WEBVTT

00:00.091 --> 00:01.457
‫[آنچه گذشت]

00:01.481 --> 00:02.583
‫اینا انبر گاما بودن

00:02.607 --> 00:05.861
‫با این مواد شکافت‌پذیر میشه
‫یه حادثه در سطح چرنوبیل

00:05.944 --> 00:07.446
‫توی لس آنجلس به‌وجود آورد

00:07.529 --> 00:09.048
‫کارتل صرفاً زیرساختی برای

00:09.072 --> 00:10.425
‫قاچاق این ماده به آمریکا بوده

00:10.449 --> 00:12.743
‫فقط لوپز ممکنه بدونه به کی تحویلش دادن

00:12.826 --> 00:13.910
‫- این کیه؟
‫- وای!

00:13.994 --> 00:15.078
‫بهش می‌خوره پلیس باشه

00:15.162 --> 00:17.330
‫خاوی می‌خواد ما رو آزمایش
‫کنه. یه مأموریت بهمون داده

00:17.414 --> 00:18.850
‫اگه از پسش بربیاییم،
‫اعتمادش رو جلب می‌کنیم

00:18.874 --> 00:21.585
‫500 کیلو هروئین. قیمتش
‫توی خیابون پنجاه میلیونه

00:21.668 --> 00:24.171
‫- سر حرفت موندی
‫- بیخیال. مگه تا حالا زدم زیرش؟

00:24.880 --> 00:27.132
‫کارِ اون یارویی بود که توی بندر بود.
‫اسمش رو بگو

00:27.215 --> 00:29.760
‫ولچک. ولچِک

00:34.946 --> 00:44.946
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:44.970 --> 00:54.970
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:42.601 --> 02:44.603
‫دارم چه غلطی می‌کنم؟

02:44.686 --> 02:46.271
‫این دیگه چه کاریه؟

02:54.821 --> 02:56.907
‫تولدت مبارک، بابایی

02:56.990 --> 02:59.784
‫مطمئنین امروز تولدمه؟

02:59.868 --> 03:01.119
‫آره!

03:02.162 --> 03:04.456
‫باشه. بیایین بغلم

03:05.206 --> 03:06.666
‫دوستت دارم

03:06.750 --> 03:08.501
‫ببین کی بیدار شده

03:08.585 --> 03:10.295
‫آقای گنده‌بکِ چهل ساله‌مون

03:11.004 --> 03:12.130
‫مرسی عزیزم

03:12.672 --> 03:14.716
‫خیلی‌خب

03:14.799 --> 03:15.800
‫چی برام گرفتین؟

03:17.844 --> 03:20.013
‫- وای توت‌فرنگی. طعمِ موردعلاقه‌م
‫- نـه

03:20.096 --> 03:21.848
‫- نـه؟
‫- اون یکی اصلاً خوب نیست

03:21.932 --> 03:23.224
‫- شکلاتی
‫- نه

03:23.308 --> 03:25.143
‫اون... نه، اون خیلی بـده. نه

03:25.226 --> 03:26.645
‫- جدی؟
‫- اصلاً خوشت نمیاد

03:26.728 --> 03:28.313
‫- واقعاً؟
‫- آره

03:29.272 --> 03:30.690
‫- آره، این یکی عالیه
‫- آره

03:30.774 --> 03:31.834
‫- این یکی برات خوبه
‫- پسته‌؟

03:31.858 --> 03:33.443
‫برید پی کارتون. با جفت‌تونم

03:33.944 --> 03:36.154
‫ممنونم. دوستتون دارم

03:36.237 --> 03:37.530
‫نفری یه دونه بخورین

03:41.868 --> 03:43.995
‫زیاد نخور. بعدش قراره شام بخوریم

03:44.079 --> 03:46.456
‫چشم

03:46.539 --> 03:48.959
‫می‌دونی، فقط دلم می‌خواد برت دارم

03:49.042 --> 03:50.543
‫و ببرمت هاوایی

03:50.627 --> 03:51.878
‫اوهوم

03:51.962 --> 03:53.922
‫ولی توی این قضیه همه باید دست‌به‌کار بشن

03:54.005 --> 03:55.215
‫متوجه‌ام

03:56.675 --> 03:57.842
‫و برای همینم دوستت دارم

03:59.344 --> 04:04.099
‫حالا نظرت چیه پاشی بری
‫دوش بگیری و بری سرکار؟

04:04.182 --> 04:05.183
‫چشم خانم

04:11.439 --> 04:13.233
‫- بدک نیست
‫- اوهوم

04:16.236 --> 04:18.405
‫حله. کات، کات

04:27.122 --> 04:28.707
‫ای بابا...

04:44.514 --> 04:46.975
‫بریم برای ضبط صدا

04:47.058 --> 04:49.894
‫برو بریم

04:53.885 --> 04:54.457
‫[پارک ممنوع]

04:54.482 --> 04:55.734
‫یا خدا

05:00.196 --> 05:02.198
‫آره، بفرما
‫خیابون ارث پدرتـه، کس‌مغز

05:07.746 --> 05:09.122
‫همچنان ضبط میشه

05:31.603 --> 05:32.604
‫- سلام
‫- سلام

05:33.146 --> 05:34.189
‫دیدم زنگ زده بودی

05:34.272 --> 05:35.273
‫ببخشید، فقط...

05:35.356 --> 05:39.444
‫نه، ردیفه. فقط می‌خواستم ببینم
‫حالت بعد از انفجارِ دیشب چطوره

05:40.445 --> 05:41.821
‫- آماده‌م که بترکونم
‫- جدی؟

05:41.905 --> 05:43.323
‫آره صد درصد

05:43.406 --> 05:45.825
‫- تو چی؟
‫- آره. بیا بریم این کله پوک رو بگیریم

05:45.909 --> 05:46.910
‫آره

05:48.203 --> 05:51.831
‫معاون گروه پادشاهان جدید،
‫خاوی لوپز و وردستش آنتونیو آیالا

05:51.915 --> 05:54.584
‫قبل از رسیدن به بیمارستان
‫هلث وایت مموریال، فوت شدن

05:54.667 --> 05:57.629
‫تا جایی که فهمیدیم، بمب
‫از نوع معمولی سی4 بوده

05:57.712 --> 06:01.132
‫ بمب به کلید استارت ماشین لوپز وصل شده بود

06:01.216 --> 06:04.677
‫تیم رسیدگی به شواهد اف‌بی‌آی و
‫کارشناسان بمب و پلیس لس آنجلس

06:04.761 --> 06:07.806
‫با پشتیبانی آزمایشگاه کوانتیکو،
‫دارن تحقیقات بعد از انفجار انجام میدن

06:07.889 --> 06:09.557
‫اون اسم «ولچِک» چی؟

06:09.641 --> 06:12.352
‫آخرین حرفای لوپز به نظرم
‫مثل اظهارات پیش از مرگ بود

06:12.435 --> 06:13.478
‫شپرد؟

06:14.104 --> 06:17.315
‫آره، این نام خانوادگی با
‫چندین املای مختلف وجود داره

06:17.398 --> 06:21.152
‫ولی رایج‌ترین و محتمل‌ترینش اینه: و-ل-چ-ک

06:21.236 --> 06:23.029
‫- ریشه‌ش از کجاست؟
‫- بلاروس

06:23.613 --> 06:28.409
‫در واقع بلاروس بعد از
‫فروپاشی شوروی در سال 1989

06:28.493 --> 06:30.078
‫یکی از کشورهای وابسته به روسیه حساب میشه

06:30.161 --> 06:33.748
‫اونا از تجاوز اخیر توی منظقه
‫اروپای شرقی هم حمایت کردن

06:33.832 --> 06:37.210
‫که باعث اعتراض وزارت امور خارجه
‫و دوست‌هامون توی ناتو شد

06:37.293 --> 06:38.670
‫تیمور نوویکوف

06:38.753 --> 06:39.754
‫چی؟

06:39.838 --> 06:42.757
‫توی زندان پام دیل با یه زندانی به
‫اسم تیمور نوویکوف هم‌سلولی بودم

06:42.841 --> 06:44.259
‫اهل مینسک بود

06:44.342 --> 06:45.343
‫پام دیل؟

06:45.426 --> 06:46.678
‫آره، اونجا...

06:46.761 --> 06:48.680
‫اونجا مأمور مخفی بودم. قضیه‌ش مفصله

06:48.763 --> 06:50.098
‫چقدر می‌شناختیش؟

06:50.181 --> 06:51.307
‫تا حد زیادی

06:51.391 --> 06:53.643
‫مثل اون سگ‌های کوچولویی
‫بود که خیال می‌کنه قلدره

06:54.310 --> 06:56.430
‫با باند وایس لُردز مشکل داشت و
‫نزدیک بود حسابی کتک بخوره

06:56.479 --> 06:58.231
‫من ازش دفاع کردم. بهم مدیونه

06:58.857 --> 07:01.025
‫ولی خب زیاد حرف می‌زدیم

07:01.651 --> 07:04.371
‫قطعاً با گروه‌های زیرزمینی بلاروسی
‫توی لس آنجلس در ارتباطـه

07:05.572 --> 07:09.284
‫با باندهای سرقت، مواد مخدر و اسلحه‌
‫و هر چی که فکر کنین هم در ارتباطه

07:10.535 --> 07:16.499
‫پس اگه پای یه بلاروسی
‫وسط باشه، اون قطعاً در جریانه

07:17.083 --> 07:18.293
‫منظورت از این حرفا چیه؟

07:19.544 --> 07:20.962
‫باید منو برگردونین زندون

07:37.478 --> 07:39.147
‫مطمئنی می‌خوای برگردی اونجا؟

07:39.230 --> 07:40.565
‫هیچ‌کدوم از زندانی‌ها به
‫انتقالی‌ها اعتماد نمی‌کنن

07:40.648 --> 07:41.733
‫اگه شروع کنی به سوال پرسیدن

07:41.816 --> 07:43.696
‫از یه فرسخی می‌فهمن یه خبراییه

07:44.736 --> 07:46.237
‫- چیه؟
‫- آخی!

07:47.113 --> 07:48.531
‫- نه
‫- پس من برات مهمم

07:48.615 --> 07:49.782
‫- نه
‫- چه قشنگ!

07:49.866 --> 07:52.869
‫نمی‌خوام کسی توی این تیم
‫خودشو به کشتن بده

07:52.952 --> 07:55.955
‫خیلی‌خب راستش رو بخوای
‫واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم

07:57.916 --> 08:00.710
‫یه کاری می‌کنی که دوست داشتنت واقعاً سخت بشه

08:00.793 --> 08:01.961
‫استعدادِ خدادادیه

08:08.301 --> 08:10.029
‫چه خبر از تیم بیسبال بچه‌ها؟

08:10.053 --> 08:11.387
‫شکست‌ناپذیریم

08:12.013 --> 08:13.306
‫- جدی؟
‫- آره بابا

08:13.389 --> 08:15.600
‫- دوتا بازی اول رو بُردیم
‫- ایول

08:17.435 --> 08:19.854
‫چه خبر از کورا؟

08:22.690 --> 08:24.776
‫می‌گذرونه. یه روزهایی...

08:26.236 --> 08:27.237
‫می‌دونی...

08:28.696 --> 08:30.531
‫یه وقتایی نشستیم روی کاناپه

08:31.616 --> 08:35.495
‫یا در یخچال رو باز می‌کنیم و
‫یهو یه خاطره از نوا یادمون میاد

08:35.578 --> 08:38.081
‫با همون لبخند گنده و کفش‌هایی
‫که بندشون همیشه باز بود

08:39.332 --> 08:41.918
‫تحملش سخته ولی باهم از پسش برمیاییم

08:43.503 --> 08:47.924
‫راستش اگه کورا رو نداشتم،
‫می‌رفتم توی اقیانوس آرام

08:48.007 --> 08:51.761
‫و همین‌طور تا جزیزه کاتالینا
‫می‌رفتم و دیگه برنمی‌گشتم

08:52.637 --> 08:55.390
‫خب وقتی این قضایا تموم شد،
‫اگه خواستی با کسی حرف بزنی

08:55.473 --> 08:59.060
‫یا فقط آبجو بخوری و حرف نزنی
‫بهم خبر بده

09:01.396 --> 09:02.480
‫می‌دونم، مرسی

09:04.524 --> 09:07.253
‫خیلی‌خب. من با رئیس زندان پام دیل
‫تماس می‌گیرم

09:07.277 --> 09:10.530
‫و ببینیم می‌تونیم میچم رو به بند
‫تیمور نوویکوف برگردونیم یا نه

09:10.613 --> 09:12.675
‫آره، منم یه نفر رو توی سازمان زندان‌ها
‫می‌شناسم. می‌تونم کمکتون کنم

09:12.699 --> 09:14.927
‫به محض اینکه اطلاعاتی راجع
‫به این مواد منفجره به‌دستمون رسید

09:14.951 --> 09:16.411
‫- بهم اطلاع بدین
‫- باشه

09:21.791 --> 09:26.296
‫خب اینا دفترهای حساب‌وکتاب
‫صافکاری خاوی لوپز هستن

09:27.046 --> 09:30.425
‫اهل ثبت سیستمی نبود فقط
‫مدرک کاغذی نگه می‌داشت

09:31.134 --> 09:33.612
‫گفتم توشون بگردیم ببینیم اسم ولچک یا

09:33.636 --> 09:34.721
‫چیزی مربوط به بلاروس پیدا می‌کنیم یا نه

09:34.804 --> 09:36.431
‫- ارزش امتحان کردن داره
‫- باشه

09:36.514 --> 09:37.557
‫خیلی‌خب

09:44.022 --> 09:47.525
‫خب من یواشکی رفتم مشخصات
‫بچه‌های کارگروه ویژه رو

09:47.608 --> 09:52.113
‫توی وزارت امنیت داخلی، اداره
‫مبارزه با مواد مخدر و اف‌بی‌آی چک کردم

09:52.196 --> 09:53.990
‫اونوقت چرا همچین کاری کردی؟

09:54.073 --> 09:55.473
‫خب چراش اصلاً مهم نیست

09:55.533 --> 09:59.370
‫مهم اینه که امروز تولدِ فیناوه

09:59.454 --> 10:01.331
‫- خدایی؟!
‫- خدایی!

10:01.414 --> 10:02.474
‫خودش چیزی نگفت

10:02.498 --> 10:04.643
‫حس می‌کنم از اون آدمای جدی و کاریه

10:04.667 --> 10:06.836
‫و برای همین باید یکم یخش رو باز کنیم

10:06.919 --> 10:08.129
‫منظورت چیه؟

10:08.212 --> 10:10.298
‫- براش کیک می‌خریم
‫- کی می‌خره؟

10:11.632 --> 10:13.259
‫آره. صداشو در نیار، باشه؟

10:13.343 --> 10:14.552
‫محرمانه‌ست

10:14.635 --> 10:15.636
‫فوق سرّی

10:22.226 --> 10:25.229
‫جلسه زوم با رئیس زندان گیل تامپسون
‫توی اتاق کنفرانس برگزار میشه

10:28.524 --> 10:31.361
‫اصلاً نیازی نیست راجع بهش فکر کنم.
‫جوابم منفیـه

10:31.444 --> 10:33.446
اصلاً راه نداره

10:33.529 --> 10:35.341
‫- فکر نکنم متوجه باشی که...
‫- نه، شما متوجه نیستی

10:35.365 --> 10:40.411
‫این نه ماهی که کارآگاه میچم توی پام دیل
‫مأمور مخفی بود، بدترین دورانِ کاریم بود

10:40.495 --> 10:42.830
‫وقتی صحیح و سالم از اینجا بردینش بیرون

10:42.914 --> 10:45.083
‫هزار بار خدا رو شکر کردم

10:45.166 --> 10:47.919
‫- جناب رئیس...
‫- اگه می‌کشتنش، فاتحه‌م خونده بود

10:48.002 --> 10:50.630
‫و خودشم هر کاری از دستش
‫برمیومد کرد تا خودشو به کشتن بده!

10:50.713 --> 10:52.965
‫باعث شد توی محوطه شورش بشه

10:53.049 --> 10:55.343
‫و فقط خدا رحم کرد

10:55.426 --> 10:58.262
‫که با تیزی تیکه‌پاره‌ش نکردن

10:58.346 --> 11:01.724
‫پس نه قربان. من اجازه نمیدم

11:01.808 --> 11:05.686
‫اون موقع ایده‌ی بدی بود
‫و الان بدترین ایده‌ی ممکنـه

11:05.770 --> 11:07.563
‫تیم لارسون از ویکتور ویل رو می‌شناسی؟

11:07.647 --> 11:10.358
‫بله جناب. چه ربطی به این قضیه داره؟

11:10.441 --> 11:12.777
‫می‌گفت شما بهترین کلانتری بودی که داشتن

11:13.903 --> 11:17.448
‫والا چی بگم ولی تیم آدمِ خوبی بود

11:17.532 --> 11:18.950
‫می‌گفت رهبری رو خوب بلدی

11:20.701 --> 11:22.787
‫فقط یه روز بهش فرصت بدین

11:23.413 --> 11:25.790
‫من اینجا مأموریتی دارم که
‫می‌تونه جونِ هزاران نفر رو نجات بده

11:25.873 --> 11:27.542
‫و اینو بی‌اغراق میگم

11:28.209 --> 11:30.002
‫اگه می‌تونستی جلوی یه
‫یازده سپتامبر دیگه رو بگیری

11:30.086 --> 11:32.296
‫هر کاری از دستت برمیومد
‫نمی‌کردی تا جلوش رو بگیری؟

11:32.380 --> 11:36.300
‫باید میچم رو بفرستم پیشِ
‫زندانیت تیمور نوویکوف

11:36.384 --> 11:38.177
‫تا ببینم چه اطلاعاتی داره

11:38.261 --> 11:41.264
‫اگه خودم مستقیم برام سراغش،
‫عمراً یه کلمه حرف بزنه

11:41.347 --> 11:44.016
‫ولی به میچم اعتماد داره

11:44.100 --> 11:45.476
‫شرمنده قربان

11:46.936 --> 11:49.522
‫عمراً بذارم دوباره پای اون مرد
‫به زندانم باز بشه

11:49.605 --> 11:50.857
‫شرمنده، نمی‌ذارم

11:53.776 --> 11:55.778
‫اصلاً اگه

11:55.862 --> 11:59.615
‫میچم رو وارد پام دیل نکنیم چی؟

12:05.910 --> 12:08.269
‫[پام دیل]

12:19.135 --> 12:21.637
‫زندانی، راه بیفت!

12:31.314 --> 12:32.732
‫روزِ شانسته نوویکوف

12:33.232 --> 12:34.952
‫وکیلت میگه قراره یه جلسه
‫تجدیدنظر برات برگزار کنن

12:35.776 --> 12:38.404
‫فعلاً منتقل میشی به زندان فولتز
‫تا قاضی ببینتت. بیا بریم

12:38.488 --> 12:41.741
‫بهتون گفته بودم عوضیا! بهتون میگم

12:42.575 --> 12:45.578
‫بهتون میگم! آره، حالا بخوریدش!

12:46.537 --> 12:48.331
‫گمشو بیرون!

12:50.625 --> 12:54.003
‫بهشون خبر بده. آماده باشین.
‫باید یه زندانی رو منتقل کنیم، برو بریم

12:56.255 --> 12:57.798
‫مسقیم برید جلو آقایون

13:01.594 --> 13:03.179
‫وای پشمام!

13:03.262 --> 13:05.324
‫واقعاً می‌خواین مجبورم کنین
‫با این عوضی همسفر شم؟

13:05.348 --> 13:08.434
‫واکر!

13:08.518 --> 13:09.685
‫نگاهش کن

13:10.394 --> 13:12.063
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم قضیه چی بوده

13:13.022 --> 13:14.023
‫وای! عجب روزی!

13:14.106 --> 13:16.986
‫نیازی نیست
‫زنجیرش کنین. من خودم مراقبشم

13:30.812 --> 13:38.812
‫ترجمه از « سحـر و امیرعلـی illusion »

13:44.804 --> 13:46.430
‫کجا بودی واکر؟

13:46.514 --> 13:47.807
اوضاعم خیلی خرابه، رفیق

13:47.890 --> 13:50.601
‫نگهبانا دارن شهادت میدن که من
‫مقصر شورش توی محوطه بودم

13:50.685 --> 13:52.436
‫با اینکه خودشون می‌دونن آریایی‌ها
‫ریختن سرم

13:52.979 --> 13:55.481
‫خلاصه از درمونگاه فرستادنم زندان مرکزی

13:55.565 --> 13:57.858
‫بعدشم بردنم زندان «های دیزرت» و بعد...

13:57.942 --> 14:00.152
‫لعنتی! دیگه واقعاً نفهمیدم بعدش چی شد

14:00.236 --> 14:02.488
‫پشمام. یه جا بَند نمیشی

14:02.572 --> 14:03.823
‫آره

14:04.490 --> 14:05.491
‫گوه توش

14:06.867 --> 14:09.787
‫- خوبی؟
‫- آره. سرم بدجوری درد می‌کنه

14:09.870 --> 14:12.665
‫آخرش با آلیس بیکر کنار نیومدی؟

14:12.748 --> 14:16.043
‫نه بابا. هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم ولی
‫خودمو قاطیِ اون آریایی‌های حرومزاده نمی‌کنم

14:16.127 --> 14:17.503
‫برام مهم نیست چه بلایی سرم بیارن

14:17.587 --> 14:19.589
‫- همون گرگِ تنهای همیشگی
‫- دقیقاً

14:20.756 --> 14:23.092
‫پس رفته بودی زندونِ های دیزرت، آره؟

14:23.175 --> 14:24.677
‫آره

14:24.760 --> 14:26.971
‫شنیدم محوطه‌ی اونجا خیلی شلوغه

14:33.060 --> 14:35.605
‫چی میگی واسه خودت؟
‫اونجا اصلاً محوطه نداره

14:35.688 --> 14:39.358
‫تنها نوری که می‌بینی، از بین
‫درزهای سیمانی بین بلوک‌هاست

14:39.442 --> 14:40.693
‫هربار فقط بیست‌تا زندانی رو می‌برن اونجا

14:40.776 --> 14:43.487
‫نگهبان‌ها هم جوری از بالا نگاهت می‌کنن
‫که انگار مستند حیات وحشه

14:43.988 --> 14:45.406
‫دلم برای یه محوطه درست‌وحسابی لک زده

14:50.119 --> 14:52.788
‫میگما ونگ رو یادت میاد؟ مت وانگ.
‫همون یارو چینیِ خل وضع

14:52.872 --> 14:54.072
‫یه چشمش به تو نگاه می‌کرد

14:54.123 --> 14:55.963
‫و اون چشمش همزمان به دیوار بود

14:56.000 --> 14:58.669
‫آره، شش ماه پیش از پام دیل رفت

14:58.753 --> 15:00.647
‫همونو میگم. الان توی های دیزرته

15:00.671 --> 15:03.257
‫بلوک بی. خودم کمکش کردم اونجا جا بیفته

15:04.925 --> 15:06.135
‫به منم کمک کری

15:07.386 --> 15:10.014
‫آره ولی چرا ده دقیقه بعد از اومدنت

15:10.097 --> 15:11.724
‫بچه‌های وایس لردز رو عصبانی کردی؟

15:12.350 --> 15:14.644
‫- کسخل
‫- هنوز یادته؟

15:14.727 --> 15:15.728
‫من هیچی رو یادم نمیره

15:15.811 --> 15:17.355
مثل آبِ خوردن کارم رو می‌ساختن

15:17.438 --> 15:20.316
‫نه بابا، فقط چندتا رفیق نیاز داشتی
‫که هواتو داشته باشن

15:21.567 --> 15:24.445
‫خب چرا برگشتی کالیفرنیای جنوبی؟

15:25.780 --> 15:27.174
‫خب بابت اون شورش خیلی کُفری‌ان

15:27.198 --> 15:29.659
‫واسه همین دارن به زور شش‌تا اتهام جعلِ دیگه

15:29.742 --> 15:31.661
‫به اتهام‌های قبلیم اضافه می‌کنن

15:31.744 --> 15:33.579
‫- واسه چی؟
‫- تقصیر پسرعموی لاشیمه

15:34.288 --> 15:36.165
‫چندتا از نسخه‌هایی که
‫دزدیده بودیم رو پیدا کرده

15:36.248 --> 15:38.876
‫ظاهراً همون موقع که داروخونه رو زدیم

15:38.959 --> 15:41.420
‫بعد شروع کرد واسه زاناکس و این چیزا
‫نسخه نوشتن

15:41.504 --> 15:43.673
‫و بعدشم یهو همه‌چی رو انداخت گردنِ من

15:44.465 --> 15:48.052
‫خلاصه بابتِ جرم‌های
‫جدید باید برم جلسه رسیدگی

15:48.886 --> 15:52.098
‫چی بگم والا رفیق، هر چی باشه
‫از های دیزرت بهتره

15:54.934 --> 15:57.103
‫- تو چی؟
‫- تجدیدنظر

15:57.186 --> 15:58.562
‫جدی؟ وکیلت چی گفته؟

15:59.355 --> 16:01.774
‫هنوز نمی‌دونم. تازه بهم خبر دادن

16:06.696 --> 16:08.447
‫وای گندش بزنن. لاستیک ترکید

16:27.508 --> 16:31.762
‫هوی عوضیا! داداشمون زخمی شده

16:33.514 --> 16:35.307
‫کلمنت، باید کمکش کنیم

16:35.391 --> 16:37.351
‫بیسیم هم از کار افتاده

16:37.435 --> 16:40.730
‫اول زندانی رو نجات میدم
‫بعد با گوشی تماس می‌گیریم

16:58.164 --> 17:00.624
‫- کامل برو عقب
‫- آره، بگیر اسلحه‌شو!

17:00.708 --> 17:02.418
‫- آروم باش. خیلی‌خب
‫- لعنتی!

17:07.715 --> 17:11.469
‫- تکون نخور! تکون نخور! به خدا می‌زنمت
‫- آروم بگیر!

17:11.552 --> 17:12.887
‫خفه‌خون بگیر

17:12.970 --> 17:15.556
‫دستبندش رو باز کن وگرنه همکارت رو می‌کشم

17:20.561 --> 17:21.937
‫لعنتی

17:23.397 --> 17:25.566
‫- شوخی ندارم‌ها!
‫- باشه!

17:26.150 --> 17:27.151
‫باشه

17:27.651 --> 17:28.652
‫لعنتی

17:31.947 --> 17:33.073
‫اسلحه‌ت رو بیار بیرون

17:33.949 --> 17:37.286
‫اسلحه‌ت رو بیار بیرون و بذارش
‫روی زمین. بیسیمت هم همینطور

17:37.369 --> 17:39.089
‫اسلحه و بیسیمش رو بگیر

17:41.332 --> 17:43.125
‫- اوضاع چطوره؟
‫- بیا عزیزم

17:47.505 --> 17:49.545
‫یالا، یالا، یالا، باید بریم. باید بریم

17:50.841 --> 17:53.093
‫آره، آره، آره. تکون نخوری‌ها!

17:54.011 --> 17:55.513
‫آره، یالا. بازشون کن

17:55.596 --> 17:57.556
‫بازشون کن!

17:57.640 --> 18:00.976
‫خیلی‌خب گنده‌بک. پاشو.
‫آروم سوار شو

18:01.060 --> 18:03.729
‫- باشه، باشه
‫- فکر کردی شوخی داریم باهات؟

18:03.813 --> 18:05.081
‫سوار شو ببینم

18:05.105 --> 18:06.315
‫دستبند بزن به دستت

18:06.398 --> 18:08.278
‫از شرشون خلاص شو. از شرشون خلاص شو

18:12.446 --> 18:15.282
‫- خب، اوضاع خوب پیش رفت
‫- گوه نخور. نزدیک بود منو بزنی

18:15.366 --> 18:17.594
‫- آره ولی نزدم
‫- خیلی طبیعی بود رفیق

18:17.618 --> 18:20.120
‫همینو بگو! خیلی‌خب، بعداً می‌بینم‌تون

18:24.500 --> 18:25.977
‫یالا. بیا بندازیم‌شون. بنداز، بنداز

18:26.001 --> 18:27.044
‫- چی؟
‫- همه‌چی رو بنداز

18:27.127 --> 18:28.295
‫- اسلحه‌ها رو؟
‫- آره. اسلحه‌ها رو

18:28.379 --> 18:29.839
‫- یالا! مغزت رو به‌کار بنداز
‫- داداش

18:36.679 --> 18:38.556
‫- بزن بریم
‫- باشه

18:42.164 --> 18:45.054
‫[شهرک ون نایز]

19:16.510 --> 19:17.595
‫آهای

19:20.890 --> 19:21.891
‫ایول

19:24.435 --> 19:26.562
‫باید از اون ون دور بشیم

19:27.187 --> 19:29.982
‫فقط ده دقیقه مونده تا پلیسا بریزن اینجا

19:31.025 --> 19:33.444
‫ببین دیگه کسی توی لس آنجلس
‫برام تره هم خرد نمی‌کنه

19:33.527 --> 19:35.279
‫پس اگه پیشنهادی داری بگو

19:35.362 --> 19:38.115
‫عموم می‌تونه ما رو نه فقط از این شهر

19:38.198 --> 19:39.509
‫بلکه از کل این ممکلت خراب‌شده نجاتمون بده

19:39.533 --> 19:41.118
‫- جدی؟
‫- باور کن

19:41.201 --> 19:43.787
‫کلی پارتی داره. فقط یه گوشی نیاز داریم

19:47.917 --> 19:49.168
‫نه

19:50.127 --> 19:51.620
‫آهای

19:56.008 --> 19:57.009
‫باید از اینجا بریم

20:22.076 --> 20:23.577
‫باحال بود

20:23.661 --> 20:25.037
‫باحال؟

20:25.120 --> 20:28.916
‫پسر، حاضرم هر روز پلیس مخفی عملیاتی باشم

20:28.999 --> 20:31.335
‫عشقمه

20:31.418 --> 20:33.921
‫وقتی پشت میزم،
‫می‌خوام چشم‌هام رو از حدقه در بیارم

20:35.297 --> 20:36.382
‫حالت چطوره؟

20:36.465 --> 20:38.902
‫انگار می‌خوام دفعه بعدی که میچم رو دیدم
‫با مشت بزنم توی گلوش

20:38.926 --> 20:40.761
‫- خیلی واقعی بود؟
‫- فکر می‌کنی قبول کردم

20:40.844 --> 20:42.322
‫که بذارم نزدیک سرم تیر جنگی شلیک کنه؟

20:42.346 --> 20:44.473
‫آره، اون... خیلی دیوانگی بود

20:44.556 --> 20:46.600
‫نزدیک بود توی تولدم بمیرم

20:46.684 --> 20:48.894
‫آخی. تولدت مبارک

20:49.853 --> 20:51.188
‫چندتا شمع؟

20:51.271 --> 20:52.356
‫چهل

20:52.940 --> 20:55.025
‫سنگ قبرم نزدیک بود کاملاً قرینه بشه

20:55.109 --> 20:56.402
‫وای، فکر می‌کردم تو...

20:56.485 --> 20:59.029
‫اگه بگی پیرتر، باهم به مشکل می‌خوریم

20:59.530 --> 21:02.825
‫سی و هشت. پسر، فکر کردم سی و هشت سالته

21:02.908 --> 21:04.576
‫- اوهوم
‫- عجب

21:05.452 --> 21:08.914
‫راستی، می‌دونم شپرد یه سوپرایزی برام تدارک دیده

21:08.998 --> 21:11.542
‫پس حالا باید نقش بازی کنم
‫و بگم «وای! خیلی ممنون،»

21:11.625 --> 21:14.044
‫وقتی به پایگاه برگردیم

21:14.128 --> 21:15.768
‫- راه میره؟
‫- آره

21:16.130 --> 21:17.131
‫آره، فشار زیادی بهش نیاوردم

21:18.173 --> 21:20.509
‫یکم گلیکول ریختم توی قمقمه کنار رادیاتور

21:20.592 --> 21:22.970
‫که وقتی به جدول زدیم،
‫پخش بشه و دود کنه

21:23.721 --> 21:24.722
‫چه خفن

21:28.142 --> 21:29.435
‫هی. خبری نشد؟

21:29.518 --> 21:33.605
‫دارم جستجو رو به مشتقات اسم ولچک گسترش میدم،

21:33.689 --> 21:35.774
‫املای «سی‌کِی» و دوتا «اِل»،

21:35.858 --> 21:36.859
‫و...

21:36.942 --> 21:40.821
‫...تا اینجا، زندانی‌هایی که هنوز توی حبسن رو پیدا کردم

21:40.904 --> 21:43.115
‫یا مُرده‌هایی که هنوز از سیستم حذف نشدن

21:43.198 --> 21:46.785
‫خب، من مرکز ملی اطلاعات جرایم، شاخص‌های اف‌بی‌آی،
‫دیتابیس‌های دارودسته‌ای پلیس لس آنجلس رو گشتم،

21:46.869 --> 21:48.954
‫و وزارت امنیت داخلی و امور خارجه رو شروع کردم

21:49.038 --> 21:52.875
‫ورودی‌های مرزبانی، پرونده‌های اداره مهاجرت و گمرک،
‫ویزاهای آمریکا، تا حالا که چیزی دستم نیومده

21:52.958 --> 21:54.960
‫- باشه. خوبه
‫- خیلی‌خب

21:56.253 --> 21:57.893
‫یه سؤال

21:57.921 --> 22:00.883
‫- بله؟
‫- واسه فیناو کیک یا کیک فنجونی؟

22:00.966 --> 22:03.427
‫نمی‌دونم. نظر خودت چیه؟

22:03.510 --> 22:06.764
‫خب، کیک فنجونی عالیه
‫چون چندتا طعم می‌گیری

22:06.847 --> 22:07.848
‫عالیه. پس کیک فنجونی

22:07.931 --> 22:10.201
‫آره، ولی خب کیک شخصی‌تره، می‌دونی؟

22:10.225 --> 22:12.186
‫یه جورایی داری میگی «هی، این زحمت رو واسه تو کشیدم»

22:12.269 --> 22:13.645
‫باشه، متوجه شدم

22:14.396 --> 22:17.941
‫آره، کیک فنجونی اینجوریه انگار،
‫«درسته، بهت اهمیت میدیم.» ولی واقعاً میدیم؟

22:20.152 --> 22:23.072
‫حالا فهمیدم بالای فرم تقاضای دانشگاهت چی نوشتن

22:23.155 --> 22:24.948
‫«ایوان شپرد روی جزئیات حساسه»

22:25.741 --> 22:28.744
‫راستش... باشه، من توی روزنامه مدرسه‌مون کار می‌کردم،

22:28.827 --> 22:32.623
‫مدیرمون هم واسه کمک‌های اولیاء
‫یه حساب پی‌پل ساخته بود،

22:32.706 --> 22:34.583
‫- که قاعدتاً خودش کنترلش می‌کرد
‫- قاعدتاً

22:34.666 --> 22:36.418
‫مدرسه ما هم ثروتمند نبود. اصلاً

22:36.502 --> 22:38.420
‫یعنی سالیانه چند هزار دلار جمع می‌شد

22:38.504 --> 22:40.440
‫از طرف والدینی که خیلی پولی واسه کمک نداشتن

22:40.464 --> 22:41.757
‫درسته

22:41.840 --> 22:44.051
‫منم یه چاپگر جدید واسه روزنامه می‌خواستم

22:44.134 --> 22:47.721
‫آقای اسپیلاترو شیون و زاری راه انداخت.
‫گفت «پول مدرسه تموم شده»

22:48.347 --> 22:50.349
‫منم گفتم، یه خبریه

22:50.432 --> 22:56.939
‫پس دزدکی وارد کامپیوترش شدم،
‫منظورم با مهارت خاص یا همچین چیزی نیست

22:57.022 --> 22:59.149
‫رمزش رو زیر کیبورد چسبونده بود

22:59.233 --> 23:03.904
‫ولی مشخص شد که تمام پول‌ها رو

23:03.987 --> 23:05.405
‫به حساب‌های شخصیش جابجا کرده

23:06.073 --> 23:08.784
‫و حدس بزن قیمت یه جکوزی جدید چقدره؟

23:08.867 --> 23:11.120
‫که تازگی توی حیاط خلوتش نصب کرده بود

23:11.203 --> 23:15.249
‫داستانش رو پخش کردم، آقای اسپیلاترو رفت زندان،

23:15.332 --> 23:18.043
‫منم رفتم دانشگاه استنفورد

23:19.044 --> 23:21.547
‫خب... خیلی خوش شانسن که دارنت

23:23.340 --> 23:24.591
‫- به کارت ادامه بده
‫- باشه

23:27.845 --> 23:28.971
‫پس همون کیک رو می‌گیریم

23:32.432 --> 23:34.601
‫تا جایی که می‌تونم بگم، کامل باورش شد

23:34.685 --> 23:36.436
‫رفتن و غیبـشون زده

23:36.520 --> 23:38.730
‫به محضی که میچم تماس گرفت، می‌خوام بدونم

23:38.814 --> 23:40.607
‫- البته
‫- کارت خوب بود

23:40.691 --> 23:41.817
‫ممنون قربان

23:45.988 --> 23:46.989
‫نظر؟

23:47.948 --> 23:50.617
‫اگه طرف اسم ولچک رو بشناسه،
‫میچم گیرش میاره

23:56.832 --> 23:58.208
‫- سلام
‫- سلام عزیزم

23:58.292 --> 24:00.937
‫می‌دونم الان نمی‌تونی صحبت کنی،
‫ولی دخترها بعد از مدرسه فوتبال دارن،

24:00.961 --> 24:03.255
‫پس رزرو موسو رو از ساعت هفت
‫به هفت و نیم جابجا کردم

24:06.091 --> 24:07.092
‫باشه

24:07.176 --> 24:09.344
‫فکر نکنم برسم...

24:11.471 --> 24:13.640
‫نه، میام. هفت و نیم؟

24:14.433 --> 24:16.602
‫- گوش کن، اگه نمی‌رسی...
‫- نه، نه، نه

24:16.685 --> 24:19.521
‫فراموش کن گفتم، باشه؟
‫تو و دخترها رو ساعت هفت و نیم می‌بینم

24:19.605 --> 24:22.691
‫- ولی باید همونجا ببینمـتون
‫- مشکلی نیست. اونجا می‌بینیمت

24:23.525 --> 24:24.610
‫عاشقتم

24:25.527 --> 24:26.528
‫منم عاشقتم

24:30.199 --> 24:31.742
‫دادستان والول اومده اینجا

24:31.825 --> 24:33.994
‫- توی لابی؟
‫- داره میاد بالا

24:40.918 --> 24:42.628
‫دادستان والول، اینجا یه محل ممنوعه است...

24:42.711 --> 24:46.715
‫الان از دوستم، زندانبان گیل تامپسون
‫یه تماس خیلی آشفته‌کننده دریافت کردم

24:46.798 --> 24:48.508
‫از زندان پام دیل؟

24:48.592 --> 24:51.094
‫فکر می‌کنم بهش گفتی یه نفر توی کارگروهت

24:51.178 --> 24:54.014
‫می‌خواد به انتقال یکی از زندانی‌های محکومش نظارت کنه

24:55.599 --> 24:57.184
‫ولی انتقالی در کار نبود

24:57.267 --> 25:00.854
‫به جاش، یه ایده هوشمندانه
‫برای همدستی در یک فرار بود!

25:01.438 --> 25:02.648
‫عقلم رو از دست دادم؟

25:02.731 --> 25:05.108
‫الان این رو گفتم؟
‫که تو اجازه دادی یه محکوم...

25:05.192 --> 25:06.544
‫بذار همینجا حرفت رو قطع کنم

25:06.568 --> 25:08.328
‫من در حال محاکمه شدن نیستم،
‫اینجا هم دادگاه نیست،

25:08.362 --> 25:10.643
‫پس دیگه جوری رفتار نکن
‫انگار جلوی هیئت منصفه قرار داری

25:11.365 --> 25:12.741
‫اجازه نداری اینجا باشی

25:12.824 --> 25:15.077
‫برام مهم نیست کی هستی،
‫صلاحیتش رو نداری

25:15.160 --> 25:18.455
‫و اجازه نمیدم تو یا کسی دیگه
‫بهم بگه چطوری تحقیقاتم رو انجام بدم

25:18.538 --> 25:21.041
‫تحقیقات تو اموال دولتی رو نابود کرده،

25:21.124 --> 25:22.834
‫ارتباط با اداره سرپرستی زندان‌ها رو خراب کرده

25:22.918 --> 25:26.088
‫و در واقع، همین الان داره جون مردم لس آنجلسی رو

25:26.171 --> 25:27.547
‫به خطر می‌اندازه که من قسم خوردم ازشون محافظت کنم

25:28.131 --> 25:30.592
‫یه محکوم مسلح توی خیابون‌هاست

25:30.676 --> 25:31.843
‫مثل پرنده آزاده!

25:31.927 --> 25:33.345
‫خدا می‌دونه چی کار می‌کنه

25:33.428 --> 25:35.430
‫می‌دونی، تلاشم رو کردم

25:36.223 --> 25:37.224
‫واقعاً میگم

25:37.766 --> 25:40.286
‫دست کمک برات دراز کردم،
‫ولی تصمیم گرفتی گازش بگیری...

25:40.310 --> 25:43.730
‫هی، هی، هی. من با نیتن بلایت
‫روی سه‌تا کارگروه ویژه کار کردم،

25:43.814 --> 25:46.233
‫و اون بهترین تاکتیسینیـه که به عمرم...

25:46.316 --> 25:48.836
‫- اصلاً برام مهم نیست...
‫- جون مردم لس آنجلس رو به خطر می‌اندازه؟

25:48.860 --> 25:49.980
‫- دیمن...
‫- نه نیتن. نه، نه

25:50.028 --> 25:51.613
‫نمی‌ذارم بی‌جواب بمونه

25:51.697 --> 25:55.909
‫سرپرست بلایت از معدود افرادیه
‫که بین شهروندان این شهر

25:55.993 --> 25:59.121
‫و یه تهدید خیلی خطرناک و قریب‌الوقوع قرار داره

25:59.204 --> 26:02.749
‫ولی تو می‌خوای یه روزی فرماندار بشی،
‫قضیه همینه؟

26:03.333 --> 26:06.253
‫می‌خوای تو کار ما شریک بشی
‫که اعتبارش رو تصاحب کنی

26:06.336 --> 26:09.172
‫یا از سرزنش شدن اجتناب کنی،
‫هر طرفی که باد باشه

26:09.256 --> 26:12.342
‫ولی می‌دونی چیه؟
‫این کار واسه ما سیاست نیست

26:12.426 --> 26:14.761
‫این کار زندگی ماست

26:15.595 --> 26:20.225
‫پس برو قلمروت رو یه جای دیگه مشخص کن،
‫یه روز دیگه. بزن به چاک

26:29.526 --> 26:32.696
‫توی ساکرامنتو کلی دوست دارم
‫و بیشتر توی دی‌سی

26:32.779 --> 26:35.782
‫پس همین الان هردوتون حرفم رو گوش کنید

26:38.410 --> 26:41.413
‫روزهاتون توی این کارگروه ویژه محدوده

26:46.793 --> 26:48.003
‫پشمام

26:52.382 --> 26:53.383
‫زود باش

26:55.093 --> 26:57.804
‫هی، یه گوشی نیاز داریم.
‫یه ماشین واسه خونه عموم جور می‌کنم

26:57.888 --> 26:59.222
‫راحت ما رو خارج می‌کنه

27:18.408 --> 27:19.701
‫هی

27:19.785 --> 27:22.162
‫چهل ثانیه وقت داریم تا دوباره قفل بشه

27:22.245 --> 27:23.330
‫بریم

27:29.461 --> 27:31.588
‫هی! هی! هی، این مال شماست؟

27:32.798 --> 27:35.133
‫- ببخشید؟
‫- این... مال شماست؟

27:36.885 --> 27:38.988
‫- ببخشید. چی؟
‫- فقط... این...

27:39.012 --> 27:41.098
‫- این قهوه مال شماست؟ نه؟
‫- نه

27:41.181 --> 27:44.393
‫- من قهوه نگرفتم
‫- شرمنده. فکر کردم...

27:44.476 --> 27:48.105
‫- خیلی متأسفم. اون...
‫- لعنتی

27:48.188 --> 27:49.481
‫تقصیر من بود. اجازه بده...

27:49.564 --> 27:51.525
‫- بیا، بذار که...
‫- نه. نه. هی، هی

27:51.608 --> 27:53.485
‫- مشکلی نیست. باشه؟
‫- باشه

27:53.568 --> 27:55.129
‫- می‌تونم یه چیزی برات بگیرم؟ خوبی؟
‫- خوبم. حلش می‌کنم

27:55.153 --> 27:57.781
‫- شرمنده، دوستان. ببخشید
‫- احمق

27:57.864 --> 27:58.949
‫ببخشید

28:23.557 --> 28:25.934
‫باشه. پسرعموم یه بلوک اونورتر میاد دنبالـمون

28:26.017 --> 28:27.394
‫باشه. گوشی رو بده

28:27.477 --> 28:29.247
‫قبل از اینکه برنامه ردیابی رو روشن کنه
‫از شرش خلاص می‌شم

28:29.271 --> 28:30.355
‫باشه، باشه

28:33.608 --> 28:34.888
‫- یالا، بریم
‫- باشه

28:40.907 --> 28:42.701
‫این یکی. ممنون

28:52.252 --> 28:54.504
‫پس کیک رو انتخاب کردی؟

28:54.588 --> 28:56.214
‫- آره
‫- باشه

28:58.884 --> 29:00.969
‫- وای. ظاهرش عالیه
‫- قبول دارم

29:01.052 --> 29:02.888
‫فقط نوشته تولدت مبارک، فینال

29:03.430 --> 29:05.932
‫- چی؟ نه، نه، نه
‫- آره

29:06.016 --> 29:08.185
‫- دوبار براش هجیش کردم
‫- عیب نداره

29:08.268 --> 29:11.271
‫فقط باید...

29:12.314 --> 29:13.440
‫هوم

29:29.623 --> 29:31.124
‫هنوز خبری از میچم نشده؟

29:32.834 --> 29:34.252
‫نه

29:42.021 --> 29:44.021
‫[بربنک]

30:03.740 --> 30:05.742
‫- هی مرد. کجا داریم میریم؟
‫- چی؟

30:05.825 --> 30:07.327
‫گفتی یه عمویی داری

30:07.410 --> 30:10.997
‫آره، عموم میخاییل
‫یه سالن رقص بلاروسی توی بربنک داره

30:11.081 --> 30:12.666
‫داره بازسازی می‌شه

30:12.749 --> 30:14.292
‫قراره اونجا مخفی بشیم؟

30:14.376 --> 30:15.961
‫می‌تونه فراری‌مون بده

30:16.044 --> 30:18.547
‫گفتم که، وصله

30:18.630 --> 30:21.132
‫- به چی؟
‫- همه‌چیز

30:22.384 --> 30:23.784
‫به دوتامون قراره کمک کنه، درسته؟

30:23.843 --> 30:24.928
‫البته

30:25.929 --> 30:26.930
‫دوستم داره

30:27.597 --> 30:29.015
‫مثل پسرشم

31:07.387 --> 31:08.930
‫باشه، دمیتری

31:21.901 --> 31:24.613
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

31:26.114 --> 31:29.284
‫- عمو. آروم باش...
‫- آروم باشم؟

31:29.784 --> 31:31.661
‫کدوم خری رو به رستوران من آوردی؟

31:31.745 --> 31:33.288
‫واسه چی داد می‌زنی؟

31:33.371 --> 31:35.665
‫تازه از زندان فرار کردم...

31:35.749 --> 31:37.876
‫فرار؟ چطوری؟

31:37.959 --> 31:40.003
‫فرار کردم

31:40.086 --> 31:43.798
‫اینجوری پلیس رو می‌کشونی اینجا، احمق!

31:43.882 --> 31:45.568
‫هی مرد. من باید برم توالت

31:45.592 --> 31:47.844
‫- اون... آره
‫- اونجاست

31:47.927 --> 31:50.263
‫- توالت
‫- راهرو

31:52.432 --> 31:54.035
‫کجا باید برم؟

31:54.059 --> 31:56.227
‫اون کمکم کرد به اینجا بیام

31:56.311 --> 31:59.522
‫هر جایی به جز اینجا!

32:24.214 --> 32:25.858
‫- اولیورس هستم
‫- هی، گوش کن

32:25.882 --> 32:28.134
‫وقت واسه صحبت ندارم، باشه؟
‫این گوشی رو دزدیدیم

32:28.218 --> 32:30.279
‫بگو شپرد وصل نگهش داره
‫اگه یه وقت مالکش خواست مسدودش کنه

32:30.303 --> 32:31.971
‫- باشه
‫- می‌تونید باهاش ردیابیم کنید

32:32.055 --> 32:34.224
‫- فهمیدم. خوبی؟
‫- آره

32:34.307 --> 32:36.267
‫هی، راستی فرار رو خوب عادی جلوه دادین

32:36.351 --> 32:38.019
‫فیناو آماده است که بکشتت

32:38.103 --> 32:40.689
‫- آره خب، امیدوارم فرصتش رو گیر بیاره
‫- مطمئنی خوبی؟

32:40.772 --> 32:42.023
‫آره، می‌دونی چطوریه

32:42.107 --> 32:43.542
‫اگه نزدیک به مرگ نباشی
‫واقعاً زندگی نمی‌کنی

32:43.566 --> 32:44.693
‫چی؟

32:44.776 --> 32:45.777
‫باید برم

32:59.791 --> 33:00.917
‫میچم الان خبر داد

33:01.960 --> 33:03.294
‫چطور بود؟

33:04.212 --> 33:07.424
‫مطمئن نیستم. ولی حس بدی دارم

33:07.507 --> 33:08.717
‫چی گفت؟

33:09.926 --> 33:13.179
‫یه سری مزخرفات. فقط... برداشت خودمه

33:13.263 --> 33:15.974
‫- مکانش رو داری؟
‫- یه گوشی دزدیده. شپرد داره ردش رو می‌زنه

33:16.057 --> 33:17.297
‫مستقیماً ازت درخواست پشتیبانی کرد؟

33:17.934 --> 33:18.935
‫نه

33:19.728 --> 33:20.913
‫خب، می‌خوای چی کار کنیم، رئیس؟

33:20.937 --> 33:22.817
‫می‌خوای تحت نظر بگیریمش
‫یا یکم اختیار عمل بهش بدیم؟

33:28.903 --> 33:30.339
‫مسخره است

33:30.363 --> 33:36.244
‫ما خانواده‌ایم و دو ثانیه بعد از اینکه اومدم داخل
‫می‌خوای سرم داد بزنی...

33:36.327 --> 33:38.496
‫آره، به داد زدن هم ادامه میدم

33:38.580 --> 33:42.876
‫چون مغزت اندازه یه بُزه

34:49.275 --> 34:51.170
‫هی مرد. من دنبال...

34:51.194 --> 34:52.612
‫دستشویی می‌گردم

34:54.864 --> 34:56.864
‫این پایین چی کار می‌کنی؟

34:58.159 --> 34:59.970
‫گفتم که، فقط دنبال دستشویی می‌گردم

34:59.994 --> 35:02.794
‫- راه رو گم کردم
‫- دستشویی درست کنار پله‌هاست؟

35:03.373 --> 35:06.251
‫- آره. آره، حتماً ندیدمش
‫- منم حرفت رو باور ندارم

35:06.334 --> 35:08.962
‫هی، هی، هی. قضیه چیه؟

35:09.045 --> 35:10.171
‫خفه شو

35:10.255 --> 35:12.632
‫عمو، کارت دیوانگیه!
‫اون واقعاً جونم رو نجات داد!

35:12.715 --> 35:14.968
‫گفتم خفه شو!
‫نمی‌دونی چی کار کردی

35:15.051 --> 35:16.469
‫اون کیه؟

35:16.553 --> 35:18.263
‫دیدتـشون

35:19.514 --> 35:21.641
‫چی رو دیده، عمو؟ چی...

35:21.724 --> 35:23.285
‫تیمور، قضیه چیه؟ بیخیال

35:23.309 --> 35:26.771
‫تیمور، این رو میگم که خبر مرگت حرفم رو گوش کنی

35:26.855 --> 35:29.148
‫باید از شرش خلاص بشیم

35:29.232 --> 35:30.817
‫و باید همین الان انجامش بدیم

35:30.900 --> 35:33.736
‫- از شرش خلاص بشیم؟
‫- آره. گوش کن چی میگم. آره

35:33.820 --> 35:36.698
‫اون پشت. همین الان

35:39.409 --> 35:41.286
‫- تو، برو طبقه بالا
‫- آره. باشه

35:41.369 --> 35:42.453
‫- باشه
‫- باشه. خیلی‌خب

35:42.537 --> 35:45.373
‫و اگه بخوای مقاومت کنی،
‫گلوله خالی می‌کنم توی جمجمه‌ات

35:45.456 --> 35:46.934
‫- فهمیدی؟
‫- آره، آره، آره

35:46.958 --> 35:48.878
‫ببین مرد. فقط به حرف برادرزاده‌ات گوش کن، باشه؟

35:48.918 --> 35:51.212
‫- خفه شو و راه بیفت!
‫- باشه

36:06.519 --> 36:10.023
‫آروم باش، رفیق

36:16.321 --> 36:19.241
‫ببین، نمی‌دونم وارد چه ماجرایی شدم
‫ولی اگه بتونی مسیر...

36:29.876 --> 36:31.961
‫بیخیال مرد. من کلی حبس کشیدم،

36:32.045 --> 36:34.172
‫بلدم دهنم رو ببندم، باشه؟

36:44.098 --> 36:46.267
‫تیمور، خفه شو

36:46.351 --> 36:49.646
‫من استاد چشم و گوش بسته بودنم.
‫کلاً

36:49.729 --> 36:52.857
‫بیخیال مرد. به حرف برادرزاده‌ات گوش کن

36:52.941 --> 36:54.376
‫مسخره است

36:54.400 --> 36:56.486
‫فقط برو جلو

36:56.569 --> 36:58.905
‫گوش کن. از در برو بیرون. برو

36:58.988 --> 37:01.240
‫آره، باشه. خیلی‌خب. لعنتی

37:26.891 --> 37:28.643
‫- باشه. یالا
‫- برو

37:28.726 --> 37:30.371
‫- اونجا!
‫- بیخیال مرد. کافیه. ببین...

37:30.395 --> 37:32.605
‫فقط بذار برم و... دیگه نمی‌بینیم، باشه؟

37:32.689 --> 37:34.107
‫ولش کن، عمو

37:34.190 --> 37:36.526
‫بیخیال تیمور. بهش بگو.
‫بهش بگو می‌شناسمت

37:36.609 --> 37:38.629
‫بگو جونت رو نجات دادم
‫وقتی می‌خواستن با تیزی بزننت

37:38.653 --> 37:40.071
‫می‌شناسمش

37:40.154 --> 37:41.757
‫دوتاتون خفه خون بگیرید!

37:41.781 --> 37:43.449
‫تو، زانو بزن

37:44.701 --> 37:45.785
‫انجامش بده!

37:47.203 --> 37:48.204
‫انجامش بده

37:51.040 --> 37:52.041
‫باشه

37:53.835 --> 37:56.170
‫باشه، احتمالاً داری عذابش رو از خودم کم می‌کنی

37:56.254 --> 37:58.894
‫ولی می‌دونی چیه، قراره وقتی انجامش میدی
‫توی چشم‌هام نگاه کنی

38:01.217 --> 38:02.844
‫کون لقت

38:15.273 --> 38:16.607
‫اون چی بود؟

38:30.872 --> 38:32.683
‫- من رو نزنید!
‫- میچم‌ـه!

38:32.707 --> 38:35.585
‫دوتا مظنون، مسلح! حداقل یکی دیگه هنوز داخله

38:41.591 --> 38:43.593
‫- لعنتی!
‫- پلیس‌ها!

38:46.721 --> 38:47.847
‫بگیرش...

38:47.930 --> 38:49.849
‫بیا

38:49.932 --> 38:51.059
‫دارم رد می‌شم

39:00.318 --> 39:01.503
‫آماده؟

39:01.527 --> 39:02.820
‫الان برو!

39:12.997 --> 39:15.124
‫- میرم جلوتر!
‫- پوشش میدم!

39:30.807 --> 39:32.767
‫تیمو، بیا پیش من، الان!

39:33.810 --> 39:36.771
‫یکی رو زدم

39:36.854 --> 39:37.939
‫تیمور!

39:46.489 --> 39:48.282
‫لعنتی، گیر کرده

39:48.366 --> 39:49.450
‫فیناو!

39:49.534 --> 39:50.535
‫فیناو!

39:51.160 --> 39:52.640
‫- فکر کنم تیر خورد!
‫- برو! برو!

39:52.703 --> 39:55.456
‫وایسا، حرومزاده!

39:55.540 --> 39:57.250
‫هی، کجات تیر خورد؟

39:57.333 --> 39:58.960
‫- کجات تیر خورد؟
‫- خطا زد

39:59.043 --> 40:00.753
‫- چی؟ مطمئنی؟
‫- خطا زد

40:00.837 --> 40:02.630
‫آره، آره، آره

40:10.847 --> 40:12.682
‫لعنتی. درو؟

40:15.810 --> 40:18.271
‫- پشمام
‫- یکی گزارشش کنه

40:18.354 --> 40:21.023
‫فوراً در تقاطع چست‌نات و برند آمبولانس نیاز داریم

40:21.047 --> 40:31.047
‫ترجمه از « سحـر و امیرعلـی illusion »

40:31.071 --> 40:41.071
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:46.359 --> 40:48.359
‫[آنچه خواهید دید]

40:48.384 --> 40:50.428
‫تیر به شکمش خورده.
‫دارم از دست میدمش!

40:50.511 --> 40:52.831
‫توی زیرزمین یه چیزی دیدم
‫که نمی‌خواستن ببینم

41:00.146 --> 41:01.230
‫افسر درو...

41:01.254 --> 41:11.254
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
