WEBVTT

00:09.821 --> 00:12.741
‫وقتی یکی بهم می‌خنده،‬
‫خیلی خوب می‌شد اگه یه دوستی داشتم‬

00:13.281 --> 00:15.201
‫که بگه: «اونا یه مشت احمقن».‬

00:16.571 --> 00:18.371
‫اونا یه مشت احمقن.‬

00:18.451 --> 00:19.451
‫آره.‬

00:22.161 --> 00:24.711
‫بهترین دوستته؟‬

00:24.791 --> 00:25.921
‫کلارک؟‬

00:26.001 --> 00:27.041
‫- آره.‬
‫- آره.‬

00:29.591 --> 00:32.091
‫- عکسش روی پوسترهاست.‬
‫- آره.‬

00:32.171 --> 00:34.631
‫ولی ما به خاطر اون با هم دوست نیستیم.‬

00:36.391 --> 00:39.431
‫پس واسه چی؟ چرا با هم دوستین؟‬

00:40.351 --> 00:44.391
‫چون اگه یه سری آدم‬
‫داشتن بهم می‌خندیدن،‬

00:45.191 --> 00:47.061
‫اون می‌گفت: «اونا یه مشت احمقن».‬

00:47.941 --> 00:49.441
‫- کلارک این کارو می‌کرد؟‬
‫- آره.‬

00:49.521 --> 00:51.361
‫منم همین کارو براش می‌کردم.‬

00:51.441 --> 00:54.821
‫لذتِ بزرگ‌سالی به همینه.‬

00:56.151 --> 00:58.621
‫داشتنِ همچین دوستی؛ تو هم یه روزی بهترین
دوستت رو پیدا میکنی

00:59.661 --> 01:00.991
‫یه دوچرخه‌ی عالی داره.‬

01:01.081 --> 01:03.161
‫آره. آدمِ فوق‌العاده‌یه.‬

01:19.221 --> 01:22.221
‫کلارک فارست‬
‫آنفزینا‬

01:30.151 --> 01:31.861
‫کمرِ خیلی قشنگی داری.‬

01:31.941 --> 01:34.481
‫- مرسی.‬
‫- می‌دونستی؟‬

01:34.571 --> 01:35.611
‫ممنون.‬

01:40.031 --> 01:43.121
‫می‌تونی بلند شی‬
‫و باسنت رو بهم نشون بدی، کارول لاو؟‬

01:46.831 --> 01:47.961
‫میخوام کونت رو ببینم

02:01.431 --> 02:02.551
خوشت می‌آد؟‬

02:03.931 --> 02:04.931
‫آره.‬

02:06.811 --> 02:08.271
‫- آره، خوشم می‌آد.‬
‫- واقعاً؟‬

02:08.351 --> 02:10.401
‫- خوشت می‌آد؟ آره؟‬
‫- آره.‬

02:10.481 --> 02:11.811
‫- آره.‬
‫- خوشت می‌آد؟‬

02:11.901 --> 02:13.191
‫آره، خوشم می‌آد.‬

02:19.661 --> 02:20.991
‫می‌تونی بچرخی؟‬

02:22.201 --> 02:23.531
‫- این‌طوری؟‬
‫- آره.‬

02:23.621 --> 02:25.331
‫- آره.‬
‫- آره.‬

02:33.631 --> 02:35.251
‫حسم می‌کنی؟‬

02:35.341 --> 02:37.171
‫- کاملاً راست شده؟‬
‫- نه.‬

02:37.261 --> 02:39.171
‫نه کاملاً، ولی یه جورایی اوکیه

02:39.261 --> 02:41.891
‫دیگه قشنگ راست شده.‬

02:41.971 --> 02:43.301
انگاری

02:43.931 --> 02:45.761
یه چیزی بم بگو

02:46.521 --> 02:47.851
‫صدای خیلی قشنگی داری.‬

02:47.931 --> 02:49.311
‫می‌خوای چی بگم؟‬

02:50.601 --> 02:52.981
‫نمی‌دونم. یه چیزیو برام زمزمه کن

02:53.651 --> 02:55.071
‫- صبر کن، لگنم.‬
‫- چی؟‬

02:56.361 --> 02:57.821
‫- ببخشید. صبر کن.‬
‫- نه، اشکالی نداره.‬

02:57.901 --> 02:58.941
‫می‌تونی پات رو تکون بدی؟‬

02:59.031 --> 03:00.701
‫- آره. ببخشید. چی؟‬
‫- نه.‬

03:00.781 --> 03:02.491
‫- آره.‬
‫- باشه. بلند شم؟‬

03:02.571 --> 03:03.701
‫- آره.‬
‫- آره.‬

03:04.531 --> 03:05.371
‫صورتم...‬

03:05.451 --> 03:08.791
‫- داشتی یه چیزی می‌گفتی.‬
‫- صورتم له شد

03:08.871 --> 03:11.211
‫- بذار بازوم رو تکون بدم.‬
‫- آره.‬

03:11.291 --> 03:14.331
‫می‌تونی این لحافِ کثیف رو برداری؟‬
‫صورتم روشه.‬

03:14.421 --> 03:16.421
‫بیا. بهتر شد؟‬

03:16.501 --> 03:18.631
‫این‌طوری بهتره، کارول لاو؟‬

03:19.591 --> 03:21.931
‫ببین، کارول. ببین.‬

03:22.011 --> 03:23.011
‫آخه...‬

03:23.091 --> 03:24.301
‫ببین.‬

03:24.391 --> 03:25.801
‫فقط... بذار تکون بخورم.‬

03:28.221 --> 03:29.141
‫چی؟‬

03:31.271 --> 03:33.941
‫آخه... حسش نمی‌کنم.‬

03:40.941 --> 03:44.951
‫داشتی لهم میکردی
نمیخوام دیگه اینکاروبکنم

03:50.121 --> 03:52.791
دلم می خواد وول بخورم

03:54.081 --> 03:55.131
‫وول بخوری؟‬

03:58.001 --> 04:01.631
فکر کردم میتونیم دوباره انجامش بدیم
ولی انگاری نمیشه

04:03.631 --> 04:06.051
‫الان این حسیه که دارم. متأسفم.‬

04:08.761 --> 04:09.851
‫حسم اینه.‬

05:45.825 --> 05:50.825
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

07:28.341 --> 07:32.261
‫ایندیانا جونز و آلت‌ها‬

07:44.101 --> 07:46.111
‫یه دونه کره‌ی بادوم‌زمینی و شکلات.‬

07:46.611 --> 07:47.521
‫مرسی.‬

07:57.161 --> 08:00.251
‫راک‌سالید‬
‫۰ پیام داری‬

08:05.631 --> 08:06.711
‫لعنتی.‬

08:12.631 --> 08:14.181
‫چرا انجامش ندادی، فلوید؟‬

08:19.971 --> 08:21.271
‫امروز روزِ من نیست.‬

08:23.181 --> 08:25.151
‫ولی فکر کردم هر روز انجامش می‌دی.‬

08:25.231 --> 08:26.691
‫فردا امتحانش می‌کنم.‬

08:30.611 --> 08:34.531
‫یه ابرِ طوفانیِ بزرگ تغییرِ جهت می‌ده.‬

08:34.611 --> 08:37.531
‫پس حتی اگه توی مسیرش نیستید،‬

08:37.621 --> 08:40.741
‫بازم احتیاط کنید.‬

08:46.541 --> 08:48.921
‫خوبی؟‬

08:49.591 --> 08:50.421
‫آره رفیق.‬

08:51.171 --> 08:52.211
‫جدی؟‬

08:53.881 --> 08:54.721
‫آره.‬

08:56.431 --> 08:58.761
‫به خاطر همونه...‬

08:58.851 --> 09:00.391
‫که اون اتفاق‬

09:00.471 --> 09:03.141
‫با کارول افتاد‬

09:03.221 --> 09:04.981
‫توی کوالیتی گاردن؟‬

09:05.601 --> 09:07.021
‫فکر کنم. یه جورایی.‬

09:08.731 --> 09:10.571
‫می‌دونی،‬

09:10.651 --> 09:14.571
‫وقتی گفت‬

09:14.651 --> 09:15.821
‫که باعث می‌شد...‬

09:20.951 --> 09:24.371
‫به خودش می‌پیچید. انگار مجبورش کردم به خودش بپیچه.‬

09:31.461 --> 09:34.591
‫نمی‌تونم از فکرش بیام بیرون.‬

09:46.811 --> 09:49.101
‫می‌تونی بهم بگی:‬
‫تایگر تایگر‬

09:57.651 --> 09:58.951
‫بگو.‬

09:59.031 --> 09:59.991
‫بله؟‬

10:01.781 --> 10:05.331
‫تو این چند روزِ اخیر، کسی برای کار توی بخشی که‬

10:05.411 --> 10:08.001
‫مدیریتش با توئه، یعنی جرایمِ خاص، درخواستی داده؟‬

10:10.131 --> 10:12.501
‫یه درخواست داشتیم. بله.‬

10:13.801 --> 10:15.211
‫همین چند روز پیش.‬

10:16.341 --> 10:17.261
‫خب؟‬

10:21.141 --> 10:22.471
‫ما درخواستِ...‬

10:25.391 --> 10:30.521
‫اطلاعاتِ بیشتری از کاندیدا درباره‌ی محکومیتِ کیفریش کردیم.‬

10:32.151 --> 10:33.061
‫بسیار خب.‬

11:06.221 --> 11:08.641
‫نشونه‌ای هست که ثابت کنه اون کارول اسمرنیچه؟‬

11:08.731 --> 11:10.021
‫معلوم نیست کیه.‬

11:10.981 --> 11:11.981
‫مثلِ قبله.‬

11:12.521 --> 11:14.441
‫انگار یه شبح دوچرخه سواره

11:15.861 --> 11:17.321
‫که داره همینجوری واسه خودش میچرخه

11:23.951 --> 11:25.701
‫دوباره آوردنش اینجا، کلارک.‬

11:26.831 --> 11:30.911
‫چون فهمیدن که ممکنه همسرش انگیزه داشته باشه.‬

11:32.211 --> 11:35.751
‫ می‌خوان تا جایی که می‌شه درباره‌اش اطلاعات جمع کنن.‬

11:37.211 --> 11:41.881
‫شاید الان وقتِ خوبی برای سکوت کردن نباشه.‬

11:45.051 --> 11:46.641
‫دیگه یه کلمه هم حرف نمی‌زنم.‬

11:51.561 --> 11:53.231
‫می‌تونم بازجویی رو ادامه بدم؟‬

11:55.061 --> 11:58.151
‫موکلم دیگه به هیچ‌کدوم از سوالاتِ دادستانی جواب نمی‌ده.‬

11:58.731 --> 11:59.821
‫خیلی خب.‬

12:00.901 --> 12:05.161
‫آقای فارست یه حساب توی یه بانکِ کانادایی رو مدیریت می‌کنه. مالِ مادرشه.‬

12:05.781 --> 12:07.951
‫و از اون حساب برای خریدِ بیمه‌ی عمر‬

12:08.031 --> 12:10.791
‫برای مقتول، یعنی فلوید اسمرنیچ، استفاده شده،‬

12:11.451 --> 12:14.251
‫که ذینفعش هم همسرش، کارول لاو-اسمرنیچه.‬

12:22.131 --> 12:24.551
‫پس متوجه هستید که با این سوالات‬

12:24.631 --> 12:26.091
‫ما داریم سعی می‌کنیم اطلاعاتی‬

12:26.181 --> 12:28.471
‫درباره‌ی احتمالِ همدستیِ بقیه‬

12:28.551 --> 12:31.021
‫توی نقشه‌ی قتلِ فلوید اسمرنیچ به دست بیاریم؟‬

12:34.891 --> 12:36.271
‫متوجهم.‬

12:37.271 --> 12:39.111
‫و متوجه هستید که اگه ما به این نتیجه برسیم‬

12:39.191 --> 12:43.031
‫که آقای فارست برای انجامِ این قتل تحتِ فشار بوده،‬

12:43.111 --> 12:45.611
‫- این به نفعش می‌شه؟‬
‫- متوجهم.‬

12:45.701 --> 12:47.451
‫اون می‌دونه که این پرونده‌ایه‬

12:47.531 --> 12:49.621
‫که براش درخواستِ حکمِ اعدام می‌دن؟‬

12:49.701 --> 12:53.871
‫کارآگاه، موکلم دیگه به سوالاتِ دادستانی جواب نمی‌ده.‬

13:04.261 --> 13:05.221
‫آقای فارست.‬

13:06.971 --> 13:10.141
‫فلوید اسمرنیچ از رابطه‌ی شما با زنش خبر داشت؟‬

13:11.511 --> 13:13.561
‫و این کار با رضایتِ اون انجام می‌شد؟‬

13:15.271 --> 13:17.941
‫در واقع، خودش هم توی این کار دست داشت؟‬

13:20.521 --> 13:23.321
‫من این‌طور شنیدم که فلوید اسمرنیچ‬

13:23.401 --> 13:26.651
‫بعضی وقت‌ها که شما با زنش‬

13:28.111 --> 13:29.741
‫توی هتلِ کوالیتی گاردن سوئیتس ملاقات داشتید، حضور داشته.‬

13:42.251 --> 13:43.171
‫بسیار خب.‬

13:43.251 --> 13:46.171
‫موکلم دیگه به سوالاتِ دادستانی جواب نمی‌ده.‬

13:46.921 --> 13:49.551
‫می‌خوام دوباره حرف بزنم.‬

13:49.641 --> 13:51.431
‫- کلارک؟‬
‫- باشه.‬

13:51.455 --> 13:53.455
با/ما/بین

13:56.561 --> 13:59.231
‫قضیه‌ی «مراقب باش» رو می‌دونید؟‬

14:00.521 --> 14:01.611
‫مراقب باش؟‬

14:03.231 --> 14:04.481
‫آره. ممنون.‬

14:04.571 --> 14:07.281
‫اوایلِ هفته، دمای هوا‬

14:07.361 --> 14:11.371
‫مثلِ این چند وقت، بهاری می‌مونه.‬

14:12.781 --> 14:16.081
‫دستام شروع کرد به گزگز کردن‬

14:16.161 --> 14:20.121
‫و یهو احساسِ خفگی بهم دست داد.‬

14:20.791 --> 14:23.041
‫چهارشنبه و پنجشنبه‬

14:23.671 --> 14:26.711
‫هوا گرم‌تر می‌شه...‬

14:53.161 --> 14:54.241
‫مراقب باش!‬

14:58.121 --> 15:00.121
بـ ا مــ ا بــین

15:07.551 --> 15:08.461
‫خیلی خب.‬

15:10.881 --> 15:12.891
‫داشتم... معذرت می‌خوام.‬

15:15.641 --> 15:18.181
‫اواخرِ هفته، هوا گرم‌تر می‌شه.‬

15:18.811 --> 15:22.981
‫یهو بی‌هوا داد زدم «مراقب باش»‬

15:23.651 --> 15:25.901
‫و یه حرکتِ کاراته زدم.‬

15:25.981 --> 15:30.781
‫نمی‌دونم رو به کی بود یا اصلاً منظورم چی بود.‬

15:30.861 --> 15:35.281
‫یه حمله‌ی پنیک بود، یه فروپاشیِ عصبی.‬

15:35.991 --> 15:37.081
‫اون روز یکشنبه بود.‬

15:37.161 --> 15:41.081
‫و همون روزی بود که موهارو بافته بودم.‬

15:41.161 --> 15:42.871
‫توی یه کتاب نوشته بودش،‬

15:42.961 --> 15:45.421
‫به من نشونش نداد، ولی به ایندیا نشون داد.‬

15:45.501 --> 15:46.381
‫کتاب.‬

15:46.461 --> 15:49.261
‫و کلی شیر روی میزش داشت،‬

15:49.341 --> 15:51.841
‫همه‌شون روی میزش چیده شده بودن.‬

15:51.921 --> 15:53.891
‫- همه‌ی شیرها...‬
‫- شیرها.‬

15:53.971 --> 15:57.351
‫سعی کردم موقعِ بافتنِ موها حواسمو جمع کنم و واقعاً گوش بدم، ‬

15:57.431 --> 16:03.191
‫ولی داستان‌ها خیلی گیج‌کننده بودن
و نمی‌شد دنبالشون کرد، می‌فهمید که چی میگم؟ ‬

16:03.271 --> 16:04.101
‫بستنی.‬

16:04.191 --> 16:08.271
‫واسه همین همه‌اش به اون اتفاقی که‬

16:08.361 --> 16:11.611
‫اون روز صبح برام افتاده بود فکر می‌کردم.‬

16:11.691 --> 16:12.531
‫ناهار.‬

16:12.611 --> 16:16.571
‫من فقط می‌تونم شیرِ بادام‌هندی، شیرِ بز،‬

16:16.661 --> 16:19.991
‫شیرِ سویا، شیرِ کم‌چرب و شیرکاکائو بخورم.‬

16:20.081 --> 16:22.371
‫بعدش اولیویا گفت: «می‌دونی چیه؟‬

16:22.461 --> 16:23.831
‫من بستنیِ توت‌فرنگی دوست دارم».‬

16:23.921 --> 16:29.961
‫فهمیدم که اون اتفاق مثلِ یه واکنش به زندگیِ خودم بود.‬

16:30.051 --> 16:34.261
‫اون همه بعدازظهرهای بی‌پایان که داشتم هواشناسی اعلام می‌کردم، ‬

16:34.341 --> 16:37.681
‫چیزی که دیگه هیچ‌کس بهش نیاز نداره.‬

16:37.761 --> 16:40.561
‫چون الان دیگه از توی گوشیشون چک می‌‌کنن.‬

16:41.181 --> 16:45.901
‫همه‌اش داشتم فکر می‌کردم چی باعث اون از کوره در رفتن شد.‬

16:45.981 --> 16:47.361
‫و یادم اومد که، ‬

16:47.441 --> 16:51.281
‫همون موقع‌هایی که روی آنتن داشتم هواشناسی می‌گفتم، ‬

16:51.361 --> 16:55.281
‫یهو رفتم تو فکر، ‬

16:55.361 --> 17:00.701
‫ببخشید، داشتم فکر می‌کردم که
هیچ‌وقت توی آب با کسی سکس نداشتم.‬

17:00.791 --> 17:02.161
‫- توی آب؟‬
‫- آره.‬

17:02.251 --> 17:04.041
‫مثلاً توی استخر.‬

17:04.791 --> 17:10.041
‫یا یه دریای آروم یا...‬

17:10.131 --> 17:11.841
‫سکس توی آب اصلاً حال نمی‌ده.‬

17:15.421 --> 17:18.891
‫شاید به نظر باحال بیاد،‬
‫ولی آب اصطکاک ایجاد می‌کنه.‬

17:20.471 --> 17:21.971
تجربه تلخی داشتم از این قضیه‬

17:22.771 --> 17:26.891
‫آره، ولی منم دقیقاً همینو می‌خواستم.‬

17:26.981 --> 17:31.941
‫که توی آب سکس داشته باشم‬
‫و بعدش بگم: «زیاد جالب نبود».‬

17:32.021 --> 17:34.941
‫پارتنرم هم بگه: «آره، اصطکاک داشت».‬

17:35.031 --> 17:37.741
‫چون اون تجربه‬

17:37.821 --> 17:42.081
‫یعنی هنوز داری رشد می‌کنی‬
‫و چیزای جدیدی از دنیا یاد می‌گیری.‬

17:42.161 --> 17:44.161
‫یعنی هنوز زنده‌ای.‬

17:44.251 --> 17:45.961
‫من همینو می‌خواستم. خب؟‬

17:46.041 --> 17:47.371
‫چون وقتی این اتفاق می‌افته،‬

17:47.461 --> 17:50.671
‫وقتی اون تجربه رو با کسی شریک می‌شی،‬
‫یعنی زندگی جریان داره.‬

17:51.461 --> 17:57.011
‫بعدش با خودم فکر کردم:‬
باید این کارو انجام بدم
که ذهنم آزاد شه

17:57.091 --> 17:59.391
‫توی این لحظه‌های باارزشی
که کنار بچه هام هستم

18:00.011 --> 18:03.061
نباید ذهنم درگیر چیزی باشه

18:03.141 --> 18:05.641
‫و باید کنارشون باشم
پس باید ذهنمو آزاد میکردم».‬

18:05.731 --> 18:08.441
‫واسه همین همون‌جا تصمیمم رو گرفتم‬

18:08.521 --> 18:11.941
‫که به زنم خیانت کنم و برم
با کسی اینکارو انجام بدم
تا فکرم آزاد شه

18:14.151 --> 18:17.281
‫دقیقاً فردای اون روز،‬
‫با کارول لاو-اسمرنیچ آشنا شدم.‬

18:18.491 --> 18:19.911
‫- توی بازیِ کورن‌هول.‬
‫- خیلی خب.‬

18:19.991 --> 18:24.241
‫و شروع کردم به حرف زدن درباره‌ی مواد منفجره‬

18:24.331 --> 18:28.831
اونم ازم خواست
که لیوانو از بین پاهاش بردارم

18:28.911 --> 18:30.121
‫اتفاق ها
مثل نفجارهای پی‌درپی.‬

18:30.211 --> 18:31.921
‫نه، اون مالِ توئه.‬

18:32.501 --> 18:33.591
‫«برش دار».‬

18:34.591 --> 18:37.721
‫انگار که...‬

18:37.801 --> 18:39.721
‫- مثلِ چی؟‬
‫- یه جورایی خطر رو حس میکردم

18:39.801 --> 18:42.221
‫یه جور خطرِی که اطرافم بود.‬

18:42.301 --> 18:43.551
‫یه ذره خطر.‬

18:44.181 --> 18:45.471
‫یه ذره خطر.‬

18:50.691 --> 18:51.691
خب اینجارو یادتون رفت؟‬

18:55.521 --> 18:56.691
‫یادتون رفت؟‬

19:01.201 --> 19:02.201
‫اون پیام.‬

19:03.991 --> 19:06.871
‫«کاری که با کارول می‌کنی درست نیست، داداش».‬

19:06.951 --> 19:11.871
‫اون فلوید بود که داشت بهم نصیحت می‌کرد،‬
‫نصیحت‌های جنسی.‬

19:11.961 --> 19:14.541
‫- نصیحت‌های جنسی؟‬
‫- درباره‌ی کارول.‬

19:15.381 --> 19:20.381
‫داشت از یه پوزیشنِ جنسی که خودش پیشنهاد داده بود‬
‫انتقاد می‌کرد.‬

19:21.721 --> 19:23.511
‫کاری که با کارول می‌کنی درست نیست.‬

19:23.591 --> 19:24.971
‫می‌خوام ببینمت و حلش کنیم.‬

19:25.051 --> 19:28.601
‫چرا اینو با کارآگاه هومر یا من در میون نذاشتید؟‬

19:29.811 --> 19:31.891
‫ما اون پیام رو به عنوانِ بخشی از انگیزه در نظر گرفتیم.‬

19:32.771 --> 19:36.191
‫فلوید نمی‌خواست ریچارد اینو بفهمه.‬

19:36.271 --> 19:41.611
‫که کارول، فلوید و من‬
‫توی همچین چیزی دست داشتیم.‬

19:41.701 --> 19:44.371
‫اتهامِ شما مجازاتِ اعدام داره، کلارک.‬

19:44.451 --> 19:46.331
‫اتهامات رو درک می‌کنم.‬

19:47.371 --> 19:51.871
‫فلوید داغون می‌شه اگه بفهمه ریچارد، با این سن و سالش،‬

19:53.371 --> 19:57.251
‫باید این چیزا رو بفهمه‬

19:58.551 --> 20:02.381
‫درباره‌ی پدر و مادرش.‬

20:08.971 --> 20:10.561
‫نمی‌خوام بفهمه.‬

20:10.641 --> 20:12.351
‫متأسفانه دیگه یه موضوعِ خصوصی نیست.‬

20:22.191 --> 20:23.241
‫تایگر تایگر.‬

20:34.171 --> 20:37.211
‫مکان:‬
‫منطقه‌ی سنت‌لوئیس‬

20:37.291 --> 20:40.551
‫درباره‌ی من:‬
‫نمی‌تونیم جلوی تأثیر رو بگیریم...‬

20:45.551 --> 20:47.551
‫حس می‌کنم عضلاتِ شکمم سفت‌تر شده.‬

20:47.641 --> 20:48.721
‫آره، عالیه.‬

20:51.101 --> 20:53.681
‫هی، امروز چیکاره‌ای؟ می‌تونی اجرا کنی؟‬

20:53.771 --> 20:55.811
‫وضعیتِ اضطراریِ هواشناسی پیش اومده؟‬

20:55.901 --> 20:57.811
‫نه، یه سورپرایزه.‬

20:57.901 --> 20:59.151
‫باشه. عالیه.‬

20:59.231 --> 21:00.941
‫آره. فکر کنم خوشت بیاد.‬

21:02.991 --> 21:03.901
‫هی، کوییس.‬

21:04.451 --> 21:06.281
‫پاداشِ آخرِ فصل رو امروز می‌دن؟‬

21:06.361 --> 21:07.871
‫آره. می‌رم از توی انبار برِش دارم.‬

21:11.451 --> 21:12.661
‫این آخرین بازیِ تو بود.‬

21:14.211 --> 21:15.161
‫فصلِ خوبی بود.‬

21:17.581 --> 21:18.921
‫ممنون.‬

21:22.671 --> 21:24.801
‫ما چندتا از داورا داریم می‌ریم رستورانِ چیلیز‬

21:24.881 --> 21:26.631
‫تا پایانِ فصل رو جشن بگیریم.‬

21:27.181 --> 21:28.551
‫تو هم می‌آی؟‬

21:29.301 --> 21:30.141
‫نه.‬

21:31.141 --> 21:33.721
‫باید برم یه دوچرخه‌ی لعنتی واسه پسرم بگیرم.‬

21:37.481 --> 21:38.601
‫ممنون، کوییس.‬

21:40.901 --> 21:41.821
‫آره.‬

21:51.371 --> 21:53.241
‫درباره‌ی قیمتِ تاج‌ها تحقیق کردم، ‬

21:53.331 --> 21:57.161
‫و اونایی که دیدم ۴۰ دلار بودن،‬
‫نه ۲۱۰ دلار مثلِ اینجا.‬

22:00.171 --> 22:01.501
‫بهم رسید می‌دی؟‬

22:02.211 --> 22:03.711
‫دنبالِ تاج بگرد!‬

22:10.851 --> 22:14.221
‫هواشناس‌ها وضعیتِ جوی رو مطالعه می‌کنن...‬

22:14.311 --> 22:15.561
‫مدرسه‌ی ناشنوایان‬

22:15.641 --> 22:21.231
‫...و سعی می‌کنن شدتِ سامانه‌ها رو قبل از رسیدن پیش‌بینی کنن.‬

22:22.521 --> 22:24.981
‫بچه‌ها، آب‌وهوا روی شما اثر می‌ذاره...‬

23:33.891 --> 23:35.681
‫هنوز داری به قضیه‌ی کارول فکر می‌کنی؟‬

23:35.761 --> 23:36.641
‫آره.‬

23:39.891 --> 23:41.561
‫دارم به همه‌چیز فکر می‌کنم.‬

23:42.771 --> 23:44.521
‫می‌خوام اکانتِ دی‌تی‌افم رو ببندم.‬

23:45.811 --> 23:46.691
‫واقعاً؟‬

23:49.691 --> 23:50.651
‫آره.‬

23:50.741 --> 23:52.781
‫دیگه کسی بهم پیام نمی‌ده.‬

23:53.911 --> 23:56.371
‫به جز اون پسره که شبیه دیوید بویی بود،‬
‫اونم خیلی وقت پیش.‬

23:57.701 --> 24:00.081
‫دوست ندارم هر روز چکش کنم.‬

24:03.371 --> 24:04.461
‫شاید بهتر باشه‬

24:05.541 --> 24:08.051
‫ببینی کسی بهت پیام داده یا نه،‬
‫قبل از اینکه ببندیش.‬

24:08.131 --> 24:11.761
‫شاید قبل از سخنرانی‬
‫کسی بهت پیام داده باشه.‬

24:11.841 --> 24:12.971
‫بعید می‌دونم.‬

24:13.881 --> 24:16.351
‫- یه چک بکن.‬
‫- اگه خبری بود صدای نوتیفیکیشنش می‌اومد.‬

24:16.431 --> 24:19.431
‫مگه موقع سخنرانی گوشیت رو سایلنت نکرده بودی؟‬

24:20.681 --> 24:21.601
‫چرا.‬

24:23.691 --> 24:26.731
‫- من اگه جای تو بودم یه نگاه می‌انداختم. هیچ‌وقت معلوم نمی‌کنه.‬
‫- باشه، چکش می‌کنم.‬

24:32.071 --> 24:35.111
‫اون... من اون اکانت رو ساختم‬

24:35.201 --> 24:38.411
‫و باهاش مچ شدم تا بهش روحیه بدم.‬

24:38.491 --> 24:39.791
‫- تایگر تایگر؟‬
‫- آره.‬

24:39.871 --> 24:41.291
‫اون هویت رو ساختید‬

24:41.371 --> 24:43.871
‫و از طریق دی‌تی‌اف با اسمرنیچ ارتباط گرفتید‬
‫تا بهش روحیه بدید؟‬

24:43.961 --> 24:44.921
‫بله.‬

24:45.751 --> 24:48.591
‫چرا یه مرد؟‬
‫تایگر تایگر مرد بود.‬

24:48.671 --> 24:53.761
‫چون فکر می‌کردم این‌طوری‬
‫قرار ملاقاتی پیش نمی‌آد.‬

24:53.841 --> 24:56.761
فقط حالش رو خوب میکنم
باحرف زدن و تمام

24:56.841 --> 24:59.141
همه چی تموم میشه

24:59.761 --> 25:02.061
قرار نیست بخواد با اون یارو قرار بذاره.‬

25:02.141 --> 25:05.481
‫فقط می‌خواستم صبحش رو بسازم.‬

25:05.561 --> 25:08.361
‫طفلکی خیلی ناامید بود، می‌دونید؟‬

25:08.441 --> 25:10.981
‫اما...‬

25:12.361 --> 25:13.361
‫اما چی؟‬

25:14.991 --> 25:18.281
‫اوضاع یه جوری شد...‬

25:18.871 --> 25:22.371
‫بعدش، اوضاع یه جوری شد...‬

25:23.701 --> 25:25.411
‫- چه‌جوری شد؟‬
‫- از...‬

25:27.291 --> 25:28.211
‫از کنترل خارج شد.‬

25:28.291 --> 25:29.291
‫یه مچ دارم.‬

25:30.461 --> 25:31.461
‫هی!‬

25:32.131 --> 25:33.591
‫رفیق، یه مچ داری.‬

25:33.671 --> 25:34.801
‫یه مچ دارم.‬

25:35.591 --> 25:36.931
‫چه خوب.‬

25:37.011 --> 25:38.721
‫اولین مچ بعد از «مدرن لاو».‬

25:38.801 --> 25:42.511
‫طرف مرده،‬
‫ولی بازم حسِ خوبیه که آدم مچ داشته باشه.‬

25:42.601 --> 25:43.521
‫آره.‬

25:45.981 --> 25:47.191
‫فکر کنم از پروفایلم خوشش اومده.‬

25:47.271 --> 25:49.861
‫قطعاً. واسه همین مچ شدی دیگه.‬

25:49.941 --> 25:52.071
‫- آره، لایکم کرده.‬
‫- آره.‬

25:52.611 --> 25:54.151
‫- عالیه.‬
‫- خیلی خوبه.‬

25:54.231 --> 25:55.071
‫آره.‬

25:55.151 --> 25:57.821
‫حتی اگه هیچ‌وقت نبینیش، بازم خیلی خوبه.‬

25:58.611 --> 25:59.531
‫آره.‬

26:00.571 --> 26:03.701
‫می‌دونی، فکر می‌کردم‬
‫ایده‌ی خوبی نبود که‬

26:03.791 --> 26:06.661
‫سنِ واقعیم رو نوشتم‬
‫و بقیه‌ی چیزای واقعی، مثل وزنم رو.‬

26:06.751 --> 26:09.211
‫شاید اگه دروغ می‌گفتم بازخوردِ بیشتری می‌گرفتم.‬

26:09.291 --> 26:13.001
‫ولی این خودِ واقعیمم،‬
‫و خیلی کیف می‌ده که مچ گرفتم...‬

26:14.301 --> 26:15.261
‫اونم به خاطرِ خودم.‬

26:15.341 --> 26:17.591
‫حسِ خوبیه که به خاطرِ خودِ واقعیت‬
‫مچ بگیری.‬

26:17.671 --> 26:18.681
‫آره.‬

26:22.011 --> 26:23.971
‫می‌دونی یه مدتیه چه حسی دارم...‬

26:25.681 --> 26:27.521
‫- یه حسی که ولم نمی‌کنه؟‬
‫- چه حسی؟‬

26:33.021 --> 26:35.481
‫- این یکی رو نشنیده بودم.‬
‫- یعنی «مرده».‬

26:37.741 --> 26:38.651
‫مرده یعنی چی؟‬

26:40.321 --> 26:42.161
‫از لحاظِ جنسی.‬

26:42.871 --> 26:45.541
‫به سنی رسیدم‬
‫که دیگه نامرئی شدم.‬

26:46.751 --> 26:49.001
‫توی صف یا توی رستوران،‬

26:49.081 --> 26:52.291
‫انگار مردم اصلاً‬
‫متوجه حضورم نمی‌شن.‬

26:52.961 --> 26:55.251
‫قدیما می‌گفتن: «اون یارو رو ببین، چقدر جذابه».‬

26:55.341 --> 26:58.261
‫ولی دیگه این اتفاق نمی‌افته.‬

27:00.051 --> 27:00.931
‫هیچ‌وقت.‬

27:05.101 --> 27:07.101
‫و می‌دونم که واسه کارول مردم.‬

27:07.931 --> 27:08.851
‫اینو می‌دونم.‬

27:10.601 --> 27:14.571
‫و... خوشحالم که اونجا بودی.‬

27:16.861 --> 27:18.071
‫خوشحالم که دیدیش،‬

27:18.651 --> 27:21.661
‫چون اگه می‌خواستم برات توضیح بدم،‬
‫به عنوان بهترین دوست

27:21.741 --> 27:24.281
‫فکر نمی‌کنم‬
‫می‌تونستم درست حقِ مطلب رو ادا کنم.‬

27:25.951 --> 27:27.201
‫شاید بشه ورق رو برگردوند.‬

27:30.501 --> 27:34.171
‫منم فکر می‌کردم توی دی‌تی‌اف مردم،‬
‫ولی تایگر تایگر باهام مچ شد.‬

27:35.091 --> 27:36.461
‫عالیه.‬

27:36.551 --> 27:38.921
‫آره، خیلی خوبه.‬

27:39.011 --> 27:42.891
‫اونم بر اساسِ سنِ واقعیم‬
‫و همه‌ی اطلاعاتِ واقعیم.‬

27:46.971 --> 27:48.181
‫کنجکاوم بدونم چه‌جوریه.‬

27:51.941 --> 27:53.151
‫حتماً آدمِ حسابیه.‬

27:53.941 --> 27:55.771
‫آره، احتمالاً همین‌طوره.‬

27:55.861 --> 27:57.521
‫کنجکاوم بدونم چه‌جوریه.‬

28:01.111 --> 28:02.991
‫فکر کنم دلم می‌خواد ببینمش.‬

28:05.201 --> 28:06.121
‫می‌دونی؟‬

28:15.421 --> 28:19.301
‫آره. بعدش تصمیم گرفت که یارو رو ببینه

28:19.381 --> 28:22.801
‫- تایگر تایگر رو؟‬
‫- آره، می‌خواست ببینتش.‬

28:23.631 --> 28:25.681
‫من شوکه شده بودم.‬

28:27.511 --> 28:28.431
‫اما...‬

28:30.351 --> 28:31.521
‫اما چی؟‬

28:31.601 --> 28:33.351
‫اما نمی‌تونستم بهش بگم:‬

28:34.351 --> 28:37.981
‫«ببین، نمی‌تونی ببینیش‬
‫چون وجود نداره، از خودم درآوردمش».‬

28:40.281 --> 28:43.201
‫تو لحظه خوشحال بود.‬

28:45.821 --> 28:47.621
حالش رو به راه بود

28:48.451 --> 28:49.371
‫بعدش...‬

28:50.621 --> 28:51.541
‫بعدش چی؟‬

28:52.251 --> 28:55.581
‫نمی‌دونم رفیق،‬
‫خیلی بهش فکر کردم، می‌دونی؟‬

28:56.581 --> 28:57.631
‫به چی؟‬

28:59.881 --> 29:00.801
‫تایگر تایگر.‬

29:02.011 --> 29:04.381
‫آره؟ به چی فکر می‌کردی؟‬

29:10.011 --> 29:11.471
‫دارم به دیدنش فکر می‌کنم.‬

29:12.771 --> 29:16.311
‫تایگر تایگر رو سرچ کردم.‬
‫مالِ یکی از داستان‌های رودیارد کیپلینگه.‬

29:17.271 --> 29:19.901
‫شخصیت اصلی احساس تنهایی می‌کنه.‬

29:21.781 --> 29:23.321
‫خوندمش. خیلی خوبه.‬

29:24.861 --> 29:26.781
‫شاید این یارو هم احساس تنهایی می‌کنه.‬

29:28.951 --> 29:31.661
‫خب، ولی اون پایه‌ی سکسه...‬

29:33.501 --> 29:34.751
‫واسه سکسه.‬

29:36.121 --> 29:38.081
‫واسه پیدا کردنِ یه رابطه‌ست‬

29:38.171 --> 29:39.631
‫مگه موضوع همون نیست؟‬

29:40.171 --> 29:41.001
‫واسه سکس کردنه.‬

29:41.091 --> 29:43.381
‫آره، ولی با یه رابطه شروع می‌شه.‬

29:44.801 --> 29:46.131
‫شاید...‬

29:48.091 --> 29:48.931
‫شاید چی؟‬

29:49.011 --> 29:52.641
‫شاید اگه با این یارو‬
‫رابطه برقرار کنم، من...‬

29:54.641 --> 29:55.521
‫نمی‌دونم.‬

29:55.601 --> 29:57.731
‫خیلی دارم به آلتِ مردونه فکر می‌کنم.‬

29:58.521 --> 29:59.401
‫چی؟‬

30:00.401 --> 30:01.401
‫آلتِ مردونه از چه لحاظ؟‬

30:05.281 --> 30:06.781
‫آلت‌هایی که بلند شدن.‬

30:07.991 --> 30:09.241
‫- بلند شدن؟‬
‫- آره.‬

30:09.321 --> 30:12.411
‫- چی؟ داری چی می‌گی؟‬
‫- اینجور بلند شدنا که از روی احساس واقعیه
صادقانه‌س

30:12.491 --> 30:14.751
‫چی می‌شه اگه این یارو رو ببینم؟‬

30:14.831 --> 30:16.121
‫من خیلی صادق می‌بودم‬

30:16.201 --> 30:19.921
‫و بهش می‌گفتم:‬
‫«ببین رفیق، نمی‌دونم تهِ این به کجا می‌رسه.‬

30:20.001 --> 30:22.711
‫هیچی نمی‌دونم. فقط اینجام».‬

30:22.791 --> 30:25.171
‫... نمی‌دونم. هیچی نمی‌دونم.‬

30:25.761 --> 30:27.721
‫ بعدش اون آلتش بلند می‌شه.‬

30:27.801 --> 30:30.261
‫هی! هی.‬

30:30.341 --> 30:31.471
‫آره. «هی» چی؟‬

30:31.551 --> 30:33.391
‫ببین، اون عالی می‌شه.‬

30:34.681 --> 30:36.641
‫- عالی می‌شه؟‬
‫- آره.‬

30:36.731 --> 30:37.851
‫نمی‌خوام سکس کنم.‬

30:38.981 --> 30:41.651
‫- چرا عالی می‌شه؟‬
‫- چون این‬

30:41.731 --> 30:44.111
‫یه تعریفِ بزرگه، می‌دونی؟ خیلی صادقانه‌ست.‬

30:44.191 --> 30:45.151
‫یعنی...‬

30:45.901 --> 30:47.611
‫می‌دونی؟ چه شفافیتی.‬

30:48.401 --> 30:51.241
‫- شفافیت در موردِ چی؟‬
‫- در موردِ خودم.‬

30:51.321 --> 30:54.411
‫در موردِ اینکه چه حسی به خودم دارم و...‬

30:56.621 --> 30:57.701
‫که...‬

30:58.331 --> 30:59.251
‫که چی؟‬

31:03.751 --> 31:04.711
‫حالم خوب نیست.‬

31:07.211 --> 31:09.421
‫شاید اگه با این یارو رابطه برقرار کنم،‬

31:09.511 --> 31:12.431
‫شاید بتونم به یه چیزِ دیگه‌ای تبدیل بشم.‬

31:13.221 --> 31:15.851
‫شاید اگه ازش خوشم بیاد.‬

31:17.061 --> 31:18.731
‫فلوید، تو از مردا خوشت نمی‌آد.‬

31:18.811 --> 31:20.561
‫این یارو رو نمی‌شناسم.‬

31:25.731 --> 31:26.821
‫نمی‌ترسم.‬

31:32.120 --> 31:35.320
با^ما^بیــــن

31:38.541 --> 31:41.001
‫آره، خب، می‌خواستم این یارو رو ببینم.‬

31:41.081 --> 31:45.291
‫ من تو دردسر افتاده بودم‬
‫چون اون یارو وجود خارجی نداشت.‬

31:46.551 --> 31:51.591
‫و تایگر تایگر، واسه فلوید،‬
‫تایگر تایگر...‬

31:51.681 --> 31:52.591
‫یه روزنه‌ی امید بود.‬

31:55.641 --> 31:56.681
‫آره.‬

31:57.811 --> 32:01.981
‫واسه همین «نقشه‌ی دنیز» رو کشیدم.‬

32:02.061 --> 32:03.311
‫نقشه‌ی دنیز؟‬

32:03.401 --> 32:05.151
‫آره، به رستورانِ دنیز ربط داشت.‬

32:05.231 --> 32:08.401
‫- رستورانِ دنیز؟‬
‫- آره، همون رستوران.‬

32:08.481 --> 32:10.111
‫در موردِ نقشه‌ی دنیز برامون بگید.‬

32:13.111 --> 32:17.081
‫اون هفته واسه یه همایش،‬
‫دو روز رفتم شیکاگو.‬

32:18.541 --> 32:23.211
‫توی «یلپ»، یه رستورانِ دنیز پیدا کردم‬
‫درست وسطِ محله‌ای‬

32:23.291 --> 32:27.591
‫که پاتوقِ گی‌ها بود.‬

32:27.671 --> 32:30.461
‫بهش می‌گن «دنیزِ محله‌ی پسرا».‬

32:31.551 --> 32:32.511
‫خب؟ ‬

32:32.591 --> 32:36.051
‫حدس زدم جوون‌هایی که‬
‫توی اون دنیز کار می‌کنن‬

32:36.141 --> 32:41.561
‫احتمالاً گی باشن و‬
‫شاید ۹۰۰ دلار به دردشون بخوره
واسه کاری که میخوام برام انجام بدن

32:41.641 --> 32:47.441
‫نقشه‌ی دنیز این بود که‬
‫دو روز توی اون رستوران غذا بخورم‬

32:48.521 --> 32:53.861
‫تا با یه یارویی آشنا بشم که بخواد‬
‫فلوید رو ببینه و شاید اون واکنش رو نشون بده.‬

32:54.651 --> 32:57.371
‫- بلند شدنِ آلت؟‬
‫- همینه. آره.‬

32:57.451 --> 32:59.081
‫و فکر کردید این جواب می‌ده؟ ‬

33:00.411 --> 33:01.331
‫حالتون چطوره؟‬

33:02.331 --> 33:03.371
‫همه چی خوبه.‬

33:05.461 --> 33:06.501
‫چی...؟‬

33:07.921 --> 33:10.001
‫آماده شدنِ چی خیلی طول می‌کشه؟‬

33:10.091 --> 33:11.961
‫چی دیر حاضر می‌شه؟‬

33:12.591 --> 33:15.381
‫نمی‌دونم. احتمالاً‬
‫صبحانه‌ی «گرند اسلم».‬

33:16.011 --> 33:18.261
‫از همه کامل‌تره، واسه همین...‬

33:19.551 --> 33:21.261
‫من صبحانه‌ی گرند اسلم رو می‌خوام.‬

33:22.521 --> 33:24.681
‫اون غذایی رو می‌خواید که دیر حاضر می‌شه؟‬

33:25.771 --> 33:27.311
‫عجله ندارم.‬

33:28.231 --> 33:29.151
‫پس...‬

33:35.901 --> 33:37.241
‫بعداً میای؟‬

33:38.201 --> 33:39.411
‫واسه چی؟‬

33:40.831 --> 33:43.911
‫- شاید قهوه بخوام.‬
‫- قهوه می‌خواید؟‬

33:44.001 --> 33:46.961
‫نه. ولی شاید بعداً بخوام.‬

33:47.041 --> 33:50.711
‫و اگه این‌طوری شد،‬
‫می‌فهمی چون میای پیشم.‬

33:50.791 --> 33:52.341
‫باشه. بعداً می‌آم.‬

33:52.421 --> 33:53.381
‫ممنون.‬

34:14.151 --> 34:16.151
‫- همه‌چی ردیفه؟‬
‫- آره.‬

34:17.281 --> 34:19.861
‫- قهوه می‌خواید؟‬
‫- آره، نه، ممنون.‬

34:19.951 --> 34:21.451
‫«گرند اسلم» در چه حاله؟‬

34:22.121 --> 34:24.121
‫اون... آره، تو راهه.‬

34:24.201 --> 34:26.411
‫- یکم طول می‌کشه.‬
‫- جدی؟‬

34:27.161 --> 34:28.161
‫دوستم...‬

34:32.631 --> 34:34.211
‫اون قهوه دوست داره.‬

34:34.301 --> 34:36.801
‫می‌دونی؟ قهوه دوست داره.‬

34:36.881 --> 34:38.471
‫می‌خوای عکسشو ببینی؟‬

34:38.551 --> 34:40.051
‫عکسِ چی؟‬

34:40.141 --> 34:42.051
‫- از دوستم.‬
‫- همونی که قهوه دوست داره؟‬

34:42.141 --> 34:43.051
‫آره.‬

34:43.721 --> 34:46.271
‫خودشه، اونجا. دقیقاً همونی که وسطیه.‬

34:46.351 --> 34:48.521
‫اونجا. دقیقاً وسط.‬

34:48.601 --> 34:49.561
‫باشه.‬

34:50.271 --> 34:51.441
‫قهوه دوست داره؟‬

34:52.311 --> 34:53.321
‫صددرصد.‬

34:55.071 --> 34:56.321
‫باشه.‬

34:56.401 --> 34:57.321
‫آره.‬

35:02.321 --> 35:03.781
‫بعداً میای؟‬

35:28.351 --> 35:31.521
‫- همه‌چی خوبه؟‬
‫- بله آره.‬

35:32.441 --> 35:33.441
‫آره. ببین.‬

35:33.981 --> 35:34.901
‫بله؟‬

35:35.521 --> 35:39.571
‫آره، خب، دوستم، همونی که تو عکسه، خب؟‬

35:39.651 --> 35:42.571
‫با هم می‌ریم باشگاه.‬

35:44.071 --> 35:46.121
‫- خوبه. عالیه.‬
‫- خیلی تمرین می‌کنیم.‬

35:46.201 --> 35:48.451
‫صبحونه هم می‌خوریم.‬

35:49.331 --> 35:53.581
‫آره. بعضی وقتا بعدِ تمرین‬
‫صبحونه می‌خوریم.‬

35:54.171 --> 35:56.711
‫- باشه.‬
‫- اون خیلی آدمِ خوبیه.‬

35:59.091 --> 36:00.261
‫به ناشنواها کمک می‌کنه.‬

36:02.761 --> 36:04.761
‫تری، یه سوال ازت می‌پرسم.‬

36:04.841 --> 36:06.761
‫به نظرت جذابه‬

36:07.761 --> 36:13.441
‫کسی که خیلی لاغر نیست،‬

36:13.521 --> 36:14.851
‫ولی آدمِ فوق‌العاده‌ایه؟‬

36:16.401 --> 36:17.481
‫که برای من جذابه؟‬

36:17.571 --> 36:20.321
‫آره. یا برای هر کسی.‬
‫فقط داریم گپ می‌زنیم.‬

36:21.401 --> 36:25.451
‫جذابیت به همه‌چی بستگی داره، نه؟‬

36:26.451 --> 36:27.331
‫یه مجموعه‌ست.‬

36:28.991 --> 36:29.911
‫دقیقاً.‬

36:32.041 --> 36:34.171
‫- چیزِ دیگه‌ای؟‬
‫- آره.‬

36:34.251 --> 36:39.251
‫فکر می‌کنی بتونی در ازای ۹۰۰ دلار‬
‫برای دوستم یه کارایی بکنی؟‬

36:45.931 --> 36:47.931
حاضر نیستم این کارو انجام بدم

36:49.261 --> 36:52.681
‫آره، حاضر نیستم

36:52.771 --> 36:53.641
‫باشه.‬

36:53.731 --> 36:55.901
‫می‌رم ببینم «گرند اسلم» در چه حاله.‬

36:55.981 --> 36:56.901
‫ممنونت می‌شم.‬

36:57.861 --> 36:58.731
‫ممنون.‬

37:12.791 --> 37:13.711
‫من انجامش می‌دم.‬

37:36.641 --> 37:39.441
‫پس، اون منم؟ «تایگر تایگر»؟‬

37:44.071 --> 37:45.321
‫آره.‬

37:45.401 --> 37:46.821
‫ اسمت رو نمی‌دونم.‬

37:46.911 --> 37:50.331
‫به نظرم بهتره‬
‫این یه موقعیتِ بدونِ اسم باشه.‬

37:51.031 --> 37:52.911
‫خب، وقتی رسیدی به «سنت لوئیس»،‬

37:52.991 --> 37:55.041
‫می‌فهمی که من «کلارک فارست» هستم.‬

37:55.121 --> 37:56.661
‫من توی «سنت لوئیس» هواشناسم.‬

37:56.751 --> 37:58.081
‫عکسم روی بیلبوردهاست.‬

37:58.961 --> 38:03.251
‫فکر کنم پول دادن به کسی‬
‫برای رابطه‌ی جنسی غیرقانونی باشه.‬

38:05.631 --> 38:11.681
‫آره، من فقط دارم بهت پول می‌دم که تحریک بشی و چیزت بلند بشه،‬

38:11.761 --> 38:14.221
‫اگه به صورتِ طبیعی اتفاق بیفته،‬

38:14.311 --> 38:17.731
‫چون این چیزیه‬
‫که اون میخواد

38:19.191 --> 38:21.231
‫همون دوستت که قهوه دوست داره؟‬

38:22.191 --> 38:23.901
‫آره. اگه اتفاق بیفته.‬

38:23.981 --> 38:25.611
‫باید براش یه قهوه بخری.‬

38:25.691 --> 38:26.861
‫اون قهوه دوست نداره.‬

38:26.951 --> 38:29.281
‫فقط اینو گفتم‬
‫که سر صحبت رو با این یارو باز کنم

38:29.361 --> 38:30.781
‫تمامِ تلاشمو می‌کنم.‬

38:31.621 --> 38:33.241
‫می‌تونم عکسشو ببینم؟‬

38:34.331 --> 38:35.371
‫آره.‬

38:36.581 --> 38:37.961
‫خودشه.‬

38:47.171 --> 38:48.631
‫آدمِ خوبی به نظر می‌رسه.‬

38:50.051 --> 38:51.141
‫عکس قدیمیه؟‬

38:52.011 --> 38:53.561
‫مالِ حدودِ ده سال پیشه.‬

38:56.141 --> 38:59.061
‫پس، اون

39:00.811 --> 39:03.361
‫هزینه‌ی تحریک شدن به عنوان «تایگر تایگر»رو قبول کرد؟‬

39:03.981 --> 39:05.821
‫آره. به اضافه‌ی بلیطِ اتوبوس.‬

39:07.031 --> 39:10.951
‫و بعد یه مشکلی‬
‫توی نقشه‌ی «دنیز» پیش اومد.‬

39:11.911 --> 39:14.781
‫چهار روز بعد شد

39:14.871 --> 39:16.701
قرار بود همو ببینن

39:16.791 --> 39:19.541
ولی اون پسره یه روز زودتر رسید

39:21.171 --> 39:22.081
‫یه روز زودتر؟ ‬

39:23.001 --> 39:24.631
‫آره

39:26.251 --> 39:28.971
‫ از ایستگاه شروع کرد به تعقیب کردنم.‬

39:33.971 --> 39:36.221
‫«تایگر تایگر». خیلی هیجان‌زده‌ام.‬

39:37.851 --> 39:39.981
‫باید بعداً برم بدوم،‬

39:40.061 --> 39:42.561
‫بدون پیرهن، که یکم آفتاب بگیرم.‬

39:42.651 --> 39:45.111
‫شاید تو هم بتونی با دوچرخه بیای،‬
‫که بهم روحیه بدی.‬

39:51.571 --> 39:52.861
‫ببین کلارک، می‌خوام...‬

39:54.281 --> 39:56.531
‫می‌خوام درباره یه چیز عمیق باهات حرف بزنم.‬

39:59.751 --> 40:02.081
‫می‌دونم هنوز بدنم رو فرم نیومده.‬

40:02.171 --> 40:04.541
‫و احتمالاً کل پاییز رو وقت لازم داشته باشم
که رژیم بگیرم

40:04.631 --> 40:07.381
‫حتی زمستون رو هم.‬

40:08.381 --> 40:12.051
‫و بهار و... شاید تابستون رو.‬

40:12.131 --> 40:13.891
‫و شاید یکم از پاییز سال بعد رو.‬

40:14.551 --> 40:15.551
‫اما...‬

40:17.511 --> 40:19.601
‫مرسی که نگرانمی.‬

40:20.521 --> 40:21.811
‫و واسه اینکه به ریچارد کمک کردی.‬

40:23.061 --> 40:23.981
‫آره.‬

40:28.441 --> 40:30.441
‫شاید به نظر نیاد، ولی این بدن‬

40:31.571 --> 40:33.071
‫یه بدنِ قویه.‬

40:34.321 --> 40:35.321
‫آره.‬

40:37.201 --> 40:38.281
‫همه‌اش به خاطر توئه.‬

40:39.491 --> 40:40.661
‫خب...‬

40:45.791 --> 40:47.421
‫می‌دونم کارول از من خوشش نمی‌آد،‬

40:47.501 --> 40:50.511
‫ولی بقیه‌ی دنیا که نباید اینطوری باشن.‬

40:52.261 --> 40:53.091
‫دوستت دارم.‬

40:54.221 --> 40:55.681
‫منم دوستت دارم.‬

40:56.641 --> 40:58.511
‫اون حرف «F» لازم نیست حتماً معنیِ رابطه‌ی جنسی بده.‬

40:59.181 --> 41:01.561
‫می‌تونه معنیِ «خوشبختیِ با هم» رو بده.‬

41:03.101 --> 41:06.651
‫اگه من و «تایگر تایگر» با هم جور بشیم،‬
‫ممکنه آخرش اینطوری بشه.‬

41:07.401 --> 41:09.021
‫اون ممکنه بگه: «احساس تنهایی می‌کنم»،‬

41:09.111 --> 41:11.231
بگم: اره منم همین‌طور

41:11.321 --> 41:13.861
ممکنه آخرش به یه چیز خوب ختم بشه

41:13.951 --> 41:15.781
‫اگه اون لحظه تحریک بشه،‬

41:16.741 --> 41:18.071
‫من رو ابرا سیر می‌کنم.‬

41:18.831 --> 41:21.791
‫ولی اگه واسه اون کار آماده نباشم
باید بهش بگم

41:21.871 --> 41:26.121
که من فقط دوست دارم
تا همینجا پیش بریم نه بیشتر

41:26.831 --> 41:29.041
‫و اون می‌گه: «عالیه، باشه همینه».‬

41:29.131 --> 41:31.671
منم میگم، فقط همین حس رو میخوام و بس

41:43.731 --> 41:46.395
با&ما&بین

41:48.941 --> 41:51.111
‫- تو می‌تونی، قهرمان.‬
‫- آره.‬

41:55.901 --> 41:57.361
‫- خیلی خوب داری پیش می‌ری.‬
‫- آره.‬

41:57.451 --> 42:00.031
‫به نفس کشیدن ادامه بده. استایلت خوبه.‬

42:00.121 --> 42:01.121
‫خوبی؟‬

42:01.991 --> 42:03.951
‫- چی شد؟‬
‫- عضله‌ی چهارسرم گرفت.‬

42:04.041 --> 42:05.791
‫یه استراحتی بکن.‬

42:06.581 --> 42:07.581
‫- وای خدا!‬
‫- مطمئنی؟‬

42:07.671 --> 42:08.671
‫آره، خوبم.‬

42:08.751 --> 42:10.671
‫- فقط استراحت کن...‬
‫- باشه.‬

42:10.751 --> 42:11.921
‫خیلی خوب داری پیش می‌ری.‬

42:12.751 --> 42:13.671
‫بعدش چی؟‬

42:15.131 --> 42:17.971
‫«فلوید» می‌میره‬
‫و دختره هم یه میلیون دلار به جیب می‌زنه؟‬

42:31.021 --> 42:31.941
‫آره.‬

42:33.781 --> 42:36.241
‫نمی‌خوام بیشتر به خودم فشار بیارم
یکم دراز میکشم

42:48.371 --> 42:52.381
‫یه لحظه اینجا منتظرم بمون.‬
‫می‌رم یه دور دیگه بزنم، باشه؟‬

42:52.461 --> 42:53.541
‫باشه.‬

42:55.091 --> 42:57.341
‫خیلی خب.‬

43:18.691 --> 43:22.031
سلام
قرار بود فردا بیاد
یه روز زود اومدی که

43:22.121 --> 43:25.241
‫رفیق، بیخیال من شو، مجبورم کنسلش کنم
‫متأسفم.‬

43:29.621 --> 43:32.791
‫اون تایپ من نیست. خیلی بیشتر...‬

43:32.881 --> 43:35.291
‫واسه همین مجبورم کنسلش کنم.‬

43:37.001 --> 43:38.921
‫- باشه.‬
‫- عکسش قدیمی بود.‬

43:39.011 --> 43:42.141
‫واسه همین شاید باید خیلی بیشتر
برام توضیح میدادی که چجوره

43:42.221 --> 43:45.301
‫تا حالا همچین کاری نکرده بودم.‬

44:00.781 --> 44:03.111
‫ببخشید که کشوندمت اینجا.‬

44:03.201 --> 44:04.321
‫اشکالی نداره.‬

44:04.411 --> 44:06.281
‫وارد اون برنامه‌ی «دی‌تی‌اف» شدم. یه»وو» داشتم.‬

44:06.371 --> 44:08.331
‫- «وو» دیگه چیه؟‬
‫- یه قرارِ ملاقات.‬

44:09.161 --> 44:11.211
‫یه بازیِ حسی توی پیستِ پاتیناژ.‬

44:11.291 --> 44:14.171
‫باشه. عالیه. پس...‬

44:15.041 --> 44:16.251
‫متأسفم.‬

44:16.341 --> 44:20.801
‫چیزی هم که من میخواستم ازت خیلی نرمال نبود.‬

44:20.881 --> 44:22.181
‫درک می‌کنم.‬

44:22.261 --> 44:24.761
‫مهربونی. خب هیچ‌کس نرمال نیست تو این زمونه

44:25.721 --> 44:27.891
‫فقط از دور آدما اینجوری به نظر میرسن که نرمالن

44:42.321 --> 44:44.201
‫اون چی بود؟‬

44:45.071 --> 44:45.911
‫اون یارو کی بود؟‬

44:47.831 --> 44:50.751
‫گفت کنسل؟‬

44:52.251 --> 44:54.171
‫اون...‬

44:54.251 --> 44:56.921
‫«تایگر تایگر» بود.‬

44:57.001 --> 45:02.421
‫همون یارویِ «دی‌تی‌اف»؟‬

45:04.011 --> 45:06.641
‫همونی که می‌خواست باهام آشنا بشه؟‬

45:07.511 --> 45:08.511
‫آره.‬

45:09.011 --> 45:13.061
‫چرا با تو حرف زد؟‬

45:13.771 --> 45:15.771
‫متأسفم.‬

45:15.851 --> 45:20.111
‫من ردیفش کردم.‬

45:20.191 --> 45:25.401
‫من ازش خواستم‬

45:25.491 --> 45:29.031
‫که وانمود کنه «تایگر تایگره».‬

45:31.331 --> 45:35.161
‫چرا؟ گیج شدم. آخه چرا؟‬

45:35.751 --> 45:41.051
‫تو بهترین دوستمی. و دوستت دارم.‬

45:41.631 --> 45:44.841
‫باید نسبت به خودت حسِ خوبی داشته باشی.‬

45:45.681 --> 45:50.641
‫منو کنسل کرد؟‬

45:52.141 --> 45:54.181
‫آره.‬

46:08.411 --> 46:09.741
‫آخه چرا؟‬

46:14.621 --> 46:18.751
‫نگران بود‬

46:19.881 --> 46:25.971
‫اینکه نتونه تحریک بشه.‬

46:28.551 --> 46:32.681
‫اینکه وقتی فلوید رو می‌بینه،‬
‫نتونه تحریک بشه.‬

46:32.761 --> 46:34.141
‫ می‌گی که فلوید هم از این موضوع خبر داشت؟‬

46:34.221 --> 46:36.101
دیده که کنسلش کرده؟‬

46:37.271 --> 46:38.141
‫آره.‬

46:38.231 --> 46:41.061
‫پس چرا روز بعد رفت استخر،‬

46:41.151 --> 46:43.731
‫اونم دمِ صبح، وقتی قرار نبود کسی اونجا باشه؟‬

46:45.111 --> 46:47.651
‫وقتی با کسی قرار نداشت
چرا رفت اونجا؟‬

46:51.781 --> 46:53.031
‫نمی‌دونم.‬

46:53.121 --> 46:56.111
‫کوین کلاین‬
‫استخرهای عمومی جوانان‬

46:56.752 --> 47:01.952
‫بامابین، تنها پلتفرم دانلود و تماشای آنلاین
فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
‫.:: Bamabin.Com ::.
