WEBVTT

00:00.001 --> 00:10.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.002 --> 00:15.002
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.003 --> 00:20.003
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

00:25.002 --> 00:30.135
‫« پـادشـاهـی هـاوایـی »
‫« مـنـطـقـه‌ی کـوهـالـا »

01:09.820 --> 01:15.492
‫درود بر شما، مردم این منطقه،
‫و انسان‌های دوست‌داشتنی پادشاهی من

01:16.577 --> 01:18.704
‫امروز خدایانی که اونا رو می‌پرستیم،
‫لطف‌شون رو شامل حالمون کردن

01:19.746 --> 01:23.709
‫یکی از رئیس‌ها بچه‌دار شده،

01:24.960 --> 01:29.298
‫و با عشق و آغوش باز ازش استقبال می‌کنیم

01:30.090 --> 01:33.051
‫همه‌ی کسایی که اینجان،
‫پدر و مادر این بچه حساب میشن

01:33.927 --> 01:36.680
‫و در کنار هم تربیتش می‌کنیم

01:49.067 --> 01:52.945
‫می‌دونم از زمان فوت پادشاهمون

01:52.946 --> 01:54.448
‫اوضاع یه‌کم متشنج بوده

01:55.782 --> 01:59.870
‫اما بذارید این جشن زندگی جدید

02:00.662 --> 02:04.499
‫بهمون یادآوری کنه که برای چی می‌جنگیم

02:05.209 --> 02:06.459
‫خب،

02:06.460 --> 02:07.628
‫تازه اول روزه

02:08.377 --> 02:09.963
‫غذا داره آماده میشه

02:11.173 --> 02:12.674
‫بیاید در کنار هم جشن بگیریم

03:14.194 --> 03:16.029
‫حالا منظورم رو می‌فهمی، ناخدا؟

03:19.741 --> 03:21.285
‫اینجا پادشاه‌های بهشت‌های خودمون هستیم

04:40.995 --> 04:44.387
‫« جـنـگ‌سـالـار »

05:22.406 --> 05:24.032
‫بی‌صبرانه منتظر روزی هستم

05:25.242 --> 05:26.952
‫که تولد بچه‌ی خودمون رو جشن می‌گیریم

05:28.161 --> 05:31.331
‫با رگ و ریشه‌ی هاوایی و قدرت مائوئی

05:33.125 --> 05:34.376
‫منم همینطور، سالار

05:35.836 --> 05:38.088
‫هنوز هیچ نشونه‌ای از حیات نیست؟

05:41.675 --> 05:42.676
‫به زودی

05:44.261 --> 05:46.263
‫آره، به زودی

06:45.864 --> 06:46.864
‫رئیس

06:48.659 --> 06:50.661
‫توی کائو چه خبره؟

06:51.703 --> 06:54.539
‫رسیدن به کیووا آسون نیست

06:54.540 --> 06:57.208
‫به خوبی از پادشاه توی
‫صحرای سیاه محافظت میشه،

06:57.209 --> 06:58.793
‫و جنگجویانش احاطه‌ش کردن

06:58.794 --> 07:00.753
‫من هیچ نقطه ضعفی ندیدم

07:00.754 --> 07:04.174
‫یه آدم‌کُش به سختی می‌تونه
‫به پادشاه نزدیک بشه

07:05.509 --> 07:06.509
‫برگردم؟

07:07.052 --> 07:08.052
‫خیلی خطرناکه

07:08.637 --> 07:09.763
‫برو پیش خانواده‌ت

07:17.646 --> 07:19.189
‫کیووا رو زیر نظر داری؟

07:21.275 --> 07:22.275
‫شاید

07:27.823 --> 07:30.576
‫کامیهامیها احتیاطش رو کنار گذاشته

07:32.828 --> 07:33.954
‫اما من اون کار رو نمی‌کنم

07:34.538 --> 07:35.539
‫منم اون کار رو نمی‌کنم

07:45.132 --> 07:49.553
‫از عقیده‌ی اون نسبت به صلح دفاع می‌کنی،
‫ولی با من برای جنگ نقشه می‌ریزی

07:54.141 --> 07:55.225
‫کدوم رو می‌خوای؟

07:58.103 --> 07:59.188
‫شاید هر دوتاش رو

08:00.105 --> 08:02.774
‫من از جنگ و پیشگویی سر درنمیارم،

08:03.442 --> 08:07.695
‫ولی معتقدم اگه می‌خوایم زنده بمونیم

08:07.696 --> 08:09.281
‫باید به نظر تو و کامیهامیها احترام بذاریم

08:11.408 --> 08:13.118
‫اگه نتونی هر دوتا رو داشته باشی چی؟

08:22.085 --> 08:24.630
‫به عنوان همسر و مشاور
‫به اون خدمت می‌کنم

08:27.174 --> 08:28.175
‫وظیفه‌مه

09:06.213 --> 09:10.174
‫با چشم‌های خودم دیدم این سگ‌های ولگرد ساحلی
‫چه کارهایی ازشون برمیاد. نباید بفهمن ما اینجاییم

09:10.175 --> 09:11.509
‫مردها!

09:11.510 --> 09:12.594
‫چشم، قربان

09:13.595 --> 09:14.763
‫با تمام سرعت

10:14.865 --> 10:18.202
‫فکر می‌کنی اتفاقی که توی زامبوانگا افتاد،
‫اینجا هم تکرار میشه؟

10:20.037 --> 10:21.246
‫متاسفانه آره

10:23.165 --> 10:26.627
‫جان یانگ معتقده که
‫ایده‌ت برای تجارت، بد نیست

10:30.005 --> 10:32.049
‫قوانین سرزمین اونا رو بهم یاد میده

10:32.633 --> 10:34.343
‫منم یه‌کم از قوانین‌شون رو دیدم

10:37.471 --> 10:39.306
‫اونا هم مثل ما یه پادشاه دارن

10:41.183 --> 10:45.102
‫و اگه پادشاه بدون وارث بمیره،
‫ملکه حکومت می‌کنه

10:45.103 --> 10:46.313
‫تو چنین چیزی می‌خوای؟

10:50.067 --> 10:51.276
‫نه

10:53.070 --> 10:57.241
‫اما اگه بتونم قوانین رئیس‌ها
‫و خدایان رو عوض کنم، اون کار رو می‌کنم

10:59.284 --> 11:00.369
‫مثل یه ملکه حرف می‌زنی

11:02.955 --> 11:06.959
‫برای ادای احترام به ملکه
‫یه رسمی دارن

11:14.550 --> 11:17.343
‫چرا یه ملکه جنگجویانش رو مجبور می‌کنه
‫که اون کار رو بکنن؟

11:17.344 --> 11:18.762
‫نه، این حرکت برای زن‌هاست

11:19.972 --> 11:22.683
‫مردها اینطوری دستش رو می‌گیرن

11:25.269 --> 11:26.270
‫و می‌بوسنش

11:36.154 --> 11:38.031
‫نه. زانو بزن

11:56.675 --> 11:57.843
‫کاهومانو!

11:59.636 --> 12:01.137
‫کاهومانو

12:01.138 --> 12:03.140
‫سالار کامیهامیها دنبالتون می‌گرده

12:05.559 --> 12:06.560
‫باید برم

12:28.540 --> 12:29.750
‫کجا بودی؟

12:33.462 --> 12:37.424
‫جاسوس‌مون برگشته.
‫کیووا فعلاً آرومه

12:38.467 --> 12:40.135
‫این آرامش اصلاً خوب نیست

12:41.553 --> 12:43.180
‫نظر کاهومانو چیه؟

12:45.015 --> 12:46.725
‫برای دیدن جاسوست با خودت بردیش

12:50.562 --> 12:53.065
‫اون می‌دونه چطور
‫باید کامیهامیها رو کنترل کنه

12:54.816 --> 12:56.068
‫شاید تو رو هم کنترل می‌کنه

12:57.945 --> 13:00.738
‫کاهومانو هیچ کنترلی روی من نداره

13:00.739 --> 13:02.406
‫ولی ازش مشاوره می‌گیری

13:02.407 --> 13:04.952
‫رئیس‌ها به حرفش گوش میدن.
‫بهش نیاز دارم

13:05.536 --> 13:09.205
‫می‌خوای به افکار تو بیش‌تر
‫از افکار سالارش اهمیت بده؟

13:09.206 --> 13:10.541
‫کافیه!

13:12.709 --> 13:14.461
‫خودت رو گم کردی، کائیانا

13:16.380 --> 13:19.132
‫ولی موضوع خطرناک‌تر اینه
‫که بالاخره من رو هم از دست بدی

13:19.716 --> 13:20.717
‫کائیانا!

13:22.845 --> 13:25.722
‫یه کشتی اومده. مارلیه

13:56.128 --> 13:57.379
‫یا خدا

13:58.046 --> 13:59.046
‫مارلی؟

13:59.047 --> 14:00.132
‫جان یانگ

14:00.632 --> 14:01.758
‫زنده‌ای، رفیق

14:02.467 --> 14:03.634
‫فکر می‌کردیم مُردی

14:03.635 --> 14:07.723
‫در واقع با مهمون‌نوازی میزبانان‌مون
‫کاملاً زندگی راحتی داشتم

14:08.515 --> 14:10.017
‫این ناخدا متکافه

14:12.728 --> 14:14.521
‫ایشون سالار کامیهامیها هستن

14:20.152 --> 14:23.070
‫نزدیک کوهالا پیداشون کردیم، سالار

14:23.071 --> 14:24.781
‫کائیانا و کاهومانو کجان؟

14:25.449 --> 14:26.575
‫اونا رو هم احضار کردیم

14:31.330 --> 14:33.081
‫اینجا چیکار دارن؟

14:34.499 --> 14:35.918
‫چرا اومدید اینجا؟

14:38.086 --> 14:40.839
‫فقط یه ناخدای ساده‌ام
‫که می‌خوام تجارت کنم

14:41.548 --> 14:43.966
‫درمورد وفور نعمت توی جزیره‌هاتون

14:43.967 --> 14:45.844
‫و شرافت مردم اینجا داستان‌هایی شنیدم

14:46.428 --> 14:50.933
‫و با توجه به اینکه اینقدر خوب از آقای یانگ مراقبت کردید،
‫یعنی داستان‌ها حقیقت داشتن

14:52.351 --> 14:54.811
‫جان یانگ یکی از دوستان ماست

14:55.312 --> 14:58.607
‫امیدوارم ما هم بتونیم دوست بشیم

15:01.693 --> 15:05.447
‫باید با احتیاط با رنگ‌پریده‌ها رفتار کنیم، سالار

15:07.866 --> 15:10.868
‫باید توی کشتی‌تون بمونید
‫تا خودمون خبرتون کنیم

15:10.869 --> 15:12.036
‫البته

15:12.037 --> 15:15.206
‫امیدوارم مردم‌تون متوجه بشن

15:15.207 --> 15:17.251
‫که ما قصد آسیب رسوندن بهتون رو نداریم

15:18.043 --> 15:19.294
‫فقط می‌خوایم باهاتون تجارت کنیم

15:20.420 --> 15:22.422
‫شما مهمون ما هستید

15:23.590 --> 15:27.386
‫هیچ سلاحی علیه شما استفاده نخواهد شد

15:34.643 --> 15:37.062
‫برای تجارت اومدن

15:37.729 --> 15:41.107
‫من با تجارت موافقم،

15:41.108 --> 15:43.569
‫اما باید کنترلش دست ما باشه

15:44.486 --> 15:45.486
‫سالار،

15:46.738 --> 15:49.366
‫به این آدم‌ها نباید اعتماد کرد

15:50.701 --> 15:52.870
‫جان یانگ نماینده‌ی اوناست

15:56.123 --> 15:58.000
‫پس به تو هم نمیشه اعتماد کرد

15:59.501 --> 16:01.003
‫من کاری به شخصیت‌شون کاری ندارم

16:01.587 --> 16:03.380
‫می‌خواستن من رو به بردگی ببرن

16:04.173 --> 16:06.090
‫اگه از زامبوانگا خارج نشده بودیم
‫الان یه برده بودم

16:06.091 --> 16:09.760
‫اینطور آدم‌هایی،
‫بدترین نمونه‌ی آدم‌های خارجی هستن

16:09.761 --> 16:13.264
‫نباید اجازه بدیم وارد پادشاهی خودمون،
‫یا هیچ جزیره‌ی دیگه‌ای بشن

16:13.265 --> 16:17.352
‫فقط تو می‌تونی خوب و بد رو
‫تشخیص بدی، کائیانا؟

16:18.437 --> 16:19.438
‫نه

16:19.980 --> 16:23.525
‫اما این آدم‌ها رو می‌شناسم
‫و دارم حقیقت رو میگم

16:25.485 --> 16:29.656
‫خب، به نظرت باید چیکار کنم، کائیانا؟

16:31.617 --> 16:32.701
‫کاری که عموت انجام داد

16:34.369 --> 16:37.915
‫اون ناخدا کوک رو کُشت
‫و استخون‌هاش رو به خدمه‌ش برگردوند

16:38.415 --> 16:42.586
‫عموم استخون‌هاش رو به نشونه‌ی احترام
‫بهشون برگردوند

16:43.962 --> 16:45.297
‫اما اونا چنین برداشتی نکردن

16:46.256 --> 16:49.676
‫اونا یه پادشاه وحشی رو دیدن
‫که استخون‌های بدن ناخداشون رو درآورده بود

16:50.886 --> 16:53.931
‫از این آدم‌ها استفاده کن
‫و یه پیغام به کل دنیا بده

16:54.515 --> 16:57.059
‫که هیچکس نمی‌تونه
‫این جزایر رو کنترل کنه

17:03.106 --> 17:06.234
‫ولی قانون «پاروی شکسته» اینطور نمیگه

17:07.152 --> 17:10.321
‫اینطور آدم‌هایی شایسته‌ی
‫رحمت و صلح نیستن

17:10.821 --> 17:14.576
‫اونا فساد و کثافتی هستن که این سرزمین رو آلوده،
‫و ما رو نابود می‌کنن

17:21.250 --> 17:23.001
‫من یه فرمان صادر کردم

17:24.211 --> 17:28.131
‫این آدم‌ها برای کُشت و کشتار به اینجا نیومدن،

17:30.634 --> 17:31.634
‫پس...

17:33.428 --> 17:34.972
‫ما هم اونا رو نمی‌کُشیم

17:48.861 --> 17:52.030
‫کامیهامیها فرمان داده
‫که باید توی پادشاهیش صلح برقرار باشه

17:54.199 --> 17:55.492
‫تو این آدم‌ها رو نمی‌شناسی

17:56.076 --> 17:58.452
‫و نمی‌دونی اگه فرصت داشته باشن
‫چه کارهایی ازشون برمیاد

17:58.453 --> 18:01.665
‫کامیهامیها فقط می‌تونه کارهایی
‫که اینجا انجام دادن رو قضاوت کنه

18:02.249 --> 18:03.875
‫و هیچ ضرری بهمون نزدن

18:03.876 --> 18:05.294
‫هنوز نزدن

18:07.337 --> 18:10.090
‫باید درک کنید.
‫شما رو به چشم آدمیزاد نمی‌بینن

18:11.216 --> 18:14.636
‫شما رو فقط به چشم یه کالا
‫برای خرید و فروش یا تصاحب می‌بینن

18:15.554 --> 18:17.431
‫نمی‌تونیم قانون «پاروی شکسته» رو زیر پا بذاریم

18:18.223 --> 18:20.893
‫قانون «پاروی شکسته» در برابر
‫چنین آدم‌هایی ازتون محافظت نمی‌کنه

18:21.393 --> 18:24.354
‫اینا دشمن‌های تو از اون طرف دریا هستن، کائیانا

18:24.855 --> 18:26.231
‫اینجا دشمن حساب نمیشن

18:28.108 --> 18:30.027
‫ما که نمی‌دونیم کائیانا چی دیده

18:30.736 --> 18:34.198
‫چیزی که برادر ما شاهدش بوده،
‫مشکل کامیهامیها نیست

18:38.285 --> 18:39.953
‫درست میگی

18:40.621 --> 18:42.789
‫کامیهامیها پادشاه خوبی میشه

18:46.210 --> 18:47.836
‫خودم این قضیه رو حل می‌کنم

18:48.420 --> 18:49.421
‫کائیانا

19:04.728 --> 19:06.146
‫چرا چیزی نگفتی؟

19:07.481 --> 19:08.982
‫دیگه به حرفم گوش نمیده

19:19.968 --> 19:22.968
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:02.304 --> 21:05.974
‫فکر کردی می‌تونی برگردی اینجا
‫و با من روبه‌رو نشی؟

21:08.894 --> 21:11.020
‫فقط یه شیطان بدتر از تو وجود داره

21:11.021 --> 21:13.607
‫و بعد از بلایی که سر من آوردی،
‫قراره باهاش روبه‌رو بشی

21:16.777 --> 21:18.111
‫کائیانا!

21:20.614 --> 21:21.698
‫بلند شو

21:25.202 --> 21:27.496
‫- بگو برن عقب
‫- برید عقب. برید عقب

21:40.801 --> 21:43.303
‫این کار چه معنی‌ای میده؟

21:46.098 --> 21:48.392
‫خیلی‌خب. باشه

21:52.479 --> 21:53.479
‫هی،

21:53.981 --> 21:54.982
‫کائیانا

21:57.234 --> 21:58.861
‫بهت گفتم چنین کاری نکن

22:01.864 --> 22:05.200
‫دنیای خارج حقایقی داره
‫که تو درکشون نمی‌کنی

22:06.285 --> 22:07.369
‫تقصیر تو نیست،

22:09.288 --> 22:13.250
‫اما چنین آدم‌هایی نباید
‫هیچ نفوذی روی ما داشته باشن

22:14.293 --> 22:16.712
‫هنوز قانون «پاروی شکسته» رو زیر پا نذاشتی،

22:17.296 --> 22:18.839
‫اما اگه زیر پا بذاریش،

22:19.339 --> 22:20.340
‫سربازهام چاره‌ای ندارن

22:22.634 --> 22:23.909
‫جز اینکه جلوت رو بگیرن

22:27.014 --> 22:30.809
‫اگه بعداً اتفاق بدی بیُفته،
‫مسئولیتش گردن من نیست

22:31.602 --> 22:32.978
‫گردن توئه

22:49.995 --> 22:51.371
‫سلاح‌ها رو بذارید کنار

23:29.910 --> 23:32.454
‫به رنگ‌پریده‌ها قول دادم که در امانن

23:34.122 --> 23:38.168
‫پیغامی که با خون فرستاده بشه،
‫فقط با خون پاسخ داده میشه

23:39.002 --> 23:41.588
‫من می‌تونم این سواحل رو کنترل کنم

23:42.589 --> 23:43.966
‫من از خودمون محافظت می‌کنم

23:47.219 --> 23:49.054
‫ولی وظیفه‌ی تو نیست، برادر

23:51.849 --> 23:53.308
‫وظیفه‌ی منه

23:56.937 --> 24:00.356
‫جان یانگ رو با آب و غذا

24:00.357 --> 24:04.444
‫به کشتی ناخدا می‌فرستم،

24:05.779 --> 24:11.994
‫و میگم از طرف من بهش بگه
‫که مشتاق بازگشت‌شون هستم

24:12.911 --> 24:19.042
‫و اون هم به بقیه اطلاع میده
‫که ما مردمی طلح‌صلب و خیرخواه هستیم،

24:20.377 --> 24:25.591
‫اما در عین حال، جنگجویانی داریم
‫که برای سرزمین‌مون حاضرن جون‌شون رو فدا کنن

24:29.511 --> 24:30.888
‫اهمیتی نداره

24:32.973 --> 24:34.560
‫اونا فکر می‌کنن ما ضعیفیم

24:35.309 --> 24:37.102
‫و تو بهشون ثابت کردی
‫که درست فکر می‌کنن

24:37.769 --> 24:39.353
‫پس قضیه حل شد

24:39.354 --> 24:40.980
‫رنگ‌پریده‌ها از اینجا میرن

24:40.981 --> 24:44.735
‫و کائیانا متوجه شده که باید
‫به خواسته‌های سالارمون احترام بذاره

25:05.631 --> 25:06.924
‫ناماکه!

25:09.343 --> 25:10.343
‫کائیانا

25:10.344 --> 25:11.595
‫تو بهش گفتی

25:12.471 --> 25:13.931
‫تو بهش گفتی، مگه نه؟

25:15.432 --> 25:18.310
‫تو به کامیهامیها گفتی.
‫بیش‌تر از من به اون اعتقاد داری؟

25:18.894 --> 25:19.895
‫توی این ماجرا، آره

25:20.562 --> 25:22.022
‫به کامیهامیها اعتماد دارم

25:22.689 --> 25:23.982
‫اما هیچ کاری نکردم

25:24.733 --> 25:26.777
‫از وقتی برگشتم خیلی عوض شدی

25:27.402 --> 25:28.820
‫مثل قبل نیستی، برادر

25:29.404 --> 25:30.405
‫تو هم مثل قبل نیستی

25:30.989 --> 25:32.782
‫نمی‌دونی چه چیزهایی دیدم

25:32.783 --> 25:34.868
‫چیکار می‌کنی، کائیانا؟

25:41.875 --> 25:44.669
‫کامیهامیها اومد توی کشتی

25:44.670 --> 25:47.255
‫از رنگ‌پریده‌ها محافظت می‌کنه

25:47.256 --> 25:48.757
‫کامیهامیها سالاره

25:50.300 --> 25:51.844
‫اما تو برادرمی

25:52.636 --> 25:56.056
‫و قسم می‌خورم، من بهش نگفتم

26:03.647 --> 26:05.482
‫پس کامیهامیها از کجا فهمید؟

26:17.286 --> 26:19.621
‫من همیشه در کنارت بودم
‫و تو رو رئیس خودم می‌دونستم

26:21.415 --> 26:25.335
‫اما دیگه اون رئیس قدیمی نیستی.
‫اون قانون «پاروی شکسته» رو زیر پا نمی‌ذاشت

26:29.923 --> 26:34.468
‫قانون «پاروی شکسته» باعث نمیشه
‫رنگ‌پریده‌ها به سمت سواحل‌مون نیان

26:34.469 --> 26:38.599
‫اینجا بودن‌شون حتماً به معنی این نیست
‫که می‌خوان بهمون آسیب برسونن، کائیانا

26:39.433 --> 26:40.517
‫واقعاً نمی‌بینی؟

26:42.561 --> 26:45.814
‫ما زبون‌شون رو یاد گرفتیم
‫و از سلاح‌هاشون استفاده می‌کنیم

26:47.316 --> 26:52.988
‫می‌ترسم رسوم‌شون مثل بیماری
‫وارد جامعه‌مون بشن

26:53.655 --> 26:57.034
‫و همونطوری که تو رو تغییر دادن،
‫ما رو هم تغییر بدن

27:12.591 --> 27:13.634
‫تو

27:14.718 --> 27:16.345
‫ناهی، نکن

27:20.265 --> 27:21.974
‫به کائیانا خیانت کردی

27:21.975 --> 27:23.184
‫مجبور بودم

27:23.185 --> 27:24.894
‫این اولین بارت نبود

27:24.895 --> 27:27.314
‫درمورد چیزی که خبر نداری
‫حرف نزن، ناهی

27:28.815 --> 27:32.194
‫نگران نباش، برادر.
‫روی تو دست بلند نمی‌کنم

27:35.864 --> 27:39.826
‫این خانواده ارزش جنگیدن نداره

27:52.214 --> 27:54.215
‫سالار کامیهامیها ازتون می‌خواد

27:54.216 --> 27:57.469
‫که این جزایر رو ترک کنید
‫تا از درگیری بیش‌تر جلوگیری بشه

27:58.387 --> 28:02.849
‫حرف این یارو کائیانا و اون سیاه‌پوست
‫از حرف ما برات مهم‌تره؟

28:02.850 --> 28:04.685
‫چنین آدمی شدی، جان؟

28:06.228 --> 28:08.021
‫می‌بینید، پسرها؟

28:09.648 --> 28:12.651
‫نوچه‌ی وحشیِ آفتاب‌سوخته شده

28:14.778 --> 28:17.823
‫سالار کامیهامیها مرد عادلیه

28:18.448 --> 28:21.243
‫به‌خاطر اعمالی که ازتون ندیده،
‫شما رو قضاوت نمی‌کنه

28:21.743 --> 28:24.705
‫سرباز سالارت بود که می‌خواست
‫توی کشتی‌مون ما رو بُکُشه

28:25.539 --> 28:27.164
‫عدالتش اینطوره؟

28:27.165 --> 28:30.502
‫کائیانا سرخود عمل کرده
‫و نتیجه‌ی اعمالش رو می‌بینه

28:31.295 --> 28:37.134
‫سالار کامیهامیها هیچ کینه‌ای از شما نداره،
‫اما باید از اینجا برید

28:40.179 --> 28:43.849
‫مثل اینکه این آدم‌ها
‫به حرفت گوش میدن، آقای یانگ

28:45.184 --> 28:49.897
‫اگه قرار باشه اینجا تجارتی اتفاق بیُفته،
‫نقش تو خیلی مهمه

28:53.066 --> 28:54.193
‫برید

28:55.027 --> 28:59.781
‫سالار کامیهامیها دعا کرد
‫که سفرتون بی‌خطر باشه، ناخدا

29:01.450 --> 29:02.700
‫فکر می‌کنی به همین سادگی تموم میشه؟

29:02.701 --> 29:04.827
‫این مکان یه گنجینه‌ست

29:04.828 --> 29:05.995
‫وقتی خبرش پخش بشه،

29:05.996 --> 29:09.082
‫نمیشه جلوی دسته‌دسته مردهایی رو گرفت
‫که برای غنیمت به اینجا میان

30:10.269 --> 30:11.311
‫چی شده، کائیانا؟

30:16.108 --> 30:20.445
‫کوپوهی به کامیهامیها خبر داده
‫که من رفتم توی کشتی رنگ‌پریده‌ها

30:22.281 --> 30:24.533
‫چون نگران سلامتیت بوده
‫اون کار رو کرده

30:25.742 --> 30:28.036
‫فکر می‌کنه سفرهایی که رفتم
‫باعث شدن آدم دیگه‌ای بشم

30:29.121 --> 30:30.122
‫اشتباه می‌کنه؟

30:33.709 --> 30:34.710
‫نه

30:40.048 --> 30:43.260
‫چیزهایی دیدم که حتی نمی‌تونستم
‫توی رویاهام هم ببینم‌شون

30:45.095 --> 30:46.972
‫چیزهایی که خدایان‌مون
‫نمی‌تونن توجیه‌شون کنن

30:49.266 --> 30:53.353
‫درک نمی‌کنم، اما باری
‫که روی دوشت هست رو می‌بینم

30:57.941 --> 30:59.359
‫برای برگشتن به خونه خیلی جنگیدم

30:59.860 --> 31:02.112
‫برگشتم که از مردم‌مون
‫و خانواده‌م محافظت کنم

31:03.614 --> 31:05.240
‫و حس می‌کنم دارم از دست‌شون میدم

31:17.127 --> 31:18.295
‫فقط صبور باش

31:18.962 --> 31:20.506
‫فکر می‌کردم درکم می‌کنن

31:21.006 --> 31:22.883
‫رئیس‌ها، کوپوهی

31:24.009 --> 31:26.178
‫اما حس می‌کنم فقط تو من رو درک می‌کنی

31:47.574 --> 31:49.159
‫بهشون دستور داده شده
‫که اینجا رو ترک کنن

31:56.708 --> 31:58.585
‫چرا دارن میرن به سمت خلیج دیگه؟

32:34.538 --> 32:36.915
‫مراقب باش، نوکش تیزه

32:38.584 --> 32:39.626
‫ببین چی درست کردم

32:44.590 --> 32:48.177
‫هی! یه کشتی بزرگ داره میاد!

32:55.851 --> 32:57.519
‫همون کشتی‌ایه که تو رو به خونه برگردوند؟

32:58.187 --> 33:02.941
‫شاید، اما قرار نبوده برگردن اینجا

33:04.193 --> 33:05.527
‫میشه بریم تماشا کنیم؟

33:06.111 --> 33:07.779
‫آره، بریم

33:33.472 --> 33:35.057
‫کشتی برامون آواز می‌خونه

33:45.692 --> 33:52.074
‫کجایید؟

34:11.510 --> 34:13.261
‫رئیس‌های خارجی از اینجا نرفتن

34:13.262 --> 34:15.222
‫رفتن به سمت روستای بیرونی

34:16.639 --> 34:18.100
‫جنگجویان رو جمع کنید

34:18.641 --> 34:19.643
‫و قایق‌ها رو راهی کنید!

34:21.895 --> 34:23.438
‫سلاح‌هاتون رو بردارید!

34:31.280 --> 34:33.699
‫توپ‌ها رو با میخ پر کنید

34:35.701 --> 34:36.701
‫ناخدا

34:39.580 --> 34:41.331
‫توپ‌ها رو با میخ پر کنید!

35:22.289 --> 35:23.624
‫توپ‌ها آماده‌ان

35:44.895 --> 35:45.895
‫ایستاد

36:01.328 --> 36:03.872
‫روز قتل‌عام و خون‌ریزی

36:04.790 --> 36:05.790
‫فرار کنید!

36:08.627 --> 36:10.044
‫- آتش!
‫- آتش!

36:10.045 --> 36:11.338
‫آتش!

36:25.143 --> 36:26.405
‫آتش!

36:26.406 --> 36:27.813
‫آتش!

36:42.077 --> 36:44.495
‫از همه‌ی مهمات استفاده کنید!

36:44.496 --> 36:45.581
‫آتش!

36:46.665 --> 36:48.208
‫آتش!

38:00.489 --> 38:01.490
‫کافیه

38:02.074 --> 38:03.157
‫دست نگه دارید!

38:03.158 --> 38:04.243
‫دست نگه دارید!

38:10.332 --> 38:13.710
‫وقت و پولم رو هدر دادی

38:16.129 --> 38:17.422
‫ناخدا، لطفاً

38:46.910 --> 38:48.370
‫آماده‌ی حرکت بشید

38:48.871 --> 38:50.831
‫چشم، ناخدا. شنیدید؟

39:18.566 --> 39:23.566
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

39:23.567 --> 39:28.567
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

39:28.568 --> 39:43.568
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
