WEBVTT

00:00.121 --> 00:08.121
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.104 --> 00:15.704
‫اینا تمام چیزاییه که باید بدونی

00:17.146 --> 00:18.396
‫باید فرار کنی

00:18.396 --> 00:20.271
‫این زن "میسون کین"ـه

00:20.271 --> 00:21.771
‫- گیرش آوردیم
‫- توی سیتادل

00:21.771 --> 00:23.371
‫جاسوس داشتین

00:23.687 --> 00:24.604
‫تو بودی

00:24.604 --> 00:26.687
‫اگر یه بار دیگه ببینمت، می‌کشمت

00:26.687 --> 00:28.729
‫رئیس‌جمهور روسیه، دیمیتری آرونوف

00:28.729 --> 00:31.521
‫هفته‌ی آینده در اجلاس
‫گروه هشت شرکت خواهد کرد

00:31.521 --> 00:34.437
‫ده روز دیگه آدمکشم رو لازم دارم

00:34.437 --> 00:35.937
‫تنها کسی که می‌تونه

00:35.937 --> 00:38.062
‫چیزی که می‌خوایم رو بسازه رو از دست دادیم

00:38.062 --> 00:40.146
‫یه نفر دیگه هست
‫که می‌تونه این نرم‌افزار رو درست کنه

00:40.146 --> 00:41.187
‫یه هکر کره‌ایه

00:41.187 --> 00:42.521
‫اگر قرار باشه

00:42.521 --> 00:44.854
‫ذره‌ای شانس برای
‫متوقف کردن پائولو براگا داشته باشیم

00:44.854 --> 00:46.312
‫نمی‌تونیم تنهایی انجامش بدیم

00:46.312 --> 00:47.854
‫برنارد هنوز زنده‌ست؟

00:47.854 --> 00:49.896
‫برد هیرمیر اهل تاونون کالیفرنیا...

00:49.896 --> 00:51.496
‫- این دوستت نیست؟
‫- چرا خودشه

00:53.562 --> 00:55.162
‫باید بریم

00:56.963 --> 01:04.963
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:17.437 --> 01:22.604
‫« انـگـلـسـتـان »

01:34.937 --> 01:37.646
‫« بـاهـا مـار »

01:39.854 --> 01:43.229
‫« بـاهـا مـار »

01:48.354 --> 01:51.396
‫- خوشگل شدی
‫- و تو زنده‌ای

01:51.979 --> 01:53.479
‫به‌نظر نمیاد خوشحال شده باشی

01:53.479 --> 01:55.079
‫سر از پا نمی‌شناسم

01:55.562 --> 01:58.146
‫خب، از قیافه‌ت که معلوم نیست

02:00.729 --> 02:03.229
‫چرا درخواست کمک کردی، برنارد؟

02:03.229 --> 02:05.562
‫"باها مار، ساعت 2 بعدازظهر"

02:05.562 --> 02:07.771
‫بعد از این همه سال
‫هنوزم بهم اعتماد نداری، مگه نه؟

02:07.771 --> 02:11.562
‫به مرده‌هایی که درست سرموقع
‫یهویی زنده میشن اعتماد ندارم

02:11.562 --> 02:14.229
‫خیلی‌خب بچه‌ها، فهمیدیم
‫به همدیگه اعتماد ندارین

02:14.229 --> 02:15.896
‫ولی میشه به کارمون برسیم؟

02:15.896 --> 02:18.146
‫- تمام روز وقت نداریم
‫- این دلقک کیه؟

02:18.146 --> 02:20.062
‫هاچ. جیم

02:20.062 --> 02:22.812
‫خوشبختم
‫اینم همکارم "سلین رور"ـه

02:22.812 --> 02:24.104
‫خوشبخت نیستم

02:24.104 --> 02:26.396
‫لطفاً بگو چرا گفتی بیام اینجا

02:26.396 --> 02:28.187
‫اونا مامورهای سابق سیا هستن
‫و این ماموریت جدیدته

02:28.187 --> 02:30.854
‫واقعاً خوب بلدی مامور انتخاب کنی، مگه نه؟

02:38.562 --> 02:40.812
‫نادیا. نادیا

02:40.812 --> 02:42.412
‫- برو درتو بذار، برنارد
‫- نادیا، وایسا

02:43.896 --> 02:45.687
‫می‌دونم اون بوده

02:49.521 --> 02:50.937
‫چطوری؟

02:50.937 --> 02:53.562
‫هشت سال توی یه پناهگاه بودم
‫وقت برای فکر کردن زیاد داشتم

02:53.562 --> 02:56.396
‫فهمیدم یا کار اون بوده یا تو

02:56.396 --> 02:58.562
‫و وقتی دیدم اون داخل
‫چطوری نگاهش کردی...

02:59.604 --> 03:01.146
‫به جواب سوالم رسیدم

03:01.146 --> 03:03.187
‫اگر می‌دونستی اون جاسوسه

03:03.187 --> 03:05.396
‫- چرا برش گردوندی؟
‫- اون موقع بهش نیاز داشتم

03:05.396 --> 03:06.812
‫الانم بهش نیاز دارم

03:06.812 --> 03:09.979
‫- اون غیرقابل اعتماده
‫- شاید. ولی فقط از این مطمئنم

03:09.979 --> 03:13.646
‫که منتیکور قطعاً میاد سراغ تو و دخترت
‫و من و دخترم

03:13.646 --> 03:17.604
‫و اگر می‌خوای از این اوضاع خلاص بشی
‫اگر می‌خوای واقعاً برای همیشه خلاص بشی

03:17.604 --> 03:20.812
‫باید زودتر از اونا بکشیشون

03:20.812 --> 03:24.062
‫تمام هشت خانواده رو
‫از پائولو براگا هم شروع کنی

03:24.646 --> 03:26.229
‫این تنها راهه

03:26.229 --> 03:29.604
‫و اگر میسون کین توی یه کار ماهر باشه
‫اون کار کشتن آدماست

03:32.521 --> 03:34.437
‫بهت نیاز دارم، نادیا

03:35.354 --> 03:36.954
‫خواهش می‌کنم

03:38.229 --> 03:41.146
‫فقط 72 ساعت بهم وقت بده، باشه؟

03:41.146 --> 03:45.021
‫و اگر دست از پا خطا کرد
‫خودم دخلشو میارم

03:49.271 --> 03:50.871
‫بیا بریم

03:57.479 --> 03:59.896
‫اورلیک گفت زن و شوهر بودین

03:59.896 --> 04:01.104
‫چه باحال

04:01.104 --> 04:03.146
‫با مردی که کسی سرتر از خودشو
‫ تور می‌کنه حال می‌کنم

04:06.937 --> 04:09.562
‫خیلی جیگره. ده از ده

04:10.146 --> 04:12.146
‫و این آقا هم 9.5ـه

04:12.729 --> 04:13.854
‫شما کدوم خری هستین؟

04:13.854 --> 04:16.312
‫تو کدوم خری هستی، بچه‌مثبت؟

04:29.437 --> 04:31.521
‫پس بهترین‌ها و حرفه‌ای‌ترین‌ها
‫که می‌گفتی اینان، برنارد؟

04:31.521 --> 04:34.146
‫بسه. بیاین اینجا

04:34.146 --> 04:37.479
‫پائولو براگا چندین روز
‫با کامل کردن یه فناوری فاصله داره

04:37.479 --> 04:41.062
‫که می‌تونه مغز یه نفر رو به‌دست بگیره
‫و اونو تبدیل به یه آدمکش کنه

04:41.062 --> 04:43.312
‫بعدش می‌خواد با اون آدمکش

04:43.312 --> 04:45.854
‫رئیس‌جمهور روسیه آرونوف رو
‫توی اجلاس گروه هشت بکشه

04:45.854 --> 04:48.646
‫- چرا؟
‫- به‌نظرم می‌خواد همه‌جا رو زیر نظر بگیره

04:48.646 --> 04:50.354
‫شبکه‌ی ماهواره‌های جاسوسی روسیه

04:50.354 --> 04:52.771
‫پیشرفته‌ترین فناوری نظارتیه

04:52.771 --> 04:54.312
‫می‌تونه تا دی‌ان‌ای یه نفر ردیابیش کنه

04:54.312 --> 04:59.104
‫تنها مشکل پائولو اینه که
‫رئیس‌جمهور آرونوف ملی‌گراست

04:59.104 --> 05:00.562
‫ولی اگر پائولو آرونوف رو بکشه

05:00.562 --> 05:03.604
‫و نخست‌وزیر فاسدشون رو
‫به‌قدرت برسونه...

05:03.604 --> 05:05.104
‫اینطوری می‌تونه
‫همه‌جا رو زیر نظر بگیره

05:05.104 --> 05:07.062
‫اجلاس گروه 8 هفت روز دیگه‌ست

05:07.062 --> 05:09.396
‫و باید قبل از اینکه پائولو
‫آرونوف رو بکشه، پیداش کنیم

05:09.396 --> 05:13.021
‫اَبی دست اوناست
‫نجات دنیا مشکل من نیست

05:13.021 --> 05:14.729
‫بدون رسیدن به پائولو
‫نمی‌تونی اَبی رو نجات بدی

05:14.729 --> 05:17.562
‫و وقتی جلوی آدمکشش رو گرفتی
‫می‌تونی به پائولو برسی

05:17.562 --> 05:19.937
‫برای فعال کردن آدمکش
‫دو مرحله لازمه

05:19.937 --> 05:22.646
‫مرحله‌ی اول بخش راحتشه
‫کار گذاشتن یه تراشه‌ی گیرنده

05:22.646 --> 05:23.896
‫در مخچه‌ی شخص

05:23.896 --> 05:26.437
‫مرحله‌ی دوم: خود برنامه‌ریزی

05:26.437 --> 05:28.146
‫که مغز رو به‌دست می‌گیره

05:28.146 --> 05:30.146
‫من عمداً برنامه‌ریزیش رو خراب کردم

05:30.146 --> 05:34.021
‫و دیوار آتشی ساختم که جلوی هر مخابره‌ای
‫که بیشتر از یک دقیقه‌ست رو بگیره

05:34.021 --> 05:35.896
‫و توی کل دنیا فقط دو نفر هستن

05:35.896 --> 05:37.979
‫که می‌تونن اون دیوار آتش رو غیرفعال کنن
‫تا کد کار کنه

05:37.979 --> 05:41.896
‫یکیش منم، اون یکی
‫یه هکر کره‌ای به اسم "ادیسون"ـه

05:41.896 --> 05:44.396
‫باید قبل از براگا بریم سراغش

05:44.396 --> 05:47.354
‫فقط یه عکس از ادیسون وجود داره

05:47.354 --> 05:50.812
‫که مال یه دوربین نظارتی
‫از 15 سال پیشه. ایناهاش

05:50.812 --> 05:53.812
‫متاسفانه...
‫چون ما که شانس نداریم بخواد آسون باشه...

05:53.812 --> 05:55.812
‫یه کیسه‌ی سیاه
‫روی سر کوفتیش کشیده شده بود

05:58.354 --> 06:00.229
‫کسی که کنار ادیسونه رو می‌شناسم

06:00.229 --> 06:03.812
‫"فرانک شارپ"ـه
‫سردمدار دنیای جاسوسی اروپا

06:03.812 --> 06:05.604
‫شاید اون بتونه
‫ما رو به ادیسون برسونه

06:05.604 --> 06:07.979
‫ولی خیلی رو اعصابه

06:07.979 --> 06:10.937
‫خب، گمونم قراره بره
‫روی اعصاب همه‌مون

06:10.937 --> 06:14.146
‫- عالیه
‫- ببینین، باشه، متوجهم

06:14.146 --> 06:18.021
‫به عنوان یه تیم
‫یه فاجعه‌ی به تمام معناییم

06:18.021 --> 06:19.646
‫از اونم یه چیزی بیشتر

06:19.646 --> 06:24.229
‫ولی فقط ماها
‫سد راه این روانی هستیم

06:28.021 --> 06:31.437
‫« فـرانـسـه »

06:44.937 --> 06:47.562
‫همیشه برام سوال بود
‫چرا بعضی بچه‌ها

06:47.562 --> 06:51.771
‫خوک و خرگوش می‌کشن
‫و بعضی‌هاشون گرگ می‌کشن

06:51.771 --> 06:53.687
‫خب، ممنون که تشریف آوردین جناب براگا

06:53.687 --> 06:55.937
‫می‌دونم خیلی سرتون شلوغه

06:57.771 --> 07:00.437
‫امروز صبح یه اتفاقی افتاد

07:01.562 --> 07:04.354
‫ادگار به پسر دیگه‌ای مشت زد
‫و زخمیش کرد

07:04.354 --> 07:07.062
‫و از اونجایی که به هیچ عنوان
‫خشونت رو تحمل نمی‌کنیم

07:07.062 --> 07:09.271
‫مجبوریم پسرتون رو
‫به مدت یک هفته موقتاً اخراج کنیم

07:16.187 --> 07:20.479
‫به‌نظرم کاملاً عادلانه‌ست، خانم تورانت

07:21.062 --> 07:23.271
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

07:23.271 --> 07:24.871
‫ممنونم، جناب براگا

07:36.354 --> 07:38.146
‫تکون نخور

07:38.146 --> 07:39.746
‫خواهش می‌کنم

07:42.521 --> 07:44.021
‫دیگه کی مجازات میشه؟

07:44.021 --> 07:45.229
‫ببخشید چی؟

07:45.229 --> 07:48.979
‫می‌دونم پسرم هرگز بی‌دلیل
‫به بچه‌ی دیگه‌ای آسیب نمی‌زنه

07:48.979 --> 07:51.229
‫خب، اون پسره
‫ادگار رو مسخره کرده بود

07:51.229 --> 07:53.937
‫ولی ما به بچه‌ها میگیم
‫کلمات هرگز توجیهی برای خشونت نیستن

07:53.937 --> 07:57.229
‫ادگار در مورد یه پسری
‫به اسم "پیر" بهم میگه

07:57.229 --> 08:01.354
‫والدینش ژونت و توماس ساکن
‫پلاک 7 خیابون وولنی هستن، همونه؟

08:01.937 --> 08:03.687
‫جناب براگا، فکر کنم این صحبت‌ها درست...

08:03.687 --> 08:05.396
‫لطفاً قهوه‌ای رو بده

08:09.021 --> 08:10.621
‫قهوه‌ای رو بده

08:15.729 --> 08:17.329
‫ممنون

08:19.146 --> 08:24.229
‫ادگار میگه پیر داد و فریاد می‌کنه
‫موی دخترها رو می‌کشه

08:24.229 --> 08:27.062
‫هرکسی که دستشو ببره بالا رو مسخره می‌کنه

08:27.062 --> 08:28.729
‫بیشتر از همه ادگار

08:28.729 --> 08:31.396
‫پیر یه‌سری اختلالات یادگیری داره
‫ولی داره سعی می‌کنه رفع‌شون کنه

08:35.146 --> 08:37.937
‫خانم تورانت، نه

08:37.937 --> 08:39.771
‫نمیگم تقصیر اون بچه‌ست

08:40.812 --> 08:42.437
‫نمیگم اون باید مجازات بشه

08:46.104 --> 08:49.396
‫یه خال روی دماغت داری، می‌دونستی؟

08:50.479 --> 08:54.187
‫پیر داره آموزش این بچه‌ها رو خراب می‌کنه

08:54.187 --> 08:57.729
‫و وظیفه‌ی برقراری دوباره‌ی نظم و ترتیب
‫افتاد گردن پسر من

08:59.271 --> 09:00.896
‫لطفاً سبز رو بده

09:04.521 --> 09:06.121
‫سبز رو بده!

09:12.021 --> 09:14.271
‫از اونجایی که تو بزرگسال جمع‌شون هستی

09:14.271 --> 09:16.896
‫تو باید نظم و ترتیب رو حفظ کنی، مگه نه؟

09:17.479 --> 09:22.021
‫پس حس می‌کنم
‫تو باید مجازات بشی

09:22.021 --> 09:24.229
‫که اجازه دادی همچین رفتاری بکنه

09:24.812 --> 09:29.896
‫که پسر من رو مجبور کردی
‫وظیفه‌ی تو رو انجام بده

09:31.187 --> 09:34.521
‫ادگار یه هفته موقتاً اخراج میشه
‫قراره مجازات تو چی باشه؟

09:36.562 --> 09:41.521
‫قراره مجازات تو چی باشه؟

09:41.521 --> 09:43.562
‫نمی‌دونم

09:45.937 --> 09:49.562
‫دیگه هیچوقت پسر من رو
‫توی همچین موقعیتی قرار نده

09:50.146 --> 09:52.187
‫وگرنه مجازات میشی

09:56.354 --> 09:57.979
‫لطفاً یه لبخند گنده بزن

10:09.646 --> 10:11.896
‫بذارش روی یخچال

10:15.687 --> 10:18.062
‫گرگ کشیدن هیچ ایرادی نداره

10:18.062 --> 10:19.562
‫بدون گرگ‌ها

10:19.562 --> 10:22.562
‫الان هنوزم خونه‌هامون
‫از جنس چوب و سنگ بودن...

10:23.604 --> 10:25.204
‫نه آجر

10:36.521 --> 10:38.771
‫ظاهراً توی استکهلمه

10:38.771 --> 10:41.646
‫دسترسی بهش خیلی سخته

10:41.646 --> 10:43.479
‫دوباره باهاش تماس بگیر

10:43.479 --> 10:45.479
‫کنترل کردنش سخته

10:45.479 --> 10:46.937
‫بااستعدادها همیشه همین‌طورن

10:46.937 --> 10:49.229
‫می‌تونم 5 تا دیگه
‫عین اون برات گیر بیارم

10:49.229 --> 10:51.604
‫نه، مثل اون نمیشن
‫بهم اعتماد کن

10:52.646 --> 10:54.437
‫دوباره باهاش تماس بگیر

10:55.479 --> 11:00.896
‫« سـوئـد »

11:53.937 --> 11:56.312
‫چرا رفتی استکهلم؟
‫« شـارلـوت »

11:56.312 --> 11:58.521
‫بهت که گفتم بیخیال "سین" شو

11:58.521 --> 12:01.937
‫نباید تبدیل به یکی دیگه
‫ از اون شیفتگی‌هات بشه

12:01.937 --> 12:04.437
‫جفتمون می‌دونیم
‫آخر و عاقبت قبلی چی شد

12:05.437 --> 12:10.104
‫بخاطر تو ریش گرو گذاشتم
‫پس برو کره‌ایه رو برام پیدا کن

12:10.104 --> 12:13.021
‫به هر قیمتی که شده
‫یک هفته وقت داریم

12:13.021 --> 12:14.729
‫مأیوسم نکن، آپارنا

12:21.229 --> 12:24.521
‫چقدر دیگه مونده؟ جیش دارم

12:24.521 --> 12:26.146
‫- نگهش دارم
‫- ناسلامتی 8 سالمه

12:26.146 --> 12:28.479
‫یکم عاطفه داشته باش

12:52.271 --> 12:53.871
‫سلام مامان

12:55.854 --> 12:58.854
‫تا رسیدن
‫به ایستگاه المپیا 95 ثانیه وقت داریم

12:58.854 --> 13:00.646
‫اونجا راهمون از هم جدا میشه

13:00.646 --> 13:03.854
‫ اشکال نداره. درهرحال همیشه
‫در کمتر از یک دقیقه همدیگه رو داغون می‌کنیم

13:03.854 --> 13:08.187
‫وقتی بهت گفتم دیگه هیچوقت نمی‌تونی
‫منو ببینی، حرفمو واضح نزدم؟

13:09.271 --> 13:12.521
‫واضح‌تر از اون نمی‌شد

13:12.521 --> 13:17.021
‫باور کن، منم دلم نمی‌خواست زنی که
‫دخترش رو به امون خدا ول کرد ببینم

13:17.021 --> 13:18.687
‫به امون خدا ول کردم

13:18.687 --> 13:21.729
‫به عنوان یه مادر اون کارو کردم
‫که از تو محافظت کنم

13:21.729 --> 13:24.812
‫اگر می‌دونستی کجام
‫سازمان‌های متعددی سعی می‌کردن

13:24.812 --> 13:26.646
‫برای گیر آوردن اون اطلاعات تو رو بکشن

13:27.229 --> 13:30.021
‫همونقدری که مادری کردی
‫فداکاری هم کردی

13:30.604 --> 13:32.479
‫من جاسوسم

13:32.479 --> 13:34.521
‫تو ازم جاسوس ساختی

13:34.521 --> 13:35.812
‫از پسش برمیومدم

13:35.812 --> 13:38.187
‫شصت ثانیه. چرا اومدی اینجا؟

13:38.771 --> 13:40.437
‫ازت می‌خوام از اون محافظت کنی

13:41.729 --> 13:43.729
‫حداقل تا وقتی که برگردم

13:45.646 --> 13:48.062
‫ببین، می‌دونم
‫از وجودش باخبری، خب؟

13:48.062 --> 13:50.021
‫تو تنها راه چاره‌ی منی

13:53.021 --> 13:54.646
‫اسمش آشاست

13:56.062 --> 13:57.662
‫آشا؟

13:58.229 --> 14:00.187
‫یکی دو هفته بیشتر نمی‌شه

14:00.187 --> 14:02.271
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

14:02.271 --> 14:05.646
‫چون وقتی من میرم، همیشه برمی‌گردم

14:07.687 --> 14:10.187
‫اسم مادرم آشا بود

14:12.271 --> 14:14.104
‫سی ثانیه. بیا...

14:15.187 --> 14:16.787
‫این مادربزرگته

14:17.271 --> 14:18.871
‫ازت مراقبت می‌کنه

14:19.729 --> 14:21.896
‫تو همون خانمه‌ای که توی فیلم بود

14:23.271 --> 14:24.871
‫هانی صدام کن

14:26.354 --> 14:28.604
‫تا چشم بهم بزنی برگشتم

14:28.604 --> 14:29.812
‫- باشه؟
‫- اوهوم

14:29.812 --> 14:31.021
‫نادیا

14:31.021 --> 14:35.396
‫اگر و فقط اگر توی دردسر افتادی
‫به اون زنگ بزن

14:35.979 --> 14:37.771
‫متوجه شدی؟

14:38.521 --> 14:40.187
‫درضمن، نادیا...

14:41.479 --> 14:45.437
‫بخاطر اونم که شده برگرد

14:51.771 --> 14:54.604
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

14:54.604 --> 14:56.604
‫زودی برمی‌گردم

15:23.062 --> 15:24.662
‫آشا

15:25.396 --> 15:26.979
‫بیا

15:26.979 --> 15:28.579
‫بیا اینجا بشین

16:02.729 --> 16:04.021
‫چی بهت گفتم؟

16:04.021 --> 16:06.521
‫باید برای آخرین بار آشا رو می‌دیدم

16:06.521 --> 16:08.937
‫نمی‌خوام نزدیکش هم بشی

16:09.521 --> 16:11.354
‫متاسفم

16:11.937 --> 16:14.146
‫هیچوقت بابت هیچی متاسف نبودی

16:14.146 --> 16:16.687
‫باید بهم اجازه بدی
‫به زندگیم ادامه بدم

16:18.687 --> 16:20.937
‫یه راه برای ادامه دادن داری

16:23.229 --> 16:25.521
‫و ته دلت خودت می‌دونی چه راهیه

16:29.062 --> 16:32.187
‫فقط بزدل‌تر از اونی هستی که انجامش بدی

16:57.687 --> 17:02.896
‫« ایـتـالـیـا »

17:22.604 --> 17:26.937
‫خب، حدس می‌زنم بخاطر ماساژ نیومدین اینجا

17:28.146 --> 17:30.437
‫به قیافه‌ش می‌خوره بی‌پول باشه، مگه نه؟

17:30.437 --> 17:32.854
‫عین یه آرتور داجر پیر غم‌انگیز می‌مونه

17:32.854 --> 17:34.854
‫مگه خودت شبیه چی هستی پیرسگ؟

17:34.854 --> 17:37.979
‫غیر از اینه که شبیه یه تام کروز دوزاری هستی
‫که عینک آفتابی باباشو زده؟

17:37.979 --> 17:40.771
‫دل و جرئت داره
‫ازش خوشم اومد

17:40.771 --> 17:41.854
‫من خوشم نیومد

17:41.854 --> 17:45.021
‫به‌درک، بگین دیگه، چی می‌خواین؟

17:45.021 --> 17:47.437
‫شاید یکم فوسیلی بد نباشه

17:47.437 --> 17:50.187
‫با گوجه و ریحون تازه

17:51.479 --> 17:53.604
‫این از کدوم گوری اومد؟

17:55.104 --> 17:57.104
‫لازمه اسلحه بگیره سمتم؟

17:57.104 --> 17:59.303
‫یه کار بیشتر نبود، اونم 15 سال پیش

17:59.303 --> 18:02.229
‫شناسایی یه محموله‌ی
‫تسلیحاتی توی کره‌ی شمالی

18:02.229 --> 18:03.562
‫ادیسون یه هکر بود

18:03.562 --> 18:05.396
‫و هک هم کرد و بعدش رفت

18:05.396 --> 18:08.104
‫همین؟ یادت نیست چه شکلیه؟

18:08.104 --> 18:10.354
‫قیافه‌شو ندیدم
‫کیسه کشیده بود رو سرش

18:10.354 --> 18:13.521
‫علاوه بر اون قیافه‌ها
‫و اسم‌ها چندان یادم نمی‌مونن

18:13.521 --> 18:15.104
‫پس چی بلده؟

18:15.104 --> 18:17.062
‫با کدوم سازمان کار می‌کرد؟

18:17.062 --> 18:19.104
‫- سرویس اطلاعات ملی کره‌ی جنوبی؟
‫- نـه

18:19.104 --> 18:21.271
‫سازمان سیا مسئولش بود

18:21.271 --> 18:24.354
‫از کجا می‌دونی سیا بوده
‫کرامپت‌خور حرومی؟

18:24.354 --> 18:27.687
‫چون مامورهای سیا
‫همیشه به آدم میگن مامور سیا هستن

18:27.687 --> 18:31.521
‫چون یه سانتی‌متر کوچولو
‫به طول آلت ریزه‌ میزه‌شون اضافه می‌کنه

18:34.062 --> 18:35.662
‫این کجاش خنده داره؟

18:36.062 --> 18:37.812
‫من که هیچوقت نمیگم مامور سیام

18:37.812 --> 18:39.687
‫حداقل روزی دو بار میگی

18:39.687 --> 18:42.479
‫عه... پنیره کپک زده

18:42.479 --> 18:43.562
‫آره

18:43.562 --> 18:46.229
‫حسابی جا افتاده
‫کپک یعنی لذت و تجمل

18:46.229 --> 18:48.687
‫منو یاد یکی می‌اندازی

18:48.687 --> 18:49.937
‫معشوق سابق خوشتیپت؟

18:49.937 --> 18:53.229
‫نه، عمو "فردریک"ـم

18:53.229 --> 18:55.312
‫خیلی بدبخت بود

18:55.312 --> 18:56.479
‫- صحیح
‫- و فقیر

18:56.479 --> 18:57.687
‫- اوهوم
‫- و تک و تنها مُرد

18:57.687 --> 18:59.437
‫خیلی‌خب. لازمه از این حرفا بشنوم؟

18:59.437 --> 19:02.562
‫خب، اگر سازمان سیا
‫مسئول ادیسون بود

19:02.562 --> 19:04.521
‫هویت واقعیش رو می‌دونن
‫مکان فعلیش رو می‌دونن

19:04.521 --> 19:08.312
‫و این اطلاعات توی مقر اروپایی سیا

19:08.312 --> 19:09.646
‫- توی رم ذخیره شده
‫- وایسا ببینم، برنارد

19:09.646 --> 19:11.312
‫- همون‌جاست
‫- نباید حرف از کتابخونه بزنی

19:11.312 --> 19:12.812
‫- چی؟
‫- نباید... نباید...

19:12.812 --> 19:14.646
‫- ما که این یارو رو نمی‌شناسیم
‫- صداتو نمی‌شنوم

19:14.646 --> 19:16.229
‫چی داری میگی؟
‫می‌خوای به اونجا نفوذ کنی؟

19:16.229 --> 19:18.021
‫- آره
‫- اون اطلاعات...

19:18.021 --> 19:19.854
‫توی یه سرور ایزوله
‫توی یه اتاق فوق‌امن

19:19.854 --> 19:22.437
‫- واقعاً صداتو نمی‌شنوم
‫- توی یه طبقه‌ایه...

19:22.437 --> 19:25.521
‫که فقط برای رفتن به اون طبقه
‫باید مجوز امنیتی رده بالا داشته باشی

19:25.521 --> 19:27.896
‫اصلاً امکان نداره، همین‌طوری که نمی‌تونیم
‫ سرمونو بندازیم بریم اونجا

19:27.896 --> 19:31.062
‫توی کل سازمان فقط یه نفر هست
‫که از اون بانک داده استفاده می‌کنه

19:31.062 --> 19:33.021
‫- هاچ، ناسلامتی...
‫- اصلاً امکان نداره

19:33.021 --> 19:34.812
‫بحث سازمان سیاست

19:34.812 --> 19:36.271
‫یه مشت احمق نافهمن

19:36.271 --> 19:38.646
‫ما چشم‌بسته هم از پسش برمیایم

19:38.646 --> 19:40.979
‫ما از پسش برمیایم

19:40.979 --> 19:42.646
‫- میگی "ما"
‫- آره

19:42.646 --> 19:47.062
‫این ترس به دلم انداخت
‫منظورت شما سه‌تاست دیگه، نه؟

19:47.062 --> 19:50.146
‫آخه خیلی عجیب میشه اگر منو
‫توی هر مایی قاطی کنی

19:50.146 --> 19:53.104
‫از اونجایی که من منم
‫و اصلاً شماها رو نمی‌شناسم

19:53.104 --> 19:55.479
‫از اونجایی که به‌عمرم
‫هیچکدومتون رو ندیدم

19:55.479 --> 19:58.396
‫پس چرا باید بخوام
‫قاطی مای شما بشم؟

20:00.021 --> 20:01.521
‫چرا بهم خیره شدی؟

20:01.521 --> 20:03.646
‫تو بی‌پولی، و من دنبال مامورم

20:04.229 --> 20:06.562
‫لازم نیست زیادی پیچیده‌ش کنیم

20:08.729 --> 20:10.062
‫شنیدم تو استاد

20:10.062 --> 20:12.396
‫به‌دست آوردن اطلاعات حساس و آتویی

20:12.396 --> 20:14.396
‫خب پس حتماً اشتباهی به عرضت رسوندن

20:17.937 --> 20:20.229
‫خب، شاید یه چیزایی
‫در مورد بی‌بندوبارها بدونم

20:20.229 --> 20:21.812
‫از یه عده آتو می‌خوام

20:21.812 --> 20:25.437
‫فتیش‌هاشون، اعتیادهاشون
‫هوی‌ و هوس‌هاشون

20:25.437 --> 20:28.187
‫دو برابر اینو بده تا از اون
‫کثیف‌هاشو بذارم کف دستت، چطوره؟

20:29.729 --> 20:30.812
‫نوش

20:30.812 --> 20:33.187
‫- نوش
‫- اسلحه رو بذار کنار

20:41.146 --> 20:44.604
‫بانک سه هفته پیش
‫اینجا رو مصادره کرد

20:44.604 --> 20:47.562
‫فقط منتظر بودم
‫منو با اردنگی پرت کنن بیرون

20:47.562 --> 20:51.521
‫خب، میشه مردونگی کنی
‫و اینا رو برام ببری؟

20:54.854 --> 20:58.604
‫- سی‌و‌شش سال خدمت، ولی ادب و احترام صفر
‫- چی؟

20:58.604 --> 21:01.312
‫گفتم ادب و احترام صفره

21:03.229 --> 21:06.021
‫خب، بحث فقط ادب و احترام نیست

21:06.021 --> 21:07.621
‫خودت اینو می‌دونی

21:08.521 --> 21:11.104
‫یه روزی از همین روزا
‫متوجه میشن

21:11.104 --> 21:14.604
‫که نمی‌تونن اجازه بدن جاسوس‌های سابق
‫با اطلاعاتی که از سازمان دارن

21:14.604 --> 21:16.979
‫همین‌طور راست راست واسه خودشون بچرخن

21:16.979 --> 21:18.579
‫و میان سراغت

21:19.562 --> 21:21.187
‫و برای خوردن فوسیلی هم نمیان

21:21.187 --> 21:22.787
‫خیلی‌خب

21:26.979 --> 21:28.579
‫مشکلی نیست
‫خودم کیف‌هامو می‌ذارم

21:29.146 --> 21:30.812
‫مرتیکه‌ی بی‌ادب

21:34.937 --> 21:37.604
‫حتماً شوخیت گرفته

21:37.604 --> 21:39.729
‫این دیگه چه وضعشه؟

21:40.771 --> 21:42.937
‫واقعاً می‌تونیم
‫به اورلیک اعتماد کنیم؟

21:44.187 --> 21:45.979
‫نمی‌دونم

21:46.521 --> 21:48.979
‫و اون دو تا خوشگله

21:48.979 --> 21:51.062
‫از فازشون خوشم نمیاد

21:51.062 --> 21:54.354
‫مشخص نیست می‌خوان همدیگه رو بکشن
‫یا با همدیگه بخوابن

21:54.354 --> 21:57.062
‫آره. لامصب خیلی رو اعصابه

21:57.062 --> 21:59.271
‫خطریه. خیلی خطریه

21:59.271 --> 22:01.271
‫به‌شدت خطریه

22:01.271 --> 22:03.062
‫پس اگر مجبور شدیم...

22:03.062 --> 22:07.646
‫اگر نیاز شد، ما...

22:08.979 --> 22:10.562
‫طبق روال همیشه پیش میریم

22:10.562 --> 22:12.604
‫هوای خودمون رو داریم

22:12.604 --> 22:13.771
‫و همدیگه

22:13.771 --> 22:16.187
‫خودمون... خب... آره

22:16.187 --> 22:18.729
‫خودمون منظورم همدیگه هم هست دیگه

22:18.729 --> 22:20.437
‫خودمون یعنی جفتمون

22:20.437 --> 22:21.854
‫دارم سربه‌سرت می‌اندازم

22:21.854 --> 22:24.229
‫درستش "داری سر‌به‌سرم می‌ذاری"ـه

22:24.229 --> 22:26.312
‫- یا داری دستم می‌اندازی
‫- خفه‌شو بابا

22:26.312 --> 22:27.937
‫باشه

22:35.187 --> 22:38.271
‫سلین رور. ما مامورها بنجامین کش

22:38.271 --> 22:40.812
‫- و چارلز بنتم هستیم
‫- خوشبختم
‫« پنج سال پیش. مقر سازمان سیا »

22:40.812 --> 22:43.437
‫قراره مسئولیت بالاتری
‫توی سازمان بهت سپرده بشه

22:43.437 --> 22:45.812
‫قراره تا خرخره فرو بری تو هچل
‫پس خودتو آماده کن، مو چتری

22:45.812 --> 22:48.271
‫- موهام چتری نیست
‫- اسلایدها رو پخش کن

22:48.271 --> 22:49.687
‫بپا به روحیه‌ت ضربه نخوره، نسل زدی

22:49.687 --> 22:51.104
‫نسل هزاره‌م

22:51.104 --> 22:52.704
‫می‌دونی اینجا کجاست؟

22:53.312 --> 22:54.771
‫- نه اصلاً
‫- دارالمخزن

22:54.771 --> 22:57.771
‫ساختمون مجلس، مراکش

22:57.771 --> 22:59.896
‫قصر سیماس، لیتوانی

23:00.687 --> 23:04.562
‫- موزه‌ی کودکان، اسلو
‫- لامصب نمایشگاه پروانه بوده

23:04.562 --> 23:06.729
‫اینا کار یه تروریسته؟

23:06.729 --> 23:08.271
‫اینا کار همکار جدیدته

23:08.271 --> 23:10.604
‫جیمز هاچ

23:10.604 --> 23:11.979
‫یه مامور نمونه‌ست

23:11.979 --> 23:13.854
‫و یه عوضی نمونه‌ست

23:13.854 --> 23:15.771
‫- روانیه
‫- بلای آسمونیه

23:15.771 --> 23:19.021
‫لامصب بهترین فرشته‌ی مرگیه
‫که تابحال فرستادیم سراغ کثافت‌های دنیا

23:19.021 --> 23:22.146
‫خیلی کارآمده و کنترل کردنش هم خیلی سخته
‫اینجاست که پای تو میاد وسط

23:22.146 --> 23:23.396
‫که چیکار کنم؟

23:23.396 --> 23:25.021
‫به‌نظرمون با همدیگه خوب جور میشین

23:25.021 --> 23:27.729
‫که تمرکز و انضباط یادش بدی
‫از دستورات خوشش نمیاد

23:27.729 --> 23:30.479
‫پس قراره کمکش کنم
‫روی ماموریت تمرکز کنه

23:30.479 --> 23:32.646
‫- معلومه که قراره همین‌کارو بکنی
‫- که کارش به لاهه نکشه

23:32.646 --> 23:33.896
‫و کار ما هم به لاهه نکشه

23:33.896 --> 23:35.896
‫- ولی به ما جواب پس میدی
‫- به جفتمون

23:35.896 --> 23:37.187
‫- نه اون
‫- عمراً

23:37.187 --> 23:39.271
‫- و اگر یه موقع...
‫- که احتمالش هم زیاده

23:39.271 --> 23:40.771
‫یهویی زد جاده خاکی...

23:40.771 --> 23:42.312
‫کامل زد تو فاز بانی و کلاید

23:42.312 --> 23:45.521
‫باید بهمون قول بدی
‫که شرش رو کم می‌کنی

23:45.521 --> 23:47.229
‫- دخلشو میاری
‫- هرکاری ما میگیم می‌کنی

23:47.229 --> 23:49.562
‫- بدون تردید
‫- مشکلی نیست، خانم رور؟

23:49.562 --> 23:51.162
‫هماهنگی‌مون رو عشقه

24:08.771 --> 24:12.062
‫مامورهاشون توی فیلم‌ها همیشه
‫عین خانم و آقای اسمیت به‌تصویر کشیده میشن

24:12.062 --> 24:15.021
‫ولی تا جایی که من با سیا آشنام

24:15.021 --> 24:17.229
‫خب... یه مشت کله‌خر بیشتر نیستن

24:17.229 --> 24:18.854
‫ایشون هم نمونه‌ش

24:18.854 --> 24:20.562
‫وقتی بامزه‌بازی درمیاری
‫خیلی ناز میشی

24:20.562 --> 24:22.396
‫وقتی رمز و راز رو می‌زنی کنار

24:22.396 --> 24:24.187
‫چی می‌مونه؟

24:24.187 --> 24:26.104
‫یه هرزه‌ی دست‌و‌پا چلفتی
‫با یه حساب بانکی پر و پیمون

24:26.104 --> 24:29.271
‫وقتی عاشق کارت باشی
‫دیگه اسمش کار نیست

24:29.271 --> 24:32.187
‫خوب بود، و از شانس خوب‌مون
‫جلوی هرکدومتون یه هدفه

24:33.437 --> 24:36.146
‫خطای انسانیه، ولی قصد داریم از اونا

24:36.146 --> 24:37.746
‫نهایت استفاده رو ببریم

24:43.812 --> 24:45.412
‫« مدرسه‌ی ابتدایی سن‌وینچنزو »

24:48.729 --> 24:53.812
‫« فلیکس »

24:53.812 --> 24:55.937
‫« فلیکس »

25:15.604 --> 25:17.271
‫روز خوبی داشته باشی

25:18.271 --> 25:20.021
‫مثل همیشه خوشحال شدم دیدمت

25:22.979 --> 25:24.854
‫- پایه‌ست
‫- باشه

25:24.854 --> 25:26.354
‫- خوبه
‫- کارش هم خیلی درسته

25:26.354 --> 25:28.687
‫اگر زمانی دنبال
‫یه کارگر جنسی اوکراینی بودی

25:28.687 --> 25:30.271
‫خیلی توصیه‌ش می‌کنم

25:30.271 --> 25:32.021
‫البته خودم برای کار دیگه‌ای
‫ ازش استفاده کردم

25:32.021 --> 25:35.562
‫آها. اون کار دیگه
‫این بود که در ازای پول باهات بخوابه؟

25:35.562 --> 25:37.396
‫چطور جرئت می‌کنی، برنارد؟

25:37.396 --> 25:39.021
‫نرخش چقدره؟

25:39.021 --> 25:40.646
‫معقوله

26:11.937 --> 26:13.937
‫تف توش، تف توش، تف توش

26:21.229 --> 26:23.687
‫باشه، خودم راه رفتن بلدم

26:23.687 --> 26:25.896
‫راهتو برو، انگلیسی کثیف

26:25.937 --> 26:29.104
‫« سازمان اطلاعات مرکزی
‫ایالات متحده‌ی آمریکا »

26:29.187 --> 26:31.396
‫« رُم، مقر اروپایی سیا »

26:42.396 --> 26:43.937
‫کمکی از دستم برمیاد؟

26:43.937 --> 26:45.854
دارن میان بهمون کمک کنن

26:45.854 --> 26:48.354
‫پشت این پناه بگیر

26:48.937 --> 26:50.646
‫چند لحظه بیشتر طول نمی‌کشه

26:50.646 --> 26:55.354
‫پنج، چهار، سه، دو، یک

26:55.354 --> 26:57.604
‫برید، برید! بخوابین زمین!

26:59.854 --> 27:02.062
‫- زانو بزنین!
‫- خیلی‌خب بابا، آروم بگیرین

27:02.062 --> 27:04.687
‫دست‌پر اومدیم واسه صلح
‫نادیا سین

27:04.687 --> 27:06.271
‫- و فرانک شارپ رو آوردیم
‫- فرانسیس

27:06.271 --> 27:07.312
‫یه نگاهی به پرونده‌ها بندازین

27:07.312 --> 27:09.146
‫- لانگی دنبالشونه (دفتر مرکزی سیا)
‫- هاچ، تو ترک‌خدمت کردی

27:09.146 --> 27:11.104
‫ترک‌خدمت چیه بابا
‫رفتم یه نیمچه‌ ماموریت انجام بدم برگردم

27:11.104 --> 27:12.812
‫- دستاتو بیار بالا تا ببینمشون
‫- به بنتم و کش بگین

27:12.812 --> 27:15.062
‫بیان بیرون. قراره معامله کنیم

27:15.062 --> 27:16.812
‫حق نداری چیزی بخوای، هاچ

27:16.812 --> 27:18.771
‫- نه با این شرایطت
‫- می‌خوایم برگردیم تو سازمان

27:18.771 --> 27:21.771
‫- دستاتو بیار بالا تا ببینمشون
‫- دستاتونو بیارین بالا! بیارین بالا!

27:21.771 --> 27:23.312
‫- تف توش بابا
‫- به‌خدا قسم...

27:23.312 --> 27:24.396
‫بخوابین زمین...

27:24.396 --> 27:28.312
‫- اسلحه! اسلحه داره
‫- اینقدر داد نزنین دیگه!

27:28.312 --> 27:29.479
‫منم اسلحه دارم

27:29.479 --> 27:32.229
‫همه‌مون اسلحه داریم
‫ولی قرار نیست شلیک کنیم، مگه نه؟

27:32.229 --> 27:33.812
‫- بخوابین زمین
‫- زود باش بندازش زمین

27:33.812 --> 27:35.146
‫کون لقت!

27:35.146 --> 27:37.062
‫- شلیک می‌کنما
‫- بخوابین زمین!

27:37.812 --> 27:39.437
‫بخواب زمین لعنتی!

27:39.437 --> 27:41.979
‫هی! بس کنین، نیومدن باهاتون معامله کنن

27:41.979 --> 27:43.146
‫اومدن اطلاعات بدزدن

27:43.146 --> 27:45.521
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- یه تیر خالی می‌کنم

27:45.521 --> 27:47.729
‫تو اون صورت رنگ‌پریدتا، خفه‌خون بگیر!

27:47.729 --> 27:50.771
‫- زود باش بخواب زمین!
‫- داره بدجوری سرتون شیره می‌ماله!

27:50.771 --> 27:52.146
‫عجب دروغگوی کثیفی هستی تو

27:52.146 --> 27:53.646
‫دارم راستشو میگم. گوش کنین

27:53.646 --> 27:55.687
‫- اسلحه‌تو بنداز
‫- من یه دختر دارم، خب؟

27:55.687 --> 27:57.896
‫- ای خدا، شروع کرد
‫- یه دختر دارم و باید

27:57.896 --> 28:00.646
‫از این وضعیت خلاصش کنم
‫و باهاتون معامله می‌کنم

28:00.646 --> 28:02.646
‫میسون کین و برنارد اورلیک رو بهتون میدم

28:03.229 --> 28:05.521
‫به‌نظرت لانگلی حاضر نیست
‫برای گیر آوردنشون هرکاری بکنه؟

28:05.521 --> 28:08.729
‫فقط کافیه من و دخترم رو گم‌و‌گور کنین

28:10.687 --> 28:12.354
‫بنتم و کش رو خبر کنین

28:15.062 --> 28:16.771
‫بنتم و کش

28:16.771 --> 28:20.021
‫بنتم، آخرین باری که دیدمت
‫زیادی پاستیل ماری‌جوانا خورده بودی

28:20.021 --> 28:21.729
‫گوشه‌ی اتاق وحشت کرده بودی، یادته؟

28:21.729 --> 28:23.396
‫خیلی بچه‌ای

28:23.396 --> 28:25.771
‫مجبور شدی این همه‌راه تا این خراب‌شده بیای
‫تا ترفیع بگیری، آره؟

28:25.771 --> 28:27.604
‫مزه نپرون، بچه‌زرنگ

28:27.604 --> 28:29.437
‫چی شده اومدی دیدن‌مون، هاچ؟

28:29.437 --> 28:32.596
‫- پنج ماهه خبری ازت نبوده
‫- از وقتی بابت براگا قاطی کردی

28:32.654 --> 28:36.229
‫- با سرپرست امنیتی‌ت تماس نگرفتی
‫- با افسر عملیاتیت هم همین‌طور

28:36.229 --> 28:37.812
‫سوالی که پیش میاد اینه که...

28:37.812 --> 28:40.271
‫کدوم گوری بودی؟

28:40.271 --> 28:41.979
‫از دستورات سرپیچی کردی
‫و سعی کردی براگا رو بکشی؟

28:41.979 --> 28:44.479
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها
‫لازم نیست آب‌روغن قاطی کنین

28:44.479 --> 28:47.062
‫واقعاً خیال می‌کنین اینقدر احمقم؟

28:47.062 --> 28:49.312
‫رفته بودم دنبال چیزی که میشه اسمشو گذاشت

28:49.312 --> 28:52.479
‫- ماموریت مستقل، و حالا هم برگشتم
‫- خیلی‌خب

28:52.479 --> 28:56.396
‫همراه نادیا سین و فرانک شارپ هم برگشتم
‫و اومدم بهتون تحویلشون بدم، قابلتونو نداشت

28:56.396 --> 28:58.521
‫- اولاً...
‫- هیچکس این شارپی که آوردی رو نمی‌شناسه

28:58.521 --> 29:00.187
‫- مفت نمی‌ارزه
‫- بی‌اهمیته

29:00.187 --> 29:01.562
‫تحلیل‌گرها مجبور شدن در موردش تحقیق کنن

29:01.562 --> 29:02.812
‫ولی بازم چیزی پیدا نکردن

29:02.812 --> 29:04.562
‫- اینقدر کارش درسته
‫- عه، واقعاً؟

29:04.562 --> 29:07.521
‫ام‌آی6، موساد، منتیکور

29:07.521 --> 29:11.479
‫طرف روش کار
‫ سازمان‌های اطلاعاتی بی‌شماری رو بلده

29:11.479 --> 29:14.187
‫ولی مطمئنم به‌ هر زوری که شده
‫از زیر زبونش می‌کشین بیرون

29:14.187 --> 29:16.521
‫نمی‌دونم چی بهتون گفتن، ولی...

29:16.521 --> 29:20.854
‫خب، رفته بودم کازینوی خیابون دین

29:20.854 --> 29:21.937
‫و نشسته بودم پای میز رولت

29:21.937 --> 29:25.896
‫پول هنگفتی برنده شده بودم
‫و نشستم کنار یه خانم خیلی خوشگل

29:25.896 --> 29:29.104
‫که گفت اسمش کامیلاست
‫و برای دولت کار می‌کنه

29:29.104 --> 29:31.937
‫اومدم و بی‌صبرانه منتظرم
‫دوباره مشغول کار بشم

29:31.937 --> 29:33.271
‫خب، چه ماموریتی واسم دارین؟

29:33.271 --> 29:34.937
‫آخه می‌دونی چیه، هاچ؟

29:34.937 --> 29:36.604
‫الان دشمن کشور حساب میشی

29:36.604 --> 29:38.062
‫خائنی

29:38.062 --> 29:39.687
‫از نظر لانگلی

29:39.687 --> 29:41.271
‫یه جاسوس دوجانبه‌ای
‫که برای آدم بدها کار می‌کنه

29:41.271 --> 29:44.937
‫- چی؟
‫- و نادیا سین هم داره همینو میگه

29:47.479 --> 29:49.271
‫خیلی جرئت داشتی اومدی اینجا

29:49.271 --> 29:52.521
‫اگر هنوزم سازمانی بود که بخوای
‫بهش نارو بزنی، می‌گفتم نقشه‌ت همینه

29:52.521 --> 29:54.604
‫بگو ببینم، چطوری با
‫هاچ و رور هم‌کاسه شدی؟

29:54.604 --> 29:58.479
‫این بخش طولانی و حوصله‌سربر داستانه
‫و وقت‌مون داره تموم میشه

29:58.479 --> 30:00.479
‫لطفاً باور کن دارم راستشو میگم

30:00.479 --> 30:02.271
‫- از کجا مطمئن باشم؟
‫- نمی‌تونی مطمئن باشی

30:02.271 --> 30:04.896
‫ولی میسون کین
‫و برنارد اورلیک رو بهتون تحویل میدم

30:04.896 --> 30:06.437
‫در ازای چی؟

30:06.437 --> 30:08.937
‫من و دخترم رو برای همیشه گم‌و‌گور کنین

30:10.479 --> 30:13.187
‫قبول کن دیگه
‫وگرنه میدمشون به چینی‌ها

30:13.187 --> 30:15.104
‫منو یاد یه نفر می‌اندازی

30:15.104 --> 30:17.854
‫منو یاد عموم می‌اندازی

30:17.854 --> 30:19.854
‫آدم... حوصله‌سربری بود

30:19.854 --> 30:22.312
‫هیچکس دلش نمی‌خواست
‫باهاش بخوابه

30:22.312 --> 30:24.729
‫برای همین مجبور بود
‫بره دیدن فاحشه‌ها

30:24.729 --> 30:27.521
‫اون شب ویاگرا خورده بودم
‫برای همین میشه گفت

30:27.521 --> 30:29.896
‫خیلی شاد و شنگول بودم

30:30.396 --> 30:31.687
‫کاترین هستم بفرمایید

30:31.687 --> 30:34.104
‫خانم دلانی، لئون برزی هستم
‫از سن‌وینچنزو تماس می‌گیرم

30:34.479 --> 30:36.104
‫چی شده؟

30:36.104 --> 30:40.979
‫همه‌چی مرتبه، ولی فلیکس
‫موقع بارفیکس زدن خورده زمین

30:41.521 --> 30:42.604
‫وای خدا

30:42.604 --> 30:45.104
‫فکر می‌کنیم احتمالاً دستش شکسته

30:45.104 --> 30:48.437
‫داریم می‌بریمش اورژانس سن‌جیووانی

30:48.437 --> 30:51.062
‫وای خدا. دارم میام
‫سریع خودمو می‌رسونم

30:51.062 --> 30:52.662
‫خیلی ممنونم، خانم

31:00.354 --> 31:02.146
‫بریم سراغ حقیقت، باشه؟

31:02.146 --> 31:03.979
‫آره، اینقدر مسخره‌بازی درنیار

31:03.979 --> 31:06.812
‫باشه. اولش یه لیوان قهوه بهم میدین؟

31:06.812 --> 31:08.521
‫حقیقت رو بهم بگو

31:08.521 --> 31:11.021
‫وگرنه به معنای واقعی می‌رینم تو دهنت

31:11.937 --> 31:13.937
‫یه لیوان قهوه‌ی کوفتی براش بیارین

31:18.229 --> 31:20.146
‫خیلی‌خب چاک
‫می‌خوای حقیقت رو بدونی؟

31:20.146 --> 31:21.854
‫از خدامه حقیقت رو بدونم، هاچ

31:21.854 --> 31:23.454
‫حقیقت اینه

31:25.312 --> 31:29.771
‫این یک سال اخیر فشار زیادی
‫به سلامت روانم آورده

31:29.771 --> 31:31.354
‫ای خدا

31:31.354 --> 31:33.062
‫واسه این مزخرفات وقت ندارم

31:33.062 --> 31:36.396
‫داشتم با پرواز قطری، از آخرین ماموریتم
‫از دمشق برمی‌گشتم

31:36.396 --> 31:40.104
‫و داشتم "بهترین هتل
‫خارجی ماریگولد" رو می‌دیدم

31:40.104 --> 31:43.187
‫و یهویی زدم زیر گریه

31:43.771 --> 31:46.271
‫شاید با خودتون بگین، مگی اسمیت

31:46.271 --> 31:49.229
‫با جودی دنچ، حتماً فیلم احساسی بوده
‫ولی بخاطر این نبود

31:49.229 --> 31:52.521
‫وضعم خیلی خراب بود
‫سه روز تمام گریه‌م بند نیومد

31:54.521 --> 31:56.479
‫عه، برای من آوردی؟

31:56.479 --> 31:58.062
‫ممنون

31:58.062 --> 32:01.271
‫لانگلی ردت رو از سوریه به دالاس گرفت
‫و بعد آب شدی رفتی توی زمین

32:01.271 --> 32:02.521
‫تمام وسایل ارتباطیت رو

32:02.521 --> 32:04.562
‫توی دستشویی رستوران فرودگاه ول کردی

32:04.562 --> 32:07.104
‫خب، بعد از اون وضع خرابم
‫باید یکم واسه خودم وقت می‌ذاشتم

32:07.104 --> 32:08.687
‫خب کجا رفتی؟

32:08.687 --> 32:10.812
‫خب...

32:10.812 --> 32:12.771
‫معلومه، بلیز

32:12.771 --> 32:16.062
‫برای همین پا شدم رفتم
‫یه آرامش‌کده‌ی عرفانی

32:16.062 --> 32:18.271
‫تا یه ماه بشینم
‫حسابی خودمو سبک سنگین کنم

32:18.271 --> 32:21.312
‫شاید بشه گفت
‫همچین چیزی ازم بعیده

32:21.312 --> 32:23.896
‫ولی درمونده شده بودم
‫و دنبال جواب سوالاتم بودم

32:23.896 --> 32:26.354
‫حاضر بودم هرچیزی رو امتحان کنم، یوگا

32:26.354 --> 32:28.104
‫گیاه‌خواری، آیواسکا

32:28.687 --> 32:31.146
‫حتی یه کتاب وامونده خوندم

32:31.146 --> 32:33.479
‫تابحال سعی کردی کتاب بخونی، کش؟

32:33.479 --> 32:35.937
‫یه شب توی یه حمام صوتی دراز کشیده بودم

32:35.937 --> 32:38.896
‫و غرق ناخوداگاه خودم شده بودم

32:38.896 --> 32:44.562
‫یهویی یه صدایی شنیدم که می‌گفت
‫"جواب در غروب نهفته‌ست"

32:51.812 --> 32:54.896
‫و جوری بود که انگار
‫ناخوداگاه جهانی اومد سراغم

32:54.896 --> 32:57.271
‫و یه انگشت فرو کرد توی سوراخ باسنم

32:57.271 --> 32:58.687
‫سین و شارپ رو هم

32:58.687 --> 33:01.396
‫از سوراخ باسن انگشت‌شده‌ت کشیدی بیرون؟

33:01.396 --> 33:03.854
‫توی خیابون‌های بلیز دیدمشون

33:04.896 --> 33:07.479
‫باورتون میشه؟

33:07.479 --> 33:09.687
‫آره، وقتی داشتم قدم می‌زدم
‫و آبجو می‌خوردم

33:09.687 --> 33:13.854
‫و غریزه‌م یهویی زد بالا
‫و می‌دونستم باید دستگیرشون کنم

33:13.854 --> 33:15.521
‫سین رو با بطری آبجو بیهوش کردم

33:15.521 --> 33:17.812
‫ای خدا، خانم، دارم اونا رو
‫دو دستی تقدیم‌تون می‌کنم

33:17.812 --> 33:19.979
‫و دارین خرابش می‌کنین
‫وقتمون تموم شده

33:19.979 --> 33:21.479
‫معامله‌ی کوفتی رو قبول کنین دیگه

33:21.479 --> 33:26.271
‫و وقتی داشتم لباس‌های شارپ رو تا می‌کردم
‫درحالی‌که لباس‌هاش تنش بود

33:26.271 --> 33:27.896
‫دیدم چطور ذره ذره پلک‌هاش اومد پایین

33:30.146 --> 33:34.562
‫خیلی‌خب، الان چیزی که
‫لازم دارم رو برمی‌دارم

33:36.062 --> 33:37.979
‫و یهویی به فکرم رسید که...

33:39.937 --> 33:41.396
‫این غروب منه

33:41.396 --> 33:45.562
‫و برای اولین بار از وقتی که
‫جودی دنچ رو توی اون هتل ماریگولد دیدم...

33:45.562 --> 33:47.646
‫احیاناً گوش‌گیر که ندارین، دارین؟

33:47.646 --> 33:50.021
‫دوباره تونستم لبخند بزنم

33:50.021 --> 33:52.146
‫و فهمیدم...

33:52.146 --> 33:55.646
‫که بخاطر همین متولد شدم

34:02.271 --> 34:03.854
‫عجب داستانی

34:03.854 --> 34:05.729
‫مورمور شدم

34:05.729 --> 34:07.396
‫ولی بنتم یادش رفت بگه

34:07.396 --> 34:10.437
‫مامورها توی فرانسه هم دیدنت

34:10.437 --> 34:11.812
‫ولی توی بلیز دیده نشدی

34:11.812 --> 34:13.937
‫پس 1000 درصد مطمئنیم

34:13.937 --> 34:15.521
‫که این داستانی

34:15.521 --> 34:19.479
‫که برامون تعریف کردی
‫صددرصد و بدون‌شک چرنده

34:19.479 --> 34:20.562
‫خیلی‌خب بچه‌ها

34:20.562 --> 34:22.396
‫مچم رو گرفتین، آره...

34:22.396 --> 34:23.771
‫خب، ببینین...

34:23.771 --> 34:25.146
‫کمک لازم دارم
‫وضعم خیلی خرابه

34:25.146 --> 34:26.937
‫برای همین اومدم اینجا

34:26.937 --> 34:30.521
‫قراره مستقیم برت گردونیم آمریکا. تف توش

34:32.521 --> 34:34.121
‫وای خدا

34:36.937 --> 34:39.354
‫توی شرایطی نیستی که بخوای
‫درخواستی داشته باشی، فهمیدی؟

34:39.354 --> 34:41.979
‫- چرا هستم، توی همچین شرایطی هستم
‫- از چه نظر؟

34:41.979 --> 34:44.521
‫آخ! لعنتی!

34:44.521 --> 34:46.687
‫چقدر دیگه مونده؟

34:46.687 --> 34:48.646
‫ده ثانیه‌ی دیگه

34:48.646 --> 34:50.812
‫وگرنه مغزشون به فنا میره

34:50.812 --> 34:54.604
‫خب پس، گمونم قراره قهوه‌مو تموم کنم
‫و بزنم به چاک

34:56.729 --> 35:01.354
‫سه، چهار، پنج، هشت، هشت
‫یک، دو، سه، نه، پنج، شش

35:01.354 --> 35:03.021
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت ♪

35:03.021 --> 35:04.896
‫♪ هشت، یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

35:05.979 --> 35:07.792
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت ♪

35:07.793 --> 35:09.604
‫♪ یک، دو، سه، نه، پنج، شش ♪

35:09.604 --> 35:11.204
‫♪ سه، چهار، پنج، هشت، هشت، یک، دو، سه ♪

35:11.771 --> 35:13.229
‫♪ چهار، پنج، هشت، هشت، یک، دو ♪

35:13.229 --> 35:16.146
‫- ببخشید رفیق. اینو بده بیاد
‫- نزدیکم نشو

35:16.146 --> 35:18.479
‫فعلاً رفقا

35:23.646 --> 35:25.246
‫چقدر بدهکاری؟

35:25.896 --> 35:29.396
‫مثلاً دویست هزار دلار؟

35:30.479 --> 35:31.604
‫چهارصد هزار دلار

35:31.604 --> 35:33.854
‫پشمام

35:33.854 --> 35:38.687
‫و مطمئنم کسایی که بهشون بدهکاری
‫آدمای چندان دل‌رحمی نیستن

35:38.687 --> 35:40.687
‫مطمئنم خیلی بدذاتن

35:40.687 --> 35:43.271
‫آره. خیلی بدذاتن

35:43.771 --> 35:46.729
‫اگر بهت بگم
‫می‌تونم پولی که می‌خوای رو بهت بدم چی؟

35:46.729 --> 35:48.229
‫ولی...؟

35:48.229 --> 35:51.187
‫ولی در ازاش یه کاری ازت می‌خوام

35:51.687 --> 35:53.104
‫چه کاری؟

35:53.104 --> 35:55.729
‫فقط یه لیوان قهوه می‌خوام

35:56.729 --> 35:59.604
‫- یه لیوان قهوه‌ی کوفتی براش بیارین
‫- شنیدی که چی گفت

36:05.604 --> 36:08.437
‫سه روز تمام گریه‌م بند نیومد

36:08.437 --> 36:10.021
‫عه، برای من آوردی؟

36:10.021 --> 36:11.621
‫ممنون

36:17.729 --> 36:22.854
‫کُـد آبی! کُـد آبی! کُـد آبی!

36:28.271 --> 36:31.187
‫باید معامله رو قبول می‌کردین

36:31.187 --> 36:32.896
‫تف توش، کارت شناساییم رو برد

36:32.896 --> 36:34.496
‫درو باز کن، تونی

36:46.562 --> 36:48.646
‫- خوبی؟
‫- آره خوبم

36:49.146 --> 36:52.396
‫چرا یهویی زدی تو فاز لو دادن همه
‫و گفتن اینکه ما یه نقشه‌ای داریم؟

36:52.396 --> 36:53.979
‫قرارمون این نبود

36:53.979 --> 36:56.729
‫خیلی اوضاع داغون بود
‫هیچکس حرفتو باور نمی‌کرد

36:56.729 --> 36:58.329
‫مجبور شدم فی‌البداهه یه حرکتی بزنم

36:59.396 --> 37:00.996
‫بهمون نارو زدی

37:04.771 --> 37:07.271
‫من به هرکس فقط یه فرصت میدم

37:09.937 --> 37:11.537
‫ای خدا، هاچ

37:16.687 --> 37:18.104
‫مظنون تیر خورده

37:18.104 --> 37:19.562
‫تیم پزشکی بفرستین

37:19.562 --> 37:20.937
‫هاچ توی بخش شرقیه

37:20.937 --> 37:24.437
‫داره... داره میره سمت کتابخونه

37:24.437 --> 37:26.354
‫هیچکس اجازه نده
‫از این ساختمون خارج بشه

37:28.312 --> 37:29.912
‫هاچ!

37:31.021 --> 37:32.621
‫هاچ!

38:03.122 --> 38:11.122
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

38:11.123 --> 38:16.123
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

38:16.124 --> 38:21.124
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

38:21.125 --> 38:26.125
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]
