WEBVTT

00:01.125 --> 00:08.389
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.500 --> 00:12.041
‫راحت باشین؛ یه لیوان دیگه بخورین

00:12.125 --> 00:13.708
‫ممنون خانم بل

00:14.500 --> 00:18.583
‫اما خب تو و این رفیق‌های موتور سوارت

00:18.666 --> 00:22.916
‫شماها زیاد از قوانین پیروی نمی‌کنین

00:24.166 --> 00:26.000
‫گروه‌های موتورسواری قوانین زیادی دارن

00:26.500 --> 00:28.875
‫و من همه‌شون رو از بَرم
‫چون به‌شون پایبندم

00:30.708 --> 00:33.000
‫واقعاً پسرهای با ادبی تربیت کردید

00:33.083 --> 00:35.333
‫بله. نهایت تلاش‌مون رو کردیم دیگه

00:36.500 --> 00:40.833
‫وقتی توی زندان بودم خوندن
‫نامه‌های ایلای واقعاً حالم رو خوب می‌کرد

00:40.916 --> 00:43.875
‫اون من رو قضاوت نکرد  به حرف‌هایی که مردم
‫پشت سرم می‌زنن اهمیتی نمی‌داد

00:45.000 --> 00:47.875
‫بگذریم، حالا  اومدم که

00:49.375 --> 00:50.375
‫این رو بهت بدم

00:50.458 --> 00:51.875
‫- واقعاً؟
‫- آره  بازش کن

00:53.541 --> 00:55.458
‫ببخشید که اینقدر داغون
‫کادوش کردم

00:56.041 --> 00:58.166
‫ما موتورسوارها تو اینجور
‫چیزها کارمون خوب نیست

00:59.833 --> 01:02.958
‫همیشه توی نامه‌هات می‌گفتی
‫دوست داری نویسنده بشی

01:03.041 --> 01:05.041
‫این رو برات گرفتم تا
‫گفته‌ و شنیده‌ ها رو ضبط کنی

01:06.625 --> 01:09.041
‫روشنش کن. یه نگاهی
‫بهش بنداز رفیق

01:13.666 --> 01:15.000
‫یه‌چیزی توش ضبط کن

01:18.458 --> 01:20.666
‫امتحان می‌کنیم؛ یک، دو، سه
‫امتحان می‌کنیم

01:20.750 --> 01:21.625
‫به‌به

01:23.375 --> 01:25.208
‫امتحان می‌کنیم؛ یک، دو، سه
‫امتحان می‌کنیم

01:26.791 --> 01:29.333
‫آفرین رفیق. مطمئنم بزودی
‫یه نویسنده ماهر می‌شی

01:29.416 --> 01:30.833
‫از بچگی می‌خواست
‫نویسنده بشه

01:31.500 --> 01:34.375
‫ولی خب آسون نیست
‫باید حتماً بری دانشگاه

01:35.041 --> 01:37.308
‫یا یه داستان جدید بنویسی که هیچکس
‫تا حالا به گوشش نخورده

01:38.041 --> 01:40.000
‫راستش رو بخوای من تا
‫دلت بخواد داستان بلدم

01:40.541 --> 01:43.261
‫حبسم رو هم که کشیدم،
‫دیگه نمی‌تونن زندانی‌ام کنن

01:43.291 --> 01:45.833
‫هرچی می‌خوای بپرس تا بهت بگم

01:49.750 --> 01:55.270
« پسری که جهان را قورت داد »
قسمت هفت: پایان داستان پسرک

02:01.958 --> 02:04.041
‫مشکل جنایت‌کارهای معروف
‫اینه که

02:04.125 --> 02:05.791
‫همیشه یکی دنبالته!

02:05.875 --> 02:08.666
‫پلیس‌ها همیشه دوست دارن خودشون
‫همه‌چی رو بررسی کنن، اما معمولاً

02:08.750 --> 02:10.791
‫از می‌خونه‌های رودخانه کاندامین
‫توی وارویک سر در میارن

02:10.875 --> 02:13.208
‫خلاصه که رفتیم اون‌جا، و یهو راهزنان جاده سیدنی

02:13.291 --> 02:14.666
‫انگار که اون‌جا ارث باباشونه،
‫به‌مون حمله کردن

02:15.083 --> 02:16.363
« مرگ بیت دانگ »

02:18.875 --> 02:20.791
‫عزیزدلم این برای شماست

02:28.042 --> 02:33.042
‫خانم اسپایز عزیز، اسناد پیوست شدۀ ارسالی توسط
‫متولیان مرحوم بیک دنگ را بررسی نمایید. بااحترام، کارتر و چین

02:37.375 --> 02:41.041
همیشه توی بارهای بین جاده‌ای
این اتفاقات میفته

02:41.125 --> 02:44.041
‫به‌هوش اومدم، با سر و وضع خونی روی زمین
‫افتاده بودم و همه‌چی درب و داغون بود

02:44.125 --> 02:47.208
‫می‌خواستم از رو زمین بلند شم
‫که دیدم یه موتورسیکلت داره میاد سمتم

02:47.291 --> 02:50.458
‫یکی از موتورهای ما زیر پاش بود  از گردن
‫آویزون‌ش کردم و پرسیدم: « طرفِ کی هستی؟»

03:09.625 --> 03:12.416
‫گفت: من طرف کسی نیست،
‫من صاحبِ این بـارم»

03:12.500 --> 03:14.083
‫تا ابد حق ندارید پاتون
‫رو بذارید این‌جا

03:36.708 --> 03:37.708
‫بله؟

03:38.083 --> 03:39.458
‫شما الکس برمودا هستین؟

03:39.958 --> 03:40.958
‫شما کی باشی؟

03:41.000 --> 03:42.958
‫من برایان رابرتسون هستم
‫از روزنامه «کوریر میل»

03:43.041 --> 03:46.291
‫یه آقا پسر به اسم ایلای بل
‫اومده این‌جا

03:46.375 --> 03:48.041
‫می‌گه شما داستان زندگی‌تون
‫رو براش تعریف کردین

03:48.125 --> 03:49.916
‫آره. خودم براش تعریف کردم

03:50.000 --> 03:52.000
‫هرچی نوشته رو تک به تک چاپ کنید

03:52.083 --> 03:53.458
‫اطلاع دارین چقدر طولانیه؟

03:53.541 --> 03:55.916
‫این آقا پسر خودش رو یه نویسنده
‫بزرگ مثل تولستوی می‌دونه

03:56.000 --> 03:58.208
‫شما از کجا می‌دونی که یه
‫نویسنده بزرگ نیست؟

04:05.791 --> 04:09.500
‫خب به‌نظرت حالا که آقای برمودا از زندان آزاد شده،
‫برنامه‌ش برای ادامه زندگی‌ چیه؟

04:09.583 --> 04:14.791
‫خب، برادرم گاس می‌خواد بزنه توی کار
‫خیره و این‌ها

04:15.750 --> 04:17.750
‫الکس گفت توی پول جمع کردن و
‫کارهای خیریه تجربه داره

04:18.625 --> 04:21.125
‫قطعاً همین‌طوره

04:21.208 --> 04:24.250
‫خب بگو ببینم؛ چقدر
‫پول می‌خوای بابت این؟

04:24.333 --> 04:26.791
‫نمی‌دونم. معمولاً
‫چقدر می‌دین؟

04:30.041 --> 04:32.333
‫آخه من با دل و جون
‫این شغل رو می‌خوام

04:32.416 --> 04:33.416
‫چه شغلی؟

04:34.041 --> 04:35.541
‫دستیار گزارشگر پرونده‌های جنایی

04:36.250 --> 04:37.083
‫خواب دیدی خیره رفیق

04:37.166 --> 04:39.500
‫اصلاً مدرسه‌ت رو تموم کردی؟
‫همچین چیزی ممکن نیست

04:42.208 --> 04:44.958
‫تهش بتونیم توی بخش
‫متن‌های توصیفی بهت کار بدیم

04:46.166 --> 04:47.166
‫متن‌های توصیفی دیگه چیه؟

04:47.250 --> 04:51.666
‫تمرکز به‌روی فضای پرونده
‫و توصیف دقیق یک مکان

04:51.750 --> 04:55.916
‫مثل مسابقه بهترین مادربزرگ، نمایش گل،
‫توصیف فضای ملک املاک،

04:56.000 --> 04:57.750
‫کار هرکسی نیست، بهم اعتماد کن

04:57.833 --> 04:59.666
‫استعداد تو خدا دادیه!

05:00.416 --> 05:01.250
‫باشه پس

05:01.333 --> 05:05.916
‫خیلی‌خب، به شرلی می‌گم
‫دست‌مزد اولیه رو بهت بده

05:06.666 --> 05:07.500
‫خیلی‌خب

05:07.583 --> 05:09.333
‫- به تیم‌مون خوش اومدی
‫- ممنونم

05:10.291 --> 05:14.208
‫دوستان، ایشون ایلای بل‌ـه

05:14.291 --> 05:16.666
‫می‌خواد یه‌روزی
‫مثل شما بشه

05:17.291 --> 05:18.291
برو پی کارت

05:20.833 --> 05:27.541
‫که این رقم رو 223 هزار دلار می‌رسونه، که
‫البته هدف ما بیشتر از این‌هاست

05:28.541 --> 05:30.625
‫ممنون که وقت‌تون رو
‫در اختیارمون گذاشتید

05:37.416 --> 05:41.541
‫سلام  واقعاً ممنونم
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم

05:51.083 --> 05:52.000
‫گندش بزنن!

05:52.083 --> 05:53.323
‫حالت خوبه؟

05:53.375 --> 05:54.458
‫آره  چیزی نیست

05:55.625 --> 05:56.625
‫خیلی‌خب

05:57.750 --> 05:58.583
‫روشن کن

05:58.666 --> 06:01.000
‫خوبه، خوبه. کیرم توش!

06:01.083 --> 06:03.666
‫دنده رو خلاص کن. خلاص‌ش کن
‫لعنت بهش

06:04.166 --> 06:05.000
‫دوباره استارت بزن

06:10.666 --> 06:11.666
‫همینه!

06:11.750 --> 06:13.708
‫- حدس بزنید چی شده!
‫- چی شده؟

06:13.791 --> 06:15.791
‫- استخدام شدم!
‫- چی؟

06:18.291 --> 06:20.833
‫- باورتون می‌شه؟
‫- بهت که گفتم

06:20.916 --> 06:22.916
‫الان دیگه یه روزنامه‌نگـارم!

06:23.000 --> 06:27.083
‫وای! بهت افتخار می‌کنم ایلای
‫خیلی عالیه!

06:27.166 --> 06:28.500
‫- حدس بزن چی شده!
‫- چی شده؟

06:28.583 --> 06:29.583
‫بلاخره استخدام شدم!

06:29.666 --> 06:31.208
‫- واقعاً؟ آفرین!
‫- ممنون

06:31.291 --> 06:33.333
‫پسرم الان یه روزنامه‌نگارـه!

06:33.416 --> 06:35.708
‫حالا که می‌ری سرکار اون 50 دلاری
‫که ازم گرفتی رو پس بده ببینم!

06:35.791 --> 06:38.416
‫- خودت برو کار کن
‫- می‌بینی که دارم ماشین رو تعمیر می‌کنم

06:38.500 --> 06:41.041
‫- درست شد؟
‫- آره  مثل روز اولش!

06:41.125 --> 06:42.125
‫تمیز و مامانی

06:42.166 --> 06:44.791
‫ماشین پرواز می‌کنه واسه‌ت
‫دوست‌ من اومد!

06:44.875 --> 06:46.115
‫- من دیگه باید برم
‫-باشه

06:46.166 --> 06:48.125
‫- تو یه قهرمانی پسرم!
‫- ممنون بابا

06:50.791 --> 06:52.875
‫- تبریک می‌گم
‫- روز خوش

06:52.958 --> 06:54.958
‫پسرم روزنامه‌نگار شده!

06:56.666 --> 06:58.291
‫بریم

07:01.041 --> 07:03.416
‫«مردی در هوانا»
‫خوندیش؟

07:03.500 --> 07:06.791
‫آره. وقتی تموم شد افسردگی گرفتم
‫از نظر من بهترین کتاب «گراهام گریم»ـه

07:07.375 --> 07:08.833
‫- جین آستین؟
‫- آره

07:08.916 --> 07:11.666
‫- دوباره داره می‌ره سراغ مد و فشن
‫- آره

07:11.750 --> 07:15.625
‫«مردی که از خواندن رمان‌ لذت نمی‌برد،

07:15.708 --> 07:17.541
‫احمقی بیش نیست»

07:19.458 --> 07:21.333
‫همه‌شون رو می‌خوام

07:22.541 --> 07:24.000
‫بیست دلار کافیه؟

07:25.791 --> 07:27.833
‫ممنون پسرها. دم‌تون گرم

07:28.916 --> 07:29.916
‫اوه

07:31.166 --> 07:32.208
‫چقدر خوشحالی!

07:32.291 --> 07:36.291
‫آره خب، چندتا از جعبه‌ کتاب‌ها رو برد
‫و قراره برای

07:36.375 --> 07:39.500
‫این‌که سه هفته در روز
‫تو مغازه‌ش کار کنم بهم پول بده!

07:40.083 --> 07:42.375
‫- وای!
‫- آره

07:42.458 --> 07:45.875
‫خب آگورافوبیات رو چیکار می‌کنی؟
‫مغازه‌ش حتماً شلوغ می‌شه
‫[ترس از حضور در مکان های شلوغ]

07:47.250 --> 07:49.208
‫فرانکی، یه کتاب‌فروشی کوچیک
‫توی «دارا» بیشتر نیست

07:49.291 --> 07:52.000
‫بعید می‌دونم شلوغ پلوغ بشه

07:52.625 --> 07:55.791
‫اما خب، قراره پول بیارم براتون

07:56.375 --> 08:00.458
‫وگرنه در غیر این صورت
‫من واقعاً مدیونت‌ام فرانکی

08:03.458 --> 08:04.833
‫منم همینطور

08:06.041 --> 08:09.625
‫وقتی من نبودم به بهترین نحو ممکن
‫از بچه‌ها مراقبت کردی

08:12.666 --> 08:15.625
‫نه حالا بهترین نحو، ولی ممنون

08:18.625 --> 08:22.125
‫و واقعاً ازت ممنونم که از وقتی که من برگشتم
‫مشروب خوردن رو ترک کردی

08:22.208 --> 08:24.083
‫می‌دونم داری نهایت تلاشت رو می‌کنی

08:28.541 --> 08:30.125
‫راستشو بخوای

08:31.333 --> 08:33.791
‫اونقدرها هم که فکر می‌کنی
‫دلم براش تنگ نشده

08:34.500 --> 08:39.458
‫اما می‌دونی، پسرهامون و
‫این‌که تو این‌جایی

08:41.666 --> 08:43.333
‫خیلی حالم رو بهتر می‌کنه

08:49.000 --> 08:52.000
‫نترس چیز خاصی نیست،
‫خودم حواسم هست

08:52.916 --> 08:56.291
‫نمی‌خوام بگم که دارم وابسته‌ت
‫می‌شم و این حرف‌ها

08:58.875 --> 09:00.250
‫فقط حال دلم خوبه

09:00.750 --> 09:03.666
‫روز قشنگیه. واقعاً اینطور نیست؟

09:03.750 --> 09:04.875
فوق‌العاده‌ست

09:18.875 --> 09:21.458
‫کارت توی جمع‌آوری اطلاعات
‫بانکی وانواتو واقعاً عالی بود

09:21.541 --> 09:24.750
‫اما حواست باشه کسی نفهمه،
‫دیوار موش داره موشم گوش داره

09:32.583 --> 09:33.583
‫کیتلین؟

09:34.333 --> 09:36.166
‫ایلای؟ تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

09:36.833 --> 09:40.083
‫همون‌ کاری که گفتی رو کردم
‫متنی برای رابرت‌سون نوشتم که نتونه ردش کنه

09:40.166 --> 09:42.708
‫خدای من. بزن قدش ببینم

09:42.791 --> 09:45.333
‫- متن‌ت درمورد چی بود؟
‫- «الکس برمودا، زندگی با جرم و جنایت»

09:45.916 --> 09:47.208
‫- تو اون رو نوشتی؟
‫- آره

09:47.291 --> 09:49.000
‫آره اما «دیو کالین» بازنویسی‌ش کرد

09:49.083 --> 09:51.083
‫بر اساس مصاحبه‌های من با الکس برمودا

09:51.166 --> 09:54.583
‫آره اینجور چیزها عادیه. حداقل امیدوارم
‫پولی خوبی بهت داده باشن

09:54.666 --> 09:56.541
‫می‌خوان یه دست‌مزد اولیه بهم بدن

09:56.625 --> 09:57.708
‫چقدر؟

09:57.791 --> 09:59.666
‫نمی‌دونم. نپرسیدم

10:00.708 --> 10:03.291
‫اگه کمتر از 200 دلار در هفته بود،
‫بگو زیادش کنن

10:03.875 --> 10:05.583
‫خیلی‌خب. وانواتو خوش گذشت؟

10:06.666 --> 10:08.375
‫کی گفته من اون‌جا بودم؟

10:08.458 --> 10:10.250
‫ناخواسته وقتی برایان داشت
‫می‌گفت شنیدم

10:12.583 --> 10:15.083
‫آهان. خوب بود
‫برای گذروندن تعطیلات جای خوبیه

10:16.458 --> 10:18.083
‫خیلی‌خب، می‌بینمت

10:32.791 --> 10:33.916
‫داری چیکار می‌کنی؟

10:35.458 --> 10:39.083
‫می‌خوام یکم هیکلم رو بیارم رو فرم

10:41.875 --> 10:45.000
‫- به‌خاطر مامانه؟
‫- نه. نه

10:45.916 --> 10:47.750
‫راستش نمی‌دونم. شاید

10:48.666 --> 10:52.083
‫لایل
‫خیلی هیکلی بود نه؟

10:52.166 --> 10:53.500
‫آره  یه‌مدت بوکس کار می‌کرده

10:53.583 --> 10:55.875
‫آره خب
‫زن‌ها عاشق بازوهای عضلانی‌ان

10:57.000 --> 11:00.208
‫نمی‌دونم چرا؛ من‌که زیاد
‫هیکل و این‌هام ردیف نیست

11:00.708 --> 11:03.583
‫آره خب ولی بعید می‌دونم دلیل این‌که
‫مامان ترکت کرد، هیکل‌ت بوده باشه

11:03.666 --> 11:04.666
‫محض اطلاع

11:04.750 --> 11:06.041
‫نه، حق با توئه

11:06.125 --> 11:09.291
‫خیلی چیزها هست
‫که باید جبران کنم

11:10.250 --> 11:12.833
تو تدی رو نشوندی سرجاش
‫این خودش خیلیه!

11:12.916 --> 11:14.791
‫- چیز خاصی که نبود
‫- کارت عالی بود بابا

11:14.875 --> 11:17.250
‫حتی یه‌ذره هم مضطرب نبودی،
‫برعکس شرایط‌های مشابه

11:17.958 --> 11:19.625
‫وقتی بهم می‌گی «بابا»
‫خوشحال می‌شم

11:21.041 --> 11:23.416
‫به‌نظرت مامانت فکر می‌کنه
‫لایل هنوز زنده‌ست؟

11:26.166 --> 11:28.250
‫نه  اون می‌دونه که
‫لایل دیگه قرار نیست برگرده بابا

11:36.291 --> 11:37.708
‫عجب روز خوبیه

11:37.791 --> 11:39.375
‫آره. عالیه

11:49.000 --> 11:50.880
‫- آدم وقتی یکی رو دوست داره
‫- خب

11:50.958 --> 11:53.678
‫باید دست به کارهایی بزنه
‫که تا حالا انجام نداده

11:54.041 --> 11:56.791
‫- مثل چی؟
‫- نمی‌دونم. کارهایی که ازشون می‌ترسی

11:56.875 --> 11:59.291
‫مثل رفتن به سوپرمارکت و اینجورجاها

11:59.958 --> 12:01.125
‫- آره
‫- هرکاری

12:01.666 --> 12:07.125
‫خوب این‌جورچیزها رو بلدی‌ها
‫نکنه از کسی خوشت میاد رفیق؟

12:08.208 --> 12:09.625
‫خب یکی هست

12:10.708 --> 12:12.875
‫اما من لیاقت‌ش رو ندارم

12:12.958 --> 12:16.750
خب ببین منم اون اوایل که با مامانت
آشنا شده بودم همچین فکری می‌کردم

12:16.833 --> 12:19.333
‫ولی تا وقتی از خودشون نپرسی،
‫مشخص نمی‌شه

12:24.125 --> 12:27.041
‫نوبتی هم باشه نوبت داستانِ
‫قهرمان‌های شهرمونه!

12:27.541 --> 12:30.875
‫شماها حتماً نام «شلی هافمن»
‫رو به‌خاطر دارید،

12:30.958 --> 12:35.166
‫کسی که زندگی‌ش با کمک‌های 50 هزار دلاری
‫مردمی از این رو به اون رو شد

12:35.916 --> 12:37.958
‫اما ظاهراً هیچ‌چیز جلودار این
‫زن قوی نیست

12:38.041 --> 12:41.166
‫ایلای؟ رابرت؟
‫تو رادیو دارن درمورد شلی صحبت می‌کنن

12:41.250 --> 12:44.333
‫زنی که بالغ بر 200 هزار دلار پول

12:44.416 --> 12:47.083
‫برای دانش‌آموزان معلول سرتاسر
‫ایالت جمع کرده!

12:47.625 --> 12:49.208
‫این زوج با این کارشون، در لیست

12:49.291 --> 12:51.916
‫قهرمانان امسال «کویینزلند»
‫قرار گرفتن

12:52.000 --> 12:55.333
‫- تا کمک‌های استثنایی‌شون مورد تقدیر قرار بگیره
‫- خدای من!

12:55.416 --> 12:56.583
‫خیر معروف و صاحبِ

12:56.666 --> 12:59.791
‫- خدای من!
‫- شرکت اطلس، تایتس بروز گفته

12:59.875 --> 13:04.041
‫خدای من! گاس قراره
‫قهرمان ایالت بشه!

13:04.125 --> 13:06.142
‫- این جشنواره
‫- ساکت باشین! ساکت! ساکت

13:06.166 --> 13:09.083
‫در تالار همایش‌های «بریزبن»
‫برگزار خواهد شد

13:09.166 --> 13:11.166
‫چی؟ قراره جشنواره اهدای جوایز
‫برگزار کنن؟

13:14.291 --> 13:17.250
‫خیلی‌خب. کسی حق مخالفت نداره
‫همه‌مون قراره بریم!

13:17.333 --> 13:20.458
‫حالا اگه بلیط نیست و این‌ها
‫اشکالی نداره من نمیام

13:20.541 --> 13:22.750
‫- تو هم قراره بیای رابرت!
‫- باشه

13:22.833 --> 13:24.750
‫- به چی داری می‌خندی تو؟
‫- هیچی

13:24.833 --> 13:26.750
‫چرا من از این موضوع خبر نداشتم؟

13:26.833 --> 13:29.166
‫این از اون خبرهاست که
‫باید صفحه اول روزنامه باشه!

13:29.250 --> 13:31.791
‫تو مگه خبرنگار نیستی خیر سرت؟

13:39.708 --> 13:42.250
‫خیلی خب، دیو کالن، ازت می‌خوام درمورد

13:42.333 --> 13:44.833
‫جسد بدون پایی که توی «ایندورپلی»
‫پیدا شده، تحقیقاتت رو شروع کنی

13:44.916 --> 13:47.875
‫ببین کار قاچاقچی های
‫ مواد بوده یا چیز دیگه‌ای

13:47.958 --> 13:51.291
‫کیت‌لین تو هنوز داری روی اون تحقیقات
‫ویژه که درموردش حرف زدیم کار می‌کنی؟

13:51.375 --> 13:54.250
‫آره؟ خیلی‌خب پس. کارل،
‫تو و سم قراره روی مقاله

13:54.333 --> 13:55.958
‫وضعیت فعلی حزب ملی کار کنید

13:56.041 --> 13:58.458
‫چون این داستان به دو بخش تقسیم می شه

13:58.541 --> 14:00.791
‫یا کویینزلند به چوخ می‌ره،

14:00.875 --> 14:04.958
‫یا مایک آهرن با مقاله‌ای که می‌نویسه
‫کویینزلند رو از به چوخ رفتن نجات می‌ده،

14:05.041 --> 14:06.625
‫خب، دیگه چی مونده؟

14:07.333 --> 14:10.750
‫کسی دلش می‌خواد درمورد

14:10.833 --> 14:13.666
‫جشنواره سالانه قهرمانِ کویینزلند بنویسه؟

14:14.708 --> 14:17.416
‫- راستش من می‌...
‫- ایلای تو اصلاً نباید این‌جا باشی راستش

14:17.500 --> 14:19.559
‫نه، می‌دونم
‫فقط داداشم توی لیست قهرمانانِ ساله و

14:19.583 --> 14:22.375
‫چیکار کرده؟ با پوگو استیک رفته «کیپ یورک» ؟
‫[ پوگو استیک: وسیله نقلیه برای کودکان ]

14:24.833 --> 14:27.434
‫راستش اون و دوستش حدود 250 هزار دلار برای

14:27.458 --> 14:29.125
‫افراد معلول جمع کردن!

14:30.375 --> 14:31.375
‫که اینطور

14:32.666 --> 14:34.750
‫- پس تو می‌خوای بنویسی؟
‫- آره

14:34.833 --> 14:36.500
‫راستش بیا این
‫چندتا پرونده باقی مونده هم با تو

14:36.583 --> 14:40.208
‫می‌تونیم قبل و بعد از مراسم محضِ این‌که
‫مقاله کم نیاریم، منتشرشون کنیم

14:40.291 --> 14:42.416
‫بیا بگیرشون، حالش رو ببر

14:42.500 --> 14:46.083
‫داستانِ یک زن تنها که به‌تنهایی
‫دور تا دور دنیا رو سفر می‌کنه

14:46.166 --> 14:50.208
‫و جوانی که بدون یه چشم و بند انگشت
‫به اورست صعود می‌کنه

14:50.291 --> 14:52.791
‫پیروزی روح انسان بر جسم
‫خدایی استرالیایی‌ها آدم‌های خفنی نیستن؟

14:52.875 --> 14:53.750
‫و این حرف‌ها

14:53.833 --> 14:57.333
‫- با تایتس بروز مصاحبه نکنم؟
‫- چرا می‌خوای با آقای بروز مصاحبه کنی؟

14:57.916 --> 15:00.583
‫امسال اون جوایز رو به برنده‌ها تقدیم می‌کنه،
‫بهتر نیست

15:00.666 --> 15:02.375
‫اون هرسال این‌کار رو می‌کنه

15:02.458 --> 15:05.708
‫راستش اگه جوایز رو تقدیم نمی‌کرد،
‫خبر خیلی مهمی می‌شد، پس...

15:06.416 --> 15:08.000
‫داشتی می‌رفتی در هم
‫پشت سرت ببند

15:08.791 --> 15:09.791
‫چشم

15:15.041 --> 15:17.241
‫چرا می‌خوای با تایتس بروز مصاحبه کنی؟

15:18.291 --> 15:20.625
‫چون اون مجری جشنواره‌ست
‫و منم دارم درمورد جشنوراه می‌نویسم

15:25.166 --> 15:27.250
‫می‌خوای بریم بیرون
‫یکم استراحت کنیم؟

15:29.458 --> 15:32.000
‫تایتس بروز جدیداً درگیر
‫یه‌سری کارهای مشکوک شده

15:32.083 --> 15:33.750
تو این شک توی دل من انداختی؛ می‌دونی؟

15:33.833 --> 15:36.041
‫وقتی گفتی برم با «بیت دنگ» صحبت کنم

15:37.000 --> 15:39.541
‫گفت احساس می‌کنه جون‌ش در خطره،

15:39.625 --> 15:42.208
‫و نمی‌دونم، اون موقع فکر کردم
‫الکی نگرانه،

15:43.166 --> 15:44.958
‫ولی چند روز بعدش مُرد

15:46.166 --> 15:48.000
‫اون هم بر اثر سکته!

15:49.541 --> 15:52.250
‫بعدش هم یکی این رو فرستاد دفتر

15:54.250 --> 15:56.666
‫- این چیه؟
‫- وکیل بیت دانگ فرستادتش

15:58.500 --> 16:01.500
‫اسناد انتقال پول به خارج کشور
‫از یه بانک توی وانواتو

16:03.041 --> 16:05.833
‫بعداً فهمیدم این یکی از حساب‌های
‫مخفی تایتس بروزـه

16:05.916 --> 16:07.916
‫با امضا و اسم بیت دانگ!

16:08.000 --> 16:09.708
‫هنوز نمی‌دونم کی داره
‫پول رو انتقال می‌ده،

16:09.791 --> 16:11.666
‫سوال من، اینه که چرا تایتس بروز باید

16:11.750 --> 16:13.666
‫با یه رستوران ویتنامی به‌دردنخور
‫هم‌کاری داشته باشه؟

16:16.750 --> 16:22.916
‫تایتس بروز مجرم‌های آزاد شده و خلافکارها و
‫معتادها رو استخدام می‌کنه

16:23.000 --> 16:24.708
‫توی انبارش کار کنن

16:25.291 --> 16:27.000
‫واسه همین لایل اون‌جا کار می‌کرد

16:27.791 --> 16:30.875
‫اگه تایتس بروز، بیت دانگ رو استخدام کرده بوده
‫ تا براش هروئین بفروشه چی؟

16:30.958 --> 16:32.791
‫دقیقاً مثل کاری که با ناپدری‌ من کرد؟

16:34.375 --> 16:36.000
‫خب یعنی منظورت اینه که

16:36.083 --> 16:39.166
‫بزرگ‌ترین خیر بریزبن
‫تو کار قاچاق هروئین‌ـه؟

16:39.250 --> 16:40.833
‫اصلاً شاید همینطوری
‫اینقدر پول‌دار شده!

16:40.916 --> 16:44.291
‫یعنی مطمئنم از کسب و کار فروش اندام مصنوعی
‫بیشتر پول توشه!

16:47.041 --> 16:47.875
‫خیلی‌خب

16:49.000 --> 16:51.416
‫بقیه خلافکارهایی که
‫استخدام کرده رو می‌شناسی؟

16:51.500 --> 16:52.791
‫جز ناپدری‌ات

16:52.875 --> 16:54.958
‫تدی کلاس، کلاه‌بردار معروف

16:56.083 --> 16:58.333
‫خب. دیگه کی؟

17:02.541 --> 17:03.583
‫ایوان کرول

17:05.000 --> 17:07.041
‫ایوان کرول همونیه که انگشت من رو قطع کرده

17:09.000 --> 17:11.958
‫و احتمالاً همونی که ناپدری‌ام رو کشت
‫و تیکه تیکه کرد

17:13.333 --> 17:15.166
‫درمورد این موضوع به
‫کسی نگفتی؟

17:15.750 --> 17:16.750
‫نه

17:38.000 --> 17:41.120
«آلپاکا گلامر»

17:43.050 --> 17:45.730
مدیرعامل شرکت: ایوان کرول

17:50.166 --> 17:53.791
‫انتقال پول از یک حساب مخفی که
‫متعلق به تایتس‌ بروزـه، به استرالیا

17:53.875 --> 17:57.250
‫این یکی خیلی نظرم رو جلب کرد
‫و می‌خواستم درموردش ازت بپرسم

17:58.500 --> 18:00.833
‫«آلپاکا گلامر»
‫چی درست می‌کنن اون‌جا؟

18:00.916 --> 18:02.291
‫نمی‌خواد بگی
‫موی مصنوعی حیوانات

18:03.208 --> 18:05.125
‫شرکت برای ایوان کروله

18:05.625 --> 18:09.583
‫- یعنی تایتس داره موی آلپاکا می‌خره؟
‫- که ظاهراً 500 هزار دلار می‌ارزه!

18:11.916 --> 18:13.291
‫تو که می‌دونی طرف اندام های مصنوعی
‫درست می‌کنه

18:13.375 --> 18:16.333
‫آره اما اندام های مصنوعی مـودار که
‫درست نمی‌کنه!

18:16.416 --> 18:17.666
‫بهتره از خودش بپرسی

18:17.750 --> 18:20.708
‫راستش اگه با خودِ ایوان کرول
‫صحبت کنم خیلی بهتر می‌شه

18:22.416 --> 18:23.875
‫گمون کنم تو باهاش در ارتباطی!

18:25.583 --> 18:27.041
‫چرا باید با اون پلشت
‫در ارتباط باشم؟

18:27.125 --> 18:29.958
‫نمی‌دونم، همونطوری که
‫با بقیه پلشت‌ها در ارتباطی

18:31.250 --> 18:34.083
‫همکار من شما دوتا رو توی
‫ یه رویداد با هم دیده،

18:34.666 --> 18:37.791
‫مهمونی‌ای که بیت دانگ قبل از این‌که
‫سکته کنه ترتیب داده بود!

18:39.208 --> 18:42.875
‫شاید یه گپ کوتاهی با هم زده باشیم. اصلاً
‫می‌دونی جرم اون هیچوقت ثابت نشده؟

18:42.958 --> 18:44.333
‫خب درمورد چی حرف می‌زدین؟

18:44.416 --> 18:47.666
‫دست بردار کیت، آدم اینطوری مهمونی‌ها
‫رو می‌ره تا یکم ارتباطات اجتماعی داشته باشه،

18:47.750 --> 18:50.390
‫یکم مشروب می‌خوری، وقتی یه خیر بزرگ تو
‫مهمونیه این اتفاق‌ها می افته

18:50.416 --> 18:52.916
‫و یه‌یارویی که صورت‌ به‌گا رفته‌ش
‫تازه درست شده

18:54.041 --> 18:57.291
‫- درمورد پرورش آلپاکا حرف نزدین؟
‫- نه. یادم نمیاد

19:08.625 --> 19:09.750
‫سلام. منم تیم

19:10.291 --> 19:13.583
‫می‌شه لطفاً به اون یکی
‫تلفنم یه زنگ بزنی؟

19:13.666 --> 19:15.791
‫باید یه خبرایی به‌تون بدم

19:36.291 --> 19:39.500
‫- سلام، آقای لیری؟
‫- بله خودمم

19:40.083 --> 19:42.125
‫من «کیت‌لین اسپایز» هستم از روزنامه «کوریر»

19:42.708 --> 19:43.791
‫برو به درک

19:47.791 --> 19:48.791
‫بله، خیلی هم عالی

19:48.875 --> 19:50.750
‫خب می‌تونم بدونم چرا

19:50.833 --> 19:53.208
‫چشم شیشه‌ای رو توی برف قایم کرده بودین؟

19:53.708 --> 19:57.041
‫راستش وقتی داشتم
‫از قله می‌رفتم بالا از جیبم افتاده بود

19:57.125 --> 20:00.625
‫و نمی‌خواستم یه انگشت دیگه‌ام رو
‫در راه پیدا کردن اون چشم از دست بدم

20:00.708 --> 20:03.166
‫خیلی‌خب، درسته. ممنونم
‫کاملاً منطقی

20:03.250 --> 20:05.500
‫آره و راستش توی راه برگشت که بودم دیدمش

20:05.583 --> 20:07.458
‫اشکال نداره بعداً به‌تون زنگ بزنم؟

20:07.541 --> 20:09.750
‫- نه، نه، نه، اصلاً
‫- ممنون

20:14.333 --> 20:15.875
‫سلام، چه‌خبر؟

20:15.958 --> 20:18.000
‫خبر جدید، حق با تو بود

20:18.500 --> 20:21.041
‫تایتس به‌طور منظم به حساب
‫ایوان کرول پول واریز می‌کرده

20:21.541 --> 20:24.000
‫تازه، با رایموند لیری هم
‫همکاری کرده

20:24.625 --> 20:25.916
‫رایموند لیری دیگه کیه؟

20:26.000 --> 20:28.958
‫اون یارویی که اومده بود این‌جا
‫خودش رو می‌کوبید به در رو یادته؟

20:29.041 --> 20:31.666
‫- از شیشه فاصله بگیر. لطفاً
‫- بذارین بیام داخل

20:31.750 --> 20:32.583
‫آره

20:32.666 --> 20:34.666
‫یه‌بار برای تایتس کارِ بتن‌ریزی
‫انجام داده بوده

20:34.750 --> 20:39.208
‫با من صحبت نمی‌کنه، اما ممکنه
‫تو رو یادش بیاد

21:05.541 --> 21:07.625
‫آقای لیری، من ایلای بل هستم

21:08.125 --> 21:09.500
‫منم کیت‌لین اسپایز ‌ام

21:11.500 --> 21:13.208
‫گفتم که با شما حرفی ندارم

21:13.291 --> 21:15.851
‫آقای لیری، می‌دونم که دفتر
‫درست و حسابی به شکایت شما رسیدگی نکرد

21:15.875 --> 21:17.416
‫اصلاً رسیدگی نکردن!

21:18.833 --> 21:20.583
‫داریم دوباره پرونده
‫رو بررسی می‌کنیم

21:22.333 --> 21:24.625
‫تایتس بروز از یک حسابِ خارجی
‫به حساب شما پول واریز می‌کرده

21:24.708 --> 21:27.041
‫می‌خوایم بدونیم این پول در
‫قبال چه کاری بوده!

21:27.125 --> 21:29.875
‫ببینید، نیومدیم شما رو متهم کنیم
‫فقط می‌خوایم بدونیم...

21:29.958 --> 21:32.833
‫چرا تایتس بروز سعی داشته مورد شما رو
‫اینقدر آروم و بی‌سروصدا پیش ببره!

21:32.916 --> 21:34.416
‫من ورشکست شدم

21:35.125 --> 21:37.291
‫همسرم از غم و غصه این ماجرا
‫خودش رو کشت

21:38.041 --> 21:39.958
‫شماها یه چهارسالی دیر کردین!

21:41.666 --> 21:43.000
‫هیچوقت دیر نیست

21:45.083 --> 21:48.708
‫دوست من، «اسلیم هلیدی»  25 سال
‫به‌خاطر جرمی که

21:48.791 --> 21:50.666
‫مرتکب نشده بود، توی زندان بود

21:51.541 --> 21:54.666
‫اون گفت می‌تونستم تمام این سال‌ها
‫رو بشینم غصه بخورم،

21:54.750 --> 21:56.875
‫اما این‌کار رو نکرد و دوباره راه خودش
‫رو به سمت زندگی پیدا کرد

21:58.083 --> 22:01.541
‫آقای لیری ما فقط می‌خوایم بدونیم
‫شما چه کاری برای آقای تایتس انجام دادین

22:03.166 --> 22:04.166
‫لطفاً

22:11.041 --> 22:13.875
‫مشخصات اولیه کار اینجاست

22:15.208 --> 22:17.041
‫با یه معمار پزشکی قرارداد بسته بود

22:17.125 --> 22:20.416
‫طرف اون‌طوری که تایتس می‌خواست کار
‫نمی‌کرد و اون هم من رو مقصر می‌دونست

22:20.500 --> 22:22.458
‫معمار پزشکی دیگه چیه؟

22:22.541 --> 22:25.875
‫معمار بیمارستان‌ها و این چرت و پرت‌ها
‫طرف روانی بود

22:25.958 --> 22:29.166
‫هیچ‌کدوم از مصالح‌ش استاندارد نبودن
‫همه‌شون وارداتی بودن

22:29.750 --> 22:31.375
‫خدا می‌دونه چی بودن...

22:31.458 --> 22:33.818
‫به‌نظرتون تایتس چی داشته توی
‫حیاط خونه‌ش می‌ساخته؟

22:33.875 --> 22:34.875
‫نمی‌دونم

22:35.375 --> 22:38.833
‫محدوده‌ی استریل، انبار مواد شیمایی،
‫آزمایشگاه

22:39.708 --> 22:42.208
‫مشخصه یه‌چیزی پیچیده‌تر
‫از مواد و این حرف‌هاست

22:42.708 --> 22:44.666
‫لیری حتی موقع حرف زدن درموردش
‫هم استرس داشت!

22:45.166 --> 22:47.041
‫یعنی از ایوان کرول اینقدر می‌ترسه؟

22:47.625 --> 22:49.791
‫خبر داری اون آدم‌ها رو با اره‌برقی
‫تیکه تیکه می‌کنه دیگه؟

22:52.083 --> 22:55.291
‫من فکر می‌کنم همچین کاری نمی‌کنه،
‫می‌خواد مردم این‌طوری فکر بکنن

22:56.166 --> 22:59.625
‫اما می‌دونی، این آدم‌های خوفناک
‫و عجیب غریب

23:00.541 --> 23:03.625
‫تا وقتی در امانن که هیچکس
‫چیز زیادی ازشون نمی‌دونه!

23:03.708 --> 23:05.958
‫به محض این‌که جنایت‌هاشون
‫میفته سر زبون مردم،

23:06.041 --> 23:07.708
‫قدرت‌شون فروکش می‌کنه

23:07.791 --> 23:10.708
‫توجه پلیس جلب می‌شه،
‫شاهدها دهن وا می‌کنن

23:11.291 --> 23:14.583
‫کم کم سایه‌ای که درش پنهان شده بودن
‫از بین می‌ره و شکست می‌خورن

23:16.291 --> 23:19.166
‫من و تو، قراره اون سایه
‫رو از بین ببریم

23:37.791 --> 23:41.541
‫عجب جای خفنی

23:52.208 --> 23:58.083
‫اومدم بگم باید واسه یه مدت
‫ارتباط‌مون رو قطع کنیم

23:58.750 --> 24:01.666
‫همون بچه‌ای که براش انگشت
‫مصنوعی درست کردیم، ایلای بل

24:02.333 --> 24:05.125
‫الان تو یه روزنامه مشغول به‌کار شده

24:05.208 --> 24:08.458
‫می‌خوان ته‌ و تو پول‌هایی که بین تو

24:08.541 --> 24:10.166
‫و تایتس بروز رد و بدل می‌شده رو در بیارن

24:10.250 --> 24:13.291
‫ممکنه دست‌مون رو، رو کنن

24:13.375 --> 24:15.208
‫رئیس اصلاً از شنیدن
‫این خبر خوشحال نمی‌شه

24:16.083 --> 24:17.083
‫پس...

24:18.083 --> 24:19.000
‫درکل،

24:19.083 --> 24:22.166
‫به نفع همه‌مونه که برای یه مدت

24:22.250 --> 24:24.500
‫جمع کنیم از کشور خارج بشیم

24:24.583 --> 24:27.750
‫سال‌ها پیش بهت گفتم
‫باید از شر اون حروم‌زاده‌ها خلاص بشیم

24:27.833 --> 24:29.166
‫الان دیگه گذشته

24:29.250 --> 24:33.375
‫ایوان، اگه کار احمقانه‌ای انجام بدی فقط
‫توجه بیشتری رو به سمت‌مون جلب می‌کنی

24:33.875 --> 24:37.375
‫ساقی مواد و ارازل‌اوباش‌ها اوکی‌ان،
‫ولی روزنامه‌نگارها...

24:38.916 --> 24:45.000
‫مطمئنم رئیس دستور می‌ده هرچه‌ سریع‌تر
‫از شرشون خلاص بشیم

24:46.708 --> 24:49.333
‫تور اروپا این وقت سال خیلی ارزونه...

24:49.833 --> 24:51.375
‫شاید زمان خوبی باشه که...

24:51.458 --> 24:55.958
‫نمی‌دونم، بگردی ببین ننه بابات کی بودن

24:57.500 --> 24:59.583
‫تو برو بگرد ببین ننه بابای
‫حروم‌زاده‌ت کی بودن

25:00.833 --> 25:05.000
‫فقط این رو بدون، اگه غلط اضافه کنی
‫برام خیلی سخت می‌شه که نجاتت بدم

25:06.750 --> 25:08.375
‫فقط گفتم که بدونی

25:12.083 --> 25:13.083
‫حله

25:15.333 --> 25:16.333
‫خوبه

25:21.750 --> 25:24.416
‫- مرسی که رک و راست باهام حرف زدی تیم
‫- خواهش می‌کنم

25:24.500 --> 25:27.375
‫ممنون واقعاً. فقط خودت رو بگیر!

26:09.583 --> 26:11.083
‫سلام عزیزم!

26:14.833 --> 26:17.000
‫سلام!

26:22.208 --> 26:23.583
‫چه دختر خوبی

27:32.166 --> 27:34.125
‫- ایلای!
‫- پشمام! گـاس!

27:34.208 --> 27:35.500
‫ببخشید، نگرانت شدم

27:37.000 --> 27:39.541
‫حس کردم دیدم آیوان این دور و بر می‌پلکه

27:39.625 --> 27:42.041
‫بخاطر همین... اومدم دنبالت. حالت خوبه؟

27:42.125 --> 27:44.375
‫خوب بودم که از راه رسیدی
‫و زهره‌ترکم کردی

27:45.041 --> 27:47.250
‫بیا بریم دیگه، خب؟

27:48.291 --> 27:52.333
‫داستان چیه؟ قبلاً که خدای خونسردی و آرامش بودی

27:54.750 --> 27:56.916
‫- گاس؟
‫- نمی‌دونم

27:58.333 --> 28:00.458
‫همش فکرم هزار راه می‌ره

28:01.041 --> 28:03.208
‫مثل همون دفعه
‫که تدی به مامان حمله کرده بود

28:03.291 --> 28:05.500
‫خب مرسی که بهم گفتی قراره اتفاق بیفته

28:05.583 --> 28:07.875
‫من نمی‌دونستم که الی

28:08.458 --> 28:10.541
‫راستش نمی‌دونم
‫چه فکری درموردم می‌کنی

28:10.625 --> 28:12.541
‫ولی من رمال نیستم

28:13.291 --> 28:16.916
‫صرفاً... یه سری الهاماتِ پراکنده دارم

28:17.708 --> 28:20.958
‫نباید انتظار داشته باشی
‫هرچیزی تو فکرم می‌گذره رو واست بریزم رو دایره

28:21.041 --> 28:23.750
‫خب اگه بتونیم از کتک خوردنمون جلوگیری کنیم،
‫چرا که نه؟

28:23.833 --> 28:27.000
‫ببین می‌خوام اینو بگم
‫که الهاماتم... کاملاً واضح نیستن

28:29.500 --> 28:31.140
‫می‌دونی انگار دیوونه شدی دیگه؟

28:31.166 --> 28:32.750
‫آره ولی بامزه‌ست، نیست؟

28:32.833 --> 28:35.625
‫همۀ چیزهایی که دیوونگی به نظر می‌رسن،
‫همیشه به حقیقت بدل می‌شن

29:02.375 --> 29:03.208
‫عه؟

29:04.458 --> 29:06.166
‫سلام، ببخشید. آم...

29:07.375 --> 29:11.083
‫نمی‌تونم بخوام
‫تازه چراغ اتاقمم هم خراب شده

29:12.166 --> 29:13.458
‫یه کتاب آوردم

29:15.541 --> 29:16.541
‫آره، آم...

29:17.666 --> 29:19.541
‫آم آره. آره، بپر بالا

29:21.625 --> 29:22.625
‫ممنون

29:45.416 --> 29:48.333
‫اگه... بخوای می‌تونم برم روی مبل بخوابم

29:48.416 --> 29:49.416
‫نه راحتـم

29:50.708 --> 29:52.250
‫همم، باشه

29:59.291 --> 30:02.333
‫باید درمورد تصادفه صحبت کنیم؟

30:03.666 --> 30:04.666
‫نمی‌شه نکنیم؟

30:06.833 --> 30:07.833
‫چرا

30:21.625 --> 30:22.833
‫می‌دونی، من عاشق این پسرهام

30:22.916 --> 30:25.375
‫اگه مجبور باشم،
‫حاضرم بخاطرشون...

30:25.458 --> 30:27.083
‫جونمم بدم

30:34.583 --> 30:37.000
‫خب امیدوارم مجبور نشی

31:31.875 --> 31:33.041
باز ‫نکن مامان!

31:34.375 --> 31:35.434
‫- سلام
‫- ببخشید بیدارتون کردم

31:35.458 --> 31:36.666
‫اینو یه امضا بزنید

31:36.750 --> 31:38.750
‫می‌دونید که خونه‌مون زنگ داره، نه؟

31:38.833 --> 31:41.750
‫خب قبلاً که داشت

31:43.166 --> 31:44.166
‫خیلی‌خب

31:45.333 --> 31:47.375
‫- روزتون بخیر
‫- ممنون، همچنین

31:47.916 --> 31:49.083
‫هورا

31:50.541 --> 31:56.000
‫«جشنوارۀ اهدای جوایز قهرمانانِ کویینزلند»

31:56.500 --> 31:58.875
‫- جیجیجینگ!
‫- با بابا، آم...

31:58.958 --> 32:01.958
‫- نه
‫- بذار حرفم تموم بشه

32:02.041 --> 32:04.875
‫نیازی نیست، چون نکردیم

32:05.500 --> 32:08.083
‫حتی اگرم کرده باشیم،
‫به تو ربطی نداره

32:08.166 --> 32:10.250
‫باشه، می‌شه لطفاً
‫با احتیاط در رو وا کنی؟

32:10.333 --> 32:13.916
‫گمونم به اندازۀ کافی بزرگ هستم
‫که بتونم در رو وا کنم الی

32:16.750 --> 32:20.291
‫- تو که مبتلا نشدی؟
‫- صبر کن ببینم، مبتلا چیه؟

32:20.791 --> 32:24.000
‫منظورم... آگورافوبیاست

32:24.750 --> 32:28.000
‫- نه، نه، فقط نگرانتم همین
‫- باشه

32:28.083 --> 32:33.333
‫وای ایلای جون، تو خیلی مهربونی
‫ولی خودم از پس خودم برمیام

32:46.416 --> 32:48.458
‫برای شنیدن خبر جدید،
‫شمارۀ یک رو فشار بدید

32:48.541 --> 32:50.333
‫مرسی سوفی

32:53.125 --> 32:55.500
‫خواستم در جریان بذارمت،
‫مسئله‌ای که راجع‌بهش حرف زده بودیم

32:55.583 --> 32:57.291
‫مُرده و زیر خاکه

32:58.375 --> 33:00.541
‫می‌تونیم درمورد روزنامه‌نگاره هم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم اگه...

33:00.625 --> 33:02.666
‫نه، همه‌چی زیر سر اون بچه‌ست

33:02.750 --> 33:05.458
‫می‌کشونمشون اینجا
‫تا ببینم چی تو چنته دارن

33:29.125 --> 33:30.208
‫چه خبر شده؟

33:31.375 --> 33:32.875
‫تیم کاتن غیبش زده

33:33.375 --> 33:36.333
‫ای بابا، درمورد طرف
‫رفتی باهاش صحبت کردی؟

33:36.416 --> 33:38.875
‫آره بابا، خودش رو زد به اون راه

33:38.958 --> 33:41.583
‫- تقریباً...
‫- بیا دفترم ایلای

33:42.666 --> 33:43.791
میام پیشت

33:48.916 --> 33:54.333
‫ترکوندی، همین روال پیش برو
‫«گذشتۀ من» فوق‌العاده بود

33:54.416 --> 33:57.250
‫یادمه گفته بودی می‌خوای
‫با تایتس بروز مصاحبه کنی

33:57.333 --> 33:58.166
‫جدی؟

33:58.250 --> 34:00.333
‫یهویی خودش زنگ زده،

34:00.416 --> 34:03.458
‫و خواسته واسه شرکتش تبلیغات کنیم

34:03.541 --> 34:07.041
‫حالا وقتش رسیده که
ماتحت مبارک رو تکون بدی، ‫بری بروکفیلد

34:07.125 --> 34:10.958
‫اون عکاسه جف یه ماشین کرایه کرده،
‫ساعت 2 و نیم میاد دنبالت

34:11.041 --> 34:14.208
‫- باید برم جشنوارۀ قهرمانان کویینزلند واسه...
‫- برنامه‌ش شبه‌ها

34:14.291 --> 34:16.708
‫- کُلی وقت داری
‫- دیگه کسی نبود؟

34:16.791 --> 34:20.500
‫ایلای جان یارو شخصاً تو رو خواسته،
‫یکی از طرفدارهای پروپاقرصِ آثارته

34:21.541 --> 34:25.041
‫مصاحبه از آدمی مثل تایتس بروز
‫جهش بزرگیه

34:25.125 --> 34:27.125
‫می‌خوای روزنامه‌نگار بشی یا نه؟

34:27.208 --> 34:28.208
‫- آره خب
‫- خوبه پس!

34:28.291 --> 34:31.083
‫برو دفترت رو بردار و برو پی کارت
‫پنج دقیقه بیشتر فرصت نداری

34:37.125 --> 34:40.291
‫گمونم تایتس دنبالمونه
‫خواسته من برم بروکفیلد به دیدنش

34:40.875 --> 34:42.916
‫منم باهات میام، خب؟
‫بدون من نری‌ها

35:07.958 --> 35:09.500
‫- سلام
‫- بپر بالا

35:09.583 --> 35:10.583
‫خیله‌خب، باشه

35:14.000 --> 35:16.083
‫ببخشید، منتظر اون عکاسه جف بودم

35:18.625 --> 35:20.425
‫- باهاش کنار میاد
‫- خب برایان چی؟

35:20.500 --> 35:21.666
‫ریدم تو برایان

35:21.750 --> 35:23.666
‫ببین مهم‌ترین چیزی که
‫باید درمورد برایان بدونیم

35:23.750 --> 35:26.208
‫اینه که عملاً
‫فقط با یه چیز حال می‌کنه

35:27.208 --> 35:28.625
‫خبر داغ، واسه‌ش خبر داغ ببر

35:28.708 --> 35:30.791
‫هرکاری هم که کرده باشی،
‫به یه ورش نیست

35:30.875 --> 35:32.934
‫تنها نگرانیم زنده موندنمه

35:32.958 --> 35:36.083
‫آره خب منم واسم مهمه ایلای
‫چی فکر کردی؟

35:37.375 --> 35:40.125
‫ما دشمنِ سایه‌هاییم
برید کنار که خورشید خانم داره میاد

36:02.250 --> 36:04.291
‫چطورم؟

36:05.333 --> 36:07.416
همون کیتلین اسپایزی که کلاه گذاشته

36:14.875 --> 36:16.555
‫اگه همونقدری که فکر می‌کنیم
‫آدم خطرناکی باشه،

36:16.583 --> 36:19.583
‫سر هردوی ما و عزیزانمون خراب می‌شه

36:20.083 --> 36:21.875
‫پس زیادی تحریکش نکن

36:46.208 --> 36:49.916
‫آقای بروز توی اتاق مطالعه میان به دیدنتون
‫بفرمایید از این طرف

36:59.208 --> 37:01.208
‫آقای بروز به زودی میان خدمتتون

38:37.875 --> 38:39.708
‫کی اونجاست؟ گاس؟

38:40.208 --> 38:41.708
‫آم، یه سوال دارم
‫آم...

38:41.791 --> 38:43.125
‫تو... تو خودِ منی؟

38:43.208 --> 38:45.666
‫خب خودت چی فکر می‌کنی؟

38:45.750 --> 38:48.833
‫سوال و که با سوال جواب نمی‌دن
‫یه جواب... درست و حسابی بده

38:49.708 --> 38:53.125
‫جواب درست و حسابی‌ای در کار نیست گاس
‫خودت... دیگه باید فهمیده باشی

38:53.625 --> 38:56.458
‫همه‌چیز بسته به یه چیز دیگه‌ست
‫یه سوال دیگه بپرس

38:57.750 --> 38:59.000
‫ای...

38:59.083 --> 39:00.666
‫ایلای قراره بمیره؟

39:01.291 --> 39:04.791
‫شتریه که در خونۀ همه می‌خوابه گاس
‫فقط مسئله زمانشه

39:05.666 --> 39:06.583
‫چ...

39:11.541 --> 39:13.416
‫گاس! حالت خوبه؟

39:15.208 --> 39:16.916
‫- آره
‫- چی شد؟

39:17.000 --> 39:18.625
‫یکمی ترس برم داشت

39:20.458 --> 39:23.083
‫بیخیال بابا،
‫یه مراسم اهدای جوایزه دیگه

39:23.166 --> 39:24.458
‫نه موضوع یه چیز دیگه‌ست

39:25.250 --> 39:27.541
‫فقط... خیلی نگرانِ ایلایـم

39:28.916 --> 39:29.916
‫چرا؟

39:31.000 --> 39:33.916
‫یه حسی بهم می‌گه که توی دردسر افتاده...

39:34.000 --> 39:36.166
‫   و منم باید یه حرکتی بزنم

39:37.125 --> 39:38.125
‫باشه

39:39.125 --> 39:40.875
‫می‌خوای نظرم رو بگم؟

39:40.958 --> 39:42.208
‫آره حتماً

39:43.666 --> 39:47.208
‫به نظرم همیشه براش حکم فرشتۀ نگهبان رو داشتی،

39:48.041 --> 39:49.958
‫درست مثل نقش مامانم توی زندگی من

39:50.041 --> 39:54.041
‫ولی اشکالی نداره که بخوای
‫فقط یک شب رو به خودت اختصاص بدی

39:55.958 --> 39:57.708
‫آره، آره

40:01.750 --> 40:02.750
‫ایلای بل؟

40:04.291 --> 40:06.125
‫من... عکاسم

40:08.041 --> 40:09.041
‫بشین

40:20.666 --> 40:22.791
‫پسرخوندۀ لایل اورلیکی

40:23.416 --> 40:24.583
‫تسلیت می‌گم

40:25.875 --> 40:26.875
‫غم بزرگیه

40:28.291 --> 40:29.458
‫خوشت اومده؟

40:29.541 --> 40:32.208
‫واقعاً... خیلی جزئی طراحی شده

40:32.708 --> 40:35.208
‫بخاطر اینکه یه دستِ واقعیه

40:36.375 --> 40:37.375
‫کسی اهداش کرده؟

40:38.625 --> 40:40.291
‫منظورم شخصیه که مُرده

40:40.375 --> 40:42.625
‫خب بهش می‌گن پلاستینه‌سازی

40:43.125 --> 40:46.916
‫تموم اجزای ماهیچه‌ها و استخون‌ها
‫تبدیل به پلاستیک می‌شه

40:47.000 --> 40:48.958
‫یعنی هیچوقت ازش استفاده نکردید؟

40:49.041 --> 40:51.375
‫نه، نه بابا، خیلی سنگینه

40:52.166 --> 40:54.833
‫بازوهای الکترومکانیکی
نقص‌های زیادی دارن

40:55.458 --> 40:57.833
‫متاسفانه نمی‌شه جایگزین اندام بدن بشن

40:57.916 --> 40:59.916
‫- مشکلی دارید اگه مکالمه‌مون رو ضبط کنه؟
‫- بله، مشکل دارم

41:03.666 --> 41:07.250
‫یادمه توی یکی از سخنرانی‌هاتون
‫گفته بودید که دخترتون بدون دست به دنیا اومد،

41:07.333 --> 41:10.083
‫و همین باعث شد
‫که زندگیتون رو وقفِ...

41:10.166 --> 41:11.916
‫اندام‌های مصنوعی یا پروتز بکنید

41:12.000 --> 41:14.160
‫سختی‌های زیادی رو پشت‌سر گذاشت

41:16.000 --> 41:18.541
‫ظاهراً شما هم
‫یکی از انگشت‌هاتون رو از دست دادید

41:20.250 --> 41:21.500
‫تصادفی قطع شد

41:23.041 --> 41:25.291
‫ولی خب هیچ چیزی
‫به طور کامل تصادفی رخ نمی‌ده...

41:26.416 --> 41:27.416
‫مگه نه؟

41:27.500 --> 41:28.708
‫می‌تونم ببینمش؟

41:36.333 --> 41:37.333
‫اوه...

41:38.708 --> 41:39.875
‫چه تمیز

41:39.958 --> 41:42.416
‫ازشون خواستی که
‫جراحی کنن و وصلش کنن؟

41:42.500 --> 41:44.875
‫گفتن بی‌فایده‌ست
‫مثل یه گوشت لخم آویزون می‌شه

41:44.958 --> 41:47.541
‫درمورد دست و پا و اندام‌های صورت هم همینطوره

41:47.625 --> 41:51.041
‫چطوری می‌شه که متحرک و انعطاف‌پذیر باشه
‫تا دوباره رشد بکنه؟

41:51.625 --> 41:54.166
‫شما دارید در این زمینه تحقیق می‌کنید؟

41:58.375 --> 41:59.875
‫می‌رم ببینم چی شد

42:00.625 --> 42:03.458
‫پرنده‌های لعنتی، خیلی بی‌عقل‌ان

42:04.458 --> 42:07.083
‫آدم فکر می‌کنه
‫از اشتباهاتشون درس می‌گیرن

42:08.583 --> 42:09.583
‫ایلای؟

42:11.208 --> 42:12.208
‫ببخشید

42:27.250 --> 42:28.500
‫نمُرده

42:30.791 --> 42:32.625
‫ «پایانت مثل یه پرندۀ الیکاییِ آبی مُرده‌ست»

42:33.625 --> 42:34.708
‫نقل قول بود؟

42:35.375 --> 42:37.083
داداشم بهم گفته

42:47.291 --> 42:49.166
نمُرده بود

42:49.250 --> 42:51.125
‫گمونم فقط مسئله زمانه

42:51.791 --> 42:54.666
‫می‌شه توی باغچه‌تون قدم بزنیم؟

42:54.750 --> 42:57.041
‫نه، گمونم هرچیزی که لازم بوده
‫رو شنیدید،

42:57.125 --> 43:00.125
‫و من هم باید برای جشنوارۀ اهدای جوایز آماده بشم

43:01.166 --> 43:03.750
‫- پس می‌رم وسایلم رو بردارم
‫- باشه

43:09.166 --> 43:11.166
‫حالا خوب گوش‌هات رو وا کن ایلای بل

43:11.708 --> 43:13.416
‫کاملاً این دختره رو می‌شناسم،

43:14.500 --> 43:15.875
‫و خودتم خوب می‌شناسم

43:16.750 --> 43:19.333
‫تو هم خیلی خوب بنده رو می‌شناسی

43:27.916 --> 43:30.666
‫سوفی! تا بیرون همراهیشون کن

43:48.000 --> 43:50.559
‫دیدی چطوری دستم رو گرفت و
‫گفت «چه تمیز»؟

43:50.583 --> 43:54.000
‫انگار که هنر دستِ ایوان کرول رو شناخت
‫و بهش دست‌مریزاد گفت

43:54.500 --> 43:57.250
‫پس لقب «بزرگترین خیّرِ بریزبین» تو کَتت نمی‌ره؟

43:58.000 --> 44:00.000
‫همینه ایلای، اولین خبر داغی که دستت رو گرفته

44:03.791 --> 44:05.000
‫برایان کله‌م رو می‌کَنه

44:05.083 --> 44:09.666
‫نه بابا، تهش می‌خواد داد و قال راه بندازه و روی میز بکوبه دیگه
‫من بهش می‌گم چرا دیر کردیم، خوبه؟

44:10.166 --> 44:12.041
‫امشب باید برم مراسم اهدای جوایز

44:12.125 --> 44:15.833
‫- به داداشم گفتم که می‌رم
‫- ایلای، لطفاً... تمرکز کن، خب؟

44:16.375 --> 44:19.583
‫رایموند لیری یه جور تشکیلات پزشکی خصوصی
‫در اختیار تایتس گذاشته،

44:19.666 --> 44:21.625
‫که احتمالاً هم از طرف تجارت غیرقانونیِ
‫هروئین تامین مالی شده،

44:21.708 --> 44:24.416
‫و الانم تایتس خوشش نمیاد
‫که دور و بر ملکش بپلکیم

44:25.083 --> 44:27.041
‫یه ذره هم واست جذابیت نداره؟

44:27.791 --> 44:29.208
‫ارزش اخراج شدنم رو داره؟

44:29.291 --> 44:32.250
‫صبر می‌کنیم هوا تاریک بشه
‫و مطمئن می‌شیم که تایتس رفته باشه،

44:32.333 --> 44:34.000
‫از بالای دیوار می‌ریم
‫و یه نگاهی به زیرزمینش می‌اندازیم

44:34.083 --> 44:36.000
‫و اگه جواب نداد،
‫به بریزبین برمی‌گردیم

44:36.083 --> 44:40.416
‫و اگه برایان تهدید به اخراجت کرد،
‫منم پشتت درمیام می‌گم دیگه نمیام

44:42.250 --> 44:43.250
‫نظرت چیه؟

44:47.625 --> 44:50.125
‫نیم ساعت دیگه مهلت‌تون تمومه رفقا

44:50.208 --> 44:56.083
‫حالا بگید ببینم کیتلین اسپایز
‫و ایلای بل کثافت کدوم گوری‌ان؟

44:56.958 --> 44:58.333
‫گندش بزنن

44:58.958 --> 45:00.583
‫- هی
‫- دارم چه غلطی می‌کنم؟

45:00.666 --> 45:02.666
‫بده ببینم، بذار من واست ببندمش

45:02.750 --> 45:03.750
‫اوه...

45:04.833 --> 45:07.416
‫هی آروم باش، عالی پیش رفتی

45:07.916 --> 45:09.166
‫باشه

45:09.250 --> 45:11.083
‫ازت ممنونم که بخاطر ما
‫حاضر شدی این کار رو بکنی

45:11.166 --> 45:14.625
‫می‌دونم اصلاً از این دسته آدم‌ها...

45:14.708 --> 45:17.166
‫   خوشت هم نمیاد

45:17.666 --> 45:21.125
‫ولی برای گاسی و یه جورایی هم ایلای،
‫روز بزرگی به حساب میاد

45:22.958 --> 45:25.666
‫همچنین برای خودم و خودت

45:26.833 --> 45:28.750
‫پسرهامون رو راهیِ مسیر زندگی جدیدشون می‌کنیم

45:28.833 --> 45:31.083
‫یکیـشون که شده روزنامه‌نگارِ حسابی

45:31.166 --> 45:33.583
‫و اون یکی هم قهرمان کویینزلنده

45:33.666 --> 45:34.666
‫وای!

45:34.708 --> 45:37.166
‫باید بهشون افتخار کنیم، نه؟

45:39.458 --> 45:41.538
‫آره، خوب بزرگشون کردیم فرانکی

45:53.666 --> 45:54.666
‫وای

45:55.791 --> 45:56.791
‫آره

45:58.875 --> 45:59.875
‫چیزی نبود

46:34.458 --> 46:35.291
‫گندش بزنن

46:40.125 --> 46:41.208
‫حالت خوبه تو؟

46:50.375 --> 46:53.125
‫- می‌شه یه سوال ازت بپرسم؟
‫- درمورد کاره؟

46:57.041 --> 46:58.375
‫یکمی شخصیه

47:00.875 --> 47:01.875
‫بپرس

47:03.125 --> 47:06.083
‫می‌خواستم بدونم نظرت راجع‌به همکارهایی که
‫با همدیگه تو رابطه‌ان، چیه

47:06.166 --> 47:07.625
‫خیلی‌خب

47:15.000 --> 47:18.583
‫منظورم اینه که اگه با همدیگه همکار نبودیم،
‫چی می‌شد به نظرت؟

47:18.666 --> 47:20.958
‫وای خدا، نمی‌خوای دست برداری ایلای؟

47:22.000 --> 47:25.916
‫یه روزنامه‌نگار خوب همینجوریه دیگه
‫البته به گفتۀ برایان رابرتسون

47:28.583 --> 47:30.583
‫وای لعنتی

47:39.750 --> 47:41.041
‫به نظرت ما رو دید؟

47:43.833 --> 47:46.208
‫خیلی‌خب، بیا بریم

47:50.833 --> 47:52.375
‫- ایوان
‫- بله رئیس؟

47:53.166 --> 47:55.041
‫باید یه کاری واسم بکنی

47:55.125 --> 47:58.500
‫دوست جوونمون و اون روزنامه‌نگاره به مرکز تحقیقاتیمون

47:58.583 --> 48:00.208
‫علاقۀ ناخوشایندی نشون دادن

48:00.291 --> 48:02.500
‫- از شرشون خلاص شو
‫- تو راهم

49:12.291 --> 49:13.291
‫بجنب

49:53.000 --> 49:54.458
‫واقعاً دیوونگیه

51:36.125 --> 51:38.583
‫هی بدتر و بدتر می‌شه

51:55.333 --> 51:56.958
‫داره اندام پرورش می‌ده

51:57.750 --> 52:00.208
‫یه مرکز... مرکز اندام‌های مصنوعیه

52:38.708 --> 52:39.708
‫می‌شناسیش؟

52:41.083 --> 52:42.333
‫ناپدریمه

52:47.458 --> 52:48.458
‫ایلای

52:56.083 --> 52:57.833
‫لایل کوفتیه

52:58.541 --> 52:59.625
‫متاسفم

53:11.125 --> 53:13.000
‫هی صبر کن ببینم
‫داری چیکار می‌کنی؟

53:15.958 --> 53:18.875
‫- می‌خوای چیکارش بکنی ایلای؟
‫- مدرکه

53:20.541 --> 53:21.541
‫باشه

53:23.791 --> 53:24.791
‫بیا بریم

53:27.291 --> 53:28.333
‫هی صبر کن، یه...

53:41.625 --> 53:43.791
‫خدمات اورژانسی
در خدمتم

53:43.875 --> 53:45.375
‫کیتلین اسپایزم، الان...

53:45.458 --> 53:49.041
‫   توی یه زیرزمینی توی ملک تایتس بروز توی بروکفیلدم

53:49.125 --> 53:51.083
‫می‌خوام گزارش یه قتل بدم

53:51.166 --> 53:53.309
‫جون خودتون در خطره؟

53:53.333 --> 53:54.875
‫لعنتی

54:56.166 --> 54:57.541
‫وای!

54:59.625 --> 55:01.041
‫برو! برو! برو!

55:35.583 --> 55:36.416
‫ایلای!

55:45.083 --> 55:46.125
‫ای داد!

55:53.958 --> 55:54.958
‫وای لعنتی!

56:00.875 --> 56:04.625
‫عجله کن ایلای! بجنب
‫حالت خوبه؟

56:19.500 --> 56:20.666
‫وای گندش بزنن!

56:24.083 --> 56:25.291
‫وای لعنتی، کشتیمش؟

56:25.375 --> 56:27.416
‫روحمم خبر نداره
‫به تخمم هم نیست، فقط برو!

56:43.583 --> 56:45.000
‫داره تعقیبمون می‌کنه؟

56:47.666 --> 56:48.500
‫نمی‌دونم

56:48.583 --> 56:51.458
‫وای لعنتی، بدبخت شدیم

57:17.458 --> 57:18.458
‫وای!

57:19.833 --> 57:20.833
‫خیله‌خب

57:21.833 --> 57:22.833
‫خوبه

57:24.458 --> 57:26.750
‫- گاسی، شلی، حالتون خوبه؟
‫- سلام

57:26.833 --> 57:27.666
‫- سلام مامان
‫- آره

57:27.750 --> 57:28.916
‫ایلای کو؟

57:29.666 --> 57:33.333
‫آم... درگیر یه داستانی
‫توی بروکفیلد شده

57:33.416 --> 57:34.666
‫بروکفیلد؟

57:34.750 --> 57:36.541
‫چیزی نیست مامان
‫سروکله‌ش پیدا می‌شه

57:38.666 --> 57:41.041
‫می‌رم یه زنگی بهش بزنم، خب؟

57:43.041 --> 57:44.166
‫گاسی حالش خوبه؟

57:44.250 --> 57:48.250
‫آم، چیز خاصی نیست
‫احتمالاً استرس قبل مسابقه‌ست

57:48.333 --> 57:49.416
‫آره، آره، آره

57:49.500 --> 57:53.500
‫- بیاید بریم میزمون رو نشونتون بدم
‫- باشه بریم، شما مسیر رو نشونم بده مک‌داف

57:54.416 --> 57:56.458
‫درب کابین رو بررسی بکنید
‫وارد می‌شیم!

57:56.541 --> 57:58.958
‫- شرمنده
‫- قهرمان وارد می‌شود

59:04.666 --> 59:05.666
‫خبری نشد؟

59:06.166 --> 59:08.166
‫چیزی نمونده، خب؟
‫تو راهه

59:18.250 --> 59:22.500
‫خانم‌ها و آقایون،
‫میهمانان عزیز،

59:22.583 --> 59:25.416
‫گردهم اومدیم تا دستاوردهای

59:25.500 --> 59:28.833
‫شش ساکن ویژۀ کویینز رو جشن بگیریم

59:29.625 --> 59:33.500
‫با دست‌های گرمتون ورود مردی که معرفِ

59:33.583 --> 59:37.166
‫حضور همگی شما هست رو خوشامد بگید،

59:37.250 --> 59:39.416
‫تایتس بروز

59:52.875 --> 59:54.708
‫ممنونم خانم شهردار

59:54.791 --> 59:58.500
‫مایلم که همراه با هم
‫به مسیری از اکتشافات قدم برداریم

01:00:05.541 --> 01:00:08.208
‫هی می‌رسیم خب؟ قول می‌دم

01:00:23.583 --> 01:00:26.916
‫کاشت‌های بیومکانیکی
‫شنواییِ هزاران بیمار

01:00:27.000 --> 01:00:28.958
‫رو بهشون برگردونده،

01:00:29.583 --> 01:00:34.041
‫امید است که چنین روزی
‫رو برای نابینایان عزیز رقم بزنیم

01:00:42.750 --> 01:00:47.125
‫اما مانع اصلی تکنولوژی نیست،

01:00:47.208 --> 01:00:50.000
‫بلکه نازک‌طبعی انسان‌هاست

01:00:59.791 --> 01:01:02.333
‫اگه بتونیم به این مانع غلبه کنیم،

01:01:02.416 --> 01:01:04.458
‫به زودی خواهیم توانست

01:01:04.541 --> 01:01:09.625
‫تک‌تکِ اعضای بدن انسان رو
‫با عناصر کاربردی جایگزین کنیم،

01:01:09.708 --> 01:01:13.291
‫تولید کنیم و یا که پرورش بدیم

01:01:16.291 --> 01:01:20.125
‫آینده نزدیک‌تر از رگ گردن به ماست

01:01:23.125 --> 01:01:24.750
‫به پیش برید،

01:01:24.833 --> 01:01:27.875
‫جرئت شکستن تابوهای جامعه رو داشته باشید،

01:01:28.500 --> 01:01:35.416
‫و هرگز اجازه ندید احد و ناسی
‫سدّ راه رویاهاتون بشه

01:01:40.625 --> 01:01:42.500
‫این مرد یک اهریمنه!

01:01:42.583 --> 01:01:44.500
‫به حرف‌های این حرومزاده گوش ندید!

01:01:45.416 --> 01:01:48.000
‫سرِ ناپدریم رو قطع کرده
‫و گذاشته توی بطری

01:01:48.083 --> 01:01:49.250
‫تا بتونه روش آزمایش انجام بده

01:01:49.333 --> 01:01:52.583
‫- خودشم نمی‌دونه چی داره می‌گه
‫- ای قاتل کثافت!

01:01:52.666 --> 01:01:54.833
‫- یه شیادِ عوضیه!
‫- حراست رو خبر کنید

01:01:56.833 --> 01:01:59.291
‫- این مرد جوون رو از تالار می‌برید؟
‫- یه روانیه!

01:01:59.375 --> 01:02:01.208
‫آقای بروز برای بازجویی می‌بریمتون

01:02:01.291 --> 01:02:03.875
‫یعنی چی خب؟
‫من که کاری نکردم

01:02:04.375 --> 01:02:06.916
‫باید این پسرک رو با خودتون ببرید

01:02:08.208 --> 01:02:11.166
‫خانم‌ها و آقایان،
‫از همگی عذرخواهی می‌کنم

01:02:11.250 --> 01:02:14.875
‫چند لحظه‌ای رو استراحت کنید
‫تا مسئله رو حلش کنیم

01:02:20.958 --> 01:02:23.041
‫شرمنده مامان
‫تنها راهش همین بود

01:02:30.833 --> 01:02:31.833
‫عجب آشوبی

01:02:38.583 --> 01:02:42.500
‫همین الان ایوان کرول رو دیدم
‫باید خونواده‌ات رو از اینجا ببری

01:02:42.583 --> 01:02:44.541
‫فقط پیش خونواده‌ات بمون، خب؟

01:02:44.625 --> 01:02:45.625
‫زودی می‌بینمت

01:02:50.250 --> 01:02:52.708
‫مامان! بابا، گاس!

01:02:53.750 --> 01:02:54.958
‫وای!

01:02:55.041 --> 01:02:56.291
‫هی، نه!

01:02:58.541 --> 01:02:59.416
‫ایلای!

01:02:59.500 --> 01:03:00.916
‫ایلای! بابا!

01:03:01.000 --> 01:03:02.958
‫وای! رابرت! رابرت؟

01:03:10.458 --> 01:03:12.291
‫تو پیش بابا بمون، من می‌رم ایلای رو بیارم

01:03:35.291 --> 01:03:37.500
‫من پیشتم، من پیشتم

01:03:37.583 --> 01:03:39.166
‫هی، بیدار بمون

01:03:39.666 --> 01:03:42.625
‫- دوستت دارم
‫- دوستت دارم

01:04:21.291 --> 01:04:22.291
‫آخ!

01:05:18.875 --> 01:05:19.875
‫آخ...

01:06:44.958 --> 01:06:45.958
‫من اینجام

01:06:46.000 --> 01:06:48.583
‫گاسم، خوبی؟

01:06:58.791 --> 01:07:01.458
‫بجنب، بیدار بمون
‫یالا، پیشمون بمون

01:07:01.541 --> 01:07:04.666
‫قرار نیست بمیری‌ها، خب؟
‫بهت قول می‌دم نمیری

01:07:05.291 --> 01:07:06.291
‫نه

01:07:07.791 --> 01:07:08.791
‫نه

01:07:13.041 --> 01:07:14.041
‫ایلای

01:07:18.291 --> 01:07:19.291
‫بیدار بمون

01:07:27.041 --> 01:07:28.125
‫نباید بمیری

01:07:30.291 --> 01:07:32.125
‫یالا بیدار بمون

01:07:33.458 --> 01:07:35.583
‫قول بده که نمی‌میری

01:08:59.166 --> 01:09:00.166
‫کیتلین؟

01:09:02.000 --> 01:09:03.000
‫سلام

01:09:12.000 --> 01:09:13.125
‫توی بیمارستانی

01:09:16.083 --> 01:09:17.333
‫بابا چطوره؟

01:09:17.958 --> 01:09:18.958
‫زنده مونده؟

01:09:19.708 --> 01:09:20.708
‫آره

01:09:21.041 --> 01:09:24.208
‫همین الان رفتن،
‫نوبتی پیشت می‌مونیم

01:09:28.166 --> 01:09:29.791
‫نظرت راجع‌به خونواده‌ام چیه؟

01:09:31.250 --> 01:09:34.458
‫فوق‌العاده‌ان، واقعاً معمولی‌تر از انتظاراتم‌ان

01:09:35.416 --> 01:09:37.666
‫فکر کنم دارن تلاششون رو می‌کنن

01:09:53.333 --> 01:09:54.625
‫من اینو ننوشتم

01:09:55.208 --> 01:09:57.791
‫نه، ولی قراره بنویسی

01:09:58.708 --> 01:09:59.958
‫فقط یه پیش‌درآمده،

01:10:00.750 --> 01:10:04.041
‫و برایان هم درگیر ساخت
‫یه سریال تلویزیونیه

01:10:05.791 --> 01:10:08.291
‫به بخش جرم و جنایت خوش اومدی همکار

01:10:14.125 --> 01:10:16.375
‫- می‌خوای پاشی بشینی؟
‫- آره

01:10:18.125 --> 01:10:19.791
‫اسلیم هالیدی قبلاً بهم گفته بود...

01:10:20.625 --> 01:10:22.875
‫زمان روی انگشت تو می‌چرخه

01:10:23.625 --> 01:10:26.791
‫اگه بخوای سریع بگذره،
‫می‌تونی خودت رو سرگرم کنی

01:10:27.875 --> 01:10:31.666
‫و با تمرکز کردن روی تموم جزئیات،
‫می‌تونی سرعتش رو کُند کنی

01:10:32.750 --> 01:10:34.791
‫موقع نوشتن این،
‫دقیقاً همین کار رو کردم

01:10:56.583 --> 01:10:58.625
‫بیدار شده که!

01:10:58.708 --> 01:11:01.041
‫وای خوشحالم که پا شدی رفیق

01:11:01.708 --> 01:11:03.750
‫نگرانمون کردی‌ها

01:11:04.250 --> 01:11:06.250
‫- اوه...
‫- گردنت چطوره بابا؟

01:11:06.333 --> 01:11:09.791
‫فقط یه زخمه دیگه
‫چیز خاصی نیست رفیق

01:11:09.875 --> 01:11:12.000
‫اونقدرهام که بد به نظر میاد، نیست

01:11:13.291 --> 01:11:15.125
‫بخاطر من چاقو خوردی بابا

01:11:16.000 --> 01:11:20.458
‫توی زمان مناسب
‫توی موقعیت اشتباهی قرار گرفتم خب

01:11:20.958 --> 01:11:23.416
‫گاسی قهرمان ماجرا بود

01:11:23.500 --> 01:11:24.500
‫آره

01:11:28.583 --> 01:11:29.791
‫تو نجاتم دادی گاسی

01:11:31.541 --> 01:11:32.833
‫نه بابا، دیوونه شدید

01:11:34.625 --> 01:11:36.041
‫بامزه‌ست، نه؟

01:11:36.125 --> 01:11:38.666
‫اینکه چطوری همۀ اون دیوونگی‌ها
‫به حقیقت بدل شد

01:11:46.541 --> 01:11:48.500
‫بجنبید بیاید

01:11:49.166 --> 01:11:50.166
‫بغل و بدید بیاد

01:11:51.166 --> 01:11:52.750
‫وای! هی!

01:11:52.833 --> 01:11:54.916
‫وای!

01:11:55.000 --> 01:11:56.666
‫- خیلی قشنگه
‫- عالیه

01:12:11.083 --> 01:12:13.958
‫یکمی آروم‌تر
‫هنوز کامل خوب نشدم

01:12:14.041 --> 01:12:15.791
‫ببخشید

01:12:16.500 --> 01:12:20.000
<i>‫حق با گاس بود
‫واقعاً که پایانم مثل یه پرندۀ الیکایی آبی مُرده بود</i>

01:12:20.083 --> 01:12:23.416
<i>‫ولی اون لحظه درواقع برای همه‌مون،
‫شروع ماجرا بود</i>

01:12:24.125 --> 01:12:25.708
<i>‫نازل شدن اون همه از داستان‌ پشت سرهم،</i>

01:12:25.791 --> 01:12:28.083
<i>‫که تنها از همون لحظه نشات گرفته بود</i>

01:12:29.375 --> 01:12:32.416
<i>‫با تصور همۀ اون اتفاقات،
‫تشخیص واقعیت و خیالات</i>

01:12:32.500 --> 01:12:33.625
<i>‫واقعاً سخته</i>

01:12:34.708 --> 01:12:36.291
<i>‫ولی می‌دونم که اصل داستان واقعیه</i>

01:12:37.750 --> 01:12:38.750
مردی که شوق زندگی در قلبش بیدار می‌شه

01:12:42.125 --> 01:12:43.125
‫مادرم که روح تازه‌ای پیدا می‌کنه

01:12:46.125 --> 01:12:47.500
‫هنرمند که تریبون در اختیارش قرار می‌گیره

01:12:48.708 --> 01:12:50.291
‫- شام آماده‌ست
‫- خیله‌خب

01:12:51.250 --> 01:12:54.125
‫شکسپیرجان یه تکونی بخور لطفاً
‫یه نگاهی بنداز

01:12:55.625 --> 01:12:56.666
‫باشه

01:12:59.583 --> 01:13:00.500
‫وای!

01:13:00.583 --> 01:13:01.833
<i>‫اینم شد از داستان زندگی من</i>

01:13:03.208 --> 01:13:05.583
<i>‫برادرم خیلی از اتفاقات رخ داده
‫رو پیش‌بینی کرده بود،</i>

01:13:05.666 --> 01:13:08.833
<i>‫وقتی اولین بار دید که
‫جلوی یه پس‌زمینۀ پُرستاره در حال خمیازه کشیدنم،</i>

01:13:09.333 --> 01:13:12.291
<i>درواقع داشت شدتِ مسئولیت‌پذیریم
توی زندگی رو به نمایش می‌ذاشت</i>

01:13:14.333 --> 01:13:15.833
<i>‫یا به قول خودش...</i>

01:13:17.380 --> 01:13:21.106
<i>‫«پسری که جهان را قورت داد»</i>

01:13:27.833 --> 01:13:29.791
‫- آره لطفاً
‫- همونجا بمون

01:13:29.815 --> 01:13:41.134
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
