WEBVTT

00:06.000 --> 00:09.458
*این سریال بر اساس رویداد های واقعی ساخته شده است
اما بعضی شخصیت ها و اتفاقات برای اهداف نمایشی تغییر یافته*

00:20.458 --> 00:23.333
"جسدی در آتش"

00:23.416 --> 00:25.291
قسمت هفتم، رو در رو

00:41.041 --> 00:42.500
رز روز سانت جوردی 3 یورو

00:50.375 --> 00:51.208
چیه؟

00:52.083 --> 00:53.458
- صبر کن ببینم
-اینو ببین

00:53.541 --> 00:55.166
- من یه گل رز میخوام، باشه؟
-باشه

00:56.083 --> 00:57.875
صبر کن چیه؟

00:57.958 --> 01:00.458
من یکی دیدم که شبیه...

01:04.500 --> 01:05.583
ممنونم
- این چیه؟

01:06.958 --> 01:07.916
این یکی خوبه

01:08.000 --> 01:09.666
روز سانت جوردی مبارک

01:10.833 --> 01:13.708
-این برای منه؟
-وای!

01:14.875 --> 01:18.125
- چه خوشگله، مرسی
-"بازار رویاهای غمگین"

01:20.625 --> 01:21.708
برام یه متن توش بنویس

01:22.833 --> 01:23.750
-الان؟
-آره

01:25.500 --> 01:26.333
الان

01:26.833 --> 01:27.791
یالا

01:28.291 --> 01:30.708
-یالا
-باشه الان برمیگردم اینو نگه دار

01:31.375 --> 01:34.875
-اون گل رز مال منه، باشه؟
- باشه فهمیدم

01:40.000 --> 01:43.958
برای زندگی پیش رومون و تحقق رویاهامون

01:45.416 --> 01:47.041
شاید پول زیادی نیاز نباشه

01:49.083 --> 01:52.875
حضور و لمس کردنت برای من کافیه

01:54.375 --> 01:56.125
این چیزیه که همیشه بین ما می مونه

01:58.708 --> 02:00.625
چون من زندگی در کنارت رو انتخاب کردم

02:03.291 --> 02:04.625
و تسلیم نمی شم

02:13.500 --> 02:14.791
چه ناز

02:17.916 --> 02:20.791
ما تمام سختی ها رو پشت سر گذاشتیم مگه نه؟

02:20.875 --> 02:22.208
- آره عسلم
-مگه نه؟

02:22.791 --> 02:25.625
آخرین اخبار از قتل افسر پلیس در بارسلونا

02:25.708 --> 02:29.583
رزا پرال آلبرت لوپز را متهم به قتل پدرو رودریگز کرد

02:29.666 --> 02:34.291
او یکی از مظنونین دیگر پرونده و دوست پسر سابق پرال است

02:34.375 --> 02:38.125
این یک تغییر بزرگ در مسیر پرونده است
- تو اونجایی

02:38.208 --> 02:41.166
- آیا حسادت آلبرت انگیزه ای برای قتل پدرو شد؟
- معروف شدی

02:41.250 --> 02:44.208
- آیا رزا پرال از ترس سکوت کرد؟
- بذار گوش کنیم

02:44.291 --> 02:45.666
آیا او فقط یک قربانی است؟

02:45.750 --> 02:48.458
در چند دقیقه ی دیگر ما به تمامی این اتفاقات خواهیم پرداخت

02:48.541 --> 02:50.375
راجع به جنایت باتلاق فوش

02:51.583 --> 02:55.083
باور نکردنیه ، حالا یه بخش کامل رو به من اختصاص می دن توی برنامه

02:55.166 --> 02:57.291
عاشقشم ، نظرت چیه جاتو با من عوض کنی؟

02:58.041 --> 02:59.166
کل روز توی تلویزیون باشم...

03:02.750 --> 03:05.500
-سامانتا اونجا چیکار میکنی؟ بیا
-چی شده دخترا؟

03:05.583 --> 03:06.833
من یه تلویزیون جدید دارم

03:06.916 --> 03:09.166
-مگه ندیدیش؟
-یه تلویزیونه!

03:09.250 --> 03:12.291
شما سه تا هر وقت دلتون خواست بیاید اینجا

03:13.583 --> 03:17.875
دستت درد نکنه ، عاشقتم

03:17.958 --> 03:19.833
مامان کی برمیگردی؟

03:21.541 --> 03:22.541
<i>به زودی عزیزم</i>

03:23.291 --> 03:24.791
واقعا؟ جدی میگی؟

03:24.875 --> 03:26.500
آره عزیزم قول می دم

03:27.291 --> 03:28.666
- حالت چطوره؟
- خوبم

03:28.750 --> 03:31.541
هفته ی آینده می خوایم بریم "پارک پرتاونتورا"

03:32.875 --> 03:33.958
شوخی می کنی!

03:35.666 --> 03:37.333
با پدربزرگ و مادربزرگت میری؟

03:38.541 --> 03:40.041
با بابا و کارمن می رم

03:40.125 --> 03:44.250
و داداش کارمن
اون یه دختر داره که اسمش خولیتاست

03:44.333 --> 03:48.041
- می دونستی خولیتا خوکچه ی هندی داره؟
- نه نمی دونستم

03:50.291 --> 03:52.625
- دارم میبینم
- چی رو میبینی؟

03:53.708 --> 03:56.416
- یه چیزی رو
- با چه حرفی شروع میشه؟

03:57.625 --> 03:59.458
با حرف

03:59.541 --> 04:00.375
حرف آ

04:01.583 --> 04:02.416
سلام

04:03.083 --> 04:04.000
سلام بابا

04:04.875 --> 04:06.500
- سلام کارمن
- سلام

04:07.166 --> 04:09.666
مامانه ، میگه زود بر می گرده

04:12.458 --> 04:14.291
سوفیا عزیزم گوش کن

04:15.291 --> 04:16.666
وقتی از اینجا اومدم بیرون

04:17.458 --> 04:19.791
ما هر بازی که تو دلت بخواد رو بازی می کنیم باشه؟

04:21.083 --> 04:23.458
مامان اینجاست چون فکر می کنن کار بدی کرده

04:24.250 --> 04:27.208
ولی این درست نیست من بهشون گفتم همچین کاری نکردم عزیزم باشه؟

04:28.125 --> 04:29.291
باشه

04:30.250 --> 04:32.083
باشه عزیزم؟ همه چیز درست می شه

04:33.958 --> 04:34.791
گوش کن سوفیا

04:34.875 --> 04:37.750
اگه پدربزرگ و مادربزرگت دوباره وقتی باهاشونی به اون زنگ زدن

04:37.833 --> 04:40.833
بگو فقط در صورت حضور من باهاش صحبت می کنی

04:41.333 --> 04:45.166
باشه؟ این خیلی مهمه سوفیا
یادت می مونه؟

04:45.250 --> 04:47.833
مامان همین الان بهم گفت که اون کار بدی نکرده

04:47.916 --> 04:50.000
باشه دیگه نگرانش نباش

04:58.875 --> 05:00.166
این درست نیست، درسته؟

05:02.583 --> 05:05.708
ما چیزی نمی دونیم پس بهتره بهش فکر نکنیم

05:10.750 --> 05:13.166
ما بستنی خریدیم یه کم می خوای؟

05:24.333 --> 05:25.333
مشکل چیه؟

05:28.291 --> 05:29.291
خون دیدم

06:11.541 --> 06:12.708
خب حالا چیکار کنیم؟

06:12.791 --> 06:14.583
ما باید حقیقت تو رو بازگو کنیم

06:15.083 --> 06:17.208
منظورت از حقیقت من چیه؟ حقیقت حقیقته

06:18.166 --> 06:20.791
تنها حقیقتی که اون گفت این بود که از حصار پریدم

06:20.875 --> 06:24.583
و من تنها اینکارو به این دلیل انجام دادم که اون ازم خواسته بود بی سر و صدا بیام که همسایه ها نشنون

06:25.791 --> 06:28.166
گفت تبر دستم بوده ، حرومزاده

06:28.250 --> 06:31.833
اون تو رو فریب داد و ازت سواستفاده کرد حالا هم می خواد همه ی کاسه کوزه ها سر تو بشکنه

06:32.916 --> 06:36.500
گفتی تو رو چی صدا می کرد؟ یه اسم مستعار بود

06:36.583 --> 06:37.416
مغز فندقی

06:37.500 --> 06:38.625
آره خودشه مغز فندقی

06:39.458 --> 06:40.750
تو مغز فندقی اون بودی

06:41.250 --> 06:44.083
اون یه دغل بازه
اون تو رو اغوا کرد و بعد ازت سو استفاده کرد

06:44.166 --> 06:46.958
به هیچ وجه اشاره نمی کنم که بهم می گفته مغز فندقی

06:47.041 --> 06:48.458
من ببو گلابی نیستم باشه؟

06:48.541 --> 06:50.875
-من احمق نیستم
-البته که تو بیشتر از اینایی

06:50.958 --> 06:53.250
ولی باید آروم باشی و به من گوش کنی

06:53.875 --> 06:56.625
یه زن، یه مادر که قاتله...

06:57.208 --> 06:59.750
هیچ کس این وسط به مغز فندقی داستان توجه نمی کنه

07:00.583 --> 07:03.416
ولی یه بیوه ی سیاه هیچ وقت فراموش نمی شه

07:04.583 --> 07:05.500
راجع بهش فکر کن

07:08.500 --> 07:11.625
امروز روز مهمی در پرونده ی پدرو رودریگز است

07:11.708 --> 07:13.833
متهمان رزا پرال و آلبرت لوپز

07:13.916 --> 07:16.708
از مکان احتمالی قتل بازدید می کنند

07:16.791 --> 07:20.458
هئیت قضایی هم برای بازسازی صحنه جرم کنار آنها خواهند بود

07:20.541 --> 07:23.458
احتمالا این دو نفر گزارش هایی متضاد از هم ارائه خواهند داد

07:23.541 --> 07:26.083
و یکدیگر را به قتل افسر پلیس متهم می کنند

07:33.416 --> 07:35.250
تو فقط به این فکر کن که برمی گردی به خونه

07:41.250 --> 07:42.083
صبح بخیر

07:53.666 --> 07:54.541
همگی اینجان؟

07:55.791 --> 07:56.625
بفرمایید

07:59.375 --> 08:02.125
ما اینجاییم تا بهمون بگید اون شب چه اتفاقی افتاد

08:02.916 --> 08:06.333
شمرده شمرده و دقیق توضیح بدید

08:07.666 --> 08:10.000
و اگه در مدتی که اینجاییم چیزی یادتون اومد

08:10.083 --> 08:12.375
که توی اظهاراتتون ذکر نکرده بودید بگید

08:13.208 --> 08:14.750
حقیقت تنها چیزیه که مهمه

08:16.333 --> 08:17.916
ساعت حدود 2 بامداد بود

08:19.875 --> 08:22.125
نتونستم بخوابم اومدم لباسا رو بشورم

08:23.708 --> 08:25.416
پدرو طبقه ی پایین بود

08:26.583 --> 08:27.666
فکر کنم خواب بود

08:31.958 --> 08:33.500
یه صدایی از بیرون شنیدم

08:37.583 --> 08:38.625
اومدم بیرون

08:39.708 --> 08:40.708
و آلبرت رو دیدم

08:41.625 --> 08:44.000
اون از روی حصار پریده بود و یه تبر دستش بود

08:44.500 --> 08:45.875
من واقعا ترسیده بودم

08:47.666 --> 08:48.666
جیغ نزدی؟

08:49.583 --> 08:52.041
می دونستم که وقتی عصبانی بشه هیچی جلودارش نیست

08:54.708 --> 08:55.625
اون یه نگاه

08:56.416 --> 08:57.833
بی حس مثل دیوونه ها داشت

09:00.291 --> 09:01.458
من خیلی ترسیده بودم

09:02.833 --> 09:04.708
دخترم توی اتاقش در طبقه ی بالا بود

09:06.500 --> 09:07.541
بعد آلبرت گفت

09:09.416 --> 09:11.916
پدرو کجاست؟ کجاست
تلفنت رو بده به من

09:12.000 --> 09:14.333
اون واقعا خطرناک شده بود مجبور شدم کاری رو که می گه بکنم

09:16.625 --> 09:19.083
بهش گفتم پدرو طبقه ی پایینه اونم رفت اونجا

09:21.458 --> 09:23.708
منم برای حفاظت از دخترم رفتم طبقه ی بالا

09:34.083 --> 09:34.916
بریم طبقه ی بالا

09:38.708 --> 09:39.958
بهمون نشون بده که چیکار کردی

09:51.291 --> 09:52.541
خودم رو اینجا حبس کردم

09:54.250 --> 09:55.791
نمیدونستم چیکار کنم

09:57.500 --> 10:00.500
چیکار می تونستم بکنم؟ با بچه از پنجره بپرم پایین؟

10:03.958 --> 10:06.791
من هرکاری که تونستم کردم تا دخترم نفهمه داره چه اتفاقی میوفته

10:11.375 --> 10:12.916
شما نمی دونید چه آسیبی بهش وارد شده

10:15.500 --> 10:16.500
هیچ نمی دونید

10:25.208 --> 10:27.666
توی اظهاراتتون گفتید که صدای ضربه های متعدد شنیدید

10:27.750 --> 10:29.250
که از اتاق طبقه پایین میومده

10:36.125 --> 10:37.041
اونها آماده ـن؟

10:38.541 --> 10:40.583
آماده اید؟
- بله

10:41.208 --> 10:43.125
- بریم
-شروع کنید

10:43.208 --> 10:44.041
باشه

11:27.916 --> 11:29.125
کافیه

11:30.000 --> 11:31.291
بسه

11:31.958 --> 11:32.791
باشه

11:39.333 --> 11:40.958
بله من اون شب اینجا بودم

11:42.041 --> 11:44.125
اون بهم زنگ زد و مستاصل بود

11:44.958 --> 11:47.833
و گفت به کمکم نیاز داره چون تازه پدرو رو کشته

11:49.833 --> 11:52.500
ولی این چیزی نیست که توی اظهارنامه ات گفتی

11:52.583 --> 11:55.333
می دونم چون اون زمان خیلی مضطرب بودم

11:55.416 --> 11:56.625
و می خواستم از اون محافظت کنم

11:56.708 --> 11:58.250
ولی این اتفاقی بود که افتاد

11:58.750 --> 12:02.458
اون گفت پدرو اون رو زده و منم باورش کردم چون رابطشون خوب نبود

12:02.541 --> 12:04.375
و پدرو گاهی اوقات عصبانی می شد

12:04.458 --> 12:05.833
برای همین بود که تعلیق شد

12:05.916 --> 12:08.583
بعد اون بهم گفت فکر کنم پدرو رو کشتم

12:09.083 --> 12:11.625
و من بهش گفتم چه غلطی کردی؟

12:17.208 --> 12:20.541
جسد روی مبل بود و خون زیادی ریخته بود

12:22.541 --> 12:26.000
-سرش کجا بود؟
-سرش اون طرف بود

12:27.458 --> 12:29.791
بعد ازم خواست جسدش رو جا به جا کنیم

12:30.916 --> 12:34.625
می دونستی سرپوش گذاشتن روی جنایت حبس داره؟

12:34.708 --> 12:37.166
آره و این اولین چیزی بود که بهش گفتم

12:37.666 --> 12:41.708
گفتم بیا بریم کلانتری و بهشون بگو چه اتفاقی افتاده اونا بهت کمک می کنن

12:41.791 --> 12:46.041
ولی اون گفت نه اونها حرفم رو باور نمی کنن و من حضانت فرزندم رو از دست می دم

12:48.125 --> 12:49.375
دلم براش سوخت

12:50.500 --> 12:52.750
و این بزرگترین اشتباه زندگی من بود

12:52.833 --> 12:56.333
چون تصمیم گرفتم به این زن کمک کنم و چیزی نگم

12:57.375 --> 12:59.833
من اینکار رو از روی وفاداری و گذشته ای که داشتیم کردم

12:59.916 --> 13:02.000
ولی من نمی تونم تا ابد به کسی وفادار بمونم که

13:02.625 --> 13:05.708
لیاقتش رو نداره و دست از دروغ گفتن راجع به من برنمی داره

13:07.000 --> 13:10.500
و فکر می کنم بهتره راستشو بگم تا عدالت اجرا بشه

13:12.000 --> 13:13.541
مخصوصا به خاطر مرحوم

13:37.333 --> 13:39.833
دادگاه برای قتل افسر پلیس پدرو رودریگز

13:39.916 --> 13:42.833
هفته ی آینده در بارسلونا آغاز خواهد شد

13:42.916 --> 13:46.500
رزا پرال و آلبرت لوپز سه سال است که در بازداشت به سر می برند

13:46.583 --> 13:49.333
و بالاخره رو در رو خواهند شد

13:49.416 --> 13:51.375
همانطور که قبلا گزارش دادیم

13:51.458 --> 13:53.958
هر دو یکدیگر را مقصر جنایت می دانند

13:54.041 --> 13:57.708
و زمان گفتن داستانشون در برابر قاضی برای قضاوت شدن فرا رسیده

13:57.791 --> 14:00.041
این دادگاه سرنوشت اونها رو رقم می زنه

14:06.500 --> 14:08.250
آفرین آلبرت عالیه

14:08.333 --> 14:10.791
"عالی"

14:40.708 --> 14:42.416
از تماشای خودت توی تلویزیون خسته شدی؟

14:45.041 --> 14:46.750
از تماشای خودم خسته نمی شم

14:50.958 --> 14:52.291
تو جدیدی درسته؟

14:52.375 --> 14:53.833
مراقب این جوجه ها باش

14:54.916 --> 14:55.875
ببین کی داره این حرفو میزنه

14:55.958 --> 14:56.791
چیه؟

14:57.500 --> 14:59.166
این همون کسیه که بهت گفتیم

14:59.250 --> 15:00.208
ملکه ی زنبور عسل

15:00.916 --> 15:04.125
اگه هر روز بهش خدمت نکنی از پشت بهت خنجر می زنه

15:04.208 --> 15:07.666
آره درسته
تو همون خنجری عزیزم

15:07.750 --> 15:09.750
تو منو به نگهبان لو می دی

15:10.666 --> 15:12.958
-به نظرت خنده داره؟
-در واقع آره

15:13.041 --> 15:16.416
حالا کارت تلفن می دزدی؟
-آره برای صحبت با دخترم

15:16.500 --> 15:19.583
دختره رو فراموش کن الان وضعش بهتره

15:19.666 --> 15:22.250
در مورد دخترم چی گفتی؟

15:22.333 --> 15:23.458
باشه بس کن

15:27.125 --> 15:30.125
مونتسه من نمی تونم این بی احترامیا رو تحمل کنم می فهمی؟

15:31.000 --> 15:32.291
البته که می فهمم رزا

15:34.291 --> 15:37.958
ولی باید بدونی که آلبرت داره بی نقص رفتار می کنه

15:38.875 --> 15:43.000
اون برای رفتار خوبش پاداش گرفته تو چهار بار به سلول های مختلف منتقل شدی

15:44.000 --> 15:47.791
آلبرت اون بیرون چیزی برای از دست دادن نداره من دلم برای همه چیز تنگ شده

15:48.833 --> 15:49.875
باشه مشکلی نیست

15:50.500 --> 15:51.458
این کار رو برای دخترت انجام بده

16:05.791 --> 16:07.458
امروز روزنامه نیوردی

16:08.333 --> 16:10.833
برای چی بیارم؟ هیچی تغییر نکرده

16:11.875 --> 16:14.041
زن قاتل و مرد وحشی بدبخت

16:16.791 --> 16:18.458
رزا، گوش کن

16:22.166 --> 16:23.166
این

16:24.458 --> 16:28.250
کمکی نمی کنه که تو نخواستی این سه سال بچه ات رو ببینی

16:30.458 --> 16:31.291
می دونم

16:36.333 --> 16:37.833
نمی خوام اون من رو اینجا ببینه

16:42.333 --> 16:44.416
باشه پس بیا شروع کنیم

16:45.166 --> 16:46.000
باشه

16:47.708 --> 16:50.125
رزا قبل از اینکه شروع کنیم

16:50.958 --> 16:53.000
چیزی که قراره بهت بگم ممکنه ناراحتت کنه

16:53.708 --> 16:56.625
ولی ترجیح می دم از خودم بشنوی که از الان بدونی

16:57.916 --> 16:58.750
چیه؟

17:00.333 --> 17:01.833
-شوهر سابقت
-چی شده؟

17:03.333 --> 17:05.291
قراره یه مصاحبه ی تلویزیونی انجام بده

17:07.041 --> 17:09.250
اونم الان دقیقا حالا که زمان دادگاه رسیده

17:13.416 --> 17:15.375
چقدر برای نابود کردن اون بهت پول دادن؟

17:15.458 --> 17:18.958
- من؟ من نابودش کنم؟ خودش اینکارو کرده
- بگو چقدر؟

17:19.916 --> 17:23.958
چیزی نیست در برابر این وضعیتی که داریم تحملش می کنیم
- این فقط قضیه رو بدتر جلوه می ده

17:24.041 --> 17:26.541
حالم از اینکه این وسط گرفتار شدم بهم می خوره

17:27.041 --> 17:28.958
من شدم یه مرد شیطان صفت در صورتی که هیچی نگفتم

17:29.041 --> 17:33.458
خب ما می تونیم به دنیا بگیم که چقدر سخت اجازه می دی هر بار نوه مون رو ببینیم

17:33.541 --> 17:35.666
یا اینکه نمی ذاری نامه های مادرش بهش برسه

17:35.750 --> 17:37.583
یا اینکه بهش اجازه نمی دی باهاش تلفنی صحبت کنه

17:37.666 --> 17:40.833
اگه من یه قاتلبودم شما می خواستین که توی زندگی نوه اتون نقشی داشته باشم؟

17:42.208 --> 17:44.833
سوفیا دیگه کوچیک نیست همه چیز رو می فهمه

17:45.666 --> 17:48.791
-این تقصیر رزاست که اینکارو کرده
-ما قرار گذاشتیم راجع به این قضیه صحبتی نکنیم

17:49.583 --> 17:52.041
- صحبت نکردن راجع بهش سخته
- اون آلبرت عوضی همه ی اون کار ها رو کرده

17:52.125 --> 17:55.333
بسه خوآن حتی نوه ی تو هم حقیقت رو می دونه

18:02.291 --> 18:03.833
خب به نظر می رسه که

18:05.791 --> 18:07.833
سوفیا به اونها همون چیزی که به ما گفته رو گفته

18:08.333 --> 18:09.166
چی رو؟

18:10.625 --> 18:11.458
خب

18:12.916 --> 18:13.916
اون شب

18:15.458 --> 18:17.791
اون یه چیزهایی شنیده

18:19.708 --> 18:20.625
و چیزهایی رو دیده

18:23.750 --> 18:25.625
البته که اون یه چیزهایی شنیده

18:26.750 --> 18:29.208
صدای جیغ و ضربه میومد وحشتناک بود

18:30.250 --> 18:32.791
اون می گه که تو رو آغشته به خون دیده

18:36.041 --> 18:37.000
این دروغه

18:39.125 --> 18:41.000
مامان این حرف رو خاوی و اون عوضی گفتن

18:42.666 --> 18:44.791
واقعا می خوای بذاری اونها مصاحبه کنن؟

18:45.500 --> 18:47.166
نمی بینید که اونها برای به دردسر انداختن من اینها رو می گن

18:47.250 --> 18:49.458
اون عوضیا می خوان دخترم رو ببرن

18:55.666 --> 18:56.791
مامان اون یه بچه است

18:58.625 --> 18:59.833
اون باید خواب دیده باشه

19:01.875 --> 19:03.375
باید باهاش ​​حرف بزنی مامان

19:06.375 --> 19:07.333
مامان

19:07.416 --> 19:09.041
تو باید بهش بگی

19:10.208 --> 19:11.916
که اون شب خیلی ترسیده بودیم

19:12.000 --> 19:14.041
و اون حالا نمی تونه رویاهاشو از واقعیت تشخیص بده

19:15.416 --> 19:16.375
خب

19:16.458 --> 19:17.958
ما با خاوی به توافق رسیدیم

19:18.541 --> 19:21.166
که بهتره این حرفا رو جلوش نزنیم

19:22.333 --> 19:23.666
و در این مورد حق با اونه

19:25.000 --> 19:26.958
سوفیا حالش خوبه

19:28.458 --> 19:31.208
و داره رو به جلو میره

19:36.541 --> 19:38.875
مطمئنم که خاوی به این اشاره می کنه

19:40.000 --> 19:40.875
رزا

19:41.875 --> 19:43.416
چرا نمی خوای اون رو ببینی؟

19:44.416 --> 19:45.666
بهش بگو بیاد

19:46.875 --> 19:47.708
باهاش صحبت کن

19:55.708 --> 19:57.916
امروز برای بسیاری از مردم

19:58.000 --> 20:00.416
که سال های روی این پرونده کار کردن روز مهمیه

20:01.625 --> 20:04.125
از منظر اجرای قانون ما شک نداریم که

20:04.208 --> 20:07.041
آلبرت لوپز و رزا پرال مقصر هستن

20:07.125 --> 20:08.833
برای همینه که امروز روز مهمیه

20:08.916 --> 20:11.958
چون وقتشه که سیستم قضایی تقویت بشه

20:12.500 --> 20:15.875
و این قضیه رو یکبار برای همیشه روشن کنه

20:15.958 --> 20:17.625
-باشه ممنونم
-متشکر

20:21.583 --> 20:24.791
-چطوری؟
-بهتر از دفعه ی قبل که همدیگه رو دیدیم

20:24.875 --> 20:27.000
-همه چیز با پسرت خوبه؟
-آره

20:27.750 --> 20:30.708
خوشحالم
قول داده بودیم که قبل دادگاه همدیگه رو ببینیم

20:31.458 --> 20:32.291
و حالا اینجاییم

20:34.041 --> 20:35.333
ما بدترینیم

20:37.041 --> 20:39.166
-تو رو توی مستند دیدم
- خدایا

20:42.666 --> 20:45.166
خب اولین بارم بود که جلوی دوربین بودم

20:45.250 --> 20:47.375
یه کم عصبی بودم و وحشت کرده بودم

20:47.458 --> 20:50.875
ولی پادکستم داره بهتر میشه بهش گوش می دی؟

20:54.166 --> 20:56.500
مشکلی نیست تو کل قضیه رو میدونی

20:58.250 --> 21:00.875
-به جز اتفاقی که واقعا افتاد
- ما میدونیم چی شد

21:01.500 --> 21:03.166
می دونیم و این به لطف توئه

21:03.833 --> 21:06.041
توی تاریخ سیاه کشور یه مقام کسب کردی

21:07.041 --> 21:08.583
- اون اومد
-فاحشه

21:08.666 --> 21:10.666
- حرومزاده
-ون اینجاست

21:10.750 --> 21:12.500
بیا

21:14.208 --> 21:15.291
زمان نمایشه

21:21.291 --> 21:22.666
فاحشه

21:22.750 --> 21:24.750
- جنده
-قاتل!

21:29.375 --> 21:31.333
جنده، قاتل

21:31.416 --> 21:34.083
قاتل عوضی

21:55.416 --> 21:56.666
رزا داره ازش لذت میبره

23:53.541 --> 23:55.916
رزا پرال و پدرو رودریگز
همدیگه رو دوست داشتن

23:58.708 --> 24:01.375
همدیگه رو عمیقا و پرشور دوست داشتن

24:03.333 --> 24:04.833
اونها زوج کاملی بودن

24:05.583 --> 24:07.208
و امیدوار بودن که از عشقشون لذت ببرن

24:07.875 --> 24:08.875
بچه دار شن

24:09.791 --> 24:11.250
و با هم پیر شن

24:12.333 --> 24:15.875
"چون من زندگی در کنار تو رو انتخاب کردم
و تسلیم نمی شم."

24:17.416 --> 24:20.166
"من می خوام در کنار تو پیر شم
و میشه گفت،

24:21.250 --> 24:22.625
"ما اینکار رو انجام دادیم"

24:24.125 --> 24:26.208
آیا این حرف های زنیه که

24:26.291 --> 24:29.875
هشت روز بعدش دوست پسرش رو می کشه؟

24:29.958 --> 24:32.208
و جسدش رو شبانه توی جنگل می سوزونه؟

24:32.875 --> 24:35.041
پدرو همچنین یه کتاب به رزا داد

24:35.833 --> 24:37.750
یه کتاب اروتیک که ازش لذت می برد

24:44.041 --> 24:45.541
اسرار تاریک

24:48.208 --> 24:50.250
چیزی که من واقعا می خوام زندگی با توئه

24:51.125 --> 24:53.333
جایی که دیگه هرگز به همدیگه صدمه نزنیم

24:54.125 --> 24:56.833
فقط از یه چیز مطمئنم
تو زندگی منی،

24:57.416 --> 24:58.666
و منم زندگی خودمو بهت پیشنهاد می کنم

24:59.416 --> 25:01.541
ازش استفاده کن و لذتشو ببر

25:03.125 --> 25:04.916
ازش استفاده کن و لذتشو ببر

25:05.625 --> 25:07.791
من فقط یکی دارم

25:12.583 --> 25:13.416
تکرار می کنم

25:14.708 --> 25:17.833
جایی که دیگه هرگز به هم صدمه نزنیم

25:19.083 --> 25:19.916
یه زوج کامل

25:21.416 --> 25:24.500
از چهار ماهی که رزا و پدرو با هم بودن سه ماهشو

25:24.583 --> 25:27.708
گرفتار بحث و جدل و
حسادت و داد و فریاد بودن

25:27.791 --> 25:31.000
موکل من قربانی یه رابطه ی سمی بوده

25:31.083 --> 25:34.375
که با قتل پدرو توسط رزا به پایان رسیده

25:34.458 --> 25:35.666
چرا اون باید اینکارو کنه؟

25:37.541 --> 25:39.208
یه خانم جوان

25:39.291 --> 25:42.375
که کار محترمانه ای مثل خدمت به جامعه انجام می ده

25:42.458 --> 25:44.666
مورد علاقه ی خانواده و دوستانشه

25:45.333 --> 25:46.375
و زندگی خوبی داشته

25:47.958 --> 25:48.958
و یه مادره

25:50.166 --> 25:51.875
چرا باید شریک زندگیشو بکشه؟

25:51.958 --> 25:54.458
خواهش می کنم ، این قرن بیست و یکمه

25:54.541 --> 25:58.041
اگه رزا می خواست پدرو رو ترک کنه اینکارو می کرد

25:58.125 --> 26:00.333
کاری که یه فرد عادی می کنه رو فراموش کنید

26:00.416 --> 26:02.625
ما در مورد خانم رزا پرال صحبت می کنیم

26:02.708 --> 26:06.833
ناپایدار، دمدمی مزاج، سیری ناپذیر،
مریض به دروغ گفتن...

26:06.916 --> 26:07.750
بله

26:08.916 --> 26:10.875
اون بی شک توی این پرونده یه ستاره است

26:11.458 --> 26:13.041
اسمش رو همه میدونن

26:14.458 --> 26:19.375
افراد کمتری اسم متهم دیگه رو می دونن، آقای آلبرت لوپز

26:20.375 --> 26:21.458
من به شما می گم چرا

26:22.000 --> 26:24.500
جای تعجبی نیست بالاخره ما می دونیم جهان چطور کار می کنه

26:25.958 --> 26:28.458
زندگی عاشقانه ی رزا معمولی نبود

26:29.208 --> 26:33.083
که البته جرم نیست
با این حال اون به خاطر این قضیه مورد سرزنش قرار گرفت

26:34.041 --> 26:36.583
ولی خوشبختانه زمانش فرا رسیده

26:36.666 --> 26:39.750
تا تعصب ها رو کنار بذاریم و واقعیت ها رو بگیم

26:39.833 --> 26:42.166
واقعیتی که درش رزا یه قربانیه

26:42.250 --> 26:43.625
آلبرت قربانیه

26:44.250 --> 26:46.125
اولاً به خاطر احساس وفاداری خودش

26:46.208 --> 26:49.333
که باعث شد منافع رزا رو بالاتر از منافع خودش قرار بده

26:49.416 --> 26:51.500
وقتی که رزا بهش گفت چیکار کرده

26:51.583 --> 26:53.916
رزا با عشق زندگیش آشنا شد

26:55.000 --> 26:56.708
و آقای آلبرت لوپز،

26:56.791 --> 27:00.541
چون قبلا با رزا رابطه ی رضایت بخشی داشت

27:00.625 --> 27:01.958
نتونست طاقت بیاره

27:03.625 --> 27:05.666
در سوابق شغلی آقای لوپز،

27:06.208 --> 27:09.333
ما نشانه های زیادی از خشونت در اون میبینیم

27:10.625 --> 27:15.666
در سال 2012 برای کتک زدن یه دست فروش دستگیر شد

27:15.750 --> 27:18.583
و در سال 2014 اون متهم بود

27:18.666 --> 27:21.666
به نقش داشتن در سقوط یه مرد بی خانمان در مونتجوئیک

27:22.958 --> 27:24.291
اون مرد در نهایت مُرد

27:28.208 --> 27:29.416
خدمت شما

27:30.333 --> 27:32.541
رزا و شیطان

27:38.375 --> 27:40.250
از طرف دادستانی

27:40.333 --> 27:42.875
من به هر دو وکیل به خاطر استدلال هاشون تبریک می گم

27:42.958 --> 27:45.666
موثر و کاربردی بودن

27:45.750 --> 27:50.000
عشق بی پایان، وفاداری تزلزل ناپذیر،
ترس، تبعیض جنسی...

27:50.083 --> 27:52.166
ولی بذارید یه نکته ای رو بهتون یادآوری کنم

27:52.791 --> 27:55.333
اینجا دادگاهه نه صحنه ی اجرا

27:55.833 --> 27:58.208
بهترین و مهم ترین چیز حقیقته

28:00.041 --> 28:02.958
و این چیزیه که من با کمک شاهدان آشکارش می کنم

28:24.875 --> 28:26.833
صبح بخیر خانم رزا

28:28.583 --> 28:29.416
صبح بخیر

28:31.625 --> 28:35.458
اون عکس کِی گرفته شده؟
همونی که وکیل آلبرت به ما نشون داد

28:38.208 --> 28:39.041
روز چهارم مِی

28:39.541 --> 28:44.375
اون موقع پدرو رودریگز تقریبا سه روز بود که به قتل رسیده بود

28:46.416 --> 28:47.416
به گفته ی شما

28:48.208 --> 28:52.666
قاتل دوست پسر سابق شما بود همونی که توی عکسه

28:52.750 --> 28:53.875
آقای آلبرت لوپز

28:57.791 --> 28:58.625
درسته

29:01.083 --> 29:04.958
بهمون بگید که چرا این واقعیت رو روز ها از پلیس پنهون کردید

29:05.541 --> 29:06.750
چون می ترسیدم

29:08.125 --> 29:09.541
می ترسیدم از کارهایی که آلبرت ممکنه بکنه

29:11.125 --> 29:12.708
با من یا دخترم

29:12.791 --> 29:15.791
پس خیلی ترسیدی

29:20.416 --> 29:21.250
بله

29:21.750 --> 29:22.583
بله اینطور بود

29:23.416 --> 29:26.666
نه اصلا ، به نظر نمیومد ترسیده باشه

29:28.666 --> 29:32.541
وقتی رسید آروم بود
اون همراه آلبرت اومد

29:32.625 --> 29:34.291
همزمان رسیدن؟

29:34.375 --> 29:35.875
سوار موتورش بود

29:36.750 --> 29:39.208
چندتا افسر پلیس در اون شام شرکت کردن؟

29:41.000 --> 29:41.833
نمی دونم

29:43.208 --> 29:44.166
شاید 20 نفر

29:44.250 --> 29:48.041
شما بین اون همه افسر پلیس بودین وقت خوبی برای گفتن حقیقت بود

29:48.125 --> 29:52.041
من اونها رو به عنوان افسر پلیس نمی دیدم
اونها رو به عنوان دوستام می دیدم

29:52.125 --> 29:54.333
چرا توی اون شام شرکت کردی؟

29:56.000 --> 29:57.458
چون آلبرت ازم خواست

29:57.541 --> 29:58.958
ما...

30:01.375 --> 30:02.500
اون رو تشویق کردیم که بره

30:03.750 --> 30:04.708
خب پدرو...

30:07.333 --> 30:08.875
ناپدید شده بود

30:10.000 --> 30:11.750
یا حداقل ما اینطور فکر می کردیم

30:13.750 --> 30:16.125
پس فکر کردیم اون بهتره استراحت کنه

30:18.583 --> 30:19.750
و حواس خودشو پرت کنه

30:20.625 --> 30:22.375
ولی حوصله ی رفتن نداشت

30:23.833 --> 30:25.833
خندید، رقصید...

30:27.958 --> 30:29.583
خیلی داشت بهش خوش می گذشت حقیقتش

30:29.666 --> 30:31.958
آلبرت ازم خواست وانمود کنم خوبم تا کسی شک نکنه

30:32.916 --> 30:34.458
و من بهترین تلاشمو انجام دادم

30:34.541 --> 30:36.458
و می تونم بهتون اطمینان بدم که آسون نبود

30:38.541 --> 30:39.791
زندگیم در خطر بود

30:40.541 --> 30:43.916
البته که اون خوشحال بود خوشحال و قدردان از من

30:44.416 --> 30:46.541
اون تازه از شر بد رفتاری های اون خلاص شده بود

30:47.041 --> 30:49.000
و منم بهش کمک کرده بودم که روی قتل سرپوش بذاره

30:51.125 --> 30:54.208
شما هم خیلی برای جا به جایی جسد پریشون به نظر نمی رسیدید

30:54.291 --> 30:56.458
اون هم جسد یه افسر همکار

30:57.916 --> 31:01.500
خب اگه اجازه بدید توی اون عکس

31:02.583 --> 31:04.458
من فقط یه فرد خوشحال می بینم

31:07.333 --> 31:09.250
و اصلا به ذهنتون خطور نکرد که

31:09.333 --> 31:12.500
حقیقت رو به یکی از دوستای پلیستون اونجا بگید؟

31:13.541 --> 31:16.458
اون خانم هزار بار بهم قول داد

31:16.541 --> 31:19.875
و من هم متقابلا بهش قول دادم که به هیچ کس چیزی نگم

31:20.833 --> 31:23.916
-و منم نمی خواستم بهش خیانت کنم
-تو افسر پلیس بودی

31:25.500 --> 31:27.458
آره می دونم

31:29.916 --> 31:31.625
ولی من همیشه سر حرفم هستم

31:35.875 --> 31:39.125
روز بعد از تشییع جنازه

31:39.666 --> 31:44.333
گروهی از ما رفتیم به خونه ی رزا

31:44.416 --> 31:46.416
و آلبرت هم با ما بود

31:47.791 --> 31:48.625
بله

31:48.708 --> 31:51.875
اون همیشه توی اون مجلس و گروه دوستانه ی شما بود؟

31:51.958 --> 31:54.833
نه اون معمولا با ما نبود

31:54.916 --> 31:56.333
دوست منم نبود

31:56.958 --> 32:00.041
ولی بعد از اون کاری که کرد همیشه دور و بر من بود

32:02.041 --> 32:04.958
و از نزدیک زیر نظرم داشت تا به کسی چیزی نگم

32:05.958 --> 32:07.833
آیا رزا به نظر شما ترسیده بود؟

32:09.666 --> 32:11.166
نه از آلبرت

32:12.625 --> 32:13.500
منظورتون چیه؟

32:15.291 --> 32:18.958
خب، خاوی شوهر سابقش

32:19.916 --> 32:21.750
اومد که تسلیت بگه

32:22.958 --> 32:26.791
از خودش بی خود شد و سرش داد زد و یه لیوان سمتش پرتاب کرد

32:27.791 --> 32:30.916
اون کاملا از کنترل خارج شده بود

32:32.208 --> 32:33.875
و وقتی خاوی رفت...

32:35.916 --> 32:37.208
اون گفت که

32:39.375 --> 32:41.541
خاوی پدرو رو کشته

32:45.875 --> 32:47.250
دوست شما

32:47.333 --> 32:50.041
خانم آلمودنا

32:50.125 --> 32:53.875
گفت که شما بهش گفتی همسر سابقتون خاویر گررو

32:54.375 --> 32:55.291
پدرو رو کشته

32:55.375 --> 32:57.375
آره این یه بخشی از نقشه ی آلبرت بود

32:59.041 --> 33:00.250
اون به یه متهم نیاز داشت

33:01.083 --> 33:04.791
چرا من باید بخوام شوهر سابقش رو مقصر جلوه بدم؟

33:05.375 --> 33:07.458
اون می دونست که خاوی و پدرو از هم متنفرن

33:07.958 --> 33:09.250
و می خواست از این ماجرا سود ببره

33:09.333 --> 33:12.333
چون همیشه سر حضانت فرزندشون دعوا می کردن

33:14.666 --> 33:17.125
برای همین تصمیم گرفت از قتل پدرو کمک بگیره

33:18.208 --> 33:19.916
تا از شر شوهر سابقش هم خلاص شه

33:20.458 --> 33:23.416
اون حتی به من گفت یه تیر و دو نشون

33:33.583 --> 33:37.250
همسر سابق شما رزا پرال سعی کرد شما رو مقصر جلوه بده

33:39.250 --> 33:41.458
من سعی کردم اون رو فراموش کنم

33:42.375 --> 33:44.916
چه حسی به پدرو رودریگز داشتی؟

33:45.416 --> 33:49.083
باهاش خوب بودم پدرو به نظر آدم خوبی میومد

33:49.166 --> 33:52.500
و منم خوشحال بودم که رابطشون پایداره

33:52.583 --> 33:55.750
این برای همه ی ما خوب بود

33:56.958 --> 33:58.166
آلبرت لوپز رو می شناختی؟

33:58.791 --> 34:02.208
بله به عنوان همکار همسر سابقم

34:02.708 --> 34:06.000
اون الان گفته که آلبرت آدم خشنی بوده

34:06.083 --> 34:09.000
اون می گه که همیشه ازش می ترسیده
- تا حالا به من همچین چیزی نگفته بود

34:09.083 --> 34:13.000
حدس می زنم این مربوط به این سالها که با هم بودن می شه

34:13.500 --> 34:15.000
چون قبلا با هم خوب بودن

34:15.083 --> 34:16.375
حرومزاده

34:16.458 --> 34:19.166
ولی تو هم احتمالا تمام این سالها با یه قاتل بودی

34:19.250 --> 34:20.166
و باهاش ازدواج کردی

34:20.250 --> 34:21.083
خوردیش؟

34:21.750 --> 34:23.250
دخترتون چطوره؟

34:25.125 --> 34:26.916
ترجیح می دم راجع به اون صحبت نکنم

34:27.750 --> 34:29.333
خب برگردیم به رزا

34:29.833 --> 34:32.458
در دوران ازدواجتون تو می دونستی که اون خیانت کرده؟

34:34.416 --> 34:36.208
اون همیشه دروغگویه خوبی بود

34:37.125 --> 34:41.708
هم در دوران ازدواجمون و هم دورانی که سر حضانت بحث می کردیم

34:42.541 --> 34:44.458
اون یه متقلب حرفه ایه

34:45.416 --> 34:48.375
اون برای به دست اوردن چیزی که می خواد صبر نمی کنه

34:48.875 --> 34:54.583
رزا پرال سابقه ی طولانی از رسوایی هاش به خاطر رابطه ی جنسی با مردان دیگه داره

34:56.958 --> 35:00.083
شما و آقای آلبرت توی یه رابطه ی عاشقانه بودید

35:00.166 --> 35:01.541
در زمان وقوع قتل؟

35:03.125 --> 35:04.208
نه اصلا

35:04.291 --> 35:05.875
من از پدرو راضی بودم

35:07.625 --> 35:09.416
ما زوج کاملی نبودیم

35:10.208 --> 35:13.500
روز های بد و خوب داشتیم مثل زوج های دیگه

35:14.250 --> 35:16.000
ولی پدرو هرکاری برای من می کرد

35:17.416 --> 35:18.666
از روز اول

35:19.583 --> 35:21.291
اونها یه زوج فوق العاده بودن

35:22.458 --> 35:23.291
فوق العاده

35:23.916 --> 35:26.333
اونها برای آیندشون برنامه داشن

35:27.708 --> 35:29.958
و از هر جهت همدیگه رو حمایت می کردن

35:31.208 --> 35:32.666
اون عاشق دخترم بود

35:33.916 --> 35:35.291
جوری که انگار دختر خودش بود

35:35.875 --> 35:37.083
پدرو اینطوری بود

35:38.625 --> 35:41.791
وفادار، نجیب، با ذوق...

35:43.250 --> 35:45.083
فوق العاده ترین فرد دنیا

35:48.750 --> 35:50.750
نتونستم هیچ مرد دیگه ای مثل اون پیدا کنم

35:54.500 --> 35:57.750
اون با پدرو بود و منم با خوشحالی به زندگی خودم می رسیدم

35:58.291 --> 35:59.791
و کارهایی که دوست داشتم می کردم

35:59.875 --> 36:03.500
من کار می کردم چیزای جدید یاد می گرفتم با دوستام بیرون می رفتم ، سفر می رفتم

36:03.583 --> 36:07.166
آلبرت اومد جایی که ما نشسته بودیم

36:07.250 --> 36:09.083
و گفت بگیرش اگه نظرت عوض شد

36:09.583 --> 36:12.083
و جعبه رو روی میز گذاشت

36:13.625 --> 36:15.791
وقتی رزا جعبه رو باز کرد

36:16.291 --> 36:17.833
دیدیم که یه حلقه است

36:18.750 --> 36:20.250
راستش خیلی جلوه داشت

36:20.916 --> 36:23.708
و آلبرت چطوری شما رو پیدا کرد؟

36:23.791 --> 36:26.041
کافه های زیادی توی بارسلونا هست

36:27.625 --> 36:29.000
خودمم متعجب شدم

36:29.083 --> 36:30.958
اینو بهش گفتم ولی...

36:32.083 --> 36:33.416
اونم گفت که نمی دونه

36:34.250 --> 36:37.750
هیئت منصفه به گزارش تماس ها دسترسی داره

36:39.125 --> 36:40.791
که ثابت می کنه اون روز

36:40.875 --> 36:44.000
آلبرت و رزا چند دقیقه قبل از اون دیدار با هم صحبت کرده بودن

36:44.083 --> 36:46.625
اونها دیگه همکار نبودن ولی در تماس بودن

36:46.708 --> 36:48.500
اونم به صورت روزانه

36:50.083 --> 36:51.208
ادامه بده

36:51.291 --> 36:55.208
اون چیز دیگه ای نگفت جعبه رو گذاشت و رفت

36:55.958 --> 36:59.625
رزا چه واکنشی نشون داد؟ ترسیده بود؟ درخواست کمک کرد؟

37:00.458 --> 37:01.291
نه

37:01.791 --> 37:03.625
من می گم که

37:05.375 --> 37:06.375
این براش سرگرم کننده بود

37:07.958 --> 37:10.708
این یه شوخی بین ما بود که داشتیم

37:11.375 --> 37:13.916
ولی مگه تو نرفته بودی پی زندگی خودت؟

37:14.000 --> 37:17.416
آره ولی اون هنوز خیلی باهاش کنار نیومده بود یه روز گفت

37:17.500 --> 37:20.041
تو اصلا رمانتیک نبودی تو هیچ وقت گل به من هدیه ندادی

37:20.125 --> 37:23.125
بعدش گفتم: چی میگی؟ گل رو فراموش کن من بهت یه حلقه می دم

37:23.208 --> 37:26.041
این فقط یه شوخی بود تا بهش اثبات کنم که اشتباه می کنه

37:26.125 --> 37:30.208
این از یه پیشنهاد واقعی خیلی فرق داره

37:31.166 --> 37:33.250
وقتی فهمید که من با پدرو هستم

37:34.416 --> 37:35.250
از کوره در رفت

37:37.125 --> 37:38.916
خیلی حسادت می کرد

37:40.833 --> 37:42.000
مدام به من زنگ می زد

37:43.791 --> 37:44.708
اون من رو اذیت می کرد

37:47.416 --> 37:50.041
منم مجبور بودم بهش بگم کجام و با کیم

37:50.875 --> 37:53.375
اونم وقتی می فهمید کجام دست از سرم بر می داشت

37:54.750 --> 37:56.333
بعد اون اومد

37:57.458 --> 37:58.833
و اون کار مسخره رو انجام داد

38:01.375 --> 38:04.833
چرا اون باید به کسی که قرار نبود باهاش باشه پیشنهاد می داد؟

38:06.125 --> 38:08.333
چون شنیده بود که پدرو به تازگی به من پیشنهاد ازدواج داده

38:11.916 --> 38:14.250
به همین سادگی
آلبرت عاشق رقابته

38:18.625 --> 38:20.166
با حلقه چیکار کردی؟

38:22.000 --> 38:24.375
وقتی چند روز بعد همدیگه رو دیدیم بهش پس دادم

38:27.333 --> 38:28.458
این عکس

38:29.125 --> 38:32.375
از داده های حذف شده ی گوشی خانم رزا بازیابی شده

38:38.000 --> 38:39.708
آره همینه

38:40.666 --> 38:43.666
این حلقه ایه که آلبرت بهش داد

38:43.750 --> 38:48.250
و تو به اون عکس اینجوری جواب دادی

38:50.458 --> 38:52.791
دیگه چه جوابی باید به اون عکس می دادم

38:52.875 --> 38:56.250
اون قبلا مشابه این عکس رو برای من فرستاده بود اونم وقتی که با شوهرش بود

38:57.666 --> 39:00.875
من فکر می کردم خودش می دونه داره چیکار می کنه پس منم بهش جواب بدم همین

39:01.666 --> 39:02.500
یه شوخی دیگه؟

39:03.958 --> 39:04.791
آره

39:12.875 --> 39:15.500
من می خوام شاهد بعدی رو فرا بخونیم

39:17.458 --> 39:19.833
بنا به درخواست دادستانی

39:19.916 --> 39:23.875
شهادت آقای خوان خوزه نرا ریوس رو خواهیم شنید

39:33.750 --> 39:37.791
اول می خواستم بگم که

39:38.458 --> 39:41.000
من قاتل یا همچین چیزی نیستم

39:41.083 --> 39:43.416
من می خوام فقط همه چیز روشن بشه

39:44.416 --> 39:45.875
هیچ کس فکر نمی کنه که شما همچین کسی هستید

39:47.375 --> 39:49.958
در صورت نیاز یه مقدار آب بنوشید

39:56.875 --> 39:57.708
ببخشید

40:11.000 --> 40:14.041
اون روز یه قتل در "زونا فرانکا" اتفاق افتاده بود

40:14.541 --> 40:16.916
و شما دو نفر به عنوان نیروی پشتیبان اعزام شدید درسته؟

40:17.750 --> 40:18.583
بله قربان

40:19.083 --> 40:22.291
می تونید در مورد گفتگویی که با آلبرت داشتید به ما بگید؟

40:37.500 --> 40:38.500
آروم باشید

40:47.833 --> 40:48.750
ببخشید

41:06.833 --> 41:09.833
چیزی نیست فقط یه دعوا بین همسایه هاست بدون درگیری مافیا و این چیزا

41:11.375 --> 41:14.000
یه ماه دنبال این کارتل مواد مخدر لامصبیم

41:14.083 --> 41:15.875
ولی نتونستیم هیچ کدوم رو بگیریم

41:16.958 --> 41:17.791
الکی بزرگشون کردی

41:18.583 --> 41:20.541
- یعنی چی؟
- الکی ازشون ترسیدی

41:20.625 --> 41:22.583
کارتل ها توی یه سطح دیگه ان مرد

41:22.666 --> 41:24.666
-اینطوره؟
- آره بابا هیچ سرنخی نداریم

41:24.750 --> 41:27.208
ببین قاتل امروزمون فرار کرد

41:27.791 --> 41:29.791
ولی ما مطمئنیم که گیرش می ندازیم

41:29.875 --> 41:34.000
چون با عجله رفت و فرصت نکرد مدارک رو از بین ببره

41:34.083 --> 41:36.083
ولی کارتل هیچ اثری از خودشون به جا نمی ذارن؟

41:36.166 --> 41:37.375
خب نه

41:39.166 --> 41:42.583
رفتی مامور مخفی شدی؟
- نه مامور مخفی کجا بود

41:42.666 --> 41:46.458
رفیقام توی نیروی انتظامی برام از این چیزها تعریف می کنن

41:47.041 --> 41:48.000
رفقای نیروی انتظامیت؟

41:48.083 --> 41:50.791
نخندیا باشه؟ چون بهت اعتماد دارم می گم

41:51.500 --> 41:54.125
دارم به ادامه تحصیل توی رشته ی پزشکی قانونی فکر می کنم

41:54.208 --> 41:55.750
قراره درساشونو بخونم و درخواست بدم

41:55.833 --> 41:56.833
-واقعا؟
-آره

41:56.916 --> 41:58.291
عالیه

41:58.916 --> 41:59.916
خفنه مرد

42:01.958 --> 42:04.958
اینم تست
اگه کارتل این جنایت رو انجام داده بود چیکار می کرد؟

42:05.041 --> 42:07.125
- چه جنایتی؟
- همون چیزی که اینجا هست

42:07.208 --> 42:09.625
چطوری از گرفتار شدن برای قتل اجتناب کنیم؟

42:10.125 --> 42:11.208
ببخشید

42:12.208 --> 42:13.541
سوال این بود؟

42:14.875 --> 42:18.833
چطوری از گرفتار شدن اجتناب کنیم وقتی قتل مرتکب شدیم؟

42:21.000 --> 42:21.833
بله قربان

42:23.166 --> 42:24.500
و تو بهش چی گفتی؟

42:27.458 --> 42:28.291
خب

42:30.833 --> 42:34.833
بهش گفتم همون کاری که معمولا توی این مورد همیشه انجام میشه

42:38.875 --> 42:42.208
جسد رو توی صندوق عقب خودرو می ذاری

42:42.291 --> 42:44.666
اون رو به یه مکان دور افتاده می بری حالا هرجایی

42:44.750 --> 42:48.041
یه باتلاق یا همچین چیزی بعد ماشین رو آتیش می زنی

42:48.125 --> 42:50.083
-و تمام
-باشه حالا چرا باتلاق؟

42:50.166 --> 42:53.625
هر جایی که آتش نشان ها معمولا گذرشون بهش نمی خوره

42:53.708 --> 42:57.375
جایی که پرنده پر نمی زنه، باشه؟ اینجوری می تونه راحت بسوزه

42:57.458 --> 42:59.916
بهم اعتماد کن اینجوری هیچ کوفتی به عنوان مدرک پیدا نمی شه

43:00.000 --> 43:01.125
مطلقا هیچی

43:02.291 --> 43:05.208
درسته که کسخلی ولی مطمئنم اون آزمون رو قبول میشی

43:05.291 --> 43:07.250
تازه من هنوز شروع به درس خوندن نکردم

43:07.333 --> 43:08.708
استعدادشو داری

43:10.250 --> 43:11.125
ممنونم

43:11.208 --> 43:13.291
-می تونید برید
- ممنونم

43:29.666 --> 43:33.208
اون کسیه که آرزوهاش

43:33.791 --> 43:36.000
فراتر از توانایی های واقعیشه

43:36.083 --> 43:37.500
برای همین به سختی می تونه از پسشون بر بیاد

43:37.583 --> 43:41.208
حالا هم فکر کرده کاراگاهه ، آرزو می کرد توی پزشکی قانونی باشه ولی نیست

43:42.083 --> 43:43.041
منظور بدی هم نداشت

43:43.958 --> 43:46.791
ولی یه فیلم جنایی برای خودش ساخته دارم بهتون می گم

43:52.500 --> 43:55.500
هیچ وقت به داستان رزا شک نکردی؟

43:56.750 --> 43:58.541
اون دوست من بود

43:59.791 --> 44:00.875
من باورش کردم

44:02.375 --> 44:05.458
و بعد فهمیدم هزاران بار بهم دروغ گفته

44:07.166 --> 44:08.000
و ازم سواستفاده کرده

44:10.291 --> 44:13.666
فکر می کنی اون می تونه نقشی در قتل پدرو داشته باشه؟

44:14.333 --> 44:15.541
در کنار آلبرت؟

44:18.625 --> 44:20.500
با دونستن همه ی چیزهایی که الان می دونم

44:22.750 --> 44:25.250
صادقانه بگم برام عجیب نیست

44:36.666 --> 44:38.083
اینطوری بهم نگاه نکن

44:47.833 --> 44:49.750
اعضای هیئت منصفه

44:50.875 --> 44:52.458
اگر فکر می کنید که باید

44:52.541 --> 44:55.791
بین این دو روایت ارائه شده توسط متهم ها انتخاب کنید

44:55.875 --> 44:57.958
خیالتون راحت که اینطور نیست

44:58.041 --> 45:01.458
وقایع هیچ وقت نمی تونستن به روشی که اونها گفتن اتفاق بیوفتن

45:02.208 --> 45:05.458
همونطور که در ابتدا گفتم داستان سومی وجود داره

45:05.541 --> 45:07.250
داستان واقعی

45:08.541 --> 45:11.000
واقعا اون شب چه اتفاقی افتاد؟

45:12.083 --> 45:16.083
ذات شر وجود داره حتی اگه اعتراف بهش سخت باشه

45:17.458 --> 45:20.666
ما از تنها شخصی که می تونه حقیقت رو بهمون بگه درخواست می کنیم که شهادت بده

45:20.750 --> 45:23.166
راجع به اتفاقاتی که اول مِی افتاد

46:04.250 --> 46:05.708
با اجازه ی شما

46:05.791 --> 46:08.041
بازرس استر وارونا رو به جایگاه فرا می خونم

46:08.125 --> 46:11.958
رئیس تحقیقات این پرونده لطفا به جایگاه برید

46:45.958 --> 46:50.958
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
ترجمه از آوین
