WEBVTT

01:18.091 --> 01:19.891
‫تسلیت می‌گم.‬

01:19.971 --> 01:20.931
‫ممنون.‬

01:21.011 --> 01:22.851
‫لطفاً اجازه بدید شروع کنم.‬

01:23.681 --> 01:26.811
‫متوجه شدیم که «فلوید اسمرنیچ»‬
‫بیمه‌ی عمر داشته.‬

01:28.231 --> 01:31.651
‫شما ذی‌نفع هستید.‬
‫یک میلیون و صد هزار دلار.‬

01:32.651 --> 01:34.231
‫می‌شه بلندتر صحبت کنید، لطفاً؟‬

01:34.321 --> 01:35.361
‫ببخشید؟‬

01:35.441 --> 01:36.991
‫می‌شه بلندتر صحبت کنید؟‬

01:37.071 --> 01:38.321
نمیتونم صداتون رو بشنوم

01:42.451 --> 01:43.541
‫یه بیمه وجود داره.‬

01:44.241 --> 01:45.161
‫خب

01:46.661 --> 01:49.251
‫- شما ذی‌نفع هستید.‬
‫- خب

01:50.211 --> 01:54.961
‫و شما قبلاً اظهار کردید،‬
‫یعنی به کارآگاه «پلام» گفتید،‬

01:55.051 --> 01:57.801
‫که از این بیمه‬
‫خبری نداشتید.‬

01:57.881 --> 02:00.471
حتی روحمم خبر نداشت

02:01.091 --> 02:02.641
‫به هیچ وجه.‬

02:02.721 --> 02:03.681
‫یعنی می‌خوام بگم...‬

02:04.851 --> 02:07.391
‫ما باید هزینه‌ها رو اولویت‌بندی می‌کردیم،‬

02:07.481 --> 02:11.771
‫و بیمه‌ی عمر هیچ‌وقت جزو‬
‫اولویت‌های ما نبود.‬

02:12.311 --> 02:13.691
‫به هیچ وجه.‬

02:13.771 --> 02:17.991
‫پس این حقیقت که «فلوید اسمرنیچ»‬
‫بیمه‌ی عمر داشته،‬

02:18.071 --> 02:21.411
‫همون‌طور که امروز صبح متوجه شدیم،‬
‫براتون غافلگیرکننده بود؟‬

02:21.491 --> 02:24.701
‫کاملاً. یعنی با خودم گفتم:‬
‫«خدای من، چی؟».‬

02:25.491 --> 02:26.911
‫این‌طوری بودم که: «چی مگه میشه؟».‬

02:27.001 --> 02:28.661
‫«فلوید اسمرنیچ» هیچ‌وقت بهش اشاره نکرد؟‬

02:28.751 --> 02:29.791
‫نه.‬

02:30.501 --> 02:33.001
‫نه، من اصلاً موافقت نمی‌کردم.‬

02:33.091 --> 02:34.091
عمراً حاجی

02:34.921 --> 02:36.211
‫ینی چی؟‬

02:36.841 --> 02:40.131
‫آره، این چیزی بود که من و «فلوید» بهم می‌گفتیم.‬

02:40.221 --> 02:41.931
‫یه چیزِ بامزه، می‌دونید؟‬

02:42.511 --> 02:44.351
‫اون می‌گفت: «می‌تونیم یه تلویزیون بخریم؟».‬

02:44.431 --> 02:46.061
‫و من بهش می‌گفتم: «عمراً حاجی».‬

02:46.141 --> 02:49.561
‫یا: «می‌تونیم اشتراکِ‬
‫مسابقاتِ رزمی رو بگیریم؟».‬

02:49.641 --> 02:51.601
‫و من بهش می‌گفتم: «عمراً حاجی».‬

02:52.441 --> 02:54.901
‫این روشِ بامزه‌ی من بود که بهش بگم‬

02:54.981 --> 02:58.321
‫که به خاطرِ اولویت‌هامون،‬
‫این بحث کلاً منتفیه.‬

02:58.941 --> 03:04.161
‫که شاملِ وامِ خونه،‬
‫هزینه‌های مدرسه،‬

03:04.241 --> 03:08.451
‫مخارجِ خونه،‬
‫دارو و خواروبار می‌شد.‬

03:08.541 --> 03:09.961
‫باشه؟ و چیزای دیگه.‬

03:10.041 --> 03:12.331
‫بعد از همه‌ی این‌ها، دیگه پولی باقی نمی‌موند.‬

03:12.421 --> 03:13.791
‫من سعی می‌کردم بدهی‌هامون رو صاف کنم،‬

03:13.881 --> 03:17.711
‫ولی واقعاً غیرممکن بود.‬
‫یعنی بی‌خیال بابا.‬

03:17.801 --> 03:18.841
‫متأسفم.‬

03:18.921 --> 03:20.761
‫متأسفم. «ل» غیرممکنه.‬

03:20.841 --> 03:22.631
‫متأسفم که از اون کلمه استفاده کردم.‬

03:22.721 --> 03:27.141
‫فقط مسئله اینه که «ل» سخته‬
‫که آدم بخواد کمر راست کنه، می‌دونید؟‬

03:28.311 --> 03:32.941
‫همه اولش یه سری بدهی دارن.‬

03:33.901 --> 03:36.651
‫و با خودت فکر می‌کنی: «خب،‬
‫حقوقم زیاد می‌شه یا ترفیع می‌گیرم‬

03:36.731 --> 03:38.481
‫و اوضاع رو روبه‌راه می‌کنیم».‬

03:38.571 --> 03:40.741
‫همه چیز رو از نو شروع می‌کنیم.‬

03:42.111 --> 03:43.781
‫ولی اون اتفاق‌ها هیچ‌وقت نمی‌افتن.‬

03:43.861 --> 03:48.241
از اونجا به بعد،‬
‫فقط باید سعی کنی اولویت‌بندی کنی و...‬

03:49.411 --> 03:51.661
‫می‌دونی که مجبوری بگی:‬
‫«عمراً حاجی»‬

03:51.751 --> 03:53.871
‫به خیلی چیزا تا آخرِ عمرت.‬

03:53.961 --> 03:56.841
‫و بیمه‌ی عمر هم یکی از همون چیزا بود.‬

03:56.921 --> 04:00.211
‫آدرسِ پستیِ دیگه‌ای به جز دفترتون دارید،‬

04:00.301 --> 04:01.881
‫خانمِ «لاو-اسمرنیچ»؟‬

04:01.971 --> 04:03.761
‫می‌شه شما هم بلندتر صحبت کنید؟‬

04:10.351 --> 04:13.231
‫آدرسِ پستیِ دیگه‌ای دارید؟‬

04:13.311 --> 04:15.771
‫نه. ممنون.‬

04:17.271 --> 04:18.191
‫تاریخِ تولد؟‬

04:18.771 --> 04:20.861
‫اولِ اوتِ ۱۹۷۹.‬

04:22.441 --> 04:23.991
‫محلِ تولد؟‬

04:24.071 --> 04:26.201
‫«نورتون»،»میزوری». ممنون.‬

04:26.991 --> 04:29.081
‫تا حالا به خاطرِ جرمی محکوم شدید؟‬

04:30.541 --> 04:32.621
‫من مجبور نیستم به این سؤال جواب بدم.‬

04:34.751 --> 04:37.211
میدونم که قانونی هست
که من میتونم به این سوال پاسخ ندم

04:37.291 --> 04:38.841
پس ممنون میشم ازتون

04:40.711 --> 04:42.841
‫شاید بهتر باشه قوانین رو یاد بگیرید.‬

04:43.721 --> 04:45.631
‫کدوم قانون رو باید یاد بگیریم؟‬

04:46.431 --> 04:51.141
‫قانونِ میزوری J.H.۲ ۶ ۱۷،‬
‫بخشِ اجراییِ Y ۴.‬

04:52.271 --> 04:54.431
‫- و اون...‬
‫- همونیه که دارم بهش اشاره می‌کنم.‬

04:54.521 --> 04:57.271
‫- همونی که باید بلد باشید.‬
‫- خوبه، یادداشتش می‌کنم.‬

04:57.351 --> 05:02.941
‫J.H.۲ ۶؟‬

05:03.031 --> 05:03.901
‫آره.‬

05:04.821 --> 05:07.321
‫۱۷. بخشِ اجرایی.‬

05:07.411 --> 05:09.991
‫Y ۴.‬

05:10.081 --> 05:11.701
‫درسته، منظورم همین بود.‬

05:14.371 --> 05:16.041
‫- عجیب بود.‬
‫- عجیب بود.‬

05:16.121 --> 05:18.171
‫- اون زن عجیبیه.‬
‫- اون زن عجیبیه.‬

05:18.251 --> 05:20.961
‫«می‌شه بلندتر صحبت کنید؟».‬
‫بی‌خیال، تو صدام رو خوب می‌شنیدی. مگه نه

05:21.041 --> 05:22.501
‫کاملاً میشنیدم

05:22.591 --> 05:24.921
‫- واو!‬
‫- چی؟‬

05:27.011 --> 05:29.511
‫- خیلی از کلمه‌ی «واو» استفاده می‌کنه.‬
‫- کلی»واو».‬

05:31.301 --> 05:32.141
‫عجیب بود.‬

05:32.221 --> 05:33.271
‫عجیب بود.‬

05:34.721 --> 05:36.181
‫بخشِ اجراییِ Y ۴.‬

05:40.811 --> 05:42.191
‫ایناهاش.‬

05:42.271 --> 05:43.441
‫چی می‌گه؟‬

05:46.321 --> 05:48.661
‫«شهروندانی که‬
‫محکومیت‌های مهروموم‌شده یا حذف‌شده دارن،‬

05:48.741 --> 05:51.411
‫مجبور نیستن به پرونده‌هاشون اعتراف کنن».‬

05:54.911 --> 05:57.251
‫- یه محکومیتِ مهروموم‌شده داره.‬
‫- بله.‬

06:03.211 --> 06:05.671
‫فحش دادن در یک لحظه‌ی غافلگیرکننده‬

06:05.761 --> 06:08.591
‫می‌تونه به تسلط بر گفتگو کمک کنه.‬

06:10.221 --> 06:13.261
‫«قهرمانانِ زندگی» به پایان رسید.‬

06:14.471 --> 06:15.641
‫تبریک می‌گم.‬

06:16.311 --> 06:20.941
‫حالا ابزارهای لازم رو دارید‬
‫تا یه ارزیابیِ کامل انجام بدید‬

06:21.021 --> 06:24.021
‫درباره‌ی چیزهایی که در اطرافتون باارزشن.‬

06:25.901 --> 06:29.611
‫بارهای اضافیِ زندگی‌تون رو شناسایی کنید.‬

06:31.071 --> 06:33.201
‫از شرشون خلاص شید.‬

06:34.161 --> 06:36.621
‫از خودتون محافظت کنید و شکوفا شید.‬

06:38.161 --> 06:43.961
‫حالا برای شرایطِ زندگی‌تون برنامه‌ریزی و اجرا کنید‬
‫تا بتونید بر مشکلات غلبه کنید

06:48.761 --> 06:51.641
‫اگه اون بوده، چطوری دوچرخه رو گیر آورده؟‬

06:54.431 --> 06:57.101
‫توی زمین خوردن قر شد.‬
‫روکشِ دندونش شکست.‬

06:57.181 --> 06:59.731
‫آره، روکش کاملاً داغون شده.‬
‫حالتون خوبه؟‬

06:59.811 --> 07:02.311
‫آره، با صورت خوردم زمین.‬

07:03.101 --> 07:07.361
‫توی کارم از دستام استفاده می‌کنم،‬
‫نمی‌تونستم ازشون برای جلوگیری از ضربه استفاده کنم.‬

07:07.441 --> 07:09.321
‫به یه روکشِ جدید نیاز دارید.‬

07:09.401 --> 07:11.031
‫یه دو هفته‌ای طول می‌کشه.‬

07:11.611 --> 07:13.111
‫بهشون چی گفت؟‬

07:13.871 --> 07:15.581
‫- به اونا؟‬
‫- آره.‬

07:17.741 --> 07:18.951
‫خیلی چیزا...‬

07:19.501 --> 07:22.621
‫درباره‌ی آلتِ فلوید‬

07:23.211 --> 07:26.211
‫و کلی...‬

07:30.591 --> 07:33.261
‫رابطه‌های جنسی‬

07:33.341 --> 07:36.221
‫درباره‌یِ وزن. و درباره‌ی ربات.‬

07:41.351 --> 07:42.441
‫سوابق...‬

07:44.851 --> 07:46.561
‫سوابق توی سایت‌های جنسی.‬

07:51.951 --> 07:54.031
‫چرا الان خواستید منو ببینید؟‬

07:54.611 --> 07:57.621
‫چون نمی‌خوام دیگه چیزی بفهمن.‬

08:03.081 --> 08:04.751
‫من می‌دونم‬

08:04.831 --> 08:06.921
‫که داری...‬

08:07.961 --> 08:11.881
‫زنمو می‌کنی.‬

08:13.971 --> 08:20.271
‫اون قبلاً بهم گفته بود.‬

08:20.351 --> 08:23.311
‫بعدش هم گفت.‬

08:26.651 --> 08:33.071
‫واسه همین می‌خواستم درباره‌اش حرف بزنیم.‬

08:39.531 --> 08:42.041
‫ببین فلوید.‬

08:43.501 --> 08:48.461
‫یهو پیش اومد.‬

08:49.381 --> 08:50.751
‫متأسفم.‬

08:50.841 --> 08:51.961
‫ببین.‬

08:52.051 --> 08:53.551
‫بله؟‬

08:54.671 --> 08:56.631
‫اشکالی نداره.‬

08:57.801 --> 09:01.511
‫خوش‌حالم که الان با هم صادقیم.‬

09:01.601 --> 09:02.851
‫این خیلی باارزشه.‬

09:03.431 --> 09:06.561
‫آره. حتماً.‬

09:09.611 --> 09:11.781
‫حتماً. می‌دونی،‬
‫به کارول گفتم که مشکلی ندارم...‬

09:11.861 --> 09:14.191
‫قبل از هر چیز بگم که
مشکلی نیست

09:15.451 --> 09:17.661
‫خیلی وقته‬
‫که دیگه با هم رابطه‌ای نداشتیم.‬

09:19.701 --> 09:22.081
‫فضای خونه خیلی داغونه

09:23.581 --> 09:26.411
‫همه‌اش سعی می‌کردم به ریچارد نزدیک بشم‬
‫و خب، خوب پیش نمیرفت

09:26.501 --> 09:31.711
‫و با اون همه کار،‬
‫بدهی و... چیزای دیگه.‬

09:31.801 --> 09:34.381
‫به نظرم خیلی ساده اومد‬

09:34.461 --> 09:36.631
‫که اون با تو خوش‌حال باشه.‬

09:39.471 --> 09:41.391
‫بعضی وقتا با تو خوش‌حال باشه.‬

09:42.891 --> 09:44.141
‫به نظرم خوب اومد.‬

09:46.941 --> 09:47.981
‫فقط اینکه...‬

09:49.811 --> 09:51.311
‫یه سؤال دارم.‬

09:52.481 --> 09:53.691
‫بله.‬

09:56.821 --> 09:59.611
‫می‌تونم نگاه کنم؟‬

11:16.739 --> 11:18.739
[دی تی اف سنت لوئیس]

11:18.763 --> 11:22.763
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

11:35.791 --> 11:39.051
‫استشهادنامه‌ی سوگندخورده‬
‫برای حکم بازداشت و توقیف‬

11:40.221 --> 11:41.261
‫قتل عمد‬

11:41.341 --> 11:42.631
‫مجازات اعدام.‬

11:42.721 --> 11:45.181
‫اظهارکننده‬
‫کارآگاه دوناهو هومر‬

11:50.431 --> 11:52.021
‫کلارک، این اواخر، ‬

11:52.691 --> 11:55.481
‫این چند ماهِ گذشته،‬
‫همه‌اش نگران بودم‬

11:55.561 --> 11:58.151
‫که نکنه یه موقع اتفاقی برای تو یا
کارول بیفته

11:58.231 --> 11:59.281
‫توی «کوالیتی گاردن».‬

11:59.361 --> 12:02.781
‫مثلاً وقتی دارید سکس می‌کنید‬
‫یه لوستر بیفته روتون‬

12:02.861 --> 12:06.161
‫یا وقتی آروم نشستید‬
‫یه پرنده‌ی قشنگ بیاد تو‬

12:06.241 --> 12:10.701
‫و شما بگید: خدای من،‬
‫نگاش کن، ولی اون بهتون آسیب بزنه

12:12.371 --> 12:15.001
‫وقتی با هم حرف می‌زدیم،‬

12:16.541 --> 12:21.881
معلوم می‌شد که من جزئی از روح وبدنش
نیستم

12:21.971 --> 12:24.471
‫چون سکس که فقط...‬

12:24.551 --> 12:25.681
‫کردن و خالی شدن نیست

12:25.761 --> 12:30.141
‫چیزی که شما واقعاً با هم دارید‬
‫یه لحظه‌ی وصف نشدنیه

12:30.851 --> 12:32.351
‫حاجی، من نمیتونستم اون لحظه ناب
رو براش بسازم

12:33.061 --> 12:36.231
‫می‌خوام اونجا پیشِ شما باشم‬

12:36.311 --> 12:38.061
‫جایی که نتونید منو ببینید.‬

12:38.151 --> 12:39.941
‫فقط هر از گاهی.‬

12:41.401 --> 12:42.941
‫فقط برای اینکه بتونم منم جزئی ازش باشم.‬

12:45.071 --> 12:46.491
‫من...‬

12:47.701 --> 12:50.621
‫تخفیفِ «دوستانِ قدیمی» رو دارم.‬

12:52.161 --> 12:54.081
‫توی کوالیتی گاردن.‬

12:54.621 --> 12:57.501
‫می‌خواستم یه جوری جبران کنم‬

12:57.581 --> 13:02.011
‫بابتِ تمامِ کارایی که برام کردی.‬

13:02.091 --> 13:05.681
‫عضوِ برنامه‌ی «دوستانِ قدیمی» بودم،‬
‫همون برنامه‌ی مشتریانِ وفادار.‬

13:05.761 --> 13:07.181
‫خوش برگشتید

13:07.261 --> 13:08.971
‫خیلی ممنون.‬

13:09.051 --> 13:13.141
‫وقتی توی «پرسمر کوئیل ساپلایز» کار می‌کردم
عضو این برنامه بودم.‬

13:14.851 --> 13:17.521
‫- شاید... به نظرتون آشنا...؟‬
‫- نه.‬

13:17.601 --> 13:20.151
‫تونر می‌فروختم. کارتریجِ پرینتر.‬

13:20.861 --> 13:23.441
‫و فکر کردم باعث می‌شه بیشتر احساس کنم عضوی از گروهم.‬

13:23.531 --> 13:25.111
‫یه جورایی عضوی از اونا.‬

13:25.191 --> 13:29.701
‫خب، تازگی‌ها دوباره زیاد بهشون سر می‌زدم.‬

13:29.781 --> 13:34.371
‫همسرم تازگی‌ها دوباره زیاد اونجا اقامت داشته.‬

13:35.411 --> 13:36.461
‫خانواده‌تون؟ ‬

13:37.291 --> 13:40.081
‫آره، چندتا از اعضا.‬

13:40.171 --> 13:41.501
‫و یه دوست.‬

13:41.591 --> 13:45.051
‫و می‌خواستم بدونم می‌شه شامل گذشته هم بشه یا نه.‬

13:46.511 --> 13:47.841
‫دوستای قدیمی.‬

13:49.221 --> 13:50.801
‫دوستای قدیمی برای دوستای جدید.‬

13:59.441 --> 14:02.611
‫این موضوع بخشی از تحقیقاتِ یه پرونده‌ی قتلِ.‬

14:03.821 --> 14:07.071
‫یه حسابی پیدا کردیم که برای پرداختِ هزینه‌ی
چندتا اقامت ازش استفاده شده.‬

14:07.151 --> 14:09.531
‫- توی همین «کوالیتی گاردن سوئیتس»؟‬
‫- بله.‬

14:09.611 --> 14:13.581
‫یه دوره‌ای هست که چندتا بازپرداختِ پشت‌سرهم انجام شده.‬

14:14.491 --> 14:15.751
‫می‌تونید توضیحش بدید؟‬

14:15.831 --> 14:21.961
‫این همون اعمالِ تخفیفِ مشتریانِ دائمی برای گذشته‌ست.‬

14:22.041 --> 14:25.511
‫درخواستِ غیرعادی‌ای بود.‬

14:25.591 --> 14:28.341
‫برای همین، آره، می‌دونم موضوع چیه.‬

14:28.421 --> 14:29.631
‫یادمه.‬

14:29.721 --> 14:32.511
‫و این مرد درخواست رو داد؟‬

14:33.681 --> 14:36.521
‫نه. اون یکی. اون درخواست داد.‬

14:36.601 --> 14:39.691
‫بعضی وقت‌ها توی اون موقعیت‌ها می‌اومد...‬

14:39.771 --> 14:41.231
‫به عنوانِ یکی از اعضای گروه.‬

14:46.531 --> 14:48.401
‫این آقا با این گروه می‌اومد؟‬

14:49.741 --> 14:51.911
‫آره. و می‌رفت.‬

14:51.991 --> 14:54.991
‫با هم می‌اومدن و می‌رفتن. بعضی وقت‌ها.‬

14:55.081 --> 14:57.871
‫توی یه گروهِ سه‌نفره؟ با هم؟‬

14:57.951 --> 15:00.001
‫آره، توی یه گروهِ سه‌نفره می‌اومدن.‬

15:00.081 --> 15:04.251
‫یه جورایی مثلِ یه رابطه‌ی سه‌نفره.‬

15:05.671 --> 15:06.961
‫یه رابطه‌ی سه‌نفره؟‬

15:13.181 --> 15:14.511
‫همه‌شون شبیه هم‌ان.‬

15:16.351 --> 15:17.891
‫یا خدا.‬

15:17.971 --> 15:21.731
‫من «دونوگو هومر» هستم.‬
‫با کارآگاه»پلامب» کار می‌کنم.‬

15:22.401 --> 15:24.691
‫باید یه لحظه باهاش حرف بزنم.‬

15:24.771 --> 15:27.071
‫بله. خیلی ازتون برام گفته.‬

15:27.151 --> 15:28.691
‫امیدوارم چیزای خوبی گفته باشه.‬

15:32.661 --> 15:33.701
‫بفرمایید.‬

15:36.031 --> 15:37.451
‫هیچ‌وقت توی حاشیه‌ی شهر زندگی نکردم.‬

15:38.291 --> 15:39.831
‫توی شیکاگو بزرگ شدم.‬

15:39.911 --> 15:43.581
‫۲۶ سال توی شیکاگو کار کردم‬
‫و ۱۰ سال توی سنت‌لوئیس.‬

15:45.131 --> 15:48.381
‫ فکر می‌کردم این پرونده ساده باشه‬
‫واسه اینکه توی حاشیه‌ی شهره.‬

15:48.461 --> 15:50.551
‫آدمای معمولی‌ان. آدمای نرمال.‬

15:50.631 --> 15:52.381
‫«فارست» با زنه رابطه داره.‬

15:53.011 --> 15:54.971
‫شوهرش میاد وسط و تهش کشته می‌شه.‬

15:55.051 --> 15:57.391
‫کاری که با «کارول» می‌کنی‬ درست نیست

15:57.471 --> 15:59.311
‫(می‌خوام ببینمت و حلش کنیم، داداش.)

15:59.391 --> 16:00.481
‫تاریکه، ولی خب طبیعیه

16:01.521 --> 16:04.691
‫ولی «فارست» می‌گه‬
‫با زنه رابطه داشته. خب.‬

16:04.771 --> 16:07.981
‫و بعدش کم‌کم‬
‫به شوهره هم حس پیدا کرده...‬

16:08.071 --> 16:09.821
‫و اینکه هیچ‌وقت به «فلوید» آسیب نمی‌زنه.‬

16:09.901 --> 16:13.821
‫می‌گه یه جورایی «فلوید» رو هم دوست داشته.‬
‫خب، این دیگه نرمال نیست یه جای کار میلنگه

16:14.741 --> 16:15.911
خب ‫هیچ‌کس نرمال نیست.‬

16:17.031 --> 16:18.871
‫فقط از آدما از طور
اینجور به نظر میان که نرمالن

16:21.701 --> 16:23.081
‫«عشق قدیمی» اینو گفته.‬

16:26.711 --> 16:29.591
‫اون یکی دوچرخه اون روز صبح کجا بود؟‬

16:30.301 --> 16:32.301
‫برای همین اومدم. برای اون یکی دوچرخه.‬

16:32.381 --> 16:33.671
‫کدوم یکی دوچرخه؟‬

16:33.761 --> 16:37.221
‫«فارست» گفت با اون دوچرخه‌ی عجیب‌غریب‬
‫نرفته استخر.‬

16:38.891 --> 16:41.811
فکرمو مشغول کرد، شاید داره راست می‌گه.‬

16:42.521 --> 16:43.731
‫چون دوتا هست.‬

16:43.811 --> 16:45.651
‫اون دوتا داره.‬

16:45.731 --> 16:48.191
‫و ما هیچ‌وقت نپرسیدیم اون یکی کجاست.‬

16:51.531 --> 16:53.441
‫با من میای بریم خونه‌ی «فارست»؟‬

16:53.531 --> 16:59.081
‫خب، می‌دونی، یه چیزی هست که می‌خوام...‬

16:59.781 --> 17:02.701
‫یه کم خجالت می‌کشم.‬

17:03.621 --> 17:05.711
‫انگار نمی‌تونم بگم.‬

17:06.421 --> 17:07.501
‫می‌خوام بگم.‬

17:08.381 --> 17:12.171
‫حرف‌ها رو پشتم بنویس.‬

17:12.261 --> 17:13.421
‫- آره.‬
‫- روی پشتم.‬

17:13.511 --> 17:14.471
‫- حتماً.‬
‫- باشه؟‬

17:14.551 --> 17:15.681
‫آره.‬

17:17.551 --> 17:18.471
‫خیلی خب. آماده‌ای؟‬

17:23.561 --> 17:25.181
‫- «ر».‬
‫- آره.‬

17:26.851 --> 17:27.851
‫«ی».‬

17:30.981 --> 17:32.481
‫- «م»؟‬
‫- آره.‬

17:33.571 --> 17:34.491
‫ریم؟‬

17:39.241 --> 17:40.321
‫ریم‌جاب.‬

17:44.541 --> 17:45.751
‫هی، رفیق!‬

17:46.661 --> 17:47.831
‫هی، رفیق!‬

17:52.711 --> 17:53.921
‫هی، رفیق!‬

17:55.131 --> 17:57.841
‫هی، رفیق!‬

18:00.551 --> 18:02.601
‫- نمی‌تونه بشنوه.‬
‫- کوره؟‬

18:03.181 --> 18:05.431
‫- هیچی نمی‌شنوه.‬
‫- ای وای.‬

18:05.521 --> 18:08.521
‫هی.‬

18:11.191 --> 18:12.321
‫هی، رفیق.‬

18:12.401 --> 18:13.941
‫همه‌چی مرتبه. سلام.‬

18:14.441 --> 18:15.821
‫سلام. چطوری؟‬

18:18.241 --> 18:19.361
‫کجا می‌ری رفیق؟‬

18:22.411 --> 18:24.121
‫عالیه. اونجا چه خبره؟‬

18:24.991 --> 18:26.751
‫جشنِ خوش‌آمدگویی.‬

18:29.291 --> 18:30.251
‫خوبه، عالیه.‬

18:30.791 --> 18:33.381
‫پذیرش اون سمتِ هتله.‬

18:33.461 --> 18:36.421
‫نزدیکی، ولی اون طرفه.‬

18:37.381 --> 18:38.471
‫اوه، باشه، ممنون.‬

18:39.341 --> 18:40.591
‫خواهش می‌کنم.‬

18:40.681 --> 18:42.181
‫دارن چی می‌گن؟‬

18:42.261 --> 18:45.471
‫توی هتل یه مهمونیِ رقص دارن.‬

18:46.061 --> 18:47.561
‫فلوید چی می‌گه؟‬

18:47.641 --> 18:50.691
‫داره بهش می‌گه‬
‫که اون سمتِ هتله.‬

18:50.771 --> 18:54.521
‫فکر کنم پسره می‌گه اشتباهی‬
‫توی پارکینگ پیاده‌اش کردن.‬

18:54.611 --> 18:57.231
‫- نزدیک بود بیفته تو استخر.‬
‫- آره.‬

18:57.861 --> 19:01.071
‫- فلوید نجاتش داد.‬
‫- آره.‬

19:12.461 --> 19:14.631
‫دقیقاً روبروت یه راهروئه.‬

19:14.711 --> 19:18.711
‫تا ۱۰ متر دیگه می‌رسی به پذیرش.‬

19:19.551 --> 19:20.551
‫ممنون.‬

19:20.631 --> 19:22.301
‫خواهش می‌کنم.‬

19:22.391 --> 19:25.431
‫آره، نمی‌خواستم با پدر و مادرم برم تو.‬

19:25.511 --> 19:27.311
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد.‬

19:27.391 --> 19:30.061
‫امشب نه از عصا خبریه نه از پدر و مادر.‬

19:31.021 --> 19:33.351
‫آره، درکت می‌کنم رفیق.‬

19:33.901 --> 19:37.441
‫خودت تنهایی می‌ری اونجا‬
‫مثل یه پسرِ باحال.‬

19:38.361 --> 19:39.691
‫دمت گرم رفیق.‬

19:42.151 --> 19:43.281
‫همین و بس.‬

19:45.871 --> 19:46.781
‫چرا؟‬

19:49.791 --> 19:55.711
‫چون عاشقش بودم.‬

20:04.721 --> 20:05.761
‫همه‌چی ردیفه.‬

20:05.851 --> 20:08.721
‫می‌تونید به سکس کردنتون ادامه بدید.‬

20:11.561 --> 20:13.601
‫شما عاشقِ فلوید اسمرنیچ بودید؟ ‬

20:13.691 --> 20:14.771
‫بله.‬

20:14.851 --> 20:17.271
‫ولی بقیه‌اش بهش صدمه می‌زنه.‬

20:19.111 --> 20:20.781
‫بقیه‌یِ چی؟‬

20:20.861 --> 20:23.241
‫بقیه‌یِ داستان.‬

20:24.491 --> 20:26.071
‫اون...

20:31.791 --> 20:34.501
‫پس شوهرتون دو تا دوچرخه خرید.‬

20:34.581 --> 20:36.131
‫- آره.‬
‫- دوچرخه‌هایِ خاص.‬

20:36.211 --> 20:37.541
‫اونجاها.‬

20:37.631 --> 20:39.631
‫و اینجا نگهشون می‌داشت.‬

20:39.711 --> 20:41.131
‫- آره.‬
‫- جفتشون رو.‬

20:42.421 --> 20:43.631
‫خب، یکیش اینجاست.‬

20:49.101 --> 20:50.311
‫اون یکی کجاست؟‬

20:50.931 --> 20:52.181
‫یه جایِ دیگه؟‬

20:52.271 --> 20:54.271
‫خیلی وقته ندیدمش.‬

20:54.351 --> 20:57.561
‫از وقتی کلارک و فلوید با دوچرخه رفتن سفر.‬

20:57.651 --> 20:59.941
‫فکر کنم کلارک گفت که شکسته.‬

21:00.021 --> 21:00.861
‫فلوید شکستش.‬

21:00.941 --> 21:02.321
‫پس اینجا نبوده؟‬

21:03.191 --> 21:06.701
‫نه، خیلی وقته که اینجا نبوده.‬

21:09.031 --> 21:10.661
‫نمی‌دونم کجاست.‬

21:12.661 --> 21:14.161
‫تمام این مدت همون‌جا بوده.‬

21:14.251 --> 21:15.211
‫آره.‬

21:16.251 --> 21:18.541
‫ممکنه همونی باشه که اون شب ازش استفاده شده.‬

21:18.631 --> 21:23.051
‫حسابی که کلارک فارست استفاده کرد‬
‫تا پولِ بیمه‌یِ فلوید اسمرنیچ رو بده.‬

21:23.131 --> 21:25.511
‫آره. یه بانکِ کانادایی.‬
‫حسابِ مامانش.‬

21:25.591 --> 21:27.641
‫یه سری مخارج پیدا کردم.‬

21:27.721 --> 21:29.641
‫به نظرتون غیرعادیه.‬

21:29.721 --> 21:32.771
‫ببین، چیزای غیر عادی
بعد چند وقت عادی میشن

21:32.851 --> 21:33.771
‫پس بهم بگو.‬

21:34.431 --> 21:37.021
‫فلوید اسمرنیچ از اون رابطه خبر داشت.‬

21:37.101 --> 21:40.691
‫آره. پیام‌ها. «کاری که با کارول می‌کنی‬
‫درست نیست داداش.‬

21:40.771 --> 21:42.531
‫می‌خوام ببینمت و قضیه رو حل کنیم داداش».‬

21:42.611 --> 21:43.691
‫نه.‬

21:44.321 --> 21:49.031
‫فلوید از همون اول می‌دونست.‬

21:49.991 --> 21:52.241
‫- فکر کنم...‬
‫- چی فکر می‌کنی؟‬

21:53.041 --> 21:54.371
‫که فلوید دوست داشت تماشا کنه.‬

21:54.451 --> 21:55.411
‫تماشایِ چی؟‬

21:56.541 --> 21:57.711
‫تماشایِ سکس کردنشون.‬

22:01.541 --> 22:03.211
‫- دیدنِ یه مردِ دیگه...‬
‫- آره.‬

22:06.221 --> 22:08.091
چه غلطی داشتن میکردن ناموسا؟‬

22:12.431 --> 22:14.101
‫باید طبقِ قوانین پیش بری.‬

22:15.101 --> 22:16.061
‫باشه.‬

22:17.101 --> 22:18.561
‫یه قاضی.‬

22:18.641 --> 22:20.651
‫- نه.‬
‫- اصلاً نزدیکشم نیستی.‬

22:21.191 --> 22:23.691
‫باشه. بابا نوئل.‬

22:24.281 --> 22:25.481
‫نه.‬

22:27.781 --> 22:28.991
‫من داورم‬

22:29.071 --> 22:30.531
‫فلوید‬
‫پیامِ متنی‬

22:32.911 --> 22:34.621
‫از اداره‌ست. باید جواب بدم.‬

22:34.701 --> 22:36.001
‫می‌تونی زمان رو متوقف کنی؟‬

22:36.081 --> 22:38.461
‫- چطوری؟‬
‫- ساعت رو بخوابون.‬

22:41.791 --> 22:45.211
‫اگه فلوید از رابطه خبر داشت‬
‫و خودش هم بخشی از اون بود،‬

22:46.211 --> 22:47.761
‫پس این دیگه چه کوفتیه؟‬

22:55.971 --> 22:59.311
‫کاری که با کارول می‌کنی‬
‫درست نیست داداش.‬

22:59.391 --> 23:02.401
‫می‌خوام ببینمت و قضیه رو حل کنیم داداش.‬

23:02.481 --> 23:04.521
‫پاهام باید کجا باشه؟‬

23:04.611 --> 23:06.111
‫بیرونِ پاهایِ کارول.‬

23:06.821 --> 23:11.161
‫ولی اون‌طوری که بهت گفتم‬
‫انجامش ندادی.‬

23:11.241 --> 23:13.321
‫- اشتباه انجامش دادی.‬
‫- باشه.‬

23:13.411 --> 23:15.121
‫پاهاتو می‌ذاری این تو.‬

23:15.201 --> 23:17.951
‫باید امتحانش کنی.‬
‫یه تجربه‌ی متفاوته.‬

23:18.041 --> 23:19.201
‫باشه، عالیه.‬

23:20.411 --> 23:22.751
‫یه نقدِ سازنده؛‬
‫امیدوارم ناراحت نشی.‬

23:22.831 --> 23:23.921
‫مشکلی نیست.‬

23:26.251 --> 23:27.301
‫کلارک.‬

23:28.301 --> 23:29.551
‫بله؟‬

23:29.631 --> 23:34.891
‫داشتیم در موردِ این حرف می‌زدیم که دوباره‬
‫برای سکس با زنامون آماده بشیم.‬

23:36.391 --> 23:40.231
‫می‌دونی، اینکه دوباره میل پیدا کنیم،‬
‫دوباره باهاشون رابطه داشته باشیم.‬

23:41.311 --> 23:42.651
‫می‌دونی؟ گوش کن.‬

23:43.191 --> 23:45.311
‫- می‌دونی؟ گوش کن.‬
‫- آره.‬

23:47.321 --> 23:51.861
‫من برای نعوظ مشکل دارم.‬

23:54.741 --> 23:56.951
‫آره، در موردش خوندم.‬

23:57.031 --> 24:01.911
‫می‌گفت که بعضی وقتا نعوظ...‬

24:03.541 --> 24:08.751
‫مثلِ وقتیه که به یه سنِ خاصی می‌رسی‬
‫و به عینک نیاز پیدا می‌کنی.‬

24:08.841 --> 24:11.091
‫تشخیص دادنِ کلمه‌ها سخت می‌شه.‬

24:11.171 --> 24:12.631
‫توی اون مقاله نوشته بود‬

24:12.721 --> 24:18.141
‫که دیگه نمی‌تونی‬
‫جزئیاتِ تحریک‌کننده رو هم تشخیص بدی،‬

24:18.971 --> 24:21.811
‫مثلِ نوکِ سینه‌ها یا هر چیزِ دیگه‌ای،‬

24:21.891 --> 24:24.481
‫دقیقاً همون‌طوری‬
‫که کلمه‌ها رو تشخیص نمی‌دی.‬

24:24.561 --> 24:26.401
‫دیدنشون سخت می‌شه.‬

24:26.481 --> 24:29.481
‫چون نمی‌تونی خوب ببینیشون،‬
‫واکنشت هم مثلِ قبل نیست.‬

24:29.571 --> 24:33.821
‫نعوظِ قوی‌ای نداری.‬

24:33.901 --> 24:36.531
‫حتی اگه به اون یکی دوچرخه هم دسترسی داشت،‬

24:36.621 --> 24:38.741
‫چطوری «آنفزینا» گیر آورد؟‬

24:47.751 --> 24:51.211
‫یه دارویی هست به اسمِ آنفزینا،‬

24:51.921 --> 24:54.471
‫که کمک می‌کنه نعوظِ قوی‌ای داشته باشی.‬

24:55.471 --> 24:58.261
‫و دکترم نمی‌تونه...‬

24:58.351 --> 24:59.471
‫چی هست؟‬

25:00.351 --> 25:02.931
‫یه چیزیه که کمک می‌کنه‬
‫یه نعوظِ خوب داشته باشی.‬

25:03.021 --> 25:05.441
‫ولی من به خاطرِ انحرافم کلی قرص می‌خورم،‬

25:05.521 --> 25:10.111
‫ویاگرا و داروی قلب.‬

25:11.031 --> 25:13.691
‫نمی‌شه زیاد با هم قاطیشون کرد.‬

25:14.281 --> 25:18.241
‫یه دوزِ اشتباه‬
‫ممکنه قلبمو از کار بندازه.‬

25:18.321 --> 25:21.411
‫واسه همین دکترم اجازه نمی‌ده.‬

25:23.331 --> 25:24.871
‫چی به نظرت زیباست؟‬

25:26.871 --> 25:27.921
‫در موردِ چی؟‬

25:28.751 --> 25:29.791
‫در موردِ کارول.‬

25:31.171 --> 25:32.341
‫می‌تونم اینو بپرسم؟‬

25:32.921 --> 25:35.761
‫تو با کارول نعوظِ خوبی داری.‬

25:38.341 --> 25:39.221
‫آره.‬

25:41.261 --> 25:42.351
‫چی به نظرت قشنگه؟ ‬

25:43.181 --> 25:45.521
‫کارول دست‌های قشنگی داره.‬

25:46.521 --> 25:48.351
‫باید این شلوارِ رباتیت رو دربیاری.‬

25:49.941 --> 25:51.401
‫صدای قشنگی داره.‬

25:51.481 --> 25:53.821
‫- از این خوشت می‌آد؟‬
‫- آره.‬

25:55.321 --> 25:56.241
‫الان چطور؟‬

25:56.321 --> 25:57.491
‫و همین‌طور، ‬

25:57.571 --> 25:59.661
‫اسمِ این عضله‌ها چیه؟‬

25:59.741 --> 26:01.161
‫ذوزنقه‌ای.‬

26:03.161 --> 26:05.081
‫کارول عضله‌های ذوزنقه‌ایِ و ترقوه های
خیلی قشنگی داره.‬

26:05.161 --> 26:07.001
‫آره، راست می‌گی. از پشت.‬

26:08.081 --> 26:12.211
‫خیلی وقت بود بهش فکر نکرده بودم.‬

26:13.341 --> 26:14.421
‫هی، کلارک.‬

26:16.221 --> 26:18.431
‫می‌خوای بقیه‌ی داستانِ‬
‫آلتِ منو بشنوی؟‬

26:19.841 --> 26:23.101
‫- اون...‬
‫- آره، کلِ داستانِ‬

26:23.181 --> 26:27.311
‫اون قضیه‌ی انحراف‬
‫و عذابی که کشیدم.‬

26:27.391 --> 26:28.771
‫بقیه‌ی داستان.‬

26:28.851 --> 26:31.771
‫آره. اگه دوست داری‬
‫اون عذاب رو برام تعریف کنی، آره.‬

26:32.441 --> 26:35.401
‫بعد از مصاحبه، یه اتفاقی با یه ماشین افتاد.‬

26:44.541 --> 26:47.041
‫فلوید، خودت رو یه قهرمان می‌دونی؟‬

26:48.791 --> 26:51.291
‫نه، این مهم نیست.‬

26:51.381 --> 26:53.291
‫چیزی که مهمه اینه که...‬

26:54.461 --> 26:57.341
‫اون پسر دیوونه‌ست، خب؟‬
‫ولی بعید می‌دونم این‌طوری به دنیا اومده باشه.‬

26:57.421 --> 26:59.801
‫احتمالاً اولش‬
‫دایی و عمو و حیوونِ خونگی داشته.‬

26:59.881 --> 27:01.681
‫حتماً اولش نرمال بوده.‬

27:01.761 --> 27:04.301
‫پدر و مادرش مجبور شدن‬
‫به این نتیجه‌ی وحشتناک برسن‬

27:04.391 --> 27:07.561
‫که یه مشکلی داره‬
‫و اونا نمی‌تونن درستش کنن.‬

27:07.641 --> 27:10.141
‫ولی هیچ‌وقت ولش نکردن.‬
‫هیچ‌وقت تسلیم نشدن.‬

27:10.231 --> 27:13.311
‫اونا قهرمانن، می‌دونی؟‬

27:13.401 --> 27:15.821
‫این... شکی توش نیست.‬

27:15.901 --> 27:18.031
‫آره. خب دیگه. من باید برم.‬

27:18.111 --> 27:19.321
‫- ممنون.‬
‫- خواهش می‌کنم.‬

27:20.241 --> 27:22.031
‫احتمالاً اصلاً پخشش نکنیم

27:22.661 --> 27:24.121
‫هی، کی پخش می‌شه؟‬

27:24.201 --> 27:26.031
‫نمی‌دونیم.به احتمال زیاد پخش نشه

27:26.871 --> 27:27.951
‫احمق!‬

27:34.881 --> 27:36.041
‫اون آلتت رو له کرد؟ ‬

27:36.131 --> 27:37.631
‫نه، مچِ دستام له شد

27:38.131 --> 27:40.051
‫قضیه‌ی آلت بعدش اتفاق افتاد

27:40.131 --> 27:41.341
‫وقتی که توی گچ بودم.‬

28:00.781 --> 28:02.451
‫اون آلتت رو له کرد؟‬

28:02.531 --> 28:03.991
‫نه.‬

28:20.511 --> 28:24.511
‫حالا دوباره داشتم می‌رفتم برای مصاحبه،‬
‫در حالی که کاملاً از بارون در امان بودم.‬

28:25.301 --> 28:29.141
‫کت‌وشلواری پوشیده بودم که بهم حسِ خوبی می‌داد،‬
‫کارول برام خریده بودش.‬

28:29.221 --> 28:30.221
‫حس می‌کردم خیلی دوست داشتنی شدم

28:30.851 --> 28:32.981
‫پسر، من آماده بودم.‬

28:34.771 --> 28:37.231
‫ولی بعدش زندگیم برای همیشه عوض شد.‬

28:46.781 --> 28:50.491
‫مرکزِ ناشنوایانِ لیلیان روزر‬

28:53.211 --> 28:55.961
‫اون روز، هیچ‌وقت به جلسه‌ی‬
‫هیئت مدیره‌ی مالی نرسیدم.‬

28:56.041 --> 28:58.711
‫حالا جمله‌ای که ساختید رو تمرین کنید.‬

29:01.551 --> 29:02.761
‫بجنگ‬

29:04.471 --> 29:05.721
‫برای همه.‬

29:31.491 --> 29:34.041
‫- این یعنی چی؟‬
‫- «جبران کردن خیلی مهمه‬

29:34.121 --> 29:36.121
‫و همه‌مون بخشی از یک جامعه هستیم.»‬

29:37.421 --> 29:40.711
‫- این حرکت که دستت رو می‌کشی چی؟‬
‫- یعنی «خیلی».‬

29:40.791 --> 29:42.711
‫- عالی نیست؟‬
‫- نه.‬

29:42.801 --> 29:44.881
‫چون من کر نیستم،‬
‫پس می‌تونی حرف بزنی.‬

29:46.091 --> 29:48.141
‫فقط می‌خواستم بهت نشون بدم که آدمِ خوبیم.‬

29:48.221 --> 29:50.101
‫همه‌ی اینا رو توی قطار یاد گرفتم.‬

29:50.601 --> 29:52.471
‫تو هم بخشی از یک خانواده‌ای.‬

29:53.021 --> 29:55.601
‫رفتی شیکاگو‬
‫برای یه کارِ مالی.‬

29:55.681 --> 29:59.311
‫حالا با دو تا دست شکسته‬
‫و یه نقشه‌ی احمقانه برگشتی، فلوید؟‬

29:59.901 --> 30:02.571
خیرسرت با زبان اشارت بگو
‫که هر سالی که مالیات نمی‌دی‬

30:02.651 --> 30:03.941
‫بدهی‌ت بیشتر می‌شه؟‬

30:05.691 --> 30:07.201
‫ممکنه خونه رو ازمون بگیرن.‬

30:10.281 --> 30:12.581
‫خب، هنوز اون‌قدر یاد نگرفتم.‬

30:12.661 --> 30:15.201
‫فقط شروع کردم به یاد گرفتن چون...‬

30:17.291 --> 30:18.751
‫می‌دونی، برای اولین بار،‬

30:19.501 --> 30:23.301
‫فهمیدم که می‌خوام توی این دنیا‬
‫چیکار کنم و کی باشم.‬

30:24.251 --> 30:25.301
‫باورنکردنیه.‬

30:29.181 --> 30:31.351
‫خب، پس بلاخره نگفتی چه بلایی سرِ آلتِت اومد؟‬

30:31.431 --> 30:34.561
‫اون مالِ خیلی بعدتر بود.‬

30:34.641 --> 30:37.391
‫ای گندش بزنن. باید برم، کلارک.‬

30:38.061 --> 30:38.891
‫باشه.‬

30:38.981 --> 30:40.561
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟‬

30:40.651 --> 30:42.731
‫هر چند وقت یه بار شما...؟‬

30:44.071 --> 30:47.361
‫یعنی، پرسیدنش ایرادی نداره؟‬

30:48.781 --> 30:49.861
‫من و ایمی؟‬

30:52.911 --> 30:54.161
‫از سکس بینمون خبری نبوده.‬

30:55.621 --> 30:57.661
‫حدود ده ماه پیش.‬

30:57.751 --> 31:01.291
‫شایدم بیشتر. یه کم بیشتر.‬

31:02.791 --> 31:06.921
‫آره. منم همین‌طور. شایدم بیشتر.‬

31:09.341 --> 31:13.101
‫می‌خوام زیرِ پتو با کارول‬
‫قشنگ راست کنم.‬

31:13.181 --> 31:16.721
‫می‌خوام اون چیزایی که گفتی رو ببینم.‬

31:16.811 --> 31:20.141
‫دستاش و بقیه‌ی چیزا رو.‬

31:20.231 --> 31:23.361
‫عینکت رو بزن، باشه؟ مهمه.‬

31:23.441 --> 31:24.941
‫آره، شاید.‬

31:25.021 --> 31:26.571
‫برای اینکه جزئیات رو ببینی.‬

31:26.651 --> 31:28.571
‫باشه، عینک می‌زنم.‬

31:28.651 --> 31:31.031
‫ولی «آنفزینا» هم می‌خورم.‬

31:31.111 --> 31:33.321
‫فکر کنم با اون بتونم.‬

31:34.741 --> 31:36.791
‫می‌دونی، اون قضیه‌ی داور رو فراموش کنم.‬

31:37.411 --> 31:40.711
‫می‌تونم همون‌طوری باهاش باشم که یادشه،‬
‫البته اگه یادش بیاد

31:43.251 --> 31:45.341
‫بهمون خوش گذشته، می‌دونی؟‬

31:46.091 --> 31:47.051
‫آره؟‬

31:52.591 --> 31:54.511
‫برام نسخه رو می‌گیری؟‬

31:55.101 --> 31:57.681
‫- اسمش چیه؟‬
‫- آنفزینا.‬

31:58.851 --> 32:00.101
‫خطرناکه؟ ‬

32:00.851 --> 32:03.901
‫نه. فقط اگه دوزش اشتباه باشه‬
‫خطرناکه.‬

32:04.441 --> 32:05.691
‫مراقبی؟‬

32:05.771 --> 32:08.611
‫آره، فقط اون‌قدری می‌خورم‬
‫که قشنگ راست بشه.‬

32:09.441 --> 32:11.531
‫- زیاد نباشه؟‬
‫- نه.‬

32:12.321 --> 32:13.741
‫نه، زیاد نیست.‬

32:13.821 --> 32:16.281
‫دکترِ من خیلی احتیاط می‌کنه.‬

32:17.241 --> 32:20.371
‫می‌تونی از هر دکتری‬
‫نسخه بگیری.‬

32:20.451 --> 32:22.081
‫برای افسردگی استفاده می‌شه.‬

32:22.161 --> 32:24.671
‫من نمی‌تونم بگیرمش‬
‫چون اگه آلتم رو ببینه پشماش میریزه

32:41.771 --> 32:42.981
‫سلام رفیق.‬

32:43.061 --> 32:44.441
‫سلام پیرمرد.‬

32:47.111 --> 32:49.321
‫آره، انجامش می‌دم.‬

33:25.441 --> 33:26.311
‫رفیق...‬

33:27.691 --> 33:30.071
‫دیگه بیمه‌ی عمر داری.‬

33:33.651 --> 33:35.861
‫ریموند؟ این اسمِ وسطتته؟‬

33:36.401 --> 33:37.741
‫آره. مالِ تو چیه؟‬

33:38.661 --> 33:39.781
‫ریموند.‬

33:39.871 --> 33:41.661
‫- امکان نداره.‬
‫- آره.‬

33:43.331 --> 33:44.621
‫ماوراییه.‬

33:46.211 --> 33:47.121
‫آره.‬

33:48.961 --> 33:52.211
‫- هنوز داریم چیزای جدیدی از هم می‌فهمیم.‬
‫- آره.‬

34:08.231 --> 34:09.231
‫هی، کلارک.‬

34:10.771 --> 34:11.941
‫صدای قلبم رو نمی‌شنوم.‬

34:13.401 --> 34:14.401
‫وایساده.‬

34:15.361 --> 34:16.531
‫ساکته.‬

34:35.136 --> 34:39.136
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @Bamabincom ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

35:22.931 --> 35:27.431
‫زمینِ استرومایر‬

35:35.981 --> 35:37.401
‫آره. خب...‬

35:40.821 --> 35:42.701
‫ممنون که به همه‌ی اینا گوش دادی.‬

35:42.781 --> 35:44.491
‫- آره، مشکلی نیست.‬
‫- آره.‬

35:44.571 --> 35:45.491
‫ببین.‬

35:47.411 --> 35:48.831
‫پس...‬

35:52.211 --> 35:55.591
‫فکر کنم دلم می‌خواد اون رو دوباره به دست بیارم.‬

35:55.671 --> 35:59.761
‫فکر کنم خوشبختیِ زیادی پیدا کنیم...‬

36:00.301 --> 36:01.471
‫- آره.‬
‫- ...توی اون، آره.‬

36:03.131 --> 36:05.851
‫- فکر کنم آرامش هم بیاره.‬
‫- آره.‬

36:06.471 --> 36:10.731
‫فکر می‌کنی بتونیم دوباره اون‌طوری بشیم؟‬

36:13.481 --> 36:15.151
‫شاید باید عینک بزنم.‬

36:15.231 --> 36:16.691
‫- می‌خوای عینک بزنی؟‬
‫- آره.‬

36:16.771 --> 36:17.821
‫البته.‬

36:18.691 --> 36:20.571
‫می‌تونیم یه چند ساعت رؤیایی داشته باشیم؟‬

36:20.651 --> 36:22.701
‫- توی کوالیتی گاردن سوئیتس؟‬
‫- آره.‬

36:22.781 --> 36:24.741
‫- آره؟‬
‫- دوست دارم اونجا باشیم.‬

36:25.871 --> 36:26.831
‫آره.‬

36:28.701 --> 36:29.871
‫رویای تو چیه؟‬

36:29.951 --> 36:31.331
‫رویای من فقط اینه که...‬

36:33.041 --> 36:36.791
‫فقط دوباره اونجا پیشت باشم.‬

36:37.791 --> 36:41.631
‫و... یه چیز دیگه.‬

36:47.551 --> 36:48.641
‫سلام، کارول.‬

36:51.771 --> 36:52.681
‫سلام.‬

36:56.191 --> 36:57.311
‫کلارک اینجا چیکار می‌کنه؟‬

36:57.941 --> 36:59.111
‫قضیه‌اش پیچیده‌ست.‬

37:03.111 --> 37:04.781
‫خیلی خب. سعی کن توضیحش بدی.‬

37:11.751 --> 37:13.201
‫کلارک می‌تونه نگاه کنه؟‬

37:31.931 --> 37:34.141
‫یادمه، آره. از اینا زیاد اینجا نمی‌آرن.‬

37:34.231 --> 37:36.941
‫- اینجا تعمیرش کردین؟‬
‫- آره. خورشیدی‌ش شکسته بود.‬

37:37.021 --> 37:38.151
‫می‌تونم ببینمش؟‬

37:38.231 --> 37:40.441
‫- اون دوچرخه خوابیده رو؟‬
‫- آره.‬

37:41.611 --> 37:42.821
‫بردنش.‬

37:43.491 --> 37:44.491
‫کی؟‬

37:44.571 --> 37:45.741
‫یه خانم.‬

37:45.821 --> 37:48.661
‫تا وقتی کل مبلغ رو پرداخت نکنن‬
‫نمی‌تونیم تحویلش بدیم.‬

37:48.741 --> 37:51.701
‫که خیلی هم هست. ۲۱۰ دلاره، که واقعاً زیاده.‬

37:51.791 --> 37:53.411
‫آره، همینه که هست.‬

37:53.501 --> 37:55.121
‫- خیلی زیاده.‬
‫- خب

37:56.161 --> 37:58.421
‫می‌دونی؟ من دنبال خورشیدی گشتم،‬

37:58.501 --> 38:01.921
‫اونایی که من دیدم ۴۰ دلار بود،‬
‫نه ۲۱۰ دلار مثل اینجا.‬

38:02.001 --> 38:03.251
‫باید بگردین دنبال خورشیدی.‬

38:03.341 --> 38:05.591
‫خیلی خوب یادمه. اون زنه خیلی عجیب و پیگیر بود.‬

38:06.761 --> 38:09.841
‫شوهرت چطوره یا...؟‬
‫صورتش در چه حاله؟‬

38:09.931 --> 38:11.811
‫گفت که با صورت خورده زمین.‬

38:11.891 --> 38:14.391
‫این دقیقاً از اون کاراییه که شوهرم می‌کنه.‬

38:15.061 --> 38:15.981
‫صورتش چطوره؟‬

38:16.061 --> 38:18.391
‫خوبه. صورتش خوبه. گفتی ۲۱۰ دلار؟‬

38:18.981 --> 38:21.651
‫- خیلی زیاده.‬
‫- آره، همینه که هست.‬

38:21.731 --> 38:23.571
‫- خیلی زیاده.‬
‫- خب دیگه

38:25.571 --> 38:27.361
‫- خیلی زیاده.‬
‫- بله دیگه

38:29.861 --> 38:31.951
‫این زنه خیلی عجیبه‬

38:32.031 --> 38:33.411
‫بهم رسید می‌دی؟‬

38:36.371 --> 38:37.411
‫آره.‬

38:41.961 --> 38:44.091
‫فکر کردم باید درباره‌اش صحبت کنیم

38:44.171 --> 38:45.881
‫شاید کلارک هم بتونه اونجا باشه.‬

38:46.551 --> 38:48.341
‫توی کمد،‬

38:48.421 --> 38:50.721
‫جایی که من تجربه‌اش می‌کنم.‬

38:50.801 --> 38:53.601
‫قبلاً درباره‌اش حرف زدیم. فقط امیدوار بودم که شاید...‬

39:04.821 --> 39:06.821
‫شریک شدن توی این تجربه در طول این تابستون‬

39:06.901 --> 39:08.901
اصلاً برام راحت نبود

39:09.491 --> 39:14.911
‫و همیشه حس فلوید بودن رو نداشتم.‬

39:14.991 --> 39:16.241
‫بعضی وقت‌ها، حس می‌کردم...‬

39:16.791 --> 39:18.081
‫دلت می‌خواد دعا کنی؟‬

39:18.911 --> 39:21.421
‫- نه، این یه علامته.‬
‫- یعنی «کوچیک».‬

39:22.581 --> 39:23.961
‫حس می‌کنم کوچیکم.‬

39:25.671 --> 39:30.011
‫خودم رو قانع کرده بودم که ما سه نفر‬
‫داریم توی این تجربه با هم شریک می‌شیم،‬

39:30.091 --> 39:31.051
‫اما این...‬

39:31.131 --> 39:34.801
‫یعنی در واقع،‬
‫بین ما سه نفر مشترک نبود.‬

39:34.891 --> 39:37.971
‫شما دوتا با هم شریک بودید.‬

39:39.681 --> 39:46.611
‫اما اگه کلارک بتونه اونجا باشه،‬
‫مثل قبل پیش من و تو،‬

39:46.691 --> 39:49.151
‫و من بتونم قشنگ راست کنم،‬

39:49.991 --> 39:52.111
‫و کلارک بتونه اون رو ببینه،‬

39:52.741 --> 39:57.121
‫اون‌وقت انگار هر سه نفرمون‬
‫توی این تجربه شریک بودیم.‬

39:57.201 --> 40:01.161
‫و من دیگه اون حسی که‬
‫توی کمد دارم رو نخواهم داشت.‬

40:01.751 --> 40:04.041
‫و می‌تونم قشنگ راست کنم.‬

40:04.131 --> 40:09.211
‫ با اون آنفزینا و اعتمادبه‌نفس و...‬

40:09.801 --> 40:12.721
‫- برای کلارک هم خوب می‌شه.‬
‫- از چه لحاظ؟‬

40:12.801 --> 40:14.471
‫از این لحاظ که نگرانم...‬

40:14.551 --> 40:17.681
‫نگرانی یا عذاب وجدان داری‬

40:17.761 --> 40:19.931
‫چون باعث شدی من حس کنم‬
‫کوچیک و بی‌ارزشم،‬

40:20.021 --> 40:21.641
‫چون با زنِ من می‌خوابی؟‬

40:25.311 --> 40:27.151
‫آره. آره، یعنی، من...‬

40:27.231 --> 40:30.231
‫آره. این یه جور طرز فکر خیلی نرماله.‬

40:30.321 --> 40:32.071
‫پس، برای تو هم خوب می‌شه.‬

40:32.151 --> 40:35.071
‫برای اعتمادبه‌نفست.‬

40:35.161 --> 40:38.871
‫چون نمی‌خوام به‌خاطر اینکه باعث شدی
حس کوچیک بودن کنم، حالت بد بشه.‬

40:38.951 --> 40:42.081
‫این می‌تونه تجربه‌ای باشه‬
‫که همه‌مون توش شریکیم‬

40:42.161 --> 40:44.461
‫و این‌طوری، تو هم نسبت بهش حس خوبی پیدا می‌کنی.‬

40:45.671 --> 40:49.801
‫تو مهربون‌ترین آدم دنیایی.‬
‫واسه همین عاشقت شدم.‬

40:49.881 --> 40:52.051
‫هیچ‌کس توی دنیا مثل تو نیست.‬

40:55.721 --> 40:58.931
‫شوهر اولش‬

40:59.011 --> 41:01.601
‫یه عوضیِ تمام‌عیار بود.‬

41:01.681 --> 41:02.521
‫اوه، خدای من...‬

41:02.601 --> 41:04.561
‫خیلی خب. می‌شه این کارو نکنید؟‬

41:05.441 --> 41:06.351
‫چیکار؟‬

41:07.061 --> 41:09.651
‫با دستاتون حرف نزنید،‬
‫نمی‌فهمم چی می‌گید.‬

41:09.731 --> 41:12.321
‫- بی‌ادبیه‌.‬
‫- ببخشید. آره.‬

41:15.701 --> 41:16.571
‫آنفزینا چیه؟‬

41:17.161 --> 41:19.371
‫- یه دارو واسه رفیق پایینیمونه
‫- از چه لحاظ؟‬

41:19.451 --> 41:20.951
‫واسه اینکه سفت بشه.‬

41:21.041 --> 41:23.831
‫اما تو به‌خاطر اون انحنا، داروی ضد انعقاد می‌خوری.‬

41:23.911 --> 41:25.791
‫مشکلی پیش نمی‌آد؟‬

41:26.501 --> 41:28.131
‫اگه دوزش...‬

41:29.841 --> 41:31.671
‫اگه دوزش بالاتر باشه چی می‌شه؟‬

41:35.881 --> 41:37.051
‫منو می‌کشه.‬

41:42.601 --> 41:43.771
‫لیموناد می‌خورین؟‬

41:45.351 --> 41:46.601
‫من می‌خورم. حتماً.‬

41:48.981 --> 41:50.981
با*ما*بین

42:16.261 --> 42:18.011
‫پودرِ لیمونادِ آماده نداشتم.‬

42:19.471 --> 42:23.311
‫واسه همین فکر کردم‬
‫چندتا لیمو بچلونم و بهش شکر بزنم.‬

42:24.221 --> 42:27.481
‫اما لیمو نداشتیم

42:28.601 --> 42:30.021
‫شکر هم همینطور

42:38.451 --> 42:40.321
‫دنبال چی می‌گردین؟‬

42:40.411 --> 42:44.121
‫حکم برای بازرسیِ فضا‬
‫و محتویاتِ گاراژه.‬

42:44.201 --> 42:46.041
‫پس لطفاً در رو باز کنید.‬

42:48.581 --> 42:50.671
‫لطفاً در رو باز کنید، خانمِ اسمرنیچ.‬

42:51.501 --> 42:53.091
‫خانمِ لاو-اسمرنیچ.‬

42:53.171 --> 42:55.171
‫در رو باز کنید! خواهش می‌کنم.‬

43:20.151 --> 43:24.121
‫حالا می‌دونیم که اون‌یکی دوچرخه دستِ اون بوده،‬
‫اما از پسش برمی اومده؟ ‬

43:24.201 --> 43:27.161
‫می‌تونه به‌خاطرِ پول‬
‫شوهرش رو به قتل رسونده باشه؟ ‬

43:28.041 --> 43:31.621
‫درباره‌ی محکومیتِ پنهانش، می‌دونستی...‬

43:33.461 --> 43:36.921
‫که اگه کسی فرمِ درخواستِ‬
‫استخدام توی پلیس رو پر کنه،‬

43:38.761 --> 43:42.721
‫با فاش شدنِ هر نوع سابقه‌ی کیفری،‬

43:42.801 --> 43:44.601
‫چه حذف شده، چه پنهان شده یا هرچی، موافقت می‌کنه؟‬

43:45.471 --> 43:46.971
‫پیشینه‌ی کامل.‬

43:54.521 --> 43:56.441
‫مثلِ پرونده‌ی کارول لاو-اسمرنیچ...‬

43:58.441 --> 44:02.411
‫فقط با بودنِ اسمش توی درخواستِ‬
‫یه اداره‌ی پلیس،‬

44:03.701 --> 44:06.951
‫جزئیاتِ محکومیتِ قبلیش رو‬

44:07.031 --> 44:09.001
‫واسه رئیسِ اون اداره می‌فرستن.‬

44:13.081 --> 44:14.581
‫این رو توی شیکاگو یاد گرفتی؟‬

44:17.961 --> 44:19.381
‫آره، فکر کنم همین‌طوره.‬

44:22.801 --> 44:25.261
‫مگه تو رئیسِ بخشِ‬
‫جرایمِ خاصِ توایلا نیستی؟‬

44:29.271 --> 44:30.351
‫چرا.‬

44:32.441 --> 44:35.561
‫پس می‌تونی بدونِ هیچ مشکلی انجامش بدی.‬

44:40.651 --> 44:42.151
‫یکم بهش فکر کن.‬

44:57.341 --> 45:01.511
‫دایره‌ی جرایمِ خاصِ توایلا‬

45:04.681 --> 45:10.891
‫فرمِ درخواستِ استخدام‬
‫کارول لاو-اسمرنیچ‬

45:10.971 --> 45:14.631
‫بامابین، تنها پلتفرم دانلود و تماشای آنلاین
فیلم‌ها و سریال‌های نایاب با زیرنویس فارسی!
‫.:: Bamabin.Com ::.
