WEBVTT

00:00.000 --> 01:25.000
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
myprmov.ir

01:25.539 --> 01:29.890
(خاطرات پزشک قانونی)

01:30.670 --> 01:33.950
(قسمت بیست و ششم)

01:39.640 --> 01:40.509
فکر کنم

01:41.509 --> 01:43.590
لی مویون فهمیده من کیم

01:44.310 --> 01:46.572
یه ترفندی توی جنگ هست بهش میگن
"علفا رو که تکون بدی، مار از لونه‌ش میزنه بیرون"

01:47.310 --> 01:48.194
اون که تا حالا ندیدتت

01:48.950 --> 01:51.039
حتی اگه توی کالبدشکافی هم
بهت مشکوک شده باشه

01:51.039 --> 01:52.350
هیچ مدرکی نداره

01:52.920 --> 01:54.250
ولی اگه عکس العمل نشون بدی

01:54.509 --> 01:55.970
میفتی توی دامش

01:56.420 --> 01:57.814
نزدیک بود همه چی رو
سر یه چیز خیلی کوچیک به باد بدم

01:58.530 --> 02:00.090
هنوز صبر و حوصله‌م کمه

02:02.530 --> 02:04.260
تا همین حالاشم خیلی خوب عمل کردی

02:04.700 --> 02:05.530
اگه من جات بودم

02:06.140 --> 02:08.191
یه لحظه هم صبر نمیکردم
میزدم میکشتمش گند به بار میاوردم

02:09.530 --> 02:10.740
نه، این کار رو نمیکردی

02:11.460 --> 02:13.690
توی محتاط‌ترین آدمی هستی که میشناسم

02:14.090 --> 02:16.248
اگه از چیزی مطمئن نباشی، کاری نمیکنی

02:17.340 --> 02:18.459
ولی از وقتی برگشتم پایتخت

02:19.690 --> 02:21.303
هر روز با کلی بلاتکلیفی روبرو میشم

02:22.530 --> 02:23.860
بخاطر پدرت؟

02:27.570 --> 02:28.770
اون که اصلا بهم گوش نمیده

02:29.460 --> 02:30.590
تکلیفم سر اون معلومه

02:33.180 --> 02:34.060
چیزی که الانم نگرانم میکنه

02:34.060 --> 02:35.990
پرونده‌ی شاهزاده جین و ارباب شنه

02:36.570 --> 02:38.310
رفتم وزارت دادگستری که پرونده‌ها رو پیدا کنم

02:38.310 --> 02:39.910
ولی همه‌شون مهر و موم شده بودن

02:40.430 --> 02:41.579
انگاری این موضوع

02:41.810 --> 02:43.701
خیلی پیچیده‌تر از چیزیه که فکر میکردیم

02:44.410 --> 02:45.180
امروز که دیدم

02:45.180 --> 02:47.250
لی مویون اسم پدرم رو آورد

02:49.570 --> 02:51.090
هیچ عذاب وجدانی توی صورتش نبود

02:51.570 --> 02:53.340
با خودم گفتم خیلی پرروعه

02:53.340 --> 02:54.530
حسابی جوش آوردم

02:55.220 --> 02:56.591
ولی الان که بهش فکر میکنم

02:57.110 --> 02:58.970
اگه واقعا چیزی نباشه که ازش خجالت بکشه چی؟

02:58.970 --> 03:01.320
اگه واقعا فقط کاری رو کرده
که وظیفه‌ش بوده چی؟

03:01.320 --> 03:02.450
اگه پدرم

03:04.870 --> 03:06.530
واقعا به شاهزاده جین کمک کرده باشه چی؟

03:09.940 --> 03:10.570
وان

03:11.460 --> 03:12.900
انقدر فکرت رو درگیرش نکن

03:14.850 --> 03:16.050
ما تازه اومدیم پایتخت

03:17.060 --> 03:19.536
قبل اینکه کاری کنیم، باید جا پامون رو
توی وزارتخونه محکم کنیم

03:20.370 --> 03:21.130
بهم اعتماد کن

03:22.530 --> 03:24.780
دیر یا زود حقیقت معلوم میشه

03:25.740 --> 03:26.940
قدم

03:27.620 --> 03:28.410
به قدم

03:28.810 --> 03:29.810
همه چی رو روشن میکنیم

03:32.460 --> 03:34.690
شاهزاده سوی بالاخره به حرف اومد

03:35.650 --> 03:37.310
ذهنش که آروم‌تر بشه

03:37.900 --> 03:39.130
ازش میپرسم ببینم

03:39.130 --> 03:41.329
از همسر سلطنتی جین چیزی یادشه یا نه

03:41.900 --> 03:42.500
باشه

03:43.690 --> 03:44.736
دیگه به این چیزا فکر نکن

03:46.090 --> 03:47.998
این چند روز خیلی درگیر کار بودی
برو یکم استراحت کن

03:49.340 --> 03:50.362
زندان وزارت دادگستری

03:51.060 --> 03:52.910
جای راحتی واسه بازجویی نیست

04:05.180 --> 04:06.970
یالا عالیجناب

04:07.650 --> 04:09.620
کجایین؟

04:09.620 --> 04:10.740
الان میام

04:10.740 --> 04:11.740
من اینجام

04:12.940 --> 04:13.850
اینجایی؟

04:14.180 --> 04:15.020
گرفتمت

04:15.460 --> 04:16.060
من دیگه از نفس افتادم

04:16.060 --> 04:17.300
حالا نوبت شماست منو بگیرین

04:17.660 --> 04:19.180
اومدیم قربان

04:20.829 --> 04:22.270
وای که چه حالیه

04:22.450 --> 04:24.210
شونه‌هام رو بمالین

04:31.060 --> 04:32.140
چه خبر شده؟

04:32.170 --> 04:33.726
مگه قرار نبود بگیرینم؟

04:38.500 --> 04:39.830
تو اینجا چیکار میکنی؟

04:41.570 --> 04:42.659
چرا گریه میکنی؟

04:43.540 --> 04:45.080
کدوم عوضی‌ای اذیتت کرده؟

04:45.420 --> 04:47.020
همین الان حقش رو میذارم کف دستش

04:51.770 --> 04:55.060
خود عوضیت بودی

04:56.880 --> 04:59.880
فکر کردم مردی

05:02.210 --> 05:03.800
چرا باید مرده باشم؟

05:04.110 --> 05:04.920
اون روز

05:05.450 --> 05:07.880
یکی توی فنگ چی کشته شده بود

05:08.180 --> 05:10.690
خیلی وحشتناک کشته بودنش

05:12.300 --> 05:13.540
واسه همین

05:14.120 --> 05:16.040
فکر کردی من بودم؟

05:17.540 --> 05:19.670
همه جا رو بخاطرت زیر و رو کردم

05:19.790 --> 05:22.670
سرای فنگ چی رفتم، عمارت شاهزاده یی رفتم

05:23.130 --> 05:25.250
ولی پیدات نکردم

05:25.860 --> 05:28.060
شنیدم چی داره روی پرونده‌ش کار میکنه

05:28.060 --> 05:30.400
دوییدم رفتم پیشش

05:30.810 --> 05:31.860
وقتی رسیدم

05:32.690 --> 05:35.090
دیدم وان ار کوچولو داره کالبدشکافیش میکنه

05:35.800 --> 05:38.430
بدنش خیلی شبیه تو بود

05:40.010 --> 05:41.620
بخدا خیلی شبیهت بود

05:42.060 --> 05:43.540
خواستم فکر کنم تو نیستی

05:43.540 --> 05:44.330
ولی ماموره میگفت

05:44.330 --> 05:46.659
مقتول هر روز توی فاحشه خونه‌ها بوده

05:46.659 --> 05:47.890
اگه

05:47.890 --> 05:50.450
بعدیش تو باشی چی؟

05:51.860 --> 05:54.620
اگه واقعا میمردی چی؟

05:55.100 --> 05:57.740
اونوقت من چه خاکی به سرم میریختم؟

06:04.570 --> 06:05.537
من اگه بمیرم هم

06:07.210 --> 06:08.420
قبلش مطمئن میشم

06:09.540 --> 06:11.128
تو جلوی دسته عزا وایسی

06:15.540 --> 06:16.300
باشه پس

06:16.940 --> 06:18.770
نه فقط اون جلو وایمیسم

06:18.770 --> 06:20.890
تازه نوحه‌ت هم خودم میخونم

06:20.890 --> 06:21.620
خوبه؟

06:45.330 --> 06:46.860
نرو نینگ

06:50.010 --> 06:52.060
هیچکی تا حالا مثل تو

06:53.370 --> 06:54.740
جونم واسش مهم نبوده

06:56.250 --> 06:57.620
اگه بری

06:59.450 --> 07:01.770
دیگه هیچکی اینجوری حواسش بهم نیست

07:13.520 --> 07:14.710
نگران نباش

07:16.470 --> 07:17.870
من تا آخر عمر

07:18.840 --> 07:19.960
یه دوست واقعی

07:20.920 --> 07:22.210
برات میمونم

07:33.890 --> 07:34.659
باشه

07:35.810 --> 07:36.980
چه زنده باشیم، چه مرده

07:37.960 --> 07:38.880
همیشه

07:40.310 --> 07:42.110
رفیق واقعی هم میمونیم

07:57.860 --> 08:01.210
کی جرأت داره مزاحم تهذیبم بشه؟

08:03.770 --> 08:04.810
ژانگ دونگ شوان

08:05.810 --> 08:08.010
بازم میخوای مفصل خوک بخوری؟

08:08.010 --> 08:10.450
یا اینجا توی نوبت مرگ واسه اعدام بمونی؟

08:10.740 --> 08:13.850
من همه‌ش یه تیکه گوشت خوردم
از الان تسویه حساب کردی؟

08:13.850 --> 08:17.050
عالیجناب، فکر نمیکنی یکم خسیس تشریف داری؟

08:28.180 --> 08:29.660
اگه هرچی که میدونی رو بهم بگی

08:29.660 --> 08:30.520
قول میدم

08:30.620 --> 08:32.679
هر روز مفصل خوک بخوری

08:33.900 --> 08:35.260
پس یه زنه

08:35.280 --> 08:36.230
عالیجناب

08:36.260 --> 08:38.539
دیدین درست گفتم؟

08:38.559 --> 08:41.190
برای اینکه بهت گفتن سر و وضعت رو مرتب کنی

08:41.190 --> 08:43.000
فهمیدی طرفت یه خانومه

08:43.000 --> 08:44.030
چون فقط خانوما به تمیزی اهمیت میدن

08:44.030 --> 08:45.900
نخیرم

08:45.930 --> 08:48.590
فقط زنا نیستن که تمیزی واسشون مهمه

08:48.690 --> 08:51.120
همه اشراف زاده‌ها واسشون مهمه

08:51.460 --> 08:53.060
توی پایتخت همه میدونن

08:53.060 --> 08:54.920
ارباب یان آدم سرد و خشکیه

08:55.140 --> 08:57.570
فقط برای اینکه قبل ملاقاتت
بهت بگه خودت رو مرتب کنی

08:57.570 --> 08:58.790
زحمت کشیده اومده زندان

08:58.790 --> 09:00.900
نشون میده طرف کسیه که
خیلی براش احترام قائله

09:00.900 --> 09:03.850
بجز ملکه مادر، اعلیحضرت و شاهزاده روی

09:03.850 --> 09:05.660
تنها کسی که ممکنه براش خیلی مهم باشه

09:05.660 --> 09:07.260
حتما زنیه که مورد قبولشه

09:07.550 --> 09:08.430
درست نمیگم؟

09:09.260 --> 09:12.740
شاهدخت یونگ سی، پس الکی معروف نشدی

09:13.030 --> 09:14.430
یه مهارت دیگه‌م دارم

09:14.480 --> 09:15.950
میتونی حدس بزنی چیه؟

09:22.480 --> 09:23.910
دختر کوچولو

09:23.910 --> 09:26.060
تو که از ارباب یان هم خشن‌تری

09:28.990 --> 09:31.097
جناب ژانگ، هنوزم نمیخوای
چهره واقعیت رو نشون بدی؟

09:42.070 --> 09:44.980
من سال‌ها توی سفرهام روی همین حقه حساب کردم

09:44.980 --> 09:46.220
جاییم لو نرفتم

09:46.220 --> 09:48.500
شما چجوری فهمیدین؟

09:48.610 --> 09:51.620
بلدی با گوشِت
آدما رو از روی صداشون پیدا کنی

09:51.620 --> 09:53.540
ولی اگه یکی با دقت نگاهت کنه

09:53.560 --> 09:55.500
میفهمه به نور و سایه واکنش نشون میدی

09:55.500 --> 09:56.260
بهت پیشنهاد میکنم

09:56.260 --> 09:58.020
از این روش قایم کردن مردمک چشمات
دیگه استفاده نکنی

09:58.020 --> 09:59.610
به رگ‌های دور چشمت آسیب میزنه

09:59.610 --> 10:01.410
توی طول زمان روی بیناییت اثر میذاره

10:01.410 --> 10:03.910
پس این روش هم بلدین؟

10:03.910 --> 10:05.270
نسل دره پادشاه دارو

10:05.270 --> 10:07.460
واسه خودش چیزیه

10:08.020 --> 10:10.900
حالا که میدونی شاهدخت یونگ سی
از دره پادشاه داروعه

10:10.900 --> 10:12.430
پس باید اینم بدونی که

10:12.540 --> 10:13.610
اون تنها کسی توی این دنیاست که

10:13.610 --> 10:15.140
میتونه بی گناهیت رو ثابت کنه

10:21.610 --> 10:24.360
پس بهم بگین

10:24.570 --> 10:28.250
صحنه قتل پرونده‌ی پوست کنی پایتخت

10:28.370 --> 10:31.700
نماد گل سیاه ناحق رو داشته یا نه

10:34.990 --> 10:37.210
هنوز صحنه جرم پیدا نشده

10:37.210 --> 10:39.410
ولی یکم سولفور روی جنازه

10:39.450 --> 10:40.710
و جایی که انداخته شده بود مونده بود

10:40.710 --> 10:42.380
مورد مشابه دیگه‌ای هم پیدا شده؟

10:42.380 --> 10:43.470
فقط همین یکیه

10:43.660 --> 10:45.027
شبیه پرونده شهر گوان یینه

10:46.180 --> 10:47.210
کلا یه آدم مرده

10:47.210 --> 10:48.380
اونوقت اومدین سراغ من؟

10:48.380 --> 10:49.780
برین ببینم، برین

10:49.780 --> 10:51.380
تعداد مرده‌ها که بیشتر شد برگردین

10:51.380 --> 10:52.310
ژانگ دونگ شوان

10:52.720 --> 10:54.980
اشکالی نداره بخوای از این قضیه سود ببری

10:55.060 --> 10:56.580
ولی اگه جون آدما واست بازیه

10:56.580 --> 10:58.040
توی همین زندان میپوسی و میمیری

10:58.090 --> 11:00.420
آخه شما که هنوز صحنه جرم هم پیدا نکردین

11:00.540 --> 11:02.540
چجوری میخواین قاتل اصلی رو بگیرین؟

11:02.540 --> 11:03.210
بعدشم

11:03.210 --> 11:04.260
کلا یه آدم مرده

11:04.260 --> 11:06.090
چجوری به شهر گوان یین ربطش میدین؟

11:06.090 --> 11:07.850
آدم باید یه پرونده جدید مشابه پیدا کنه

11:07.850 --> 11:09.900
که به قبلی ربطش بده

11:11.090 --> 11:12.730
یعنی میگی یه گوشه بشینیم

11:12.730 --> 11:14.610
منتظر باشیم آدمای بیگناه بیشتری کشته بشن؟

11:14.610 --> 11:15.850
نه تنها ما باید روی پرونده تحقیق کنیم

11:15.850 --> 11:17.060
بلکه جلوی این کشت و کشتار رو هم بگیریم

11:17.060 --> 11:19.020
ولی وقتی نقشه قاتل رو از قبل بدونیم

11:19.020 --> 11:20.950
میتونیم بجای جمع کردن جسد
از کوچه پس کوچه‌ها

11:21.260 --> 11:23.260
جون آدما رو نجات بدیم

11:32.210 --> 11:33.300
علیاحضرت

11:33.940 --> 11:36.450
هرچی میخواین میتونین بپرسین

11:37.450 --> 11:38.310
شش سال پیش

11:38.900 --> 11:41.146
چرا پات به اون سه تا پرونده‌ی
شهر گوان یین باز شد؟

11:43.140 --> 11:44.090
میدونین چرا

11:44.730 --> 11:45.810
اون موقع‌ها وزیر شن

11:45.810 --> 11:48.900
فکر میکرد من قاتل اصلیم؟

11:51.900 --> 11:54.350
چون قبل اون قتل‌ها

11:54.540 --> 11:56.920
واقعا یه آدم داغون و ورشکسته بودم

12:21.960 --> 12:23.280
اعلیحضرت وارد میشوند

12:28.070 --> 12:29.420
عرض ادب پدر

12:48.060 --> 12:50.140
گلبرگ‌های طلایی با سرمای بهاری"

12:50.300 --> 12:52.360
گل‌های زرد کلی تنوع دارن

12:52.640 --> 12:54.600
به مسافر راه بگو

12:54.690 --> 12:57.090
یاس زمستونی رو

12:59.060 --> 13:00.390
"با گل خردل اشتباه نگیره

13:00.780 --> 13:01.490
خب

13:01.810 --> 13:03.260
ولیعهد، از نگاه تو

13:03.260 --> 13:04.720
حالا این یاس زمستونی کیه؟

13:06.260 --> 13:08.090
و گل خردل کیه؟

13:09.260 --> 13:10.420
پدر

13:10.420 --> 13:11.690
امروز که داشتم توی حیاط قدم میزدم

13:11.690 --> 13:12.780
فهمیدم بین کل درختای شکوفه‌دار

13:12.780 --> 13:14.600
فقط یاس زمستونی تونسته
به پای شکوفه‌های قرمز برسه

13:14.600 --> 13:15.570
یه لحظه ازش الهام گرفتم

13:15.570 --> 13:17.370
یه شعر قدیمی درباره‌ش نوشتم

13:18.210 --> 13:19.490
زیاد روش وقت نذاشتم

13:19.490 --> 13:21.850
حالا که وقت کردی

13:21.950 --> 13:23.500
بری توی حیاط قدم بزنی

13:23.730 --> 13:25.860
پس فکر کنم اون پرونده وحشتناکِ

13:26.060 --> 13:26.900
پوست کنی

13:27.690 --> 13:29.420
حل شده باشه

13:30.090 --> 13:32.020
دستور که دادین، چی و وان رفتن روش تحقیق کنن

13:32.020 --> 13:33.680
خبر داری الان کجان؟

13:34.060 --> 13:35.248
حتما هنوز دارن تحقیق میکنن

13:37.680 --> 13:39.320
نشستی پرونده رو

13:39.690 --> 13:41.380
خودت بخونی؟

13:41.660 --> 13:42.540
...میخواستم فردا بخونمش

13:42.540 --> 13:43.490
هی فردا فردا میکنی

13:46.560 --> 13:48.320
کدوم فردا؟

13:50.610 --> 13:51.850
امروز که جنابعالی

13:52.180 --> 13:54.950
بیرون داشتی خوش میگذروندی

13:55.140 --> 13:58.810
چی یه سرنخ از پرونده پیدا کرد

13:58.990 --> 14:00.590
الانم با وان

14:00.690 --> 14:01.810
توی زندان وزارت دادگسترین

14:01.810 --> 14:04.410
دارن از مظنون پرونده‌ی
شهر گوان یین بازجویی میکنن

14:04.810 --> 14:05.450
...من

14:05.810 --> 14:06.450
...من

14:06.450 --> 14:08.310
چون ولیعهدی

14:08.310 --> 14:10.560
امنیت پایتخت رو

14:10.560 --> 14:12.310
بهت سپردم

14:12.740 --> 14:15.850
با اینکه تا حالا سه تا جرم بزرگ
تحت نظرت اتفاق افتاده

14:15.850 --> 14:17.610
ولی هنوزم توی باغ نیستی

14:18.260 --> 14:19.090
واقعا که

14:19.570 --> 14:21.210
لیاقت این جایگاه رو نداری

14:22.310 --> 14:23.170
پدر، خواهش میکنم عصبانی نشین

14:23.170 --> 14:24.140
اشتباه کردم

14:30.300 --> 14:31.920
اگه کاری که بهت میسپارم رو

14:32.450 --> 14:34.210
انقدر کوچیک و بی اهمیت میدونی

14:34.730 --> 14:36.140
پس بهتره توی همین قصر بمونی

14:36.140 --> 14:37.300
از زندگی مرفه و بی دردسرت

14:37.900 --> 14:38.900
لذت ببری

14:38.900 --> 14:39.360
پدر

14:39.540 --> 14:41.150
پدر، غلط کردم

14:41.180 --> 14:42.940
خواهش میکنم یه فرصت دیگه بهم بدین

14:43.140 --> 14:45.430
از این به بعد با دقت
مسئولیت‌هام رو انجام میدم

14:55.810 --> 14:56.670
عالیجناب

14:56.690 --> 14:57.890
زدین توی خال

14:58.590 --> 15:00.420
عالیجناب، یه تیر هم بیراهه نرفت

15:00.420 --> 15:01.620
تیراندازیتون عالیه

15:04.890 --> 15:06.950
بنظرت کی تیراندازیش بهتره؟

15:07.180 --> 15:08.780
من یا یان چی؟

15:09.570 --> 15:11.690
من که تا حالا تیراندازی ارباب یان رو ندیدم

15:14.690 --> 15:15.980
ولی خب وقتی بحث تیراندازیه

15:15.980 --> 15:17.580
قطعا کسی روی دست شما نیست

15:18.190 --> 15:19.620
اون یان چی

15:20.390 --> 15:22.300
از همه موذی‌تره

15:23.190 --> 15:24.650
تا وقتی به یه چالش واقعی نکشمش

15:24.880 --> 15:26.600
نمیشه فهمید توانایی‌هاش چقدره

15:26.600 --> 15:28.210
عالیجناب، نمیخواد نگران باشین

15:28.210 --> 15:31.050
سربازها با خدمات نظامی‌ای که کسب میکنن
مورد احترام قرار میگیرن

15:31.810 --> 15:34.970
از وقتی ارباب یان توی
وزارت دادگستری منصوب شده

15:34.970 --> 15:36.210
خیلی طول نمیکشه

15:36.420 --> 15:37.660
که دیگه جایی

15:37.660 --> 15:40.040
توی ارتش شوشی نداشته باشه

15:40.420 --> 15:41.780
تا اون موقع

15:41.780 --> 15:43.300
شما حتما

15:43.300 --> 15:44.900
جاشون رو میگیرین

15:45.730 --> 15:47.553
عالیجناب، همسر سلطنتی یه پیغام فرستادن

15:50.140 --> 15:52.690
خبر مهمی شده؟

15:55.610 --> 15:57.540
به پیامرسون بگو نامه رو خوندم

15:57.540 --> 15:58.940
به مادرم بگه نگران نباشه

15:58.940 --> 16:00.600
حواسش به پدرم باشه

16:00.600 --> 16:01.290
بله

16:03.330 --> 16:04.190
عالیجناب

16:04.470 --> 16:06.060
عمه

16:06.420 --> 16:08.050
خیلی حواسشون بهتون هست

16:10.570 --> 16:11.500
اعلیحضرت

16:11.570 --> 16:12.868
وظایف ولیعهد رو محدود کرده

16:13.800 --> 16:16.000
احتمالا موقعیتش توی فرمانداری پایتخت رو

16:16.090 --> 16:17.490
از دست میده

16:17.970 --> 16:19.940
عمه حتما میخوان

16:19.940 --> 16:22.450
شما برای جایگاه ولیعهد
توی فرمانداری پایتخت رقابت کنین

16:22.450 --> 16:25.180
زنای حرم فقط دنبال اون مقامن

16:25.260 --> 16:26.610
من انقدر احمق نیستم

16:26.970 --> 16:27.690
پدر

16:27.690 --> 16:29.890
باهوش و سختگیر و توی اوج قدرتشه

16:30.430 --> 16:32.560
اگه بخوام اشتباهی جاه طلبی‌ای کنم

16:33.540 --> 16:35.620
اول از همه بازخوردش برمیگرده به خودم

16:36.450 --> 16:37.470
ولی

16:37.660 --> 16:39.730
اون دختره چین وان رو دست کم گرفته بودم

16:40.260 --> 16:42.730
معلوم شده اون پزشک قانونی ماهری که
به ولیعهد کمک کرده

16:42.730 --> 16:44.190
پرونده متجاوز حل بشه

16:44.190 --> 16:45.230
این دختره بوده

16:45.300 --> 16:46.330
عالیجناب

16:46.780 --> 16:48.380
هر چقدرم که بااستعداد باشه

16:48.450 --> 16:49.950
بازم یه زنه

16:50.490 --> 16:52.090
اگه آبروش بره

16:52.490 --> 16:54.420
جرأت میکنه بیاد توی جامعه سرش رو بلند کنه؟

16:55.090 --> 16:56.330
اون موقع

16:56.330 --> 16:59.010
یان چی هم پشتش رو خالی میکنه

16:59.490 --> 17:00.540
فکر خوبیه

17:01.110 --> 17:01.960
ولی یادت باشه

17:01.990 --> 17:03.140
عجولانه کاری نکنی

17:03.970 --> 17:05.900
پدر و چی خیلی بهش اهمیت میدن

17:06.079 --> 17:07.730
قبل اینکه حرکتی بزنی

17:07.730 --> 17:09.130
زمان درستش رو پیدا کن

17:09.660 --> 17:10.250
بله

17:10.940 --> 17:11.900
چین وان

17:15.210 --> 17:16.339
جالبه

17:24.829 --> 17:25.700
چه

17:32.920 --> 17:33.570
برین بیرون

17:35.070 --> 17:36.030
بله-
بله-

17:38.730 --> 17:39.450
مادر

17:40.970 --> 17:42.370
سرافکنده‌ت کردم

17:42.860 --> 17:44.990
تو ولیعهد این مملکتی

17:45.030 --> 17:47.330
نباید انقدر راحت حرفای ناامید کننده بزنی

17:47.330 --> 17:49.060
دیگه ولیعهد نیستم

17:49.970 --> 17:51.940
پدر گفت لیاقت این جایگاه رو ندارم

17:51.940 --> 17:52.970
به درد وارث بودن نمیخورم

17:52.970 --> 17:53.860
چه مزخرفات

17:54.420 --> 17:56.370
اون از روی عصبانیت یه حرفی زده

17:56.690 --> 17:58.620
منظورش که واقعا این نبوده میذارتت کنار

17:59.970 --> 18:00.970
مادر

18:01.900 --> 18:03.160
من هیچ وقت

18:03.180 --> 18:05.450
انتخاب اول پدر واسه ولیعهدی نبودم

18:05.450 --> 18:07.050
اگه بخاطر آیین و رسوم نبود

18:07.380 --> 18:08.940
خیلی وقت پیش میذاشتم کنار

18:08.940 --> 18:09.940
هیچ اما اگری وجود نداره

18:12.250 --> 18:14.580
توی پسر شرعی ملکه‌ای

18:14.940 --> 18:15.970
بطور طبیعی و قانونی

18:15.970 --> 18:17.634
جایگاه ولیعهد واسه توعه

18:18.510 --> 18:19.850
تا وقتی وظایفت رو انجام بدی

18:19.850 --> 18:22.000
هیچکی نمیتونه این عنوان رو ازت بگیره

18:22.490 --> 18:24.420
حتی پدرت

18:26.160 --> 18:27.010
مادر

18:28.100 --> 18:29.490
بجای اینکه پدر رو

18:29.490 --> 18:30.530
پشت سر هم ناامید کنم

18:30.530 --> 18:31.660
میخوای از فرصت استفاده کنیم

18:31.660 --> 18:32.490
خودمون با احترام کنار بکشیم؟

18:32.490 --> 18:33.140
...من

18:40.420 --> 18:41.380
دردت گرفت؟

18:48.290 --> 18:50.900
واقعا از این مسئولیت‌ها خوشم نمیاد

18:52.330 --> 18:53.000
ولی

18:56.210 --> 18:57.770
از زمان تولدت

19:00.180 --> 19:02.050
انتخاب دیگه‌ای نداشتی

19:03.010 --> 19:04.660
فکر کردی ولیعهد نباشی

19:04.660 --> 19:06.860
میتونی مثل یه شاهزاده بیخیال زندگی کنی؟

19:07.010 --> 19:07.940
توی طول تاریخ

19:07.940 --> 19:09.549
ولیعهدهایی که برکنار شدن
فقط یه سرنوشت داشتن

19:10.290 --> 19:11.580
مرگ

19:13.340 --> 19:14.820
نمیخوام از این حرفا بشنوم

19:17.690 --> 19:18.490
خیلی خب

19:25.100 --> 19:26.796
دوست نداری ولیعهد باشی ، نه؟

19:28.250 --> 19:28.690
بیا

19:29.740 --> 19:31.100
مادر، چیکار داری میکنی؟

19:31.100 --> 19:32.180
اول منو بکش

19:33.820 --> 19:34.290
زده به سرت؟

19:34.290 --> 19:34.940
منو بکش

19:35.420 --> 19:35.970
بکش

19:35.970 --> 19:36.940
مادر

19:38.420 --> 19:39.750
زده به سرت؟

19:46.100 --> 19:47.140
مادر

19:47.660 --> 19:48.990
نمیتونی این کار رو کنی، نه؟

19:50.100 --> 19:52.290
پس تا وقتی به تخت بشینی

19:52.800 --> 19:55.040
روی وظایف ولیعهدیت تمرکز کن

19:55.890 --> 19:57.350
بخاطر مردم هم که شده

19:58.120 --> 20:00.290
باید این جایگاه رو بدست بیاری

20:12.420 --> 20:15.420
روز جشنواره سوم دوگانه
ازدواجت رو ترتیب میدیم

20:15.420 --> 20:16.210
تا اون موقع

20:17.180 --> 20:19.079
اعلیحضرت حتما محدودیتت رو برمیداره

20:23.440 --> 20:25.370
فقط تمرکزت رو بذار روی کارت

20:25.940 --> 20:27.140
دوباره رسوایی به بار نیاری

20:27.140 --> 20:29.400
بهونه دست بقیه بدی

20:29.730 --> 20:31.050
باشه

20:47.690 --> 20:49.608
بافت اطراف زخمش خیلی جمع شده

20:49.900 --> 20:51.300
جریان خون رو محدود کرده

20:51.420 --> 20:53.005
ماهیچه سمت چپ سینه‌ش هم یکم تحلیل رفته

20:53.660 --> 20:55.120
بیشتر از 5 ساله که اینجوریه

20:55.860 --> 20:58.860
همون موقع هم که دستگیر شدم این زخم رو داشتم

20:59.490 --> 21:02.620
توی پرونده هم ثبت شده

21:02.620 --> 21:03.820
ولی بازم

21:03.820 --> 21:06.100
منو به عنوان قاتل انداختن اینجا

21:07.320 --> 21:09.320
با همچین زخم عمیق و بزرگی

21:09.350 --> 21:11.140
عصب‌های دست چپش هم قطعا آسیب دیدن

21:11.140 --> 21:12.580
هیچ جوره نمیتونسته اون روش پیچیده‌ی

21:12.580 --> 21:14.014
کندن پوست آدم زنده رو انجام بده

21:15.940 --> 21:17.400
شایدم این نقشه قتل‌ها رو کشیده

21:17.860 --> 21:19.690
یکی دیگه انجامشون داده؟

21:19.690 --> 21:21.350
منظورت چیه مرتیکه؟

21:21.490 --> 21:23.860
تو که باهام خوب رفتار کردی
بهم غذای خوب دادی

21:23.860 --> 21:25.250
قول دادی بیگناهیم رو ثابت کنی

21:25.250 --> 21:27.010
حالا که زخمم رو دیدی

21:27.010 --> 21:29.010
داستان سر هم میکنی

21:29.010 --> 21:30.450
که شاید همدست داشتم؟

21:30.450 --> 21:32.340
اگه بیگناهی، پس چرا تظاهر میکردی کوری؟

21:32.340 --> 21:33.050
اگه تظاهر نمیکردم

21:33.050 --> 21:35.180
کی باور میکرد میتونم طالع بینی کنم؟

21:35.180 --> 21:36.380
چجوری خرج و مخارجم رو درمیاوردم؟

21:36.380 --> 21:37.660
خب چرا وقتی انداختنت توی زندان وزارتخونه

21:37.660 --> 21:38.660
بازم نقش بازی کردی؟

21:38.660 --> 21:40.210
با اینکه مثلا کور بودم

21:40.210 --> 21:42.010
به عنوان مظنون گرفتنم

21:42.010 --> 21:43.290
اگه میتونستم ببینم

21:43.290 --> 21:45.620
که دیگه کمتر حرفم رو باور میکردن

21:46.100 --> 21:47.620
پس چون ارباب شن رو گول زدی

21:47.620 --> 21:49.020
قبول کرد پرونده‌ت رو دوباره باز کنه

21:49.550 --> 21:50.570
چرت و پرت نگو

21:50.610 --> 21:51.940
وزیر شن حواسش به جزئیات بود

21:51.940 --> 21:53.420
چون توی پرونده

21:53.420 --> 21:54.490
یه سری تناقض پیدا کرده بود

21:54.490 --> 21:55.380
ازم بازجویی کرد

21:55.380 --> 21:57.010
حتی خودش رفت گوان یین تحقیق کنه

21:57.010 --> 21:58.250
بعد که دید حرفام درسته

21:58.250 --> 21:59.290
پرونده رو بی نتیجه اعلام کرد

21:59.290 --> 22:00.290
خودتون برین

22:00.290 --> 22:01.970
یادداشت‌هاش رو بخونین

22:01.970 --> 22:04.050
دست از سر منم بردارین

22:07.860 --> 22:08.790
متاسفانه

22:09.050 --> 22:12.110
تمام یادداشت‌هایی که نوشتن ناپدید شدن

22:12.820 --> 22:15.290
هیچکی نمیدونه توی گوان یین چی پیدا کردن

22:15.290 --> 22:16.040
یا چرا

22:16.250 --> 22:18.180
پرونده‌ت رو بی نتیجه اعلام کردن

22:18.820 --> 22:19.620
پس یعنی

22:20.210 --> 22:22.620
فقط وقتی قاتل اصلیِ
پرونده پوست کنی پایتخت رو پیدا کنیم

22:22.620 --> 22:24.395
میتونیم پرونده قتل شهر گوان یین رو هم
دوباره باز کنیم

22:32.530 --> 22:34.530
اگه کمکمون کنی قاتل اصلی رو گیر بندازیم

22:34.900 --> 22:36.760
منم قول میدم بیگناهیت رو ثابت کنم

22:38.180 --> 22:39.010
میدونین چرا

22:39.790 --> 22:41.500
من

22:41.970 --> 22:43.570
مظنون ردیف اول شدم؟

22:43.860 --> 22:45.264
طبق چیزایی که توی پرونده نوشته شده

22:45.970 --> 22:48.290
هر سه تا مقتول پرونده شهر گوان یین

22:48.290 --> 22:50.100
یه بار واسه طالع بینی اومدن پیشت

22:50.100 --> 22:50.860
آره

22:52.420 --> 22:53.620
فکرشم نمیکردم

22:54.100 --> 22:57.240
آخرش کارم به اینجا برسه

22:58.340 --> 23:01.970
پنج سال پیش
کنار یه معبد میخواستم بساط پهن کنم

23:03.110 --> 23:06.420
که دیدم دوتا بردر با یه مسافر دعواشون شده

23:07.100 --> 23:09.210
فکرشو نمیکردم برادر کوچیکه زخمی بشه

23:09.210 --> 23:10.900
یه طرف بدنش فلج شده بود

23:10.900 --> 23:13.140
بعد دعوا که دیدمشون

23:13.490 --> 23:15.580
فهمیدم برادر بزرگه

23:15.580 --> 23:17.790
کل دارایی‌هاش رو بالا کشیده

23:17.930 --> 23:20.750
نصیحتش کردم که حرمت برادری رو نگه داره

23:20.750 --> 23:23.330
ولی چون نقشه‌ش رو رو کرده بودم
عصبانی شد

23:23.330 --> 23:24.680
پرتم کرد بیرون

23:24.710 --> 23:25.800
(غلط میکنی منو میزنی)

23:26.100 --> 23:26.660
(که چی؟)

23:26.660 --> 23:27.100
(دنبال دردسری؟)

23:27.100 --> 23:27.860
(بزنینش)

23:27.860 --> 23:28.450
(بزنینش)

23:30.450 --> 23:31.050
(فرار نکن)

23:31.681 --> 23:32.900
چند روز بعد

23:33.210 --> 23:35.490
پوست برادر بزرگه رو کنده بودن

23:35.490 --> 23:37.210
جلوی خونه‌م انداخته بودنش

23:37.620 --> 23:39.660
همون شب از معبد فرار کردم

23:39.660 --> 23:41.320
رفتم روستا

23:42.420 --> 23:44.420
مرگ اون که ربطی به تو نداشته

23:44.440 --> 23:45.440
پس چرا فرار کردی؟

23:47.490 --> 23:48.450
توی پرونده‌ها

23:49.420 --> 23:50.770
اسمی از

23:51.010 --> 23:52.470
انجمن راه آسمونی" نیومده؟"

23:52.600 --> 23:53.450
چرا، اومده

23:54.010 --> 23:55.480
کارمند ثبت شهر گوان یین

23:55.480 --> 23:57.280
مخصوص اشاره کرده که

23:57.660 --> 23:58.690
بجز تو

23:58.690 --> 24:00.323
هیچکی از اون انجمن خبر نداره

24:01.210 --> 24:02.380
فکرش رو میکردم

24:05.450 --> 24:08.010
این انجمن راه آسمونی دقیقا چیه؟

24:09.180 --> 24:12.820
معنی اسمشون
اجرای عدالت از طرف خداوند و آسمون"ـه"

24:12.820 --> 24:15.340
کارشون اینه که گناهکارها رو
مجازات کنن و مثلا شر رو از بین ببرن

24:15.340 --> 24:17.860
هرکی بخواد عضوشون بشه

24:17.860 --> 24:19.210
باید قسم خونی بخوره

24:19.210 --> 24:21.530
که تا آخرش عمرش

24:21.530 --> 24:22.590
دنیا رو از ظلم و بی‌عدالتی پاک کنه

24:23.100 --> 24:24.290
برای اینکه از اونجا بیای بیرون هم

24:24.290 --> 24:26.940
باید یه تیکه از گوشت قلبت رو ببری و دربیاری

24:26.940 --> 24:29.340
به عنوان کفاره واسه شکستن قَسَمت

24:29.340 --> 24:30.290
بلکه بذارن از اونجا بری

24:30.730 --> 24:32.180
پس زخم روی سینه‌ت

24:32.730 --> 24:34.390
بخاطر ترک کردن اون انجمنه؟

24:34.730 --> 24:36.620
همه‌ش تقصیر خودمه

24:37.100 --> 24:38.200
فکر میکردم اگه اون یه تیکه گوشت رو

24:38.530 --> 24:41.010
ببُرم دیگه دست از سرم برمیدارن و آزاد میشم

24:41.340 --> 24:44.210
ولی وقتی دیدم اون برادر بزرگه چجوری مرد

24:45.210 --> 24:46.900
فهمیدم اون انجمن

24:46.900 --> 24:48.730
بخاطر من اونو هدف گرفته بودن

24:48.730 --> 24:50.780
به جرم خیانت به برادرش

24:50.780 --> 24:52.980
حکم دادن پوستش رو زنده زنده بکنن

24:53.690 --> 24:56.620
بعد هم با انداختن جسدش دم در خونه‌م

24:56.790 --> 24:57.980
میخواستن بهم هشدار بدن که

24:58.420 --> 25:01.460
جایی حرفی ازشون نزنم

25:01.460 --> 25:02.780
فقط قانون

25:03.180 --> 25:05.010
حق مجازات آدما رو داره

25:05.340 --> 25:07.111
به چه حقی خودشون رو قاضی میکنن
و به اسم عدالت هر غلطی میکنن؟

25:08.220 --> 25:11.460
اون موقع‌ها جوون بودم
از این چیزا سر درنمیاوردم

25:11.690 --> 25:14.890
خانواده‌م یه زمان نونشون توی روغن بود

25:15.420 --> 25:16.900
تا اینکه یه آدم پولدار

25:16.900 --> 25:18.830
چشمش به مغازه لوازم التحریرمون افتاد

25:19.050 --> 25:21.140
و با یه دسته اراذل اوباش

25:21.140 --> 25:23.110
پدرم رو وحشیانه کتک زدن و کشتن

25:23.420 --> 25:24.550
مادرم هم مجبور کردن

25:24.580 --> 25:27.100
با طناب خودش رو حلق آویز کنه

25:27.620 --> 25:29.010
چرا به مامورها گزارش نکردی؟

25:29.010 --> 25:29.610
کردم

25:29.860 --> 25:32.880
کل پولم رو به مامورها رشوه دادم
که پرونده رو حل کنن

25:33.220 --> 25:36.640
ولی آخرش گفتن مدرکی نیست

25:36.870 --> 25:38.830
منم به اتهام دروغی متهم کردن

25:39.100 --> 25:40.620
بعدشم فهمیدم اون یارو پولداره

25:40.620 --> 25:43.500
همه مسئولای شهر رو خریده بوده

25:45.210 --> 25:46.340
شاید عدالت یه جاهایی سرعتش کم باشه

25:46.620 --> 25:47.820
ولی هیچ وقت به بن بست نمیخوره

25:48.420 --> 25:50.110
همچین مسئولای فاسدی

25:50.250 --> 25:52.140
بالاخره یه روزی از این زمین گورشون رو میکنن

25:52.290 --> 25:53.140
دختر جوون

25:53.580 --> 25:56.530
حرفی که الان زدی دقیقا مثل حرفِ

25:56.530 --> 25:58.100
وزیر شن بود

25:58.490 --> 25:59.480
دختر جوون؟

25:59.770 --> 26:01.558
باید محترمانه استاد وان صداشون کنی

26:04.690 --> 26:06.860
حتی وزیر شن هم

26:06.860 --> 26:09.420
هیچوقت ازم نخواست وزیر صداش کنم

26:09.820 --> 26:11.900
باید یه مهارت خاص داشته باشی

26:11.900 --> 26:12.960
که با این لقب

26:13.290 --> 26:14.730
صدات بزنن

26:16.340 --> 26:17.050
خیلی خب

26:18.340 --> 26:20.616
بعید میدونم از اون آدما باشی
که بشینی یه گوشه و منتظر مرگت بمونی

26:21.140 --> 26:23.257
پس چرا گذاشتی اون آدم پولداره
همه چیز رو به نفع خودش تموم کنه؟

26:24.050 --> 26:25.950
چون اون موقع چاره دیگه‌ای نداشتم

26:26.250 --> 26:27.770
اون موقع که داشتم فرار میکردم

26:28.030 --> 26:29.450
یه پیرمرده رو دیدم

26:30.340 --> 26:31.940
که میگفت اگه بخوام انتقامم رو بگیرم

26:31.940 --> 26:33.070
باید دنبالش برم

26:33.530 --> 26:36.050
منم که عصبانی بودم، همینجوری کورکورانه

26:36.050 --> 26:37.770
وارد انجمن راه آسمونی شدم

26:37.770 --> 26:40.371
اولش فکر کردم به انجمن معمولی
مثل اتحادیه‌ی کارگرای کاریزه

26:40.970 --> 26:41.910
ولی بعد فهمیدم

26:42.140 --> 26:44.360
آدم کش تربیت میکنن

26:44.620 --> 26:46.490
که طبق قوانین خودشون

26:46.490 --> 26:48.090
دست به قتل آدما بزنن

26:48.700 --> 26:50.700
انجمنشون خیلی سختگیر بود

26:51.190 --> 26:53.250
بجز پیرمردی که بهم معرفیشون کرده بود

26:53.250 --> 26:55.850
هیچ وقت صورت واقعی هیچ کس رو ندیدم

26:56.030 --> 26:58.970
جای دقیق سالنشون هم نمیدونستم کجاست

27:47.970 --> 27:49.350
بعد اینکه به هوش اومدم

27:49.510 --> 27:51.700
فقط توی فکر این بودم که

27:51.730 --> 27:53.820
چجوری از اون جهنم دره خلاص بشم

27:55.700 --> 27:58.060
پیرمدی که معرفیم کرده بود، آدم مهربونی بود

27:58.060 --> 27:59.340
بهم گفت

27:59.900 --> 28:02.630
واسه ترک انجمن، قانون بریدن گوشت دارن

28:02.820 --> 28:04.450
روزی که میخواستم ازشون جدا بشم

28:04.450 --> 28:05.470
تازه فهمیدم

28:05.660 --> 28:07.730
خودشم یه تیکه از قلبش رو

28:07.730 --> 28:10.820
مجبور شده ببره

28:17.660 --> 28:19.390
جناب ژانگ، بابت امروز ممنونم

28:19.620 --> 28:22.100
زندانبان بعدا واست یکم سوپ شیرین میاره

28:22.100 --> 28:23.560
ازش بخور و استراحت کن

28:31.290 --> 28:33.220
کندن پوست و درآوردن زبون؟

28:33.620 --> 28:34.750
یعنی واقعا

28:35.470 --> 28:36.930
به پایتخت رسیدن؟

28:54.180 --> 28:54.860
خوشمزه‌ست؟

28:55.600 --> 28:56.210
آره

28:56.380 --> 28:57.530
از این به بعد، از همینجا از اینا میخریم

28:57.530 --> 28:57.920
باشه

28:59.120 --> 28:59.850
صبر کن

29:21.810 --> 29:23.140
ارباب، علیاحضرت

29:36.620 --> 29:38.730
امشب میخوام توی خونه تو بمونم

29:38.730 --> 29:39.820
خونه من؟

29:40.830 --> 29:42.530
دیگه الان نمیتونم برگردم پایتخت

29:42.530 --> 29:43.940
اگرم برم عمارت مرزبان ژونگ یونگ

29:43.940 --> 29:45.870
باز دوباره سوال پیچم میکنن

29:45.870 --> 29:46.770
توی خونه تو بمونم

29:46.770 --> 29:48.300
که شایعه درست نمیکنه، نه؟

29:49.000 --> 29:49.690
نه

29:50.210 --> 29:51.660
عمارتمون یه ورودی ثانویه هم داره

29:51.660 --> 29:52.650
کجاوه میتونه از اونجا بره تو

29:52.650 --> 29:54.180
هیچکی نمیفهمه تو باهامی

29:54.180 --> 29:55.670
نخیر، اصلا نمیشه

29:56.140 --> 29:57.770
شاهدختمون هنوز یه دختر جوونن

29:57.770 --> 29:59.770
نمیشه که بی دلیل توی خونه یه مرد بمونن؟

29:59.770 --> 30:01.580
آبروی ایشون از کوه تای هم مهم‌تره

30:01.580 --> 30:02.970
یه ذره هم نباید خدشه دار بشه

30:02.970 --> 30:05.050
جون آدم از کوه تای که مهم‌تره

30:05.050 --> 30:06.450
مباشر ژان داره روی هویت مقتول

30:06.450 --> 30:07.490
کار میکنه

30:07.490 --> 30:08.810
لطفا بهش بگو

30:08.910 --> 30:11.570
تمرکزش رو بذاره روی خانواده‌هایی که
اختلاف برادری دارن

30:11.730 --> 30:12.140
چشم

30:12.530 --> 30:13.010
بعدشم

30:13.380 --> 30:15.270
وقتی برگشتی، دوتا کاسه ونتون
برای میان وعده شب

30:15.270 --> 30:16.183
برای شاهدخت یونگ سی بیار

30:24.420 --> 30:24.900
فولینگ

30:25.470 --> 30:26.550
آبروی تو هم

30:26.660 --> 30:29.320
برای شاهدخت یونگ سی خیلی مهمه

30:32.340 --> 30:33.940
من میرم اسب‌ها رو آماده کنم

30:36.790 --> 30:38.720
این از منم زرنگ‌تره

30:41.300 --> 30:43.540
بنظر امروز خبرای خوبی داریم

30:43.560 --> 30:45.280
ازدواج فولینگمون

30:45.310 --> 30:46.770
بالاخره داره جور میشه

30:49.940 --> 30:52.180
با یه کاسه ونتون میخواد ازم بله بگیره؟

30:52.180 --> 30:53.420
این که خیلی کمه

30:54.420 --> 30:55.010
بیاین بریم

30:58.380 --> 30:58.900
ببین

30:59.690 --> 31:01.332
لباسات خیلی واسم بزرگن

31:04.490 --> 31:05.250
اشکال نداره

31:05.860 --> 31:07.320
تو گونی هم بپوشی بهت میاد

31:08.970 --> 31:10.620
از حالا به بعد
دو دست لباس واست کنار میذارم

31:10.620 --> 31:11.683
که هر وقت لازمت شد عوض کنی

31:12.620 --> 31:14.530
اگه زیاد شب‌ها بیرون بمونم

31:14.690 --> 31:16.690
توی عمارت مرزبان غوغا بپا میشه

31:18.010 --> 31:20.540
پس از اعلیحضرت بخواه یه خونه جدا بهت بده

31:20.705 --> 31:22.818
برای تحقیقات آینده‌ت هم خوبه

31:24.140 --> 31:25.180
روم نمیشه

31:25.770 --> 31:27.342
واسه همچین کار کوچیکی به زحمت بندازمشون

31:29.580 --> 31:30.180
راستش

31:30.820 --> 31:32.150
خودم یه جایی تو ذهنم در نظر دارم

31:32.290 --> 31:34.020
کجا؟ بگو خودم برات میخرمش

31:35.290 --> 31:37.490
دوست دارم برم خونه‌ی عمو لیانگ زندگی کنم

31:37.620 --> 31:39.200
نزدیک خونه قدیمیمونه

31:39.200 --> 31:41.490
اونجا میتونم یادداشت‌های قدیمیِ
پدرم رو هم پیدا کنم

31:41.730 --> 31:43.460
به پدر و مادرم هم ادای احترام کنم

31:43.530 --> 31:44.180
باشه

31:44.490 --> 31:45.620
بعدا یکی رو میفرستم

31:45.620 --> 31:47.323
وسایلت رو جمع کنه و توی اثاث کشی کمکت کنه

31:53.380 --> 31:54.640
وان ار کوچولو-
چی-

32:01.590 --> 32:02.790
عقب نشینی کن

32:02.810 --> 32:04.090
بذار ببینم

32:06.140 --> 32:08.050
چرا میکشیم؟

32:08.050 --> 32:09.900
میفهمی جدا نکردن آدما از هم یعنی چی؟

32:09.900 --> 32:11.240
معلومه که میدونم

32:11.660 --> 32:13.590
منم که نمیخواستم از هم جداشون کنم

32:17.340 --> 32:19.070
بانوی من، عالیجناب

32:20.250 --> 32:21.340
این واسه وان ار کوچولوعه، آره؟

32:21.340 --> 32:22.400
من واسش میبرمش

32:23.530 --> 32:25.450
دنبال دردسری؟

32:25.450 --> 32:26.820
مگه چیه آدم بره غذا رو تحویل بده؟

32:26.820 --> 32:27.550
بدش به من

32:30.820 --> 32:31.490
...آخه

32:32.010 --> 32:33.010
از دست تو

32:38.000 --> 32:38.760
سه

32:39.340 --> 32:39.900
دو

32:40.790 --> 32:41.310
یک

32:44.530 --> 32:47.100
هنوز کاسه ونتونم رو تموم نکردم

32:47.690 --> 32:49.530
تو کاسه‌ی منم خوردی

32:49.530 --> 32:51.040
بهت که گفتم نری داخل

32:51.290 --> 32:52.690
جنابعالی گوش ندادی

32:54.050 --> 32:55.210
...تو

32:56.010 --> 32:57.380
این چند وقته واست وقت نداشتم

32:57.380 --> 32:58.010
واسه همین

32:58.010 --> 32:59.810
نینگ رو با خودت بردی سرای فنگ چی، آره؟

33:01.690 --> 33:02.890
نینگ، تو یه چیزی بگو

33:03.030 --> 33:04.570
خیر سرم امروز یه لطف بزرگ در حقت کردم

33:04.720 --> 33:05.690
اگه من نبودم

33:05.690 --> 33:07.677
مباشر ژان چجوری میتونست انقدر سریع
هویت جسد رو پیدا کنه؟

33:12.520 --> 33:13.480
راست میگه

33:13.510 --> 33:14.960
امروز ترکوند

33:14.960 --> 33:17.140
همین که گفتم هنوز هویت مقتول رو نمیدونیم

33:17.140 --> 33:18.900
سریع منو برد سرای فنگ چی

33:18.900 --> 33:20.010
با چندتا کلمه، خانوم اونجا

33:20.010 --> 33:22.010
اسم همه‌ی مهمونای اون روز رو بهمون داد

33:22.380 --> 33:24.970
وقتی داشتیم تصمیم میگرفتیم
اول از کدومشون شروع کنیم

33:24.970 --> 33:26.010
بای فنگ گفت باید تمرکزمون رو

33:26.010 --> 33:28.060
بذاریم روی کسایی که اختلاف برادری داشتن

33:28.290 --> 33:30.090
منم درجا یه نفر رو انتخاب کردم

33:30.380 --> 33:31.620
خب حالا طرف کیه؟

33:31.940 --> 33:33.690
وو چیان، ارباب جوون چهارم خاندان بلندپایه‌ی

33:33.690 --> 33:34.449
وی یوان

33:35.620 --> 33:37.512
اون خاندان که دیگه تقریبا ورشکسته شده

33:38.140 --> 33:39.730
وو چیان از کجا پول بریز و بپاش

33:39.730 --> 33:41.260
توی سرای فنگ چی رو داشته؟

33:43.450 --> 33:45.387
شاید خودش آهی در بساط نداشته باشه
ولی خانواده‌ش هنوز یه چیزایی دارن

33:45.970 --> 33:48.450
وی یوان بلندپایه سال‌های آخر عمرش
وو چیان رو بدنیا آورد

33:48.450 --> 33:49.690
از همه‌شون کم سن و سال‌تره

33:49.690 --> 33:51.140
ولی از همه بیشتر خوشگذرونی میکنه

33:51.140 --> 33:52.660
اول شروع کرده به
گرو گذاشتن عتیقه و نقاشی‌ها

33:52.660 --> 33:54.140
بعدم گیر داده به تجارت مهرهای سنگی

33:54.140 --> 33:55.750
آخرشم چندتا از مغاره‌هاشون رو فروخت

33:55.750 --> 33:56.900
حتی

33:56.920 --> 33:59.370
ارباب جوون سومشون، وو یو رو متهم کرد که

33:59.400 --> 34:00.324
دارایی‌هاش خاندانشون رو بالا کشیده

34:01.320 --> 34:02.951
یجورایی باعث شده خاندانشون از هم بپاشه

34:05.060 --> 34:06.990
عمارت مرزبان وی یوان؟

34:11.360 --> 34:13.530
چند روز پیش یه قتل توی پایتخت اتفاق افتاده

34:13.530 --> 34:15.130
وو چیانِ خاندان شما

34:15.130 --> 34:16.820
توی صحنه قتل دیده شده

34:17.340 --> 34:18.530
ما یه طرح اولیه از چهره‌ مقتول کشیدیم

34:18.969 --> 34:21.010
و گویا به ایشون خیلی شباهت داره

34:21.270 --> 34:22.900
منظورتون همون پرونده پوست کنی‌ایه که

34:22.900 --> 34:25.159
جدیدا ترس به دل مردم انداخته؟

34:25.530 --> 34:26.190
دقیقا

34:27.050 --> 34:28.670
جسد خیلی آسیب دیده بود

34:28.670 --> 34:30.199
نمیشد هویتش رو تشخیص داد

34:30.530 --> 34:31.739
واسه همین مجبور شدیم

34:31.739 --> 34:33.535
روی جاهای حدودی‌ای که رفته تحقیق کنیم

34:33.560 --> 34:34.750
ولی این موضوع

34:34.750 --> 34:37.179
به شایعات اختلافِ
بین شما دوتا برادر هم مربوطه

34:37.179 --> 34:39.270
دعوای من و برادرم فقط سر یه چیز بود

34:39.270 --> 34:41.460
اون موقع که پدرم خیلی مریض بود
با پررویی تمام

34:41.480 --> 34:43.809
مادرم رو راضی کرد که جهیزیه‌ش
رو بفروشه که پول ولخرجی‌هاش رو دربیاره

34:44.570 --> 34:46.500
من بجای پدرم تنبیهش کردم

34:46.610 --> 34:48.170
ولی مادرم پشتش دراومد

34:48.969 --> 34:51.351
میگفت میخواد کسب و کار مهر سنگی راه بندازه

34:52.389 --> 34:53.159
ولی

34:53.570 --> 34:56.170
آدمای نگارخونه‌ی رانمو بابت قرض‌هاش
میومدن سراغش رو میگرفتن

34:56.170 --> 34:57.650
نه تنها هیچ پولی درنیاورد

34:57.650 --> 34:59.129
تازه صدها تیل نقره هم بدهی بالا آورد

35:01.570 --> 35:03.650
آوازه‌ش کل شهر پیچیده بوده

35:03.650 --> 35:06.310
پس چرا نگارخونه‌ی رانمو
بازم باهاش بده بستون میکرده؟

35:06.310 --> 35:08.580
من هیچ وقت توی کاراش دخالت نمیکردم

35:12.090 --> 35:14.160
(نگارخونه‌ی رانمو)

35:13.570 --> 35:14.630
بفرمایین بشینین

35:19.170 --> 35:20.570
عالیجناب، بفرمایین هرچی میخواین بپرسین

35:20.570 --> 35:22.700
تا جایی که بدونم جوابتون رو میدم

35:23.050 --> 35:24.700
جناب نینگ، شما برادر چهارمم

35:24.700 --> 35:25.340
وو چیان رو میشناسین؟

35:26.530 --> 35:27.420
معلومه که میشناسم

35:27.890 --> 35:30.488
ارباب وو مشتری ثابت نگارخونه‌مون هستن

35:31.450 --> 35:32.190
اون روز هم

35:32.450 --> 35:34.610
مامورها اومدن سراغم که
...نقاشی یه مقتول رو بکشم

35:34.610 --> 35:35.410
آره، میدونم

35:35.610 --> 35:36.933
مقتول، برادرم بوده

35:37.450 --> 35:38.700
یه سوال دارم ازتون

35:39.220 --> 35:41.512
بنظر شما برادر من آدم قابل اعتمادی بوده؟

35:42.220 --> 35:44.450
درست‌ترش اینه که بگیم ارباب ووی چهارم

35:44.450 --> 35:45.980
فکر میکردن من آدم قابل اعتمادیم

35:46.420 --> 35:48.490
واسه همین نقاشی‌های خانوادگیتون رو

35:48.490 --> 35:49.750
میسپردن به من که براشون نگه دارم

35:49.970 --> 35:51.700
نمیخواد هوای برادرم رو داشته باشین

35:52.130 --> 35:52.900
خبر دارم

35:53.300 --> 35:55.650
بیشتر وقتا یواشکی خوشنویسی‌ها
و نقاشیای خانوادگیمون رو به شما میفروخته

35:55.650 --> 35:58.700
یه روز هم، یکی از فروشنده‌هاتون
اومده بود دنبال پولتون

35:58.700 --> 36:01.260
میگفت برادرم صد تیل نقره بدهکاره

36:01.260 --> 36:02.490
مگه نه؟

36:02.490 --> 36:03.260
محاله

36:03.700 --> 36:05.530
با اون شخصیتی که ارباب ووی چهارم داشتن

36:05.530 --> 36:07.970
ما همیشه حسابمون با هم صاف بوده

36:07.970 --> 36:08.820
بدهی‌ای در کار نبوده

36:10.490 --> 36:12.010
میشه به همه کارمندای مغازه‌تون

36:12.010 --> 36:13.610
بگین بیان اینجا؟

36:14.050 --> 36:15.530
که ارباب ووی سوم بتونن اونی که برای

36:15.530 --> 36:16.736
بدهی رفته پیششون رو شناسایی کنن

36:17.410 --> 36:18.540
بگو همه بیان اینجا

36:22.220 --> 36:22.650
بفرمایین

36:23.080 --> 36:23.650
خدمت شما

36:24.550 --> 36:25.200
ممنونم

36:35.610 --> 36:36.420
توی نگارخونه‌مون

36:36.680 --> 36:38.940
دوتا نقاش، دوتا کارآموز

36:39.420 --> 36:40.480
و یه خدمتکار داریم

36:44.050 --> 36:45.222
اونی که اون روز اومده بود الان اینجا نیست

36:46.610 --> 36:47.380
جناب نینگ

36:48.010 --> 36:50.410
قبلا کس دیگه‌ای هم اینجا واستون کار میکرده؟

36:53.820 --> 36:54.260
بله

37:09.460 --> 37:10.570
ارباب ووی سوم، یه نگاه بهش بندازین

37:10.570 --> 37:11.630
این همون آدمه؟

37:12.340 --> 37:13.000
خودشه

37:15.460 --> 37:16.120
این

37:16.860 --> 37:19.220
قلم زنمون بود، اسمش وانگ شینه

37:19.880 --> 37:21.250
ولی یه روز فهمیدم

37:21.340 --> 37:23.490
مخفیانه مهر نجیب زاده‌ها رو
جعل میکرده که پول به جیب بزنه

37:23.490 --> 37:24.740
منم بخاطر کار خلافش

37:24.740 --> 37:26.780
یه ماه پیش اخراجش کردم

37:27.450 --> 37:28.310
یعنی ممکنه

37:28.570 --> 37:30.570
تجارت مهرهای سنگی برادرم

37:30.570 --> 37:32.474
در واقع فروش مهرهای تقلبی
با وانگ شین بوده باشه؟

37:33.740 --> 37:36.140
کسی که بتونه اینجوری
تجارت مهرهای جعلی راه بندازه

37:36.420 --> 37:38.065
باید مهارت فوق العاده‌ای
توی قلم زنی داشته باشه

37:38.860 --> 37:40.610
ذوق و روحیه هنری رو که کنار بذاریم

37:40.610 --> 37:41.870
روش قلم زنیش

37:41.900 --> 37:43.030
واقعا بینظیره

37:47.450 --> 37:48.970
شبی که وانگ شین رفته قرضش رو پس بگیره

37:48.970 --> 37:50.375
ارباب ووی چهارم کشته شده

37:50.970 --> 37:53.260
با همدیگه سر پول دعواشون شده بوده

37:53.260 --> 37:54.460
مظنون اصلی خودشه

37:55.170 --> 37:56.420
این نقاشی چهره رو مخصوصا گرفتم

37:56.420 --> 37:57.876
که حکم بازداشتش رو صادر کنم

38:03.570 --> 38:04.710
خب گرسنمه

38:05.650 --> 38:06.900
امروز پیشرفت قابل توجهی کردیم

38:06.900 --> 38:08.010
میخوام ببرمت یه جایی

38:08.010 --> 38:08.916
مطمئنم خوشت میاد

38:19.940 --> 38:21.340
درسته اینجا خیلی خلوته

38:21.340 --> 38:23.650
ولی نیلوفرهای آبیش خیلی خوشگل شکوفه دادن

38:23.650 --> 38:25.760
چرا اینجا انقدر زود نیلوفرها گل میکنن؟

38:26.260 --> 38:28.190
زیر این برکه یه چشمه‌ی آب گرمه

38:28.190 --> 38:30.580
همون باعث میشه نیلوفرها
توی همه‌ی فصل‌ها گل بدن

39:24.260 --> 39:25.895
چطوری از همه چی انقدر سر درمیاری؟

39:30.050 --> 39:32.220
هشت سالم که بود، وارد ارتش شوشی شدم

39:33.130 --> 39:34.420
پدرم منو میذاشت توی اردوگاه

39:34.420 --> 39:35.300
هیچ توجهی هم بهم نمیکرد

39:36.050 --> 39:37.180
ولی توی میدون نبرد

39:37.300 --> 39:39.090
هیچکی نمیگفت این بچه‌ست

39:40.170 --> 39:41.820
خودم باید یاد میگرفتم چجوری زنده بمونم

39:45.820 --> 39:48.220
حتما بچگی سختی داشتی، آره؟

39:54.300 --> 39:55.360
تا قبل هشت سالگی

39:55.940 --> 39:57.363
توی قصر ملکه مادر بزرگ شدم

39:58.700 --> 39:59.990
هر چند پدر و مادری بالای سرم نبود

40:00.780 --> 40:02.650
ولی مادربزرگم حواسش بهم بود

40:02.650 --> 40:04.050
اون موقع‌ها خیلی سخت نبود

40:05.090 --> 40:06.820
سختی اصلی از جایی شروع شد که

40:07.340 --> 40:09.070
رفتم پیش پدرم

40:10.740 --> 40:12.140
دایه مادرم میگفت

40:12.420 --> 40:13.130
وقتی مادرم زنده بوده

40:13.130 --> 40:14.780
اینجا مکان موردعلاقه‌ش بوده

40:16.010 --> 40:17.570
هر وقت پدرم برای مادرم دلش تنگ میشد

40:17.570 --> 40:18.630
میومد اینجا

40:19.420 --> 40:20.427
منم بعد اینکه فهمیدم

40:20.960 --> 40:21.960
خیلی وقتا میام اینجا

40:23.380 --> 40:24.610
میشینم تصور میکنم

40:25.820 --> 40:26.860
مادرم

40:27.740 --> 40:28.530
اگه اینجا بود

40:29.900 --> 40:30.940
چه شکلی بود

40:33.010 --> 40:34.700
مادرت چجوری فوت کرد؟

40:35.270 --> 40:36.070
دایه میگفت

40:36.260 --> 40:37.680
مادرم موقع بدنیا آوردن من

40:37.680 --> 40:38.760
خونریزی کرده

40:39.630 --> 40:41.031
تا یه ماه هم دووم آورد ولی آخر از دنیا رفت

40:41.880 --> 40:43.470
اون موقع پدرم داشته برمیگشته پایتخت

40:43.470 --> 40:44.730
وقتی رسیده

40:45.380 --> 40:46.980
دیگه مادرم رو دفن کرده بودن

40:47.050 --> 40:48.610
با اون مقامی که مادرت داشته

40:49.290 --> 40:51.530
باید پیکرش چند ماهی توی تالار میموند

40:51.530 --> 40:53.190
چرا زود دفنش کردن؟

40:53.780 --> 40:54.510
نمیدونم

40:55.490 --> 40:57.130
هیچکی تا حالا حرفی ازش نزده

40:57.940 --> 40:59.592
الان بهش فکر میکنم، بنظر خودمم عجیبه

41:00.780 --> 41:01.780
شایدم نه

41:02.420 --> 41:03.880
با اون اخلاقی که شاهزاده روی دارن

41:04.090 --> 41:05.130
اگه چیزی اشتباه شده بود

41:05.130 --> 41:06.394
قطعا پیگیریش میکردن

41:10.020 --> 41:11.180
آخر سر، پدرم

41:11.480 --> 41:13.585
سه ماه کنار مقبره مادرم موند

41:14.220 --> 41:16.650
بعدم منو پیچوند توی قنداق
و سپردم به ملکه ‌مادر

41:16.650 --> 41:17.980
خودشم برگشت شوشی

41:19.380 --> 41:20.440
دایه میگفت

41:20.650 --> 41:21.450
چون پدرم

41:21.450 --> 41:23.510
نتونست برای بار آخر مادرم رو ببینه

41:24.980 --> 41:26.840
انگار دلش همون موقع مرد

41:28.010 --> 41:29.420
شاید واسه همین فکر میکنه

41:30.380 --> 41:31.980
مقصرش منم

41:33.520 --> 41:34.720
ولی من سرزنشش نمیکنم

41:42.550 --> 41:44.601
مرگ مادرت ربطی به تو نداره

41:45.450 --> 41:47.510
اینو یه روزی پدرت هم میفهمه

41:48.010 --> 41:49.410
تو پاک‌ترین

41:49.940 --> 41:52.070
و بی‌گناه‌ترین کسی هستی که
بیشتر از همه به عشق پدرت نیاز داری

41:54.900 --> 41:56.050
همین که تو کنارمی

41:57.130 --> 41:58.060
واسم کافیه

42:11.490 --> 42:12.260
راستی

42:13.550 --> 42:16.620
...کندن پوست، درآوردن زبون، از یخ زدن مردن

42:17.090 --> 42:19.650
این انجمن راه آسمونی
قانونی واسه مجازاتشون دارن؟

42:19.650 --> 42:21.190
یا همینجوری الکی شکنجه میکنن و میکشن؟

42:23.110 --> 42:23.840
چی؟

42:24.050 --> 42:26.436
توی گزارش‌های کالبدشکافیِ
سه تا مقتول شهر گوان یین

42:26.820 --> 42:28.247
دقیقا علت مرگشون نوشته شده

42:28.763 --> 42:31.191
ولی من هنوز هیچ ربطی بینشون پیدا نمیکنم

42:33.450 --> 42:34.900
گزارش‌ها توی فرمانداری پایتختن

42:34.900 --> 42:36.610
سریع راه بیفتیم بریم

42:36.610 --> 42:38.170
می‌تونیم به ژنگ بای‌شی هم بسپریم
گشت‌ها رو بیشتر کنه

42:38.170 --> 42:38.700
پاشو بریم

42:44.170 --> 42:45.050
چی شده؟

42:45.420 --> 42:47.820
تو مخصوص منو آوردی اینجا که ذهنم آروم بشه

42:47.860 --> 42:49.870
اونوقت من فکرم پیش پرونده‌هاست

42:50.090 --> 42:52.230
لابد فکر میکنی من آدم بی‌احساس و خشکیم

42:52.490 --> 42:54.113
یعنی من انقدر کوته فکرم؟

42:56.050 --> 42:56.730
یادت باشه

42:57.260 --> 42:58.720
همین چیزته که جذابت میکنه

42:59.450 --> 43:00.300
توی این دنیا

43:00.780 --> 43:01.980
هیچکی جز من که یان چی باشم

43:02.530 --> 43:03.930
نمیتونه قدر همین کارات رو بدونه

43:06.050 --> 43:07.510
ممنونم عالیجناب

43:07.700 --> 43:09.010
ممنون که زحمت میکشین عالیجناب

43:10.193 --> 46:10.193
❀تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند❀
myprmov.ir
