 --> 30:19.708
‫باید تکونش بدی

30:39.791 --> 30:41.458
‫عزیز دل خودم!

30:45.833 --> 30:48.166
‫و برای تو، هانا

30:52.291 --> 30:53.791
‫زود باش، یه نگاه بنداز

31:01.750 --> 31:03.208
‫ممنونم، پدر کریسمس

31:04.250 --> 31:05.625
‫اسمش رو چی میذاری؟

31:06.750 --> 31:07.916
‫میرم از مامان بپرسم

31:08.000 --> 31:09.083
‫نه، وایستا

31:09.958 --> 31:11.791
‫مامان خوابیده، نیاز به استراحت داره

31:13.166 --> 31:14.958
‫نظرت چیه که اسمش رو...

31:16.541 --> 31:17.541
‫تینکی بذاریم؟

31:23.583 --> 31:25.916
‫خانم تینکی. دوستش دارم

31:28.541 --> 31:29.958
‫مامان هم کادو می‌گیره؟

31:31.166 --> 31:32.500
‫بله. بله

31:33.833 --> 31:35.500
‫به زودی، مامان یه بچه به دنیا میاره

31:56.666 --> 31:59.333
‫- همکارمون از دوسلدورف؟
‫- بولینگ

31:59.416 --> 32:01.166
‫- افسر رایسیش هستم
‫- سلام

32:02.375 --> 32:04.666
‫اگه میشه لطفا از مسیری بیاین
‫که تعیین کردیم

32:06.125 --> 32:08.583
‫و اگه خانم تینکی رو دیدین، بهم خبر بدین

32:11.000 --> 32:12.833
‫اسمش گربه دختره‌س، خانم تینکی

32:13.916 --> 32:14.916
‫خانم تینکی؟

32:14.958 --> 32:16.333
‫اوهوم

32:23.250 --> 32:24.583
‫آره، می‌دونم

32:26.208 --> 32:29.625
‫همینجا می‌مونم تا همکارهام
‫کار رو به سرعت پیش ببرن

32:37.958 --> 32:41.000
‫باشه، همین کار رو می‌کنم.
‫ممنونم، رییس. سپاسگزارم

32:43.541 --> 32:45.291
‫میشه حالا مسئولیت رو به عهده بگیری؟

32:47.625 --> 32:48.791
‫چرا این کار رو بکنم؟

32:50.583 --> 32:53.375
‫خب، به خاطر من،
‫یه همکار پاشو از دست داده

32:54.375 --> 32:57.958
‫خب فکر می‌کنی باید صبر می‌کردی
‫تا ناتو با کلیدها از راه برسه؟

32:58.916 --> 33:01.125
‫خب، نظر مافوقم اینه

33:01.208 --> 33:02.875
‫و تازه، ‌آدم‌های ناتو هم هستن

33:04.000 --> 33:06.750
‫و نباید رییس شرکت
‫امنیتی رو از یاد ببریم

33:06.833 --> 33:08.500
‫تصمیم گرفته شکایت کنه

33:09.458 --> 33:11.541
‫خب، بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

33:11.625 --> 33:13.000
‫از کار معلق شدی یا نه؟

33:13.791 --> 33:14.875
‫نه، هنوز نه

33:17.333 --> 33:18.916
‫چیزیت نمیشه

33:23.083 --> 33:24.375
‫اونطرفه

33:26.750 --> 33:28.291
‫دهنتو برام خوب باز کن، باشه؟

33:30.583 --> 33:31.916
‫سریع تموم میشه

33:32.458 --> 33:34.000
‫قول میدم

33:34.083 --> 33:35.208
‫منم این کار رو کردم، یوناتان

33:36.291 --> 33:39.041
‫کارهای بچگانه‌س.
‫باید دهنتو باز کنی

33:43.875 --> 33:44.875
‫پسر خوب

33:47.875 --> 33:50.375
‫و همین

33:50.958 --> 33:51.958
‫می‌بینی؟

33:53.375 --> 33:55.541
‫و یه چیز دیگه هم برات دارم

33:56.250 --> 33:59.000
‫یه عینک آفتابی خفن، فقط برای خودت

33:59.916 --> 34:00.916
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

34:02.166 --> 34:03.166
‫باشه

34:23.208 --> 34:24.208
‫هی

34:26.166 --> 34:27.333
‫یوناتان...

34:27.916 --> 34:29.375
‫چیزی نیست

34:29.875 --> 34:31.541
‫نمی‌خوام اینجا باشم

34:31.625 --> 34:32.916
‫اشکالی نداره

34:33.000 --> 34:34.875
‫می‌خوام پیش خانم تینکی باشم

34:35.666 --> 34:37.833
‫و پیش مامان

35:07.791 --> 35:11.208
‫وقتی عکس‌ گرفتن رو تموم کردی،
‫یادت نره همه چیزو جمع کنی و برچسب بزنی

35:14.791 --> 35:17.208
‫تا حالا چنین چیزی ندیده بودم

35:18.500 --> 35:20.791
‫خب، یاسمین حتما
‫دچار فراموشی کامل شده

35:21.791 --> 35:22.958
‫یه چیزی پیدا کردم

35:25.375 --> 35:26.750
‫یه دوربین نظارتیه

35:27.250 --> 35:29.916
‫و با وای‌فای تصویر می‌فرسته

35:30.625 --> 35:34.708
‫- روتر همین اطرافه؟
‫- هنوز که چیزی پیدا نکردیم

35:36.750 --> 35:38.541
‫بیرون رو می‌گردم

36:50.500 --> 36:53.791
‫هانا به این نقاشی می‌گفت پدربزرگ

36:55.291 --> 36:57.916
‫همیشه ازم می‌خواست داستانهایی
‫در موردش تعریف کنم

36:59.333 --> 37:01.291
‫در مورد این خونه تابستونی که باغ داره

37:02.125 --> 37:06.791
‫با گل‌های ادریسی و کفشدوزک
‫و پای توت‌فرنگی

37:09.041 --> 37:13.041
‫یک بار، حتی تونستم بوی
‫توت‌فرنگی‌ها رو حس کنم

37:32.791 --> 37:35.541
‫این نقاشی توی خونه
‫زیر تخت بچه‌ها بود

37:35.625 --> 37:37.500
‫برای همین هانا اونو شناخته

37:55.916 --> 37:58.041
‫- کمکم کن!
‫- خانم تینکی، گازش بگیر!

37:58.125 --> 38:00.875
‫- گازش بگیر! الان می‌گیرمت!
‫- نمی‌تونی منو بگیری!

38:00.958 --> 38:03.041
‫خانم تینکی تو رو می‌گیره!

38:30.833 --> 38:33.000
‫مامان یه دقیقه دیگه میاد
‫شما رو بخوابونه

38:39.458 --> 38:40.916
‫بالاخره وقتش رسید

38:48.708 --> 38:50.541
‫ساعت هشت شد. بیاین بریم

38:55.666 --> 38:57.208
‫خودتو راحت کن، لینا

38:57.916 --> 38:59.291
‫ولی نیازی ندارم

39:00.791 --> 39:02.125
‫بله، نیاز داری

39:08.375 --> 39:10.041
‫واقعا نیازی ندارم

40:15.750 --> 40:18.083
‫- میرم وسایل رو بیارم
‫- آره، باشه

40:28.291 --> 40:31.291
‫شادی یه تجربه
‫بد تعریف شده و شخصی ـه...

40:31.375 --> 40:33.750
‫که اغلب با احساسات مثبت همراه میشه

40:34.791 --> 40:37.291
‫بنویس شادی

40:41.041 --> 40:43.541
‫مامان، شادی چه حسی داره؟

40:47.750 --> 40:48.750
‫ام...

40:52.958 --> 40:54.041
‫بیا اینجا

41:11.000 --> 41:12.000
‫دنج ـه

41:12.708 --> 41:15.291
‫راحت و گرم

42:01.750 --> 42:02.958
‫یه چیزی پیدا کردم

42:05.875 --> 42:07.000
‫چیه؟

42:09.000 --> 42:12.250
‫- فکر کنم روتر رو پیدا کردیم
‫- آفرین بهت

42:31.833 --> 42:33.166
‫همگی برن بیرون!

42:33.250 --> 42:34.333
‫بیرون!

42:34.416 --> 42:36.208
‫بیرون! برین بیرون!

42:37.375 --> 42:38.666
‫زود باشین، همگی برن بیرون!

42:38.750 --> 42:40.791
‫بمب! از خونه دور بشین!

42:40.875 --> 42:42.916
‫- بیرون!
‫- همگی بیرون! یه بمب هست! برین بیرون!

42:43.000 --> 42:44.041
‫هانس!

43:28.041 --> 43:29.250
‫حالت خوبه؟

43:47.208 --> 43:49.541
‫صدمات وارد به صورت و گلوی قربانی...

43:49.625 --> 43:52.375
‫بدون شک به خاطر یه تیکه
‫شیشه کاو بوجود اومده

43:53.958 --> 43:55.291
‫عمق...

43:57.416 --> 43:59.083
‫تا هفت میلیمتر

44:00.333 --> 44:01.958
‫طول ضربه اولیه...

44:03.208 --> 44:05.250
‫۱۱۰ میلیمتر

44:07.375 --> 44:09.666
‫ضخمات شیشه گوی برفی...

44:09.750 --> 44:13.208
‫دقیقا با جراحات روی صورت مطابقت دارن

44:14.666 --> 44:15.666
‫جون؟

44:16.416 --> 44:17.333
‫بله

44:17.416 --> 44:19.666
‫یه شبیه‌سازی از گوی برفی ـه

44:19.750 --> 44:22.375
‫اونجا یه تیکه بزرگ شیشه گم شده

44:22.458 --> 44:25.583
‫که با اندازه زخم‌هایی که
‫اینجا داریم جور درمیاد

44:26.250 --> 44:28.500
‫ولی همه‌شون بعد از مرگ ایجاد شدن

44:29.291 --> 44:31.625
‫- چی؟
‫- خب، اول گردنش شکسته

44:33.208 --> 44:35.666
‫یه ضربه کامل با
‫یه جسم کُند کافیه

44:35.750 --> 44:38.708
‫مثل این. و اگه دقیق زده باشی...

44:38.791 --> 44:41.875
‫پایه جمجمه رو از
‫ستون فقرات جدا می‌کنی

44:41.958 --> 44:43.750
‫مفصل آتلانتو اکسیپیتال از جا در رفته

44:44.250 --> 44:45.250
‫باشه

44:46.541 --> 44:48.000
‫دی‌ان‌ای چی؟

44:48.583 --> 44:51.375
‫دی‌ان‌ای فوت شده با
‫دی‌ان‌ای بچه‌ها مطابقت نداره

44:54.833 --> 44:59.500
‫- اگه اون پدرشون نیست، پس...
‫- پس یعنی یه مظنون دومی هم هست

45:00.083 --> 45:01.375
‫و احتمالا یه نفر سوم

45:04.583 --> 45:05.708
‫چرا سه تا؟

45:06.916 --> 45:09.041
‫چون تحلیل دی‌ان‌ای تایید می‌کنه...

45:09.125 --> 45:12.458
‫که هر دو بچه یه مادر دارن، لینا بک

45:13.708 --> 45:15.791
‫ولی یه پدر ندارن

45:15.792 --> 45:20.792
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

45:20.793 --> 45:25.793
‫« مترجم: Highbury »
