WEBVTT

00:00.351 --> 00:06.551
‫مترجم
‫مـهـدی تـرابـی

00:08.375 --> 00:10.255
‫شب ترسناکی دیگر

00:10.333 --> 00:14.291
‫در ساختمان شادی و سرگرمی،
‫قسمت مبارزات کارگران داشتیم.

00:14.375 --> 00:18.000
‫دالف لیزرهاک خائن
‫با کمک گروه‌های دو‌رگه‌ی وحشی

00:18.083 --> 00:20.708
‫این شب رو تبدیل به یکم حمام خون کردن.

00:20.791 --> 00:22.500
‫به صورتی کاملا شوکه‌کننده

00:22.583 --> 00:26.291
‫لیزرهاک تونست با
‫رئیس زندان سوپر مکس فرار کنه.

00:26.375 --> 00:29.958
‫که ایشون قبلا یکی از محترم‌ترین
‫اعضای نیروی عدن بودن.

00:31.125 --> 00:35.208
‫ولی مطمئن باشید  که
‫گروه نیجی 6 و بقیه‌ی قهرمانان عدن...

00:35.291 --> 00:36.291
‫آخر کارشون رو کردن.

00:36.875 --> 00:39.958
‫کار این مادر‌جنده‌ها رو باور نمی‌کنم.

00:40.458 --> 00:43.583
‫من رو... جایگزین کردن.

00:45.416 --> 00:49.250
‫وای خداجون!
‫چه گوهی بخورم؟ چه گوهـ...

00:54.791 --> 00:56.375
‫ببـــ... ببخشید.

00:56.458 --> 00:59.041
‫خب؟ متوجه شدم.
‫دیگه تکرار نمیشه، قسم می‌خورم.

00:59.125 --> 01:02.125
‫اگه دنبال حقیقتی.
‫با قورباغه حرف بزن.

01:02.916 --> 01:03.958
‫من...

01:04.458 --> 01:06.125
‫چی؟ الو؟

01:06.208 --> 01:07.291
‫این دیگه...

01:07.375 --> 01:10.666
‫اگه دنبال حقیقتی
‫با قورباغه حرف بزن.

01:10.750 --> 01:11.750
‫یعنی چی آخه؟

01:11.833 --> 01:15.583
‫همچنین امروز جلسه‌ی رسیدگی
‫به بولفراگ هم مشخص میشه

01:15.666 --> 01:18.333
‫شریک جرم دالف لیزرهاک.

01:18.416 --> 01:21.041
‫در حال حاضر در ساختمان دادگستری
‫مگاسیتی 1 زندانیه...

01:21.125 --> 01:22.625
‫با قورباغه صحبت کنم؟

01:24.083 --> 01:25.791
‫ای تُف توش!

01:26.516 --> 01:32.179
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:40.685 --> 01:45.515
‫«<i>کاپیتان لیزرهاک</i>»
‫«یک اژدهای خونین»

01:59.875 --> 02:04.291
‫خب... عدن در حال برنامه‌ریزی یک حمله‌ست
‫تا ویستلند جدید رو پس بگیره،

02:04.375 --> 02:09.500
‫و چه سورپرایزی!
‫تو تنها امید منی که نذاری وارد بشن.

02:09.583 --> 02:14.833
‫آخه مگه میشه دختری که هم
‫به من هم به پدرش خیانت کرد این کار رو بکنه؟

02:14.916 --> 02:17.000
‫دهنتُ!

02:18.041 --> 02:19.708
‫خیلی رو داری، سارا کوچولو.

02:19.791 --> 02:22.583
‫بیخیال هالوی.
‫تو داستان من رو شنیدی،‌ نه؟

02:22.666 --> 02:23.875
‫من فقط بچه بودم.

02:24.375 --> 02:26.416
‫از اون موقع من راه خودم
‫رو به حکومت عدن پیدا کردم

02:26.500 --> 02:28.333
‫تا از درون نابودش کنم.

02:28.416 --> 02:31.250
‫به خدا که علناً برای من پاپوش
‫دوختن که دشمن حکومتم.

02:31.333 --> 02:34.000
‫آره، یه خیانت دیگه.

02:34.083 --> 02:37.291
‫دیگه عادت بدی شده برات!

02:37.375 --> 02:39.708
‫ببین هالوی، وقت برای این کارا نداریم.

02:39.791 --> 02:41.208
‫می‌تونم کمکت کنم.

02:41.291 --> 02:44.125
‫من تاکتیک‌های عدن رو بلدم.
‫من لیزرهاک رو دارم.

02:44.208 --> 02:45.583
‫با هم...

02:45.666 --> 02:48.000
‫اوه سارا فیشر کوچولو...

02:48.083 --> 02:52.958
‫من داستانت رو شنیدم
‫ولی چیزی جز یه مسخره‌بازی کوچولو و خوب نیست.

02:55.041 --> 03:00.041
‫احتمالا باید کله‌‌ی کوفتیت رو قطع کنم
‫و جسدت رو به عنوان حُسن نیّت به عدن بدم.

03:00.125 --> 03:02.458
‫معلومه که می‌تونی.
‫به نظرت بعدش چی میشه؟

03:02.541 --> 03:05.375
‫من عدن رو می‌شناسم.
‫من خواسته‌هاشون رو انجام دادم.

03:05.458 --> 03:06.458
‫دقیقا.

03:07.875 --> 03:10.666
‫به خوبی می‌دونم که به عدن وفاداری.

03:10.750 --> 03:15.291
‫سال‌‌هاست که این عذاب رو دارم حس می کنم
‫و الان وقتشه که تقاص پس بدی.

03:15.375 --> 03:21.208
‫وقتشه قدرت واقعی پایگاه واقعیت مجازی رو تجربه کنی.

03:41.333 --> 03:43.708
‫به جنگ ویستلند خوش اومدی.

03:43.791 --> 03:45.875
‫قرار از نگاه من ببینیش.

03:46.791 --> 03:49.916
‫قراره ببینی چه بهایی
‫جنگ با عدن داره.

03:56.958 --> 03:57.958
‫فیشر؟

04:00.333 --> 04:01.333
‫فیشر!

04:02.125 --> 04:04.250
‫من کدوم گوری‌ام؟

04:17.125 --> 04:18.125
‫این دیگه...

04:50.541 --> 04:53.041
‫عه اومدی!
‫اینم از مارگاریتای شما!

04:59.333 --> 05:02.125
‫خب... خوب طولش دادی.

05:07.131 --> 05:08.214
‫الکس؟

05:08.346 --> 05:11.673
‫«در حال بارگیری...»

05:25.208 --> 05:27.083
‫چه غلطی داری می‌کنی ریمن؟

05:28.875 --> 05:30.208
‫اوه بیخیال.

05:34.291 --> 05:36.583
‫حق نداری این کار رو بکنی.
‫باید اجازه بدی...

05:36.666 --> 05:39.267
‫لازم نیست کاری بکنم.
‫حالا بتمرگ و خفه‌خون بگیر.

05:39.291 --> 05:40.851
‫گناه‌کار.

05:40.916 --> 05:41.916
‫بعدی.

05:50.333 --> 05:51.958
‫وایستا..

05:52.041 --> 05:54.875
‫کسی حق نداره بره داخل.
‫دستور از گروه نیجی 6.

05:54.958 --> 05:56.583
‫خیلی‌خب، ببینید.

05:56.666 --> 05:57.666
‫

06:00.416 --> 06:02.500
‫سرکار، وقت برای این کار ندارم.

06:02.583 --> 06:05.916
‫باید تا قبل از ساعت 3
‫با این تروریست کوفتی مصاحبه کنم.

06:06.000 --> 06:07.250
‫می‌دونی؟ قبل محاکمه؟

06:07.333 --> 06:08.333
‫هوی!

06:09.291 --> 06:11.333
‫من خبر نداشتم.

06:11.416 --> 06:14.059
‫- باید ببینم که...
‫- تازه با قرمز بیرون از اینجا صحبت کردم.

06:14.083 --> 06:15.958
‫توی جلسه‌ی کوتاه صبح برنامه‌ریزی شد.

06:16.041 --> 06:17.875
‫دستورات هیئت مدیره‌ست داداش.

06:17.958 --> 06:19.791
‫ولی لطفا، لطفا، راحت باش.

06:19.875 --> 06:23.375
‫به هر حال قرمز آدم دوست‌داشتنی
‫و فهمیده‌ایه، نه؟

06:24.583 --> 06:25.416
‫

06:25.500 --> 06:28.458
‫باشه، باشه، خواهش می کنم ریمن،
‫به کسی نگی.

06:29.541 --> 06:30.666
‫ردیفه داداش.

06:32.833 --> 06:35.541
‫عجب!
‫ریمن چه آدم گلیه.

07:11.291 --> 07:12.625
‫بابا؟

07:21.083 --> 07:22.083
‫بابا!

07:36.083 --> 07:37.833
‫نه!

07:41.666 --> 07:43.166
‫نه!

07:51.000 --> 07:52.500
‫بابا!

07:53.083 --> 07:54.083
‫بابا!

07:55.750 --> 07:56.750
‫لطفا نکشش!

08:21.708 --> 08:24.750
‫خوب بود!
‫می‌خوری؟ وایستا...

08:25.250 --> 08:26.916
‫استوایی یا پرتقالی؟

08:30.708 --> 08:34.291
‫خیلی‌خب... سر صبح یه
‫پیام عجیبی دستم رسید...

08:34.375 --> 08:38.208
‫« اگه دنبال حقیقتی با قورباغه حرف بزن.»
‫کی فرستاده؟

08:38.291 --> 08:39.500
‫کار تو بود؟ معنیش چیه؟

08:39.583 --> 08:41.208
‫نه... نه والا.

08:41.291 --> 08:44.291
‫ولی اینجا کار زیادی نمی‌تونم بکنم
‫اگه بخوای می‌تونیم صحبت کنیم.

08:44.375 --> 08:47.000
‫حتی اگه در مورد
‫پسر معروف عدن باشه.

08:47.625 --> 08:49.458
‫بچه که بودم برنامه‌ت رو
‫نگاه می‌کردم، می‌دونی؟

08:49.541 --> 08:51.208
‫خب.. باید یه چیزی بدونی.

08:51.291 --> 08:53.958
‫آره اون روز توی تلویزیون شاید
‫خط قرمز رو رد کرده باشم

08:54.041 --> 08:57.291
‫یه لحظه یه چیزی غیر از متن رو گفتم.
‫ولی آخه اخراج؟

08:57.375 --> 08:59.041
‫نمیشه اینطوری کارم رو تموم کنن.

08:59.125 --> 09:00.958
‫حتما یه کاری هست که
‫تو می‌تونی انجام بدی.

09:01.041 --> 09:02.500
‫این انصاف نیست!

09:03.708 --> 09:05.666
‫اوه، انصاف نیست، آره.

09:06.500 --> 09:10.666
‫وقتی دیشب نیروی پلیستون به رفیقم
‫پیج شلیک کرد منم همین فکر رو کردم.

09:10.750 --> 09:13.791
‫آخه خب تو تروریستی.
‫انتظار چی داشتی؟

09:13.875 --> 09:15.791
‫همینو به خودت بگو رفیق.

09:15.875 --> 09:19.291
‫از دیدن یه تروریست انتظار چی داشتی؟

09:19.375 --> 09:20.375
‫آره.

09:21.375 --> 09:23.291
‫این کار اشتباه بود.
‫باید برم.

09:25.416 --> 09:27.458
‫حق داشتی ناراحت باشی.

09:28.458 --> 09:30.375
‫اون روز دیدمت.

09:30.458 --> 09:34.666
‫بین اون همه دروغی که داشتی راجع به
‫ما و همه چیز نشخوار می‌‌کردی

09:34.750 --> 09:36.541
‫یه لحظه‌ی واقعی وجود داشت.

09:36.625 --> 09:38.750
‫و بخاطر همین تو رو پس زدن، نه؟

09:40.625 --> 09:41.625
‫خب...

09:42.500 --> 09:44.166
‫استوایی یا پرتقالی؟

09:45.404 --> 09:49.358
‫« در حال بارگیری...»

09:51.333 --> 09:52.333
‫تو مردی.

09:54.333 --> 09:55.333
‫خودم کشتمت.

09:55.375 --> 09:57.833
‫زیبایی این مکان به همینه.

09:57.916 --> 10:00.750
‫آسمون همیشه آبیه
‫مگر اینکه خودت نخوای.

10:00.833 --> 10:04.458
‫فقط مارگاریتا با لیموی مکزیکی می‌زنن.
‫این یکیش خوبه.

10:04.541 --> 10:09.250
‫و مرگ هم دست خودته.

10:10.666 --> 10:12.083
‫وای خدا.

10:13.291 --> 10:14.333
‫این واقعی نیست.

10:14.416 --> 10:15.583
‫دقیقا.

10:21.416 --> 10:24.083
‫به رؤیات خوش اومدی لیزرهاک.

10:28.875 --> 10:29.875
‫رؤیای من؟

10:36.791 --> 10:38.666
‫الان این ایده‌ی تو
‫به منظور رشوه‌ست؟

10:39.708 --> 10:42.166
‫این ایده‌ی من نیست لیزرهاک.

10:42.250 --> 10:45.791
‫واقعیت مجازی فقط چیزی رو به تو
‫میده که عمیقا خواستارشی.

10:45.875 --> 10:51.208
‫یه زندگی بدون چرخه‌ی خشونت،
‫عذاب و انتقام.

10:51.291 --> 10:54.416
‫یه زندگی اروم.
‫بدون خیانت.

11:00.791 --> 11:01.916
‫سلام بچه‌ها.

11:02.000 --> 11:04.541
‫بازی می‌‌کنید؟ دو نفر کم داریم.

11:04.625 --> 11:06.708
‫- آره عالیه.
‫- جید.

11:07.416 --> 11:08.541
‫دالف؟

11:08.625 --> 11:11.000
‫میای؟ می‌زنم دهنت رو سرویس می‌کنم.

11:11.791 --> 11:13.000
‫اوه، بیا عزیزم.

11:13.083 --> 11:15.833
‫آره،‌ بیا،
‫آ‌خرین باری که خوش گذروندی کی بود؟

11:15.916 --> 11:17.083
‫راست می‌گن.

11:19.375 --> 11:21.250
‫به نظرم حقته یه کوچولو استراحت کنی.

11:31.583 --> 11:32.583
‫شیر توش!

11:41.458 --> 11:43.958
‫وقتی... هم‌سن تو بودم،

11:44.041 --> 11:47.166
‫فکر می‌کردم بورسیه‌ی تحصیلی
‫زندگیم رو از این رو به اون رو می‌کنه.

11:48.083 --> 11:52.000
‫جالبه که باور به چیزی داریم
‫که ازش هیچی نمی‌دونیم.

11:52.083 --> 11:57.583
‫واقعا فکر می‌کردم مدرک مثل پلیه که
‫من رو با چیزی که اونا باهاش به دنیا اومدن وصل می‌کنه.

11:58.125 --> 12:02.458
‫واقعیتش... یه بار که سابقه‌ت خراب بشه
‫تا ابد همین‌طور خراب می‌مونی.

12:02.541 --> 12:06.875
‫تا اینکه عدن از خاکستری که قبلا بود
‫برخاست و قول یه...

12:08.000 --> 12:12.000
‫دیگه لازم نیست تبلیغ عدن رو به خوردم بدی، جناب.

12:12.083 --> 12:13.375
‫مخصوصا به من.

12:13.458 --> 12:15.416
‫من چیزی به خوردت نمی‌دم.

12:15.500 --> 12:18.000
‫اگه عدن نبود من الان اینجا نبودم.

12:18.083 --> 12:21.583
‫بدون اونا من هیچی نیستم!
‫اونا زندگیم رو نجات دادن!

12:23.208 --> 12:25.083
‫تو برای خودت جنگیدی جناب

12:25.166 --> 12:28.958
‫و عدن هم بخاطر همین اخراجت کرد،
‫مثل بقیه‌ی ماها.

12:29.041 --> 12:31.208
‫چقدر دیگه مونده تا به تو بگن تروریست؟

12:31.291 --> 12:33.166
‫من تروریست نیستم!

12:33.250 --> 12:35.333
‫چرا باید عدن همچین کاری بکنه؟

12:35.416 --> 12:39.333
‫لابد زندگی توی حباب خودت حال میده.

12:40.000 --> 12:41.708
‫اوه، حرف از حباب شد.

12:41.791 --> 12:44.458
‫به نظرم حالا فهمیدم دنبال چی هستی جناب.

12:44.541 --> 12:45.375
‫واقعا؟

12:45.458 --> 12:47.666
‫و متأسفانه ازت خوشش نمیاد.

12:55.375 --> 12:56.375
‫چی؟

12:58.416 --> 13:01.541
‫یه روز زیبای دیگه در عدن.

13:01.625 --> 13:06.458
‫به لطف درآمد بنیادین همگانی،
‫فقر یک درصد کمتر شده!

13:06.541 --> 13:07.625
‫وای خداجون!

13:07.708 --> 13:09.875
‫این یک نظارت گسترده‌ست

13:09.958 --> 13:12.208
‫و اگه فراتر از حد خودمون نریم،
‫محکوم به سکوتیم.

13:12.291 --> 13:14.916
‫عجب!
‫همیشه اینقدر پیاز داغش رو زیاد می‌کنه؟

13:15.000 --> 13:18.750
‫شهروندان، آسوده بخوابید چون
‫پلیس عدن همیشه بیداره.

13:18.833 --> 13:20.458
‫امکان... نداره.

13:20.541 --> 13:22.166
‫من بچه‌ی ریمن‌ام!

13:24.250 --> 13:25.250
‫نه.

13:26.000 --> 13:27.208
‫ولی اینا بچه‌های کوچیک‌اند.

13:27.291 --> 13:31.208
‫عدن مکانی امن برای همه‌ست.
‫انسان‌ها و دورگه‌ها یک جور حساب می‌‌شن.

13:31.291 --> 13:32.166
‫نه!

13:32.250 --> 13:34.892
‫زمانش که برسه ریمن باید بابت
‫کاری که کرده جواب بده!

13:34.916 --> 13:38.125
‫مردم هم قاضی هم هیئت جوری
‫و هم اجرا‌ کننده‌ی حکم خواهند بود.

13:43.791 --> 13:47.000
‫من چی‌کار کردم؟
‫من یه هیولام!

13:47.083 --> 13:54.333
‫وقتی پذیرش حقیقت سخت باشه مردم هر چیز دیگه‌ای رو باور می‌کنن.
‫عدن یه چهره‌ی دوستانه رو می‌‌خواست که تبلیغشون رو بکنه.

13:55.041 --> 13:57.708
‫از من... سوء استفاده کردن؟

13:57.791 --> 14:00.583
‫دروغ گفتن تا از
‫دارایی‌های خودشون محافظت کنن.

14:00.666 --> 14:03.916
‫اگه کسی اعتراض کنه
‫ساکتش می‌کنن.

14:04.000 --> 14:07.333
‫باید... مراقب باشی، دوست من.

14:07.416 --> 14:08.291
‫مراقب باشم؟

14:08.375 --> 14:10.708
‫چرا؟ من توی خطرم؟

14:11.958 --> 14:14.958
‫خب، خب، خب...
‫اینجا چی داریم؟

14:16.833 --> 14:19.250
‫کل عالم رو دنبالت گشتم.

14:19.833 --> 14:22.000
‫بیگانه‌ی کثیف آشغال.

14:26.458 --> 14:27.708
‫تکون نخور!

14:31.291 --> 14:32.541
‫ترسو!

14:32.625 --> 14:33.833
‫تو یکی خفه!

14:33.916 --> 14:36.291
‫تو هم راه بیفت.
‫تو رو می‌بریم به دادگاه.

14:36.375 --> 14:38.833
‫تاریخ با افراد عادل
‫خوب برخورد می‌کنه.

14:38.916 --> 14:41.958
‫به اونجاش هم می‌رسیم، خب؟

14:43.833 --> 14:44.708
‫لعنتی!

14:47.791 --> 14:50.083
‫کدوم گوری رفت؟

14:52.000 --> 14:54.791
‫لعنتی!

15:05.125 --> 15:06.500
‫دلم برای این تنگ شده بود.

15:07.041 --> 15:09.166
‫آره، منم همینطور.

15:10.916 --> 15:11.916
‫می‌دونی...

15:13.500 --> 15:14.875
‫همیشه همینو می‌خواستم.

15:16.750 --> 15:20.625
‫می‌خواستم تو، خودمون
‫توی همچین موقعیتی باشیم.

15:23.416 --> 15:27.791
‫- ولی تو رفتی و گند زدی به همه چیز.
‫- می‌دونم، ببخشید.

15:30.166 --> 15:32.083
‫خیلی عصبانی بودم.

15:33.458 --> 15:36.291
‫فکر می‌کردم کشتن تو
‫شرایط رو خیلی بهتر کنه ولی...

15:36.375 --> 15:37.375
‫نکرد.

15:38.750 --> 15:39.791
‫کاملا برعکس شد.

15:42.666 --> 15:44.500
‫به نظرم باید حرفش رو گوش می‌دادم.

15:45.833 --> 15:46.833
‫کی؟

15:50.041 --> 15:53.458
‫مزخرف‌ترین قاتلی که
‫تابه‌حال توی عمرم دیدم.

15:56.458 --> 15:57.666
‫همچنین مهربونترین.

16:00.000 --> 16:03.666
‫گفت حواست باشه که مسیر انتقام چطوریه.

16:04.291 --> 16:06.333
‫حرفای جالبی زده.

16:07.041 --> 16:08.166
‫الان کجاست؟

16:11.208 --> 16:12.208
‫نمی‌دونم.

16:13.833 --> 16:15.875
‫به گمونم که...

16:16.708 --> 16:19.000
‫مرده؟ شاید.

16:19.833 --> 16:22.500
‫یا شایدم اون قورباغه نیازت داره.

16:24.666 --> 16:25.666
‫من...

16:31.791 --> 16:33.416
‫باید برگردم به مگاسیتی.

16:34.333 --> 16:36.041
‫و همه‌ی اینا رو رها می‌کنی؟

16:38.250 --> 16:40.791
‫فکر کردم بیرون از اینجا چیزی برات نیست.

16:43.000 --> 16:44.000
‫آره.

16:44.708 --> 16:46.500
‫چیز زیادی اون بیرون برای من نیست.

16:47.416 --> 16:49.000
‫ولی مسئله راجع به من نیست.

16:50.791 --> 16:52.541
‫یه نفر رو تنها گذاشتم.

16:59.333 --> 17:01.000
‫اوه لیزرهاک.

17:02.666 --> 17:04.041
‫درست مثل اون صحبت می‌کنی.

17:05.000 --> 17:06.916
‫سم فیشر پیر و خوب.

17:07.000 --> 17:10.041
‫همیشه به آدما ایمان داشت، می‌دونی که.

17:10.125 --> 17:12.333
‫حتی به دختر دیوونه‌ش.

17:13.500 --> 17:15.708
‫من قبلا مثل تو فکر می‌کردم هالوی.

17:18.500 --> 17:20.416
‫ولی باید یه سری‌ سختی‌ها
‫رو به جون بخریم.

17:21.750 --> 17:23.500
‫و سارا فیشر هم سختی‌های خودش رو داشته.

17:25.458 --> 17:27.208
‫شاید بمب توی مغزم گذاشته باشه

17:27.291 --> 17:31.041
‫ولی در نهایت
‫به نظرم آدم خوبیه.

17:36.083 --> 17:39.875
‫خب... سفر سختی پیشه رو داری لیزرهاک.

17:40.875 --> 17:43.083
‫امیدوارم چیزی رو که دنبالش پیدا کنی.

17:45.583 --> 17:47.041
‫قدم به قدم پیش میرم.

17:48.500 --> 17:49.500
‫آره.

17:51.416 --> 17:53.166
‫قدم به قدم پیش برو.

18:20.583 --> 18:22.375
‫موفق باشی فیشر.

19:06.208 --> 19:07.750
‫این واقعی نیستم.

19:08.666 --> 19:10.625
‫- این...
‫- آره، همچین اتفاقی افتاد.

19:10.708 --> 19:12.625
‫این واقعیتیه که ما ساختیم.

19:14.791 --> 19:16.208
‫خب سارا

19:16.958 --> 19:19.375
‫خواسته‌ی واقعیت از اومدن به اینجا چی بود؟

19:20.625 --> 19:22.500
‫بگو ببینم...
‫منم سریع تمومش می‌کنم.

19:22.583 --> 19:24.041
‫من حقیقت رو بهت گفتم!

19:24.125 --> 19:26.958
‫دروغ می‌گی!
‫باورت نمی‌کنم.

19:27.875 --> 19:29.000
‫معلومه که باور نمی‌کنی.

19:30.375 --> 19:31.541
‫فکر کنم هیچ‌وقت نکنی.

19:33.208 --> 19:36.208
‫حالا می‌تونی منو شکنجه بدی.
‫منو بکشی.

19:37.000 --> 19:39.208
‫اشکالی نداره.
‫حقمه.

19:41.125 --> 19:43.291
‫ولی خواهشا باور کن وقتی میگم...

19:45.458 --> 19:47.625
‫بابت کاری که باهات کردم متأسفم.

19:53.375 --> 19:54.375
‫متأسفم.

20:12.458 --> 20:15.916
‫خب، خب، خب...
‫سارا فیشر کوچولو.

20:16.625 --> 20:19.458
‫خیلی مشتاق بودم ببینم همونجوری که

20:19.541 --> 20:23.500
‫باعث عذاب من و بابات شدی،
‫باعث عذابت بشم

20:23.583 --> 20:26.625
‫تا اینکه خسته بشم و یه گلوله
‫توی مغزت خالی کنم.

20:38.916 --> 20:40.416
‫چرا نظرت رو عوض کردی؟

20:40.500 --> 20:44.500
‫بذار بگیم یه سرباز سایبری‌
‫ضمانتت رو کرد

20:44.583 --> 20:50.291
‫و باعث شد بفهمم که
‫شاید آدما می‌تونن عوض بشن.

20:51.500 --> 20:53.458
‫- لیزرهاک؟
‫- آره.

20:54.291 --> 20:58.458
‫مطمئنم الان تو راه مگاسیتیه
‫تا قورباغه‌ش رو نجات بده.

20:58.541 --> 20:59.625
‫آدم خوبیه.

21:00.708 --> 21:01.875
‫آره.

21:01.958 --> 21:06.041
‫سارا کوچولو،
‫اگه بالأخره داری حقیقت رو میگی

21:06.125 --> 21:10.291
‫اگه نیروهای عدن توی راهن که
‫پایگاه واقعیت مجازی رو بگیرن

21:11.958 --> 21:13.541
‫به نظرم که کلی کار داریم.

21:19.125 --> 21:20.625
‫آره، راست می‌گی.

21:22.708 --> 21:24.750
‫اینجا کار ناتموم دارم.

21:25.750 --> 21:27.083
‫ها؟ این دیگه...

21:29.000 --> 21:30.416
‫ویروس؟

21:31.250 --> 21:32.250
‫زنیکه‌ی جنده!

21:40.958 --> 21:42.333
‫جدی میگم هالوی

21:42.416 --> 21:46.291
‫باید بیشتر مراقب باشی که چه کسی رو
‫به واقعیت مجازی عزیزت وصل می‌کنی.

21:46.375 --> 21:48.041
‫می‌دونی مردم چی‌ می‌گن...

21:48.125 --> 21:50.933
‫آدم عاقل هیچ‌وقت

21:50.958 --> 21:53.855
‫از یه سوراخ دو بار گزیده نمیشه.

21:53.879 --> 22:00.979
‫مترجم
‫مـهـدی تـرابـی

22:01.903 --> 22:08.103
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
