WEBVTT

00:05.000 --> 00:23.874
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:23.875 --> 00:26.041
‫- آقای جوان
‫- ممنون

00:27.750 --> 00:30.125
‫می‌خوای کتاب یادواره رو امضاء کنی؟

00:30.708 --> 00:31.708
‫امضاش می‌کنم

01:02.958 --> 01:07.041
‫اسلیم در طول مدت حبس
‫طولانیش اصرار داشت

01:07.125 --> 01:10.708
‫جرمی که بابتش محکوم شده بود بی‌گناهـه

01:10.791 --> 01:14.208
‫ولی همچنین معتقد بود که

01:14.291 --> 01:18.250
‫بابت اعمال ناشایست گذشته‌اش که
‫تاوان نداده، مستحق مجازاتـه

01:19.041 --> 01:22.083
‫«حبست رو بکش، قبل اینکه عمرت تموم بشه.»

01:22.750 --> 01:25.000
‫نوشته‌ای بود که واسه سنگ قبرش انتخاب کرد

01:26.083 --> 01:30.083
‫من معتقدم منظورش از این عبارت
‫این بوده که بین ما کسی نیست

01:30.166 --> 01:34.500
‫که توی عمرش کاری نکرده باشه
‫که ازش شرمنده نباشه

01:35.375 --> 01:39.250
‫اما تا وقتی که زنده‌ایم، فرصت داریم...

01:39.333 --> 01:41.333
‫این اشتباهات رو جبران کنیم

01:41.416 --> 01:44.958
‫حالا بهتره یکی از آهنگ‌های
‫مورد علاقه‌ی اسلیم رو پخش کنیم

02:23.500 --> 02:31.500
‫« پسری که جهان را قورت داد »
‫قسمت پنج: پسر فرار می‌کند

02:42.791 --> 02:43.666
‫ببخشید؟

02:46.125 --> 02:49.375
‫- تو جرج مسومی هستی
‫- آره، می‌دونم. تو کی هستی؟

02:50.375 --> 02:53.916
‫من ایلا بل هستم. اسلیم گفت
‫شاید بتونی در یه موردی کمکم کنی

02:54.000 --> 02:57.000
‫اسلیم که الان فوت کرده.
‫در چه موردی کمکت کنم؟

02:57.083 --> 02:59.916
‫باید یه امانتی رو به مادرم
‫توی «زندان بوگو روود» برسونم

03:00.000 --> 03:02.125
‫شرمنده رفیق.
‫از این چیزها هیچی حالیم نیست.

03:02.208 --> 03:04.750
‫فقط یه بسته وسایلـه که
‫توی کریسمس لازمش میشه

03:04.833 --> 03:07.458
‫من میوه‌فروشم، رفیق.
‫کارم تحویل میوه‌ست.

03:07.541 --> 03:08.708
‫پول خوبی میدم

03:08.791 --> 03:12.250
‫خب، اگه خوار و بار نیاز داشتی،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

03:17.000 --> 03:18.000
‫ایلای

03:18.833 --> 03:20.000
‫اوه. سلام

03:20.708 --> 03:25.291
‫این مدت سعی کردم باهات تماس بگیرم.
‫فکرشو می‌کردم اینجا پیدات کنم.

03:25.375 --> 03:28.125
‫راجع به اون تتو حق با تو بود

03:29.458 --> 03:32.250
‫می‌دونم ناپدری‌ت گم شده و
‫مامانت توی زندانـه

03:33.166 --> 03:35.083
‫گفتی یه داستان واسه تعریف کردن داری

03:36.208 --> 03:38.000
‫راجع به مردی که کارهای وحشتناکی کرده

03:38.083 --> 03:41.166
‫آره خب، نظرم عوض شد.
‫یجورایی.

03:42.250 --> 03:45.916
‫همه میگن بهتره صداشو در نیارم

03:46.000 --> 03:50.041
‫پس من هم فعلاً قراره همین کار رو بکنم

03:50.125 --> 03:52.791
‫باشه. ولی متوجهی که
‫اگه کسی زبون وا نکنه

03:52.875 --> 03:54.500
‫آدم بدها مدام برنده میشن؟

03:56.416 --> 03:58.375
‫گمونم به هر حال اونا مدام برنده میشن

03:58.458 --> 04:00.000
‫شاید یه وقت دیگه، نه؟

04:00.708 --> 04:01.708
‫باشه

04:03.041 --> 04:05.750
‫ولی می‌تونی بهم زنگ بزنی، هر موقع

04:10.375 --> 04:11.875
‫عکسش رو بهم دادن

04:27.500 --> 04:28.333
‫آهای!

04:28.416 --> 04:30.333
‫تینکر بل، این کُس و شعرها چیه؟

04:30.416 --> 04:32.375
‫پسش بده، خواهش می‌کنم. مهمـه

04:32.458 --> 04:34.416
‫- آره، رد کن بیاد اینجا
‫- ولش کن!

04:34.500 --> 04:36.791
‫می‌خوای بگیریش؟

04:36.875 --> 04:38.500
‫- آروم باش، رفیق
‫- آهای!

04:39.291 --> 04:40.708
‫پسش بده. یالا

04:43.333 --> 04:44.333
‫گولت زدم

04:45.750 --> 04:47.041
‫- نه!
‫- چه بد

04:47.541 --> 04:48.875
‫- خوش بگذره
‫- می‌بینمت

04:50.916 --> 04:51.916
‫وای نه

05:03.375 --> 05:05.750
‫سلام، داریم واسه دیستروفی
‫ماهیچه‌ای پول جمع می‌کنیم

05:05.833 --> 05:07.083
‫داستانی که سر هم کردید اینـه؟

05:07.166 --> 05:10.083
‫آره خب، اگه بتونیم 70هزار تا جمع کنیم،
‫مدرسه می‌تونه سکوی سراشیبی بذاره

05:10.166 --> 05:11.458
‫تا بتونم برم سر کلاس

05:11.541 --> 05:14.375
‫70هزار تا؟ با این میشه
‫کلی سکوی سراشیبی فراهم کرد

05:14.458 --> 05:17.083
‫یه عالمه بچه هستن که نمی‌تونن راه برن

05:19.541 --> 05:22.541
‫- تا الان چقدر جمع کردید؟
‫- حدودا دو هزار تا، بیشترش رو از جشن مدرسه

05:22.625 --> 05:24.625
‫پس اصولاً هیچی جمع نکردید

05:24.708 --> 05:27.416
‫اگه یه اسکناس دهی بهمون بدی،
‫میشه 2010 تا

05:30.041 --> 05:31.166
‫آفرین به شما

05:32.333 --> 05:33.958
‫گمونم کریسمسـه دیگه

05:34.041 --> 05:37.500
‫ضمناً بهتره سراغ پلاک 14 نرید.
‫طرف خیلی ناخن‌خشکـه.

05:48.750 --> 05:50.166
‫چرا داری این کار رو می‌کنی، گاس؟

05:51.041 --> 05:52.416
‫چون ازت خوشم میاد

05:52.500 --> 05:55.420
‫می‌دونی یه عالمه کار باحال‌تر
‫از این می‌تونی انجام بدی

05:55.500 --> 05:57.875
‫درب و داغون کردن ایستگاه‌های
‫اتوبوس مثل بچه‌های عادی؟

05:59.666 --> 06:01.791
‫نظرت راجع به عوض کردن
‫پوشک بزرگسالان چیه؟

06:01.875 --> 06:03.675
‫چون الان قضیه داره به همین سمت میره

06:04.166 --> 06:05.846
‫خب، بی‌صبرانه منتظرشم

06:06.833 --> 06:09.416
‫و بعدش دیگه باید مُردنم رو تماشا کنی

06:10.333 --> 06:13.458
‫همه می‌میرن، شلز.
‫تو همیشه از بقیه جلوتر بودی.

06:19.375 --> 06:21.750
‫- تو فقط می‌خوای با من بخوابی
‫- نه

06:21.833 --> 06:24.166
‫فقط به عشق پوشک اینجام

06:56.375 --> 06:57.375
‫جرج؟

07:03.125 --> 07:04.666
‫این از پولی که بهم قرض داده بودی

07:08.125 --> 07:09.125
‫برای مامانم

07:15.125 --> 07:16.208
‫بیا، بگیرش

07:18.291 --> 07:19.291
‫بزن به چاک

07:38.125 --> 07:39.208
‫چقدر گیرت اومد؟

07:40.041 --> 07:41.125
‫چند صد تا

07:45.666 --> 07:47.250
‫داری خوب پیش میری، رفیق

07:48.708 --> 07:50.541
‫به نظرت... من می‌تونم...

07:52.166 --> 07:53.583
‫شوخی می‌کنم

07:53.666 --> 07:56.875
‫- یادت نره تکالیف مدرسه‌ات رو انجام بدی
‫- آره، یادم نمیره

08:01.875 --> 08:04.166
‫اینجا چی داریم؟
‫هنوز خبری از مامانت نیست؟

08:04.250 --> 08:05.250
‫نه

08:16.916 --> 08:18.833
‫می‌دونی اگه می‌تونستم شما رو می‌بردم ملاقاتش

08:18.916 --> 08:20.500
‫جدی میگم، ولی

08:21.791 --> 08:23.291
‫ماجرا زیاد داشتیم

08:24.666 --> 08:27.666
‫و هنوزم بابت حرف نزدنِ تو،
‫منو سرزنش می‌کنه

08:27.750 --> 08:29.791
‫- تو رو سرزنش نمی‌کنه
‫- چرا، می‌کنه

08:30.333 --> 08:31.833
‫خودم هم گاهی خودمو سرزنش می‌کنم

08:34.166 --> 08:36.226
‫خیال می‌کنه من ذهنیتت رو
‫درباره اتفاقی که افتاده تغییر دادم

08:36.250 --> 08:38.250
‫ذهنیتم مشکلی نداره

08:39.083 --> 08:40.083
‫ببین

08:40.666 --> 08:41.666
‫من که می‌دونم

08:42.250 --> 08:43.458
‫می‌دونم همینطوره

08:46.000 --> 08:47.416
‫کاش ذهن و مغز من هم همینطور بود

08:49.125 --> 08:50.791
‫همگی مشکلاتِ خودمون رو داریم

08:54.250 --> 08:55.250
‫آره

09:08.583 --> 09:10.958
‫فرانکی، یه بسته برات اومده

09:12.833 --> 09:13.833
‫اوه...

09:16.000 --> 09:18.000
‫«فرانکی بل»

09:36.001 --> 09:38.001
‫«آهنگ‌هایی برای مادرم»

09:57.791 --> 10:00.500
‫سلام مامان. خیلی وقتـه دارم
‫سعی می‌کنم باهات تماس بگیرم

10:00.583 --> 10:03.458
‫ولی نه، فکر می‌کنم نامه‌هامون
‫به دستت نمی‌رسن

10:03.541 --> 10:05.208
‫امیدوارم اون تو حالت خوب باشه

10:05.291 --> 10:07.208
‫من و گاس یه میکس از چند تا آهنگ ساختیم

10:07.291 --> 10:09.583
‫تا واسه کریسمس یه چیزی
‫واسه گوش کردن داشته باشی

10:09.666 --> 10:12.875
‫لطفاً جواب نامه رو بده تا مطمئن بشیم
‫این به دستت رسیده و حالت خوبه

11:00.916 --> 11:01.916
‫تینک

11:04.208 --> 11:05.333
‫گفتما تویی

11:05.416 --> 11:06.416
‫آه

11:07.000 --> 11:07.916
‫سلام، درن

11:11.750 --> 11:14.041
‫خب، چه خبرا؟

11:14.625 --> 11:16.750
‫زنگ نمی‎‌زنی، پیام نمیدی

11:16.833 --> 11:20.208
‫همون اوضاع همیشگی. سعی می‌کنم
‫پدرم رو از مشروب دور نگه دارم

11:21.583 --> 11:23.875
‫بابی لینیت اذیتم می‌کنه

11:23.958 --> 11:26.291
‫- بابی همیشه عوضی بوده
‫- خیال می‌کردم شما دو تا باهم رفیق هستید؟

11:26.375 --> 11:27.458
‫رفقا هم می‌تونن عوضی باشن

11:28.166 --> 11:29.958
‫میشه بهش بگی دست از سرم برداره؟

11:30.041 --> 11:32.333
‫خودت بهش بگو. لاشی‌های گنده‌تری توی
‫زندگیم هست که باید باهاشون سر و کله بزنم

11:33.666 --> 11:35.833
‫- قضیۀ مامانم رو شنیدی؟
‫- نه

11:36.958 --> 11:39.750
‫سکته کرده. الان به زور می‌تونه راه بره

11:40.250 --> 11:41.500
‫خیلی بده، رفیق

11:42.208 --> 11:43.666
‫هنوزم بابتش خیلی عصبانیـه

11:43.750 --> 11:47.000
‫واسه همین مجبور شدم جاش رو بگیرم.
‫سرِ این هم زیاد خوشحال نیست.

11:50.750 --> 11:53.291
‫خب، پشت شهربازی چیکار می‌کنی؟

11:53.875 --> 11:55.291
‫اینجا محله‌ی داستین ونگـه

11:56.208 --> 11:58.708
‫می‌خواد به زور کار و کاسبی
‫عمده‌فروشی مامانم رو از دستش در بیاره

11:58.791 --> 12:00.208
‫عمده‌فروشی ِچی؟

12:00.291 --> 12:02.958
‫گیاهان گلدانی زینتی.
‫خودت چی فکر می‌کنی لامصب؟

12:03.791 --> 12:06.333
‫هنوز دارم فکر می‌کنم
‫چطوری زَهره ترکش کنم

12:06.416 --> 12:10.000
‫- باهاش مذاکره کردی؟
‫- داریم از یه لاشی کله‌کیری حرف می‌زنیم

12:11.250 --> 12:14.208
‫تنها زبونی که این حروم‌لقمه‌ها
‫حالی‌شون میشه، خشونتـه

12:15.375 --> 12:16.625
‫از جمله بابی لینیت

12:18.916 --> 12:20.833
‫جاساز لایل رو پیدا کردی؟

12:20.916 --> 12:21.916
‫نه

12:22.875 --> 12:24.208
‫یکی برش داشته

12:27.000 --> 12:29.125
‫کار من نبوده، اگه این فکر رو می‌کنی

12:30.125 --> 12:32.083
‫مامانت نگفت سر لایل چی اومد؟

12:32.166 --> 12:33.541
‫چرا باید از اون ماجرا چیزی بدونه؟

12:33.625 --> 12:36.916
‫مامانت وارد کننده‌ی اصلی بود و
‫آیوان کرول کارچاق‌کُنش بود

12:37.000 --> 12:39.791
‫شنیدم رفیق بابات لوش داده

12:39.875 --> 12:42.166
‫- آیوان کرول هم ردیفش کرده
‫- وایسا، کدوم رفیق؟

12:42.750 --> 12:44.950
‫همونی که همیشه تو نخ مامانتـه

12:46.083 --> 12:47.125
‫تدی کالس رو که نمیگی؟

12:47.958 --> 12:50.125
‫دشمن همیشه درست کنارتـه

12:55.458 --> 12:56.958
‫ایلای، دیرمون شده

12:58.375 --> 12:59.375
‫ایلای!

13:12.875 --> 13:15.625
‫- گمونم شروع کردن
‫- دارم میام

13:26.833 --> 13:30.291
‫کیف مدرسه‌ی قشنگی داری، ایلای.
‫مامانت توی زندان برات درستش کرده؟

13:35.083 --> 13:37.125
‫باریکلا. درست زدی به هدف

13:52.041 --> 13:53.500
‫آخ!

13:53.583 --> 13:55.791
‫- محاله!
‫- ایلای داره بابی رو می‌زنه

13:55.875 --> 13:58.541
‫دست سرم بردار،
‫وگرنه می‌کشمت، حالیتـه؟

13:58.625 --> 14:01.666
‫کارت تمومه، بابی!
‫جدی میگم، می‌کشمت

14:01.750 --> 14:03.291
‫ایلای، بس کن. ولش کن

14:04.833 --> 14:05.953
‫ولم کن!

14:06.500 --> 14:08.416
‫- لعنتی!
‫- ولم کن!

14:08.500 --> 14:10.416
‫دیگه صبرم سر اومده

14:10.500 --> 14:12.500
‫دیگه خوش‌رفتاری نمی‌کنم، خب؟

14:12.583 --> 14:15.000
‫- دیگه خبری از آقای خوش‌رفتار نیست
‫- بیخیال، ارزشش رو نداره

14:15.083 --> 14:16.208
‫دیگه نه!

14:18.125 --> 14:23.041
‫«آخرش، به خاطر شرایط ویژه
‫دو روز تعلیق شدم.»

14:23.833 --> 14:26.625
‫«تعطیلات کریسمس در راهه
‫پس چیز زیادی رو از دست نمیدم.»

14:28.000 --> 14:30.583
‫«گفتی تو فکر گذروندنِ
‫دوره‌ی روان‌شناسی هستی،

14:30.666 --> 14:32.666
‫پس من هم یه کتاب درموردش پیدا کردم،
‫از بین یه عالمه کتاب‌های پدر.»

14:33.791 --> 14:37.375
‫«دیگه واقعاً دارم نگرانت میشم، مامان.
‫چون جوابم رو ندادی.»

14:37.458 --> 14:41.083
‫«لطفاً بهمون خبر بده که حالت خوبه.
‫دوستت داریم، مامان.»

14:41.166 --> 14:44.041
‫«داریم روزشماری می‌کنیم تا برگردی خونه.»

14:44.541 --> 14:48.375
‫«1451 بارِ دیگه باید بخوابم.» آره

14:50.083 --> 14:51.083
‫فرانکی؟

14:52.208 --> 14:53.458
‫می‌شنوی؟

14:54.833 --> 14:55.833
‫فرانکی!

14:56.708 --> 14:59.250
‫آره، اگه استراحت لازم داشتی
‫بهم بگو، گاس

14:59.333 --> 15:00.750
‫- آره
‫- خیلی‌خب

15:05.125 --> 15:07.583
‫ایلای، پشتم رو بگیر. مرسی رفیق

15:09.000 --> 15:10.958
‫شرمنده، توی صورتت گوزیدم

15:11.541 --> 15:13.625
‫آتیش‌سوزی دیشب شروع شد
‫[آتش‌سوزی در شهربازی]

15:13.708 --> 15:17.375
‫هر چند که تلفات جانی نداشتیم، ولی
‫نمیشه انکار کرد که آتیش‌سوزی عمدی بوده

15:17.458 --> 15:20.500
‫باید موقع زمین گذاشتنش خیلی مراقب باشیم

15:20.583 --> 15:26.208
‫نباید زیاد جلوی آفتاب و باد باشه

15:26.291 --> 15:27.291
‫چرا نه؟

15:27.625 --> 15:32.083
‫چون هنری خیلی حساسـه.
‫این یه انجیر برگ‌ریزه.

15:32.166 --> 15:34.166
‫و اگه ناراحتش کنیم، برگش می‌ریزه

15:34.250 --> 15:37.666
‫در اولین فرصت می‌زنه زیر گریه

15:37.750 --> 15:40.666
‫- درست مثل دوست‌مون ایلای که اینجاست
‫- نه، من اینطوری نیستم

15:40.750 --> 15:43.625
‫بیخیال. بچه که بودی
‫عاشق زار زدن بودی

15:43.708 --> 15:45.125
‫عجیبـه که یادتـه

15:46.291 --> 15:49.875
‫آره، خیلی‌خب. بیاید تزئینش کنیم، خب؟

15:50.750 --> 15:52.125
‫گمونم این واسه توئـه

15:53.000 --> 15:54.000
‫خیلی‌خب

15:55.208 --> 15:56.541
‫همینه، ادامه بدید

15:58.041 --> 16:01.958
‫خوبه. خوبه. بذار بیارمش این بالا

16:03.125 --> 16:04.125
‫خدا به خونه‌مون برکت بده

16:04.750 --> 16:07.059
‫بفرمایید. گمونم قشنگ شد.
‫نظر شما چیه؟

16:07.083 --> 16:09.791
‫می‌تونیم هدیه‌هامون رو بذاریم زیرش،
‫درست مثل فیلم‌ها

16:09.875 --> 16:12.666
‫- واقعاً برامون هدیه گرفتی؟
‫- خب؛ نه

16:12.750 --> 16:15.208
‫ولی... یه فکری داشتم

16:16.000 --> 16:19.250
‫عصر یه جعبه‌ی کریسمس از سمت
‫«سازمان خیریه وینست دو پل» می‌رسه دستم

16:19.333 --> 16:22.500
‫چیزای خوبی داخلش هست.
‫کنسرو گوشت خوک، آب آناناس

16:22.583 --> 16:23.958
‫پاستیل مربعی

16:25.541 --> 16:30.208
‫و فکر کردم، چطوره هر کدوم‌مون
‫یه کتاب از اونجا انتخاب کنیم

16:30.291 --> 16:32.708
‫کادو پیچش کنیم و برای
‫همدیگه بذاریمش زیر این

16:32.791 --> 16:34.500
‫یعنی، نه هر کتابی

16:34.583 --> 16:36.916
‫مثلاً چیزی که خودت خوندی یا

16:37.000 --> 16:39.750
‫مثلاً کتابی که فکر کنی شاید
‫یکی دیگه ازش لذت ببره

16:39.833 --> 16:43.875
‫به هر حال، اینجا اسم‌ها رو داریم.
‫یه اسم بردارید.

16:46.166 --> 16:47.166
‫اسم کیه؟

16:47.916 --> 16:50.125
‫خیلی‌خب؛ گاس یه کتاب
‫برای من انتخاب می‌کنه

16:50.208 --> 16:53.375
‫من یه کتاب واسه ایلای انتخاب می‌کنم،
‫ایلای هم واسه گاس

16:53.958 --> 16:56.958
‫دور هم می‌شینیم و آب آناناس می‌خوریم
‫با پاستیل

16:57.041 --> 16:59.250
‫شاید من یه آبجو بخورم و
‫بعدش می‌تونیم باهمدیگه کتاب‌هامون رو بخونیم

16:59.333 --> 17:01.666
‫خب این چه فرقی با روزهای دیگه داره؟

17:01.750 --> 17:02.750
‫کریسمسـه

17:03.750 --> 17:05.000
‫این واسه چی بود؟

17:05.083 --> 17:07.375
‫واسه کریسمس که بیرون نمیری، نه؟

17:08.666 --> 17:12.333
‫معلومه. می‌دونی، کریسمسـه دیگه.
‫چرا برم؟

17:12.416 --> 17:13.833
‫آره، واسه همین

17:13.916 --> 17:15.416
‫خوبه

17:19.666 --> 17:20.708
‫الکس عزیز

17:20.791 --> 17:22.083
‫چیزی به کریسمس نمونده

17:22.166 --> 17:24.375
‫و ما هنوز خبری از مامان نگرفتیم

17:24.458 --> 17:26.416
‫به این نتیجه رسیدم که
‫دیگه نمی‌تونم صبر کنم

17:26.500 --> 17:28.708
‫فقط یه کار جدی بکنم

17:32.875 --> 17:33.875
‫سلام، جورج

17:35.166 --> 17:38.125
‫- بازم تو؟
‫- از مامانم چیزی نرسیده دستت؟

17:39.625 --> 17:40.625
‫شرمنده رفیق

17:43.083 --> 17:46.125
‫- یه سؤال دارم
‫- باشه، فقط سریع باش، سرم شلوغـه

17:46.750 --> 17:49.291
‫بزرگترین چیزی که به داخل
‫زندان قاچاق کردی چی بوده؟

17:50.625 --> 17:52.083
‫چه اندازه‌ای منظورتـه؟

17:53.000 --> 17:54.000
‫اندازه‌ی خودم

17:58.291 --> 17:59.166
‫فراموشش کن

17:59.250 --> 18:01.291
‫خب، دزدکی بیرون اومدن
‫از زندان خلاف قانونـه

18:01.375 --> 18:02.500
‫ولی کی میگه نمیشه دزدکی واردش شد؟

18:02.583 --> 18:05.000
‫هیچکس اینو نمیگه چون
‫هیچکس اینقدر احمق نیست

18:05.083 --> 18:06.708
‫آره، ولی اگه یکی بخواد؟

18:08.041 --> 18:09.791
‫برو، خب؟ من این کار رو نمی‌کنم

18:11.958 --> 18:13.291
‫اسلیم گفت بهش مدیونی

18:13.375 --> 18:16.291
‫گفت توی زندان هوای برادرت رو داشته

18:17.250 --> 18:18.541
‫دروغ نگفته

18:18.625 --> 18:20.833
‫گفت احتمالاً برادرت بدون اون زنده نمی‌موند

18:21.708 --> 18:22.875
‫نه، احتمالاً نمی‌موند

18:22.958 --> 18:25.083
‫پس حالا این مامانِ منـه که پشت میله‌هاست

18:25.166 --> 18:29.125
‫و نگرانم که نتونه تحمل کنه

18:29.708 --> 18:31.958
‫اینکه ما رو واسه کریسمس و اینا نبینه

18:34.833 --> 18:38.375
‫و می‌ترسم دوباره برگرده سر
‫مصرف مواد مخدر و اوردوز کنه

18:41.916 --> 18:46.458
‫واسه همین باید دوباره ببینمش،
‫تا نشونش بدم چقدر اون برامون مهمـه

18:48.666 --> 18:51.625
‫و بهش بگم همه چی درست میشه

18:57.041 --> 18:58.708
‫- نمی‌دونم؛ رفیق
‫- ببین...

18:59.875 --> 19:01.666
‫می‌دونم درخواست بزرگیـه

19:03.416 --> 19:07.041
‫ولی این کار رو برای من نمی‌کنی،
‫واسه اسلیم می‌کنی

19:38.500 --> 19:40.500
‫«برای گاس، از طرف ایلای»

19:52.000 --> 19:55.000
‫«برای ایلای، از طرف بابا»

20:05.000 --> 20:08.000
‫«ایلای بل، داستانش»

20:20.291 --> 20:22.083
‫گفتیم قرار نیست این کار رو بکنی

20:24.291 --> 20:25.458
‫پای مامان وسطـه، گاس

20:26.583 --> 20:28.750
‫- مجبورم
‫- اگه زندانیت کنن چی؟

20:28.833 --> 20:30.458
‫خب، اول باید منو بگیرن

20:30.541 --> 20:32.250
‫اونجا زندانه لامصب، ایلای

20:32.333 --> 20:35.375
‫ممانعت از فرارِ زندانی‌ها کارشونـه

20:35.958 --> 20:38.750
‫مگه اینکه موقع بالا رفتن
‫از دیوار گردنت رو بشکنی

20:39.250 --> 20:42.083
‫- قراره اینطوری بشه؟
‫- نمی‌دونم

20:43.875 --> 20:45.541
‫همچنان به نظرم فکر احمقانه‌ایـه

20:46.583 --> 20:47.583
‫پس برام آرزوی موفقیت کن

20:59.500 --> 21:02.125
‫خیلی‌خب، هر چی که شد

21:02.208 --> 21:04.625
‫فقط صدات در نیاد و دندون رو جیگر بذار

21:06.041 --> 21:07.291
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

21:07.375 --> 21:08.375
‫کریسمس مبارک

22:08.458 --> 22:09.541
‫جرجی!

22:10.500 --> 22:12.958
‫آماده باشید. بار میوه داره میاد

22:14.166 --> 22:18.375
‫بفرما رفیق.
‫کسی اونجا قایم نشده؟

22:23.750 --> 22:25.750
‫سرکار، می‌خوای زیر ماشین رو بررسی کنی؟

22:39.666 --> 22:40.666
‫نمیره توش

22:52.666 --> 22:54.875
‫آواکادو. باورت میشه؟

22:54.958 --> 22:57.875
‫گیلاس، خربزه. لعنتی،
‫خورد و خوراکِ این جنده‌ها از من بهتره

22:57.958 --> 23:00.833
‫خب راستش رو بخوای،
‫اونا بهتر از تو کیر ساک هم می‌زنن

23:00.916 --> 23:02.000
‫این هم هست

23:02.083 --> 23:03.625
‫جرجی رو بفرستیم بره

23:04.583 --> 23:06.063
‫- خدایا
‫- خیلی‌خب؛ جرج

23:09.833 --> 23:10.958
‫مشکلی نداری، رفیق

23:16.250 --> 23:19.250
‫خیلی‌خب جرج. برو به سلامت

23:20.291 --> 23:21.625
‫مأمورها، بذارید بره

23:56.666 --> 23:58.291
‫به زور جا شدی، نه؟

23:58.375 --> 24:01.625
‫- می‌خوای بیای بیرون؟
‫- آره. میشه کمکم کنی بلند شم؟

24:07.625 --> 24:08.625
‫من برنی‌ام

24:09.250 --> 24:10.250
‫ایلای

24:10.333 --> 24:12.125
‫جرج بهم گفته بود منتظرت باشم

24:12.208 --> 24:14.333
‫- خیلی وقته می‌شناسیش؟
‫- گمونم

24:14.416 --> 24:15.291
‫نمی‌دونم

24:15.375 --> 24:18.708
‫اولین باریـه که کار احمقانه‌ای
‫به این بزرگی انجام میده

24:20.583 --> 24:21.916
‫لابد داره پیر میشه

24:23.583 --> 24:26.750
‫- غذای مامان رو اینجا درست می‌کنید؟
‫- رستورانِ برنی

24:27.708 --> 24:30.958
‫منوش محدوده، ولی
‫مشتری‌هاش زیاد

24:31.041 --> 24:33.208
‫خب، حالا می‌تونم برم مامان رو ببینم؟

24:33.291 --> 24:36.625
‫رفیق، هنوز حالیت نشده کجایی؟

24:36.708 --> 24:39.916
‫داخل زندان کیری زنان هستی.
‫توی هتل نیستی که.

24:40.000 --> 24:42.875
‫اینطور نیست که به کسی تلفن بزنی و
‫بیاد لابی هتل دیدنت

24:49.958 --> 24:53.708
‫گروه سرود سالوو. همه توی
‫سالن غذاخوری اونا رو تماشا می‌کنن.

24:54.333 --> 24:56.625
‫- تو نمی‌خواستی اونجا باشی؟
‫- معلومه که نه

24:57.208 --> 24:59.958
‫از سرود متنفرم. من اهل عملم

25:00.541 --> 25:03.166
‫از کریسمس و سرودهاش بدم میاد

25:03.250 --> 25:06.500
‫و گور بابای اونا که دارن
‫سرودهای کریسمس رو می‌خونن

25:07.083 --> 25:09.500
‫- برنی!
‫- اینجاییم، دِب

25:12.625 --> 25:13.750
‫این پسر فرانکیـه؟

25:13.833 --> 25:17.125
‫نمی‌دونم. نه اینکه کلی آدم
‫توی جعبه آوردن اینجا

25:18.041 --> 25:20.875
‫قرار بود فرانکی رو با خودت
‫بیاری اینجا، سلیطه‌ی معتاد

25:20.958 --> 25:23.291
‫آره، دوباره رفته توی سلول و در رو بسته

25:23.375 --> 25:25.625
‫نگهبان گفت ولش کن تنها باشه

25:26.791 --> 25:27.791
‫سلام

25:29.166 --> 25:30.166
‫من دِبی‌ام

25:32.416 --> 25:34.291
‫مامان دوباره درگیر مواد شده؟

25:42.125 --> 25:45.083
‫ببین، فقط می‌تونم بگم
‫دوران سختی رو پشت سر می‌ذاره

25:45.166 --> 25:47.041
‫این مدت چندان غذا نخورده

25:47.125 --> 25:50.666
‫و آخرین باری که واسه زنگ تفریح ِ
‫ساعت سه بیرون اومد رو یادم نمیاد

25:50.750 --> 25:52.333
‫آره، گفتم بهت هشدار بدم

25:56.958 --> 25:58.375
‫نه، واسه من میاد بیرون

25:59.666 --> 26:03.500
‫کریسمس موقع معجزه‌هاست، نه؟
‫منو ببر سلولش

26:03.583 --> 26:06.041
‫به محض اینکه صدامو بشنوه،
‫در رو باز می‌کنه

26:06.125 --> 26:09.958
‫مطمئنم نگهبان‌ها هم در رو باز می‌کنن.
‫ولی این مشکل من نیست.

26:14.708 --> 26:16.958
‫خیلی‌خب، زود بیا برو این تو

26:19.333 --> 26:21.250
‫چی؟ با این همه آشغال؟

26:21.875 --> 26:23.125
‫فقط برو توی سطل

26:26.250 --> 26:28.833
‫حالا صدات در نیاد و سفت بشین

26:42.750 --> 26:44.291
‫قبل اینکه تنهات بذارم

26:44.375 --> 26:46.625
‫اگه گیر افتادی،
‫کی با سطل تا اینجا آوردت؟

26:47.208 --> 26:49.250
‫ندیدم، به نظر یه زن سفیدپوست بود

26:49.333 --> 26:50.958
‫اون‌وقت چطوری وارد اینجا شدی؟

26:51.041 --> 26:52.875
‫چسبیدم زیر یه کامیون

26:52.958 --> 26:54.000
‫کدوم کامیون؟

26:54.083 --> 26:56.500
‫نمی‌دونم. داشت زندانی‌ها رو می‌برد

26:57.416 --> 26:58.416
‫حله

26:59.458 --> 27:05.125
‫خب، دیگه خودتی و خودت.
‫چهار تا در پایین‌تره. سلول بی25

27:34.750 --> 27:37.208
‫مامان! مامان!

27:42.708 --> 27:43.708
‫مامان؟

27:47.750 --> 27:48.750
‫مامان

27:50.833 --> 27:52.875
‫منم. ایلای

27:55.916 --> 27:58.291
‫مامان، در رو باز کن

27:59.875 --> 28:01.208
‫خواب نمی‌بینی، مامان

28:03.083 --> 28:05.250
‫مامان. در رو باز کن

28:09.500 --> 28:13.708
‫♪ خدانگهدار، سه‌شنبه‌ی یاقوتی ♪

28:14.208 --> 28:17.083
‫♪ کی می‌تونه یه اسم خوب برات انتخاب کنه؟ ♪

28:18.250 --> 28:22.166
‫♪ وقتی با هر روزِ جدید، تغییر می‌کنی ♪

28:23.666 --> 28:25.625
‫♪ هنوزم دلم برات تنگ میشه ♪

28:28.916 --> 28:30.041
‫مامان، در رو باز کن

28:49.125 --> 28:50.416
‫کریسمس مبارک، مامان

28:51.458 --> 28:52.291
‫بغل دسته‌جمعی

28:52.375 --> 28:54.041
‫آخ!

29:02.500 --> 29:04.916
‫- تو واقعی هستی؟
‫- البته که واقعی‌ام، مامان

29:07.958 --> 29:09.250
‫خدایا، پوستت استخون شدی

29:11.291 --> 29:14.666
‫دیگه نباید مصرف کنی.
‫همه چی درست میشه، مامان.

29:15.500 --> 29:17.458
‫گاس بهم گفت و اون همه چی رو می‌دونه

29:18.125 --> 29:19.708
‫فقط باید طاقت بیاری

29:19.791 --> 29:21.916
‫انبار و جاسازِ لایل رو پیدا می‌کنیم

29:22.000 --> 29:24.083
‫بعدش می‌فروشیمش و یه وام می‌گیریم

29:24.166 --> 29:26.309
‫تا بتونیم یه خونه بهتر برات بخریم

29:26.333 --> 29:27.791
‫من هیچی لازم ندارم

29:30.083 --> 29:32.708
‫به هیچی جز تو و گاس نیاز ندارم

29:35.583 --> 29:37.541
‫همه چی درست میشه، مامان

29:37.625 --> 29:40.958
‫می‌تونی برگردی دانشگاه یا
‫توی غرفه‌ی مدرسه کار کنی

29:41.041 --> 29:42.666
‫هر چی که بخوای

29:44.416 --> 29:45.583
‫ایلای

29:48.083 --> 29:50.416
‫بچه‌ی زیبای رویاییم

29:50.500 --> 29:54.125
‫رویا نیست، مامان.
‫فقط باید باور داشته باشی.

29:54.208 --> 29:55.750
‫باید به ما باور داشته باشی

29:57.833 --> 30:02.041
‫البته که باور دارم.
‫همیشه داشتم و خواهم داشت.

30:03.166 --> 30:04.708
‫تو چشمام نگاه کن و بگو

30:06.833 --> 30:09.416
‫جانم؟ چه غلطا؟

30:09.500 --> 30:12.208
‫صدات رو بیار پایین، لورا.
‫چی شده؟

30:12.291 --> 30:13.971
‫اینجا چجور مهد کودکی داریم که

30:14.000 --> 30:16.208
‫شاهدخت فرانکی توی سلولش میان ملاقاتش؟

30:16.291 --> 30:18.958
‫- چی داری میگی، لورا؟
‫- باید برم، مامان

30:19.041 --> 30:22.000
‫از پسش برمیایم.
‫ما از اونا قوی‌تریم.

30:25.416 --> 30:27.708
‫یالا! داره فرار می‌کنه!

30:27.791 --> 30:29.708
‫- لعنتی!
‫- هوی!

30:36.166 --> 30:37.833
‫آهای بچه، برگرد اینجا!

30:44.250 --> 30:46.083
‫هوی، بیا اینجا!

30:48.958 --> 30:51.000
‫بگیرش. زیر میزه!

30:53.416 --> 30:55.208
‫بگیریدش، بگیریدش!

31:02.583 --> 31:04.017
‫- یالا!
‫- دیدمت

31:11.541 --> 31:13.166
‫آهای، بیا اینجا!

31:16.458 --> 31:19.125
‫- کریسمس مبارک! به مامانم کمک کن!
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟

31:24.333 --> 31:25.413
‫این طرفی رفت

31:29.416 --> 31:31.333
‫بیا اینجا. سریع برگرد اینجا!

31:31.958 --> 31:34.750
‫مورد اضطراری، از ورودی پشتی
‫یه نفوذی داریم، قسمت آشپزخونه‌ی دوم

31:34.833 --> 31:35.833
‫سریع بیاید اینجا!

31:36.375 --> 31:38.125
‫- کلید هست. یالا، امتحانش کن
‫- عجله کن!

31:38.208 --> 31:40.750
‫- بدش من!
‫- احمق نباش. بیخیال

31:40.833 --> 31:42.208
‫برو آهن‌بُر رو بیار!

31:42.291 --> 31:43.625
‫- یالا!
‫- سریع!

31:43.708 --> 31:46.083
‫می‌تونی از اونجا رد بشی؟
‫بذارش زمین!

31:46.166 --> 31:47.791
‫جواب نمیده!

31:53.916 --> 31:56.041
‫موفق نمیشی. محاله

31:56.125 --> 31:57.833
‫- از اون طرف بریم
‫- بگیریدش!

32:08.083 --> 32:10.541
‫احمق نباش رفیق.
‫اون نگهت نمی‌داره.

32:10.625 --> 32:12.500
‫بیا پایین قبل اینکه خودت رو به کُشتن بدی

32:16.208 --> 32:19.500
‫بچه، کوتاه بیا. احمقی؟
‫وزنت رو تحمل نمی‌کنه

32:20.000 --> 32:22.458
‫- بیا پایین
‫- یالا، بچه!

32:23.125 --> 32:25.625
‫وای گوه توش!

32:38.000 --> 32:39.333
‫اسلیم!

32:40.500 --> 32:42.291
‫لایل!

32:43.791 --> 32:45.125
‫اسلیم!

32:46.208 --> 32:48.083
‫لایل!

32:56.708 --> 32:59.041
‫اگه هنوز نمُرده باشی، صدات رو نمی‌شنون

32:59.625 --> 33:01.000
‫پس چطور می‌تونم صدای تو رو بشنوم؟

33:02.916 --> 33:04.750
‫گمونم چون من هم هنوز نمُردم

33:14.375 --> 33:16.333
‫- حالش چطوره؟
‫- هنوز نمی‌دونم

33:17.041 --> 33:19.958
‫لوله رو برداشتیم و
‫داره طبیعی نفس می‌کشه

33:21.041 --> 33:23.833
‫تا وقتی کامل به‌هوش نیاد
‫نمی‌فهمیم چقدر آسیب دیده

33:26.583 --> 33:27.583
‫کریستوفر؟

33:29.958 --> 33:31.375
‫وای، دوباره تو

33:32.750 --> 33:34.083
‫حالت چطوره؟

33:34.791 --> 33:36.666
‫معلومه که افتضاحم

33:36.750 --> 33:38.583
‫می‌تونی دست راستت رو تکون بدی؟

33:44.291 --> 33:49.000
‫کل تومور رو در آوردن،
‫مثل درآوردن هسته‌ی آواکادو

33:49.583 --> 33:52.416
‫احتمالش هست که حالت کاملاً خوب بشه

33:52.500 --> 33:53.500
‫واقعاً؟

33:54.291 --> 33:56.666
‫گمونم یه نشونه از طرف خداست

33:56.750 --> 33:58.291
‫من به خدا باور ندارم

33:58.375 --> 34:01.250
‫خب، حیف شد چون معلومه
‫اون بهت باور داره

34:03.458 --> 34:04.500
‫کریسمس مبارک

34:09.000 --> 34:11.000
‫«سکته‌های مختلف»

34:18.791 --> 34:21.711
‫- میگن بچه‌ی فرانکیـه
‫- سرش ضربه دیده؟

34:21.791 --> 34:24.791
‫مهمـه؟ سوال اینه که قراره باهاش چیکار کنیم؟

34:24.875 --> 34:27.541
‫اگه قضیه علنی بشه،
‫کیر می‌خوره توی پاداشِ کریسمس همه

34:27.625 --> 34:28.750
‫حتی رئیس زندان

34:28.833 --> 34:30.458
‫من ماجرا رو علنی نمی‌کنم

34:33.250 --> 34:34.583
‫خب به نفعتـه نکنی

34:36.291 --> 34:38.916
‫می‌دونی چه بلایی سر زندانی‌هایی که
‫برامون دردسر درست کنن میاد؟

34:39.000 --> 34:42.208
‫آره، اسلیم هالیدی مُفصل برام تعریف کرده
‫چه بلاهایی سرش آوردید

34:42.291 --> 34:44.625
‫کتک خوردن و آب‌پاشی با شلنگ

34:45.583 --> 34:46.958
‫ریختن آب دماغ توی غذا

34:47.041 --> 34:49.916
‫یه هفته سلول انفرادی بدون پتو

34:50.000 --> 34:51.625
‫ولی تصمیم گرفتی دزدکی وارد شی

34:52.541 --> 34:54.041
‫نامه‌هام به دستِ مامانم نمی‌رسید

34:55.958 --> 34:58.333
‫عجب بهانه‌ی احمقانه‌ای.
‫چطوری وارد شدی؟

34:59.000 --> 35:00.041
‫با گروه سرود

35:00.125 --> 35:03.166
‫رفتم توی ون‌شون و
‫به همه گفتم همراه گروه سرودم

35:07.125 --> 35:10.666
‫خب... قراره باهام چیکار کنید؟

35:10.750 --> 35:14.041
‫- راستش رو بخوای، هنوز تصمیم نگرفتیم
‫- خب، می‌تونید بذارید برم

35:14.125 --> 35:16.958
‫- آره، تو هم می‌تونی ما رو لو بدی
‫- قانون زندانی‌هاست

35:17.041 --> 35:19.166
‫رفقا همدیگه رو نمی‌فروشن

35:19.250 --> 35:21.041
‫آره ولی تو رفیق ما نیستی

35:21.125 --> 35:24.958
‫در واقع، تنها دلیلی که گرفتیمت
‫این بود که صاف افتادی رومون

35:25.708 --> 35:27.625
‫واقعاً اسلیم هالیدی رو می‌شناختی؟

35:28.625 --> 35:30.541
‫آره. تو چی؟

35:30.625 --> 35:33.000
‫راستش آره.
‫حیف که شنیدم فوت کرده.

35:33.958 --> 35:36.500
‫اون حرکتی هم که زدی مخصوص هالیدی بود

35:36.583 --> 35:37.625
‫نقشه همین بود

35:37.708 --> 35:40.625
‫- نقشه‌ات واسه وقتی که گیر افتادی چی بود؟
‫- شاید یه معامله‌ای بکنم

35:40.708 --> 35:44.583
‫شما بذارید برم، من هم چیزی نگم،
‫مامانم بتونه ملاقاتی داشته باشه؟

35:44.666 --> 35:46.833
‫بچه کونی، تو در موقعیتی نیستی
‫که معامله کنی

35:46.916 --> 35:47.916
‫کافیه

35:48.875 --> 35:49.875
‫کریسمسـه

35:51.833 --> 35:55.041
‫بذار با برنی حرف بزنم.
‫ببینیم چطور میشه.

36:03.500 --> 36:07.250
‫«شش هفته بعد»

36:09.750 --> 36:12.291
‫داشتم توی کتاب روان‌شناسیم می‌خوندم که

36:12.375 --> 36:15.375
‫احتمالش زیاده عاشق افراد آشنا بشی

36:15.458 --> 36:19.375
‫پس، هرچقدر بیشتر اطراف کسی باشی،
‫بیشتر احتمال داره تصورشون کنی

36:19.458 --> 36:20.458
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

36:21.041 --> 36:22.833
‫برای من معمولاً برعکسـه

36:24.500 --> 36:27.833
‫فرانکی بل، ملاقاتی داری

36:35.166 --> 36:36.166
‫میز 9

36:41.791 --> 36:42.916
‫سلام تدی

36:43.625 --> 36:44.625
‫فرانکی

36:45.541 --> 36:47.625
‫خوب به نظر میای. لباس جدیده؟

36:47.708 --> 36:49.625
‫این کهنه رو میگی؟

36:49.708 --> 36:52.125
‫تو گونی هم بپوشی بهت میاد

36:52.916 --> 36:54.625
‫حس گونی که داره الحق

36:55.125 --> 36:58.041
‫چطوره یه چیز خوب برات
‫بگیرم که زیرش بپوشی؟

37:06.750 --> 37:08.041
‫بابت لایل متأسفم

37:11.583 --> 37:13.791
‫کاری از دستت برنمی‌اومد، تدی

37:13.875 --> 37:17.375
‫می‌تونستم بیشتر مقاومت کنم،
‫یا کلاً یه مقاومتی نشون بدم

37:19.958 --> 37:22.916
‫ولی نمی‌خواستم یه تار مو
‫از سرت کم شه، می‌دونی؟

37:25.333 --> 37:26.833
‫دیگه همه‌اش گذشته

37:28.291 --> 37:30.916
‫خیلی لطف کردی اومدی ملاقات، تدی

37:31.000 --> 37:33.120
‫همیشه بهت علاقه داشتم، فرانکی

37:36.250 --> 37:39.541
‫خب، اگه کاری ازم برمیاد که
‫اینجا شرایطتت بهتر بشه

37:39.625 --> 37:40.708
‫بهم بگو

37:40.791 --> 37:42.208
‫گمونم همینطوری ردیفم

37:42.291 --> 37:45.208
‫می‌تونی هر از گاهی به پسرها سر بزنی

37:45.916 --> 37:47.583
‫آره. آره، آره.

37:47.666 --> 37:50.791
‫آره خب، قبلاً یه چند باری سر زدم راستش

37:50.875 --> 37:51.875
‫ولی نبودن

37:51.958 --> 37:54.750
‫ولی دوباره میرم،
‫وقتی اون اطراف باشم

37:57.666 --> 37:59.041
‫تو آدم خوبی هستی، تدی

38:05.750 --> 38:08.166
‫ولی بهشون نگو اومدم ملاقاتت

38:08.666 --> 38:12.583
‫فقط نمی‌خوام فکر کنن که من...

38:12.666 --> 38:14.208
‫پامو از گلیمم درازتر کردم یا...

38:14.291 --> 38:16.041
‫- همچین کاری نکردی
‫- نه؟

38:16.125 --> 38:19.333
‫نه، همیشه دیدنِ یه چهره‌ی آشنا
‫حال آدمو جا میاره

38:22.666 --> 38:24.416
‫من هم خوشحالم می‌بینمت، فرانکی

38:25.958 --> 38:28.158
‫- میز 9، لمس کردن ممنوعـه
‫- لمس نکردیم

38:30.583 --> 38:33.250
‫همدیگه رو لمس نکردیم لعنتی.
‫دیدی همچین کاری کنیم؟

38:40.166 --> 38:41.250
‫اون چشه؟

38:41.333 --> 38:43.541
‫نکنه پریودی چیزیـه؟

38:47.291 --> 38:48.833
‫خب، من...

38:48.916 --> 38:50.000
‫باز برمی‌گردم، خب؟

38:51.416 --> 38:54.625
‫- ممنون، تدی
‫- خواهش

39:07.291 --> 39:09.875
‫صاحب شهربازی فان‌ورلد داستین ونگـه

39:09.958 --> 39:12.541
‫شایعه شده از سیدنی موادش رو قاچاق می‌کنه

39:12.625 --> 39:16.583
‫مظنون اصلی، پسر قاچاقچی
‫محلی «بیک دنگ»ـه

39:16.666 --> 39:19.833
‫که اخیراً به خاطر بیماری از
‫تجارت هروئین کشیده کنار

39:19.916 --> 39:22.208
‫ظاهراً اختلاف بین این دو باند

39:22.291 --> 39:24.000
‫داره جدی میشه

39:24.083 --> 39:26.416
‫اگه به جنگ علنی تبدیل بشه،
‫گمونم داستین ونگ

39:26.500 --> 39:29.458
‫بالاخره به خاطر جنایات گذشته‌اش محاکمه بشه

39:29.541 --> 39:31.291
‫مثل این یکی، شاید

39:31.875 --> 39:34.875
‫خب، به شرطی کسی زنده بمونه که
‫شهادت بده

39:36.458 --> 39:39.916
‫و هیچ سرکرده‌ی دیگه‌ای نیست که
‫ازش خبر نداشته باشیم

39:41.041 --> 39:44.458
‫و جفری، وقتی گفتم کمتر قید به کار ببر،
‫منظورم این نبود که صفت بیشتر استفاده کن

39:44.541 --> 39:47.083
‫یالا جماعت! ساعت چهاره

39:49.791 --> 39:50.958
‫الکس عزیز

39:51.041 --> 39:53.833
‫مامان مواد رو ترک کرده و
‫الان حالش خیلی بهتره

39:54.500 --> 39:56.541
‫من و گاس به فکر شغل نیمه‌وقت هستیم

39:56.625 --> 40:00.458
‫تا واسه یه خونه‌ی خوب پس‌انداز کنیم
‫که وقتی مامان آزاد شد کوچ کنیم اونجا

40:04.666 --> 40:07.250
‫فکر کردیم بهتره یه بار دیگه
‫یه نگاهی به خونه‌ی لایل بندازیم

40:07.333 --> 40:10.541
‫تا ببینیم چیزی برای فروختن هست یا نه،
‫اگه متوجه منظورم بشی

41:37.708 --> 41:39.333
‫بیا اینجا کمکم کن

41:46.791 --> 41:48.333
‫نظرت درمورد این چیه؟

41:50.041 --> 41:51.041
‫مطمئن نیستم

41:55.208 --> 41:56.333
‫وایسا، گاس، اینو نگاه

41:57.958 --> 42:00.416
‫کیو، اِس

42:00.500 --> 42:03.125
‫اِل، جی

42:05.583 --> 42:07.125
‫چی داره بهش میگه؟

42:15.208 --> 42:16.208
‫وایسا

42:29.666 --> 42:31.458
‫یا خدا، بتمن

42:58.833 --> 42:59.833
‫همین بود

43:00.458 --> 43:01.458
‫هورا!

43:05.708 --> 43:07.000
‫وای خدا

43:24.791 --> 43:27.809
‫- به نظرت چقدر می‌ارزن؟
‫- همه‌اش؟ یه چند صد هزار تا

43:27.833 --> 43:29.500
‫میگی باهاش چیکار کنیم؟

43:30.250 --> 43:32.625
‫معلومه، بفروشیمش. به درن دنگ.

43:33.500 --> 43:34.750
‫برای مامان یه خونه بخریم

43:34.833 --> 43:37.750
‫من میگم چالش کنیم. تا مامان
‫از زندان در بیاد چهار سال وقت داریم

43:37.833 --> 43:40.791
‫آره، ولی به نظرت تا اون موقع درن باشه؟

43:40.875 --> 43:43.000
‫اینطوری که داره پیش میره،
‫مطمئن نیستم اون همه زنده بمونه

43:43.083 --> 43:44.875
‫من هم می‌تونم همین رو درمورد خودت بگم

43:46.333 --> 43:48.083
‫چیزی می‌دونی که من خبر ندارم؟

43:48.958 --> 43:52.541
‫خیلی چیزا می‌دونم که تو خبر نداری،
‫ولی فقط جزئیات رو می‌بینم

43:53.250 --> 43:54.250
‫مثل چی؟

43:55.083 --> 43:56.000
‫بهم بگو

44:03.250 --> 44:04.875
‫پسرا؟ وقت شامـه

44:24.208 --> 44:26.666
‫- چی می‌خوای؟
‫- سلام، من ایلای بل هستم

44:27.541 --> 44:28.750
‫من...

44:28.833 --> 44:30.708
‫از دوستای مدرسه قدیمی درن هستم

44:31.291 --> 44:34.541
‫بعلاوه یه مقدار جنس آوردم که
‫شاید بهش علاقه داشته باشه

44:36.666 --> 44:40.166
‫این پسره با جنس اومده.
‫میگه توی مدرسه باهم بودید.

44:40.750 --> 44:41.750
‫خوش اومدی

44:46.291 --> 44:48.833
‫نه، تابحال ندیدمش

44:48.916 --> 44:50.041
‫چی میگی، درن؟

44:54.708 --> 44:56.250
‫من کیفش رو بررسی می‌کنم، رئیس

45:04.041 --> 45:05.125
‫واقعاً کی هستی؟

45:05.208 --> 45:07.041
‫منم. تینکر بل

45:10.250 --> 45:12.291
‫گمونم جاسوس بی‌تی‌کِی‌ـه

45:13.625 --> 45:16.958
‫- قطعاً از 5تی نیستی
‫- درن، من اصلاً نمی‌دونم 5تی چیه

45:18.500 --> 45:19.625
‫من 5تی‌ام

45:21.875 --> 45:22.958
‫این 5تی‌ـه

45:28.083 --> 45:31.416
‫عشق، پول، زندان، گناه، انتقام

45:35.250 --> 45:38.166
‫می‌خوای ملحق شی؟
‫تتوکار مخصوص خودمون رو داریم

45:41.583 --> 45:42.750
‫میشه بهش فکر کنم؟

45:44.916 --> 45:46.250
‫این پخمه کیه؟

45:46.333 --> 45:47.791
‫اصلاً احترام حالیش نیست

45:59.083 --> 46:01.958
‫همون تینکِ سابق. ریدی به خودت؟

46:03.208 --> 46:05.000
‫آره

46:12.541 --> 46:15.250
‫خب، بابت جنس چقدر می‌خوای؟

46:15.333 --> 46:16.833
‫جنس مرغوبیـه

46:17.541 --> 46:19.958
‫حتماً ارزشش با گذر زمان بیشتر شده

46:21.333 --> 46:22.541
‫چه غلطا...؟

46:25.000 --> 46:27.000
‫داستین ونگ و آدماش توی حیاطن

46:27.041 --> 46:28.250
‫چرا گذاشتی بیان داخل؟

46:28.333 --> 46:30.166
‫با ماشینش زد به دروازه‌ی جلویی

46:30.250 --> 46:31.708
‫گفت می‌خواد خونه‌ات رو آتیش بزنه

46:31.791 --> 46:33.625
‫- اسلحه دارن
‫- تکون بخورید

46:33.708 --> 46:37.083
‫بهت گفتم آتیش زدن شهربازی فکر خوبی نیست

46:38.125 --> 46:40.085
‫همه رو بذار توی گاوصندوق

46:44.625 --> 46:46.583
‫- این چیه؟
‫- پنجاه هزار تا، می‌خوای بخواه نمی‌خوای نخواه

46:46.666 --> 46:49.500
‫- وایسا، هنوز مذاکره تموم نشده
‫- چرا، شده

46:49.583 --> 46:52.208
‫این کونده‌های سیدنی می‌خوان
‫بازار ما رو دستشون بگیرن

46:55.291 --> 46:56.708
‫چی رو نگاه می‌کنی؟

46:58.291 --> 46:59.416
‫قمه می‌خوای؟

46:59.500 --> 47:01.375
‫چی؟ نه بابا لامصب

47:03.125 --> 47:04.125
‫هر طور راحتی

47:04.625 --> 47:08.708
‫بُکشیم!

47:24.791 --> 47:25.916
‫حصارم رو خراب کردی

47:26.000 --> 47:29.625
‫این تازه شروع مشکلاتتـه.
‫بعد اینکه خونه‌ات رو خاکستر کردیم،

47:29.708 --> 47:32.333
‫کیرت رو می‌بُرم و می‌کنمش توی کونت

47:32.416 --> 47:33.916
‫گمونم بهتره من برگردم داخل

47:34.000 --> 47:36.416
‫چه تهدید خلاقانه‌ای

47:36.500 --> 47:40.083
‫اگه ماشین کیریت رو جابجا نکنی،
‫عکس صورتت رو روی خایه‌هات تتو می‌کنم

47:40.166 --> 47:42.458
‫و می‌فرستم برای مامانت تا باهاش بازی کنه

47:46.041 --> 47:48.601
‫- همه رو بکشید!
‫- وایستید، وایستید!

47:48.666 --> 47:51.333
‫ببینید، می‌دونم هیچ کدوم‌تون منو نمی‌شناسید
‫و من هم شما رو نمی‌شناسم

47:52.500 --> 47:55.333
‫ولی واقعاً فکر می‌کنم توی همچین موقعیتی

47:55.416 --> 47:57.583
‫یه زاویه‌ی دیدِ متفاوت واقعاً می‌تونه کمک کنه

47:58.125 --> 47:59.291
‫سر به سرم می‌ذاری کیری؟

47:59.375 --> 48:02.583
‫پدربزرگ مادربزرگِ ناپدریم
‫پناهنده‌های جنگ جهانی دوم بودن

48:04.291 --> 48:07.916
‫خیلی‌ها از جنگ فرار کردن و اومدن «دارا»

48:08.000 --> 48:10.625
‫شاید والدین‌تون همین قصه رو براتون بگن

48:10.708 --> 48:12.833
‫حقیقتش اینجا همگی خارجی هستیم

48:12.916 --> 48:15.208
‫ولی مطمئنم الان همه‌مون
‫اینجا رو خونه حساب می‌کنیم

48:15.291 --> 48:17.250
‫پس چرا نتونیم اسلحه‌هامون رو زمین بذاریم و

48:17.333 --> 48:20.166
‫مثل خانواده یا همسایه
‫مسئله رو حل کنیم

48:20.250 --> 48:23.500
‫توی حیاط بشینیم آبجو بخوریم و گپ بزنیم؟

48:27.541 --> 48:29.875
‫خب، اولین کسی که
‫دست دوستی دراز می‌کنه کیه؟

48:34.500 --> 48:35.875
‫همه‌شونو بُکشید!

48:35.958 --> 48:37.208
‫وای خدا!

48:52.291 --> 48:53.291
‫وای!

49:56.083 --> 49:57.083
‫ایلای؟

50:05.333 --> 50:07.000
‫بگو که سس کچاپـه

50:08.000 --> 50:10.333
‫نه، راستش این دفعه خونـه

50:11.291 --> 50:13.708
‫یا خدا، ایلای، چی شد؟

50:15.416 --> 50:17.833
‫نگاه کن. توی کیف

50:27.083 --> 50:30.875
‫پنجاه هزار تا نقد.
‫سرمایه واسه خونه‌ی مامان.

50:33.875 --> 50:35.333
‫موفق شدیم

51:01.083 --> 51:02.083
‫مامانِ عزیزم

51:02.166 --> 51:04.416
‫حق با گاس بود

51:05.083 --> 51:07.583
‫همه چی همونطوری که گفته بود جواب داد

51:07.666 --> 51:11.333
‫یه مقدار از وسایل قدیمی لایل رو
‫پیدا کردیم و فروختیم‌شون

51:11.416 --> 51:12.750
‫و پدر داره آشپزی یاد می‌گیره

51:12.833 --> 51:15.291
‫بوی خوبش رو حس می‌کنید؟

51:22.791 --> 51:25.833
‫فقط 1381 شب دیگه

51:25.916 --> 51:28.083
‫میشه درست مثل قدیما

51:28.166 --> 51:29.625
‫حتی بهتر، قول میدم

51:43.041 --> 51:44.333
‫بو رو حس می‌کنید؟

51:45.000 --> 51:47.250
‫باید اینو ببینید

51:47.333 --> 51:48.958
‫وای لعنتی! وای کیری!

51:49.041 --> 51:50.250
‫لعنتی!

51:50.791 --> 51:52.083
‫تو خوبی، بابا؟

51:53.583 --> 51:55.041
‫آره، خوبم

51:55.541 --> 51:58.625
‫پیتزا به گا رفت.
‫ولی گمونم هنوز مزه‌اش خوب باشه.

52:00.041 --> 52:01.583
‫واسه همین سگ لازم داریم

52:05.000 --> 52:15.000
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

52:30.708 --> 52:32.375
‫4 تا کریسمس رد کنی آزاد شده

52:33.041 --> 52:34.208
‫اون موقع 17 سالم میشه
