WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.327 --> 00:18.750
‫« سـیـتـادل »

00:21.104 --> 00:23.271
‫این تمام چیزیه که باید بدونید:

00:23.354 --> 00:26.896
‫سازمان "سی‌آی‌اِی"، "ام‌آی۶" و "کاگ‌ب"
‫همه‌شون سر و ته یه کرباسن

00:26.979 --> 00:29.937
‫یه مشت روانی که عاشق کشت‌و‌کشتار و
‫ عوض کردن حکومت‌ها هستن

00:30.646 --> 00:33.062
‫برای همین سال‌ها قبل،
‫ما یه شبکه جاسوسی راه انداختیم

00:33.087 --> 00:35.287
‫و تنها مأموریتش هم این بود که
‫توی دنیا کار خیر انجام بده

00:35.312 --> 00:37.687
‫اسمش رو گذاشتیم "سیتادل"

00:37.812 --> 00:42.396
‫ناب‌ترین جاسوس‌هایِ سیتادل این افراد بودن:
‫میسون کِین، نادیا سین،

00:42.479 --> 00:44.812
‫و من... برنارد اورلیک

00:44.896 --> 00:48.271
‫از بختِ بد ما،
‫یه شبکه‌ی جاسوسی به‌ نام "مانتیکور"

00:48.354 --> 00:51.979
‫که توسط ثروتمندترین خانواده‌ها‌ی دنیا اداره می‌شه،
‫تقریباً تمام جاسوس‌های سیتادل رو قتل‌عام کرد،

00:52.062 --> 00:54.521
البته با کمک یه نفوذی

00:55.354 --> 01:00.021
‫من قایم شدم و بعد فهمیدم که میسون کِین هم
‫ از اون حمله جون سالم به در برده

01:01.896 --> 01:04.104
‫فقط مشکل این بود که حافظه‌ش پاک شده بود

01:04.146 --> 01:08.113
‫می‌دونید، من تو بدن تمام جاسوس‌های سیتادل
‫ تراشه اضطراری بک‌استاپ کار گذاشته بودم

01:08.138 --> 01:10.011
‫محض احتیاط که اگه جاسوسی دستگیر شد،

01:10.036 --> 01:13.369
‫بتونم کل حافظه‌ش رو پاک کنم تا
‫اسرار سیتادل محفوظ بمونه

01:13.854 --> 01:17.479
‫وقتی میسون به هوش اومد،
‫خیال می‌کرد اسمش کایل کانرویـه

01:17.562 --> 01:20.062
‫بعد با زنش، اَبی، آشنا شد و
‫صاحب یه دختر شدن

01:21.229 --> 01:23.741
‫من میسون رو پیدا کردم و
‫ متقاعدش کردم که کمکم کنه

01:23.766 --> 01:26.604
تا مانتیکور و رئیس بزرگ‌شون، دالیا آرچر، رو زمین بزنیم

01:28.437 --> 01:31.562
‫تا این‌که منو دزدیدن و
‫ این قضیه حسابی رفت روی مخم

01:33.812 --> 01:36.568
‫ولی میسون یه جاسوس دیگه‌ی
‫ سیتادل رو هم پیدا کرد که

01:36.593 --> 01:38.521
‫ اونم زنده مونده بود، نادیا سین

01:38.604 --> 01:40.854
‫روحشم خبر نداشت که
‫ این دوتا یه زمانی عاشق هم بودن

01:40.937 --> 01:43.187
‫حتی با هم ازدواج کرده بودن و
‫ یه بچه هم داشتن

01:43.979 --> 01:45.646
نادیا حافظه‌ش برگشت

01:45.729 --> 01:47.437
من همه‌چیز رو یادم میاد

01:47.521 --> 01:49.521
و کمک کرد که میسون هم حافظه‌ش برگرده

01:54.146 --> 01:55.562
حالا این‌جا رو خوب گوش بدید

01:55.646 --> 01:59.854
‫میسون متوجه می‌شه که دالیا آرچر
‫ در واقع مادرشه

01:59.879 --> 02:01.729
و اون میسون رو گول زده بود تا

02:01.754 --> 02:04.854
‫فهرست تمام مأمورهای سیتادل رو بهش بده و
‫اونم بعدش همه‌شون رو سلاخی کرد

02:04.937 --> 02:07.562
پس آره، میسون اون نفوذیه بود

02:07.646 --> 02:09.729
‫و شما دقیقاً تا این‌جای ماجرا رو
‫تماشا کردید

02:09.812 --> 02:12.272
‫میسون داره با خاطرات قدیمی‌ش کلنجار می‌ره،

02:12.297 --> 02:14.079
خاطراتی که حالا کم‌کم دارن برمی‌گردن

02:14.104 --> 02:17.146
نادیا بالاخره برگشت پیش دخترش، آشا

02:18.771 --> 02:23.687
‫دالیا الان فراریه و آره...
‫من هنوز دست مانتیکور اسیرم

02:31.428 --> 02:35.118
‫[ انگلیس ]

02:37.336 --> 02:43.336
‫تـرجـمـه از:
‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »

02:57.146 --> 03:00.021
‫- چه خبر، رفیق؟
‫- دعوت‌نامه لطفاً

03:04.104 --> 03:06.187
بفرما، داداش

03:19.187 --> 03:21.521
‫از این‌جا به بعد
‫ فقط مخصوص وی‌آی‌پی‌هاست، رفیق

03:21.604 --> 03:24.271
مکسول مانتین

03:24.354 --> 03:26.021
چه افتخاری نصیبم شد

03:29.646 --> 03:31.544
تو دیگه کدوم خری هستی؟

03:31.569 --> 03:34.479
‫ورود فقط با دعوت‌نامه‌ست.
‫این دیگه کدوم خریه، مکسی؟

03:34.504 --> 03:36.569
‫وقتی بچه بودم، مامانم همیشه می‌گفت:

03:36.594 --> 03:38.979
‫"سکوت، آغاز فضیلته"

03:39.062 --> 03:40.479
او‌ن‌وقت یعنی چی؟

03:40.562 --> 03:42.896
‫یعنی وقتی من حرف می‌زنم، خفه شو

03:42.979 --> 03:45.104
‫- بشین، بانی
‫- باشه

03:45.187 --> 03:48.104
تو... هنوز به سوالم جواب ندادی

03:50.271 --> 03:52.187
کدوم خری هستی؟

03:52.271 --> 03:55.064
‫چون من هیچ یانکیِ کودن و گداگشنه‌ای رو
‫ به مهمونی‌م دعوت نکردم

03:55.089 --> 03:57.022
‫با اون بوت‌های‌ کثیفِ تخمی‌ت

04:29.854 --> 04:31.229
ببخشید، رفیق

04:32.062 --> 04:34.604
‫حرومزاده‌ی احمق...
‫ مکسی!

04:38.271 --> 04:39.854
‫مکسی!

04:39.937 --> 04:42.104
انگلیسی حالیت می‌شه؟

04:43.354 --> 04:44.812
‫- مکسی!
‫- آره

04:44.896 --> 04:46.354
از این‌جا برو

04:57.146 --> 05:00.729
حالا خوب گوش بده، مرتیکه‌ی انگل

05:00.812 --> 05:04.146
من برای دیدنت از راه دوری اومدم

05:04.229 --> 05:06.187
پس بهتره یه‌کم با هم صحبت کنیم

05:06.271 --> 05:08.979
‫دو ماه پیش، یه محموله رو قاچاقی
‫ از "آمریکا" خارج کردی

05:09.062 --> 05:11.604
هزینه‌ش رو هم پائولو براگا داده بود

05:12.085 --> 05:13.877
اون کجاست؟

05:15.354 --> 05:16.646
کون لقت

05:16.729 --> 05:19.146
جوابت اشتباه بود

05:23.812 --> 05:25.437
خیلی‌خب

05:32.646 --> 05:34.896
حومه‌ی "مارسی" زندگی می‌کنه

05:34.979 --> 05:37.104
چه زیبا

05:37.187 --> 05:39.021
‫و چی براش جابه‌جا کردی؟

05:39.104 --> 05:41.021
اسلحه؟

05:41.104 --> 05:42.437
مواد مخدر؟

05:42.521 --> 05:44.354
نه

05:44.437 --> 05:45.562
یه مردی بود

05:48.562 --> 05:50.271
‫بابا ولم کن!

05:50.354 --> 05:51.562
این که اورلیکـه

05:51.646 --> 05:53.729
به‌درد می‌خوره

05:56.174 --> 06:00.825
‫[ فرانسه ]

06:10.896 --> 06:12.229
خیلی‌خب

06:12.312 --> 06:14.729
صدام رو می‌شنوی؟

06:14.812 --> 06:16.687
فقط به صدام گوش بده، باشه؟

06:17.271 --> 06:18.396
اسمت چیه؟

06:18.479 --> 06:19.937
آرنو دوران

06:20.021 --> 06:22.187
کجا به دنیا اومدی، آرنو؟

06:24.937 --> 06:26.604
‫"آلزاس"

06:27.521 --> 06:29.729
ازش درباره‌ی برادرهاش بپرس

06:32.146 --> 06:34.312
ازش بپرس رئیس کیه

06:37.437 --> 06:39.521
چندتا برادر داری؟

06:39.604 --> 06:41.437
‫- سه‌تا
‫- اسم‌هاشون رو بپرس

06:41.521 --> 06:43.521
لامصب خودت ازش بپرس

06:43.604 --> 06:45.146
خودت که لشت این‌جاست

06:45.229 --> 06:46.979
برنارد

06:47.979 --> 06:50.021
‫لطفاً اسم‌هاشون رو بهم بگو، آرنو

06:54.187 --> 06:58.521
رافائل، مِل و لوئی

06:58.604 --> 07:00.229
ازش بپرس برادرهاش رو دوست داره یا نه

07:00.312 --> 07:02.062
‫خدا لعنتت کنه، پائولو!

07:03.021 --> 07:04.021
بپرس

07:04.104 --> 07:06.104
‫مرتیکه‌ی مریض...

07:09.271 --> 07:12.104
‫- برادرهات رو دوست داری؟
‫- بیشتر از هر چیزی

07:12.687 --> 07:14.104
کارمون این‌جا تمومه، قربان

07:19.312 --> 07:20.896
آفرین

07:23.271 --> 07:24.896
یه چیزی توی سرم حس می‌کنم

07:24.979 --> 07:26.812
‫چیه...

07:26.896 --> 07:29.146
فقط یه تیکه فلزه

07:29.229 --> 07:30.437
یه گیرنده‌ست

07:30.521 --> 07:31.646
برای چی؟

07:32.354 --> 07:34.646
برای یه امر قشنگ، پسر

07:36.437 --> 07:39.646
یه چیزی که قراره روی مغزت بنویسیم

08:11.687 --> 08:14.437
صبح به‌خیر، نفس

08:14.521 --> 08:15.937
بریم، اون آماده‌ست

08:55.646 --> 08:57.854
همه‌چی آماده‌ست، آقای براگا

08:57.937 --> 08:59.896
خوبه، آفرین، جوانا

09:06.937 --> 09:08.312
بیارینش

09:13.937 --> 09:16.771
وقت درخشیدنه، برنارد

09:25.812 --> 09:26.812
یالا

09:32.812 --> 09:34.854
ولم کنین

09:39.646 --> 09:42.146
‫همگام‌سازی انجام شد.
‫اون آماده‌ی شروعه

09:45.979 --> 09:48.104
حالا ببینیم چقدر واقعاً نابغه‌ای

09:52.729 --> 09:54.896
هیس، هیس، هیس

09:54.979 --> 09:57.562
من می‌خوام برگردم مزرعه‌م

10:00.021 --> 10:02.312
‫ولم کن، لعنتی!

10:24.604 --> 10:26.021
اوها

10:32.854 --> 10:34.104
محشره

10:35.687 --> 10:38.104
می‌دونی چرا اون رو انتخاب کردم؟

10:38.187 --> 10:40.271
‫نه، ولی حدس می‌زنم
‫ خودت می‌خوای بهم بگی

10:41.562 --> 10:46.062
‫اون و برادرهاش...
‫اون آقایونی که می‌بینی

10:46.146 --> 10:50.271
‫از مزرعه‌ی من پرتقال می‌دزدیدن

10:50.354 --> 10:54.812
‫و باید بگم که ما محصولات این باغ‌ها رو
‫ برای سیر کردن فُقرا اهدا می‌کنیم

10:54.837 --> 10:57.694
پس، نباید از این اتفاقات پیش بیاد

10:59.437 --> 11:01.854
عجب قدیسی هستی تو

11:03.646 --> 11:04.646
اسلحه رو رد کن بیاد

11:20.312 --> 11:21.437
یالا

11:30.062 --> 11:31.729
‫نه! نه!

11:50.062 --> 11:52.146
نه، نه، نه، نه

11:52.229 --> 11:53.396
این چه کوفتیه؟

11:56.646 --> 11:58.354
‫نه!

11:58.437 --> 12:01.354
‫- منو به چه کاری وادار کردین؟
‫- رفیق، هی، هی

12:01.437 --> 12:02.604
چرا این اسلحه دست منه؟

12:02.687 --> 12:03.854
فقط بده‌ش به من

12:03.937 --> 12:05.354
‫من نمی‌خوامش،
‫نمی‌خوام دست من باشه!

12:05.437 --> 12:06.854
آره، آره

12:14.187 --> 12:17.437
‫من یه ماه کامل...
‫برای این مزخرف صبر کردم؟

12:17.521 --> 12:19.187
چرا زدی کشتی‌ش؟

12:19.271 --> 12:20.521
‫چون تو گند زدی!

12:20.604 --> 12:21.979
یه تراشه توی سرش بود

12:24.271 --> 12:26.396
و تو مستقیم به سرش شلیک کردی

12:28.312 --> 12:29.312
هوم

12:30.396 --> 12:32.521
الان هم من گند زدم؟

12:32.604 --> 12:33.937
لعنتی

12:38.729 --> 12:40.187
چاقوت رو بده

12:50.495 --> 12:51.912
اوه

12:51.937 --> 12:54.437
ای خدا، تیرم از بغلش رد شد

12:55.729 --> 12:57.521
هنوز سالمه

13:01.771 --> 13:03.935
دوباره سعی نکن منو دور بزنی

13:04.729 --> 13:08.062
‫همین الان دارم به دوست‌هات نزدیک می‌شم

13:14.389 --> 13:19.755
‫[ آلمان ]

14:21.979 --> 14:24.062
اون کلاه‌گیس رو بردار

14:24.146 --> 14:25.729
‫چرا؟ خودت که رو سرت می‌ذاری‌ش

14:25.812 --> 14:27.187
اون ماسک مسخره رو هم بردار

14:29.687 --> 14:31.896
انبه آخه، نادیا؟

14:31.979 --> 14:33.854
بچه‌ها از شکلات یا پیتزا خوش‌شون میاد

14:33.937 --> 14:36.021
امتحانش کن. خوشمزه‌ست

14:37.937 --> 14:39.104
این مزخرفه

14:39.187 --> 14:40.852
‫- درست صحبت کن
‫- و اون بچه‌ی مزخرف هم

14:40.877 --> 14:43.002
‫- خفه نمی‌شه
‫- مؤدب باش، آشا

14:46.979 --> 14:48.979
بابابزرگ رو اون‌جا بردن؟

14:49.062 --> 14:51.312
‫- نه
‫- خب، ما باید پیداش کنیم

14:51.396 --> 14:53.021
به‌زودی پیداش می‌کنیم

14:53.104 --> 14:56.396
‫به‌زودی؟ می‌گفت تو شجاع‌ترین
‫ آدمی هستی که می‌شناسه

14:56.479 --> 14:57.771
چرا باید به من دروغ بگه؟

14:57.854 --> 14:59.771
پیدا کردنش جون تو رو به خطر می‌اندازه

14:59.854 --> 15:01.854
‫و وظیفه‌ی من اینه که ازت مراقبت کنم

15:01.937 --> 15:03.354
چرا؟

15:03.437 --> 15:05.354
چون من مادرتم، آشا

15:10.312 --> 15:13.062
حداقل بچه بالاخره خفه شد

15:25.562 --> 15:27.937
آشا، آشا

15:34.187 --> 15:35.729
هیس

17:08.396 --> 17:09.771
‫برو بیرون!

17:45.271 --> 17:47.896
وای خدا

18:01.854 --> 18:03.646
آشا

18:54.812 --> 18:57.271
ببخشید، ببخشید

18:59.771 --> 19:02.354
‫دفعه‌ی بعد می‌تونم طرف رو بکشم،

19:02.437 --> 19:04.229
‫اگه یادم بدی...

19:07.479 --> 19:08.979
‫می‌تونم بکشمش...

19:22.351 --> 19:30.351
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین ::..
.:: Telegram: @Bamabincom ::.
.:: Instagram: @Bamabin_Com ::.

19:37.202 --> 19:41.697
‫[ سوئد ]

21:00.271 --> 21:02.229
‫می‌دونی، وقتی کار اتاق هندریکس تموم شد،

21:02.312 --> 21:04.187
می‌رم سراغ زیرزمین

21:04.271 --> 21:07.646
‫داشتم فکر می‌کردم
‫می‌شه تبدیلش کرد به یه فضای هنری

21:07.729 --> 21:11.479
‫تابستون‌های این‌جا قراره فوق‌العاده باشه

21:11.999 --> 21:14.374
برات یه دوربین می‌گیرم

21:14.937 --> 21:16.646
نظرت چیه؟

21:19.146 --> 21:20.437
من می‌خوام هندریکس رو ببینم

21:20.521 --> 21:22.146
تا الان خیلی صبوری کردم

21:22.229 --> 21:24.479
الان یه ماهه که از "یوتا" رفتیم

21:24.562 --> 21:28.354
‫هر کدوم‌مون یه وَری پخش شدیم،
‫و من می‌خوام دخترم رو ببینم

21:28.437 --> 21:29.979
‫باید ببینمش...
‫نیاز دارم بغلش کنم

21:30.062 --> 21:31.771
‫- دیدنش الان امن نیست
‫- از کجا می‌دونی؟

21:31.854 --> 21:34.271
‫- چون می‌دونم
‫- چطور؟ از کجا می‌دونی؟

21:34.303 --> 21:37.104
‫مانتیکور همه‌جا رو زیر نظر داره.
‫تمام دوربین‌های امنیتی، گوشی

21:37.187 --> 21:40.979
‫هشت خانواده با ثروت کلان‌شون
‫ دنبالِ من، نادیا،

21:41.062 --> 21:43.437
‫کارتر و همچنین خودت هستن تا
‫ دخل‌مون رو بیارن

21:43.521 --> 21:46.812
‫پس بهترین کار اینه که هندریکس
‫ پیش خونواده‌ی اورلیک بمونه

21:46.888 --> 21:49.138
و ما هم این‌جا باشیم

21:49.171 --> 21:52.194
‫و خونه‌ای رو براش آماده کنیم تا
‫ وقتی وضعیت امن شد، بیاد پیش‌مون

21:52.937 --> 21:54.312
‫تا اون موقع،

21:54.396 --> 21:56.055
هیچ تماس و ارتباطی نباید در کار باشه

21:56.080 --> 21:57.621
من فقط می‌خوام دخترم رو ببینم

21:57.646 --> 22:00.584
‫- می‌خوام مطمئن شم که هندریکس حالش خوبه
‫- اگه اتفاقی براش می‌افتاد، خبردار می‌شدیم

22:00.609 --> 22:03.859
می‌شه اون در کوفتی رو درست کنیم؟

22:04.812 --> 22:07.140
‫- نادیا که آشا رو پیش خودش نگه می‌داره
‫- و این کار اشتباهیه

22:07.165 --> 22:09.107
‫خودش هم می‌دونه که با این کار
‫جون دخترش رو به خطر می‌اندازه

22:09.132 --> 22:12.009
‫یا شاید چون می‌دونه تنها کسیه که
‫واقعاً می‌تونه از دخترش محافظت کنه

22:12.034 --> 22:13.820
بچه به مادرش نیاز داره

22:13.845 --> 22:16.150
‫هندریکس حالش خوبه!

22:22.955 --> 22:24.521
باز اون روی واقعیت زد بیرون

22:24.546 --> 22:26.213
از من چی می‌خوای؟

22:26.238 --> 22:28.135
‫می‌خوام بدونم اون طرف میز
‫ کی روبه‌روی من نشسته

22:28.271 --> 22:30.812
کی نمی‌ذاره بچه‌م رو ببینم

22:30.896 --> 22:33.812
‫آیا تو همون مردی هستی که باهاش ازدواج کردم
‫یا اونی که نمی‌شناسم؟

22:34.896 --> 22:36.146
چون نمی‌شه جفتش باشی

22:36.229 --> 22:37.562
من همون مردی‌ام که دوستش داری

22:37.646 --> 22:39.479
از کجا بدونم؟

22:39.562 --> 22:41.562
‫- چون...
‫- از کجا مطمئن باشم؟!

22:41.646 --> 22:43.437
‫نمی‌دونم، باشه؟
‫نمی‌دونم!

22:44.729 --> 22:48.312
‫یه کوفتی‌ای رو به گردن من تزریق کردن

22:48.396 --> 22:51.729
‫و حالا یه خاطره‌‌هایی برام برگشته...
‫از کارهایی که کردم، کارهایی که با من کردن

22:51.812 --> 22:54.979
‫هر چیزی که مال میسون بود،
‫ حالا توی من زنده شده

22:55.854 --> 22:59.187
هر شب خوابش رو می‌بینم

22:59.271 --> 23:01.562
‫از غریزه‌هاش، خواسته‌هاش،

23:01.646 --> 23:04.812
انگیز‌ه‌هاش و همچنین دردش

23:07.021 --> 23:10.604
‫نمی‌دونم مربی لیگ بیسبال کودکان بودم
‫یا صرفاً یه آدم‌کش

23:11.854 --> 23:15.062
‫ولی این رو می‌دونم که...

23:15.146 --> 23:16.937
‫تو رو دوست دارم،

23:18.729 --> 23:20.979
هندریکس رو دوست دارم

23:21.004 --> 23:22.746
من همون مردی‌ام که باهاش یه زندگی‌ای ساختی

23:22.771 --> 23:25.896
و بهت ثابت می‌کنم که من کایل‌ام

23:51.812 --> 23:53.229
‫یک،

23:55.729 --> 23:56.762
‫دو،

23:59.979 --> 24:01.012
‫سه،

24:03.271 --> 24:04.304
‫چهار،

24:06.146 --> 24:07.179
‫پنج،

24:09.229 --> 24:10.262
‫شش،

24:11.312 --> 24:12.346
‫هفت،

24:13.479 --> 24:14.512
‫هشت،

24:16.021 --> 24:17.096
‫نُه،

24:18.229 --> 24:19.771
همه‌ی توانت همین بود، پیرمرد؟

24:19.858 --> 24:21.041
به من می‌گی پیر؟

24:24.146 --> 24:25.271
‫ده،

25:04.735 --> 25:08.288
‫رسانه‌های دولتی گزارش داده‌اند که
‫ دیمیتری آرونوف، رئیس‌جمهور روسیه،

25:08.313 --> 25:10.729
‫قرار است هفته‌ی آینده
‫ در اجلاس "گروه هشت" شرکت کند

25:10.992 --> 25:12.121
جو؟

25:12.146 --> 25:14.263
‫این نخستین سفر خارجی آقای آرونوف

25:14.288 --> 25:16.621
‫- در سه سال گذشته خواهد بود
‫- جوانا؟

25:16.646 --> 25:20.437
‫پس از کودتای نافرجام در "مسکو" که
‫به دست مزدوران "ولگا" انجام شد

25:20.521 --> 25:24.479
‫موش کوچولوی روسی بالاخره از سوراخش
‫ اومد بیرون

25:24.562 --> 25:29.021
‫آقای آرونوف یازدهم این ماه در کنار
‫ شماری از رهبران کشورهای عضو "گروه هشت"،

25:29.104 --> 25:31.562
‫در "قلعه‌ی هالگارتن" در "اسکاتلند"
‫حضور خواهد یافت

25:31.646 --> 25:33.437
‫ده روز دیگه‌ست

25:56.937 --> 25:59.229
نابغه‌مون پای کاره

26:00.521 --> 26:02.521
این‌جا چی داریم؟

26:02.604 --> 26:05.062
‫ای بابا، برنارد، بی‌خیال

26:05.146 --> 26:06.771
‫سرآشپزمون سه‌تا ستاره‌ی میشلن داره

26:06.796 --> 26:09.104
نذار غذات حروم شه

26:09.187 --> 26:10.437
بیا

26:12.021 --> 26:13.479
دهنت رو باز کن

26:13.620 --> 26:14.787
‫بگو: عـــا

26:14.812 --> 26:17.479
هواپیما داره میاد

26:19.479 --> 26:21.812
پسر خوب

26:21.896 --> 26:23.312
پسر خوب

26:23.396 --> 26:25.687
‫هیچ‌کس با شکم خالی نمی‌تونه
‫ تمام توانش رو به کار بگیره

26:26.442 --> 26:28.204
‫خب، برنارد،

26:28.229 --> 26:30.062
دلم نمی‌خواد بهت فشار بیارم

26:30.146 --> 26:32.062
‫می‌دونم باعجله نمی‌شه یه اثر هنری خلق کرد

26:32.146 --> 26:36.521
‫ولی من ماشینِ آدم‌کشی‌ام رو تا
‫۱۰ روز دیگه می‌خوام

26:37.604 --> 26:38.729
غیرممکنه

26:38.812 --> 26:42.062
‫ولی تو تمام عمرت رو صرف
‫ممکن‌کردنِ غیرممکن‌ها کردی

26:42.146 --> 26:44.771
‫برای همین از دالیا خواستم
‫ تو رو بفرسته دمِ خونه‌م

26:44.854 --> 26:46.312
نمی‌دونم بهت چی بگم

26:46.396 --> 26:49.896
‫برنارد، حرفم اینه که...

26:49.979 --> 26:51.979
کار لعنتی‌ت رو تموم کن

26:57.729 --> 26:59.596
‫تو این‌جا پرتقال پرورش نمی‌دی،

27:01.229 --> 27:02.312
درسته؟

27:05.229 --> 27:08.229
‫گفتی اون مرد برای برادرهاش پرتقال می‌دزدید،

27:08.312 --> 27:10.521
ولی تو که این‌جا پرتقال پرورش نمی‌دی

27:11.521 --> 27:13.312
مچم رو گرفتی

27:13.396 --> 27:15.312
انصافاً باهوشی

27:17.354 --> 27:21.021
‫یه سال پیش، سر مراسم ختم پدرم نشسته بودم،

27:21.104 --> 27:24.437
‫به جسد سردش توی تابوت خیره شده بودم

27:24.521 --> 27:28.604
‫و تنها چیزی که می‌دیدم،
‫خودم بودم، ۶۰ سال بعد

27:29.979 --> 27:31.146
‫یه جسد سرد و بی‌جون

27:31.229 --> 27:33.729
امیدوارم زودتر از این‌ها اتفاق بیفته

27:35.104 --> 27:36.812
ما همه‌مون یه روزی می‌میریم، برنارد

27:37.646 --> 27:42.729
‫و وقتی این حقیقت رو بپذیری،
‫هدفت روشن می‌شه

27:42.812 --> 27:45.062
اوه، که این‌طور

27:45.146 --> 27:47.229
‫پس تو یه نسل‌زدیِ روشن‌فکری

27:48.229 --> 27:51.454
‫اون‌وقت این همه مدت،
‫من فکر می‌کردم پول فاسدت کرده

27:51.479 --> 27:53.912
‫بشریت تاریخ انقضا داره

27:53.937 --> 27:56.646
هدف زندگی من اینه که

27:56.729 --> 28:00.354
‫ تاریخ این انقراض رو
‫برای پسرم عقب بندازم

28:00.437 --> 28:04.562
‫نکُشی‌مون با این همه شرافتت

28:09.569 --> 28:12.246
‫تا هفته‌ی بعد،
‫ من یه آدم‌کش قابل‌برنامه‌ریزی می‌خوام

28:12.271 --> 28:15.834
‫وگرنه دخترت رو پیدا می‌کنم و
‫زنده‌زنده پوستش رو می‌کنم

28:15.859 --> 28:19.146
مثل یه پرتقال کوفتی

28:21.562 --> 28:23.604
‫من تا فردا می‌رم "پاریس"

28:24.979 --> 28:26.562
‫یا الان یا هیچ‌وقت، برنارد

28:26.646 --> 28:29.562
‫فقط ۱۰ روز وقت داری

29:24.021 --> 29:25.604
وقت صبحونه‌ست

29:47.562 --> 29:49.604
‫بازش کن! یالا!

30:55.771 --> 30:57.521
‫وایسا! وایسا!

31:30.562 --> 31:32.321
‫یکی‌شون رو جا انداختی

31:32.345 --> 31:34.104
‫کیر تو این زندگی!
‫حوصله‌ی تو یکی رو ندارم

31:34.187 --> 31:36.646
‫ناراحت‌کننده‌ست که می‌بینم
‫تو پیری‌ت بی‌دقت شدی، برنارد

31:36.671 --> 31:38.725
‫تازه، باید خایمالی‌مو کنی

31:38.750 --> 31:40.967
‫امروز می‌تونستم
‫ جون هر کس دیگه‌ای رو نجات بدم،

31:40.992 --> 31:43.334
‫ولی اومدم این خراب‌شده و
‫جون بی‌ارزش تو رو نجات دادم

31:43.359 --> 31:46.609
‫حالا اسلحه‌ت رو بده بیاد! یالا!

31:53.104 --> 31:55.437
چی‌کار می‌کنی؟
این چه کاریه؟

31:56.229 --> 31:59.062
‫مطمئن می‌شم کس دیگه‌ای
‫به کله‌ی کیر‌ی‌ت نشونه نره

31:59.658 --> 32:01.165
‫جناب‌عالی مشکلی که ندارین؟

32:08.562 --> 32:10.187
دقیقاً برای چی این‌جایی، هاچ؟

32:10.271 --> 32:12.896
اومدم پائولو براگا رو بکشم، برنی

32:12.979 --> 32:16.187
‫و از نگاهت کاملاً مشخصه که
‫تو هم دلت می‌خواد دخلش رو بیاری

32:16.271 --> 32:18.729
‫نه، چی؟ نه! کیر تو نگاه من!

32:18.812 --> 32:20.604
من فقط می‌خوام از پائولو براگا دور شم

32:20.687 --> 32:22.312
مرتیکه‌ی کسخل

32:22.337 --> 32:24.872
‫حالا که جفت‌مون می‌خوایم اون آدم گُه رو
‫از صفحه روزگار محو کنیم،

32:24.897 --> 32:27.189
می‌خوام یه لطف بزرگی در حقت کنم، برنی

32:27.937 --> 32:29.562
‫با تو تیم می‌شم

32:32.062 --> 32:33.646
تو واقعاً احمقی

32:43.646 --> 32:46.646
‫از شانسِ خوبت، حدود 2 کیلومتر جلوتر
‫یه ماشین دیگه دارم

32:46.671 --> 32:49.463
‫- چطور به این‌جا رسیدم؟
‫- یا می‌تونی واس خودت تاکسی اوبر بگیری

32:50.771 --> 32:54.229
‫ولی با این فاصله دور و
‫ اونم نزدیک ساعت شلوغی

32:54.312 --> 32:56.479
کرایه سنگینی می‌ره تو پاچت

33:14.187 --> 33:16.229
‫الان جدی‌ای؟
‫چی‌کار می‌کنی؟

33:16.312 --> 33:18.537
دارم مایعات می‌خورم، هیدراته بمونم

33:18.562 --> 33:21.896
‫این آبجوئه. بیشتر آب بدنت رو کم می‌کنه

33:21.979 --> 33:24.771
‫این واقعاً احمقانه‌ترین حرفیه که
‫ تو عمرم شنیدم

33:24.854 --> 33:26.771
‫آبجو پُر از الکترولیت و آهنه

33:26.796 --> 33:28.571
‫قدیم‌ها به مامان‌های تازه‌زا آبجو می‌دادن

33:28.596 --> 33:32.638
‫آره، قدیم‌ها به مریض‌ها هم زالو می‌ا‌نداختن،
‫تا وقتی فهمیدن احمقانه‌ست

33:33.437 --> 33:36.121
‫- تازه، داری رانندگی هم می‌کنی
‫- آره، مثل قهرمان مسابقات "نسکار"

33:36.146 --> 33:38.135
این‌قدر نگران نباش، باشه؟

33:38.160 --> 33:40.633
‫می‌دونی، من یه بار با هلیکوپتر "بلک هاوک"
‫ از "چاد" فرار کردم

33:40.658 --> 33:43.021
‫در حالی که یه بادکنک سوراخ پُر از کوکائین
‫از سوراخ کونم داشت می‌زد بیرون

33:43.104 --> 33:44.146
باشه؟

33:44.229 --> 33:45.937
‫- ای خدا
‫- می‌دونی، مقعد

33:46.021 --> 33:47.942
مثل اسفنجه، برنارد

33:47.967 --> 33:49.566
تا حالا یه‌جا ۴ گرم کوکائین کشیدی؟

33:49.591 --> 33:51.229
‫- نه
‫- ۸ گرم چی؟

33:51.312 --> 33:53.187
‫- نه، نه
‫- خب، من از کونم کشیدم

33:53.271 --> 33:54.812
و باز سالم فرود اومدم

33:54.896 --> 33:57.354
‫- اونم روی یه قایق در حال حرکت
‫- ای خدا

33:59.479 --> 34:01.271
حالا این براگا چی از جونت می‌خواست؟

34:02.354 --> 34:05.437
‫مجبورم کرده بود
‫یه برنامه‌ی کنترل ذهن بسازم

34:05.521 --> 34:06.979
‫منظورت از "برنامه‌ی کنترل ذهن" چیه؟

34:07.062 --> 34:10.271
‫یه ریزتراشه‌ست که توی مغز یه آدم
‫ کار گذاشته می‌شه،

34:10.354 --> 34:12.479
‫بعد می‌تونی دستورها رو بهش مخابره کنی

34:12.562 --> 34:15.437
‫و وادارش کنی هر کاری که می‌خوای
‫ برات انجام بده

34:15.521 --> 34:18.271
‫اساساً اراده طرف رو ازش سلب می‌کنی.
‫کلیتش همینه

34:18.354 --> 34:20.132
‫این‌که خیلی علمی‌تخیلی
‫ به نظر میاد، برنارد

34:20.157 --> 34:22.021
‫آره، چون کار من همینه، هاچ

34:22.104 --> 34:23.687
‫چیزهای علمی‌تخیلی می‌سازم

34:23.771 --> 34:25.604
‫خب، یه عوضی‌ای مثل پائولو براگا

34:25.687 --> 34:27.187
‫دستگاه کنترل ذهن رو برای چی می‌خواد؟

34:28.229 --> 34:30.521
‫یه آدم‌کش اجیر شده‌ی آنی می‌خواست

34:30.604 --> 34:33.104
‫- مثل فیلم "کاندیدای منچوری"؟
‫- آره، هاچ

34:33.187 --> 34:37.062
‫- مثل همون فیلم
‫- پسر، این که خیلی خفنه

34:37.146 --> 34:38.894
‫بابام هر شنبه‌شب مجبورم می‌کرد

34:38.919 --> 34:40.229
‫اون فیلم رو باهاش ببینم

34:40.312 --> 34:42.937
خب، حالا دیگه فیلم نیست

34:44.521 --> 34:47.562
پس این ماس‌ماسک رو براش ساختی، آره؟

34:49.937 --> 34:51.521
بد بگایی شد، برنارد

34:52.646 --> 34:55.104
‫تهدید کرد که کل خانواده‌م رو می‌کشه

34:55.187 --> 34:57.114
‫اون مغزت هر چیزی رو توجیه می‌کنه،

34:57.139 --> 34:59.515
‫اگه فقط تو رو به هدفی که می‌خوای برسونه

35:01.104 --> 35:03.687
خیلی‌خب، وقتشه ماشین عوض کنیم

35:10.812 --> 35:13.812
‫خب، فکر کنم باید اختلاف‌هامون رو
‫ بذاریم کنار

35:13.896 --> 35:15.479
اگه قراره با هم کار کنیم

35:15.562 --> 35:17.479
‫ما با هم کار نمی‌کنیم.
‫حالا دوتا وسیله داریم

35:17.562 --> 35:20.062
‫یکی اون‌جاست برای تو،
‫ یکی هم برای من

35:20.146 --> 35:22.229
‫خیلی ممنون و موفق باشی

35:22.312 --> 35:23.937
‫این ماشین ثبت شده، برنارد

35:24.021 --> 35:26.937
‫- خیلی زود پیداش می‌کنن
‫- ریسکش رو به جون می‌خرم

35:28.854 --> 35:30.799
صندلی کودک نمی‌خوای؟

35:35.062 --> 35:37.687
حالا چطور می‌خوای از "فرانسه" خارج شی؟

35:37.771 --> 35:39.687
‫نه مدارکی داری، نه پاسپورت،

35:39.771 --> 35:42.479
‫و یکی از ثروتمندترین آدمای دنیا
‫ با حرومزاده‌های مانتیکورش

35:42.562 --> 35:44.162
‫یه‌کم دیگه می‌ریزن سرت...

35:44.187 --> 35:45.521
می‌دونم

35:45.604 --> 35:48.187
برنارد، تو یه پات لب گوره

35:48.271 --> 35:50.354
حتی اسلحه هم نداری

35:50.437 --> 35:52.437
قبول کن، تو به من نیاز داری

35:53.812 --> 35:57.454
‫باید حمایت تمام‌قدِ سی‌آی‌اِی پشتت باشه

35:57.479 --> 35:59.479
این تنها راهیه که می‌تونی براگا رو بکشی

35:59.504 --> 36:01.912
و این بساطِ "کاندیدای منچوری" رو جمع کنی

36:01.937 --> 36:04.312
‫لعنتی!

36:04.396 --> 36:06.146
‫گندش بزنن!

36:15.354 --> 36:16.771
آفرین، برنی

36:19.812 --> 36:21.246
‫هر چی بیشتر همراهت باشه، بهتره

36:21.271 --> 36:22.562
هر چیزی یه حدی داره

36:22.587 --> 36:24.032
تو زیادی دیگه از اینا داری

36:24.854 --> 36:25.979
حوصله بحث ندارم

36:26.062 --> 36:27.104
‫راه بیفت!

36:42.783 --> 36:45.626
‫خب، با محل استخراج سی‌آی‌اِی
‫ چقدر فاصله داریم؟

36:46.687 --> 36:48.229
هنوز دارم روش کار می‌کنم

36:48.312 --> 36:50.146
خب الان وقت خیلی مناسبیه که

36:50.171 --> 36:52.646
‫تو و اون تیمت توی "لنگلی" روش کار کنین

36:52.729 --> 36:56.729
‫آره، مسئله اینه که
‫ الان یه‌کم سخته، برناردو

36:56.812 --> 36:58.146
یعنی چی؟

36:58.229 --> 37:01.896
راستش من هیچ تیمی توی "لنگلی" ندارم

37:03.312 --> 37:04.479
بدون پشتیبانی‌ای؟

37:04.562 --> 37:05.812
یه‌جورایی

37:05.837 --> 37:07.295
مهره سوخته‌ای؟

37:07.320 --> 37:09.437
‫- من مهره سوخته نیستم، برنارد
‫- سی‌آی‌اِی ولت کرد؟

37:09.462 --> 37:11.371
‫- بگو ببینم
‫- من ول‌شون کردم

37:11.396 --> 37:13.312
‫- باشه؟
‫- تو گفتی که

37:13.396 --> 37:16.396
‫- حمایت تمام‌قدِ سی‌آی‌اِی نصیبم می‌شه
‫- من فقط گفتم

37:16.421 --> 37:18.579
‫- به حمایت تمام‌قدِ سی‌آی‌اِی نیاز داری
‫- نه، این‌طور نگفتی...

37:18.604 --> 37:20.521
‫- که از قضا نیاز هم داری
‫- این‌طوری نگفتی

37:20.604 --> 37:24.187
‫ فقط این‌که من نمی‌تونم برات جورش کنم،
‫ولی خبر خوب اینه که منو داری

37:24.271 --> 37:26.146
لعنت بهت

37:26.229 --> 37:27.687
‫- می‌دونستم
‫- می‌شه آروم باشی؟

37:27.771 --> 37:29.771
‫- داری منو کم‌کم می‌ترسونی
‫- می‌دونستم

37:29.854 --> 37:31.187
تو چی‌کار کردی؟

37:31.271 --> 37:33.229
من کاری نکردم

37:33.312 --> 37:35.812
‫- بگو چی‌کار کردی؟
‫- هیچی، من کاری نکردم

37:35.896 --> 37:37.896
‫- چی‌کار کردی؟
‫- ولی یکی از همکارهای من

37:37.979 --> 37:41.562
‫فهمید پائولو براگا میلیون‌ها دلار
‫ به هسته‌های تروریستی توی اروپا می‌رسونه

37:41.646 --> 37:44.146
‫و برای لاپوشونی این قضیه،
‫سعی کرد بکشتش

37:44.229 --> 37:46.854
‫و من از قضا خیلی از این دختر خوشم میاد

37:48.521 --> 37:49.771
به چشم خواهری

37:51.187 --> 37:53.354
مثل خواهری که باهاش نمی‌خوابی

37:53.437 --> 37:54.437
‫- چی؟
‫- آره، فقط...

37:54.521 --> 37:56.104
‫مگه خواهری هم هست که
‫آدم باهاش بخوابه؟

37:56.187 --> 37:57.646
اون بامزه و باهوشه

37:57.729 --> 38:00.312
‫- و برام مهمه، باشه؟
‫- کی با خواهرش می‌خوابه؟

38:00.396 --> 38:03.896
‫و پائولو براگا خواست بکشتش،
‫پس من یه گلوله تو سر خودش خالی می‌کنم

38:03.979 --> 38:07.229
‫اگه شانسی برای متوقف ‌کردن پائولو براگا

38:07.312 --> 38:09.479
‫از ساختن این ماس‌ماسک داشته باشیم...

38:09.562 --> 38:13.354
‫- این ماس‌ماسکِ توئه، برنارد
‫- نمی‌تونیم تنها انجامش بدیم

38:13.437 --> 38:16.312
‫- درسته
‫- به جاسوس‌هایی مثل خودمون نیاز داریم

38:16.396 --> 38:18.037
‫یتیم، مهره سوخته،

38:18.062 --> 38:19.229
طردشده

38:19.312 --> 38:20.604
روانی‌هایی مثل خودمون

38:20.687 --> 38:23.187
‫آدمایی که توی دنیا
‫به هیچ‌چیز وفادار نیستن

38:23.271 --> 38:24.521
نه، چی چی؟

38:24.604 --> 38:25.996
نه، اتفاقاً وفادار می‌خوایم

38:26.021 --> 38:27.687
‫- دقیقاً
‫- به وفاداری نیاز داریم

38:27.771 --> 38:30.146
‫درسته، وفاداری تا حد مرگ

38:30.229 --> 38:32.271
آدم درستش رو سراغ دارم

38:32.354 --> 38:34.146
کیه؟

38:34.229 --> 38:35.854
همون دختر که نمی‌کنیش؟

38:37.146 --> 38:39.187
برام خرابش نکن

38:43.531 --> 38:46.543
‫[ آلمان ]

38:52.825 --> 38:58.825
‫تـرجـمـه از:
‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »

39:04.271 --> 39:06.604
‫خانم‌ها و آقایان، چیزی که روبه‌روتونه

39:06.687 --> 39:10.687
‫پرنده‌ی سرزیتونیـه،
‫خوراک لذیذی که پادشاه‌ها،

39:10.771 --> 39:14.062
‫رئیس‌جمهورهای آمریکا و کشیش‌ها میل می‌کردن

39:14.146 --> 39:16.729
‫در واقع یه کشیش ابداعش کرده

39:18.396 --> 39:20.187
‫پرنده رو کور می‌کنن

39:20.271 --> 39:23.187
‫برای همین فکر می‌کنه
‫توی شبِ ابدیه و تا خرخره می‌خوره

39:23.271 --> 39:24.646
و حسابی چاق می‌شه

39:24.729 --> 39:27.771
‫درست مثل تو، گری، ای حرومزاده‌ی چاق

39:37.104 --> 39:38.646
تو کی هستی؟

39:38.729 --> 39:40.729
برای مهمونی اومدم

39:42.604 --> 39:44.979
‫روش خوردنش هم این‌جوریه که
‫باید از جمجمه‌ش بگیرید

39:45.062 --> 39:47.104
‫و از سمت پاهاش یه‌جا قورتش بدید

39:47.187 --> 39:48.896
‫جلوتون هم یه دستمال می‌بینین

39:48.979 --> 39:51.687
‫اون رو می‌ندازین روی سرتون
‫تا شرم‌تون رو از خدایان پنهان کنین

39:51.771 --> 39:55.937
خب، نوش جان کنیم

39:56.021 --> 39:57.437
یه لقمه‌ش کنید

40:00.812 --> 40:03.604
این چه کوفتی بود؟

40:03.687 --> 40:05.979
شبیه صدای تیراندازی بود

40:06.062 --> 40:07.687
‫وای!

40:07.771 --> 40:10.229
‫خیلی‌خب، خوب گوش بدین،
‫من می‌رم این داخل

40:10.312 --> 40:12.854
‫هر کی خواست از این در رد شه،
‫بهش شلیک کنین

40:14.771 --> 40:16.396
‫حالا بیا ببینم، حرومزاده!

40:16.479 --> 40:18.771
‫- سلام، فرانکی
‫- یا خدا!

40:20.521 --> 40:22.521
نادیا، من مشکل قلبی دارم

40:23.354 --> 40:26.062
‫راستی، تیم امنیتی‌ت افتضاحه

40:26.146 --> 40:28.187
‫چه بلایی سر تو اومده؟
‫سر و وضعت داغونه

40:29.271 --> 40:31.687
‫معمولاً این‌قدر داغون نیستی،
‫ولی الان هستی

40:34.021 --> 40:36.937
‫اسم همه‌ی مأمورهای مانتیکور رو می‌خوام
‫تا بکشم‌شون

40:37.021 --> 40:39.187
‫همه دنبالتن.
‫مسخره‌بازی درنیار

40:41.812 --> 40:44.021
‫قرار نیست هر چند هفته یه بار
‫دخترم رو فراری بدم

40:44.104 --> 40:45.896
‫موهاش رو رنگ کنم،
‫اسمش رو عوض کنم،

40:45.979 --> 40:48.812
پس بهتره خوب و دقیق بهم گوش بدی

40:48.896 --> 40:52.437
‫هویت‌هامون رو پاک می‌کنی،
‫مثل همیشه کاری می‌کنی غیب شیم

40:52.521 --> 40:54.104
وگرنه یه تیر توی کله‌ت خالی می‌کنم

40:54.187 --> 40:56.812
‫خب، این ادا اطوارهای ترسناکت رو بذار کنار

40:56.896 --> 40:58.229
‫سال‌هاست خودم این کاره‌ام

40:58.312 --> 41:00.937
‫دخترم الان تنها توی دستشویی
‫ یه پمپ‌بنزین نشسته،

41:01.021 --> 41:02.896
‫پس تنها چیزی که می‌خوام ازت بشنوم اینه:

41:02.979 --> 41:05.062
‫"انجامش می‌دم، نادیا.
‫من در خدمتتم، نادیا"

41:05.146 --> 41:06.979
من مهره سوخته‌ام

41:07.062 --> 41:09.312
هیچ‌کس حتی نزدیک من نمی‌شه

41:09.396 --> 41:10.812
آره

41:10.896 --> 41:12.604
توی فهرست سیاه‌ام

41:12.687 --> 41:15.396
‫یه یاروی جدید اومد، من هم
‫کارها رو به روش قدیمی انجام دادم و...

41:15.479 --> 41:16.896
‫خب که چی؟

41:17.479 --> 41:18.854
‫ از دید من که روبه‌راهی

41:18.937 --> 41:20.937
این‌جا مال من نیست، احمق

41:21.021 --> 41:23.021
این‌جا اجاره‌ایه

41:23.104 --> 41:25.246
‫اون ساده‌لوح‌های اون بیرون هم
‫ فقط یه قدم مونده بود

41:25.271 --> 41:28.979
‫تا بابت حق اقامت اشتراکی پول بدن،
‫تا این‌که تو اومدی و گند زدی به همه‌چی

41:29.062 --> 41:31.104
دست گلت درد نکنه

41:31.187 --> 41:32.729
من الان یه آدم توخالی‌ام

41:32.812 --> 41:34.854
جذاب، ولی باز توخالی

41:35.896 --> 41:38.437
‫ببین، اصلاً نمی‌دونم از کجا اومدی

41:38.521 --> 41:40.979
اصلاً نمی‌دونم که چطور هنوز زنده‌ای

41:41.729 --> 41:43.521
اسلحه رو سمت آدم اشتباهی
نشونه گرفتی

41:45.396 --> 41:47.271
شما توی سیتادل یه نفوذی داشتین

41:47.354 --> 41:48.937
می‌دونم نفوذی داشتیم

41:49.021 --> 41:50.354
ولی می‌دونی کیه؟

41:51.396 --> 41:52.729
چی می‌گی؟

41:52.812 --> 41:55.604
اوه، پس نمی‌دونی کیه؟
‫خب، جالب شد

41:55.687 --> 41:56.937
تو احیاناً از کجا می‌دونی؟

41:57.021 --> 41:58.812
مادرش بهم گفت

42:08.854 --> 42:10.771
فکر کنم خودت بدونی کیه

42:13.229 --> 42:16.187
فکر کنم بدونی چون تو باهاش ازدواج کردی

42:19.114 --> 42:20.704
‫کنار تو، نقاب من می‌افته

42:20.729 --> 42:23.771
‫و فقط کنار توئه که من خودِ واقعیمم.
‫با من ازدواج کن

42:23.854 --> 42:25.812
‫- می‌تونم بهت اعتماد کنم؟
‫- حتماً

42:25.896 --> 42:27.021
می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

42:27.104 --> 42:29.062
همیشه

42:29.146 --> 42:31.354
‫- برامون پاپوش دوختن
‫- اونا کین؟

42:31.437 --> 42:34.021
‫نمی‌دونم، ولی دارن سیتادل رو
‫با خاک یکسان می‌کنن

42:37.604 --> 42:38.854
بهش اعتماد ندارم

42:38.937 --> 42:40.312
تو یادت میاد

42:40.747 --> 42:42.747
من همه‌چیز رو یادم میاد

42:43.817 --> 42:46.817
‫[ بعد از تیتراژ ادامه دارد ]

42:59.896 --> 43:02.604
دنیا قبلاً جایی بود که

43:02.687 --> 43:04.562
‫همه‌چیز خیلی واضح تعریف شده بود

43:04.646 --> 43:06.812
‫ولی دیگه نمی‌دونم کی تهدید به حساب میاد

43:06.896 --> 43:09.021
و کی به حساب نمیاد

43:09.104 --> 43:11.021
‫لطفاً بهم بگو من این‌جا چی کار می‌کنم

43:11.046 --> 43:13.829
‫پائولو براگا فقط چند روز فاصله داره
‫[ آنچه خواهید دید ]

43:13.854 --> 43:15.687
‫تا فناوری‌ای رو کامل کنه که

43:15.771 --> 43:18.979
‫می‌تونه ذهن یه آدم رو تصاحب کنه و
‫تبدیلش کنه به یه آدم‌کش

43:19.812 --> 43:21.854
ما به جاسوس‌هایی مثل خودمون نیاز داریم

43:21.937 --> 43:24.854
‫طردشده‌ها،
‫آدمایی که توی دنیا به هیچ‌چیز وفادار نیستن

43:28.146 --> 43:29.312
نه، چی؟

43:29.396 --> 43:30.604
نه، ما اتفاقاً وفادار می‌خوایم

43:30.687 --> 43:32.354
‫- دقیقاً
‫- به وفاداری نیاز داریم

43:32.437 --> 43:33.812
درسته، وفاداری تا حد مرگ

43:35.646 --> 43:36.854
هاچ

43:36.937 --> 43:39.104
‫باعث افتخاره.
‫ایشون همکارمه، سلین رور

43:40.521 --> 43:41.646
باعث افتخار نیست

43:41.729 --> 43:43.729
‫می‌خوای یه تیم از نابغه‌ها رو جمع کنی؟

43:43.812 --> 43:45.646
‫اونا مأمور سابق سی‌آی‌اِی هستن

43:45.729 --> 43:47.521
ما به فرانک شارپ نیاز داریم

43:47.604 --> 43:50.687
‫شنیدم تو جمع ‌کردن آتو استادی

43:51.100 --> 43:53.740
‫دو برابرش کن،
‫رنگ شورت طرف هم برات درمیارم

43:54.229 --> 43:56.062
بدون من شروع کردی؟

43:57.271 --> 43:58.998
چرا پای اون رو کشیدی وسط؟

44:00.479 --> 44:02.354
‫اگه میسون کِین فقط توی یه چیز خوب باشه...

44:06.604 --> 44:08.187
‫اونم آدم کشتنه

44:09.062 --> 44:10.979
همه‌چیز رو ازم گرفتی

44:11.062 --> 44:13.771
نمی‌خوام نزدیک دخترم بشی

44:16.396 --> 44:18.896
‫منو یاد یه نفر می‌اندازی

44:18.979 --> 44:21.146
‫- یه معشوقه سابقِ جذاب؟
‫- عموم

44:21.229 --> 44:22.771
خیلی غمگین بود

44:22.854 --> 44:25.146
‫- باشه
‫- همچنین فقیر و تنها مُرد

44:25.229 --> 44:27.271
خیلی‌خب، مجبورم به حرفات گوش بدم؟

44:30.104 --> 44:31.646
‫به‌عنوان یه تیم،

44:31.729 --> 44:33.771
‫یه حدی از اعتماد لازمه

44:34.729 --> 44:35.687
اعتماد؟

44:35.771 --> 44:37.312
‫اصلاً خودتون رو دیدین؟

44:37.396 --> 44:39.187
‫ما همون آدمای پوششی‌ایم

44:43.854 --> 44:46.396
سه، دو، یک

44:46.479 --> 44:48.479
‫بخوابین روی زمین!

44:48.562 --> 44:49.979
‫منم اسلحه دارم!

44:50.062 --> 44:52.562
‫همه‌مون اسلحه داریم،
‫ولی ازش استفاده نمی‌کنیم

44:56.538 --> 44:57.954
‫هر چی بیشتر همراهت باشه، بهتره

44:57.979 --> 44:59.271
هر چیزی یه حدی داره

44:59.354 --> 45:00.437
تو دیگه زیادی از اینا داری

45:00.461 --> 45:08.461
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

45:08.485 --> 45:14.485
‫تـرجـمـه از:
‫ « پـارسـا سـرپـرسـت »
