WEBVTT

00:04.318 --> 00:07.177
‫[بندر لس آنجلس]

00:07.294 --> 00:16.194
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.538 --> 00:18.874
‫گمرگ آمریکا. وزارت امنیت داخلی

00:23.485 --> 00:33.485
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:59.975 --> 02:02.143
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر عزیزم

02:02.227 --> 02:03.955
‫- نمی‌خواستم بیدارت کنم
‫- مهم نیست اصلاً

02:03.979 --> 02:04.980
‫نه، می‌دونم

02:05.856 --> 02:08.567
‫میگما، به زک بگو امروز
‫اون اجرا رو می‌ترکونه

02:08.650 --> 02:10.527
‫حتماً. خیلی هم براش هیجان داره

02:10.610 --> 02:12.028
‫آره

02:12.112 --> 02:13.446
‫آره، سعی می‌کنم خودمو برسونم

02:13.530 --> 02:15.031
‫دوباره کارت طول می‌کِشه؟

02:15.115 --> 02:16.759
‫- آم، هنوز نمی‌دونم
‫- باشه عزیزم

02:16.783 --> 02:17.909
‫- آره، خیلی‌خب
‫- دوستت دارم

02:17.993 --> 02:19.703
‫منم دوستت دارم عزیزم. خداحافظ

02:32.173 --> 02:33.383
‫گابریل

02:36.344 --> 02:38.471
‫چیه؟ منتظرِ کسی دیگه بودی؟

02:39.055 --> 02:40.223
‫راستش...

02:42.017 --> 02:43.768
‫گمونم همونی هستی که دنبالشم

03:02.037 --> 03:03.038
‫گندش بزنن!

03:41.326 --> 03:43.370
‫برو! برو!

03:44.955 --> 03:46.831
‫از سر راه برین کنار!

03:50.919 --> 03:52.462
‫بپا، بپا، بپا!

03:57.133 --> 03:58.134
‫وایسا!

03:58.218 --> 03:59.858
‫پیاده شو، پیاده شو!

04:04.557 --> 04:05.558
‫از سر راه برین کنار

04:23.326 --> 04:24.369
‫رفقا

05:25.445 --> 05:30.445
‫ترجمـه از سحـر

05:53.792 --> 05:55.043
‫نزدیکِ مرکز عملیات هستیم، قربان

05:55.668 --> 05:56.753
‫متوجه شدم

06:26.449 --> 06:27.700
‫تأیید رو گرفتیم

06:28.493 --> 06:29.744
‫تیم رو جمع کردی؟

06:29.828 --> 06:31.204
‫فقط دو نفر هنوز نرسیدن

06:31.287 --> 06:33.915
‫- کیا؟
‫- میچم و اولیورس

06:33.998 --> 06:35.792
‫- دلیل تأخیرشون چیه؟
‫- مشکل همینه

06:35.875 --> 06:37.877
‫دقیق نمی‌دونیم الان کجان

06:42.796 --> 06:46.258
‫[پام دیل]

06:57.063 --> 07:01.067
‫نه، منظورم اینه که من پیش
‫رافا نشسته بودم که پرز و آم...

07:01.818 --> 07:02.861
‫اسمِ اون یارو چی بود؟

07:02.944 --> 07:04.588
‫اسم اون یارویی که روی
‫صورتش خالکوبی داشت چی بود؟

07:04.612 --> 07:05.613
‫من از کجا بدونم؟!

07:05.697 --> 07:07.758
‫حالا هرچی، ولش کن.
‫خلاصه من پیشِ رافا نشسته بودم

07:07.782 --> 07:10.342
‫و اون دوتا دلقک اومدن تو و
‫گفتن: «تام سایمونز مُرده»

07:10.952 --> 07:11.953
‫خیلی‌خب

07:13.997 --> 07:16.875
‫می‌دونم. خودمم شوکه
‫شدم ولی قیافه‌م رو نگاه کن

07:16.958 --> 07:18.418
‫به جونِ خودم

07:18.501 --> 07:19.919
‫شک ندارم این چیزیه که شنیدی

07:20.003 --> 07:22.088
‫شک ندارم اون دوتا کله پوک اینو گفتن

07:24.549 --> 07:27.319
‫آخه لحنت یه‌جوریه که انگار بهم شک داری

07:27.343 --> 07:29.596
‫من فقط دارم میگم اطلاعات غلط بهت دادن

07:35.935 --> 07:37.937
‫پس یعنی میگی تو از آدمای رافا بهتر می‌دونی؟

07:38.021 --> 07:39.939
‫راستش آره

07:40.023 --> 07:41.774
‫وای! تف توش!

08:09.135 --> 08:11.221
‫همه بخوابین روی زمین

08:11.304 --> 08:14.015
‫همه بخوابین روی زمین! بخوابین روی زمین!

08:18.102 --> 08:20.688
‫پلیس لس آنجلس. گروهبان لمبرت هستم

08:20.772 --> 08:21.940
‫سریع در رو باز کنید

08:26.778 --> 08:27.862
‫یه دقیقه لطفاً

08:29.405 --> 08:30.657
‫مرسی تونی

08:34.619 --> 08:37.121
‫- شورش شده بود؟
‫- نه بابا، شورشی در کار نبود

08:37.205 --> 08:40.208
‫دعوا شد. یهو پریدن به من.
‫منم از خودم دفاع کردم

08:40.291 --> 08:42.144
‫- رئیس زندان گفت شورش بوده
‫- آره خب رئیس زندان...

08:42.168 --> 08:45.338
‫رئیس زندان از وقتی مأمور مخفی شدم،
‫افتاده به جونم. خب؟

08:45.421 --> 08:47.757
‫یارو رسماً... رئیس زندان رو بسپار به من

08:47.840 --> 08:51.052
‫ببین، یه ذره دیگه مونده تا
‫آلبرت چان همه‌چی رو بهم بگه

08:51.135 --> 08:53.554
‫- مهم نیست. می‌خوام بیارمت بیرون
‫- چـی؟

08:53.638 --> 08:55.265
‫- مأموریتت تمومـه
‫- نه، نه

08:55.348 --> 08:57.892
‫بیخیال گروهبان. 9 ماهه توی این خراب‌شده‌ام

08:57.976 --> 09:00.037
‫و چیزی نمونده تا تمام اطلاعاتی
‫رو که می‌خوام، به‌دست بیارم

09:00.061 --> 09:02.289
‫باید با همین اطلاعاتی که تا الان جور
‫کردی، یه کاریش کنی چون مأموریتت تمومه

09:02.313 --> 09:04.148
‫عضو یه کارگروه ویژه فدرال شدی

09:08.319 --> 09:10.530
‫سرت چی شده؟

09:10.613 --> 09:12.615
‫هیچی... آم...

09:12.699 --> 09:14.075
‫راستش چندتا ضربه به سرم خورد

09:14.158 --> 09:15.326
‫ولی...

09:16.244 --> 09:19.080
‫وایسا ببینم. گفتی باید
‫برم توی یه کارگروه ویژه؟

09:19.163 --> 09:20.873
‫پاشو تن لشت رو تمیز کن

09:21.916 --> 09:23.126
‫برگرد لس آنجلس

09:27.505 --> 09:28.923
‫باشه ولی شورشی در کار نبود

09:30.425 --> 09:31.676
خواستم اینو روشن کنم

09:32.215 --> 09:35.386
‫[محله‌ی کره‌ای‌ها]

09:54.490 --> 09:55.700
‫تو رو خدا

09:57.577 --> 09:58.661
‫کمکم کن

10:02.206 --> 10:03.583
‫تو رو خدا

10:04.459 --> 10:05.752
‫تو رو خدا

10:06.669 --> 10:08.588
‫کمکم کن

10:08.671 --> 10:09.714
‫نـه

10:26.022 --> 10:27.190
‫نه

11:34.215 --> 11:36.217
‫مأمور ویژه اداره مبارزه با مواد مخدر
‫امبر اولیورس

11:36.300 --> 11:38.052
‫شماره شناسایی دی-41213

11:38.594 --> 11:41.222
‫من توی خیابون کنمور جنوبی
‫51 محله‌ی کره‌ای‌ها هستم

11:41.305 --> 11:43.307
‫زنگ بزنین اورژانس و یه آمبولانس بفرستین

11:43.391 --> 11:45.726
‫چند نفر اینجا هستن که...

11:48.688 --> 11:50.523
‫کمک پزشکی نیاز دارن

11:51.524 --> 11:52.650
‫مرسی

12:03.744 --> 12:05.079
‫این چه وضعیه اولیورس؟

12:05.163 --> 12:06.873
‫باشه ممنون. مرسی

12:06.956 --> 12:08.499
‫قرار نبود تنهایی بیای

12:08.583 --> 12:09.667
‫اوضاع بیخ پیدا کرد

12:09.750 --> 12:13.045
‫کدوم قسمتِ «منتظرِ نیروی
‫پشتیانی بمون» برات اختیاری بود؟

12:13.129 --> 12:16.549
‫اونجاش که اگه صبر می‌کردم پنجاه کیلو
‫مخدرِ چین سفید آغشته به فنتانیل می‌ریخت تو خیابونا

12:18.342 --> 12:20.344
‫خب برگرد ستاد فرماندهی عملیات ویژه

12:20.928 --> 12:21.929
‫احضارت کردن

12:22.013 --> 12:23.264
‫منظورت چیه؟

12:24.849 --> 12:26.601
‫منظورت چیه؟

12:32.648 --> 12:34.901
‫متوجه‌ام نیتن. ولی زمان‌بندیِ این قضیه...

12:34.984 --> 12:36.402
‫زمان‌بندیش دست من نیست

12:36.486 --> 12:39.071
‫نه، نه. درسته، فقط...

12:39.155 --> 12:41.407
‫ببین، قول دادم
‫مربی تیم بیسبال پسرم بشم

12:41.491 --> 12:43.784
‫منم خانواده رو در اولویت می‌ذارم. جدی میگم

12:43.868 --> 12:46.412
‫ولی این قضیه یهویی پیش اومد
‫و همه باید دست‌به‌کار بشن

12:47.580 --> 12:49.624
‫نظرت چیه دستیار مربی بشی

12:49.707 --> 12:52.126
‫و منم تا جایی که بتونم
‫بهت آزادیِ عمل میدم، قبوله؟

12:55.630 --> 12:56.672
‫قبوله

12:57.924 --> 12:59.050
‫همه اومدن قربان

12:59.133 --> 13:01.802
‫عالیه. مرسی

13:04.639 --> 13:08.100
‫صبح بخیر. من مأمور ویژه مسئول
‫نیتن بلایت هستم

13:08.184 --> 13:10.019
‫22 ساله که توی اف‌بی‌آی فعالیت می‌کنم

13:10.102 --> 13:13.314
‫این پنجمین کارگروه ویژه‌مه
‫و دومین کارگروهیه که فرمانده‌شم

13:14.023 --> 13:16.943
‫کارگروه ویژه یه چیز منحصربه‌فرده

13:18.361 --> 13:19.570
‫باعث افتخاره

13:19.654 --> 13:21.494
‫و با هر واحدی که قبلاً توش بودین، فرق داره

13:21.572 --> 13:25.326
‫شما بهترین‌های بخش‌ِ خودتون هستین
‫وگرنه انتخابتون نمی‌کردم

13:25.409 --> 13:28.412
‫شما یه تیم گلچین از مجریان قانون
‫هستین و انتظار دارم مثلش عمل کنین

13:28.496 --> 13:30.915
‫خودنمایی رو بذارین کنار.
‫اینجا نه گرگ تنها داریم

13:30.998 --> 13:32.250
‫نه کسی که فقط دنبال شهرته

13:32.750 --> 13:34.669
‫- مفهومه؟
‫- بله قربان

13:34.752 --> 13:38.297
‫سمت چپم دیمن درو رو می‌بینید
‫از دفتر اطلاعات و تحلیلِ

13:38.381 --> 13:39.840
‫وزارت امنیت داخلی

13:39.924 --> 13:40.925
‫ایشون معاون بنده هستن

13:41.008 --> 13:43.844
‫و به شدت اهل رقابتم پس سنگ تموم بذارین

13:44.470 --> 13:46.806
‫سمتِ چپ ایشون هم
‫مأمور ویژه امبر اولیورس رو داریم

13:46.889 --> 13:50.726
‫از اداره مبارزه با مواد مخدر. 14 سال سابقه
‫کار دارن و توی چندین عملیات‌ مخفیانه‌ بودن

13:50.810 --> 13:52.979
‫- عملیات خارج از کشور هم داشتین؟
‫- محرمانه‌ست

13:53.771 --> 13:56.274
‫مأمور ویژه کیانته بل از اف‌بی‌آی

13:56.357 --> 13:59.777
‫بل تخصص زیادی توی مبارزه با
‫تهدیدهای تروریسی داخلی و خارجی داره

13:59.860 --> 14:02.029
‫مأمور ویژه ایوان شپرد هم سمت چپشون ایستادن

14:02.113 --> 14:03.155
‫که بازم از اف‌بی‌آی هستن

14:03.239 --> 14:07.702
‫تخصص‌شون در زمینه تحقیقات سایبری، کلاهبرداری
‫اینترنتی و نفوذ به سیستم‌های کامپیوتریه

14:07.785 --> 14:09.662
‫تو رو خدا فقط بهم نگین هکر

14:09.745 --> 14:12.957
‫کارآگاه لوک فیناو رو از پلیس لس آنجلس داریم

14:13.040 --> 14:15.334
‫18 سال توی بخش مبارزه
‫با باندهای خلافکار و مواد مخدر بودن

14:15.418 --> 14:18.004
‫و تمرکزش روی پیوند بین اسلحله،
‫باندها، مواد مخدر و جرم بوده

14:18.087 --> 14:19.797
‫- درست گفتم؟
‫- بله

14:19.880 --> 14:22.216
‫- تو تعلیق نشده بودی؟
‫- کدوم دفعه؟

14:22.800 --> 14:25.136
‫اون موقع که صورت یارو رو کوبوندی به جدول

14:25.219 --> 14:26.262
‫- نه
‫- نه؟

14:26.345 --> 14:28.681
‫و آخرین نفر هم کارآگاه مارک میچم هستن

14:28.764 --> 14:30.850
‫از واحد سرقت و جنایت پلیس لس آنجلس

14:30.933 --> 14:32.810
‫چطورین؟ سلام

14:32.893 --> 14:35.080
‫محض اطلاعتون شهردار ازم خواست کمیسر بشم

14:35.104 --> 14:36.164
‫ولی حقوقش زیادی بالا بود

14:36.188 --> 14:38.566
‫قبول نکردم. من بیشتر
‫مردمی‌ام، می‌گیرین چی میگم؟

14:38.649 --> 14:40.651
‫این دومین کارگروه ویژه‌م
‫با حضور کارآگاه میچمه

14:40.735 --> 14:43.487
‫که مطمئنم حداقل تا
یه ‫ساعتِ دیگه پشیمون نمیشم

14:43.571 --> 14:45.698
‫- شرط می‌بندم به یه ساعت هم نمی‌کشه
‫- بیخیال شو

14:45.781 --> 14:49.076
‫خب معاون عملیات درو بهمون میگن
‫چرا اینجاییم

14:49.160 --> 14:50.244
‫بالاخره نوبت من شد؟

14:50.870 --> 14:52.288
‫خوبه. دنبالم بیایین

14:54.707 --> 14:59.420
‫دیروز ساعت 8:31 صبح
‫رابرت داردن، از مأمورینِ

14:59.503 --> 15:02.548
‫گمرک و گشت مرزی
‫وزارت امنیت داخلی،

15:02.632 --> 15:04.550
‫به قتل رسید

15:04.634 --> 15:07.219
‫با شلیک مستقیم به قلب از فاصله نزدیک

15:07.845 --> 15:09.305
‫- دوربینی اطراف نبوده؟
‫- مغازه‌های اطراف،

15:09.388 --> 15:10.806
‫بعلاوه‌ی یه عابر بانک اون طرف خیابون
‫دوربین داشتن

15:10.890 --> 15:13.225
‫ولی هیچ‌کدوم نتونستن یه نصویر درست‌وحسابی

15:13.309 --> 15:14.852
‫از قاتل موقع تیراندازی بگیرن

15:15.436 --> 15:17.438
‫انگاری می‌دونسته اونجا نقطه کوره

15:17.521 --> 15:20.483
‫- شاهد چی؟
‫- مظنون پوست تیره داره با قد 180 سانت

15:20.566 --> 15:22.777
‫و با هفت‌تیر شلیک کرده
‫و فقط در همین حد اطلاعات داریم

15:22.860 --> 15:24.921
‫شاهدهای احتمالی هم دستپاچه شدن
‫و خلاصه کسی دقیق ندیده

15:24.945 --> 15:26.447
‫نیازی نیست دستت رو بلند کنی

15:26.530 --> 15:27.782
‫آهان باشه

15:27.865 --> 15:32.161
‫برام سواله که چرا قتل یه
‫افسر وزارت امنیت داخلی

15:32.244 --> 15:33.746
‫مستلزم تشکیل کارگروه ویژه‌ست؟

15:33.829 --> 15:36.290
‫- داردن قبلاً هم تحت نظر بود
‫- واسه چی؟

15:36.374 --> 15:39.377
‫چهارده روز پیش یهو 200
‫هزار دلار به حسابش واریز شد

15:39.460 --> 15:41.087
‫معلوم نیست از کجا

15:41.170 --> 15:43.607
‫سعی کردیم رد انتقال بانکی رو بزنیم
‫ولی قابل پیگیری نیست

15:43.631 --> 15:45.174
‫توی این مورد به کمکِ شما نیاز داریم

15:45.257 --> 15:47.885
‫همچین رشوه‌ی کلانی و قتل یه مأمور گمرک

15:47.968 --> 15:49.512
‫نشون میده اینجا یه خبراییه

15:49.595 --> 15:52.014
‫و مأموریت‌مون اینه که ته و توش رو در بیارم

15:52.098 --> 15:53.641
‫و مهم نیست سرنخ‌ها ما رو به کجاها بکشونن

15:53.724 --> 15:56.727
‫از اونجایی که هیچ اطلاعاتی نداریم،
‫نمی‌دونیم چه کسانی قابل‌اعتمادن

15:56.811 --> 15:58.187
‫و این شامل مجریان قانون هم میشه

15:58.270 --> 16:00.481
‫وایسین ببینم، پس یعنی
‫این یه عملیات کاملاً سرّیه؟

16:00.564 --> 16:01.607
‫دقیقاً

16:01.691 --> 16:04.652
‫هیچ‌کس، نه دوست‌هاتون و نه خانواده‌تون

16:04.735 --> 16:07.113
‫و نه اون رفیقتون توی اداره نباید

16:07.196 --> 16:09.396
‫از کارمون خبردار بشه.
‫این شامل همه میشه

16:09.865 --> 16:11.826
‫حوزه اختیارات داردن توی
‫گمرک و گشت مرزی چی بوده؟

16:11.909 --> 16:14.120
‫زیرنظر گرفتن فعالیت‌های مرزی
‫«لوس ریس نوئووس»،

16:14.203 --> 16:15.871
‫کارتل پادشاهان جدید در تیخوانا

16:15.955 --> 16:17.581
‫بعلاوه نظارت بر فعالیت بندر لانگ‌بیچ

16:17.665 --> 16:19.667
‫می‌شناسی‌شون؟ «لوس رِیِس»؟

16:19.750 --> 16:22.461
‫حدوداً سال 2009 از بقایای کارتل
‫«لوس ماتا زیتاس» تشکیل شد

16:22.545 --> 16:24.171
‫چندتا خبرنگار، سیاستمدار و پلیس رو کشتن

16:25.089 --> 16:27.258
‫یه سطحِ دیگه‌ای از پلیدی و شرارتن

16:27.925 --> 16:29.593
‫می‌خوام بدونم چرا داردن به قتل رسیده

16:29.677 --> 16:31.721
‫قضیه پول گرفتنش چی بوده

16:31.804 --> 16:32.805
‫و از کی می‌گرفته

16:32.888 --> 16:35.850
‫و چه ربطی به وظایف رسمیش
‫توی گمرک و گشت مرزی داشته

16:35.933 --> 16:37.810
‫من از اون رئیس‌ها نیستم
‫که فقط بشینم و نگاه کنم

16:37.893 --> 16:40.613
‫میرم بیرون، وجب به وجب رو می‌گردم

16:40.646 --> 16:43.232
‫و تا به جواب نرسم، ول‌کن نیستم.
‫فهمیدین چی گفتم؟

16:43.315 --> 16:44.734
‫- بله قربان
‫- بله قربان

16:44.817 --> 16:46.652
‫تا یه ساعت دیگه برنامه عملیاتی می‌خوام

16:47.737 --> 16:48.988
‫اولین کارگروه ویژه‌تـه؟

16:50.656 --> 16:51.657
‫آره

16:51.741 --> 16:53.593
‫خب اگه می‌خوای یه تیم بشیم و یه برنامه...

16:53.617 --> 16:54.744
‫نمی‌خوام

16:56.036 --> 16:58.080
‫- چه سریع جواب دادی
‫- آره

17:03.836 --> 17:04.837
‫گوش کن، چیز...

17:04.920 --> 17:06.130
‫- اولیورس
‫- آهان

17:06.714 --> 17:09.025
‫می‌دونی، معمولاً حداقل یه روز
‫طول می‌کشه تا یکی رو ناراحت کنم

17:09.049 --> 17:11.260
‫- و تو هنوز حتی...
‫- من ملیندا بیتس رو می‌شناسم

17:12.303 --> 17:14.722
‫همونی که دو هفته قبل عروسی، پیچوندیش

17:14.805 --> 17:17.767
‫آهان بله. خیلی‌خب. جالب شد

17:17.850 --> 17:20.186
‫خواهرش ریچل رو هم می‌شناسم

17:20.269 --> 17:22.104
‫چرا که نه. بله

17:23.939 --> 17:26.293
‫فیناو، یه کمکی نمی‌کنی؟
‫گمونم افتادم توی تله

17:26.317 --> 17:27.526
‫نخیر

17:27.610 --> 17:28.652
‫مرسی

17:29.195 --> 17:30.279
‫ممنونم

17:32.448 --> 17:35.034
‫خیلی‌خب

17:38.454 --> 17:40.498
‫مطمئنی می‌خوای این‌جوری شروع کنی؟

17:42.958 --> 17:44.376
‫خیلی‌خب. باشه

17:45.085 --> 17:47.421
‫خب گوش کن، می‌خوام
‫یه چیزی رو بدونی، باشه؟

17:47.505 --> 17:49.065
‫و می‌خوام باهات روراست باشم

17:49.089 --> 17:50.174
‫اوهوم

17:50.925 --> 17:55.095
‫ریچل ساعت 2:30 نصفه‌شب
‫خیلی شبیه خواهرش میشه

17:59.141 --> 18:00.810
‫شپرد، همراهم بیا

18:01.393 --> 18:04.313
‫بیا بریم با همسرِ داردن صحبت کنیم
‫و ببینیم در جریان رشوه‌ها بوده یا نه

18:18.577 --> 18:20.496
‫خواستم ازتون تشکر کنم
‫که منو انتخاب کردین، قربان

18:25.292 --> 18:29.672
‫راجع به عملیات امریترکس توی کوانتیکو یه
‫چیزهایی خوندم یا بهتره بگم دقیق بررسیش کردم

18:29.755 --> 18:31.882
‫- شما مسئول اصلی تحقیقات بودین...
‫- از کارشناسان پرونده بودم

18:32.967 --> 18:35.594
‫کریگ کپتن مأمور مسئول پرونده بود

18:35.678 --> 18:37.513
‫آهان. بله، درسته

18:41.225 --> 18:43.703
‫خب فقط برام سوال بود
‫که زمان تعقیب دکتر آیونز

18:43.727 --> 18:45.688
‫- به این فکر می‌کردین که...
‫- مأمور ویژه شپرد

18:45.771 --> 18:46.981
‫بله قربان؟

18:47.064 --> 18:49.567
‫علت اینکه شما الان پشت فرمونی و من نه

18:49.650 --> 18:52.069
‫اینه که بتونم تراکنس‌های بانکی داردن رو

18:52.152 --> 18:54.405
‫از 18 ماه گذشته تا دیروز بررسی کنم

18:56.740 --> 18:57.783
‫خیلی‌خب

18:59.618 --> 19:01.036
‫وقتی رسیدیم بهم بگو

19:02.079 --> 19:03.080
‫چشم قربان

19:15.718 --> 19:17.303
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد

19:17.386 --> 19:18.626
‫مجبور نیستی چیزی بهشون بگی

19:18.679 --> 19:20.055
‫- شما کی باشین؟
‫- برادرش هستم

19:20.139 --> 19:21.307
‫چیزی نیست، چارلز

19:21.390 --> 19:23.976
‫نمیشه یه وقت دیگه بیایین؟ خواهرم
‫هنوز وقت نکرده این اتفاقات رو هضم کنه

19:24.059 --> 19:26.329
‫برو غذاهایی که کلیسا آورده رو جمع و جور کن

19:26.353 --> 19:29.315
‫گفتین چی با عقل جور در نمیاد؟

19:30.816 --> 19:34.069
‫محاله باب کار خلاف کرده باشه

19:34.153 --> 19:36.322
‫من 17 سال زنش بودم

19:37.197 --> 19:38.699
‫رازی بین‌مون نبود

19:38.782 --> 19:41.076
‫ما مجریان قانون گاهی مجبور میشیم
‫نقاب بزنیم

19:41.160 --> 19:43.245
‫و منم دارم بهتون میگم نقابی در کار نبود

19:43.329 --> 19:47.166
‫باب ده سال توی نیروی دریایی خدمت کرد
‫و بعد ده سال هم توی گمرک کار کرد

19:47.249 --> 19:49.168
‫ما بیمه درمانی داریم. حقوق بازنشستگی داریم

19:49.251 --> 19:51.712
‫خونه‌ای داریم که قسط‌هاش پرداخت شده

19:52.338 --> 19:54.882
‫و تعطیلات بهاری میریم برکنریج
‫اسکی می‌کنیم

19:54.965 --> 19:57.801
‫شما بگین همچین آدمی می‌تونه...

20:11.482 --> 20:12.942
‫اون آدمِ خوبی بود

20:13.025 --> 20:15.253
‫اگه می‌خوای جلوی من بشینی
‫و خلافِ اینو بگی

20:15.277 --> 20:16.737
‫صاف توی روت میگم که

20:16.820 --> 20:19.490
‫اصلاً نمی‌دونی داری چه زری می‌زنی

20:19.573 --> 20:21.408
‫خیلی‌خب، دیگه تمومه.
‫کافیه، رفقا

20:21.492 --> 20:25.329
‫یه نفر اون بیرون شوهرم
‫رو به راحتی آب خوردن کشته

20:26.038 --> 20:27.122
‫می‌خوام بدونم...

20:28.165 --> 20:32.169
‫می‌خوام بدونم چرا یه نفر باید
‫قلبِ یه پسربچه‌ی 9 ساله رو بشکنه

20:32.252 --> 20:34.213
‫و همچین ظلمی در حقش کنه

20:36.882 --> 20:37.967
‫شما بهم بگین

20:42.763 --> 20:45.432
‫اگه بخواین دوباره با مردیث صحبت کنین

20:45.516 --> 20:47.601
‫باید با وکیلش هماهنگ کنین، فهمیدین؟

20:56.360 --> 20:58.487
‫بلایت گفت چند بار مأمور مخفی بودی

20:58.570 --> 21:00.656
‫- آره
‫- چطور بود؟

21:00.739 --> 21:01.907
‫آم...

21:02.700 --> 21:03.909
‫ممکنه توش گم بشی

21:03.993 --> 21:05.786
‫- اینقدر ناجوره؟
‫- برعکس

21:05.869 --> 21:07.621
‫اصلاً نمی‌خوای برگردی

21:07.705 --> 21:10.499
‫- قبلاً با اولیورس کار کردی؟
‫- نه

21:10.582 --> 21:12.584
‫به نظر یکم خشکه، نه؟

21:14.044 --> 21:16.130
‫یعنی چرا فقط به من گیر داده؟

21:16.213 --> 21:18.590
‫نباید مسائل شخصی رو با کار قاطی کرد.
‫همه اینو می‌دونن

21:20.384 --> 21:23.387
‫- تو چی؟ پدرت هم مأمور اف‌بی‌آی بود؟
‫- به علاوه پدربزرگم

21:23.470 --> 21:26.890
‫پدربزرگم سال 1962 روی پرونده‌ی فرار
‫برادران انگلین از زندان آلکاتراز کار می‌کرده

21:28.058 --> 21:29.560
‫- پشمام!
‫- آره

21:29.643 --> 21:33.856
‫یه مأمور تازه‌کار توی کوانتیکو می‌خواست
‫بهم انگ استخدام به خاطر سابقه خانوادگی بزنه

21:33.939 --> 21:36.108
‫انگار باید خجالت می‌کشیدم

21:36.191 --> 21:37.231
‫بهش گفتی «امروز نه»؟

21:37.276 --> 21:38.861
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها گفتم

21:40.487 --> 21:42.132
‫چیه؟ واقعاً نظری در
‫رابطه با این قضیه نداری؟

21:42.156 --> 21:43.282
‫- نُچ
‫- خیلی‌خب. باشه

21:43.365 --> 21:45.367
‫منو با این حس بلاتکلیفی ول کن به امون خدا

21:46.285 --> 21:48.203
‫بیخیال داداش.
‫بیشتر از اینا ازت انتظار داشتم

21:48.287 --> 21:49.663
‫رسیدیم

22:06.597 --> 22:07.598
حالتون چطوره؟

22:07.681 --> 22:09.641
‫از دایره جنایی لس آنجلس اومدیم
‫با همکاران داردن صحبت کنیم

22:09.683 --> 22:12.019
‫از واشنگتن بهم دستور دادن
‫بهتون اختیار کامل بدم

22:14.146 --> 22:16.190
‫چند وقت با باب داردن همکاری داشتی؟

22:16.273 --> 22:18.192
‫والا دقیق نمی‌دونم، از قبل پاندمی

22:18.275 --> 22:20.944
‫بعد از من مسئول بخش آی‌تی
‫بندر لس آنجلس شد

22:21.028 --> 22:22.738
‫بهترین آدمی بود که می‌تونستی ببینی

22:22.821 --> 22:24.632
‫رفتارش توی چند ماه اخیر تغییری نکرده بود؟

22:24.656 --> 22:25.657
‫تا جایی که می‌دونم نه

22:25.741 --> 22:27.743
‫همون بابِ همیشگی.
‫موقع تولد بهمون کارت پستال می‌داد

22:27.826 --> 22:28.869
‫و احوال خانواده‌مون رو می‌پرسید

22:28.952 --> 22:30.204
‫مرد خوبی بود

22:30.287 --> 22:31.848
‫شما هم باهاش روی پرونده «لوس ریس نوئِووس»
‫کار می‌کردی، درسته؟

22:31.872 --> 22:33.957
‫آره. هرچی که الان راجع
‫به اون کارتل می‌دونین

22:34.041 --> 22:35.375
‫به لطفِ باب داردنه

22:35.459 --> 22:38.796
‫توی مرز و بندرها منبع داشت.
ازشون اطلاعات گرفت

22:38.879 --> 22:40.106
‫می‌دونستم یه ریگی به کفشش هست

22:40.130 --> 22:41.131
‫از روی تجربه‌ی خودم میگم

22:41.215 --> 22:43.717
‫وقتی شاد و شنگول و تمیز و مرتب میای سر کار

22:43.801 --> 22:46.362
‫حتماً یه جای کارت می‌لنگه و نمی‌خوای
‫بقیه خبردار بشن

22:46.386 --> 22:48.555
‫- مثلاً چی؟
‫- اینکه ساعت 8:30 بهت تیراندازی کنن

22:48.639 --> 22:50.891
‫اونم صبح روز جمعه.
‫به نظرتون این عادیه؟

22:50.974 --> 22:52.434
‫ما مأمور گمرکیم

22:52.518 --> 22:55.354
‫مثل جیسون بورن توی شهر نمی‌چرخیم

22:55.437 --> 22:57.064
‫شما گزارش‌های حوادثش رو بررسی کردی

22:57.147 --> 22:58.398
‫مورد مشکوکی ندیدی؟

22:58.482 --> 23:01.360
‫هر بار مأموریت می‌رفت، گزارش 202 مفصل می‌نوشت

23:01.443 --> 23:03.088
‫می‌گفت می‌خواد همه‌چیز ثبت شده باشه

23:03.112 --> 23:04.923
‫تا مافوق‌هامون در جریان کارهاش باشن

23:04.947 --> 23:06.156
‫میشه گزارش‌ها رو ببینیم؟

23:06.240 --> 23:08.000
‫بله، بهم دستور دادن همه‌چی رو
‫بهتون تحویل بدین

23:08.742 --> 23:11.411
‫اگه با آدمای ناجور دمخور شی،
‫تیکه‌پاره‌ت می‌کنن

23:12.371 --> 23:13.622
‫شما چی؟

23:13.705 --> 23:16.625
‫- من چی؟
‫- با آدمای ناجور دمخور نشدین؟

23:17.459 --> 23:20.212
‫من 17 ساله توی این سازمان کار می‌کنم

23:20.295 --> 23:24.133
‫یعنی دو دهه بررسی مالی، تست دروغ‌سنجی،

23:24.216 --> 23:27.219
‫آزمایش ادرار، مأموریت با
‫مافوق‌ها و هر چی که فکرشو بکنی

23:28.303 --> 23:29.805
‫مورد مشکوکی توی پرونده‌ی من دیدین؟

23:29.888 --> 23:31.056
‫هنوز نه

23:32.266 --> 23:35.644
‫خب پس برو ذره‌بینت رو بردار چون من پاکِ پاکم

23:35.727 --> 23:37.407
‫تنها مورد مشکوک به نظر من، جیم تالبوته

23:39.690 --> 23:41.400
‫اون و باب زیاد با هم می‌چرخیدن

23:41.483 --> 23:43.944
‫- خیلی زیاد
‫- منظورت چیه؟ یعنی بعد از ساعت کاری؟

23:44.027 --> 23:47.865
‫بعد از ساعت کاری، در طول ساعت کاری، چند
‫بار آخرهفته رفتن کلبه‌ی باب توی بیگ بر لیک

23:48.490 --> 23:50.576
‫اسکی و ماهیگیری و این داستانا می‌رفتن

23:50.659 --> 23:53.745
‫درباره‌ی اون مبلغ مشکوک توی
‫حساب شخصیش چی می‌دونی؟

23:53.829 --> 23:57.457
‫بانک جرانیو در گوادالاخارا مستقیم
‫با کارتل پادشاهان جدید در ارتباطه

23:57.541 --> 23:58.542
‫این یه حقیقته

23:58.625 --> 24:02.004
‫اگه پولی از این بانک دریافت کنی، مشکوکه

24:02.087 --> 24:06.008
‫نمی‌فهمم چرا عاقلانه‌تر رفتار نکرد

24:06.091 --> 24:08.385
‫اگه کارِ دیگه‌ای داشتین، در خدمتم

24:08.468 --> 24:10.137
‫ولی در حال حاضر حجم کاریم دو برابر شده

24:10.220 --> 24:13.098
‫و هیچ‌کس از مدیرها هم پیگیر نیست که

24:13.182 --> 24:14.183
‫نیروی جدید برام بگیرن

24:14.266 --> 24:15.434
‫بسیارخب

24:15.517 --> 24:17.186
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

24:20.272 --> 24:21.273
‫چی شد؟

24:21.899 --> 24:22.900
‫هر کسی یه چیزی میگه

24:22.983 --> 24:24.711
‫داردن یا بهترین آدم روی زمین بوده

24:24.735 --> 24:26.653
یا مشکوک و غیرقابل‌اعتماد بوده

24:26.737 --> 24:29.448
‫آره خب برای همینه که
‫باید قبل از قضاوت عجولانه

24:29.531 --> 24:30.949
‫خوب راجع به طرف تحقیق کرد

24:41.335 --> 24:44.588
‫حتماً باید راجع به
‫همکارِ داردن، جیم تالبوت تحقیق کنیم

24:44.671 --> 24:46.173
‫- آره، مشکوک می‌زد
‫- آره، دقیقاً

24:46.256 --> 24:49.509
‫ظاهراً آخرهفته‌ها پاتوقشون
‫کلبه‌ی داردن توی بیگ بر بوده

24:49.593 --> 24:51.428
‫- اینو می‌دونستین؟
‫- آدرسش رو داریم؟

24:51.511 --> 24:54.264
‫جایی ندیده بودم که کلبه‌ی تفریحی داشته باشه

24:54.932 --> 24:56.058
‫باشه، الان چک می‌کنم

24:56.725 --> 24:58.894
‫گزارش 302 مصاحبه‌های امروزتون رو می‌خوام

25:00.270 --> 25:04.107
‫راستی افسر ارشد گفت یه نفر از واشنگتن
‫پشت‌مونه

25:04.191 --> 25:05.400
‫مشکلی هست؟

25:06.318 --> 25:09.071
‫آخه عجیبه کارگروهی که تازه تشکیل شده

25:09.154 --> 25:10.794
‫- اینقدر نفوذ داشته باشه
‫- بچه‌ها

25:12.282 --> 25:15.118
‫خب من کلافه شده بودم
‫که اینقدر از لحظه تیراندازی

25:15.202 --> 25:18.372
‫فیلم داریم ولی یه نمای
‫درست‌وحسابی از قاتل نداریم، خب؟

25:19.164 --> 25:21.792
‫ولی بعد اینو ساعت 8:31 دیدم

25:21.875 --> 25:23.293
‫دیدین؟ دقیقاً اینجا

25:23.919 --> 25:26.004
‫این یه وانت مخصوص حمل آینه‌ست

25:26.088 --> 25:31.510
‫و همین باعث شد به ذهنم برسه که اگه
‫فیلم عابربانک کناری رو باهاش هم‌زمان کنم

25:31.593 --> 25:32.594
‫و بعد...

25:33.470 --> 25:35.555
‫و ساعت 8:31 دقیقه متوقفش کنم...

25:38.225 --> 25:40.560
‫بوم!

25:40.644 --> 25:42.521
‫عجب!

25:42.604 --> 25:45.607
‫تصویر رو با تمام پایگاه‌های داده آمریکا
‫چک کنین و ببینید با کسی تطابق داره یا نه

25:45.691 --> 25:48.860
‫و منظورم تمام پایگاه‌هاست،
‫چه محرمانه چه عمومی

25:48.944 --> 25:50.862
‫فوراً باید هویتِ این شخص رو در بیاریم

25:50.946 --> 25:51.947
‫بله قربان

25:58.243 --> 26:00.243
‫[آلهامبرا]

26:09.214 --> 26:10.632
‫مظنون سیزر موریوئه

26:10.716 --> 26:11.967
‫واحدِ بالایی

26:12.551 --> 26:13.760
‫خیلی‌خب، بیایین بریم

26:18.432 --> 26:20.952
‫خیلی‌خب، ما از در ورودی میریم
‫وقتی ما وارد شدیم، شما از پشت بیایین

26:20.976 --> 26:22.644
‫وایسا ببینم، چرا شما از در ورودی میرین؟

26:22.728 --> 26:24.271
‫چون سلاحِ بزرگ دست ماست

26:24.354 --> 26:25.772
‫نمیشه که...

26:38.827 --> 26:40.662
‫آهای. حالت خوبه؟

26:40.746 --> 26:41.830
‫آره

26:43.665 --> 26:45.167
‫سیزر موریو

26:45.250 --> 26:47.169
‫پلیس! ما حکم...

26:47.252 --> 26:49.171
‫گوه توش

26:50.255 --> 26:51.590
‫آره، آره

26:53.258 --> 26:55.302
‫من تیر خوردم. من تیر خوردم

26:55.385 --> 26:56.928
‫پلیس مجروح شد!

27:02.059 --> 27:03.393
‫برو، برو، برو

27:04.644 --> 27:06.104
‫از جات تکون نخور!

27:06.188 --> 27:08.398
‫هوی! بیا اینجا ببینم! نه، نه، نه، نه!

27:08.482 --> 27:10.567
‫هوی!

27:10.650 --> 27:11.651
‫بذارش زمین! بذارش زمین!

27:12.694 --> 27:14.279
‫وای لعنتی!

27:14.988 --> 27:16.323
‫به پشت بخواب!

27:16.406 --> 27:17.574
‫تکون نخور

27:26.500 --> 27:27.501
‫موریو نیست؟

27:34.549 --> 27:35.550
‫اسمت چیه؟

27:38.261 --> 27:39.262
‫اسمت چیه؟

27:39.346 --> 27:40.764
‫درت رو بذار، پتیاره

27:42.391 --> 27:43.725
‫گوش کن احمق. اونا چیه؟

27:44.810 --> 27:47.229
عین این می‌مونه که یه مُهر روی پیشونیت باشه

27:47.312 --> 27:48.397
‫قبل از اینکه بری زندان

27:48.480 --> 27:50.148
‫اسمت رو می‌فهمم

27:50.941 --> 27:53.860
‫ما دنبال سیزر موریو هستیم

27:53.944 --> 27:55.862
‫می‌دونیم آدمکشِ کارتله

27:55.946 --> 27:58.198
‫آخرین آدرسش اینجا بوده

27:58.990 --> 27:59.991
‫وکیل می‌خوام

28:02.411 --> 28:03.412
‫حرف نمی‌زنه

28:04.871 --> 28:08.083
‫کسی توی «لوس ریس نوئووس» خبرچینی نمی‌کنه
‫وگرنه سر از ته بشکه سیر در میاره

28:09.668 --> 28:10.877
‫خیلی‌خب، بیایین بریم

28:14.798 --> 28:15.882
‫اولیورس

28:18.885 --> 28:21.138
‫مرسی که هوامو داشتی.
‫دمت گرم

28:22.264 --> 28:23.704
‫باید می‌ذاشتی ما از در ورودی بریم

28:32.065 --> 28:33.567
‫چه کمکی از دستم برمیاد، ری؟

28:34.818 --> 28:36.653
‫از ایمیل فرستادن خوشم نمیاد

28:38.447 --> 28:41.700
‫اشتباه بزرگی کردی که مأمور اولیورس رو
‫به تیم اضافه کردی

28:42.951 --> 28:45.871
‫یکی از خبرچین‌های اداره مبارزه با مواد مخدر
‫گزارش معتبری داده که

28:45.954 --> 28:46.997
‫اولیورس معتاده

28:47.080 --> 28:48.081
‫آزمایش گرفتین؟

28:48.165 --> 28:49.434
‫چند باری یهویی ازش آزمایش گرفتیم

28:49.458 --> 28:52.377
‫و اونم فهمید چطوری سیستم رو گول بزنه

28:52.461 --> 28:55.046
‫- پس پاکه
‫- گوش نمیدی چی میگم‌ها

28:56.006 --> 28:59.342
‫یه وقتایی مأمورها زیادی
‫توی نقش‌شون فرو میرن

28:59.926 --> 29:02.721
‫آخرش یه سرنگ توی دستشونه و
‫یادشون میره آدم بدها کی بودن

29:02.804 --> 29:04.681
‫نمی‌دونم عملیاتت چیه

29:04.764 --> 29:06.600
‫یا مأموریت کارگروهت چیه

29:06.683 --> 29:09.686
‫ولی یه بمب ساعتی توی تیمت داری، نیتن

29:19.905 --> 29:21.364
‫سیزر موریو غیبش زده

29:21.448 --> 29:24.910
‫توی آپارتمان اثرانگشت بود
‫ولی ممکنه ما ماه‌ها پیش باشه

29:26.328 --> 29:27.329
‫آهای

29:28.705 --> 29:31.541
‫- ببین آخرین مأموریت مخفی میچم چی بوده
‫- چرا؟

29:32.459 --> 29:33.627
‫هر وقت سرت خلوت بود

29:36.671 --> 29:38.798
‫بررسی سوابق مالیِ داردن به کجا رسید؟

29:39.674 --> 29:41.885
‫رسیدم به سال 2015

29:41.968 --> 29:44.804
‫مخارج شخصی رو حذف کردم
‫و واریزی‌ها رو پیگیری کردم

29:44.888 --> 29:48.308
‫و تنها مورد مشکوک همون مبلغ شش رقمیه
‫که سه هفته پیش از بانک جرانیو واریز شده

29:48.391 --> 29:50.268
چک کردی نشونه‌ی خاصی یا
‫فایل مخفی‌ای در کار نباشه؟

29:50.352 --> 29:51.978
‫البته. مورد مشکوکی نبود

29:52.062 --> 29:54.689
‫پرداخت‌های ملکی توی بیگ بر
‫یا سوابق مالیاتی چی؟

29:54.773 --> 29:57.734
‫نه. هیچ نشونه‌ای نیست که خودش یا زنش مِلکی

29:57.817 --> 29:59.295
‫به غیر از خونه‌شون توی
‫بلمونت هایتس داشته باشن

29:59.319 --> 30:01.613
‫گزارش 302 مربوط به
‫گفتگو با همکار داردن چی میگه؟

30:01.696 --> 30:03.281
‫موریس اسپلمن، بله

30:03.365 --> 30:06.034
‫گفته بودی همکارش به بانک
‫جرانیو در گوادالاخارا اشاره کرده؟

30:06.117 --> 30:09.246
‫- بله
‫- خب اول اون اسمش رو آورد یا شما؟

30:09.329 --> 30:11.039
‫خودش گفت. چطور مگه؟

30:11.122 --> 30:13.959
‫خب وقتی به داردن مشکوک شدم،
‫این اطلاعات رو به کسی ندادم

30:14.042 --> 30:17.170
‫اسپلمن نمی‌تونست اسم بانک رو بدونه
‫مگه اینکه خودِ داردن بهش گفته باشه

30:17.254 --> 30:19.172
‫که احتمالش خیلی کمه

30:19.256 --> 30:21.967
‫شپرد، آدرسِ اسپلمن رو برام در بیار
‫و برام بفرست

30:24.338 --> 30:27.353
‫[تپه‌های هالیوود]

30:45.782 --> 30:46.783
‫وای گندش بزنن

30:51.538 --> 30:52.831
‫داره فرار می‌کنه. داره فرار می‌کنه

30:55.250 --> 30:56.501
‫یه فراری داریم

31:06.136 --> 31:08.221
‫- اولیورس، گمش نکنی
‫- تو کجا میری؟

31:08.722 --> 31:10.807
‫محکم بشین

31:46.009 --> 31:47.135
‫همون‌جا وایسا!

31:52.474 --> 31:53.808
‫پاشو آشغال

32:06.488 --> 32:07.822
‫...گیرش انداخته بودیم

32:09.491 --> 32:10.950
‫می‌فهمم. احمقانه بود

32:11.034 --> 32:13.434
‫میگما، نباید از پشت بهش می‌زدی

32:15.413 --> 32:17.099
‫- نباید...
‫- می‌تونستی هُلش بدی سمتِ ما

32:17.123 --> 32:18.875
‫می‌دونی؟ ما گیرش انداخته بودیم

32:19.709 --> 32:21.479
‫نباید از اون تپه‌ی بی‌صاحاب می‌رفتی پایین

32:21.503 --> 32:23.755
‫- خب آقای هنری بهم گفت
‫- آقای هنری؟

32:23.838 --> 32:25.358
‫آقای هنری، معلم علوم کلاس شیشمم

32:25.382 --> 32:27.801
‫گفت کوتاه‌ترین فاصله‌ی بین دو نقطه چیه؟

32:27.884 --> 32:29.302
‫- خط مستقیم
‫- آهای

32:33.098 --> 32:34.099
‫مشکلی پیش اومده؟

32:34.182 --> 32:35.767
‫- نه
‫- نه قربان

32:35.850 --> 32:37.852
‫جفتتون برین توی اتاق بازجویی

32:37.936 --> 32:39.396
‫- ازش حرف بِکِشین
‫- حله

32:39.479 --> 32:40.897
‫- خدایی؟
‫- جفت‌تون

32:42.315 --> 32:44.401
‫البته، چشم. منطقیه

32:52.534 --> 32:54.035
‫چرا داشتی فرار می‌کردی موریس؟

32:54.661 --> 32:56.246
‫فکر کردم... فکر کردم شما...

32:56.788 --> 32:58.873
‫بعد از اون بلایی که سر باب اومد،
‫می‌تونستین هر کسی باشین

32:58.957 --> 33:00.125
‫جنگ یا فرار، منم فرار رو انتخاب کردم

33:00.625 --> 33:01.825
‫اگه خودت رو لو بدی...

33:01.876 --> 33:04.170
‫می‌دونی، تخصص میچم فرار کردنه

33:04.254 --> 33:07.006
‫دو هفته قبل از عروسیش

33:07.090 --> 33:08.883
‫- از دستِ نامزدش فرار کرد
‫- چه مرگته؟

33:08.967 --> 33:10.427
‫حالا به عنوان متخصص فرار کردن،

33:10.510 --> 33:12.571
‫به نظرت اسپلمن از
‫ترس داشت فرار می‌کرد

33:12.595 --> 33:13.763
‫یا چون مجرم بود؟

33:13.847 --> 33:15.700
‫بذار یه نکته‌ای رو راجع به اولیورس بهت بگم

33:15.724 --> 33:18.369
‫از یکی از رفیقام توی اداره مبارزه با مواد
‫مخدر شنیدم که هیچ‌کس حاضر نیست باهاش کار کنه

33:18.393 --> 33:20.228
‫- عملاً هیچ‌کس!
‫- عه! این‌جوری شنیدی؟

33:20.311 --> 33:22.522
‫- آره، این‌جوری شنیدم
‫- کسشر نگو

33:22.605 --> 33:24.566
‫- آره یا توی فاز انکاری، نه؟
‫- خیلی‌خب

33:24.649 --> 33:26.443
‫ولی تو درک می‌کنی موریس، مگه نه؟

33:26.526 --> 33:28.820
‫- درک می‌کنم؟
‫- آره. دروغگوها همدیگه رو می‌شناسن

33:28.903 --> 33:31.322
‫از کجا می‌دونستی باب
‫داردن توی لیک‌اروهد کلبه داره

33:32.115 --> 33:33.867
‫- فکر می‌کردم... خودش گفت که...
‫- وایسا ببینم

33:33.950 --> 33:35.034
‫کجا بود؟

33:35.118 --> 33:37.620
‫- کلبه‌ش توی لیک‌اروهد
‫- نه، نه، نه

33:37.704 --> 33:38.830
‫تو گفتی بیگ بر

33:39.414 --> 33:41.708
‫آره درسته. من...

33:41.791 --> 33:42.876
‫اون اصلاً کلبه نداره

33:43.501 --> 33:45.336
‫اصلاً به جز ملکش توی بلمونت هایتس
‫چیزِ دیگه‌ای نداره

33:45.420 --> 33:47.839
‫- نمی‌...
‫- الکی گفتی

33:47.922 --> 33:50.175
‫از کجا می‌دونستی رشوه از بانک جرانیو
‫به حسابش میومده؟

33:50.258 --> 33:51.259
‫من از...

33:51.342 --> 33:54.012
‫آهان پس واسه همین باهم فرستادی‌شون داخل

33:54.095 --> 33:57.390
‫یا همدیگه رو می‌کشن یا
‫مظنون رو گیج‌ می‌کنن

33:58.183 --> 34:01.036
‫می‌دونیم تو اون رشوه‌ها رو گرفتی
‫چون اثر انگشتت روی صفحه کلیدش بود

34:01.060 --> 34:03.605
‫می‌دونیم می‌خواستی بندازی
‫گردن داردن چون بهت شک کرده بود

34:03.688 --> 34:06.733
‫بعدشم صورت‌حسابای بانکی
‫خواهرت رو ردیابی کردیم. کجا بود؟

34:06.816 --> 34:07.942
‫- توی ایندیو
‫- ایندیو

34:08.026 --> 34:10.337
‫درسته. اونم توی یه جرم فدرال
‫همدست بوده

34:10.361 --> 34:12.030
‫باید 15 سال توی زندان
‫ویکتور ویل آب خنک بخوره

34:12.113 --> 34:13.591
‫- چی؟
‫- می‌دونی حبس چطوریه؟

34:13.615 --> 34:15.617
‫بذار بهت بگم. توی هر سلولی سه نفر هست

34:15.700 --> 34:16.951
‫یه روشویی و یه توالت

34:17.035 --> 34:18.179
‫روزی 30 دقیقه وقت هواخوری دارن

34:18.203 --> 34:21.015
‫بقیه‌ش رو دارن سعی می‌کنن
‫دووم بیارن. همینطور روز و شب

34:21.039 --> 34:22.641
‫امیدوارم خواهرت موهاش رو کوتاه کرده باشه

34:22.665 --> 34:24.345
‫که وقتی دارن چونه‌ش رو به سیمان می‌کوبن،

34:24.417 --> 34:26.586
‫موهاش کشیده نشه روی زمین

34:26.669 --> 34:28.481
‫آره، می‌دونی چرا؟ چون وقتی دارن
‫یه زندانی تازه‌وارد رو لت و پار می‌کنن

34:28.505 --> 34:31.090
‫حال می‌کنن دستشون پر از مو باشه

34:31.174 --> 34:32.383
‫خواهرم بی‌گناهه

34:32.467 --> 34:34.010
‫- تو گفتی داردن رو بکشن
‫- نه

34:34.093 --> 34:35.863
‫خب چطوره خواهرت تقاصش رو پس بده؟

34:35.887 --> 34:38.389
‫- نه!
‫- داردن رو که حذف کردی، اونم حذف می‌کنی

34:38.473 --> 34:40.600
‫نه! من نمی‌دونستم می‌خوان بکشنش

34:47.690 --> 34:50.026
‫و گفت کارتل منتظر فرصتی بوده که

34:50.109 --> 34:52.195
‫گمرک و وزارت امنیت داخلی
یه تأسیسات رو تخلیه کنن

34:52.278 --> 34:53.839
‫تا بدون مزاحم معامله رو انجام بدن

34:53.863 --> 34:55.990
‫- معامله‌ی چیه؟
‫- گمونم مواد

34:57.033 --> 34:59.410
‫داردن فهمیده بود اسپلمن رو خریدن

34:59.494 --> 35:01.287
‫«لوس ریس» هم مشکل رو حل کرد

35:01.371 --> 35:03.057
‫آره ولی اسپلمن گفت نمی‌دونه نتیجه چی شده

35:03.081 --> 35:04.207
‫و هیچ‌وقت فراتر از اون نرفته

35:04.290 --> 35:05.333
‫مثل سگ دروغ میگه

35:05.875 --> 35:08.628
‫اینجا یه گوشی یه بار مصرف و گوشی
‫کاری داریم. جفتشم توی ماشینش بوده

35:08.711 --> 35:09.879
‫با تیم تحلیل رایانه‌ای همکاری کن
‫تا ازش اعتراف بگیریم

35:09.963 --> 35:12.191
‫ببینیم با کیا در ارتباط بوده و
‫چه اطلاعاتی بهشون داده

35:12.215 --> 35:13.341
‫قربان، من می‌تونم رسیدگی کنم

35:13.424 --> 35:14.884
‫تو همراهم بیا یه کاری انجام بدیم

35:15.927 --> 35:16.928
‫آم رئیس

35:18.471 --> 35:20.640
‫اگه خواسته‌تون اینه باشه، چشم، انجامش میدم

35:20.723 --> 35:22.643
‫- ولی راستش به نظرم...
‫- دقیقاً خواسته‌م همینـه

35:34.571 --> 35:38.658
‫کارت توی استفاده از وانت حمل آینه
‫و پیگیری گزارش‌های مالی عالی بود

35:39.450 --> 35:40.869
‫ممنون قربان

35:40.952 --> 35:43.430
‫توی این کار، چیزهایی می‌بینی
‫که هیچ‌وقت نمی‌تونی فراموش کنی

35:43.454 --> 35:46.791
‫و باید بدترین خبرها رو توی بدترین
‫روزهای زندگی آدما بهشون بدی

35:46.875 --> 35:50.962
‫ولی هر از گاهی هم یه همچین چیزی می‌بینی

35:56.092 --> 35:59.512
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم که
‫شوهرتون هیچ کار غیرقانونی‌ای نمی‌کرده

36:00.471 --> 36:03.182
‫در واقع داشت با یه کارتل خطرناک
‫مبارزه می‌کرد

36:03.933 --> 36:05.435
‫اون یه قهرمان بود مردیث

36:05.518 --> 36:07.270
‫مامان؟

36:14.027 --> 36:15.194
‫ممنونم

36:19.991 --> 36:22.201
‫دوتا اوت شد!

36:22.994 --> 36:24.162
‫برو، برو، برو، برو!

36:25.413 --> 36:26.414
‫آره!

36:30.209 --> 36:32.378
‫عه، دیمن، فکر نمی‌کردم...

36:33.004 --> 36:34.964
‫- لازم نبود بیای...
‫- خودم می‌خواستم بیام فرانک

36:35.548 --> 36:37.258
‫- باشه
‫- آقای درو؟

36:37.342 --> 36:39.177
‫- سلام برونو. سلام رفقا
‫- آم...

36:39.761 --> 36:43.222
‫خواستیم بهتون بگیم می‌دونیم نوا دیگه
‫نمی‌تونه اینجا باشه

36:44.474 --> 36:49.103
‫ولی هنوزم توی تیم کنارِ ماست

37:02.492 --> 37:07.580
‫- خودشون پیشنهاد دادن... امیدوارم که...
‫- قشنگـه

37:14.802 --> 37:16.630
‫[دیمن درو]

37:16.731 --> 37:19.749
‫[پسرِ نه ساله‌اش نوا در یک تصادف
‫رانندگی در حالت مستی، کشته شد]

37:24.036 --> 37:24.911
‫[میم. میچم]

37:28.581 --> 37:30.581
‫[مغرور، خودخواه و رفتار غیرحرفه‌ای]

37:36.299 --> 37:39.369
‫[کارآگاه میچم به مدت 9 ماه به عنوان
‫مأمور مخفی در زندان پام دیل حضور داشت]

38:09.392 --> 38:10.810
‫گفتی سردردهات بدتر شدن؟

38:11.644 --> 38:13.438
‫بیشتر شدن. نمی‌دونم بدتر شدن یا نه

38:13.521 --> 38:17.233
‫عدم تعادل، سرگیجه یا استفراغ نداشتی؟

38:17.316 --> 38:19.152
‫- دست‌هات رو بیار پایین
‫- هنوز نه

38:19.694 --> 38:20.695
‫هوم

38:23.364 --> 38:24.574
‫دردی حس نمی‌کنی؟

38:25.783 --> 38:27.869
‫- نه
‫- خیلی‌خب

38:27.952 --> 38:31.956
‫حرفِ تازه‌ای ندارم، همه‌ی
‫اینا رو 9 ماه پیشم بهت گفتم

38:32.040 --> 38:35.376
‫وقتی پای گلیوبلاستوم مولتی‌فرم تهاجمی وسط باشه

38:36.210 --> 38:39.047
‫ریسک جراحی یا پرتودرمانی...

38:39.630 --> 38:41.049
‫ضررش بیشتر از نفعشه

38:41.132 --> 38:43.885
‫بله، متوجه‌ام. صرفاً دنبال
‫اینم که دردم کمتر بشه

38:46.304 --> 38:49.307
‫دُز داروهات رو می‌برم بالاتر

38:49.390 --> 38:54.479
‫به طور منظم ام‌آر‌آی می‌گیرم تا
‫روند رشد تومور رو بررسی کنم

38:54.562 --> 38:57.231
‫ولی فکر نکنم بشه دقیق گفت...

39:03.571 --> 39:05.448
‫چرا نمیری یه ساحل آروم پیدا کنی

39:06.074 --> 39:09.619
‫پاهاتو دراز کنی و تا جایی
‫که می‌تونی آرام‌بخش بخوری

39:10.244 --> 39:13.831
‫و لحظات باقی مونده از
‫عمرت رو با آرامش سپری کنی؟

39:17.210 --> 39:18.377
‫کاش می‌تونستم، دُکی

40:01.796 --> 40:03.381
‫کارآگاه، سوالی داری؟

40:03.464 --> 40:04.882
‫بله. چیزه...

40:06.092 --> 40:07.927
‫چرا دوباره منو برای یه
‫کارگروه ویژه دیگه می‌خواین؟

40:11.931 --> 40:12.932
‫تعجب کردی؟

40:13.015 --> 40:15.560
‫خب آخه دفعه پیش...

40:16.144 --> 40:19.897
‫جلوی روتون بهتون گفتم حرومزاده
‫پس آره

40:21.482 --> 40:27.280
‫پدرم یه بار بهم گفت قهرمان بودن ربطی به توانایی‌

40:27.905 --> 40:31.409
‫یا مهارت‌ نداره بلکه مهم اینه که
‫چقدر می‌تونه سختی تحمل کنه

40:33.411 --> 40:36.706
‫مجبورت کردم یه سال تموم با آریایی‌ها
‫توی اردوگاه‌هاشون سر کنی

40:36.789 --> 40:39.458
‫کنارشون بخوابی، باهاشون غذا بپزی

40:39.542 --> 40:41.210
‫بری توی تجمع‌های کوفتیشون

40:41.294 --> 40:43.212
‫همش هم به عنوان مأمور مخفی

40:43.296 --> 40:45.381
‫بدون هیچ ارتباط و کمکی از دنیای بیرون

40:45.464 --> 40:46.549
‫اگه شکست می‌خوردی،

40:47.884 --> 40:49.552
‫اگه خودتو به کشتن می‌دادی

40:50.803 --> 40:52.805
‫اونوقت کارِ منم تموم بود

40:53.306 --> 40:54.390
‫به همین راحتی

40:55.808 --> 40:56.809
‫و وقتی مأموریتت تموم شد...

40:56.893 --> 40:58.686
‫می‌خواستم دندون‌هات رو بریزم توی دهنت

40:59.312 --> 41:00.479
‫یه اسم برام جور کردی

41:01.272 --> 41:03.107
‫و ابی ارند الان زنده‌ست

41:03.191 --> 41:05.610
‫اونم فقط به خاطر سختی‌هایی که
‫پیشِ اون نازی‌ها کِشیدی

41:07.153 --> 41:09.655
‫حاضرم کلی فحش بخورم ولی بازم
‫همچین عملکردی ازت ببینم

41:14.035 --> 41:15.536
‫از قبل روی این پرونده کار می‌کردی، مگه نه؟

41:16.120 --> 41:17.121
‫این پرونده؟

41:17.205 --> 41:20.041
‫یه روز بعد از قتل، به
‫کارگروه ویژه فدرال تشیکیل دادی

41:20.625 --> 41:22.126
‫از وزارت امنیت داخلی مجوز گرفتی

41:22.210 --> 41:24.962
‫بدون اینکه کسی مانعت بشه؟

41:26.631 --> 41:27.965
‫پس از قبل روش کار می‌کردی؟

41:31.928 --> 41:33.554
‫یه خبرچین بهم اطلاع داد

41:34.639 --> 41:37.183
‫که یه عامل خارجی دنبال رشوه
‫دادن به مأمورهای امنیت داخلیه

41:37.266 --> 41:39.602
‫دوبار سعی کردم تشکیل پرونده بدم

41:39.685 --> 41:41.812
‫هر دو بار هم جلوم رو گرفتن. نمی‌دونم چرا

41:44.315 --> 41:46.943
‫وقتی داردن کشته شد دیگه مطمئن شدم
‫یه ربطی به این قضیه داره

41:47.985 --> 41:50.154
‫- کی جلوت رو گرفت؟
‫- مشخص نیست

41:50.238 --> 41:51.678
‫خب کی اجازه داد کارگروه ویژه تشکیل بدی

41:51.739 --> 41:54.450
‫خودم شخصاً رفتم پیش رئیس

41:55.368 --> 41:56.953
‫برای همین کارمون مخفیانه‌ست

41:57.995 --> 41:59.372
‫دیگه نمی‌دونم کی قابل‌اعتماده

41:59.997 --> 42:01.582
‫حتی توی خود اداره

42:05.586 --> 42:06.796
‫برای همین منو انتخاب کردی

42:07.630 --> 42:08.631
‫مگه نه؟

42:10.049 --> 42:14.053
‫واسه همین اولیورس، فیناو،
‫بل، شپرد رو انتخاب کردی

42:15.429 --> 42:19.767
‫نه به خاطر مزخرفات قهرمان‌بازی،
‫تحمل رنج و بهترین بودن

42:19.850 --> 42:21.519
‫چون آدمای اضافی‌ای هستیم

42:21.602 --> 42:23.997
‫چون اگه توی اداره‌های خودمون نباشیم،
‫کسی دلتنگمون نمیشه

42:24.021 --> 42:25.606
‫نه ستوان‌ها و نه رئیس‌هامون

42:25.690 --> 42:28.250
‫آره، ما صرفاً براشون حکم یه دهن کجی رو داریم

42:28.317 --> 42:30.611
‫یه مشت پشه‌ی مزاحمیم که افتادیم به جونشون

42:30.695 --> 42:31.946
‫خوشحالم میشن از شرمون خلاص بشن

42:33.155 --> 42:35.157
‫یا شایدم به نظرِ من بهترین مأمورها اونایین که

42:35.241 --> 42:37.001
ول‌کنِ ماجرا نیستن

42:37.076 --> 42:39.161
‫و براشون مهم نیست کی یا
‫چی بخواد جلوشون رو بگیره

42:44.333 --> 42:45.543
‫داری چرت و پرت میگی

42:48.879 --> 42:49.880
‫جدی؟

42:52.967 --> 42:53.968
‫آهای!

42:54.510 --> 42:55.720
‫به اطلاعات گوشی دسترسی پیدا کردم

42:57.513 --> 42:59.932
‫اسپلمن دروغ می‌گفت که
‫دیگه دنبال فرصت نیستن

43:00.016 --> 43:03.311
‫دستور داده کل مأمورهای گمرک
‫و مرزبانی از اسکله 31 دور بشن

43:03.394 --> 43:05.438
‫- عملیات کی انجام میشه؟
‫- تا یه ساعت دیگه

43:16.839 --> 43:19.933
‫[اسکله 31]

44:02.411 --> 44:04.080
‫راه بیفتین! یالا!

44:12.963 --> 44:14.590
‫- میچ، ردیفی؟
‫- ردیفم

44:24.183 --> 44:27.937
‫توی اسکله 31 به طرفمون تیراندازی شده.
‫همه‌ی نیروهای امنیتی رو بفرستین. تمام

44:35.694 --> 44:36.946
‫- هوامو داشته باش
‫- باشه!

44:55.464 --> 44:57.299
‫کدوم گوری میره؟

45:12.022 --> 45:13.023
‫یالا

45:38.048 --> 45:39.216
‫موریوئه؟

45:40.676 --> 45:41.677
‫آره

45:50.144 --> 45:51.145
‫امنـه

45:52.396 --> 45:53.564
‫وایسین، صبر کنین!

45:56.984 --> 45:58.360
‫همه برن عقب

45:58.444 --> 46:00.446
‫- برین عقب!
‫- چی شده؟

46:00.529 --> 46:03.115
‫الان فهمیدم چرا می‌خواستن این محدوده
‫تخلیه بشه

46:03.701 --> 46:13.701
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:13.925 --> 46:23.925
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:48.202 --> 46:49.203
‫همونیه که فکر می‌کردم

46:51.580 --> 46:53.123
‫اینا انبر گاما بودن

46:53.207 --> 46:56.585
‫ در معرض پنج هزار
‫میلی‌سیورت تابش قرار گرفتن

46:56.669 --> 46:58.879
‫خیلی‌خب، من فقط دو سال توی
‫کالج سانتا مونیکا درس خوندم

46:58.963 --> 47:00.649
‫پس میشه لطفاً یه‌جوری
‫بگی که ما معمولیا هم بفهمیم؟

47:00.673 --> 47:04.426
‫با این مواد شکافت‌پذیر میشه
‫یه حادثه در سطح چرنوبیل

47:04.510 --> 47:06.095
‫توی لس انجلس به‌وجود آورد

47:12.684 --> 47:18.684
‫ترجمـه از سحـر

47:27.449 --> 47:28.534
شلیک به هدف از فاصله 15 متری؟

47:32.204 --> 47:33.205
‫خیلی‌خب

47:33.289 --> 47:35.409
‫وقتی تیراندازی شد، از کنارِ من تکون نخور

47:35.874 --> 47:36.917
‫حله

47:36.941 --> 47:37.727
‫[در این فصل خواهید دید...]

47:37.751 --> 47:39.503
‫خیلی‌خب، فعلاً در همین حد می‌دونیم

47:40.087 --> 47:43.924
‫یه نفر داره از کارتل مواد مخدر استفاده می‌کنه
‫تا مواد شکافت‌پذیر وارد آمریکا کنه

47:44.842 --> 47:47.511
‫مأموریتی داریم که می‌تونه
‫جونِ هزاران نفر رو نجات بده

47:47.595 --> 47:50.347
‫پس باید تا تهش بریم و بیخیال نشیم

47:52.141 --> 47:54.059
‫پلس لس آنجلس، در رو باز کنین!

47:55.728 --> 47:57.771
‫اونا طبق قوانین بازی نمی‌کنن،

47:58.772 --> 48:00.232
‫چرا ما بکنیم؟

48:02.735 --> 48:04.987
‫یه وقتایی مرزها مبهم میشن

48:05.487 --> 48:07.740
‫من با همین مرزهای مبهم تا تهش میرم

48:09.241 --> 48:11.910
‫اگه نظرِ دیگه‌ای داری، من پایه‌م

48:14.079 --> 48:16.081
‫خیلی‌خب. نقشه اول: کامیون رد میشه

48:17.666 --> 48:20.044
‫نقشه دوم: جهنم بپا میشه

48:25.674 --> 48:28.469
‫- رسید هم براش می‌خوام
‫-از دولت بگیر

48:29.345 --> 48:32.348
‫هدفمون جلوگیری از یه سلاح کشتار جمعیه

48:33.182 --> 48:35.059
‫باید مطمئن بشم تا آخرش هستی

48:35.684 --> 48:37.394
‫تا آخرش هستم

48:37.478 --> 48:39.104
‫- وقتی که زیرِ...
‫- وای!

48:39.688 --> 48:40.773
‫بحثِ بداهه‌پردازیه

48:40.856 --> 48:42.483
‫- نزدیک بود منو بزنی
‫- ولی نزدم

48:42.566 --> 48:45.152
‫- به نظرم خیلی طبیعی بود رفیق
‫- آره، همینو بگو!

48:45.235 --> 48:47.738
‫شاید جمع کردن یه تیم از آشوبگرها

48:47.821 --> 48:49.633
‫- از اداره‌های مختلف...
‫- بخواب روی زمین! همین الان!

48:49.657 --> 48:51.492
‫...فکرِ خوبی نبود

48:52.409 --> 48:53.744
‫دست از پا خطا کنی، کارت تمومه

48:54.578 --> 48:56.246
‫به خودت بیا. بهت نیاز دارم

48:59.500 --> 49:01.418
‫- آخی
‫- نه!

49:01.502 --> 49:03.504
‫- پس من برات مهمم. چه قشنگ!
‫- نـه

49:05.172 --> 49:08.592
‫یه آدم فوق‌العاده ثروتمند
‫اونقدری ماده شکافت‌پذیر داره که

49:08.676 --> 49:10.678
‫لس آنجلس رو به هیروشیما تبدیل کنه

49:12.638 --> 49:13.931
‫و ما نمی‌دونیم کجاست
